<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های اهوبر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_38811774</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 17:51:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2996632/avatar/obykhz.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>اهوبر</title>
            <link>https://virgool.io/@m_38811774</link>
        </image>

                    <item>
                <title>(:</title>
                <link>https://virgool.io/space-time/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-s2i72wowuiag</link>
                <description>ماه زیباست! اما با نقص هاش زیباست...- سیاههر چیزی با نقص هایش زیباست... حتی تو! و تو با نقص هایی که داری زیبا هستی!اتیش هم گرم می کنه, هم می سوزونه!- سیاههمه اخلاق های مختلفی دارن... یه سری از اخلاق هاشون بده و یه سری هاشون هم خوب! عین اتیش!</description>
                <category>اهوبر</category>
                <author>اهوبر</author>
                <pubDate>Fri, 05 Jan 2024 16:18:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشته های یک هیولای زیر تخت</title>
                <link>https://virgool.io/space-time/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%AE%D8%AA-iy0exlxqylfy</link>
                <description>باشه...دوباره نشد...فیو خیلی زحمت کشیده بود تا لباس و مو و... رو درست و مرتب کنه اما... نشد!خب میدونم باز هم قراره تحقیر بشم... قراره تحقیر بشم توی دنیای هیولاها...نمیدونم کسی این نوشته ها رو خواهد خواند یا نه... نمیدونم کسی حس من رو داشته یا نه...                          نمیدونم...فیو گفت:《دوباره؟!》 -اره...+اینجوری که نمیشه! هالووین نشد! تولد نشد! کریسمس هم که نشد! خب اینجوری هیچوقت نمیشه! مگر اینکه...-مگر اینکه چی؟!+مگر اینکه خودم به هیو بگم!-فیو حالت خوبه؟!+بهتر از این نبودم! فعلا!-نه نرو!دنیای هیولاها، کوچه ی اژدها۵ ژانویه ۲۰۲۴این عکس هیچ ربطی به داستان ندارد.</description>
                <category>اهوبر</category>
                <author>اهوبر</author>
                <pubDate>Fri, 05 Jan 2024 15:38:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشته های یک هیولای زیر تخت</title>
                <link>https://virgool.io/space-time/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%AE%D8%AA-ziiye1ytb1ph</link>
                <description>وقتش فرا رسیده...وقتشه که خودم رو به هیو نشون بدم... نمی دونم پاپیون یا کراوات به خودم بزنم و نشون بدم؟! فکر کنم پاپیون قشنگ تر باشه. فردا تولد 12 سالگی هیو هستش و به همین مناسبت مهم من میخوام از خودم رونمایی کنم. من برای اینکه کاملا اماده باشم, از تنها و بهترین دوستم کمک میگیرم. یعنی:فیوفیو خیلی کوچیکه و خیلی بانمکه. فیو یه هیولای ناز و بی ازاره. فیو قراره من رو آماده کنه. البته همیشه از روی کمر من بالا میره و روی شونه ام میشینه.خیلی هیجان دارم! فردا هیو تولدشو جشن میگیره و تازه من میخوام خودم رو بهش نشون بدم که کریسمس که نزدیکه رو هم با همدیگه جشن بگیریم...فیو به من یه کت و شلوار داده و موهای شلخته و درهم برهم من رو مرتب کرده. اما به نظرم زیاده روی کرده.راستش اول میخواستم خودم رو توی هالووین به هیو نشون بدم که فهمیدم که من در مقابل اون شکلات ها و آب‌نبات ها مقاومت نمی کنم، که نکردم و تموم شکلات ها رو خوردم...اما این دفعه فرق داره! من آمادگی کامل رو دارم و آماده ی خدمت... عه نه ببخشید اشتباه شد. و آماده هستم که از خودم رونمایی کنم!۱۸ دسامبر ۲۰۲۳لندن انگلستاناین عکس هیچ ربطی به داستان ندارد.</description>
                <category>اهوبر</category>
                <author>اهوبر</author>
                <pubDate>Tue, 19 Dec 2023 00:52:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشته های یک هیولای زیر تخت</title>
                <link>https://virgool.io/space-time/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%AE%D8%AA-gonshywtuvad</link>
                <description>من هیولای زیر تخت هستم. اسمم هم هیل هستش. راستش من خیلی تنهام و صاحب تخت هم از وجودم بی خبره!خب تقصیر اون نیست، تقصیر منه چون جرئت نداشتم باهاش حرف بزنم. درسته هیولا هستم، اما اون هیولای خوفناک و ترسناکی که شما فکر می کنید نیستم. توی جهان هیولا ها همه مسخرم می کنن چون من دل و جرئت ندارم....صاحب تخت یه دختر ۱۱ ساله هستش. اون پیژامه ی گل گلی میپوشه و من دوست دارمش. اسمش هم هیو هستش. اوه اوه... هیو داره میاد بخوابه فعلا...۶ دسامبر ۲۰۲۳لندن انگلستان</description>
                <category>اهوبر</category>
                <author>اهوبر</author>
                <pubDate>Sat, 09 Dec 2023 22:46:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشته های یک هیولای زیر تخت</title>
                <link>https://virgool.io/space-time/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%84%D8%A7-%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%AE%D8%AA-n83mubjaniti</link>
                <description>امروز هم مثل روز های دیگه است...خسته کننده...بعضی انسان ها ما رو درک نمی کنن... هیچوقت به هیولا ها شانس ندادن که ببینن ما چطوری هستیم... زمانی که بچه ها خودشونو توی پتو جا میدن و قلبشون تند تند میزنه.اکثر بچه ها این جوری هستن اما هیو فرق داره. اون رو دیوار های اتاقش عکس هیولا ها رو میکشه و میزنه! حتی آرزو می کرد که یه هیولای زیر تخت داشته باشه! اما من نمی تونستم خودمو نشون بدم چون می ترسیدم... می ترسیدم که به مامان و باباش بگه یا یه کاری کنه.....‌.انسان ها میگن:هیولا عجیب الخلقه هستن و کارشون ترسوندن بقیه است!این غلط ترین حرف ممکنه! به کسایی که این رد میگن باید جایزه بهترین دروغگوی سال رو داد!خب ما هیولا ها هم احساس داریم دیگه! هیو با پیژامه ی گل گلی داره میاد بخوابه. فعلا...۷ دسامبر ۲۰۲۳لندن انگلستاناین عکس هیچ ربطی به داستان ندارد.</description>
                <category>اهوبر</category>
                <author>اهوبر</author>
                <pubDate>Thu, 07 Dec 2023 17:43:17 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>