<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حانیه زُهراب</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_39186196</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 08:54:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>حانیه زُهراب</title>
            <link>https://virgool.io/@m_39186196</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هنرجنگ(دانشگاه سوهانک)استاد علی اکبر حسنوند</title>
                <link>https://virgool.io/@m_39186196/%D9%87%D9%86%D8%B1%D8%AC%D9%86%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%87%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D9%86%D9%88%D9%86%D8%AF-gpexnh6fm2ms</link>
                <description>》ارزیابی ماجرای نیمروز و رد خون》در «ماجرای نیمروز» کاراکترها را از زمان ورود منافقین به فاز مسلحانه تا هدف قرار دادن خانه تیمی اصلی منافقین در زعفرانیه و کشته شدن موسی خیابانی پیش برده و پرورش داده و نزد تماشاگر نسبت به آنها سمپاتی به وجود آورده است. مهدویان با پیش فرض اینکه تماشاگر «ماجرای نیمروز 2: رد خون» قسمت اول را دیده، تلاش چندانی برای پرورش کاراکترها به جز تکرار چند دیالوگ نظیر «من موسی خیابانی را زده‌ام» به کار نمی‌برد.همان گروه اطلاعاتی این بار قرار است با ورود به یک عملیات نظامی، عناصر اصلی منافقین را دستگیر کند یا از پای درآورد و در این میان، همچون یک قسمت اول یک رابطه عاطفی نیز تعریف می‌شود که این بار به مراتب قوی‌تر از قسمت اول است؛ به حدی که اساساً حضور این تیم اطلاعاتی در عملیات مرصاد تحت الشعاع این رابطه قرار می‌گیرد و سرنوشت تلخی را پیش روی آنهایی قرار می‌دهد.اشاره‌ای واضح به کاراکترهایی که در پی رد خون‌های ریخته شده توسط منافقین و شناسایی آنها هستند. قرار است در خاک عراق به منافقین ضربه زده شود و این مجدداً «کمال» با بازی هادی حجازی فر برای این عملیات که در نهایت فرجام مورد انتظار را ندارد، در نظر گرفته می‌شود اما ماجرا پیچیده‌تر از اینها شده و «کمال» خود به «سوژه» تبدیل می‌شود.این حال مشکل صرفاً در فیلمنامه خاص می‌شود؟ قطعاً چنین نیست و بخش بخش این فیلم به مراتب عقب‌تر از قسمت نخست آن است؛ انگار کارگردان دکوپاژ بلد نیست یا مسأله دیگری در میان است!کارگردان به دنبال خلق قهرمان و ضدقهرمان بود اما واقعیت آن است که در این زمینه موفق عمل نکرده است.این فیلم سوای رویکرد مضمونی و ساختاری که شاید تدبیر کارگردان برای آشنازدایی از منافقین با اقداماتی نظیر نکشتن کودکان در حمله به شهرها بوده، اساساً ربطی به قسمت نخست ندارد. روابط عاطفی یک داستان فرعی در ماجرای نیمروز نخست و در حاشیه یک داستانی پلیسی-جاسوسی است اما در ماجرای نیمروز 2، رویارویی‌های جاسوسی و نظامی بستر پرداختن به بزنگاه‌های احساسی و عاطفی است و کارگردان تمرکز کمتری در طراحی فضای جنگی داشته است.در نهایت تنها نقطه قوت قابل اتکاء که نباید از کنار آن گذشت، بازی جواد عزتی است که همچون قسمت اول سخت و غیرقابل نفوذ نشان می‌دهد و وظیفه را قربانی احساسات نمی‌کند</description>
                <category>حانیه زُهراب</category>
                <author>حانیه زُهراب</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jun 2023 12:49:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر جنگ (دانشگاه سوهانک) استاد علی اکبر حسنوند</title>
                <link>https://virgool.io/@m_39186196/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%87%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D9%86%D9%88%D9%86%D8%AF-pa1oyv3tv9bh</link>
                <description>《ماجرای نیمروز:ردخون》ادامه‌ی یک فیلم جنجالی؛ این توصیفی دقیق و البته ژورنالیستی از فیلم است: «ماجرای نیمروز» فیلمی بود درباره‌ی یک برهه‌ی حساس در تاریخ ایران و البته تاریخ انقلاب اسلامی. اثری درباره‌ی تبدیل شدنِ یک گروه سیاسی و شبه‌نظامی از قالب اپوزیسیون قانونی به گروهکی تروریست و غیرقانونی.اینکه به جای یک قهرمان فردی، با یک تیم روبه‌رو بودیم، بیشتر صحنه‌های درگیری و جدال حذف شده بود و تأثیرِ خشونتِ یک طرف مقدمه‌ی نبردی تمام‌عیار می‌شد. اجرای مهدویان، با دوربین ناآرام، لنز‌های تله و رنگ‌های خاکستری و مرده، فضای فیلم را سرد کرده بود. مهدویان تلاش کرد کل فیلم را شبیه یک گزارش مستند روایت کند.مهدویان دوباره سراغ همان تیم امنیتی «ماجرای نیمروز» رفت که قبل‌تر یک مأموریت مهم، برخورد با موسی خیابانی، نفر دوم سازمان مجاهدین خلق (منافقین) را به سرانجام رسانده بود. «ماجرای نیمروز: رد خون» تفاوت‌های عمده‌ای با «ماجرای نیمروز» دارد: اول اینکه هفت سال از آن واقعه گذشته، برخی از اعضای گروه شهید شده‌اند و برخی دیگر، جزئی از آن تیم اطلاعاتی و عملیاتی نیستند. حالا در آستانه‌ی آتش‌بس بین ایران و عراق، برخی اعضای اطلاعاتی درگیر کار‌های سیاسی شده‌اند. این گروه، اعضای تازه‌ای دارد با قصه‌های جدید که این‌بار قرار است دقیق‌تر با آن مواجه شویم. دوم اینکه بر‌خلاف فیلم اول، دنباله‌ی «ماجرای نیمروز» متمرکز روی یک طرف درگیری نیست و دوربین را به جبهه‌ی دیگر هم می‌برد. شاید دلیل آن خود قصه‌ی فیلم است: «ماجرای نیمروز: رد خون» به عملیات مرصاد می‌پردازد، عملیاتی که منافقان به آن «فروغ جاویدان» می‌گفتند و بعد از آتش‌بس شروع شد. فیلم گروه اطلاعاتی و عملیاتی را وارد این معرکه می‌کند.اگر یادتان باشد در فیلم اول، یک قصه‌ی عاشقانه‌ی کمرنگ هم در پس پشت ماجرا دیده می‌شد، قصه‌ی عشق یک مأمور به دختری که به سازمان پیوسته بود و مأمور انتظار داشت که او «برگردد» و اصلاح شود. این‌بار همچنین قصه‌ای هست، اما نه به آن اندازه خفیف و کمرنگ. در «ماجرای نیمروز: رد خون» دو داستان اصلی کنار هم جلو می‌روند و تماشاگر را در دو سطح درگیر می‌کنند. اما وقتی دوربین به آن طرف درگیری هم اشاره می‌کند ناچار است که شخصیت‌ها را هم معرفی کند. اینکه فیلم دنباله‌ی فیلم اول است به او کمک کرده تا از برخی شخصیت‌های آن قصه کمک بگیرد. مثلا عباس زریباف که در قسمت اول از تله‌ی مأموران گریخت، در این فیلم سروکله‌اش پیدا می‌شود و نقش مهمی در داستان دارد.  به دلیل تفاوت‌های دراماتیک این فیلم با اثر قبلی، این‌بار برخی شخصیت‌ها پررنگ‌تر شده‌اند و نشانه‌هایی از بروز قهرمان فردی هم در آن به چشم می‌خورد. پس قهرمان و ضدقهرمانن مقابل هم قرار می‌گیرند.این فیلم به تاریخ وفادار نیست‌.فیلم جواب برخی سؤالات را نمی‌دهد، سرنوشت برخی شخصیت‌های واقعی را کامل دنبال نمی‌کند، از برخی آدم‌های واقعی می‌گذرد و به برخی روایت‌های مشهور بی‌توجه می‌ماند. بپذیرید که با «مستند» طرف نیستید و «قصه» و چارچوب دراماتیک و حتی احساسی آن است که انحراف از واقعیت را توجیه می‌کند؛ بنابراین این فیلم ، تمام‌وکمال «واقعی» و «دقیق» و «مستند» نیست اگرچه کم‌وبیش بیشتر روایت‌های پذیرفته‌شده درباره‌ی مرصاد را در خود دارد. این گذر از واقعیت البته یک ویژگی مهم است، چون فیلم «دروغ» نمی‌گوید و با روشی که برای جواب ندادن به سؤال‌ها طرح می‌کند، می‌تواند از مهلکه‌ی «صداقت» هم عبور کند. پس «ماجرای نیمروز: رد خون» داستانی است درباره‌ی یک گروه اطلاعاتی-امنیتی که درگیر مبارزه‌ی گسترده‌تری با منافقین می‌شوند، اما این درگیری در سطوح شخصی و حرفه‌ای ادامه پیدا می‌کند.</description>
                <category>حانیه زُهراب</category>
                <author>حانیه زُهراب</author>
                <pubDate>Wed, 14 Jun 2023 23:34:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر جنگ (دانشگاه سوهانک) استاد علی اکبل حسنوند</title>
                <link>https://virgool.io/@m_39186196/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%87%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D9%84-%D8%AD%D8%B3%D9%86%D9%88%D9%86%D8%AF-oyghfjrqebl2</link>
                <description>《ماجرای نیمروز》نام فیلم ماجرای نیمروز است. فیلم از همان ابتدا مدعای روایت تاریخ را دارد و البته میگوید که برخی نام‌ها را تغییر داده است. اما واقعیت اینجاست که این فیلم در سه محور تاریخ، تحلیل و تصویر تحریف‌های آشکاری دارد و هدف فیلم، سوژه‌ای برای امروز است و در واقع فیلمی است به بهانه دیروز اما برای امروز.تاریخ تحریف تاریخی در فیلم از همان ثانیه های اول و تایپ متن شروع می شود. سازمان مجاهدین خلق از همان اولش با نظام حاکم شده پس از انقلاب مخالف بود. آنها به قانون اساسی رای ندادند. بعد متن می گوید که از مقطع سی خرداد این مخالفت علنی شد. در حالی که مخالفت علنی بود. اما فاز، مسلحانه نبود.استفاده از جلوه های ویژه هوای راش های گرفته شده دهه شصت را تداعی می کندکارگردانی و میزانسن و طراحی صحنه و گریم و فیلمبرداری و … همه دست به دست هم می دهند تا نتیجه کار در راستای آنچه که هدف گذاری شده پیش برود و چه مقهور کننده بیننده را همراه می سازد . مسلما اگر این داستان با شیوه های معمول و کلاسیک ساخته می شد آنچنان دیدنی نمی شد ولی همین که با این شیوه جذابیت بصری خاصی به فیلم می دهند دستاورد بزرگی است.</description>
                <category>حانیه زُهراب</category>
                <author>حانیه زُهراب</author>
                <pubDate>Wed, 14 Jun 2023 23:31:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر جنگ(دانشگاه سوهانک) استاد علی اکبر حسنوند</title>
                <link>https://virgool.io/@m_39186196/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%87%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D9%86%D9%88%D9%86%D8%AF-e6rbtozsvklb</link>
                <description>《از کرخه تا راین》فیلم از کرخه تا راین اولین اثر جدی ملودرام درباره جنگ در سینما است که بعدا آثاری به این زمینه کم کار اضافه شدند. قبل از این فیلم، فضای فیلم‌های جنگی بیشتر یا در حدود حوادث اکشن مثل انفجارها و تیراندازی‌ها تمرکز داشت و یا دنباله ارتباطات عقیدتی و ایدئولوژیک معمول در دفاع مقدس قرار داشت. در این فیلم، برای اولین بارغلبه زمینه محور داستان با عواطف آدم‌های آن بود. نکته‌ای مثل دغدغه بینایی و یا نابینایی قهرمان قصه.«از كرخه تا راین» با پرواز و پلاك آغاز می‌شود و با همین دو مؤلفه به پایان می‌رسد. با كنار زدن این شروع و پایان، نوبت شهادت می‌رسد. در ابتدا یكی از مجروحان شیمیایی در هواپیما جان می‌دهد و در پایان، سعید - قهرمانانه- از پای درمی‌آید و با كمی جلوتر آمدن، مصاحبه گزارشگران آلمانی را می‌بینیم، كه - تقریباً - با همان فاصله زمانی نسبت به پایان فیلم وجود دارد. این‌ها همگی دایره بسته‌ای را پدید می‌آورد كه آدم‌های بعدی‌ای را هم به دنیا فرامی‌خواند و تسلسل و تكراری می‌آفریند كه - دنیای - «از كرخه تا راین» را ابدی می‌سازد.هنگامی كه چنین دنیایی ابدی باشد، مرگ و زندگی دو چیز متضاد نیست و هر یك در ادامه دیگری می‌آید و می‌رود. در این دنیا، «مرگ پایان كبوتر نیست» و نوعی پرواز است. در «از كرخه تا راین»، اولین پرواز، با پرواز «مهاجر» و پرواز هواپیما پیوند می‌خورد و با صدای ناله و با لكه‌های خون پای سعید، به دومین پرواز می رسیم. فضای این پرواز به قدری همدلانه است كه همرزمان «می‌خواهند یار سفر كرده‌شان را بخورند». سومین پرواز هم كه با محو شدن تصویر سعید با بخار دهان لیلا آغاز می‌شود و با مرور آخرین خاطره پایداری او ‌به پرواز هواپیما و پلاك به جای مانده در دستان یوناس ختم می‌شود.در این میان حتی امور دنیوی هم در راستای اهداف مورد نظر حاتمی‌كیا قرار می‌گیرد. دستگاه اسكن، به یك تونل زمانی بدل می‌شود كه سعید را به گذشته می برد و او را به خاطراتش پیوند می‌زند، و اتاق ایزوله چارچوبی می‌شود تا مانع رسیدن سعید به فاطمه و یادگار خود باشد؛ تا سعید در مقابل حضور با صلابت همسرش ذره ذره از پای درآید. هر چند كه فاصله میان مرگ و زندگی - در این دنیا – كم تر از این تغییر است.</description>
                <category>حانیه زُهراب</category>
                <author>حانیه زُهراب</author>
                <pubDate>Wed, 14 Jun 2023 23:29:44 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>