<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سید غلام احمد حسینی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_39938312</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 10:46:06</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>سید غلام احمد حسینی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_39938312</link>
        </image>

                    <item>
                <title>روز 1: روز نوشته ها...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_39938312/%D8%B1%D9%88%D8%B2-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7-y5vhoezcu3v6</link>
                <description>قبلا توی بلاگ روز نوشته میذاشتم...مثلا یه دفعه 30 روز خودم رو متعهد میکردم به نوشتنحتی مطلب بی ارزش، کم ارزش، اما خوب به هر حال باعث خالی شدن ذهنم میشدحالا میخوام همین سیستم رو شروع کنمامروز جلسه بارونمیعنی بین این جلسه ها و کارهایی که نمیشه انداخت فردا (اونایی که میشد رو انداختم روز و حتی هفته بعد) دارم برنامه میریزم که کی ناهار بخورم :-))اگر امکانش بود تا نه شب وایستم خیلی جلو میافتادمخداروشکر چهارشنبه رو ردیف کردم که تا دیروقت وایستم و به کار و بارم برسمسه شنبه هم یه جلسه به اذن خدا افتاده هفته بعد که واقعا جا داره سجده شکر به جای بیارم براشوالا اینقدر یهو همه کارها تو هم تو هم میشه و همه ملت درخواست جلسه و ... دارن ادم مغزش منفجر میشهالبته که منصف بخوام باشم، هر وقت اینطوری میشه مقصر اصلی خودممخودم که هفته پیش پنجشنبه و مقداری از چهارشنبه رو به تنبلی گرفتم و کارهاش موند برای این هفته و کل سیستم رو بهم ریختهمیشه هم همینطوری میشمکارها که روال میشه یهو دو سه روز تنبلی خیلی شیک گند میزنه به همه چیز!</description>
                <category>سید غلام احمد حسینی</category>
                <author>سید غلام احمد حسینی</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 07:37:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انصافا از جمهوری اسلامی توقع نداشتم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_39938312/%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D9%81%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%82%D8%B9-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%85-vpyon5kuvgu7</link>
                <description>یکی از چیزایی که انصافا و بالا غیرتا از جمهوری اسلامی توقع نداشتم &quot;مترو&quot; هستتا اینجای زندگیم هنوز باورم نمیشه مترو توی این کشور و زیر این پرچم کاراش پیش رفته میشه مگه؟از تمیزیش در اکثر اوقات بگیر تا سیستم های تهویه که خیلی کمتر از توقع خرابی و ... دارهاز سالم بودن اکثر واگنها تا خرابی های که سریع درست میشهاز همه مهمتر این تابلوها و ...هم از جنگ و شهدا دارههم شعر و اثار اساطیری دارههم ایه قران و حدیث دارهما توقع نداشتیم یه پروژه ای توی این مملکت پیش بره که توش بخورن و بچاپن و کار کنن و درست ادامه بدن!بیشتر از همه میخورن و میچاپن و کاری انجام نمیدنگاها میخورن و میچاپن و یه کارهایی هم انجام میدن و بعد ولش میکنناما در معدود مواردی مثل همین مترو میبینیم که خوردن و چاپیدن و کار کردن و ادامه اش هم دارن خوب پیش میرنفردا روزی مترو ترکید و گندش در اومد به من ربطی نداره :-))</description>
                <category>سید غلام احمد حسینی</category>
                <author>سید غلام احمد حسینی</author>
                <pubDate>Sun, 02 Jan 2022 08:10:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بی زمانی...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_39938312/%D8%A8%DB%8C-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-kts5was7d6py</link>
                <description>خیلی این ایده رو دوست دارم توی زندگیم پیاده کنم...یه حالت بی زمانی، چیه این اول هفته، اول صبح، اول ظهر...چیه این 24 ساعت و 7 روز و 30 روز و ...خیلی بدم میاد اینطوری ناخودآگاه دارم خودم رو محدود میکنم. (اولین جمله ای که تهش سه نقطه نذاشتم :-D)خیلی کنترل زندگی، تعیین اهداف، برنامه ریزی ها و ... میتونه با محدودیت کمتری جلو بره اینطورینمیدونمفکر میکنم خیلی دستم رو بسته این محدود کردن به هفته و روزیه مدت اجراش میکنم ببینم به کجا میرسه</description>
                <category>سید غلام احمد حسینی</category>
                <author>سید غلام احمد حسینی</author>
                <pubDate>Sat, 18 Dec 2021 08:36:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قلمرو من; دفاع بدون تلافی + رفتار جرات مندانه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_39938312/%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B1%D9%88-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-slmcigfuzwbm</link>
                <description>هرچی میگم بابا تو اگر با کثیفی تمیزی مشکل داری، خوب خودت اول باید حواست باشهنمیشه به من بگی یه لیوان کثیف نذار اینجا بعد خودت گند بزنی به اتاق کهاخه این حرف رو من باید بگم؟ خودت نباید اول یه سوزن به خودت بزنی بعد یه جوالدوز به من بدبخت؟از اون طرف میبینم خودمم با فاطمه همین کارو میکنماز روی ظلم نیستاز روی اذیت کردن نیستاشتباه میکنم، حواسم نیستنچ نچ نچ... کار خدا رو میبینی؟ به خودم که رسید چقدر نرم شدم؟ چقدر منطقی شدم؟معجزه ایه این ویژگی... خدایا بگم خدا چیکارت کنه با این خلقتتباگ داره قشنگوقتی خودمون مظلومیم &quot;عدالت علی (ع) باید برقرار بشه&quot; ولی وقتی خودمون ظالمیم باید از &quot;دریچه های دیگه هم به قضیه نگاه کرد&quot;گیر کرده بودم توی این قضیه که منی که خودم در یکی از دو رابطه مهم زندگیم دارم همین رفتار زشت رو (الحق والانصاف به صورت ناخودآگاه) انجام میدم، الان به این بشر چی بگم اخه؟خلاصه که رفتم پیش مشاور و نتیجه شد این:اولا که طرف مقابلی که میگی رفتارش روی مخته، باهاش حرف بزن خب، بهش بگو دردت رو این خودش خیلی مشکل رو حل میکنه تا بخوای هی تلافی کنی و ...بعدشم میخوای بگی هم همه اش اینطوری نباشه که &quot; چوووووووووووون تو فلان کار رو کردی منم حق دارم فلان کارو بکنم&quot;به تو چه اون چیکار کرده؟ تو ناراحتی چون ناراحتیحالا اون کاری در مثلش انجام داده یا نداده مهم نیست اصلاتو ناراحتی خودت رو بگو چرا همه اش دنبال تلافی و ... میری؟!دوما که تو توی اون رابطه با همسرت تو &quot;ظلم&quot; نمیکنیاز این کلمه سنگین کمتر استفاده کنتو اشتباه میکنی، همه اشتباه میکنن، اشتباهات رو میبنی سعی میکنی کمتر اشتباه کنی و بیشتر کار خوببماند تو اگر اشتباه میکنی در کنارش هزار تا خوبی هم میکنی، چشمت رو روی خوبی های خودت نبندبعدشم گاها اصلا اینا اتشتباه نیستاین که تو برادر خودت رو به برادر و خواهر خانمت ترجیح میدی خوب یه چیز عادی توی همه ادماستحالا دوست داری برای اونها هم بیشتر مایه بذاری؟ بیشتر کمک کنی؟ خوب این خیلی خوبه ولی حقیقا ماجرا رو هم فراموش نکن که ناخودآگاه تو به برادر خودت اهمیت بیشتری میدی و این عادیهآره دیگه...بحث با مشاور توی کمتر از 45 دقیقه به این مفیدی چندتا گره توی ذهنم رو باز کردخیلی خوب بود خدا خیرش بدهبازم میرم پیششاین گره های کوچیک، این مشکلات مسخره و سطح پایین، با وجود کوچیک بودنشون مثل سنگ ریزه توی کفش ادمو اذیت میکننباید پیگیریشون کنیم وگرنه مفت مفت، الکی الکی، ارامش زندگی رو از ادم میگیرن</description>
                <category>سید غلام احمد حسینی</category>
                <author>سید غلام احمد حسینی</author>
                <pubDate>Thu, 16 Dec 2021 08:16:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلام; من سید غلام احمدحسینی نیستم!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_39938312/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%BA%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-vlkk2kenxpje</link>
                <description>برای اولین بار در دهه اخیر دارم با اسم مستعاد در مجازی فعالیت میکنم...چون هر دفعه به خاطر اسم واقعی و ارتباطات دنیای واقعیم، مجبور شدم خود سانسوری کنم و دلم نمیخواد.چون وقتی میخوام از زندگی شخصیم غر بزنم، وقتی میخوام ناراحتیم از همسرم رو به اشتراک بذارم، وقتی میخوام اشتباهی که کردم رو بگم، وقتی میخوام از ظلم هایی که کردم و میکنم بگم، قیافه ادمهایی که میشناسم میاد جلو چشمم و این کارو برام سخت میکنه.من نیاز دارم ازشون حرف بزنم...و میخوام اینجا در موردش حرف بزنم و حرف های دیگران رو هم بخونم. خلاصه که سلام; من از این به بعد، سید غلام احمدحسینی هستم!</description>
                <category>سید غلام احمد حسینی</category>
                <author>سید غلام احمد حسینی</author>
                <pubDate>Wed, 15 Dec 2021 09:06:33 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>