<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های m_39991600</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_39991600</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 10:12:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>m_39991600</title>
            <link>https://virgool.io/@m_39991600</link>
        </image>

                    <item>
                <title>امیرعلی نامخواه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_39991600/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87-ctmjbdm2lxo4</link>
                <description>امیرعلی نامخواه دروازه بان فوتبال او از اول به فوتبال علاقه داشت و بازی های فوتبال رو که میدی و علیرضا بیرانوند سیو که میکرد و در جام جهانی 2022مارتینز سیو های خوبی داشت و من عاشق دروازه بانی شودم  و  رفت در باشگاه ایرانیان خودرو خراسان ثبت نام کرد و بعد 3هفته دستش شکست و بعد باز کردن گچ باز به فوتبال ادامه داد و رفت به باشگاه یوزتک رفت اونجا فرصت بازی به هم نرسید و به تیم پیام اریا رفتم بعد یک مدت مهدی مهربان سر مربی سابقش در مکان تمرین بود اون کفت بیا ببرمت پیشگامان و رفتم با مربی به نامه مسعود سحرخیز مربی گلرا اشنا شود که خیلی بهش میگفت اتگیزت بالا هست و به من لقب پرومکس رو داد و وضعه مالی ضعیف که داشت اول فوتبالش رو با دسکش های موتور پدرش بازی میکرد میرفت سر کار در هین کار هم له رویا هایش فکر میکرد و زندگی نامه بیرانوند روکه گوش داد دوست داشت بره تهران تست و شب ها شماره باشگاه تهران رو مینوشت و یک شب خواب مانوئل نویر رو دید و صبح همان روز در مسیر باشگاه بنر مانوئل نویر رو دید خیلی ها او را مسخره می کردن نیگفتن فوتبال پول میخواد پارتی میخواد و انقدر که تمرین میکرد سرش گیچ میرفت و او    دوباره دچار شکستگی دست شود  4ماه دستش تو گچ بود و  باز کرد و باز به تمرینات میره ود اروزیش در تیم ملی باشد و در جام جهانی باز کند و قهرمان چمیوز لیگ شود به برنده جایزه یاشن رو به ببرد  و همشه فوتبال اروپا رو نگاه  میکرد و یک روز رفت  سر تمرین اقای رضا سخندان رو دید و با او دست داد و حرف زد و شب با خود میگفت من با رضا سخندان دست دادم اخ جون اقای رضا سخندان با نویر دست داده و بازی پیشکسوتهای فوتبال علی دایی رو دید و بازی های ابومسلم رو دید و ارزوی دیگر او  این بود که در ورزشگاه بازی کند و روزی که برف بود همه تو خونه چای داغ میخوردن امیرعلی تمرین میکرد  و تیم فعلی پیشگامان</description>
                <category>m_39991600</category>
                <author>m_39991600</author>
                <pubDate>Mon, 08 Dec 2025 22:17:37 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>