<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حمید عزیزیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_40332630</link>
        <description>یه حمید مثل بقیه! / دانشجو / مهندس سابق</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 21:40:36</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1542470/avatar/S1w6N0.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حمید عزیزیان</title>
            <link>https://virgool.io/@m_40332630</link>
        </image>

                    <item>
                <title>صداوسیما و مسئلۀ فضای مجازی...</title>
                <link>https://virgool.io/restalks/%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%DB%80-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-hiv4rlonbga0</link>
                <description>برخی دلایل و آسیب‌های الگوی نامتوازن توسعۀ صداوسیما در فضای مجازیدر سالیان گذشته، با تغییروتحولات مختلف و متعدد رخ‌داده در اکوسیستم رسانه‌ای جهان و البته ایران، بازیگران بسیاری سر برآوردند و بازیگران زیادی هم تلاش کردند تا خود را با تحولات نوین وفق دهند یا بازتولید کنند. سازمان صداوسیما نیز تلاش داشت تا همراه با این تحولات، کارکردهای سنتی خود را به‌شکل جدیدی ایفا نماید و هم‌زمان با پخش سنتی رادیوتلویزیونی، خدمات تازه‌ای بر بستر وب در فرمت‌های نوین ارائه کند. ماحصل این تلاش سازمان صداوسیما از دهۀ 80 تابه‌حال، صحنۀ نامتوازن کنونی است که در آن برندها و خدمات مختلف با کارکردهای عمومی بعضاً مشابه، توسط یک سازمان رسانه‌ای ارائه می‌شوند.اگر از منظر سیاستی و حکمرانی به مسئلۀ حضور سازمان صداوسیما در فضای مجازی نگاه بیندازیم، در لایه‌های مختلف با آسیب‌های متعددی در وضعیت فعلی سازمان صداوسیما مواجه خواهیم شد. هرکدام از این آسیب‌ها محل بحث و بررسی‌اند و راهکار مربوط به خودشان را دارند. همچنین باید توجه کرد که عوامل متعدد رسانه‌ای و غیررسانه‌ای نیز در درون و بیرون این سازمان، نقش زیادی در ایجاد یا حل این چالش‌ها و آسیب‌ها دارند.راهبردهای زیادِ نامنسجم؛ توصیفی دقیقشاید بتوان آسیب‌های حضور سازمان صداوسیما را با یک عنوان کلی توصیف کرد: «راهبردهای زیاد، پراکنده و نامنسجم». این عبارت می‌تواند هر چالش یا آسیبی را در خود جای دهد. به‌طور کلی، آسیب‌های حضور سازمان صداوسیما در فضای مجازی را می‌توان در سه لایۀ سازمانی، سرویسی و محتوایی بررسی کرد.ذیل هریک از لایه‌های یادشده، آسیب‌های متعددی در حدود بیست سال گذشته شکل گرفته است که اکنون بعد از گذشت این زمان، می‌توان انباشت بخش مهمی از آن‌ها را به‌خوبی مشاهده کرد.آسیب‌ها و چالش‌های سازمانی حضور صداوسیما در فضای مجازی1. وجود ساختارهای موازی و متعدد در عین تشکیل معاونت اختصاصی: در سازمان صداوسیما همۀ معاونت‌های مرتبط با پخش، تمامی شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی و برخی دیگر از بخش‌ها، واحد فضای مجازی مختص خود را دارند که ذیل معاونت فضای مجازی سازمان صداوسیما تعریف نمی‌شوند. برخی روابط‌عمومی‌ها نیز همین کارکرد را در کنار دیگر کارکردهای خود ایفا می‌کنند. همچنین روابط‌عمومی‌ها و مدیران مربوط به برندهای محتوایی شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی مختلف نیز خود بازیگر این حوزه در سازمان صداوسیما محسوب می‌شوند.این فراوانی و در عین حال پراکندگی واحدهای مرتبط با فعالیت‌های مجازی صداوسیما، اصلی‌ترین معضل ساختاری حضور این سازمان در فضای مجازی است. هرچند عده‌ای معتقدند فعالیت مجازی بخش‌های مختلف سازمان صداوسیما نباید متمرکز باشد، راهبری متمرکز آن انکارشدنی نیست و آسیب بعدی را به دنبال می‌آورد.2. فقدان سیاست‌گذاری و راهبری واحد: به‌دلیل همان تعدد ساختارهای مختلف درون سازمان صداوسیما که به آن اشاره شد، و همچنین عملکرد ضعیف معاونت فضای مجازی در یکپارچه‌سازی این ساختارها، می‌توان گفت که به‌تعدادِ ساختارها و حتی برندهای سازمان صداوسیما در فضای مجازی، سیاست‌گذاری داریم و به‌تبع آن، اجرایی‌سازی این سیاست‌ها نیز همین‌قدر متفاوت و پرتعداد است.3. تمرکز معاونت فضای مجازی سازمان صداوسیما بر مسائلی غیر از مأموریت اصلی خود:هرچند مأموریت اصلی معاونت فضای مجازی تقویت و پررنگ‌کردن حضور سازمان صداوسیما در فضای مجازی است، یکپارچه‌سازی برندها و ساختارهای مرتبط با فضای مجازی سازمان صداوسیما در لایۀ تولید و انتشار نیز از دیگر وظایف مهم این معاونت به شمار می‌رود.معاونت فضای مجازی سازمان صداوسیما تمرکز خود را بر توسعۀ سرویس تلوبیون و قابلیت‌های مختلف آن، و همچنین تنظیم‌گری تلویزیون‌های اینترنتی، که به‌اشتباه آی‌پی تی‌وی خوانده می‌شوند، قرار داده است و کارکردها یا وظایف دیگر خود را چندان جدی نمی‌گیرد. این معاونت کارکرد سامان‌دهی فعالیت‌ها را نیز در کنار این سیاست‌گذاری و راهبری به‌درستی انجام نمی‌دهد. سازمان‌های رسانه‌ای رادیوتلویزیونی در کشورهای مختلف از راه تدوین دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌ها، مواردی همچون فعالیت کارکنان سازمان رسانه‌ای را نیز در فضای مجازی قاعده‌مند می‌سازند؛ چیزی که بر اساس شهود هم در سازمان صداوسیما وجود ندارد.آسیب‌ها و چالش‌های سرویسی حضور صداوسیما در فضای مجازی1. تعدد برندها: سازمان صداوسیما یک سازمان رسانه‌ای است که بیش از ششصد برند در فضای مجازی دارد. این برندها در قالب‌های مختلفی چون وب‌سایت، اپلیکیشن، حساب‌های کاربری در شبکه‌های اجتماعی و حتی کمی نیز در قالب دستگاه به مخاطب عرضه می‌شوند. اگر بر این عدد حساب‌های کاربری کارکنان مشهور سازمان را بیفزاییم، به‌احتمال زیاد به عددی سه‌رقمی خواهیم رسید.این آسیب را باید «تعدد برند در یک سازمان واحد» نام نهاد. سرویس‌های رسمی سازمان همچون تلوبیون و ایران‌صدا، وب‌سایت‌های شبکه‌ها، وب‌سایت‌های برنامه‌ها، حساب‌های کاربری شبکه‌ها و برنامه‌ها در شبکه‌های اجتماعی، وب‌سایت‌های روابط‌عمومی بخش‌های مختلف سازمان و خود سازمان، وب‌سایت‌ها و حساب‌های کاربری بخش‌های خبری سازمان و بسیاری دیگر، مصادیق اصلی تحقق این آسیب هستند. طبیعی است که چنین تعدد برندی، اثربخشی پراکنده و کاهش‌یافته را به دنبال دارد و البته بسیار نتایج دیگری که به‌تبع آن می‌آید.آنچه می‌توان از این کشکول فهمید، درهم‌ریختگی و نبود برنامۀ سیاستی واحد و مشخص در فضای مجازی است. نبود نقطۀ محوری در سیاست‌های این سازمان برای حضور در فضای مجازی و گستردگی بیش از حد فعالیت‌ها، کارایی و اثربخشی آن را کاهش داده است و تنها منجر به اتلاف انرژی شده و اعمال هزینه‌های اضافی را در پی دارد. ناکارآمدی چنین روندی در هم‌پوشانی‌های متعدد، تداخل کارکردی و فعالیت‌های موازی بخش‌های مختلف سازمان دیده می‌شود. به‌عنوان مثال، با وجود اینکه تلوبیون به‌عنوان مرجع پخش آنلاین تلویزیونی صداوسیما فعالیت می‌کند، هر شبکه به‌تنهایی نیز به پخش جریانی[1]برنامه‌های خود می‌پردازد.2. تمرکز نامتوازن سبد محصولات: با وجود برندهای متعدد، مدیران رسانۀ ملی توجه یکسانی به محصولات مختلف خود نمی‌کنند. در هر دوره‌ای، به یکی از این برندها توجه می‌شود. به‌عنوان مثال، پیش‌تر با گرم‌شدن بازار پیام‌رسان‌های داخلی، این سازمان بخش مهمی از انرژی خود را صرف برجسته‌کردن پیام‌رسان خود یعنی پیام‌رسان سروش کرد. در دورۀ کنونی که سرویس‌های پخش استریم در کانون توجه جامعه قرار دارند، بیشترین تمرکز بر پلتفرم تلوبیون قرار داده شده است. بدیهی است که با اتخاذ چنین رویکردی، سرمایه‌های معنوی و نشان‌های تجاری مختلف با صرف هزینه‌های سنگین دچار ظهور و افول فراوان می‌شوند.از سوی دیگر، توجه و تمرکز بیش از حد بر محصولات تصویری و تلوبیون و در همان زمینه توجه بسیار بر محتواهای سرگرمی در تلوبیون و بی‌توجهی به برجسته‌سازی پلتفرم ایران‌صدا (پخش‌کنندۀ شبکه‌های رادیویی و آرشیو صوتی این سازمان)، این پلتفرم را به حاشیه برده و آسیب بعدی را به وجود می‌آورد.3. توسعه‌ی اغلب مبتنی بر ویدئو: عمدۀ توسعۀ سازمان صداوسیما در فضای مجازی مبتنی بر ویدئو و بعد از آن چند سرویس خاص است که البته یکی از نتایج آسیب‌های قبلی به شمار می‌رود. به‌جز سرویس ایران‌صدا و پخش زندۀ شبکه‌های رادیویی، سرویس صوتی مشخص و باکیفیتی در سازمان صداوسیما نداریم. البته منظور افزایش تعداد سرویس‌ها یا مقایسۀ تعداد آن‌ها به‌عنوان یک راهکار یا روند مثبت نیست؛ بلکه نشان‌دادن میزان تأکید و تمرکز سازمان بر ویدئو مدنظر است.آسیب‌ها و چالش‌های محتوایی حضور صداوسیما در فضای مجازی1. فقدان بازسیاست‌گذاری برای انتشار محتوای سازمان در فضای مجازی:هرچند بخشی از آنتن سازمان صداوسیما بر اساس برخی سیاست‌های محتوایی درست یا غلط پر می‌شود، انتشار محتواهای صداوسیما در فضای مجازی نیازمند سیاست‌گذاری مجدد یا بازتعریف سیاست‌ها مبتنی بر فضای مجازی است. در حال حاضر، سیاست‌گذاری حوزۀ فضای مجازی سازمان صداوسیما و سیاست‌گذاری محتواها در این حوزه از معاونت‌های صداوسیما منفک است.2. سرویس‌محوری به‌جای محتوامحوری: هرچند این آسیب یا چالش می‌تواند بیشتر در لایۀ سرویس باشد، اثر اصلی را روی محتوا می‌گذارد. سازمان صداوسیما عمدۀ تلاش خود را محدود به توسعۀ سرویس می‌کند و در لایۀ محتوا در فضای مجازی چندان به سیاست‌گذاری و البته اجرایی‌سازی آن‌ها پایبند نیست؛ مسئله‌ای که در یادداشت بعدی رستاک به آن پرداخته خواهد شد. سازمان صداوسیما در حال حاضر تلاش می‌کند تلوبیون را در اکوسیستم‌ها و صنایع رسانه‌ای مختلف وارد کرده و به‌قول خودش هرچه بیشتر آن را تبدیل به منظومه نماید. در این بین محتوامحوری برای سازمان در ممیزی محتوای بیشتر و همچنین ارائۀ دسته‌های محتوایی گوناگون خلاصه می‌شود.3. تمرکز بر سرگرمی به‌جای انواع دیگر محتوا: تمرکز بخش مهمی از فعالیت‌های سازمان صداوسیما در فضای مجازی،که می‌توان گفت نسبت به بعضی بخش‌ها منسجم‌تر عمل می‌کند و نمونۀ اصلی آن در سرویس تلوبیون دیده می‌شود، مبتنی بر سرگرمی و محتواهای سرگرم‌کننده توسعه پیدا کرده است. این مسئله در صورتی است که دو کارکرد دیگر رسانه‌های خدمت عمومی یا ملی، یعنی آموزش و اطلاع‌رسانی و خبر، سهم محتوایی بسیار بالایی در این سازمان دارند که در این خدمات به‌درستی نمود پیدا نکرده‌اند. این مورد با اینکه می‌تواند به همان سیاست جذب هرچه بیشتر مخاطب که از راه محتوای سرگرم‌کننده محقق می‌شود بازگردد، اما دلیل دیگر آن نیز همان نبود یکپارچگی راهبری است.آنچه که در مجموعۀ آسیب‌ها و البته عملکرد سازمان صداوسیما در فضای مجازی به چشم می‌خورد، رهاسازی بخش مهمی از موارد یادشده و تمرکز بر توسعۀ نامتوازن بخش یا خدماتی خاص توسط سازمان صداوسیماست که نمود آن نیز مشخص است. سازمان صداوسیما در حال حاضر تمرکز خود را بر توسعۀ سرویس تلوبیون قرار داده و گسترش روزافزون خود را وابسته به توسعۀ این سرویس می‌داند. این اقدام از منظر یکپارچه‌سازی برندها یا تمرکز بر یک برند می‌تواند جالب‌توجه باشد؛ اما دلیل آن بیشتر رهاسازی برندها و خدمات دیگر سازمان و تمرکز بر این سرویس است.درمورد عملکرد ناقص معاونت فضای مجازی در سامان‌دهی این حوزه نیز در سطور قبل توضیح داده شده است. همچنین آسیب‌ها و چالش‌های یادشده در این یادداشت را می‌توان برخی از رئوس و آسیب‌هایی که بیشتر به چشم می‌خورد تلقی کرد. بخش مهم دیگری از آسیب‌ها و چالش‌ها می‌تواند با بررسی بیشتر و دقیق‌تر تمامی برندها و خدمات و عملکرد درونی سازمان صداوسیما شناسایی شود.[2][1] Streaming[2] آسیب‌ها و چالش‌های یادشده در این یادداشت بر اساس بخش‌هایی از پژوهش سیاستی رستاک از سال 1397 قید شده و از مقدمۀ طرح تحولی پیشنهادی رستاک برای حضور سازمان صداوسیما در فضای مجازی برداشت شده است.در شماره‌ی سوم نشریه‌ی تخصصی رستاک به این موضوع پرداخته شده است که می‌توانید آن را از اینجا دریافت کنید.برای دسترسی به مطالب بیشتر به کانال تلگرام رستاک سر بزنید.صفحه‌ی رستاک در ویرگول هم به تازگی راه افتاده و مطالب رستاک و دیگر مطالب مرتبط با مطالعات حکمرانی رسانه در ایران در آن به اشتراک گذاشته می‌شود.</description>
                <category>حمید عزیزیان</category>
                <author>حمید عزیزیان</author>
                <pubDate>Wed, 27 Jul 2022 18:07:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افتان و خیزان چون سینمای ایران! نگاهی به برخی چالش‌های کلان در صنعت سینمای ایران</title>
                <link>https://virgool.io/restalks/%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AE%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%88%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-b11o98ipvmta</link>
                <description>با نگاهی به دهه‌های اخیر خواهیم فهمید که صنعت سینمایی ایران روزهای خوش و ناخوش فراوانی را پشت‌سر گذاشته است. با این حال، به نظر نمی‌رسد در کشور ما توجه کافی و هدفمندی از منظر حکمرانی به این حوزه شده باشد. شاهد این مدعا آن است که از یک‌سو علی‌رغم شکوفایی صنایع خلاق، به‌ویژه صنعت سینما در قارۀ آسیا و کشورهایی چون کره جنوبی و ترکیه، شاهد چنین روندی در ایران نیستیم. از سوی دیگر، صنعتی که قرار بود از طلایه‌داران هنر و فرهنگ در کشور باشد و آن را در عرصه‌های بین‌المللی نمایندگی کند، حتی به چنین هدفی خیلی نزدیک هم نشد. در اوایل انقلاب با شدت و حدت آرمان‌گرایی آن روزها، هدف اصلی سینما تغییر ذائقۀ مخاطبان از فیلم‌هایی به‌سبک «فیلم‌فارسی» (فیلم‌های سینمای عامه‌پسند با مؤلفه‌هایی همچون داستان‌پردازی عجولانه، قهرمان‌سازی اغراق‌آمیز، توجه ناکافی به روابط علت‌ومعلولی، عشق‌های غیرواقعی و...) به فیلم‌های فاخر شد؛ اما در عمل پس از چند دهه، همچنان سینمای ایران از این مؤلفه‌ها رنج می‌برد. به‌علاوه، در عرصه‌های بین‌المللی نیز، در کنار وجود برخی نگاه‌های سیاسی به فیلم‌های ایرانی، افتخارات پراکندۀ به‌دست‌آمده نشانی از نبود برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری درست برای حفظ و ثبات این روندهای موفقیت‌آمیز بوده است.این چالش‌‌ها علل متعددی داشته و با مسائل و مباحث گوناگونی در کشور گره خورده است و تشریح این کلاف درهم‌تنیده، کاری بسیار دشوار و بس ناشدنی به نظر می‌رسد. با این حال، نوشتار حاضر به‌دنبال شناسایی برخی از این چالش‌ها از منظر حکمرانی است. بدیهی است که در چنین نوشتار کوتاهی نمی‌توان مسئله‌ای با چنین ابعاد و ویژگی‌هایی را به‌طور دقیق تشریح و حل کرد و به‌ناچار فقط برخی از چالش‌ها برشمرده می‌شود. این نوشتار تنها تنلگری برای توجه کارشناسانه به این صنعت در باطن مهجور است.الف. سیاست‌زدگی ساختاریسینما یا دست‌کم بخشی از آن، همچون دیگر صنایع کشور بدل به زمینی برای درگیری‌ها و جدال‌های سیاسی شده است. ساختارها و بنیان‌های اصلی این صنعت به‌گونه‌ای پایه‌ریزی شده است که با هرگونه تغییر چینش سیاسی کشور، دستخوش دگرگونی‌های بسیار و در بعضی موارد متضاد می‌شود. در اینجا به دو معضل عمدۀ ناشی از سیاست‌زدگی در این حیطه اشاره خواهیم کرد.1. تغییر مداوم و نبود فرصت کافی برای انطباق‌پذیری:در حالی که ثبات سیاست‌ها به سینماگران و مخاطبان «فرصت انطباق‌پذیری» می‌دهد، دگرگونی‌های بزرگ موجود، جز آشفتگی و سردرگمی چیزی به همراه ندارد. به‌عبارت دیگر، تحول مداوم رویکردها و سیاست‌ها، راه را بر «انسجام» گرفته و بسیاری از اجزای آن نمی‌توانند خود را با آن وفق دهند. بدین شکل، این صنعت چندپاره شده و هر بخش آن به‌شیوه‌ای که با آن مأنوس است، پیش می‌رود. اتفاق یادشده چیزی فراتر از مفهوم ژورنالیستی «مافیای سینما» است؛ چراکه این امر نتیجۀ طبیعی اتخاذ رویکردهای سیاستی متزاحم در فواصل زمانی کوتاه است و لزوماً از دست‌های پشت‌پرده خبری نیست. حتی یکی از علل ایجاد موقعیت «مافیاسازی» را می‌توان وجود چنین ساختارهای سیاست‌زده‌ای دانست. ازاین‌رو، تغییرات بسیار رویکردهای کلان در هر دوره، تحرک و پویایی را سلب کرده و امکان رشد عمیق را به این صنعت نخواهد داد.2. نگاه ایدئولوژی‌محور صرف و کاهش ابتکارعمل:نگاه‌های ایدئولوژی‌زدۀ مدیران، تا حدودی راه را برای بروز نبوغ و ابداع بسته است. از یک‌سو، دیکتۀ موضوعات و سوژه‌ها (به‌عنوان مثال در سرفصل‌های جشنواره‌ها) و از سوی دیگر بی‌توجهی به نگاه‌های متفاوت در سطح هنر و جامعه، که در صورت همراهی‌نکردن سینماگر با بی‌مهری، سخت‌گیری و حمایت‌نکردن مالی و معنوی پاسخ داده می‌شود، ابتکارعمل را از جامعۀ سینمایی گرفته و آن‌ها را به سطح اپراتوری و اطلاعات کامل سوق می‌دهد. بروز عینی این اتفاق را می‌توان در بحث شناخته‌شدۀ «فرم و محتوا» دید. سینمای حاضر، به‌دلیل وجود بعضی نگاه‌های ایدئولوژی‌نگر، تمرکز خود را به‌طور افراطی بر محتوا گذاشته است و توجه کمتری به فرم محصولات دارد؛ نگاهی که تا حدودی در چند سال اخیر بهبود یافته است. مفاهیم انتزاعی و آرمان‌های کلی، با خوانشی خاص، گستره و چارچوب اختیار سینماگر را محدود کرده و در بعضی موارد به‌علت انتزاعی‌بودن زیاد مفاهیم، حالتی شعاری یا کاریکاتورگونه پیدا می‌کند؛ موضوعی که نباید از آن غافل ماند.ب. ضعف در الگوی مناسب رشد و توسعهبرای رشد مناسب در هر زمینه‌ای، دست‌کم نیازمند برنامه‌ریزی در سه حوزه هستیم؛ بررسی دقیق وضع موجود، ترسیم وضع مطلوب و راه‌های عملیاتی رسیدن به وضع مطلوب. چنین به نظر می‌رسد که در بهترین حالت، ما تنها توانسته‌ایم وضع مطلوب خود را برای صنعت سینما ترسیم کنیم و در دو مورد دیگر اقدام‌های نظام‌مند پیوسته‌ای صورت نپذیرفته است. به این ترتیب و با توجه به انتزاعی و غیرعملیاتی‌بودن اهداف و موارد مطلوب، که خوانش‌ها و تفاسیر مختلفی را به همراه دارد، اقدام‌های لازم و اولویت آن‌ها مشخص نیست و فعالیت‌ها به‌صورت غیرمنسجم و بدون نقشۀ راه مناسب صورت می‌پذیرد. در چنین شرایطی، عجیب نیست که جهت کلی این صنعت مشخص نباشد! بنابراین، علاوه بر به‌روزرسانی آرمان‌ها (وضع مطلوب) و عملیاتی‌ترکردن اهداف خود، نیازمند بررسی دقیق و موشکافانۀ وضع موجود هستیم تا این‌گونه بتوانیم چشم‌اندازها و راهبردهای مناسب برای بهبود وضع موجود را مشخص کنیم. در غیر این صورت، اگرچه نیرو و زمان بسیاری صرف کرده‌ایم، تنها در جای خود، درجا خواهیم زد.ج. توجه نامتوازن به زنجیرۀ ارزشسینما تنها تولید فیلم نیست! بیشترین توجه‌ها در صنعت سینمای کشور به بخش تولید می‌شود؛ در صورتی که مراحل پیش‌تولید و پس‌تولید اگر از اهمیت بیشتری برخوردار نباشند، اهمیت کمتری هم ندارند. شاید این امر ناشی از آن باشد که همچنان به این حوزه به‌عنوان یک صنعت همانند صنایع دیگر نگاه نمی‌شود. در صنایع دیگر، اگر هریک از حلقه‌های این زنجیره دچار نقص یا آسیب شود، فعالیت باقی بخش‌ها مختل شده و کار آن‌ها را با تعویق، تعلیق و حتی تعطیلی مواجه می‌کند و نمی‌توان از آن انتظار خروجی مناسب را داشت. برخلاف تصور حکمرانان، سینما نیز از این قاعده مستثنا نیست.زنجیرۀ ارزش این صنعت با آموزش و حمایت نیروها و استعدادهای هنری، فنی و... آغاز می‌شود و با شناخت و توجه به سلایق و ذائقۀ مخاطب، نگارش فیلمنامه و تسهیلگری در جذب سرمایه‌گذار، عوامل فنی موردنیاز و...، و همچنین اخذ مجوزها و طی فرایندهای اداری ادامه می‌یابد و پس از آن نوبت به تولید می‌رسد؛ پس از تولید، موضوع مهم دیگر، سازوکارهای توزیع است. در ابتدای این راه آنچه اهمیت دارد، وجود زیرساخت‌های لازم برای اکران است و در صورت وجود این زیرساخت‌ها، رویه‌های مناسب و شفاف در چینش اکران‌ها چه در داخل و چه در خارج از کشور موضوع مهم بعدی را تشکیل می‌دهد. در نهایت هم باید به بسترهای انتشار پسااکران و محصولات جانبی آن فکر کرد. با کمال تأسف، تمام این صنعت در بخش تولید و به‌صورت محدود اکران خلاصه می‌شود. برخی از مسائل در این خصوص در ذیل شرح داده شده است.1. نقص در نظام پرورش و حمایت از نیروهای متخصص و توانمند:برای تولید خوب، مبتکرانه و اثرگذار و همچنین آسیب‌شناسی مطلوب، نیازمند سرمایه‌گذاری مناسب در زمینۀ استعدادیابی، آموزش‌دهی و نیز حمایت از افراد در حوزه‌های هنری، فنی و علمی هستیم. بدون چنین نیروی انسانی توانمندی، تولید فاخر صورت نخواهد پذیرفت. به‌علاوه، با وجود زیرساخت‌های علمی و آموزشی، وضع ارتباط دانشگاه با این صنعت هم چندان مطلوب نیست و این اتفاق، پیامدهای مناسبی را به همراه ندارد.2. بی‌توجهی به نظر سینماگران، کارشناسان، متخصصان و افراد خبرۀ این صنعت:حکمرانان در دهه‌های اخیر، در فضاهایی خلأگونه، پشت درهای بسته و بدون اعمال نظر کارشناسان و سینماگران به پیشبرد سیاست‌ها و وضع قوانین پرداخته‌اند. در حداقلی‌ترین حالت، این بی‌توجهی، دل‌سردی و ناامیدی را در این سرمایه‌های اجتماعی ایجاد می‌کند. از چنین فرایندی نمی‌توان انتظار تولید آثار مبتکرانه، آن هم به‌صورت انبوه داشت. در بالاترین درجه هم، دشمنی یا مهاجرت این نخبگان را به همراه خواهد داشت. در هر صورت، آنچه که ما به آن نیازمندیم، وجود فرایندهای سیاست‌گذاری، قانون‌گذاری، تنظیم‌گری و حمایت به‌صورت شفاف و کارشناسی‌شده با حضور نخبگان این عرصه است.3. توسعه‌نیافگی زیرساخت‌های اکران:یکی از دلایل کم‌بودن مخاطبان سینما در کشور، فراگیرنبودن سالن‌های اکران و مناسب‌نبودن امکانات موجود است. گسترش سینما در کشور از پراکندگی مطلوبی برخودار نیست. بسیاری از شهرستان‌ها از وجود ابتدایی‌ترین بسترهای اکران محروم‌اند؛ در حالی که در شهرهای بزرگ، سالن‌های سینمایی‌ای پیدا می‌شود که در بسیاری از اوقات خالی هستند. حتی می‌توان گفت پراکندگی سینماها در شهرهای بزرگ نیز مطلوب نیست. همچنین بسیاری از سالن‌های موجود نیازمند بازسازی و نوسازی هستند. از سوی دیگر، به اقشار کم‌توان و ناتوان نیز توجه خاصی نشده و تجهیزات موردنیاز آن‌ها در اکثر سالن‌ها در دسترس نیست.پراکندگی نامناسب زیرساخت‌ها و نیز مطلوب‌نبودن وضعیت امکانات موجود، تنها به کاهش مخاطب منجر نمی‌شود؛ بلکه افزایش قیمت بلیت‌های سینما را نیز به همراه خواهد داشت. این موضوع، خود کاهش مخاطبان سینما را تشدید کرده و سینماگران و سینماداران را به‌سمت ساخت و اکران فیلم‌های عامه‌پسند و پرمخاطب سوق می‌دهد.4. وجود ساختارهای اداری دست‌وپاگیر:هفت‌خان رستمی است این ساختارهای اداری! تعدد مجوزها، آن هم مجوزهای موازی و بی‌استفاده، انژری موتور محرک این صنعت را گرفته و نمی‌گذارد با تمام ظرفیت خود پیش‌ برود. می‌توان گفت اکثر حلقه‌های زنجیرۀ ارزش، از نگارش فیلمنامه گرفته تا تولید، اکران و توزیع پساسینمایی، نیازمند اخذ مجوز از نهادهای نظارتی است. مسئله تنها این فرایند طاقت‌فرسا نیست؛ بلکه زمانی ناکارآمدی این سیستم خود را نشان می‌دهد که حتی با وجود دریافت مجوز‌های ساخت و... ممکن است باز هم موفق به اکران و توزیع فیلم خود نشوید! این فرایندها و مجوزها نیازمند بازنگری و اصلاح هستند.5. ضعف در تولید محصولات جانبی:از جمله صنایع پرسود جانبی صنعت سینما، تولید محصولات مختلف مثل پوشاک، نوشت‌افزار، اسباب‌بازی، سریال‌های نمایشی از داستان‌های فرعی فیلم، فروش راش یا تصاویر خام و... است. متأسفانه هیچ توجهی به این حوزۀ پول‌ساز که می‌تواند مرهمی بر مشکلات اقتصادی این صنعت باشد نمی‌شود. بدیهی است که با توجه به بالابودن هزینۀ سرمایه‌گذاری در این حوزه، فیلم‌سازان عطای آن را به لقایش بفروشند. بنابراین، یکی از اقدمات مثبت نهادهای متولی، تسهیلگری در ایجاد بسترهای مناسب برای شکل‌گیری این بازارهای جانبی است.6. کم‌توجهی به بازارهای اکران و انتشار بین‌المللی: متأسفانه بیشتر تولیدهای سینمایی کشور مبتنی بر ویژگی‌ها و موقعیت‌های درونی، خاص و تعمیم‌ناپذیر کشور بوده و شمولیت لازم جهت انتشار بین‌المللی را ندارند. دستیابی به چنین بازارهای وسیعی نیازمند تمرکز بر مزیت رقابتی خاص خود در عین توجه به مؤلفه‌های فراگیری و شمولیت است. جهان رقابتی امروز، فرصتی برای شکوفایی سینمای کشور و اثرگذاری بین‌المللی است؛ همان اتفاقی که در کشورهایی چون کره جنوبی و ترکیه می‌افتد. 7. ناتوانی در جذب سرمایۀ خارجی:وجود موانع دست‌وپاگیر، تنها سینماگران داخلی را آزار نمی‌دهد؛ فرایند مجوزمحور کنونی، در کنار مباحث سیاسی، یکی از عوامل بسیار مهم فرار سرمایه‌گذاران خارجی است. از سوی دیگر، به نظر می‌رسد با توجه به مسائل فرهنگی، تمایل چندانی هم برای جذب سرمایۀ خارجی در این حوزه وجود ندارد. این رویکرد، فرصت‌های طلایی بسیاری را از ما سلب کرده است. د. فاصله با بدنۀ اصلی جامعهیکی از ویژگی‌های تولیدهای رسانه‌ای موفق، انطباق آن‌ها با انتظارات مردم یا بخشی از آن‌هاست. آثار انتقادی بزرگ هم از چنین ویژگی‌‌ای برخوردار بودند؛ از درون جامعه به انتقاد از ساختارهای حاکم بر آن می‌پرداختند. آیا در سینمای ایران به چنین مواردی توجه کافی می‌شود؟ تعداد مخاطبان این صنعت، فروش فیلم‌ها و... حاکی از نبود چنین رویکردی است. اگرچه مشکلات اقتصادی، بالابودن هزینۀ تهیۀ بلیت، نبود زیرساخت‌های لازم و... همه و همه از جمله دلایل پایین‌بودن مخاطب این صنعت است، نمی‌توان از ارتباط‌نگرفتن سینما با مخاطبان چشم پوشید. یکی از دلایلی که عامۀ مردم سینما را از سبد مصرفی کالاهای فرهنگی خود حذف کرده‌اند و کمبود آن را در زندگی خود حس نمی‌کنند، بی‌توجهی سینماگران و متولیان این صنعت به بدنۀ اصلی جامعه است. ذائقه‌سنجی، مخاطب‌شناسی و توجه به سلایق مخاطب از جمله مفاهیم گم‌شدۀ صنایع فرهنگی کشور و سینماست. ‌به‌طور کلی و با درنظرگرفتن موارد یادشده به‌عنوان برخی از چالش‌های حکمرانی سینمای ایران، می‌توان چالش‌های این حوزه را در سه سطح سازمان، محتوا و مخاطب و البته در تک‌تک حلقه‌های زنجیرۀ ارزش در نظر گرفت که منجر به چندین چالش می‌شود. این دست از چالش‌ها با توجه به نوع آن‌ها در بعضی موارد به چالش‌هایی پایدار تبدیل شده‌اند که صحبت از آن‌ها به حرف‌هایی کلی نیز متهم می‌شود. با درنظرگرفتن هرکدام از مشکل‌ها، در پاسخ، ایده‌های سیاستی بلندمدتی طرح می‌شود که خود نیازمند یادداشت و گزارش و بحث است و بدان پرداخته خواهد شد؛ اما به‌طور کلی، نظام مسائل را تا حد خوبی روشن خواهد کرد.این یادداشت در اولین شماره از نشریه‌ی رستاک، نشریه‌ی تخصصی مطالعات حکمرانی رسانه در ایران منتشر شده است. برای دریافت شماره‌ی دوم رستاک به اینجا مراجعه کنید.همچنین صفحه‌ی رستاک در ویرگول هم به تازگی راه افتاده و مطالب رستاک و دیگر مطالب مرتبط با مطالعات حکمرانی رسانه در ایران در آن به اشتراک گذاشته می‌شود.</description>
                <category>حمید عزیزیان</category>
                <author>حمید عزیزیان</author>
                <pubDate>Sun, 15 May 2022 08:03:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تلوبیون‌پلاس؛ صیانت از منافع عمومی یا خسارت به کسب‌وکارهای خصوصی؟!</title>
                <link>https://virgool.io/restalks/%D8%AA%D9%84%D9%88%D8%A8%DB%8C%D9%88%D9%86-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%B5%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%81%D8%B9-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C-vvbflbnu6gwg</link>
                <description>پیشرفت‌های فناورانه، شتاب بی‌سابقه‌ای به تحولات رسانه‌ای در عصر حاضر بخشیده است. نقش اینترنت در این میان، به‌عنوان رکن اساسی این تغییرات، بر کسی پوشیده نیست. افزایش سطح و کیفیت دسترسی مخاطبان به اینترنت به‌دلیل کاهش چشمگیر هزینۀ تهیه و استفاده از تجهیزات پیشرفتۀ ارتباطی از یک سو و تولید انبوه محتواهای رسانه‌ای توسط تولیدکنندگان حرفه‌ای گوناگون یا کاربران از سوی دیگر، امکانِ یافتن «هر محتوایی» را با «کمترین قید و شرطی» (در هر زمان و مکانی و با هر دستگاهی) برای کاربران فراهم کرده است. همچنین در این زمان، دروازه‌بانان و بازیگران رسانه‌ای جدید و قدرتمندی نیز سر برآوردند؛ موتورهای جست‌وجو، پلتفرم‌های اشتراک‌گذاری محتوا، شبکه‌های اجتماعی و مواردی از این دست که همگی بر نحوۀ دسترسی کاربران به محتواها اثرگذارند. بنابراین، می‌توان چنین ادعا کرد که اکنون «گزینش، چگونگی و نحوۀ انتخاب محتوا» اهمیت یافته است.در سدۀ گذشته، دولت‌ها به‌منظور تأمین منافع عمومی و ارائۀ خدمات ارتباطی‌رسانه‌ای موردنیاز جامعه که از سوی بازیگران بخش خصوصی تأمین نمی‌شود، همچون برخی ژانرها و محتواها با اهداف ملی که برای بخش خصوصی در کوتاه‌مدت سودآوری ندارد، «رسانه‌های خدمت عمومی» را بنیان نهادند یا جایگاه آن را قوت بخشیدند. این رسانه‌ها موظف به تأمین محتواها و تضمین دسترسی مخاطب به آن در سطحی گسترده و دربرگیرندۀ تمامی اقشار (همگان) بودند. اما تحولات اخیر، بازار این رسانه‌ها را نیز به‌شدت تحت‌تأثیر قرار داد. در چنین شرایطی، رسانه‌های خدمت عمومی، به‌عنوان یکی از بازیگران نظام حکمرانی رسانه، بر اساس کارکردهای خود تلاش داشتند تا از تحولات این حوزه عقب نمانند. ورود این دسته از بازیگران به ارائۀ خدمات مبتنی بر تقاضا (VoD) نیز بخشی از این تلاش‌هاست.چندی پیش، در اقدامی مشابه، سرویس آرشیو و پخش زندۀ شبکه‌های تلویزیونی صداوسیما از سرویس جدید خود با نام «تلوبیون‌پلاس» رونمایی کرد. معرفی این سرویس جدید بیانگر تلاش این سازمان در رقابت با بازیگران بخش خصوصی و ارتقا یا تثبیت جایگاه خود در سبد مصرفی مخاطب است.با این حال، این اقدام تفاوت محسوسی نسبت به کارکرد اصلی تلوبیون دارد و افزون بر آن، چگونگی هم‌سویی این سرویس با کارکرد اصلی سازمان صداوسیما، یعنی ارائۀ خدمت عمومی، محل سؤال و تردید جدی است. یادداشت حاضر به بررسی جوانب مثبت و منفی این اقدام می‌پردازدچرا محتوای خدمت عمومی در عصر حاضر اهمیت دارد؟در عصر حاضر، به‌طور کلی با چالش‌هایی مواجه‌ایم که اهمیت خدمت عمومی را در نظام حکمرانی رسانه دوچندان می‌کند. برخی از این چالش‌ها عبارت‌اند از:1. پدیدۀ سرریز داده‌ها و گم‌شدگی محتوا: سرریز داده‌ها یا سرریز اطلاعات، اصطلاحی است برای اشاره به حالتی که در آن، شخص در اثر مواجهه با حجم فراوانی از اطلاعات دسته‌بندی‌نشده (نسبت به زمان در اختیار خود)، دچار سردرگمی می‌شود. در این حالت، با وجود داده‌های موردنیاز، فرد توانایی تمایز و گزینش این محتواها را نخواهد داشت.2. حباب فیلتر: حباب فیلتر (Filter bubble) وضعیت انزوای فکری در فضای مجازی است که بر اثر نتایج جست‌وجوی شخصی‌سازی‌شده در اینترنت پدید می‌آید. در این حالت، الگوریتمِ وبگاه (شبکۀ اجتماعی، پایگاه خبری و...) آنچه کاربر انتظار دیدنش را دارد حدس می‌زند و نتایج دلخواهش را به‌طور گزینشی نمایش می‌دهد. این کار با استفاده از اطلاعات مربوط به کاربر از قبیل مکان، رفتار و کلیک‌های قبلی و سابقۀ جست‌وجوی او انجام می‌شود. در نتیجه، کاربر در حباب‌هایی که به‌لحاظ فرهنگی و ایدئولوژیک با سلیقه و ذائقۀ او هم‌خوانی دارند محبوس می‌شود و امکان برخورداری از نتایجی که با دیدگاه‌های او مغایرند را از دست می‌دهد.3. نقش دروازه‌بانان جدید محتوا: چه‌کسی بر چه اساسی تصمیم می‌گیرد که چه‌چیزی (چه محتوایی) باید به چه‌کسی مرتبط شود؟ موتورهای جست‌وجو و رسانه‌های اجتماعی، که هر دو محصول پیشرفت‌های اخیر هستند، می‌توانند اطلاعات خاصی را در صفحۀ نتایج خود نمایش و شکل دهند و این اطلاعات را اولویت‌دهی یا حذف کنند. این امر بر روی محتوا و اطلاعاتی که در نهایت توسط کاربران قابل‌دسترسی است، تأثیر بسزایی خواهد داشت. به‌عبارت دیگر، با توجه به این موضوع که ارائه‌دهندگان خدمات مبتنی بر وب الگوریتم‌های پیشنهاددهی خود را بر اساس اهداف تجاری خود تطبیق می‌دهند، امکان اولویت‌دهی و پیشنهاد موضوعات جذاب و عامه‌پسند بیش از موضوعات ضروری و موردنیاز کاربر وجود دارد.4. پایش محتوای مضر: تعدیل و پالایش محتوای مضر و تنظیم و اولویت‌دهی محتوای موردنیاز جامعه، در معنای گسترده‌تر منافع عمومی، دو روی یک سکه هستند و هر دو برای پیشرفت آیندۀ سیستم‌های اطلاع‌رسانی، نقش محوری دارند.5. کاهش تولید و انتشار محتواهای بومی باکیفیت: از جمله پیامدهای دیگر توسعۀ روزافزون رسانه‌های جدید و ورود بازیگران یا واسطه‌های دیجیتال بین‌المللی، کاهش محتواهای بومی باکیفیت متناسب با فرهنگ ملت‌هاست. وجود بازیگران فعال بومی که اهدافی بیش از اهداف تجاری را در نظر می‌گیرند و ارائۀ محتوای باکیفیت توسط آن‌ها، می‌تواند تضمین‌کنندۀ تثبیت و ارتقای فرهنگ ملی در کنار ارتباطات گستردۀ جهانی باشد.6. چالش بقای صنایع خلاق ملی: کاهش تولید محتواهای بومی و اضمحلال رسانه‌های خدمت عمومی، که در بسیاری از کشورها پیش‌ران صنایع خلاق محسوب می‌شوند، چرخه‌های اقتصاد خلاق را مختل کرده و کاهش مشاغل خلاق را به همراه خواهد داشت.بنابراین، رسانه‌های پخش خدمت عمومی، به‌عنوان متولی اصلی ارائۀ خدمات عمومی در عرصۀ رسانه و به‌منظور کاهش اثرات چالش‌های فوق، اقدام به انتشار محتواهای تولیدی خود بر بستر وب کردند. این محتواها جهت برجسته‌سازی بیشتر با حمایت‌های دولتی و قانونی همراه شد. دسترسی به محتوا به‌طور معمول هزینۀ اضافی‌ای برای کاربران در بر نخواهد داشت؛ ویژگی مثبتی که علاوه بر جذب مخاطب، منجر به ترویج بیشتر محتواهای باکیفیت و استاندارد در جامعه می‌شود. البته این کمک‌های دولتی و حاکمیتی به رسانه‌های خدمت عمومی، الزامات و محدودیت‌هایی را نیز برای آن‌ها از جهت حضور در بازار به وجود می‌آورد که رعایت‌نکردن آن‌ها موجب برهم‌خوردن رقابت یا توازن انتشار محتوا در بازار خواهد شد.تلوبیون‌پلاس؛ حامی محتوای خدمت عمومی یا ابزار سلطه بر بازار VoD؟!رونمایی از تلوبیون‌پلاس در اوایل آذرماه 1400، واکنش‌ها و حواشی‌ای به همراه داشت. عده‌ای از این اقدام خرسند شده و برخی به انتقاد از آن پرداختند. اگرچه مسئولان تلوبیون این سرویس را رقیبی برای سرویس‌های مشابه بخش خصوصی نمی‌دانند و به‌شدت آن را تکذیب می‌کنند، فعالان بخش خصوصی این اقدام را «رقابت غیرمنصفانه» از سوی سازمان صداوسیما می‌دانند. به‌طور خلاصه، می‌توان از نگاه موافقان مزایای زیر را برای وجود چنین سرویسی بر‌شمرد:1. کمک به ارتقای کیفیت این بازار: هدف رسانه‌های پخش عمومی سود نیست. رسانه‌های پخش خدمت عمومی به‌دلیل برخورداری از حمایت‌های مالی و قانونی دولتی، از امکانات بیشتری نسبت به شرکت‌های خصوصی برخوردارند و در نتیجه، پتانسیل تولید محتوای باکیفیت‌تری دارند.2. تحمیل‌نشدن هزینۀ اضافی با اشتراک رایگان: این رسانه‌ها با هدف دسترسی آحاد افراد جامعه به محتواهای موردنیاز با کمترین هزینه، از سوی حاکمیت و مردم بنیان نهاده شدند. موافقان با استناد بر این موضوع تأکید می‌کنند که مخاطبان باید امکان دسترسی به محتواهای باکیفیت را در بستر اینترنت داشته باشند و اگر کاربری هزینۀ لازم برای خرید اشتراک سرویس‌های خصوصی را ندارد، نباید از محتواهای مهم و موردنیاز محروم شود. 3. رعایت بیشتر چارچوب‌ها و موازین و حفظ فرهنگ بومی: این دسته از افراد چنین استدلال می‌کنند که با توجه به وجود اصول تولید و پخش محتوا و نیز نظارت بیشتر بر آن، در محتواهای انتشاریافته از این سرویس چارچوب‌های هنجاری بیشتری رعایت می‌شود. از طرفی، از آنجایی که بخش خصوصی به‌دنبال توسعۀ کسب‌وکار و سودآفرینی از ارائۀ محتواهای خود است و نگاهی اغلب تجاری به رسانه دارد، یا به برنامه‌های پرمخاطب و عامه‌پسند سوق پیدا می‌کند، یا به‌سمت استفاده از برنامه‌های تأمینی خارج می‌رود.4. نبود تبلیغات و مخاطب‌فروشی (تا این لحظه): یکی از ایرادات مطرح‌شده به سرویس‌های پخش محتوای داخلی، وجود تبلیغات در برنامه‌های آن‌ها با وجود فروش اشتراک است.5. تنوع محتوایی زیاد (ژانر، قالب و موضوع): با توجه به کثرت و تنوع محتواهای تولیدی و تأمینی سازمان صداوسیما، سرویس این سازمان از غنای بیشتری نسبت به دیگر سرویس‌ها برخوردار است.6. کمک به پویایی و تحول سازمان صداوسیما: سازمان صداوسیما به‌عنوان یک اَبَرسازمان، در گذر سالیان، تغییرات نسبتاً کمی را شاهد بوده است. این بی‌تحرکی سازمانی، منجر به اتلاف منابع انسانی و مالی و نیز ازدست‌رفتن بخشی از مخاطبان و بازار رسانه‌ای شده است. اقدام اخیر می‌تواند تحرکی هرچند کوچک در پیکر این سازمان بزرگ ایجاد کند تا منجر به کاهش اتلاف منابع و احیای جایگاه این سازمان رسانه‌ای شود.7. کمک به پویایی رقابت و افزایش کیفیت خدمات: وجود رقابت، منجر به بهینه‌سازی فرایند و اقدامات، به‌کارگیری خلاقیت و نوآوری و افزایش کیفیت خدمات می‌شود. از این حیث، موافقان تأسیس تلوبیون این امر را امری مبارک تلقی می‌کنند که در نهایت به‌نفع کاربران خواهد شد. نکتۀ حائز اهمیت این است که آیا این مزایا با اقدام تلوبیون‌پلاس هم‌خوانی دارد؟ چنین به نظر می‌رسد که برخی از این مزایا در این سرویس رعایت نشده است و از سوی دیگر، آسیب‌ها و لطمه‌های بزرگی به دیگر بخش‌های این صعنت خواهد رساند. برخی از انتقادات مطرح‌شده دراین‌باره شامل موارد ذیل است:1. رقابت غیرمنصفانه به‌دلیل حمایت‌های حاکمیتی از سازمان صداوسیما: منتقدان قائل به آن هستند که سیاست‌گذاری‌های کلی، مبتنی بر حمایت بی‌کم‌وکاست از این سازمان است و دیگر فعالان مستقل در این حوزه به‌کلی نادیده گرفته می‌شوند. به‌عنوان مثال، حمایت‌های مستقیم مالی، از انواع حمایت‌های تبعیض‌آمیز است. فعالان بخش خصوصی معتقدند که توزیع مناسب حمایت‌ها، به‌ویژه حمایت‌های قانونی و مالی، نتیجۀ بهتری هم برای مخاطبان و هم فعالان مستقل در این عرصه و هم حاکمیت به همراه خواهد داشت. آنان با انتقاد از سازمان صداوسیما بر این باورند که این سازمان با بی‌توجهی به نظرات مخاطبان، باعث هدررفت منابع مالی و ایجاد نارضایتی در مخاطبان می‌شود و این امر به ایجاد معضلات اجتماعی و سیاسی دامن می‌زند.2. مشخص‌نبودن فرایند نظارت و پاسخ‌گویی و تعارض منافع: از آنجایی که سازمان صداوسیما خود را متولی اصلی نظارت و تنظیم‌گری صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی می‌داند، در این حوزه ذی‌نفع محسوب می‌شود. در چنین شرایطی اگر اقدامات غیرمنصفانه یا متخلفانه‌ای از سرویس پخش مبتنی بر تقاضای این سازمان سر بزند، امکان تنظیم‌گری صداوسیما و درستی آن محل تردید خواهد بود. به‌علاوه، در حال حاضر فرایند تنظیم‌گری بر این سرویس و نهادهای آن در هاله‌ای از ابهام است. آیا ساترا مسئول نظارت بر عملکرد این سرویس جدید است؟ اگر نظارت می‌کند، پس اصل تعارض منافع چه می‌شود و اگر نظارت نمی‌کند، چه بازیگر دیگری این وظیفه را بر عهده دارد.3. قیمت‌‎شکنی/بازارشکنی با ارائۀ اشتراک رایگان و ایجاد بازار تک‌قطبی: مقصود از این عبارت، که به آن «رقابت مخرب» نیز می‌گویند، فروش یک محصول با قیمت کمتر از هزینه‌های تمام‌شده‌ و از میدان به در کردن رقباست. تلوبیون‌پلاس با اشتراک و عرضۀ رایگان محتوا، متهم به ایجاد چنین فضای رقابتی‌ای با دیگر سرویس‌ها شده است. به نظر می‌رسد این موضوع، با توجه به منابع عظیم مالی این سازمان و شفاف‌نبودن نحوۀ خرج‌کردن و بازده مالی آن و ارائۀ خدمتی تجاری و نه عمومی در قالب تلوبیون‌پلاس، بی‌اساس نباشد. ارائۀ محتوای غیراختصاصی و مشترک با بخش خصوصی، همچون فیلم‌های سینمایی و محتواهای غیرتولیدی، این گمان را تشدید می‌کند. به‌عبارت دیگر، اَبَرشرکت‌ها یا اَبَرسازمان‌ها، با داشتن منابع سرشار مالی و حمایت‌های قانونی از یک سو و بالابودن سطح ضربه‌پذیری خود از سوی دیگر، با اتخاذ سیاست‌های مخرب، رقبای کوچک‌تر را که سدی در برابر سلطۀ آن‌ها بر بازارند از میدان به در می‌کنند. در این میان، بازیگران خرد و متوسط بازار بیشترین آسیب را خواهند دید.4. ازبین‌بردن صنعت خلاق و کسب‌وکارهای بخش خصوصی: با ایجاد فضای رقابتی غیرمنصفانه، کسب‌وکارهای خصوصی به‌مرور ورشکسته شده و از صحنۀ رقابت به‌اجبار خارج خواهند شد. در چنین شرایطی، تولید محتوای اصیل و بومی کاهش چشمگیری پیدا کرده و بسیاری از مشاغل در این صنعت از بین خواهند رفت.5. عرضۀ محتوا بدون وجود قوانین «مدت‌زمان‌ دسترسی» برخلاف نمونه‌های خارجی: سرویس‌های خارجی مشابه، مقررات و شرایط خاصی برای عرضه و انتشار «محتواهای تولیدی» خود در فضای مجازی دارند. به‌عنوان مثال، برخی از محتواهای BBC iPlayer در فاصلۀ زمانی سی‌روزه پس از پخش و انتشار تلویزیونی در اختیار کاربران این سرویس قرار دارد و پس از یک ماه، این محتوا دیگر در این سرویس‌ها در دسترس نیست. همچنین محتواهای تولیدی مشترک با سازندگان دیگر، ممکن است شامل مقرراتی شود که به این سرویس اجازۀ پخش این محتواها را ندهد. سرویس 4ALL نیز دارای چنین مقرراتی است و بسیاری از محتواها تا سی روز در دسترس‌اند. با این حال، سرویس سازمان صداوسیما تاکنون چنین قواعدی را بر دسترسی به محتواهای خود اعمال نکرده است.6. عرضۀ محتواهای تأمینی به‌جای محتواهای تولیدی: اقدام دیگر این سرویس، برخلاف رویه‌های مرسوم، انتشار محتواهای تأمینی است. برخی از این محتواها با ماهیت، اصول و قوانین رسانه‌های خدمت عمومی سازگاری ندارد. به‌عبارت دیگر، برخی از این محتواها را نمی‌توان مصداقی از «منفعت عمومی» یا «خدمت عمومی» تلقی کرد و با چنین اقدامی، در واقع تفاوتی بین سرویس سازمان صداوسیما و دیگر رسانه‌های مبتنی بر تقاضا وجود ندارد. این دسته از محتواها، اهداف ملی‌ای را محقق نمی‌کنند و ارتباط محکمی با یک خدمت عمومی ندارند. منتقدان فرهنگی با اشاره به استفادۀ این سرویس از محتواهای تأمینی خارجی و تعارض با وظایف اصلی سازمان صداوسیما، این عمل را بی‌توجهی به این مهم می‌دانند و این اقدام را عملی با هدف جذب مخاطب قلمداد می‌کنند.7. فقدان شفافیت در اهداف، راهبردها و برنامه‌های آتی: این سرویس تاکنون توضیحات مشخصی را دربارۀ دلیل چنین اقدامی و اهداف و راهبردهای آن ارائه نکرده است. بدین ترتیب، وجه تمایز این سرویس با دیگر سرویس‌ها در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.کلام آخراگرچه وجود چنین سرویسی می‌تواند از نظر برخی برای مخاطب مفید واقع شود، این امر به‌معنای جواز و تأیید هر نوع ورود به این بازار نیست! با رویکرد فعلی این سرویس، نمی‌توان آن را مصداقی از سرویس‌های خدمت عمومی دانست. آنچه در این اتفاق بیش از هرچیز به چشم می‌خورد، فقدان مقررات‌گذاری دقیق و شفاف پیرامون «اصول اساسی رسانه‌های خدمت عمومی»، «محتوای خدمت عمومی»، «نظارت و تنظیم‌گری محتوای منفعت عمومی» و «رقابت در رسانه» است؛ چیزی که در صورت وجود، به نظر می‌رسد سرویس‌های صداوسیما از آن طبق قاعده‌ای نابجا معاف شوند!فعالیت این سرویس زمانی می‌تواند مفید واقع شود که در چارچوبی روشن انجام پذیرد تا علاوه بر تضمین منافع مخاطبان و ایجاد دسترسی عادلانه به محتواهای متنوع موردنیاز جامعه، به دیگر کسب‌وکارهای فعال در این حوزه آسیبی وارد نشود و بازار انحصاری یا دروازه‌بان شکل نگیرد. این موارد همگی سؤال‌ها و مسائل باز و بدون پاسخ از سوی سیاست‌گذاران و مدیران این سرویس است.این یادداشت در اولین شماره از نشریه‌ی رستاک، نشریه‌ی تخصصی مطالعات حکمرانی رسانه در ایران منتشر شده است. برای دریافت شماره‌ی اول رستاک به اینجا مراجعه کنید.همچنین صفحه‌ی رستاک در ویرگول هم به تازگی راه افتاده و مطالب رستاک و دیگر مطالب مرتبط با مطالعات حکمرانی رسانه در ایران در آن به اشتراک گذاشته می‌شود.* هم چنین این مطلب به‌تاریخ 28 / 10 / 1400 در وب‌سایت نشریۀ پیوست منتشر شده است:</description>
                <category>حمید عزیزیان</category>
                <author>حمید عزیزیان</author>
                <pubDate>Wed, 11 May 2022 00:36:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«تحول»؛ ضرورتی انکارناپذیر برای سازمان صداوسیما</title>
                <link>https://virgool.io/restalks/%C2%AB%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84%C2%BB%D8%9B-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7-ipb511hmppkt</link>
                <description>در عصر حاضر، رسانه‌ها کارکرد و نقش‌های متعدد و بی‌شماری در جامعه دارند. می‌توان فعالیت اصلی نهاد رسانه را تولید، بازتولید و توزیع معرفت به‌معنای وسیع آن، یعنی نمادها یا مراجع معنادار و تجربه‌شدنی در جهان اجتماعی، دانست. در همین راستا، پژوهشگران بسیاری به شناسایی و تشریح کارکردهای این «نهاد میانجی اجتماعی» پرداخته‌اند. به گفتۀ صاحب‌نظران این عرصه، رسانه‌ها در جامعه پنج کارکرد اصلی را به دوش می‌کشند: 1. اطلاع‌رسانی؛ 2. همبستگی؛ 3. پیوستگی و تداوم؛ 4. سرگرمی؛ 5. هم‌گرایی عمومی. سازمان صداوسیما، به‌عنوان بزرگ‌ترین رسانه و یکی از ابرسازمان‌های کشور، متولی و ضامن تحقق این کارکردهاست. به طور کلی می‌توان گفت که اطلاع‌رسانی و آموزش و سرگرم‌سازی سه کارکرد اصلی این رسانه هستند. سؤال اینجاست که آیا سازمان صداوسیما در مسیر یادشده قدم برمی‌دارد؟ پرسشی که ابهامات زیادی حول‌محور آن دیده می‌شود.سازمان صداوسیما در دوره‌های ریاستی مختلفی، تحولات مثبت و منفی‌ کوچک و بزرگ را به خود دیده که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:• توسعۀ کیفی محتواها در کنار ازدیاد نیروی انسانی؛ • توسعۀ کمی شبکه‌ها و نیروی انسانی سازمان در کنار آن؛ • تلاش برای کوچک و چابک‌سازی سازمان؛ • توجه به برندمحوری به‌جای شبکه‌محوری و توسعۀ کمی؛• اداری‌ترشدن هرچه بیشتر سازمان صداوسیما؛• غیرتخصصی‌شدن سازمان صداوسیما در چند سال گذشته.با این حال به نظر می‌رسد که در حال حاضر این سازمان بیش از هر زمان دیگری، ماهیت پویای یک سازمان رسانه‌ای را کنار گذاشته  و در زمره دیگر سازمان‌های اداری بی‌تحرک و لَخت قرار می‌گیرد. بدیهی است که آسیب‌شناسی وضعیت فعلی سازمان صداوسیما تفصیل بسیار دارد و در این یادداشت نمی‌گنجد؛ اما به‌طور کلی، در ادامه به توصیف وضعیت موجود پرداخته می‌شود.ترسیم وضع موجودعلی‌رغم تلاش‌های صورت‌گرفته، کارشناسان بر این باورند که وضعیت فعلی این نهاد رسانه‌ای فاصلۀ بسیاری با اهداف تعیین‌شدۀ آن دارد و همچنان سهم چشمگیری از ظرفیت این سازمان بدون ‌استفاده و فایده باقی مانده است. بخش بزرگی از این اتفاق را می‌توان ناشی از عدم درک صحیح تغییرات اجتماعی و فناوری دانست. گسترش رسانه‌های اجتماعی این امکان را به کاربران داد تا به تولید محتوای انبوه بپردازند و درمورد محتواهای تولیدشده به‌طور مستقیم اظهارنظر کنند؛ در نتیجه، مخاطبان برخلاف گذشته در موضع انفعالی محض نسبت به رسانه‌ها قرار نمی‌گیرند و رویکرد فعالانه‌تری دارند. به نظر می‌رسد متولیان سازمان صداوسیما تا امروز یا این تغییر پارادایمی را درک نکرده‌، یا توجه درخوری به آن نداشته‌اند.  همچنین توجه بیش از حد صداوسیما به فرایندهای سنتی در حوزۀ اخبار و سرگرمی، تطابق‌نداشتن با شاخص‌های جدید و بی‌توجهی به خلاقیت و نوآوری، وضع موجود را بدتر کرده است.واگذاری مرجعیـــــــــــــــــت فرهنگی و هنــــــــــــــــری و عقب‌ماندن از تحولات روزبا توجه به موقعیتی که سازمان صداوسیما به‌واسطۀ جایگاه نهادی و قانونی خود در سپهر رسانه‌ای کشور دارد، انتظار می‌رفت نقش «مرجعیت فرهنگی و هنری» را در حوزۀ رسانه‌ای کشور ایفا کند؛ حال آنکه این مهم با کاهش تولید آثار فاخر، روی‌آوردن به تقلید از برنامه‌های خارجی، بی‌توجهی به سرمایه‌های انسانی و نیروهای خلاق، افزایش برنامه‌های تأمینی و... رفته‌رفته به حاشیه رانده شده است.با فراگیری فناوری‌های جدید مبتنی بر وب، حضور یکتای صداوسیما بر فضای رسانه‌ای کشور کاهش یافته و سرویس‌های خصوصی توانسته‌اند با پویایی و خلاقیت بیشتر و توجه به نیاز مخاطب، گوی سبقت را تا حدی از این سازمان بربایند. در حال حاضر، رسانه‌های خصوصی با صرف هزینه‌های زیاد در حال تولید محتواهای نمایشی هستند و این امر چالش جدیدی برای صداوسیما به همراه داشته است. همان طور که اشاره شد، این رسانه‌ها تهیه و ساخت و چینش محتوایی خود را بر اساس نیاز و علاقۀ گروه‌های مختلف مخاطب انجام می‌‌دهند؛ همان موضوعی که پاشنه‌آشیل سازمان صداوسیما محسوب می‌شود. این نکته را می‌توان یکی دیگر از دلایل فاصله‌افتادن میان صداوسیما و مخاطب دانست. به‌عبارت دیگر، مخاطبان (یا حداقل بخشی از مخاطبان) صداوسیما را رسانه‌ای مردمی که به نیازهای مختلف گروه‌های گوناگون جامعه پاسخ می‌دهد نمی‌دانند. معضل دیگر، فراموشی ژانرهایی همچون کودک، مستند و درام (نمایشی) در انبوه محتواهای سیاسی، مسابقات و برنامه‌های گفت‌وگومحور است. توجه به تولید برنامه‌های پرزرق‌وبرق اما سطحی که بیشتر آن‌ها بازسازی ضعیفی از نمونه‌های خارجی است نه‌تنها اثر ماندگاری در جامعه بر جای نمی‌گذارد، خلاقیت و نوآوری را نیز از رسانۀ ملی می‌گیرد. در این بین، صنعت رسانه و مخاطب و نیروهای خلاق، قربانی چنین تصمیماتی هستند. زمانی آثار تولیدی صداوسیما، به‌ویژه در حوزۀ کودک یا برنامه‌های نمایشی، تبدیل به خاطرات چند نسل می‌شد؛ با گذشت زمان، این ویژگی‌ها در آثار تولیدی این سازمان رخت بربسته و تولید چنین برنامه‌هایی به یک استثنا بدل شده است.کاهش اعتبار و مقبولیت به‌ویژه در مواقع بحرانیاز سوی دیگر، با وجود حمایت‌های همه‌جانبۀ حاکمیتی، «اعتبار و مقبولیت رسانه‌ای» صداوسیما نزد مخاطبان محل سؤال بسیاری شده است. با تداوم وضع فعلی، این سازمان برخی از کارکردهای خود را در جامعه بیش از پیش از دست خواهد داد و جایگاه خود را به رسانه‌های داخلی و خارجی واگذار خواهد کرد؛ کمااینکه در حال حاضر نیز تا حدی چنین شده است. همچنین باید افزود که بی‌اعتنایی به ارزش‌های خبری و رخدادهای اجتماعی داخل کشور و تمرکز بیش از حد بر حوادث خارجی، به‌خصوص در بخش خبر، انتقاد بسیاری از خبرگان و افراد جامعه را به همراه داشته است.با توجه به نکاتی که بیان شد، وضعیت فعلی سازمان صداوسیما را می‌توان دست‌کم در هفت بخش بررسی کرد:1. آگاهی کم نسبت به زمان و بی‌توجهی به تحولات فناورانه و اجتماعی؛2. بی‌تحرکی و فقدان پویایی به‌همراه دست‌کم‌گرفتن رقبای داخلی و خارجی؛3. ضعف ایده‌پردازی، نوآوری و خلاقیت در برنامه‌سازی و تقلید صرف از برنامه‌های خارجی؛4. بی‌هویتی و نداشتن گفتمان و سبک اختصاصی؛5. خلأ نیروسازی و از‌دست‌دادن نیروهای مجرب؛6. کم‌توجهی به خواست اقشار مختلف؛7. درنظرنگرفتن نیاز مخاطب، کم‌توجهی به افکار عمومی و فاصله‌گیری از مردم.چه باید کرد؟پرداختن به راهکارها از ظرفیت یک یادداشت خارج است و مطلب حاضر نیز سعی داشته تا تلنگری برای آغاز تأمل و بررسی‌های بیشتر باشد. با این حال، مواردی که در ذیل می‌آید را می‌توان بخشی از رئوس تحولی در سازمان صداوسیما دانست که فارغ از سرفصل‌های تحولی و جزئیات هریک از آن‌ها آورده می‌شود.1. اصلاح ساختاری: سازمان صداوسیما با توجه به همان مسئلۀ همیشگی خود، یعنی فربگی ساختار و فرایندها و لختی بیش از حد و فقدان چابکی در همۀ دوره‌ها، نیازمند اصلاح ساختاری برای چابک‌سازی و اصلاح فرایندهای خود بوده و خواهد بود. آنچه اهمیت دارد، لزوم توجه دقیق به معنای چابک‌سازی و مساوی‌نپنداشتن آن با کوچک‌سازی است (مرکز پژوهش‌های مجلس، 1400).2. توجه به اصول محتوایی و ساختار تولید محتوای جدید: سازمان صداوسیما نیازمند تحول فرایندهای سنتی تولید و انتشار محتوا، ورود به حوزه‌های محتوایی جدید و تحول در محتواها و قالب‌های محتوایی موجود است. این مورد به‌طور خاص در حوزۀ سرگرمی خود را نشان می‌دهد.3. تحول فناوری و لزوم تغییر رویکرد: لزوم تحول رویکرد سازمان با تحول فناوری‌های نوین، چه در پخش خطی و برودکست سنتی و چه در ورود به ارائۀ خدمات بر بستر وب، بر کسی پوشیده نیست. این تحول، جزئیات بسیار ریز و مهمی دارد که البته در این یادداشت نمی‌توان به آن پرداخت.4. بازگشت به‌سوی مردم: سازمان صداوسیما به‌طور خاص در حوزۀ خبر و اطلاع‌رسانی ضعف‌های متعددی دارد که عموم آن‌ها ناشی از تکیه بر فرایندهای غلط و رویه‌های ازپیش‌موجود، بی‌توجهی به نیازسنجی مخاطبان و تلاش‌نکردن برای بازتاب مردم است. اگر بخواهیم در یک عبارت به‌طور خلاصه بگوییم، صداوسیما باید به‌سوی مردم بازگردد و هویت‌محوری و عدالت‌گستری را در عملکرد خود نمایان سازد.5. نگاهی به منفعت عمومی: یکی از اصول بسیار مهم تحولی، که شاید یکی از اصول مادر نیز باشد، لزوم توجه سازمان صداوسیما به منافع عمومی و تمامی مصادیق آن از جمله تنوع آرا و افکار منتشرشده، چندصدایی و استقلال سردبیری است.6. توجه به اصول خلاقیت و نوآوری: آن چیزی با عنوان خلاقیت و نوآوری یاد می‌شود که شامل خلاقیت و نوآوری در تمامی ژانرها، محتواها، فرمت‌ها و همچنین ورود به حوزه‌ها و انواع قالب‌های جدید به‌صورت کاملاً نوآورانه و نه‌فقط تقلید از قالب‌های موجود باشد. 7. گسترش تولید محتوای اصیل: تکیۀ بیش از حد سازمان صداوسیما به محتوای تأمینی و حتی آرشیوی، موجب ازبین‌رفتن بخش مهمی از مخاطبان این سازمان به‌ویژه در حوزۀ سرگرمی خواهد شد. با توجه به میزان بودجه و درآمد و البته شناسایی دقیق حوزه‌های محتوایی اثرگذار، سازمان صداوسیما باید تکیۀ اصلی خود را بر محتوای اصل و اورجینال بگذارد. 8. تنوع‌گرایی و توسعۀ کیفی به جای توسعۀ کمی صرف و تکثر شبکه‌ها: تکیۀ سازمان صداوسیما به‌جای بالابردن تعداد شبکه‌ها و حوزه‌های این‌چنینی باید بر تنوع محتوایی، ژانری و حوزه‌های مختلف محتوایی باشد. 9. اثرگذاری محتوایی، قالبی و فنی در سپهر رسانه‌ای به‌جای اعمال قدرت‌ جهت افزایش سهم رسانۀ ملی در سبد مصرفی خانوارها: سازمان صداوسیما باید تلاش کند تا با تنوع محتوایی و تمامی اصول یادشده، جایگاه خود را در سبد مصرفی رسانه‌ای خانوارهای ایرانی تثبیت کند. مادامی که این موارد محقق نشود، اعمال قدرت جهت تثبیت جایگاه صداوسیما بی‌ثمر خواهد بود و کمکی به افزایش سهم آن نخواهد کرد.موارد عنوان‌شده، بخشی از اصول تحولی مهم برای سازمان صداوسیما است که به‌طور کلی و فارغ از دسته‌بندی‌های تحولی مدنظر ما درگروه سیاست‌پژوهی رستاک مرور شد. جزئیات هریک از موارد یادشده، پرداختن بیشتر به سازمان صداوسیما و بررسی میزان نزدیکی آن به رسانۀ خدمت عمومی، موضوعات مختلفی است که در شماره‌های بعدی نشریه و سند تحولی پیشنهادی گروه سیاست‌پژوهی رستاک موردمداقه قرار خواهد گرفت. آنچه اهمیت دارد، نزدیکی هرچه بیشتر سرفصل‌های یادشده به وضعیت موجود و اجراست که همواره مدنظر گروه در تدوین اسناد تحولی قرار داشته است. پیوند این موارد با آسیب‌شناسی سازمان صداوسیما و البته اصول حاکم بر رسانۀ خدمت عمومی، همان چیزی است که نقشۀ راه اصلی را نمایان می‌سازد.این یادداشت در اولین شماره از نشریه‌ی رستاک، نشریه‌ی تخصصی مطالعات حکمرانی رسانه در ایران منتشر شده است. برای دریافت شماره‌ی اول رستاک به اینجا مراجعه کنید.همچنین صفحه‌ی رستاک در ویرگول هم به تازگی راه افتاده و مطالب رستاک و دیگر مطالب مرتبط با مطالعات حکمرانی رسانه در ایران در آن به اشتراک گذاشته می‌شود.</description>
                <category>حمید عزیزیان</category>
                <author>حمید عزیزیان</author>
                <pubDate>Wed, 11 May 2022 00:24:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ملغمه‌ای از هر چیز که به ذهنم میاد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_40332630/%D9%85%D9%84%D8%BA%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B0%D9%87%D9%86%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D8%AF-dpmaguonbujw</link>
                <description>برای شروع، هر چی فکر کردم، عنوان دیگه‌ای به ذهنم نیومد :)من با مهندسی عمران کارشناسی رو شروع کردم؛ هنر رو دوست داشتم؛ الان دارم ارشد مدیریت رسانه می‌خونم؛ درگیر موضوعاتی مثل علوم اعصاب، روانشناسی، جامعه‌شناسی، بازی سیاست، حکمرانی و این مواردم... خیلی درهم‌برهم!</description>
                <category>حمید عزیزیان</category>
                <author>حمید عزیزیان</author>
                <pubDate>Tue, 12 Apr 2022 01:44:58 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>