<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Hasan Asadi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_40572864</link>
        <description>حسن اسدی، کوچ حرفه‌ای توسعه و رشد فردی. دریافت خدمات کوچینگ، از طریق واتس‌اپ یا پیامک به شماره‌ 09009201835 اقدام کنید. برای تخصص‌های دیگر کوچینگ، به سایت گروه کندو مراجعه کنید:www.Can-DoCoaching.com</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:37:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1599273/avatar/vA5YlG.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Hasan Asadi</title>
            <link>https://virgool.io/@m_40572864</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ترسیم چشم‌انداز شخصی: راهی برای دستیابی به اهداف بزرگ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_40572864/%D8%AA%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%85-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-cxy6wxhywrle</link>
                <description>چشم‌انداز تنها می‌تواند ارتقا یابد و هرگز کاهش پیدا نمی‌کند. کاهش آن معمولاً یا ناشی از تسلیم شدن است یا به این دلیل که چشم‌انداز بر اساس واقعیت‌های شخصی فرد شکل نگرفته و صرفاً تقلید یا کپی‌برداری ناخودآگاه از آرمان‌ها و جایگاه دیگران بوده است. در چنین شرایطی، با افزایش آگاهی، فرد به چشم‌انداز واقعی خود دست می‌یابد؛ چشم‌اندازی که با ارزش‌ها و خواسته‌های درونی‌اش هماهنگی بیشتری دارد. این چشم‌انداز جدید ممکن است بزرگ‌تر، کوچک‌تر یا متفاوت از تصور اولیه باشد، اما اصیل‌تر و متناسب‌تر با هویت واقعی فرد خواهد بود.رقابت در ترسیم چشم‌انداز بی‌معناست، زیرا چشم‌انداز خود مرحله‌ای از رشد است و با دستیابی به آن یا حتی نزدیک شدن به آن، چشم‌انداز جدیدی شکل می‌گیرد.نکته مهم این است که در کوچینگ، تقریباً در همه موارد، مراجعان پیش از رسیدن یا حتی نزدیک شدن به اهداف چشم‌انداز خود، به دلیل آگاهی‌های جدیدی که در مسیر کسب می‌کنند، آن را تغییر داده یا ارتقا می‌دهند. این تغییر نه‌تنها نشانه ناپایداری نیست، بلکه نشانه رشد ذهنی و شناخت عمیق‌تر از خود است.پس ترسیم چشم‌انداز جایی برای رقابت نیست، همان‌طور که ذهنیت رقابتی مانعی در مسیر آگاهی است.واقعیت و واقع‌گرایی همیشه بهترین روش حرکت بوده، همان‌طور که برای صعود از پله‌ها، موثر‌ترین راه گام برداشتن بر پله بعدی است.البته هیچ مانعی برای پیمودن پله‌ها دو تا دو تا، سه تا سه تا یا حتی ده تا ده تا وجود ندارد؛ تنها مسئله این است که آیا برای شما امکان‌پذیر است یا نه.چشم‌انداز خود را بر اساس امکان‌پذیر بودن یا نبودن ترسیم نکنید. چشم‌انداز شما بازتاب خواسته‌های نهایی‌تان در لحظه اکنون است، فارغ از اینکه در لحظه‌ای بعد، به سطحی بالاتر ارتقا یابند یا نه.چشم‌انداز خود را بر اساس آنچه واقعاً می‌خواهید، کسی که دوست دارید باشید و فضایی که مایلید در آن زندگی کنید، ترسیم کنید.می‌توانید از این سوالات استفاده کنید:تصور کنید هیچ محدودیتی وجود ندارد. سپس:1. دوست دارید در آینده چگونه شناخته شوید؟2. دوست دارید در آینده چه نقشی داشته باشید؟3. چه ارزش هایی برای شما غیر قابل مذاکره هستند و می خواهید همیشه آنها را حفظ کنید؟4. مهم ترین دست آوردی که می خواهید به آن برسید چیست؟راحت باشید؛ فکر کنید، بنویسید، خط بزنید و دوباره بنویسید، در حال حاضر همه چیز ممکن است!· حال با آرامش بنشینید و این آینده را تصور کنید. چه احساسی به شما دست می دهد؟واقع گرایی خود را برای این به کار بگیرید که در این لحظه چه کاری برای رسیدن به آن می توانید انجام بدهید!حسن اسدیکوچ حرفه‌ای توسعه و رشد فردی</description>
                <category>Hasan Asadi</category>
                <author>Hasan Asadi</author>
                <pubDate>Tue, 18 Feb 2025 15:38:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آگاهی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_40572864/%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-awgx0yltqv5i</link>
                <description>چرا ریشه های مشکلات ما، خودشون رو از ما پنهان میکنن؟!و وقتی به آگاهی برسیم و پیداشون کنیم، چی میشه؟انسان انقدر قدرتمنده که وقتی بفهمه و به آگاهی برسه؛ دیگه هیچ چیز نمیتونه جلوش رو بگیره.اگر باورش براتون سخته، به شما پیشنهاد می کنم به آخرین گره درونی که بهش آگاه شدید فکر کنید.به آخرین دوزاری که براتون افتاد!!بعدش چی شد؟دقیقا فهمیدید باید چیکار کنید، نه؟و چقدر آسون بود...فکر نمی کنید علتش اینه که شما و اینکه یک انسان، به معنای واقعی قدرتمنده؟مشکلات ما، ریشه ی مشکلات ما؛ چرا خودشون رو از ما پنهان میکنن؟!شاید اونها از ما بهتر میدونن که اگر ما بفهمیم، دیگه نمیتونن جلوی ما رو بگیرن.آگاهی؟! شاید تنها چیزی است که نیاز داریم.بنظرتون بهتر نیست قبل از اینکه بر اساس احساس نتوانستن، تصمیم بگیریم؛ به دنبال این بگردیم که:چی باعث میشه فکر کنیم نمی تونیم؟!</description>
                <category>Hasan Asadi</category>
                <author>Hasan Asadi</author>
                <pubDate>Fri, 17 Feb 2023 23:44:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق واقعی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_40572864/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-vl110aevsveb</link>
                <description>ما خودمون رو دوست داریم. ما عاشق خودمونیم.اما چطور میشه که میتونیم دیگری رو هم دوست داشته باشیم؟شاید فکر کنید خیلی راحت میشه دیگران رو دوست داشت.خب پس یک سوال خیلی ساده میپرسم:چی باعث میشه دوستش داشته باشی؟وقتی دنبال این سوال بری، دوباره می رسی به خودت و میبینی تو فقط خودت رو دوست داری. اگر چهره اس، اگر اخلاقه، اگر مادی یا اگر معنوی هست، فرقی نمیکنه، تو فقط خودت رو دوست داری و بقیه جهان رو فقط در صورتی که جوری که تو میخوای باشن؛ دوست داری.شاید همین الان داری توی ذهنت با من مخالفت می کنی و من رو به عنوان کسی که اومده زیبایی های جهان رو از بین ببره میبینی.اما من میگم عشق یعنی ابزار بشر برای خواستن دیگران.بگذارید از یک شکلات شروع کنیم. فکر کنم همه شکلات دوست دارن. فکر کن تو دلت شکلات میخواد و من به تو یه شکلات می دم. الان منو دوست داری؟ چقدر؟به اندازه شکلاتی که بهت دادم؟ یا اصلا شکلات نبود؟! اصلا هر چی که بود!اما الان من رو به اندازه چیزی که میخواستی دوست داری، نه؟ به همون اندازه، به همون شدت؟!حالا کی کیو دوست داره؟ یا کی چیو دوست داره؟!حس خوبی داشت یا حس بدی؟الان از نوع بشر ناامید شدی؟اما همین انسان کاری کرده که بتونه یکی دیگه رو به اندازه خودش دوست داشته باشه. اما چطوری؟!وقتی چیزهایی رو برای هم تامین کردیم که به تنهایی قادر به تامین کردنش نبودیم؛ عاشق هم شدیم.شدیم انسان؛ یک موجود اجتماعی. انسان هایی که با تامین نیازهای همدیگه، عاشق تر میشن.انسان های خودخواهی که حتی میخوان توانستن رو هم خودشون بتونن، دارن عاشق میشن.وقتی که از مرحله طلب کردن از دیگری به مرحله طلب کردن از خودمون می رسیم، انگار عاشق تر میشیم.انگار الان دیگه هر چیزی رو که به دست میاریم بخاطرش مدیون کسی هستیم که برای تونستن کنار ما بود.انگار وقتی خودمون میتونیم به دست بیاریم برامون لذتبخش تره.یعنی عشق اینه که من بگم: جوری که من میخوام باش! یا چیزی که من میخوام رو به من بده؟!یا عشق اینه که من بگم: باش تا من به چیزی که میخوام برسم. تو فقط باش!توفقط باش... تو انقدر باش تا من بالاخره بفهمم به تو نیازی ندارم!!و وقتی من بفهمم برای به دست آوردن هام به تو نیازی ندارم، اون موقع برای توانستن مدیون تو هستم.و وقتی به دست بیارم و برسم، برای تمام توانستن هام و تمام به دست آوردن هام دوستت دارم.شاید از اون به بعد؛ تو دیگه تمام بقیه منی...از اون به بعد میتونم تو رو به اندازه تمام تخیل ام، به اندازه تمام قدرت ذهن ام، به اندازه ی تمام رویاهای ناتمامم دوست داشته باشم.</description>
                <category>Hasan Asadi</category>
                <author>Hasan Asadi</author>
                <pubDate>Tue, 14 Feb 2023 15:06:21 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>