<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی عبداللهی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_40782639</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:48:53</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>علی عبداللهی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_40782639</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معنای زندگی چیست؟ سوالی اساسی که قبل از هر کاری باید به آن پاسخ بدهید</title>
                <link>https://virgool.io/@m_40782639/%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-hggupcf5mzuy</link>
                <description>تا حالا شده از زندگی خسته بشوید و با خودتان بگویید که اصلا چرا این همه کار می‌کنم؟ یا چرا این همه سختی را تحمل می‌کنم؟ اصلا قرار است به چه برسم و چرا باید این همه تلاش کنم؟همه‌ی این‌ها را حدودا، ما جداقل یکبار با خودمون گفتیم و در موقعیت‌اش قرار گرفتیم. این پرسش‌ها نشان دهنده‌ی یک گمشده در درون ماست، یک شعله‌ی کوچک که بیان‌گر امید باشد، یا یک مشعل که راه را برایمان روشن کند.پرسش اساسیاما این نیاز چیست که ما را می‌تواند مثل یک جوان ورزشکار آماده‌ی حرکت کند یا مثل یک پیرمرد بی‌رمق اسیر تخت و تشک کند. همانطور که یک فرد در بیش از هفتاد‌هشتاد سالگی سرزنده است و یک جوان در دهه دوم زندگی هیچ انگیزه‌ای برای کار و فعالیت ندارد.معنی زندگانی یا هدف زندگی همان نیاز ما هستند پس می‌توان این ابهام را در یک پرسش خلاصه کرد.معنای زندگی چیست؟اگر به این سوال جواب بدهیم، می‌فهمیم که چرا و تا کجا باید تلاش کنیم، یا چه رنج‌هایی را باید تحمل کنیم و یا کدام‌ها را باید جدی بگیریم و از کنار کدام‌ها باید بگذریم. پس الان کمی مکث کنید و چند لحظه‌ی کوتاه به این سوال فکر کنید.سوال اساسی ما این است که هدف ما در این دنیا چیست؟نحوه برخورد با این سوالمی‌شود الان این مقاله را بست و انگار با این سوال مواجه نشده باشیم و یا حتی بیشتر خودمان را با کارهای جدی و غیرجدی سرگرم کنیم. مثلا هر وقت که به یادمان می‌آید بگوییم الان وقت این حرف‌ها نیست و برویم انواع بازی‌ها را بکنیم.یا بگوییم الان کار و مسئولیت دارم و بعدا سر فرصت به آن فکر می‌کنم؛ یا هم اینکه بگویی الان وقت درس خواندن است، امسال کنکور دارم یا سال سرنوشت سازی است پس ذهن خودم را با این موضوعات درگیر نکنم.در هر حال این سوالی است که باید دیر یا زود با آن مواجه شد و نباید از آن فرار کرد؛ پس بیایید با هم سفری شروع کنیم، نه سفری ساده بلکه سفری جهت نبرد؛ پس زره خود را بپوشید و شمشیر خود را از نیام خارج سازید تا بتوانیم این سوال را از پا در بیاوریم.باید برای رسیدن به جواب سوال معنای زندگی راهی سفری سختی بشویم.معنای زندگی در هر کجاهر کجای عالم که بروید و با هر تفکری که مواجه شوید، قطعا یکی از اساسی‌ترین سوالاتی که آن‌ها جواب باید بدهند همین سوال ما است. اصلا اینطور بگویم که هر اندیشه‌ای آنطور که به این سوال جواب بدهد همان می‌شود اعتبار و ارزش آن اندیشه.پس باید برویم و ببینیم در ادیان مختلف یا عرفان‌ها در این باره چه می‌گویند. آیا این جواب‌ها بنظر ما کافی است یا نه؟ اگر جواب خوبی به این سوال ندهند باید آن را گوشه‌ای نهاد و به سراغ دیگری رفت.معنی زندگی چیست؟به نظر شما معنی زندگی آیا یک چیز واحد است و باید بگردیم و آن را پیدا کنیم و یا نه معنای زندگی یک چیز نسبی و شخصی است و باید آن را بسازیم.کدام یک درست است؟ اصلا می‌توان بگوییم &quot;اصلا فلسفه زندگی نداریم&quot; و ضرورت معنای زندگی مانند باد هواست و چیزی که وجود ندارد چه نیاز است که از آن بحث کنیم؟سبک زندگی و معنای زندگیحال بر فرض که آن را یافتیم آیا تاثیری بر ما دارد؟ بر فرض که معنای زندگی از دیدگاه قرآن را برگزیدیم آیا در ما اتفاقی می‌افتد؟ یا مثلا اگر برنامه زندگی پس از زندگی را دیدیم آیا باید در اراده ما تغییری ایجاد بشود؟اصلا انسان  اگر بداند معنی زندگی چیست حالش عوض می‌شود؟ خستگی و شادابی ما تغییری می‌کند؟آیا اگر شخصی جهاز برای نوعروسان می‌بندد نگاهش به این سوال با نگاه آن مجرمی که مال دیگران را می‌دزدد فرق دارد؟ آیا مدیر موفقی که تمام فکر و ذکرش کمک به مردم است، جوابش به این سوال با کارمندی خسته که دنبال پیچاندن ارباب رجوعان است یکی است؟جواب سوال معنی زندگی چیست راه را برای ما روشن می کندیک پیشنهاد برای معنای زندگیدر یک مقاله که در مورد پادکست حرف زده شد، دو تا پادکست خوب معرفی کردم که یکی از آن ها پادکست سایه‌بان بود. شما می‌توانید پادکست معنای زندگی رادیو سایه بان را درباره این سوال در یوتیوب ببینید.این بحث ادامه دارد...در انتهای این مطلب از شما می‌خواهم دوباره به این سوال فکر کنید و نظر خودتان را با من همین جا در میان بگذارید.شنبه‌ها به خودمان بر می‌گردیم تا ببینیم آیا تا الان راه را درست رفته‌ایم یا نه؟ سوالات اساسی از خودمان می‌پرسیم؛ تا قبل از اینکه دیر شود. به امید دیدار مجدد</description>
                <category>علی عبداللهی</category>
                <author>علی عبداللهی</author>
                <pubDate>Sun, 28 Dec 2025 18:24:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مثل دوش آب سرد انجامش بده، به روش پومودورو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_40782639/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%AF%D9%88%D8%B4-%D8%A2%D8%A8-%D8%B3%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B4-%D8%A8%D8%AF%D9%87-pvrozij1cev4</link>
                <description>کمتر از دو ساعت فرصت دارم که بتونم این نوشته رو تمومش کنم؛ چرا چون خانواده رو گذاشتم جایی و خودم رو رسوندم پای لپتاپ که براتون بنویسم. حالا چی کار کنم؟ وقتم رو تبدیل می‌کنم به دو تا پومودورو.برای استفاده از پومودورو می‌تونید هم از تایمر گوشی استفاده کنید و هم اپلیکیشن‌های دیگه نصب کنیدپومودورو چیه؟پومودورو به به زبان ایتالیایی میشه گوجه فرنگی. من نمی‌خوام دو ساعتم رو تبدیل کنم به گوجه فرنگی. اولین بار یک بابایی به نام فرانچسکو (با لحن تبلیغات فلان برند بخوانید) که آشپز بوده اومد این تقسیم‌بندی زمانی برای انجام کارها رو ابداع کرد.حالا چرا اسمش رو این گذاشت؟ توی آشپزخونه‌ها یک تایمرهایی هست که روی 25 دقیقه تا 30 تنظیم می‌شد که مترکز روی یک کار وقت بذارن تا بهتر کار کنن. این آقای فرانچسکو که تایمرش شبیه گوجه فرنگی بوده، با خودش میگه چرا این تقسیم‌بندی زمانی رو در کارهای روزمره استفاده نکنم. همین میشه که این کار رو انجام میده و اسم این روش میشه پومودورو.خب پومودورو چه فرق اساسی داره؟ حالت دیگه برنامه ریزی رو بگم که بهتر متوجه بشید. ما وقتی می‌خوایم برنامه‌ریزی کنیم چکار می‌کنیم؟ میایم کارهامون رو می‌نویسیم. بعد اون کارها رو انجام میدیم. و خیلی از اوقات به خیلی از کارهامون هم نمی‌رسیم.پومودورو اینجا نقش آفرینی می‌کنه، میاد میگه مشخص کن که کارِت رو توی این قطعات زمانی باید انجام بدی.یعنی چی؟ مثلا من میگم می‌خوام این متن رو بنویسم. خب هیچ حساب کتابی داره که چقدر وقت می‌گیره ازم؟ نه. ولی پومودورو میاد میگه وقتت رو به قطعات 25 دقیقه‌ای، یا کمتر یا بیشتر، تقسیم کن و هر قسمت روی یک مورد متمرکز کار کن.پومودورو فایده داره؟ یک مثال بزنم که بگم چرا خودم خیلی با پومودورو حال کردم. من کمی اهمال‌کارم، حالا راه درمان اهمال‌کاری چیه؟ تقویت اراده. یک تمرینی که براش میگن اینه که یک کار رو توی مدت خیلی محدود شروع کن اگر بد بود دیگه انجام نده تا اراده‌ات قوی بشه.حس آدم وقتی می خواد بره زیر دوش آب که کمی سرد هست شبیه این عکسهحالا شده تا حالا برید حموم و آب خیلی سرد باشه؟ خب این چه سوالی برای هممون پیش اومده حالا چی کار کنیم، آب رو باز بذاریم تا آب گرم بشه یا سریع بریم دوشمون رو بگیریم. اگر اسراف نباشه انتخاب با شماست ولی اگر می‌خواستید برید زیر دوش و از سرما نزدیک هم نمی‌تونستید بشید، این کار رو بکنید؛ یک نفس عمیق بکشید و بگید فقط 10 ثانیه میرم زیر دوش و اگر خوب نبود میام بیرون. نتیجه فوق العاده بوده، لا اقل برای من.حالا من با پومودورو کارم رو با تمرکز بالا انجام میدم، بدون معطلی قبلی، دقیقا شبیه دوش آب سرد.روش کار پومودورو چیه؟البته پومودورو روش و دستورالعمل خاص خودش رو داره که در ادامه بهتون میگمکار مشخصاول از همه باید یک کار مشخص کنید. خب این یعنی توی یک زمان نباید دو کار رو انجام بدید که نتیجه اش میشه اینکه اوقاتتون نباید خاکستری بشه. برای اطلاع بیشتر پیشنهاد می‌کنم مقاله چگونه زمان را مدیریت کنیم؟ | از زمانهای خاکستری فاصله بگیرید از سایت متمم رو حتما مطالعه کنید.خلاصه بخوام بگم شما اگر کارِتون رو همزمان با کار دیگه انجام بدین، بهره‌وری تون به‌شدت پایین میاد. مثلا موقع کار آهنگ گوش بدید. اینجوری شاید لذت بیشتری از کار کردن ببرید ولی کارتون خیلی بیشتر طول می‌کشه. خب هیچ‌کس نمی‌خواد این اتفاق براش بیوفته.تایمر مهمترین ابزار برای این روش هستتایمرخب بخش اصلی ماجرا اینجاست. یک تایمر برای خودتون بذارید چه فیزیکی و چه توی گوشی. البته نرم‌افزار‌هایی هم برای این‌کار اومدن و می‌تونید از اون‌ها استفاده کنید.زمان رو می‌تونید بین 15 تا 45 دقیقه بذارید اما بهترین مقدار معمولا بین 20 تا 30 دقیقه است. عددی که روش پومودورو باهاش معروف شده 25 دقیقه است. هر چی این عدد بیشتر بشه تمرکز قوی توی این زمان‌ها سخت‌تر میشه. پس مواظب باشید زمان رو خیلی کم یا خیلی زیاد نکنید.به مرور که تمرین کنید تمرکزتون بالا میره و می‌تونید روی اعداد بالاتری تایمر رو بگذارید.یک موردی که باید برای زمان بگم اگر کارِتون کمتر از یک پومودورو تموم شد بقیه زمان رو به خودتون جایزه بدید و نرید کار بعدی. چرا؟ چون مغزتون با سریع‌تر انجام دادن کارها حال کنه. اینجوری تلاش خودش رو انجام میده که بقیه کارها رو سریع‌تر انجام بده.بدون وقفه و حواس پرتییکی از دیگه از ستون‌های این روش اینه که بدون وقفه و حواس پرتی کار رو انجام بدین. اگر تمرکزتون کم باشه یا بخواید هِی به‌خودتون استراحت بدید چه فایده؟ به خودتون بگید فقط 25 دقیقه است، انجامش میدم بعدش استراحت می‌کنم. اینجوری اون آدم تنبل توی ذهن‌تون گول می‌خوره و نگاه می‌کنه کی کار شما تموم میشه.اگر چیزی به ذهنم رسید چی کار کنم؟ خیلی مهم بود چی؟ اگر چیزی به ذهن‌تون اومد که بعداً هم میشد بهش فکر کرد یا تماسی بود که میشه بهش 20 دقیقه دیگه تماس بگیرید، روی یک کاغذی که از قبل کنار خودتون گذاشتید بنویسید که توی زمان استراحت به این مورد فکر کن و یا با این فرد تماس بگیر. اینجوری ذهنتون خیلی آروم میشه.اگر مهم بود، اشکال نداره دیگه، حتما انجامش بده؛ فقط اون پومودورو رو از اول شروع کن و قبلی رو باطل شده بِدون. اما پیشنهاد می‌کنم اگر کاری هست که میشه برنامه ریزی کرد، از قبل انجام بدین که به مشکل نخورید. توی گوشی‌ها این امکان هست که شما هم پیام آماده بذارید که تماس گیرنده ناراحت نشه.صحبت از گوشی شد؛ بد نیست این نکته رو هم بگم که حتما نوتیف‌ گوشی رو ببندید. البته من خودم اصلا به نوتیف‌هام اهمیت نمیدم. ولی شما می‌تونید یک تنظیماتی رو بذارید که نه نوتیفیکیشنی بیاد و نه تماسی با شما گرفته بشه. البته می‌تونید اون‌هایی که می‌دونید براتون حیاتی هست رو استثنا کنید.همون قدر که انجام کار مهمه، استراحت کردن بین قطعات زمانی هم مهمهاستراحتهمون مقدار که کار توی اون 25 دقیقه مهمه، استراحت هم مهمه. بعد از تایم پومودورو استراحت بین 3 تا 6 دقیقه‌ای برای خودتون بذارید. اینجوری واقعا برای کارهای دیگه‌تون حس‌وحال می‌مونه. اگر هم کارتون نصفه مونده بود همونجوری ولش کنید و به استراحت بپردازید مگر اینکه دیگه ضروری باشه.من خودم از این روش استفاده می‌کنم و خیلی حس خوبی بهم میده؛ البته نمی‌دونم از کجا یاد گرفتم و یا در چه سبکی هست اگر می‌دونید بهم بگید؛ دراز می‌کشم روی زمین و کف پاهام رو روی زمین می‌ذارم و به‌صورتی که شکمم بالا بیاد نفس می‌کشم، هر چی سینه کمتر حرکت کنه بهتره.نفس عمیق می‌کشم شاید روش 2،4،4 هم خوب باشه. این روش اینجوری هست که دو ثانیه نفس می‌گیریم بعد چهار ثانیه حبس می‌کنیم و در انتها در طی چهار ثانیه هم هوا رو خارج می‌کنیم. اینجوری واقعا بدن استراحت می‌کنه؛ حتما امتحان کنید.بعد از هر سه‌چهار تایم استراحت خوبه که یک استراحت طولانی‌تر داشته باشید تا یک نفسی چاق کنید. البته پیشنهادم اینه که در زمان‌هایی که حال دارید و سرحال‌تر هستید بیشتر کار کنید و استراحت‌ها رو کوتاه‌تر کنید و در زمانی که بدنتون خسته شده کامل استراحت کنید.خب فایده‌ پومودورو چیه؟بخوام خلاصه بهتون بگم این فواید رو من در پومودورو پیدا کردم.·       مقابله با اهمال‌کاری·       تمرکز بیشتر روی کار·       استفاده بهینه از اوقات·       استفاده از وقت‌های کم که معمولا به بطالت می‌گذره·       بالا رفتن زمان کار کردنم·       برآورد درست‌تر از انجام کار‌ها·       تقسیم بهتر زمان بر اولویت‌ها·       مقابله با کمال‌گراییشما چه فایده دیگه‌ای رو توی این روش دیدین و فکر می‌کنید باشه؟اشتباه نکنید و از پومودورو دور شوید؟!اگر می‌خواهید از زندگی‌تان هم لذت ببرید هنگامی که می‌خواهید با خانواده باشید یا تفریح بکنید و یا کاری را که می‌خواهید انجام بدهید لذت‌بخش است، بهتره سمت پومودورو نروید؛ چون قراره حال کنید و زمان‌بندی و توقف آن سر 25 دقیقه ضدحال است. ولی در بیشتر زندگی خود این روش رو جاری کنید و برکات آن را ببینید.حالا شما...به من بگید می‌خواید اولین 25 دقیقه‌تون رو به چه کاری اختصاص بدید؟</description>
                <category>علی عبداللهی</category>
                <author>علی عبداللهی</author>
                <pubDate>Thu, 18 Dec 2025 07:45:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پادکست خوب چی گوش بدیم؟ این دو تا پادکست رو همین الان امتحان کن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_40782639/%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%DA%86%DB%8C-%DA%AF%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88-%D8%AA%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D9%88-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%86-xc2lrpcfppfr</link>
                <description>به احتمال زیاد با کلمه پادکست زیر فایل‌های صوتی برخورد کرده‌اید. این کلمه برای اولین بار توسط یک خبرنگار روزنامه‌ی گاردین در سال 2004 ساخته شده است. در ایران خودمان هم کلمه پادکست از سال 2016 پر استفاده شد. ولی، هم در ایران و هم در غیر ایران محتوای پادکست بوده و فقط کلمه‌ی آن نبوده است. در این مقاله قصد دارم در مورد پادکست حرف بزنم و دوتا پادکست خوب را به شما معرفی کنم. پس با من همراه باشید.کلمه پادکست در سال 2004 ساخته شدپادکست چیست؟همان‌طور که متوجه شده‌اید پادکست محتوای صوتی است ولی هر محتوای صوتی‌ای پادکست نیست. البته بعضی از پادکست‌ها نیز به صورت تصویری هم ضبط می‌شوند تا در فضاهای ویدیویی مثل یوتیوب هم محتوای خود را منتشر بشود.رادیو‌ها را که یادتان هست شبکه‌های صوتی بر روی امواج FM که در بازه‌ای از روز برنامه‌هایی را پخش می‌کرد. اما یکسری اشکالاتی در این شبکه‌های صوتی بود که به‌لطف پیشرفت تکنولوژی حل شد.اولین اشکالی بود که شما هر ساعتی که می‌خواستید، نمی‌توانستید به برنامه مورد علاقه خود گوش بدهید. اشکال بعدی این بود که اگر یک برنامه را از دست می‌دادید دیگر از دست رفته بود و دیگر آن برنامه را نمی‌توانستید گوش بدهید. ایراد سوم این بود به دلیل هزینه‌ی نسبتا بالا این شبکه‌ها محدود بوده و تعداد کارشناسان نیز بسیار محدود بودند و هر کسی نمی‌توانست داخل رادیو باشد.اما با آمدن اینترنت، مردم توانستند برنامه‌های صوتی خود را ضبط کنند و به‌صورت عمومی منتشر کنند. پس فرق پادکست با رادیو این است که مردم می‌توانند برنامه‌ی مورد علاقه خود را هر زمان که می‌توانند گوش کنند دانلود کرده و برای خود پخش کنند.همین مزایای پادکست، مهم‌ترین دلایل محبوبیت پادکست شدند. سرعت رشد پادکست در ایران و جهان به همین دلایل بسیار بالا بوده و الان جزء پرمخاطب‌ترین محتواها است.نوع دیگری از محتوای صوتی که بعضا پادکست می‌نامند کتاب صوتی است. کتاب صوتی به محتوای صوتی می‌گویند که خوانش یک کتاب را به‌عهده دارد. اما شاید نشود به هر کتاب صوتی پادکست گفت زیرا یکی از ویژگی‌های مهم پادکست چند اپیزود بودن است؛ اپیزود چیست بخش دیگر مقاله است. پس شاید نتوان به کتاب‌های صوتی پادکست گفت.اپیزود چیست؟شاید تا حالا اسم اپیزود را شنیده باشید و شاید هم نشنیده باشید. اپیزود به قسمت‌هایی از یک مجموعه محتوا می‌گویند. پس یک قسمت از یک سریال و یا مستند چند قسمتی هم اپیزود است و از طرف دیگر یک قسمت از یک سلسله محتوای صوتی نیز اپیزود است.گفتیم یک ویژگی مهم پادکست‌ها این است که دارای اپیزودهای مختلف است. این اپیزودها حول محور یک موضوع می‌چرخد و یا بخشی از یک سِیر است. پس اگر یک فایل صوتی به تنهایی عرضه شود و نشود به دیگر صوت‌ها از طریق موضوع ربط داد آن را نمی‌توان پادکست نامید.پس تعریف پادکست را می‌توان این‌گونه گفت به مجموعه محتوای صوتی که حول محور یک موضوع قرار گیرد پادکست می‌گویند.انواع پادکستپادکست‌ها را می‌توان از راه‌ها و روش‌های مختلفی دسته‌بندی کرد. از جهتی می‌توان از جهت موضوع پادکست دسته‌بندی کرد. یا می‌توان با استفاده از نوع ارائه آن، آن را به ژانرهای مختلفی دسته بندی کرد.موضوع پادکست یکی از راه های دسته بندی پادکست ها می باشددسته‌ بندی پادکست از جهت موضوع• پادکست آموزشی• پادکست سرگرمی• پادکست تاریخی• پادکست روان‌ شناسی• پادکست موزیکدسته بندی پادکست از جهت فرم ارائه• مونولوگ تک میزبان• مونولوگ با میزبان‌های متعدد• مصاحبه با تک میزبان• مصاحبه با میزبان‌های متعددپادکست می تواند یک یا چند نفر میزبان داشته باشد و از طرفی می شود صفر یا یک و یا چند تا مهمان در پادکست حضور داشته باشندچرا هر پادکستی ارزش شنیدن ندارد؟مثل هر محتوای دیگری که به‌صورت عمومی منتشر می شود، پادکست های بی کیفیت هم بسیار زیاد است. از آن‌جایی که زمان همه‌ی ما بسیار محدود است پس مهم است که به کیفیت پادکست اهمیت بدهیم و هر محتوای ضعیفی را گوش ندهیم.از جهتی دیگر اگر بر کیفیت پادکست توجه نکنیم اثرات منفی پادکست و محتوای غلط آن می‌تواند بر ذهن ما بنشیند. تاثیر پادکست بر ذهن انسان می‌تواند بر تمام زندگی انسان تاثیر بگذارد و یا می‌تواند در بخشی از زندگی موثر باشد.در ادامه می‌خواهیم هم درباره اعتبارسنجی پادکست و هم درباره ارزش محتوای پادکست صحبت کنیم.اعتبار سنجی پادکست از بیروناگر یک مخاطب تازه بخواهد یک پادکست را بشنود، در صورتی که هیچی از محتوا نداند به چه چیزهایی توجه می‌کند، این می‌شود آن چیزی که من آن را اعتبار سنجی از بیرون می‌نامم. زیرا خارج محتوا دارد بحث می‌کند.برای این اعتبار سنجی چند مورد مهم‌تر که بررسی می‌شود این‌ها هستند.بررسی سازنده پادکستهر چقدر فردی که پادکست را می‌سازد فردی معتمد‌تر باشد، پادکست او مورد اطمینان‌تر است؛ اگر دکتری که جزء هیئت علمی دانشگاه معتبری یک پادکست دارد و یا شخصی که در حرفه خودش که صاحب برند است (پرسونال برند) پادکست می‌سازد، قطعا در نظر فردی که با محتوا آشنا نیست در نگاه اول پادکست‌های معتبر‌تری هستند.البته بعضی از پادکست‌ها متعلق به یک گروه یا برند معتبر هستند و شاید گوینده، اعتباری نداشته باشد ولی ما آن پادکست را بخاطر انتساب به آن گروه معتبر می‌دانیم.بررسی عمر پادکستمورد دومی که از لحاظ بیرون یا همان نگاه بدون در نظر گرفتن محتوا می‌توان برای اعتبار یک پادکست نام برد عمر پادکست است.فرض کنید یک پادکست بیش 200 اپیزود منتشر کرده است، قطعا در نگاه مخاطب جدید از پادکستی با 10 اپیزود بیشتر اعتبار دارد.بررسی کیفیت پادکستاگر یک پادکست کیفیت صدای خوبی نداشته باشد و یا گوینده &quot;مِن‌مِن&quot; کند و یا اینکه جاهایی را به‌صورت غیرحرفه‌ای تدوین کنند می‌تواند به مخاطب این حس را بدهد که این پادکست، پادکستی دم دستی و کم ارزش است.رضایت شنوندگان و امتیازاتیکی از راه‌های دیگر اعتبار سنجی از بیرون توجه به نظرات دیگران است. در نرم افزار های پخش پادکست مثل: کست باکس و یا اورکست معمولا جایی برای گذاشتن نظرات کاربران و امتیازدادن قرار دادند. یک شنونده جدید یکی از ملاک هایش برای اعتبار دنبال کردن و بررسی امتیازات و نظرات کاربران است.یکی از مهم ترین راه های شناخت پادکست خوب و بد برای مخاطب جدید نگاه کردن به نظرات اون پادکست هستبررسی لحن مناسبیکی دیگر از ملاک‌های مهم برای پادکست این است که بیان ساده‌ای داشته باشد و قابل فهم باشد. در یکسال گذشته پادکستی را گوش کرده‌ام که به اندازه کافی اهل جمع کردن اطلاعات و دارای امتیازات خوب و امکانات عالی بود ولی لحن خوبی نداشت و کلماتی که استفاده می‌کرد که نامانوس بود برای همین آن را به‌سرعت کنار گذاشتم و دیگر گوش ندادم.چه پادکست هایی را نباید گوش کنیم؟بر خلاف رویکرد قبلی در بررسی اعتبار یک پادکست، روشی دیگر است که می‌توان آن را اعتبار سنجی از درون نامید. این بررسی توسط شخصی انجام می‌گیرد که محتوا را می‌شناسد و اهل تحقیق است و ذهنی باز دارد.به مراتب این ملاک‌ها نسبت به ملاک‌های خارج از محتوا ارزشمند‌تر هستند، زیرا در آن ملاک‌ها احتمال دارد یک پادکست نوپا بخاطر کمبود امکانات و یا نداشتن تیم بی‌اعتبار دانسته شود؛ ولی یک پادکستی مفید باشد پس سعی کنید این موارد را بیشتر مورد توجه قرار دهید.بررسی از لحاظ منبعاز دو جهت باید یک منبع یک پادکست را مورد توجه قرار داد. اول آن‌که قابلیت استناد داشته باشد. بعضی از پادکست‌ها آن‌طور که در محتوای زرد سایت متمم گفته شده است، جوری بیان مطلب می‌کنند که دارای ابهام باشد که اگر برداشتی با تبعات منفی شد بتوانند از مسئولیت آن شانه خالی کنند.اگر پادکستی بر اساس پایه درستی نباشد با باد هوا فرقی ندارد.پس نکته اول آن شد که قابلیت استناد دهی داشته باشد. جهت دیگر بررسی استفاده از منابع صحیح و معتبر است. پس اگر یک پادکست، مطلب را از کانال‌های دانستنی‌ها بردارد و استفاده کند اعتباری به مراتب کمتر از استناد‌های دانشگاهی دارد و البته در بین منابع دانشگاهی و معتبر هم می‌شود رتبه‌بندی کرد که به اهل فن‌اش باید بسپاریم.البته نکته قابل توجه‌ای باقی می‌‌ماند، آن هم فهم و نقل درست گوینده و یا همان پادکستر از منبع و مرجع است که اگر دقت نشود تمام زحمات تحقیق از بین می‌رود.بررسی از لحاظ تبلیغاتی و فریبنده بودن پادکستبا رشد پادکست در ایران و افزایش شنوندگان پای کسانی که به قصد تبلیغ و یا فریب محتوا تولید می‌کنند به پادکست سازی باز شد. البته صرف تبلیغ کردن و معرفی محصول الزاما بد نیست ولی فریب و یا دادن اطلاعات غلط می‌تواند نشان دهد آن پادکست دارای ضعف شدیدی است.بررسی از لحاظ احساسی بودن و یا سوگیرانه بودندر مورد قبلی در مورد موردی حرف زدیم که از عمد و از روی آگاهی رخ می‌داد ولی در این مورد شاید اکثرا از روی ناآگاهی پیش می‌آید. مثال واقعی آن یک پادکستر معروف فارسی زبان داشت از مزایای اعتیاد به ماشروم (نوعی مواد مخدر) می‌گفت، اگر شخص خودش دچار آن نشده باشد و لذت زودگذر آن را نچشیده باشد این قدر سوگیرانه نظر نمی داد.البته شاید بتوان این مورد را سخت‌ترین قسمت تشخیص یک پادکست خوب دانست ولی اگر پادکستی دیدید که اهل تحقیق است و هم‌زمان اهل تعادل و آزاداندیشی است بنظرم بتوان گفت پادکست خوبی است.دو پادکست خوب، معتبر و ارزشمندپادکست‌های زیادی گوش کرده‌ام و الان هم اگر وقت بکنم پادکست گوش می‌کنم. به پادکست‌هایی گوش کرده‌ام که بعدا فهمیدم که ارزشی ندارند و یا دارای اطلاعات غلطی هستند ولی می‌توانم بگویم این دو پادکست از بهترین پادکست‌ها هستندپادکست رادیو مناهجپادکست رادیو مناهج متشکل از گروهی محقق هستند که عنواینی که تولید کرده اند اکثرا جنبه‌های تاریخی و یا سیاسی دارد. شاید گویندگان آنان نام آشنا نباشند ولی صدای گرمی که دارند و پشتوانه تحقیقی کاملی که دارند قطعا برای شما لذت بخش خواهد بود.پادکست رادیو مناهج یک پادکست با تحقیق خوب استاگر می‌خواهید شروع به گوش دادن به این پادکست کنید پیشنهاد من مجموعه‌ی گذری بر انقلاب ها است که با انقلاب انگلیس شروع می‌شود و تا کوبا و الجزایر را هم بررسی می‌کند. پیشنهاد می‌کنم همین الان 5 دقیقه از این پادکست را گوش بدهید. (کست باکس)پادکست رادیو سایه‌ باناین پادکست بیانی بسیار زیبا دارد که شما را تا عمیق‌ترین مسائل فلسفی پیش می‌برد و از کیفیت بالای ساختی برخوردار است، اگر قصد دارید آن را شروع کنید پیشنهادم از مجموعه معنای زندگی آن است، البته در فصل اول داستان‌هایی می‌گوید که گوش کردن به آن‌ها واقعا لذت بخش است.پادکست رادیو سایه بان ، پادکستی که از شنیدنش سیر نمی شویدهمین الان 5 دقیقه از این پادکست زیبا را گوش بده (سایت) (کست باکس)حالا شما...؟شما از کدام پادکست بیشتر خوشتان آمد و پیشنهاد می‌کنید که گوش بدهیم؟ سعی کنید هم دلیل برای انتخابتان ارئه دهید و هم لینک که الان آن را امتحان کنیم.یک پادکست را هم بگویید که ما سراغ آن ها کمتر برویم.</description>
                <category>علی عبداللهی</category>
                <author>علی عبداللهی</author>
                <pubDate>Sun, 14 Dec 2025 14:26:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چهار به اضافه یک توصیه منِ معلم به دانش آموزانم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_40782639/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D9%81%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87-%D9%85%D9%86%D9%90-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%85-nghsj437qk2x</link>
                <description>در روز اول مدرسه که رفتم سر کلاس قوانینی گذاشتم و خودم رو کمی معرفی کردم؛ در ادامه از بچه ها خواستم که &quot;اگر بخواهند خودشون رو به صورت کامل معرفی کنند، چطوری معرفی می کنند؟&quot;اما مساله من و بحث امروز من این موارد نیست، در آخر جلسه گفتم من هم مثل شما پشت همین نیمکت ها نشستم و بزرگ شدم و به ما هم گفتند تیزهوشانی و خیلی ها حسرت جای من و شما رو داشتن ولی هیچ کس به من این توصیه ها رو نکرد و یا اگر هم کرد من جدی نگرفتم.یکی از کلاس هایم با بچه های جون جونی خودم و البته شلوغ ترین کلاس.با توجه به کلاس هفتم بودن بچه‌ها و اینکه اول راه هستن توصیه هایی کردم که واقعا به‌نظرم زندگی من رو می‌تونست بهتر کنه، در ادامه این توصیه ها رو برای شما هم می‌نویسم تا اگر کسی اطرافتون بود که حتی اگر سن اش گذشته بود و به این توصیه ها عمل نمی کرد، بهش متذکر بشید.4+1 توصیه برای ادامه زندگی1.     زبان یاد بگیریداین اولین توصیه من به همه افراد است چه از خودم کوچک‌تر و چه بزرگ‌تر ولی این را جدی بگیرید.من وقتی هم‌سن شاگردانم بودم خواهرم بسیار تشویقم می‌کرد به شرکت در کلاس زبان انگلیسی، ولی از جهاتی من سر باز می‌زدم. شاید یکی از کمک کننده های من توی این فرار پدرم بودند که انتخاب رو به من دادند که چکار کنم.ولی اگر شما خودتان می‌توانید خودتان و اگر یاد دارید به زور هم شده فرزندانتان را به کلاس زبان بفرستید، در ادامه به‌کارش می‌آید. اولین نیاز شدید من به سه سال بعد اصرار های خواهرم بر می گردد.یکی از شاخه های مهم ریاضی و المپیاد کامپیوتر ترکیبیات است، عکس بالا که نشان دهنده حالت های ممکن قرار گیری سه توپ به شکل دو توپ را نشان می دهد یکی از ساده ترین مسائل شاخه ترکیبیات است.آن زمان که غرق در خواندن و تمرین برای المپیاد کامپیوتر شدم. روزها مدرسه بودم، و تا شب هم کتابخانه، البته بعضی اوقات مدرسه را هم می‌پیچاندم تا المپیاد کامپیوتر بخوانم، البته همان زمان هم بعضی اوقات همه را می‌پیچاندم و به تفریح می‌گذراندیم.ولی آن زمان که نیاز بود زبان برنامه نویسی یاد بگیرم، هنوز پایتون جا پای خود را سفت نکرده بود، برای همین با C++ را باید یاد می‌گرفتم، منبع آن هم کتابی بود به‌ زبان انگلیسی و آن‌جا بود که فهمیدم ای دل غافل مقداری که زبان یاد گرفتم چه در مدرسه و یا به‌واسطه موسسه زبان رفتن دیرهنگام، برایم کم بوده و الان گیر کردم.تمام تلاشم را کردم ولی نتوانستم آن کتاب را خوب بخوانم و با تلاش های ناقص کمی برنامه نویسی یاد بگیرم. البته برنامه نویسی که ما انجام می‌دادیم برنامه نویسی برای سوالات ریاضی بود و برنامه نویسی بازاری، کار نکردم.جای دیگری که بسیار حس نیاز می‌کنم، دقیقا همین زمان است؛ که می‌خواهم مهارت هایم را از طریق محتواهای آموزشی یوتیوب ارتقا بدم ولی به خیل محتواهای انگلیسی برای ضعف دراین زمینه دسترسی ندارم.زبان را منحصر به زبان انگلیسی نکنید، شاید نزدیک 10 زبان خوب و کاربردی و پراستفاده داشته باشیم. هر کدام را که دوست داشتید یاد بگیرید.فقط نکته‌ای که هست دقت داشته باشید  که زبان را منحصر به زبان انگلیسی نکنید، شاید نزدیک 10 زبان خوب و کاربردی و پراستفاده داشته باشیم. هر کدام را که دوست داشتید یاد بگیرید.مثلا دوستی داشتم که فرانسوی یاد گرفت و از آن استفاده کرد، یا آشنایی دارم که زبان چینی را دوست داشت و از همان برای تحصیلات استفاده کرد.یکی از نکات مثبت برای آموزش زبان آشنایی با یک دنیای دیگر از فرهنگ و هنر و علم است.2.     ورزش کنیددومین توصیه من به دانش آموزانم این بود ورزش کنید، مخصوصا ورزش حرفه‌ای. ورزش به نظر شخصی بنده این است که باید عرق بریزی و ضربان قلبت را بالا ببرد. پس ورزشی که این دو یا حتی یکی از این ها رو نداشته باشد ورزش به حساب نمیاید.یکی از مثال‌هایش که اتفاقا بچه‌ها خیلی اعتراض کردن، به اصطلاح ورزش شطرنج است که هیچ کدام از این دو رو ندارد پس به‌نظر ورزش نیست.ورزشی که عرق نکنید یا ضربان شما بالا نرود ورزش نیست.اگر می‌توانید ورزش حرفه‌ای انجام بدهید. چرا؟ چون حرکاتی که در یک ورزش به‌مرور پیشرفت کرده، در طی مرور زمان اصلاح شده و اشتباهات و افراط و تفریط آن گرفته شده. به‌غیر از این، شما در ورزش حرفه‌ای می‌توانید رشد خودتان را اندازه بگیرید و حتی به مسابقات فکر کنید، این خودش انگیزه بخش است.درباره این نکته خودم بسیار به‌ آن عمل کردم؛ از کلاس چهارم دبستان تا الان حدودا هرسال در یک رشته به‌صورت حرفه‌ای تلاش کردم، سال‌هایی در فوتسال مسابقات رفتم، در یک سال فوتبال چمن رفتم. یک سال پینگ‌پونگ را به صورت حرفه‌ای دنبال کردم، یک سال بدمینتون را مسابقات رفتم، چند سال هم والیبال را رفتم؛ و الان در هر کدام که ادعا دارید با هم مسابقه می گذاریم.البته این رشته‌ها آن‌هایی بودند که در حد مسابقات دنبال کردم و گرنه زمانی که یوگا چند جلسه رفتم و یا چندین نوبت بدن سازی، و یا رشته‌های رزمی  در سبک‌های متفاوت را که امتحان کردم، را در آن لیست نمی گنجانم.البته نکته‌ای که شاید به ذهن شما هم بیاید، بحث آسیب دیدگی است. حرف هم، حرف منطقی است. اما اگر با بدن نتوانی فعالیت جدی کنی پس به چه کار می‌آید. برای همین باید طبق توصیه‌های انجام شده مخصوصا اگر مربی دارید عمل کنید که کمتر آسیب ببینید.ولی حتی اگر آسیب هم دیدید هم دست از ورزش نکشید، نه این که مثلا با گچ پا یا دست وارد تشک ژیمناستیک شوید نه، ولی زمانی که محدودیت ندارید با اجازه دکتر و رعایت مراقبت‌ها ورزش را ترک نکنید.3.     کتاب بخوانیدروزنامه خراسان یار بچه گی های منمن از قدیم خودم اهل خواندن بودم، ولی اشتباه می‌‌خواندم؛ یادم  هست زمانی که هنوز کلاس دوم بودم و خیلی‌ها انتظاری از خواندن روان متن‌ها را از هم‌سن هایم نداشتند، من چه شیفت صبحی بودم و یا شیفت بعد ظهری بودم منتظر پیک می‌ماندم.پیک می‌آمد و روزنامه‌ی خراسان را که حاجی(پدرم)  اشتراکش را بخاطر علاقه من تهیه کرده بود را درون خانه می‌انداخت و من با شوق و ذوق مشغول خواندن روزنامه می‌شدم. و روتین هر روزه‌ی من این بود که مرا به‌زور از پای روزنامه بلند می‌کردند و به سمت مدرسه راهی ام می کردند.بعدها فهمیدم که روزنامه خواندن با این که کمک های شایانی به من و فهم من کرد و من آن زمان‌ها می‌نشستم همه چیز را تحلیل می‌کردم و بررسی می‌کردم و حرف افراد خیلی بزرگ‌تر از خودم را رد می‌کردم ولی اگر آن را به صورت متمرکز بر روی یک مطلب می‌گذاشتم فواید بیشتری برایم داشت و یا اگر یک رشته را به صورت کامل نمی‌توانستم پی بگیرم حداقل یک کتاب کامل می خواندم.کمکی دیگری که به من کرد این بود که من را اهل مطالعه بار آورد، یادم هست که اگر کتابی به‌دستم می‌دادند به سریع‌ترین روش ممکن آن را می‌خواندم، توی اتوبوس، سرکلاس و توی رخت خواب. یک کتابی بود بنظرم با این نام &quot;عصرهای کریسکان&quot; که آن را در یک روز از مدرسه تا حدود نماز مغرب خواندم.اما در این همه عنوان چه کتابی بخوانیم سوالی هست که شاید نشود به راحتی مشخص کرد.اما توصیه من به بچه ها مشخص بود آن هم اینکه رمان بخوانید، رمان های معروف را بخوانید. چند کتاب هم معرفی کردم از بی‌نوایان تا جنگ و صلح. خواندن کتاب های معروف توصیه همه ی اهل علم و ادب است.یکی از آثار معروف کتاب بی نوایان هست که فیلم و سریال از آن زیاد ساخته شده است.ولی توصیه من اینجا حرف یکی از اساتیدم است که می‌گفتند هر کتاب پر تیراژی را بخوانید. زیرا احتمال زیاد آن بدردی می‌خورد و حرفی برای گفتن دارد و یا حداقل زبان مشترک با بقیه مردم پیدا می‌کنید.4.     جوک بگوییدشاید مضحک بنظر بیاید ولی خب جوک است دیگر؛ توصیه من دقیقا جوک گفتن است، به چند دلیل؛ اول آن‌که بتوانند جلوی احساسات خود را بگیرند و کنترل بر خود داشته باشند.مورد دیگر این هست که بتوانند درست حرف بزنند و فن بیانشان تقویت شود، و در آخر هم انتقال صحیح حس به مخاطب را تمرین کنند.البته من این مورد را اینقدر ساده بیان نکردم، به آنها گفتم که جوک را بروید برای پدرومادرتان تعریف کنید و اگر توانستید آن ها را بخندانید یعنی موفق بودید، چرا که آن ها وقتی ببینند که شما سرتان روی درس نیست اوقات تلخی می کنند؛ و اتفاقا توانایی شما اینجا باید بدرخشد.بخندید و شاد باشید، برای این کار جوک گفتن را تمرین کنید.یادم هست که دوستی داشتیم که تمام معلم ها را می خنداند، البته کارش مقداری افراط بود ولی واقعا هنرمند بود. زمانی برای تک‌تک اساتید مدرسه زیارت نامه به عربی و به‌صورت طنز نوشته بود و بچه‌ها چندین بار خواستند که سرکلاس بخواند، و حتی خود معلم‌ها هم خوششان آمده بود.این قدرت بیان می‌تواند از آن زمانی که از درس خواندن کم می‌شود به مراتب مفید تر باشد. البته در پیرامون این توصیه به بچه ها گفتم که باید اولویت بندی کنند و مثلا شب امتحان نشینند جوک بخوانند و جوک بگویند.5.     بنویسیداین مورد را به دانش آموزانم نگفته‌ام، هم خودم بهش اطلاعات کامل نداشتم و هم بهش مطمئن نبودم. اما حالا به لیست توصیه‌های من اضافه شده. بنویسید، هر روز بنویسید، از هر چه می‌توانید بنویسید.اخیرا که شاید یک‌سال می‌شود که با محتوا‌های بلند یوتیوب آشنا شدم، که بعدا در مورد کانال‌های مفیدش برایتان می‌گویم ولی این نکته را با جان و دل فهمیدم، تولید محتوا بسیار مهم است و این از نوشتن خوب ساخته می‌شود.برایتان اینجور بگویم؛ حتما در دبستان خوانده‌اید که &quot;انسان، موجودی اجتماعی است&quot;، و از زمان انسان‌های اولیه به بعد ما با کلمات سخن می‌گوییم، حتی فکر کردن‌مان هم از راه کلمات می‌گذرد. پس اگر یاد بگیرید که صحیح بنویسید به‌غیر از اینکه در گفتارتان و بیانتان بهتر می‌شوید، حتی در فکر کردن‌تان هم بهتر می‌شوید.من نمی‌نوشتم؛ یعنی شاید از اولین زنگ انشا تا یک ماه قبل سر جمع حدود 10 تا انشا نوشتم ولی این یک ماه با جمعی آشنا شدم که برای نوشتن جمع شدن و خانم جلالیان هم راهبری این گروه را به‌عهده دارند، حالا توی این یک‌ماه حدود ده تا نوشته دادم بیرون و از این روند سخت و طاقت فرسا راضی‌ام.جمع بندی·       زبان یاد بگیرید·       ورزش کنید·       کتاب بخوانید·       جوک بگویید·       بنویسیدراستی اگر شما بخواهید یک چیزی را به فرزندتان و یا دانش آموزتان توصیه کنید، چه چیزی توصیه می‌کردید؟راستی به‌نظرتون توصیه‌هام خوب بوده یا برم بهشون بگم اشتباه کردم؟</description>
                <category>علی عبداللهی</category>
                <author>علی عبداللهی</author>
                <pubDate>Sat, 06 Dec 2025 22:59:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الگوریتم شبکه های اجتماعی - توضیح کامل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_40782639/%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D9%85-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B6%DB%8C%D8%AD-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-vh4kd5k5vtdd</link>
                <description>فلوچارت یک راه راحت برای ترسیم مفهومی الگوریتمه و این عکس یک مدل فلوچارتهمعنی الگوریتم چیه؟ الگوریتم از کلمه‌ی الخوارزمی میاد و اینجور بوده که جناب خوارزمیِ خودمون، روش حل مساله به‌صورت گام‌به‌گام رو ابداع کردند. بعد این روش با اسم خودشون رفته به انگلیسی و شده Algorithmو دوباره برگشته پیش خودمون.فهمیدیم که الگوریتم یعنی چه؛ ولی معنای الگوریتم یعنی چی؟ اگر منظورتون الگوریتم چی کار می‌کنه است  اینم کوچیک توضیح دادم که یعنی انجام و حل‌مساله به‌صورت گام‌به‌گام  اما اگر می‌خواید بیشتر بخونید به این مقاله مراجعه کنید و اگر سوالی بود همونجا از من بپرسید.در دنیای دیجیتال و کامپیوتر الگوریتم، بیشتر از جاهای دیگه به کار می‌آد چون باعث میشه راحت‌تر کارها انجام بشه. شبکه های اجتماعی از جمله اینستاگرام، یوتیوب و تیک‌تاک هم از این مقوله جدا نیستند با یک تفاوت؛ این سه سوشال‌مدیا نیستند. با اینکه همه‌جا این‌ها را سوشال‌مدیا (social media) تعریف می‌کنند ولی این‌ها در اصل اینترست‌مدیا (interst media)هستند.توی این عکس متوجه تفاوت نوع شناخت از شما می شویدفرق سوشال مدیا و اینترست مدیا چیست ؟ بزارین توضیح بدم، توی سوشال مدیا شما با افراد مشخص ارتباط دارید و آثار آن ها رو می بینید مثلا پیامرسان‌های داخلی و خارجی رو فرض کنید و یا استوری‌های واتساپ (صحیح واتساپ به‌صورت واتس اَپ خوانده می‌شود) و بله را تصور کنید و یا قدیم اینستاگرام را یاد کنید که چطور فقط افرادی که دنبال می‌کردید رو می دیدید.ولی توی اینترست مدیا دیگر بازی فرق می‌کند پلتفرم به شما بر اساس علایق شما محتوا را پیشنهاد می‌دهد و این می تواند هم مفید باشد و هم مضر که در ادامه به سود و ضرر آن هم می‌رسیم. پس یکی از مثال‌های الگوریتم، الگوریتم اینترست مدیا است.آموزش الگوریتم اینترست مدیانترسید، البته نه از کلمه اینترست مدیا بلکه از پکیج فروشان مختلف، همه‌ی آنچه آن‌ها با هزینه به شما به نام الگوریتم اینستا، الگوریتم اینستاگرام و یا حتی الگوریتم جدید اینستاگرام به شما می‌فروشند اینجا به رایگان به‌شما می‌دهم. پس در مرحله اول فهمیدید که شبکه‌های اجتماعی دیگر از حالت سابق در اومدن و تبدیل شدن به رسانه‌های مبتنی بر علاقه(Interest-based media).در قدم بعدی باید بفهمیم یعنی چی این مبتنی بر علاقه ؟ شاید شما هم شنیده باشید که اینستاگرام حتی در زمانی که ازش استفاده نمی کنید هم از میکروفون و دوربین شما استفاده می کند . برخی این کار را جاسوسی می دانند ولی دلیل اصلی آن ها جمع کردن موارد مورد علاقه شما است، البته صحت و سقم این استفاده را نمی دانم ؛ ولی این یک راه پر هزینه هست.راه آسان تر فهمیدن علاقه شما از داخل خود پلتفرم هست به اینصورت که رفتار شما و اطرافیان تون رو بررسی می کند و به شما محتوای جدید پیشنهاد می دهد . فقط اینجا باید زیر الگوریتم رو یک توضیح بدهمزیرالگوریتم های اینترست مدیازیرالگوریتم چیه؟ به زبان ساده همون الگوریتم خودمون هست ولی یک مساله کوچک شده از مساله اصلی رو حل می کنه. مثلا در مقاله الگوریتم راه‌کار مسائل یک مثال زدم از الگوریتم پخت آش، میشه اون الگوریتم طولانی رو به زیرالگوریتم‌های قبل از پخت، پخت حبوبات، اضافه کردن سبزی و اماده کردن پیاز داغ و سیر و نعنا داغ تقسیم‌بندی کرد.پس تقسیم کردن یک مساله به مساله های کوچک تر باعث میشه که راه حل های کوچیک تر ساخته بشه ، حالا چه ربطی داره به اینترست مدیا ، ربطش اینجاست که پلتفرم از چند طریق دنبال علاقه مخاطب می گردد که در ادامه اشاره می کنم.مقدار دیدن شما از محتوااین یکی از مهم‌ترین نکات هست که اگر مخاطب یک اثر از جمله ویدیو رو تا آخر ببیند و یا وقت بیشتری روی آن بگذارد یا حتی چند بار ببیند آن شبکه اجتماعی به این نتیجه میرسد که مخاطب به آن اثر علاقه مند است.اگر شما تولید کننده محتوا هستید پس پیشنهاد می‌دهم که کاری کنید که مخاطب بیشتر با شما همراه شود و حتی اگر توانستید چند بار اثر شما را ببیند. حتی شده با فاصله زمانی .واکنش و عملکرد شما نسبت به محتوامساله دیگری که هست، این هست که مخاطب آیا راضی می‌شود که بازخوردی بدهد نسبت به محتوا یا نه؟ این بازخورد می‌تونه هم به‌صورت لایک و هم به‌صورت کامنت و یا بازارسالِ محتوا باشه. این مورد می‌تونه مهم‌ترین تاثیر رو در وایرال کردن محتوا داشته باشه.البته این بازخورد فعلا نیاز نیست مثبت باشه بلکه بازخورد منفی هم می‌تونه محتوا رو وایرال کنه. مثلا چند سال پیش یک‌ویدیو از خرید یک‌خونه برای یک‌سگ وایرال شد که به شدت بازخورد منفی(هیت) گرفت ولی بازهم به شدت وایرال شد. البته بازخورد می تواند خنثی باشد مثل ارسال عدد یک.نکته قابل توجه این هست که نباید این بازخورد گرفتن باعث اذیت مخاطب بشه، وگرنه دفعه‌ی بعد ویدیوی شما را نمی‌بیند و یا اگر‌هم ببیند فقط اسکرول می‌کند. برای همین برخی از پیج‌هایی که می‌رن اطلاعاتی که فرد باید بره از توی کامنت ها بگیره، چه با ارسال چه با چیز دیگر، رو توی یک ویدیو کامل می‌گن به‌شدت وایرال شدن، چرا؟ چون مخاطب به‌جای رفتن توی کامنت‌ها کمی صبر می‌کنه اطلاعات رو میگیره و یک لایک هم به‌خاطر کم‌شدن زحمت هم میده اینطوری این پیج‌ها هم ویدیوشون تا اخر دیده میشه و هم لایک میگیرن.لایک ها و کامنت های دیگران بر پیشنهاد ها به شما هم تاثیر گذارندتاثیر اطرافیانیکی از راه های فهمیدن علایق شما اینه که بدونن که اطرافیان شما به چه‌ چیزهایی علاقه دارن، چون احتمال داره شما به همان مساله علاقه داشته باشید. این در ادبیات دینی ما هم راه دارد همانطور که پیامبر فرمودند:المرءُ عَلَى دِینِ خَلیلِه، فَلینَظُر أحدُکُم مَن یُخالِلانسان بر دین دوست‌اش است ؛ پس بنگرید که با چه کسی دوستی می کنیدهمانطور که سعدی علیه الرحمه می فرمایندتاثیر دوستان در هویت انسان در کلام شیخ اجلحالا پلتفرم افراد مرتبط باشما رو پیدا می‌کنه، مثلا آیپی اینترنت شما رو برمی داره و با نزدیکان‌تون یک‌ارتباطی کشف می‌کنه ، یا مثلا نگاه می‌کنه ببینه شما چه کسی رو دنبال کردید یا پروفایل چه‌کسی رو نگاه کردید و یاحتی ویدیوهای چه‌کسی رو نگاه کردید این‌ها سرنخی برای کشف ارتباط شما است ؛و اخرین راهی که به‌ذهن‌ام می‌رسه اینه که پلتفرم می‌گرده ببینه شما باکدام دسته از مخاطب‌ها توی یک‌دسته قرار می‌گیرید و اگر بخشی از آن افراد یک‌محتوا رو بپسندند به بقیه افراد هم نشان می‌دهد، برای بهتر درک کردن این دسته افراد مقاله پرسونا از خانم جلالیان می‌تونه کمک کننده باشه.پس احتمالا اگر شما یک محتوای جدید رو می‌بینید یکی از اطرافیان شما اون رو دیده و پسندیده؛ البته خیلی از اوقات یک محتوا رو برای سنجش به چند نفر نشان می‌دهد تا بفهمد این محتوا موردعلاقه چه افرادی هست تا بتواند بهتر پیشنهاد بدهد.راه ها دقیق نیستناین پلتفرم‌های مبتنی برعلاقه‌مندی بسیار می‌کوشند تا علاقه شما رو تشخیص بدن ولی دارای خطاهای زیادی هستن برای‌همین تمام محتوای نمایشی موردعلاقه‌ ما نیستن مثلا درمورد زیرالگوریتم مقدارتماشا بعضی‌اوقات فرد گوشی‌خود را به‌کناری می‌گذارد و ویدیو زمان طولانی پخش می‌شود ولی فرد خیلی به آن علاقه ندارد ولی پلتفرم آن را علاقه‌مندی در نظر می‌گیرد.مثلا من در تیک‌تاک خواستم کامنت های یک پست را بخوانم از آنجایی که طول کشید در ادامه برای من بسیار مشابه آن پست را نمایش می‌داد. با این که خیلی به‌آن موضوع علاقه نداشتم و از سرکنجکاوی کامنت‌ها را خواندم.یا مثلا در مورد عملکرد ما در یک‌محتوا شاید اشتباه برداشت بکند و یک شخص در کامنت‌ها نظر منفی بگذارد ولی این بازخورد رو، نشونه‌ی علاقه متوجه بشه. یا در مورد اطرافیان مثلا این شبکه‌های اجتماعی چون فیلتر هستند دقیقا نمیشه فهمید که  اطرافیان فرد چه کسانی هستند و این راه‌کار هم ناکامل است.اما درآینده به‌لطف پیشرفت‌های روزافزون تکنولوژی و مخصوصاAI  احتمال داره این خطاها کمتر بشه .دارای اهمیت یکسان نیستندمساله دیگری که وجود داره اینکه هر پلتفرم یک‌جور علاقه رو تشخیص میده و برای هرکدوم از زیرالگوریتم های بالا یک ارزشی قائل است. مثلا به‌تجربه میگم مدت تماشا در یوتوب بسیار مهمتر ‌است از اینستاگرام و گذاشتن کامنت در تیک‌تاک از دو شبکه دیگر مهم‌تر است.پس هرشبکه یک طوری این فرمول را می‌پیچد و برای هر زیرالگوریتم یک ضریب و اهمیتی قائل است؛ پس اگر الگوریتم یک پلتفرم را می خواهید باید خودتان بیشتر دقت کنید.اینترست مدیا دستگاه حباب سازشاید از این عنوان خنده‌تان بگیرد ولی درست است، البته این حباب،حباب اطلاعاتی است یعنی همان چیزی که شما می خواهید را به شما نشان می‌دهد این می تواند هم مضر باشد و هم مفید.حباب اطلاعاتی باعث میشه ما با در دنیای واقعی نزدیک هم باشیم ولی در دنیای دیجیتال باهم هیچ نسبتی نداشته باشیممضراتاز مشکل‌هایی که برای شما به وجود میاره، من دومورد به‌نظرم رسید و اگر شما چیز دیگری هم بنظرتون رسید، توی نظرات بگید که اضافه کنم .گیرانداختن شمااین مورد مهم‌ترین هدف پلتفرم‌ها است؛ که شما رو گیر بندازه و تا جایی که بشه درون خودش نگه داره تا جایی که ارتباط‌های بیرونی رو کم کنه. یکی از دوستان یک متنی داشت که خیلی قشنگ خانواده خودش رو توصیف کرده بود که حال و هوای خیلی از خانواده های ما شده. اگر دوست داشتید می‌توانید آن را بخوانید.اطلاعات غلط به شمااین مورد یکی از معضل‌های حباب اطلاعاتی است؛ یعنی شما از کسانی خبر را می‌شنوی که دوست داری آن را بگویند.مثال چالشی که بخواهم بگویم اینکه در سال 1401 که داستان‌ها داشت ، یک‌گروه طرفدار جمهوری‌اسلامی  اخبار و محتواهای خودشان را می‌دیدند و معترضین هم پیام‌ها و اخبار مرتبط با خودشان را می‌دیدند و هر دو گروه هم تصور می‌کردند اکثریت هستند.پیشنهاد شخصی‌ام اینه که همزمان از جایی که خبر می‌گیرید و قبول دارید از جای مخالف آن هم خبر را بگیرید و البته کمی گارد خود را پایین بیاورید و بعد به قضاوت بنشینید این باعث می‌شود در مورد اتفاقات مختلف با دید بهتری جمع بندی کنیدسود‌هاالبته تمام ویژگی‌های اینترست مدیا به ضرر ما نیست؛ به اضافه اینکه ما محتوایی می بینیم که احتمال دارد بیشتر به‌دردمان بخورد، اگر یک تولیدکننده محتوا باشیم، سود مهم دیگری هم دارد.به مخاطب می‌رسداگر تولیدکننده محتوا بتواند محتوای مناسب را خلق کند و متنشر کند خود این الگوریتم می‌تواند آن را به مخاطب برساند و نیاز به تبلیغ های عجیب و غریب کمتر است. پس در این عصر و زمانه بهتر است بتوانیم محتوای مناسب تولید کنیم.یکی از جاهایی که می‌توانید تولید محتوا را به‌خوبی یاد بگیرید سایت متمم است. پیشنهاد می کنم حتما یک‌سر به‌سایت‌شان بزنید؛ البته از سرچ‌کردن و دیدن محتواهای رایگان داخل اینترنت و به‌خصوص یوتیوب هم غفلت نکنید.کار اینجا تمام نمی‌شودبنظر شخصی بنده این مدل پیشنهاد و پیداکردن محتوا فقط به این سه پلتفرم محدود نمی‌شود بلکه می‌توان ردِپای این را داخل جا‌های دیگر هم دید؛ مثلا شاید در پیشنهادهای گوگل در سرچ و یا توییتر این نوع محتواها را دید. شما کجا دیگر این الگوریتم‌ها را پیدا کردید؟برای تمرین بیشتر و یادگیری الگوریتم یکی از این زیرالگوریتم‌هایی که نام‌برده شد رو به‌صورت تمرینی می‌تونید بنویسید و کامنت کنید.شما چه سود ویا ضرری دیگری می‌شناسید که این نوع استراتژی می‌تواند داشته باشد؟ </description>
                <category>علی عبداللهی</category>
                <author>علی عبداللهی</author>
                <pubDate>Fri, 28 Nov 2025 19:18:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور از نیم‌فاصله در ورد استفاده کنیم؟ + 2 راه راحت‌تر+ نیم‌فاصله چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_40782639/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%81%D8%A7%D8%B5%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-2-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%AA-%D8%AA%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%81%D8%A7%D8%B5%D9%84%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-prbgnt2r6f2j</link>
                <description>توی گوشی این خط چین عمودی دکمه نیم‌فاصله استبرای استفاده از نیم‌فاصله در کیبورد ویندوز شما می‌توانید راحت با فشردن ctrl+shift+2 از نیم‌فاصله استفاده کنید. و یا اگر از کیبورد فارسی استاندارد استفاده می کنید باید از کلید ترکیبی Shift+space استفاده کنید.با کلید میان‌بر، سریع‌تر و راحت‌تر نیم‌فاصله را بگذاریماین کار برای استفاده طولانی کار سختی است ولی شما می‌توانید با تنظیم ورد با کلید‌های میانبر خودتان نیم‌فاصله را شخصی‌سازی کنید؛ برای این کار تنها کافیست بر اساس مراحل زیر پیش بروید تا بتوانید در word به‌راحتی استفاده کنید.گام اولبه محل تنظیمات نمادها (symbol) بروید، برای اینکار از برگه‌ی insert در بخش symbols روی گزینه symbol کلیک کنید. بر روی more symbols کلیک کرده تا پنجره مورد نظر باز شود.symbol به معنای نماد است گام دوماز پنجره‌ی باز شده‌ بر روی برگه‌ی special charecters کلیک کنید و لیست را کمی پایین بکشید تا no-width optional break   رو پیدا کنید. آن را انتخاب کنید تا آبی بشود.no width optional break به معنای نیم‌فاصله استگام سومبعد از انتخاب نیم‌فاصله از دکمه‌های پایین دکمه shortcut key کلیک کرده تا وارد پنجره مرتبط بشوید. در اینجا در کادر زیر عبارت &quot;press new shortcut key&quot; را انتخاب کنید و سپس کلید‌هایی که می‌خواهید برای نیم‌فاصله قرار بدهید را فشار دهید .در انتها دکمه Assign رو بزنید تا شورت‌کات شما ثبت بشه و در نهایت close  این پنچره و پنچره‌ی قبلی را بزنید تا از تنظیمات خارج شوید؛ دکمه insert که در پنچره‌ی ابتدایی هست برای وارد کردن نماد به داخل متن است و ربطی به تنظیم شورت‌کات ندارد.از اینجا شورتکات برای نیم‌فاصله انتخاب می کنیدنکتهاز شیفت نمی‌توان به تنهایی برای ساخت شورت‌کات استفاده کرد زیرا معمولا با شیفت حالت های دیگر نوشتاریِ حروف و یا علائم استفاده می شود بدین خاطر به تنهایی امکان استفاده نیست ؛ مثلا shift+space  را نمی‌توانید بگذارید ولی با ترکیب با کلید دیگری می‌شود اینکار را انجام داد .پیشنهاد شخصی خودم برای تنظیم، ctrl+space  است. ولی شما می‌توانید هر طور که راحت‌تر بودید کلید میان‌بر استفاده کنید.درست کردن از پایهاین روش رو خیلی پیشنهاد نمی‌کنم، دلیل‌اش هم اینکه شما اگر عادت کردید به تایپ‌کردن واقعا اذیت می‌شوید.راه‌حل این روش تنظیم کیبورد جدید هست ، این به‌معنای عوض کردن کیبورد فیزیکی نیست بلکه  فهم ویندوز رو از کلیدهایی که فشار می‌دید عوض می‌کنه. برای تنظیم کیبورد جدید باید وارد تنظیمات زبانی ویندوز بشید، برای اینکار از تنظیمات وارد بخش Time &amp; Language بشید و سپس وارد قسمت Language &amp; Region بشید .البته راه راحت‌تر این است که بر روی قسمتی که زبان شما را روی نواروظیفه نشان می‌دهد کلیک کنید و سپس بر روی more keyboard setting بزنید تا وارد قسمت موردنظر شوید.باید گزینه standard persian keyboard رو انتخاب کنید و از قسمت زبان فارسی وارد Language option  بشوید و با دکمه‌ی add a keyboard اقدام به نصب کیبورد فارسی استاندارد کنید. حالا نیم‌فاصله با فشردن shift+space می‌توانید نیم‌فاصله را تایپ کنید ولی بازهم می‌گویم اصلا و ابدا توصیه به این‌کار نمی‌کنم .چرا؟ چون‌که اولا سرعت تایپ رو به‌خاطر جابه‌جا شدن کلید‌ها کم می‌کند ، مثلا پ از جای همیشگی منتقل می شود به‌جای «ئـ» می‌نشیند و کلا این علامت خودش گم می‌شود ؛ اما اگر ازقبل کیبورد استاندارد بر روی لپ تاب نصب بود هیچ‌مشکلی ندارید و فقط با فشردن Shift+space  می توانید به نیم‌فاصله دسترسی داشته باشید .نیم‌فاصله چیست؟ چرا باید استفاده کنیم؟نیم فاصله علامتی است دو حرف را با کمترین فاصله، درج می کند تا بتوانیم کلمات را صحیح بنویسیم. این صحیح نویسی باعث می‌شود که متن برای خواننده، خوانایی بهتری داشته باشد و همچنین در هنگام تایپ و ارائه‌ی آن درصورت عدم‌استفاده از نیم‌فاصله کلمه دچار شکست می‌شود و بخشی از آن به خط بعدی می‌رود.خط‌کش استفاده از نیم‌فاصله یک‌کلمه بودن است ؛ می‌خواهد آن کلمه دراصل یک‌کلمه بوده یا به‌مرور به‌خاطر استعمالات متعدد تبدیل به یک‌کلمه شده است . اگر در یک کلمه که ترکیبی از دو کلمه بوده از فاصله استفاده کنیم ، در اصل یک کلمه را تبدیل به دو کلمه کرده‌ایم .از معروف‌ترین استفاده‌های نیم‌فاصله می‌توان به گروه‌های زیر اشاره کرد ؛مثال :·        «می» در افعال·        واژه‌ها با پیشوند «بی»:بی‌خردان، بی‌‌کس‌وکار·        ترکیب‌های عطفی : حمل‌ونقل، کسب‌وکار·        کلمه‌ی همراه با پیشوند «به»: به‌خصوص، به‌زودی·        کلمه با پیشوند «در»: دراصل، درحقیقت·        ماضی نقلی :آمده‌ام، آمده‌ای، آمده‌است، آمده‌ایم، آمده‌اید، آمده‌اند·        «ها» جمع با قبلش·        ترکیب‌های اضافی : دست‌کم، سیب‌زمینی·        «تان»، «شان»، «مان» بعد از کلمه·        واژه‌هایی همراه با صفت فاعلی یا مفعولی: نمک‌پرورده، پاک‌کننده·        «یک» به صورت نکره·        واژه‌هایی با کسره خفیف:قطع‌عضو·        دوعدد با معدود بیاید:سه‌چهار بار·        حروف مخفف انگلیسی·        عنوان‌ها و القاب:شازده‌کوچولو، خاله‌سارا·        صفت تفضیلی برای خواندن بیشتر و یادگیری بهتر می‌توانید از این مقاله در فرادرس و یا این مقاله در سایت متمم استفاده کنید. شما از کدوم راه استفاده می‌کنید برای نیم‌فاصله ؟کدوم دکمه‌ها رو برای نیم‌فاصله تنظیم کردید؟  </description>
                <category>علی عبداللهی</category>
                <author>علی عبداللهی</author>
                <pubDate>Mon, 24 Nov 2025 02:25:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الگوریتم راه‌کار مسائل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_40782639/%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D9%85-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-yxeeeuc0puan</link>
                <description>تصویری از خوارزمیآشنایی من با الگوریتم از 12 یا 13 سالگی بود، انجا بود که این را فهمیدم این کلمه، از کلمه الخوارزمی  می ‌آید، انگار که خوارزمی اولین نفری بوده که برای انجام یک سوال به صورت گام به گام پیش می رفته تا به جواب برسد .همان زمان برای من این گونه حل سوال خیلی بدیهی بود و فکر می کردم همچین چیزی را که همه می دانند چرا باید داخل کتاب ریاضی بیاورند.الگوریتم حل مسائل سختبزرگتر که شدم و آن زمان المپیاد کامپیوتر می‌خواندیم برای برنامه‌نویسی این «الگوریتمه» خیلی به کارمون می‌اومد و کمی با بودن اش در کتاب ها کنار آمدم و متوجه شدم بعضی جاها  هست که اگر بر اساس الگوریتم جلو نری یا به جواب نمی‌رسی و یا اگر به اشتباه افتادی نمی‌توانی اشتباه خود را بیابی تا آن را اصلاح کنی.جلوتر که آمد و منطق خواندم و پاسخ سوالات ذهنی که نوجوانان با آن درگیر بودن را می‌دهم بزرگترین راه حل برای آسان تر کردن جواب و فهمیدن اشتباه های ذهنی این است که بنا را از اول آجر به آجر بچینی و به جلو بیای تا اشتباه را درست کنی و اشتباه فهمیده شود .دکتر حمیدرضا کفاش منبع عکس:خبرگزاری برناچه شد که بحث الگوریتم شدحالا الغرض امشب که پای یکی از وبینارهای عصردیدنی بودم و ارائه دهنده که تولیدکننده تیزری تبلیغاتی با هوش مصنوعی بود و شاهکاری کرده بود، بغیر از شعر از خوانندگی و موسیقی و  عکس ها و فیلم های این تیزر را با هوش مصنوعی ساخته بود. داشت توضیح می‌داد که چطور این کار را کرده(فیلم کامل این وبینار رو در این آدرس ببینید)تولیدصدا را با این ابزار گفت و ساخت تصویر را هم با این ابزار توضیح داد، نکته‌ی قابل توجه آن بود که این نکته را گفت که برای ساختن ویدیوی مطلوب خودتان، باید اول پلان به پلان طراحی کنید و تصویر اش را آن‌طور که می خواهید بسازید بعد آن را بدهید برایتان تبدیل به ویدیو کند. این همان الگوریتم است .مرا پرت کرد به سال پیش زمانی که یک دوره هوش مصنوعی  توسط استاد حمیدرضا کفاش برگزار شده بود و من در آن شرکت کرده بودم، که آن جا از پرامپت نویسی هم بحث شد ؛ از آن جلسه دو یا سه روزه و هزینه ای که کردم همین را متوجه شدم که حتی اگر می‌خواهی بهترین نتیجه را هم از هوش مصنوعی بگیری باید از او قدم به قدم بپرسی و همه ی نتایج را درجا ازش نخواه. این نکته ای بود که به همه ی آن زمان و هزینه برایم می‌ارزید و حالا این را در تولید ویدیو با هوش مصنوعی هم دیدم.چه به درد ما می‌خورداگر میخواهیم که مشکلات را حل کنیم ما به ناچار باید از الگوریتم استفاده کنیم، البته نیاز نیست همیشه آن را بنویسیم یا حتی در ذهن داشته باشیم ولی اگر دیدید یک مشکلی پیش آمده که حل نمی‌شود بشینید و الگوریتم خروج از مشکل را بنویسید. ان شا الله حل می‌شود.یکی از الگوریتم هایی که بسیار به کار میاد توی زندگی و همه خانم ها ازش استفاده می کنند ، آشپزیه ؛ دقیقا آشپزی .آشپزی یک الگوریتمه که شما رو به نتیجه ی یک غذای لذیذ می‌رسونه.آش منبع عکس : سایت ایران کوکالگوریتم یک غذای خوشمزهمثلا الگوریتم درست کردن یک آش این شکلی هست1.      هر کدام از حبوبات را در کاسه ای جدا حدود 2خیس بکنید2.     آب آن ها را عوض کنید3.     حبوبات را به مدت 2 ساعت خیس بخورند4.     آب آن ها عوض شود5.     حبوبات به مدت دو ساعت خیس بخورند6.     نخود ها را آبکش کرده و بشویید7.     نخود ها را با 4 یا 5 لیوان آب درون قابلمه بریزید8.     حرارت قابلمه نخود را روی متوسط قرار بدهید9.     لوبیا ها را آبکش کرده و بشویید10.  لوبیا ها را با 5 لیوان آب درون قابلمه بریزید11.   قابلمه لوبیا ها را زیاد بکنید تا بجوش بیاید12.  قابلمه لوبیا ها را روی متوسط تنظیم کنید13.  پنج دقیقه صبر کنید14.  نخود و لوبیایی را زیر دندان تست کنید .آیا پخته است ؟a.     بلی به مرحله ی 14 برویدb.    خیر به مرحله 12 بروید15.  قابلمه ی حاوی مواد پخته شده را  کناری بگذارید16.  آیا قابلمه نخود یا لوبیایی هست که نپخته باشد ؟a.     بلی به مرحله 12 برویدb.    خیر به مرحله 16 بروید17.  عدس را به مدت 30 دقیقه خیس بکنید18.  سبزی آش پاک کرده و شسته شده را روی پارچه‌ی تمیز قرار بدهید تا خشک شود19.  سبزی آشی خشک شده را به اندازه متوسط خرد بکنید20. پیاز ها را بشوییدپیاز داغ منبع عکس از سایت : پیاز داغ21.  پیاز ها را خلالی خرد کنید22. پیاز ها را روی حرارت کم تفت بدهید23. آیا پیاز ها طلایی شده اند ؟a.     بلی به مرحله 23 برویدb.    خیر مرحله 21 را دو دقیقه انجام بدهید24. پیاز ها را در ظرفی بریزید25. سیر ها را تفت بدهید ، کم روغن26. سیر ها را در بشقابی بریزید27. نعنا خشک را تفت بدهید28. نعنا داغ رنگش عوض شده؟a.     بله به مرحله بعد برویدb.    خیر به مرحله 26 بازگردید29. ماهیتابه را از روی حرارت بردارید و کنار بگذارید و مداوم تفت بدهید30. یک سوم قابلمه ای که برای آش در نظر گرفتید آب بریزید31.  زیر آن را زیاد کنید تا به جوش آید32. نخود و لوبیا را به قابلمه اصلی اضافه کنید33. منتظر باشید تا آب به جوش آید34. سبزی را اضافه کنید35. نصف قاشق مربا خوری نمک اضافه کنید36. نیمی از سیر داغ و پیاز داغ و نعنا داغ و زردچوبه را داخل قابلمه بریزید37. درب قابلمه را نبندید(حدود 30 دقیقه)38. سبزی ها پخته اندa.     بلی به مرحله 38 برویدb.    خیر دو دقیقه در مرحله 36 بمانید39. رشته ها را نصف کنید40. رشته ها را داخل آش بریزید و همزمان آش را هم بزنید41.  15 تا 20 دقیقه بگذرد42. آش را بچشید . آیا نیاز به نمک دارد ؟a.     بلی به مرحله 42 برویدb.    خیر به مرحله 43 بروید43. کمی نمک اضافه کنید44. 30 دقیقه منتظر بمانید45. آش شما آماده استنوش جانمن سعی کردم به صورت ساده سازی شده برایتان بنویسیم اگر دقت کردید در این جا هم پایان داشت و هم دستور داشت و هم گزاره شرطیه، البته خوش مزه شدن یا نشدن آن را بعهده نمی‌گیرم ولی مثالی بود که ببینید یک کار معمول هم در اصل یک الگوریتم داردحالا چه کنمیکی از تمرین های خوبی که می توانید انجام بدهید اینه که یکی از الگوریتم هایی که قبلا استفاده کردید رو اینجا سعی کنید بنویسید ؟</description>
                <category>علی عبداللهی</category>
                <author>علی عبداللهی</author>
                <pubDate>Thu, 20 Nov 2025 01:56:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آهی از تهِ تهِ تهِ دل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_40782639/%D8%A2%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%87%D9%90-%D8%AA%D9%87%D9%90-%D8%AA%D9%87%D9%90-%D8%AF%D9%84-a8lx3zpl2j78</link>
                <description>این رو می‌نویسم برای دل خودم، خیلی حالم بده، اینقدر که دوست دارم دختر بودم و زار زار گریه می‌کردم، چقدر خوبه دختر بودن و پناه به اشک بردن! هر چه می‌گذرد حس عذاب وجدان گریبانم را سفت تر می چسبد نمی‌دانم چرا همچین ش؟ حالا هم نمی‌دانم چه شد که من، برای آرام شدن  آمدم که بنویسم، ولی خب می نویسم.چه شد که این شد ؟از حدود چهارشنبه هفته گذشته (21 آذر 1404 ) که قرار شد یک کورس آموزشی  تولیدمحتوا داشته باشیم با خانم جلالیان و تعهد دادیم که روزی 5 ساعت فعالیت مرتبط داشته باشیم دقیقا از همان زمان بدن من بنا بر لج گذاشت، دندان درد ام شروع شد و شدت یافت و تبدیل به ورم شد( می توانید داستانش را اینجا بخوانید)،به همین دلایل کار هایم عقب می‌افتاد و در همین حین هم مهمانی سنگینی در خانه داشتیم. کار تولیدمحتوا در شب یکشنبه به آخر شب کشیده شد و بخاطر نبود اینترنت خانه و استفاده از اینترنت موبایل و هات اسپات، گوشیم هم شارژ اش تمام شد و به مدت حدود 36 ساعت گوشی نداشتم (درباره اش در این متن نوشتم تجربه شخصی: چالش‌ها و راهکارهای خرید شارژر گوشی).خب چه شد ؟حالا که روشن کردم می‌بینم بیش از بیست تا تماس از دست رفته داشته ام از جاهای مختلف؛ مهم ترین اش از مدرسه ای که تدریس می‌کنم بود نمی‌دانستم چه شده، ولی فهمیدم؛ من به رابط مان گفته بودم که به دلیل وضعیت جسمی امکان حضور در کلاس و داد زدن را ندارم و کسی اعلام آمادگی کرده بود که به جای من برود سر کلاس، حالا یک 36 ساعت سیاه این وسط بی خود افتاد، و شد آنکه نباید می شد. باید در همان 36 ساعت تماس می‌گرفتم و با جایگزینم نهایی می کردم که نشد، از طرفی هم دقیقا رابط بنده آمد مدرسه تا با مدیر صحبت کند و بنده نبودم و یک سری انتقاداتی از بنده بود که نبودم که پاسخ بدهم.فقط اگر بخواهم به یکی از این ها اشاره کنم اینکه جناب مدیر گفته بودند(البته بنا بر صحت نقل قول):که معلم فیزیک سلام کرده اند و ایشان جواب نداده اند. اولا خیلی طبیعی هست که انسان وقتی وارد یک جمع می شود مقداری سرسنگین باشد تا کم کم با جو همراه شود . و در ضمن ،خب آیا احتمال نداشت که مثلا بنده، حواسم بر شاخه ای گیر کرده والان اینجا نباشد و صدای شما را نشنیده باشم. و در آخر اینکه در بین معلمان روز دوشنبه استاد فیزیک نداریم، بنده هستم و یک معلم قرآن و یک استاد عربی و دو تا استاد زیست و یک شیمی و یک استاد ادبیات فارسی و یک مربی ورزش و یک استاد رایانه.این فقط یک نمونه اش بود و به قول یک دوست قدیمی می گفت &quot;بازم خوبه که الحمدلله و گرنه والا به خدا&quot;فقط این نبود که ...مساله دیگر اینکه بعد از اینکه این خبر را شنیدم فشار بر رویم چند برابر حس شد. بزارید برای توضیح شما را ببرم به ایام راهنمایی و یا دبیرستان تان و یکی از دوستان شما پریده بر روی شما و دارید سواری می‌دهید، حالا پایتان آسیبی می بیند شما سریع به دوستتان می گویید : آی آی ، بیا پایین. شاید دوستتان آنقدر وزن نداشته باشد و شما به راحتی او را جابجا می‌کردید ولی با آسیب، دیگر توان او را ندارید و شاید یک دوست 40-50 کیلویی یک وزنه 150 کیلویی در آن زمان حس شود.مثال من هم همین بود، حالا با تعهدی که داشتم و عقب افتادگی که بود این خبر عین آن ضربه به پا بود و این تعهد فشار بیشتری آورد و من چندین برابر ناراحت شدم مضاف بر این که بخاطر این مواردی که تا الان گفتم خواب ام هم نامنظم شده و الان که دارم این متن را می نویسم خوابم هم می آید.چه تصمیمی گرفتمبا خود گفتم &quot;حالا که شده، باید چکار کنم&quot; ، راه حل اول یک دوش بود ولی حال اش را نداشتم و اولویت ام این بود که بنویسم و به امید اینکه بهتر شوم شروع کردم به راه حل دوم یعنی همین نوشتن. حالی که بخواهم توصیف اش کنم خوب است ولی منتظر اتمام این نوشته است تا اوضاع اش بهتر شود.خب تعهد چی؟ برای این چند روز گذشته که دیر می‌فرستادم عذر خواهی می کنم، گزارشی از کاری که انجام دادم ارائه می کنم و راهی رخت خواب می شوم تا برای جبران فردا چشم هایم را باز کنم. تا شاید کیفیت کار فردا بتواند نقصان امروز ام را جبران کنم.حالا برای چی عذاب وجدان گرفته بودم؟ حالم اینطور شد که نکنه من اون آدمی که سعی می کنم باشم و از نزدیک بودن به ایده آل ام افتخار می کنم، در حقیقت خیلی دور باشم، نکند که هر آنچه که خوبی خودم می دانم در پشت آن در حقیقت یکی از بدترین هایم است، &quot;نکند ...&quot;، ولی این حرف ها مینشیند تا آدم را تیکه تیکه کند و خرد کند و بخورد پس از آن ها باید بگذریم.در انتهادر انتها همه ی ما، چه مردان و چه زنان، خواسته و ناخواسته دچار بحران هایی می‌شویم که شرایط برایمان به ارمغان می‌آورد اما نگه داشتن آن حال و کسالت هایش برای ما هیچ امتیازی نیست. خب چه کنیم ؟ تصمیم بگیریم اگر در کوتاه مدت قابل حل است آن را حل کنیم، مثلا روی کاغذ آوردن، صحبت کردن، مشورت گرفتن.اگر قابل حل هست ولی زمان زیادی می گیرد در پی حل آن باشیم ولی از روی لیست دغدغه های ذهنی مان برداریم و فقط توی لیست &quot;کار هایی که باید انجام بشود&quot; بیاوریم. اگر هم قابل حل نیست خب چرا بهش فکر می کنی، از آن بگذر و او را فراموش کن، به عبارتی دیگر آن را به یک طرف تان بگیرید .برای هر دو حالت آخر هم توصیه می کنم که حتما یک کار حال خوب کن انجام بدهی تا از آن انرژی منفی خارج بشوی. مثلا گشت و گذار در بیرون از خانه یا اسکرول کردن فضای مجازی (من خودم این وقت ها تیک تاک نگاه می کنم) یا یک چیز خوشمزه بخورید و چه بهتر که خودتان درست کنید ، حتی اگر پسر هستید .بعد هم تصمیم بگیر با انتخاب های بهتر خودت و تلاش بیشتر، اوضاع رو همانطور که دوست داری تغییر می‌دی و شروع می‌کنی به جنگیدن.حواست رو جمع کن!این حالت فقط برای خود آدم اتفاق نمی افته، پس حواست رو جمع کن که توی اطرافیان ات اگر کسی کمی گرفته است، شاید ذهن اش از اتفاقی پر شده که تو می تونی کمک اش کنی. یکی از کمک ها اینه که این متن رو بهش بدی پس لطف کن این متن رو سیو کنی تا گم نکنی .در ضمن دوست دارم آخرین باری که شما حال من رو داشتید کِی بوده و چطور ازش فرار کردید؟</description>
                <category>علی عبداللهی</category>
                <author>علی عبداللهی</author>
                <pubDate>Tue, 18 Nov 2025 01:38:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه شخصی: چالش‌ها و راهکارهای خرید شارژر گوشی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_40782639/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%98%D8%B1-%DA%AF%D9%88%D8%B4%DB%8C-ifybbunvox6y</link>
                <description>شارژر 25 وات عکس: تکنو لایفهر وقت که شارژ گوشی ام به 20 درصد میرسد، استرس تمام وجودم را دربرمی گیرد، باید سریع خود را به جایی برسانم که بتوانم هر طور شده گوشی خودم را شارژ کنم ؛ اصلا برای همین است که همیشه ی خدا شارژر ام همراهم هست .من نه نوموفوبیا دارم  و نه اضطراب وابستگی و نه حتی کمی اضطراب ، حقیقت اش رو اگر بخواهید باید دندان به جگر بگذارید تا کمی عقب بروم تا دلیل این کار عجیب ام را بفهمیداین گوشی را حدودا سه سال پیش خریدم شارژر اش خوب بود تا مدتی که نمی دانم آسیبی دید یا نه که باعث شد دچار مشکل شود و من چندین باز قطعات مختلف آن را عوض کردم : سیم، آداپتور و تبدیل سه شاخه به دو شاخه تا توانستم به ترکیب دلخواه ام برسمتا اینکه اربعین گذشته ، بعنوان مربی همراه بچه های مسجد بودم ، سفر خوبی بود تا اینکه در موکبی که در کربلای معلا بود و بصورت عمومی بود شارژر در برق بنده ناپدید شد و من هر چه سوله خودمان و باقی چادر ها را گشتم خبری از آن نبود، تجربه بدی است مخصوصا من که قبلا سابقه دزدیده شدن گوشی هم در اربعین داشتم ، ولی آنجا با پیگیری و لطف خدا شد که گوشی برگردد ولی حالا چطور برگشتی ممکن هست ؟خلاصه برگشتیم و چند روزی با گوشی زاپاس گذراندم ولی عاقبت مجبور شدم از یک مغازه بطور گذری شارژر بخرم، با قیمت های مختلف بلاخره حدود سه ماه پیش نزدیگ هفتصد هشتصد تومان خرج سه قطعه‌ی شارژر کردم و با خوشحالی که جای خالی قبلی را توانستم پر کنم به خانه پدر خانم رفتم و گوشی را گذاشتم به شارژ .تا یکی دو روز اول خوب بود ؛ ولی درد از آنجا نشات گرفت که فروشنده طی کرد که پس نمی گیرد و بله شد همان که نباید میشد ، حالا مشکل اصلی گوشی هویدا شد ، شارژ نکردن گوشی هنگامی که خاموش شده است .وعجب دردی که باعث می‌شود آدم شبیه انسان های دچار اضطراب کلی موقعی که شارژ گوشی کم است هراسان بشود .حالا برای کاری که تعهد دادم هر روز انجام دهم شیشه ی وجود گوشی ام را دیشب برای روز اول به زمین زدم و خاموش شدن اش همانا و دیر شدن تعهد روز دوم همانا .اما تجربه ی شخصی بنده از خرید هایم اینه که :اول سعی کنید از جاهایی خرید کنید که شناخته شده تر هستند و امکان بازگشت و مطالبه رو دارید خرید کنید ، مثلا از دستفروش ها اگر چیزی بخرید اگر پاتوق شان آنجا نباشند و از فروشنده های  سرپایی بخرید امکان جنس بنجول بودن کالا هست ، و همین طور اگر از شهر دیگری بخرید .دوم به جای تاکید روی قیمت و گرفتن تخفیف سعی کنید بر روی کیفیت تاکید کنید و سعی کنید از فروشنده یک متن دست نویس همراه با امضا به شما جهت ادعا های خود به شما بدهد تا بعدا بتوانید به خودش مراجعه کنید .البته فروشنده این شارژر هیچ ادعایی نداشت و بخاطر همین  بنده امکان درخواست بازگشت پول را نداشتم اگر شما هم تجربه مشابه یا نکته ای دارید که کمک کنه یاد بگیریم در این روز ها چطور بهتر خرید کنیم خیلی خوشحال میشم راهنمایی کنید .</description>
                <category>علی عبداللهی</category>
                <author>علی عبداللهی</author>
                <pubDate>Mon, 17 Nov 2025 00:36:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درد دندان و درمان های خانگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_40782639/%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-xwhmjuk3lb8t</link>
                <description>   از دیروز بعد ظهر  درد دندان امانم را بریده بود، با جناب چت جی پی تی تمام قرص های داخل کشوی خانه را چک کردم که ببینم کدام یک می تواند درد ام را مرهم باشد . با اینکه امید داشتم چیز قویی پیدا کنم ولی تنها چاره ی کار حضرت استامینوفن بود .    استامینوفن رو ساعت هشت خوردم و به بدرقه درد رفتم ، شاید حدود نیم ساعتی گذشت تا غوغایش پایان یافت ؛ خلاص شدم . مهمان هم داشتیم و کار نکرده بسیار ، هر طور بود کار ها را انجام دادم و مهمانی را به پایان بردم .   تازه خانه داشت از گرمای حضورِ مهمان ها خالی میشد و ما آماده ی خواب که دوباره این غول نامانوس برایم قد علم کرد ، با قرصِ استامینوفنِ دیگر او را به فراموشی سپردم و با تلاش خوابیدم ؛ حدودا تاثیر قرص اول 4 ساعت بود .   با توجه به خستگی مهمانداری خواب شیرینی بود ، ولی امان از بدترین بیدار شدن ممکن ؛ ساعت 2 از خواب همراه درد  پریدم و دیدم تنها دو ساعت توانستم بخوابم ، از درد  بلند شدم ، از طرفی از مصرف قرص های شیمیایی اجتناب می کنم برای همین بنا کردم به نخوردن قرص ، مسکّنِ همیشگیِ حالاتِ من پیاده روی هست ، پس شروع کردم در طول دو تا فرش 2*3 رفت و آمد ، ولی درد امان نمی داد .   ناچار شدم به استفاده ی گوشی و بازی کردن تا درد را با غفلت بگذرانم ، بله جواب داد و تا ساعت چهار سرگرم بودم ؛ بلند شدم و گفتم &quot; بس است غفلت &quot; و راهی رخت  خواب شدم تا کمی بیشتر بتوانم بخوابم و الحمد لله خواب خوبی بود .   بقیه اش را خلاصه کنم که برای نماز صبح و هفت صبح که بیدار شدم حالم بهتر بود( کمی احساس ورم داشتم) و امید این را داشتم که حالم ردیف بشود ، گفتم امروز بروم درمانگاه برای دندان پزشکی ولی متوجه شدم برای این ترم هنوز دفترچه را تمدید نکردم (اگر پسر با سن بیش از 18 باشید تحت کفالت پدر هم  باشید نیاز داره که اول هر ترم اشتغال به تحصیل بدید به بیمه تا براتون تمدید کنن ) ، تا کار هایش را انجام دادم و برای حضرت پدر فرستادم متوجه شدم بخاطر گم کردن دفترچه  و نیاز به صادر شدن آن باید دو سه روز دیگر باید تحمل کنم و اینکه تا آن موقع حسابی احساس ورم  داشتم و در آیینه  حجم باد کرده لپ را می دیدم (آبسه ای که کرده بود روی لثه چیزی دیده نمیشد و حس می کنم عفونت داخل لپ ریخته) ، خلاصه بنا بر همراهی با سرنوشت شدم و داخل اتاقی خوابیدم.   زمانی که بیدار شدم احساس ضعف شدیدی داشتم و بعد کلاس بعد ظهر این حالت به اوج خودش رسید ، بعد نماز مغرب از یکی از دوستانم خواستم مرا  به خانه ی پدر خانمم برساند، او هم حال نزار مرا که دید قبول کرد ، در راه نسخه ی اول درمان خانگی را به من داد و تضمین تجرب کرد .&quot; نگه داشتن ترکیب آب و زردچوبه غلیظ بر روی ورم در دهان &quot;   بعد از رسیدن به خانه سعی کردم رفتارم طوری باشد که معلوم نشود که درد دندان دارم ؛ ولی نشد که بشود ، و البته خوب هم شد ؛ درمان های دوم و سوم را هم از همکار برادر خانم با واسطه ایشان گرفتم .راه حل ها رو اینطور به من گفتن یکی ساده و یکی راننده اتوبوسی .&quot; پیچیدن دستمال بر سر دستمال کاغدی و خیس کردن آن و آغشته به فلفل سیاه کردن و فرو کردن در حفره ی دندان &quot;&quot; استشمام دود دستمال کاغذی تازه خاموش شده از سوراخ بینی ای که سمت  درد دندان  هست &quot;   این آخری را که موسوم به روش راننده اتوبوسی بود امتحان کردم شبیه معتاد ها شده بودم ولی نتیجه باور نکردنی بود ، درد دندانم تا حدود 80-90 درصد بهبود یافت و احساس ضعفم از بین رفت . حالا نمی دانم دلیل اش چیست ولی حدس میزنم که با توجه به سوزش درون بینی توسط حرارت دود ، باعث فلج شدن اعصاب دندان ها و نرسیدن پالس های احساس درد به مغر میشه که تا چند وقتی احساس درد نداشته باشی و وقتی هم که بر می گردد کم کم و به مرور  برمی گردد اگر حدس دیگری دارید یا دلیل آن رو می دونید خوشحال میشم که همینجا نظر تون رو ببینم .زنده باد رانندگان پایه 1 ، با این معجزه !در ضمن اخر شب هم رَوِشِ زردچوبه رو امتحان کردم و تا الان که دارم می نویسم تاثیری ندیدم .راه حل هایی که اینجا گفتم :1. استامینوفن برای تسکین درد ، خوب بود ولی اول 4ساعت و بعد 2 ساعت بیشتر دوام نداشت .2. ترکیب زردچوبه+آب به صورت غلیظ ، امتحان کردم ولی فعلا تاثیری ندیدم (اگر تاثیر دیدم میگم بهتون).3. استشمام بوی دستمال کاغذی سوخته ، فوق العاده بود برای تسکین درد .   4. فلفل سیاه رو داخل دندان ، امتحان نکردم و نمی دونم .یک سری هم راه حل های دیگه هم معمولا هست ولی امشب تجربه جدید داشتم ، این قدیمی ها رو اینجا می نویسم :1. میخک چه به طور دانه اش و چه به صورت قطره روی دندان قرار بدهید (در داروخانه ها هست )2. نشاسته روی همان قسمت بگذارید؛ البته پدر خانوم میگن لای دستمال کاغذی بگذارید تا پخش نشوداگر شما هم روش های دیگری برای مقابله با این درد دارید لطف بفرمایید اینجا بگید تا دیگران هم استفاده کنند .</description>
                <category>علی عبداللهی</category>
                <author>علی عبداللهی</author>
                <pubDate>Sat, 15 Nov 2025 23:42:42 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>