<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های لعیا رسولی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_408102</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-15 15:00:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>لعیا رسولی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_408102</link>
        </image>

                    <item>
                <title>روماتیسم چیه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_408102/%D8%B1%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%B3%D9%85-%DA%86%DB%8C%D9%87-tylp6vd8js7g</link>
                <description>گاهی آدم ها می پرسند مگه چند نوع روماتیسم داریم؟یا مثلاً روماتیسم مگه همون دست و پا درد نیست؟!!واقعیت اینه که روماتیسم به گروهی از بیماری ها اطلاق میشه که در آن سیستم ایمنی بدن به خود بدن حمله می کنه و این حمله می‌تونه به ارگان های مختلف صورت بگیره که یکی از آنها مفاصل هستن.چشم، قلب، پوست، کلیه ،روده و ... ممکن است در بیماریهای روماتیسمی درگیر شوند.برای درمان، اینجور بیماران باید به دکتر روماتولوژیست مراجعه کنند.تو پست های بعدی انشاالله راجع به انواع بیماریهای روماتیسمی یه توضیح مختصر میدم.</description>
                <category>لعیا رسولی</category>
                <author>لعیا رسولی</author>
                <pubDate>Mon, 01 Sep 2025 05:16:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من و دوچرخه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_408102/%D9%85%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D9%88%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-aivts7vqopgt</link>
                <description>بخش اول ؛منو بابا و دوچرخه: من از بچگی حس خیلی خوبی به دوچرخه سواری داشتم به خصوص وقتایی که ترک دوچرخه بابام می نشستم و برای خرید بیرون می رفتیم اما متاسفانه وقتی به کلاس سوم ابتدایی رسیدم با اوج گرفتن بیماری دیسک کمر بابا دیگه از این تجربه لذت بخش محروم شدمبخش دوم؛خودم و دوچرخه، تنهایی :همیشه کودکی را اینجوری به یاد میارم که بعد از نوشتن مشق(مشق‌های نجومی بچه های دهه شصت) و خواندن درس  سوار دوچرخه ام میشدم و دور تا دور حیاط ساعتها بازی می کردم.موقع دوچرخه سواری تو حیاط انگار که از دنیای اطراف جدا میشدم و می رفتم تو دنیای خیالی بچگانه ام گاهی تو خیال خودم پلیس میشدم گاهی آتش نشان گاهی کارآگاه میشدم و همراه شرلوک هلمز!معمایی را حل می کردم و...بخش سوم؛من و آرزوی دوچرخه سواری تو خیابون:یادمه تو دهه هفتاد که من ابتدایی و راهنمایی بودم مرتب تو روزنامه ها گفته میشد دوچرخه سواری بانوان آزاد است اما کمتر کسی یا به جرات بگم تو اصفهان هیچکی جرات نمی کرد سوار دوچرخه بشه ما دهه شصتی ها یه جورایی بدجور محافظه کاریم.برای همین هم از جسارت دهه هفتادی ها خوشم میاد که لااقل تو اصفهان اونا بودن که دوچرخه سواری دخترها را باب کردن و حتی با دوچرخه رفتن مدرسه کاری که من همیشه آرزو داشتم انجام بدم ولی هیچوقت جسارتشو نداشتم که با ناظم مدرسه سر دوچرخه سواری سرشاخ بشم.از همینجا میگم دهه هفتادی ها دمتون گرم که راهگشا بودین</description>
                <category>لعیا رسولی</category>
                <author>لعیا رسولی</author>
                <pubDate>Fri, 02 Oct 2020 00:34:52 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>