<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهسا مرادی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_40849006</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 14:10:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/987132/avatar/ECiSGF.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهسا مرادی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_40849006</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خطای هزینه ی هدر رفته- از کتاب هنر شفاف اندیشیدن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_40849006/%D8%AE%D8%B7%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D9%87%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%81-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86-vgxhabdr7t0x</link>
                <description>خطرناک ترین حالت هزینه ی هدر رفته وقتی ست که زمان, پول, انرژی یا عشق زیادی صرف چیزی کرده باشیم. این هزینه کردن دلیلی می شود برای ادامه دادن حتی وقتی که می بینیم شواهدی دال بر شکست و عدم موفقیت وجود دارند. هرچه بیشتر سرمایه گذاری کنیم,هزینه ی هدر رفته بیشتر می شود و بیشتر مجبور می شویم ادامه دهیم.به نظرم خیلیامون روزانه تجربش می کنیم!دوستی دارم که سالهاست از رابطه ی عاشقانه ی پر مشکلش گلایه می کنه! اما به خاطر انرژی و زمان زیادی که صرف این رابطه کرده, فکر میکنه کنار گذاشتنش کار اشتباهیه! این هم یک مورد کلاسیک از خطای هزینه ی هدر رفته است.مثلا وقتی که با دوستان به سینما می رویم و با فیلمی افتضاح مواجه می شویم! ممکن یکی از دوستان عقیده داشته باشد که ادامه ندادن فیلم و ترک کردن سینما تصمیم درستی ست! ولی اکثر افراد به خاطر هزینه ی پرداخت شده و زمانی که گذاشته اند این کار رو نمی کنند و تا انتهای فیلم می نشینند.شما جزو کدوم دسته هستین؟ اگر در سینما با فیلم افتضاحی مواجه بشین,چیکار می کنین؟سرمایه گذاران اغلب قربانی خطای هزینه ی هدر رفته می شوند. بیشتر وقت ها تصمیم های تجاری شان را بر اساس قیمت خرید می گیرند. وقتی که با روند نزولی سهام مواجه می شوند باز هم سهام خود را نمی فروشند. با این تفکر که مقداری از پول خود را از دست داده اند ! در حالی که ممکن است این روند نزولی و کاهش سهام همچنان ادامه پیدا کند!(تا اینجا اومدیم...) , (اینهمه از کتابو تا الان خوندم...) , (دو سال وقت صرف این دوره کردم...) هر وقت با یکی از این نمونه های فکری مواجه شدین, یعنی خطای هزینه ی هدر رفته در گوشه ی ذهن شما مشغول به کار شده است.البته ممکن است دلایل خوبی برای ادامه ی کار و سرمایه گذاری برای چیزی تا نتیجه دادنش وجود داشته باشد.اما مراقب دلایل غلطی مثل توجیه سرمایه گذاری های جبران ناپذیر باید باشیم.برای تصمیم گیری منطقی باید هزینه هایی که تا امروز کردیمو فراموش کنیم و فقط به ارزیابی هزینه ها و سود های آینده بپردازیم.</description>
                <category>مهسا مرادی</category>
                <author>مهسا مرادی</author>
                <pubDate>Sun, 25 Jul 2021 12:38:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گرفتاران خطای تایید اجتماعی- از کتاب هنر شفاف اندیشیدن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_40849006/%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%B7%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%81-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86-dunn8bk1odvx</link>
                <description>به تازگی کتابی رو تموم کردمو دلم میخواد بخش های مورد علاقمو با شما هم به اشتراک بزارم تا باهم بتونیم در موردشون صحبت کنیم.به نظرم هممون به نوعی تو زندگی خودمون تجربش کردیم. من هم هرچی سنم کمتر بود, بیشتر درگیرش میشدم!گاهی از تایید اجتماعی به عنوان غریزه ی جمع گرایی یاد می شه و تاکید داره که افراد وقتی مثل بقیه رفتار می کنند, که احساس می کنند کارشون درسته. به عبارت دیگه هرچه تعداد بیشتری از مردم عقیده ی خاصی رو دنبال کنند, اون عقیده درست تر به نظرمون میاد.شما تا حالا درگیرش شدین؟چه نتیجه ای داشته براتون؟تایید اجتماعی عامل اصلی ایجاد حباب و نگرانی در بازار بورسه و توانایی این رو داره مانند زمانی که اعضای فرقه های مذهبی دست به خودکشی دسته جمعی می زنند, تمامی فرهنگ هارو زمین گیر کنه!اصن میدونین چرا اینجوری رفتار می کنیم؟در گذشته, دنباله روی از بقیه, راهکار مناسبی برای ادامه ی بقا بود. فرض کنین پنجاه هزار سال قبل با دوستان شکارچی خودت برای گردش به جنگل رفته بودی و ناگهان دوستانت فرار می کردند! آن وقت به احتمال زیاد تو هم فرار می کردیاگر که فرار نمیکردی هم, احتمال خورده شدنت توسط حیوانات دیگر بسیار زیاد بود!به طور کلی کسانی که متفاوت با گروه رفتار می کردند بعد از مدتی از چرخه ی حیات خارج می شدند. ما نوادگان افرادی هستیم که از رفتار دیگران پیروی می کردند! آنچنان عمیق در وجود ما ریشه دوانده که امروزه حتی در مواقعی که به آن نیازی نداریم هم از آن استفاده می کنیم.صنعت تبلیغات هم از ضعف ما درقبال تایید اجتماعی بسیار استفاده می کنه, در مواردی که وضعیت نامشخصه و اولویت و مزیت خاصی بین محصولات مختلف به چشم نمیخوره, از همین ترفند استفاده می شود!بنابراین هروقت یک شرکت ادعا کرد که محصولاتش به دلیل شهرت بیشتر, بهترند! بهتر است که بدبین باشیم! در واقع اصلا دلیل کافی برای خوب بودنش به ما ارائه نداده است!البته در برخی شرایط معدود, تایید اجتماعی می تونه مفید واقع بشه مثل سفر به شهری دیگر, که برای انتخاب رستوران مناسب می توان نظر محلی ها را پرسید.</description>
                <category>مهسا مرادی</category>
                <author>مهسا مرادی</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jul 2021 14:13:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند پتانسیلی ها (3)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_40849006/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D9%87%D8%A7-3-j8moofyb4rxl</link>
                <description>تو زندگی روزمره هم ممکنه افرادی با این خصوصیات ببینیم که کارها و علایق متفاوتی دارند و مشغول کارهای مختلفی هستند تا هم گذران زندگی کنند و هم به علایق خودشون برسن. شما هم جزو این افراد هستین؟چه کارهایی انجام میدین؟البته خیلیا ممکنه در مورد شغل های مختلفی که انجام میدن چیزی نگن! که با حجم زیادی از سوال , ابهام و واکنش اطرافیان مواجه نشن. فقط یک مورد رو بگن و خودشون رو با همون یک مورد معرفی کنند. فکر میکنم خودم هم معمولا همینکارو میکنم! دلیلش رو نمیدونستم ولی به نظر منم اینطوری,مکالمه ها خیلی راحتتر پیش میرن.تو یه گفتگویی شنیدم که می گفتن خیلی نیازی نیست که همه بدونن صددرصد چی میخوان! ممکنه تو گذران زندگی راهشونو پیدا کنن و این اصلا اشکالی نداره! شنیدن این جمله برای خودم هم حتی آرامش بخش بود.توی هر محیط کاری یکی از دسته بندی هایی که برای افراد وجود داره, اینه که اونها رو به دو گروه متخصص ها و جنرالیست ها(چندپتانسیلی ها) تقسیم می کنه. جنرالیست ها همون کسایی هستن که از حوزه های مختلف اطلاعاتی دارن و میتونن توی یک محیط کاری مثل یه شرکت, رابط بین بخش های مختلف باشن.توی مجله ی هاروارد بیزینس مطلبی در مورد همین موضوع نوشته بود که افراد جنرالیست این روزها موقعیت های شغلی زیادی رو ازآن خودشون می کنن. اونها افرادی هستند که توانایی زیادی توی یادگیری مفاهیم جدید دارن همچنین تجربیات و علایق مختلفی هم دارند.بعضی ها ممکنه تصور کنند افراد چندپتانسیلی, خیلی افراد سست عنصر و باری به هر جهتی هستند که کارهای مختلفی شروع می کنند و هیچ کدوم رو تا انتها و رسیدن به حد اعلای اون ادامه نمیدن! با اینکه فکر نمی کنم این نتیجه گیری درست باشه! طبیعتا دلایل مختلفی دارن. ممکنه برای خودمون از شروع یه کار, هدفی مشخص کنیم و بعد از رسیدن بهش, دگ اون کارو ادامه ندیم. من تو یه شرکت اینترنتی کار می کردم. بخشی که توش مشغول بودم رو دوست نداشتم و خیلی دوست داشتم به یه بخش دیگه که مرتبط با رشته تحصیلیم بود, منتقل بشم. ولی امکان پذیر نبود! خیلی دلم می خواست که توی رتبه بندی های ماهانه ی بخش (ارزیابی عملکرد کارمندان), نفر برتر بشم!نفر دوم شدم,بعدش دگ استعفا دادم و رفتم دنبال تجربه های جدید و کاری که حالمو بهتر کنه. من هنوزم به تصمیمی که گرفتم ایمان دارم ولی خب ممکنه اصن خیلی از افراد زندگی کارمندی رو کاملا ترجیح بدن.در کنار همه ی این صحبتا هیچ تشویقی برای چندپتانسیلی شدن وجود نداره!حتی مغز انسان هم برای انجام دادن چندکار باهم تعریف نشده ! ولی خب بعضی از افراد این راه رو انتخاب می کنند و احساس رضایت از زندگیشونو توی همین راه می تونن کسب کنن.البته توی زندگی روزمره با وجود چالش های زندگی محیطی, اینکه بتونیم تجربه در کارهای مختلف به دست بیاریم میتونه خیلی توی گذران زندگی و کنار اومدن با شرایط مختلف اقتصادی و بحران های کاری کمکمون کنه.پایان</description>
                <category>مهسا مرادی</category>
                <author>مهسا مرادی</author>
                <pubDate>Sat, 10 Jul 2021 23:13:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند پتانسیلی ها (2)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_40849006/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D9%87%D8%A7-2-xls3b9s7vlkj</link>
                <description>امیلی واپنیک توی لایوش میگه معمولا توی بچگی از خیلی هامون در دوران کودکی پرسیدن که وقتی بزرگ شی می خوای چی کاره بشی!خیلی ها با شنیدن این سوال استرس میگیرن!به طور کلی این سوال اصن ایراد داره !چون فقط انتظار شنیدن یک شغل به عنوان یک جواب واحد دارد که البته این تفکر فقط برای حرفه ای ها صدق میکند! تفکری که پشت این سوال هست مارو مجبور می کنه فقط یک حرفه رو انتخاب کنیم که خب نمی خوایم Jاکثر ماها به پول, معنا و تنوع برای ادامه ی زندگی نیاز داریم. بعضی از افراد این سه تارو در یک شغل به دست می آرن. که خب به راحتی هم خودشون و هم شغلشون رو می تونن معرفی کنند. بعضی هم با انجام کارهای مختلف می تونن به این سه مورد برسند.مثلا من از نوجوونی دوست داشتم تدریس زبان کنم .با شروع شدن کرونا بیشتر روی تقویت زبان انگلیسی خودم وقت گذاشتمو به سطح قابل قبولی رسیدم. ولی شرایط تدریس محیا نبود و همه آموزشگاه ها بسته بودند. من مجبور شدم تدریس آنلاین رو شروع کنم. که یکی از بهترین تجربه های کاری زندگیم رو برام رقم زد.تا مدتها خودم رو سرزنش می کردم که چرا کارهای مختلفی می کنم و مثل بقیه اطرافیانم فقط مشغول یه کار مشخص نیستم! شاید مشکلی وجود داره که نمی تونم مثل اونها زندگی کنم ولی خب با شنیدن و فهمیدن بیشتر , مسیر زندگی برام روشن تر شد. خودم رو تونستم بهتر بشناسم! فهمیدم آدمی نیستم که بتونم یک کار تکراری رو برای مدت خیلی طولانی انجام بدم!اینکه الان تعدادی از شرکت های معتبر دنیا به مهارت های افراد بیشتر از مدرک تحصیلیشون اهمیت میدن و مبنای استخدام افراد داره تغییرمیکنه هم خیلی نشونه ی خوبیه. چند پتانسیلی ها که از نقطه امن زندگی, خیلی خارج می شن و مهارت های زیادی رو به دست می آرن, می تونن موفقیت های زیادی رو کسب کنند.الان من مهندس صنایعی هستم که تدریس زبان می کنه و تولید محتوا هم انجام میده. البته مدتیه که بیشتر تولید محتوا و تدریس رو انجام میدم.از تولید محتوا درآمد زیادی تا به حال نداشتم ولی خب به طور کلی سرچ کردن و نوشتن رو خیلی دوست دارم.البته یه نکته ی مهمی که اینجا وجود داره اینه که این رفتار با تنوع طلبی و از این شاخه به اون شاخه پریدن متفاوته کاملا! یه مرز باریکی دارن که باید حواسمون واقعا بهش باشه...</description>
                <category>مهسا مرادی</category>
                <author>مهسا مرادی</author>
                <pubDate>Sun, 04 Jul 2021 17:36:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چندپتانسیلی ها (1)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_40849006/%DA%86%D9%86%D8%AF%D9%BE%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D9%87%D8%A7-1-gxrtch8xzmbj</link>
                <description>منم مثل خیلی از شماها همیشه با خودم فکر می کردم که چرا نمی تونم یه کاریو شروع کنم و دیگه تا ابد ادامش بدم. چرا نصفه کاره ولش می کنم!چرا کارای مختلف رو دوست دارم امتحان کنم!حتی گاهی دیدن آدمایی که کلا میدونن از زندگی چی میخوانو هدفشون مشخصه و همونو ادامه میدن برام سخت بود!خب چرا من اینجوری نیستم! چرا هنوز هم دلم میخواد حرفه های جدیدی رو یاد بگیرم و بازهم امتحان کنم.اصن میگن سن بیست تا سی سالگی وقت تجربه کردن و آزمونو خطاست.ولی خب خوش به حال اونایی که از بچگی میدونن چی میخوان و راهشون مشخصه.من کارشناسیمو تو رشته مهندسی صنایع( صنایع غذایی نه ) تموم کردم. با اینکه یادگیری ریاضی همیشه برام سخت بوده ولی سعی کردم زودتر تمومش کنم تا بتونم برم سر کار.همیشه کارکردن و مستقل شدن رو دوس داشتم. اصلا هم دلم نمی خواست بعدش ارشد بخونمو دوباره درگیر دانشگاه و درس بشم.دانشگاه آزاد درس میخوندمو فکر میکردم قطعا مشکل از دانشگاهمه اگر الان سراسری قبول شده بودم اینجوری نمی شد!ولی وقتی با خودم صادقانه نشستم فکر کردم دیدم نه! من واقعا کارکردن و تجربه کردن و ارتباط با آدما رو بیشتر دوست دارم.دقیقا بلافاصله بعد از اینکه درسم تموم شد و کارای مدرکمو کردم , رفتم سر کار.کارای مختلفی تو شرکت ها و حتی محیطای کارگاهی کردم. هر کدومشون برام تجربه های جالبی بودن که حتما درموردشون بعدا بیشتر می نویسم.تا چند وقت پیش حتی از اینکه تجربه های کاری مختلفی داشتم هم خیلی احساس رضایت نمی کردم و سردرگم بودم.فکر می کردم صرفا از این شاخه به اون شاخه پریدم. تا اینکه در مورد چندپتانسیلی ها شنیدم, خوندم و تحقیق کردم.افرادی که متخصص در یک حوزه ی خاص نیستن و می تونن در حوزه های مختلفی فعالیت کنند.تد تاکی از خانوم Emilie Wapnick دیدم و همچنین لایوی از افراد مختلف و صحبت هایی رو شنیدم. برای مثال شخصی که دانشجوی ارشد سراسری تهران بوده ولی انصراف داده و الان معلم-مترجم-تورلیدر شده. از تصمیماتی هم که تو زندگیش گرفته خیلی راضی هستش!چندپتانسیلی ها می تونن چنتا کار رو همزمان با هم جلو ببرن چون علایق و یا استعدادهای مختلفی دارند...</description>
                <category>مهسا مرادی</category>
                <author>مهسا مرادی</author>
                <pubDate>Tue, 29 Jun 2021 14:43:42 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>