<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ارجمند</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_41153760</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 08:40:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>ارجمند</title>
            <link>https://virgool.io/@m_41153760</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خون جگر ...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41153760/%D8%AE%D9%88%D9%86-%D8%AC%DA%AF%D8%B1-qwtafgocdbl6</link>
                <description>از ازل آغشته شد مهر تو با جان و دلم روز وصل و دیدن روی تو حل مشکلممن جدا از تو چو لاله که بود در باد تند نیست جز خون جگر از عشق بر تو حاصلممنزل دل بی فروغ از منظر رخسار تو گاه گاهی پرده بگشای و بیا در منزلمگشته ام  حیران و سرگردان به دریای غمت عشق تو میدارم و چون کشتی بی ساحلمارجمند از عشق باشد حاصل تو درد و غم تا زمانی می‌شود شادی دیدن شاملم</description>
                <category>ارجمند</category>
                <author>ارجمند</author>
                <pubDate>Mon, 29 Jun 2026 20:53:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی بازی بسه...!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41153760/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%D9%87-va3tkalvndwl</link>
                <description>زندگی  با من بازی نکنمن بازی کردن رو دوست ندارمزندگی از بازی کردن خسته نمیشیمنو سر به سرم میزاریباعث تمسخرم شدیمنو درک نمیکنیزندگی با من سر سازش نداریزندگی حالم رو خوب نمیکنیمنو شاد نمیکنیگریه هام زیاد شدنغصه هام زیاد شدندرد هام زیاد شدنزندگی کمی جدی باشکمی آرامم کنکمی با من بسازراه من دیگه برگشت ندارهمن راهی رو که اومدم گم کردممن در ناکجا آباد عشقممن در دلواپسی های خودم گم شدممحبتش نصیبم نشدخنده هاش نصیبم نشدآغوشش نصیبم نشدزندگی تقصیر توبودمحبوبم رو بدنام نکنبذار اونو توی قلبم دوست داشته باشمزندگی تقصیر تو بودبذار اونو توی قلبم داشته باشمزندگی تقصیر تو بودبذار روحم با اون زندگی کنهاگر چه دست هاش توی دستم نیستاگرچه نگاهش توی نگاهم نیستاگر چه من توی خاطرش نیستمزندگی بازی بسهبازی بسهبازی بسه ای زندگی ...! از ارجمند </description>
                <category>ارجمند</category>
                <author>ارجمند</author>
                <pubDate>Wed, 24 Jun 2026 01:50:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غزل ...!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41153760/%D8%BA%D8%B2%D9%84-hnhw80dqeiay</link>
                <description>ساقیا جامی بده از وحدت آن آشنا خون دل ها میخورم از عشق صعب و دیر پا من جدا از  او کنم زاری به حال جان خویش که چرا گشتم بدین سان من ز معشوقم جدا من جدا  گردیدم از وی از همان روز ازل شرح الباقی مخوا سخت است شرح ماجرا مشکل از او نیست من مشکل نمودم قصه را معدن صلح و صفا اوی و جدا من از وفا ارجمند از دوست گرچه دور باشی لیک هست او به تو نزدیک اندر هر کجا </description>
                <category>ارجمند</category>
                <author>ارجمند</author>
                <pubDate>Wed, 24 Jun 2026 01:47:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعری از ارجمند</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41153760/%D8%B4%D8%B9%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%86%D8%AF-onvin7psh6cx</link>
                <description>بیاد ...!بیاد پیش من بیادبیاد که خیلی دلتنگشمبیاد که بی اون  رو به مرگم بیاد که وقت تشییع خیلی دیره بیاد که خیلی دیره چی میشه که یکبار دیگهچشم هاش  رو ببینم چی میشه که یکبار دیگهدست هاش رو بگیرم چی میشه که یکبار دیگهاونو در آغوش  بگیرمآیا میخواد قبرمو در آغوش بکشهو من در میان لحدم بفهمم که اون اومده آیا از گل هایی که بر روی سنگ من میزاره  شاد بشم ای کاش باز هم صداش  رو  می‌شنیدم ای کاش که  یه بار دیگه دست در دست اوندر باغ گل وصال قدم میزدم ای زندگی دیگه بسهدیگر توانی برام نمونده دیگه خسته ام منو رها کن جدایی رو از  من وردار منو به اون برسون لب  هام رو  خشنود کن گوش هام رو  خشنود کن لب هام خسته از جام ناراحتیهوگوش هام خسته از صدای ساز غمگین جداییزمونه با من بساز بازی بسه من زندگی واقعی می‌خواهمدیگر دوری از یار بسهاگر از من بپرسی الان تموم بشه دیگه بسه دیگه بسه ...!</description>
                <category>ارجمند</category>
                <author>ارجمند</author>
                <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 21:31:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیا برویم ...!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41153760/%D8%A8%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%85-i0oafk4cc5dt</link>
                <description>بیا برویم بیا بیا باز هم برویم کوچه های لاهیجان ما را فرامی‌خوانند بیا بیا برویم بیا باغ های لاهیجان مارا فرامی‌خوانند بیا بیا برویم بیا چنار های لاهیجان مارا فرا میخوانند بیا بیا برویم بیا کبوتر های لاهیجان ما را فرامی‌خواند بیا بیا برویم بیا لاهیجان مارا فرامی‌خواند بیا در کوچه باغ ها بودنمان دست در دست هم بودنمان چشم در چشم هم بودنمان بیا برویم بیا بیا باز هم برویم بیا در باغ چای بودنمان آن برگ چای چیدن و عطر آن آن سرسبزی و شادابی آن آن درخت های پرتقال و آن پرتقال چیدمان بیا برویم بیا بیا باز هم برویم بیا  سایه درختان چنار یادت هست که در آن روز های گرم مارا خنک می‌کردبرگ های آن درختان یادت هست که آنها رامیچیدیم و میبوییدیم و در کتاب هایمان مینهادیم بیا برویم بیا بیا باز هم برویم کبوتر ها گرسنه شان است باید برایشان ارزن بپاشیم بیا باید باز هم آنهارا سیر کنیم بیا کبوتر ها خواهند آمد آنها انتظارمان را می‌کشند بیا بیا به لاهیجان برویم بیا ...!از ارجمند ...!</description>
                <category>ارجمند</category>
                <author>ارجمند</author>
                <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 01:22:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه غزل از ارجمند</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41153760/%D8%B3%D9%87-%D8%BA%D8%B2%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%86%D8%AF-exicle4ajqj2</link>
                <description>عشق را شرح و بیان دیگریستعاشقی را خود زبان دیگریستعشق را در دشت و در صحرا بجواندر آنجا خود جهان دیگریستلاله را آتش گرفت از شور عشق مرغ را از آن فغان دیگریستعشق را پیدا مکن با عقل خود عشق را جای و مکان دیگریستارجمندا عشق جو از وصل دوست گرچه وصل او زمان دیگریست...خروشان جان بود چون موج دریا پریشان دل بود چون موی شیوانمی‌دارد دگر تاقت دل من ز درد عشق او گردیده رسوااگر چه عاشقی بسیار صعب است ندارد دل ولی از عشق پروابه مثل حال لاله حال این دل بسی باشد ز شور عشق شیدااگر چه ارجمند از عشق لبریز ولی بر او نشد معشوق پیدا ...مارا نظر روی تو رسوای جهان کرد دیوانه بسی مهر تو هر پیر و جوان کرددرد و غم عشق تو فزون از دو جهان گشتممکن نشود شرح غمت گفت و بيان کرداز عشق تو شیداست بسی لاله به صحرا زان روی به جان آتش دل بین که عیان کرددل خواست نفهمد غم دوری تو را کس رخسار ولی آتش درد تو عیان کردلبریز دل از عشق تو در روز ازل گشت بیچاره کسی کاو غم عشق تو عیان کرد </description>
                <category>ارجمند</category>
                <author>ارجمند</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jun 2026 21:51:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیوانه ام...!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41153760/%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%85-bddxsw2kj0ix</link>
                <description>من عاشق دیوانه ام بر شمع او پروانه اممخمور در میخانه ام دیوانه ام دیوانه امبی مامن و بی خانه ام ویرانه ای کاشانه امبی می بود خمخانه ام دیوانه ام دیوانه امبی همدم جانانه ام ازخویشتن بیگانه ام خود نیستم جانانه ام دیوانه ام دیوانه امافسانه در افسانه ام اینجا نباشد خانه ام آواره از کاشانه ام دیوانه ام دیوانه امژولیده ای بی شانه ام خرقه به تن پیرانه امچون قمری بی لانه ام دیوانه ام دیوانه امارجمند</description>
                <category>ارجمند</category>
                <author>ارجمند</author>
                <pubDate>Sun, 22 Feb 2026 20:09:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پدر و پسر...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41153760/%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%BE%D8%B3%D8%B1-ehkgx85gnaba</link>
                <description>دوش میکردم من از راهی گذر یک جوان دیدم به همراه پدر آن پدر بیدست و پای و کور بود آن پسر مشکل گشای اوی بود بد پدر بر روی دوش آن پسر آن پسر می‌بود اورا راهبر بر پدر گفتم چه کردی این پسر اینچنین گشته به رایت راهبر گفت من خود بودمی روزی پسر گوش کردم آنچه را گفتم پدر چون که خدمت مینمودم بر پدر اینچنین خدمت کند بر من پسر ار نمیکردم پدر را خدمتی از پسر هرگز نیامد رحمتی ارجمند </description>
                <category>ارجمند</category>
                <author>ارجمند</author>
                <pubDate>Tue, 17 Feb 2026 23:59:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غزل...!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41153760/%D8%BA%D8%B2%D9%84-n2svgn1gsbdf</link>
                <description>آتشی از عشق او اندر بیانم همچو شمع اوفتاد از عشق او آتش بجانم همچو شمعراضی ام اما من از این عشق جان افروز اوگشته از عشق  به او روشن روانم همچو شمعنیستم یک همنفس تا آنکه گویم شرح دل در میان انجمن بی همزبانم همچو شمعآخر ای بلبل اگر بینی دمی محبوب ما گو به پیشم ای و بین اشک روانم همچو شمعارجمند از عشق نا فرجام او مجنون شدست چون نیابم وصل او سوزان از آنم همچو شمعارجمند</description>
                <category>ارجمند</category>
                <author>ارجمند</author>
                <pubDate>Sun, 15 Feb 2026 19:40:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز آشنائی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41153760/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%A6%DB%8C-eoutj7qdmzy5</link>
                <description>در دل غمی مداوم از روز آشنائیدر جان دوصد فغان از هنگامه جدائینه می‌شود میسر تا سوی تو بیایم نه بر دلت بیافتد در نزد من بیائیهنگام لاله و گل اندر چمن نپویم بی روی تو بهاران کی داردم صفائیگر بلبلی ز عشق بر روی گل بخواند گوشم نشسته بر در ناید مرا صدائیشام سیاه ما را روشن کند رخ تو بی شمع چهره تو دورم ز روشنائیای ارجمند گر از عشقش نشد نصیبت باید به درگه او چندی کنی گدائی</description>
                <category>ارجمند</category>
                <author>ارجمند</author>
                <pubDate>Wed, 11 Feb 2026 01:42:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک غزل برای بهار ...!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41153760/%DB%8C%DA%A9-%D8%BA%D8%B2%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-si3cvdgva50w</link>
                <description>یک ماه و خورده ای  بیشتر به بهار نمانده و دل من  بی‌صبرانه منتظر بهار زیباست...!آمد بهار و مخمور گشت حال ما ز آن حیف از گذر روزگار و دور و از زمان باید که محفل عیش و طرب محیا نمود که این نو بهارهم بدل بشود به خزان بین که لاله ی صحرا به کف گرفته ایاقمی خور و شاد باش و خنده کن به جهان گرچه داغی هست اندرون دل اوتو ولی بین که چه زود می‌رود ز جهان ارجمندا به تو میگویم این نصیحت ناب که مخور غصه از آن که بگذرد دوران ارجمند</description>
                <category>ارجمند</category>
                <author>ارجمند</author>
                <pubDate>Sun, 08 Feb 2026 19:55:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غزل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41153760/%D8%BA%D8%B2%D9%84-atw5iombc6jy</link>
                <description>سوختم از عشق او مانند شمع انجمن زآتش عشق به او نه جان بمانیدم نه تنگشته ام رسوا به انگشت اشارت های ناس کی ولی جز وصل می‌خواهم ز رب ذوالمننکی کند رحمی فلک بر حال زار عاشقان ساقیا جامی بیاور مطربا چنگی بزنگل چو جامه میدرد از آتش عشق به او غیرتی باید ترا از عشق بر او خرقه کنارجمندا عاشقی دارد بسی آموزه ها بر کتاب عشق ورزیدن گهی دستی بزن ارجمند</description>
                <category>ارجمند</category>
                <author>ارجمند</author>
                <pubDate>Sat, 07 Feb 2026 19:30:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در میان خاک ...!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41153760/%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%DA%A9-dqmpqugd84xz</link>
                <description>در میان خاک خواهم ماند آرام خواهم گرفت خواهم خوابید شاید به درازای هزاران سال معنای آرامش معنای سکوت و معنای بی تفاوتی در آنجا پیدا خواهد شد خاک را خواهم بویید خواهم بوسید و خواهم پیوست شاید بسیار خواهم ماند  تا روز آخر در گشایشی نو مانند پروانه ایمجدد خواهم آمد به پرواز در میایم و زیبایی می‌آفرینمدر دنیایی نو در دنیایی که از روشنایی است ودر دنیایی پر از گلهای سپید و گلهای سرخ با برگ هایی  که سبز و پهن است آسمان آنجا را خواهم دید که ستارگانشنزدیکند و چند ماه دارد گویی ماهی از آنجا در آغوش من می‌آید در میان خاک ...!</description>
                <category>ارجمند</category>
                <author>ارجمند</author>
                <pubDate>Sat, 07 Feb 2026 19:28:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درد...!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41153760/%D8%AF%D8%B1%D8%AF-om8qrl98pcmz</link>
                <description>درد دارم لیک خواهم درد خود افزون کنم خواهم این چشمان خود را همچو آن جیهون کنمدر فراق لیلی خویشم حزین و غمزده دوست دارم در به در خود را چو آن مجنون کنمدارم از وی این همه شیدایی لا منقطع هم ز وی خواهم که این دل غرقه اندر خون کنممن نخواهم دیگران را در درون قلب خود مهر هر کس را جز او از قلب خود بیرون کنمگر که از دنیا نگیرم موسم روز وصال در غم مهجوری او شکوه از گردون کنم </description>
                <category>ارجمند</category>
                <author>ارجمند</author>
                <pubDate>Sat, 09 Aug 2025 17:49:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوری...!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41153760/%D8%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C-romuarwsswkr</link>
                <description>متصل از دوری معشوق هستم دربه در در شبانگاهان به مه گویم غم خود سر به سرمن ز وی دورم ولی کی عشق او کم شد ز من پر میان جانم از عشق به او شور و شررگر که بیرون آید از دل آه پرسوز و گداز می‌شود هردو جهان زان آه ما زیر و زبرمیشوم با بوی گل سرمست از عشق به او آن زمان که در گلستان می‌شود گل جلوه گرگر به بستان آیی و در صحن آن گردی مقیم وه چه گل‌هایی ببینی که شدندی پرده در</description>
                <category>ارجمند</category>
                <author>ارجمند</author>
                <pubDate>Sat, 09 Aug 2025 17:46:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از او ...!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41153760/%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%88-smcseseeaz6m</link>
                <description>به دل دارم دو صد ناله که می‌باشم جدا از او چو دل بستم به گیسویش ز من مهر و جفا از اونمودی این دل شیدا به تیغ چشم خود زخمی ز من سعی  درست آمد ولی سعی خطا از اوچرا با این که می‌دانم نمی‌دارد به من مهری درون قلب خود دارم امید بر وفا از اوز عشقی که بود در من زنم آتش به این دنیا اگر بینم به چشم خود  کمی مهر و وفا از اوبه محراب درون دل که باشد پاک چون مسجد دعا کردم که در  روزی شوم حاجت روا از او</description>
                <category>ارجمند</category>
                <author>ارجمند</author>
                <pubDate>Tue, 15 Jul 2025 20:32:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقدیم به حضرت حافظ...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41153760/%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-mao71myowff2</link>
                <description>حضرت حافظدرون قلب خود خوانم غزل از حضرت حافظپس از آن میکنم یاد مزار حضرت حافظدلم خواهد زنم بوسه به روی سنگ قبر او  ز دل بیرون کنم درد فراق حضرت حافظنمایم من گلی خوشبو نثار روح والایش که از عطرش شود شادان روان حضرت حافظدلم میخواست میبودم به دورانی که او بودی خوشا آنان که می‌بودند نزد حضرت حافظفراق و دوری او را چه گونه باشدم صبری که در شیراز میباشد مزار حضرت حافظاگر یابم چو خود مستی ز اشعار تر او را به همراهش شوم عازم به سوی حضرت حافظولی افسوس تنهایم به کنج عزلت ممتد که می‌خوانم به هر روزی غزل از حضرت حافظارجمند </description>
                <category>ارجمند</category>
                <author>ارجمند</author>
                <pubDate>Mon, 14 Jul 2025 12:48:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرم های شب تاب!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41153760/%DA%A9%D8%B1%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D8%A8-eycve47m1erh</link>
                <description>در گرگ و میش روستازمانی که هوا ملتحب و غوغایی بودمن در میانه پرچین باغ دیدمدسته ی مسحور کننده ی کرم  های شب تاب راو جانم پر کشیدوسوختو روشنی دادمانند آنها درونم پریدو با پرواز دلرفتم به سوی آنهاتا که ببینمروشنایی راامید رادرخشندگی راو آنها مرا میدیدنو می‌درخشیدندو به من می‌گفتندباشو نگاه کنبه اندازه نگاه کنبا مانایی اتچون ما نور دهو نور بخشو با نور برومانند ما به سرزمین کمال بروبرای همیشهمانند ما باشمارا نگاه کنما در آخر شببعد از پرتو افشانی ممتدمی‌رویمبه آبشار زیبای اندیشه وجودبه تفکر امید ماندنبه آرزوی تحقق اهداف نوراهداف روشنیو میگردیمبه دور آب زلالتا روشنایی بخشیمبه آب آبشار کمالبه حقیقتبه زلالی تاموتو هم اگر بخواهیخواهی رفتوپرواز خواهی کردبه سرزمین کمال تفکر خودبه آبشار وحدت وجود ذهنبه کمال آرمانو آرزوی  جاودانگیو به وصال میرسیوصال بر اواو  که بودو هستو خواهد بودو بخشیدو می‌بخشدو خواهد بخشید</description>
                <category>ارجمند</category>
                <author>ارجمند</author>
                <pubDate>Thu, 12 Jun 2025 22:12:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غزل جدید تقدیم به شما...!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41153760/%D8%BA%D8%B2%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-f9lwbnskfcuq</link>
                <description>بی نسیببی نسیبی تیره روزم ای اجل جانم بگیر هر که چون بیند مرا گوید به من میرو بمیر از چه رویی زنده ام خود من نمی‌دانم که من از همان روزی که در دنیا شدم بودم اسیرآمدن در این جهان از روی خود خواهی نبود من بدم بنده بیامد امر از طرف امیرغصه ها دارم درون سینه پر سوز خودماتم در دل مرا افسرده کرد و گوشه گیرمینشینم منتظر تا آخرین روزم رسد گشته ام از کل این دنیای فانی سیر سیر </description>
                <category>ارجمند</category>
                <author>ارجمند</author>
                <pubDate>Tue, 10 Jun 2025 21:13:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مثلث دل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41153760/%D9%85%D8%AB%D9%84%D8%AB-%D8%AF%D9%84-ausuir0m6g35</link>
                <description>شعری در مسمط مثلث تقدیم به شما ...!مثلث دلز دست دل بسی فریاد باشد   که کار دل بسی بیداد باشدبسی بدریده ام از دل گریبانغم  از او بی‌حساب آید به سویم همه حیران و سرگشته چو مویمبود حالم چو حال مرغ نالانشباهنگام با تنهایی خود  بگویم با خودم شیدایی خودچودل ظالم نباشد کل گیهاننسیم روحپرور چون بیاید  ز گفتارم گله از دل بیایدگله از قلب میباشد فراواناگر تیری شود سمتم نشانه بخواهم کاو بدل گردد روانهخوشا آن تیر گردد صد هزارانالهی دل بگردد پاره پاره  که جز اینم چه باشد راه چارهبود این چاره حال پریشانخوشا بر حال او که دل ندارد  که همچون من بسی مشکل نداردندارد مشکل دل راه پایان</description>
                <category>ارجمند</category>
                <author>ارجمند</author>
                <pubDate>Mon, 02 Jun 2025 00:21:29 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>