<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فرزین زمانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_41374952</link>
        <description>فرزین زمانی هستم مشتاق به خلق و مهندسی کسب و کار ؛ بنیان گذار رادین ، راشا و دو استارت آپ دیگر. اینجا از چرخ دنده های ماشین بیزنس میگم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 04:45:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/398631/avatar/VMfbCD.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فرزین زمانی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_41374952</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کنترل گری در کسب کار ، نیاز یا آفت ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41374952/%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%D8%A7-%D8%A2%D9%81%D8%AA-pk1r7kv6qmdg</link>
                <description>آیا باید به عنوان یک مدیر در کسب و کار کنترل گر باشیم یا نباشیم ؟ به یقین جواب این سوال مثبته . یک مدیر بدون داشتن کنترل نمیتواند ماشین کسب و کار رو هدایت کند . مثل این میمونه که ماشینی بدون فرمون رو به راننده ای بسپاریم و بعدا از اون انتظار یک سفر بدون حادثه رو داشته باشیم . قطعا که نشدنیه . اما چگونگیه اعمال و اظهار و بهره گیری از این کنترل بسیار مهمه . مهمترین نکته در این باره به نظرم اینه که کنترل داشتن یک مدیر نباید با ریز مدیریتی اشتباه گرفته بشه .( micro management ) . اگر این دو با هم اشتباه گرفته بشن قدرت کنترل به آفت یک کسب و کار تبدیل میشه . کنترل باید کاملا از دور و بر کلیات صورت بگیره . امااااا راه رسیدن به این نگاه زوم اوت شده گذر اولیه از جزییاته . به نظرم یه مدیر خوب باید بتونه تمام امور رو با تمام جزییات و در تماس سطوح ریزه کاری انجام بده ، ولی نده . این قسمت (ولی نده ) خییلی خییلی مهمه . یعنی میتوانم اما انجام نمیدهم و به تو میسپارم که انجام بدی حتی با اینکه میدونم بی کیفیت تر انجام خواهی داد . این علاوه بر اینکه بعدا در رسیدن به اون نگاه از بالا و کنترل گری مثبت کمک میکنه ، باعث میشه مدیر به عنوان یک رهبر و مرشد هم  از سمت زیر دستانش پذیرفته بشه . این پذیرش رهبری و منتور شیپ خیلی به جایگاه یک مدیر کمک میکنه . micro managementاما داشتیم از گذر از تونل تنگ جزییات و رسیدن به دشت وسیع کلیات صحبت میکردیم . مدیر باید تک تک جزییات جاری سیستم و سازمانش رو در نظر بگیره و براشون راه کار ، آینده نگری ، بهینه سازی ، تقسیم وظایف و حتی حذف در نظر بگیره . اما از چه طریقی باید این جزییتات با یک دید کلی نگر و یک کنترل از بالا و صرفا بر روی کلیات ، قابل رصد و پیگیری باشن ؟ جوابش فقط یک کلمه است : فرآیند . به نظرم مدیر باید یک بار وقت بزاره و در جزییات غرق بشه و فرآیند های سازمانیش رو تدوین کنه و به زیر دستاش بسپاره و تمام . از این به بعد فقط باید کلیات رو کنترل کنه و از مدیر های ارشدش گزارش بگیره . اگه جایی ناکارآمدی اصلاح نشد دوباره با کمک مدیرهای ارشدش توی اون فرآیند ریز بشه و نقاط معیوب رو اصلاح کنه . البته این برای یک سازمان در حال تولدو بلوغ اونم در سایز کوچیک قابل اجراست . اگه به عنوان مدیر یک سازمان بزرگ بالغ استخدام شدید موضوع کمی فرق داره . چون هم زمان کافی برای ریز شدن در تمام جزییات رو ندارید هم دانش کافی و اونجا باید بتونید مدیر های ارشدتون رو همراه کنید تا هر کدوم توی واحد خودشون این کار رو انجام بدن و بعد از این مرحله است که شما باید به پست سکان فرماندهیتون بشینید و آمار و ارقام و کلیات بیزنس رو بررسی کنید . تهش خودمونی بگم باید کاری کنید که یا پول برای بیزنس به دست بیاد یا قدرت و جایگاه . </description>
                <category>فرزین زمانی</category>
                <author>فرزین زمانی</author>
                <pubDate>Fri, 03 Jan 2025 16:25:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41374952/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-n6eupghrjocf</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/qcqun4fx0az5-crxSp.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۷,۳۰۱ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۲۳ مرتبه پسندیدند و  ۶ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۸ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۲۸۱ بار خوانده شدند و ۱۱,۳۲۰ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۰۰۱۵۵۱۹۶ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۹۳۴ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۰۰۱۵۵۱۹۶ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>فرزین زمانی</category>
                <author>فرزین زمانی</author>
                <pubDate>Fri, 02 Apr 2021 11:50:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشتری یابی کار کیه ؟ فروش یا مارکتینگ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41374952/%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-zpslvj0i6jvv</link>
                <description>اول مشتری یابی رو تعریف میکنیممشتری یابی یا prospecting یا تولید سرنخ همش یعنی اینکه شما یه مجموعه ای رو مد نظر داشته باشی و سعی کنی اون گروه نا مطللع ارز وجودت و محصولت و ناراغب به تو و محصولت رو اول مطلع و بعد یه کم ترغیب کنی مشتری یابی هم کار فروشنده است و همم کارتینم بازاریابی . توی کسب و کارای کوچیک prospecting به گردن خود فروشندس و علتش هم اینه که بیزنس کوچکتر از اونیه که خرج مارکتینگ کنه . خودشه و  یه نیروی فروش . توی کسب و کارای بزرگ تیم مارکتینگ و تبلیغات مشتری یابی میکنن و فروشندهها فقط میفروشن .البته مشتری یابی دو تا تعریف داره 1- قدیمی ترها و عامه تر ها مشتری یتبی رو تبدیل بالقوه ها به کسایی که بیان بشینن گوش بدن و بخرن تعریف کردن 2- جدید ترها و علمی تر ها مشتری یابی رو تبدیل سرنخ های با کیفیت به فرصت تعریف کردن کجا ها باید مشتری یابی کنیم ؟جایی که راحتتریم ؟ نهجایی که شلوغ تره ؟نه پس کجا ؟ جایی که مشتری مورد نظر ما اونجا پرسه میزنه چند تااز روش های مرسوم برای مشتری یابی1- نمایشگاه و رویداد مرتبط2- بازاریابی محتوا 3- تماس سرد 4- تبلیغات و هزار تا راه دیگه مفصل تر این مبحث رو توی اینستاگرام و وبسایت من تماشا کنید  http://www.farzinzamani.ir/ این متن برای اولین بار توسط فرزین زمانی نگارش شده است </description>
                <category>فرزین زمانی</category>
                <author>فرزین زمانی</author>
                <pubDate>Tue, 09 Feb 2021 01:12:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اصطلاح پر کاربرد lead در فروش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41374952/%D8%A7%D8%B5%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D9%BE%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF-lead-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-uvhrzbsrzfll</link>
                <description>تعریف lead چیست ؟ به گروهی از مخاطب های مورد نظر ما که یا ما آنها را از وجود خودمون یا اونها ما رو از وجود خودشون آگاه کرده اند ولی هنوز تا رسیدن به هر نقطه ای که مد نظر ماست فاصله دارن lead گفته میشه . تعریف بالا خیلی خیلی خیلی کلی است . در کل اصطلاح lead بین چند قشر بیشتر کاربرد دارد 1- فروشنده ها  به lead میگن سرنخ . معتقد هستن مشتری نخ داده و ما باید پیگیربشیم تا بفروشیم .2- بازاریابای سنتی به lead میگن زنگ خور و پا خور. کار خودشون رو این میدونن که پا خور زیاد کنن.3- متخصصان تبلیغات به lead میگن مشتری راغب . کسی که یه نشونه و فیدبکی از تبلیغات نشون داده.4- دیجیتال مارکتر ها به lead میگن lead . کارشون رو lead generation و کنجکاو کردن مخاطب میدونن .نرخ ترغیب یا lead generation ratioدر یک تعداد مشخص مخاطب ، به نسبت کسایی که یه اکشن قابل قبول برای ما نشون دادن به کل افرادی که ما تونستیم آگاه کنیم ، نرخ ترغیب میگن.  چیزایی که روی این نرخ ترغیب اثر گذاره 1- رسانه ای که برای آگاه کردن مخاطب از خودمون و کالا و محصول و برندمون استفادده کردیم ، چقدر درست انتخاب شده ؟2- قالب و گرافیک پیام ما چقدر درسته ؟3- سابقه ای که رقبا و گذشتگان برای محصول یا خدمت ما ساختن چطوره ؟4- رسانه ای که انتخاب کردیم چقدر بکره برای انتقال مفهوم ما ؟5-دموگرافی مخاطب هامون چطوره ؟6- مخاطب ها چقدر با برند و محصول آشنا هستن ؟موارد بالا توضیح مفصل داره . میتونید توی اینستاگرام من کلیپ های مختلفی رو در این باره ببینید . https://www.instagram.com/farzinzamanirasha?r=nametag به سایت من هم سر بزنید http://www.farzinzamani.ir/  این متن برای اولین بار توسط فرزین زمانی نگارش شده است </description>
                <category>فرزین زمانی</category>
                <author>فرزین زمانی</author>
                <pubDate>Mon, 08 Feb 2021 00:59:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قیف فروش برای تیم فروش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41374952/%D9%82%DB%8C%D9%81-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-d6bzehnfp35m</link>
                <description>این مطلب درباره قیف فروش بسیار مهمه . چرا ؟ چون قیف فروش به تیم فروش نشون میده که با خودشون و مشتری ها چند چند هستن . قیف فروش یک ابزار بسیار کاربردی برای رصد فرآیند فروش است . پس لازمه بیشتر باهاش آشنا بشیم اولا بگم که این قیف فقط برای فروش کاربرد نداره و برای مارکتینگ و بازاریابی محتوایی هم کاربردی است . قیف فروش روند تبدیل مشتری های بالقوه ی راغب به مشتری های بالفعل نهایی رو نشون میده . البته که ایده ال ترین حالت اینه که به جای قیف فروش ما یه استوانه فروش داشته باشیم که همه مشتریهای راغب ما یه راست تبدیل به مشتری نهایی و واقعی بشن. ولی خب همچین چیزی حتی توی کتابا هم نیست و احتمالا تایید میکنید که توی کسب و کارتون ته قیف شما بسیار تنگ  تر از سر قیفتون هست . تمام تلاش ما در فروش دو تا کاره : 1- تا جایی که ممکنه ارتفاع قیف رو کم کنیم 2- تا جایی که ممکنه سطح مقطع بالا و پایین قیف رو به هم نزدیک کنیم (تبدیلش کنیم به استوانه )ارتفاع قیف رو کم کنیم یعنی فرآیند فروش رو ساده و کوتاه کنیم استوانش کنیم یعنی نسبت مشتری به سرنخ هامون رو توی فروش زیاد کنیم قیف فروش شکل یکسان پذیرفته شده ای نداره و شما بسته به فضای کسب و کارتو ن ، متد فروشتون و نوع مشتریانتون قیف فروش خودتون رو رسم کنید ، برنامه ریزی کنید و اجرا کنید . یه نکته مهم دیگه درباره قیف فروش اینه که باید  تک تک لایه های این قیف به صورت کمی قابل اندازه گیری باشه . باید بدونید توی هر مرحله چه بلایی سر سرنخ هاتون میاد و هر مرحله چند تا ریزش دارید . خلاصه که باید کاملا قابل اندازه گیری باشه . باید بتونید روش این اندازه گیری هارو تعیین کنید والا قیف فروش زیاد به درد نمیخوره .اگه دوست دارید بیشتر از این مطالب بدونید به سایت من و اینستاگرام من سر بزنید  http://www.farzinzamani.ir/  https://www.instagram.com/farzinzamani.ir/ این متن برای اولین بار توسط فرزین زمانی نگارش شده است </description>
                <category>فرزین زمانی</category>
                <author>فرزین زمانی</author>
                <pubDate>Sun, 07 Feb 2021 01:07:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کسی که میفروشه باید از این چیزا سر در بیاره</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41374952/%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B2%D8%A7-%D8%B3%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D9%87-zvhorjumyecf</link>
                <description>اولا بگم که یه فرو شنده تازه کار راحتتر توی مسیر یادگیری جلو میره . چرا ؟ چون هر چی بخونه و هر چی یادبگیره براش یه حرکت رو به جلو به حساب میاد . ولی یه فروشنده که سابقه داره و سرش میشه، اول باید خودشو اسکن کنه ، عیب هاشو بکشه بیرون ، متناسب با اون عیوب و ضعف ها برای خودش روند آموزشی تدوین کنه ، منابع و اساتید به درد بخور پیدا گنه و بسم الله یادگیری رو بگه . البته این رو  توی ذهنتون هک کنید که فروش با یادگیری و رشد شخصی گره خورده . اما اینجا خیلی کلی به مواردی که یه فروشنده باید بلد باشه به صورت تیتر وار اشاره میکنمباید خودش رو بلد باشه (نوع شخصیت خودش ، ضعف هاش و قوت هاش ، آستانه تحملش و .....)باید مشتری رو بشناسه  ( دسته بندی مشتری ها ، نیاز هاشون ، فرهنگشون ، سنشون ، انتظارشون ، و ..)باید صنعت رو بشناسه ( تاریخچه صنعت ، بزرگای صنعت ، نوآورای صنعت ، آینده صنعت ، )باید شرکتش رو بشناسه (سابقه شرکت ، مدیرای شرکت ، سیاست ها ی شرکت ،سلسله مراتب شرکت ، استراتژی و چشم انداز شرکت )باید محصول یا خدماتی که میفروشه بشناسه ( ویژگی ، مزیت ، ارزش ، اطلاعات فنی و ......)باید قیمت و قیمت گذاری رو بشناسه ( قیمت ، نوع قیمت گذاری ، شرایط تسهیلات ،و .....)باید سیاست های ترویجی درباره محصول یا خدمات خودش رو بشناسه باید رقباش رو بشناسه باید خدمات وابسته به موضوع فروشش رو بشناسهباید حوزه تکنولوژی که روی کار ش اثر گزاره رو بشناسه و البته اگ توی ایرانه باید به علوم تحلیل اقتصادی و سیاسی در ابعاد کشوری و جهانی هم مسلط باشههر کدوم از سر فصل های بالا کلی توضیح داره که باید مفصل دربارش حرف زد اگر طالب بیشتر هستید به سایت و اینستاگرام من  سر بزنید  http://farzinzamani.ir/  https://www.instagram.com/farzinzamani.ir/ این متن برای اولین بار توسط فرزین زمانی نوشته شده است </description>
                <category>فرزین زمانی</category>
                <author>فرزین زمانی</author>
                <pubDate>Mon, 25 Jan 2021 01:47:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه مدل فروشنده ، سه مدل وظیفه ، سه مدل نقش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41374952/%D8%B3%D9%87-%D9%85%D8%AF%D9%84-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D9%87-%D9%85%D8%AF%D9%84-%D9%88%D8%B8%DB%8C%D9%81%D9%87-%D8%B3%D9%87-%D9%85%D8%AF%D9%84-%D9%86%D9%82%D8%B4-d9auxviapnyi</link>
                <description>ما سه مدل فروشنده داریم و البته سه تا تعریفِ وظیفه برای فروشنده ها از سمت سازمان ها  1- هر جوری شده بفروش ، فقط بفروش توی این وضعیت فروشنده باید با گیر دادن به مشتری و فروش و متقاعد سازیِ تهاجمی مشتری رو مجبور به خریدکنه . جوری که مشتری بگه بابا میخرم ، فقط دست از سرم بردار . یه بچه کوچولو که با گریه آویزون مامانش میشه تا براش بستنی بخره در اصل توی این فضا کار میکنه و حرفش رو به مادرش میفروشه . البته یه فروشنده نتورکی شرکت بیز هم از همین روش استفاده میکنه عمدتا !!!!2- هر جوری شده محصول یا خدمتمون رو با نیاز مشتری تطبیق بده توی این وضعیت فروشنده باید با هر حیله و دانش و زکاوت و سیاستی ، به مشتری بقبولونه که چیزی که داره، نیاز مشتری رو رفع میکنه . مثلا :کتابفروش توی پمپ بنزین : این کتاب خیلی محتواش خوبه , این چاپ دهمشه قیمتش مناسبه ، بخرش !!!!!من : این کتاب رو از کتابخونه قبلا گرفتم و خوندم کتابفروش : خونه مانیتور داری ؟ من : آره کتابفروش : میتونی این کتابو بزاری زیرش و ارتفاعشو تنظیم کنی ، بخرش !!!!من : به افق خیره شدم ......3- دنبال بازاری باش که جنسمون براش مناسبه توی این وضعیت فروشنده دنبال قالب کردن محصولش به نیاز مشتری نیست . اگه دید جنسش بدرد این گذر نمیخوره ، بساطشو یه کوچه بالاتر پهن میکنه . میره جایی رو سرچ میکنه که محصولش واقعا نیاز مشتری رو به یه شکل خوشگل برطرف میکنه . اینجوری میتونه مشتری جدید برای خودش یا سازمانش پیدا کنه .  این حالت منطقی ترین و درست ترین وظیفه ایه که یه فروشنده باید برای خوش در نظر بگیره یا از طرف سازمانش براش تعریف بشه . مشتری یابی و جستجوی بازار های منطبق با محصول و خدمات برای اضافه کردن مشتری های جدید مهمترین قسمت فروش و در نتیجه هر کسب و کاریه . در اصل قلب فروش و کسب و کاره . در کل ما باید مشتری جدید پیدا کنیم ، مشتری رو راضی کنیم و در نهایت مشتری رو وفادار کنیم . اگه توی پیدا کردن مشتری جدید بمونیم که کلاهمون پس معرکس اگه مشتری جدید پیدا کردیم و راضیش نکردیم یه بار با ما کار میکنه و خدانگهدار اگه فقط مشتری رو راضی کنیم  و وفاداری تو ی اون به وجود نیاریم مشتری ها و در نتیجه فروشمون فرسوده و مستهلک میشه اگه تونستیم مشتری هارو وفادار به خودمون کنیم اون موقع کارمون درسته ، دممون گرم و واقعا فروشنده ایم پس یادمون باشه رضایت مشتری از محصولات یا خدماتمون به معنی وفاداریش به مانیست نیست نیست . رضایت مشتری در منطقش ریشه داره  ولی وفاداریش در احساسش  . حس خوب خرید از ما باعث وفا داریش میشه . اگه دنبال بیشتر دونستن هستید یه سری به سایت و اینستاگرام من بزنید و از اون طریق با من ارتباط بگیرید : http://farzinzamani.ir/  https://www.instagram.com/farzinzamani.ir/ این متن برای اولین بار توسط فرزین زمانی نوشته شده است </description>
                <category>فرزین زمانی</category>
                <author>فرزین زمانی</author>
                <pubDate>Fri, 08 Jan 2021 00:31:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه فروشنده خوب چه شکلیه ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41374952/%DB%8C%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%DA%86%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%87-y0lfqs6yxi42</link>
                <description>یه فروشنده خوب باید یه  ویژگی هایی رو به صورت ذاتی و اکتسابی داشته باشه . البته که با تمرین میشه به حد قابل قبولی از این ویژگی ها رسید و نباید نگران بودن و نبودن استعداد بود . من کلا بیشتر به پشتکار و تمرین اعتقاد دارم تا استعداد ذاتی . اگه بخوایم  این ویژگی ها رو لیست کنیم ،فهرست زیر نتیجش خواهد بود. . یک فروشنده موفق :1_ با قوانین و تکنیک های فروش آشناست فروش یه سری قانون و تکنیک  کلی داره که باید کسی که کار فروش انجام میده اونا رو بلد باشه . برای یاد گرفتنش هم باید مطالعه کرد ، کلاس و دورره رفت و مهمتر از همه این مطال ب رو توی عمل به کار بگیرید 2_مهارت های ارتباطی خوبی داره خوب گوش میده ، خوب میفهمه ، خوب حرف میزنه . اصول و فنون ارتباطات و روابط عمومی رو بلده و به کار میگیره 3_توانمندی های رفتاری و صفات شخصیتی خوبی داره هم ظاهرش هم برخوردش دلنشینه و حس مثبتی رو به اطرافیانش منتقل میکنه 4_تفکر استراتژیک داره  یعنی میدونه که کجاست و کجا می خواد بره . راه طی کردن مسیر رو هم پیش بینی کرده . میدونه که چی باید یاد بگیره ، چی باید بفروشه ، چی نباید بفروشه ، به کی باید بفروشه به کی نباید بفروشه و ....5_پشتکار داره توی فروش بیشتر از هر شغل دیگه ای رد میشید ، نه میشنوید و خورد میشید بنابراین باید هم محکم باشید و هم پر تلاش و با پشتکار 6_مثبت نگره باید به خودتون ، مشتریتون و محصول/خدمتون فوق العاده مثبت بین باشید . اگه فکر کنید که فروشنده خوبی هستید ،مشتری خوبی دارید ، و محصولتون ارزش داشتن رو داره ، میتونید بفروشید در غیر این صورت فروش خیلی سخت میشه .7_با خودش صادقه باید همیشه با خودتون کنار بیاید که کدوم مشتری مشتری منه ؟ کدوم نیست ؟ کدوم معامله منه ؟ کدوم نیست ؟ بیخودی وقت خودتون رو تلف مشتری بدرد نخور نکنید . و صادقانه گزینه های بی منفعت رو کنار بزارید.8_فروتنه اگه دوتا فروش خوب کردید نباید دچار اعتماد به نفس کاذب بشید . این هم نگرش ارتقای مهارت های فروشتون رو تحت تاثیر قرار میده ، هم به مرور مشتری هاتون رو دور میکنه .9_دقیق و مو شکافانه برخورد میکنه توی فروش باید حواستون شش دنگ جمع باشه . باید به کسب وکار خودتون ، به محصولتون به کسب و کار مشتریتون و به نیاز هاش عمیقا دقت کنید . این دقت باعث میشه بازار رو از بالا ببینید ، بیشتر بفروشید و بیشتر پول بسازید.10_در برخورد با مشتریش شفافیت داره اگه میخواید برند معتبری به عنوان یه فروشنده برای خودتون بسازید باید شفافیت رو اصل کارتون قرار بدید ، مخصوصا در قیمت و هزینه . حتی اگه محصول و خدمت گرونی دارید با مشتری شفاف باشید و به جاش از مزیت ها و ارزش های دیگتون برای فروش استفاده کنید .11_به فروش شور و عشق و اشتیاق داره خیلی ساده بگم شما باید عاشق فروش و محصولی که میفروشید باشید . مشتری شما این اشتیاقتون رو دریافت میکنه و فروختن به یه مشتری مشتاق خیلی دلچسب تر و راحت تره .12_مسئولیت پذیره شما باید همونطور که لذت فروش های موفقتون رو میبرید ، مسئولیت شکست در فروش هاتون رو هم بپذیرید . این مسئولیت پذیری باعث روشن شدن نقطه ضعف ها و اصلاح اونا میشه. 13_به مشتریش وفاداره اگه فروشتون انجام شد و کارتون با مشتریتون تموم شد نباید فراموشش کنید . در ارتباط بمونید و رابطتون رو حفظ کنید . اگه به مشتریتون وفادار بمونید اونم به شما وفادار میمونه . 14_مهمتر از همه توانایی پیش راندن مشتری رو داره .(روی این ویژگی در آینده بیشتر حرف خواهیم داشت)بعضیا به مشترشون چیزی رو میفروشن که بهش نیاز نداره . شما از اون آدما نباشید چون خیلی زود مجبورید یه شغل دیگه پیدا کنید . شما باید مشتری رو از چالشی که توی کسب و کارش هست و خودش ازش خبر نداره آگاه کنید و مهتر اینه  راه حل درست عبور از اون چالش رو بهش ارائه بدید . در اصل شما کمکش میکنید که کسب و کارش رو به پیش برونه . در سایت و اینستاگرام من از فروش بیشتر بخونید  http://farzinzamani.ir/  https://www.instagram.com/farzinzamani.ir/ این متن برای اولین بار توسط فرزین زمانی منتشر شده است </description>
                <category>فرزین زمانی</category>
                <author>فرزین زمانی</author>
                <pubDate>Fri, 18 Dec 2020 13:42:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فروش شخصی چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41374952/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-hydzpmbhape0</link>
                <description>تعریف فروش شخصی :فروش شخصی یه روش شخصی شده و انسانی شده از پروسه فروشه ک به بیزنس ها اجازه میده به جای فروش ساده ، با محصولات و خدمات خودشون چالش های مشتری رو حل کنن .چند تا نکته از فروش شخصی :فروش شخصی صفر و یکی نیست و یه سازمان ممکنه درصدی فروش شخصی داشته باشه و مقداری فروش غیر شخصی فروش شخصی کاملا به مهارت فروشنده بستگی داره  توی فروش شخصیه که ارزش فروشنده کاربلد مشخص میشه . بعضی مدیر فروشا خیلی به مارکتینگ سخت میگیرن چون فروشنده های ماهری نیستن و فروشنده های ماهری هم زیر دست خودشون ندارن . به مارکتینگ فشار میارن تا کوهی از سرنخ بدرد بخور بریزه توی سیستم و اونا بدون سختی به خریدارِ نیازمند بفروشن . این کار مثل ماهی گرفتن از توی آکواریومه اونم با تور ..کاربردفروش شخصی :فروش شخصی بیشتر در فروش های b2b و خرده فروشی (retailing) کاربرد داره . مزایای فروش شخصی :امکان برقراری ارتباط دقیق و شخصی بین کسب و کار و مشتری را فراهم میکنه به تیم فروش شما این امکان رو میده که به صورت انحصاری و جداگونه به هر سوال ، چالش ، نگرانی ، یا اعتراضی از سمت مشتری رسیدگی کنه تا بتونه مشتری رو به خرید نزدیک تر کنه .یک ارتباط شخصیِ یک به یک بین سازمان شما و مشتری بالقوه تون شکل میده معایب فروش شخصی :اگه بخوایم منصفانه نگاه کنیم ، فروش شخصی معایب چندانی نداره ولی اگه بخوایم خیلی سختگیر باشیم میتونم موارد زیر رو مطرح کنیم :به خاطر زمان و منابعی که میخواد یکم گرونتره به تلاش و فکر و زمان بیشتری از سمت سازمان و تیم فروش نیاز داره به خاطر محدودیت در بکارگیری نیروهایِ انسانیِ فروشِ متخصص ، فرصت کمتری برای کار روی سرنخ های ارزشمند وجود داره فروش غیر شخصی چیه : به فروش هایی که از طریق یک فرآیند و به واسطه بازاریابی و تبلیغات قبلی اتفاق می افته که ارتباط مستقیم بین دو نفر به عنوان خریدار و فروشنده در پروسه فروش وجود نداره فروش غیر شخصی میگن مثلا خرید یه نوشابه از یه دستگاه فروش نوشابه کنار خیابون مثلا پول گرفتن از عابر بانک مثلا خرید از دیجی کالا مثلا دادن یه پروژه ترجمه به سایت ترجمیران و خیلی مثلا های دیگه توی سایت و اینستاگرام من  از فروش  بخونید چون همه جا گیرش هستید  http://farzinzamani.ir/  https://www.instagram.com/farzinzamani.ir/ این متن برای اولین بار توسط فرزین زمانی منتشر شده است </description>
                <category>فرزین زمانی</category>
                <author>فرزین زمانی</author>
                <pubDate>Wed, 09 Dec 2020 02:26:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پروانه ساخت بنا چیه ؟ مراحل دریافتش کدومه ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41374952/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A8%D9%86%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%B4-%DA%A9%D8%AF%D9%88%D9%85%D9%87-isyjhzzd6cxj</link>
                <description>پروانه یا جواز ساختمان یه پروانه رسمی از شهرداریه که به مالک یا پیمانکار  اجازه میده تا پروژه ساخت و ساز یا بازسازی رو طبق چهارچوبی مشخص شروع  کنن و ادامه بدن. هر ساخت و سازی بدون جواز و پروانه ساخت از شهرداری غیر قانونیه و اساسا باید مطابق قانون رسیدگی بشه بهش که ممکنه تخریب هم شامل این قضیه بشه . روی کاغذ این  استانداردها برای اطمینان از ایمنی صاحبان فعلی یا بعدی ساختمان در نظر  گرفته شده روی کاغذ اصلی ترین هدف اخذ مجوز ساخت اطمینان از ساخت و سازی  قانونی مطابق با مشخصات فنی و رعایت اصول شهرسازی مطابق با آیین نامه ها و  ضوابط طرح جامع شهریه.روی کاغذ هدف بهره مندی از تسهیلات بانکی،بیمه شدن ساختمان و  افراد مشغول به کار در ساختمان ،جلوگیری از بروز حوادث ساختمانی و استفاده  از تجارب فنی و مهندسی در ساخت بناست......اما با وجود قوانینی مثل کمسیون ماده 100 شهرداری در عمل بیشتر یه جریان نقدینگی به جیب شهرداری هاست . در یه متن دیگه کمسیون ماده 100 شهرداری رو باز خواهیم کرد مراحل دریافت پروانه ساخت رو به صورت لیست وار با هم مرور میکنیم :1.تشکیل پرونده2.بازدید3.دستور نقشه4.طراحی نقشه5.پرداخت عوارض6.تهیه مدارک پیش نویس7.چاپ پروانه مرحله آخر صدور پروانه ساختمانپروانه ساخت شامل چه اطلاعاتیه ؟1.مساحت زیربنا2.تعداد طبقات3.نوع اسکلت ساختمان4.مشخصات متقاضی صدور پروانه5.شماره پلاک ثبتی ملک6.نام مهندسین مشاور7. تاریخ صدور پروانه8. کروکی زمیناین اطلاعات خیلی کلیه و بهتره برای داشتن اطلاعات بیشتر به سایت و اینستاگرام من سر بزنید : https://www.instagram.com/farzinzamani.ir/  http://farzinzamani.ir/ این متن برای اولین بار توسط فرزین زمانی نوشته شده است </description>
                <category>فرزین زمانی</category>
                <author>فرزین زمانی</author>
                <pubDate>Sun, 06 Dec 2020 00:24:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیب و پرتقال در علم فروش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41374952/%D8%B3%DB%8C%D8%A8-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-grdcn5kiqekf</link>
                <description>اگه میخوای بیشتر بفروشی انتخاب های مشتریت رو محدود کن کلا در پروسه فروش اگه تعداد انتخاب هایی که روبه روی مشتریه زیادباشه ، دچار سردرگمی و یه حس نامطلوب میشه ، حسی که بهش میگه عمرا از بین این 30 تا انتخاب بتونی یکیش ک بدردت میخوره رو انتخاب کنی . ولی اگه دوتا انتخاب رو به روش باشه خیلی راحت تر میتونه بهتری رو انتخاب کنه . یا حداقل پیش خودش این فکر رو میکنه . اینجاس که راه حل سیب یا پرتقال متولد میشه . تصور کنید یه ظرف میوه جلوتون میزارن و ده مدل میوه داخلشه ، قطعا اگه قرار باشه یه میوه بردارید یکم فکر میکنید و با تردید این کارو انجام خواهید داد . ولی اگه توی یه بشقاب فقط یه سیب و یه پرتقال باشه خیلی سریعتر یکیش رو انتخاب میکنید یا خیلی سریع جفتشو رد میکنید . یکی از راه هایی که به عنوان یه فروشنده وقتتون رو تلف نکنید همین روش سیب و پرتقاله . با این کار یا میفروشید یا میفهمید که باید وقتتون رو صرف یه مشتری دیگه بکنید . اما کار سخت شما به عنوان فروشنده انتخاب سیب و پرتقالِ درسته . اول پرسنای مخاطبتون رو دقیق بسنججید و بررکسی کنید وقتی دیدید مخاطبتون داره به یه فرصت فروش نزدیک میشه باید دنبال نیازش بگردیدوقتی فهمیدید چی نیازشو برطرف میکنه باید سلیقشو بسنجدید باید بفهمید ترجیح میده اون نیازه چه شکلی برطرف بشه در نهایت با استفاده از اطلاعات بالا باید گزینه ها رو محدود کنید و جلوش بزارید با یه مثال توی فضای B2C جلو میریم فرض کنید شما بوتیک لباس فروشی دارید . یه نفر پشت ویترین مغازه ایستاده :یه پسر نوجوون تقریبا 18 ساله اس (پرسونای مخاطب)داخل مغازه میشه ، پس مخاطب شما یه قدم به یه فرصت فروش نزدیک میشه ازش سوال میپرسید که چی میخواد ؟میفهمید دنبال شلوار میگرده و یه نگاه دقیق تر بهش میندازید و متوجه میشید لباسای تنش مارک نیست و قیمت متوسط دارن ( درک نیاز مشتری : یه شلوار در قیمت متوسط )یکم دقیق تر بهش توجه میکنید و از حلقه توی گوشش ، از بوی گُلی که توی کوچه پشتی کشیده و از تیشرت لَشی که پوشده میفهمید که احتمالا لباس لش دوست داره ( دریافت سلیقه مخاطب :  شلواری که لش باشه )خب اینجاس که شما تصمیم میگیرید که از بین 30 مدل شلوار برید سراغ اون ده تایی که لَش هستن و از بین اون ده تا برید سراغ سه تایی که قیمت مناسب دارن . شما اون سه تا شلوارو بهش میدی تا پرو کنه و مشتریتون هم خوشحال تره که یه انتخاب راحتتر و مطمئن تر داشته باشه . مسلما اگه تشخیصتون توی مراحل قبلی درست بوده باشه احتمال فروشتون بالا میره دقت کنید توی هر مرحله امکان خطا وجود داره و بازی ما بازی احتمالاته . ما باید سعی کنیم احتمال یه فروش موفق رو بالا ببریم اگه به ذهنتون میرسه شما هم چند تا مثال از روش سیب و پرتقال واسم بزنید در سایت و اینستاگرام من بیشتر بخونید : http://farzinzamani.ir/  https://www.instagram.com/farzinzamani.ir/ این متن برای اولین بار توسط فرزین زمانی نوشته شده است </description>
                <category>فرزین زمانی</category>
                <author>فرزین زمانی</author>
                <pubDate>Sat, 05 Dec 2020 02:19:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سختیه فروش کجاست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41374952/%D8%B3%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA-oeazfirnufqc</link>
                <description>توی مطلب قبلی ک درباره فروش کار کردم سعی شد مفهوم فروش روشن بشه البته به یاری تتلو .توی این متن میخوام یکم از چالش ها و سختی های کار فروش براتون بگم .قبل از هر چیزی بگم که فروشنده باید دو تا ویژگی مهم داشته باشه انگیزه زیاد  (هم باید ذاتا ادم با انگیزه ای باشه هم هر روز این انگیزه رو توی خودش شارژ کنه)دنده پهنی (یعنی پوست کلفت و چِغِر باشه ، نازنازی نباشه )چرا؟؟؟  چون فروش سخته و فرسایشی سختی اول : به اندازه موهای سرتون (نه) میشنوید بیشتر از هر شغل دیگه ای و بیشتر از هرکس دیگه ای . پیشنهاد میکنم انقدر خودتون رو در معرض نه شنیدن قرار بدید که لمس بشید .باید باشنیدن نه یه لبخند بزنید و برید سراغ بعدی . سختی دوم : باید بازیگری کنید و اکثر مواقع نقش کسی که در لحظه نیستید رو بازی کنید . توی فروش باید در برخورد با مشتری همیشه شاد باشید حتی اگر نیستید همیشه با انرژی باشید حتی اگرنیستید همیشه شنونده خوبی باشید حتی اگر نیستید و این سخت تر از چیزیه که فکرشو میکنید . برای کنار اومدن باهاش بهتون پیشنهاد میدم مراقبه و مدیتیشن زیاد انجام بدید . این کار باعث میشه به خود واقعیتون نزدیک تر بشید و کار فروش شما رو از خودتون کمتر دور کنه .سختی سوم: مهارتتون شاید ارتقا پیدا کنه ولی جایگاه سازمانیتون به ندرت ..... پیشنهادم اینه بعد از یه مدت به فکر کسب و کار خودتون باشید سختی چهارم :چیزی که میفروشی رو تو نساختی . تو درد مشتری رو میدونی ولی کنترل کمی برای تطبیق محصول با مشتری داری . پیشنهاد میدم بُرش خودتون رو توی سارمان زیاد کنید و برخ بکشید البته به قول یکی از دوستام در صورتی میتونید این کار رو بکنید که واقعا توی فروش پشمی به گُردَتون باشه .سختی پنچم : شما سپر بلایید ، شما خط مقدمید و دهنتون سرویسه شما نقطه تماس سازمانتون بامشتری هستید بنابراین هر انتقادی ، پیشنهادی ، سرزنشی ، شکایتی ،خواسته ای فحشی ، ناسزایی روی سر شما ریخته میشه . اینجاس که اون پوست کلفتی که اول مطلب گفتم به کارتون میاد . پیشنهاد  میکنم این موارد منفی رو شخصی نکنید و یه گوشتون در باشه اون یکی دروازه . بین خودتون و شغلتون تفاوت بزارید .سختی ششم : فروش شدیدا نیاز به عزت نفس داره توی فروش تعارف نداریم . مشتری قراره پول و زمانشو به شما بده که هردوشون ارزشمندن . بنابراین از هر کاری که بتونه حرف شما و خود شما رو زیر سوال ببره استفاده میکنه . اون بی پرده حرف های شما ، اطلاعات شما و ادعاهاتون رو زیر سوال میبره . بهتون پیشنهاد میدم شدیدا روی اعتماد به نفستون کار کنید و خودتون رو با جایگاه شغلیتون قاطی نکنید . اگه به فروش و دونستن ازش علاقه مندید سایت زیر رو یه نگاهی بندازید  http://rasha-saze.ir/ این متن برای اولین بار توسط فرزین زمانی منتشر شده است </description>
                <category>فرزین زمانی</category>
                <author>فرزین زمانی</author>
                <pubDate>Tue, 01 Dec 2020 01:36:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کیورینگ یا عمل آوری بتن چیست؟ ( آب دادن به بتن)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41374952/%DA%A9%DB%8C%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D9%85%D9%84-%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%AA%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A2%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%AA%D9%86-epqixgejv8qc</link>
                <description>عمل آوری بتن یا (کیورینگ) حفظ میزان رطوبت و دمای مناسب بتن در سنین اولیه آن (پس از عملیات بتن ریزی ) است طوری که بتن بتونه به خصوصیات طراحی شده برسه ، عمل آوری بلافاصله پس از بتن ریزی و پرداخت کاری شروع می شه.توی کیورینگ به گونه ای باید عمل کرد که بتن بتونه به مقاومت و پایایی مطلوب دست پیدا کند.بدون فراهم آوردن رطوبت مناسب ،مصالح سیمانی بتن قادر به واکنش دهی مناسب برای پدید اومدن محصولی با کیفیت نیستند.تبخیر آب یا خشک شدن زود هنگام بتن ممکنه آب مورد نیاز برای انجام واکنش های شیمیایی در بتن رو از بین ببره (که منظور از واکنش شیمیایی هیدراسیونه) و در نتیجه بتن قادر به رسیدن به خواص مطلوب خودش نباشهچرا کیورینگ اهمیت داره ؟الف) برای دستیابی به مقاومت از پیش تعیین شدهب) برای بهبود دوام و پایایی بتن در برابر عوامل محیطیهدف ما از کیورینگ در ساخت چیه ؟1-جلوگیری از کاهش رطوبت یا تأمین رطوبت از دست رفته2-حفظ دمای بتن در حدی مطلوب به مدت زمانی معین3-توسعه مقامت بتن با تکمیل عملیات هیدراسیون سیماناگه به این مطالب علاقه مندید یه نگاهی به سایت زیر بندازید http://rasha-saze.ir/ این متن برای اولین بار توسط فرزین زمانی نوشته شده است</description>
                <category>فرزین زمانی</category>
                <author>فرزین زمانی</author>
                <pubDate>Tue, 01 Dec 2020 00:03:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مناقصات قرار دادهای عمرانی دولتی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41374952/%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B5%D8%A7%D8%AA-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%DB%8C-kg4noppadrwt</link>
                <description>در کل دو نوع بودجه به قرار دادهای دولتی تعلق میگیره :1- بودجه های عمرانی که از لایه های بالای دولت  برای طرح های عمرانی سازمان های دولتی در نظر گرفته میشه این قراردادها به صورت فهرست بهایی یا زیر بنایی و البته با مصالح به مناقصه گذاشته میشه 2- بودجه های سازمانی که خود سازمان از قسمت های دیگه به پروژه های عمرانیش اختصاص میدهاین قرارد ها به میتونن فهرست بهایی نباشن ولی حتما باید با مصالح باشن در قرار دادها با بودجه عمرانی باید 6.6 درصد از مبلغ قرارداد به حساب تامین اجتماعی واریز بشه که 5درصد بر عهده کارفرما و 1.6 درصد بر عهده پیمانکار است در قراردادها با بودجه سازمانی شما باید 7.8درصد از مبلغ قرار داد رو به تامین اجتماعی بدید و همه این مبلغ هم برعهده پیمانکاره از این موارد میتونیم نتیجه بگیریم که شرکت در مناقصات با بودجه عمرانی میتونه با مبلغ کمتری صورت بگیره و پیمانکار اگه درست قیمت گذاری کنه میتونه حاشیه سود بیشتری برای خودش درنظر بگیره .اگه به این مطالب مشتاقید پیج زیر رو پیشنهاد میکنم http://rasha-saze.ir/ http://rasha-saze.ir/ این متن برای اولین بار توسط فرزین زمانی منتشر شده است </description>
                <category>فرزین زمانی</category>
                <author>فرزین زمانی</author>
                <pubDate>Sun, 29 Nov 2020 23:59:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فروش از تتلو تا گدای سر چهار راه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41374952/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%AA%D9%84%D9%88-%D8%AA%D8%A7-%DA%AF%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-hji7kdkvxabr</link>
                <description>فروش یعنی چیزی رو که داریم ارزشمند نشون بدیم. بقیه رو تحریک کنیم که اون چیز رو داشته باشن و در عوضش چیزی رو که ما نیاز داریم بگیریم . (به یاد آهنگ چیز از شاهین نجفی ) . فروش  میتونه خیلی ساده یا خیلی پیچیده باشه . مثلا فروش یه کالا و گرفتن پول یا فروش یه تفکر و مدل ذهنی و گرفتن تایید و حمایت . ولی چیزی ک مهمه اینه که اگ توی فروش ضعف داشته باشیم به این معنیه ک چه تو منهتن نیویورک باشیم  چه توی دهات تانزانیا نمیتونیم توی کسب و کار و حتی زندگی شخصیمون به جایی برسیم . فروش رو کلا توی ایران به دو روش زیر آموزش میدن :فروش دکونی و بازاری و تجربی و عملی فروش کاملا علمی و آکادمیک ندیدم فردی ، آموزگاری ، منتوری ، موسسه ای ک یه راهی بین این دو تا انتخاب کنه . نمیدونم چرا ؟ در صورتی ک کاملا واضخه ک راه باید بین این دو تا باشه هم علمی و هم عملی . حالا خیلی به آموزش فروش نمیخوام بپردازم و فقط میخوام یکم مفهوم فروش رو بیان کنم . میدونید فروش یعنی چی ؟ مثال اول :اگه میخواید فروش رو بشناسید دفعه بعد که یه زن چادری ، بچه به بغل با یه چهره درمونده و مستاصل پشت چراغ قرمز اومد کنار شیشه ماشینتون و دستشو دراز کرد ، نگاهتون رو ازش ندزدید و خوب نگاهش کنید . چون اون داره چیزی رو به شما میفروشه و ازتون پولشو میگیره . اون به شما آرامش وجدان و آسودگی خاطر میفروشه و پولتون رو میگیره . اون یه فروشنده ماهره ک کار پیچیده ای انجام میده . خوب ایجاد نیاز میکنه خوب عرضه میکنه خوب قیمت گذاری میکنه و خوب کارو تموم میکنه . یه پنج هزاری از شما میگیره و میره سراغ ماشن بعدی . به احتمال زیاد در آمدش از شمام بیشتره . مثال دوم : دفعه بعد که داشتید لایو تتلو با ندا یاسی رو میدید به این فکر کنید که چطور تتلو داره یه مدل فکری پیچیده ( اینکه نباید کسی برات توی زندگی مهم باشه و باید عشقی زندگی کنی و خود واقعیت باشی رو ) به مخاطباش میفروشه و لایک و فالو ( همون تایید ) میگیره . همه این آدما و خود ما و شما داریم روزانه کار فروش انجام میدیم . بعضی ماهرانه تر و بعضی آماتور تور . تا حالا فکر کردید که چقدر واجبه این مهارت فروش رو تقویت کنید ؟ تا حالا فکر کردید چطور ؟ نتیجه اخر این که توی زندگی روزمره ، از شخصی تا کاری ، از فردی تا اجتماعی ، فروش همه چیزه بیشتر از فروش بخونید :این متن آخرین بار توسط فرزین زمانی نوشته شده است </description>
                <category>فرزین زمانی</category>
                <author>فرزین زمانی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Nov 2020 00:21:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور از اقیانوس قرمز به آبی سفر کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41374952/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B3-%D9%82%D8%B1%D9%85%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D8%A8%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-zdhkvdtagopi</link>
                <description>سعی میکنیم با هم راه های انتقال از اقیانوس قرمز به اقیانوس آبی رو با هم مرور کنیم راه اول خروج از  اقیانوس قرمز و ورود به اقیانوس آبی اینه که شکل و شمایل قایقمون رو عوض کنیم . ما باید ظاهر کسب و کارمون رو عوض کنیم . در اصل باید غیر هم شکلی به وجود بیاریم . نباید شبیه بقیه کسب و کارا باشیم . پس قدم اول غیر هم شکل شدنه .                                        غیر هم شکلی                                        anti isomorphism     رسیدن به این غیر یکریختی برای هر کسب و کاری راه های متنوعی داره . تا حالا فکر کردید چطور میتونید بین خودتون و رقباتون تفاوت ایجاد کنید؟ اصلا چرا مشتری باید شما رو انتخاب کنه در حالی که شما هم دقیقا شبیه بقیه اید ؟ راه های خیلی زیادی وجود داره که من اینجا چندتاییش رو مطرح میکنمتنبل کردن مشتری   ( convinience )تازگی داشتن    ( newness )سنگ تموم  گذاشتن  (the job done )در دسترس بودن ( mobility)شخصی سازی کردن ( costumize )هزینه   ( cost ) و ............میشه بازم راه های تازه ای پیدا کرد . سعی میکنم این راه ها رو به مرور بیشتر باز کنم . پیشنهاد میدم متن های قبلی رو بخونید مرتبط هستن این متن برای اولین بار توسط فرزین زمانی نوشته شده است </description>
                <category>فرزین زمانی</category>
                <author>فرزین زمانی</author>
                <pubDate>Wed, 25 Nov 2020 22:39:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قرارداد مدیریت پیمان در ساختمان سازی چیه ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41374952/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D9%87-m2mvdpiaytve</link>
                <description>قرار داد مدیریت پیمان یا managememt contracting یا همون MC در ساختمان سازی یه نوع از قرار داده بین پیمانکار (سازنده ) و کارفرما (صاحب ساخت ) . چیزی ک توی این نوع قرارداد مهمه اینه ک هزینه های ساخت شامل هزینه مصالح و طراحی و اجرا و اکیپ و ..... همه از طرف کارفرما پرداخت میشه . پیمانکار هم آ؛آخر سر بر اساس هزینه های کل ، درصدی از هزینه ها رو به عنوان دستمزد خودش دریافت میکنه . توی این نوع قرارداد گاهی حتی تهیه مصالح هم به پیمانکار واگذار میشه . خوبی این روش اینه ک کارفرما میتونه تقریبا مطمئن باشه که توی کیفیت کارش دزدی نمیشه . چون پیمانکار هرچی جنس با کیفیت تر بگیره و بهتر کار کنه هزینه کار بالاتر میره و در نتیجه درصد دریافتیش از قرارداد بیشتر میشه. بیشتر بخونید : http://rasha-saze.ir/ این متن اخرین بار توسط فرزین زمانی منتشر شده است </description>
                <category>فرزین زمانی</category>
                <author>فرزین زمانی</author>
                <pubDate>Tue, 24 Nov 2020 02:50:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند قلم از فناوری های نوین ساختمان 2</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41374952/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-2-ewg8zqdrupwq</link>
                <description>سقف های کوبیاکساسم این روش اجرای سقف در اصل دال دو محوره تو خالیه ولی چون برند سوییسی کوبیاکس نماینده اجرای این روش توی ایران بوده است ، به نام کوبیاکس معروف شده. توی این روش اجرا ، گوی های پلی اتیلنی توخالی بین دو لایه بتونی قرار میگیرن و توی اون دفن میشن . توی این روش همون مقاومت استاتیکی و سنتی سقف دال ایجاد میشه با این تفاوت که میزان زیادی از وزن سازه و همینطور هزینه ساخت کم میشه.البته که این کاهش وزن بدون کم کردن ایمنی سازه اتفاق می افته .دربارش بیشتر بخونید : http://rasha-saze.ir/ این متن برای اولین بار توسط فرزین زمانی نوشته شده است .</description>
                <category>فرزین زمانی</category>
                <author>فرزین زمانی</author>
                <pubDate>Mon, 23 Nov 2020 00:22:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صادرات دلاری یا ریالی ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41374952/%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C-pn1ib8oowkct</link>
                <description>این مطلب ویژگی دوم یه صادرات درست و حسابی رو بیان میکنه . ویژگی اول رو توی مطالب قبلی پیدا کنید.اولا صادرات ریالی چیه ؟ توی سال های اخیر با تشدید تحریم های جهانی علیه مراودات مالی و تجارت جهانی ما با دنیا یه پدیده ای رشد کرد به اسم صادرات ریالی . یعنی صادرکننده ها کالای خودشون رو به خریدار هایی توی کشور های همسایه میفروختن و خریدار توی کارخونه یا شرکت براشون کارت میکشید و پولشون رو به ریال تسویه میکرد . از نکات جالب اینه ک این خریدار های عرب یا افغان یا پاکستانی یا ترک توی ایران خونه دارن حساب بانکی دارن و.....این به خودی خود ایرادی نداره و حاشیه سود خوبی هم برای فرشنده ایرانی ایجاد میکنه ولی صادرات به حساب نمیاد چون ارز آوری برای مملکت نداره .اماااا کار وقتی گره میخوره ما با مفهوم رفع تعهد صادراتی توی ایران مواجه میشیم . یعنی اینکه صادر کننده عزیز ما کاری نداریم تو کالا دادی ، دلار گرفتی یا ریال گرفتی ؟ باید معادل کالایی ک از کشور خارج کردی ارز برگردونی . اینجاست ک صادرکننده ریالی از کرده خودش پشیمون میشه و میگه کاش درِ شرکت رو تخته کرده بودم ولی صادرات ریالی انجام نداده بودم . چون مجبور میشه ارز به نرخ آزاد بخره ببره توی سامانه سنا و نیما به دولت بفروشه . و این اگ اون حاشیه سودش رو نابود نکنه حتما کمش میکنه . اینکه سامانه نیما و سنا و ... چیه رو به مرور توی مطالب بعدی میگم ولی میتونید از سایت هایی ک اخر کار معرفی میکنم بیشتر بخونید . بگذریم همه اینا رو گفتم ک بگم صادرات ریالی نکردنش بهتر از کردنشه . و اگر تصمیم دارید برید دنبال کار صاردات پی خریداری بگردید ک برگه های زیبای دلار رو به جای کالاتون پرداخت کنه . اینجا بیشتر بخونید :  http://rasha-saze.ir/ این متن آخرین بار توسط فرزین زمانی منتشر شده است </description>
                <category>فرزین زمانی</category>
                <author>فرزین زمانی</author>
                <pubDate>Sun, 22 Nov 2020 17:09:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی محصولات و خدمات به مشتری با روش FAB</title>
                <link>https://virgool.io/@m_41374952/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%B4-fab-hyjpbxkp5jkq</link>
                <description>اصطلاح FAB مخفف کلمه های Feature-Advantage-Benefit به معنی ویژگی - مزیت - منفعت است . FAB یک روش معرفی محصول و خدمات به مشتری توی جلسه مذاکره یا معارفه است . شما میتونید به FAB  به چشم یه دستور العمل برای نزدیک کردن تصمیم مشتری به خرید استفاده کنید . اما بیاید این دستورالعمل رو با هم مرور کنیم . گام اول این دستور العمل دونستن کامل ویژگی های محصول یا خدماتتونه . باید بهتر از هر کسی خدماتتون رو بشناسید تا بتونید در سطح قابل قبولی اونا رو اراِیه کنید یا به ایرادات احتمالی ک توسط یه مشتری شکاک مطرح میشه جواب بدید . پس اول ار همه ویژگی های مثبت محصول و خدمتتون رو لیست کنید و  برای ارایه اون تمرین کنید . گام دوم تسلط به مزیت های محصول و خدمتتون و ارایه اونست . اما مزیت چیه ؟ مزیت اون چیزیه ک خدمات شما داره ولی خدمات رقیبتون نداره . هر چیزی ک بشه بعد از اصطلاح {بر خلاف رقبا } اونو اضافه کرد . مثلا بر خلاف همه رقبامون کود ما حساسیت بویایی ایجاد نمیکنه یا بر خلاف همه رقبامون خدمات بازرگانی ما برون سپاری نمیشه . یا برخلاف رقبامون اگ از خدمات مهندسی اجرای ما استفاده کنید طراحی طراحی روف گاردن شما رایگان انجام میشه . اماا مهمترین قسمت گام سوم یعنی منفعت مشتریه . توی این مرحله باید خیلی ظریف منفعت هایی ک مشتری از ویژگی ها و مزیت های کالا یا خدمات شما نصیبش میشه رو لای یه لایه نازک از احساس توی چشمش فرو کنید . در اصل باید چشماش رو باز کنید اما از راه نیم کره راست مغزش ( از راه قلقلک احساسی) . همون مثال کود رو بررسی کنیم : ویژگی ها : کود گیاهی ما با جدید ترین تکنولوژی روز دنیا ساخته شده . توی این کود از مواد اولیه ارگانیک استفاده شده و جعبه اون طوری طراحی شده ک موقع استفاده هدر رفت نداره مزیت ها : این کود ما بر خلاف سایر کودهایی ک توی بازار هست بیشترین غلظت رو داره و برای مصرف کننده حساسیت بویایی ایجاد نمیکنه منفعت ها : بنابراین علاوه بر این که پول بیشتری توی جیبتون میمونه لازم نیست بعد از هر بار استفاده تا یک هفته دستمال دستتون باشه و عطسه کنید ..... ( اشاره غیر مستقیم و احساسی به منفعت های مشتری ) یا مثال شرکت خدمات ساخت و ساز :ویژگی ها : شرکت ما 10 سال سابقه اجرای پروژه های مختلف شبیه کار شما رو داره . شرکت ما مالک ابزار کار متناسب با متراژ ساخت شماست . مزیت ها : بر خلاف سایر شرکت های همگروه ،  ما در ساخت از روش های نوین مثل سقف های پیش تنیده استفاده میکنیم و بر خلاف سایر شرکت ها اگر کار اجرای شما رو در اختیار داشته باشیم طراحی و اجرای یک روف گاردن هم بر عهده ما خواهد بود . منفعت ها : اگه بتونیم تو این پروژه همکاری داشته باشیم علاوه بر لذت بردن از روف گاردنتون توی شبای تابستون متونید مطمئن باشید که باوجود  دویدن بچه های طبقه بالا همیشه راحت میتونید بخوابید ( منفعتی ک از مزیت سقف های نوین پیش تنیده بدست میاد. چون این سقف ها عایق صدا و لرزش هستند ) بیشتر بخونید از اینا  http://rasha-saze.ir/ این پست برای اولین بار توسط فرزین زمانی منتشر شده است </description>
                <category>فرزین زمانی</category>
                <author>فرزین زمانی</author>
                <pubDate>Sun, 22 Nov 2020 16:17:17 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>