<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیر مسعود ملک فر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_42900033</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 18:01:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>امیر مسعود ملک فر</title>
            <link>https://virgool.io/@m_42900033</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کتاب THE QPH METHOD: Change Your Beliefs, Thoughts &amp; Emotions in 2-Minutes</title>
                <link>https://virgool.io/@m_42900033/%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-the-qph-method-change-your-beliefs-thoughts-emotions-in-2-minutes-ccnqmg2dmubs</link>
                <description>مثال‌هایی از به‌کارگیری قدرت پرسش بر اساس منبع:1.تغییر باور مبتنی بر هویت (مانند اعتمادبه‌نفس): در گام اول (قانون قطبیت)، نویسنده به این نتیجه رسید که خواستن اعتمادبه‌نفس به معنی &quot;من اعتمادبه‌نفس ندارم&quot; بود. برای تغییر این باور، باید تمرکز را بر &quot;من اعتمادبه‌نفس دارم&quot; قرار می‌داد. گام دوم این است که این ایده را به صورت یک سؤال مطرح کنید که این فرض را در بر داشته باشد. سؤال پیشنهادی منبع این است: &quot;چقدر اعتمادبه‌نفس دارم؟&quot; (How confident am I?). با پرسیدن این سؤال، ذهن شروع به جستجو برای مثال‌هایی می‌کند که نشان می‌دهد شما در موقعیت‌های مختلف چقدر با اعتمادبه‌نفس به نظر می‌رسید (مثلاً وضعیت بدنی شما صاف بود، طرز برخوردتان خوب بود، طرز راه رفتن، طرز صحبت کردن). این مثال‌ها به عنوان شواهد برای ساختن باور جدید عمل می‌کنند2.تغییر تداعی‌ها و عادت‌ها (مانند ترک سیگار): در گام اول (قانون قطبیت)، اگر کشیدن سیگار با لذت یا فرار از درد تداعی شده باشد و شما بخواهید این عادت را ترک کنید، باید تداعی را به &quot;دردناک بودن&quot; تغییر دهیدگام دوم این است که این تغییر تداعی را به صورت یک سؤال مطرح کنید. سؤال پیشنهادی منبع این است: &quot;چقدر دردناک است وقتی سیگار میکشم ؟&quot; (How painful does it feel when I smoke?). با پرسیدن این سؤال، ذهن شروع به یافتن مثال‌ها و جوانبی از تجربه کشیدن سیگار می‌کند که آن را دردناک‌تر نشان دهد. هرچه این تجربه دردناک‌تر دیده شود، به طور طبیعی از آن فاصله می‌گیرید و نیازی به تلاش برای مقاومت نخواهید داشت. این روش می‌تواند برای ایجاد انگیزه، توقف عادت‌های اعتیادآور و تغییر دیدگاه نسبت به چیزهای بیرونی به کار رودبه طور خلاصه، گام دوم پس از مشخص کردن باور یا تداعی مورد نظر با استفاده از قانون قطبیت، این است که آن را به صورت یک سؤال با استفاده از کلمه &quot;چگونه&quot; مطرح کنید، که به طور ضمنی نشان‌دهنده داشتن آن ویژگی یا دیدن آن تداعی جدید باشد، و سپس منتظر دریافت پاسخ و مثال‌ها از ذهن خود بمانید</description>
                <category>امیر مسعود ملک فر</category>
                <author>امیر مسعود ملک فر</author>
                <pubDate>Thu, 08 May 2025 10:58:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تمرکز - با سوال</title>
                <link>https://virgool.io/@m_42900033/%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-chtmmnrqregc</link>
                <description>اصلی‌ترین روش برای افزایش تمرکز در مطالعه، به‌خصوص برای درک عمیق‌تر و ماندگاری بیشتر مطالب، پرسشگری و فعال‌سازی ذهن از طریق طرح سوال است. این روش، ذهن شما را درگیر می‌کند و از حالت منفعل و صرفاً دریافت‌کننده اطلاعات خارج می‌کند.تکنیک پرسشگری فعال در مطالعه:طرح سوال پیش از مطالعه: قبل از شروع به خواندن هر بخش، چند سوال کلی درباره موضوع از خودتان بپرسید. این سوالات می‌توانند شامل موارد زیر باشند:این فصل/بخش درباره چیست؟چه چیزهایی از قبل درباره این موضوع می‌دانم؟هدف نویسنده از نوشتن این مطلب چیست؟چه ارتباطی بین این موضوع و سایر مطالب خوانده شده وجود دارد؟طرح سوال حین مطالعه: در حین خواندن متن، به طور مداوم سوالاتی را مطرح کنید. این سوالات می‌توانند شامل موارد زیر باشند:معنی این جمله/اصطلاح چیست؟چرا نویسنده این مثال را آورده است؟آیا با این ایده موافقم یا مخالف؟ چرا؟چه سوالات دیگری در این مورد دارم؟توقف و تامل: هر چند پاراگراف یا صفحه، مطالعه را متوقف کنید و به سوالاتی که در ذهنتان شکل گرفته است، فکر کنید.جستجوی پاسخ: سعی کنید پاسخ سوالات خود را در متن پیدا کنید. اگر پاسخ را پیدا نکردید، آن را یادداشت کنید تا بعداً درباره آن تحقیق کنید.طرح سوالات تحلیلی و انتقادی: فراتر از درک سطحی مطالب بروید و سعی کنید سوالات تحلیلی و انتقادی طرح کنید. این سوالات می‌توانند شامل موارد زیر باشند:چه فرضیاتی در این متن وجود دارد؟آیا شواهد کافی برای اثبات این ادعا وجود دارد؟چه دیدگاه‌های دیگری درباره این موضوع وجود دارد؟کاربردهای عملی این مطلب چیست؟خلاصه سازی با استفاده از پاسخ به سوالات: پس از اتمام مطالعه هر بخش، سعی کنید خلاصه‌ای از آن را با استفاده از پاسخ به سوالاتی که طرح کرده‌اید، بنویسید.چرا این روش موثر است؟افزایش تمرکز: پرسشگری فعال ذهن شما را درگیر می‌کند و از حواس‌پرتی جلوگیری می‌کند.درک عمیق‌تر: با طرح سوال و جستجوی پاسخ، مطالب را عمیق‌تر درک می‌کنید.ماندگاری بیشتر مطالب: وقتی مطالب را با سوال و جواب یاد می‌گیرید، بهتر در حافظه بلندمدت شما ثبت می‌شوند.تفکر انتقادی: پرسشگری فعال باعث تقویت تفکر انتقادی و توانایی تحلیل اطلاعات می‌شود.افزایش انگیزه: وقتی در فرایند یادگیری فعالانه شرکت می‌کنید، انگیزه شما برای مطالعه افزایش می‌یابد.نکات تکمیلی:نوع سوالات باید متناسب با سطح دانش و موضوع مورد مطالعه باشد.می‌توانید سوالات خود را در حاشیه کتاب یا در یک دفترچه جداگانه یادداشت کنید.برای پیدا کردن پاسخ سوالات خود، از منابع مختلف مانند کتاب‌های دیگر، مقالات علمی و اینترنت استفاده کنید.در بحث‌های گروهی و تبادل نظر با دیگران شرکت کنید تا دیدگاه‌های مختلف را درک کنید.با استفاده از این روش، می‌توانید مطالعه خود را به یک فرایند فعال، جذاب و موثر تبدیل کنید.</description>
                <category>امیر مسعود ملک فر</category>
                <author>امیر مسعود ملک فر</author>
                <pubDate>Sat, 08 Feb 2025 15:37:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیری با ۵ بار شکست در روز</title>
                <link>https://virgool.io/@m_42900033/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%DB%B5-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-nzoe9zdpfqrr</link>
                <description>حتما شنیده‌اید که راز موفقیت در  شکست نهفته است. کارولین وانگا، رییس و مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری اِسِنس،  می‌گوید گرچه در همه دهه ۲۰ زندگی‌اش « اسیر ترس از شکست» بود اما در دهه  ۳۰ زندگی‌اش به درک مفهوم این عبارت رسید.وانگا در آن سنین به شاهکاری دست  یافته بود که اکثر مردم فقط می‌توانستند آرزوی آن را داشته باشند، تبدیل  شدن به یک مدیر اجرایی رده بالا در یک شرکت چند میلیارد دلاری. او در سال  ۲۰۱۴ به عنوان مدیر ارشد تنوع و شمول شرکت تارگت منصوب شد.با این حال، حالا که وانگای ۴۵  ساله، به یاد می‌آورد، او بیشتر اوقات فراغت خود در بین جلسات کاری را به  بررسی پروفایل‌های رسانه‌های اجتماعی دخترانی که با آنها به دبیرستان  می‌رفت، می‌گذراند، زندگی آنها را با زندگی خود مقایسه می‌کرد و حسرت  می‌خورد که آنها مشاغل &quot;بهتر و باحال تری&quot; دارند.در ذهن او، وانگا هنوز ۱۷ ساله  بود، مادر سیاهپوست کم سنی که برای بزرگ کردن دخترش مجبور بود کالج را رها  کند. وانگا می‌گوید: «هنوز در مقطعی که دخترم را به دنیا آورده بودم، گیر  کرده بودم، و بنابراین تمام کارهایی که از آن زمان به بعد انجام داده بودم،  از سر نادانی و محکوم به شکست بودند. من فقط می‌توانستم در مورد چیزهایی  که در آن شکست خورده بودم، نشخوار ذهنی کنم، که این خود باعث ناتوانی بیشتر  شده بود.اما از زمانی که وانگا به تعریف  مشکلات در کار و مدیریت آن‌ مشکلات توجه بیشتری کرد، متوجه شد که غلبه بر  ترس از اشتباه و برخاستن پس از شکست، دو مورد از بزرگترین نقاط قوت افراد  هستند.او رموزی &quot;فوق العاده ساده&quot; را که برای رهایی از ترس از شکست خوردن استفاده می‌کند چنین برشمرده است:به خودتان اجازه دهید روزی پنج بار شکست بخوریدوانگا برای ساکت کردن صدایی که آن  را &quot;خرابکار درونی&quot; خود می‌نامد، حد مجاز بالایی برای شکست ایجاد کرد: او  اجازه روزانه پنج شکست به خود می‌دهد. فقط در صورتی که به ششمین شکست برسد،  آن را روز بدی می‌داند.او می‌گوید: «در ابتدا این عدد  مانند چالشی برای خودم بود.» وانگا با دادن مجوز شکست به خود، تحمل ریسک  خود را افزایش داده است و در مواجهه با اشتباه خود، انعطاف پذیرتر برخورد  می‌کند.وانگا می‌گوید: «طبیعی است که  وقتی شکستی اتفاق می‌افتد عصبانی شوید، اما مسئله این است که چگونه  می‌توانید آن شکست را به کل روز یا زندگی خود نسبت دهید، در حالیکه  می‌توانید فقط اجازه دهید آن یک شکست اتفاق بیفتد؟». من به خودم اجازه دادم  هر زمان که یک شکست اتفاق می‌افتد، همان‌طور که می‌خواستم عصبانی باشم،  اما کاری که نمی‌توانم انجام دهم این است که بگویم روز بدی بود تا اینکه به  عدد شش برسم، این کار باعث شد دیگر از ترس شکست ساکن و راکد نمانم.»وانگا توصیه می‌کند حد مجازی را  برای شکست‌هایتان تعیین کنید که با آن راحت باشید - می‌تواند پنج مورد  باشد، اما همانطور که او تاکید می‌کند، برای شکست &quot;اعداد جادویی&quot; وجود  ندارد – مهم این است که به آن پایبند باشید، مهم نیست که چقدر در کار  اشتباه می‌کنید.چگونه شکست را به مزیت رقابتی تبدیل کنیمبه گفته وانگا، اینکه یاد بگیریم  چگونه پس از شکست، سریع احیا شویم، می‌تواند یکی از سخت‌ترین مهارت‌ها  باشد، اما یکی از ارزشمندترین دارایی‌هایی است که می‌توانید در حرفه خود  داشته باشید.وانگا توضیح می‌دهد ممکن است ساعت  ۹ صبح با من تماس بگیرید، و من از چیزی عصبانی باشم، و سپس در ساعت ۳ بعد  از ظهر با من تماس دیگری بگیرید و متوجه شوید من خوب هستم، زیرا می‌دانم که  یک، دو یا سه شکست دیگر برای آن روز دارم، مگر اینکه ششمین شکست روزم را  تجربه کرده باشم که در اینصورت، بعد از کار با خودم کلنجار طولانی‌تری  دارم.&quot;این طرز فکر به شما یک &quot;مزیت  رقابتی&quot; در محل کار می‌دهد زیرا &quot;ممکن است حداقل ۳۰ دقیقه طول بکشد تا کسی  پس از یک اتفاق ناراحت کننده که رخ داده است، بهبود یابد، اما شما بعد از  پنج دقیقه خوب خواهید شد.&quot;اگرچه شکست بخش مهمی از موفقیت  است، وانگا می‌گوید که از اینکه تعداد کمی از رهبران کسب‌وکار آشکارا در  مورد موانع و چالش‌هایی که با آن‌ها مواجه شده‌اند صحبت می‌کنند، شگفت‌زده  است.وانگا می‌گوید: «بیشتر افراد دوست  دارند داستان‌هایشان را در اوج کمال تعریف کنند، همان‌طور که می‌خواهند در  یک فیلم الهام‌بخش تلویزیونی گفته شود. اما مشکل این است که همه به طور  روزانه، حداقل چندین بار در روز، مغموم می‌شوند.او ادامه می‌دهد: «اگر داستانی در  مورد دستاوردهای خود تعریف کنید، و در آن هیچ اشاره‌ای به مشکلی نکنید،  افرادی که پخته نیستند فکر نمی‌کنند که موفقیت برای آنها هم دست‌یافتنی  است. ای کاش تعداد بیشتری از رهبران کسب‌وکارها در مورد راه‌هایی که در پیش  گرفتند و در آن‌ها شکست خوردند، شفاف سخن بگویند. در مورد پیروزی‌ها و  همچنین آزمون و خطاهایتان صحبت کنید، زیرا حقیقت این است که همیشه  دست‌اندازها در مسیر موفقیت وجود دارند.»</description>
                <category>امیر مسعود ملک فر</category>
                <author>امیر مسعود ملک فر</author>
                <pubDate>Mon, 29 May 2023 18:11:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سود مرکب</title>
                <link>https://virgool.io/@m_42900033/%D8%B3%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%A8-oizc5b6aszcm</link>
                <description>سود مرکب چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مفهوم سود مرکب در سرمایه‌گذاری اهمیت زیادی دارد. دانستن اینکه سود ساده و  مرکب چه تفاوتی با هم دارند و چگونه می‌توان آنها را محاسبه کرد موضوع  جذابی است.اگر کتاب اثر مرکب دارن هاردی را خوانده باشید، اهمیت قدم‌های آهسته و  پیوسته در رسیدن به موفقیت‌های چشمگیر را درک کرده‌اید. با بهره‌گیری از  سود مرکب و مدیریت سرمایه، فکر یک‌شبه پولدار شدن را از سرخود بیرون کنید و  ثروت خود را به‌صورت تصاعدی افزایش دهید!دلیل اهمیت سود مرکب این است که سود مرکب، سرمایه ما را نسبت به سود ساده، چندین برابر می‌کند. برای محاسبه سود مرکب علاوه بر محاسبه سودی که به اصل سرمایه تعلق گرفته  است، سودی که به خود سودها تعلق می‌گیرد نیز در نظر گرفته می‌شود. اما در محاسبه سود ساده، فقط اصل سرمایه و سودی که به آن تعلق می‌گیرد، در نظر گرفته می شود.روش کار به این صورت است که با هر بار سوددهی در فروش ، مبلغ به دست  آمده را نیز دوباره کالا یا جنس می‌خرند و از آن استفاده نمی‌کنند و درواقع آن را  به اصل سرمایه اضافه می‌کنند که این همان تعریف سود مرکب است. نخست باید به سود رسید و سودهای حاصله را به سرمایه اولیه اضافه کرد و سپس  به سود مرکب دست‌ یافت. در واقع ما به درآمد پایدار و زمان کافی نیاز  داریم.سود مرکب یا سودِ سود، نیاز به دانش فراوان  داشته تا بتوان از طرق مختلف نظیر سرمایه‌گذاری در بخش صادرات، خرید و فروش  ارز، طلا، ملک، خودرو و هر طریق دیگر به سود رسید تا سودهای حاصله را به  سرمایه اولیه اضافه کرده و به سود مرکب دست یافت. برای انجام این کار باید  اولاً به درآمد پایدار رسیده و دوما به مدت طولانی صبر کرد.واضح است که سود مرکب، بسیار سودآورتر  از سودهای معمولی است اما نکته مهمی که وجود دارد این است که اولاً سود  مرکب برای کسب‌وکارهایی با درآمد پایدار بسیار کارساز بوده ولی در مورد مشاغل با درآمد مقطعی مناسب نبوده و  نمی‌تواند به عنوان یک سیستم پول‌ساز برای آن‌ها مثمر ثمر باشد. دوما سودِ  مرکب در دراز مدت به نتیجه می‌رسد در اصل طبق قانون آن هر چه زمان بیشتری  از سپرده‌گذاری بگذرد، میزان رشد و افزایش سود نیز بیشتر خواهد شد.1- با توجه به اصل پایداری برای سود مرکب، نباید به هیچ وجه به سرمایه اولیه و سودهای حاصل از آن دست زد.2- برای دستیابی به سود مرکب بالا، زمان نقش کلیدی دارد و باید صبر کردبرای به‌کارگیری ترفند سود مرکب در  فرآیند سرمایه‌گذاری، پیش از هرچیز نیاز دارید که سرمایه یا همان دارایی  خود را مشخص کنید. در واقع هر چیز باارزشی که با پول قابل معاوضه است، مثل  ملک، طلا، دلار، اتومبیل و… دارایی محسوب می‌شود. این ثروت اگر وارد  سرمایه‌گذاری‌های مختلفی مثل سپرده بانکی، بورس، کسب‌وکار و… شود، می‌تواند  به‌جای راکت ماندن سودآور باشد. در نتیجه سود حاصل از این سرمایه‌گذاری هم  می‌تواند خود به‌‌عنوان سرمایه دوم برای خرید سهام، طلا و… استفاده شود تا  مجدد به سوددهی برسد.</description>
                <category>امیر مسعود ملک فر</category>
                <author>امیر مسعود ملک فر</author>
                <pubDate>Sun, 19 Feb 2023 13:54:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه شاهکار انسان در جستجوی معنا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_42900033/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-kyxxxghpgn2h</link>
                <description>خلاصه کتاب انسان در جستجوی معنا، اثر ویکتور فرانکل درس اول: بی تفاوتی، اولین گام برای برگشتن به زندگیزندانی‌هایی  که وارد اردوگاه کار اجباری آشویتس می‌شدند، دو دسته بودند. یک دسته را به  بخش کار اجباری می‌فرستادند و دسته دیگر را به بخش اعدام می‌بردند. کسانی  که اعدام می‌شدند که تکلیفشان مشخص بود ولی کسانی که در اردوگاه کار اجباری  بودند، وقتی صحنه اعدام را می‌دیدند، سرشار از ناامیدی و سرخوردگی می‌شدند  و به همین خاطر بخشی از آن‌ها ترجیح می‌دادند که خودکشی کنند. به همین  خاطر به سمت فنس‌های برق‌دار اطراف اردگاه می‌رفتند و با خودکشی خودشان را  از این وضع نجات می‌دادند.کسانی که دست به خودکشی نمی‌زدند، بعد از  مدتی با بی‌تفاوتی روبرو می‌شدند و همه چیز برایشان عادی می‌شد. عریانی تنها تحفه ما از اردوگاه بود! جز بدن‌های برهنه چیز دیگری نداشتیم.  انسان این قابلیت را دارد که به هر چیزی عادت کند. اکنون اگر کسی از ما در  مورد حقیقته گفته‌ داستایوسکی بپرسد که می‌گفت: «بشر موجودی است که  می‌تواند به همه چیز عادت کند.» پاسخ خواهیم داد: «بله، بشر موجودی است که  به همه چیز خو می‌گیرد؛ اما نپرسید چگونه.»درس دوم: زنده بودن و نفس کشیدن، خودش یک هدیه استوقتی قادر به تغییردادن وضعیتی نباشید، باید خودتان را تغییر دهید.درس سوم: عشق در هر شرایطی ناجی انسان استشوخ طبعی بیش از هر حس دیگری می‌تواند بشر را از انزوا بیرون بکشاند و توانایی او را برای تحمل شرایط ناگوار بالا ببرد.درس چهارم: آزادی تنها چیزی است که نمی توان از انسان گرفتهمه  چیز را می‌توانیم از یک انسان بگیریم جز آزادی! آزادی کلمه‌ای است که  زندگی را معنادار و هدفمند می‌کند. زندگی بدون معنا نیست؛ رنج هم جزئی از  زندگی است. پس در رنج هم معنایی نهفته است. رنج آدمی بخش انکارناپذیری از  زندگی اوست. حتی اگر در قالب سرنوشت و مرگ خود را نشان دهد. زندگی بدون رنج  و مرگ کامل نیست. وقتی انسان متوجه می‌شود که رنج بخش جدایی ناپذیری از  سرنوشتش است، ناگزیر آن را به عنوان وظیفه‌ای انفرادی و منحصر به فرد  می‌پذیرد. رنج می‌تواند باعث موفقیت و پیشرفت بشر شود.درس پنجم: جستجو و یافتن معنای زندگی، بزرگترین انگیزه زندگی استویکتور  فرانکل در تمام مدتی که در اردوگاه به سر می‌برد، متوجه شد که انسان‌ها  وقتی می‌خواهند به چیزی که دنبال آن هستند برسند باید ابتدا معنای  زندگی‌شان را درک کنند. مثلاً کسی که در آن لحظه زندانی بود باید در ذهن  خودش به دوام آوردن به امید حضور دوباره در کنار همسر و فرزندانش فکر کند و  این موضوع را به معنای زندگی خودش تبدیل کند.درس ششم: معنای زندگی هر کس به زمان و مکان فعلی او بستگی داردقرار  نیست که ما به صورت مداوم یک معنای مشخص را برای زندگی خودمان در نظر  بگیریم. معنای زندگی ما به زمان و مکانی بستگی دارد که در آن حضور داریم.  ممکن است که یک نفر در سن 20 تا 30 سالگی یک معنای مشخص را دنبال کند و در  دهه‌های بعدی معنای دیگری را برای زندگی خودش در نظر بگیرد.درس هفتم: برای از بین بردن ترس‌ها باید با آنها مواجه شویممعنا درمانی از  شخص می‌خواهد که با ترس‌های خودش روبرو شود، آن‌ها را با تمام وجود بپذیرد  و سپس برای کنترل کردن آن‌ها تلاش کند. تا زمانی که با ترس‌های خود روبرو  نشویم، مسلماً به عنوان یک مانع در زندگی ما باقی می‌مانند. پس باید دل را  به دریا بزنیم.</description>
                <category>امیر مسعود ملک فر</category>
                <author>امیر مسعود ملک فر</author>
                <pubDate>Sun, 09 Oct 2022 15:57:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهکار ساده برای پیچیده ترین مسائل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_42900033/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%DA%86%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-amn1narzxrhx</link>
                <description>گردن درد شدید کارم را به جراح گردن و جراح مغز واعصاب کشاند. ساعتها انتظار در بیمارستان و ساعت ها وقت هدر رفته برای MRIاحتمال درگیری عصب گردن با مهره ها و دیسک گردنتوفیق اجباری خوابیدن بر روی زمین روی پتوی نازک پهن شده بر فرش + خوردن ویتامین ب 1 و ویتامین C , ZINK و خاتمه گردن درد ، به همین سادگیخونریزی روده در 8 سال و پیشنهاد جراحی توسط متخصصان با یک راه حل ساده نشستن در تشت آب مخلوط شده با بتادین حل شد به همین سادگی </description>
                <category>امیر مسعود ملک فر</category>
                <author>امیر مسعود ملک فر</author>
                <pubDate>Thu, 29 Sep 2022 19:54:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمبود ویتامین</title>
                <link>https://virgool.io/@m_42900033/%DA%A9%D9%85%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-yefpemc7rzaj</link>
                <description>کرامپ‌های عضلانی و درد در انگشت‌ها پشت ساق و کف پاهااگر  بدون دلیل خاصی دچار کرامپ و گرفتگی در ناحیه پشت ساق پا، انگشت‌ها یا کف  پا می‌شوید، احتمال دارد‌ دچار کمبود کلسیم، پتاسیم یا منیزیم شده باشید.  افرادی که زیاد ورزش می‌کنند بیشتر دچار این قبیل کرامپ‌ها می‌شوند. برای  مقابله با این مشکل لازم است ‌ مصرف میوه‌هایی مانند گیلاس، سیب، انگور،  موز و همچنین سبزیجات سبزبرگ را افزایش دهید.شکاف در گوشه لب‌هااگر  متوجه ترک و شکاف در گوشه دهان خود شده‌اید، به فکر افزایش جذب ویتامین B  باشید. چون این مشکل ممکن است ناشی از کمبود ویتامین‌هایB2 ،B3 و 12 B  باشد. علاوه بر این ترک گوشه دهان شاید ناشی از کمبود آهن و روی (زینک)  باشد. این مشکل اغلب در بین گیاهخواران و همچنین افرادی که تغذیه‌شان  متناسب با وضع بدنی‌شان نیست بیشتر بروز می‌کند. برای رفع این مشکل  می‌توانید هر هفته ماهی و مرغ بیشتری مصرف کنید. گیاهخواران می‌توانند برای  جبران کمبود ویتامین B حبوبات، بادام زمینی و گوجه‌فرنگی ‌بیشتری مصرف  کنند.احساس خستگی زیاداگر  هر شب کافی می‌خوابید، اما در طول روز احساس خستگی زیادی می‌کنید، احتمالا  به کمبود ریبوفلاوین (ویتامین B2) مبتلا هستید. بنابراین لازم است‌ مصرف  محصولات لبنی، تخم‌مرغ یا گوشت‌های کم‌چرب مانند بوقلمون و... را بیشتر  کنید.خواب‌ رفتن و کرخی دست و پااگر  مدام دست و پایتان خواب می‌رود یا این‌که در قسمت‌های انتهایی بدن  (انگشتان دست و پا) احساس سوزش و گزگز دارید به این معنی است که شدیدا  مضطرب یا افسرده شده‌اید، اما اگر روحیه‌تان خوب است و مشکل خاصی ندارید،  احتمالا دچار کمبود اسیدفولیک و ویتامین‌های B6 و B12 شده‌اید. برای جذب  هرچه بیشتر این ویتامین‌ها سبزیجاتی مانند چغندر، مارچوبه و اسفناج مصرف  کنید. علاوه بر اینها می‌توانید از تخم‌مرغ نیز برای افزایش این ویتامین‌ها  استفاده کنید.جوش‌های قرمز کوچک در پشت، ران‌ها‌ بازوها و گونه‌ها‌اگر  متوجه شده‌اید ‌ برخی از قسمت‌های بدن‌تان مانند ران‌ها، بازوها، گونه‌ها و  پشت‌تان دچار جوش‌های قرمز کوچکی می‌شود، احتمال دارد‌ دچار کمبود  ویتامین‌های A،D و همچنین اسیدهای چرب شده‌اید. برای مقابله با این جوش‌های  ریز مزاحم مصرف مواد غذایی سالم مانند سبزیجات رنگی را در اولویت بگذارید.  سبزیجات برگ‌دار و سبزیجات نارنجی و زردرنگ حاوی ویتامین A قابل‌توجهی  هستند. توجه داشته باشید که ماهی آزاد نیز جزو منابع سالم اسیدهای چرب  ضروری‌‌ بدن است. توصیه می‌کنیم از مصرف قارچ، ماهی ساردین و گوجه‌فرنگی  نیز غافل نشوید و هر روز به مدت پانزده دقیقه در معرض نور آفتاب قدم بزنید.افسردگیعوامل  متعددی برای ابتلا به افسردگی وجود دارد. یکی از این عوامل کمبود ویتامین D  است. نتایج پژوهشی که سال 1998 انجام شده‌، نشان می‌دهد افرادی که در طول  زمستان مکمل ویتامین‌D دریافت می‌کنند از بقیه افراد روحیه بهتری دارند و  کمتر در معرض افسردگی قرار می‌گیرند. فرقی نمی‌کند در چه فصلی از سال قرار  دارید؛ حتما به فکر جذب ویتامین D بیشتری باشید. در فصل زمستان به دلیل  کاهش نور خورشید این مشکل رواج بیشتری دارد. در نتیجه بهتر است با مشورت  پزشک مکمل مصرف کنید.ریزش موی شدیدریزش  موی زیاد ممکن است ناشی از کمبود بیوتین (از خانواده ویتامین B) باشد. این  نوع کمبود، بویژه در بین ورزشکارانی که به تخم‌مرغ خام علاقه‌مند هستند،  دیده می‌شود. تخم‌مرغ خام حاوی پروتئینی به نام «آویدین» است که مانع از  جذب بیوتین می‌شود. بنابراین راه‌حل مشکل ساده است؛ از مصرف تخم‌مرغ خام  بپرهیزید. اگر نمی‌توانید این عادت را ترک کنید مصرف سبزیجاتی مانند گل‌کلم  یا قارچ را افزایش دهید و مصرف ماهی آزاد و میوه‌هایی مانند موز و تمشک را  در اولویت برنامه غذایی‌تان قرار دهید.اختلالات دید شبانهاگر  شب‌ها و در تاریکی دیدتان دچار مشکل می‌شود، احتمالا به کمبود ویتامین A  مبتلا هستید. حتما می‌دانید که هویج برای تقویت قوه بینایی مفید است. این  سبزی نارنجی و پرطرفدار سرشار از بتاکاروتن است که پیش‌ساز ویتامین A محسوب  می‌شود و در تقویت قوه بینایی نقش مهمی دارد.بی‌اشتهاییعوامل  متعددی در بی‌اشتهایی دخالت دارند، اما در برخی موارد کمبود بیوتین ممکن  است عاملی برای از دست دادن اشتها باشد. البته باید بدانید این نوع کمبود  ویتامین بندرت بروز می‌کند. مصرف مکمل‌ها شما را از این کمبود نجات می‌دهد.  البته می‌توانید با مصرف بادام، تخم‌مرغ، حبوبات و همچنین توت‌فرنگی و  تمشک مشکل را رفع کنید.حالت تهوع، یبوست و نفخکمبود  ویتامین B12 بسختی قابل‌شناسایی است، چون بدن میزان زیادی از این ویتامین  را ذخیره می‌کند. حالت تهوع، یبوست و نفخ شکم جزو علائمی است که خبر از  کمبود ویتامین B12 می‌دهد. این ویتامین در جگر، قلوه، بوقلمون، ماهی تن  و... وجود دارد.خونریزی لثه‌ها و زخم‌هایی که میلی به بهبود ندارنداگر  متوجه شده‌اید‌ لثه‌هایتان دچار خونریزی می‌شوند و زمانی که قسمتی از  بدن‌تان زخم می‌شود میلی به بهبودی ندارد، احتمالا دچار کمبود ویتامین C  هستید. مصرف روزانه 10 میلی‌گرم ویتامین C برای پیشگیری از بروز کمبود  ویتامین C و ابتلا به بیماری اسکوربوت کافی است. بی‌شک می‌دانید ‌ پرتقال  حاوی این ویتامین است. اما باید بدانید ‌ علاوه‌بر پرتقال، میوه‌ها و  سبزیجات دیگری مانند فلفل‌دلمه‌ای قرمز، پاپایا و کیوی جزو منابع اصلی  ویتامین C هستند.سردرد و سرگیجهسردرد  و سرگیجه ممکن است ناشی از عدم جذب نیاسین یا همان ویتامین‌B3 باشد.  بیماری پلاگر که با علائمی مانند اسهال، درماتیت و دمانس (زوال عقل) خود را  نشان می‌دهد نیز در اثر کمبود شدید ویتامین‌B3 بروز می‌کند. خوشبختانه در  جوامعی که مواد غذایی با این ویتامین غنی می‌شود، این بیماری نیز به‌ندرت  دیده می‌شود. جگر گاو و گوساله، مرغ و ماهی و ... جزو منابع غذایی  ویتامین‌B3 هستند.اسهالمشکل  بیرون‌روی دلایل متعددی دارد، اما اگر بدون علت خاصی و مداوم دچار این مشکل  می‌شوید، احتمالا به کمبود ویتامین B9 مبتلا هستید. یکی از منابع این  ویتامین دل و جگر مرغ است. اگر علاقه‌ای به این قبیل خوراک‌ها ندارید  می‌توانید از جگر گاو یا گوساله و همچنین حبوبات پخته‌شده استفاده کنید.اینسومیا یا بی‌خوابیقبل  از هر چیزی باید بگوییم‌ کمبود ویتامین B5 بندرت دیده می‌شود، اما اگر شما  جزو مشتری‌های دائم فست‌فودها و مواد غذایی صنعتی باشید بدن‌تان را در  معرض این کمبود قرار داده‌اید. در این صورت احتمال این‌که به بی‌خوابی و  مشکلات پوستی مبتلا شوید زیاد است. باید بدانید‌ ویتامین‌ B5 در قارچ شیتک و  جگر بره به وفور وجود دارد.خشکی پوستخیلی‌ها  از خشکی پوست شکایت می‌کنند. دلایل زیادی برای خشکی پوست وجود دارد. درست  است که نوع پوست در وهله اول یک مساله ژنتیکی است، اما باید بدانید که  کمبود ویتامین‌های A و B نیز ممکن است باعث خشکی پوست شود. بنابراین لازم  است‌ مصرف سبزیجات برگ‌دار، آجیل‌ها، غلات و ماهی‌های چرب بخصوص ماهی آزاد  را افزایش دهید.</description>
                <category>امیر مسعود ملک فر</category>
                <author>امیر مسعود ملک فر</author>
                <pubDate>Thu, 29 Sep 2022 19:27:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یافتن معنای زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_42900033/%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%86-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-pijhbqrzbpo1</link>
                <description>به دنبال خوشبختی بودن می‌تونه آدم‌ها رو بدبخت کنه.  فکر می‌کنم همه‌ی ما دیر یا زود  از خودمون می‌پرسیم: زندگی همه‌ش همینه؟ براساس این پژوهش، آنچه این ناامیدی رو پیش‌بینی می‌کنه فقدان خوشبختی نیست. فقدان یک چیز دیگه‌ست، فقدان داشتن معنا در زندگی.اما این موضوع برای من سوال‌ برانگیز شد. آیا در زندگی چیزی بالاتر از خوشبختی هم هست؟ و تفاوت میان خوشبخت بودن و داشتن معنا در زندگی چیه؟ تحقیقات نشون می‌دن  افرادی که در زندگی معنا دارن، آدم‌های مقاوم‌تری هستن، در مدرسه و محیط کار موفق‌ترن، و حتی عمرهای طولانی‌تری دارن.چیزهایی وجود دارن که من اسم‌شون رو گذاشتم چهار ستون یک زندگی معنادار. و هر کدوممون می‌تونیم با ساختن  چند تا یا همه‌ی این ستون‌ها  در زندگی‌هامون،  زندگی‌هایی از معنا خلق کنیم.اولین ستون تعلق داشتنه. تعلق واقعی از عشق سرچشمه می‌گیره. یک مثال‌ش اینه. هر روز صبح، دوست من جاناتان یک روزنامه می‌خره از یک فروشنده‌ی خیابونی واحد در نیویورک. ولی اون‌ها فقط یه داد و ستد مالی ساده ندارن. اون‌ها مکث می‌کنن،  با هم حرف می‌زنن، و با همدیگه مثل انسان رفتار می‌کنن. ولی یک بار، جاناتان پول خرد به اندازه‌ی کافی همراه‌ش نبود و فروشنده گفت، &quot;مهم نیست.&quot; ولی جاناتان اصرار کرد که پرداخت کنه، پس رفت به مغازه و یه چیزی که لازم نداشت رو خرید برای اینکه پول خرد بگیره. ولی وقتی پول رو به فروشنده داد فروشنده عقب کشید. بهش برخورده بود. او خواسته بود یه کار محبت‌آمیز انجام بده ولی جاناتان دست رد به سینه‌ش زده بود.فکر می‌کنم همه‌ی ما به طرق کم‌اهمیت و بدون اینکه بفهمیم آدم‌ها رو رد می‌کنیم. من اینکارو می‌کنم. از کنار کسی که می‌شناسم رد می‌شم و به روی خودم نمیارم. وقتی یکی داره باهام حرف می‌زنه موبایلم رو چک می‌کنم. این کارها دیگران رو بی‌ارزش می‌کنه. به اون‌ها احساس نامرئی بودن  و بی‌ارزش بودن می‌ده. ولی وقتی با عشق جلو برین، یک صمیمیتی ایجاد می‌کنین که حال هرکدوم‌تون رو خوب می‌کنه.برای خیلی از افراد، تعلق اساسی‌ترین منبع معناست اون وابستگی به خانواده و دوستان. دومین ستون: هدف. حالا، پیدا کردن هدف‌تون مثل پیدا کردن شغلی که خوشحال‌تون کنه نیست. هدف بیشتر مربوط به اون چیزیه که می‌دین تا اون چیزی که می‌خواین. یک سرایدار بیمارستان به من گفت هدفش شفا دادن بیمارانه. خیلی از والدین به من می‌گن، &quot;هدف من بزرگ‌ کردن بچه‌هامه.&quot; کلید هدف استفاده از قدرت‌تون برای خدمت به دیگرانه. شما مجبور نیستین در کار هدف پیدا کنین، ولی هدف به شما انگیزه‌ای برای زندگی می‌ده، یک &quot;چرایی&quot; که شما رو به پیش ببره.سومین ستون معنا هم به فراتر از خود رفتن برمی‌گرده، ولی به روشی کاملا متفاوت: تعالی. در پژوهشی از دانشجویان خواستن که به مدت یک دقیقه از پایین  به بالا، به درختان اکالیپتوس ۶۰ متری نگاه کنن. بعد از این کار اون‌ها کمتر احساس خودمحوری داشتن، و حتی در مواجهه با فرصت کمک   به دیگری، سخاوتمندانه‌تر رفتار کردن.تعلق، هدف، تعالی. حالا، چهارمین ستون معنا، داستان‌سراییه. داستانی که خودتون  از خودتون برای خودتون می‌گین. من مردی جوون به نام امکا رو ملاقات کردم که در حین بازی فوتبال فلج شده بود. بعد از مصدومیت‌ش، امکا به خودش گفته بود، &quot;زندگی‌ام وقتی فوتبال بازی می‌کردم عالی بود، ولی الان به من نگاه کنین.&quot; آدم‌هایی که قصه‌هاشون رو اینطوری می‌گن -- &quot;زندگی من خوب بود. حالا بد شده.&quot; -- بیشتر به سوی اضطراب و افسردگی می‌رن. امکا هم برای مدتی همین‌جور بود. ولی با گذر زمان او شروع کرد به بافتن قصه‌ای متفاوت. داستان جدید او این بود، &quot;قبل از مصدومیتم، زندگی من بی‌هدف بود. زیادی خوش‌گذرونی می‌کردم و خیلی هم خودخواه بودم. ولی مصدومیتم باعث شد بفهمم می‌تونستم آدم بهتری باشم.&quot; این ویرایش از داستان زندگی امکا را عوض کرد. بعد از تعریف این داستان جدید برای خودش، امکا شروع به تعلیم بچه‌ها کرد، و فهمید هدف‌ش چی بوده: خدمت به دیگران. تعلق، هدف، تعالی، داستان‌سرایی: این‌ها چهار ستون معنا هستن. چند ماه بعد از اینکه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم، بابام دچار یک حمله‌ی قلبی شدید شد که می‌تونست او رو بکشه. او جون سالم به در برد، و وقتی ازش پرسیدم توی ذهن‌ش چی می‌گذشته وقتی که با مرگ مواجه شده، او گفت تنها چیزی که می‌تونسته  بهش فکر کنه نیاز به زیستن بوده تا بتونه پیش من و برادرم باشه، و این بهش اراده داده که برای زندگی بجنگه. وقتی برای جراحی اورژانسی بیهوشش کردن، به جای شمردن از ده به عقب، او اسامی ما رو مثل ذکر تکرار می‌کرده. او می‌خواسته اسم‌های ما  آخرین کلماتی باشن که روی زمین ادا کرده اگر که مرد.تعلق، هدف، تعالی و داستان‌سراییه. بابای من یک زندگی معمولی داره، ولی زندگی خوبی داره. او در حالی که اونجا دراز کشیده بود و با مرگ رو در رو بود دلیلی برای زندگی داشت: عشق. حس تعلق او به خانواده‌اش، هدف‌ش به عنوان یک پدر، مراقبه‌ی تعالی بخشش، تکرار اسم‌های ما -- او می‌گه این‌ها دلایل  زنده موندنش بودن. این داستانیه که برای خودش می‌گه.این قدرت معناست. خوشبختی میاد و می‌ره. ولی وقتی زندگی واقعا خوبه و وقتی همه‌چی واقعا بده، داشتن معنا به شما چیزی می‌ده که محکم بگیریدش.</description>
                <category>امیر مسعود ملک فر</category>
                <author>امیر مسعود ملک فر</author>
                <pubDate>Thu, 29 Sep 2022 19:24:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویژگی کلیدی همۀ افراد موفق : «عشق به یادگیری»، «انعطاف‌پذیری» و «توانایی تشخیص یک استراتژی نوظهور»</title>
                <link>https://virgool.io/@m_42900033/%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D9%85%DB%80-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B9%D8%B7%D8%A7%D9%81-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D8%B4%D8%AE%DB%8C%D8%B5-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1-esdff6csawna</link>
                <description>چه چیزی یک فرد را موفق می‌کند؟ آیا این قدرت مالی بالاست یا توانایی در ایجاد تعادل بین کار و زندگی و یا چیزی دیگر؟کارن دیلون در پاسخ به این پرسش که چه چیزی باعث موفقیت یک فرد می‌شود، می‌گوید: «عشق به یادگیری»به  گفتۀ او، موضوع استعداد مانند موضوع فیل در اتاق تاریک است. بسیاری از  افراد موفق ممکن است ادعا کنند که دلیل موفقیتشان این بوده که از دیگران  بااستعدادتر بوده‌اند؛ به همین دلیل دنیا را به گونه‌ای متفاوت از دیگران  دیدند و در ریسک کردن بهتر بودند یا در چیز خاصی مهارت بیشتری نسبت به  دیگران داشتند.اما بر اساس تجارب کارن دیلون، این افراد از آن رو موفق بودند که در تمام عمرشان به دنبال یادگیری بوده‌اند.او  آنها را «یادگیرندگان مادام‌العمر» می‌نامد و می‌گوید: «آنها هرگز از  یادگیری چیزها دست نمی‌کشند؛ چه در مورد خودشان باشد، چه دربارۀ بازار  کارشان یا مشتریانشان یا هر چیز دیگری. آنها خود را دائماً در حال یادگیری  می‌بینند و این اشتیاق به دانش است که آنها را به موفقیت بیشتر در هر کاری  که انجام می‌دهند، ترغیب می‌کند.»کارن دیلون یک ویژگی دیگر افراد موفق را «توانایی انعطاف‌پذیری» می‌داند.به  نظر او افراد موفق بسیار «انعطاف‌پذیر» هستند که باعث می‌شود بتوانند «پس  از یک شکست، دوباره بلند شوند و به راه خود ادامه دهند».او تاکید  دارد که این یک ویژگی بسیار مهم برای موفقیت در تجارت و زندگی است؛ چراکه  همه صاحبان کسب و کار در فعالیتی که در پیش گرفته‌اند بارها شکست را تجربه  می‌کنند.او به جف بزوس، کارآفرین موفق آمریکایی و بنیانگذار شرکت  آمازون که هم اکنون دومین فرد ثروتمند جهان است اشاره دارد که کار خود را  با یک سایت حراج آغاز کرد که شکست خورد اما متوقف نشد؛ یا آریانا هافینگتون  که کتاب دومش قبل از پذیرش از سوی ناشران، ۳۶ بار رد شده بود.کارن دیلون به یک نکته کلیدی دیگر نیز اشاره دارد که «توانایی تشخیص یک استراتژی نوظهور» است.به  گفتۀ او ترکیبی از توانایی برای یادگیری پیوسته و قدرت بلندشدن دوباره بعد  از هر شکست، در حالی نتیجه‌بخش است که فرد «توانایی تشخیص و پذیرش  استراتژی‌های نوظهور» را نیز داشته باشد.بسیاری از صاحبان کسب و  کار، فعالیت‌هایشان را با یک استراتژی روشن و قطعی شروع می‌کنند و به این  ترتیب از همان ابتدا می‌دانند که برای موفقیت در کسب و کارشان چه باید  بکنند. اما واقعیت این است که بسیار بعید است شرکت‌ها تا پایان کار بر همان  استراتژی اولیه پایبند بمانند؛ زیرا با پیشرفت کارها و کسب تجربیات جدید،  متوجه می‌شوند که استراتژی اولیه چندان نیز برای رسیدن به موفقیت کامل  نبوده است.به همین دلیل است که موفقیت شرکت‌ها عمدتا مرهون استراتژی  است که در نیمۀ راه پدیدار می‌شود؛ مثلا می‌بینیم شرکتی مانند استارباکس  که در سال ۱۹۷۱ میلادی کار خود را با فروش دستگاه‌های اکسپرسو و دانه‌های  قهوه آغاز کرد، اکنون خدمات دیگری ارائه می‌دهد.بسیاری از طرح‌های  کسب و کار، پس از کسب تجربه و آموختن چیزهای بسیاری در مسیر اجرای  پروژه‌ها، تغییر می‌کنند زیرا تداوم یادگیری‌ها و کسب تجربه‌های عملی شما  را بسیار آگاهتر از گذشته می‌کند و اینجاست که معمولا یک استراتژی جدید و  موثر ظهور می‌کند.کارن می‌گوید حرکت شما و چیزهایی که در طول مسیر  آموخته‌اید، به شما این امکان را می‌دهد که فرصت‌هایی را ببینید که هرگز در  آغاز راه ندیده بودید و اکنون باید از آنها استفاده کنید.این راز واقعی موفقیت است؛ یعنی توانایی تشخیص یک استراتژی نوظهور و اجرای سریع آن.</description>
                <category>امیر مسعود ملک فر</category>
                <author>امیر مسعود ملک فر</author>
                <pubDate>Thu, 14 Jul 2022 14:18:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاربرد یادگیری ماشین در طبقه بندی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_42900033/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-rdr8p0mztfz5</link>
                <description>پیش‌بینی رفتار مشتری: مشتریان را می‌توان بر اساس الگوهای خرید، الگوهای  مرور فروشگاه‌های اینترنتی و غیره به دسته‌های مختلفی طبقه‌بندی کرد. به  عنوان مثال، مدل‌های طبقه‌بندی را می‌توان برای تعیین اینکه آیا مشتری  احتمالاً اقلام بیشتری را خریداری می‌کند یا خیر، استفاده کرد. اگر مدل  طبقه‌بندی احتمال خرید بیشتری را پیش‌بینی می‌کند، ممکن است بخواهید بر  اساس آن پیشنهادات و تخفیف‌های تبلیغاتی را برای آنها ارسال کنید. یا اگر  مشخص شده است که آنها احتمالاً به زودی عادت خرید خود را ترک خواهند کرد،  شاید با در دسترس قرار دادن اطلاعات خود، آنها را برای بعد ذخیره کنید.طبقه بندی اسناد: یک مدل طبقه بندی چند جمله ای را می توان برای طبقه بندی  اسناد در دسته های مختلف آموزش داد. در این مورد، مدل طبقه بندی را می توان  به عنوان تابعی در نظر گرفت که از یک سند به یک برچسب دسته بندی نگاشت می  شود. الگوریتم های مختلفی را می توان برای طبقه بندی اسناد استفاده کرد  مانند طبقه بندی کننده ساده بیز، ماشین های بردار پشتیبان (SVM)، یا مدل  های شبکه های عصبی. الگوریتم‌های یادگیری عمیق مانند ماشین‌های بولتزمن  عمیق (DBM)، شبکه‌های باور عمیق (DBN) و رمزگذارهای خودکار پشته‌ای (SAEs)  نتایج طبقه‌بندی پیشرفته‌ای را در مجموعه داده‌های طبقه‌بندی اسناد مختلف  ارائه می‌دهند.فیلتر کردن هرزنامه: الگوریتمی برای شناسایی ایمیل های هرزنامه با یادگیری ویژگی های ایمیل های هرزنامه در مقابل غیر هرزنامه آموزش دیده است. مدل طبقه بندی می تواند تابعی باشد که از یک متن ایمیل به یک طبقه بندی هرزنامه (یا طبقه بندی غیر هرزنامه) نگاشت می شود. برای طبقه بندی می توان از الگوریتم هایی مانند Naive Bayes و Support Vector Machines استفاده کرد. هنگامی که مدل طبقه بندی آموزش داده شد، می توان از آن برای فیلتر کردن ایمیل های دریافتی جدید به عنوان هرزنامه یا غیر هرزنامه استفاده کرد. تصویر زیر نشان دهنده مدل طبقه بندی هرزنامه است که به عنوان طبقه بندی کننده هرزنامه نشان داده شده است.طبقه بندی تصویر: یکی از رایج ترین مشکلات طبقه بندی، طبقه بندی تصویر است:  تعیین نوع شی (یا صحنه) در یک تصویر دیجیتال. تصاویر را می توان به عنوان  یک بردار با ابعاد بالا در نظر گرفت که ما می خواهیم آنها را به کلاس های  مختلفی مانند گربه، ماشین، انسان و هواپیما طبقه بندی کنیم. یک مدل طبقه  بندی چند جمله ای را می توان برای طبقه بندی تصاویر به دسته های مختلف  آموزش داد. به عنوان مثال، به منظور طبقه‌بندی تصاویر سگ‌ها و گربه‌ها برای  استفاده در سیستم‌های بینایی ماشین، تکنیک‌های یادگیری ماشینی می‌توانند  به خودکارسازی این فرآیند بر اساس تصاویر از پیش طبقه‌بندی‌شده سگ‌ها و  دسته‌های گربه‌ها کمک کنند. الگوریتم‌های یادگیری عمیق مانند مدل‌های  طبقه‌بندی مبتنی بر شبکه‌های عصبی کانولوشن (CNN) در کارهای مختلف  طبقه‌بندی تصاویر پیشرفته هستند. مورد دیگر استفاده، تقسیم بندی تصویر است،  که در آن پیکسل های یک تصویر بر اساس شیئی که به آن تعلق دارند، یک برچسب  اختصاص می یابد. تقسیم‌بندی تصویر به عنوان «فرایند تمایز مناطق تصویر  معنادار بر اساس ویژگی‌های بصری» تعریف می‌شود. تصویر زیر نشان می دهد که  چگونه می توان از الگوریتم CNN برای ساخت یک مدل طبقه بندی استفاده کرد که  تصاویری مانند گربه و سگ را طبقه بندی می کند.طبقه بندی متن وب: طبقه بندی صفحات وب / اسناد به موضوعات مختلف یکی دیگر  از مشکلات طبقه بندی است. این وظیفه طبقه‌بندی را می‌توان با نگاشت یک سند  متنی به دسته موضوعی مربوطه انجام داد، که می‌تواند برای سایر کارهای  طبقه‌بندی پایین‌دستی مانند برچسب‌گذاری خودکار صفحات وب مورد استفاده قرار  گیرد. مدل طبقه‌بندی ساده بیز معمولاً برای این کار طبقه‌بندی استفاده  می‌شود، اما نشان داده شده است که مدل‌های یادگیری عمیق دقت طبقه‌بندی  بهتری نسبت به مدل‌های ساده بیز ارائه می‌دهند. به عنوان مثال، مدل‌های  طبقه‌بندی می‌توانند برای طبقه‌بندی خودکار متن وب به یکی از دسته‌های زیر  استفاده شوند: ورزش، سرگرمی یا فناوری. اخبار گوگل یک مثال کلاسیک از این  مشکل طبقه بندی است: به طور خودکار مقالات را در دسته های موضوعی مختلف  طبقه بندی می کند. در اینجا نمودار نشان دهنده همان است:پیش‌بینی نرخ کلیک آگهی: از مدل‌های طبقه‌بندی باینری می‌توان برای  پیش‌بینی اینکه آیا یک یا چند آگهی در وب‌سایت کلیک می‌شود یا خیر، استفاده  کرد. چنین مدل هایی برای بهینه سازی موجودی آگهی در وب سایت ها با انتخاب  تبلیغاتی که شانس بیشتری برای کلیک دارند استفاده می شود. یک مدل طبقه‌بندی  یادگیری ماشینی را می‌توان با استفاده از داده‌های تاریخی درباره نوع  کاربرانی که روی تبلیغات خاصی کلیک می‌کنند یا نمی‌کنند، همراه با اطلاعاتی  مانند جمعیت‌شناسی و محتوای هر صفحه وب که در آن یک آگهی نمایش داده  می‌شود، ایجاد کرد. سپس برای پیش بینی شانس کلیک کاربر بر روی تبلیغ  استفاده می شود.دسته بندی محصول: از یک طبقه بندی چند جمله ای می توان برای دسته بندی  محصولات فروخته شده توسط خرده فروشان مختلف در دسته های مشابه صرف نظر از  دسته بندی هایی که توسط خرده فروشان مربوطه به محصول اختصاص داده شده است استفاده کرد. این مورد استفاده برای تجمیع‌کننده‌های تجارت الکترونیک مرتبط  است. طبقه‌بندی محصولات در وب‌سایت‌های خرید مبتنی بر کاتالوگ مانند  آمازون استفاده می‌شود، جایی که محصولات به طور خودکار بر اساس ویژگی‌ها یا  کاربردشان در دسته‌های مختلف طبقه‌بندی می‌شوند. برای جزئیات بیشتر، این  صفحه در مورد دسته بندی محصولات را بخوانید.طبقه بندی بدافزار: یک طبقه بندی چند جمله ای می تواند برای طبقه بندی  بدافزار جدید/در حال ظهور بر اساس ویژگی های قابل مقایسه بدافزار مشابه  استفاده شود. طبقه بندی بدافزار برای کارشناسان امنیتی بسیار مفید است تا  اقدامات مناسبی را برای مبارزه/جلوگیری از بدافزار انجام دهند.  الگوریتم‌های طبقه‌بندی یادگیری ماشینی مانند Naïve Bayes، k-NN و مدل‌های  مبتنی بر درخت را می‌توان برای طبقه‌بندی بدافزار استفاده کرد.تجزیه و تحلیل تصویر: مدل‌های طبقه‌بندی دودویی یادگیری ماشینی را  می‌توان بر اساس الگوریتم‌های یادگیری ماشین ساخت تا طبقه‌بندی کند که آیا  تصویر دارای یک احساس/احساس مثبت یا منفی است یا خیر. این مورد در زمینه  تجزیه و تحلیل رسانه های اجتماعی که در آن تکنیک های یادگیری ماشین برای  درک نظرات و احساسات کاربران در مورد موضوعات مختلف استفاده می شود، مرتبط  است.پیش‌بینی ریزش مشتری: یک مدل طبقه‌بندی باینری می‌تواند برای طبقه‌بندی  اینکه آیا مشتری در آینده نزدیک ریزش می‌کند یا خیر استفاده می‌شود. کاربرد  مدل طبقه‌بندی انحراف مشتری را می‌توان در سناریوهای تجاری مختلف مانند  فروش/فروش متقابل به مشتریان فعلی، شناسایی حساب‌های در معرض خطر در پایگاه  مشتری و غیره یافت. معمولاً شرکت‌های مخابراتی پیدا شده‌اند که از ماشین  استفاده می‌کنند. مدل های طبقه بندی یادگیری برای پیش بینی ریزش</description>
                <category>امیر مسعود ملک فر</category>
                <author>امیر مسعود ملک فر</author>
                <pubDate>Sun, 03 Jul 2022 18:31:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>50 جمله انگیزه بخش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_42900033/50-%D8%AC%D9%85%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-ysgdlyedihm5</link>
                <description>۱. من می‌توانم هر کاری انجام دهم۲. به این دلیل می‌توانم این کار را انجام دهمبه‌جای اینکه دنبال دلایلی برای انجام‌ندادن کاری باشید، به‌دنبال دلایلی بگردید که می‌توانید آن کار را انجام دهید.۳. من لیاقتم بیشتر است۴. هرگز دیر نیست۵. همیشه چالشی وجود داردمهم نیست در زندگی چه کار می‌کنید، همیشه چالشی وجود خواهد داشت. اجازه ندهید آن سختی‌ها زندگی شما را خراب کنند.۶. هیچ زمانی ایده‌آل نخواهد بوداگر منتظر لحظه‌ی مناسب هستید، بهتر است آن را فراموش کنید. چنین لحظه‌ای وجود ندارد.۷. هیچ نقشه‌ی کاملی هم وجود نداردهمیشه در نقشه‌ی شما که فکر می‌کنید کامل است، نواقصی وجود دارد و این موضوع درباره‌ی همه‌ی نقشه‌ها صدق می‌کند.۸. هرکسی از یک جایی شروع به کار کرده است۹. هر لحظه یک قدم به جلو می‌رومسعی نکنید در یک لحظه چند کار را با هم انجام دهید. قدم‌های کوتاه‌تری بردارید.۱۰. همه‌چیز بهتر خواهد شداگر در اول کار همه‌چیز سخت است، رفته‌رفته آسان‌تر خواهد شد.۱۱. شکست موقتی است۱۲. هر اشتباهی یک فرصت یادگیری استاگر خراب کرده‌اید، بعد از آن بهتر خواهید شد.۱۳. همه‌ی تمرکزم را روی مهار امروز می‌گذارم۱۴. اگر آسان بود که همه انجامش می‌دادندهیچ‌چیز باارزشی آسان به‌دست نمی‌آید.۱۵. «یک روزی انجامش می‌دهم» همین امروز استاگر مثل اغلب افرادی هستید که از جمله‌ی «یک روزی انجامش می‌دهم» زیاد استفاده می‌کنند، امروز را تبدیل به همان روز کنید.۱۶. افکار منفی به من کمکی نمی‌کنند۱۷. من کارهای سخت‌تر از این انجام داده‌امبه زمانی فکر کنید که برخلاف تمام پیش‌بینی‌ها توانستید موفق شوید.۱۸. بدون تلاش هیچ‌چیز باارزشی به‌دست نمی‌آیدهیچ‌چیزی در زندگی به‌دست نمی‌آورید، مگر اینکه برای آن سخت کار کنید.۱۹. عمل‌کردن بهتر از پشیمانیِ عمل‌نکردن استتصمیم اشتباه گرفتن همیشه بهتر از این است که کاری انجام ندهید.۲۰. من به اجازه‌ی کسی نیاز ندارماگر مردم فکر می‌کنند شما دیوانه هستید، خوب اجازه بدهید این‌طور فکر کنند.۲۱. هیچ راهی برای شکست‌خوردن وجود نداردهیچ‌کس نمی‌تواند به شما برچسب بزند. اگر در زندگی خود هیچ کاری نکنید، آن وقت می‌توانید بگویید شکست نمی‌خورم.۲۲. من می‌توانم سرنوشتم را کنترل کنمشما هستید که تصمیم می‌گیرید تبدیل به چه کسی شوید.۲۳. تصمیم‌های خسته‌کننده نتایج خسته‌کننده نیز دارندتصمیم‌های هیجان‌انگیز بگیرید.۲۴. ریسک‌کردن ارزشش را دارد۲۵. داشتن انضباط به من احساس بهتری می‌دهدمنضبط‌بودن کار مشکلی است؛ اما بهتر از این است که پشیمان شوید.۲۶. ایده‌های خوب اغلب دیوانه‌وار یا غیرممکن به‌نظر می‌آیندایده‌های شما نیز همین‌طور هستند.۲۷. من پشتیبان دارمدوستان، خانواده یا همکاران شاید فکر کنند شما دیوانه هستید؛ اما همیشه می‌توانید در بین گروه‌های دیگر، افرادی پیدا کنید که از شما پشتیبانی می‌کنند.۲۸. تجربه همیشه باارزش استحتی اگر به هدف خود هم نرسید، به تجربه‌ی ارزشمندی دست پیدا می‌کنید.۲۹. کار سخت، خودش پاداش استهمین که تلاش می‌کنید، خودش حس خوبی ایجاد می‌کند.۳۰. هر روز به‌حساب می‌آیدامروز، فردا و پس‌فردا، همه، مراحلی هستند که شما را به هدف نهایی‌تان می‌رسانند.۳۱. چیزی که من می‌بینم اهمیت دارد، نه آن چیزی که دیگران می‌بینندبه افکار دیگران توجه نکنید و به افکار خود اولویت دهید.۳۲. هیچ مسئله‌ای وجود ندارد که نتوانم آن را حل کنم۳۳. انجام کارهای معمولی به من یک زندگی معمولی هدیه می‌دهندهیچ‌کس نمی‌خواهد یک زندگی معمولی داشته باشد؛ پس خودتان این اجازه را ندهید.۳۴. هر چیزی می‌تواند بهبود یابدحتی اگر شروع سختی داشته‌اید، می‌توانید راهی برای بهبود اوضاع پیدا کنید.۳۵. هرچه باید بدانم، یاد خواهم گرفتمنابع آموزشی رایگان همه جا هستند.۳۶. می‌توانم در هر چیزی به مهارت کامل دست پیدا کنمتمرین‌کردن می‌تواند شما را در هر کاری استاد کند.۳۷. قدرت اراده درون مغزم قرار دارد۳۸. می‌دانم چه‌چیزی می‌خواهم۳۹. احساسات محصول تفکرات هستنداگر می‌ترسید و مطمئن نیستید، بدانید این افکار شما هستند که احساسات را می‌سازند. بعد می‌توانید آنها را کنترل کنید.۴۰. تلاش‌کردن و شکست‌خوردن بهتر از کاری‌نکردن استاین یک قانون جهانی است.۴۱. من همان کسی هستم که می‌خواهمبرای تبدیل‌شدن به همان کسی که می‌خواهید، هیچ مانعی نمی‌تواند جلودارتان باشد.۴۲. من نمی‌توانم برنده شوم، مگر اینکه تلاش کنمتلاش تنها راه به‌دست‌آوردن نتیجه است.۴۳. زندگی من نتیجه‌ی تصمیم‌های خودم است۴۴. من از دیروزم بهترمشما جاافتاده‌تر، عاقل‌تر و باتجربه‌تر از گذشته‌ی خود هستید.۴۵. هیچ دستاورد بزرگی، یک‌شبه به‌دست نمی‌آیدکار و تلاش بهترین دوستان شما هستند.۴۶. وقتی شروع کنید، همه‌چیز آسان‌تر می‌شودوقتی شروع به کار کنید، انگیزه نیز سراغ‌تان می‌آید.۴۷. وقتی کار را تمام کنم، به خودم پاداش می‌دهمحتی پاداش‌های کوچک می‌توانند مشوق‌های خوبی باشند.۴۸. کار را برای هدفی مهم‌تر از خودم انجام می‌دهمشاید این کار را برای خانواده یا دوستان انجام می‌دهید. مهم نیست. به‌هرحال انگیزه‌های بیرونی می‌توانند خیلی قدرتمند باشند.۴۹. همیشه موقعیت‌های بیشتری وجود خواهد داشتاگر خراب کنید، همیشه می‌توانید دوباره تلاش کنید.۵۰. اگر نتیجه‌ای هم به‌دست نیاید، این تلاش خودش تجربه‌ی خوبی خواهد شد</description>
                <category>امیر مسعود ملک فر</category>
                <author>امیر مسعود ملک فر</author>
                <pubDate>Tue, 28 Jun 2022 19:14:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داده های گمشده در R</title>
                <link>https://virgool.io/@m_42900033/%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%85%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-r-amg1zibg8kxa</link>
                <description>نحوه برخورد با داده‌های گمشده در Ry &lt;- c(1,2,3,NA)is.na(y)  FALSE  FALSE  FALSE  TRUEx &lt;- c(1, 2, NA, 3)mean(x, na.rm=TRUE)2x &lt;- c(1,2,NA,3)na.omit(x)1 2 3attr(,&quot;na.action&quot;)3attr(,&quot;class&quot;)&amp;quotomit&amp;quotdf &lt;- data.frame(col1 = c(1:3, NA),                 col2 = c(&quot;this&quot;, NA,&quot;is&quot;, &quot;text&quot;),                  col3 = c(TRUE, FALSE, TRUE, TRUE),                  col4 = c(2.5, 4.2, 3.2, NA),                 stringsAsFactors = FALSE)is.na(df)      col1      col2      col3      col4[1,] FALSE  FALSE  FALSE  FALSE[2,] FALSE  TRUE   FALSE   FALSE[3,] FALSE  FALSE  FALSE  FALSE[4,]  TRUE  FALSE  FALSE   TRUEis.na(df$col4)FALSE FALSE FALSE  TRUEwhich(is.na(x))3sum(is.na(df))3colSums(is.na(df))col1  col2  col3  col4    1      1        0        1 x[is.na(x)] &lt;- mean(x, na.rm = TRUE)df &lt;- data.frame(col1 = c(1:3, 99), col2 = c(2.5, 4.2, 99, 3.2))df[df == 99] &lt;- NAdf     col1  col21     1      2.52     2      4.23     3      NA4    NA    3.2df &lt;- data.frame(col1 = c(1:3, NA),                 col2 = c(&quot;this&quot;, NA,&quot;is&quot;, &quot;text&quot;),                  col3 = c(TRUE, FALSE, TRUE, TRUE),                  col4 = c(2.5, 4.2, 3.2, NA),                 stringsAsFactors = FALSE)df$col4[is.na(df$col4)] &lt;- mean(df$col4, na.rm = TRUE)df  col1  col2   col3      col41    1   this    TRUE     2.52    2   &lt;NA&gt;  FALSE  4.23    3    is       TRUE     3.24   NA  text  TRUE      3.3df &lt;- data.frame(col1 = c(1:3, NA),                 col2 = c(&quot;this&quot;, NA,&quot;is&quot;, &quot;text&quot;),                  col3 = c(TRUE, FALSE, TRUE, TRUE),                  col4 = c(2.5, 4.2, 3.2, NA),                 stringsAsFactors = FALSE)na.omit(df)    col1 col2   col3   col41    1    this   TRUE   2.53    3     is      TRUE   3.2x1=c(rnorm(10,0,1),NA,rnorm(5,10,2),NA)X1Error: object &#039;X1&#039; not foundx1 [1] -0.3329234  1.3631137 -0.4691473  0.8428756 -1.4579937 -0.4003059 [7] -0.7764173 -0.3692965  1.2401015 -0.1074338         NA 10.3451870[13] 10.5092025  8.7709323  7.1415698  9.3380491         NAx2=c(NA,rnorm(5,1,10),rnorm(5,10,20),rnorm(5,0,0.2),NA) x2 [1]           NA   2.28386063  11.18119992  -1.55573692  -2.02541011 [6]  17.15190683  -5.47426709  18.48004803  -1.67893963  18.30071358[11] -20.90523313  -0.10374990  -0.05595831   0.20149148  -0.09391399[16]   0.05957941           NAmodel.omit &lt;- lm(x2 ~ x1, na.action = na.omit)model.omitCall:lm(formula = x2 ~ x1, na.action = na.omit)
Coefficients:(Intercept)           x1       6.3210      -0.6923 model.exclude &lt;- lm(x2 ~ x1,  na.action = na.exclude)model.excludeCall:lm(formula = x2 ~ x1, na.action = na.exclude)Coefficients:(Intercept)           x1       6.3210      -0.6923  resid (model.omit)         2                        3                        4                        5                    6                          7  -3.09354117   4.53538932  -7.29328094  -9.35576370  10.55375267 -12.33278969            8                          9                     10                    12                    13               14  11.90336058  -7.14149841  11.90530431   0.73681643   0.89815010  -0.04774241           15                    16  -1.47109729   0.20294020 resid(model.exclude)           1            2                           3                     4                      5                      6           NA  -3.09354117   4.53538932  -7.29328094  -9.35576370  10.55375267            7                         8                        9                    10                     11           12 -12.33278969  11.90336058  -7.14149841  11.90530431           NA   0.73681643           13                    14                     15                     16                   17   0.89815010  -0.04774241  -1.47109729   0.20294020           NA fitted(model.omit)         2                     3                   4                  5                     6                 7                   8  5.3774018  6.6458106  5.7375440  7.3303536  6.5981542  6.8585226  6.5766874          9                   10                  12              13                  14                 15                  16  5.4625588  6.3954093 -0.8405663 -0.9541084  0.2492339  1.3771833   -0.1433608 fitted(model.exclude)         1          2                     3                  4                      5                  6                  7         NA  5.3774018  6.6458106  5.7375440  7.3303536  6.5981542  6.8585226          8                     9                10                 11         12                   13              14  6.5766874  5.4625588  6.3954093         NA -0.8405663 -0.9541084  0.2492339         15                 16                   17  1.3771833   -0.1433608         NA mean(x1)NAmean(x1, na.rm = TRUE)3.042501summary(x1)   Min.     1st Qu.  Median    Mean     3rd Qu.    Max.    NA&#039;s -1.4580 -0.3848  0.8429     3.0425  7.9563 10.5092       2 table(x1)x1 -1.45799372254209 -0.776417285336318 -0.469147339576369  -0.40030592004892                  1                                 1                                         1                                    1  -0.36929651130101 -0.332923350974514 -0.107433808339981  0.842875632136583                  1                                   1                                        1                                    1   1.24010145861679    1.3631137069225   7.14156980799796   8.77093234201115                  1                                        1                                  1                                   1   9.33804913076792   10.3451870124484   10.5092025364972                  1                                   1                                      1 table(x1, useNA = &quot;ifany&quot;)x1 -1.45799372254209 -0.776417285336318 -0.469147339576369  -0.40030592004892                  1                                      1                                     1                                   1  -0.36929651130101 -0.332923350974514 -0.107433808339981  0.842875632136583                  1                                 1                                         1                                      1   1.24010145861679    1.3631137069225   7.14156980799796   8.77093234201115                  1                                      1                                  1                                     1   9.33804913076792   10.3451870124484   10.5092025364972               &lt;NA&gt;                  1                                     1                                  1                                       2 sort(x1) [1] -1.4579937  -0.7764173  -0.4691473  -0.4003059  -0.3692965  -0.3329234 [7] -0.1074338   0.8428756   1.2401015   1.3631137    7.1415698   8.7709323[13]  9.3380491 10.3451870 10.5092025length(x1)17sort(x1, na.last = TRUE) [1] -1.4579937  -0.7764173  -0.4691473  -0.4003059  -0.3692965  -0.3329234 [7] -0.1074338   0.8428756   1.2401015   1.3631137   7.1415698   8.7709323[13]  9.3380491 10.3451870  10.5092025         NA         NA</description>
                <category>امیر مسعود ملک فر</category>
                <author>امیر مسعود ملک فر</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jun 2022 17:24:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادگیری زبان جدید بر پایه لذت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_42900033/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-kyxd5sn8qkn0</link>
                <description>متن زیر برگرفته از یکی از فیلم ها است.من عاشق یادگرفتن زبان‌های خارجی‌ام. راستش من آن‌قدر به این کار علاقه دارم که می‌خواهم هر دو سال یک زبان جدید یاد بگیرم، الآن هم دارم هشتمین زبان جدید را یاد می‌گیرم. وقتی مردم این موضوع را می‌فهمند، همیشه از من می‌پرسند، چطور این کار را انجام می‌دهی؟ چه رازی داری؟ و صادقانه بگویم در تمام این سال‌ها، پاسخ من این بوده است، «نمی‌دانم، من فقط عاشق یادگرفتن زبان هستم.» ولی مردم هرگز با این پاسخ راضی نمی‌شوند. آن‌ها می‌خواهند بدانند که چطور آن‌ها سالیانی را صرف یادگیری فقط یک زبان می‌کنند، هیچ‌وقت هم به آن مسلط نمی‌شوند، و بعد من، پشت سر هم زبان جدید یاد می‌گیرم. آن‌ها می‌خواهند راز چندزبانه‌ها را بدانند، همان‌هایی که به زبان‌های  بسیاری صحبت می‌کنند. و این موضوع برای من هم شگفت‌آور است بقیه چندزبانه‌ها چطور این کار را انجام می‌دهند؟ چه چیز مشترکی بین ما وجود دارد؟ و آن چیست که این امکان را به ما می‌دهد تا زبان‌های دیگر را  بسیار سریع‌تر از سایر افراد یاد بگیریم؟ من تصمیم گرفتم افراد دیگری مانند خودم را ببینم و دلیل آن را پیدا کنم.بهترین جایی که می‌توان تعداد زیادی از چندزبانه‌ها را ملاقات کرد رویدادی است که صدها نفر از عاشقان زبان در جایی با هم ملاقات می‌کنند  تا زبان‌ را باهم تمرین کنند. در سراسر دنیا چندین رویداد برای  چندزبانه‌ها به‌طور مشابه برگزار می‌شود، و ازاین‌رو من تصمیم گرفتم که به آنجا بروم و از چندزبانه‌ها درباره روشی که استفاده می‌کنند بپرسم.و بعد بنی از ایرلند را دیدم، که می‌گفت روش او این است که  از همان روز اول شروع به صحبت کند. او اصطلاحاتی را از کتاب‌های اصطلاحات متداول برای سفر یاد می‌گیرد و بعد به دیدار افرادی از همان زبان می‌رود و از همان ابتدا با آن‌ها شروع به گفتگو می‌کند. او حتی از اینکه بیش از ۲۰۰ اشتباه  در یک روز داشته باشد نگران نمی‌شود، زیرا این روشی است که با آن یاد می‌گیرد، بر اساس بازخورد گرفتن. و بهترین چیز این است که او امروزه نیاز ندارد تا به جا‌های زیادی سفر کند زیرا می‌توانید با افراد بومی در هر زبانی به‌راحتی صحبت کنید همین‌طور که در داخل اتاق نشیمن هستید با استفاده از وب‌سایت‌.همچنین من لوکاس از برزیل را دیدم که روش بسیار جالبی برای یادگرفتن زبان روسی داشت. او خیلی راحت صدها نفر روس زبان را به صورت تصادفی در اسکایپ به لیست دوستان اضافه کرد، و سپس پنجره چت با یکی از آن‌ها را باز کرد و به زبان روسی نوشت &quot;سلام&quot;. و آن فرد پاسخ داد، &quot;سلام، حال شما چطور است؟&quot; و بعد لوکاس این متن را کپی کرد  در صفحه چت با یک نفر دیگر گذاشت، و بعد آن فرد پاسخ داد، &quot;من خوبم، متشکرم، حال شما چطور است؟&quot; لوکاس این متن را برای همان نفر اول کپی کرد، و به همین روش او باعث می‌شد تا دو غریبه باهم گفتگو کنند بدون اینکه چیزی در این باره بدانند.و خیلی زود او شروع کرد که خودش هم بنویسد زیرا بسیاری از این نوع مکالمات را داشت و فهمیده بود که مکالمات روسی معمولاً چطور شروع می‌شود. عجب روش مبتکرانه‌ای، نه؟و بعد من چندزبانه‌هایی را دیدم که همیشه با تقلید کردن صدا‌های آن زبان شروع می‌کنند، افراد دیگری که همیشه ۵۰۰ واژه پرتکرار هر زبان را یاد می‌گیرند، و بازهم افرادی که همیشه با خواندن دستور زبان شروع می‌کنند. اگر من از صد نفر  چندزبانه متفاوت می‌پرسیدم، صد رویکرد متفاوت برای یادگیری زبان جدید را می‌شنیدم. هرکسی روش خاص خود را  برای یادگیری زبان جدید دارد، و بااین‌حال، همه ما در مورد صحبت کردن  به چندین زبان به یک نتیجه رسیدیم.و وقتی‌که داشتم به صحبت‌های چندزبانه‌ها در مورد روش‌ مخصوص به خودشان گوش می‌کردم، ناگهان در ذهنم جرقه‌ای زده شد: تنها چیزی که در همه ما مشترک است این است که ما راه‌هایی را پیدا می‌کنیم تا از فرآیند یادگیری زبان جدید لذت ببریم. همه چندزبانه‌ها در مورد یادگرفتن زبان جدید طوری گفتگو می‌کردند که انگار یک بازی بزرگ است. شما باید صورت آن‌ها را می‌دیدید وقتی به من نمودار‌های دستور زبان رنگارنگ خود را نشان می‌دادند و فلش کارت‌هایی که با دقت فراوان درست کرده بودند، و آمار واژه‌هایی که با استفاده از برنامه‌های موبایلی یاد گرفتند، یا حتی چقدر آشپزی کردن بر اساس  دستورالعمل‌هایی به زبان‌های خارجی را دوست دارند. همه از روش‌های متفاوتی استفاده می‌کنند، ولی مطمئن هستند که  این همان چیزی است که از آن لذت می‌برند.من متوجه شدم که درواقع این همان روشی است که خود من هم به‌واسطه آن زبان یاد می‌گیرم. وقتی داشتم اسپانیایی یاد می‌گرفتم، از کتاب‌های درسی خسته شدم. منظورم این است که، چه کسی می‌خواهد در مورد خوزه بخواند که راه رسیدن به ایستگاه قطار را می‌پرسد. درسته؟ من می‌خواستم  به‌جای آن، کتاب &quot;هری پاتر&quot; را بخوانم چون کتاب موردعلاقه من از دوران کودکی بود، و بارها آن را خوانده بودم. به همین دلیل من ترجمه اسپانیایی کتاب &quot;هری پاتر&quot; را گرفتم و شروع به خواندن کردم، و تقریباً هیچ‌چیزی از آن را  در ابتدا متوجه نمی‌شدم، اما به خواندن ادامه دادم چون این را دوست داشتم، و تا آخر کتاب، می‌توانستم آن را  بدون هیچ مشکلی دنبال کنم. وقتی داشتم آلمانی یاد می‌گرفتم هم  مورد مشابه پیش آمد. تصمیم گرفتم &quot;فرندز&quot; را نگاه کنم که کمدی موردعلاقه من بود، البته به آلمانی، و دوباره، در ابتدا کاملاً همه‌چیز نامفهوم بود. نمی‌دانستم که یک کلمه کجا تمام می‌شود  و کلمه بعدی کجا شروع می‌شود، اما من تماشا کردن روزانه‌ام ادامه دادم چون این &quot;فرندز&quot; بود. من می‌توانم آن را به هر زبانی نگاه کنم. من این سریال را خیلی دوست دارم. و بعد از فصل دوم یا سوم، واقعاً دیالوگ‌ها برای من قابل‌درک بود.من بعد از ملاقات با سایر چندزبانه‌ها  این موضوع را فهمیدم. ما نابغه نیستیم و هیچ راه کوتاهی هم برای یادگیری زبان نداریم. فقط خیلی ساده راه‌هایی را پیدا می‌کنیم  تا از فرآیند یادگیری لذت ببریم، تا یادگیری زبان را  از یک موضوع مدرسه‌ای خسته‌کننده به یک کار خوشایند تبدیل کنیم که از انجام هرروزه آن خسته نشویم. اگر دوست ندارید  که لغت‌ها را بر روی کاغذ بنویسید، همیشه می‌توانید آن‌ها را  در اپلیکیشن‌ها بنویسید. اگر دوست ندارید به فایل‌های صوتی کتاب‌های درسی گوش بدهید، یک موضوع دل‌چسب در یوتیوب یا پادکست در هر زبانی پیدا کنید. اگر فرد درون‌گرایی هستید و نمی‌توانید با افراد بومی  بی‌درنگ شروع به صحبت کنید، می‌توانید روش صحبت کردن با خودتان را اجرا کنید. شما می‌توانید با خودتان در اتاق نشمین صحبت کنید، برنامه‌هایتان را برای آخر هفته شرح دهید، روزتان چطور بوده است، یا حتی عکسی با گوشی تلفن همراه خود بگیرید و برای یک دوست خیالی آن عکس را شرح دهید. این‌طوری هست که چندزبانه‌ها زبان جدید یاد می‌گیرند، و بهترین خبر این است که برای همه افراد قابل استفاده است آن‌هایی که می‌خواهند  یادگیری به‌واسطه خودشان انجام شود.دیدار با چندزبانه‌ها، کمک کرد تا بفهمم که این واقعاً تعیین‌کننده است که لذت را پیدا کنید آن‌هم در فرایند یادگیری زبان، و حتی آن لذت به‌خودی‌خود هم کافی نیست. اگر می‌خواهید در یک زبان خارجی  به روان صحبت کردن برسید، شما نیاز دارید تا سه اصل مهم دیگر را هم به کار بگیرید.اول ازهمه، به یک روش موثر نیاز دارید. اگر بخواهید فهرستی از واژگان را  برای امتحان فردا به خاطر بسپارید، این واژه‌ها در حافظه کوتاه‌مدت شما ذخیره می‌شود و بعد از چند روز آن‌ها را فراموش خواهید کرد. اگر بخواهید این واژگان را برای مدت طولانی‌تری حفظ کنید، باید در دوره‌های زمانی چندروزه آن‌ها را با برنامه تکرار کنید و از برنامه‌هایی که اصطلاحاً تکرارهای بافاصله نامیده می‌شوند استفاده کنید. می‌توانید از برنامه‌هایی که بر این اساس است مانند آنکی یا ممرایز استفاده کنید، یا اینکه می‌توانید لیستی از واژگان را در دفترچه یادداشت بنویسید و از روش لیست طلایی استفاده کنید، که بین چندزبانه‌ها خیلی رایج است. اگر مطمئن نیستید که کدام روش قابل‌اجرا است و چه روشی در دسترس شما است، کافی است تا کانال یوتیوب  و وب‌سایت چندزبانه‌ها را بررسی کنید و از آن‌ها الهام بگیرید. اگر روشی برای آن‌ها کار کرده است، به احتمال خیلی زیاد برای شما هم کار می‌کند.سومین اصلی که باید دنبال کنید این است که برای یادگیری خود یک نظم و ترتیب ایجاد کنید. امروزه همه ما خیلی شلوغ هستیم و درواقع  هیچ‌کس وقتی برای یادگیری زبان ندارد. اما می‌توانیم آن زمان را ایجاد کنیم اگر فقط قدری برنامه‌ریزی داشته باشیم. می‌توانید از زمانی که معمولاً بیدار می‌شوید ۱۵ دقیقه زودتر بیدار شوید؟ این زمان خیلی خوبی است که تعدادی از واژه‌ها را مرور کنید. می‌توانید در حین رانندگی به محل کارتان به پادکست گوش کنید؟ خیلی خوب می‌شود که تمرین گوش کردن هم انجام دهید. کار‌های زیادی وجود دارد که می‌توانیم انجام دهیم بدون برنامه‌ریزی برای ایجاد وقتی اضافه، مثل گوش دادن به پادکست در راه رفتن به سرکار یا در حین انجام کار‌های خانه. مهم‌ترین چیز این است که برای یادگیری خود یک برنامه‌ریزی ایجاد کنیم. &quot;من هر سه‌شنبه و پنجشنبه می‌خواهم مکالمه تمرین کنم با یکی از دوستانم برای مدت ۲۰ دقیقه. من می‌خواهم در حین خوردن صبحانه به ویدیوهای یوتیوب هم گوش دهم.&quot; اگر در روند یادگیری نظم و ترتیب ایجاد کنید، نیاز نیست زمان اضافه‌ای برای آن پیدا کنید، زیرا این به بخشی از زندگی روزمره شما تبدیل می‌شود.و در آخر، اگر می‌خواهید زبانی را به‌صورت روان یاد بگیرید، باید تا حدی هم صبر داشته باشید. امکان ندارد که بتوانید یک زبان را  در مدت ۲ ماه یاد بگیرید، اما مطمئناً می‌شود در مدت ۲ ماه پیشرفت قابل‌توجهی داشته باشید، اگر در بخش‌های کوچک، هرروز یاد بگیرید و به روشی که از آن لذت می‌برید. و هیچ چیزی نیست که به ما بیشتر از موفقیت خودمان انگیزه بدهد.من به روشنی آن لحظه را به یاد می‌آورم وقتی‌که &quot;فرندز&quot; را تماشا می‌کردم و اولین لطیفه به زبان آلمانی را فهمیدم من خیلی خوشحال و باانگیزه بودم و این باعث شد تا در آن روز من دو قسمت بیشتر از سریال را تماشا کنم، و همان‌طور که تماشا می‌کردم لحظات بیشتر و بیشتری از آن را می‌فهمیدم، با همین پیروزی‌های کوچک، و گام‌به‌گام، به‌جایی رسیدم که می‌توانستم از زبان استفاده کنم به‌طور آزاد و روان برای بیان کردن هر چیزی. و این یک حس فوق‌العاده است. من نمی‌توانم این حس را پایان دهم، و به همین دلیل است که  من هر دو سال یک زبان جدید یاد می‌گیرم.این تمام راز چندزبانه‌ها است. روش‌ کارآمدی را پیدا کنید که بتوانید منظم از آن استفاده کنید آن‌هم در طول زمان به روشی که از آن لذت می‌برید، و این‌طوری است که چندزبانه‌ها در چند ماه  و نه چند سال، زبان جدیدی یاد می‌گیرند.بعضی از شما ممکن است فکر کنید که، &quot;این خیلی خوب است که از یادگرفتن زبان لذت ببریم، اما این راز اصلی نیست که شما چندزبانه‌ها بسیار با استعداد هستید  درحالی‌که بیشتر ما نیستیم؟&quot;خوب، در مورد بنی و لوکاس چیزی وجود دارد که به شما نگفتم. بنی تجربه یادگیری ۱۱ سال زبان ایرلندی  و ۵ سال زبان آلمانی را در مدرسه داشت. زمانی که فارغ‌التحصیل شد نمی‌توانست به هیچ‌کدام از آن‌ها صحبت کند. حتی تا سن ۲۱ سالگی، او فکر می‌کرد که ژن زبان را ندارد و نمی‌تواند به زبان دیگری صحبت کند. و بعد او شروع به دنبال کردن راه خودش برای یادگرفتن زبان کرد، که همان صحبت کردن با افراد بومی بود و گرفتن بازخورد از آن‌ها، و امروز بنی می‌تواند به‌آسانی به ۱۰ زبان دنیا صحبت کند. لوکاس به مدت ۱۰ سال  در مدرسه تلاش کرد تا انگلیسی یاد بگیرد. او یکی از بدترین دانش‌آموزان کلاس بود. دوستانش حتی او را مسخره می‌کردند و به او یک کتاب درسی روسی برای خنده دادند چون فکر می‌کردند که او هرگز آن زبان را یاد نخواهد گرفت، یا حتی هیچ زبان دیگری. و بعد لوکاس شروع کرد تا این روش‌ها را امتحان کند، و راه خودش را برای یادگیری جستجو کند، برای مثال، با برقراری مکالمه اسکایپی با افراد غریبه. و فقط بعد از ۱۰ سال، لوکاس می‌تواند به ۱۱ زبان به‌طور روان صحبت کند.آیا شگفت‌انگیز نیست؟ خوب، من چنین موارد شگفت‌انگیزی را هرروز می‌بینم. به‌عنوان یک مربی زبان، من به مردم کمک می‌کنم که خودشان یاد بگیرند، و من این را هرروز می‌بینم. مردم با یادگیری زبان به مدت ۵، ۱۰ یا حتی ۲۰ سال درگیر هستند، و بعد یک‌دفعه یادگیری زبان را خودشان به دست می‌گیرند، روش‌هایی را استفاده می‌کنند که از آن لذت می‌برند، روش‌هایی که کارآمدتر است، یا روند یادگیری خود را دنبال می‌کنند تا بتوانند از پیشرفت خود قدردانی کنند، و این‌طوری است که ناگهان استعداد زبانی که در زندگی‌شان نداشتند را به‌طور اسرارآمیزی پیدا می‌کنند.اگر شما هم تلاش کردید که زبانی را یاد بگیرید ولی آن را رها کردید فکر کردید که خیلی سخت است یا اینکه شما استعداد یادگیری زبان ندارید، یک‌بار دیگر امتحان کنید. شاید روش لذت بخشی را کنار گذاشته باشید که با آن، می‌توانید آن زبان را به روانی یاد بگیرید. شاید فقط یک روش با چندزبانه شدن فاصله داشته باشید.</description>
                <category>امیر مسعود ملک فر</category>
                <author>امیر مسعود ملک فر</author>
                <pubDate>Wed, 25 May 2022 19:42:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لبخند ساختگی روشی برای فریب ذهن و فریب ناخودآگاه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_42900033/%D9%84%D8%A8%D8%AE%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87-xvb4ooozb7d0</link>
                <description>لبخند زورکی و دروغینیک مطالعه نشان می دهد، عمل “لبخند زدن” باعث تولید مواد شیمیایی مغزی مرتبط با مثبت گرایی می شود، حتی اگر لبخند واقعی نباشد. فقط تقلید فعالیت عضلانی صورت مربوط به لبخند زدن، مانند نگه داشتن مداد در دهان، برای ایجاد احساسات مثبت بیشتر کافی است.با  انقباض ماهیچه های صورت خود به شکلی که لبخند را تقلید کنید، احساسات مثبت  خود را افزایش دهید.چشم انداز روشن تر برای مغزمحققان به شرکت کنندگان گفتند که لبخند صورت را  با نگه داشتن قلم بین دندان های خود تکرار کنند که باعث بلند شدن گوشه های  لب می شوند. حتی اگر لبخندهای شرکت کنندگان ساختگی باشد، مغز آنها تفاوت را نمی فهمد.“وقتی شما به زور لبخند زدن را تمرین می کنید، در واقع آمیگدال را تحریک می کنید که انتقال دهنده های عصبی ترشح کند تا برای احساسی مثبت، ترغیب شوید.”آمیگدال در پردازش ترس، پرخاشگری، اضطراب و در تصمیم گیری و حافظه نقش دارد.با ایجاد احساسات مثبت که لزوما به دلیل احساس خوشبختی شخصی نیست، می تواند پیامدهای جالبی برای سلامت مغز و روانشناختی داشته باشد.این مطالعه به خوبی ارتباط بین ظاهر و احساس درونی ما را نشان می دهد، خواه به زور لبخند بزنیم یا به راحتی  اخم خود را کمتر کنیم.”این بدان معناست که ساختن چند لحظه  خوشبختی می تواند با فریب ذهن و ناخودآگاه به واقعیت منجر شود</description>
                <category>امیر مسعود ملک فر</category>
                <author>امیر مسعود ملک فر</author>
                <pubDate>Sat, 23 Apr 2022 14:21:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نابغه حافظه تصویری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_42900033/%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%BA%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%D9%87-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-ais4badzrdax</link>
                <description>چقدر با حافظه تصویری آشنا هستید؟ با این روش می تونید با یکبار نگاه کردن به یک صحنه یا صفحه تصویر اونو  در واقع در حافظه تصویری خودتون نگه دارید و در فرصت مناسب اونو بازیابی  کنید و شروع به خوندنش کنید.فقط باید به مدت ۳۰ روز بصورت مداوم این تمرین رو انجام بدین و اگر یک روز وقفه بیفته یک هفته بیشتر باید تمرین کنید.– لوازم مورد نیاز برای تمرین:۱- یک اتاق تاریک۲- یک چراغ روشنایی۳- یک صفحه کاغذ که درون اونو به شکل یک مستطیل به اندازه یک پاراگراف از یک کتاب بریده باشید.-خوب حالا روش تمرین ۱- این تمرین رو باید ۱ ماه هر روز به مدت ۱۵ دقیقه که فقط اختصاص دادین به  اینکار انجام بدین. بعد از این مدت ذهن شما فقط ۵ دقیقه زمان نیاز خواهد  داشت تا از یک چیزی تصویر بسازه و برای همیشه از اون نگه داری کنه و با  ادامه تمرین به زمانهای کمتر از اون هم خواهید رسید.۲- یک اتاق تاریک در خانه پیدا کنید که برای مدت ۱۵ دقیقه کسی یا چیزی  مزاحم شما  نشه، این اتاق باید لامپ داشته باشه که شما بتونید اونو خاموش  روشن کنید.۳- بشینید کنار کلید چراغ که بتونید اون براحتی خاموش و روشن کنید. و  حالا کتاب رو باز کنید روی یک پاراگراف که می خواهید تمرین رو انجام بدین  کاغذ رو بزارید تا فقط همون پاراگراف دیده بشه و مابقی کتاب سفید باشه.۴- حالا کتاب رو دقیقا مقابل چشماتون قرار بدین بطوریکه بتونید به راحتی  اونو بخونید و هم اینکه بتونید بدون تکون خوردن همونجا نگهش دارین.  چشماتونو ببندید و باز کنید و به نوشته خیره بشید.۵- حالا بلافاصله چراغ رو خاموش کنید. لازم نیست متن رو بخونید. فقط  باید به اون نگاه کنید مثلا به مرکز پاراگراف. این روشن و خاموش کردن چراغ  رو ادامه بدین.۶- چشمهای شما الان سایه اون نوشته ها رو میبینه ولی واضح نیست. وقتی  دیدید اون سایه داره محو میشه دوباره برای چند ثانیه چراغ رو روشن کنید و  باز خاموش کنید.۷- اینکارو ادامه بدین تا زمانیکه تمامی کلمات پاراگراف رو به ترتیب  بتونید در تصویری که در ذهن دارید بخونید. با اینکار همونطور که گفتم تصویر  اون پاراگراف رو در واقع در ذهنتون نگه داشتین.</description>
                <category>امیر مسعود ملک فر</category>
                <author>امیر مسعود ملک فر</author>
                <pubDate>Thu, 24 Mar 2022 17:49:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همیشه در لحظه زندگی کن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_42900033/%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%86-q01nwt5wlpxv</link>
                <description>حتما برای شما پیش آمده که  وقتی مثلا از خانه بیرون آمدید فکر کنید که آیا درب رو قفل کرده اید یا از  ماشین که خارج میشوید بعد از کمی دور شدن فکر میکنید آیا درب خودروتون رو  قفل کردین  یا نه.معمولا هم وقتی که برمیگردید و چک می کنید میبینید که بله قفل کردین. دلیل این اتفاق چیست؟عدم آگاهی در لحظه از محیط و رخدادهای پیرامونتاناین عدم آگاهی باعث می شود که  استرس شما افزایش پیدا کند. مثلا در هنگام رانندگی من برای اینکه حواسم به افکار بیهوده پرت نشه  کاری که میکنم اینه که کلا رانندگی خودم رو مثل یک گزارشگر برای خودم با  صدای بلند گزارش میکنم. مثلا الان سرعت من ۶۰ هست و در سمت چپ من الان درختان کاج دیده می شوند  و …یا چیزهایی که می بینم را سوالی می کنم مثل، چرا در اینجا حداکثر سرعت 90 است؟ دوربین ثبت سرعت کجاست؟ چرا این اتوبان 5 بانده است؟ چرا این نوع ماشین زیاد است؟ چرا فاصله با ماشین جلویی بهتر است جوری باشد که لاستیک های ماشین جلویی دیده شوند؟ چرا از این نوع درختان در اطراف اتوبان کاشته شده است؟ و ...خلاصه با اینکار هم از رانندگی خودم لذت میبرم و هم اینکه کلا تمرکزم روی کاری هست که دارم انجام میدم. اولش سخته ،  بعد از چند دقیقه که به خودتون میاین میبینید که دوباره تو افکار خودتون  غوطه ور شدین. بله چون ذهن شما عادت کرده به بلغور کردن گذشته و نگران  آینده بودن. بیایید از این لحظه همیشه در حال زندگی کنیم و روی همون چیزی تمرکز کنیم  که درحال انجامش هستیم. لازم نیست با افکار مزاحم بجنگیم فقط باید باهاشون کنار بیایم و بهشون بفهمونیم که الان وقت نداریم.“به روی پنجره های گذشته و آینده یک درب فولادی بکشیم و تنها در حال زندگی کنیم”</description>
                <category>امیر مسعود ملک فر</category>
                <author>امیر مسعود ملک فر</author>
                <pubDate>Thu, 24 Mar 2022 17:21:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شادتر شویم.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_42900033/%D8%B4%D8%A7%D8%AF%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-q3irqk8b1dpa</link>
                <description>شادتر شویم با شاکر بودن خویشما در زندگی چیزهای جدید می خریم، به یک  سری از اهدافمون میرسیم، بعضی از کارهایی که خیلی برامون مهم هستن رو تموم  میکنیم و به سر انجام میرسونیم، ولی بازم یک خوشحالی و شادی بلند مدتی  نداریم!در حقیقت دلیل اصلی شاد نبودن ما، ترس هست. ترس میتونه جلوی خیلی از خوشحالیهای ما رو بگیره و نزاره که ما در زندگی  شاد باشیم. مثلا در محل کار ترس از اینکه نتونیم کارمون رو درست انجام  بدیم و از کار بر کنار بشیم همیشه باعث میشه که ما در محل کار شاد نباشیم.  ترس از نداشتن پول کافی و یا اینکه ممکنه پولی رو از دست بدیم ، یا اینکه  در رانندگی (مخصوصاً رانندگی در ایران!) ترس از اینکه کسی جلوی ما نپیچه و  یا تصادف نکنیم همیشه از شاد بودن ما در هنگام رانندگی جلوگیری میکنه.اما قدردان بودن می تونه ترس رو خنثی کنه.  همیشه این  تمرین رو داشته باشیم که در بیشتر مواقع قدردان باشیم در نتیجه در همون  بیشتر مواقع ترس رو از خودمون دور کردیم و در کل زندگی شادتری خواهیم داشت.فقط کافیه که هر شب قبل از خوابیدن یک لیست ۵تایی از اون  چیزهایی که در اون روز برامون اتفاق افتاده و ما رو برای لحظه ای هم که شده  شاد کرده و می خواهیم از اونها قدردانی کنیم رو یادداشت کنیم.قدردان داشتن  خانواده (پدر و مادر و خواهران و برادران، پدر بزرگ و مادربزرگ)جسمی سالم (مغز، چشم، بینی، گوش، زبان، مری، دهان، دندان، نخاع، ستون فقرات، شش، غدد لنفاوی، قلب، طحال، جگر، کیسه صفرا، کلیه، دستان، انگشتان، ناخنها، معده، روده، اندام جنسی، پاها، قدرت حرکت، خون و ...)روانی سالمدوستان خوب غذایی که امروز خوردیدسرپناهی که امروز در آنجا ساعاتی را خوابیدیدلباسی که امروز پوشیدیدزنده بودنتان باید  قدردان همه چیزهای خوب باشید. فقط سعی کنید حداقل ۵ مورد رو  بنویسید.با تهیه روزانه این لیست شما به مغز و ذهن خودتون آموزش میدید که به  مثبت ها بیشتر توجه کنه. حالا شما با انجام این تمرین در واقع به ذهنتون یاد میدید که توجهش رو  روی مواردی که شما همیشه در اون لیستتون ازش قدردانی میکردید متمرکز کنه .</description>
                <category>امیر مسعود ملک فر</category>
                <author>امیر مسعود ملک فر</author>
                <pubDate>Thu, 24 Mar 2022 16:57:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه چهار اثر فلورانس اسکاول شین -- فصل چهارم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_42900033/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%81%D9%84%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B5%D9%84-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-qe2wvur43t1u</link>
                <description>خلاصه چهار اثر فلورانس اسکاول شین -- فصل چهارم --- هشیاری برتر (الوهیت باطن)بر خدا توکل کنید تا روزی شما فرا رسد.خدا شغلی عالی با درآمدی عالی با امکاناتی عالی نصیب من کرد.من این بار روانی را به خدا می سپارم.ایمان بدون عمل مرده است.وانمود کنید که ثروتمند و کامیاب شده اید تا به ثروت راستین دست یابید.اگر خود را دولتمند و توانگر بپندارید و تصویر کنید. جز دولتمندی و توانگری چیزی دیگر را بدست نخواهید آورد.اگر به خدا به معنای راستین کلمه ایمان بیاورید همه چیز امکان پذیر خواهد شد. بر شیر ترس حمله کن تااز بین رود.ببینید انگیزه شما از هر عمل ترس است یا ایمان!!!!!!!!!! زمانی که خرج می کنید ببینید حس شما ایمان به بی کران بودن روزی شما است یا در ترس کم آوردن مالی در انتهای ماه هستید. حس شما به شما می گوید که ضمیر ناخودآگاه بر چه چیزی متمرکز است. بر فقر یا بر ثروت.</description>
                <category>امیر مسعود ملک فر</category>
                <author>امیر مسعود ملک فر</author>
                <pubDate>Wed, 23 Mar 2022 14:16:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تمرکز حالتی شبیه به خلسه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_42900033/%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%84%D8%B3%D9%87-ehdjsas8ezum</link>
                <description>تمرکز نوعی خلسه است.وقتی تمرکز دارید، هر دو طرف مغزتان با هم کار می‌کنند، کاملاً شاد و کاملاً کارآمد و می‌توانند جلوی اتفاقات اطرافتان را بگیرند. حس شما از زمان ناپدید می شود و به نظر می رسد با کاری که روی آن تمرکز کرده اید یکپارچه شده اید. این حالت شبیه حالت خلسه است.عوامل خارجی عدم تمرکز1- صدا (روش حذف: هدفون روی وضعیت بدون نویز  روش حذف: حذف هشدارهای صدایی)دور کردن گوشی و ساعت هوشمند از خوددوری از محیط پر سرو صدا و تلویزیون2- نور شدید و نامیزان (روش حذف: چشم بند دیجیتالی)رفع عوامل درونی عدم تمرکز با0- داشتن هدف و برنامه کاری1- تمرینات مدیتیشن به منظور مدیریت استرس و تنشتمرین کنترل تنفس --- توجه به تنفس --- تمرین توجه به ضربان قلبنشستن بدون هیچ حرکتی بر روی صندلی به مدت 15 دقیقهنگاه به یک شی بدون تفکربخاطر آوردن همان شی با تصویر سازی ذهنی در حالت چشمان بستهنشستن 15 دقیقه بدون هیچ فکر و تصوریتمرکز روی واژه ای خاص در یک کلیپ مثل واژه &quot;خ&quot;توجه به یک صدای خاص از میان صداهای مختلفتوجه به جز جز غذایی که می خورید یا سیبی که گاز می زنید یا کاری که می کنید2- کنجکاوی در راستای موضوع کاری یا مطالعه3- تمرینات منقطع نفس از یک بینی حین کار یا مطالعه4- تمرین شمارش کلمات یک سطر5- تمرین شمارش برعکس6- نوشتن افکار به منظور رجوع آتی7- ورزش8- تمرین تمرکز با ایجاد عدسی دوربین9- انجام بازی های ویدئویی10- استفاده از انگشت یا خودکار در زیر کلماتhttps://vrgl.ir/X6Sza</description>
                <category>امیر مسعود ملک فر</category>
                <author>امیر مسعود ملک فر</author>
                <pubDate>Tue, 22 Mar 2022 16:19:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا مطالعه کتاب به صورت روزانه و هفتگی، لازم و حیاتیه؟؟؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_42900033/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D9%87%D9%81%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85-%D9%88-%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%87-da5z1hzccrfq</link>
                <description>چرایی قوی به لزوم مطالعه کتاب در هر زمینه ای که دلخواه شماست.دلایل زیادی برای مطالعه و لزوم آن در کتاب های مختلف می توان یافت. از افزایش معلومات، افزایش ضریب هوشی، بهتر نوشتن،  تعدیل و تاثیر بر روی عقاید و جهان بینی شما، افزایش تمرکز، گسترش قدرت تخیل، کاهش استرس تا ... ، اگر فکر کردن و مطالعه کاری سخت و پیچیده نبود اکنون جهان اینهمه ضررهای جانی و مالی را تجربه نمی کرد، اینهمه سوء مدیریت وجود نداشت.اما چرایی قوی به منظور ترغیب همیشگی و دائمی به مطالعه چیزی است که در این نوشتار به دنبال بیان آن هستم.وقتی کتابی مطالعه می کنید و این استمرار را در مطالعه کتاب های دیگر دارید گویا در حال گرفتن مشاوره از متخصصین آن حوزه هستید مشاوره ای در ابعاد مختلف و تقریباً با هزینه ای نزدیک به مجانی. این مشاوره، ایده های جدید برای حل مشکلات آتی و عدم گرفتاری در مشکلات آتی مشابه و همچنین کاهش گره های مشکلات فعلی و آینده در اختیار شما قرار می دهد. دریک کلام کاهش گره ها و مشکلات، مفهومی جز کاهش اضطراب، تنش و عذاب های روانی ندارند. اینها همگی یعنی در نهایت افزایش آرامش ذهن و لذت از زندگی و سرعت بخشیدن به رسیدن به آمال و آرزوها و افزایش کیفیت زندگی....زندگی بر پایه دو اصل لذت و درد بنا شده است و تمامی تلاش برای کاهش ابعاد درد و افزایش ابعاد لذت است...چگونه می توان عاشق مطالعه شد؟؟؟1- تبدیل به بازی کردن محتوای کتاب2- به چالش کشیدن خود در حیطه موضوعی آن کتاب3- تبدیل به کمیک و داستان کوتاه کردن محتوای مورد مطالعه</description>
                <category>امیر مسعود ملک فر</category>
                <author>امیر مسعود ملک فر</author>
                <pubDate>Tue, 22 Mar 2022 12:07:00 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>