<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ملیسا میرزایی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_43022143</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 07:00:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>ملیسا میرزایی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_43022143</link>
        </image>

                    <item>
                <title>گردان دژ از مدافعین خرمشهر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43022143/%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DA%98-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%B1-ifbxkgpecgos</link>
                <description>گردان ۱۵۱ دژ خرمشهر در سال ۱۳۴۹ تأسیس شد. این گردان شامل ۵ گروهان؛ ۴ گروهان تفنگدار و یک گروهان ارکان بود، که بخشی از پوشش نیروی زمینی ارتش از خط مرزی شلمچه تا طلائیه را برعهده داشت و برای انجام این مأموریت به ۳۲ پاسگاه تقسیم شده بود. مأموریت این گردان در زمان درگیری، انجام عملیات تأخیری و حفظ خطوط مرزی به مدت ۴۸ ساعت بود. برای کنترل مأموریت این گردان، دو پاسگاه یا دو دژ مرکزی در نظر گرفته شده بود، که یکی از آنها در شلمچه و دیگری در کوشک مستقر بود. فاصله دژهای ۳۲ گانه از یکدیگر، سه کیلومتر و استعداد هر دژ ۱۴ نفر نیروی انسانی شامل دو نفر افسر یا درجه‌دار و ۱۲ نفر سرباز، که همگی خدمه تفنگ ۱۰۶ میلی‌متری و سلاح‌های موجود بودند. سلاح سازمانی هر دو دژ یک قبضه تفنگ ۱۰۶ و یک دستگاه تانک، همچنین سلاح سازمانی دژهای مرکزی علاوه بر حداقل دو قبضه تفنگ ۱۰۶، یک دستگاه تانک، یک قبضه خمپاره ۸۱ میلی‌متری و یک قبضه خمپاره ۱۲۰ میلی‌متری بود و برای هر دژ نیز یک قبضه تیربار کالیبر ۵۰ میلی‌متری اختصاص داده شده بود.گردان ۱۵۱ دژ که بخشی از لشکر ۹۲ زرهی اهواز بود، در هنگام شروع جنگ ایران و عراق، وظیفه حفاظت از مرزهای ایران در استان خوزستان، حد فاصل شلمچه تا کوشک را برعهده داشت. در واقع راه زمینی اصلی که یگان‌های نیروی زمینی عراق قصد داشتند از طریق آن از نقطه مرزی شلمچه به سوی خرمشهر پیشروی و آن شهر را تصرف کنند، در محدوده استحفاظی و مأموریت این گردان قرار داشتمرز ایران و عراق از زمان حکومت محمدرضا شاه و بعد از عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر بین دو کشور، دارای یک دژ (نوعی خاکریز و استحکامات مرزی) بود، که در حد فاصل نیروهای ایران و عراق کشیده شده بود. این دژ به یک دژ مرکزی و دژهای فرعی تقسیم شده بود و مسئولیت دفاع از این دژها، برعهده گردان ۱۵۱ بود، که نیروهای آن در پادگانی به نام پادگان دژ مستقر شده بودندارتش عراق که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ حمله خود را برای اشغال خرمشهر آغاز کرد، با دفاع شدید نیروهای گردان ۱۵۱ روبه‌رو شد. این دفاع یک ماه تمام و تا ۳۰ مهرماه ۱۳۵۸ ادامه یافت. گردان دژ که با حمله لشکر ۳ زرهی و تیپ ۳۳ نیروی مخصوص عراق روبه‌رو شده بود و همزمان با توپخانه و نیروی هوایی عراق، گلوله‌باران و بمباران می‌شد، ۳۰ شبانه روز در برابر نیروهای عراقی جنگید و از محدوده گسترده نوار مرزی و از جمله جاده ۱۷ کیلومتری شلمچه به خرمشهر دفاع کرد، تا مانع ورود نیروهای عراقی به خرمشهر شود.شدت درگیری گردان دژ با نیروهای عراقی در این ۳۰ روز چنان بود، که فقط در هفته اول جنگ، پنج بار فرماندهی این گردان به دلیل کشته یا مجروح شدن فرماندهان، تغییر کرد. نام آن پنج فرمانده که یکی پس از دیگری کشته یا مجروح شدند؛ سرهنگ جاموسی، سرگرد چهارمحالی، سرگرد شاهان، سروان کبریایی و ستوان گیوتاج بود، که این آخرین فرمانده در واقع پزشک گردان و افسر وظیفه بود، که در نبود فرماندهان بالاترش مجبور شد فرماندهی گردان را برعهده بگیرد. در این دفاع ۳۰ روزه از ۱۹ افسر گردان ۱۵۱ دژ، فقط یک افسر زنده ماند.در طول هشت سال جنگ تحمیلی، شاهد وجود یگان‌ها و نیروهای زیادی بودیم که در مقابل دشمن تا پای جان ایستادند و حماسه آفریدند: اما گردان 151 پیاده دژ خرمشهر به یقیین نخستین یگانی است که در آغاز جنگ این حماسه را رقم زد. این گردان در سال 1349 تاسیس شد که شامل 5 گروهان بود و بخشی از پوشش نیروی زمینی ارتش از خط مرزی شلمچه تا طلاییه را برعهده داشت و برای انجام این ماموریت به 32 پاسگاه تقسیم شد. پس از پایان جنگ ایران و عراق تا امروز، گردان 151 دژ پیاده هنوز به دفاع از حریم کشور اسلامی ایران مشغول است. در کتاب حاضر تصویری از مقاومت‌های گردان 151 پیادة دژ خرمشهر ارائه شده است. در پایان نیز اسامی شهدای گردان دژ و نیروی دریایی، شهدای دانشکدة افسری و هوانیروز و در ادامه شهدای نظامی که جزو آمار هیچ‌یک از یگان‌های درگیر نبوده‌اند، آمده استملیسا میرزایی استاد:علی اکبر حسنوند دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی</description>
                <category>ملیسا میرزایی</category>
                <author>ملیسا میرزایی</author>
                <pubDate>Fri, 26 Apr 2024 18:29:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدافعان دفاع مقدس</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43022143/%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3-kzrilzcwyesu</link>
                <description>به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس،‌ «اسفند» آخرین ماه سال است، اما انگار این ماه در هشت سال دفاع مقدس، ماه آغاز رسیدن است. ماهی که برخی از فرماندهان شاخص سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بعد از روزها،‌ ماه‌ها و یا سال‌ها مزد مجاهدت‌های خالصانه‌شان را دریافت کردند و نام شهدای بنامی همچون شهید حمید باکری، شهید حسین خرازی، شهید امیر حاج امینی، شهید محمدابراهیم همت، شهید حجت‌الله رحیمی، شهید عبدالحسین برونسی، شهید عباس کریمی و شهید مهدی باکری در تاریخ جاودانه شد. بی‌جهت نیست ماه اسفند، ماه شهدا لقب گرفت شهید حمید باکری؛ جزو اولین نفرات گروه پیشتازی بود که قبل از عملیات خیبر مخفیانه به عمق دشمن رفت و با دیگر همرزمانش توانست مراکز حساس نظامی رژیم بعث را به تصرف در آورد و کنترل منطقه را در دست بگیرد. شب چهارشنبه سوم اسفندماه سال ۱۳۶۲ که زمان شروع عملیات خیبر بود، در همان دقایق ابتدایی خبری را با بی‌سیم به قرارگاه مخابره کرد: «پل مجنون تصرف شد». پلی که در عمق ۶۰ کیلومتری دشمن بود و بعدها به افتخار این فرمانده رشید اسلام، نامش را «پل حمید» گذاشتندشهید حسین خرازی و مدیریت‌های خاصش در برهه‌های حساس جنگ؛ در مرحله دوم عملیات طریق‌القدس در آذرماه سال ۱۳۶۰ قرار بر این بود که رزمندگان برای منهدم کردن و متلاشی ساختن سازمان رزم دشمن به تصرف تپه‌های «نبعه» و «چذابه» بپردازند. در این کارزار رزمندگان تیپ ۱۴ امام حسین (ع) به حسین خرازی فرمانده‌شان اطلاع دادند که در محاصره عراقی‌ها قرار گرفته‌اند.و اما شهید امیر حاج امینی؛ بیسیم‌چی گردان انصار لشکر حضرت رسول (ص) که بعدش از شهادتش، «نماد شهادت» شد و عکسش همه جا چرخید، زیرا بحبوحه عملیات کربلای ۵ در جنوب کانال پرورش ماهی منطقه شلمچه روز دهم اسفندماه سال ۱۳۶۵، احسان رجبی با دوربینش به دنبال ثبت تصاویر بود. وقتی به یک شهید رسید، ایستاد و با تعجب به چهره او نگاه کرد. امیر حاج امینی را می‌شناخت. صورتش غرق خون بود و راحت آرمیده بود. درنگ نکرد. ۲ عکس از او گرفت؛ یکی نمای نزدیک و دیگری نمای دور. این عکس‌ها بعدها عنوان سمبل شهادت را به خود اختصاص داد</description>
                <category>ملیسا میرزایی</category>
                <author>ملیسا میرزایی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Apr 2024 15:26:45 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>