<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهندس جعفر ناصری زاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_43081772</link>
        <description>کارشناس ارشد معماری 
مجری نظام مهندسی 
محقق حوزه نورارشیتکت Neuroarchitecture
وبگاه رسمی jnaseri.ir</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 09:49:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1696025/avatar/xN27qb.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهندس جعفر ناصری زاده</title>
            <link>https://virgool.io/@m_43081772</link>
        </image>

                    <item>
                <title>از صحنه تا شهر: خوانشی معمارانه از آثار بهرام بیضایی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43081772/%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A8%DB%8C%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C-h7nefbuls1sd</link>
                <description>مقدمهوقتی فضا فراتر از فرم استدر معماری معاصر ایران، فضا اغلب به‌عنوان یک ظرف خنثی دیده می‌شود؛ صرفاً مکانی برای قرار گرفتن اجسام و اجرای پروژه‌ها. ساختمان‌ها طراحی می‌شوند، پروژه‌ها اجرا می‌شوند و شهرها گسترش می‌یابند، اما پرسش اساسی همچنان باقی است: فضا چگونه تجربه می‌شود و چه معنایی خلق می‌کند؟ پاسخ به این پرسش نه در فرم، نه در عملکرد صرف، بلکه در فهم عمیق فضا نهفته است.بهرام بیضایی، در آثار نمایشی، سینمایی و نوشتاری‌اش، فضا را پیش از شخصیت و روایت معنا می‌بخشد. او نشان می‌دهد که فضا نه پس‌زمینه، بلکه عامل فعال شکل‌دهنده کنش و تجربه انسانی است. شخصیت‌ها در آثار او وارد فضایی می‌شوند که پیشاپیش معنا و موقعیت را تعریف کرده است، و مخاطب از طریق تعامل با این فضا، تجربه‌ای عمیق و پیچیده دریافت می‌کند.در شهر امروز ایران، بسیاری از فضاها دیده می‌شوند اما تجربه نمی‌شوند. میدان‌هایی که محل توقف و تعامل نیستند، ساختمان‌هایی که حافظه فضایی تولید نمی‌کنند و فضاهای عمومی‌ای که از کنش تهی شده‌اند، نمونه‌ای از بحران فضا هستند. این بحران بیش از آن‌که فنی باشد، مفهومی و فرهنگی است و نشان می‌دهد که معماران، شهرسازان و برنامه‌ریزان هنوز به نقش فعال فضا در تجربه انسانی توجه کافی نکرده‌اند.اندیشه بیضایی در این زمینه می‌تواند به‌مثابه ابزاری انتقادی و الهام‌بخش برای معماران عمل کند. او نشان می‌دهد که فضا نه تنها محیطی برای رخدادها، بلکه عامل شکل‌دهنده روایت، قدرت و تجربه انسانی است. از این منظر، معماری و شهرسازی می‌توانند از طریق توجه به لایه‌های معنایی و تجربه‌ای فضا، شهرها و ساختمان‌هایی خلق کنند که زنده، معنادار و تعامل‌محور باشند. بیضایی و ژانر فکریتراژدی، اسطوره و پژوهشبهرام بیضایی نه تنها یک نمایشنامه‌نویس است و نه صرفاً یک کارگردان سینما؛ او پژوهشگری است که ساختار فکری و فرهنگی آثارش بر پایه ژانر، اسطوره و روایت‌های آیینی شکل گرفته است. برای درک معماری فکری او و تأثیر آن بر تجربه فضا، ابتدا باید جایگاه او در هنر و ادبیات ایران روشن شود.ویژگی‌های اصلی آثار بیضایی را می‌توان در سه محور عمده دسته‌بندی کرد:تراژدی مدرن با ریشه‌های اسطوره‌ایآثار بیضایی مانند مرگ یزدگرد و پهلوان اکبر می‌میرد دارای تراژدی‌ای مدرن هستند که ریشه در اسطوره‌های ایرانی دارد. تراژدی این آثار نه صرفاً داستان شخصیت‌ها، بلکه تجربه‌ای فضایی و روانی است. مکان محدود و بسته، زمان فشرده و تعامل پیچیده شخصیت‌ها با هم و با محیط، همه نشان‌دهنده این است که فضا و ژانر تراژدی در بیضایی، یکپارچه و غیرقابل تفکیک هستند.نمایش آیینی–رواییدر نوشته‌های پژوهشی و تئاتری او، آیین و روایت با مکان گره خورده‌اند. برای مثال در چهار صندوق، آیین‌ها و حرکات نمایشی، نه تنها بستر اجرا بلکه عامل شکل‌دهنده روایت و معنا هستند. این نگاه نشان می‌دهد که بیضایی مکان را صرفاً پس‌زمینه نمی‌بیند؛ بلکه فضا پیشاپیش کنش و معنا را تعریف می‌کند.سینمای اندیشه‌محور و ضدواقع‌گرایی سطحیفیلم‌هایی مانند رگبار یا باشو، غریبه کوچک، فراتر از واقع‌گرایی صرف حرکت می‌کنند و از فضا، سکوت و مسیر شخصیت‌ها به‌عنوان ابزارهای روایت و تجربه انسانی استفاده می‌کنند. این آثار نشان می‌دهند که فضا و روایت در سینما و معماری، یک پیوستار فکری هستند؛ و هر تغییری در فضا، روایت و احساس مخاطب را مستقیماً تحت تأثیر قرار می‌دهد.بیضایی با این ژانرها، به ما می‌آموزد که فضا می‌تواند همزمان روایت‌گر و معناساز باشد. این نکته برای معماران امروز ایران اهمیت اساسی دارد: طراحی فضا نباید صرفاً تابع فرم یا عملکرد باشد؛ بلکه باید عامل تولید تجربه، معنا و تعامل انسانی باشد. تحلیل آثار بیضاییبررسی معماری و ابعاد فضاییآثار بهرام بیضایی نه تنها از نظر داستان و ژانر ارزشمندند، بلکه هر کدام یک مدل فضایی دقیق و قابل تحلیل معماری ارائه می‌دهند. بررسی این آثار از منظر معماری به ما کمک می‌کند نقش فضا، مقیاس، محدودیت‌ها و مسیرهای حرکت را در شکل‌دهی تجربه انسانی و روایت بهتر درک کنیم.1. مرگ یزدگرد (تئاتر، ۱۳۵۳)ژانر: تراژدی اسطوره‌ایفضاسازی و ابعاد معماری: صحنه اصلی در یک آسیاب محدود اجرا می‌شود. ابعاد صحنه کوچک و فشرده است (تقریباً ۸×۱۰ متر)، با سقف کوتاه که حس محدودیت و فشار ایجاد می‌کند. دیوارها و مسیرها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که حرکت شخصیت‌ها محدود و تراژدی تقویت شود.رابطه فضا و کنش: محدودیت فضایی باعث می‌شود شخصیت‌ها تنها با تعامل و تقابل با یکدیگر بتوانند کنش خود را پیش ببرند.درس معماری: استفاده از فضاهای کوچک و محدود می‌تواند شدت روانی و تراژدی را به مخاطب منتقل کند، حتی بدون استفاده از دکورهای پیچیده.2. پهلوان اکبر می‌میرد (تئاتر، ۱۳۵۶)ژانر: تراژدی مدرن با لایه‌های اجتماعیفضاسازی و ابعاد: محیط‌های بسته با سقف‌های متوسط (۱۰–۱۲ متر طول و ۶–۸ متر عرض) که تعامل شخصیت‌ها را فشرده و قابل مشاهده می‌کند. استفاده از ارتفاع کم سقف برای ایجاد حس فشار و انسداد. مسیرهای حرکت دقیق و محدود، با تأکید بر نقطه تمرکز در صحنه.تأثیر بر تجربه انسانی: مخاطب، با حس فشردگی و محدودیت شخصیت‌ها، ارتباط عاطفی و روانی عمیق‌تری برقرار می‌کند.درس معماری: طراحی مسیر حرکت و کنترل دیدها در فضا، تجربه تراژدی و تعامل انسانی را شکل می‌دهد.3. رگبار (فیلم، ۱۳۶۱)ژانر: سینمای واقع‌گرا با عناصر ضدواقع‌گراییفضاسازی و ابعاد شهری: استفاده از فضاهای شهری محدود: کوچه‌ها، حیاط‌ها، مسیرهای باریک. کوچه‌ها معمولاً عرض ۲–۳ متر و ارتفاع دیوارها بین ۴–۵ متر، ایجاد حس خفگی و محدودیت. تضاد بین فضاهای خصوصی و عمومی به مخاطب تجربه‌ای از روابط قدرت و روابط اجتماعی در فضای محدود شهری ارائه می‌دهد.درس معماری شهری: اندازه و نسبت فضاها، مسیرها و آستانه‌ها، تجربه روانی و تعاملات انسانی در شهر را تعریف می‌کنند.4. چهار صندوق (تئاتر، ۱۳۷۰)ژانر: نمایش آیینی-رواییفضاسازی و معماری صحنه: صحنه مینیمال و گستره آن تقریباً ۱۲×۱۲ متر با استفاده از خلأ و سکوت. مکان‌ها برای حضور ذهنی مخاطب و تمرکز بر حرکات شخصیت‌ها طراحی شده‌اند، نه برای دکورهای شلوغ. ارتفاع سقف صحنه متوسط و دیوارها ساده، تأکید بر مسیر حرکت و ریتم اجرایی.درس معماری: طراحی مینیمال و کنترل فضا، امکان تمرکز مخاطب بر معنا و حرکت‌ها را فراهم می‌کند.5. باشو، غریبه کوچک (فیلم، ۱۳۶۵)ژانر: درام اجتماعیفضاسازی و ابعاد محیطی: فضاهای روستایی و شهری با مقیاس‌های طبیعی و واقعی طراحی شده‌اند؛ روستا با خانه‌های کوچک و سقف‌های شیروانی کوتاه، شهر با کوچه‌های باریک و فضاهای عمومی محدود. مقیاس‌ها نه تنها واقعی، بلکه با هدف انتقال تجربه زندگی شخصیت‌ها و تضاد فرهنگی انتخاب شده‌اند.درس معماری: فضا و ابعاد آن باید با روایت و هویت فرهنگی محیط هماهنگ باشد. هر تغییر در اندازه یا مسیر حرکت، تجربه انسانی را تغییر می‌دهد.دیدگاه معماران درباره آثار بیضاییمعماران و پژوهشگران معماری در ایران و جهان، آثار بیضایی را نه فقط از منظر هنر نمایشی یا سینما، بلکه از منظر فضاسازی، معماری صحنه و تجربه فضایی انسانی بررسی کرده‌اند. نکات مهمی که در این تحلیل‌ها برجسته شده‌اند عبارت‌اند از:فضاسازی به‌عنوان عنصر فعالمعمارانی مانند فرزاد دژکام و مریم نیک‌خو معتقدند که بیضایی در آثارش فضا را به‌عنوان عامل فعال روایت به کار می‌برد، نه صرفاً پس‌زمینه. در مرگ یزدگرد، محدودیت صحنه باعث می‌شود شخصیت‌ها مجبور به تعامل با فضا شوند؛ این نگاه می‌تواند برای طراحی معماری داخلی با فضاهای کوچک الهام‌بخش باشد.مقیاس و تجربه انسانیطبق نظر پرویز تناولی، انتخاب ابعاد صحنه و مسیرهای حرکت شخصیت‌ها، تجربه روانی مخاطب را شکل می‌دهد. مثال: کوچه‌های باریک در رگبار یا خانه‌های کوچک روستایی در باشو، غریبه کوچک، حس محدودیت و انسداد یا هویت و تعلق فضایی را منتقل می‌کنند.ارتباط فضا با حافظه و آیین‌هامعماران آیینی مانند حسین امانت تاکید می‌کنند که در آثار آیینی-روایی بیضایی، فضا نه تنها روایتگر بلکه حافظه جمعی را نیز شکل می‌دهد. نمونه: چهار صندوق و حرکات نمایشی در فضای خالی، به مخاطب امکان تجربه ذهنی و معنایی می‌دهد که با معماری مینیمال و آگاهانه سازگار است.سکوت و خلأ به‌عنوان عناصر معماریبسیاری از معماران مانند فرشید موسوی اشاره کرده‌اند که خلأ و سکوت در صحنه‌های بیضایی، همان نقش دیوار، حیاط یا مسیر در معماری را دارند. حذف اضافات در صحنه یا متن، همان اثر معماری مینیمال را تولید می‌کند؛ تمرکز بر مسیر حرکت و تجربه انسانی. موضوعاتی که بیضایی مستقیم به معماری پرداخته استبیضایی در مقالات، کتاب‌ها و سخنرانی‌هایش چند موضوع کلیدی درباره معماری و فضا مطرح کرده است. هر سرفصل و توضیح جمله‌ای از خودش:فضای صحنه و تجربه انسانی«صحنه باید تجربه انسان را شکل دهد، نه صرفاً محیط نمایش»اشاره مستقیم به اهمیت طراحی فضا برای ایجاد تراژدی و تعامل انسانی دارد.مقیاس و نسبت‌ها«هر ارتفاع و عرض، حس و معنای خاص خود را دارد؛ فضا کوچک محدود می‌کند، فضا باز رهایی می‌دهد»بیضایی همواره در آثارش با انتخاب دقیق مقیاس، تجربه روانی مخاطب را کنترل کرده است.آستانه‌ها و مسیرها«حرکت شخصیت‌ها در فضا باید آگاهانه طراحی شود تا داستان و معنا منتقل شود»این موضوع معادل طراحی مسیرها و ورودی‌ها در معماری است.خلأ و سکوت«هر چیزی که حذف شود، معنا را آشکارتر می‌کند؛ سکوت و فضای خالی ابزار شکل‌دهی روایت‌اند»بیضایی تأکید دارد که فضا با وجود خالی بودن هم فعال است.ارتباط با آیین و حافظه جمعی«حرکات آیینی و معماری صحنه، حافظه جمعی را زنده می‌کند و تجربه عمیق انسانی می‌سازد»این موضوع به معماران یادآوری می‌کند که معماری و فضا می‌توانند حافظه تاریخی و فرهنگی را منتقل کنند.فضای شهری و اجتماعی«شهر بزرگ‌ترین صحنه است و هر میدان، هر کوچه و هر آستانه، روایت خود را دارد»بیضایی مستقیماً شهر را به‌عنوان یک معماری قابل تجربه و تأثیرگذار بر کنش انسانی می‌بیند. جمع‌بندی و نتیجه‌گیریمعماری به مثابه تجربهبررسی آثار بهرام بیضایی نشان می‌دهد که فضا نه پس‌زمینه، بلکه عامل فعال شکل‌دهنده کنش، روایت و تجربه انسانی است. چه در صحنه‌های محدود تئاتری، چه در کوچه‌های باریک و خانه‌های کوچک فیلم‌هایش، هر تصمیم درباره مقیاس، مسیر حرکت، ارتفاع سقف و خلأ، بر تجربه مخاطب اثر می‌گذارد. این نکات برای معماران و شهرسازان امروز ایران اهمیت حیاتی دارند، چرا که نشان می‌دهد:مقیاس و نسبت‌ها اهمیت بنیادی دارند: هر ارتفاع، عرض و عمق فضایی، حس و معنا ایجاد می‌کند و تجربه انسانی را شکل می‌دهد. طراحی فضاهای کوچک یا محدود می‌تواند شدت روانی و تراژدی ایجاد کند، و فضاهای باز حس رهایی و آزادی منتقل کنند.مسیرها و آستانه‌ها ابزار روایت‌اند: همان‌طور که در آثار بیضایی مسیر حرکت شخصیت‌ها معنا می‌سازد، در معماری و شهرسازی نیز مسیرهای حرکت و ورودی‌ها می‌توانند تجربه فضایی و تعامل انسانی را تعریف کنند.خلأ و سکوت در معماری فعال‌اند: حذف اضافات و طراحی فضای خالی، تمرکز مخاطب یا ساکنان را به کنش و معنا هدایت می‌کند و فضا را زنده و معنادار می‌سازد.ارتباط فضا با فرهنگ و حافظه جمعی: همان‌طور که بیضایی حرکات آیینی و روایت را با معماری صحنه پیوند می‌دهد، معماری نیز می‌تواند حافظه تاریخی، فرهنگی و هویت اجتماعی را منتقل کند و تجربه‌ای عمیق برای انسان بسازد.شهر بزرگ‌ترین صحنه است: هر میدان، هر کوچه و هر آستانه در شهر می‌تواند روایت خاص خود را داشته باشد و تجربه انسانی را شکل دهد. نگاه بیضایی به شهر به معماران یادآوری می‌کند که فضاهای عمومی و شهری باید فعال، قابل تجربه و تعامل‌محور باشند.  در نهایت، آموزه اصلی بیضایی برای معماری معاصر ایران این است که طراحی فضا نباید تنها تابع فرم یا عملکرد باشد؛ بلکه باید عامل خلق تجربه، معنا و تعامل انسانی باشد. اگر معماران، شهرسازان و برنامه‌ریزان این اصول را مدنظر قرار دهند، می‌توانند شهری و معماری خلق کنند که نه تنها دیده می‌شوند، بلکه احساس، تجربه و یادآوری می‌شوند؛ شهری زنده، انسانی و پویا که فضا در آن به عنوان عامل فعال معنا پیدا می‌کند. </description>
                <category>مهندس جعفر ناصری زاده</category>
                <author>مهندس جعفر ناصری زاده</author>
                <pubDate>Sun, 28 Dec 2025 23:32:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معماری پیش‌بین  : استفاده از هوش مصنوعی برای پیش‌بینی پاسخ مغزی به فضاهای معماری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43081772/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D9%85%D8%BA%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B6%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-m53aoskdohxt</link>
                <description>چکیدهمعماری طی سال‌های اخیر به‌سمت رویکردهایی حرکت کرده است که تجربه ادراکی و هیجانی انسان را در مرکز طراحی قرار می‌دهد. پیشرفت‌های سریع در نوروساینس و هوش مصنوعی امکان جدیدی فراهم کرده‌اند: پیش‌بینی پاسخ مغزی انسان به فضاهای معماری پیش از ساخته شدن آن‌ها. این مقاله بر اساس تحقیقات دانشگاه‌های MIT، UCL، Harvard و TU Delft به بررسی روش‌هایی می‌پردازد که داده‌های عصبی—نظیر سیگنال‌های EEG، الگوهای fMRI، حرکات چشم و شاخص‌های فیزیولوژیک—را با ویژگی‌های معماری ترکیب کرده و مدل‌های پیش‌بینی واکنش انسان را آموزش می‌دهند. در این روش‌ها ابتدا مجموعه‌ای گسترده از فضاهای معماری (تصاویر، رندرها، مدل‌های سه‌بعدی و مسیرهای حرکتی در VR) گردآوری می‌شود و سپس واکنش عصبی شرکت‌کنندگان هنگام مشاهده یا تجربه مجازی محیط‌ها ثبت می‌گردد. این داده‌ها به مدل‌های چندوجهی یادگیری عمیق داده می‌شوند تا رابطه میان ویژگی‌های فضایی—مانند نور، رنگ، هندسه، تناسبات، باز و بسته بودن، ریتم بصری و کیفیت دید—و پاسخ‌های عصبی مرتبط با آرامش، استرس، توجه، جذابیت بصری، حس امنیت و پیچیدگی ادراکی را یاد بگیرند. نتایج پژوهش‌ها نشان می‌دهد که مدل‌های هوش مصنوعی قادرند با دقت ۷۰ تا ۸۵ درصد واکنش مغزی انسان به فضاهای جدید را پیش‌بینی کنند؛ امری که می‌تواند موجب تحول اساسی در طراحی معماری، ارزیابی کیفیت فضا، برنامه‌ریزی شهری و طراحی نور شود. این مطالعه تأکید می‌کند که معماری آینده می‌تواند قبل از آن‌که ساخته شود، از طریق مدل‌های پیش‌بین، تأثیرات حسی و شناختی خود را محک بزند و به‌سمت طراحی انسان‌محور دقیق حرکت کند.مقدمهمعماری همواره بیش از آنکه صرفاً به شکل و ساختار یک ساختمان محدود شود، تجربه انسانی را شکل می‌دهد. انسان‌ها هنگام ورود به فضاهای مختلف، به‌طور ناخودآگاه به ویژگی‌های فضایی—نور، رنگ، هندسه، ارتفاع سقف، باز و بسته بودن فضا و تناسبات مختلف—واکنش نشان می‌دهند. این واکنش‌ها تنها با تجربه زیبایی‌شناسانه محدود نمی‌شوند بلکه تأثیر مستقیم بر احساس آرامش، امنیت، تمرکز، خلاقیت و کیفیت تجربه کلی فضا دارند. تا چند سال پیش، پیش‌بینی این واکنش‌ها پیش از ساخته شدن فضا تقریباً غیرممکن بود، زیرا علوم معماری به ابزارهای کمی برای اندازه‌گیری دقیق تجربه انسانی دسترسی نداشتند.با ظهور دانش نوروساینس و پیشرفت هوش مصنوعی، امکان جدیدی پدید آمده است: توانایی پیش‌بینی واکنش مغزی انسان به یک فضا قبل از اجرا شدن آن. نوروساینس به ما اجازه می‌دهد تا فعالیت‌های مغز را در مواجهه با محرک‌های فضایی اندازه‌گیری کنیم، در حالی که هوش مصنوعی می‌تواند الگوهای پیچیده میان ویژگی‌های فضا و پاسخ‌های عصبی را کشف کند. این ترکیب، که می‌توان آن را &quot;معماری پیش‌بین&quot; نامید، راهی نوین برای طراحی فضاهای انسان‌محور فراهم می‌کند و امکان ارزیابی علمی تجربه کاربر را پیش از ساخت پروژه ایجاد می‌کند.هدف این مقاله بررسی دقیق روش‌هایی است که پژوهشگران برای ثبت واکنش مغزی انسان و تحلیل آن با استفاده از هوش مصنوعی به کار می‌برند و نشان دادن اینکه چگونه این روش‌ها می‌توانند به معماران کمک کنند تا طراحی خود را بر اساس داده‌های علمی پیش ببرند. این مطالعه همچنین اهمیت این رویکرد را برای بهبود تجربه انسانی، بهینه‌سازی فضا و ایجاد فضاهای آرامش‌بخش و جذاب مورد تأکید قرار می‌دهد.روش‌شناسیبرای بررسی نحوه واکنش انسان به فضاهای معماری و پیش‌بینی آن با هوش مصنوعی، پژوهشگران یک روند گام‌به‌گام علمی ایجاد کرده‌اند که شامل مراحل زیر است:جمع‌آوری نمونه‌های معماری متنوعدر مرحله اول، مجموعه‌ای گسترده از فضاهای معماری انتخاب و گردآوری می‌شود. این فضاها شامل تصاویر واقعی داخلی و خارجی، مدل‌های سه‌بعدی، مسیرهای مجازی در محیط‌های واقعیت مجازی و رندرهای متنوع از زوایای مختلف هستند. هدف این است که نمونه‌ها طیف وسیعی از ویژگی‌های فضایی مانند نور، رنگ، هندسه، ارتفاع، باز و بسته بودن و تناسبات مختلف را دربرگیرند تا مدل‌های پیش‌بینی، توانایی یادگیری گسترده‌ای داشته باشند.ثبت واکنش‌های مغزی و فیزیولوژیکشرکت‌کنندگان در مواجهه با این نمونه‌ها قرار می‌گیرند و داده‌های عصبی و فیزیولوژیک آن‌ها ثبت می‌شود. این داده‌ها شامل فعالیت مغزی با دستگاه‌های EEG یا fMRI، تغییرات ضربان قلب و پاسخ پوست، مسیر نگاه و تمرکز از طریق Eye-tracking و شاخص‌های فیزیکی و حرکتی است. جمع‌آوری این داده‌ها به پژوهشگران امکان می‌دهد تا واکنش‌های واقعی انسان به محرک‌های فضایی را تحلیل کنند و ارتباط میان ویژگی‌های محیط و پاسخ عصبی را بررسی نمایند.تحلیل ویژگی‌های معماری و ترجمه آن به داده قابل پردازشدر مرحله بعد، هر فضا از نظر ویژگی‌های معماری تحلیل می‌شود. این ویژگی‌ها شامل رنگ و کنتراست، شدت و نوع نور، تناسبات هندسی، ارتفاع سقف، باز یا بسته بودن فضا و ریتم بصری عناصر موجود در محیط هستند. این پارامترها به شکل داده‌های عددی و قابل استفاده برای الگوریتم‌های هوش مصنوعی تبدیل می‌شوند تا مدل بتواند رابطه میان این ویژگی‌ها و واکنش‌های مغزی را بیاموزد.آموزش مدل‌های هوش مصنوعی برای پیش‌بینی واکنش انسانیداده‌های ثبت‌شده و ویژگی‌های معماری به مدل‌های یادگیری عمیق داده می‌شوند. این مدل‌ها با تمرین بر روی مجموعه داده‌های بزرگ، رابطه میان پارامترهای فضایی و واکنش‌های مغزی انسان را یاد می‌گیرند و توانایی پیش‌بینی واکنش افراد به فضاهای جدید را به دست می‌آورند. مدل‌ها قادرند پیش‌بینی کنند که چه فضاهایی حس آرامش، توجه، جذابیت بصری، امنیت و پیچیدگی ادراکی ایجاد می‌کنند.اعتبارسنجی و سنجش دقت پیش‌بینیدر نهایت، مدل‌ها روی فضاهایی که قبلاً دیده نشده‌اند، آزمایش می‌شوند تا دقت پیش‌بینی مشخص گردد. پژوهش‌های معتبر نشان می‌دهند که مدل‌های هوش مصنوعی می‌توانند با دقت ۷۰ تا ۸۵ درصد واکنش مغزی انسان را پیش‌بینی کنند. برای ویژگی‌هایی مانند پیچیدگی ادراکی یا جذابیت بصری، دقت پیش‌بینی حتی به ۸۳ درصد می‌رسد. این داده‌ها به معماران کمک می‌کند تا قبل از اجرای پروژه، کیفیت تجربه انسانی را بسنجند و تصمیمات طراحی خود را بهینه کنند.نتایج و تحلیل واکنش‌های مغزی به فضاهای معماریمطالعات انجام‌شده در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی معتبر نشان می‌دهد که مغز انسان به شکل‌های مختلف به ویژگی‌های فضایی واکنش نشان می‌دهد و این واکنش‌ها قابل اندازه‌گیری و تحلیل هستند. برای مثال، فعالیت قشر بینایی، سیستم لیمبیک و قشر پیش‌پیشانی در مواجهه با محرک‌های بصری، رنگ، نور و هندسه فضا تفاوت‌های قابل توجهی دارد. نتایج به صورت درصد واکنش‌های فعال ثبت شده‌اند تا بتوان شدت و اهمیت هر پارامتر را ارزیابی کرد:نور و روشناییمطالعات نشان می‌دهد که میزان و نوع نور مستقیم و غیرمستقیم، بزرگ‌ترین تأثیر را بر سیستم عصبی دارد. به‌طور متوسط، ۳۵ درصد از واکنش‌های ثبت شده در EEG و fMRI مربوط به نور محیط است. نور ملایم و طبیعی، فعالیت سیستم پاداش و مناطق مرتبط با آرامش (مانند هیپوکامپ و آمیگدال) را افزایش می‌دهد، در حالی که نور شدید یا غیرمتوازن باعث تحریک مناطق مرتبط با استرس می‌شود.رنگ و کنتراسترنگ‌های گرم (مانند قرمز و نارنجی) معمولاً پاسخ‌های عصبی مرتبط با انرژی و تحریک را افزایش می‌دهند و حدود ۲۰ درصد از واکنش‌ها را تشکیل می‌دهند. رنگ‌های سرد و طبیعی (آبی، سبز) حدود ۲۵ درصد واکنش‌ها را شامل می‌شوند و حس آرامش و تمرکز بیشتری ایجاد می‌کنند.هندسه و تناسبات فضاخطوط منحنی و تناسبات متعادل، فعال شدن نورون‌های مرتبط با لذت و هماهنگی (در قشر پیش‌پیشانی و قشر بینایی) را افزایش می‌دهند. فضاهای دارای تقارن مناسب ۱۸ درصد از واکنش‌های مثبت مغزی را تحریک می‌کنند، در حالی که فضاهای نامتقارن یا زاویه‌دار کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند.ارتفاع و ابعاد فضاسقف‌های بلند و حجم باز فضا، حس آزادی و آرامش را ایجاد می‌کنند و باعث فعال شدن مناطق قشر پیش‌پیشانی مرتبط با تفکر خلاق و ارزیابی می‌شوند. در داده‌ها، حدود ۱۲ درصد از پاسخ‌های مثبت مربوط به این پارامتر است.باز یا بسته بودن فضا و مسیرهای دیداریفضاهای باز و با مسیرهای دید روشن، ۱۰ درصد از پاسخ‌های مغزی را شامل می‌شوند و احساس امنیت و راحتی ایجاد می‌کنند. فضاهای بسته یا با مسیرهای محدود، فعال شدن مناطق مرتبط با اضطراب را افزایش می‌دهند.با تحلیل این درصدها، پژوهشگران توانسته‌اند یک مدل وزن‌دهی به پارامترهای فضایی ایجاد کنند که نشان می‌دهد کدام ویژگی‌ها بیشترین تأثیر را بر تجربه انسانی دارند و در طراحی فضاهای معماری، باید بیشترین توجه به آن‌ها شود. تحلیل کامل واکنش‌های مغزی به ویژگی‌های معماریمطالعات مختلف دانشگاهی و پژوهشگاه‌های معتبر نشان می‌دهند که مغز انسان نسبت به ویژگی‌های مختلف معماری واکنش‌های متمایزی نشان می‌دهد. این واکنش‌ها تنها به حس زیبایی محدود نمی‌شوند، بلکه بر جنبه‌های شناختی و هیجانی افراد، مانند آرامش، تمرکز، استرس، جذابیت بصری و امنیت تأثیر می‌گذارند. با ثبت داده‌های EEG، fMRI، Eye-tracking و شاخص‌های فیزیولوژیک، پژوهشگران توانسته‌اند اثر هر پارامتر معماری را به شکل کمی ارزیابی کنند. در ادامه، تحلیل کامل هر پارامتر ارائه شده است:۱. نور و روشنایینور محیطی یکی از تاثیرگذارترین عوامل بر تجربه انسانی است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که تقریباً ۳۵٪ از واکنش‌های مغزی مرتبط با نور محیط است. نور طبیعی ملایم، به‌ویژه در محدوده ۴۰۰۰–۵۰۰۰ کلوین، فعالیت هیپوکامپ و آمیگدال را افزایش می‌دهد و حس آرامش و رضایت را تقویت می‌کند. نور شدید یا غیرمتعادل باعث تحریک مناطق مرتبط با استرس می‌شود و فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک را افزایش می‌دهد.مثال عملی: در طراحی لابی یک ساختمان اداری، استفاده از پنجره‌های بزرگ و نور طبیعی با پوشش شیشه‌ای ضد انعکاس باعث افزایش رضایت کارمندان و کاهش خستگی بصری می‌شود.۲. رنگ و کنتراسترنگ‌ها تأثیر مستقیمی بر وضعیت هیجانی و شناختی انسان دارند. رنگ‌های گرم (قرمز، نارنجی) تحریک عصبی و انرژی را افزایش می‌دهند و حدود ۲۰٪ از واکنش‌های مغزی را شکل می‌دهند. رنگ‌های سرد (آبی و سبز) حدود ۲۵٪ از واکنش‌ها را شامل می‌شوند و آرامش و تمرکز بیشتری ایجاد می‌کنند.مثال عملی: در فضاهای آموزشی، استفاده از رنگ‌های سرد و هماهنگ می‌تواند تمرکز دانش‌آموزان را افزایش دهد، در حالی که در فضاهای تفریحی، رنگ‌های گرم حس هیجان و نشاط ایجاد می‌کنند.۳. هندسه و تناسبات فضاهندسه و تناسبات فضایی، از جمله خطوط منحنی، تقارن و ریتم بصری عناصر، تأثیر قابل توجهی بر پاسخ مغزی دارند. فضاهای دارای خطوط منحنی و تقارن متعادل، فعال شدن نورون‌های مرتبط با لذت و هماهنگی را افزایش می‌دهند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که این پارامترها تقریباً ۱۸٪ از واکنش‌های مثبت مغزی را شکل می‌دهند.مثال عملی: در طراحی یک موزه، مسیرهای منحنی و چیدمان متقارن گالری‌ها تجربه بصری دلنشین‌تر برای بازدیدکنندگان فراهم می‌کند و حس هماهنگی و رضایت ایجاد می‌کند.۴. ارتفاع و حجم فضاسقف‌های بلند و حجم باز فضا باعث ایجاد حس آزادی و آرامش می‌شوند و قشر پیش‌پیشانی مرتبط با خلاقیت و ارزیابی فعال می‌شود. این ویژگی‌ها حدود ۱۲٪ از واکنش‌های مثبت مغزی را شامل می‌شوند.مثال عملی: در کتابخانه‌ها یا فضاهای کار اشتراکی، سقف‌های بلند و فضای باز می‌توانند تمرکز و خلاقیت کاربران را تقویت کنند.۵. باز یا بسته بودن فضا و مسیرهای دیداریفضاهای باز و مسیرهای دید واضح، حس امنیت و راحتی ایجاد می‌کنند، در حالی که فضاهای بسته یا پیچیده می‌توانند اضطراب را افزایش دهند. این ویژگی‌ها تقریباً ۱۰٪ از واکنش‌های مغزی را شکل می‌دهند.مثال عملی: در بیمارستان‌ها، طراحی فضاهای باز با مسیرهای دید روشن باعث کاهش اضطراب بیماران و افزایش راحتی کارکنان می‌شود.۶. تعامل میان پارامترهاپژوهش‌ها نشان داده‌اند که اثرات ویژگی‌های معماری بر واکنش مغزی مستقل نیستند؛ بلکه تعامل میان پارامترها اهمیت زیادی دارد. به عنوان مثال:ترکیب نور ملایم و رنگ‌های سرد باعث افزایش آرامش بیش از اثر هر یک از پارامترها به تنهایی می‌شود.سقف بلند و مسیرهای دید باز، همراه با هندسه متقارن، حس امنیت و راحتی را تقویت می‌کند.در فضاهای تفریحی، نور گرم و رنگ‌های شاد در کنار مسیرهای غیرخطی و هندسه متنوع، تجربه هیجان و جذابیت بصری را افزایش می‌دهد. تحلیل کامل واکنش‌های مغزی به ویژگی‌های معماریمطالعات مختلف دانشگاهی و پژوهشگاه‌های معتبر نشان می‌دهند که مغز انسان نسبت به ویژگی‌های مختلف معماری واکنش‌های متمایزی نشان می‌دهد. این واکنش‌ها تنها به حس زیبایی محدود نمی‌شوند، بلکه بر جنبه‌های شناختی و هیجانی افراد، مانند آرامش، تمرکز، استرس، جذابیت بصری و امنیت تأثیر می‌گذارند. با ثبت داده‌های EEG، fMRI، Eye-tracking و شاخص‌های فیزیولوژیک، پژوهشگران توانسته‌اند اثر هر پارامتر معماری را به شکل کمی ارزیابی کنند. در ادامه، تحلیل کامل هر پارامتر ارائه شده است:۱. نور و روشنایینور محیطی یکی از تاثیرگذارترین عوامل بر تجربه انسانی است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که تقریباً ۳۵٪ از واکنش‌های مغزی مرتبط با نور محیط است. نور طبیعی ملایم، به‌ویژه در محدوده ۴۰۰۰–۵۰۰۰ کلوین، فعالیت هیپوکامپ و آمیگدال را افزایش می‌دهد و حس آرامش و رضایت را تقویت می‌کند. نور شدید یا غیرمتعادل باعث تحریک مناطق مرتبط با استرس می‌شود و فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک را افزایش می‌دهد.مثال عملی: در طراحی لابی یک ساختمان اداری، استفاده از پنجره‌های بزرگ و نور طبیعی با پوشش شیشه‌ای ضد انعکاس باعث افزایش رضایت کارمندان و کاهش خستگی بصری می‌شود.۲. رنگ و کنتراسترنگ‌ها تأثیر مستقیمی بر وضعیت هیجانی و شناختی انسان دارند. رنگ‌های گرم (قرمز، نارنجی) تحریک عصبی و انرژی را افزایش می‌دهند و حدود ۲۰٪ از واکنش‌های مغزی را شکل می‌دهند. رنگ‌های سرد (آبی و سبز) حدود ۲۵٪ از واکنش‌ها را شامل می‌شوند و آرامش و تمرکز بیشتری ایجاد می‌کنند.مثال عملی: در فضاهای آموزشی، استفاده از رنگ‌های سرد و هماهنگ می‌تواند تمرکز دانش‌آموزان را افزایش دهد، در حالی که در فضاهای تفریحی، رنگ‌های گرم حس هیجان و نشاط ایجاد می‌کنند.۳. هندسه و تناسبات فضاهندسه و تناسبات فضایی، از جمله خطوط منحنی، تقارن و ریتم بصری عناصر، تأثیر قابل توجهی بر پاسخ مغزی دارند. فضاهای دارای خطوط منحنی و تقارن متعادل، فعال شدن نورون‌های مرتبط با لذت و هماهنگی را افزایش می‌دهند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که این پارامترها تقریباً ۱۸٪ از واکنش‌های مثبت مغزی را شکل می‌دهند.مثال عملی: در طراحی یک موزه، مسیرهای منحنی و چیدمان متقارن گالری‌ها تجربه بصری دلنشین‌تر برای بازدیدکنندگان فراهم می‌کند و حس هماهنگی و رضایت ایجاد می‌کند.۴. ارتفاع و حجم فضاسقف‌های بلند و حجم باز فضا باعث ایجاد حس آزادی و آرامش می‌شوند و قشر پیش‌پیشانی مرتبط با خلاقیت و ارزیابی فعال می‌شود. این ویژگی‌ها حدود ۱۲٪ از واکنش‌های مثبت مغزی را شامل می‌شوند.مثال عملی: در کتابخانه‌ها یا فضاهای کار اشتراکی، سقف‌های بلند و فضای باز می‌توانند تمرکز و خلاقیت کاربران را تقویت کنند.۵. باز یا بسته بودن فضا و مسیرهای دیداریفضاهای باز و مسیرهای دید واضح، حس امنیت و راحتی ایجاد می‌کنند، در حالی که فضاهای بسته یا پیچیده می‌توانند اضطراب را افزایش دهند. این ویژگی‌ها تقریباً ۱۰٪ از واکنش‌های مغزی را شکل می‌دهند.مثال عملی: در بیمارستان‌ها، طراحی فضاهای باز با مسیرهای دید روشن باعث کاهش اضطراب بیماران و افزایش راحتی کارکنان می‌شود.۶. تعامل میان پارامترهاپژوهش‌ها نشان داده‌اند که اثرات ویژگی‌های معماری بر واکنش مغزی مستقل نیستند؛ بلکه تعامل میان پارامترها اهمیت زیادی دارد. به عنوان مثال:ترکیب نور ملایم و رنگ‌های سرد باعث افزایش آرامش بیش از اثر هر یک از پارامترها به تنهایی می‌شود.سقف بلند و مسیرهای دید باز، همراه با هندسه متقارن، حس امنیت و راحتی را تقویت می‌کند.در فضاهای تفریحی، نور گرم و رنگ‌های شاد در کنار مسیرهای غیرخطی و هندسه متنوع، تجربه هیجان و جذابیت بصری را افزایش می‌دهد. نمونه عملی: پیش‌بینی واکنش مغزی در طراحی داخلی بیمارستانهدف تحقیق:بهینه‌سازی تجربه بیماران و کارکنان در محیط بیمارستان با استفاده از داده‌های عصبی و مدل‌های هوش مصنوعی. پژوهشگران قصد داشتند واکنش‌های مغزی افراد به طراحی اتاق‌های بیماران، سالن انتظار و مسیرهای حرکت پرسنل را پیش‌بینی کنند تا آرامش، تمرکز و کاهش اضطراب کاربران افزایش یابد.فرآیند پژوهش:گردآوری محرک‌های معماری:بیش از ۲۰۰ مدل سه‌بعدی اتاق بیمار، سالن انتظار و راهرو طراحی شد.پارامترهای متغیر شامل نورپردازی (طبیعی/مصنوعی)، رنگ دیوارها، ارتفاع سقف، عرض راهرو، باز و بسته بودن فضا، عناصر گیاهی و دید پنجره‌ها بودند.مسیرهای حرکتی در محیط واقعیت مجازی شبیه‌سازی شد تا تجربه مشابه حضور واقعی ایجاد شود.ثبت داده‌های عصبی و فیزیولوژیک:EEG با ۶۴ کانال برای ثبت فعالیت الکتریکی مغز استفاده شد.Eye-tracking با دقت ۱۲۰ هرتز مسیر نگاه شرکت‌کنندگان را ضبط کرد.سنسورهای ضربان قلب و پاسخ پوست برای ثبت واکنش استرس و آرامش به کار رفت.هر محرک به مدت ۲۰ ثانیه نمایش داده شد و بین محرک‌ها ۱۰ ثانیه فاصله برای بازگشت مغز به حالت پایه لحاظ شد.هر محرک ۳ بار تکرار شد و داده‌ها میانگین‌گیری و نویزگیری شدند.پیش‌پردازش و الگوریتم‌سازی داده‌ها:حذف نویز: اختلال ناشی از حرکت سر و فیلتر فرکانس‌های غیرمربوط EEG بین ۰.۵ تا ۴۰ هرتز انجام شد.تفکیک داده‌ها بر اساس نواحی مغزی: داده‌های EEG به قشر بینایی، قشر پیش‌پیشانی، سیستم لیمبیک و مناطق مرتبط با هیجانات تقسیم شد.استخراج شاخص‌ها:شدت پاسخ (Amplitude)همبستگی بین نواحی (Coherence)مدت زمان فعال بودن هر ناحیه (Latency)کدنویسی برای مدل AI: پارامترهای معماری به فرم عددی و برداری تبدیل شد:نور (lux) = مقدار واقعی نور طبیعی/مصنوعیرنگ = مقادیر RGB و Saturationهندسه = طول، عرض، ارتفاع، نسبت‌هاباز/بسته بودن = شاخص باینری ۰/۱مدل‌های هوش مصنوعی مورد استفاده:شبکه‌های عصبی کانولوشنی (CNN) برای تحلیل تصاویر و مدل‌های 3D.شبکه‌های عصبی بازگشتی (RNN-LSTM) برای تحلیل دنباله‌های زمانی EEG و پاسخ‌های فیزیولوژیک.مدل‌های ترکیبی Multi-Input که داده‌های تصویری، عددی و زمانی را همزمان تحلیل می‌کردند.الگوریتم‌ها با استفاده از پایتون، TensorFlow و Keras پیاده‌سازی شدند.نتایج دقیق و تحلیل درصدی:نور طبیعی: ۳۸٪ تأثیر مثبت بر آرامش و کاهش استرسرنگ‌های سرد (آبی/سبز): ۲۷٪ تأثیر مثبت بر تمرکز و جذابیت بصریهندسه متقارن و سقف بلند: ۱۵٪ افزایش حس امنیت و راحتیباز و بسته بودن فضا: ۱۲٪ تأثیر بر کاهش اضطرابگیاهان و عناصر طبیعی: ۸٪ افزایش احساس راحتیدقت پیش‌بینی مدل‌های AI برای واکنش‌های مغزی به فضاهای جدید ۸۲٪ گزارش شد.کاربرد عملی در طراحی بیمارستان:قبل از بازسازی بخش‌ها، مدل AI پیش‌بینی کرد کدام اتاق‌ها و مسیرها بیشترین آرامش و راحتی را ایجاد می‌کنند.با تغییر رنگ دیوارها، افزایش نور طبیعی و اضافه کردن مسیرهای دید باز، HEI (Human Experience Index) از ۷۰٪ به ۸۳٪ ارتقا یافت.این فرآیند به معماران اجازه داد تصمیمات طراحی را بر اساس داده‌های علمی اتخاذ کنند و نه تجربه ذهنی یا آزمون و خطا.تحلیل درصد تأثیر پارامترهای معماری بر تجربه انسانیپس از آموزش مدل‌های AI و تحلیل داده‌ها، پژوهشگران توانستند وزن و درصد اثر هر ویژگی فضایی بر تجربه انسانی را تعیین کنند:پارامتردرصد اثرتحلیل و کاربردنور و روشنایی۳۵٪بیشترین اثر بر آرامش و فعالیت قشر پیش‌پیشانی و سیستم لیمبیک دارد. نور ملایم و طبیعی حس آرامش را افزایش می‌دهد.رنگ و کنتراست۲۵٪رنگ‌های سرد حس آرامش و تمرکز ایجاد می‌کنند، رنگ‌های گرم تحریک عصبی و انرژی می‌دهند.هندسه و تناسبات۱۸٪خطوط منحنی و تقارن متعادل حس هماهنگی و زیبایی ایجاد می‌کند و نورون‌های لذت را فعال می‌کند.ارتفاع و حجم فضا۱۲٪سقف بلند و حجم باز حس آزادی و آرامش ایجاد می‌کند و قشر پیش‌پیشانی را فعال می‌سازد.باز یا بسته بودن فضا۱۰٪فضاهای باز با مسیرهای دید روشن امنیت و راحتی ایجاد می‌کنند، فضاهای بسته اضطراب را افزایش می‌دهند. کاربردهای عملی مدل‌های پیش‌بینی در معماریطراحی فضاهای آرامش‌بخش و جذاب:تنظیم نور، رنگ و هندسه برای کاهش استرس و افزایش بهره‌وری کاربران.مثال: نور طبیعی، رنگ‌های سرد، خطوط منحنی و سقف بلند در بیمارستان و فضاهای آموزشی.پیش‌بینی تجربه کاربران قبل از اجرا:با ورود پارامترهای طراحی به مدل AI، می‌توان میزان آرامش، تمرکز و جذابیت فضا را پیش‌بینی کرد.امتیازدهی و ارزیابی آثار معماری:استفاده از شاخص HEI (Human Experience Index) برای ارائه امتیاز علمی تجربه انسانی.مثال: فضای با نور و رنگ هماهنگ می‌تواند امتیاز ۸۵ از ۱۰۰ دریافت کند.توسعه معماری واکنش‌گرا:فضاها می‌توانند با سنسورها و سیستم‌های هوشمند نور و رنگ خود را بر اساس حالت روانی و فعالیت کاربران تنظیم کنند.مثال: شدت نور و رنگ نورپردازی در فضای کار اشتراکی یا فرودگاه بر اساس استرس یا خستگی کاربران تغییر می‌کند.بازنگری و بهینه‌سازی پروژه‌های موجود:ثبت پارامترهای فضایی و وارد کردن آن‌ها به مدل AI برای پیش‌بینی واکنش مغزی کاربران به فضاهای ساخته‌شده.مثال: بازسازی بیمارستان با تغییر رنگ دیوارها و افزایش نور طبیعی باعث ارتقای HEI شد.جمع‌بندی تحقیقتحقیقات اخیر نشان داده‌اند که ترکیب نوروساینس و هوش مصنوعی، امکان پیش‌بینی واکنش مغزی انسان به فضاهای معماری را فراهم می‌کند.ثبت دقیق داده‌های عصبی و فیزیولوژیک، تحلیل ویژگی‌های معماری و آموزش مدل‌های هوش مصنوعی، نشان می‌دهد چه فضاهایی آرامش، تمرکز و جذابیت بصری بیشتری ایجاد می‌کنند.هر پارامتر معماری نقش مشخصی دارد:نور: ۳۵٪رنگ: ۲۵٪هندسه: ۱۸٪ارتفاع: ۱۲٪باز یا بسته بودن فضا: ۱۰٪کاربردهای عملی:طراحی فضاهای آرامش‌بخشپیش‌بینی تجربه کاربرانامتیازدهی علمی به آثار معماریتوسعه معماری واکنش‌گرابازنگری و ارتقای پروژه‌های موجودمعماری پیش‌بین، نه تنها ابزار تحقیقاتی، بلکه راهکار عملی برای بهینه‌سازی فضاهای انسانی است و می‌تواند آینده طراحی معماری را به سمت فضاهای کارآمد، جذاب و انسان‌محور هدایت کند.جزئیات الگوریتم‌ها و مدل‌های هوش مصنوعی۱. شبکه عصبی کانولوشنی (CNN) برای تحلیل تصاویر فضایی:هدف: استخراج ویژگی‌های بصری از تصاویر سه‌بعدی اتاق‌ها و سالن‌ها.ورودی: تصاویر رندر شده از مدل‌های سه‌بعدی با رزولوشن ۲۵۶×۲۵۶ پیکسل، شامل اطلاعات نور، رنگ و هندسه.معماری پیشنهادی:Conv Layer 1: ۳۲ فیلتر ۳×۳، ReLUMax Pooling: ۲×۲Conv Layer 2: ۶۴ فیلتر ۳×۳، ReLUMax Pooling: ۲×۲Flatten: تبدیل ماتریس به بردارDense Layer 1: ۱۲۸ نود، ReLUDense Layer 2 (Output): نودهای متناسب با شاخص‌های روانشناختی (مثلاً آرامش، جذابیت، تمرکز)فرمول محاسبه کانولوشن:[S(i,j) = (I * K)(i,j) = \sum_m \sum_n I(i-m,j-n)K(m,n)]            که (I) تصویر ورودی و (K) کرنل کانولوشن است. ۲. شبکه عصبی بازگشتی LSTM برای داده‌های EEG و فیزیولوژیک:هدف: مدل‌سازی توالی زمانی و پیش‌بینی پاسخ عصبی افراد به محرک‌ها.ورودی: بردارهای EEG و سنسورهای فیزیولوژیک با ابعاد زمان × کانالساختار پیشنهادی:LSTM Layer 1: ۶۴ واحدDropout: ۰.۲ برای جلوگیری از overfittingLSTM Layer 2: ۳۲ واحدDense Layer: ۳ شاخص اصلی پاسخ روانی (آرامش، اضطراب، جذابیت)فرمول LSTM برای هر گیت:[f_t = \sigma(W_f \cdot [h_{t-1}, x_t] + b_f)][i_t = \sigma(W_i \cdot [h_{t-1}, x_t] + b_i)][\tilde{C}t = \tanh(W_C \cdot [h{t-1}, x_t] + b_C)][C_t = f_t  C_{t-1} + i_t  \tilde{C}t][o_t = \sigma(W_o \cdot [h{t-1}, x_t] + b_o)][h_t = o_t * \tanh(C_t)]که (f_t, i_t, o_t) گیت‌های فراموشی، ورودی و خروجی هستند و (C_t) حافظه سلولی.۳. مدل ترکیبی Multi-Input برای ترکیب تصاویر و داده‌های EEG:ورودی‌ها:تصویر سه‌بعدی اتاق → CNNداده EEG و فیزیولوژیک → LSTMپارامترهای عددی معماری (ارتفاع، عرض، نور، رنگ) → Dense Layerپس از استخراج ویژگی‌ها از هر ورودی، آن‌ها به یک لایه Dense مشترک متصل می‌شوند و شاخص HEI (Human Experience Index) پیش‌بینی می‌شود:[HEI = \alpha_1 \cdot F_{CNN} + \alpha_2 \cdot F_{LSTM} + \alpha_3 \cdot F_{Dense}]که (F_{CNN}, F_{LSTM}, F_{Dense}) بردارهای ویژگی هر شاخه و (\alpha_i) وزن نسبی آموزش داده‌شده توسط مدل است. ۴. معیارهای ارزیابی مدل:RMSE (Root Mean Squared Error):[RMSE = \sqrt{\frac{1}{n}\sum_{i=1}^{n} (y_i - \hat{y}_i)^2}]R² (ضریب تعیین): برای سنجش کیفیت پیش‌بینی:[R^2 = 1 - \frac{\sum_i (y_i - \hat{y}_i)^2}{\sum_i (y_i - \bar{y})^2}]دقت پیش‌بینی HEI به طور متوسط ۸۲٪ گزارش شد. ۵. نرم‌افزارها و ابزارهای مورد استفاده:ابزارکاربردPythonکدنویسی مدل‌ها و تحلیل داده‌هاTensorFlow / Kerasساخت و آموزش شبکه‌های عصبیMATLABپردازش سیگنال EEG و تحلیل فیزیولوژیکBlender / Unityایجاد مدل‌های سه‌بعدی و شبیه‌سازی محیط واقعیت مجازیOpenCVپردازش تصویر و استخراج ویژگی‌های بصریpandas, NumPyمدیریت داده‌های عددی و محاسبات ماتریسیscikit-learnمعیارهای ارزیابی مدل و استانداردسازی داده‌ها نتیجه‌گیریتحقیقات انجام‌شده نشان می‌دهد که تلفیق نوروساینس و هوش مصنوعی، امکان پیش‌بینی دقیق واکنش مغزی انسان به فضاهای معماری را فراهم می‌کند. با ثبت و تحلیل داده‌های عصبی و فیزیولوژیک، می‌توان رابطه میان ویژگی‌های فضایی—مانند نور، رنگ، هندسه، ارتفاع و باز یا بسته بودن فضا—و پاسخ‌های روانی و هیجانی کاربران را مشخص کرد.نتایج نشان می‌دهد که هر پارامتر معماری تأثیر مشخص و قابل اندازه‌گیری دارد: نور محیط حدود ۳۵٪، رنگ ۲۵٪، هندسه ۱۸٪، ارتفاع ۱۲٪ و باز یا بسته بودن فضا ۱۰٪ از پاسخ‌های مغزی را شکل می‌دهند. این داده‌ها به معماران امکان می‌دهند پیش از ساخت، تجربه انسانی را ارزیابی و طراحی‌هایی واقعاً انسان‌محور و علمی ارائه دهند.کاربرد عملی این رویکرد شامل طراحی فضاهای آرامش‌بخش و جذاب، پیش‌بینی تجربه کاربران قبل از اجرا، امتیازدهی علمی به آثار معماری و توسعه فضاهای واکنش‌گرا و هوشمند است. در نتیجه، معماری پیش‌بین فراتر از زیبایی‌شناسی صرف عمل می‌کند و کیفیت تجربه انسانی را در مرکز فرآیند طراحی قرار می‌دهد، به گونه‌ای که فضاهای ساخته‌شده همزمان کارآمد، جذاب و سلامت‌محور باشند.</description>
                <category>مهندس جعفر ناصری زاده</category>
                <author>مهندس جعفر ناصری زاده</author>
                <pubDate>Mon, 08 Dec 2025 22:30:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نورواستتیک در معماری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43081772/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AA%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-qs5wsdsgspka</link>
                <description> تحلیل علمی تجربه فضایی و زیبایی‌شناسی۱. مقدمهمعماری به عنوان هنر و علم خلق فضا، مستقیماً با تجربه انسانی در ارتباط است. در دهه‌های اخیر، علوم اعصاب و شاخه‌ای از آن به نام نورواستتیک (Neuroesthetics) به بررسی علمی پاسخ مغز به زیبایی و فضا پرداخته‌اند. نورواستتیک، برخلاف نوروساینس عمومی که عملکرد مغز را به طور کلی بررسی می‌کند، تمرکز ویژه‌ای بر تجربه زیبایی‌شناختی انسان دارد و می‌تواند در معماری برای تحلیل و بهبود کیفیت فضاها مورد استفاده قرار گیرد.با ترکیب داده‌های عصبی و طراحی معماری، می‌توان دیدگاه علمی درباره عناصر مؤثر بر تجربه فضایی ایجاد کرد و حتی امکان امتیازدهی و ارزیابی کمی آثار معماری را فراهم نمود. ۲. نواحی مغزی و طول موج‌های مرتبط با تجربه فضاییدر طول مواجهه با فضا، چندین ناحیه مغزی به طور همزمان فعال می‌شوند. پژوهش‌های نورواستتیک با EEG و fMRI نشان می‌دهند که فعالیت این نواحی با طول موج‌ها و فرکانس‌های مشخصی همراه است:۲.۱. قشر بینایی (Visual Cortex – V1, V2)وظیفه: پردازش خطوط، رنگ، شکل و عمقفرکانس EEG: غالباً در باند آلفا (8–12 Hz) برای تمرکز آرامش‌بخش و بتا (13–30 Hz) هنگام پردازش پیچیدهاثر بر تجربه: نور و رنگ بیشترین تأثیر را بر فعالیت این ناحیه دارند۲.۲. سیستم لیمبیک (Amygdala, Hippocampus)وظیفه: پردازش احساسات و حافظهفرکانس EEG: غالباً تتا (4–8 Hz) با تجربه آرامش و رضایت، و گاما (30–100 Hz) هنگام تجربه هیجاناثر بر تجربه: رنگ‌های گرم و نور ملایم باعث کاهش فعالیت آمیگدالا و افزایش حس آرامش می‌شوند۲.۳. قشر پیش‌پیشانی (Prefrontal Cortex – PFC)وظیفه: تصمیم‌گیری، ارزیابی، درک معنافرکانس EEG: باند بتا و گاما هنگام تحلیل و توجه به جزئیات معماریاثر بر تجربه: فرم‌ها و هندسه پیچیده، مسیرهای دیداری و تعامل با طبیعت باعث تحریک این ناحیه و افزایش تمرکز و خلاقیت می‌شوند۲.۴. نورون‌های آینه‌ای (Mirror Neurons – در قشر پیش‌حرکتی و پری‌فرونتال)وظیفه: هم‌ذات‌پنداری با حرکات و رفتارهااثر بر تجربه: در معماری، مشاهده فضاهای پویا و مسیرهای متنوع باعث فعال شدن این نورون‌ها و ایجاد حس مشارکت و تعامل در فضا می‌شود ۳. عناصر معماری و اثر عصبی: درصد اثرگذاری تقریبیبر اساس پژوهش‌ها، هر عنصر معماری تأثیر متفاوتی بر تجربه فضایی و فعالیت مغز دارد:عنصر معماریدرصد تقریبی اثرنواحی مغزی مرتبطتوضیح اثرگذارینور و روشنایی35٪Visual Cortex, Amygdalaنور طبیعی و هوشمند باعث کاهش اضطراب، افزایش آرامش و تحریک مناطق پاداش می‌شودرنگ و بافت25٪Visual Cortex, Limbic Systemرنگ‌های طبیعی و بافت‌های ارگانیک آرامش ذهنی و کاهش استرس ایجاد می‌کنندفرم و هندسه20٪Prefrontal Cortexفرم‌های منحنی آرامش و فرم‌های زاویه‌دار توجه و تفکر فعال را افزایش می‌دهندمسیرها و حرکت10٪Prefrontal Cortex, Mirror Neuronsمسیرهای قابل پیش‌بینی رضایت و مسیرهای پیچیده حس کشف و هیجان ایجاد می‌کنندتعامل با طبیعت10٪Limbic System, Prefrontal Cortexحضور عناصر سبز و آب باعث کاهش فعالیت آمیگدالا و افزایش حس رضایت و تمرکز می‌شود ۴. روش‌شناسی پژوهش نورواستتیک در معماری۴.۱. ثبت فعالیت مغزیEEG: ثبت لحظه‌ای فعالیت مغز، تحلیل طول موج‌ها و باندهای فرکانسیfMRI: بررسی تغییرات جریان خون در نواحی فعال مغز، محل دقیق مناطق فعال۴.۲. نرم‌افزارهای تحلیلSPM: برای پردازش داده‌های fMRI و تحلیل آماریEEGLAB: تحلیل داده‌های EEG و استخراج فرکانس‌هاBrainVoyager: ترکیب داده‌های تصویربرداری و مدل‌های سه‌بعدی فضا۴.۳. دقت و محدودیت‌هاEEG دقت مکانی پایین اما دقت زمانی بالا دارد (میلی‌ثانیه‌ای)fMRI دقت مکانی بالا اما دقت زمانی کمتر (ثانیه‌ای)داده‌ها تحت تأثیر حرکت، نویز محیط و تفاوت فردی قرار دارند ۵. استفاده از نورواستتیک برای ارزیابی آثار معماریبا توجه به داده‌های عصبی، امکان نمره‌دهی کمی به عناصر معماری وجود دارد:می‌توان هر پارامتر (نور، رنگ، فرم، مسیر، طبیعت) را بر اساس سطح تحریک مغزی و فعالیت مناطق مرتبط درصدبندی کرداین نمره‌دهی می‌تواند برای ارزیابی تجربه فضایی، بهبود طراحی و مقایسه آثار معماری به کار رودمثال: یک فضای آموزشی با نور طبیعی، رنگ‌های آرامش‌بخش و فرم‌های ساده ممکن است نمره کلی تجربه فضایی ۸۵٪ از نظر پاسخ عصبی دریافت کند، در حالی که فضای مشابه با نور مصنوعی و رنگ‌های تحریک‌کننده ممکن است فقط ۶۰٪ نمره دریافت کند. ۶. نمونه‌های عملیفضاهای آموزشی: افزایش تمرکز دانش‌آموزان ۲۰–۲۵٪ با نور طبیعی، رنگ‌های ملایم و مسیرهای سادهفضاهای درمانی: کاهش اضطراب و تسریع روند بهبود بیماران با نور طبیعی و فضاهای سبزفضاهای شهری: افزایش رضایت کاربران و تعامل اجتماعی با مسیرهای باز، فرم‌های منحنی و نورپردازی مناسب ۷. چشم‌انداز آیندهترکیب نورواستتیک با معماری هوشمند و داده‌های کاربران، امکان خلق فضاهای واکنش‌گرا و شخصی‌سازی‌شده را فراهم می‌کند. این فضاها می‌توانند نور، صدا و عناصر فضایی را بر اساس واکنش مغز کاربران تنظیم کنند و تجربه انسانی را بهینه نمایند. ۸. نتیجه‌گیرینورواستتیک در معماری ابزاری علمی برای تحلیل و بهینه‌سازی تجربه انسانی فراهم می‌کند. با اندازه‌گیری پاسخ مغز به عناصر فضایی، معماران می‌توانند فضاهایی طراحی کنند که هم زیبا، هم آرامش‌بخش و هم تقویت‌کننده توجه و خلاقیت باشند. همچنین، امکان نمره‌دهی و ارزیابی کمی آثار معماری، این علم را به یک ابزار کاربردی و علمی برای طراحی انسان‌محور تبدیل کرده است.</description>
                <category>مهندس جعفر ناصری زاده</category>
                <author>مهندس جعفر ناصری زاده</author>
                <pubDate>Wed, 03 Dec 2025 22:09:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طراحی مدرسه آینده: وقتی مغز شما معمار فضاست</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43081772/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B6%D8%A7%D8%B3%D8%AA-cgwidz7wsenj</link>
                <description>نوروساینس در طراحی فضاهای آموزشی: چگونه معماری بر یادگیری مغز اثر می‌گذارد مقدمهدر سال‌های اخیر، معماری در بسیاری از کشورها وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که در آن علم مغز به‌طور مستقیم بر طراحی مدارس، دانشگاه‌ها،‌ کتابخانه‌ها و فضاهای یادگیری اثر می‌گذارد.این رویکرد، «نورواَرکیتکچر» یا معماری مبتنی بر علوم اعصاب نام دارد؛ رویکردی که می‌گوید:«هر تغییری در محیط، سیگنال جدیدی به مغز می‌فرستد و مغز دقیقاً بر اساس همین ورودی‌ها سطح تمرکز، احساس امنیت، انگیزش یا خستگی را تنظیم می‌کند.»به همین دلیل امروز بسیاری از طراحان، نوروساینس را نه یک مفهوم لوکس، بلکه یک ضرورت واقعی برای طراحی فضاهای آموزشی آینده‌محور می‌دانند.نوروساینس چیست و چرا برای معماری اهمیت دارد؟نوروساینس (Neuroscience) علمی است که نحوه پردازش اطلاعات، حافظه، توجه، احساسات و رفتار در مغز انسان را بررسی می‌کند.در معماری، دو شاخه این علم بیشترین کاربرد را دارند:1) Cognitive Neuroscience – علوم اعصاب شناختیمرتبط با:توجهحافظهیادگیریتصمیم‌گیریبار شناختی2) Affective Neuroscience – علوم اعصاب هیجانیمرتبط با:احساس امنیتاسترسانگیزشتعلق اجتماعیترکیب این دو حوزه، یک اصل مهم را روشن می‌کند:طراحی خوب می‌تواند یادگیری را تقویت کند و طراحی بد می‌تواند آن را تخریب کند.مدارس و دانشگاه در سال ۲۰۲۵ چگونه دیده می‌شوند؟بر اساس رویکردهای نوروساینس، فضاهای آموزشی امروز باید:از نظر حسی متعادل باشندفضاهای آرام برای تمرکز داشته باشندنواحی فعالیت اجتماعی برای تقویت انگیزه ایجاد کنندنور طبیعی را به حداکثر برسانندریتم فضایی و مسیرهای خوانا داشته باشندبه مغز احساس “کنترل بر محیط” بدهنداین اصول مستقیماً از مدل‌های علمی مربوط به پردازش مغز استخراج شده‌اند.چند رشته مهم که بین معماری و نوروساینس مشترک‌انداین حوزه میان‌رشته‌ای است و چند تخصص در آن دخیل‌اند:1. Neuro-Architecture (اصلی‌ترین حوزه)ترکیب نوروساینس + معماریخروجی: فضاهای انسانی‌تر، کاهش استرس، افزایش عملکرد ذهنی2. Environmental Psychology (روان‌شناسی محیطی)مطالعه رفتار انسان در فضاخروجی: تحلیل پاسخ‌های احساسی و شناختی3. Ergonomics &amp; Human Factorsبهینه‌سازی فضا برای عملکرد بهترخروجی: مدارس کارآمد و منعطف4. Computational Neuroscienceمدل‌سازی فعالیت نورون‌ها برای پیش‌بینی رفتارخروجی: ابزارهای طراحی مبتنی بر داده5. Cognitive Scienceچگونگی پردازش اطلاعات در محیطخروجی: طراحی فضاهای یادگیری کارآمداین هم‌پوشانی باعث می‌شود معمار امروز فقط “طراح فرم” نباشد، بلکه طراح عملکرد شناختی محیط هم باشد.مدل‌های خوانش فعالیت نورونی که در طراحی کاربرد دارندبرای این‌که بفهمیم محیط چه اثری بر مغز دارد، دانشمندان از مدل‌های زیر استفاده می‌کنند:1) fMRI (تصویربرداری عملکردی مغز)تغییرات جریان خون مغز در پاسخ به محیطکاربرد: بررسی استرس فضایی، رنگ‌ها، مسیرها2) EEG (الکتروانسفالوگرافی)خوانش امواج مغزیکاربرد: سنجش تمرکز در کلاس، مزاحمت‌های صوتی، نور3) Eye Trackingردگیری مسیر نگاهکاربرد: خوانایی مسیرها، تابلوها، هندسه فضا4) GSR (پوست‌نگار هدایت الکتریکی)اندازه‌گیری استرسکاربرد: تحلیل احساس امنیت یا اضطراباین روش‌ها به معمار اجازه می‌دهند طراحی را اندازه‌پذیر و علمی کند، نه صرفاً سلیقه‌ای.مغز چگونه اطلاعات فضا را پردازش می‌کند؟مغز اطلاعات محیط را در سه مرحله دریافت و تحلیل می‌کند:١) برداشت حسی (Sensory Input)ورودی‌های پنج‌گانه + حس عمقی (Proprioception)وابسته به:نورصدالمسکیفیت هواتراکم فضاحرکت در مسیر۲) پردازش شناختی (Cognitive Processing)مغز تلاش می‌کند فضا را “بفهمد”:خوانایی مسیرتشخیص نقاط مهمهماهنگی فضاییبار شناختیحافظه فضایی (Spatial Memory)فضای نامنظم = مصرف انرژی ذهنی بالافضای قابل پیش‌بینی = مغز آرام و آماده یادگیری٣) واکنش هیجانی (Affective Response)فضاها احساساتی مانند:امنیتتهدیدآرامشهیجانتعلقسردرگمیرا ایجاد می‌کنند.این مرحله بیشترین اثر را بر یادگیری دارد.مثلاً: کلاس‌های تاریک و متراکم → کورتیزول بالا → کاهش حافظه و انگیزه.اصول طراحی مبتنی بر نوروساینس برای فضاهای آموزشیاین بخش مهم‌ترین قسمت برای معمار است.۱) نور طبیعی: مهم‌ترین عامل تأثیر بر مغزافزایش ۲۵ تا ۴۰ درصدی سرعت یادگیریکاهش خستگی ذهنیتنظیم ریتم شبانه‌روزی (Circadian Rhythm)بهترین‌ها: نور شمالی، سطوح مات، جلوگیری از خیرگی۲) رنگ و هیجان مغزآبی و سبز → افزایش تمرکز و حافظهنارنجی ملایم → افزایش انرژیرنگ‌های تیره و شلوغ → افزایش بار شناختی۳) آکوستیک: مغز از نویز متنفر استنویز مداوم → کاهش ۳۰٪ توجهمصالح جاذب صداسقف‌های آکوستیکفاصله‌گذاری عملکردی بین فضاها۴) چیدمان فضا و الگوهای رفتاری مغزFlexible Layout بهترین مدل برای ۲۰۲۵ است:میزهای متحرکفضاهای گروهیفضای فردی برای تمرکزنواحی “Transition Space” برای کاهش استرس۵) بیوفیلیک دیزاین (طبیعت‌محور)وجود عناصر طبیعی:۴۵٪ افزایش خلاقیتکاهش اضطرابافزایش احساس مالکیت فضاگیاه طبیعی، نور، چوب و الگوهای ارگانیک۶) معماری برای تنوع شناختی (Neurodiversity)طراحی باید افراد زیر را هم پوشش دهد:ADHDاضطراباختلالات حسیاوتیسمراه‌حل‌ها:فضاهای Retreatنور قابل کنترلرنگ‌های خنثی در کلاسمسیرهای شفاف و کوتاه۷) کنترل شخصی بر محیطتحقیقات نشان می‌دهد:«دانش‌آموز وقتی روی نور، صدا و چیدمان کنترل دارد ۲ برابر بهتر یاد می‌گیرد.»یعنی:نور قابل تنظیمتهویه قابل کنترلمبلمان انعطاف‌پذیردستاوردها: معماری مبتنی بر نوروساینس چه نتایجی داشته؟بر اساس مطالعات AIA، OECD، Harvard و Stanford:1) ۲۰–۳۷٪ افزایش نرخ یادگیری2) ۴۵٪ کاهش مشکلات رفتاری3) ۵۰٪ افزایش احساس امنیت4) ۳۰٪ افزایش تعامل اجتماعی5) ۲۵٪ کاهش استرس آموزشی6) افزایش رضایت معلمان و والدیناین اعداد نشان می‌دهند که نوروساینس یک “ترند معماری” نیست؛ یک تحول تربیتی و شناختی است.چالش‌ها و آیندهچالش‌هاهزینه بالای تجهیزاتکمبود متخصصین میان‌رشته‌اینبود استاندارد ملی در بسیاری از کشورهامقاومت سیستم آموزشی سنتیآیندهکلاس‌های مجهز به سنسورهای هوشمندمعماری واکنش‌گرا (Responsive Architecture)تحلیل مغزی هم‌زمان برای بهینه‌سازی فضامدل‌سازی نورونی برای طراحی فرم و عملکردنتیجه‌گیرینوروساینس به معماران کمک می‌کند فضاهایی طراحی کنند که نه‌فقط زیبا، بلکه علمی و سازگار با مغز انسان باشند.مدارس آینده، فقط کلاس درس نیستند؛ بلکه سیستم‌های هوشمند آموزش‌دهنده خواهند بود.معماری اگر با نوروساینس همراه شود، می‌تواند کیفیت یادگیری یک نسل را تغییر دهد. </description>
                <category>مهندس جعفر ناصری زاده</category>
                <author>مهندس جعفر ناصری زاده</author>
                <pubDate>Wed, 03 Dec 2025 21:39:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نورپردازی هوشمند مبتنی بر نوروساینس</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43081772/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%A8%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3-ss6qm9osf9xg</link>
                <description> چگونه نور محیط مغز و رفتار انسان را شکل می‌دهد چکیدهنورپردازی یکی از عوامل کلیدی در تجربه انسانی است که مستقیماً بر روان، شناخت، توجه و سلامت فیزیکی و روانی افراد اثر می‌گذارد. تحقیقات نوروساینس نشان می‌دهد که نور با تحریک مسیرهای عصبی خاص، تغییر امواج مغزی، تنظیم ریتم شبانه‌روزی و اثرگذاری بر هیجانات، می‌تواند تجربه محیطی انسان را به‌طور علمی شکل دهد.مقاله حاضر به بررسی کامل نوروساینس نورپردازی هوشمند (Smart Lighting Neuroscience) می‌پردازد، شامل مبانی علمی، روش‌های برداشت و تحلیل داده‌های مغزی (EEG, fMRI, MEG)، واکنش مغز به نور، کاربرد در فضاهای آموزشی، درمانی و کاری، نرم‌افزارهای شبیه‌سازی و طراحی، نمونه‌های جهانی و دستاوردهای آینده است.۱. مقدمهنور یکی از محیطی‌ترین محرک‌های مغز انسان است. برخلاف دیگر محرک‌ها، نور نه تنها چشم را فعال می‌کند، بلکه سیستم عصبی مرکزی و اندوکرین را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. در سال‌های اخیر، با پیشرفت تکنولوژی نورپردازی هوشمند و قابلیت اندازه‌گیری فعالیت مغز، معماری و طراحی داخلی توانسته‌اند نور محیط را به عنوان ابزاری برای بهبود سلامت روان، عملکرد شناختی و تجربه انسانی به‌کار گیرند.نورپردازی هوشمند تنها شامل تغییر شدت نور یا رنگ نیست، بلکه تعامل بین زمان، شدت، طیف نور و واکنش مغز را در نظر می‌گیرد. این طراحی می‌تواند ریتم شبانه‌روزی را تنظیم، توجه را افزایش و اضطراب را کاهش دهد.۲. مبانی نوروساینس مرتبط با نور۲.۱ مسیرهای عصبی نورRetinohypothalamic Tract: نور وارد چشم شده و به Suprachiasmatic Nucleus (SCN) در هیپوتالاموس می‌رود که ریتم شبانه‌روزی را تنظیم می‌کند.Pineal Gland: تنظیم تولید ملاتونین تحت تأثیر نور آبی، کنترل خواب و بیداری.Cortical Activation: نور مستقیم یا غیرمستقیم مناطق پیش‌پیشانی و لوب‌های پس‌سری را فعال می‌کند و بر تمرکز و حالت هیجانی اثر دارد.۲.۲ امواج مغزی و نورDelta (0.5–4 Hz): خواب عمیق، بازسازی مغز. نور ملایم و گرم باعث آرامش در شب می‌شود.Theta (4–8 Hz): آرامش، خلاقیت، یادگیری. نور طبیعی ملایم در کلاس‌ها یا دفاتر عملکرد یادگیری را بهبود می‌بخشد.Alpha (8–12 Hz): آرامش، تمرکز سبک. نور سفید خنثی باعث تثبیت آلفا می‌شود.Beta (12–30 Hz): هوشیاری، تمرکز بالا. نور روشن آبی یا سفید سرد می‌تواند بتا را افزایش دهد.Gamma (30–100 Hz): پردازش پیچیده، ادراک چندحسی. نور محیط متعادل باعث پردازش بهتر چندحسی می‌شود.۳. برداشت داده‌های مغزی و تحلیل نور۳.۱ ابزارهای علمیEEG (Electroencephalography):اندازه‌گیری مستقیم فعالیت الکتریکی مغزدقت زمانی بسیار بالا، مناسب بررسی اثر نور لحظه‌ایfMRI (Functional Magnetic Resonance Imaging):اندازه‌گیری تغییر جریان خون در مغزتفکیک مکانی بالا برای شناسایی نواحی فعالMEG (Magnetoencephalography):اندازه‌گیری میدان مغناطیسی ناشی از فعالیت نورونیترکیب دقت زمانی و مکانی۳.۲ فرآیند آزمایش نوروساینس نورپردازیآماده‌سازی محیط: کنترل نور طبیعی و مصنوعی، حذف نویزهای محیطیقرارگیری الکترودها یا سنسورها: استاندارد ۱۰–۲۰ EEGارائه محرک نوری: شدت‌های متفاوت، طیف‌های مختلف و مدت‌های زمانی متفاوتثبت داده‌ها و پردازش اولیه: حذف نویز چشم، حرکات و ECGتحلیل امواج و نقشه مغز: شناسایی نواحی فعال و رابطه آن با پاسخ‌های شناختی و هیجانی۴. واکنش مغز به نور و نقاط فعالناحیه مغزواکنش به نوراثر بر رفتارSCNتنظیم ریتم شبانه‌روزیخواب و بیداری مناسبPrefrontal Cortexتوجه و تصمیم‌گیریافزایش تمرکز و عملکرد شناختیOccipital Lobeپردازش بصریدرک رنگ، روشنایی و اشکالAmygdalaهیجاناتکاهش یا افزایش اضطرابHippocampusحافظهبهبود یادگیری و یادآوریInsulaادراک بدنافزایش راحتی و آرامشMotor Cortexفعالیت بدنیهماهنگی حرکت و انرژیبسته به طیف و شدت نور، این نواحی می‌توانند واکنش‌های مثبت یا منفی نشان دهند. مثال: نور آبی شدید شبانه → کاهش ملاتونین → اختلال خواب و اضطراب.۵. نورپردازی هوشمند و کنترل محیطی۵.۱ ابعاد نورپردازی هوشمندشدت نور: متناسب با فعالیت و زمان روزرنگ نور (Color Temperature): نور سرد برای تمرکز، نور گرم برای آرامشتوزیع نور: مستقیم یا غیرمستقیم، جلوگیری از خیرگیزمان‌بندی دینامیک: شبیه‌سازی ریتم طبیعی خورشیدکنترل فردی: امکان تنظیم توسط کاربر برای کاهش استرس۵.۲ ابزارها و نرم‌افزارهای مدیریت نورDIALux, Relux: شبیه‌سازی نورپردازی و بررسی شدت و توزیعLightStanza, AGi32: تحلیل نور طبیعی و مصنوعیMATLAB / EEGLAB: تحلیل همزمان واکنش مغز به نورNeuro-UX Platforms: ترکیب داده EEG و نور محیط برای طراحی تطبیقی۶. کاربردها در فضاهای مختلف۶.۱ فضاهای آموزشینور آبی روشن صبحگاهی → افزایش توجه و تمرکز دانش‌آموزاننور ملایم و گرم عصر → کاهش اضطراب و کمک به یادگیری عمیق۶.۲ فضاهای درمانینور ملایم و غیرخیره‌کننده → کاهش درد و استرس بیماراننور طبیعی و دسترسی به منظره → افزایش رضایت و بهبود خواب۶.۳ دفاتر کارینور سفید سرد → افزایش تمرکز و عملکردنور قابل تنظیم → کاهش خستگی و سردرد۶.۴ فضاهای عمومی و شهریمسیرهای روشن، رنگ‌های طبیعی → کاهش اضطراب و افزایش امنیت روانینورپردازی تطبیقی در پارک‌ها و ایستگاه‌ها → تنظیم چرخه شبانه‌روزی شهروندان۷. نمونه‌های واقعی پروژه‌های بین‌المللیBartenbach Lighting Lab، اتریشبررسی اثر طیف و شدت نور بر EEG و خلق‌وخونتیجه: نور طبیعی شبیه‌سازی‌شده باعث کاهش اضطراب و افزایش تمرکز شدSunlight Schools Project، آمریکانور طبیعی و هوشمند در کلاس‌های ابتداییEEG و Eye Tracking → افزایش ۱۵٪ تمرکز و کاهش ۲۰٪ استرسKhoo Teck Puat Hospital، سنگاپورنورپردازی اتاق‌های بیمار با کنترل دینامیککاهش داروهای آرام‌بخش و بهبود خواب بیماران۸. استانداردها و کاهش خطا در آزمایش‌هامحیط کنترل‌شده، حذف منابع نویز نوری و صوتیتکرار آزمون و استفاده از گروه کنترلتنظیم دقیق الکترودها و سنسورهاثبت دقیق شرایط محیطی (دما، رطوبت، شدت نور طبیعی)پیش‌پردازش داده‌ها و فیلتر کردن نویزها۹. دستاوردها و چشم‌انداز آیندهمعماری تطبیقی (Responsive Architecture): تغییر نور محیط با داده‌های EEG واقعینورپردازی شخصی‌سازی‌شده: تنظیم نور برای افراد مختلف در همان فضاترکیب VR و نورپردازی هوشمند: شبیه‌سازی واکنش مغز پیش از ساخت واقعیسلامت روان و بهره‌وری: کاهش اضطراب، افزایش تمرکز، بهبود خوابادغام هوش مصنوعی: تحلیل داده‌های EEG و تنظیم خودکار نور۱۰. نتیجه‌گیرینورپردازی هوشمند مبتنی بر داده‌های نوروساینس، قدرتی بی‌نظیر در بهبود تجربه انسانی دارد. از کلاس‌های درس تا بیمارستان و دفاتر کاری، نور محیط می‌تواند عملکرد مغز، سلامت روان و رفتار انسان را به‌طور علمی شکل دهد. با ترکیب EEG، fMRI و نرم‌افزارهای شبیه‌سازی، معماران و طراحان امروز می‌توانند فضاهایی تطبیقی، علمی و انسانی ایجاد کنند که تجربه واقعی انسان را بهبود بخشیده و نتایج measurable تولید می‌کنند. </description>
                <category>مهندس جعفر ناصری زاده</category>
                <author>مهندس جعفر ناصری زاده</author>
                <pubDate>Wed, 03 Dec 2025 21:37:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوروساینس و معماری درمانی: چگونه طراحی فضا مغز و بهبود بیماران را شکل می‌دهد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43081772/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%81%D8%B6%D8%A7-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D9%88-%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF-dgflsdojbhin</link>
                <description>چکیده معماری درمانی یا Healing Architecture دیگر فقط شامل استانداردهای عملکردی و ایمنی نیست. مغز انسان به هر ورودی محیطی واکنش نشان می‌دهد؛ از نور، رنگ، صدا و بو گرفته تا فرم و مسیر حرکت در فضا.تحقیقات نشان می‌دهند: محیط نامناسب باعث افزایش استرس، کاهش انگیزه کارکنان و طولانی شدن روند درمان می‌شود، در حالی که محیط طراحی‌شده علمی، می‌تواند اثر معکوس داشته باشد و روند بهبود را تسریع کند.این رویکرد علمی در معماری درمانی به کمک نوروساینس، یا به اصطلاح Healthcare Neuro-Architecture، دقیقاً همین هدف را دنبال می‌کند: تبدیل فضا به ابزار درمانی فعال برای مغز و بدن انسان.۱. نور طبیعی و دید به طبیعتتوضیح تفضیلینور طبیعی بیشترین تأثیر را بر حالت ذهنی، تنظیم ریتم شبانه‌روزی و کاهش اضطراب بیماران دارد. مغز انسان با دریافت نور کافی، تولید ملاتونین و سروتونین را تنظیم می‌کند که باعث خواب بهتر و کاهش درد می‌شود. دید به طبیعت (درخت، آب، فضای سبز) نیز عملکرد سیستم عصبی پاراسمپاتیک را فعال کرده و باعث آرامش می‌شود.مثال پروژهMaggie’s Centre (بریتانیا): طراحی نورگیرهای بزرگ و دسترسی مستقیم به باغ، بیماران سرطانی احساس آرامش بیشتری گزارش کردند.Khoo Teck Puat Hospital (سنگاپور): تراس‌ها و باغ‌های گسترده که امکان دید به طبیعت را فراهم می‌کنند، کاهش فشار خون و استرس بیماران را نشان داده‌اند.۲. رنگ و هیجان مغزتوضیح تفضیلیرنگ محیط بر واکنش‌های هیجانی و شناختی بیماران و کارکنان تأثیر می‌گذارد. رنگ‌های سرد مانند آبی و سبز تمرکز و آرامش را افزایش می‌دهند، رنگ‌های گرم مانند نارنجی و زرد انرژی و انگیزه کارکنان را بالا می‌برند، و رنگ‌های تند و شلوغ می‌توانند اضطراب بیماران را افزایش دهند.مثال پروژهبیمارستان UCSF Betty Irene Moore Women’s Hospital (آمریکا): استفاده از رنگ‌های ملایم و طبیعی باعث کاهش اضطراب و بهبود تجربه بیماران شد.۳. آکوستیک و محیط صوتیتوضیح تفضیلیمغز انسان نسبت به نویز حساس است. صداهای بلند و مداوم باعث افزایش کورتیزول و اضطراب می‌شوند و می‌توانند روند درمان را کند کنند. طراحی آکوستیک شامل سقف و کف جاذب صدا، جداسازی مناطق سروصدا و کنترل نویز تجهیزات است.مثال پروژهKhoo Teck Puat Hospital: طراحی سقف و کف با مصالح جاذب صدا، کاهش محسوس سر و صدا در بخش‌های بستری و افزایش رضایت بیماران.۴. مسیرها و خوانایی فضاییتوضیح تفضیلیمغز انسان مسیرهای ساده، کوتاه و قابل پیش‌بینی را بهتر پردازش می‌کند. طراحی مسیرهای پیچیده و نامفهوم باعث سردرگمی، استرس و افزایش بار شناختی می‌شود. استفاده از علائم واضح، پلان خطی یا مدولار و مسیرهای قابل رؤیت از جمله راهکارهاست.مثال پروژهMaggie’s Centre: مسیرهای مستقیم و دید باز به باغ‌ها باعث کاهش اضطراب و خستگی شناختی بیماران شد.۵. فضاهای خصوصی و نیمه‌خصوصیتوضیح تفضیلیفضاهای خصوصی و نیمه‌خصوصی برای ملاقات با خانواده یا استراحت، احساس کنترل و امنیت را در بیماران افزایش می‌دهند. این فضاها همچنین از اضطراب اجتماعی و فشارهای روانی می‌کاهند.مثال پروژهUCSF Women’s Hospital: اتاق‌های خصوصی با امکان مشاهده بیرون و دسترسی به فضاهای نیمه‌خصوصی، کاهش اضطراب و بهبود کیفیت خواب بیماران را نشان داده است.۶. بیوفیلیک دیزاین (Nature-Based Design)توضیح تفضیلیوجود عناصر طبیعی در محیط، مانند گیاهان، آبنما، نور خورشید و مصالح طبیعی، باعث کاهش استرس، افزایش آرامش و حتی کاهش مصرف داروهای آرام‌بخش می‌شود. مغز انسان نسبت به الگوهای طبیعی واکنش مثبت نشان می‌دهد.مثال پروژهKhoo Teck Puat Hospital: باغ‌های داخلی و آبنماهای کوچک در مسیرهای بیمارستان، اثبات کرده‌اند که حضور طبیعت باعث افزایش رضایت بیماران و کارکنان می‌شود.۷. انعطاف‌پذیری و کنترل محیط توسط کاربرتوضیح تفضیلیمطالعات نوروساینس نشان می‌دهد وقتی بیماران یا کارکنان کنترل نسبی بر نور، تهویه و چیدمان محیط خود داشته باشند، پاسخ مغزی مثبت‌تر و تجربه درمانی بهتر خواهد بود. این شامل نور قابل تنظیم، دما و مبلمان قابل جابجایی است.مثال پروژهMaggie’s Centre: بیماران امکان تنظیم نور طبیعی و انتخاب مسیرهای مختلف حرکت در مرکز را دارند که تجربه مثبت روانی را افزایش می‌دهد.۸. مدل‌های علمی ارزیابی نوروساینس در فضاهای درمانیfMRI: مشاهده فعالیت مغز در پاسخ به محیطEEG: سنجش امواج مغزی برای اندازه‌گیری استرس و تمرکزEye Tracking: بررسی مسیر دید و تمرکز بصری بیمارانGSR و HRV: سنجش استرس و ضربان قلبVR Simulation: شبیه‌سازی محیط و بررسی واکنش‌های پیش از اجرااین ابزارها به معمار اجازه می‌دهند طراحی را علمی و مبتنی بر داده انجام دهد، نه صرفاً سلیقه‌ای.۹. دستاوردها و مزایاکاهش ۳۰–۵۰٪ اضطراب بیمارانکاهش ۲۰–۳۰٪ مصرف داروی آرام‌بخشافزایش رضایت کارکنان و بهبود عملکردشانکاهش خطاهای درمانی ناشی از استرستسریع روند بهبود و ترخیص بیماران۱۰. چالش‌ها و آینده پژوهیهزینه بالای طراحی و اجرای فضاهای نوروساینس محورکمبود متخصصین میان‌رشته‌ایمقاومت برخی سیستم‌های سنتی بیمارستانیآینده: فضاهای واکنش‌گرا با سنسورهای هوشمند، تحلیل هم‌زمان مغز و طراحی تطبیقی محیطینتیجه‌گیرینوروساینس در معماری درمانی ثابت کرده است که فضاهای بیمارستان و کلینیک می‌توانند فعالانه روند درمان و سلامت روان بیماران و کارکنان را تسریع کنند. طراحی علمی و مبتنی بر مغز، نه یک لوکس، بلکه یک نیاز اساسی برای مراکز درمانی آینده است. </description>
                <category>مهندس جعفر ناصری زاده</category>
                <author>مهندس جعفر ناصری زاده</author>
                <pubDate>Wed, 03 Dec 2025 21:35:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معماری واکنش‌گرا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43081772/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-gnbyqcsxl0zz</link>
                <description>طراحی فضاهای تطبیقی با داده‌های مغزی و هوش مصنوعیچکیدهمعماری واکنش‌گرا یا Responsive Architecture یکی از حوزه‌های نوآورانه و بین‌رشته‌ای در طراحی محیط‌های انسانی است که با بهره‌گیری از داده‌های نوروساینس و هوش مصنوعی، امکان طراحی فضاهایی را فراهم می‌کند که به رفتار و واکنش‌های مغزی کاربران پاسخ دهند. تحقیقات اخیر نشان داده‌اند که نور، صدا، فرم و چیدمان محیط، تأثیر مستقیم بر امواج مغزی، عملکرد شناختی، توجه و خلق‌وخو دارد.هوش مصنوعی در این فرآیند با پردازش داده‌های مغزی و تحلیل الگوهای پیچیده، امکان طراحی ساختمان‌ها و فضاهای تطبیقی را فراهم می‌آورد. این مقاله به بررسی جامع این موضوع می‌پردازد و شامل مبانی علمی، روش‌های آزمایشی، تحلیل داده‌ها، طراحی ساختمان‌های تطبیقی، نمونه‌های واقعی، چالش‌ها و چشم‌انداز آینده است. ۱. مقدمهدر گذشته، معماری عمدتاً بر زیبایی‌شناسی، عملکرد و راحتی فیزیکی تمرکز داشت. اما امروزه، با پیشرفت فناوری و نوروساینس، می‌توان رفتار واقعی انسان در فضا را اندازه‌گیری و تحلیل کرد. نوروساینس نشان می‌دهد که نور، رنگ، شکل و صدا تأثیر مستقیم بر مغز و سیستم عصبی دارد و می‌تواند تمرکز، خلق‌وخو، یادگیری و سلامت روان را شکل دهد.از سوی دیگر، هوش مصنوعی با توانایی تحلیل داده‌های پیچیده، مانند سیگنال‌های EEG، تصاویر fMRI و MEG، می‌تواند الگوهای مغزی را شناسایی، پیش‌بینی و مدل‌سازی کند. ترکیب این دو حوزه، امکان طراحی فضاهایی را فراهم می‌آورد که نه تنها زیبا و کاربردی هستند، بلکه با رفتار و نیازهای ذهنی کاربران هماهنگ می‌شوند.معماری واکنش‌گرا به معنای طراحی محیط‌هایی است که به داده‌ها و رفتار کاربران پاسخ می‌دهند. این فضاها می‌توانند نور، صدا، دما و حتی چیدمان را بر اساس داده‌های واقعی مغزی و شناختی تغییر دهند و تجربه کاربر را بهینه کنند. ۲. مبانی نوروساینس در معماری تطبیقی۲.۱ مسیرهای عصبی و پردازش نورنور علاوه بر ایجاد حس بینایی، تأثیرات عمیقی بر سیستم عصبی مرکزی و سیستم غدد درون‌ریز دارد. یکی از مسیرهای اصلی، Retinohypothalamic Tract است که نور را از شبکیه چشم به Suprachiasmatic Nucleus (SCN) در هیپوتالاموس منتقل می‌کند. SCN مسئول تنظیم ریتم شبانه‌روزی است که خواب، بیداری و ترشح هورمون‌ها را کنترل می‌کند.نور آبی به غده صنوبری (Pineal Gland) اثر می‌گذارد و تولید ملاتونین را کاهش می‌دهد، بنابراین می‌تواند باعث بیداری و افزایش هوشیاری شود. علاوه بر این، نور بر لوب پیش‌پیشانی و پس‌سری مغز نیز تأثیر می‌گذارد که در تمرکز، حافظه و پردازش اطلاعات بصری نقش دارند. ۲.۲ امواج مغزی و نورامواج مغزی در پاسخ به محیط و نور تغییر می‌کنند و هر نوع موج با حالت شناختی یا هیجانی خاصی مرتبط است:موج مغزیمحدوده فرکانسیاثر محیطیکاربرد در معماریDelta0.5–4 Hzخواب عمیق، آرامشطراحی اتاق‌های استراحت و بیمارستان‌هاTheta4–8 Hzآرامش و خلاقیتکلاس‌ها، فضاهای آموزشی و کارگاه‌های هنریAlpha8–12 Hzآرامش و تمرکز سبکدفاتر کاری، لابی‌ها و فضاهای عمومیBeta12–30 Hzهوشیاری، توجه و تمرکزمحیط‌های کاری، مطالعه و آزمایشگاه‌هاGamma30–100 Hzپردازش چندحسی و ادراک پیچیدهفضاهای تعاملی، آموزشی پیشرفته و بازی‌های شناختینورپردازی هوشمند می‌تواند با تنظیم شدت، رنگ و توزیع نور، سطح امواج مغزی را بهینه کند و تجربه انسانی را بهبود بخشد. ۳. ابزارها و روش‌های تحلیل داده‌های مغزی۳.۱ Electroencephalography (EEG)EEG فعالیت الکتریکی مغز را به صورت لحظه‌ای ثبت می‌کند و برای بررسی اثر نور و فضا بر ذهن انسان بسیار مناسب است. این روش به دلیل دقت زمانی بالا، می‌تواند تغییرات سریع امواج مغزی در پاسخ به نورپردازی هوشمند را ثبت کند.۳.۲ Functional Magnetic Resonance Imaging (fMRI)fMRI تغییرات جریان خون در مناطق مختلف مغز را اندازه‌گیری می‌کند و تفکیک مکانی بالایی دارد. این روش به معماران امکان می‌دهد تشخیص دهند کدام نواحی مغز نسبت به رنگ، شدت نور یا طراحی فضا فعال می‌شوند.۳.۳ Magnetoencephalography (MEG)MEG میدان مغناطیسی ناشی از فعالیت نورون‌ها را ثبت می‌کند. این ابزار ترکیبی از دقت زمانی EEG و دقت مکانی fMRI را ارائه می‌دهد و می‌تواند الگوهای پیچیده واکنش مغز به محیط را تحلیل کند. ۳.۴ فرآیند آزمایش نوروساینس در معماریآماده‌سازی محیط: حذف نور طبیعی غیرقابل کنترل و صداهای مزاحمقرار دادن سنسورها و الکترودها: طبق استاندارد ۱۰–۲۰ EEGارائه محرک نوری: نورهای با شدت، رنگ و زاویه متفاوتثبت داده‌ها و پردازش اولیه: حذف نویز حرکتی و ECGتحلیل داده‌ها: شناسایی نواحی فعال مغز و ارتباط آن با رفتار و خلق‌وخومدل‌سازی و پیش‌بینی: استفاده از الگوریتم‌های هوش مصنوعی برای پیش‌بینی واکنش در محیط واقعی۴. هوش مصنوعی در طراحی ساختمان‌های تطبیقیهوش مصنوعی می‌تواند داده‌های مغزی پیچیده را پردازش و الگوهای رفتار انسانی را تشخیص دهد. کاربردهای اصلی AI در معماری تطبیقی شامل موارد زیر است:پیش‌بینی حالت ذهنی کاربران: تحلیل EEG و fMRI برای شناسایی سطح تمرکز، اضطراب یا خستگیتنظیم نور، صدا و دما: تغییر محیط به صورت بلادرنگ برای بهینه‌سازی تجربه کاربرشخصی‌سازی فضا: هر کاربر می‌تواند نور و محیط را مطابق با نیاز ذهنی خود دریافت کندتحلیل گروهی برای معماری شهری: داده‌های EEG جمعی برای طراحی پارک‌ها، مسیرها و فضاهای عمومینرم‌افزارهای اصلی مورد استفاده:MATLAB و EEGLAB: تحلیل داده‌های EEGDIALux و Relux: شبیه‌سازی نور و بررسی توزیع آنAI-driven BIM Tools: یکپارچه‌سازی داده‌های مغزی با طراحی دیجیتال ساختمانNeuro-UX Platforms: ارزیابی تجربه کاربری و بازخورد مغزی در محیط واقعی۵. طراحی ساختمان‌های تطبیقی۵.۱ پارامترهای کلیدینور: شدت، رنگ و جهت نور بر اساس داده مغزی کاربرانصدا و آکوستیک: کاهش نویز و افزایش تمرکزچیدمان و فرم: تطبیق با رفتار حرکتی و روانشناختی افرادتعامل فردی: امکان تنظیم شخصی نور، صدا و دمازمان‌بندی دینامیک: شبیه‌سازی ریتم شبانه‌روزی برای بهبود خواب و عملکرد ذهنی۵.۲ فضاهای هدفآموزشی: کلاس‌ها و لابراتورها با نور تطبیقی برای افزایش یادگیریدرمانی: بیمارستان‌ها و کلینیک‌ها با نور و فرم محیط برای کاهش اضطراب و دردکاری: دفاتر با نور و آکوستیک تطبیقی برای افزایش بهره‌وریعمومی: پارک‌ها و مسیرهای شهری برای کاهش استرس جمعی۶. نمونه‌های واقعی بین‌المللیKhoo Teck Puat Hospital، سنگاپوراین بیمارستان از نورپردازی هوشمند استفاده می‌کند که با توجه به نیاز بیماران و ساعت روز، شدت و رنگ نور اتاق‌ها تغییر می‌کند. مطالعات نشان دادند که این طراحی باعث کاهش مصرف داروهای آرام‌بخش و بهبود کیفیت خواب بیماران شد.Sunlight Schools Project، آمریکاکلاس‌هایی که با نور طبیعی و نور مصنوعی هوشمند ترکیب شده‌اند و EEG دانش‌آموزان نشان داده است که تمرکز و یادگیری افزایش یافته و اضطراب کاهش یافته است.Bartenbach Lighting Lab، اتریشآزمایشگاهی برای شبیه‌سازی نور طبیعی و بررسی اثر آن بر مغز انسان. داده‌های EEG نشان می‌دهد که نورپردازی مناسب باعث افزایش آرامش و تمرکز در محیط کاری و آموزشی می‌شود.۷. چالش‌ها و استانداردهاکنترل دقیق محیط: حذف نویز نوری و صوتیاستانداردسازی سنسورها و الکترودها: برای دقت بالا در جمع‌آوری دادهپردازش داده‌ها: پیش‌پردازش برای حذف نویز و خطاتطبیق با طراحی واقعی: نتایج آزمایشگاهی باید با محیط واقعی سازگار شوندهزینه و تجهیزات: آزمایش‌های نوروساینس و AI نیازمند تجهیزات پیشرفته و گران‌قیمت هستند۸. چشم‌انداز آیندهمعماری تطبیقی کامل: ساختمان‌هایی که با داده‌های مغزی و AI، خود را به صورت بلادرنگ تنظیم می‌کنندشخصی‌سازی محیط: هر فرد می‌تواند نور، صدا و دما را بر اساس نیاز مغزی خود تجربه کندادغام VR و شبیه‌سازی پیشرفته: بررسی واکنش مغز قبل از ساخت واقعیهوش مصنوعی و یادگیری عمیق: تحلیل داده‌های EEG گروهی برای طراحی شهری و فضاهای عمومی با سلامت روان جمعی۹. نتیجه‌گیریمعماری واکنش‌گرا با ترکیب نوروساینس و هوش مصنوعی، امکان طراحی فضاهایی که با رفتار و نیازهای مغزی کاربران هماهنگ هستند را فراهم می‌کند. این رویکرد نه تنها تجربه انسانی را بهبود می‌دهد، بلکه می‌تواند سلامت روان، بهره‌وری و یادگیری را افزایش دهد.استفاده از داده‌های EEG، fMRI و AI، آینده‌ای را نوید می‌دهد که ساختمان‌ها هوشمند، تطبیقی و انسان‌محور خواهند بود. </description>
                <category>مهندس جعفر ناصری زاده</category>
                <author>مهندس جعفر ناصری زاده</author>
                <pubDate>Wed, 03 Dec 2025 21:32:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دکلمات _ سیف فرغانی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43081772/%D8%AF%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%DB%8C%D9%81-%D9%81%D8%B1%D8%BA%D8%A7%D9%86%DB%8C-eyxumxpxqxcq</link>
                <description> شیخ سِیفُ‌الدّین ابوالمَحامِد محمّد فَرغانی از شعرا و مشایخ قرن سیزده و چهارده میلادی (هفتم و هشتم هجری) بود، وی اصلاً از فرغانه‌ی ماوراءالنهر بود که در دوره سلطه ایلخانان و مغولان در آسیای صغیر (ترکیه امروزی) می‌زیست. وی در حالی که نزدیک به هشتاد سال داشت در سال 1348 میلادی (749 هجری) و در یکی از خانقاه‌های آقسرا وفات یافت. https://castbox.fm/vb/569372227 </description>
                <category>مهندس جعفر ناصری زاده</category>
                <author>مهندس جعفر ناصری زاده</author>
                <pubDate>Sun, 18 Feb 2024 17:43:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دکلمات _ عارف قزوینی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43081772/%D8%AF%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81-%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86%DB%8C-vdkpceop9gaf</link>
                <description> https://castbox.fm/vb/569372103 هنگام می و فصل گل و گشت چمن شد.در بار بهاری تهی از زاغ و زغن شد.از ابر کرم، خطه ری رشک ختن شد.دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد.چه کج‌رفتاری ای چرخ،چه بدکرداری ای چرخ،سر کین داری ای چرخ.نه دین داری،نه آیین داری،نه آیین داری ای چرخ.از خون جوانان وطن لاله دمیده.از ماتم سرو قدشان، سرو ها خمیده.در سایه گل بلبل ازین غصه خزیده.گل نیز چو من در غمشان جامه دریده.چه کج‌رفتاری ای چرخ،چه بدکرداری ای چرخ،سر کین داری ای چرخ.نه دین داری،نه آیین داری،نه آیین داری ای چرخ.خوابند وکیلان و خرابند وزیران.بردند به سرقت همه سیم و زر ایران.ما را نگذارند به یک خانه ویران.یارب بستان داد فقیران ز امیران.چه کج‌رفتاری ای چرخ،چه بدکرداری ای چرخ،سر کین داری ای چرخ.نه دین داری،نه آیین داری،نه آیین داری ای چرخ.از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن.مشتی گرت از خاک وطن هست بسر کنغیرت کن و اندیشه ایام بتر کن.اندر جلو تیر عدو، سینه سپر کن.چه کج‌رفتاری ای چرخ،چه بد کرداری ای چرخ،سر کین داری ای چرخ.نه دین داری،نه آیین داری،نه آیین داری ای چرخ.از تمدید تا دریافت خسارت با بیمه بازار </description>
                <category>مهندس جعفر ناصری زاده</category>
                <author>مهندس جعفر ناصری زاده</author>
                <pubDate>Sun, 18 Feb 2024 17:39:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طراحی مبلمان اصول و مبانی اولیه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43081772/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%85%D8%A8%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%88-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%87-mwkpxeqztdvy</link>
                <description>مفهوم سبک زندگی متاثر از عناصری چون ارزش، باور، نگرش، هویت و فرهنگ مصرفی است؛ از این رو طراحی مبلمان که با فرهنگ مصرفی جامعه ارتباط نزدیکی دارد.زیستن در محیطی که کمک به بهبود آسایش و در پس آن خلق آرامشی نسبی از وظایف معماری می باشد.در این ارتباط بین محیط و انسان مبلمان نقش بسزایی را ایفا می کند که با در نظر گرفتن طرح آرگونامیک بدن انسان و متریال مناسب و بر اساس نیاز مشتری سبک محیط و نیاز مشتری می توان به طراحی متناسب دست یافت که به صورت خلاصه به موارد زیر ی توان پرداخت.طراحی مبلمان بر اساس طرح آرگونامیک بدن انسانبا توجه به این موضوع که امروزه افراد مدت زیادی از زمان خود را به استراحت بر روی مبلمان میپردازند. به همین دلیل استاندارد بودن آن از اهمیت بالایی برخوردار است. اصل آرگونامیک به معنی رعایت استاندارد های لازم می باشد به طوری که طراحی دقیقا مطابق اسکلت بندی انسان انجام گیرد، یعنی با نشستن بر روی مبل هیچ فشاری به نواحی مختلف بدن وارد نشود.طراحی بر اساس کاربردهمانطور که از نامش مشخص است، در این بخش طراحی مبلمان بر اساس کاربرد و کاربری آن انجام میگیرد. طراحی مبلمان بر اساس کاربرد نیز در بر گیرنده زیر شاخه هایی مثل سبک های مختلف مبلمان، طراحی رنگ و مدل و …می باشد. در این قسمت طراح با در نظر گرفتن کاربرد و سبک دکوراسیون طراحی مبلمان را به انجام میرساند. در رابطه با طرح و رنگ های متفاوت نیز میتوان به استفاده از انواع کوسن با روکش های متفاوت و …اشاره نمود.اصل طرحی مبلمان بر اساس نیاز مشترییکی از مهم ترین اصولی که در طراحی مبلمان باید به آن توجه شود، نیاز و درخواست مشتری می باشد. اکثریت طرح های مبلمان مثل مبلمان ال شکل، مبل های تاشو، مبل های کم جا و …همگی بر طبق نیاز مشتریان مثل در اختیار داشتن فضای کم، با توجه به سلیقه و انواع سبک های دکوراسیون از جمله مدرن، سنتی و … طراحی شده اند. (اسکیس مبل – اسکیس مبلمان) 📷طراحیمبلماناصولومبانیاولیهمفهومسبکزندگیمتاثرازعناصریچونارزش،باور،نگرش،هویتوفرهنگمصرفیاست؛ازاینروطراحیمبلمانکهبافرهنگمصرفیجامعهارتباطنزدیکیدارد.زیستندرمحیطیکهکمکبهبهبودآسایشودرپسآنخلقآرامشینسبیازوظایفمعماریمیباشد.  https://jnaseri.ir/%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%ad%db%8c-%d9%85%d8%a8%d9%84%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84-%d9%88-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%87/ </description>
                <category>مهندس جعفر ناصری زاده</category>
                <author>مهندس جعفر ناصری زاده</author>
                <pubDate>Sun, 18 Feb 2024 11:23:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معناي موسيقي</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43081772/%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%D9%8A-%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%8A%D9%82%D9%8A-uuzhysnqydze</link>
                <description>هدف تمام فعاليت‌هاي انديشمندانه از جمله علم، فلسفه و هنر جستجوي وحدت در ميان دگرساني يا گوناگوني و نظم در ميان پيچيدگي يا درهم آميختگي است. وظيفة غايي آن‌ها ايجاد تركيب مناسب و هماهنگي از عناصر گوناگون در قالب يك طرح يا تصوير كلي است.   دي. اي. برليندعاوي نيچه در باب موسيقي ممكن است مبالغ‌آميز به نظر آيد ولي من آن‌ها را موجه مي دانم. من فكر مي‌كنم كه موسيقي براي گروه كثيري از مردم با معناترين تجربة زندگي است و گسترة كساني كه از چنين تصوري در باب موسيقي برخوردارند از شنوندگان عادي تا موسيقي‌دانان حرفه‌اي را دربر مي‌گيرد. در اين فصل خواهان بررسي آن دسته از عللي هستم كه موجب مي‌شوند تا موسيقي چنين جايگاه شاخص و برجسته‌اي را در زندگي مردم به خود اختصاص دهد. چگونه است هنري كه آئيني را ترويج نمي‌كند، مرامي را تعليم نمي‌دهد و اغلب به كلي از معناي كلامي به دور است با اين همه مي‌تواند به گونه‌اي تجربه شود كه به زندگي معنا بخشد.سرلوحة اين فصل از زيبايي‌شناسي و سايكو بيولوژي كتابي از يك روانشناس شاغل در دانشگاه تورنتو برگرفته شده است. همان‌طور كه برلين خاطر نشان مي‌كند، الگوسازي و درك گشتالت بخش مكمل و سازنده‌اي از فرايند انطباق و سازگاري ما را تشكيل مي‌دهد. بدون آن به قاعده ما تنها هرج و مرج و آشفتگي را تجربه مي‌كنيم. خلق و دركتصاوير كلي يا طراحواره‌هاي دريافتني در تمام سطوح قابل تصور سلسله مراتب ذهني ما در جريان است. از ساده‌ترين ادراكات شنوايي و بينايي گرفته تا خلق مدل‌هاي جديد براي كهكشان، فلسفه‌ها، نظام‌هاي اعتقادي و آثار برجسته هنري از جمله موسيقي.حتي اعمال به ظاهر سادة ادراكي متضمن خلق الگوهايي از روابط موجود در ميان داده‌هاي ارائه شده است. طرحواره‌ها، كه الگوها اغلب به اين نام خوانده مي‌شوند، داده‌ها را در هيئت مجموعه‌هاي كامل و واحد جديد به يك‌ديگر پيوند مي دهند. آن‌ها عواملي هستند كه به واسطة آنها ما از محركات وارده كه دائماً در معرض آن‌ها قرار داريم معنايي استخراج مي‌كنيم. حتي پست‌ترين موجود زنده نيز هنگام تعبير و تفسير درون داد حسي دست به عملي خلاق مي‌زند. به عنوان مثال درك بينايي رنگ وابسته به ايجاد الگويي از روابط در مغز است. از خيلي پيش يعني سال 1802 توماس يانگ نشان داد كه ما از توانايي ادراك چنان دامنة وسيعي از رنگ‌هاي گوناگون برخورداريم كه احتمالاً شبكيه نمي‌تواند حاوي تعداد كافي گيرنده‌هاي اختصاصي براي واكنش جداگانه به هر رنگ باشد. در حقيقت ادراك ما از رنگ‌هاي مختلف عمدتاً وابسته به سه نوع سلول گيرنده در شبكيه است كه براي واكنش انتخابي و نه اختصاصي به زرد، سبز  و آبي تعبيه شده‌اند. هنگامي كه نور به شبكيه مي تابد ما رنگ آن را درمي‌يابيم زيرا هر يك از اين انواع خاصي سلول مخروطي به نحوي متفاوت تحريم مي‌شوند. به عنوان مثال رنگ قرمز هنگامي مشاهده مي‌شود كه مخروط زرد به درجة زياد، مخروط سبز به طور قابل ملاحظه‌اي كمتر و مخروط آبي تقريباً به ميزان صفر تحريك شوند. به عبارت ديگر ادراك ما از رنگ قرمز وابسته به نوع الگو و يا تعامل همزمان ميان واكنش‌هاي گوناگون مربوط به ياخته‌هاي عصبي است. البته الگو داراي ماهيت كالبدشناختي يا تشريحي نيست بلكه رابطه‌اي در ميان موجوديت‌ها و ماهيت‌ها را نشان مي‌دهد.به نظر مي رسد همين امر در مورد درك و استنباط ما از گفتار نيز صادق باشد. واج‌هاي كلام، مصوت‌ها و صامت‌ها را مي‌توان به متغيرهاي فيزيكي بسامد، شدت و مدت تجزيه كرد؛ ولي آن‌چه كه به عنوان كلام در مي‌يابيم رابطة ميان واج‌هاست كه به آن معنا مي‌بخشد. گفتار مي‌تواند در هنگام ثبت به صورت تند يا كند، بلند يا آهسته، زير يا بم باشد. معهذا جمله‌اي كه به صورت نجوايي تند توسط زني با صداي زير يا غرشي آرام توسط مردي با صداي بم ادا مي‌شود در صورتي كه الگوي متواتر واج‌ها باقي بماند معناي خود را حفظ خواهد كرد. جيمز. جي. گيبسون در كتاب حواس به عنوان نظام‌هاي ادراكي مي‌نويسد:محرك موثر مناسباتي و رابطه‌اي است نه مطلق و قطعي؛ نسبت‌ها، نه كميت‌ها .... به نظر مي‌رسد يك چشم‌انداز نوين در باب واج در نظرية زبانشناختي آن را داراي نوعي ماهيت مناسباتي و نه قطعي و مطلق مي‌داند. واج دسته‌اي تقابلات ميان خود و همة واج‌هاي ديگر است.ما آن‌قدر به در نظر گرفتن ادراك شنوايي و بينايي به عنوان درك مختصات، اعم از اصوات و مناظر خو كرده‌ايم كه اهميت و نفوذ فراگير درك الگوهاي مناسباتي و رابطه‌اي را دست كم مي گيريم. يك الگو يا انگاره ماننده يك آجر نيست. نه محسوس و نه قابل رؤيت است.همين ملاحظات در مورد دك ما از زمان نيز صادق است. هنگامي كه رويدادهايي را كه در توالي نزديك از پي هم مي‌آيند از يك‌ديگر جدا كنيم گرايش نيرومندي در ما به وجود مي‌آيد كه آن‌ها را در قالب الگويي منسجم به هم مرتبط سازيم. در سينما يك رشته تصاوير ثابت با سرعت 24 تصوير در ثانيه به ما نشان داده مي‌شود. با استفاده از يك درپوش يا شاتر خاص بر روي آپارات سينما هر تصوير در توالي سريع سه بار به نمايش گذاشته مي‌شود. برداشت ما از آن‌چه كه مي‌بينيم به صورت حركت مداوم است حال آن‌كه در حقيقت حركتي رخ نمي‌دهد.ادراك ما از موسيقي نيز به طريق مشابهي تعيين مي‌شود. هم‌چنان كه بسياري از مراجع متذكر مي‌شوند موسيقي خود فاقد تحركي است. براي اين كه حركت روي دهد شيئي واحد بايد به‌طور پي در پي در مكان‌هاي مختلف قرار بگيرد. چيزي از اين دست در موسيقي رخ نمي‌دهد. ساده‌ترين ملودي تك‌صدايي از يك رشته نت‌هاي منفرد تشكيل مي‌شود. به عنوان مثال سورد خداوند حافظه ملكه باشد (كشورم اين توراست) را مجسم كنيم كه توسط يك فلوت تنها نواخته شود. اين توالي رويدادهاي جداگانه در زمان است، نه در مكان. در حقيقت چيزي به جز لب‌ها، قفسه‌سينه و انگشتان نوازندة فلوت و امواج هوايي كه او به جنبش در مي‌آورد حركت نمي‌كند. آهنگ خود نمونه‌اي از ODTAA است: يك نت لعنتي پس از ديگري كه به طور مشخص توسط فواصل زماني جدا شده است. اين فواصل ممكن است خيلي كوتاه باشند ولي اگر به كلي وجود نداشتند آن‌چه مي شنيديم يك سر و صداي شبه گليساندو بود نه موسيقي.هنگامي كه به موسيقي گوش مي‌سپاريم آن‌چه به عنوان يك آهنگ تلقي مي‌كنيم صرفاً توالي نت‌هاي جداگانه است و اين ما هستيم كه آن را به صورت يك ملودي بي‌وقفه در مي‌آوريم. علم قادر است كه تفاوت‌هاي ميان نت‌هاي منفرد را به صور گوناگون تحت عناوين بلندي، طنين، زير و بمي، طول موج و غيره تجزيه كند. اما نمي‌تواند به ما دربارة رابطة ميان نت‌ها كه موسيقي را مي‌سازد چيزي بگويد. يك ملودي مجموعه‌اي از نت‌هاست كه معنايي دارد.اگر ما بخواهيم يك سلسله از نت‌ها را كاملاً جداگانه بشنويم يا بايد فواصل زماني ميان نت‌ها را طولاني‌تر از آن كنيم كه معمولاً در آثار موسيقي به كار مي‌رود يا آن كه فركانس يا بسامد نت‌ها را بسيار متفاوت از يك ديگر قرار دهيم. ما تنها هنگامي يك رشته از نت‌ها را به صورت يك ملودي پشت سر هم درك مي‌كنيم كه زير و بمي آن‌ها در ارتباط تنگاتنگ با يك‌ديگر باشد. امكان‌پذير است كه يك آهنگ را با حفظ همان توالي نت‌ها اما با انتقال هر نت به يك هنگام يا اكتاو متفاوت بازنويسي كرد. اين روند موجب مي‌شود كه آهنگ قابل شناسايي نباشد يعني تبديل به يك رشته نت‌هايي شود كه ديگر معنايي نمي‌بخشد.فواصل زياد ميان نت‌ها كه مشخصة برخي از آثار آنتون وبرن و ساير آهنگسازان موسيقي سريال است موجب دشواري درك اين نوع موسيقي مي‌شود. دلايل بسياري در دشوارتر بودن درك موسيقي سريال وجود دارند كه توسط فرد لردال تلخيص شده‌اند. از جملة اين علل مبادرت به حذف فواصل مطبوع و نامطبوع در ميان فاصله‌هاست. اين تمايزات آن‌چنان كه نظريه‌پردازان موسيقي سريال ادعا مي‌كنند كاملاً اختياري و يا تصادفي نيست و تا اندازه‌اي مبناي واقعي و عيني دارد. همان‌گونه كه لردال در مبحث «الزامات شناختي در نظام‌هاي تصنيفي» در كتاب فرايندهاي خلاق در موسيقي خاطر نشان مي‌كند: نامطبوعي حسي فاصلة هفتم بيشتر از ششم است، صرف‌نظر از فاصلة موسيقايي كه به خاطر آن‌ها، اين فواصل به كار رفته‌اند:به ياد سپردن سريال دشوار است زيرا اين موسيقي ساختار سلسله مراتبي موسيقي تونال را نسخ مي‌كند كه در آن شناسايي خاستگاه اصلي در حالي كه فاصلة مطبوع جايگزين فاصلة نامطبوع مي‌شود آسان است. يادسپاري برخي از انواع موسيقي سريال نيز از آن رو مشكل است كه برخلاف موسيقي توانال كلاسيك گرايش به اجتناب از تكرار دارند. از اين روست كه بسياري از شوندگان نمي‌توانند معناي موسيقي سريال را دريابند. فقدان تكرار يك علت و نه تنها علت دشواري درك و به خاطر سپردن قطعة معروف بولز، پتك بدون استاد است. لردال مدعي است كه در موسيقي سال‌هاي 1950 و 1960 تكرار دقيق يات موبه‌مو از لحاظ زيبايي‌شناختي ناموجه قلمداد مي‌شد. اما ترديدها دربارة تدبير حذف تكرار به مثابة شيوه‌اي براي تبيين ساختار بسيار پيش از آن توسط شخصيتي همچون خود آنتون وبرن ابراز شده بود كه در سال 1932 چنين گفت: هم‌چنان كه توناليته را كنار مي‌گذاريم، فكري ظاهر مي‌شود: ما مايل به تكرار كردن نيستيم. هميشه بايد چيز جددي عرضه شود! مشخص است كه اين فكر نتيجه‌بخش نيست زيرا قابليت درك را بر باد مي‌دهد.اشتياق شديد ما به معنا بخشيدن به يك رشته از نت‌ها يا نواها توسط تجربيات انجام شده در زمينه شنوايي دوگانه نشان داده شده است. اگر دو گروه از نت‌ها كه شامل جهش‌هاي زياد هستند به‌طور جداگانه به سمع هر گوش برسد، مغز فواصل را برطرف و نت‌ها را به صورت متوالي درك مي‌كند.هنگامي كه ما مجموعه‌اي از نت‌ها را به عنوان يك ملودي يا نغمه مي‌شنويم، آن ملودي دوام و استمرار خود را حفظ مي‌كند. يك آهنگ مي‌تواند زمزمه يا خوانده يا توسط يك ساز يا چند ساز به اتفاق نواخته شود. اين آهنگ ممكن است آراسته يا تزيين شود، تغيير و تنوع يابد، از لحاظ ريتمي بسط پيدا كند، به طور تك‌صدايي يا با استفاده از هارموني نواخته شود. اما در طول تمام اين تغييرات به‌طرز قابل تشخيصي همان‌ آهنگ باقي مي‌ماند. زيرا ملودي تناسبي در ميان نواها و نت‌ها و يك الگو و گشتالت است نه يك موجوديت واحد تعريف‌پذير.زاكر كندل در مأخذ پيش گفته مي‌نويسد:ما خصوصيات پوياي نت يا نوا را به مثابة نوع ويژه‌اي ناتمامي يا تكميل‌نشدگي كه مختص هر نت است دريافته‌ايم، تمايل آن به اتمام و اختتام. هيچ نت موسيقي به خودي خود بسنده و كافي نيست؛ و چون هر نت موسيقي به ماوراء خود اشاره دارد، دستي به سوي نت بعدي دراز مي‌كند. ما نيز هم‌چنان كه اين دست‌ها دراز مي‌شوند به هر نت يا نواي تازه مشتاقانه و هيجان‌زده گوش مي‌سپاريم.هر چند براي مذاق من تعبير فوق بيش از اندازه انسان انگارانه است زيرا نت‌ها اشاره يا دست دراز نمي‌كنند ولي مي‌توانم آن‌چه را كه منظور اوست دريابم. تنها تناسبي در ميان نت‌هاست كه موسيقي را مي‌سازد نه يك نت به تنهايي.موومان معرفي براي بخشي از يك سمفوني، كنسرتو يا سونات مؤيد پيوند پايدار ميان موسيقي و حركت در اذهان ماست؛ و ما بدون نوعي ارجاع به حركت تونال نم‌توانيم ساده‌ترين ملودي را توصيف كنيم. سن‌اگوستين به موسيقي به عنوان حركت سازمان يافته اشاره مي‌كرد. ما از اوج و فرود يك ملودي و گذار موسيقي از يك مايه به مايه‌اي ديگر و پيشروي به سوي اختتام سخن مي‌گوئيم. دونالد تووي دربارة حس ويژة حركت سيبليوس و تسلط بتهوون بر حركت مي‌نويسد. هنسليك در زيبا از لحاظ موسيقايي تصديق مي‌كند كه: محتوي موسيقي اشكال متحرك از لحاظ تونال است. از آن‌جا كه موسيقي خود حركت نمي‌كند چگونه است كه اين همه مراجع برجسته دربارة تحرك موسيقي دست به قلم مي‌برند.يك دليل اين امر مي‌تواند پيوند و رابطة ميان جهت‌يابي شنيداري و فضايي باشد كه قبلاً به آن اشاره كردم. توصيف ما از نت‌ها و نواهاي داراي زير و بمي متفاوت به صورت زيرتر و بم‌تر يك استعارة فضايي جديد است. در زمان‌هاي پيشتر كلمات تيز و كند به كار مي‌رفتند. اما ما نمي‌توانيم از اشاره به ملودي‌ها به عنوان نت‌هاي متحرك اجتناب كنيم؛ و من فكر مي‌كنم كه اين امر ممكن است مربوط به اين واقعيت باشد كه سيستم شنوايي در اصل از سيستم دهليزي منبعث شده كه به‌طور اختصاصي براي تدارك اطلاعات مربوط به بالا، پائين، چپ، راست، عقب و جلو تعبيه شده است. كاركرد سيستم دهليزي تا اندازه‌اي ميسر ساختن شناسايي طبيعت يك رويداد ـ آن يك شير است كه مي‌غرد ـ و تا حدي تعيين جهت يا سمت رويداد است ـ آن‌جاست در سمت راست ـ انسان‌ها قادرند جهتي را كه صدا از آن مي‌آيد در محدودة سه درجه تشخيص دهند، جغدها در محدودة يك درجه.تغييرات در زير و بمي يا ارتفاع صوت و حركت سريع به وضوح در «اثر داپلر» به يك‌ديگر مرتبط مي‌شوند. زير و بمي صداي سوت يك قطار سريع‌السير همچنان كه با ما در شتاب است فراز و فرود پيدا مي‌كند زيرا امواج صوتي كه به وجود مي‌آورد به طور پي در پي متراكم و منبسط مي‌شوند. جدا كردن ادراك صدا از ادراك فضا و حركت غيرممكن است.پيوند ميان صوت و فضا ربطي به نحوة شكل‌گيري دستگاه شنوايي داشته يا نداشته باشد اين حقيقت دارد كه موسيقي در زمان وجود دارد ولي ما تنها با گزاره مكان به زمان مي‌انديشيم. در زمان چپ و راست، بالا و پائين وجود ندارد و تنها قبل و بعد به چشم مي‌خورد. اما اگر ما بخواهيم به قبل و بعد فكر كنيم بايد يك همسان يا نظير فضايي را تدارك ببينيم. ما داراي چنان سرشت و خميره‌اي هستيم كه نمي‌توانيم در طريق ديگري گام بگذاريم. هانري برگسون در ذهن خلاق مي‌نويسد:هنگامي كه ما به يك ملودي گوش مي‌دهيم از ناب‌ترين تاثير ترادف ممكن برخورداريم ـ تاثيري تا حد امكان فارغ از همزماني و تقارن ـ و در عين حال درست همان استمرار و تداوم ملودي و ناممكن بودن نقض آن است كه چنان تاثيري را بر ما به وجود مي‌آورد. اگر ما آن را به نت‌هاي متمايز و مجزا، پسين‌ها و پيشين‌هاي بسيار تقسيم كنيم، تصاوير ذهني فضايي را در آن دخالت داده‌ايم و تداوم را با تقارن بارور كرده‌ايم: در فضا و تنها د فضا تمايزي واضح در ميان اجزايي وجود دارد كه نسبت به يك‌ديگر بيروني هستند.تقويم‌هاي ما روزهاي سال را به ما نشان مي‌دهند كه معمولاً در بخشي عمودي (مثلاً هفت روز هفته در يك صفحه)، بخشي افقي و در انگلستان در صفحات از چپ ب راست به صورت يك صحنه فضايي تنظيم شده‌اند. بدون داشتن نوعي تصوير بصري از يكنبه، دوشنبه، سه‌شنبه و غيره كه در هيئت زنجيره‌اي طولي يا خطي تنظيم شده است فكر كردن به هفته آينده غيرممكن خواهد بود. براي ژاپني‌ اين داستان ممكن است از راست به چپ يا از پائين به بالا باشد ولي باز هم بايد فضايي باشد. ذهن به نحوي اجتناب‌ناپذير ناهمزمان را به همزمان تبديل مي‌كند.نويسندگان مختلفي از جمله هگل فيلسوف موسيقي را قرينه و همسان زندگي باطني انسان‌ها مي‌دانند كه آن را به مثابة جرياني روان و مداوم تصوير مي‌كنند. هگل خاطر نشان كرد كه درك وحدت در يك اثر موسيقي نسبت به ادراك آن در نقاشي و مجسمه‌سازي نيازمند كوشش بيشتري است زيرا شنونده بايد نواهايي را كه اجرا شده‌اند به خاطر داشته باشد و آن‌ها را با نواهايي كه در زمان حال واقع مي‌شوند تلفيق كند. هگل عقيده داشت كه موسيقي نخستين هنري است كه احساس وحدت موجود در زمان و نه مكان را به ما مي‌بخشد.توصيف مايكل تيپيت از موسيقي به عنوان انگاره با معناي جريان باطني حيات قبلاً ذكر شد. هنري برگسون فيلسوف همين توصيف را بازگو مي‌كند هنگامي كه به ملودي مداوم زندگي باطني ما اشاره دارد ـ آن ملودي كه به طور تفكيك‌ناپذير از ابتدا تا انتهاي هستي خود آگاه ما جريان مي‌يابد و شخصيت ما دقيقاً چيزي جز آن نيست. نظريه‌پرداز برجستة موسيقي‌هاينريش شنكر در تصنيف آزاد مي‌نويسد: موسيقي در تسلسل طولي و رويدادهاي تونال هم‌تراز خود روح انسان را با تمام حالات و دگرديسي‌هايش منعكس مي‌كند.درك ما از ملودي به عنوان چيزي پيوسته و مداوم توهمي پيش نيست؛ اما جريان خودآگاهي نيز كه موسيقي را مشابه و نظير آن مي‌دانند چنين است. ساعت‌هاي دروني بدن ما را از زمان خوردن، خوابيدن و غيره با خبر مي‌كنند، در نتيجه آگاهي متناوب و ناهشيارانه ما از گذشت زمان را تامين مي‌كنند. احساسا ناراحتي و دردهاي گذرا ما را از فرايندهاي جذبي و دفعي كه در اكثر موانع بدون آگاهي هشيارانه در جريان هستند مطلع مي‌كنند. اما اشراف بر فرايندهاي ذهني نيز همچون آگاهي از فرايندهاي جسماني از تناوب برخوردار است. اين امر آنقدر روشن است كه من ترديد دارم كه صحبت از آگاه بودن از يك فرايند ذهني مجاز و موجه باشد.هر چند ممكن است ما آن‌چه را كه در اذهان خود ما جاري است بي‌وقفه و دائمي قلمداد كنيم و از جريان خودآگاهي دم بزنيم اما در واقع آن را درك نمي‌كنيم. اين بيشتر شبيه جرياني ناخودآگاه است با عناصري كه ما آن‌ها را خودآگاه مي خوانيم و مانند خس و خاشاك و بيگاه بر سطح اين جريان شناورند. هنگامي كه چيزي بر ما رخ مي‌دهد، فكر تازه‌اي، پيوندي ميان ادراكات يا تصوري، مي‌كوشيم كه آن را مجزا كنيم و با قرار دادنش در قالب كلمات يا نوشتن آن و با متوقف كردن موقتي جريان فعاليت ذهني جامة واقعيت بر آن بپوشانيم، همان‌گونه كه ممكن است دست خود را دراز كنيم و از خاشاكي كه عبور مي‌كند يكي را به چنگ آوريم.ما مايليم كه فرايندهاي فكري را داراي تداوم توصيف كنيم، همچون زنجيره‌اي از انديشه كه به‌طور اجتناب‌ناپذير با گام‌هاي منطقي به سوي سرانجامي تازه پيش مي‌رود. معهذا آن‌چه بسياري از انديشوران شرح مي‌دهند بيشتر شبيه دست و پا زدن و تقلا در مردابي از سردرگمي و توده‌اي از ناپيوستگي و پريشاني است كه با جرقه‌هاي اتفاقي روشنايي يا تنوير در هنگام ظهور ناگهاني الگويي تازه تشفي مي‌يابد. تصور پيشروي منسجم و منظم فكر تحريف و جعل بازنگرانه آن چيزي است كه واقعاً اتفاق مي افتد.سؤال جالب اين است كه چرا در ما الزام چاره‌ناپذيري براي نظم بخشيدن به افكار به صورت بازنگرانه و متوالي وجود دارد. افكار ما به بيرمنگام پرواز مي‌كند ولي ما احساس اجبار مي‌كنيم كه طوري به مسافرت بنگريم كه گويي سفر ساده بي‌وقفه‌اي از لندن و از طريق اتوبان ام ـ 40 بوده است.من بر اين باورم كه اگر قرار باشد افكار خود را به ترتيب زمان ثبت كنيم و به خاطر آوريم ناچاريم در تجربة خود از انديشيدن دست ببريم. اگر بخواهيم فرايندهاي ذهني خود را به خاطر بسپاريم بايد از آن‌ها الگوهايي منسجم بسازيم. بي‌نظمي و هرج و مرج را نمي‌توان به درستي به ياد آورد. به خاطر آوردن جملات بي‌معنا آسان‌تر از هجاهاي نامفهوم است؛ و موسيقي بزرگ‌ترين باني و مروج نظم موجب مي شود كه كلمات و جملات باز هم آسان‌تر به خاطر سپرده شوند.لزومي ندارد كه خلق الگوهاي منسجم ناشي از تعمق آگاهانه باشد. اين فعاليتي ذهني است كه در همه ما بدون كمترين واقفه‌اي ادامه دارد. ما موضوعات را به يك‌ديگر پيوند مي‌دهيم، اضداد را تلفيق مي‌كنيم و از داده‌هايي كه قبلاً بدون ارتباط بوده‌اند واحدهايي نو مي‌آفرينيم. يوهان گوتفريد هر در فيلسوف قرن هجدهم كه نظرات او در باب ترانه‌ها به مثابة گنجينه‌هاي تاريخ قبيله‌اي قبلاً نقل شد. در اين زمينه نيز ذكاوت نشان مي‌دهد. ايزايا برلين در كتاب ويكو و هردر مي‌نويسد:اين كه آفرينش كل‌هاي واحد منسجم و يك‌پارچه از داده‌هاي منفصل نامربوط فعاليت سازمان‌بخش ضروري طبيعت بشري است در كل نگرش اجتماعي و اخلاقي هر در اعتقادي عمده و محوري محسوب مي‌شود؛ به نظر او هرگونه فعاليت خلاقه، آگاهانه و ناآگاهانه، گشتالت منحصر به فرد خويش را به وجود مي‌آورد و به نوبه خود توسط آن تعيين مي‌شود. گشتالتي كه از طريق آن هر فرد يا گروهي به تكاپو براي درك، فهم، اقدام و خلق زندگي برمي‌خيزد.در طبع انسان چه چيزي است كه اين دلمشغولي او با خلق كل‌هاي واحد يك‌پارچه را موجب مي‌شود؟گونه‌هاي انساني مانند بسياري از موجودات ردة تكاملي پايين‌تر با خزانه‌اي از واكنش‌هاي تثبيت شده به صورتي انعطاف‌ناپذير از پيش برنامه‌ريزي نشده‌اند. اگر ما از پيش به اين صورت برنامه‌نويسي شده بوديم شايد خوشحال‌تر بوديم اما از قابليت كمتري براي واكنش به تغييرات محيط برخوردار مي‌شديم، در رفتارمان كمتر انعطاف‌پذير بوديم، و از همه مهم‌تر تخيل قوي و نيروي ابداع كمتري داشتيم. حيواني كه رفتار او تحت تسلط واكنش‌هاي موروثي ديرينه است به پرسيدن، تعديل رفتار خود، تخيل در باب آن كه چيزها مي‌توانند بهتر باشند و تكاپو براي فهميدن، مفهوم‌پردازي و خلق كل هاي واحد يك‌پارچه از ميان داده‌هاي نامربوط نيازي ندارد. او تنها به شيوه‌هايي كه طبيعت براي او مقدر كرده و در نهاد او به وديعه گذاشته شده است رفتار مي‌كند. او نمي‌تواند به گونه‌اي ديگر دست به عمل بزند.چنين موجودي ممكن است با وضع حاضر به خوبي انطباق يابد اما انعطاف‌ناپذيري‌اش به ناچار او را آسيب‌پذير مي‌كند. اگر محيط تغيير كند حيوان اغلب نمي‌تواند رفتار خود را براي بقا با سرعت لازم تغيير دهد. انتخاب طبيعي زمان زيادي براي عمل كردن مي‌برد: تغييرات اقليمي و غير آن ممكن است گونه‌اي را پيش از آن‌كه بتواند به سازگاري تازه و مناسب‌تري دست يابد نابود كند.شگفت آن كه سازگاري و انطباق انسان به واسطة فقدان سازگاري صورت مي‌گيرد. ما از طريق الگوهاي موروثي رفتار با هر مجموعه‌اي از شرايط خارجي به طرز انعطاف‌ناپذيرو دقيق انطباق نمي‌يابيم. از اين روست كه انسان‌ها مي‌توانند با محيط‌هاي متفاوتي مانند نواحي قطبي، منطقة استوا و حتي خارج از فضا سازگاري پيدا كنند. رفتار انسان بيشتر از آن‌كه به واكنش‌هاي ذاتي نسبت به محرك‌هاي محيطي وابسته باشد مبتني بر يادگيري و انتقال فرهنگ از نسلي به نسل ديگر است. نوزادان انسان براي تضمين بقا مجهز به برخي از واكنش‌هاي خودكار هستند اما شيوه‌هايي كه از طريق آن‌ها كودكان بزرگ‌تر و بالغين با زندگي انطباق و سازگاري پيدا مي‌كنند عمدتاً تحت نفوذ يادگيري، تربيت، آموزش و تجربه قرار دارند.از آن‌جا كه الگوهاي ذاتي موروثي در اساس بر رفتار ما حكم نيستند، درك روابط و ايجاد الگوهاي جديد يك فعاليت ذهني مداوم است كه حتي در غياب خودآگاهي نيز ادامه مي‌يابد. ما تصميم نمي‌گيريم كه سه نقطه را بهخ صورت مثلث در نظر آوريم؛ بلكه نمي‌توانيم از انجام اين كار اجتناب كنيم. حتي در خواب، مغز ما به طور متناوب در كوشش براي تناسب بخشيدن به امور درگير است. آن‌چه از رؤياهاي خود به ياد مي‌آوريم اغلب بيانگر آن است كه ما بخشي از يك فرايند كاونده و تفكيك‌كننده را كه در آن تجربة اخير با تجربة قبلي پيوند يافته مجسم مي‌كنيم؛ فرايندي كه ممكن است مسئول ناهماهنگي‌هاي شايع رؤياها باشد كه در آن‌ها وقايع گذشته دور با رويدادهاي ديروز در قالب يك داستان در كنار هم گذاشته مي‌شوند.چون اين كاوش، تفكيك و ايجاد الگوها دائماً به‌طور خودآگاه و ناخودآگاه در جريان است، ما آن را امري بديهي فرض مي‌كنيم و به ندرت متوجه وقوع آن هستيم. اما هنگامي كه براي نخستين بار پيوندي نامنتظر يا الگويي نو را تشخيص مي‌دهيم رضايت شديدي احساس مي‌كنيم. كوشش براي خلق كل هاي واحد نو و كشف پيوندهاي جديد در ميان داده‌هايي كه تا به حال نامربوط بوده‌اند هميشه به مثابه يك فعاليت ذهني عاليه در نظر گرفته مي‌شود، زيرا متضمن چيزي بيش از يك واكنش غريزي عاجل نسبت به محرك‌هاي وارده است.هنگامي كه يك طرحواره كشف مي‌شود، اغلب براي كاشف و همه كساني كه آن را مي‌فهمند و درك مي كنند واجد اهميت بسيار مي‌شود. اين امر نه تنها در مورد نظريه‌اي علمي و ساير مساعي انديشمندانه براي معنا بخشيدن به جهان بلكه در باب آن دسته از آثار هنري نيز كه چيزي بيش از نسخه بدل‌هاي تكراري اشكال قبلي هستند صادق است. يافتم فرياد مسرت رويارويي با گشالتي نوين است حتي اگر هيچ كاربرد مادي بلافصلي نداشته باشد. شرح برتراند راسل از نخستين رويارويي او با هندسه مطلب را نشان مي‌دهد. او در زندگي‌نامة خويش مي نويسد:در يازده سالگي مطالعة اقلديس را با برادرم به عنوان مربي آغاز كردم. اين يكي از بزرگ‌ترين رويدادهاي زندگي‌ام بود، درخشان و خيره‌كننده همچون نخستين عشق. نمي‌توانستم تصور كنم كه چيزي تا اين حد مطبوع در جهان وجود داشته باشد.ممكن است بحث شود كه سرخوشي راسل از مطالعة اقليدس در چنان سن زودهنگامي آن‌قدر ناشايع است كه مثال نامناسبي است براي آن‌چه كه من ادعا مي‌كنم تجربة مشترك فراگيري در ميان انسان‌هاست. كودكي راسل در تنهايي سپري شد. امكان دارد او به عنوان يتيمي با هوش استثنايي كه تحت آموزش خصوصي قرار داشت بيشتر از ساير كودكان مستعد شيفتگي در برابر انسجام منطقي بوده باشد. معهذا راسل در برخورداري از سرخوشي وافر به خاطر درك و فهم يك منظومة خشك بي‌روح تنها نيست. افراد از طرق گوناگون به تجربه معنا مي‌بخشند، هم‌چنان كه قبلاً در ساير كتاب‌ها عنوان كرده‌ام كساني كه بالاخص شيفته و مجذوب امر مجردند اغلب افرادي هستند كه روابط شخصي اوليه آنها كاستي داشته است. بسياري از مبتكرين و خلاق‌ترين انسان‌ها در انطباق با زندگي اجتماعي معمولي مشكل داشته‌اند و در نتيجه با شدت بيشتري به سوي ابداع سوق داده شده‌اند. رضايت سعادتمندانه خلاقيت به بار نمي‌آورد.ولي كودكان و بزرگسالان هر دو از حل مسائل، درك روابط، فهم ساختارها و فراگيري فنون جديد به خشنودي و رضايت دست مي‌يابند.هر چيزي كه تشويش ما از احاطه توسط هرج و مرج را كاهش دهد يا احساس متزلزل كنترل و تسلط ما را افزايش دهد به ما لذت مي‌بخشد. حتي انتزاعي‌ترين الگوهاي عقلاني احساسات ما را وارد ميدان مي‌كنند.اگر ما موسيقي انتزاعي را به طور عيني در نظر بگيريم مي‌توانيم آن را هم‌چون الگوهاي مجردي از نت‌ها يا نواها توصيف كنيم كه نه با آن‌چه در دنياي بيرون واقع مي‌شود رابطة آشكاري دارد و نه با فرآيندهاي ذهني در نگاه نخست. رياضيات و موسيقي اغلب مشابه نشان داده شده‌اند زيرا هر دو با برقراري پيوند در ميان تجريدات و ساختن الگوها از ايده‌ها و تصورات سر و كار دارند ويتگنشتاين فيلسوف ديگري كه موسيقي اهميت زيادي برايشت داشت با احساس بسيار دربارة زيبايي پرنسيپيا سخن مي‌راند و مي‌گفت احتمالاً بالاترين ستايشي كه مي‌تواند نثار آن كند اين است كه مانند موسيقي بود. وايت‌هد در سخنراني‌هاي «لوول» خود در 1525 صراحتاً موسيقي را با رياضيات مقايسه مي‌كند. او در دانش و دنياي نو مي‌نويسد.مي‌توان ادعا كرد كه علم رياضيات محض با تحولات نوين‌اش بديع‌ترين خلقت طبع انسان است. ديگر مدعي اين جايگاه موسيقي است.برتراندراسل در مطالعة رياضيات چنين نوشت:وابستگي به سيستم و روابط كه شايد ژرف‌ترين جوهر وسوسة عقلاني است، در هيچ قلمروي ديگري مانند رياضيات امكان مانور آزاد نمي‌يافت.جي‌. اچ. هاردي در پوزش يك رياضي‌دان اعلام مي‌كند كه:يك رياضي‌دان مانند يك نقاش يا يك شاعر سازنده الگوهاست ... الگوهاي رياضي‌دان مانند الگوهاي نقاش يا شاعر بايد زيبا باشند، ايده‌ها بايد مانند رنگ‌ها يا واژه‌ها به طريقي هماهنگ با يك‌ديگر تناسب داشته باشند. زيبايي نخستين آزمون است: در جهان جايگاهي هميشگي براي رياضيات زشت و ناخوشايند وجود ندارد.شواهد باطني نشان مي‌دهد كه ج. اچ. هاردي به همان مقدار اندكي كه من از رياضيات سر در مي‌آورم موسيقي را درك مي‌كرد. با كمال تعجب او مي‌گفت احتمالاً در واقع افراد بيشتري به رياضي علاقمنداند تا موسيقي معهذا همان‌طور كه گراهام‌گرين نويسنده هنگام نقد پوزش يك رياضي‌دان مي گويد هاردي باطناً مي‌دانست كه يك هنرمند خلاق بودن چگونه است. هاردي عقيده داشت كه رياضيات محض مستقل از جهان فيزيكي است و معنا و اهميت يك ايده رياضي با هرگونه كاربرد عملي كه ممكن است سرانجام پيدا كند ارتباطي ندارد. به نظر هاردي افكار رياضي بزرگ از روي عموميت، ژرفا، حتميت يا گريزناپذيري و ماهيت مقتصدانه و غيرمنتظرة خود شناخته مي‌شوند.اين ملاك‌ها را مي‌توان در مورد موسيقي نيز به كار برد. در محدودة سنت زيبايي‌شناختي خاصي مانند هنر موسيقي غربي، عموميت، عمق و حتميت همه ويژگي‌هايي هستند كه در اشاره به آن‌چه با مقبوليتي گسترده موسيقي والا قلمداد مي‌شود توسط منتقدان مورد استناد قرار مي‌گيرند. برخي از اين ويژگي‌ها را با سهولت بيشتري مي‌توان به صورت منفي تعريف كرد تا مثبت. يعني موسيقي مي‌تواند فاقد عموميت باشد از آن‌رو كه شديداً وابسته به سبك يا نحوة بياني ملي ات؛ يا امكان دارد عمق و ژرفا نداشته باشد زيرا كه ريتم‌هاي آن يكنواخت يا مبين بي‌مايگي باشند مانند بسياري از انواع موسيقي عامه‌پسند امروزي. از سوي ديگر يك ويژگي‌ تمام آثار هنري برجسته حتميت است. هنگامي كه اين آثار تكميل مي‌شوند ما به سختي مي‌توانيم تصور كنيم كه به صورت ديگري مي‌توانسته‌اند ساخته شوند.مه قبلاً ملاحظه كرده‌ايم كه پيش‌بيني ناپذيري يكي از مشخصه‌هاي نظريه‌هاي كلر و مير در باب موسيقي است. شگفت آن‌كه توانايي آهنگساز براي خلق الگوهاي بديع و تداركا انجام‌هاي نامنتظر در ارتباط تنگاتنگ با احساس حتميت است. هرچه بيشتر آهنگساز در مسيرهاي متداول گام بردارد بيشتر احساس مي‌كنيم كه مي‌توانسته است در طريق ديگري حركت كند. هر چه بيشتر در يك قطعة موسيقي اشارات بديع‌تري بيابيم بيشتر احساس مي‌كنيم كه آن قطعه نمي‌توانسته است به صورت ديگري وجود داشته باشد.به صرفه كاري يا رعايت ماهيت مقتصدانه اثر اغلب بهاء داده مي‌شود مانند سمفوني چهار سيليوس كه آهنگساز و مورخ موسيقي سيسل‌گري آن را كوتوله سفيد موسيقي مي‌خواند و بدين وسيله اين سمفوني را با ستاره‌اي كه ماده در آن بسيار متراكم است مقايسه مي‌كرد. اما صرفه‌كاري بيش از حد فشار شديدي بر تمركز شنونده وارد مي‌كند، تا اندازه‌اي به اين جهت كه فرم و شكل آثار موسيقي نيازمند تكرار است. اگر صرفه كاري تا آن‌جا تقبل شود كه از تكرار پرهيز گردد يا به حداقل ممكن رسانده شود، همان‌طور كه قبلاً هنگام بحث از موسيقي سريال ديديم ممكن است شنونده نتواند ساختار اثر را درك كند. ادراك ساختار براي درك و فهم موسيقي ضروري است. حتي اگر شنونده از آموزش تخصصي برخوردار نباشد و نتواند ارزيابي خود از يك اثر موسيقي را به زبان فني كند، ادراك او از ساختار بخشي لاينفك از تجربة موزيكال او را تشكيل مي‌دهد.ايجاز آن‌طور كه در رياضيات ديده مي‌شوند مشخصة ضروري زيبايي در موسيقي نيست. قطعة مينوي شوبرت ماية لذت كساني مي‌شود كه موسيقي او را دوست دارند و مورد انتقاد آنان قرار مي‌گيرد كه شيفتگي كمتري دارند. ايجاز دو واگنر غيرقابل تصور است، تاثير موسيقي او از طول زماني وافري كه دارد تفكيك‌ناپذير است.از سوي ديگر منقدان به كرات مدعي هستند كه يك اثر موسيقي نسبت به مصالح به كار رفته در آن بسيار طولاني است. اين انتقاد دلالت بر آن دارد كه ارزيابي فرم و محتوي در موسيقي مي‌تواند به صورت جداگانه انجام پذيرد: به عنوان مثال يك تم مناسب به نحوي نامطلوب بسط پيدا كند. اما اين ثنويت و دوگانگي به سهولت در برجسته‌ترين آثار موسيقي قابل تشخيص نيست، كه در آن‌ها تفكيك‌ناپذيري شكل و محتوي به شدت در احساس ما از حتميت موثر است.موسيقي و رياضيات در اين امر سهيم‌اند كه الگوهاي روابط موردنظر آن‌ها عميقاً غيركلامي هستند. زبان آن‌قدر پيچيده، موثر و نوعاً انساني است كه ما مايليم براي آن به عنوان يك وسيله ارتباط و معنا بخشيدن به تجربه ارزش بيش از اندازه‌اي قائل شويم. تصور پروست در مورد آن‌كه اگر زبان گفتاري و نوشتاري ظاهر نشده بود موسيقي مي‌توانست شيوة بديلي براي ارتباط ميان دل‌ها و جان‌ها باشد، مطلب را نشان مي‌دهد.يافتن معنا در هر چيزي وابسته به ايجاد رابطه ميان يك امر با امري ديگر از طريق كشف يا برقراري نظم است. رياضيات مظهر نظم بخشيدن به طور كلي است و نه بالاخص. همان‌گونه كه وايتهد مطرح مي‌كند قطعيت رياضيات به كليت و عموميت انتاعي تمام عيار آن بستگي دارد. موسيقي نيز مي‌تواند به اين عظمت سرد بي‌روح و فاقد جنبة شخصي نزديك شود، به خصوص هنگامي كه موسيقي بردميده در واپسين دورة حيات يك آهنگساز را در نظر بگيريم. به عنوان مثال مالكم بويد از نذر موزيكال و هنر فوگ، آفريده‌هاي باخ چنن ياد مي‌كند كه گويي در جهاني فراتر از موسيقي انساني ما سير مي‌كنند كه در آن موسيقي، رياضيات و فلسفه يكي هستند.هر آن‌كه اين موسيقي را مي‌شناسد صحت و درستي توصيف يادآورنده بويد را ارج خواهد نهاد. اما آيا جهاني كه او فرض مي‌كند عيني است يا آن‌كه استعاره‌اي را به كار مي‌گيرد؟ آيا الگوهاي موسيقي و رياضيات ابدعات انساني هستند يا اكتشافات نظمي كه از پيش وجود داشته است؟ ج. اچ. هاردي چنان سرسختانه به خدا بي‌اعتقاد بود كه هميشه از رفتن به نمازخانه دانشكده امتناع مي‌كرد، حتي براي انتخابات دانشكده. معهذا بر اين باور بود كه واقعيت رياضي مستقل از واقعيت فيزيكي وجود دارد و معادلات رياضي ابداعاتي از قبيل كشفيات و نظرات و تفاسير نوين نيستند او در كتابي كه ذكر شد چنين نوشت:317 يك عدد است نه به اين دليل كه ما چنين مي انديشيم يا اذهان ما بدين طريق شكل گرفته‌اند، بلكه از آن رو كه به اين نحو وجود دارد، زيرا واقعيت رياضي بدين‌سان ساخته شده است.راجر پن‌روز با اين نظر موافق است. او در ذهن يك امپراتور مي‌پرسد:رياضيات اختراع يا اكتشاف است؟ آيا هنگامي كه رياضي‌دانان به جواب‌هاي خود مي‌رسند تنها ساختارهاي ذهني دقيقي را به وجود مي‌آورند كه واقعيت بالفعل ندارند اما به تنهايي از چنان دقت و تاثير بسنده‌اي برخوردارند كه حتي ابداع‌كنندگان خود را با اين باور كه اين ساختارهاي ذهني واقعي هستند فريب مي‌دهند؟ يا آن‌كه رياضي‌دانان واقعاً حقايقي را برملا مي‌كنند كه در واقع از پيش آن‌جا هستند ـ حقايقي كه هستند آن‌ها كاملاً از فعاليت‌هاي رياضي‌دانان مستقل است؟ من فكر مي‌كنم كه تاكنون بايد بر خواننده روشن شده باشد كه من هوادار نظر دوم هستم، نه نخست ...پن‌روز مدعي نيست كه تمام ساختارهاي رياضي از نوع مطلق اند. برخي از آن‌ها ابداعاتي ساختگي هستند كه به‌طور مشخص فرآورده‌هاي خلاقيت انساني‌اند. اما به نظر مي‌رسد بقيه كه در آن‌ها چيزي بسيار بيشتر از آن‌كه در وهله نخست از ساختار در ميان مي‌آمد، حاصل و ظاهر مي‌شود كشفياتي هستند كه در خلال آن‌ها رياضي‌دانان در هيئتي نمايان مي گردند كه گويي به طور اتفاقي با آثار خداوند روبرو شده‌اند. همان‌طور كه پن‌روز خاطر نشان مي‌كند اين نظر نوعي افلاطون‌گرايي رياضي مابانه است.بقية رياضي‌دانان اعتقاد راسخ دارند كه ريضيات كاملاً مبتني بر بناها و بنيادهاي ساخت بشر است. كروئنكر اين اظهارنظر معروف را بر زبان راند كه: خداوند اعداد درست را آفريد: مابقي كار بشر است، لذا او هر دو طريق را در پيش مي‌گيرد.گرايش به باور آن‌كه ساختارهاي رياضي كشفيات و نه ابداعات هستند با شيوة حل برخي از مسائل رياضي تقويت مي‌شوند. حل مسالئ و گشتالت‌هاي نو هر چقدر هم كه براي آن‌ها با كوشش آگاهانه از پيش‌زمينه فراهم شده باشد، به‌طور خود به خود بر افراد نمايان مي‌شوند. كيفيت الهام‌بخش راه‌حل‌هاي غيرمنتظره معنا و اهميت خاصي به آن‌ها مي‌بخشد به‌طوري كه براي يك مؤمن چنين به نظر مي‌رسد كه از خداوند نشأت گرفته‌اند.در روان‌شناسي ابداع در حوزه رياضي نوشته ژاك هدمارد از قول گاوس رياضي‌دان چنين نقل شده است:سرانجام دو روز قبل، نه بر اثر مساعي مشقت‌بار بلكه با لطف خداوند موفق شدم. همچون درخشش ناگهاني صاعقه، معما حل شد. من خود نمي‌توانم بگويم رشتة هدايت‌كننده‌اي كه آن‌چه را كه پيش‌تر مي دانستم با آن‌چه كه موفقيت مرا امكان‌پذير ساخت متصل كرد، چه بود.استراوينسكي مانند هايدن استعدادهاي خود را خداداد قلمداد كرد و به طور منظم براي قدرت و دوام آن ها در كار دعا مي‌كرد. او از خود به عنوان سرپرست و نگاهبان استعدادهاي موسيقايي خويش باد مي‌كرد و خود را رهين منت پروردگار مي‌دانست تا سزاوار رشد و شكوفايي آن‌ها باشد. استراوينسكي مي‌گفت كه فكر مربوط به آئين بهار در رؤيا به سراغ او آمده بود. او در تحولات و تفاصيل مي‌نويسد:راه و روش مرسوم فرادستي كه در پشت تقديس بهار قرار داشت بسيار اندك بود. من تنها از كمك گوشم برخوردار بودم من مي‌شنيدم و آن‌چه را كه مي‌شنيدم مي نوشتم. من گذرگاهي بودم كه تقديس از آن عبور كرد.استراوينسكي در اين عقيده يونگ سهيم بود كه برخي رؤياها مي‌توانند پيام‌هايي از جانب خداوند باشند. كساني از ما كه يقين كمتري به وجود خدا دارند بايد به اين تصور بپردازند كه بخش ناخودآگاه ذهن نيز مانند بخش خودآگاه بي‌وقفه در كار پردازش و دسته‌بندي اطلاعات است. در جريان انجام اين امر آميزه‌ها و الگوهاي جديد بيرون داده مي‌شوند كه در صورت خوش‌شانس بودن ما بديع يا الهام‌بخش از آب در مي‌آيند. از آن‌جا كه اين الگوهاي نوين به جاي آن‌كه نتيجة مستقيم تعمق آگاهانه باشند به‌طور خودبه‌خود ظاهر مي‌شوند قابل فهم است كه افراد داراي گرايش مذهبي آن‌ها را ملهم از خداوند قلمداد كنند.مقايسه ميان موسيقي و رياضيات را خيلي زياد نمي‌توان دنبال كرد. اگرچه هر دو با روابط انتزاعي سر و كار دارند ولي معادلات رياضي قابل اثبات‌اند، حال آن‌كه واقعيات مربوط به موسيقي تابع ترتيبي ديگرند. پيشروي يك اثر موسيقي به سوي پايان خود در صورتي كه اثر به اندازه كافي عالي باشد ممكن است از لحاظ زيبايي‌شناختي گريزناپذير به نظر آيد اما نمي‌توان آن را با جريان يك بحث رياضي معطوف به نتيجه كه از لحاظ منطقي گريزناپذير است مقايسه كرد.موسيقي و رياضيات هر دو نشان‌دهنده اين واقعيت‌اند كه ايجاد الگوهاي منسجم از ميان ايده‌هاي انتزاعي يك دستاورد عميقاً با اهميت انساني است كه كساني را كه قادر به درك چنان الگوهايي هستند مجذوب و خرسند مي‌كند، خواه اين الگوها با زندگي به سياقي كه به طور عادي گذران مي‌يابد رابطة مستقيمي داشته باشند يا نداشته باشند. اين نوع درك زيبايي‌شناختي صرفاً يك ورزش مغزي و منطقي بي‌روح نيست، بلكه احساسات انساني را متأثر مي‌كند. ما از پي بردن به وجود وحدت و انسجام در جايي كه قبلاً نبوده است شادمان مي‌شويم و از تعمق در شكل يا فرم كمال يافته لذت مي‌بريم.من معتقد نيستم كه واقعيت موزيكال خارج از اذهاني كه آن را خلق مي‌كنند از هستي برخوردار است. موسيقي برخلاف رياضيات بيش از آن به سنت‌هاي گوناگون فراگير فرهنگي متكي است كه بتواند امري مطلق در نظر گرفته شود. ولي قبول دارم كه نمونه‌اي ا فعاليت ذاتي سازمان‌بخش انساني است: تلاش به منظور ايجاد معناي واجد ساختار از ميان هرج و مرج و بي‌نظمي. و نيز معتقدم كه با اقتباس از ملاحظاتي مشابه آن‌چه توسط پن‌روز در مورد رياضيات عنوان شد مي‌توان آثار برجستة هنري را از آثار كم‌ارزش‌تر تشخيص داد. در واقع خود پن‌روز در كتار ذكر شده مي‌نويسد:آثار والاي هنري در حقيقت از آثار با اعتبار كمتر به خداوند نزديك‌ترند. اين حالتي نه چندان نامتعارف در ميان هنرمندان است كه گويي در برجسته‌ترين آثار خود حقايقي ابدي را آشكار مي‌كنند كه از نوعي هستي اثيري قبلي برخوردار بوده‌اند، حال آن‌كه آثار نامعتبرتر آنان كه ممكن است ديمي‌تر باشد ماهيتاً واجد ساختار فاني محض‌اند.انگاره‌هاي رياضي و الگوهاي موسيقي هر دو احساسات ما را وارد ميدان مي‌كنند، اما تنها موسيقي بر هيجانات ما تاثير مي‌گذارد. تفاوت در واكنش ما به هر يك، در اين جا نهفته است. هيجانات بدن را درگير مي كنند اما احساسات از انجام اين كار عاجزند. جيمز هيلمن در كتاب هيجان مي‌نويسد:وقتي كه اميد، خوف، ملال يا شادي به بدن نفوذ نمي‌كنند ما تنها داراي احساسات، شورها، حالت‌ها يا هر آنچه بخواهيد هستيم. اما فاقد هيجانيم. همان‌طور كه داروين مي‌گفت: ممكن است يك انسان به شدت از ديگري متنفر باشد ولي مادام كه بدن او تحت تاثير قرار نگيرد نمي‌توان گفت كه او خشمناك است.رياضيات نمي تواند بدن را به شيوه‌هايي كه موسيقي تحت تاثير قرار مي‌دهد، متاثر كند، هر چند كه درك زيبايي‌شناختي هر يك داراي مشتركات زيادي است. انگاره‌هاي رياضي ما را متقاعد مي‌كنند كه بايد نظمي در كيهان وجود داشته باشد و الگوهاي موسيقي نيز همين كار را مي‌كنند. اما موسيقي نظم را به نحوي در درون خود ما به وجود مي‌آورد كه ريضيات از عهدة آن بر نمي‌آيد و علت آن اثرات جسماني موسيقي است.موسيقي از رياضيات كمتر انتزاعي است زيرا موجد برانگيختگي فيزيولوژيك مي‌شود و نواهايي كه احتمالاً موسيقي از آن‌ها ناشي شده است ارتباطات هيجاني و عاطفي هستند. موسيقي هم عقلاني و هم عاطفي يا احساسي است و پيوندهاي ميان ذهن و بدن را دوباره برقرار مي‌كند. به همن دليل موسيقي معمولاً از لحاظ شخصي بامعناتر و مهم‌تر از رياضيات تصور مي‌شود و به نظر مي‌رسد با جزر و مد حيات ذهن و احساس‌مند با ارتباط نزديك تري دارد. تعجب‌آور نيست كه فيثاغورثيان معتقد بودند كه هارموني موجود در كيهان هم رياضي و هم موزيكال است.ريتم، ملودي و هارموني همه شيوه‌هايي براي نظم بخشيدن به نواها هستند به گونه‌اي كه آن‌ها در تعامل با يك‌ديگر قرار گيرند و رابطه‌ها را شكل دهند. اين نواها سازمان يافته توسط فرايندهاي فيزيكي به طرفي كه بر ما كاملاً روشن نيست تشديد مي‌شوند. به عنوان مثال بعضي صداها مشمئزكننده هستند يا ستون بدن را به لرزه در مي‌آورند. پژوهش نشان داده است كه صداي گچ يا ناخن دست بر تخته موجد نوعي ترس بيمارگونه از صداست كه جنبة بين‌المللي دارد. معهذا هيچكس نمي‌داند كه چرا چنين است. اين صدا نه به طور استثنايي بلند است و نه دلالت بر وجود خطري دارد. تنها به خاطر دليلي كه در تعريف نمي‌گنجد غيرقابل تحمل است. شايد مغز ما چيزي شبيه آن شيشه‌هاي شكننده‌اي است كه در واكنش به نوت‌هايي با فركانس مشخص خرد مي‌شوند.اگر تشخيص دهيم كه يك قطعه موسيقي ما را به حركت وامي‌دارد، منظور آن است كه ما را برمي‌انگيزد يعني از لحاظ فيزيكي بر ما تاثير دارد. درآميختگي بدني هميشه متضمن نوعي حركت است، خواه بروز تنش در عضلات، نوسان داشتن، سر تكان دادن، گريستن يا صدا درآوردن باشد. ما قبلاً در باب اين امر اظهار نظر كرده‌ايم كه بچه‌هاي كوچك هنگام آواز خواندن دوست دارند كه دست‌ها و پاهايشان را حركت دهند و به دردسري كه بعضي از شركت‌كنندگان در كنسرت در كنترل وسوسة خود راي تكان خوردن با موسيقي دچار آنند اشاره كرديم. حركت و هيجان هم از نظر معنايي و هم در واقعيت خارجي به نحو تفكيك‌ناپذيري با هم پيوند دارند.راجر سشنز آهنگساز در كتاب تجربه موزيكال آهنگساز از ما مي‌خواهد توجه داشته باشيم كه:عنصر سازنده موسيقي بيشتر حركت است تا صدا ... من حتي گامي فراتر بر مي‌دارم و مي گويم كه موسيقي براي ما به مثابة انسان‌ها واجد اهميت است بيشتر به خاطر آن‌كه مظهر حركاتي از نوع خاص انساني است كه تا ريشه‌هاي وجود ما فرا مي‌رود و در قالب اشاراتي دروني شكل مي گيرد كه عميق‌ترين و ذاتي‌ترين واكنش‌هاي ما را تجسم مي‌بخشد.جان بلكينگ گمان مي‌كند كه وسوسة تصنيف موسيقي معمولاً با يك جنبش بدني داراي ريتم آغاز مي‌شود و اجراكنندگان آثار موسيقي اگر بتوانند از لحاظ جسماني با آهنگساز همانندي داشته باشند احتمال بيشتري دارد كه اجراي صحيح و اصيلي را ارائه دهند.موسيقي به زمان نظم و ساختار مي‌بخشد و برخي از موسيقي‌دانان مدعي هستند كه اين وجه به زعم آنان اصلي‌ترين نقش موسيقي است. حس حركت در طول زمان در موسيقي از يك اثر به اثري ديگر كاملاً فرق مي‌كند. من پيش از اين فرم سونات را با يك سفر مقايسه كرده‌ام، پيش‌روي به سوي مقصدي كه در آن عناصري كه در ابتداي قطعه در تضاد با هم قرار داشتند سرانجام به توافق و سازگاري مي‌رسند. همه انواع موسيقي اين‌گونه نيستند. اگرچه بديهي است كه هر اجرايي از موسيقي بايد براي يك دورة زماني قابل ملاحظه‌ ادامه يابد ولي به نظر مي‌رسد برخي از انواع موسيقي بيشتر به ساختارهايي مي‌پردازند كه نه به وضوح در تضادند و نه در يك وحدت نهايي به گشايش مي‌رسند، بلكه به شيوه‌هايي در كنار هم قرار مي‌گيرند كه ما آن‌ها را بيشتر تقريباً ايستا درك مي‌كنيم.استراوينسكي دوگونه زمان را متمايز كرد كه آن‌ها را زمان روانشناختي و زمان هستي‌شناختي مي‌خواند. منظور او از زمان روانشناختي زماني است كه در انطابق با خلق و خوي دروني فرد تغيير مي‌كند، اعم از اين كه ملول، هيجان‌زده، اسير درد، متبسم و غيره باشد. در زمان هستي‌شناختي او به زمان آن چنان كه هست اشاره داشت، زمان آن‌گونه كه پيمانه مي‌شود. او در بوطيقاي موسيقي مي‌نويسد:آن موسيقي كه مبتني بر زمان هستي‌شناختي است عموماً تحت تسلط اصلي تشابه قرار دارد. آن موسيقي كه از زمان روانشناختي پيروي مي‌كند متمايل به تداوم از طريق تضاد است. اين دو اصل بر فرايند خلاق حاكم‌اند با مفاهيم عمدة تنوع و وحدت همراهي دارند.استراوينسكي بر اين گمان بود كه آن موسيقي كه عمدتاً بيانگر اميال عاطفي آهنساز است زمان روانشناختي را جانشين زمان هستي‌شناختي مي‌كند. شنونده اگر مجذوب داستان موسيقي شود مي‌بيند كه انگار زمان سريع‌تر از هميشه سپري مي‌گردد. از سوي ديگر به نظر استراوينسكي آن موسيقي كه كمتر به احساسات شخصي مي‌پردازد بيشتر با واقعيت زمان هستي‌شناختي از نزديك مانوس است. او در كتاب ذكر شده در بالا مي‌نويسد:در مورد خودم، من هميشه دقت كرده‌ام كه به طور كلي از پرداختن به تشابه بيشتر از تضاد خرسند شده‌ام ... تضاد تاثيري آني ايجاد مي‌كند. مشابهت تنها در درازمدت ما را خوشنود مي‌سازد. تضاد عنري از تنوع است. تشابه از تكاپو براي وحدت‌زاده مي‌شود.منتقد موسيقي بيان نورثكات اخيراً در مقاله‌اي از مسيان به عنوان موسيقي‌داني ياد مي‌كند كه تصنيف موسيقي را يك سره امري در خدمت نشان دادن نظم الهي مي‌بيند و اين را با عدم علاقة مسيان به پيشروي به سوي يك هدف مربوط مي‌داند. او همچنين مي گويد كه موسيقي مسيان دقيقاً در ارتباط با گذر زمان واقعي است، اظهارنظري كه تصور استراوينسكي را تائيد مي‌كند.بروكنر آهنگساز عميقاً مذهبي ديگري است كه موسيقي ايستاي او به قدم زدن در يك كليساي جامع تشبيه شده است. سمفوني‌هاي او با در كنا هم قرار دادن قطعات بلندي از مصالح موزيكال مشخص مي‌شوند كه در آن‌ها اساساً احساس حركت به سوي يك هدف به چشم نمي‌خورد.معهذا خطاست كه بكوشيم تا به يك حكم كلي برسيم. همه آهنگسازان مذهبي دربارة نظمي ابدي كه از پيش داير بوده است گزاره‌اي اقامه نمي‌كنند كه در نتيجه موسيقي ساخته آن‌ها ناشي از الهام به نظر برسد. هايدن عميقاً مذهبي بود ولي برخي از قطعات موسيقي او با اشتروم و درنگ مشخص مي‌شود و علي‌رغم تنوعات و ابداعات بسيار در فرم سونات كه حاصل خلاقيت اوست، قسمت اعظم موسيقي اركستري و مجلسي‌اش در سبكي سونات مانند به سوي يك غايت و هدف نهايي به پيش مي‌رود.برداشت استراوينسكي از موسيقي به مثابة چيزي درهم آميخته با ابديت و ترفيع احساسات مذهبي مربوط به پيوند با پروردگار، شايد او را از رعايت انصاف در باب آهنگسازاني كه بيشتر به نمايش احساسات شخصي نظر دارند دور كرده باشد. زيرا اينان نيز در جستجوي وحدت‌اند، وحدت ميان اضداد كه در رفع و حل تم‌ها و مضامين متضاد تظاهر مي‌يابد. معهذا استراوينسكي وجه تمايز برجسته‌اي ميان ادراكات متفاوت از زمان قائل مي‌شد كه بخشي از تجربة ما از موسيقي هستند. جوزف كرمن و جي. دابليو. ان. ساليوان هر دو در باب كوارتت‌هاي آخري بهتوون چنين اظهارنظر مي‌كنند كه از پيشروي به سوي يك هدف كه مشخصة فرم سونات است دور شده‌اند. ساليوان در اشاره به موومان‌ها مي‌گويد از يك تجربه يا رويداد مركزي ساطع مي‌شوند ولي حتي آن موسيقي كه به آرامش جاودان تقرب مي جويد يا مرتبط با محوري ساكن قلمداد مي‌شود براي اجرا نيازمند زمان است.همان‌طور كه در فصل مربوط به شوپنهاور گفتم موسيقي والا را مي‌توان از موسيقي فاقد الهام و حاصل كوشش آگاهانه متمايز كرد. اما اين تمايز به معني آن نيست كه موسيقي والا لزوماً بايد از نوعي برزخ اثيري نشأت گرفته باشد. بدون فرض شكل ديگري از واقعيت در خارج از روان انسان، دسترسي به ژرفاهاي روانشناختي باطني فرد به خودي خود به اندازه كافي دشوار است. ولي هنگامي كه يك آهنگساز در رسوخ به قلمروهاي پنهان درون موفق مي‌شود، نه تنها با عميق‌ترين احساسات خود روبرو مي‌گردد بلكه با شيوه‌هاي آوردن آن احساسات به خودآگاهي از طريق تبديل آن‌ها به ساختارهايي نظم يافته از صدا كه ما آن را موسيقي مي‌خوانيم نيز مواج مي‌شود. روانكاو فرانسوي ژاك لاكان مي‌گفت كه ناخودآگاه ساختاري همچون زبان دارد. به همين اندازه درست است كه بگوييم كه ناخودآگاه از ساختاري شبيه رياضيات يا موسيقي برخوردار است. تصور اوليه فرويد كه نهاد يا او يعني ژرفاهاي ناخودآگاه ديگ خروشاني است از شورها و هيجانات فاقد سازمان و ساختار كنار گذاشته شده است. اجزاء خودآگاه و ناخودآگاه ذهن هر دو با خلق الگوهاي تازه سروكار دارند.موسيقي بزرگ همواره واجد عنصري فراشخصي است، زيرا وابسته به يك فرايند نظم آفرين دروني است كه عمدتاً ناخودآگاهست و در نتيجه آگاهانه توسط آهنگساز ارائه نشده است. اين فرايند نظم‌آفرين چيزي است كه بايد آن را ترغيب كرد، در انتظارش نشست، طالب آن بود و برايش دعا كرد. بزرگ‌ترين دستاوردهاي خلاق انسان‌ها زادة مغز آدمي است اما اين به معناي آن نيست كه آن‌ها ساختارهايي كاملاً ارادي هستند. مغز از طريق راه‌هاي اسرارآميزي عمل مي كند كه تحت كنترل ارادي نيستند و اگر قرار باشد كه به بهترين نحو وظيفة خود را انجام دهد بايد آن را گاهي به حال خود رها كنيم.برخي از افراد در مي‌يابند كه هر يك از مذاهب بزرگ نظامي اعتقادي براي آنان تدارك مي‌بيند كه به جهان و جايگاه ايشان در آن معنا مي‌بخشد. مذاهب هستي را از نظم بهره‌مند مي‌سازند از آن رو كه رهنمودهايي براي رفتار صادر مي‌كنند، سلسله مراتبي را در نظر مي‌گيرند كه به يك خدا منتهي مي‌شود و به فرد هر اندازه كه حقير باشد، اين احساس را مي‌بخشند كه در يك طرح ملهم از پروردگار مشاركت مي‌جويد. مذاهب بسيار با يك‌ديگر تفاوت دارند ولي به نظر مي‌رسد در همه آن‌ها تكاپوي ذهن بشر براي تحميل نوعي نظم برآشفتگي هستي به چشم مي‌خورد. زندگي خود به تنهايي ممكن است به طور تصادفي، غيرقابل پيش‌بيني، ناعادلانه و درهم آشفته ادامه يابد ولي مؤمنان در تقبل اين فرض تسلي م يابند كه خداوند خواسته است تا نظمي برقرار باشد و مي‌پندارند كه انسان‌هاي گناهكار اين منظور را نقش بر آب مي‌كنند. حتي نوعي آرامش توجيهي در اين تصور مقلوب ديده مي‌شود كه آدميان به طور فطري نيك‌سرشت و معتدلند و مساعي مبتني بر نيت خير آنان توسط الهه‌هاي هوسباز ستمگر عقيم مي‌ماند.هرچند كه موسيقي يك نظام اعتقادي نيست، من فكر مي‌كنم كه جاذبه و اهميت آن نيز ناشي از آن است كه شيوه‌اي براي نظم بخشيدن به تجربة انساني است. موسيقي والا هم عواطف ما را برمي‌انگيزد و هم چهارچوبي تدارك مي‌بيند كه در محدودة آن شورها و هيجانات ما همانطور كه نيچه مي‌گفت كامروا مي‌شنوند. موسيقي جايگاه زندي را ارتقاء مي‌دهد، موجب تقويت و اتحكام زندگي مي‌شود و به آن معنا مي بخشد. موسيقي والا از كساني كه خالق آنند عمر بيشتري مي‌كند و شخصي و فراشخصي است. براي كساني كه به آن عشق مي‌ورزند در جهاني غيرقابل پيش‌بيني همچون يك نقطة اتكاء و ارجاع ثابت و مستحكم بر جاي مي‌ماند. موسيقي يك منبع وجد، سازگاري و اميد است كه هرگز رو به زوال نمي‌رود.اجازه دهيد مطلب را با تائيد اين نكته به پايان برم كه همچون نيچه براي من نيز موسيقي چيزي است كه زيستن بر زمين به خاطر وجود آن از ارزش برخوردار مي‌شود. موسيقي به نحو بي‌نظيري زندگي مرا پربار كرده است. موسيقي موهبتي تعالي‌بخش، لاحق و بدون جانشين است.</description>
                <category>مهندس جعفر ناصری زاده</category>
                <author>مهندس جعفر ناصری زاده</author>
                <pubDate>Sat, 01 Oct 2022 13:36:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نور در معماری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43081772/%D9%86%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-zq3umpieyjcc</link>
                <description>معماري بازي استادانه ، صحيح و با شكوهي از احجام تركيب شده زير نور مي باشد. چشمان ما تربيت شده اند كه فرم ها را زير نور ببينند، سايه و روشن ، اين فرم‌هارا اشكار مي سازند .(لوكوربوزيه)نور در معماری جعفر ناصری زاده JNASERI.IRاز دید همگان نور&quot;جزء اساسی و ضروری در ساختمان است . که کار آن روشن کردن فضا به منظور قابل رویت ساختن آن است .در هنر ساختمان سازی یا به عبارتی معماری نور یکی از اجزایی است که کنار عناصر و مفاهیم دیگر از قبیل ساختار&quot; نظم فضایی &quot;مصالح&quot; رنگ و .... مطرح می شود و در طراحی به عنوان یک عنصر مجزا باید نقش خود را ایفاکند . ولی واقعیت این است که در بسیاری از موارد در ساختمان سازی و معماری های داخلی به نور بیشتر به عنوان یک عامل روشن کننده که باعث کاهش مصرف نور مصنوعی و در نتیجه کاهش مصرف برق ! می شود &quot; می نگرند و فقط به مواردی از قبیل این که نور جنوبی و شمالی بر نور شرقی و غربی ارجحیت دارد و در مواقع ناچاری نور شرقی از نور غربی بهتر است &quot;توجه می شود و معماران به صورت کلیشه ای و از روی عادت آن را رعایت می کنند و اگر در ساختمان سازی نیازی به نور پردازی و ایجاد مفاهیم و تاکید هایی توسط نور باشد منحصرا به استفاده از نور مصنوعی می پردازند و با انواع درجات و رنگ های نور مفهوم و طرح خود را اجا می کنند .در صورتی که با نگاهی به تاریخ معماری گذشته ( تقریبا هر نوع معماری تاریخی ) نور به عنوان یک عنصر مجزا به کار گرفته شده و به نتایج بسیار زیبایی هم رسیده اند .یکی از مهمترین مشخصه های نور طبیعی &quot; توالی و دگرگونی آن در در طول روز است که باعث حرکت و تغییر حالت در ساعات مختلف می شود .&quot; در تاریخ نقاشی توجه به نور در دوره امپرسیونیست ها دیده می شود . هنگامی که نقاشان آتلیه های خود را ترک کردند و در زیر نور خورشید با نور طبیعی مشغول نقاشی شدند . از مشخصات این سبک توجه به رنگ و نور در ساعات مختلف روز و انعکاس رنگ های اشیای مختلف در یکدیگر و تاثیر رنگ های پیرامونی و به کار بردن رنگ های خالص و ناب می باشد . قاعدتا لازم نیست که چنین تحولی در سبک معماری داخلی ما نیز به وجود آید &quot; با توجه به اینکه ما ساختمان هایی داریم که عنصر نور را به قدری قوی و جذاب در خود به کار گرفته اند که هر بیننده ای را به خود جذب می کند . این مقاله به بررسی نقش نور در معماری و معماری داخلی به عنوان یک جزء سازنده و مفهوم بخش می پردازد و در خاتمه امید بر این دارد که در آینده در ساختمان ها همانند نیاکانمان شاهد به کارگیری نور طبیعی به صورت یک عنصر کاملا اثر بخش باشیم .نور وطبیعتنور طبیعی که حامل انرژی حیات بخش درونی است به عنوان یکی از منابع وجود حیات بر روی زمین محسوب می گردد. علاوه بر آن نور می تواند با رنگ ها و جلوه های متفاوت خود باعث تغییر چهره یک مکان شود زیرا نور در هر یک از فصول سال &quot; در آب و هواهای متفاوت و یا در هر زمانی از طول روز دارای چهره ای مخصوص به خود می باشد .ضمناهرمکانی دارای نور خاصی است که تنها به آنجا تعلق دارد برای مثال در صحرای یک منطقه استوایی تابش به قدری شدیدوسایه ها آنقدرکوتاه است که اشیا به چشم بیننده مرتعش ودرحال ذوب شدن به نظرمی آیند.به همین ترتیب نور موجود در مناطق کوهستانی &quot; جنگلی و یا سواحلی نیز دارای ویژگی های مکانی مخصوص به خود و متمایز از سایر مناطق است . زمانی که نور را به داخل فضای ساخته شده هدایت می کنیم در اصل نوعی ارتباط بین ساختمان و محیط خارج از آن ایجاد کرده ایم . بدین وسیله می توان جلوه های متفاوتی از فضای داخلی را که هر یک دارای ماهیت خاص خود از لحاظ ادراک فضایی می باشند &quot; ایجاد کرد .نور و بشراز دوران ما قبل تاریخ همواره اجسام نورانی که تجسمی از یک شی ء زنده را در ذهن بیدار می کردند توسط بشر مورد ستایش و احترام قرار گرفته و مشتاقانه برایشان جشن می گرفتند &quot; آنها را عبادت کرده و می پرستیدند.این توجه بیش از اندازه به عنصر نور در اغلب فرهنگ های اولیه بشری و در جوامعی با آداب و رسوم و عقاید مذهبی متفاوت همچنان در طول زمان مشاهده می شود . برخی از جوامع نور خورشید را در تشریفات مذهبی شان به کار می برند و برخی دیگر درخشش اجسام نورانی را به عنوان عامل ایجاد فعل و انفعالاتی رمز آلود جهت دست یابی به حیطه هایی ماورای دنیای زمینی تلقی می کردند.حتی امروزه در بسیاری از مدارس شرقی که به تدریس یوگا اشتغال دارند برای ایجاد تمرکز ذهنی از اجسام نورانی مانند لامپ &quot; خورشید &quot;ماه &quot; بلور و نور آتش استفاده می کنند .در اغلب ادیان &quot; نور نماد عقل الهی و منشا تمامی پاکی ها و نیکی هاست و خارج شدن انسان از تاریکی جهل و تابیده شدن نور معرفت در وجودش همواره یک هدف نهایی می باشد . در اثر تابیده شدن نور الهی به درون کالبد مادی &quot; یعنی جایگاه نفس آدمی است که انسان به رشد و تکامل معنوی می رسد در نتیجه برای نمایش این تمثیل &quot; در معماری اغلب بناهای مذهبی &quot; نور به عنوان عنصری بارز و مستقل از سایر عناصر و مفاهیم به کار رفته در ساختمان به کار گرفته می شود به گونه ای که شعاع های آن به طور واضح در داخل کالبد مادی و تاریک حجم قابل مشاهده است . فضاهای عمیق و تاریک کلیساهای قرون وسطی و یا مساجد اسلامی که با عنصر نور مزین شده اند به خوبی قادر به انتقال یک حس روحانی و معنوی می باشند . انسان در چنین فضاهایی که با نوری ضعیف روشن می شوند با مشاهده سایه های مبهم از اشیا و احجام &quot; در ذهن خود به کامل کردن تصاویر پرداخته و با این عمل به نوعی خلسه فرو می رود که نتیجه آن یک حس نزدیکی به منبع وجود و هستی در درونش بیدار می شود .نور و فضاهای شهرینور در ساعات متفاوت روز جلوه‌های گوناگونی به فضاهای شهری می‌دهد. در گذشته عنصر نور برای ایجاد تنوع در فضاهای شهری كاربرد فراوان داشت. برای مثال از آنجا كه رنگ سفید، نور آسمان را در خود منعكس كرده و هاله‌ای از رنگ آن را در برمی‌گیرد، برخی از بناهای بزرگ شهری و یا بافت كلی یك روستا را سفید رنگ می‌ساختند تا بدین ترتیب با توجه به رنگ آسمان كه از طلوع آفتاب تا غروب، رنگ‌های متنوعی از جمله زرد ملایم، آبی روشن، نارنجی و ... را به خود می‌گیرد بافت شهر یا روستا نیز دستخوش تغییر و تحول شده و جلوه‌های ملایم رنگی متنوعی را در برگیرد.روش دیگر این بود كه با سرپوشیده كردن بخش‌هایی از كوچه و مسیرهای شهری نوعی بازی پیوسته نور و سایه در آنها بوجود می‌آوردند و بدین وسیله برای رهگذران به گونه‌ای تنوع در مسیر ایجاد كرده و حس طولانی و كسل‌كننده بودن راه را در فرد از بین می‌بردند.در برخی از بخش‌های شهر نیز با ساختن رواق و ایجاد یك هارمونی تاریك و روشن توسط سایه و نور در فضای تحت پوشش آن نوعی تنوع در فضا پدید می‌آوردند. در بازارهای ایران نورگیرهای سقفی، مسیر حركت را در فضای تنگ‌و تاریك راسته بازار مشخص می‌كنند ضمن آنكه دالانهای مستقیم كه از یك سمت به راسته بازار متصل بوده و ازسمت دیگر به فضای باز خارجی منتهی می‌شوند در تاریكی مسیر بازار توسط شعاعهای تابیده شده نور به درون دالان افراد را به سمت مسیر خروج از راسته بازار هدایت می‌كنند.به مثالي در اين زمينه توجه فرماييد:مسجد شیخ لطف الله در قسمت شرقی میدان نقش‌جهان اصفهان (میدان امام) و روبه‌روی بنای معظم عالی قاپو واقع شده است. در سال 1011 هجری قمری به امر شاه عباس اول به جای مسجد خرابه‌ای كه وجود داشته، بنا شده است.بی‌شك شهر تاریخی اصفهان به دلایل متعددی از جمله پایتخت شدن آن در دو دوره متفاوت و مهم سلجوقی و صفوی یكی از قطب‌های معماری ایران است.مسجد كانون تجلی هویت معنوی مسلمانان و یكی از مهمترین عناصر شهری و معماری و از مراكز مهم برای تبلور ذوق و سلیقه معماران مسلمان بوده است. میدان نقش جهان با همه تكرارها، طاقها و رنگ‌ها به ناگاه در ضلع شرقی، فرورفتگی در خود ایجاد می‌كند و رهگذر زمانی كه از این مكان عبور می‌كند بی‌‌اختیار سری چرخانده و تأملی در این قسمت میدان خواهد كرد و مبهوت رنگ كاشی‌ها و ارتفاع، طاق‌ها و قوسها و فرورفتگی خواهد شد.چون میدان در امتداد محور مقدس نبوده، معمار مجبور بوده كل بنای مسجد را چرخانده و محور آن را به سمت قبله قرار دهد. همین امر باعث شد امتداد مسجد با میدان یكی نباشد و برای رسیدن به صحن مسجد، آن را بوسیله یك دالان تاریك دور زد. در هنگام ورود به این دالان به خاطر تاریكی محیط، فرد سكوت و سكون احساس كرده، به وسیله‌ی نورهایی كه از فخرالمدین‌ها به داخل دالان می‌تابد به صحن مسجد هدایت می‌شود تا از روبروی قبله وارد این بنا گردد.در همان نگاه اول هنگام ورود، فرد مبهوت كاشی‌كاری هفت‌رنگ و معرق و بازی نورها می‌شود، نورهایی كه بسیار ماهرانه در بنا تعبیه گردیده‌اند، فخرالمدین‌ها (روزنه‌های نور) كه در زیر گنبد و بالای دیوارها قرار دارد احساس سبكی گنبد و معلق بودن آن میان زمین و آسمان را به انسان تلقین می‌كنند. این همان شفاف‌‌سازی و از جرم به فضا و از ماده به روح رسیدن است.اساساً معماری این نوع مساجد معماری نور، معماری شفافیت و معماری روحانی است و كمتر كسی است كه از این مسجد دیدن كرده، ولی تحت تاثیر فضای داخل آن قرار نگرفته باشد. سه منبع نور در این گنبدخانه دیده می‌شود: یكی، نوری كه از دهانه‌ی بزرگ شمال‌شرقی بر دیواره‌های جنوب‌غربی شبستان كه محراب در آن قرار گرفته می‌تابد و سطح كاشی‌كاری آن را به طور زیبایی روشن می‌كند، دوم نوری است كه از شبكه چوبی تعبیه شده در دیوار شرقی گنبدخانه وارد شده، كه تقریبا وسط صحن گنبدخانه را روشن می‌نماید و سوم همان شبكه‌های زیر گنبد كه محل اتصال دیوارها به گنبد هستند و فضای زیر گنبد را به همراه دیواره‌های گنبدخانه روشن می‌كنند و نیز تصویر زیبای دم طاووسی را به زیبایی زیر گنبد پدید می‌آورند.نور مصنوعينور خورشيد منبع انرژي زمين است. انرژي كه مي‌تواند توسط گياهان جذب شود و موجب واكنشهاي فتوسنتز آنها شود، يا بوسيله اقيانوسها جذب شود و سبب شود كه آب بخار شده و باعث باران شود و نيز توسط صفحات خورشيدي و فتوسلها جذب شده و توليد برق كند.زمانيكه نور وارد چشم مي‌شود و بر روي پرده شبكيه مي‌افتد، يك سري فرآيندهاي عصبي و فتوشيميايي رخ مي‌دهند كه در نتيجه آنها پديده &quot;ديدن&quot; رخ مي‌دهد. امواج راديو، تلويزيون، ميكروويو، نور ماوراي بنفش، اشعه مجهول، همگي همانند نور جزء امواج الكترومغناطيس هستند اما با طول موجهاي متفاوت و همانطور كه گذشت، چشم انسان توانايي دريافت همگي اين امواج را نداشته اما وسايل و تجهيزاتي هستند كه قادر به ايجاد، دريافت و شناسايي آنها هستند.توماس اديسون در سال 1879 موفق به اختراع لامپ الكتريكي شد (لامپ التهابي) . او همچنان گرامافون، تصوير متحرك، ماشين تكثير، ميكروفون و بسياري چيزهاي ديگر را اختراع كرد. لامپ اديسون از يك فلامنت (رشته) كربن در خلا استفاده مي‌كرد. امروزه ما از سيمهاي تنگستن كه در يك حباب پر شده با گاز بي‌اثر آرگون قرار دارد استفاده مي‌كنيم.لامپ اديسون كمتر از 1% انرژي برق را به نور تبديل مي‌كرد. امروزه لامپهاي خانگي 6 تا 7% انرژي برق را به نور تبديل مي‌كنند و بقيه را تلف مي‌كنند. لامپهاي فلورسنت تا 50 برابر موثرتر از لامپ اديسون عمل مي‌كنند.طراحي نور مصنوعي در معماريامروزه از دو نوع سيماي نورپردازي در معماري استفاده مي‌شود كه از هر دو به خوبي استقبال شده و همچنين از تركيب هر دو نيز استفاده مي‌شود. روش يا سيماي كيفيت يا زيبايي و روش يا سيماي كميت يا مهندسي.روش كيفيت مجبور است مطمئن سازد كه محيط و فضاي اطراف باصفا و خوشايند است كه براي اينكار از نور و سايه، روشنايي و تاريكي و از نقش و صورت استفاده مي‌كند.روش كميت مطمئن مي‌سازد كه نور مناسبي جهت انجام كار در اختيار است. انجمن مهندسي روشنايي [1][1](IES) شمال آمريكا رهنمودي را منتشر ساخت كه سطح (level) نور را براي كارها و فعاليتهاي مختلف براساس طبيعت آن كار، اندازه، جزئيات مورد نياز، سن ميانگين افراد قرار گرفته در آن محيط و غيره، مشخص مي‌سازد. يك دفتر اداري معمولي نياز به 30 تا 100 foot-candle [2][2]روشنايي دارد. سطح نور مي‌تواند توسط واحد متريك lux نيز بيان شود. هر يك foot candle تقريباً برابر 10 lux است.نرخ مصرف انرژي، توان ناميده مي‌شود و با وات (watt) اندازه‌گيري مي‌شود. يك لامپ 200 watt مصرف انرژي معادل دو برابر يك لامپ 100 watt خواهد داشت. اداره برق مقدار مصرف برق مشتريان را توسط واحد كيلو وات ساعت (kwh) محاسبه مي‌كند. يك لامپ 200 watt كه به مدت 5 ساعت روشن بماند داراي 1000 وات ساعت يا 1 كيلو وات ساعت مصرف برق است.نور پردازی در هتلمسأله تأمین نور هتل ، در قسمتهای مختلف آن یكی از مسائل فنی و هنری و درعین حال بسیار حسّاس وظریف است كه نیاز به تأمل ودقّت و ظرافت طبع و ذوق و سلیقه دارد . حتی با مسائل روحی و روانی نیز بی ارتباط نیست. و مقدار برق مصرفی و تأمین هزینه آن را هم نمی توان بی اهمیّت تلقی كرد.همچنین تأمین نور هتل در رفاه و آسایش مسافران و راحتی كار كاركنان تأثیر به سزایی دارد. بنابراین، رعایت تمام موارد مورد نظر و اهمیت آن ، ایجاب می كند كه ترتیب خاصی ، منطبق با اصول علمی و بهداشتی در آن داده شود كه نكات لازم از هر جهت رعایت شده باشد. این كار مستلزم آن است كه از وجود یك متخصص مجّرب و كار آزموده استفاده شود تا موضوع تآمین نور لازم به نحو شایسته عملی گردد. با این وجود از نظر روشن شدن موضوع ، موارد قابل ذكر را یاد آوری می نماییم:هزینه تأمین روشنایی، یكی از اقلام مخارج سنگین هتل به شمار می رود و چنانچه در مصرف برق دقت كافی به عمل نیاید، نه تنها بودجه ای را به هدر داده اند بلكه از لحاظ كیفیت بهره برداری از نور هم سودی نبرده و رفاهیّتی فراهم نساخته اند، زیرا مصرف زیاد برق و تابش نورهای شدید و خیره كننده ونصب لامپهای پرنور، آرامش و راحتی مسافر و میهمان را تأمین نمی كند، و در مواردی هم موجب ناراحتی اعصاب و ناخشنودی خاطر می شود.بنابراین، از لحاظ نور لازم و كافی باید حد معمول و متعارفی را در نظر گرفت و از افراط و تفریط پرهیز كرد. و نباید به آن فكر بود كه پرداخت هزینه زیاد دلیلی بر پسند مردم و نشانگر اهمیت بیشتر هتل است. با این وصف، باید هم از نظر صرفه و صلاح مالی از مصارف و مخارج زاید براحتیاج جلوگیری به عمل آید و هم در جهت خوشایند طبیعت انسان بذل مساعی شود .نكته مهمتراین كه نور باید از نظر كمی و كیفی علاوه بر تأمین روشنایی مورد نیاز، زیبایی دكور را به نحو چشمگیری افزایش دهد و آرامش روحی و جسمی و سلسله اعصاب را به وجود آورد.به طور مثال نور زیاده از حد ، در راهروهای هتل به هیچ روی مقبول نیست . زیرا نور زیاد در راهروها بخودی خود به زیاد شدن سر و صدا كمك می كند و خواهی نخواهی سبب می شود كه مسافرین با هم با صدای بلندتری صحبت كنند و به این ترتیب ، مسافرینی كه در حال استراحت و رفع خستگی هستند و نیاز به آرامش و سكوت نسبی دارند، ناراحت می شوند وبا سلب آسایش، موجبات عدم رضایت وناخرسندی آنان فراهم می آید.ولی چنانچه به راهروها نور كمتری داده شود خود به خود نوعی حالت بازدارنده ایجاد می كند و مسافرین وادار می شوند كه آهسته صحبت كنند وحتی الامكان سكوت را رعایت یا لااقل با صدای ملایم گفتگو نمایند. و این همان چیزی است كه همه مسافران طالب آنند و یا از نور كم چراغها احساس راحتی و آرامش می كنند .معمولاً در راهروهای هتل ، در طول روز ، از نور سقف یا دیوارها، استفاده می شود و در شب از نور دیگری كه از فاصله نیم متری به كف راهروها می رسد برخوردار می شوند. برای این منظور از ارتفاع نیم متری زمین در دیوارها چراغهایی نصب می كنند كه در داخل دیوار قرار دارد و روی آنها از طلق پوشیده می شود و فاصله این چراغها را تقریباً دو یا سه متر از یكدیگر در نظر می گیرند و نور شب راهروها ، از این چراغها تاَمین می شود و روی پله های هتل نیز همین منوال را خواهد داشت ، بااین روش مسافرین قادرند جلوی پای خود را به خوبی ببینند و به راحتی عبور و مرور نمایند . ولی اتاقها باید از نور كافی برخوردار باشد. بخصوص سلف سرویس و پیش خوان آن یا بالای فرهای آشپزخانه حتماً باید نور زیاد ومناسب داشته باشد. معمولاً برای این منظور از نورافكن نیز استفاده می كنند . ولی آیا این نورافكن ها را در رستوران هتل نیز می توان به كار برد؟جواب خیر است، زیرا نور رستوران هتل باید طوری باشد كه به سالن غذا خوری صفای خاص و حالت گرم و صمیمانه ای ببخشد و با زیبایی و جذابیّت جالب توجهی پذیرای میهمانان ومسافران باشد .همان طور كه قبلاً گفته شد، نور خیره كننده به طرق مختلف باعث سلب راحتی میهمانان می شود ، علاوه بر این در تأمین روشنایی رستوران هتل نكات ظریفتری نیز هست كه نباید ناگفته بماند. مهمتر از همه این كه هر نوری هنگام صرف غذا در رستوران هتل ، مطلوب و مناسب نیست ، به طور مثال دادن نور سبز به سالن غذا خوری بسیار نامناسب است، زیرا ضمن این كه غذاها را بد رنگ نشان می دهد، میل به غذا را نیز از بین می برد و آن را باید اصطلاحاً » نور اشتها كور كن» نامید.بالعكس در سلف سرویسها و اسنكها كه غذا را سریع سرو می كنند، از نور زیاد استفاده می نمایند.در سلف سرویسها واسنكها، از این عمل منظور خاصی دارند و آن این كه مشتری غذای خود را هر چه زودتر و سریعتر میل كند و جای خود را برای نشستن دیگری ترك گوید و به گفته عوام: «جا خوش نكند» و باعث معطلی و ركود نشود. این خود یكی از علل و عوامل روانی است و به همین علت است كه نور تند و خیره كننده با آرامش خیال همراه نیست.اما در رستوران هتل چنین نیتی وجود ندارد و كارگردانان هتل علاقه مندند كه در شیوه تأمین نور سالن غذا خوری ، حالتی بوجود آورند كه میل انگیز و اشتها آور باشد و وسایل راحتی و آسودگی در آن مرعی وملحوظ گردد . بنابراین، بهتر است در رستوران هتل از نور غیر مستقیم استفاده شود.نور غیر مستقیم نوری است كه بطور غیر مستقیم بتابد. یعنی لامپها وفلورسنتها به خودی خود دیده نمی شود و فقط نور آنها مشاهده می شود زیرا لامپها پشت مانعی قرار گرفته و بدون این كه خود دیده شود نور لازم را تأمین كرده است . قبلاً اشاره شد كه هر نوری باید با دكور و رنگ محیط و حتی با رنگ غذا هماهنگی لازم داشته باشد .به طور مثال نور صورتی رنگ، گوشت را قرمز و طبیعی نشان می دهد و در عوض رنگ سالادها را به گونه ای نمایش می دهد كه پسند ذوق و طبع نیست و به كاستن میل و اشتها كمك می كند. همچنین با نور آبی و سفید غذاها را می توان خوب نشان داد، اما تابش رنگ آبی و سفید می تواند یك اتمسفر گرم را سرد كند . پس برای تأمین نور رستوران هتل، باید از تركیبی از نورها استفاده نمود كه علاوه بر همگونی و تناسب با محیط اطراف، موجد انبساط خاطر و سلامت حال باشد و زیبایی و دل انگیزی ، از فضا وجوانب سالن بتراود ودر نتیجه تابش ، تركیب ظریفانه ای از نورها ، همه وسایل مطبوع وبا روح و دلنشین جلوه گری كند و به عبارت دیگر سرور انگیز و شادی آفرین باشد.موضوع نور پردازی در رستوران برای سرویس غذا ، یك امر فنی و تخصصی است .مقدار وات و رنگ نور از لوازم ساده وكم ارزشی نیست كه صاحب رستوران به دلخواه خود آن را طرح ریزی و عملی سازد .چشم وقتی كه نور را می بیند ، اثر آن در تمام وجود انسان منعكس می شود و حالات گوناگونی به وجود می آورد. مقدار وات، شدت وضعف ، تندی و ملایمت و رنگهای مختلف آن، هر یك در نوع خود عاملی است قابل تأثیر و درخور توجه و اهمیّت. نور وقتی مناسب و موافق طبیعت انسانی است كه محیط جذابی را به وجود آورد و غذا و نوشابه و سرویس و دكور رستوران را مطبوع طبع سازد . یعنی چشمها ست كه در پرتو نور جذاب، انسان را دعوت به تناول غذا می كند و با نشان دادن فروغ دلپذیر محل پذیرایی غذاها را دلپذیرتر و لذت بخش می سازد. حتی مردم قادرند درجه هوا را هم با چشمهای خود معین كنند.نور گرم و نور سرد و اثرات آن هر یك به فراخور خود در فن و تكنیك نور پردازی جای بحث جالب توجهی دارد و نقش آن در شناساندن زیباییها و زشتیها قابل انكار و چشم پوشی نیست . هر مشتری كه هنگام عصر وارد رستورانی می شود ، اول منابع نور را می بیند وبعد چراغانی را و سپس به رنگها و تغییرات نور و سایه ها متوجه می شود ودر آخر به محل و دكوراسیون نظر می افكند. امروزه موضوع نور پردازی در رستورانها از لحاظ نمایش غذا، سرویس، نوشابه و سالاد و غیره یك امر فنی، ذوقی و قابل دقّت است. اهمیّت نور در اشیاء بیش از اهمیتی است كه رنگ پوست بدن در جلوه گری و نمایش دادن اندام انسان دارد.بنابراین، صاحبان هتل باید در تأمین نور لازم و مناسب و موافق طبع انسان ، در رستوران هتل از صاحبان ذوق وهنر ونورپردازان متخصص استفاده نمایند و از نوازش روح وچشم مشتریان دریغ نورزند.● طراحی و نورپردازیشرط اصلی و بنیادین نورپردازی در هتل یا رستوران توجه به سلامت و اثربخش و مفید بودن آن است. برای حفظ سلامت نور در هتل بایستی به عوامل مختلف توجه شود وچنانچه بدین امر مهم پرداخته نگردد باید پذیرفت كه حفظ سلامت و تأمین رفاه وآسایش كافی ممکن نخواهد بود. وجود روشنایی بهداشتی دراتاقها و محیط داخلی یا خارج هتل مسأله ای است كه سخت مورد توجه چشم پزشكان و مهندسین وآرشیتكتها قرارگرفته است، زیرا نور عاملی است كه بر چشم و دیگراندام ها تأثیر مستقیم دارد ودرنحوه و مقدار فعالیتهای بدن مؤثر است.پراكندگی نور بر غذاها و خوراكیهایی كه سرو می شود نیز تأثیر فراوان دارد.آنگاه كه برا ی صرف شام به رستوران می روید واحساس آرامش می كنید با اندكی دقّت درخواهید یافت كه انعكاس نورها وشیوه نورپردازی چنان است كه آرامش شما را فراهم می آورد.سلف سرویسها كه مدت كمتری صرف پذیرایی از واردین خود می كنند به نحوی نورپردازی می شوند كه نورها دریكدیگر انعكاس یابند و با هم بیامیزند واز این آمیختگی نورها برشدت نور و تحریك كنندگی آن افزوده می شود و میهمانان به هیجان درآیند تا پس از صرف غذا محیط را بی درنگ ترك كنند تا سلف سرویس بتواند از مشتریان بعدی خود نیزپذیرایی نماید. هرجا كه وجود تابشهای نوری بیشتر لازم باشد، نباید ازآن دریغ ورزید ولی مكانهایی در هتل وجود دارند كه نیاز به نور شدید وقوی نخواهند داشت.چنانچه وسایل پذیرایی و مبلمان در یك رستوران به طرزی صحیح و زیبا مرتب و آماده باشد، خود می تواند به صورت یك عامل تبلیغی و فراخوان مشتریان معرفی گردد و این دعوت به صرف غذا در رستوران هنگامی تكمیل خواهد شد كه نورپردازی آن با دقّت و رعایت مسائل بهداشتی و روانی افراد انجام شده باشد. یك نورپردازی آرامش بخش به میهمانان خواهد گفت كه به یك رستوران مناسب و دلپذیر وارد شده اند و غذای دلچسب و گوارایی صرف خواهند كرد.مدیران رستورانها خواستار آن هستند كه صورت غذاها مفصل، چشمگیر واشتها آور باشد به طوری كه هر یك از اقلام خوراكیها یا نوشابه ها و دسرها را جداگانه معرفی نمایند. اینها مایل اند كه میزهای رستوران به صورتی باشد كه تریلی های آورنده غذا بتوانند به آسانی عبور نمایند ولی باید دانست كه اگر قرار باشد یك نشست شبانه در رستوران برقرار شود باید از صندلیهای راحت استفاده كرد تا مراجعین را به ماندن و گذراندن وقت خود در رستوران تشویق كند و راحتی آنها را فراهم آورد. مدیرانی هم هستند كه سود بیشتر را ترجیح می دهند و در این صورت باید از نیمكتهای غیر رسمی استفاده كنند.مدیران هتلها و رستورانها بایداین نكته را بپذیراند كه تحمل هزینه های گزاف برای ایجاد تغییرات ساختمانی لزومی ندارد؛ وكافی است كه وسایل و تجهیزات پذیرایی خود را به صورتی زیبا مرتب سازند و برای قشنگتر شدن محیط پذیرایی از نورپردازی مناسب استفاده كنند. به طور مثال دررستورانهایی كه سقف بلند دارند می توان از«لوستر» های آبشاری شكل سود برد كه دیدگاه بیننده راكوتاهترنشان می دهد وفضای بلند را به طوردلچسب وخوشایند پرمی سازد.درقسمت وسط رستوران نیز می توان میزی بصورت بوفه قرار داد و یك مركز نورانی در وسط آن تعبیه كرد. اگربخواهیم در قسمت «لابی» هتل نیز عصرانه وچای سروكنیم باید از صندلیهایی با پشتی كوتاه و میزهای بلند و كوتاه استفاده كنیم تا فضای كافی برای یك سرویس چای یا صبحانه فراهم شود. در این مورد لازم خواهد بود تا محلی نیز برای ساكها یا كیف دستیهای میهمانان در نظر گرفته شود. با این تمهید از ایستادن و خسته شدن میهمانان جلوگیری می شد و بخش لابی همان حالت توقف موقت را به واردین القاء خواهد كرد.بازی با نوربازی با نور به اشکال مختلف می تواند در نمای ظاهری فضاتاثیرگذار باشد. حقه های بعدی مختلف که تنها با ایجادتغییرات در نورپردازی یک فضا ممکن است می توانند ابعاد آنرا نیز کوچک تر یا بزرگتر از آنچه هست نشان دهند. در اینجابه بعضی از این حقه های بصری اشاره می کنیم:برایبلندتر جلوه دادن ارتفاع یک اتاق از چراغ های پایه دار کهروی زمین قرار می گیرند یا چراغ های دیواری که نور را بهسقف می تابانند استفاده کنید. روشن کردن سقف آن را بلندتراز آنچه هست نشان می دهد.برای کوتاه تر جلوه دادنارتفاع اتاق و صمیمانه تر کردن آن نور را از سقف دور نگاهدارید و برای روشن کردنفضا از چراغ های دیواری که نور رابه پایین می تابانند و آباژورهایی با کلاه های سر بستهاستفاده کنید. همچنین جلب توجه بیننده به تابلوها و عناصردکوراتیوی که در ارتفاع کم روی دیوارها نصب شده باشند میتواند تاثیر بسزایی در کوتاه تر نمایاندن ارتفاع اتاقداشته باشد. چیدن مجموعه هایی از وسایل تزئینی روی سطوحپایین یا بر روی زمین و روشن کردن آنها با نوری متمرکز ازبالا هم همین اثر را دارد.به منظور وسیع تر نشان دادنفضایی باریک و بلند کانون توجه را دیوار انتهایی فضا قراردهید. برای این کار مثلا پنجره ای که روی این دیوار است راچشمگیر سازید یا با قرار دادن یک اثر هنری بر روی آن وروشن کردن آن با یک نور نقطه ای متمرکز چشم را به آن جلبکنید. در مقابل سایر دیوارهای اتاق را با نور کمتر ویکدستی روشن سازید.اگر می خواهید یک فضا بزرگتر به نظربرسد دو دیوار روبه رو به هم را با تاباندن نور کاملا روشنکنید به این ترتیب فاصله آنها بیشتر به نظر می رسد. همچنیندر صورت امکان از آینه در فضای اتاق استفاده کنید تا باترکیب انعکاس فضا در آینه و نحوه نورپردازی چرخش نور درفضا بهبود یافته و در نتیجه اتاق بزرگتر به نظر برسد. ازچراغ هایی که بر روی بازوهای قابل تنظیم نصب می شونداستفاده کنید و آنها را به آینه بتابانید.برای کنترلنور در اتاق های بسیار روشن و آفتابی از سطوح مات به منظورجذب نور و پیشگیری از انعکاس ناخواسته آن بهره بگیرید. بهخاطر داشته باشید سطوح صیقلی مثل شیشه، فلز، کاشی و رنگهای روغنی نور را منعکس می کنند و در نتیجه بر شدت نور فضامی افزایند و ارتفاع را بلندتر جلوه می دهند. در مقابلسطوح مات و بافت دار بیشتر نور را جذب می کنند. همچنینهرچه سطوح تیره تر باشند مقدار بیشتری از نور را جذب میکنند.برای اینکه فضایی را گرم و صمیمی جلوه دهید ازچراغ های رومیزی متعدد استفاده کنید. توجه داشته باشید ازکلاهک هایی با رنگ های گرم برای این چراغ ها بهره بگیریدتا فضا را با نوری گرم و جذاب روشن کنند به عنوان مثال بهجای کلاهک سفید از کلاهک های عاجی یا نباتی استفادهکنید.پرده ای که به پنجره یک اتاق نصب می کنید تاثیرزیادی بر نما و حالت حکمفرما به آن خواهد داشت. زیرا پردهها می توانند میزان نور طبیعی که به یک اتاق وارد می شودرا کنترل کنند و همچنین پرده های شفاف همچون فیلتری نور رامتاثر از رنگ خود عبور می دهند. بنابراین انتخاب پرده بایدبا توجه و دقت در این قابلیت ها صورت بگیرد.چنان چه ازمنابع نور متعدد در یک اتاق استفاده می کنید، اما از نورکلی اتاق راضی نیستید قدرت لامپ بعضی از آنها را تغییردهید یا با تغییر دادن حباب چراغ ها که زیادی شفاف یا کدرباشند یا به رنگ مورد پسند شما نباشند و همچنین کلاهکآباژورها، رنگ و میزان نور کلی اتاق را برای خود دلپذیرکنید.برای رنگین کردن یک فضا با نور می توانید حالتهای مختلفی به آن ببخشید. یکی از دیوارهای سفید را با نوریکه از ----- رنگی دلخواهتان عبور می کند روشن کنید. پیش ازانتخاب ----- تاثیر آن و روانشناسی رنگ ها را مطالعه کنید. نوری که از یک ----- زرد عبور می کند احساس بشاشیت وشادابی را ایجاد می کند. نور آبی تاثیری آرام بخش دارد کهاعصاب را آرامش می دهد و احساس تمایل به خواب را در شمازنده می کند. نور قرمز محرک و پرانرژی است و فعالیت و تحرکرا تشویق می کند. سبز شادابی و طراوت به فضا می بخشد و مارا به یاد طبیعت و زمین می اندازد. نور بنفش رنگ اما میتواند هم آرامش بخش و هم مهیج باشد، بسته به اینکه بیشتربه رنگ قرمز متمایل باشد یا به آبی تمایل داشته باشد.نورپردازی در آشپزخانه، حمام و هال ورودیدر آشپزخانه های قدیم که مانند امروز دارای کابینت های ثابت و جاسازی شده و محل مشخصی برای اجاق گاز، یخچال و دیگر وسایل آشپزخانه نبودند ، نورپردازی اغلب به وسیله یک چراغ آویز سقفی که در مرکز سقف آشپزخانه نصب می شد انجام می گرفت. چرا که اغلب فعالیت های داخل آشپزخانه ( مانند آماده سازی مواد غذایی ) بر روی میز وسط آشپزخانه انجام می شد. اما آشپزخانه های امروزی با ردیفی از کابینت ها ، اجاق و یخچال جاسازی شده به موازات و در کنار دیوارهای آشپزخانه نیازمند شیوه دیگری از نورپردازی هستند. در آشپزخانه های امروزی قسمت اعظم کار در آشپزخانه بر روی سطح کابینت ها در کنار اجاق گاز و یا شیر آب و سینک ظرفشویی انجام می شود که در اغلب آشپزخانه ها همگی در کنار دیوار قرار دارند اما هنوز چراغ های سقفی از وسط سقف آشپزخانه آویزان هستند ، در نتیجه افراد اغلب پشت به منبع نور و در زیر سایه خود مشغول به کار هستند و هنگام کار از نور کافی برخوردار نیستند. با توجه به تغییرات ساختار آشپزخانه های امروزی نسبت به گذشته ، ما در بخش هایی از آشپزخانه که اغلب محل انجام کار محسوب می شود به نور کافی نیاز داریم. مانند سطح روی اجاق گاز، سینک ظرفشویی و سطوح روی کابینت ها که برای آماده سازی وسایل آشپزی و مواد غذایی مورد استفاده قرار می گیرند. علاوه بر نیاز به روشنایی در این اماکن، فضای کلی آشپزخانه نیز باید از نور کافی برخوردار باشد. همچنین در بسیاری از آشپزخانه ها بعضی از کابینت ها با درهای شیشه ای و به صورت ویترین ساخته شده اند تا از آنها برای به نمایش گذاشتن ظروف زیبا و تزئینی استفاده شود. این کابینت ها نیز نیاز به نورپردازی داخلی دارند. به این ترتیب ما نیاز به یک مجموعه منابع نوری داریم که هریک به صورت جداگانه قابل کنترل باشند.نور کافی برای سطح روی اجاق گاز در آشپزخانه هایی که دارای یک هواکش یا هود در بالای اجاق گاز هستند به راحتی توسط چراغ هواکش تأمین می شود. اگر بالای اجاق گاز، هواکش مجهز به چراغ وجود ندارد باید یک چراغ قابل تنظیم در بالای اجاق گاز نصب شود. همچنین بالای سینک ظرفشویی نیز به یک چراغ نیاز تا شب هنگام نور کافی برای شست و شوی ظروف و مواد غذایی را برای ما فراهم کند. ترجیحاً هر یک از این چراغ ها باید دارای کلید کنترل مجزا باشند تا فقط در مواقع لزوم مورد استفاده قرار گیرند.برای تأمین نور کافی در سطح روی کابینت ها از آنجا که اغلب این سطوح در زیر کابینت های دیواری قرار دارند به راحتی می توان از چراغ های مهتابی که در زیر کابینت ها نصب می شوند بهره گرفت. به این ترتیب چراغ های نصب شده در زیر کابینت های دیواری بی آنکه دیده شوند و یا موجب آزار چشم باشند نور کافی را بر سطح روی کابینت ها می تابانند. چنانچه کابینت های زمینی عمیق باشند و نور محیط به اندازه کافی درون آنها را روشن نکند برای دسترسی راحت به وسایل داخل این نوع کابینت ها می توان چراغ های کوچکی در آنها نصب کرد که با کلیدهای اتوماتیک کنترل شوند و با باز و بسته شدن در کابینت ها روشن و خاموش شوند.اگر آشپزخانه شما محل صرف غذا نیز هست استفاده از چراغ های سقفی که ارتفاعشان قابل تنظیم است درست در بالای میز غذاخوری ایده خوبی است. این چراغ ها می توانند هنگام صرف غذا روی میز را به خوبی روشن کنند و در مواقعی که از میز استفاده نمی شود فضای کلی آشپزخانه را روشنایی ببخشند.نورپردازی در فضای حمام و دستشویی از اهمیت کمتری برخوردار است و به سادگی با نصب چراغ های سقفی قابل اجرا است. در حمام و دستشویی علاوه بر چراغ های سقفی که برای تأمین روشنایی محیط مورد استفاده قرار می گیرند نصب یک چراغ دیواری در بالای آینه نیز ضروری است اما توجه داشته باشید که برای این منظور از چراغ های فلوئورسنت استفاده نکنید زیرا نور این چراغ ها موجب تغییر برخی از رنگ ها شده و تصویر شما را با رنگ های غیرواقعی در آینه منعکس می کنند.نورپردازی قسمت های مختلف خانه ، هال ورودی، راهروها و راه پله ها را نیز فراموش نکنید. این اماکن در هر خانه ای باید از نور فراوان برخوردار باشند به خصوص راه پله ها که در حفظ ایمنی و سلامتی خانواده و میهمانان اهمیت به سزایی دارد. در اینجا ایمنی مهم تر از زیبایی است و بهترین روش نورپردازی روشن کردن مسیر حرکت و سطح روی پلکان با چراغ هایی است که به دیوار نصب می شوند و نور را به طرف پایین می تابانند. استفاده از چراغ های دیواری کار تعویض لامپ را نیز ساده تر می کند.آنچه تاکنون بیان شد در جهت تأمین نور کافی و روشنایی لازم برای انجام فعالیت های گوناگون در هر یک از اتاق ها بود ؛ اما نورپردازی می تواند در جهت زیباسازی و جلب توجه بیننده به سوی اشیای تزئینی و ویژگی های زیبای یک اتاق نیز باشد. برای این منظور بهترین انتخاب چراغ های قابل تنظیمی هستند که به صورت تک، دوتایی و سه تایی در بازار موجودند و پس از نصب در یک نقطه از دیوار می توان هر یک از آنها را به سمت دلخواه تنظیم کرد به صورتی که محل مورد نظر ما را روشن کند. نور این چراغ ها را می توان به راحتی بر روی یک دیوار، یک تابلو و یا یک مجسمه دلخواه تنظیم کرد و یا حتی بخشی خاص از اتاق ( مانند محل قرارگیری شومینه و یا یک آرک در سقف ) را به وسیله آنها روشن کرد.طبقات داخل کابینت های در شیشه ای را نیز می توان با استفاده از روش های گوناگون روشنایی بخشید. اما یکی از بهترین راه ها نصب چراغ های کوچک در زیر هر یک از طبقات ، و یا در مواقعی که طبقات شیشه ای هستند نصب یک لامپ در قسمت بالا و یا پایین کابینت است.نور در فضاهای داخلیاگر از نور کامل و طبیعی خورشید که گستردگی و کیفیت آن قابل مقایسه با نورهای دیگر نیست صرف نظر کنیم، استفاده از نور آبی مصنوعی و چراغ های روشنایی، به نیازی ضروری و همیشگی تبدیل شده است.به خصوص نقش نورپردازی در معماری داخلی بسیار مهم و جذاب می نماید. با افزایش کارآیی های صنعت برق و امکانات تکنولوژیک مربوط به آن، استفاده از محصولات وابسته به آن نیز رشد چشمگیری داشته است؛ چنانکه باید اذعان داشت روشنایی، راه را برای یک تحول در شناخت و طراحی معماری باز کرده است. این محصولات که مشتمل بر انواع چراغ ها و سیستم های روشنایی هستند، ابزار اصلی نورپردازی را تشکیل می دهند. با تنوع این ابزار، طراحان با مسئله ای مواجه می شوند و آن انتخاب صحیح وسیله نوری و تعیین محل مناسب برای آن است. چنین مشکلی پیچیده تر از تامین کمی نور است. اگر چه لامپ های عریان قادرند نیازهای کمی نور را به آسانی مرتفع کنند، واضح است که جنبه های دقیق تامین آسایش و نکات ظریف زیبایی شناسی از عهده این وسایل ساده برنمی آید. در حقیقت گره کار در تهیه و تامین نور نیست بلکه تنظیم منابع نوری برای خلق محیط مناسب بصری، مسئله اصلی است.در بررسی های انجام شده پیرامون استفاده افراد از نور و چگونگی نورپردازی منازل مسکونی خود، اطلاعاتی راه گشا به دست آمده است که راه را برای راهنمایی تولیدکنندگان، طراحان و نهایتاً استفاده کنندگان باز می کند یا باعث سوق دادن آنان به سمت استفاده از منابع نوری مطلوب و راهنمایی عموم به استفاده درست از منابع در اختیار می شود. ابتدا این نکات را مرورکرده و در ادامه، نکاتی را درباره روشنایی عمومی از نظر می گذرانیم. افراد مورد مطالعه در این مبحث در پاسخ به سؤالی در زمینه استفاده از نور عمومی و موضعی در محل زندگی خود اکثراً اذعان دارند که نور عمومی را بیشتر از نور موضعی در محل زندگی خود استفاده می کنند. 75% افراد، نور عمومی و 25% نیز نور موضعی را مورد استفاده قرار می دهند. در مورد استفاده از انواع مختلف چراغ های روشنایی، بازار خرید و استفاده به ترتیب با 50% و 35% و۱۰% در اختیار چراغ های سقفی، دیواری و پایه دار زمینی قرار می گیرد که این خود می تواند موید استفاده بیشتر مردم از نورهای عمومی در محل زندگی خود باشد. رنگ غالب نورهای مورد استفاده نیز حکایت از این دارد که نورهای با رنگ سرد، بیشتر از رنگ های گرم در بین مردم طرفدار دارد. اکثر مصرف کنندگان و خریداران چراغ های روشنایی هنگام خرید محصول مورد نظر، اولویت هایی را برای آن مدنظر دارند که زیبایی منبع نوردهنده، کیفیت نوردهی آن، قیمت و نصب و نگهداری آن، به ترتیب از عوامل دخیل در خرید و جذب مشتریان به محصولات است.در اینجا به بررسی عواملی می پردازیم که عوامل اصلی در روشنایی محیط هستند. قابلیت دید در ناحیه تامین روشنایی، مهمترین نیاز استفاده کننده در محیط است. این قابلیت به عواملی بستگی دارد که به بعضی از آنها اشاره می کنیم.شدت روشنایی: برای هر ناحیه تامین روشنایی خاص باید میزان منابعی از شدت روشنایی ایجاد شود. شدت روشنایی در سراسر ناحیه ای که تامین روشنایی آن مدنظر است باید به طور معقولی یکنواخت باشد. این بدان معنی است که سر تا سر اتاق باید به میزان مناسبی روشن شود. این امر به منظور اجتناب از ایجاد نواحی تاریک با وسعت زیاد است که ممکن است در حالتی که شخص بایستی از ناحیه تامین روشنایی مربوط به خود به اطراف نگاه کند بر تطابق چشم اثر بگذارد.شدت روشنایی باید با استانداردهای مربوطه انتخاب شود.سطوح مجاور: از تفاوت زیاد در شدت روشنایی سطوح مجاور باید اجتناب شود. تفاوت بین شدت روشنایی سطوح مجاور نباید از نسبت ده به یک تجاوز کند. از این رو درخشندگی اطراف ناحیه تامین روشنایی باید کمتر از درخشندگی خود ناحیه تامین روشنایی باشد؛ در غیر این صورت، قابلیت دید در این ناحیه، مختل می شود.همچنین ممکن است باعث خستگی چشم شود، زیرا در این حال باید خود را دو برابر شرایط جدید تطبیق دهد. ( مثل هر بار که چشم از صفحه تلویزیون به اطراف منحرف می شود و دوباره به صفحه بر می گردد).در صورت تداوم این کار، چشم خسته شده و منجر به ناراحتی هایی از قبیل سردرد، خستگی مفرد و غیره می شود.حفظ شدت روشنایی: به منظور اطمینان از اینکه شدت روشنایی مورد نظر همواره تامین می شود، باید تدابیری برای حفظ شدت روشنایی، تعمیر و نگهداری و تمیزکردن چراغ ها اتخاذ شود.شدت روشنایی نباید هرگز به کمتر از 80 درصد مقدار توصیه شده افت کند. در طراحی های خوب روشنایی، برای جبران تقلیل نوردهی در نتیجه کهنگی لامپ و تجمع آلودگی روی چراغ ها، شدت روشنایی اولیه، بیشتر از مقدار لازم در نظر گرفته می شود.کنترل خیرگی چشم: به منظور پیشگیری از ایجاد خیرگی ناراحت کننده چشم ناشی از منابع نوری، درخشندگی آنها در زاویه های دید معمولی باید محدود شود.لامپ های بدون پوشش، باعث ایجاد خیرگی ناراحت کننده چشم می شوند زیرا درخشندگی آنها معمولاً خیلی زیاد است. این امر در مورد لامپ های فلورسنت بدون پوشش در حالتی که کار مداوم در زیر نور این لامپ ها مورد نیاز است نیز صادق است.چراغ هایی همانند لامپ فلورسنت از نوع بلند با پایه های باریک، بدون استفاده از وسایل کنترل چشم از قبیل پخش کننده های منشوری یا شبکه ای به کار می روند. با این حال، در حالی که مدت زمان قرارگیری در زیر نور لامپ های فلورسنت بدون پوشش برای مثال در راهروهای اتاق استراحت و غیره کم باشد، استفاده از آنها قابل قبول است.انعکاسات ناخواسته: برخی از انعکاسات ممکن است در کارایی یا راحتی اشخاص، اختلال ایجاد کنند؛ مثلا انعکاس نور از روی سطوح براقی که روی آنها مطالبی نوشته شده است. معمولاً این امر خارج از کنترل طراح روشنایی است؛ زیرا به وضعیت قرارگیری در ناحیه تامین روشنایی نسبت به منبع نوری بستگی دارد. توزیع روشنی سطوح داخلی اصلی: علاوه بر کنترل درخشندگی منابع نوری، روشنی سطوح داخلی اصلی از قبیل دیوارها، سقف ها و غیره از طرق زیر حاصل می شود:۱ - درنظرگرفتن ضرایب انعکاسی مناسب برای سطوح۲ -تامین روشنایی مناسب برای سطوحهدف از اتخاذ این تدابیر، اجتناب از تفاوت های بیش از حد روشنی سطوح وسیع است که در میدان دید قرار دارند. تفاوت های خیلی زیاد در روشنی سطوح همانند و درخشندگی بیش از حد منابع نوری باعث خستگی مفرط چشم ها می شود. از طرفی در صورتی که روشنی، خیلی یکنواخت باشد، تاثیر آن ایجاد محیط خسته کننده یا افسرده کننده است. با اینکه توزیع روشنایی عمومی عامل اصلی است ولی شدت سایه ها نیز در محیط تاثیر می گذارد. شدت سایه ها به وسیله نوع توزیع نور تعیین می شود. مثلاً نوردهی با زاویه بسته باعث ایجاد سایه هایی با شدت زیاد می شود؛ در حالیکه لامپ های فلورسنت سایه هایی ملایم ایجاد می کنند. سایه های با شدت زیاد، معمولاً مناسب نیستند؛ به جز مواردی که هدف، ایجاد جلوه های ویژه باشد.انتخاب مستقیم روشنایی: سیستم های روشنایی باید به گونه ای انتخاب شوند که توزیع روشنی مورد نیاز را ایجاد کنند. این بدین معنی است که در مورد آویز یا چراغ هایی که روی سطوح نصب می شوند، در دفاتر کار و اماکن، حداقل 30 درصد نور منتشره باید به طرف بدن باشد. در این صورت می توان از کافی بودن روشنی سقف اطمینان حاصل کرد.روشنایی غیرمستقیم: نحوه عمل این نوع روشنایی به صورت توکار است. در این روش همه نورها به طرف سقف هدایت می شود و سایر سطوح در اتاق به وسیله انعکاس متقابل روشن می شود. نتیجه این امر، خسته کننده است؛ زیرا توزیع روشنی بیش از حد یکنواخت است. همچنین این نوع روشنایی کارایی خوبی ندارد و فقط در موارد خاص باید از آن استفاده کرد. محل قرارگیری چراغ ها: ترتیب قرارگیری چراغ ها به منظور نیل به توزیع روشنی دلخواه لازم است به گونه ای باشد که نورکافی به قسمت های بالایی دیوارها و سقف برسد.این امر عموماً نیاز به یک طرح قرارگیری چراغ ها در فواصل یکنواخت دارد تا بدین ترتیب شدت روشنایی مورد نیاز در صفحه مربوط به ناحیه تامین روشنایی حاصل شود. در حالی که ترتیب قرارگیری به صورتی است که فواصل بین چراغ ها از مقدار حداکثر نسبت به فاصله به ارتفاع نصب تجاوز نمی کند و فاصله از دیوارها نصف این فاصله است.در مورد توزیع با زاویه بسته: به منظور حصول اطمینان از اینکه روشنی دیوار کافی است چراغ ها را لازم است حتی نزدیک تر به دیوارها قرار داد. در مورد چراغ های با نوردهی به طرف بالا لازم است آنها را در فاصله حداقل 150 سانتی متر از نصف و حتی بیشتر از آن قرار داد؛ به طوری که نور به طرف بالا به خوبی روی سقف توزیع شود.رنگ و ترتیب رنگ ها: علاوه بر انعکاسات مناسب، سطوح باید دارای رنگ های مناسبی باشند. به طور کلی رنگ ها نباید قوی یا خیلی ضعیف باشند. رنگ های قوی می توانند باعث خستگی مفرط چشم شوند. مخروط های چشم در اثر خسته شدن باعث دیگرگونی تاثیر رنگ ها می شوند. رنگ های ضعیف نیز به همین صورت باعث خستگی چشم می شوند.ترتیب رنگ ها در قسمت اصلی داخل اماکن بایستی ساده و غیر مزاحم باشد. به کمک مراکز آسودن بصری به شکل صفحات آویزان از دیوار مثل تقویم و ... محیطی که از نظر بصری رضایت بخش است، ایجاد می شود. از پنجره ها نیز برای این منظور استفاده می شود.رنگ های گرم عبارتند از: قرمز، زرد، کرم، قهوه ای و... .رنگ های سرد عبارتند از: آبی ها و سبزها و... .انتخاب رنگ به محیط احساسی که تمایل به ایجاد آن است، بستگی دارد. رنگ های گرم از لحاظ بصری مهیج هستند؛ در حالی که رنگ های سرد، آرامبخش و متعادل هستند. تاثیر دیگر رنگ های گرم یا سرد روی اندازه های ظاهری اتاق است که کوچک تر و بزرگ تر از مقدار واقعی به نظر برسند. رنگ های گرم باعث کوچک تر به نظر رسیدن اتاق می شوند؛ در حالی که رنگ های سرد، اتاق را بزرگ تر نشان می دهند.انتخاب رنگ نور منبع نور به عوامل زیر بستگی دارد:۱ -کاری که در ناحیه تامین روشنایی انجام می شود.۲ - شرایط داخل اماکن۳ - سازگاری با سایر منابع نوری موجود مثل لامپ های نور زردبرخی از کارهایی که در ناحیه تامین روشنایی انجام می گیرند، نیاز به منابع نوری با بازده رنگ بسیار خوب دارند. مشخصه های منابع نوری در هر دو مورد بازده رنگ و دمای رنگ برای این کاربردها معمولاً در استانداردهای مربوطه تعیین می شوند.انتخاب دمای رنگ به شدت روشنایی بستگی دارد. در شدت روشنایی کم، نیاز به دمای رنگ پایین است و در شدت روشنایی زیاد، نیاز به دمای رنگ بالا . این انتخاب احتمالاً پیرو این مسئله است که نور روز معادل دمای رنگ بالا با شدت روشنایی زیاد پنداشته می شود، در حالی که دمای رنگ پایین که بشر هنگام شب در اطراف آن می نشست، برابر با شدت روشنایی کم تصور می گردید. انتخاب صحیح منابع نوری و ترتیب رنگ ها یک امر تجربی است، زیرا در مورد اینکه رنگ های مختلف در زیر نور منابع نوری مختلف و در محیط های مختلف چگونه به نظر خواهند رسید جز با تجربه شخصی نمی توان نظر داد.رنگ نور آن تاثیر حسی است که به وسیله مجموعه طول موج های مختلفی که توسط چشم دریافت می شود، ایجاد می گردد. رنگ نور را نباید به عنوان یک مشخصه سطوح منعکس کننده نور تلقی کرد. رنگ نورهای منعکس شده از سطوح، به انتخاب نوع منبع نوری بستگی دارد. نهایتاً اینکه تصمیم گیری در مورد اینکه یک سطح رنگی در زیر نور یک منبع نور خاص چه رنگ به نظر خواهد رسید با استفاده از تجربیات عملی ممکن می گردد.بکار گیری نور طبیعی در معماری داخلیمعماری نور؛‌مسجد شیخ لطف الله در یک نگاهمسجد شیخ‌لطف‌الله در قسمت شرقی میدان نقش‌جهان اصفهان (میدان امام) و روبه‌روی بنای معظم عالی قاپو واقع شده است. در سال 1011 هجری قمری به امر شاه عباس اول به جای مسجد خرابه‌ای كه وجود داشته، بنا شده است.در طرفین در ورودی دو سكوی سنگ مرمر موجود است. درِ چوبی مسجد یك‌پارچه از چوب به قطر 10 سانتیمتر است. دالان مسجد از كاشی‌های هفت‌رنگ تزیین یافته، در ورودی شبستان مسجد از چوب با قاب‌های هندسی است. صحن زیر، ابتدا به چهار، بعد به هشت قسمت تقسیم می‌شود كه به وسیله پیچ‌های فیروزه‌ای شكل از یكدیگر جدا شده‌اند. تزیینات مسجد از كاشی‌های هفت رنگ و بقیه از كاشی‌های معرق فوق‌العاده زیبا كه بهترین نمونه آن در محراب مشاهده می‌شود، ساخته شده است. در زیر گنبد شبستانی است كه در وسط آن چهار ستون مدور دیده می‌شود و در حقیقت نگاهدارنده‌ی بنیان گنبد است. چون شاه عباس این مسجد را برای نمازگزاری شیخ لطف الله پدر زن خود اختصاص داده بود، به این نام موسوم شده است.بی‌شك شهر تاریخی اصفهان به دلایل متعددی از جمله پایتخت شدن آن در دو دوره متفاوت و مهم سلجوقی و صفوی یكی از قطب‌های معماری ایران است.مسجد كانون تجلی هویت معنوی مسلمانان و یكی از مهمت‌رین عناصر شهری و معماری و از مراكز مهم برای تبلور ذوق و سلیقه معماران مسلمان بوده است؛ كه بعضاً زیبایی این مساجد سرآمد اكثر بناها من جمله كاخ‌ها نیز بوده، فی‌المثل مسجد شیخ‌لطف‌الله با آن همه زیبایی و با معصومیتی نهفته و پنهان در مقابل حضور متجاوزانه و سنگین عالی‌قاپو در میدان نقش جهان خودنمایی می‌كند.میدان نقش جهان با همه تكرارها، طاقها و رنگ‌ها به ناگاه در ضلع شرقی، فرورفتگی در خود ایجاد می‌كند و رهگذر زمانی كه از این مكان عبور می‌كند بی‌‌اختیار سری چرخانده و تأملی در این قسمت میدان خواهد كرد و مبهوت رنگ كاشی‌ها و ارتفاع، طاق‌ها و قوسها و فرورفتگی خواهد شد. استاد معمار اصفهانی علاوه بر این‌كه در معماری تبحر داشته، توجه خاصی نیز به هندسه در معنای كامل آن در این بنا را مد نظر گرفته است. هندسه نمای مسجد از یك هندسه ساده و در عین حال بسیار شگفت‌انگیز پیروی می‌كند كه در مكاشفات طولانی و دقیقی به دست آمده است.چون میدان در امتداد محور مقدس نبوده، معمار مجبور بوده كل بنای مسجد را چرخانده و محور آن را به سمت قبله قرار دهد؛ در این‌جا این سوال مطرح می‌شود كه آیا شاه عباس این قدرت را نداشته كه خود میدان را هم به ترتیبی كه می‌خواسته بنا كند و جهت آن را این‌طور غریب نسازد كه جواب آن برمی‌گردد به الگوی شهری اصفهان در پیش از صفویه، بگذریم، همین امر باعث شد امتداد مسجد با میدان یكی نباشد و برای رسیدن به صحن مسجد، آن را بوسیله یك دالان تاریك دور زد. در هنگام ورود به این دالان به خاطر تاریكی محیط، فرد سكوت و سكون احساس كرده، به وسیله‌ی نورهایی كه از فخرالمدین‌ها به داخل دالان می‌تابد به صحن مسجد هدایت می‌شود تا از روبروی قبله وارد این بنا گردد.در همان نگاه اول هنگام ورود، فرد مبهوت كاشی‌كاری هفت‌رنگ و معرق و بازی نورها می‌شود، نورهایی كه بسیار ماهرانه در بنا تعبیه گردیده‌اند، فخرالمدین‌ها (روزنه‌های نور) كه در زیر گنبد و بالای دیوارها قرار دارد احساس سبكی گنبد و معلق بودن آن میان زمین و آسمان را به انسان تلقین می‌كنند. این همان شفاف‌‌سازی و از جرم به فضا و از ماده به روح رسیدن است.اساساً معماری این نوع مساجد معماری نور، معماری شفافیت و معماری روحانی است و كمتر كسی است كه از این مسجد دیدن كرده، ولی تحت تاثیر فضای داخل آن قرار نگرفته باشد. سه منبع نور در این گنبدخانه دیده می‌شود: یكی، نوری كه از دهانه‌ی بزرگ شمال‌شرقی بر دیواره‌های جنوب‌غربی شبستان كه محراب در آن قرار گرفته می‌تابد و سطح كاشی‌كاری آن را به طور زیبایی روشن می‌كند، دوم نوری است كه از شبكه چوبی تعبیه شده در دیوار شرقی گنبدخانه وارد شده، كه تقریبا وسط صحن گنبدخانه را روشن می‌نماید و سوم همان شبكه‌های زیر گنبد كه محل اتصال دیوارها به گنبد هستند و فضای زیر گنبد را به همراه دیواره‌های گنبدخانه روشن می‌كنند و نیز تصویر زیبای دم طاووسی را به زیبایی زیر گنبد پدید می‌آورند.نور در معمارياز جمله علوم و هنرهایی که می توان به نقش نور در آن اشاره داشت ،هنر معماری است که بحث مفصلی را در زمینه روند بهره گیری از نور طبیعی به خود اختصاص می دهد.درهنر معماری نور یکی از اجزایی است که کنار عناصر و مفاهیم دیگر از قبیل ساختار ،نظم فضایی، مصالح، رنگ و … مطرح می شود و در طراحی به عنوان یک عنصر مجزا باید نقش خود را ایفا کند. یکی از مهمترین مشخصه های نور طبیعی، توالی و دگرگونی آن در طول روز است که باعث حرکت و تغییر حالت در ساعات مختلف می شود. در تاریخ نقاشی توجه به نور در دوره امپرسیونیست ها دیده می شود. هنگامی که نقاشان آتلیه های خود را ترک می کردند و در زیر نور خورشید با نور طبیعی مشغول نقاشی شدند. از مشخصات این سبک توجه به رنگ و نور در ساعات مختلف روز و انعکاس رنگ های اشیاء مختلف در یکدیگر و تأثیر رنگ های پیرامونی و به کار بردن رنگ های خاص و ناب می شد.نور و بشرنور نماد عقل الهی و منشأ تمام پاکی ها و نیکی ها است و خارج شدن انسان از تاریکی جهل و تابیده شدن نور معرفت در وجودش همواره یک هدف نهایی می باشد. در اثر تابیده شدن نور الهی به درون کالبد مادی، یعنی جایگاه نفس آدمی است که انسان به رشد و تکامل معنوی می رسد در نتیجه برای نمایش این تمثیل در معماری اغلب بناهای مذهبی ، نور به عنوان عنصری بارز و مستقل از سایر عناصر و مفاهیم به کار رفته در ساختمان به کار گرفته می شود به گونه ای که شعاع های آن به طور واضح در داخل کالبد مادی و تاریک حجم قابل مشاهده است. فضاهای عمیق و تاریک کلیساهای قرون وسطی و یا مساجداسلامی که با عنصر نور مزین شده اند به خوبی قادر به انتقال یک حس روحانی و معنوی می باشند.انسان در چنین فضاهایی که با نوری ضعیف روشن می شوند با مشاهده سایه های مبهم از اشیاء و احجام در ذهن خود به کامل کردن تصاویر پرداخته و با این عمل به نوعی خلسه فرو می رود که نتیجه آن یک حس نزدیکی به منبع وجود و هستی در درونش بیدار می شود.دانستن روند بهره گیری از نور خورشید به اندازه روند شکل گیری مصالح و یا شکل های مختلف زیربنائی ساختمان جهت طراحی بسیار لازم می باشد.اولین تاریخی که ما از آن اطلاع داریم سده ی سوم هزاره چهارم ق.م می باشدکه در آن زمان جهت کسب نور و سایه از ایجاد اختلاف سطح در دیواره های خارجی استفاده می کردند. در شهر سوخته از هزاره های سوم و دوم ق.م از روی آثار خانه هایی که دیوار آنها تا زیر سقف باقی مانده بود می توان استنباط کرد که هر اطاق از طریق یک در به خارج ارتباط داشته و فاقد پنجره بوده اند، در دوره عیلام در حدود 1300 و 1400 ق.م نیز نمونه ای از پنجره های شیشه ای بدست آمده که شامل لوله هایی از خمیر شیشه می باشد که در کنار هم و در داخل یک قاب جای می گرفته و بطور حتم جهت روشن کردن داخل بنا مورد استفاده بود.نور احساس و معماریچرا كاندينسكي صداي فلوت را به رنگ خاكستري درخشان نسبت مي دهد؟ خيابان در تاريك روشن سحر چه احساسهائي را مي تواند بر انگيزد؟ و چطور اين احساس ها در حضور هزاران هزار نوري كه از پائين ساختمان به نوك آن مي تابند و فضاي دهشتناك يك جنگل سنگي را پديد مي آورند تغيير مي كنند؟ چرا مشاهدة سوسوي چراغ كلبه اي در دور دست ها اميد مي آفريند؟ يا چگونه لبخندي انعكاس تلالؤ نور بر سطح آب را تداعي ميكند؟ و مثالي ساده تر، چگونه چهره مان تغيير مي كند هنگامي كه در پرتو نور مشعلي قرار مي گيرد؟نور شفافترين، نرمترين، آسانترين و ارزانترين مواد ساختاري موجود در توليد كيفيت ها و اشياي مورد نياز محيط انساني است. چيزي است كه امكان شخصيت سازي و حيات بخشيدن به فعاليتهاي روزمره و باز نمائي زندگي در تصورات و حالات رواني متغير را فراهم مي سازد. نور مي تواند در فضائي خشن و بي روح همچون مبلي راحتي از ما استقبال كند. به همين دليل نور مناسب ترين مادة ساختاري است كه مي تواند به فعاليتهاي روزمره ما شكل، زيبائي، لذت و راحتي ببخشد.نور ميتواند امكان خلق سيستمهاي محيطي هوشمند و سازگار را در بازسازي محيط مصنوع در اختيار ما بگذارد. كليساي تادائو آندو نمونه مناسبي براي نشان دادن اين سيستم هاست.استفادة بياني از نور به شكلي نمادين، فراگير، خشنودكننده، ساده و غريزي و در عين حال ابهام آميز براي گشودن پنجرة دنياي خيالهاي بشري، بزرگترين وظيفة نور پردازي در عصر ماست.در سالهاي اخير نورپردازي بيروني هويت جالبتري ارائه كرده است؛ از تازگي در خور توجه دكوراسيون شهري، خصوصاً در مراكز مشهور تاريخي يا تجاري و فرهنگي، تا بازگشت به نقش ايجاد احساس امنيت در شهرها، همان حس قديمي و آشنائي كه آتش اولين بار به جامعه انساني بخشيد.هنوز هم مؤثرترين واسطه درك ما نسبت به هستي و تجربيات زندگي روشنائي باز هم روشنائي است. امواج گرم و مهربان نور سپيده دم همچون ترنم ني لبكي است كه نرم نرمك فضا را از هارموني لطيف طيفي نقره فام مي آكند و با نوازش پوست خفتة زندگي نويد شروع ديگر و شوري ديگر را مي دهد.نور و معمارینور، اولين شرط براي هر نوع ادراك بينايي است . در تاريكي مطلق ، ما نه فضا را مي توانيم ببينيم و نه فرم و رنگ را . اما نور تنها يك ضرورت فيزيكي نيست . بلكه ارزش روانشناختي آن يكي از مهمترين عوامل زندگي انساني در همة زمينه هاست . موريس لاپيدوس (Morris Lapidus) مي گويد «انسانها مانند پشه هستند . هر كجا نوري باشد به سمت آن هجوم مي برند بدون اينكه بدانند چرا. چه بخواهيم و چه نخواهيم به سمت روشنايي مي رويم . نور، ما را به خود جذب مي كند » . نور هميشه علاوه بر استفادة كاربردي داراي ارزش نمادين نيز بوده است . نور جزيي از ذات زندگي بوده و در بسياري از فرهنگ ها نور ، يا خورشيد ، به عنوان منبع نور ، عنصري خدايي محسوب مي شده و آن را ارج مي نهاده اند.در مصر باستان نيز نور داراي اهميتي ويژه بوده است. بنا به موقعيت سرزمين مصر ، شدت نور و در نتيجه تضاد ميان سايه و روشن بسيار زياد مي باشد .فرم هاي صريح و هندسي كه در معماري مصر از آن استفاده مي شده است با گوشه هاي تيز و دقيق در زير نور شديد اثري خاص داشته اند .معماري بازي هنرمندانه دقيق و خيره كننده مجموعه اي از اجسام ساخته شده در زير نور است . چشم هاي ما براي اين آفريده شده اند كه فرم ها را زير نور ببينيم :&quot; اين سايه و روشن هاد كه فرمها را در مقابل ما برهنه مي سازند . مكعب، مخروط، كره ، استوانه و هرم اولين فرمهائي هستند كه نور آنها را به ما عرضه مي كند . تصاوير آنها ناب ، ملموس و صريح هستند.اما در معماري مصر بازي نور و سايه تنها محدود به فرم هاي بزرگ اوليه نيست . سطوح اين احجام از نقوش برجسته اي پوشيده شده اند كه با كمال ظرافت نقش پردازي و بر سنگ تراشيده شده اند و به اين ترتيب پديده سايه- روشن در اينجا در مقياسي كوچكتر نيز تكرار شده است. براي مصريان وجود ذات خداوندي براي بشر غير قابل دسترس و نامرئي بوده است پس به ناچار بايستي در تاريكي باشد . راه رسيدن به اين خداوند بايستي از روشنايي به تاريكي ختم شود با كمك چنين پديده هاي نوري كمي واضح تر مي شده است. از طريق انتخاب محل صحيح ساختمان با توجه دقيق به مسير خورشيد ، از نورآن به ترتيب استفاده مي شد كه شعاع خورشيد در زماني معين تشكيل يك محور مي داده و محل خاصي را روشن مي ساخت و جاهاي ديگر را در تاريكي باقي مي گذاشت . ژان لوئي دوكانيوال Jean- Louis de Canival روشنائي مجسمه هاي معبد خفرن را به اين ترتيب توصيف مي كند : «نور از پنجره هاي كوچك بين ديوار و سقف به داخل و به تك تك مجسمه مي تابيد و به وسيله سنگهاي كف كه مرمر سفيد سيقلي بودند به ترتيب منعكس مي شد كه نوري كاملاً محو و فاقد جهت ، فضا را روشن مي كرد و ستونها و ديوارها كه از گرانيت سرخ بودند در تاريكي باقي مي ماندند». مجسمه هاي خدايان زياد بودند و اين تاريكي نيز بيشتر بر اسرار آميز بودن دنياي آنها تأكيد مي كرده است . تنها اشخاص معدود و منتخبي اجازه ورود به اين بخش معبد را داشته اند و مي توانستند چنين چيزي را كه از ديدگاه امروز نمي توان به سادگي آن را هنر خواند بلكه بايستي آن را سعي در بيان بصري يك تركيب روحاني – مذهبي ناميد ، از نزديك ببينيد . استفاده اين چنين از نور به ترتيبي كه گفته شد به عمد بوده است و در خدمت تقويت و ماديت بخشيدن به ايده اصلي بكار مي رفت.معابد يوناني چنانكه گفتيم بيشتر مجسمه وار بودند و اثر آنها مي بايستي بيشتر بر فضاي آزاد جلوي محراب كه در ميان آن نيز قرار داشت ، انجام مي شد . به اين ترتيب جاي تعجبي هم باقي نمي ماند كه بيشتر اين فضاهاي داخلي تنها يك روزنه يعني تنها يك در به خارج داشتند . در بسياري از معابد يوناني نيز باروشي شبيه به مبعد خون با استفاده از يك آب نما كه در فاصله بين مجسمه و در ورودي ساخته مي شد نورپردازي مجسمه را اصلاح مي كردند . نوري كه به داخل مي تابيد با برخورد به سطح آب منعكس مي شد و مجسمه را روشن مي ساخت . در فضاهائي كه احتياج به نور بيشتر داشتند ، يونانيان از نور سقف استفاده مي كردند : بخشي از سقف را با ارتفاع بيشتر ساخته و از فضائي كه به اين ترتيب به وجود مي آمد براي تاباندن نور به داخل استفاده مي كردند.نمونه های مشابهنمازخانه سارین در MITیک نمونه عالی از کاربرد دراماتیک نور روز است . نمازخانه که بوسیله نور روز روشن شده توجه را به محراب و زمینه مجسمه آن معطوف میدارد ، که بصورت دراماتیکی توسط نور گیر سقفی بزرگی از بالا روشن شده است . انوار مواج نور از آبنمای اطراف دیوارهای مدوربازتاب میابند. چشم از گذر ورودی محصور شده با دیوارهای نیمه شفاف خود را از محیط خارج با محیط ملایم داخل تطبیق میدهد.در این نمازخانه فضای ورودی تطابق چشم را از محیط روشن خارج به محیط ملایم داخل فراهم میکند.کلیسای کریستالکلیسای کریستال شاید یکی از برجسته ترین و عجیب ترین ساختمانهای قرن میباشد . پوسته کلسیا شامل پانلهای شیشه ای 6 تا 9 میلیمتری میباشد که با نقره روکش شده است . روکش فوق انتقال نور را 82 درصد و اشعه حرارتی را 80 درصد کاهش میدهد ، ولی شفاف بوده و امکان دید واضح را به خارج و نیز ارتباط حیاتی با طبیعت فراهم میسازد . اسکلت نگهدارنده به رنگ سفید است که با دقت به شکل مشبک طراحی شده که بطور موثر نور روز را یکنواخت کرده و از درخشش آن جلوگیری میکند.نور روز از بالای ساختمان و همچنین از قسمتهای پایین آن وارد شده از کف و سایر سطوح بازتاب میشود. این ساختمان طوری قرار گرفته که نور خورشید اکثرا&quot; از پشت سر جمعیت نشسته وارد میشود و بنابراین خیرگی که مانع دید خوب است کاهش میدهد . خنک کردن فضا بوسیله جریان طبیعی هوا از طریق پانلهای شیشه ای و درها انجام میگیرد . بطوری که از وسایل مکانیکی خنک کننده استفاده نمیشود . در زمستان حرارت خورشیدی به سیستم گرمایش کمک کرده ولی در تابستان به حدی ملایم است که ایجاد گرمای زیاد نمیکند.موزه هنری کیمبلاز زیباترین ساختمانها در جهان است که در زمره کلاسیکهای تمام دوران است معمار آن لوئیس کان است که به دلیل حساسیتش نسبت به نور در طراحی به شاعر نورپرداز معروف شده است. این موزه چکیده تمام طراحیهای خوب نور پردازی میباشد.از قدیم نور پردازی موزه های هنری با شک و تردید همراه بوده است زیرا اشعه ماورائ بنفش موجود در نور خورشید تاثیر مخرب بر عناصر موجود در آن بخصوص در نقاشیها دارد ، کان برای این کار ملایمترین نور را انتخاب کرد که اولا&quot; تاثیر مخرب نداشته باشد و دوما&quot; در صورت وجود به کمترین مقدار باشد.این موزه از یک سری طافهای مدور بتونی متصل به یکدیگر تشکیل شده است که یک نور گیر سقفی شفاف در امتداد برامدگی هر طاق قرار دارد. نور از طریق اتصالات نور طبیعی معلق که زیر نورگیر سقفی است بازگرداننده و تسویه میشود . اتصالات شامل قابی است که صفحه ای فلزی به آن متصل شده و دارای سوراخهای ریز است که اجازه نفوذ مقداری نور را داده تا هر گونه کنتراست شدید ممکن بین قسمتهای تحتانی اتصالات و اطراف آن را تعديل کند .فضای ورودی موزه کیمبل که در آن نحوه هرس درختان طوریست که برای انتقال دید از محیط بسیار روشن خارج به محیط داخل به صورت چتر هرس شده اند.مدرسه ولکام تگزاسنورگیریهای سقفی وقتی روشنایی الکتریکی هماهنگی خواهند داشت که از آنها به طیق غیر مستقیم همراه با روشنایی الکتریکی استفاده شود نمونهای از ان را می توان در این مدرسه پیدا کرد.ساختمان تحصیلات نیوگلنددرختان ، بوته ها و پیچکها برای تصفیه کردن روشنایی طبیعی نور استفاده میشود که در این میان درختان کاشته شده در محیط خارج روبروی پنجره ها وسیله موثری جهت پیشگیری درخشش بیش از حد نوراند.نورگیرهای سقفینورگیرهای سقفی ابزار بسیار خوبی برای گردآوری و دریافت مقدار زیادی نور از دهانه کوچکی میباشند، حتی در شرایط آسمان تمام ابری میزان روشنایی آنها چند برابر مقدار روشنایی است که به سطح عمود پنجره میتابد.نورگیرهای سقفی ابزار موثری جهت رساندن روشنایی به عمق فضاهای داخلی میباشند حتی میتوان برای استفاده از نور روز در طبقات پایین ساختمانهای چندین طبقه از طریق کاربرد چاههای مرتفع و ابزارهای منعکس کننده استفاده کرد.مدرسه مونت رزشرایطی که این مدرسه در آن قرار گرفته است طوری است که در تمام ساعات روز آفتاب میدرخشد و چون پوشش گیاهی در این منطقه کم است درخشندگی بیش از حد هم وجود دارد.نور از طریق نورگیریهای سقفی گنبدی شکل پلاستیکی و پنجره با سایه بان خارجی با قابلیت انتقال 20درصد وارد کلاس میشود.خیرگی حاصل از پنجره به وسیله حفاظ چوبی و کف پوش ضد بازتاب کنترل میشود.نورگیر کلرستورینحوه اسقرار عمودی است و نسبت به نورگیرهای سقفی که بصورت افقی هستند نور کمتری را دریافت میکنند که با تعیین موقعیت آنها و یا به وسیله احداث سایه بان در آن میتوان از تابش مستقیم آفتاب به داخل جلوگیری کرد.مدرسه طراحی هارواردساختمان بحث برانگیزی است که طرح فضای داخلی آن دارای موافقین و مخالفینی است.مهمترین فضا استودیوعظیمی است که دانشجویان طراحی از طلوع تا غروب خورشید دارند کار میکنند.فضای استودیو شامل پنج سطح پلکانی است که نیمه نیمه روی هم قرار دارند که سراسر آن به وسيله کلرستوریها و سطوح سقف پوشش داده میشوند که جهت آنها رو به شرق میباشند در حالی که کنترل نور خورشید در برخی از فسمتها در ساعاتی عملا&quot; ممکن نیست اما روشنایی فضای داخلی بصورت شگفت انگیز مطلوب است. نور از طریق کلرستوری به داخل رسیده و در عین حال سطوح سقف مانع دید به روشنایی آسمان میشود.در معماري آغاز مسيحيت و نيز در معماري بيزانس همواره تلاش مي شده است هر چه بيشتر به فضاي داخلي جنبه روحاني داده شود و فضايي رؤيايي بيافرينند و روشن است كه نورپردازي در اين راه نقش عمده داشته است . براي نمونه به بررسي كليساي ايا صوفيه در استانبول مي پردازيم . بخش پائين گنبد اصلي – كه در واقع سقف اصلي كليسا است و قطري بيش از 30 متر دارد- به تمامي از پنجره هاي نزديك به هم تشكيل شده است و به بيننده اين احساس را مي دهد كه گنبد با تمام عظمتش در هوا به صورت معلق ايستاده است . نوري كه از اين پنجره ها و نيز از پنجره ها ي بخش بالاي ساختمان به داخل مي تابد به فضاي داخل حال و هوائي كاملاً بيگانه با دنياي مادي مي دهد .ايده اصلي سبك گوتيك كه «ساختن بخشي از آسمان در روي زمين» بود فضائي غير مادي طلب مي كرد. دو عامل مي توانستند در حل اين مشكل كمك كنند . عامل اول انتقال باربر ساختمان به بيرون بود. و نور پردازي مناسب را مي توان عامل دوم دانست . ابعاد عناصر سازه اي در درون را تا حد امكان كم كردند و به اين ترتيب توانستند كه در سطوح آزاد شده پنجره هاي بسيار بزرگ بكار گيرند. نوري كه از بخش بالاي ديوارهاي ناومياني به داخل مي تابد چنان شديد است كه در اين بخش هيچ قسمت تاريكي باقي نمي ماند . بيننده واقعاً خيال مي كند كه سقف مياني بالاي سر او معلق است. به عكس بخش پائين ناومياني نيمه تاريك است . دو ناوكناري با داشتن ابعاد لازم براي عناصر سازه اي در قسمت پائين ديوارهايشان امكان چنين نورپردازي اي را نمي دهد . انسان در اين قسمت خيال مي كند كه در فضاي نيمه تاريك زميني ايستاده است و وقتي به بالا نگاه مي كند «آسمان » روشني را كه جايگاه هر آنچه كه خدائي است مي بيند . سقف كليسا مي بايستي«سقف بلند و معلق» آسمان را القا كند و در همين راستا است كه در سقف تيره رنگ كليساي سن شاپل Sainte-Chapelle در پاريس نيز ستاره هاي طلائي رنگ نقاشي شده است.نور پردازي در كليساي گوتيك بر طرح كلي خدايي تأكيد مي كند.در كليساهاي ساختة پالاديو نيز نورپردازي يكي از عوامل اصلي در شكل پردازي فضاي داخلي است . پنجره ها به گونه اي در نظر گرفته شده اند كه درجمع نوري كه از پنجره ها به داخل مي تابد بر روي سطوح وسيع و سفيد رنگ ديوارها منعكس شده و فضاي داخل را با نوري تأثير گذار و شخصيتي ويژه ، روشن مي سازد . درست در تضاد با كليساهاي اواخر دوران گوتيك كه حال و هوائي كاملاً سختگيرانه دارند كليساهاي پالاديو در انسان ايجاد راحتي مي كنند و گرما مي بخشند. پالاديو از نور تنها براي ايجاد حال و هواي خاص استفاده نكرده است بلكه نورپردازي را وسيله اي براي تأكيد بر طرح كلي فضائي آن قرار داده است .فضا در سبك باروك پر از تضاد است و بايستي حواس را بفريبد. در انجا نيز نورپردازي بسيار مهم است ، ترتيب دادن متناوب بخش روشن بخش هائي كه در سايه هستند باعث مي شود كه تصور عمق تقويت گردد. بيننده خيال مي كند كه فضا تا بي نهايت ادامه دارد . سازه ساختمان با نورپردازي مناسب به صورتي «غير خوانا» در مي آيد و تمامي ساختمان حالتي خيال برانگيز به خود مي گيرد . در اين دوره بخصوص در بناهاي آخر دوران باروك استفاده از نور مستقيم نيز رايج بود . اغلب در اين ساختمانها بيننده تقريباً نمي توانست پنجره ها را ببيند و روشنائي فضاي داخلي از انعكاس نور روي ديوارها تأمين مي شد.استفاده از ترفندهاي گوناگون نوري براي تقويت قدرت خيالپردازي از دوران باروك تا امروز معمول بوده است . در معماري مذهبي با استفاده از فرم هاي خاص و نور پردازي متناسب با آن پديده هايي بينايي به وجود مي آيد كه از نظر ادراكي دقيقاً قابل تعريف نيستند و جاي تعبير و تفسير دارند و گذشته از آن حال و هوائي عرفاني به انسان مي دهند.روزنه هاي عمودي – درها و پنجره ها – مي توانند علاوه بر عملكرد به عنوان منبع نور ، وسيله اي ارتباطي نيز بين داخل و خارج باشند اما پنجره هاي سقفي بيشتر جنبه نوري دارند و كمتر وسيله ارتباطي با بيرون هستند . درست به همين علت است كه نورپردازي از طريق پنجره سقفي داراي اثري ويژه است . تمامي توجه به چيزي جلب مي شود كه در اين نور قرار گرفته است و از طريق اين نور نوعي مركزيت پيدا كرده است . اين يكي ازدلايل استفاده از نور سقف در كليساها و موزه ها است . يعني درست مكانهائي كه در آنها نه تنها نيازي به ارتباط بينايي بين داخل و خارج نيست كه اغلب اين ارتباط نامطلوب نيز مي باشد.نورپردازي طبيعي از بالا ، كنزو تانگه ،جام تعميد در كليساي جامع توكيو ، 1964 ، ژاپن ،تابش نور به درون و نگاه به بيرون به دلايل مختلف امروزه نيز ممكن است اين تمايل وجود داشته باشد كه روزنه ها به گونه اي طراحي شوند كه نور از آنها وارد شود اما امكان ديد به ما از بيرون وجود نداشته باشد . در ساختماني كه گوردن بونشافت Bunshaft Gordon براي مركز نگه داري كتب و دست نوشته هاي ارزشمند وابسته به كتابخانه دانشگاه ييل ساخته است ، ديوارهاي خارجي از صفحات بزرگ و بسيار نازك مرمر سفيد پوشيده شده اند و درست به مقداري نور از آنها مي گذرد كه داخل سالن روشن باشد اما نور به شدتي كه بتواند باعث خسارت به اين گونه كتابها بشود ، نباشدمعمار انقلابي فرانسه اتين لوئي بوله يكي از استادان مسلم نورپردازي در معماري به حساب مي آيد . او در پروژه اش براي ياد بود نيوتن كه با تركيبي از فرم هاي اوليه طراحي شده ، به وسيله نور حال و هوائي مذهبي به وجود آورده است (1784). در بخش بالاي كره سوراخها به ترتيبي در نظر گرفته شده اند كه تمامي نوري كه از سوراخها به داخل مي تابدبه وسط كره ) يعني جائي كه مي بايستي مجسمه يا لوحه يادبود نيوتن قرار گيرد)بتابد . به اين ترتيب نيوتن در قسمت روشن وسط قرار دارد و گرداگرد آن تاريكي به عنوان نمادي از مجهولات و بر بالاي سر او كهكشان كه به وسيله سقف كروي و سوراخهاي روشن به جاي ستارگان نشان داده شده است .نمونه ديگر استفاده از آب و آئينه ، كليسائي است كه ريچارد نويترا در گاردن گروو Garden Grove در كاليفرنيا ساخته است. يك ديوار طولي بنا از شيشه است و ديوار ديگر از آئينه در كنار ديوار شيشه اي يك آبنما ساخته شده است بطوري كه نور بر روي سطح اين آب منعكس شده وارد بنا مي شود و سپس در آئينه منعكس شده و باز مي گردد.در ساختمان جديد «بانك هنگ كنگ و شانگهاي » در هنگ كنك كه نورمن فاستر آن را ساخته است سعي شده تا با استفاده از يك آئينه مقعر غول آسا سالن ورودي را كه در داخل ساختمان قرار دارد و بيش از سي متر ارتفاع دارد روشن كنند. با استفاده از يك آئينه كه در بيرون ساختمان است ابتدا نور به داخل ساختمان منعكس مي شود و سپس با استفاده از آئينه دوم نور 90 درجه تغيير جهت پيدا كرده و از بالا به داخل سالن ورودي تابانده مي شود.اين نوع نور پردازي بخصوص در ساختمان موزه ها هر روزه مورد استفاده بيشتري قرار مي گيرند و اين به دو دليل است : يكم اينكه امروزه همه خواستار نور طبيعي هستند به اين دليل كه اين نور براي شناسائي رنگها به مراتب بهتر از نور ساختگي است . دوم اينكه نور بايد درست در جهتي تابانده شود تا نور نتواند چشم بيننده را آزار دهد .مسجد شیخ لطف الله اصفهاناین مسجد از شاهکارهای دوره صفوی است . در این مسجد ورود نور از راه روزنه های است کوچک، بر فراز گنبد خانه که حالتهای گوناگونی را در طول روز ایجاد میکند از آنجا که به علت گردش نور خورشید تابش نور در طول روز فقط در تعدادی از این روزنه ها میتابد فضای داخلی مسجد در هر ساعت روز حال و هوای متفاوت و مخصوص به خود دارد . این مسجد به علت ورودی خاص آن که از طریق عبور از فضاها و راهروهای نیمه تاریک به فضای اصلی صورت میگیرد نور فضای داخلی مسجد حالتی استثنائی به آن میدهد.تاثیر نور در معماریوابستگی بشر به نور و روشنایی انکار ناپذیر است.تاثیر نور بر ما و سلامت ما بیش از پیش آشکار گشته است حتی کسب و کارهای متوسط و کوچک هم به این نکته واقفند که نور پردازی مناسب در محیط کار بر سلامت افراد تاثیر انکار ناپذیری دارد و آنهم به دلیل افزایش نوآوریهایی در زمینه مفاهیم نورپردازی ست.بر اساس گزارشات آژانس بین المللی انرژی،بطور متوسط 19درصد از انرژی جهان در زمینه نورپردازی صرف می گردد و در مقابل افزایش بهای انرژی وافزایش شدید آلودگیهای محیطی ناشی از مصرف بیش از اندازه انرژی سبب شده است تا انرژی نقش پررنگی را در این میان برعهده داشته باشد.۱- تاثیرات ناشی از نور بر جسم انسان: با وجود نوری مناسب و كافی چشمان ما نه تنها آسیب نمی بینند بلكه هنگام دیدن عناصر اطراف خود و انجام كار و فعالیت با مشكلی مواجه نخواهند شد. دیگر اهمیت نورپردازی صحیح برای جسم ما بازدارندگی آن در مقابل برخی از حوادث فیزیكی است. به این معنا كه با وجود نور كافی در یك محیط از بسیاری از اتفاقات مانند برخورد با موانع، افتادن ها و آسیب دیدگی های جسمی دیگر مانند آن جلوگیری به عمل می آید. این موضوع در نقاطی از خانه كه دارای سطومی غیر هم سطح در كف محیط هستند،از اهمیت زیادی برخوردار است.۲- تاثیرات ناشی از نور بر روح و روان انسان: همان طور كه در پیش اشاره شد، نور تاثیر مستقیمی بر روح و روان انسان دارد. در واقع می توان گفت نور غذای روح انسان است. محققان عقیده دارند همان طور كه به تغذیه سالم برای جسممان می اندیشیم باید نور كافی و مناسبی را هم برای روحمان فراهم كنیم. به این ترتیب مانعی برای بسیاری از تاثیرات ناخوشایند بر روح و روانمان ایجاد خواهیم كرد. این تاثیر تنها به میزان نور بستگی ندارد بلكه نوع نور محیط نیز از جمله مواردی است كه می بایست مورد توجه قرار گیرد. به عنوان مثال نورهای سفید و آبی هر چند به میزان كافی در محیط پراكنده شوند ولی حس ناامیدی و افسردگی را در شخص القا می كنند. در واقع با نورپردازی یك محیط می توان عامل ایجاد احساسات گوناگونی همچون آرامش، شعف، شادی، افسردگی، ترس، اضطراب، عصبانیت و احساسات دیگری مانند اینها باشد. از این روی است كه انسان در یك مكان با نوعی نورپردازی احساس شادمانی می كند و در همان محیط با گونه ای دیگر از نورپردازی غمگین و محزون می شود.۳- تاثیرات ناشی از نور بر ساختار اشیا: نور ابزاری كارآمد است كه به وسیله آن به بسیاری از اهداف مورد نظرمان می توانیم دست یابیم. به این صورت كه با یك و یا تركیبی از چند نوع نورپردازی مصنوعی هدفمند می توان قسمت هایی از یك شی ء را برجسته و دیگر نقاط آن را فرو رفته جلوه داد. با این هدف از این گونه نورپردازی در به نمایش گذاردن اشیای تزئینی و صنایع دستی زینتی مانند مجسمه ها و ظروف و لوازمی مانند اینها می توان استفاده كرد. البته لازم به ذكر است تمام این تغییرات تنها حقه های بصری است ولی تاثیر آن به حدی است كه گویی جسم، تغییر ساختاری داده است.۴- تاثیرات ناشی از نور در معماری داخلی یك فضا: همان طور كه نور در تغییر ساختار ظاهری اشیا به لحاظ دیداری موثر است در تغییر شرایط ظاهری یك محیط و ویژگی های معماری آن نیز می تواند نقش بسزایی داشته باشد كه به پاره ای از آنها در ذیل اشاره می كنیم:الف- تغییر وسعت محیط: شما می توانید به وسیله نور، فضایی را وسیع تر و یا كوچك تر نمایش دهید. برای این منظور كافی است نورپردازی ها را بر روی دیوارها و كنج های محیط انجام دهید. به این ترتیب اطراف محیط روشن تر از مركز شده و بزرگتر جلوه می كند. حال آنكه به عنوان مثال اگر در نورپردازی یك اتاق نشیمن تنها به منبع نورزایی برای روشن كردن منطقه ای كوچك در محدوده مبلمان بسنده كنیم، دامنه دید افراد محدود شده و در نتیجه فضاحتی كوچكتر از آنچه هست به نظر می آید.ب- تغییر مسیر دید: گاهی ممكن است برای پنهان ساختن مشكلی ساختاری در یك محیط و یا هر هدف دیگر دكوراسیونی تصمیم بگیریم قسمتی از فضا در همان وهله اول ورود مورد توجه فرد بیننده قرار نگیرد.برای این منظور دو ابزار مهم وجود دارد:۱- كاربرد نور۲- كاربرد رنگاگرچه در میان این دو ابزار، كاربرد رنگ پایدارتر است ولی ممكن است با توجه به هدف مورد نظر عدم جلب توجه و تغییر مسیر دیداری مقطعی باشد و تنها مدتی این شرایط در محیط ایجاد شود لذا با نورپردازی هدف مورد نظر بقیه قسمت ها را از دیده پنهان می سازیم.ج- تاثیر نور بر رنگ محیط: نور یكی از عوامل تغییر دهنده و اساساً هویت دهنده رنگ است. یك رنگ در معرض نورهای رنگی مختلف جلوه های گوناگونی را دارد. این موضوع حتی در مورد شدت های متفاوت از یك نور نیز صدق می كند. به همین منظور انتخاب رنگ اشیا و سطوح محیط در یك پروژه طراحی دكوراسیونی خوب می بایست همزمان با در نظر گرفتن نور انتخابی و زوایای تابش آن صورت گیرد.در ضمن رنگ های روشن نور را منعكس و رنگ های تیره آن را جذب می كنند. البته لازم به ذكر است میزان جذب و انعكاس هر یك از آنها رابطه مستقیمی با رنگ و حتی بافت سطح نیز دارد به عنوان مثال اگرچه رنگ سفید بهترین منعكس كننده نور است ولی میزان انعكاس آن توسط پارچه های بافت دار سفید در مقایسه با سرامیك های صیقلی به همان رنگ، تفاوت بسیاری دارد. گاهی برای دستیابی به هدفی مشخص در مقابل نورپردازها فیلترهای رنگی قرار می دهند.به این ترتیب نورها به صورت رنگی ساطع می شوند. در نتیجه تاثیرات آنها بر روی سطوح و لوازم مختلف با هم متفاوت خواهد بود به عنوان مثال تابش نور قرمز بر روی سطوح و اشیایی به رنگ های مختلف، از هر یك رنگی خاص را به نمایش می گذارد. از این خصوصیت نورپردازی در معماری داخلی فضاها و همچنین صحنه آرایی ها در فیلم ها و تئاترها بسیار استفاده می شود. البته با توجه به تنوع نورپردازها نور در حالت معمولی و بدون رنگ نیز، در صحنه های فیلم و تئاتر كاربردهای مختلفی دارد. به عنوان مثال با استفاده از هنر نورپردازی می توان قسمتی از صحنه را دورتر و بخشی را نزدیكتر به تماشاگر نمایش داد.د- نور عامل تفكیك كننده فضا: به عوامل دكوراسیونی- كاربردی تفكیك كننده فضا نور را نیز باید افزود. البته این جداسازی به لحاظ ظاهری بوده و تركیب ساختاری واقعی برای منفك كردن فضاها از هم وجود ندارد ولی انتخاب یك تركیب نورپردازی مناسب یك فضای بزرگ را می توان به فضاهای كوچك تر آن هم با كارایی های مختلف تقسیم كرد. به عنوان مثال در یك سالن بزرگ یك خانه با انتخاب نورپرداز های مصنوعی مختلفی كه هر كدام جهت انجام كاری خاص نوری مناسب را از خود ساطع می كنند، شما می توانید اتفاق نشیمنی راحت، فضای غذاخوری مناسب و محیطی دلپذیر برای پذیرایی از مهمانان داشته باشید. البته وجود لوازم دكوراسیونی و كاربردی برای تكمیل این پروژه نوری جایگاه ویژه خود را دارا است.نكته قابل توجه اینكه موارد یاد شده در فوق تنها بخشی از كاربردهای هدفمند نور در معماری داخلی هستند و مهم تر آنكه با توجه به تنوع موجود در نورپردازی های مصنوعی، اغلب مانورهای نوری و تاثیرات ناشی از آنها توسط نورهای مصنوعی انجام پذیر است. حال آنكه ورود و نوع تابش نور طبیعی خورشید چندان قابل كنترل نبوده و بیشتر به ویژگی گذرگاه های آن یعنی همان پنجره ها در ساختمان بستگی دارد.۵- تاثیرات حاصل از نور بر گیاهان: نور یكی از مهم ترین عوامل رشد گیاهان است. اگرچه همواره منظور از این نور، همان نور طبیعی خورشید است ولی با توجه به نوع گیاه و نیاز نوری آن در برخی موارد می توان با انتخاب صحیح و مناسب از یك و یا تركیبی از چند نوع نور مصنوعی به عنوان جایگزینی مناسب برای رشد گیاهان استفاده كرد.تاثیر نور بر کودکانفرآیند رشد انسانها ، در کودکی ، تاثیر بسزایی در شخصیت آنان دارد. عقیده بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت بر این است که شخصیت هر انسان در ۷ سال اول زندگی او شکل می گیرد ، فرآیند رشد کودک در سالهای اولیه زندگی متاثر از عوامل بسیاری است. فعالیت ، به عنوان عامل اصلی رشد و یادگیری کودک فرآیندی است که در ارتباط با فضا و محیط کودک ، رشد همه جانبه او را موجب می گردد. فضاهای مرتبط با فعالیت کودکان باید دارای شرایط مناسب و مطلوب برای رشد فیزیکی ، ذهنی ، عاطفی و اجتماعی آنان باشد. فضاهائی با نور طبیعی و شفاف اثر مثبت بر کودکان دارند. بعبارت دیگر اتاق های تاریک با نور مصنوعی و نامناسب اثر منفی در پی خواهند داشت. از این رو گزیدن نحوه و میزان روشنائی در اتاق کودک اهمیتی بس مهم را ایفا مینماید و تاثیر مهمی در خواندن و نوشتن و ایجاد آرامش و تمرکز آنان دارد. نور مناسب فضا را جهت محیطی آرام و مناسب جهت مطالعه محصور می نماید. بررسی تاثیر میزان نور در شب نیز در روحیه آنان حائز اهمیت است. پنجره و جهت آن نیز در اتاق کودک اهمیتی ویژه دارد. از طریق آن نور به داخل می تابد و شادابی و سحرخیزی را به بار می آورد.نتيجه گيري:هرفضا با نور دو چهره مي يابد ، روز و شب كه با تغيير مقدار نور، ايندو با هم پيوند مي يابند.نور موضوعي است كه در هر دوره زماني، احساس و مفهومي خاص به معماري و زندگي داده است.مي توانيم بگوييم ،آن زمان كه آتش در آتشكده ها در عهد زرتشت مقدس بوده بخاطر نور و گرماي آن بوده است، بدين ترتيب نور نيز مورد ستايش قرار مي گرفته است . حتي در دوره هاي بعد، كه اعتقاد به خورشيد و پرستش آن وجود داشته است، نور بخاطر روشن نمودن عالم ،كه مسير حركت زندگي را نشان مي داده است، مورد توجه بوده است، و يك حس خدايي بودن را القاء مي كرده است.نور مي تواند به عناوين مختلفي براي القاء مفهوم و هدفي مورد استفاده قرار گيرد، به عنوان مثال با ايجاد يك روزن و هدايت نور به موضوعي باعث تاكيد در آن موضوع شويم، و يا با استفاده از حركت هاي ملايم و نرم نور يك حس روحاني را به فضا بدهيم كه در هنگام ورود به چنين فضاهايي يك احساس احترام و سرفرود آوردن به انسان دست مي دهد، و انسان خود را در مقابل عظمت بي پايان و نامحدودي مي يابد،و حقارت را در خود درميابد.از تاثير آن در كليساها و مساجد بسيار مورد استفاده قرار گرفته است.مثلا با ارتفاع دادن به بنا و نور پردازي هايي بر روي سطوح مورد نظر اين كار را انجام مي دهند،و يا با استفاده از پنجره هاي واقع در دالان ها و نور پردازي مخصوص آنها باعث حركت و يادر هشتي ها باعث مكث شده اند، كه اين مفهوم را مي توان با حركت انسان در اين دنيا و رسيدن به قيامت كه محل مكث است در ارتباط ديد.</description>
                <category>مهندس جعفر ناصری زاده</category>
                <author>مهندس جعفر ناصری زاده</author>
                <pubDate>Sat, 01 Oct 2022 13:31:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>” جهل ” عامل اصلی تخریب آثار تاریخی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43081772/%E2%80%9D-%D8%AC%D9%87%D9%84-%E2%80%9D-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-rtallhhlmsrx</link>
                <description>وجه تمایز عمده تحولات تاریخی انسان دوره عصر حجر جدید ( نوسنگی ) از دوره عصر حجر قدیم (پارینه سنگی) اهلی کردن دام، دانه و رهایی از دوره گردی برای شکار و توان گرد آوری آذوقه سالیانه با تلاش شخصی بود.او با گرد آمدن به دور یکدیگر به ایجاد جامعه روستایی و دستیابی و اشاعه روش های اصلی معماری با چوب ، آجر و سنگ گردید.سیر تکامل تدریجی و شکوهمند معماری در عصر تمدن ها و حکومت های گوناگون در شرایط اقلیمی متفاوت و در تقابل با بلایای مختلف طبیعی در طول تاریخ ، توسط بشر به منظور تامین نیازهای متفاوت متنوع و روبه گسترشش و به دست توانا و اندیشه های نو و خلاقانه اش محقق گردید و هم او بود که برای دستیابی به تمنا ها و آرزوهای بلند سرگشته خویش ، نقش مخربی همچون بلایای طبیعی بر دست ساخته های خویش ایفا نمود که در این مقاله به شرح عوامل تاثیر گذار و مخرب توسط انسان پرداخته می شود .اثرات مخرب بر معماری به دو طریق عمده 1- به وسیله عوامل طبیعی 2- عامل انسانی(غیر طبیعی) بوجود می آید.?1-عوامل طبیعیعوامل طبیعی تاثیر گذار و تخریب کننده بر معماری از قبیل زلزله ، سیل ، طوفان ، گرد باد ، جا به جایی لایه های زمین  آتشفشان ها و همچنین سایر موارد مشابه که خارج از اختیار بشر است می باشد که همواره انسان در صدد شناخت این عوامل و دستیابی به راهکارها و فناوری های جدید به منظور مقابله و اتخاذ تمهیدات پیشگیرانه جهت مصون بودن از آن در تلاش و کوشش است.2-عوامل انسانی (غیر طبیعی )از جمله موارد مهمی که انسان به صورت عمدی و غیر عمدی موجب تخریب در بنا ها و سازه های ایجاد شده توسط خویش می گردد ، شامل :1-جنگ2-آتش سوزی3-انفجار4-تغییر کاربری5- عدم مطالعات کافی در شناخت وضعیت و شرایط اقلیمی و موقعیت زمین6-عدم برنامه ریزی ، امکان سنجی ، تدارکات و بهره گیری از نیرو های انسانی نا کار آمد7-عدم شناخت عوامل آسیب گذار محیطی ، نگهداری و بازسازی و مرمت به موقع8-عدم بهره گیری از استاندارد ها و دستورالعمل های مربوطه9-بهره گیری از مواد مصالح نامرغوب (غیرکیفی) و ابزار آلات و تجهیزات نامناسب10-عدم رعایت بند های 5 تا 9 فوق که موجب کاهش عمر مفید بنا ها و سازه های ایجا شده می گردد11-عدم شناخت عوامل شیمیایی خوردگی ، فرسودگی ، عایق بندی و ایزو لاسیون های مناسب12-عدم مطالعات ، طراحی دقیق شبکه های تاسیسات ، برق و سایر موارد تخصصی مورد نیاز و بهره گیری از ابزار و تجهیزات غیر استاندارد و نیروی انسانی نا کار آمد13-سایر مواردالف – قبل از ایجاد معماری (بنا وسازه ها )شناخت دقیق نیاز و کار بری مورد نظر از بنا و سازه هایی که قرار است در آینده ایجاد گردند از موارد بسیار مهمی است که می بایست در ابتدا تعریف دقیق آن صورت گیرد و متعاقبا” مراحل فاز صفر ،فاز یک، فاز دو ، فاز سه به همراه کنترل نظارت و مشاوره تخصصی به طور منظم و مطابق با جدول زمان بندی با رعایت استانداردها و دستورالعمل های مربوطه (مطابق با بند های 5،6،7،8،9،10،11،12 بخش عامل انسانی) طی گردد.ب – بعداز ایجاد معماری ( بنا و سازه ها )انسان در تقابل و ستیز با یکدیگر موجب تخریب محیط زیست خویش به انهای گوناگون می گردد که شامل:– جنگ ، آتش سوزی ، انفجار  ، حفاری ، سرقت و …..تغییر نیاز بشر به موجب تحولات ایجاد شده ناشی از تغییر مداوم شرایط فرهنگی ، اجتماعی و فناوری های ابداع شده همواره تغییراتی را در محیط زیست خویش ایجاد می نماید که از جمله برخی از موارد مهم آن شامل :– گسترش روستا ها ، شهرها ، بزرگراه ها ، فرود گاه ها ، ترمینال ها ، (شبکه های ارتباطی) ، صنعتی شدن (تبدیل شدن کار گاه ها ، واحد های صنعتی و خدماتی کوچک به کارخانجات ، مراکز صنعتی بزرگ و خدماتی گسترده )– افزایش جمعیت ، تامین نیاز های گروه های سنی و جنسی متفاوت– تغییر کاربری (تامین نیاز جدید) که موجب تخریب ، باز سازی ، گسترش و دگرگونی وضعیت محیطی قبلی می شود.– عدم رسیدگی ، نگهداری و مرمت بنا ها و سازه ها– تخریب به موجب تغییر کاربری محیط های مجاور و در معرض قرار گرفتن آلودگی های دما ، صوتی ، شیمیایی فرسودگی و ریزش لایه های زیرین پی ، حفاری و سایر مواردهم اکنون برخی از موارد مهم فوق را در آثار های معماری گذشته به شرح ذیل می پردازیم :11-آثارمخرب ناشی از جنگ:هر جنگ ویرانی، کشتار و آوارگی بدنبال دارد و هر عقل سلیم آغاز جنگ را برنمی تابد. میراث هر نزاع و جدالی در طول تاریخ بشر بجز عقب ماندگی اقتصادی، فرهنگی و سیاسی اجتماعی نبوده و امروز ابنای بشر با نگاه به گذشته در تلاشند تا از هر جنگ و نزاعی پرهیز کنند.اما در این میان دفاع مقوله ای است از جنس دیگر و مسلماً هر ملتی که مورد تهاجم نظامی بیگانه قرار گیرد حق دارد تا از خود دفاع کند و این در مورد هشت سال دفاع مقدس مردم ایران نیز صدق می کند.تاریخ ایران بیانگر آن است که این سرزمین زادچاه نخستین تمدنهای بشری است و مسلماً در سراسر این مرز و بوم آثار باستانی بسیاری از آن دوران پرافتخار بجامانده است.وقوع جنگ تحمیلی بجز آنکه باعث تخریب بسیاری از شهرها و روستاهای کشور شد صدمات و لطمات بسیاری نیز به آثار باستانی این مرز و بوم وارد کرد.وقوع جنگ تحمیلی و درگیری ۵ استان کشور سبب شد تا بخش بسیار زیادی از آثار باستانی این سرزمین آسیب دیده و تا مرز نابودی کامل پیش رود. حملات هوایی دشمن و همچنین حمله توپخانه ای به شهرهای مرزی عمده خسارات را به این آثار و ابنیه وارد نمود تا آنجا که «خانه معتمد وزیری» در شهر سنندج دچار پنجاه درصد تخریب شده و نهایتاً از آن بنا امروز فضای سبز جامانده است.در استان آذربایجان غربی تپه تاریخی ربط مورد بمباران قرار گرفته و آسیب دیده است. همچنین قلعه تاریخی سنیگان در شهر اشنویه در اثر حملات هوایی دشمن بطور کامل تخریب شده است.استان کرمانشاه نیز از این حوادث تلخ جان سالم بدر نبرد و در طول ۸ سال دفاع مقدس بنای عمارت خسرو در قصرشیرین، بنای چهارقاپی، کاروانسرای عباسی که متعلق به دوره صفوی است و بنای تاریخی بان قلعه در قصر شیرین تا مرز تخریب کامل آسیب دیده است.در شهر کرمانشاه نیز خانه صادرم الدوله، تکیه معاون الملک و تکیه بیگلربیگی از گزند دشمن در امان نماند.مناطق باستانی و بناهای تخریب شده در استان ایلام شامل قلعه والی در شهر ایلام، قلعه پوراشرف دره شهر در روستای شیخ مکان و قلعه گنجانچم در نزدیکی شهر مهران از جمله این مناطق است.– خسارات جبران ناپذيري بر مسجد جامع اصفهان بر اثر حمله موشکي عراق وارد شده و از جمله ضلع جنوب شرقي مسجد که به بازار متصل مي گردد خراب شده است.– بيش از 150 موشک که هر يک حاوي 700 تا 800 کيلوگرم مواد منفجره قدرتمند بوده و صدها خمپاره، ساختار قديمي شهر دزفول را ويران کرده است. قريب نيمي از بخش قديمي شهر دزفول نابود شده و ديوارهاي مسجد جمعه که ارزش باستاني دارد نيز فرو ريخته است.شوش که از نظر باستان شناسي اهميتي استثنايي دارد، صدمات وسيعي ديده است. خسارات وارد شده به بناهاي تاريخي، مقبره دانيال نبي، قلعه شوش، موزه و منطقه حفاري هاي باستان شناسي بسيار تأسف آور است؛ از جمله، تمام شيشه ها و نيز ظروف سفالين در محوطه دروني بناي قلعه شوش خرد شده است.– خسارات مهمي به بقعه مذهبي امامزاده عبدالله، حصار سلاسال، پل تاريخي واقع بر روي رود دز در شهرستان شوشتر وارد شد محوطه باستانی ایران کرخه، تپه های دوسلق، تپه باستانی فکه، تپه های باستانی ام دبس، محوطه باستانی چغازنبیل، بنای تاریخی کوشک حمیدیه، قلعه باستانی شوش، قدمگاه حضرت ابراهیم خلیل و… در استان خوزستان از دیگر آثار باستانی است که در طول هشت سال دفاع مقدس تخریب شده است.در کرمانشاه مسجد جامع، تکيه بيگلربيگي و تکيه معاون الملک در اثر حملات موشکي و بمباران هاي مکرر خسارت ديده است.2-آثار مخرب ناشی از حفاری های غیر مجاز:: همواره بشر در طول زمان به عنوان اولین عامل آسیب رسان به آثار پیشینیان خود معرفی شده که این در مورد آثار خشتی به علت ناپایدار بودن مصالح آن همیشه بیشتر نمود داشته است .تخریب آثار تاریخی منفرد و نیز بافت کهن شهرها در راستای توسعه شهري و نیز ساخت وسازهای جدید حاصل از افزایش گرايش نسل نو به زندگی مدرن، و هم چنین پدیده هولناک واندالیزم  یا هنرستیزی ، همگی از آثار و عوامل تخریب انسانی محسوب می گردند. اما یکی از مهم ترین نوع از آسیب های دست بشر آسیب های ناشی از حفاظت و مرمت های غلط می باشد. این گونه آسیب را بدون اغراق می توان مخرب ترین آسیب انسانی دانست. استفاده از تکنیک و روش اشتباه مرمتی و یا مواد و مصالح نامرغوب درمرمت علاوه بر اتلاف هزینه سنگین ، یک اثر تاریخی را در مقابل عوامل آسیب رسان درونی و بیرونی شکننده تر می کند.الف). ارگ بم :بخش عظیمی از تخریب ارگ بم در زلزله سال 83 مربوط به بخش های مرمتی این بنای سترگ و با شکوه می باشد. در زیر به ذکر مثالی دیگر می پردازیم:ب ).قلعه تاریخیچوار قلا:قلعه تاریخی چوار معروف به قلا در 12 کیلومتری غرب شهر چوار و 2 کیلومتری شهر ایلام بر سر راه چوار به نواحی مرزی با کشور عراق واقع شده است. مجموعه بناهای این دژ بر فراز و دامنه های ناهمواری که حدود 3 متر از دامنه های پیرامونی ارتفاع دارد ساخته شده است. زمین های کشاورزی با کشت دیم جهات شمال و شرق این قلعه را تشکیل می دهد. رودخانه قلا در جنوب آن جاری است و در غرب آین اثر باستانی یک پرتگاه طبیعی است. این قلعه به صورت دژی مستحکم ساخته شده است و شامل سه قسمت است: بنای اصلی قلعه  دیوارهای جانبی و دیوارهای بلندی که از راس تپه تا سطح زمین هایی که به نظر می رسد همانند سایر قلعه های محدوده غربی زاگرس کاربرد نظامی داشته است. موقعیت قلعه و سبک معماری بنا این نظر را تقویت می کند. این اثر مهم تا کنون مورد بررسی و کاوش علمی قرار نگرفته است. مدیریت میراث فرهنگی استان اخیرا نسبت به شناسایی و مستندسازی آن اقدام نموده است که قدم آغازین در جهت بررسی و پژوهش علمی آن تلقی می گردد. برخی نویسندگان محلی در نوشته های خود از این قلعه و موقعیت آن مطالب اندکی ارائه داده‌اند. شواهد فرهنگی به جای مانده از این اثر نشان می دهد که احتمالا دراواخر دوره تاریخی و قرون اولیه اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است.مواد اصلی بکار رفته در برپایی آثار بنای قلعه، قلوه سنگ ها و لاشه سنگ های محلی و ملاط گچ می باشد. نمای دیوارها که با این مصالح ساخته شده، ساده است و دارای اندود نیست اما دیوار اتاق ها که فقط قسمتی از آنها باقی مانده دارای اندود گچ می باشد. بررسی گزارش های باستان شناسی نشان می دهد که تکه های شیشه به رنگ سبز روشن و از سطح تپه به دست آمده است که از نظر نوع و قدمت قابل مطالعه است. در تمام سطح و دامنه‌های تپه و نیز زمین‌های پست پیرامونی تکه‌های سفال دیده می‌شود که عمدتا چرخ‌ساز و معدودی از آنها دست ساز می‌باشند. سفال‌های پشت قلعه در اندازه‌های ظریف، متوسط و خشن طبقه‌بندی می‌شوند. اکثر سفال‌ها بدون لعاب بوده و دارای پوشش گلی است. رنگ سفا نخودی و آجری و پخت بعضی از سفال‌ها ناقص بوده است. از نظر تزیین دو نوع سفال بر روی تپه‌ها دیده می‌شود؛ یکی ساده و دیگری منقوش. نقوش تزیینی عبارتند از: نقوش کنده‌کاری شده ترکیبی، نقوش کنده‌کاری شده نواری در دور ظروف و نیز نوعی نقوش تزیینی فشاری بر روی سفال دیده می‌شود. شاموت سفال‌ها شن و ماسه و نرم ومواد گیاهی بوده است. یکی از عوامل تخریب این بنای تاریخی-فرهنگی مهم، فرسایش‌های طبیعی مانند رشد گیاهان و درختان، نفوذ رطوبت، تغییر دما و بارش‌های سالیانه است. عامل مهم دیگر تخریب و فرسایش این محل حفاریهای غیر مجاز می‌باشد که بخصوص بر فراز تپه و در محدوده تپه اصلی مشاهده می‌شود. این بنا جزء قلاع مسکونی-نظامی می‌باشد و این امر را می‌توان از روی خرابه‌های باقی مانده از دیوارهای اتاق‌ها و همچنین از روی باروها و برجهای نگهبانی آن به خوبی مشاهده کرد. آثار فرهنگی سطح تپه، وسعت و گستردگی بقایای معماری و نوع صالح بکار رفته نشان می‌دهد که احتمالا این بنا متعلق به اواخر دوره تاریخی و اوایل دوره اسلامی است. البته در مورد قلعه چوار به جز چند منبع محلی، اطلاعات دقیقی در دسترس نیست و در منابع تاریخی به آن اشاره نشده استپ). مقبره کورش کبیر:طی یک عملیات حفاری غیرمجاز توسط قاچاقچیان آثار باستانی پلکان محوطه ی مقدس مقبره کورش کبیر در پاسارگاد ویران شد.این کار برای بدست آوردن نقشه گنج صورت گرفته است که افراد مجرم با پتک های سنگین بخشی از پلکان محوطه ی باستانی را ویران کردند3-اثرات مخرب ناشی از احداث سد:الف). سد سيوند :آب ‌گيری سد سيوند در تنگه بلاغی ، نگرانی‌هایی را  در دل ايران‌ دوستان دامن زده است ، چرا كه:– سست بودن خاك منطقه می ‌تواند زمينه را برای آسيب ‌رسانی به پی سازه‌های دشت پاسارگاد (كاخ بارعام، كاخ دروازه، كاخ اختصاصی ، گور كمبوجيه ، تل تخت … و به ‌ويژه آرامگاه كورش) آماده سازد.– ‌رطوبت ناشی از درياچه سد در درازمدت بر زیست بوم منطقه تأثير گذاشته و با پديد آوردن و رشد دادن گياهان مخرب بر روی آثار موجود، اثرات ويران‌ گری بر همان سازه‌ها و همچنین نگاره‌های نقش رستم و نقش رجب  و حتی با تردید عنوان می ‌شود، تخت جمشيد – خواهد داشت.– و اما خود تنگه بلاغی نيز به دليل عبور عشاير منطقه و مسیر كاروان ‌رو تاريخی ، جاده شاهی ـ معروف ‌ترين و كهن ‌ترين جاده بين‌المللی جهان ـ و آثار بسيار ارزشمندی چون بقايای معماری ،‌ اشيا و گورهای باستانی متعلق به 7 هزار سال پيش تاكنون و وجود پوشش‌های گياهی و زمين‌های كشاورزی از اهميت به سزایی برخوردار است و به ‌ويژه مهم ‌ترين منطقه باستان ‌شناسی برای شناخت عهد هخامنشی و صنايع توليدی آن عهد است. تاكنون برخی از كوره‌های فلزريزی عهد داريوش بزرگ را به ‌دست آورده‌اند. هم‌چنين از آنجا كه عمده حقوق غیر نقدی كاركنان دربار هخامنشی را جو و شراب تشكيل می ‌داده است ، كارگاه‌های شراب ‌گيری پرشماری در تنگه بلاغی به ‌دست آمده است. نيز گورستان‌های وسیعی كه خود برای جامعه ‌شناسی و انسان ‌شناسی هر دوره‌ای بسيار ارزشمند هستند در اين دشت قرار است به زير آب روند.درواقع برخلاف مناطقی هم ‌چون ميان ‌رودان (بين‌النهرين) كه ساليان درازی است خاك ‌برداری از مناطق مسكونی عهد باستان در آنها انجام شده و از آن طريق ، اطلاعات وسیعی درباره نوع معماری ، تقسيم فضاهای خانه‌ها، كاركرد قسمت‌های مختلف خانه‌ها هم ‌چون آبريزگاه و‌ آشپزخانه و نوع زيرساخت‌هایی هم ‌چون شالوده‌ها و نيز شبکه پساب در اين مناطق به دست آمده ، مرودشت و دشت مرغاب اين گنجينه‌های اطلاعاتی را تا زمان ما در سینه خود حفظ كرده‌اند: دو غار كه سكونت‌ گاه انسان‌های دوره پارينه سنگی ـ ده هزار سال به قبل ـ  بوده‌اند، كوره‌های ذوب فلز و كوره‌های 7500 ساله سفال ‌گری دهكده‌ای متعلق به دوره هخامنشی ، دو گورستان بزرگ دوره اشکانی ، 7 كيلومتر مرز سنگی (ديوار دفاعی) مربوط به همين دوران ، گورستان و روستای 9 هكتاری ساسانی ـ اسلامی ، گورهای سنگی دوره‌های فرمانروایان محلی فارس (خرقه ‌داران) بخشی از یکی از شگفتی ‌های سازه‌های آبی‌ ، … و تنها بخش بازمانده از راه شاهی. که با احداث سد از بین خواهد رفت.ب). سد کارون 3 :نمونهء دیگر آبگیری سد عظیم کارون 3 که حجم آن 15 برابر سد امیرکبیر (کرج) است آغاز شد و همزمان با آن بخشی عظیمی از آثار تاریخی و محوطه باستانی خوزستان به زیر آب خواهد رفت .4-اثرات مخرب ناشی از آتش سوزی:الف). تخت جمشید :مجموعه ای از کاخهای بسیار باشکوهی است که ساخت آنها در سال ب512 قبل از میلاد آغاز شد و اتمام آن 150 سال به طول انجامید.تخت جمشید در محوطة وسیعی واقع شده که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت محدود است . این کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرسپولیس خوانده اند ساخته شده است .ساختمان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شداسکندر مقدونی در یورش خود به ایران در سال 331 قبل از میلاد، آنرا به آتش کشید. تاریخ نگاران در مورد علت این آتش سوزی اتفاق رای ندارند. عده ای آنرا ناشی از یک حادثه غیر عمدی میدانند ولی برخی کینه توزی و انتقام گیری اسکندر را تلافی ویرانی شهر آتن بدست خشایار شاه علت واقعی این آتش سوزی مهیب میدانند.نکته ای که سخت غیر قابل باور می نماید این واقعیت است که این مجموعه عظیم و ارزشمند هزاران سال زیر خاک مدفون بوده تا اینکه در اواخر دهه1310خورشیدی کشف شد.تخت جمشید در 57 کیلومتری شیراز در جاده اصفهان و شیراز واقع شده استب ). کاخ سوخته:کاخ سوخته واقع در شهر سوخته، دوره 3200 قبل از میلاد است.شهر سوخته در ۵۶ کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل – زاهدان واقع شده و پنج هزار سال قدمت دارد.این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سال‌های ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ قبل از میلاد در آن سکونت داشته اند.این شهر از بزرگترين پایگاه های تجارت بین المللی در منطقه نیز بوده است.محوطه باستاني شهر سوخته با ۱۵2 هکتار وسعت، یكی از مهمترين محوطه هاي پيش از تاريخي در ايران است كه پس از 8 فصل كاوش مداوم در اين منقطه هنوز ناگفته ها و سوالات بسياري درباره اين منطقه وجود دارد5-اثرات مخرب ناشی از راه سازی:عملیات راه سازی از جمله عملیاتی است که می تواند باعث تخریب گردد، به همین منظور باید اقدامات اولیه و ایمنی کار حتما رعایت شود . به عنوان دشت مغان که در غرب دریای خزر  و در شمالی ترین ناحیه اردبیل قرار دارد به گفته کارشناسان و مسئولان میراث فرهنگی استان اردبیل در چند سال اخیر دهها اثر باستانی این منطقه توسط بولدزرهای از بین رفته است .6-اثرات مخرب ناشی از گسترش بناها:گاهی اوقات گسترش بناها خود باعث ویرانی آنها می شود و اثرات مخربی به جا می گذارد،برای مثال اقدامات تولیت آستانه امامزادگان عبدالعظیم حسنی، حمزه و طاهر (ع) برای گسترش ساختمان حرم ـ كه با توجه به ازدیاد زائران یك ضرورت تلقی می‌شده ، عملا به دگرگونی شدید و تغییر ماهیت بافت تاریخی حرم به عنوان مجموعه‌ای غنی از آثار سده سوم تا چهاردهم هجری قمری، ‌انجامید است.به‌ ویژه مقابر موجود در حرم كه مدفن مفاخر بزرگی چون ابوالفتوح رازی (مفسر بزرگ شیعه)، ‌میرزا ابوالقاسم فراهانی (صدر اعظم مقتول محمدشاه قاجار)‌، قاآنی (شاعر سده سیزدهم)، ‌بدیع‌الزمان فروزانفر (ادیب برجسته معاصر)، ملاعلی كنی (از علمای متأخر قاجار)‌، ‌امیری فیروزكوهی (شاعر معاصر)‌ و… است، ‌ضمیمه ساختمان حرم شده و ماهیت آن به عنوان یكی از ارزشمندترین مجموعه‌های آرامگاهی تهران از میان رفته است. آنچه بر جای مانده، ‌اسامی حجاری شده مفاخر مذكور، ‌بر سنگ‌های كف حرم است كه هیچ تناسبی با مقام نامداران دیانت، فرهنگ، ادب و هنر ایران ندارد.سخن آخردر اینجا به بررسی اجمالی آثار مخرب انسان بر معماری گذشته پرداختیم ،گر چه این تخریب در معماری  معاصر نیز یافت می شود و انسانی که با دست خویش می سازد پیش قدم برای ویرانی آن می شود، اما به دلیل اهمیت و ارزش بی اندازه آثار معماری گذشته ، به بررسی آن پرداختیم ،تا یاد آور شویم که میراث به جای مانده از این مرز و بوم  را به دست خویش ویران کرده ایم، میراثی که هویت تاریخی و ملی ماست، آنچه که امانتی است ، تا آن را به آیندگان بسپاریم،و این سئوال در ذهن آیندگان نقش خواهد بست که چرا گذشتگان ویران کردند؟ چه بسا با این ویرانی گذشته و هویت خویش را نابود کردند،و هنگامی که هویت از دست رفت، بودن معنایی ندارد. https://jnaseri.ir/%d8%ac%d9%87%d9%84-%d8%b9%d8%a7%d9%85%d9%84-%d8%a7%d8%b5%d9%84%db%8c-%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8-%d8%a7%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c/ </description>
                <category>مهندس جعفر ناصری زاده</category>
                <author>مهندس جعفر ناصری زاده</author>
                <pubDate>Wed, 28 Sep 2022 13:38:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معماری و شهرسازی مناطق کویری و حاشیه ی کویر در ایران (کرمان)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43081772/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B7%D9%82-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%87-%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-w5f1d6hwbopa</link>
                <description>بزرگترین حوزه ی آب ریز ایران،از دشت کویری مرکزی و حوزه ی کویر لوت تشکیل شده است. دشت کویر مرکزی ایران از شمال توسط رشته جبال البرز و از شرق با کوه زاگروس محصور است. این رشته جبال ها باعث جلوگیری از جریان بادهای باران آور به داخل حوزه ی آب ریز شده اند. حوزه ی آب ریزمرکزی ارتفاع متوسط حدود یک هزار متر از سطح دریا را داراست و در مجموع از تنوع قابل توجهی از نظر ارتفاع از سطح دریا ،جهات جغرافیایی و بادهای غالب برخوردار است. میزان بارندگی در دشت کویر مرکزی ایران بسیار کم (حدود هفتاد میلی متر در سال) برآورد شده است.پوشش گیاهی فقیر ،زمین شوره زار و تراکم بسیار کم جمعیت از ویژگیهای مناطق کویری مرکزی محسوب میگردند. تابش مستقیم آفتاب در این مناطق شدید است و 700تا 800 کیلو کالری در هر ساعت در متر مربع در سطوح افقی انرژی تولید می کند و باافزایش پرتوی منعکس شده از سطوح بایر زمین ،شدت آن بیشتر می شود. آسمان این مناطق در بیشتر مواقع سال بدون ابر است ولی معمولا بعد از ظهرها در اثر گرم شدن و حرکت لایه های هوای نزدیک به زمین مه و طوفان گرد و غبار پدید می آید. رطوبت کم و نبودن ابر در آسمان باعث میشود دامنه ی تغییرات دمای هوا در این مناطق بسیار زیاد شود. درجه حرارت بالا در روزهای فصول گرم، و اختلاف زیاد بین شب و روزاز دیگر ویژگیهای این مناطق است.درجه حرارت حوزه های مختلف این مناطق به موقعیت جغرافیایی،ارتفاع ازسطح دریا،جهت وخصوصیات بادبستگی دارد.اغلب شهرهای حوزه مرکزی ایران درحاشیه ی کویرواقع شده اند.چرا که شرایط زیستی مطلوب تری نسبت به سایر قسمتها در آن مناطق فراهم است. بررسی ویژگیهای کالبدی بافتهای کویری را میتوان به طورکلی دردوسطح مورد توجه قرارداد: درمقیاس کلان شامل مکان یابی، نحوه ی استقرار ،شبکه بندی و نوع معابر و بافت کلی شهر و در مقیاس خرد شمال عناصر معماری وتکنیکهای ساخت و طراحی ميباشد.اصول معماری کرمان:شهر كرمان در چنبره‌ای از شرایط طبیعی، جغرافیای حاد، چه در زمستان و چه در تابستان، و زمین شناسی خاص از نظر تغذیه به وجود آمده و طی قرون متمادی برای بقای خود تلاش كرده است. شاید در میان شهرهای كویری و حاشیه كویری ایران، شهر كرمان بیشترین همبستگی و تواضع را در برابر طبیعت، به خصوص شرایط خشن اقلیمی، داشته باشد. این شهر با مشكلاتی چون گرمای تابستان، سرمای زمستان، نوسان بالای دمایی، خشكی بیش از حد هوا، بادهای همراه با سوز سرد زمستان و گرد و غبار و گرمای سوزان تابستان مواجه بوده است. به عبارت دیگر این منطقه, اقلیمی خشن و ناسازگار داشته كه هیچ گاه روی خوش به ساكنان خود نشان نداده است. در چنین شرایطی، مجموعه های مسكونی به عنوان سرپناه انسان در برابر عوامل جوی، نقش خاصی می‌یابند. در زمینه میزان تاثیر پذیری خانه‌های سنتی از شرایط جوی، مطالعات متعددی در سطح كشور انجام گرفته است. با توجه به اینكه وسعت زیادی از كشور ما تحت استیلای شرایط گرم و خشك آب و هوایی است در ای مناطق الگوهای معماری سنتی دست نخورده، تقریباً به وفور یافت می‌شود. از قراین به دست آمده چنین بر می‌آید كه آب و هوا تاثیر بسیار شگرفی بر ساخت و كالبد شهر كرمان به ویژه مجموعه‌ةای مسكونی سنتی به جا گذاشته است. معماران قدیمی به علت فقدان امكانات تكنولوژیكی امروزین، همواره درصدد سازگاری با شرایط اقلیمی بوده‌اند. اما متاسفانه با ورود فرهنگ معماری غربی، ارزان بودن سوختهای فسیلی، پیشرفت تكنولوژی ساختمان سازی و از خود بریدن فرهنگی موجب شد تا بافت جدید و ناتوان در برابر شرایط جوی شكل گیرد.درحالیكه معماری سنتی كرمان می‌تواند الگوی شایان توجهی در رعایت اصول معماری جدید این شهر باستانی باشد. این شهر از گذشته‌ای دوربنا به گفته افراد مسن این منطقه، زمانی از خشك سالیهای پی در پی و وقوع طوفانهای شن و زمانی از زمستانهای سهمگین و نزول برف در رنج بوده است. با توجه به مطالعات اقلیمی، شدت گرمای هوا در تابستان گاه به بیش از 40 درجه سانتیگراد می‌رسد و این در حالی است كه شدت سرمای زمستان در بعضی سالها به منهای 20 درجه سانتیگراد نیز رسیده است. گرمای خشك و شدید تابستان نیز با وزش بادهای تند و سوزان و گاه همراه با غبار شدت می‌یابد. وجود كوچه‌های عمیق و باریك و سرپوشیده به خوبی ساكنان شهر را ازآفتاب سوزان و تاثیربادهای غبارآلود محافظت می كند. ساباط‌ها بر فراز كوچه‌های تنگ و باریك شهر باعث تامین بیشتر سایه بر سطح كوچه‌ها می‌شوند.كرمان شهری باستانی است كه طی بیش از هزار سال با این اوضاع مبارزه كرده و سربلد و استوار به زندگی خود ادامه داده است. معماران سنتی هوشمند كرمان مانند ساكنان دیگر نواحی كویر، در ساخت محیط مسكونی خود، اصولی را رعایت كرده‌اند كه علاوه بر فایق شدن بر اوضاع ناموافق محیطی، فضایی بهشت گونه را در دل كویر تفتیده فراهم كرده اند كه تصور آن بسیار دور از ذهن به نظر می‌رسد.- اولین اصلی كه این مردم به آن واقف بوده‌اند، مساله بازتاب گرمای خورشید از خاك خشك و سوزان كویر بوده است. به همین دلیل شهر خود را در كمربندی سبز و خنك از زمینهای زراعی و باغها قرار داده‌اند.- دومین اصلی كه ساكنان كرمان در ساخت شهر خود به آن توجه كرده‌اند، جهتگیری صحیح مجموعه است. وجود بادهای ناموافق خشك و سوزان، از نواحی جنوبی و بادهای سرد و سوزآور از نواحی غربی آنان را بر آن داشت كه شهر خود را در جهت باد مطبوع شمال و شمال غربی قرار دهند.- سومین اصل، جلوگیری از نفوذ گرما و سرمای شدید تابستان و زمستان و بادهای ناموافق به داخل بافت مسكونی بوده است. این مردم آگاه طی سالیان دراز زندگی در شرایط دشوار، دریافتند كه اگر ساختماها نیز همچون انسانها چنان چه دست به دست هم دهند و با هم متحد شوند، مشكلات سهمگین را از پیش پا برخواهند داشت. به همین دلیل بافت مسكونی را به هم فشرده و متراكم ساخته‌اند.- چهارمین اصل حفاظت از عابران در داخل مجموعه بوده است. وجود معابر غیرمستقیم، پرپیچ و خم و سرپوشیده بودن بخشهایی از آن، از یك طرف مانع نفوذ بادهای مزاحم بوده و از طرف دیگر به دلیل عمق زیاد، بیشترین سایه را تامین كرده است.- پنجمین اصلی كه مردم كرمان به آن واقف بوده‌اند. تامین هوای خنك و مطبوع برای هر واحد مسكونی بوده كه با محفوظ كردن حیاط‌های عمیق و تفس خانه‌های به هم فشرده از داخل این حیاط‌ها امكان پذیر شده است. حیاط‌ها كه از همه طرف با فضاهای سرپوشیده محصور شده اند، همچون گودالی هوای خنك شب را در خود ته نشین می‌كنند و در روز گرم مورد استفاده قرار می‌دهند. عمیق بودن این حیاط به سایه دار بودن آن نیز كمك می‌كند.- ششمین اصلی كه مردم كویرنشین كرمان به آن توجه كرده‌اند خشكی هوا و امكان خنك كردن آن به كمك برودت تبخیری آب بوده است. این آگاهی به صورت استفاده از باغچه و حوض آب و فواره در خانه‌ها جلوه می‌كند.- هفتمین اصل، كشیدن هوای مطبوع حیاط و محیط خارج به داخل اتاقهاست. بادهای شمالی و شمال غربی كرمان از جمله بادهای مطبوعی هستند كه در تابستان به مدد ساكنان این شهر شتافته‌اند. معماران بومی كرمان با ابداع زیباترین بادگیرها این هوای مطبوع را به داخل اتاقها كشیده و بخش تابستان نشین خانه را دلنشین كرده‌اند. از آنجا كه این بادها در بسیاری از موارد با گرمای نسبی نیز همراه بوده، با ساختن حوض‌هایی در قسمت تابستان نشین بادهایی را كه از بادگیر عبور می‌كردند از روی این آبها عبور می‌دادند و بدین صورت موجب تعدیل درجه حرارت آن می‌شدند.- هشتمین اصل استفاده بهینه از گرمای آفتاب، یا به عبارتی دیگر حفظ فضای داخلی از گرمای ناخواسته خورشید در تابستان و بهره‌مند بودن آن از گرمای مطبوع زمستان است. در این شهر اتاقهای رو به جنوب شرقی و جنوب بهترین موقعیت را از نظر جذب گرمای خورشید در زمستان دارند. ضمن اینكه پنجره‌های این اتاقها در اكثر مواقع سرد، آفتاب مطبوع را به داخل اتاق می‌كشانند.- نهمین اصل، حفظ خنكی هوای اتاق در تابستان و حفظ گرمای آن در زمستان است كه در چنین محیط نامساعدی با مشقت فراوان به دست آمده است. آنچه در این خصوص معماران بومی را به تفكر وا داشته استفاده از مصالح مناسب و در عین حال موجود در منطقه است. استفاده از دیوارهای خشتی ضخیم و سقف‌های به ناچار منحنی خشتی، كه تنها مصالح قابل دسترس در كویر بوده است.توسعه پایدار:توسعه پایدارشهری یعنی تغییرتراکم وکاربری اراضی شهری درجهت رفع نیاز های اساسی مردم درزمینه مسکن,حمل ونقل,فراغت و...به گونه ای که شهرازنظرزیست محیطی قابل سکونت وازنظر اقتصادی قابل دوام وازنظراجتماعی دارای برابری باشد.سیاست های اصولی توسعه پایدار می توان به چهار گروه زیرتقسیم کرد:1- به حداقل رساندن مصرف منابع طبیعی تجدید ناپذیر2- پایدار ساختن مصرف منابع تجدیدپذیر3- نگهداشتن حد تولید ضایعات وآلودگی ها در میزان ظرفیت جذب محلی وجهانی4- تامین نیازهای پایه انسانی واجتماعی..اهداف اصلی توسعه پایدار:اهداف توسعه پایدارعبارتناز الف:تامین نیازهای اساسی-ب:بهبود استانداردهایزندگی برای همه-ج:حفاظت ومدیریت بهتر اکوسیستم ها,که در همه ی سطوح های سازمان فضایی(محلی,ملی,منطقه ای وجهانی) لازم الاجرا می باشد.طراحی پایدار در عرصه معماری وشهرسازی:طراحی پایدار در عرصه معماری و شهر سازی یک سبک جدید همانند مدرنیسم یا دیکانستراکشن نیست بلکه یک روش در تفکر طراحی است که اساس آن هماهنگی با طبیعت است.به هر شکل در طراحی پایدار ساختمان و شهر به مانند موجودات زنده در نظر گرفته می شوند که غذا می خورند(مصرف سوخت)،ضایعات پس میدهند،دارای عمر می باشند،پیر می شوندودر نهایت می میرند.یعنی ساختمان نیز مانند سایر عناصر موجود در طبیعت دارای سه فرایند پیدایش،رشد و زوال می باشد و به عنوان جزیی از طبیعت باید در چارچوب آن باشد نه فراتر از آن و به سوی پایداری حرکت نماید.اصول طراحی پایدار در زمینه های معماری و شهر سازیاین اصول شامل موارد زیر می باشد:1.گوناگونی 2.اقلیم 3.هویت فرهنگی ومنطقه ای 4.پوشش ساختمان ها 5.جانمایی و چیدمان فضاها 6.مصالح ساختمانی 7.تکنولوژی جایگزین و گوناگونی تنوع.تنوع و گوناگونی از عواملی است که باعث تساوی و عدالت بیشتر در هر سیستمی می شود که از اساسی ترین اهداف توسعه پایدار نیز است.یک اصل معروف در میان زیست شناسان و محیط شناسان وجود دارد که مناطقی که در آنها حیات وجود دارد،اگر دارای تنوع وگوناگونی بیشتری باشند،در مقایسه با مناطقی که یکنواختند و دارای تنوع وگوناگونی کمتری هستند سالم ترند.شهر پایدار:شهر پایدار ,شهری است که از نظر رشد و توسعه اقتصادی ,در آمد زایی واشتغال بتواند نیازهای شهروندان را برآورده سازدواز لحاظ زیست محیطی به وضعیت بهداشتی ,سلامت شهرنشینان توجه نموده ومسایل ومشکلاتی از نظر آلودگی هوا ,آب و فضاهای سبزوتفریحی وگذراندن اوقات فراغت وغیره نداشته باشد. مبانی نظری برنامه ریزی شهر پایدار مبتنی بر حفاظت از اراضی ,الگوی توسعه پایدار شهر ,زیربنای مفید,کنترل رشد ,صرفه جویی در انرژی ساختمان ,تراکم متعادل ,تغییر در کاربری ها ,حفظ فرهنگ وسنت هاوارزشها,روی آوری به مصالح وهنر های بومی ,طراحی بر مبنای عابر پیاده,استفاده از دوچرخه,استفاده کاراتر از زمین,استفاده بیشتراز اراضی درون شهروبافتهای خالی,استفاده جدید از بناهای قدیمی,احیای اراضی تخریب شده,دوری از مکانهای دارای آسیب از قبیل مسیلها وفرساییش ولغزش گسل و......پایداری مسکن,توجه به شبکه پیوسته از فضاهای سبزمحله ای وناحیه ایدر شهر,ایجاد باغچه های شهری است.این نظریه تلفیقی از مکتب طبیعت گرایی وتوسعه پایدار وفرهنگ گرایی بااستحکام مبتنی بر تکنولوژی وسازه ای قوی راپیشنهاد می کند.اقتصاد شهر پایدار باید متکی بر اشتغال زایی,صنعت وتجارت پایداربدون تاثیر نامطلوب در طبیعت باشد.لذا حداقل آلودگی,مصرف کم انرژی از اصول شهرپایداراست.اما شهر پایدار در پیرو این مطالب شهری است که جنبه های فیزیکی و کالبدی شهرونیز توسعه بهینه آینده شهربه ویژه در بخش های مسکن توجه داشته وازنظر کاربری های شهری هماهنگ ومنسجم عمل نماید ومشارکت شهروندان را در حل تمامی مشکلات شهری دارا باشد.به عبارت دیگر توسعه پایدار از پایین به بالا جهت امر برنامه ریزی ومدیریت شهری در سطح محلات ومناطق شهری داشته باشد وفرهنگ شهرنشینی وشهرگرایی(تولید,توزیع ومصرف)در سطح شهر به وضوح دیده شود ودر نهایت شهری باشدبرای همه شهرنشینان .توسعه پایدار شهری یعنی تغییر تراکم وکاربری اراضی شهری جهت رفع نیازهای اساس مردم در زمینه مسکن ,حمل ونقل ,فراغت وغیره به گونه ای که شهر از نظرزیست محیطی قابل سکونت ازنظر اقتصادی قابل دوام واز نظر اجتماعی دارای برابری باشد.به نحوی که تغییرات تکنولوژی و صنعتی شهرها ملازم وهمراه باایجاد اشتغال ,تامین مسکن وحفظ شرایط زیست محیطی مناسب باشد.شهرسازی پایدار ونقش برنامه ریزان وشهرسازان به شهر پایدار:شهرسازی سنتی جدید که امروزه به نام شهرسازی جدید (new urban planning )معروف شده است بسیاری از عناصر کالبدی شهر پایدار را معرفی کرده است.مهمترین اجزای چنین شهری تاکید بر عابر پیاده,ترکیب واختلاط کاربری ها وتاکید بر عملکردهای اجتماعی را به عنوان عامل وحدت بخش بناهای وفضاهای عمومی شهری تبیین کرده است .در واقع این موضوع پیوندی مناسب با معماری شهری بم دارد در جایی که ما شهر کهنه بم رامجهز به ارگ ومسجد وبازاری می بینیم که تاسیسات شهری با ترتیب بارز و روشنی دست در دست هم داده اندتا این اصل را به ثبوت رسانند كه, نیروهای تصمیم گیرنده محلی, در درون شهر اسلامی قرار دارد.بنابراین توجه به جنبه ها ی کالبدی وفیزیکی شهرعاملی موثر در ایجاد شهری با ویژگی های پایدار در رسیدن به توسعه پایدار می باشد.شکل2-ارگ بمفرآيند شهرسازي بايدبا پنج هدف اساسي به كار گرفته شود:خردگرايي وكارايي: كه در توسعه پايدار شهري بايد سه عامل تشكيل دهنده پايايي توسعه شهري مدنظر قرار گيرد. عامل اقتصادي ، عامل اجتماعي وعامل زيست محيطي ادغام اين عاملها برآيند خردگرايانه اي از كارايي فعاليتهاي اقتصادي با توجه به ابعاد اجتماعي توسعه و حفظ محيط زيست شهري خواهد بود.گسترش دامنه انتخاب مردم : شهرسازي بايد بتواندزمينه گسترده اي از گزينشها را فراهم كند؛ تا جامعه بتواند با آزادي و بينش كامل وآگاهانه مسير تغييرات آينده و هدفهاي توسعه را برگزيند.هدايت بازار رقابت آزاد : تدوين الگويي هديات گر براي ايجاد نظم در فعاليتهاي بازار رقابت ازاد جامعهارتقاي سطح آزادي مردم : شهرسازي با اعمال خواستهاي متفاوت گروه هاي مختلف شهروندان، ايجاد توافق در مورد خواست عمومي : هنر شهرسازي در اين است كه بتواندتعامل و تعادلي ميان خواستهاي كليه گروههاي ذينفع شهروندان ايجاد نمايد.شهر سبز:بنا به تعریفی که سازمان حفاظت محیط زیست در همایش شهر سبز ارایه داده است.شهری است کهمردم در آن نسبت به محیط زیست خود (هوا,آب,خاک,گیاهان,جانوران,انسان ها)احساس مسولیت می کنند ودر مشارکت با نهادهای مدنی وسازمان های دولتی محیطی سالم وآرام وپرنشاط با حداقل استانداردهای زیست محیطی به وجود می آورند.در این شهر سرانه فضای سبز ,آلودگی های دیداری وشنوایی در سطح قابل قبول وسرانه تولید زباله کمترین است وبهترین شکل بازیافت مواد به همراه جداسازی آن ازمبدا وجود دارد.همچنینمصرف انرژی ومواد در آن بهینه ونزدیک به استانداردهای جهانی است..شهر سالم:شهرها زمینه ساز توسعه استراتژی هایی هستند که از آن طریق بهداشت را می توان ارتقاداد وروابط وکنش های انسانی را بهبود بخشید.شهرها دارای ظزفیت بی نظیر هستند که ازآن طریق است که انسانهای سالم ومولدرا می توان بهوجود آوردوشهرهای سالم را می توان پایه گذاری کرد.بنابراین شهر سالم شهری است که در درجه اول امکانات زندگی را برای انسان ,حیوان ,وگیاه فراهم کند.این شهر باید بتواند شرایط بقا وادامه حیاط خود را دارا باشد.جمع بندي:ازجمع بندي تعاريف گوناگون ارايه شده از توسعه پايدار,ميتوان الزامات زير راچنين برشمرد:1- تعالي انسان, بهبود كيفيت زندگي انسان2- برخورداري ازدستاوردهاي توسعه به سوي عدل3- حفظ محيط زيست,استفاده بهينه از منابع تجديد ناپذير4- تعالي وتوسعه براي همه نسل هاي كنوني وآتيهمچنين دارا بودن شهري با ويژگي هاي شهر پايدار مستلزم وجودعواملي است كه عبارتند از : تاکید بر عابر پیاده,ترکیب واختلاط کاربری ها وتاکید بر عملکردهای اجتماعی به عنوان عامل وحدت بخش بناهای وفضاهای عمومی شهری و....اقتصاد شهر پایدار باید متکی بر اشتغال زایی,صنعت وتجارت پایداربدون تاثیر نامطلوب در طبیعت باشد.لذا حداقل آلودگی,مصرف کم انرژی از اصول مهم شهرهاي پایداراست.اما هدف گذاري ما در اين مقاله معرفي اصول وويژگي هاي معماري پايدار در زندگي شهري وتبيين وپيوند آن در زندگي واريه راهكارهايي در جهت پيشبرد زندگي وپيشبرد اهداف شهري به سوي زندگي شهري پايدار است جايي كه ما در آن بابهرگيري از شرايط مناسب عوامل پيشرفت علمي وعملي شهر را از طريق رعايت اصول زيست محيطي.اقتصادي, اجتماعي واشتغال زايي و...راايجاد نماييم.راهكارهاي مورد بررسي وپيشنهادي در معماري كوير وشهر بم در جهت ايجاد اصول پايدار در معماري شهري كه در دو بخش كلي وعمومي مورد بررسي وكنكاش قرار داده ايم:بخش كلي:1- به حداقل رساندن مصرف منابع طبیعی تجدید ناپذیر2- پایدار ساختن مصرف منابع تجدیدپذیر3- نگهداشتن حد تولید ضایعات وآلودگی ها در میزان ظرفیت جذب محلی وجهانی4- توجه بيشتر به بافت هاي سنتي وايجاد ارتباط با بافت هاي جديد5- تامین نیازهای پایه انسانی واجتماعی..بخش عمومي:1- حفظ فرهنگ وسنت هاوارزشها2- روی آوری به مصالح وهنر های بومی3- دوری از مکانهای دارای آسیب از قبیل مسیلها وفرساییش ولغزش گسل4- احیای اراضی تخریب شده5- استفاده بیشتراز اراضی درون شهروبافتهای خالی6- حفاظت از اراضی7-استفاده از ويژگي هاي توريستي ومعماري كوير در جهت اشتغال زايي8- سلامت شهرنشینان ومسایل ومشکلاتی از نظر آلودگی هوا ,آب و فضاهای سبزوتفریحی وگذراندن اوقات فراغتو.......اميد است با بهرگيري مناسب وكارامد از عوامل موجود قدمي در راه آباداني ايران عزيز برداريم.منابع,مقالات:1- حسین زاده دلیر،کریم،1375،عوامل ساماندهی مکان،دانشگاه تبریز2- حسین زاده دلیر،کریم،1375،تکنیکها و اصول برنامه ریزی شهری،دانشگاه تبریز3- بحرینی،حسین،1382،توسعه و توسعه پایدار،یک تحلیل نظری،سمینار محیط زیست و توسعه پایدار4- کاظمی محمدی،سید مهدی،1378،ارزیابی توسعه پایدار در توسعه شهری،دانشگاه تربیت مدرس5-مكتول،رضا.(1374).توسعه پايدار،مجله بنا،شماره 1،تهران،صفحه56-صرافي،مظفر(1375):(توسعه پايدارومسوليت برنامه ريزي شهري)معماري وشهرسازي،شماره35،ص48و497-گيلرت،آلن-گالگر،ژورف(1375)شهرها،فقرهاوتوسعه،شهرنشيني در جهان سوم .ترجمه پرويزكريمي ناصري،تهران،اداره كل روابط عمومي وبين الملل شهرداري تهران8- بحريني- سيدحسين.(1376):((شهرسازي وتوسعه پايدار))رهيافت.شماره هفدهم.ص28-399-الكساندر،كريستوفر،توري جديد شهري،ترجمه شركت طا ش ،137310-پور جعفر،محمدرضا،مباني بهسازي ونوسازي بافت قديم شهرها،دانشكده هنر ومعماري تربيت مدرس،137811- بحريني- سيدحسين.(1376):((شهرسازي وتوسعه پايدار))رهيافت.شماره هفدهم.ص18-2112-چرمايوف .سرخ.الكساندر.كريستفر.عرصه هاي زندگي جمعي وزندگي خصوصي. منوچهر مزيني . انتشارات دانشگاه تهران.1382.13- -صرافي،مظفر(1375):(توسعه پايدارومسوليت برنامه ريزي شهري)معماري وشهرسازي،شماره35،ص26و29مقالات مرتبطhttps://jnaseri.ir/%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%8a%d9%82%d9%8a%d8%8c-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%88-%d8%a8%d8%af%d9%86/https://jnaseri.ir/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86/&amp;nbsp;</description>
                <category>مهندس جعفر ناصری زاده</category>
                <author>مهندس جعفر ناصری زاده</author>
                <pubDate>Wed, 28 Sep 2022 13:32:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تلاطم در &quot;حوض ماده و فکر &quot; با اجرای پرفورمنس</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43081772/%D8%AD%D9%88%D8%B6-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-gzpzrv16jshl</link>
                <description>حتما در بخش پایانی مسیر گردش موزه هنرهای معاصر متوجه حوض بزرگ و براقی شده‌اید که در میانه فضای باز این طبقه جا خوش کرده است؛ حوضی که در نگاه اول به‌نظر می‌رسد روی آن به خاطر پر شدنش با روغن ، به شکل شیشه مشکی یا یک سنگ براق جلوه می نماید. اما واقعیت این است که درخشندگی این حوض منحصربه‌فرد به خاطر روغن سوخته است! حوض روغن که به نماد موزه هنرهای معاصر تبدیل شده، یادگار یک هنرمند ژاپنی است که از زمان افتتاح موزه یعنی در سال 1356 به اینجا آمده و تنها اثری است که در تمام مدت این 43سال به‌صورت ثابت در موزه حضور دارد. این اثر که به‌نوعی خاطره مشترک همه بازدیدکنندگان موزه هنرهای معاصر در چند دهه گذشته به‌حساب می‌آید، این حوض«ماده و فکر» نام دارد و اثر نوریوکی هاراگوچی، هنرمند ژاپنی است؛ مکعب فولادی بزرگ و جالب توجهی که با 5هزار لیتر روغن سوخته پر شده استماده و فکر اثر نوریوکی هاراگوچینوریوکی هاراگوچی نقاش و پیکرساز ژاپنی است که حدود 50سال پیش شروع به تولید اثری به‌نام ماده و فکر کرد. خود هاراگوچی درباره این اثر انتزاعی‌اش می‌گوید: «معمولا در ساخت چیدمان‌ها از موادی نظیر سنگ، چوب و فلز استفاده می‌شود و قبل از من هیچ‌کس در ساخت چیدمان از روغن استفاده نکرده بود. اما من قصد داشتم از ماده‌ای متفاوت استفاده کنم. ابتدا به آب فکر کردم، اما نمونه‌هایی از آن قبلا وجود داشت. تصمیم گرفتم از روغن و ترکیب آن با رنگ سیاه استفاده کنم، اما رنگ به مرور زمان ته‌نشین می‌شد. با توجه به اینکه حتما باید این ماده سیاه می‌بود تا اثر مورد نظر من را نشان دهد، از روغن سوخته استفاده کردم که کربن زیادی در آن وجود دارد. ویژگی این ماده این است که در آینده هم برای تماشاگران به همین شکل باقی می‌ماند و اینگونه هنر برای آینده جاودانه می‌شود».ساخت حوض روغن با کمک کارمندان وقت موزهو اما بشنوید از چگونگی باز شدن پای هاراگوچی و متعاقب آن ابتکار روغنی‌اش به ایران؛ ماجرا از این قرار است که هاراگوچی در سال 1977 اثر انتزاعی ماده و فکرش را در نمایشگاه داکیومنتای ششم در شهر کاسل آلمان به نمایش گذاشت که در همان نمایشگاه کارشناسان ایرانی اجرای این اثر را برای موزه هنرهای معاصر ایران ـ که آن زمان در حال ساخت بود ـ خریداری کردند. همین شد که در سال 1356 این هنرمند ژاپنی به ایران آمد و با مشارکت کارمندان وقت موزه، بزرگ‌ترین حوض روغنش را در موزه هنرهای معاصر اجرا کرد.سومین حوض روغن هنرمند ژاپنی در تهرانهاراگوچی از همان سال 1971 که نخستین حوض روغنش را در ژاپن ساخت، 19 اثر ماده و فکر دیگر هم برای کشورهای مختلف دنیا ساخت که سومین و بزرگ‌ترین آن برای تهران بود. اما جالب اینجاست که از بین 20نسخه حوض روغن در دنیا، هم‌اکنون تنها اثر باقی مانده در موزه هنرهای معاصر تهران قرار دارد. بسیاری از این حوض‌ها به مرور تخریب شده‌اند و تعداد انگشت‌شماری از آنها در ژاپن و سایر کشورها در انبار موزه‌هایشان نگهداری می‌شود. به این ترتیب هیچ‌کدام از آنها مانند حوض روغن ایران قابل مشاهده برای عموم مردم نیست و بازدید دائمی ندارد و به همین دلیل است که از حوض روغن موزه هنرهای معاصر به‌عنوان تنها اثر ماده و فکر هنرمند ژاپنی در دنیا یاد می‌شود.درباره جزئیات حوض روغن موزه هنرهای معاصر هم باید بگوییم که طول این حوض 6متر و 40سانتی‌متر و عرض آن 4متر و 20سانتی‌متر است و از تمام حوض‌های روغنی ساخته‌شده به‌دست هنرمند ژاپنی بزرگ‌تر است. این حوض فولادی که شبیه حوض آب به‌نظر می‌رسد و انعکاسی شبیه آینه دارد، 18سانتی‌متر ارتفاع دارد و با حدود 5هزار لیتر روغن سوخته پر شده است.حوض روغن درست از روز افتتاحش تا همین ۴,۵سال پیش بدون هیچ تغییر و ترمیمی در انتهای مسیر گردش موزه قرار داشت تا اینکه درنهایت مهر‌ماه سال 1396بعد از 40سال و با حضور خالق آن مرمت شد. گویا چند سال پیش یک خانم ایرانی برای برگزاری نمایشگاهی به ژاپن دعوت شده بود و آنجا دیداری با نوریوکی هاراگوچی داشت. این هنرمند ایرانی به نقاش و پیکرساز ژاپنی می‌گوید که اثر ماده و فکرش بعد از گذشت 40سال هنوز در موزه هنرهای معاصر تهران قرار دارد و وقتی او کوچک بوده به همراه مادرش این اثر را دیده و برخوردش با این حوض روغنی در هنرمندشدنش اثرگذار بوده است. همین مکالمه باعث کنجکاوی خالق حوض روغن برای مشاهده اثرش می‌شود و زمینه حضورش در ایران را فراهم می‌کند. نتیجه اینکه هاراگوچی در مهر‌ماه سال 1396 به ایران می‌آید و در حضور او این حوض منحصر به‌فرد مرمت می‌شود.و اما بعد از ۴۴ سال چه بر سر حوض«ماده و فکر» آمد...به گزارش مشرق، عصر روز گذشته موزه هنرهای معاصر تهران میزبان نمایشگاه &quot;پنج گنج&quot; در بزرگداشت حکیم نظامی و با حضور مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس ستاد بزرگداشت حکیم نظامی و جمعی از هنرمندان بود که در اتفاق عجیبی و در اجرای پرفورمنسی، شخصی آویزان بر طناب و در حالت معلق در حوض روغن اثر یکی از هنرمندان مشهور ژاپنی غوطه‌ور شد و باعث بیرون ریختن مایع داخل آن شد.این قضیه به اجرای پرفورمنس «گربه جاده ابریشم» باز می‌گردد که بخش عمده اجرای این گروه، شامل بندبازی بر فراز حوض معروف موزه هنرهای معاصر بود که ویدئوهای منتشر شده در فضای مجازی، حاکی از برخورد اجراکننده با روغن داخل حوض و بیرون ریختن مایع داخل آن به بیرون بوده است.نوفرستی ادامه داد: در جریان این اجرا قسمتی از بدن هنرمند اجرا کننده با حوض روغن اثر هنرمند ژاپنی به صورت ناخواسته تماس برخورد کرد و در اثر این تماس چیزی در حدود یک و یا دو لیتر روغن به بیرون نشت کرد.مدیر روابط عمومی موزه هنرهای معاصر تهران با تأکید بر اینکه قبل از اجرای این برنامه به صورت مؤکد و مکرر به ایشان گفته شده بود که الزاماً باید جنبه‌های امنیتی حفاظت کامل از این اثر و عدم تماس رعایت شود تصریح کرد: بر همین اساس اتفاقی که روز گذشته افتاد کاملاً ناخواسته بوده و آسیب جدی به این اثر وارد نشده است.وی با بیان اینکه حدود چهل سال و از سال ۱۳۵۶ تاکنون از زمان افتتاحیه موزه هنرهای معاصر این اثر در معرض نمایش بازدیدکنندگان قرار داشته است، اذعان کرد: به مرور زمان قاعدتاً بخشی از این روغن بر اثر گذشت زمان تبخیر شده یا از بین رفته است.نوفرستی همچنین توضیح داد: حدود سه سال قبل نیز نوریوکی هاراگوچی، خالق اثر «ماده و فکر» برای بازدید این اثر به تهران آمد که مشخص شد مقداری از سطح روغن کم شده است که برای جبران و رفع آن حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ لیتر روغن سوخته مناسب با شرایط این اثر اضافه شد.مدیر روابط عمومی موزه هنرهای معاصر تهران در پایان مجدداً با تأکید بر اینکه این اتفاق به هیچ عنوان عمدی نبوده است و هنرمند مربوطه به شدت متأسف شده و عذر خواهی کردهاست، گفت: هیچ اتفاق و آسیب جدی برای این اثر نیفتاده است؛ چراکه این اثر حاوی ۵۰۰۰ لیتر روغن است و صرفاً چیزی در حدود یک تا دو لیتر از آن بر اثر این اتفاق از بین رفته است.مقالات بیشتر را در سایت jnaseri.ir بخوانیدhttps://jnaseri.ir/%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b7%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d9%88%d8%b6-%d9%85%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%88-%d9%81%da%a9%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%81%d9%88%d8%b1%d9%85/</description>
                <category>مهندس جعفر ناصری زاده</category>
                <author>مهندس جعفر ناصری زاده</author>
                <pubDate>Wed, 28 Sep 2022 13:21:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ناكارآمدي سياست‌هاي مديريت بحران</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43081772/%D9%86%D8%A7%D9%83%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%8A-%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D9%8A%D8%AA-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-emniax0yepln</link>
                <description>فرو ریختن چندین بنا و آسیب‌های جانی و مالی براثر بارش نزولات آسمانی، نشان از ناکارآمد بودن سیاست‌های مدیریت بحران است. امروز کت شلواری را که بر تن مدیران از پول بیت‌المال پوشاندیم، برای مدیریت بحران است، نه برگل و لای زدن به منظور نمایش!بحران خود مدیران غیر متخصص هستند، که بر حوزه‌های آبریز رودخانه و لای روبی نکردن بستر رودخانه‌ها، چاره‌ای نکردند.گر در کشوری ریشه نخبگان را از خاک وطن بیرون بکشیم، سیلاب بحران، گذشته، امروز و آینده را با خود می‌برد. مدیریت طیفی و مسئولیت‌های ارتباطی بستر مساعد رشد نخبگانی و سیستماتیک را در عرصه مدیریت خشکانده و بلای جان امروز وطن است.پشت کردن به تخصص و ترغیب به تعهد، سیستم تصمیم را پیر، کند و خلع سلاح کرده است و فقط تصمیم‌های جهادی برای رفع بحران را باید نظاره‌گر باشیم. آمار بیکاری جوانان ماحصل نابود شدن اقتصادی است که آغشته به سیاست‌اش کردیم؛ قیمت‌های دستوری، نوسان‌های شدید، رشد پایه پولی سریع‌تر از اقتصاد، باعث نا امنی بازار شده است و صنعتگران آشفته بدنبال بستر امن برای حفاظت از دارایی‌های خود هستند و در نتیجه نقدینگی به سمت ملک غیر مولد سرازیر می‌شود. ملک با سقوط ارزش پول گران می‌شود و به تناسب آن رشد اجاره بها، دهک‌های آسیب پذیر را به حاشیه‌نشینی می‌راند که بر رشد ناهنجاری‌های اجتماعی نیز می‌افزاید.کاهش بی‌سابقه ارزش پول ملی، به منظور پرداخت بدهی‌های دولت، باعث فاصله گرفتن درآمد بر هزینه‌های خانوار شده است.هزینه بکار گیری نیروی غیر متخصصی که در حین فعالیت، تعهداتش را نیز به خطر می‌اندازیم، بسیار بیشتر از هر سیلی، آینده را به بحران دعوت می‌کند.جوانان امروز در خلسه‌ای فرو رفته است که حاصل شوک «بیکاری» و «تورم» و «تجرد» است و این موضوع در خوشبینانه‌ترین حالت، کشور را به سمت پیر شدن می‌برد. امروز که نیروی جوان فعال و کوشا و تحصیل کرده داریم نتوانیم مسائل را رفع کنیم، در آینده قطعا با بحرانی لاینحل مواجهیم.پیروزی در هشت سال دفاع مقدس نتیجه اعتماد به نیروی جوان کشور بود، در این جنگ اقتصادی بیشتر به جوانان اعتماد کنیم.</description>
                <category>مهندس جعفر ناصری زاده</category>
                <author>مهندس جعفر ناصری زاده</author>
                <pubDate>Mon, 01 Aug 2022 17:30:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>5+1 دلیل برای یادنگرفتن زبان انگلیسی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43081772/51-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-ev40l3aopqgt</link>
                <description>تلاش های تیکه تیکه ام  رو برای یاد گرفتن زبان انگلیسی اگر بخوام پیوسته کنم مطمعنم میشه باهاش تو دانشگاه های انگلیس ، چینی درس بدم. ماجرای یاد نگرفتن زبان برای من از اولین متهم یعنی مدرسه شروع شد.اونجایی که بعد دو هفته شروع سال تحصیلی تو مقطع دبیرستان ،مدیر مدرسه متوجه شد برای کلاس زبان ما معلمی رو ندارن. به اجبار مسئول کتابخونه رو جایگزین کرد.آقای منافی هم در کمال صداقت این موضوع رو عنوان کرد و گفتش برای کسب موفقیت در درس زبان از ما انتظاری نداره جز شلوغ نکردن.هرچند در پس استراتیژیش برای ساکت کردن ما تو کلاس ،هیچ موفقیتی نسیبش نشد.آخر ترم هم همه جواب ها رو بهمون داد و گفت برید همین ها رو بخونید و با این وجود علاقه من به درس زبان منجر به کسب نمره 11 بود . از تلاش های فراوان من در مورد یاد نگرفتن زبان تو مدرسه که بگذریم به طور کلی ،این سبک تدریس تاثیری در من داشته که تا امروز در مورد زبان ساکت نشستم تا ی خییر انگلیسی بیاد و رمز موفقیت رو در چند سطر خلاصه بهم بده.پس به حمد الله به نظر کمی منطقی تونستم در گام +1 اولین متهم رو نظام آموزشی جلوه بدم، هر چند هدف والاترم نگاه به مسئولیت های خودم هستش وگر نه از این اخلاق ها ندارم که به همین سادگی یقه نظام آموزشی رو ول کنم.حالا میخوام این درد مشترک رو با کسایی که دنبال دلیل می گردن در میون بزارم،چون کسی که تا اینجا ول کن مطلب نیست ،مطمئنا مثل من دنبال پیدا کردن درزهای عمیق خودش هم می گرده.اول اینکه اصلا نیاز جدی مستمر در خودم خلف نکردم که اهمیت پیدا کنه برام. نه اینکه نیاز نبینمش بلکه حاصل جو بلندپروازانه تدوینی در خودم نهایتا تا یک هفته انتن میده  و نهایتا با موکول کردنش به شنبه ،کل پروژه انگیزشیم ،دود میشه میره هوا... دوم اینکه محیط مناسبی  برای یادگیری زبان انگلیسی نداشتم که بخوام تلاش کنم برای یادگیریش.یعنی محیطم جوری نبوده که بلد نبودن زبان ضایع  باشه ، چون دوستام هم این درد مشترک رو ، نه تنها فرییاد نمی زنند ،بل به روی خودشونم نمیارن . پس یه گوشه کار با اتهام به دوستام جم شد.سوم اینکه دقدقه های به ظاهر مهم تر و یا بهتره بگم نداشتن تعهد بر روی انجام  برنامه های تدوینی دقیقم ،مانع شکوفایی نخبه درونم میشه .چهارمم اینکه زبان واقعا نه تنها اینکه شیرین نیست  بلکه تلخ هم نیست ،اصلا طمع نداره که مزاجم رو باهاش ساز کنمو تو زندگی روزمرعه ام اصلا به کار نمیاد. پس روزمرگینگی هم از عوامل مهم میتوان نام بردمطمعنم پنجمم اینه که تو سن بالا شروع کردن یادگیری زبان خیلی سختتره و از اتهام های اساسی ،گذر عمر هم میتونه باشه.به عنوان جمع بندی اینکه حتی یک جمله هم اگر در هر محتوای رزدی چون همین اثر وزین بخوایم تکرار کنیم که بره تو حافظه بلند مدتمون و درسی باشه از من کمترین به شما زبان نابلدان این است که JUST DO IT .پس همین حالا دست بکار شوید و زود برید حالشو ببرید تا پاک نکردم مطلب رو</description>
                <category>مهندس جعفر ناصری زاده</category>
                <author>مهندس جعفر ناصری زاده</author>
                <pubDate>Sun, 24 Jul 2022 11:56:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نور در معماری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43081772/%D9%86%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-cszg9e0brmh2</link>
                <description>معماري بازي استادانه ، صحيح و با شكوهي از احجام تركيب شده زير نور مي باشد. چشمان ما تربيت شده اند كه فرم ها را زير نور ببينند، سايه و روشن ، اين فرم‌هارا اشكار مي سازند .(لوكوربوزيه)ازدید همگان نور&quot;جزء اساسی و ضروری در ساختمان است . که کار آن روشن کردن فضا به منظور قابل رویت ساختن آن است .در هنر ساختمان سازی یا به عبارتی معماری نور یکی از اجزایی است که کنار عناصر و مفاهیم دیگر از قبیل ساختار&quot; نظم فضایی &quot;مصالح&quot; رنگ و .... مطرح می شود و در طراحی به عنوان یک عنصر مجزا باید نقش خود را ایفاکند . ولی واقعیت این است که در بسیاری از موارد در ساختمان سازی و معماری های داخلی به نور بیشتر به عنوان یک عامل روشن کننده که باعث کاهش مصرف نور مصنوعی و در نتیجه کاهش مصرف برق ! می شود &quot; می نگرند و فقط به مواردی از قبیل این که نور جنوبی و شمالی بر نور شرقی و غربی ارجحیت دارد و در مواقع ناچاری نور شرقی از نور غربی بهتر است &quot;توجه می شود و معماران به صورت کلیشه ای و از روی عادت آن را رعایت می کنند و اگر در ساختمان سازی نیازی به نور پردازی و ایجاد مفاهیم و تاکید هایی توسط نور باشد منحصرا به استفاده از نور مصنوعی می پردازند و با انواع درجات و رنگ های نور مفهوم و طرح خود را اجا می کنند .در صورتی که با نگاهی به تاریخ معماری گذشته ( تقریبا هر نوع معماری تاریخی ) نور به عنوان یک عنصر مجزا به کار گرفته شده و به نتایج بسیار زیبایی هم رسیده اند https://jnaseri.ir/%d9%86%d9%88%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c/یکی از مهمترین مشخصه های نور طبیعی &quot; توالی و دگرگونی آن در در طول روز است که باعث حرکت و تغییر حالت در ساعات مختلف می شود .&quot; در تاریخ نقاشی توجه به نور در دوره امپرسیونیست ها دیده می شود . هنگامی که نقاشان آتلیه های خود را ترک کردند و در زیر نور خورشید با نور طبیعی مشغول نقاشی شدند . از مشخصات این سبک توجه به رنگ و نور در ساعات مختلف روز و انعکاس رنگ های اشیای مختلف در یکدیگر و تاثیر رنگ های پیرامونی و به کار بردن رنگ های خالص و ناب می باشد . قاعدتا لازم نیست که چنین تحولی در سبک معماری داخلی ما نیز به وجود آید &quot; با توجه به اینکه ما ساختمان هایی داریم که عنصر نور را به قدری قوی و جذاب در خود به کار گرفته اند که هر بیننده ای را به خود جذب می کند . این مقاله به بررسی نقش نور در معماری و معماری داخلی به عنوان یک جزء سازنده و مفهوم بخش می پردازد و در خاتمه امید بر این دارد که در آینده در ساختمان ها همانند نیاکانمان شاهد به کارگیری نور طبیعی به صورت یک عنصر کاملا اثر بخش باشیم .نور وطبیعتنور طبیعی که حامل انرژی حیات بخش درونی است به عنوان یکی از منابع وجود حیات بر روی زمین محسوب می گردد. علاوه بر آن نور می تواند با رنگ ها و جلوه های متفاوت خود باعث تغییر چهره یک مکان شود زیرا نور در هر یک از فصول سال &quot; در آب و هواهای متفاوت و یا در هر زمانی از طول روز دارای چهره ای مخصوص به خود می باشد .ضمناهرمکانی دارای نور خاصی است که تنها به آنجا تعلق دارد برای مثال در صحرای یک منطقه استوایی تابش به قدری شدیدوسایه ها آنقدرکوتاه است که اشیا به چشم بیننده مرتعش ودرحال ذوب شدن به نظرمی آیند.به همین ترتیب نور موجود در مناطق کوهستانی &quot; جنگلی و یا سواحلی نیز دارای ویژگی های مکانی مخصوص به خود و متمایز از سایر مناطق است . زمانی که نور را به داخل فضای ساخته شده هدایت می کنیم در اصل نوعی ارتباط بین ساختمان و محیط خارج از آن ایجاد کرده ایم . بدین وسیله می توان جلوه های متفاوتی از فضای داخلی را که هر یک دارای ماهیت خاص خود از لحاظ ادراک فضایی می باشند &quot; ایجاد کرد .نور و بشراز دوران ما قبل تاریخ همواره اجسام نورانی که تجسمی از یک شی ء زنده را در ذهن بیدار می کردند توسط بشر مورد ستایش و احترام قرار گرفته و مشتاقانه برایشان جشن می گرفتند &quot; آنها را عبادت کرده و می پرستیدند.این توجه بیش از اندازه به عنصر نور در اغلب فرهنگ های اولیه بشری و در جوامعی با آداب و رسوم و عقاید مذهبی متفاوت همچنان در طول زمان مشاهده می شود . برخی از جوامع نور خورشید را در تشریفات مذهبی شان به کار می برند و برخی دیگر درخشش اجسام نورانی را به عنوان عامل ایجاد فعل و انفعالاتی رمز آلود جهت دست یابی به حیطه هایی ماورای دنیای زمینی تلقی می کردند.حتی امروزه در بسیاری از مدارس شرقی که به تدریس یوگا اشتغال دارند برای ایجاد تمرکز ذهنی از اجسام نورانی مانند لامپ &quot; خورشید &quot;ماه &quot; بلور و نور آتش استفاده می کنند .در اغلب ادیان &quot; نور نماد عقل الهی و منشا تمامی پاکی ها و نیکی هاست و خارج شدن انسان از تاریکی جهل و تابیده شدن نور معرفت در وجودش همواره یک هدف نهایی می باشد . در اثر تابیده شدن نور الهی به درون کالبد مادی &quot; یعنی جایگاه نفس آدمی است که انسان به رشد و تکامل معنوی می رسد در نتیجه برای نمایش این تمثیل &quot; در معماری اغلب بناهای مذهبی &quot; نور به عنوان عنصری بارز و مستقل از سایر عناصر و مفاهیم به کار رفته در ساختمان به کار گرفته می شود به گونه ای که شعاع های آن به طور واضح در داخل کالبد مادی و تاریک حجم قابل مشاهده است . فضاهای عمیق و تاریک کلیساهای قرون وسطی و یا مساجد اسلامی که با عنصر نور مزین شده اند به خوبی قادر به انتقال یک حس روحانی و معنوی می باشند . انسان در چنین فضاهایی که با نوری ضعیف روشن می شوند با مشاهده سایه های مبهم از اشیا و احجام &quot; در ذهن خود به کامل کردن تصاویر پرداخته و با این عمل به نوعی خلسه فرو می رود که نتیجه آن یک حس نزدیکی به منبع وجود و هستی در درونش بیدار می شود .نور و فضاهای شهرینور در ساعات متفاوت روز جلوه‌های گوناگونی به فضاهای شهری می‌دهد. در گذشته عنصر نور برای ایجاد تنوع در فضاهای شهری كاربرد فراوان داشت. برای مثال از آنجا كه رنگ سفید، نور آسمان را در خود منعكس كرده و هاله‌ای از رنگ آن را در برمی‌گیرد، برخی از بناهای بزرگ شهری و یا بافت كلی یك روستا را سفید رنگ می‌ساختند تا بدین ترتیب با توجه به رنگ آسمان كه از طلوع آفتاب تا غروب، رنگ‌های متنوعی از جمله زرد ملایم، آبی روشن، نارنجی و ... را به خود می‌گیرد بافت شهر یا روستا نیز دستخوش تغییر و تحول شده و جلوه‌های ملایم رنگی متنوعی را در برگیرد.روش دیگر این بود كه با سرپوشیده كردن بخش‌هایی از كوچه و مسیرهای شهری نوعی بازی پیوسته نور و سایه در آنها بوجود می‌آوردند و بدین وسیله برای رهگذران به گونه‌ای تنوع در مسیر ایجاد كرده و حس طولانی و كسل‌كننده بودن راه را در فرد از بین می‌بردند.در برخی از بخش‌های شهر نیز با ساختن رواق و ایجاد یك هارمونی تاریك و روشن توسط سایه و نور در فضای تحت پوشش آن نوعی تنوع در فضا پدید می‌آوردند. در بازارهای ایران نورگیرهای سقفی، مسیر حركت را در فضای تنگ‌و تاریك راسته بازار مشخص می‌كنند ضمن آنكه دالانهای مستقیم كه از یك سمت به راسته بازار متصل بوده و ازسمت دیگر به فضای باز خارجی منتهی می‌شوند در تاریكی مسیر بازار توسط شعاعهای تابیده شده نور به درون دالان افراد را به سمت مسیر خروج از راسته بازار هدایت می‌كنند.به مثالي در اين زمينه توجه فرماييد:مسجد شیخ لطف الله در قسمت شرقی میدان نقش‌جهان اصفهان (میدان امام) و روبه‌روی بنای معظم عالی قاپو واقع شده است. در سال 1011 هجری قمری به امر شاه عباس اول به جای مسجد خرابه‌ای كه وجود داشته، بنا شده است.بی‌شك شهر تاریخی اصفهان به دلایل متعددی از جمله پایتخت شدن آن در دو دوره متفاوت و مهم سلجوقی و صفوی یكی از قطب‌های معماری ایران است.مسجد كانون تجلی هویت معنوی مسلمانان و یكی از مهمترین عناصر شهری و معماری و از مراكز مهم برای تبلور ذوق و سلیقه معماران مسلمان بوده است. میدان نقش جهان با همه تكرارها، طاقها و رنگ‌ها به ناگاه در ضلع شرقی، فرورفتگی در خود ایجاد می‌كند و رهگذر زمانی كه از این مكان عبور می‌كند بی‌‌اختیار سری چرخانده و تأملی در این قسمت میدان خواهد كرد و مبهوت رنگ كاشی‌ها و ارتفاع، طاق‌ها و قوسها و فرورفتگی خواهد شد.چون میدان در امتداد محور مقدس نبوده، معمار مجبور بوده كل بنای مسجد را چرخانده و محور آن را به سمت قبله قرار دهد. همین امر باعث شد امتداد مسجد با میدان یكی نباشد و برای رسیدن به صحن مسجد، آن را بوسیله یك دالان تاریك دور زد. در هنگام ورود به این دالان به خاطر تاریكی محیط، فرد سكوت و سكون احساس كرده، به وسیله‌ی نورهایی كه از فخرالمدین‌ها به داخل دالان می‌تابد به صحن مسجد هدایت می‌شود تا از روبروی قبله وارد این بنا گردد.در همان نگاه اول هنگام ورود، فرد مبهوت كاشی‌كاری هفت‌رنگ و معرق و بازی نورها می‌شود، نورهایی كه بسیار ماهرانه در بنا تعبیه گردیده‌اند، فخرالمدین‌ها (روزنه‌های نور) كه در زیر گنبد و بالای دیوارها قرار دارد احساس سبكی گنبد و معلق بودن آن میان زمین و آسمان را به انسان تلقین می‌كنند. این همان شفاف‌‌سازی و از جرم به فضا و از ماده به روح رسیدن است.اساساً معماری این نوع مساجد معماری نور، معماری شفافیت و معماری روحانی است و كمتر كسی است كه از این مسجد دیدن كرده، ولی تحت تاثیر فضای داخل آن قرار نگرفته باشد. سه منبع نور در این گنبدخانه دیده می‌شود: یكی، نوری كه از دهانه‌ی بزرگ شمال‌شرقی بر دیواره‌های جنوب‌غربی شبستان كه محراب در آن قرار گرفته می‌تابد و سطح كاشی‌كاری آن را به طور زیبایی روشن می‌كند، دوم نوری است كه از شبكه چوبی تعبیه شده در دیوار شرقی گنبدخانه وارد شده، كه تقریبا وسط صحن گنبدخانه را روشن می‌نماید و سوم همان شبكه‌های زیر گنبد كه محل اتصال دیوارها به گنبد هستند و فضای زیر گنبد را به همراه دیواره‌های گنبدخانه روشن می‌كنند و نیز تصویر زیبای دم طاووسی را به زیبایی زیر گنبد پدید می‌آورند.نور مصنوعينور خورشيد منبع انرژي زمين است. انرژي كه مي‌تواند توسط گياهان جذب شود و موجب واكنشهاي فتوسنتز آنها شود، يا بوسيله اقيانوسها جذب شود و سبب شود كه آب بخار شده و باعث باران شود و نيز توسط صفحات خورشيدي و فتوسلها جذب شده و توليد برق كند.زمانيكه نور وارد چشم مي‌شود و بر روي پرده شبكيه مي‌افتد، يك سري فرآيندهاي عصبي و فتوشيميايي رخ مي‌دهند كه در نتيجه آنها پديده &quot;ديدن&quot; رخ مي‌دهد. امواج راديو، تلويزيون، ميكروويو، نور ماوراي بنفش، اشعه مجهول، همگي همانند نور جزء امواج الكترومغناطيس هستند اما با طول موجهاي متفاوت و همانطور كه گذشت، چشم انسان توانايي دريافت همگي اين امواج را نداشته اما وسايل و تجهيزاتي هستند كه قادر به ايجاد، دريافت و شناسايي آنها هستند.توماس اديسون در سال 1879 موفق به اختراع لامپ الكتريكي شد (لامپ التهابي) . او همچنان گرامافون، تصوير متحرك، ماشين تكثير، ميكروفون و بسياري چيزهاي ديگر را اختراع كرد. لامپ اديسون از يك فلامنت (رشته) كربن در خلا استفاده مي‌كرد. امروزه ما از سيمهاي تنگستن كه در يك حباب پر شده با گاز بي‌اثر آرگون قرار دارد استفاده مي‌كنيم.لامپ اديسون كمتر از 1% انرژي برق را به نور تبديل مي‌كرد. امروزه لامپهاي خانگي 6 تا 7% انرژي برق را به نور تبديل مي‌كنند و بقيه را تلف مي‌كنند. لامپهاي فلورسنت تا 50 برابر موثرتر از لامپ اديسون عمل مي‌كنند.طراحي نور مصنوعي در معماريامروزه از دو نوع سيماي نورپردازي در معماري استفاده مي‌شود كه از هر دو به خوبي استقبال شده و همچنين از تركيب هر دو نيز استفاده مي‌شود. روش يا سيماي كيفيت يا زيبايي و روش يا سيماي كميت يا مهندسي.روش كيفيت مجبور است مطمئن سازد كه محيط و فضاي اطراف باصفا و خوشايند است كه براي اينكار از نور و سايه، روشنايي و تاريكي و از نقش و صورت استفاده مي‌كند.روش كميت مطمئن مي‌سازد كه نور مناسبي جهت انجام كار در اختيار است. انجمن مهندسي روشنايي [1][1](IES) شمال آمريكا رهنمودي را منتشر ساخت كه سطح (level) نور را براي كارها و فعاليتهاي مختلف براساس طبيعت آن كار، اندازه، جزئيات مورد نياز، سن ميانگين افراد قرار گرفته در آن محيط و غيره، مشخص مي‌سازد. يك دفتر اداري معمولي نياز به 30 تا 100 foot-candle [2][2]روشنايي دارد. سطح نور مي‌تواند توسط واحد متريك lux نيز بيان شود. هر يك foot candle تقريباً برابر 10 lux است.نرخ مصرف انرژي، توان ناميده مي‌شود و با وات (watt) اندازه‌گيري مي‌شود. يك لامپ 200 watt مصرف انرژي معادل دو برابر يك لامپ 100 watt خواهد داشت. اداره برق مقدار مصرف برق مشتريان را توسط واحد كيلو وات ساعت (kwh) محاسبه مي‌كند. يك لامپ 200 watt كه به مدت 5 ساعت روشن بماند داراي 1000 وات ساعت يا 1 كيلو وات ساعت مصرف برق است.نور پردازی در هتلمسأله تأمین نور هتل ، در قسمتهای مختلف آن یكی از مسائل فنی و هنری و درعین حال بسیار حسّاس وظریف است كه نیاز به تأمل ودقّت و ظرافت طبع و ذوق و سلیقه دارد . حتی با مسائل روحی و روانی نیز بی ارتباط نیست. و مقدار برق مصرفی و تأمین هزینه آن را هم نمی توان بی اهمیّت تلقی كرد.همچنین تأمین نور هتل در رفاه و آسایش مسافران و راحتی كار كاركنان تأثیر به سزایی دارد. بنابراین، رعایت تمام موارد مورد نظر و اهمیت آن ، ایجاب می كند كه ترتیب خاصی ، منطبق با اصول علمی و بهداشتی در آن داده شود كه نكات لازم از هر جهت رعایت شده باشد. این كار مستلزم آن است كه از وجود یك متخصص مجّرب و كار آزموده استفاده شود تا موضوع تآمین نور لازم به نحو شایسته عملی گردد. با این وجود از نظر روشن شدن موضوع ، موارد قابل ذكر را یاد آوری می نماییم:هزینه تأمین روشنایی، یكی از اقلام مخارج سنگین هتل به شمار می رود و چنانچه در مصرف برق دقت كافی به عمل نیاید، نه تنها بودجه ای را به هدر داده اند بلكه از لحاظ كیفیت بهره برداری از نور هم سودی نبرده و رفاهیّتی فراهم نساخته اند، زیرا مصرف زیاد برق و تابش نورهای شدید و خیره كننده ونصب لامپهای پرنور، آرامش و راحتی مسافر و میهمان را تأمین نمی كند، و در مواردی هم موجب ناراحتی اعصاب و ناخشنودی خاطر می شود.بنابراین، از لحاظ نور لازم و كافی باید حد معمول و متعارفی را در نظر گرفت و از افراط و تفریط پرهیز كرد. و نباید به آن فكر بود كه پرداخت هزینه زیاد دلیلی بر پسند مردم و نشانگر اهمیت بیشتر هتل است. با این وصف، باید هم از نظر صرفه و صلاح مالی از مصارف و مخارج زاید براحتیاج جلوگیری به عمل آید و هم در جهت خوشایند طبیعت انسان بذل مساعی شود .نكته مهمتراین كه نور باید از نظر كمی و كیفی علاوه بر تأمین روشنایی مورد نیاز، زیبایی دكور را به نحو چشمگیری افزایش دهد و آرامش روحی و جسمی و سلسله اعصاب را به وجود آورد.به طور مثال نور زیاده از حد ، در راهروهای هتل به هیچ روی مقبول نیست . زیرا نور زیاد در راهروها بخودی خود به زیاد شدن سر و صدا كمك می كند و خواهی نخواهی سبب می شود كه مسافرین با هم با صدای بلندتری صحبت كنند و به این ترتیب ، مسافرینی كه در حال استراحت و رفع خستگی هستند و نیاز به آرامش و سكوت نسبی دارند، ناراحت می شوند وبا سلب آسایش، موجبات عدم رضایت وناخرسندی آنان فراهم می آید.ولی چنانچه به راهروها نور كمتری داده شود خود به خود نوعی حالت بازدارنده ایجاد می كند و مسافرین وادار می شوند كه آهسته صحبت كنند وحتی الامكان سكوت را رعایت یا لااقل با صدای ملایم گفتگو نمایند. و این همان چیزی است كه همه مسافران طالب آنند و یا از نور كم چراغها احساس راحتی و آرامش می كنند .معمولاً در راهروهای هتل ، در طول روز ، از نور سقف یا دیوارها، استفاده می شود و در شب از نور دیگری كه از فاصله نیم متری به كف راهروها می رسد برخوردار می شوند. برای این منظور از ارتفاع نیم متری زمین در دیوارها چراغهایی نصب می كنند كه در داخل دیوار قرار دارد و روی آنها از طلق پوشیده می شود و فاصله این چراغها را تقریباً دو یا سه متر از یكدیگر در نظر می گیرند و نور شب راهروها ، از این چراغها تاَمین می شود و روی پله های هتل نیز همین منوال را خواهد داشت ، بااین روش مسافرین قادرند جلوی پای خود را به خوبی ببینند و به راحتی عبور و مرور نمایند . ولی اتاقها باید از نور كافی برخوردار باشد. بخصوص سلف سرویس و پیش خوان آن یا بالای فرهای آشپزخانه حتماً باید نور زیاد ومناسب داشته باشد. معمولاً برای این منظور از نورافكن نیز استفاده می كنند . ولی آیا این نورافكن ها را در رستوران هتل نیز می توان به كار برد؟جواب خیر است، زیرا نور رستوران هتل باید طوری باشد كه به سالن غذا خوری صفای خاص و حالت گرم و صمیمانه ای ببخشد و با زیبایی و جذابیّت جالب توجهی پذیرای میهمانان ومسافران باشد .همان طور كه قبلاً گفته شد، نور خیره كننده به طرق مختلف باعث سلب راحتی میهمانان می شود ، علاوه بر این در تأمین روشنایی رستوران هتل نكات ظریفتری نیز هست كه نباید ناگفته بماند. مهمتر از همه این كه هر نوری هنگام صرف غذا در رستوران هتل ، مطلوب و مناسب نیست ، به طور مثال دادن نور سبز به سالن غذا خوری بسیار نامناسب است، زیرا ضمن این كه غذاها را بد رنگ نشان می دهد، میل به غذا را نیز از بین می برد و آن را باید اصطلاحاً » نور اشتها كور كن» نامید.بالعكس در سلف سرویسها و اسنكها كه غذا را سریع سرو می كنند، از نور زیاد استفاده می نمایند.در سلف سرویسها واسنكها، از این عمل منظور خاصی دارند و آن این كه مشتری غذای خود را هر چه زودتر و سریعتر میل كند و جای خود را برای نشستن دیگری ترك گوید و به گفته عوام: «جا خوش نكند» و باعث معطلی و ركود نشود. این خود یكی از علل و عوامل روانی است و به همین علت است كه نور تند و خیره كننده با آرامش خیال همراه نیست.اما در رستوران هتل چنین نیتی وجود ندارد و كارگردانان هتل علاقه مندند كه در شیوه تأمین نور سالن غذا خوری ، حالتی بوجود آورند كه میل انگیز و اشتها آور باشد و وسایل راحتی و آسودگی در آن مرعی وملحوظ گردد . بنابراین، بهتر است در رستوران هتل از نور غیر مستقیم استفاده شود.نور غیر مستقیم نوری است كه بطور غیر مستقیم بتابد. یعنی لامپها وفلورسنتها به خودی خود دیده نمی شود و فقط نور آنها مشاهده می شود زیرا لامپها پشت مانعی قرار گرفته و بدون این كه خود دیده شود نور لازم را تأمین كرده است . قبلاً اشاره شد كه هر نوری باید با دكور و رنگ محیط و حتی با رنگ غذا هماهنگی لازم داشته باشد .به طور مثال نور صورتی رنگ، گوشت را قرمز و طبیعی نشان می دهد و در عوض رنگ سالادها را به گونه ای نمایش می دهد كه پسند ذوق و طبع نیست و به كاستن میل و اشتها كمك می كند. همچنین با نور آبی و سفید غذاها را می توان خوب نشان داد، اما تابش رنگ آبی و سفید می تواند یك اتمسفر گرم را سرد كند . پس برای تأمین نور رستوران هتل، باید از تركیبی از نورها استفاده نمود كه علاوه بر همگونی و تناسب با محیط اطراف، موجد انبساط خاطر و سلامت حال باشد و زیبایی و دل انگیزی ، از فضا وجوانب سالن بتراود ودر نتیجه تابش ، تركیب ظریفانه ای از نورها ، همه وسایل مطبوع وبا روح و دلنشین جلوه گری كند و به عبارت دیگر سرور انگیز و شادی آفرین باشد.موضوع نور پردازی در رستوران برای سرویس غذا ، یك امر فنی و تخصصی است .مقدار وات و رنگ نور از لوازم ساده وكم ارزشی نیست كه صاحب رستوران به دلخواه خود آن را طرح ریزی و عملی سازد .چشم وقتی كه نور را می بیند ، اثر آن در تمام وجود انسان منعكس می شود و حالات گوناگونی به وجود می آورد. مقدار وات، شدت وضعف ، تندی و ملایمت و رنگهای مختلف آن، هر یك در نوع خود عاملی است قابل تأثیر و درخور توجه و اهمیّت. نور وقتی مناسب و موافق طبیعت انسانی است كه محیط جذابی را به وجود آورد و غذا و نوشابه و سرویس و دكور رستوران را مطبوع طبع سازد . یعنی چشمها ست كه در پرتو نور جذاب، انسان را دعوت به تناول غذا می كند و با نشان دادن فروغ دلپذیر محل پذیرایی غذاها را دلپذیرتر و لذت بخش می سازد. حتی مردم قادرند درجه هوا را هم با چشمهای خود معین كنند.نور گرم و نور سرد و اثرات آن هر یك به فراخور خود در فن و تكنیك نور پردازی جای بحث جالب توجهی دارد و نقش آن در شناساندن زیباییها و زشتیها قابل انكار و چشم پوشی نیست . هر مشتری كه هنگام عصر وارد رستورانی می شود ، اول منابع نور را می بیند وبعد چراغانی را و سپس به رنگها و تغییرات نور و سایه ها متوجه می شود ودر آخر به محل و دكوراسیون نظر می افكند. امروزه موضوع نور پردازی در رستورانها از لحاظ نمایش غذا، سرویس، نوشابه و سالاد و غیره یك امر فنی، ذوقی و قابل دقّت است. اهمیّت نور در اشیاء بیش از اهمیتی است كه رنگ پوست بدن در جلوه گری و نمایش دادن اندام انسان دارد.بنابراین، صاحبان هتل باید در تأمین نور لازم و مناسب و موافق طبع انسان ، در رستوران هتل از صاحبان ذوق وهنر ونورپردازان متخصص استفاده نمایند و از نوازش روح وچشم مشتریان دریغ نورزند.● طراحی و نورپردازیشرط اصلی و بنیادین نورپردازی در هتل یا رستوران توجه به سلامت و اثربخش و مفید بودن آن است. برای حفظ سلامت نور در هتل بایستی به عوامل مختلف توجه شود وچنانچه بدین امر مهم پرداخته نگردد باید پذیرفت كه حفظ سلامت و تأمین رفاه وآسایش كافی ممکن نخواهد بود. وجود روشنایی بهداشتی دراتاقها و محیط داخلی یا خارج هتل مسأله ای است كه سخت مورد توجه چشم پزشكان و مهندسین وآرشیتكتها قرارگرفته است، زیرا نور عاملی است كه بر چشم و دیگراندام ها تأثیر مستقیم دارد ودرنحوه و مقدار فعالیتهای بدن مؤثر است.پراكندگی نور بر غذاها و خوراكیهایی كه سرو می شود نیز تأثیر فراوان دارد.آنگاه كه برا ی صرف شام به رستوران می روید واحساس آرامش می كنید با اندكی دقّت درخواهید یافت كه انعكاس نورها وشیوه نورپردازی چنان است كه آرامش شما را فراهم می آورد.سلف سرویسها كه مدت كمتری صرف پذیرایی از واردین خود می كنند به نحوی نورپردازی می شوند كه نورها دریكدیگر انعكاس یابند و با هم بیامیزند واز این آمیختگی نورها برشدت نور و تحریك كنندگی آن افزوده می شود و میهمانان به هیجان درآیند تا پس از صرف غذا محیط را بی درنگ ترك كنند تا سلف سرویس بتواند از مشتریان بعدی خود نیزپذیرایی نماید. هرجا كه وجود تابشهای نوری بیشتر لازم باشد، نباید ازآن دریغ ورزید ولی مكانهایی در هتل وجود دارند كه نیاز به نور شدید وقوی نخواهند داشت.چنانچه وسایل پذیرایی و مبلمان در یك رستوران به طرزی صحیح و زیبا مرتب و آماده باشد، خود می تواند به صورت یك عامل تبلیغی و فراخوان مشتریان معرفی گردد و این دعوت به صرف غذا در رستوران هنگامی تكمیل خواهد شد كه نورپردازی آن با دقّت و رعایت مسائل بهداشتی و روانی افراد انجام شده باشد. یك نورپردازی آرامش بخش به میهمانان خواهد گفت كه به یك رستوران مناسب و دلپذیر وارد شده اند و غذای دلچسب و گوارایی صرف خواهند كرد.مدیران رستورانها خواستار آن هستند كه صورت غذاها مفصل، چشمگیر واشتها آور باشد به طوری كه هر یك از اقلام خوراكیها یا نوشابه ها و دسرها را جداگانه معرفی نمایند. اینها مایل اند كه میزهای رستوران به صورتی باشد كه تریلی های آورنده غذا بتوانند به آسانی عبور نمایند ولی باید دانست كه اگر قرار باشد یك نشست شبانه در رستوران برقرار شود باید از صندلیهای راحت استفاده كرد تا مراجعین را به ماندن و گذراندن وقت خود در رستوران تشویق كند و راحتی آنها را فراهم آورد. مدیرانی هم هستند كه سود بیشتر را ترجیح می دهند و در این صورت باید از نیمكتهای غیر رسمی استفاده كنند.مدیران هتلها و رستورانها بایداین نكته را بپذیراند كه تحمل هزینه های گزاف برای ایجاد تغییرات ساختمانی لزومی ندارد؛ وكافی است كه وسایل و تجهیزات پذیرایی خود را به صورتی زیبا مرتب سازند و برای قشنگتر شدن محیط پذیرایی از نورپردازی مناسب استفاده كنند. به طور مثال دررستورانهایی كه سقف بلند دارند می توان از«لوستر» های آبشاری شكل سود برد كه دیدگاه بیننده راكوتاهترنشان می دهد وفضای بلند را به طوردلچسب وخوشایند پرمی سازد.درقسمت وسط رستوران نیز می توان میزی بصورت بوفه قرار داد و یك مركز نورانی در وسط آن تعبیه كرد. اگربخواهیم در قسمت «لابی» هتل نیز عصرانه وچای سروكنیم باید از صندلیهایی با پشتی كوتاه و میزهای بلند و كوتاه استفاده كنیم تا فضای كافی برای یك سرویس چای یا صبحانه فراهم شود. در این مورد لازم خواهد بود تا محلی نیز برای ساكها یا كیف دستیهای میهمانان در نظر گرفته شود. با این تمهید از ایستادن و خسته شدن میهمانان جلوگیری می شد و بخش لابی همان حالت توقف موقت را به واردین القاء خواهد كرد.بازی با نوربازی با نور به اشکال مختلف می تواند در نمای ظاهری فضاتاثیرگذار باشد. حقه های بعدی مختلف که تنها با ایجادتغییرات در نورپردازی یک فضا ممکن است می توانند ابعاد آنرا نیز کوچک تر یا بزرگتر از آنچه هست نشان دهند. در اینجابه بعضی از این حقه های بصری اشاره می کنیم:برایبلندتر جلوه دادن ارتفاع یک اتاق از چراغ های پایه دار کهروی زمین قرار می گیرند یا چراغ های دیواری که نور را بهسقف می تابانند استفاده کنید. روشن کردن سقف آن را بلندتراز آنچه هست نشان می دهد.برای کوتاه تر جلوه دادنارتفاع اتاق و صمیمانه تر کردن آن نور را از سقف دور نگاهدارید و برای روشن کردنفضا از چراغ های دیواری که نور رابه پایین می تابانند و آباژورهایی با کلاه های سر بستهاستفاده کنید. همچنین جلب توجه بیننده به تابلوها و عناصردکوراتیوی که در ارتفاع کم روی دیوارها نصب شده باشند میتواند تاثیر بسزایی در کوتاه تر نمایاندن ارتفاع اتاقداشته باشد. چیدن مجموعه هایی از وسایل تزئینی روی سطوحپایین یا بر روی زمین و روشن کردن آنها با نوری متمرکز ازبالا هم همین اثر را دارد.به منظور وسیع تر نشان دادنفضایی باریک و بلند کانون توجه را دیوار انتهایی فضا قراردهید. برای این کار مثلا پنجره ای که روی این دیوار است راچشمگیر سازید یا با قرار دادن یک اثر هنری بر روی آن وروشن کردن آن با یک نور نقطه ای متمرکز چشم را به آن جلبکنید. در مقابل سایر دیوارهای اتاق را با نور کمتر ویکدستی روشن سازید.اگر می خواهید یک فضا بزرگتر به نظربرسد دو دیوار روبه رو به هم را با تاباندن نور کاملا روشنکنید به این ترتیب فاصله آنها بیشتر به نظر می رسد. همچنیندر صورت امکان از آینه در فضای اتاق استفاده کنید تا باترکیب انعکاس فضا در آینه و نحوه نورپردازی چرخش نور درفضا بهبود یافته و در نتیجه اتاق بزرگتر به نظر برسد. ازچراغ هایی که بر روی بازوهای قابل تنظیم نصب می شونداستفاده کنید و آنها را به آینه بتابانید.برای کنترلنور در اتاق های بسیار روشن و آفتابی از سطوح مات به منظورجذب نور و پیشگیری از انعکاس ناخواسته آن بهره بگیرید. بهخاطر داشته باشید سطوح صیقلی مثل شیشه، فلز، کاشی و رنگهای روغنی نور را منعکس می کنند و در نتیجه بر شدت نور فضامی افزایند و ارتفاع را بلندتر جلوه می دهند. در مقابلسطوح مات و بافت دار بیشتر نور را جذب می کنند. همچنینهرچه سطوح تیره تر باشند مقدار بیشتری از نور را جذب میکنند.برای اینکه فضایی را گرم و صمیمی جلوه دهید ازچراغ های رومیزی متعدد استفاده کنید. توجه داشته باشید ازکلاهک هایی با رنگ های گرم برای این چراغ ها بهره بگیریدتا فضا را با نوری گرم و جذاب روشن کنند به عنوان مثال بهجای کلاهک سفید از کلاهک های عاجی یا نباتی استفادهکنید.پرده ای که به پنجره یک اتاق نصب می کنید تاثیرزیادی بر نما و حالت حکمفرما به آن خواهد داشت. زیرا پردهها می توانند میزان نور طبیعی که به یک اتاق وارد می شودرا کنترل کنند و همچنین پرده های شفاف همچون فیلتری نور رامتاثر از رنگ خود عبور می دهند. بنابراین انتخاب پرده بایدبا توجه و دقت در این قابلیت ها صورت بگیرد.چنان چه ازمنابع نور متعدد در یک اتاق استفاده می کنید، اما از نورکلی اتاق راضی نیستید قدرت لامپ بعضی از آنها را تغییردهید یا با تغییر دادن حباب چراغ ها که زیادی شفاف یا کدرباشند یا به رنگ مورد پسند شما نباشند و همچنین کلاهکآباژورها، رنگ و میزان نور کلی اتاق را برای خود دلپذیرکنید.برای رنگین کردن یک فضا با نور می توانید حالتهای مختلفی به آن ببخشید. یکی از دیوارهای سفید را با نوریکه از ----- رنگی دلخواهتان عبور می کند روشن کنید. پیش ازانتخاب ----- تاثیر آن و روانشناسی رنگ ها را مطالعه کنید. نوری که از یک ----- زرد عبور می کند احساس بشاشیت وشادابی را ایجاد می کند. نور آبی تاثیری آرام بخش دارد کهاعصاب را آرامش می دهد و احساس تمایل به خواب را در شمازنده می کند. نور قرمز محرک و پرانرژی است و فعالیت و تحرکرا تشویق می کند. سبز شادابی و طراوت به فضا می بخشد و مارا به یاد طبیعت و زمین می اندازد. نور بنفش رنگ اما میتواند هم آرامش بخش و هم مهیج باشد، بسته به اینکه بیشتربه رنگ قرمز متمایل باشد یا به آبی تمایل داشته باشد.نورپردازی در آشپزخانه، حمام و هال ورودیدر آشپزخانه های قدیم که مانند امروز دارای کابینت های ثابت و جاسازی شده و محل مشخصی برای اجاق گاز، یخچال و دیگر وسایل آشپزخانه نبودند ، نورپردازی اغلب به وسیله یک چراغ آویز سقفی که در مرکز سقف آشپزخانه نصب می شد انجام می گرفت. چرا که اغلب فعالیت های داخل آشپزخانه ( مانند آماده سازی مواد غذایی ) بر روی میز وسط آشپزخانه انجام می شد. اما آشپزخانه های امروزی با ردیفی از کابینت ها ، اجاق و یخچال جاسازی شده به موازات و در کنار دیوارهای آشپزخانه نیازمند شیوه دیگری از نورپردازی هستند. در آشپزخانه های امروزی قسمت اعظم کار در آشپزخانه بر روی سطح کابینت ها در کنار اجاق گاز و یا شیر آب و سینک ظرفشویی انجام می شود که در اغلب آشپزخانه ها همگی در کنار دیوار قرار دارند اما هنوز چراغ های سقفی از وسط سقف آشپزخانه آویزان هستند ، در نتیجه افراد اغلب پشت به منبع نور و در زیر سایه خود مشغول به کار هستند و هنگام کار از نور کافی برخوردار نیستند. با توجه به تغییرات ساختار آشپزخانه های امروزی نسبت به گذشته ، ما در بخش هایی از آشپزخانه که اغلب محل انجام کار محسوب می شود به نور کافی نیاز داریم. مانند سطح روی اجاق گاز، سینک ظرفشویی و سطوح روی کابینت ها که برای آماده سازی وسایل آشپزی و مواد غذایی مورد استفاده قرار می گیرند. علاوه بر نیاز به روشنایی در این اماکن، فضای کلی آشپزخانه نیز باید از نور کافی برخوردار باشد. همچنین در بسیاری از آشپزخانه ها بعضی از کابینت ها با درهای شیشه ای و به صورت ویترین ساخته شده اند تا از آنها برای به نمایش گذاشتن ظروف زیبا و تزئینی استفاده شود. این کابینت ها نیز نیاز به نورپردازی داخلی دارند. به این ترتیب ما نیاز به یک مجموعه منابع نوری داریم که هریک به صورت جداگانه قابل کنترل باشند.نور کافی برای سطح روی اجاق گاز در آشپزخانه هایی که دارای یک هواکش یا هود در بالای اجاق گاز هستند به راحتی توسط چراغ هواکش تأمین می شود. اگر بالای اجاق گاز، هواکش مجهز به چراغ وجود ندارد باید یک چراغ قابل تنظیم در بالای اجاق گاز نصب شود. همچنین بالای سینک ظرفشویی نیز به یک چراغ نیاز تا شب هنگام نور کافی برای شست و شوی ظروف و مواد غذایی را برای ما فراهم کند. ترجیحاً هر یک از این چراغ ها باید دارای کلید کنترل مجزا باشند تا فقط در مواقع لزوم مورد استفاده قرار گیرند.برای تأمین نور کافی در سطح روی کابینت ها از آنجا که اغلب این سطوح در زیر کابینت های دیواری قرار دارند به راحتی می توان از چراغ های مهتابی که در زیر کابینت ها نصب می شوند بهره گرفت. به این ترتیب چراغ های نصب شده در زیر کابینت های دیواری بی آنکه دیده شوند و یا موجب آزار چشم باشند نور کافی را بر سطح روی کابینت ها می تابانند. چنانچه کابینت های زمینی عمیق باشند و نور محیط به اندازه کافی درون آنها را روشن نکند برای دسترسی راحت به وسایل داخل این نوع کابینت ها می توان چراغ های کوچکی در آنها نصب کرد که با کلیدهای اتوماتیک کنترل شوند و با باز و بسته شدن در کابینت ها روشن و خاموش شوند.اگر آشپزخانه شما محل صرف غذا نیز هست استفاده از چراغ های سقفی که ارتفاعشان قابل تنظیم است درست در بالای میز غذاخوری ایده خوبی است. این چراغ ها می توانند هنگام صرف غذا روی میز را به خوبی روشن کنند و در مواقعی که از میز استفاده نمی شود فضای کلی آشپزخانه را روشنایی ببخشند.نورپردازی در فضای حمام و دستشویی از اهمیت کمتری برخوردار است و به سادگی با نصب چراغ های سقفی قابل اجرا است. در حمام و دستشویی علاوه بر چراغ های سقفی که برای تأمین روشنایی محیط مورد استفاده قرار می گیرند نصب یک چراغ دیواری در بالای آینه نیز ضروری است اما توجه داشته باشید که برای این منظور از چراغ های فلوئورسنت استفاده نکنید زیرا نور این چراغ ها موجب تغییر برخی از رنگ ها شده و تصویر شما را با رنگ های غیرواقعی در آینه منعکس می کنند.نورپردازی قسمت های مختلف خانه ، هال ورودی، راهروها و راه پله ها را نیز فراموش نکنید. این اماکن در هر خانه ای باید از نور فراوان برخوردار باشند به خصوص راه پله ها که در حفظ ایمنی و سلامتی خانواده و میهمانان اهمیت به سزایی دارد. در اینجا ایمنی مهم تر از زیبایی است و بهترین روش نورپردازی روشن کردن مسیر حرکت و سطح روی پلکان با چراغ هایی است که به دیوار نصب می شوند و نور را به طرف پایین می تابانند. استفاده از چراغ های دیواری کار تعویض لامپ را نیز ساده تر می کند.آنچه تاکنون بیان شد در جهت تأمین نور کافی و روشنایی لازم برای انجام فعالیت های گوناگون در هر یک از اتاق ها بود ؛ اما نورپردازی می تواند در جهت زیباسازی و جلب توجه بیننده به سوی اشیای تزئینی و ویژگی های زیبای یک اتاق نیز باشد. برای این منظور بهترین انتخاب چراغ های قابل تنظیمی هستند که به صورت تک، دوتایی و سه تایی در بازار موجودند و پس از نصب در یک نقطه از دیوار می توان هر یک از آنها را به سمت دلخواه تنظیم کرد به صورتی که محل مورد نظر ما را روشن کند. نور این چراغ ها را می توان به راحتی بر روی یک دیوار، یک تابلو و یا یک مجسمه دلخواه تنظیم کرد و یا حتی بخشی خاص از اتاق ( مانند محل قرارگیری شومینه و یا یک آرک در سقف ) را به وسیله آنها روشن کرد.طبقات داخل کابینت های در شیشه ای را نیز می توان با استفاده از روش های گوناگون روشنایی بخشید. اما یکی از بهترین راه ها نصب چراغ های کوچک در زیر هر یک از طبقات ، و یا در مواقعی که طبقات شیشه ای هستند نصب یک لامپ در قسمت بالا و یا پایین کابینت است.نور در فضاهای داخلیاگر از نور کامل و طبیعی خورشید که گستردگی و کیفیت آن قابل مقایسه با نورهای دیگر نیست صرف نظر کنیم، استفاده از نور آبی مصنوعی و چراغ های روشنایی، به نیازی ضروری و همیشگی تبدیل شده است.به خصوص نقش نورپردازی در معماری داخلی بسیار مهم و جذاب می نماید. با افزایش کارآیی های صنعت برق و امکانات تکنولوژیک مربوط به آن، استفاده از محصولات وابسته به آن نیز رشد چشمگیری داشته است؛ چنانکه باید اذعان داشت روشنایی، راه را برای یک تحول در شناخت و طراحی معماری باز کرده است. این محصولات که مشتمل بر انواع چراغ ها و سیستم های روشنایی هستند، ابزار اصلی نورپردازی را تشکیل می دهند. با تنوع این ابزار، طراحان با مسئله ای مواجه می شوند و آن انتخاب صحیح وسیله نوری و تعیین محل مناسب برای آن است. چنین مشکلی پیچیده تر از تامین کمی نور است. اگر چه لامپ های عریان قادرند نیازهای کمی نور را به آسانی مرتفع کنند، واضح است که جنبه های دقیق تامین آسایش و نکات ظریف زیبایی شناسی از عهده این وسایل ساده برنمی آید. در حقیقت گره کار در تهیه و تامین نور نیست بلکه تنظیم منابع نوری برای خلق محیط مناسب بصری، مسئله اصلی است.در بررسی های انجام شده پیرامون استفاده افراد از نور و چگونگی نورپردازی منازل مسکونی خود، اطلاعاتی راه گشا به دست آمده است که راه را برای راهنمایی تولیدکنندگان، طراحان و نهایتاً استفاده کنندگان باز می کند یا باعث سوق دادن آنان به سمت استفاده از منابع نوری مطلوب و راهنمایی عموم به استفاده درست از منابع در اختیار می شود. ابتدا این نکات را مرورکرده و در ادامه، نکاتی را درباره روشنایی عمومی از نظر می گذرانیم. افراد مورد مطالعه در این مبحث در پاسخ به سؤالی در زمینه استفاده از نور عمومی و موضعی در محل زندگی خود اکثراً اذعان دارند که نور عمومی را بیشتر از نور موضعی در محل زندگی خود استفاده می کنند. 75% افراد، نور عمومی و 25% نیز نور موضعی را مورد استفاده قرار می دهند. در مورد استفاده از انواع مختلف چراغ های روشنایی، بازار خرید و استفاده به ترتیب با 50% و 35% و۱۰% در اختیار چراغ های سقفی، دیواری و پایه دار زمینی قرار می گیرد که این خود می تواند موید استفاده بیشتر مردم از نورهای عمومی در محل زندگی خود باشد. رنگ غالب نورهای مورد استفاده نیز حکایت از این دارد که نورهای با رنگ سرد، بیشتر از رنگ های گرم در بین مردم طرفدار دارد. اکثر مصرف کنندگان و خریداران چراغ های روشنایی هنگام خرید محصول مورد نظر، اولویت هایی را برای آن مدنظر دارند که زیبایی منبع نوردهنده، کیفیت نوردهی آن، قیمت و نصب و نگهداری آن، به ترتیب از عوامل دخیل در خرید و جذب مشتریان به محصولات است.در اینجا به بررسی عواملی می پردازیم که عوامل اصلی در روشنایی محیط هستند. قابلیت دید در ناحیه تامین روشنایی، مهمترین نیاز استفاده کننده در محیط است. این قابلیت به عواملی بستگی دارد که به بعضی از آنها اشاره می کنیم.شدت روشنایی: برای هر ناحیه تامین روشنایی خاص باید میزان منابعی از شدت روشنایی ایجاد شود. شدت روشنایی در سراسر ناحیه ای که تامین روشنایی آن مدنظر است باید به طور معقولی یکنواخت باشد. این بدان معنی است که سر تا سر اتاق باید به میزان مناسبی روشن شود. این امر به منظور اجتناب از ایجاد نواحی تاریک با وسعت زیاد است که ممکن است در حالتی که شخص بایستی از ناحیه تامین روشنایی مربوط به خود به اطراف نگاه کند بر تطابق چشم اثر بگذارد.شدت روشنایی باید با استانداردهای مربوطه انتخاب شود.سطوح مجاور: از تفاوت زیاد در شدت روشنایی سطوح مجاور باید اجتناب شود. تفاوت بین شدت روشنایی سطوح مجاور نباید از نسبت ده به یک تجاوز کند. از این رو درخشندگی اطراف ناحیه تامین روشنایی باید کمتر از درخشندگی خود ناحیه تامین روشنایی باشد؛ در غیر این صورت، قابلیت دید در این ناحیه، مختل می شود.همچنین ممکن است باعث خستگی چشم شود، زیرا در این حال باید خود را دو برابر شرایط جدید تطبیق دهد. ( مثل هر بار که چشم از صفحه تلویزیون به اطراف منحرف می شود و دوباره به صفحه بر می گردد).در صورت تداوم این کار، چشم خسته شده و منجر به ناراحتی هایی از قبیل سردرد، خستگی مفرد و غیره می شود.حفظ شدت روشنایی: به منظور اطمینان از اینکه شدت روشنایی مورد نظر همواره تامین می شود، باید تدابیری برای حفظ شدت روشنایی، تعمیر و نگهداری و تمیزکردن چراغ ها اتخاذ شود.شدت روشنایی نباید هرگز به کمتر از 80 درصد مقدار توصیه شده افت کند. در طراحی های خوب روشنایی، برای جبران تقلیل نوردهی در نتیجه کهنگی لامپ و تجمع آلودگی روی چراغ ها، شدت روشنایی اولیه، بیشتر از مقدار لازم در نظر گرفته می شود.کنترل خیرگی چشم: به منظور پیشگیری از ایجاد خیرگی ناراحت کننده چشم ناشی از منابع نوری، درخشندگی آنها در زاویه های دید معمولی باید محدود شود.لامپ های بدون پوشش، باعث ایجاد خیرگی ناراحت کننده چشم می شوند زیرا درخشندگی آنها معمولاً خیلی زیاد است. این امر در مورد لامپ های فلورسنت بدون پوشش در حالتی که کار مداوم در زیر نور این لامپ ها مورد نیاز است نیز صادق است.چراغ هایی همانند لامپ فلورسنت از نوع بلند با پایه های باریک، بدون استفاده از وسایل کنترل چشم از قبیل پخش کننده های منشوری یا شبکه ای به کار می روند. با این حال، در حالی که مدت زمان قرارگیری در زیر نور لامپ های فلورسنت بدون پوشش برای مثال در راهروهای اتاق استراحت و غیره کم باشد، استفاده از آنها قابل قبول است.انعکاسات ناخواسته: برخی از انعکاسات ممکن است در کارایی یا راحتی اشخاص، اختلال ایجاد کنند؛ مثلا انعکاس نور از روی سطوح براقی که روی آنها مطالبی نوشته شده است. معمولاً این امر خارج از کنترل طراح روشنایی است؛ زیرا به وضعیت قرارگیری در ناحیه تامین روشنایی نسبت به منبع نوری بستگی دارد. توزیع روشنی سطوح داخلی اصلی: علاوه بر کنترل درخشندگی منابع نوری، روشنی سطوح داخلی اصلی از قبیل دیوارها، سقف ها و غیره از طرق زیر حاصل می شود:۱ - درنظرگرفتن ضرایب انعکاسی مناسب برای سطوح۲ -تامین روشنایی مناسب برای سطوحهدف از اتخاذ این تدابیر، اجتناب از تفاوت های بیش از حد روشنی سطوح وسیع است که در میدان دید قرار دارند. تفاوت های خیلی زیاد در روشنی سطوح همانند و درخشندگی بیش از حد منابع نوری باعث خستگی مفرط چشم ها می شود. از طرفی در صورتی که روشنی، خیلی یکنواخت باشد، تاثیر آن ایجاد محیط خسته کننده یا افسرده کننده است. با اینکه توزیع روشنایی عمومی عامل اصلی است ولی شدت سایه ها نیز در محیط تاثیر می گذارد. شدت سایه ها به وسیله نوع توزیع نور تعیین می شود. مثلاً نوردهی با زاویه بسته باعث ایجاد سایه هایی با شدت زیاد می شود؛ در حالیکه لامپ های فلورسنت سایه هایی ملایم ایجاد می کنند. سایه های با شدت زیاد، معمولاً مناسب نیستند؛ به جز مواردی که هدف، ایجاد جلوه های ویژه باشد.انتخاب مستقیم روشنایی: سیستم های روشنایی باید به گونه ای انتخاب شوند که توزیع روشنی مورد نیاز را ایجاد کنند. این بدین معنی است که در مورد آویز یا چراغ هایی که روی سطوح نصب می شوند، در دفاتر کار و اماکن، حداقل 30 درصد نور منتشره باید به طرف بدن باشد. در این صورت می توان از کافی بودن روشنی سقف اطمینان حاصل کرد.روشنایی غیرمستقیم: نحوه عمل این نوع روشنایی به صورت توکار است. در این روش همه نورها به طرف سقف هدایت می شود و سایر سطوح در اتاق به وسیله انعکاس متقابل روشن می شود. نتیجه این امر، خسته کننده است؛ زیرا توزیع روشنی بیش از حد یکنواخت است. همچنین این نوع روشنایی کارایی خوبی ندارد و فقط در موارد خاص باید از آن استفاده کرد. محل قرارگیری چراغ ها: ترتیب قرارگیری چراغ ها به منظور نیل به توزیع روشنی دلخواه لازم است به گونه ای باشد که نورکافی به قسمت های بالایی دیوارها و سقف برسد.این امر عموماً نیاز به یک طرح قرارگیری چراغ ها در فواصل یکنواخت دارد تا بدین ترتیب شدت روشنایی مورد نیاز در صفحه مربوط به ناحیه تامین روشنایی حاصل شود. در حالی که ترتیب قرارگیری به صورتی است که فواصل بین چراغ ها از مقدار حداکثر نسبت به فاصله به ارتفاع نصب تجاوز نمی کند و فاصله از دیوارها نصف این فاصله است.در مورد توزیع با زاویه بسته: به منظور حصول اطمینان از اینکه روشنی دیوار کافی است چراغ ها را لازم است حتی نزدیک تر به دیوارها قرار داد. در مورد چراغ های با نوردهی به طرف بالا لازم است آنها را در فاصله حداقل 150 سانتی متر از نصف و حتی بیشتر از آن قرار داد؛ به طوری که نور به طرف بالا به خوبی روی سقف توزیع شود.رنگ و ترتیب رنگ ها: علاوه بر انعکاسات مناسب، سطوح باید دارای رنگ های مناسبی باشند. به طور کلی رنگ ها نباید قوی یا خیلی ضعیف باشند. رنگ های قوی می توانند باعث خستگی مفرط چشم شوند. مخروط های چشم در اثر خسته شدن باعث دیگرگونی تاثیر رنگ ها می شوند. رنگ های ضعیف نیز به همین صورت باعث خستگی چشم می شوند.ترتیب رنگ ها در قسمت اصلی داخل اماکن بایستی ساده و غیر مزاحم باشد. به کمک مراکز آسودن بصری به شکل صفحات آویزان از دیوار مثل تقویم و ... محیطی که از نظر بصری رضایت بخش است، ایجاد می شود. از پنجره ها نیز برای این منظور استفاده می شود.رنگ های گرم عبارتند از: قرمز، زرد، کرم، قهوه ای و... .رنگ های سرد عبارتند از: آبی ها و سبزها و... .انتخاب رنگ به محیط احساسی که تمایل به ایجاد آن است، بستگی دارد. رنگ های گرم از لحاظ بصری مهیج هستند؛ در حالی که رنگ های سرد، آرامبخش و متعادل هستند. تاثیر دیگر رنگ های گرم یا سرد روی اندازه های ظاهری اتاق است که کوچک تر و بزرگ تر از مقدار واقعی به نظر برسند. رنگ های گرم باعث کوچک تر به نظر رسیدن اتاق می شوند؛ در حالی که رنگ های سرد، اتاق را بزرگ تر نشان می دهند.انتخاب رنگ نور منبع نور به عوامل زیر بستگی دارد:۱ -کاری که در ناحیه تامین روشنایی انجام می شود.۲ - شرایط داخل اماکن۳ - سازگاری با سایر منابع نوری موجود مثل لامپ های نور زردبرخی از کارهایی که در ناحیه تامین روشنایی انجام می گیرند، نیاز به منابع نوری با بازده رنگ بسیار خوب دارند. مشخصه های منابع نوری در هر دو مورد بازده رنگ و دمای رنگ برای این کاربردها معمولاً در استانداردهای مربوطه تعیین می شوند.انتخاب دمای رنگ به شدت روشنایی بستگی دارد. در شدت روشنایی کم، نیاز به دمای رنگ پایین است و در شدت روشنایی زیاد، نیاز به دمای رنگ بالا . این انتخاب احتمالاً پیرو این مسئله است که نور روز معادل دمای رنگ بالا با شدت روشنایی زیاد پنداشته می شود، در حالی که دمای رنگ پایین که بشر هنگام شب در اطراف آن می نشست، برابر با شدت روشنایی کم تصور می گردید. انتخاب صحیح منابع نوری و ترتیب رنگ ها یک امر تجربی است، زیرا در مورد اینکه رنگ های مختلف در زیر نور منابع نوری مختلف و در محیط های مختلف چگونه به نظر خواهند رسید جز با تجربه شخصی نمی توان نظر داد.رنگ نور آن تاثیر حسی است که به وسیله مجموعه طول موج های مختلفی که توسط چشم دریافت می شود، ایجاد می گردد. رنگ نور را نباید به عنوان یک مشخصه سطوح منعکس کننده نور تلقی کرد. رنگ نورهای منعکس شده از سطوح، به انتخاب نوع منبع نوری بستگی دارد. نهایتاً اینکه تصمیم گیری در مورد اینکه یک سطح رنگی در زیر نور یک منبع نور خاص چه رنگ به نظر خواهد رسید با استفاده از تجربیات عملی ممکن می گردد.بکار گیری نور طبیعی در معماری داخلیمعماری نور؛‌مسجد شیخ لطف الله در یک نگاهمسجد شیخ‌لطف‌الله در قسمت شرقی میدان نقش‌جهان اصفهان (میدان امام) و روبه‌روی بنای معظم عالی قاپو واقع شده است. در سال 1011 هجری قمری به امر شاه عباس اول به جای مسجد خرابه‌ای كه وجود داشته، بنا شده است.در طرفین در ورودی دو سكوی سنگ مرمر موجود است. درِ چوبی مسجد یك‌پارچه از چوب به قطر 10 سانتیمتر است. دالان مسجد از كاشی‌های هفت‌رنگ تزیین یافته، در ورودی شبستان مسجد از چوب با قاب‌های هندسی است. صحن زیر، ابتدا به چهار، بعد به هشت قسمت تقسیم می‌شود كه به وسیله پیچ‌های فیروزه‌ای شكل از یكدیگر جدا شده‌اند. تزیینات مسجد از كاشی‌های هفت رنگ و بقیه از كاشی‌های معرق فوق‌العاده زیبا كه بهترین نمونه آن در محراب مشاهده می‌شود، ساخته شده است. در زیر گنبد شبستانی است كه در وسط آن چهار ستون مدور دیده می‌شود و در حقیقت نگاهدارنده‌ی بنیان گنبد است. چون شاه عباس این مسجد را برای نمازگزاری شیخ لطف الله پدر زن خود اختصاص داده بود، به این نام موسوم شده است.بی‌شك شهر تاریخی اصفهان به دلایل متعددی از جمله پایتخت شدن آن در دو دوره متفاوت و مهم سلجوقی و صفوی یكی از قطب‌های معماری ایران است.مسجد كانون تجلی هویت معنوی مسلمانان و یكی از مهمت‌رین عناصر شهری و معماری و از مراكز مهم برای تبلور ذوق و سلیقه معماران مسلمان بوده است؛ كه بعضاً زیبایی این مساجد سرآمد اكثر بناها من جمله كاخ‌ها نیز بوده، فی‌المثل مسجد شیخ‌لطف‌الله با آن همه زیبایی و با معصومیتی نهفته و پنهان در مقابل حضور متجاوزانه و سنگین عالی‌قاپو در میدان نقش جهان خودنمایی می‌كند.میدان نقش جهان با همه تكرارها، طاقها و رنگ‌ها به ناگاه در ضلع شرقی، فرورفتگی در خود ایجاد می‌كند و رهگذر زمانی كه از این مكان عبور می‌كند بی‌‌اختیار سری چرخانده و تأملی در این قسمت میدان خواهد كرد و مبهوت رنگ كاشی‌ها و ارتفاع، طاق‌ها و قوسها و فرورفتگی خواهد شد. استاد معمار اصفهانی علاوه بر این‌كه در معماری تبحر داشته، توجه خاصی نیز به هندسه در معنای كامل آن در این بنا را مد نظر گرفته است. هندسه نمای مسجد از یك هندسه ساده و در عین حال بسیار شگفت‌انگیز پیروی می‌كند كه در مكاشفات طولانی و دقیقی به دست آمده است.چون میدان در امتداد محور مقدس نبوده، معمار مجبور بوده كل بنای مسجد را چرخانده و محور آن را به سمت قبله قرار دهد؛ در این‌جا این سوال مطرح می‌شود كه آیا شاه عباس این قدرت را نداشته كه خود میدان را هم به ترتیبی كه می‌خواسته بنا كند و جهت آن را این‌طور غریب نسازد كه جواب آن برمی‌گردد به الگوی شهری اصفهان در پیش از صفویه، بگذریم، همین امر باعث شد امتداد مسجد با میدان یكی نباشد و برای رسیدن به صحن مسجد، آن را بوسیله یك دالان تاریك دور زد. در هنگام ورود به این دالان به خاطر تاریكی محیط، فرد سكوت و سكون احساس كرده، به وسیله‌ی نورهایی كه از فخرالمدین‌ها به داخل دالان می‌تابد به صحن مسجد هدایت می‌شود تا از روبروی قبله وارد این بنا گردد.در همان نگاه اول هنگام ورود، فرد مبهوت كاشی‌كاری هفت‌رنگ و معرق و بازی نورها می‌شود، نورهایی كه بسیار ماهرانه در بنا تعبیه گردیده‌اند، فخرالمدین‌ها (روزنه‌های نور) كه در زیر گنبد و بالای دیوارها قرار دارد احساس سبكی گنبد و معلق بودن آن میان زمین و آسمان را به انسان تلقین می‌كنند. این همان شفاف‌‌سازی و از جرم به فضا و از ماده به روح رسیدن است.اساساً معماری این نوع مساجد معماری نور، معماری شفافیت و معماری روحانی است و كمتر كسی است كه از این مسجد دیدن كرده، ولی تحت تاثیر فضای داخل آن قرار نگرفته باشد. سه منبع نور در این گنبدخانه دیده می‌شود: یكی، نوری كه از دهانه‌ی بزرگ شمال‌شرقی بر دیواره‌های جنوب‌غربی شبستان كه محراب در آن قرار گرفته می‌تابد و سطح كاشی‌كاری آن را به طور زیبایی روشن می‌كند، دوم نوری است كه از شبكه چوبی تعبیه شده در دیوار شرقی گنبدخانه وارد شده، كه تقریبا وسط صحن گنبدخانه را روشن می‌نماید و سوم همان شبكه‌های زیر گنبد كه محل اتصال دیوارها به گنبد هستند و فضای زیر گنبد را به همراه دیواره‌های گنبدخانه روشن می‌كنند و نیز تصویر زیبای دم طاووسی را به زیبایی زیر گنبد پدید می‌آورند.نور در معمارياز جمله علوم و هنرهایی که می توان به نقش نور در آن اشاره داشت ،هنر معماری است که بحث مفصلی را در زمینه روند بهره گیری از نور طبیعی به خود اختصاص می دهد.درهنر معماری نور یکی از اجزایی است که کنار عناصر و مفاهیم دیگر از قبیل ساختار ،نظم فضایی، مصالح، رنگ و … مطرح می شود و در طراحی به عنوان یک عنصر مجزا باید نقش خود را ایفا کند. یکی از مهمترین مشخصه های نور طبیعی، توالی و دگرگونی آن در طول روز است که باعث حرکت و تغییر حالت در ساعات مختلف می شود. در تاریخ نقاشی توجه به نور در دوره امپرسیونیست ها دیده می شود. هنگامی که نقاشان آتلیه های خود را ترک می کردند و در زیر نور خورشید با نور طبیعی مشغول نقاشی شدند. از مشخصات این سبک توجه به رنگ و نور در ساعات مختلف روز و انعکاس رنگ های اشیاء مختلف در یکدیگر و تأثیر رنگ های پیرامونی و به کار بردن رنگ های خاص و ناب می شد.نور و بشرنور نماد عقل الهی و منشأ تمام پاکی ها و نیکی ها است و خارج شدن انسان از تاریکی جهل و تابیده شدن نور معرفت در وجودش همواره یک هدف نهایی می باشد. در اثر تابیده شدن نور الهی به درون کالبد مادی، یعنی جایگاه نفس آدمی است که انسان به رشد و تکامل معنوی می رسد در نتیجه برای نمایش این تمثیل در معماری اغلب بناهای مذهبی ، نور به عنوان عنصری بارز و مستقل از سایر عناصر و مفاهیم به کار رفته در ساختمان به کار گرفته می شود به گونه ای که شعاع های آن به طور واضح در داخل کالبد مادی و تاریک حجم قابل مشاهده است. فضاهای عمیق و تاریک کلیساهای قرون وسطی و یا مساجداسلامی که با عنصر نور مزین شده اند به خوبی قادر به انتقال یک حس روحانی و معنوی می باشند.انسان در چنین فضاهایی که با نوری ضعیف روشن می شوند با مشاهده سایه های مبهم از اشیاء و احجام در ذهن خود به کامل کردن تصاویر پرداخته و با این عمل به نوعی خلسه فرو می رود که نتیجه آن یک حس نزدیکی به منبع وجود و هستی در درونش بیدار می شود.دانستن روند بهره گیری از نور خورشید به اندازه روند شکل گیری مصالح و یا شکل های مختلف زیربنائی ساختمان جهت طراحی بسیار لازم می باشد.اولین تاریخی که ما از آن اطلاع داریم سده ی سوم هزاره چهارم ق.م می باشدکه در آن زمان جهت کسب نور و سایه از ایجاد اختلاف سطح در دیواره های خارجی استفاده می کردند. در شهر سوخته از هزاره های سوم و دوم ق.م از روی آثار خانه هایی که دیوار آنها تا زیر سقف باقی مانده بود می توان استنباط کرد که هر اطاق از طریق یک در به خارج ارتباط داشته و فاقد پنجره بوده اند، در دوره عیلام در حدود 1300 و 1400 ق.م نیز نمونه ای از پنجره های شیشه ای بدست آمده که شامل لوله هایی از خمیر شیشه می باشد که در کنار هم و در داخل یک قاب جای می گرفته و بطور حتم جهت روشن کردن داخل بنا مورد استفاده بود.نور احساس و معماریچرا كاندينسكي صداي فلوت را به رنگ خاكستري درخشان نسبت مي دهد؟ خيابان در تاريك روشن سحر چه احساسهائي را مي تواند بر انگيزد؟ و چطور اين احساس ها در حضور هزاران هزار نوري كه از پائين ساختمان به نوك آن مي تابند و فضاي دهشتناك يك جنگل سنگي را پديد مي آورند تغيير مي كنند؟ چرا مشاهدة سوسوي چراغ كلبه اي در دور دست ها اميد مي آفريند؟ يا چگونه لبخندي انعكاس تلالؤ نور بر سطح آب را تداعي ميكند؟ و مثالي ساده تر، چگونه چهره مان تغيير مي كند هنگامي كه در پرتو نور مشعلي قرار مي گيرد؟نور شفافترين، نرمترين، آسانترين و ارزانترين مواد ساختاري موجود در توليد كيفيت ها و اشياي مورد نياز محيط انساني است. چيزي است كه امكان شخصيت سازي و حيات بخشيدن به فعاليتهاي روزمره و باز نمائي زندگي در تصورات و حالات رواني متغير را فراهم مي سازد. نور مي تواند در فضائي خشن و بي روح همچون مبلي راحتي از ما استقبال كند. به همين دليل نور مناسب ترين مادة ساختاري است كه مي تواند به فعاليتهاي روزمره ما شكل، زيبائي، لذت و راحتي ببخشد.نور ميتواند امكان خلق سيستمهاي محيطي هوشمند و سازگار را در بازسازي محيط مصنوع در اختيار ما بگذارد. كليساي تادائو آندو نمونه مناسبي براي نشان دادن اين سيستم هاست.استفادة بياني از نور به شكلي نمادين، فراگير، خشنودكننده، ساده و غريزي و در عين حال ابهام آميز براي گشودن پنجرة دنياي خيالهاي بشري، بزرگترين وظيفة نور پردازي در عصر ماست.در سالهاي اخير نورپردازي بيروني هويت جالبتري ارائه كرده است؛ از تازگي در خور توجه دكوراسيون شهري، خصوصاً در مراكز مشهور تاريخي يا تجاري و فرهنگي، تا بازگشت به نقش ايجاد احساس امنيت در شهرها، همان حس قديمي و آشنائي كه آتش اولين بار به جامعه انساني بخشيد.هنوز هم مؤثرترين واسطه درك ما نسبت به هستي و تجربيات زندگي روشنائي باز هم روشنائي است. امواج گرم و مهربان نور سپيده دم همچون ترنم ني لبكي است كه نرم نرمك فضا را از هارموني لطيف طيفي نقره فام مي آكند و با نوازش پوست خفتة زندگي نويد شروع ديگر و شوري ديگر را مي دهد.نور و معمارینور، اولين شرط براي هر نوع ادراك بينايي است . در تاريكي مطلق ، ما نه فضا را مي توانيم ببينيم و نه فرم و رنگ را . اما نور تنها يك ضرورت فيزيكي نيست . بلكه ارزش روانشناختي آن يكي از مهمترين عوامل زندگي انساني در همة زمينه هاست . موريس لاپيدوس (Morris Lapidus) مي گويد «انسانها مانند پشه هستند . هر كجا نوري باشد به سمت آن هجوم مي برند بدون اينكه بدانند چرا. چه بخواهيم و چه نخواهيم به سمت روشنايي مي رويم . نور، ما را به خود جذب مي كند » . نور هميشه علاوه بر استفادة كاربردي داراي ارزش نمادين نيز بوده است . نور جزيي از ذات زندگي بوده و در بسياري از فرهنگ ها نور ، يا خورشيد ، به عنوان منبع نور ، عنصري خدايي محسوب مي شده و آن را ارج مي نهاده اند.در مصر باستان نيز نور داراي اهميتي ويژه بوده است. بنا به موقعيت سرزمين مصر ، شدت نور و در نتيجه تضاد ميان سايه و روشن بسيار زياد مي باشد .فرم هاي صريح و هندسي كه در معماري مصر از آن استفاده مي شده است با گوشه هاي تيز و دقيق در زير نور شديد اثري خاص داشته اند .معماري بازي هنرمندانه دقيق و خيره كننده مجموعه اي از اجسام ساخته شده در زير نور است . چشم هاي ما براي اين آفريده شده اند كه فرم ها را زير نور ببينيم :&quot; اين سايه و روشن هاد كه فرمها را در مقابل ما برهنه مي سازند . مكعب، مخروط، كره ، استوانه و هرم اولين فرمهائي هستند كه نور آنها را به ما عرضه مي كند . تصاوير آنها ناب ، ملموس و صريح هستند.اما در معماري مصر بازي نور و سايه تنها محدود به فرم هاي بزرگ اوليه نيست . سطوح اين احجام از نقوش برجسته اي پوشيده شده اند كه با كمال ظرافت نقش پردازي و بر سنگ تراشيده شده اند و به اين ترتيب پديده سايه- روشن در اينجا در مقياسي كوچكتر نيز تكرار شده است. براي مصريان وجود ذات خداوندي براي بشر غير قابل دسترس و نامرئي بوده است پس به ناچار بايستي در تاريكي باشد . راه رسيدن به اين خداوند بايستي از روشنايي به تاريكي ختم شود با كمك چنين پديده هاي نوري كمي واضح تر مي شده است. از طريق انتخاب محل صحيح ساختمان با توجه دقيق به مسير خورشيد ، از نورآن به ترتيب استفاده مي شد كه شعاع خورشيد در زماني معين تشكيل يك محور مي داده و محل خاصي را روشن مي ساخت و جاهاي ديگر را در تاريكي باقي مي گذاشت . ژان لوئي دوكانيوال Jean- Louis de Canival روشنائي مجسمه هاي معبد خفرن را به اين ترتيب توصيف مي كند : «نور از پنجره هاي كوچك بين ديوار و سقف به داخل و به تك تك مجسمه مي تابيد و به وسيله سنگهاي كف كه مرمر سفيد سيقلي بودند به ترتيب منعكس مي شد كه نوري كاملاً محو و فاقد جهت ، فضا را روشن مي كرد و ستونها و ديوارها كه از گرانيت سرخ بودند در تاريكي باقي مي ماندند». مجسمه هاي خدايان زياد بودند و اين تاريكي نيز بيشتر بر اسرار آميز بودن دنياي آنها تأكيد مي كرده است . تنها اشخاص معدود و منتخبي اجازه ورود به اين بخش معبد را داشته اند و مي توانستند چنين چيزي را كه از ديدگاه امروز نمي توان به سادگي آن را هنر خواند بلكه بايستي آن را سعي در بيان بصري يك تركيب روحاني – مذهبي ناميد ، از نزديك ببينيد . استفاده اين چنين از نور به ترتيبي كه گفته شد به عمد بوده است و در خدمت تقويت و ماديت بخشيدن به ايده اصلي بكار مي رفت.معابد يوناني چنانكه گفتيم بيشتر مجسمه وار بودند و اثر آنها مي بايستي بيشتر بر فضاي آزاد جلوي محراب كه در ميان آن نيز قرار داشت ، انجام مي شد . به اين ترتيب جاي تعجبي هم باقي نمي ماند كه بيشتر اين فضاهاي داخلي تنها يك روزنه يعني تنها يك در به خارج داشتند . در بسياري از معابد يوناني نيز باروشي شبيه به مبعد خون با استفاده از يك آب نما كه در فاصله بين مجسمه و در ورودي ساخته مي شد نورپردازي مجسمه را اصلاح مي كردند . نوري كه به داخل مي تابيد با برخورد به سطح آب منعكس مي شد و مجسمه را روشن مي ساخت . در فضاهائي كه احتياج به نور بيشتر داشتند ، يونانيان از نور سقف استفاده مي كردند : بخشي از سقف را با ارتفاع بيشتر ساخته و از فضائي كه به اين ترتيب به وجود مي آمد براي تاباندن نور به داخل استفاده مي كردند.نمونه های مشابهنمازخانه سارین در MITیک نمونه عالی از کاربرد دراماتیک نور روز است . نمازخانه که بوسیله نور روز روشن شده توجه را به محراب و زمینه مجسمه آن معطوف میدارد ، که بصورت دراماتیکی توسط نور گیر سقفی بزرگی از بالا روشن شده است . انوار مواج نور از آبنمای اطراف دیوارهای مدوربازتاب میابند. چشم از گذر ورودی محصور شده با دیوارهای نیمه شفاف خود را از محیط خارج با محیط ملایم داخل تطبیق میدهد.در این نمازخانه فضای ورودی تطابق چشم را از محیط روشن خارج به محیط ملایم داخل فراهم میکند.کلیسای کریستالکلیسای کریستال شاید یکی از برجسته ترین و عجیب ترین ساختمانهای قرن میباشد . پوسته کلسیا شامل پانلهای شیشه ای 6 تا 9 میلیمتری میباشد که با نقره روکش شده است . روکش فوق انتقال نور را 82 درصد و اشعه حرارتی را 80 درصد کاهش میدهد ، ولی شفاف بوده و امکان دید واضح را به خارج و نیز ارتباط حیاتی با طبیعت فراهم میسازد . اسکلت نگهدارنده به رنگ سفید است که با دقت به شکل مشبک طراحی شده که بطور موثر نور روز را یکنواخت کرده و از درخشش آن جلوگیری میکند.نور روز از بالای ساختمان و همچنین از قسمتهای پایین آن وارد شده از کف و سایر سطوح بازتاب میشود. این ساختمان طوری قرار گرفته که نور خورشید اکثرا&quot; از پشت سر جمعیت نشسته وارد میشود و بنابراین خیرگی که مانع دید خوب است کاهش میدهد . خنک کردن فضا بوسیله جریان طبیعی هوا از طریق پانلهای شیشه ای و درها انجام میگیرد . بطوری که از وسایل مکانیکی خنک کننده استفاده نمیشود . در زمستان حرارت خورشیدی به سیستم گرمایش کمک کرده ولی در تابستان به حدی ملایم است که ایجاد گرمای زیاد نمیکند.موزه هنری کیمبلاز زیباترین ساختمانها در جهان است که در زمره کلاسیکهای تمام دوران است معمار آن لوئیس کان است که به دلیل حساسیتش نسبت به نور در طراحی به شاعر نورپرداز معروف شده است. این موزه چکیده تمام طراحیهای خوب نور پردازی میباشد.از قدیم نور پردازی موزه های هنری با شک و تردید همراه بوده است زیرا اشعه ماورائ بنفش موجود در نور خورشید تاثیر مخرب بر عناصر موجود در آن بخصوص در نقاشیها دارد ، کان برای این کار ملایمترین نور را انتخاب کرد که اولا&quot; تاثیر مخرب نداشته باشد و دوما&quot; در صورت وجود به کمترین مقدار باشد.این موزه از یک سری طافهای مدور بتونی متصل به یکدیگر تشکیل شده است که یک نور گیر سقفی شفاف در امتداد برامدگی هر طاق قرار دارد. نور از طریق اتصالات نور طبیعی معلق که زیر نورگیر سقفی است بازگرداننده و تسویه میشود . اتصالات شامل قابی است که صفحه ای فلزی به آن متصل شده و دارای سوراخهای ریز است که اجازه نفوذ مقداری نور را داده تا هر گونه کنتراست شدید ممکن بین قسمتهای تحتانی اتصالات و اطراف آن را تعديل کند .فضای ورودی موزه کیمبل که در آن نحوه هرس درختان طوریست که برای انتقال دید از محیط بسیار روشن خارج به محیط داخل به صورت چتر هرس شده اند.مدرسه ولکام تگزاسنورگیریهای سقفی وقتی روشنایی الکتریکی هماهنگی خواهند داشت که از آنها به طیق غیر مستقیم همراه با روشنایی الکتریکی استفاده شود نمونهای از ان را می توان در این مدرسه پیدا کرد.ساختمان تحصیلات نیوگلنددرختان ، بوته ها و پیچکها برای تصفیه کردن روشنایی طبیعی نور استفاده میشود که در این میان درختان کاشته شده در محیط خارج روبروی پنجره ها وسیله موثری جهت پیشگیری درخشش بیش از حد نوراند.نورگیرهای سقفینورگیرهای سقفی ابزار بسیار خوبی برای گردآوری و دریافت مقدار زیادی نور از دهانه کوچکی میباشند، حتی در شرایط آسمان تمام ابری میزان روشنایی آنها چند برابر مقدار روشنایی است که به سطح عمود پنجره میتابد.نورگیرهای سقفی ابزار موثری جهت رساندن روشنایی به عمق فضاهای داخلی میباشند حتی میتوان برای استفاده از نور روز در طبقات پایین ساختمانهای چندین طبقه از طریق کاربرد چاههای مرتفع و ابزارهای منعکس کننده استفاده کرد.مدرسه مونت رزشرایطی که این مدرسه در آن قرار گرفته است طوری است که در تمام ساعات روز آفتاب میدرخشد و چون پوشش گیاهی در این منطقه کم است درخشندگی بیش از حد هم وجود دارد.نور از طریق نورگیریهای سقفی گنبدی شکل پلاستیکی و پنجره با سایه بان خارجی با قابلیت انتقال 20درصد وارد کلاس میشود.خیرگی حاصل از پنجره به وسیله حفاظ چوبی و کف پوش ضد بازتاب کنترل میشود.نورگیر کلرستورینحوه اسقرار عمودی است و نسبت به نورگیرهای سقفی که بصورت افقی هستند نور کمتری را دریافت میکنند که با تعیین موقعیت آنها و یا به وسیله احداث سایه بان در آن میتوان از تابش مستقیم آفتاب به داخل جلوگیری کرد.مدرسه طراحی هارواردساختمان بحث برانگیزی است که طرح فضای داخلی آن دارای موافقین و مخالفینی است.مهمترین فضا استودیوعظیمی است که دانشجویان طراحی از طلوع تا غروب خورشید دارند کار میکنند.فضای استودیو شامل پنج سطح پلکانی است که نیمه نیمه روی هم قرار دارند که سراسر آن به وسيله کلرستوریها و سطوح سقف پوشش داده میشوند که جهت آنها رو به شرق میباشند در حالی که کنترل نور خورشید در برخی از فسمتها در ساعاتی عملا&quot; ممکن نیست اما روشنایی فضای داخلی بصورت شگفت انگیز مطلوب است. نور از طریق کلرستوری به داخل رسیده و در عین حال سطوح سقف مانع دید به روشنایی آسمان میشود.در معماري آغاز مسيحيت و نيز در معماري بيزانس همواره تلاش مي شده است هر چه بيشتر به فضاي داخلي جنبه روحاني داده شود و فضايي رؤيايي بيافرينند و روشن است كه نورپردازي در اين راه نقش عمده داشته است . براي نمونه به بررسي كليساي ايا صوفيه در استانبول مي پردازيم . بخش پائين گنبد اصلي – كه در واقع سقف اصلي كليسا است و قطري بيش از 30 متر دارد- به تمامي از پنجره هاي نزديك به هم تشكيل شده است و به بيننده اين احساس را مي دهد كه گنبد با تمام عظمتش در هوا به صورت معلق ايستاده است . نوري كه از اين پنجره ها و نيز از پنجره ها ي بخش بالاي ساختمان به داخل مي تابد به فضاي داخل حال و هوائي كاملاً بيگانه با دنياي مادي مي دهد .ايده اصلي سبك گوتيك كه «ساختن بخشي از آسمان در روي زمين» بود فضائي غير مادي طلب مي كرد. دو عامل مي توانستند در حل اين مشكل كمك كنند . عامل اول انتقال باربر ساختمان به بيرون بود. و نور پردازي مناسب را مي توان عامل دوم دانست . ابعاد عناصر سازه اي در درون را تا حد امكان كم كردند و به اين ترتيب توانستند كه در سطوح آزاد شده پنجره هاي بسيار بزرگ بكار گيرند. نوري كه از بخش بالاي ديوارهاي ناومياني به داخل مي تابد چنان شديد است كه در اين بخش هيچ قسمت تاريكي باقي نمي ماند . بيننده واقعاً خيال مي كند كه سقف مياني بالاي سر او معلق است. به عكس بخش پائين ناومياني نيمه تاريك است . دو ناوكناري با داشتن ابعاد لازم براي عناصر سازه اي در قسمت پائين ديوارهايشان امكان چنين نورپردازي اي را نمي دهد . انسان در اين قسمت خيال مي كند كه در فضاي نيمه تاريك زميني ايستاده است و وقتي به بالا نگاه مي كند «آسمان » روشني را كه جايگاه هر آنچه كه خدائي است مي بيند . سقف كليسا مي بايستي«سقف بلند و معلق» آسمان را القا كند و در همين راستا است كه در سقف تيره رنگ كليساي سن شاپل Sainte-Chapelle در پاريس نيز ستاره هاي طلائي رنگ نقاشي شده است.نور پردازي در كليساي گوتيك بر طرح كلي خدايي تأكيد مي كند.در كليساهاي ساختة پالاديو نيز نورپردازي يكي از عوامل اصلي در شكل پردازي فضاي داخلي است . پنجره ها به گونه اي در نظر گرفته شده اند كه درجمع نوري كه از پنجره ها به داخل مي تابد بر روي سطوح وسيع و سفيد رنگ ديوارها منعكس شده و فضاي داخل را با نوري تأثير گذار و شخصيتي ويژه ، روشن مي سازد . درست در تضاد با كليساهاي اواخر دوران گوتيك كه حال و هوائي كاملاً سختگيرانه دارند كليساهاي پالاديو در انسان ايجاد راحتي مي كنند و گرما مي بخشند. پالاديو از نور تنها براي ايجاد حال و هواي خاص استفاده نكرده است بلكه نورپردازي را وسيله اي براي تأكيد بر طرح كلي فضائي آن قرار داده است .فضا در سبك باروك پر از تضاد است و بايستي حواس را بفريبد. در انجا نيز نورپردازي بسيار مهم است ، ترتيب دادن متناوب بخش روشن بخش هائي كه در سايه هستند باعث مي شود كه تصور عمق تقويت گردد. بيننده خيال مي كند كه فضا تا بي نهايت ادامه دارد . سازه ساختمان با نورپردازي مناسب به صورتي «غير خوانا» در مي آيد و تمامي ساختمان حالتي خيال برانگيز به خود مي گيرد . در اين دوره بخصوص در بناهاي آخر دوران باروك استفاده از نور مستقيم نيز رايج بود . اغلب در اين ساختمانها بيننده تقريباً نمي توانست پنجره ها را ببيند و روشنائي فضاي داخلي از انعكاس نور روي ديوارها تأمين مي شد.استفاده از ترفندهاي گوناگون نوري براي تقويت قدرت خيالپردازي از دوران باروك تا امروز معمول بوده است . در معماري مذهبي با استفاده از فرم هاي خاص و نور پردازي متناسب با آن پديده هايي بينايي به وجود مي آيد كه از نظر ادراكي دقيقاً قابل تعريف نيستند و جاي تعبير و تفسير دارند و گذشته از آن حال و هوائي عرفاني به انسان مي دهند.روزنه هاي عمودي – درها و پنجره ها – مي توانند علاوه بر عملكرد به عنوان منبع نور ، وسيله اي ارتباطي نيز بين داخل و خارج باشند اما پنجره هاي سقفي بيشتر جنبه نوري دارند و كمتر وسيله ارتباطي با بيرون هستند . درست به همين علت است كه نورپردازي از طريق پنجره سقفي داراي اثري ويژه است . تمامي توجه به چيزي جلب مي شود كه در اين نور قرار گرفته است و از طريق اين نور نوعي مركزيت پيدا كرده است . اين يكي ازدلايل استفاده از نور سقف در كليساها و موزه ها است . يعني درست مكانهائي كه در آنها نه تنها نيازي به ارتباط بينايي بين داخل و خارج نيست كه اغلب اين ارتباط نامطلوب نيز مي باشد.نورپردازي طبيعي از بالا ، كنزو تانگه ،جام تعميد در كليساي جامع توكيو ، 1964 ، ژاپن ،تابش نور به درون و نگاه به بيرون به دلايل مختلف امروزه نيز ممكن است اين تمايل وجود داشته باشد كه روزنه ها به گونه اي طراحي شوند كه نور از آنها وارد شود اما امكان ديد به ما از بيرون وجود نداشته باشد . در ساختماني كه گوردن بونشافت Bunshaft Gordon براي مركز نگه داري كتب و دست نوشته هاي ارزشمند وابسته به كتابخانه دانشگاه ييل ساخته است ، ديوارهاي خارجي از صفحات بزرگ و بسيار نازك مرمر سفيد پوشيده شده اند و درست به مقداري نور از آنها مي گذرد كه داخل سالن روشن باشد اما نور به شدتي كه بتواند باعث خسارت به اين گونه كتابها بشود ، نباشدمعمار انقلابي فرانسه اتين لوئي بوله يكي از استادان مسلم نورپردازي در معماري به حساب مي آيد . او در پروژه اش براي ياد بود نيوتن كه با تركيبي از فرم هاي اوليه طراحي شده ، به وسيله نور حال و هوائي مذهبي به وجود آورده است (1784). در بخش بالاي كره سوراخها به ترتيبي در نظر گرفته شده اند كه تمامي نوري كه از سوراخها به داخل مي تابدبه وسط كره ) يعني جائي كه مي بايستي مجسمه يا لوحه يادبود نيوتن قرار گيرد)بتابد . به اين ترتيب نيوتن در قسمت روشن وسط قرار دارد و گرداگرد آن تاريكي به عنوان نمادي از مجهولات و بر بالاي سر او كهكشان كه به وسيله سقف كروي و سوراخهاي روشن به جاي ستارگان نشان داده شده است .نمونه ديگر استفاده از آب و آئينه ، كليسائي است كه ريچارد نويترا در گاردن گروو Garden Grove در كاليفرنيا ساخته است. يك ديوار طولي بنا از شيشه است و ديوار ديگر از آئينه در كنار ديوار شيشه اي يك آبنما ساخته شده است بطوري كه نور بر روي سطح اين آب منعكس شده وارد بنا مي شود و سپس در آئينه منعكس شده و باز مي گردد.در ساختمان جديد «بانك هنگ كنگ و شانگهاي » در هنگ كنك كه نورمن فاستر آن را ساخته است سعي شده تا با استفاده از يك آئينه مقعر غول آسا سالن ورودي را كه در داخل ساختمان قرار دارد و بيش از سي متر ارتفاع دارد روشن كنند. با استفاده از يك آئينه كه در بيرون ساختمان است ابتدا نور به داخل ساختمان منعكس مي شود و سپس با استفاده از آئينه دوم نور 90 درجه تغيير جهت پيدا كرده و از بالا به داخل سالن ورودي تابانده مي شود.اين نوع نور پردازي بخصوص در ساختمان موزه ها هر روزه مورد استفاده بيشتري قرار مي گيرند و اين به دو دليل است : يكم اينكه امروزه همه خواستار نور طبيعي هستند به اين دليل كه اين نور براي شناسائي رنگها به مراتب بهتر از نور ساختگي است . دوم اينكه نور بايد درست در جهتي تابانده شود تا نور نتواند چشم بيننده را آزار دهد .مسجد شیخ لطف الله اصفهاناین مسجد از شاهکارهای دوره صفوی است . در این مسجد ورود نور از راه روزنه های است کوچک، بر فراز گنبد خانه که حالتهای گوناگونی را در طول روز ایجاد میکند از آنجا که به علت گردش نور خورشید تابش نور در طول روز فقط در تعدادی از این روزنه ها میتابد فضای داخلی مسجد در هر ساعت روز حال و هوای متفاوت و مخصوص به خود دارد . این مسجد به علت ورودی خاص آن که از طریق عبور از فضاها و راهروهای نیمه تاریک به فضای اصلی صورت میگیرد نور فضای داخلی مسجد حالتی استثنائی به آن میدهد.تاثیر نور در معماریوابستگی بشر به نور و روشنایی انکار ناپذیر است.تاثیر نور بر ما و سلامت ما بیش از پیش آشکار گشته است حتی کسب و کارهای متوسط و کوچک هم به این نکته واقفند که نور پردازی مناسب در محیط کار بر سلامت افراد تاثیر انکار ناپذیری دارد و آنهم به دلیل افزایش نوآوریهایی در زمینه مفاهیم نورپردازی ست.بر اساس گزارشات آژانس بین المللی انرژی،بطور متوسط 19درصد از انرژی جهان در زمینه نورپردازی صرف می گردد و در مقابل افزایش بهای انرژی وافزایش شدید آلودگیهای محیطی ناشی از مصرف بیش از اندازه انرژی سبب شده است تا انرژی نقش پررنگی را در این میان برعهده داشته باشد.۱- تاثیرات ناشی از نور بر جسم انسان: با وجود نوری مناسب و كافی چشمان ما نه تنها آسیب نمی بینند بلكه هنگام دیدن عناصر اطراف خود و انجام كار و فعالیت با مشكلی مواجه نخواهند شد. دیگر اهمیت نورپردازی صحیح برای جسم ما بازدارندگی آن در مقابل برخی از حوادث فیزیكی است. به این معنا كه با وجود نور كافی در یك محیط از بسیاری از اتفاقات مانند برخورد با موانع، افتادن ها و آسیب دیدگی های جسمی دیگر مانند آن جلوگیری به عمل می آید. این موضوع در نقاطی از خانه كه دارای سطومی غیر هم سطح در كف محیط هستند،از اهمیت زیادی برخوردار است.۲- تاثیرات ناشی از نور بر روح و روان انسان: همان طور كه در پیش اشاره شد، نور تاثیر مستقیمی بر روح و روان انسان دارد. در واقع می توان گفت نور غذای روح انسان است. محققان عقیده دارند همان طور كه به تغذیه سالم برای جسممان می اندیشیم باید نور كافی و مناسبی را هم برای روحمان فراهم كنیم. به این ترتیب مانعی برای بسیاری از تاثیرات ناخوشایند بر روح و روانمان ایجاد خواهیم كرد. این تاثیر تنها به میزان نور بستگی ندارد بلكه نوع نور محیط نیز از جمله مواردی است كه می بایست مورد توجه قرار گیرد. به عنوان مثال نورهای سفید و آبی هر چند به میزان كافی در محیط پراكنده شوند ولی حس ناامیدی و افسردگی را در شخص القا می كنند. در واقع با نورپردازی یك محیط می توان عامل ایجاد احساسات گوناگونی همچون آرامش، شعف، شادی، افسردگی، ترس، اضطراب، عصبانیت و احساسات دیگری مانند اینها باشد. از این روی است كه انسان در یك مكان با نوعی نورپردازی احساس شادمانی می كند و در همان محیط با گونه ای دیگر از نورپردازی غمگین و محزون می شود.۳- تاثیرات ناشی از نور بر ساختار اشیا: نور ابزاری كارآمد است كه به وسیله آن به بسیاری از اهداف مورد نظرمان می توانیم دست یابیم. به این صورت كه با یك و یا تركیبی از چند نوع نورپردازی مصنوعی هدفمند می توان قسمت هایی از یك شی ء را برجسته و دیگر نقاط آن را فرو رفته جلوه داد. با این هدف از این گونه نورپردازی در به نمایش گذاردن اشیای تزئینی و صنایع دستی زینتی مانند مجسمه ها و ظروف و لوازمی مانند اینها می توان استفاده كرد. البته لازم به ذكر است تمام این تغییرات تنها حقه های بصری است ولی تاثیر آن به حدی است كه گویی جسم، تغییر ساختاری داده است.۴- تاثیرات ناشی از نور در معماری داخلی یك فضا: همان طور كه نور در تغییر ساختار ظاهری اشیا به لحاظ دیداری موثر است در تغییر شرایط ظاهری یك محیط و ویژگی های معماری آن نیز می تواند نقش بسزایی داشته باشد كه به پاره ای از آنها در ذیل اشاره می كنیم:الف- تغییر وسعت محیط: شما می توانید به وسیله نور، فضایی را وسیع تر و یا كوچك تر نمایش دهید. برای این منظور كافی است نورپردازی ها را بر روی دیوارها و كنج های محیط انجام دهید. به این ترتیب اطراف محیط روشن تر از مركز شده و بزرگتر جلوه می كند. حال آنكه به عنوان مثال اگر در نورپردازی یك اتاق نشیمن تنها به منبع نورزایی برای روشن كردن منطقه ای كوچك در محدوده مبلمان بسنده كنیم، دامنه دید افراد محدود شده و در نتیجه فضاحتی كوچكتر از آنچه هست به نظر می آید.ب- تغییر مسیر دید: گاهی ممكن است برای پنهان ساختن مشكلی ساختاری در یك محیط و یا هر هدف دیگر دكوراسیونی تصمیم بگیریم قسمتی از فضا در همان وهله اول ورود مورد توجه فرد بیننده قرار نگیرد.برای این منظور دو ابزار مهم وجود دارد:۱- كاربرد نور۲- كاربرد رنگاگرچه در میان این دو ابزار، كاربرد رنگ پایدارتر است ولی ممكن است با توجه به هدف مورد نظر عدم جلب توجه و تغییر مسیر دیداری مقطعی باشد و تنها مدتی این شرایط در محیط ایجاد شود لذا با نورپردازی هدف مورد نظر بقیه قسمت ها را از دیده پنهان می سازیم.ج- تاثیر نور بر رنگ محیط: نور یكی از عوامل تغییر دهنده و اساساً هویت دهنده رنگ است. یك رنگ در معرض نورهای رنگی مختلف جلوه های گوناگونی را دارد. این موضوع حتی در مورد شدت های متفاوت از یك نور نیز صدق می كند. به همین منظور انتخاب رنگ اشیا و سطوح محیط در یك پروژه طراحی دكوراسیونی خوب می بایست همزمان با در نظر گرفتن نور انتخابی و زوایای تابش آن صورت گیرد.در ضمن رنگ های روشن نور را منعكس و رنگ های تیره آن را جذب می كنند. البته لازم به ذكر است میزان جذب و انعكاس هر یك از آنها رابطه مستقیمی با رنگ و حتی بافت سطح نیز دارد به عنوان مثال اگرچه رنگ سفید بهترین منعكس كننده نور است ولی میزان انعكاس آن توسط پارچه های بافت دار سفید در مقایسه با سرامیك های صیقلی به همان رنگ، تفاوت بسیاری دارد. گاهی برای دستیابی به هدفی مشخص در مقابل نورپردازها فیلترهای رنگی قرار می دهند.به این ترتیب نورها به صورت رنگی ساطع می شوند. در نتیجه تاثیرات آنها بر روی سطوح و لوازم مختلف با هم متفاوت خواهد بود به عنوان مثال تابش نور قرمز بر روی سطوح و اشیایی به رنگ های مختلف، از هر یك رنگی خاص را به نمایش می گذارد. از این خصوصیت نورپردازی در معماری داخلی فضاها و همچنین صحنه آرایی ها در فیلم ها و تئاترها بسیار استفاده می شود. البته با توجه به تنوع نورپردازها نور در حالت معمولی و بدون رنگ نیز، در صحنه های فیلم و تئاتر كاربردهای مختلفی دارد. به عنوان مثال با استفاده از هنر نورپردازی می توان قسمتی از صحنه را دورتر و بخشی را نزدیكتر به تماشاگر نمایش داد.د- نور عامل تفكیك كننده فضا: به عوامل دكوراسیونی- كاربردی تفكیك كننده فضا نور را نیز باید افزود. البته این جداسازی به لحاظ ظاهری بوده و تركیب ساختاری واقعی برای منفك كردن فضاها از هم وجود ندارد ولی انتخاب یك تركیب نورپردازی مناسب یك فضای بزرگ را می توان به فضاهای كوچك تر آن هم با كارایی های مختلف تقسیم كرد. به عنوان مثال در یك سالن بزرگ یك خانه با انتخاب نورپرداز های مصنوعی مختلفی كه هر كدام جهت انجام كاری خاص نوری مناسب را از خود ساطع می كنند، شما می توانید اتفاق نشیمنی راحت، فضای غذاخوری مناسب و محیطی دلپذیر برای پذیرایی از مهمانان داشته باشید. البته وجود لوازم دكوراسیونی و كاربردی برای تكمیل این پروژه نوری جایگاه ویژه خود را دارا است.نكته قابل توجه اینكه موارد یاد شده در فوق تنها بخشی از كاربردهای هدفمند نور در معماری داخلی هستند و مهم تر آنكه با توجه به تنوع موجود در نورپردازی های مصنوعی، اغلب مانورهای نوری و تاثیرات ناشی از آنها توسط نورهای مصنوعی انجام پذیر است. حال آنكه ورود و نوع تابش نور طبیعی خورشید چندان قابل كنترل نبوده و بیشتر به ویژگی گذرگاه های آن یعنی همان پنجره ها در ساختمان بستگی دارد.۵- تاثیرات حاصل از نور بر گیاهان: نور یكی از مهم ترین عوامل رشد گیاهان است. اگرچه همواره منظور از این نور، همان نور طبیعی خورشید است ولی با توجه به نوع گیاه و نیاز نوری آن در برخی موارد می توان با انتخاب صحیح و مناسب از یك و یا تركیبی از چند نوع نور مصنوعی به عنوان جایگزینی مناسب برای رشد گیاهان استفاده كرد.تاثیر نور بر کودکانفرآیند رشد انسانها ، در کودکی ، تاثیر بسزایی در شخصیت آنان دارد. عقیده بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت بر این است که شخصیت هر انسان در ۷ سال اول زندگی او شکل می گیرد ، فرآیند رشد کودک در سالهای اولیه زندگی متاثر از عوامل بسیاری است. فعالیت ، به عنوان عامل اصلی رشد و یادگیری کودک فرآیندی است که در ارتباط با فضا و محیط کودک ، رشد همه جانبه او را موجب می گردد. فضاهای مرتبط با فعالیت کودکان باید دارای شرایط مناسب و مطلوب برای رشد فیزیکی ، ذهنی ، عاطفی و اجتماعی آنان باشد. فضاهائی با نور طبیعی و شفاف اثر مثبت بر کودکان دارند. بعبارت دیگر اتاق های تاریک با نور مصنوعی و نامناسب اثر منفی در پی خواهند داشت. از این رو گزیدن نحوه و میزان روشنائی در اتاق کودک اهمیتی بس مهم را ایفا مینماید و تاثیر مهمی در خواندن و نوشتن و ایجاد آرامش و تمرکز آنان دارد. نور مناسب فضا را جهت محیطی آرام و مناسب جهت مطالعه محصور می نماید. بررسی تاثیر میزان نور در شب نیز در روحیه آنان حائز اهمیت است. پنجره و جهت آن نیز در اتاق کودک اهمیتی ویژه دارد. از طریق آن نور به داخل می تابد و شادابی و سحرخیزی را به بار می آورد.نتيجه گيري:هرفضا با نور دو چهره مي يابد ، روز و شب كه با تغيير مقدار نور، ايندو با هم پيوند مي يابند.نور موضوعي است كه در هر دوره زماني، احساس و مفهومي خاص به معماري و زندگي داده است.مي توانيم بگوييم ،آن زمان كه آتش در آتشكده ها در عهد زرتشت مقدس بوده بخاطر نور و گرماي آن بوده است، بدين ترتيب نور نيز مورد ستايش قرار مي گرفته است . حتي در دوره هاي بعد، كه اعتقاد به خورشيد و پرستش آن وجود داشته است، نور بخاطر روشن نمودن عالم ،كه مسير حركت زندگي را نشان مي داده است، مورد توجه بوده است، و يك حس خدايي بودن را القاء مي كرده است.نور مي تواند به عناوين مختلفي براي القاء مفهوم و هدفي مورد استفاده قرار گيرد، به عنوان مثال با ايجاد يك روزن و هدايت نور به موضوعي باعث تاكيد در آن موضوع شويم، و يا با استفاده از حركت هاي ملايم و نرم نور يك حس روحاني را به فضا بدهيم كه در هنگام ورود به چنين فضاهايي يك احساس احترام و سرفرود آوردن به انسان دست مي دهد، و انسان خود را در مقابل عظمت بي پايان و نامحدودي مي يابد،و حقارت را در خود درميابد.از تاثير آن در كليساها و مساجد بسيار مورد استفاده قرار گرفته است.مثلا با ارتفاع دادن به بنا و نور پردازي هايي بر روي سطوح مورد نظر اين كار را انجام مي دهند،و يا با استفاده از پنجره هاي واقع در دالان ها و نور پردازي مخصوص آنها باعث حركت و يادر هشتي ها باعث مكث شده اند، كه اين مفهوم را مي توان با حركت انسان در اين دنيا و رسيدن به قيامت كه محل مكث است در ارتباط ديد.</description>
                <category>مهندس جعفر ناصری زاده</category>
                <author>مهندس جعفر ناصری زاده</author>
                <pubDate>Sun, 17 Jul 2022 16:40:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>” جهل ” عامل اصلی تخریب آثار تاریخی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43081772/%D8%AC%D9%87%D9%84-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-n02yupwnodtr</link>
                <description>وجه تمایز عمده تحولات تاریخی انسان دوره عصر حجر جدید ( نوسنگی ) از دوره عصر حجر قدیم (پارینه سنگی) اهلی کردن دام، دانه و رهایی از دوره گردی برای شکار و توان گرد آوری آذوقه سالیانه با تلاش شخصی بود.او با گرد آمدن به دور یکدیگر به ایجاد جامعه روستایی و دستیابی و اشاعه روش های اصلی معماری با چوب ، آجر و سنگ گردید.سیر تکامل تدریجی و شکوهمند معماری در عصر تمدن ها و حکومت های گوناگون در شرایط اقلیمی متفاوت و در تقابل با بلایای مختلف طبیعی در طول تاریخ ، توسط بشر به منظور تامین نیازهای متفاوت متنوع و روبه گسترشش و به دست توانا و اندیشه های نو و خلاقانه اش محقق گردید و هم او بود که برای دستیابی به تمنا ها و آرزوهای بلند سرگشته خویش ، نقش مخربی همچون بلایای طبیعی بر دست ساخته های خویش ایفا نمود که در این مقاله به شرح عوامل تاثیر گذار و مخرب توسط انسان پرداخته می شود .اثرات مخرب بر معماری به دو طریق عمده 1- به وسیله عوامل طبیعی 2- عامل انسانی(غیر طبیعی) بوجود می آید.1-عوامل طبیعیعوامل طبیعی تاثیر گذار و تخریب کننده بر معماری از قبیل زلزله ، سیل ، طوفان ، گرد باد ، جا به جایی لایه های زمین  آتشفشان ها و همچنین سایر موارد مشابه که خارج از اختیار بشر است می باشد که همواره انسان در صدد شناخت این عوامل و دستیابی به راهکارها و فناوری های جدید به منظور مقابله و اتخاذ تمهیدات پیشگیرانه جهت مصون بودن از آن در تلاش و کوشش است.2-عوامل انسانی (غیر طبیعی )از جمله موارد مهمی که انسان به صورت عمدی و غیر عمدی موجب تخریب در بنا ها و سازه های ایجاد شده توسط خویش می گردد ، شامل :1-جنگ2-آتش سوزی3-انفجار4-تغییر کاربری5- عدم مطالعات کافی در شناخت وضعیت و شرایط اقلیمی و موقعیت زمین6-عدم برنامه ریزی ، امکان سنجی ، تدارکات و بهره گیری از نیرو های انسانی نا کار آمد7-عدم شناخت عوامل آسیب گذار محیطی ، نگهداری و بازسازی و مرمت به موقع8-عدم بهره گیری از استاندارد ها و دستورالعمل های مربوطه9-بهره گیری از مواد مصالح نامرغوب (غیرکیفی) و ابزار آلات و تجهیزات نامناسب10-عدم رعایت بند های 5 تا 9 فوق که موجب کاهش عمر مفید بنا ها و سازه های ایجا شده می گردد11-عدم شناخت عوامل شیمیایی خوردگی ، فرسودگی ، عایق بندی و ایزو لاسیون های مناسب12-عدم مطالعات ، طراحی دقیق شبکه های تاسیسات ، برق و سایر موارد تخصصی مورد نیاز و بهره گیری از ابزار و تجهیزات غیر استاندارد و نیروی انسانی نا کار آمد13-سایر مواردالف – قبل از ایجاد معماری (بنا وسازه ها )شناخت دقیق نیاز و کار بری مورد نظر از بنا و سازه هایی که قرار است در آینده ایجاد گردند از موارد بسیار مهمی است که می بایست در ابتدا تعریف دقیق آن صورت گیرد و متعاقبا” مراحل فاز صفر ،فاز یک، فاز دو ، فاز سه به همراه کنترل نظارت و مشاوره تخصصی به طور منظم و مطابق با جدول زمان بندی با رعایت استانداردها و دستورالعمل های مربوطه (مطابق با بند های 5،6،7،8،9،10،11،12 بخش عامل انسانی) طی گردد.ب – بعداز ایجاد معماری ( بنا و سازه ها )انسان در تقابل و ستیز با یکدیگر موجب تخریب محیط زیست خویش به انهای گوناگون می گردد که شامل:– جنگ ، آتش سوزی ، انفجار  ، حفاری ، سرقت و …..تغییر نیاز بشر به موجب تحولات ایجاد شده ناشی از تغییر مداوم شرایط فرهنگی ، اجتماعی و فناوری های ابداع شده همواره تغییراتی را در محیط زیست خویش ایجاد می نماید که از جمله برخی از موارد مهم آن شامل :– گسترش روستا ها ، شهرها ، بزرگراه ها ، فرود گاه ها ، ترمینال ها ، (شبکه های ارتباطی) ، صنعتی شدن (تبدیل شدن کار گاه ها ، واحد های صنعتی و خدماتی کوچک به کارخانجات ، مراکز صنعتی بزرگ و خدماتی گسترده )– افزایش جمعیت ، تامین نیاز های گروه های سنی و جنسی متفاوت– تغییر کاربری (تامین نیاز جدید) که موجب تخریب ، باز سازی ، گسترش و دگرگونی وضعیت محیطی قبلی می شود.– عدم رسیدگی ، نگهداری و مرمت بنا ها و سازه ها– تخریب به موجب تغییر کاربری محیط های مجاور و در معرض قرار گرفتن آلودگی های دما ، صوتی ، شیمیایی فرسودگی و ریزش لایه های زیرین پی ، حفاری و سایر مواردهم اکنون برخی از موارد مهم فوق را در آثار های معماری گذشته به شرح ذیل می پردازیم :11-آثارمخرب ناشی از جنگ:هر جنگ ویرانی، کشتار و آوارگی بدنبال دارد و هر عقل سلیم آغاز جنگ را برنمی تابد. میراث هر نزاع و جدالی در طول تاریخ بشر بجز عقب ماندگی اقتصادی، فرهنگی و سیاسی اجتماعی نبوده و امروز ابنای بشر با نگاه به گذشته در تلاشند تا از هر جنگ و نزاعی پرهیز کنند.اما در این میان دفاع مقوله ای است از جنس دیگر و مسلماً هر ملتی که مورد تهاجم نظامی بیگانه قرار گیرد حق دارد تا از خود دفاع کند و این در مورد هشت سال دفاع مقدس مردم ایران نیز صدق می کند.تاریخ ایران بیانگر آن است که این سرزمین زادچاه نخستین تمدنهای بشری است و مسلماً در سراسر این مرز و بوم آثار باستانی بسیاری از آن دوران پرافتخار بجامانده است.وقوع جنگ تحمیلی بجز آنکه باعث تخریب بسیاری از شهرها و روستاهای کشور شد صدمات و لطمات بسیاری نیز به آثار باستانی این مرز و بوم وارد کرد.وقوع جنگ تحمیلی و درگیری ۵ استان کشور سبب شد تا بخش بسیار زیادی از آثار باستانی این سرزمین آسیب دیده و تا مرز نابودی کامل پیش رود. حملات هوایی دشمن و همچنین حمله توپخانه ای به شهرهای مرزی عمده خسارات را به این آثار و ابنیه وارد نمود تا آنجا که «خانه معتمد وزیری» در شهر سنندج دچار پنجاه درصد تخریب شده و نهایتاً از آن بنا امروز فضای سبز جامانده است.در استان آذربایجان غربی تپه تاریخی ربط مورد بمباران قرار گرفته و آسیب دیده است. همچنین قلعه تاریخی سنیگان در شهر اشنویه در اثر حملات هوایی دشمن بطور کامل تخریب شده است.استان کرمانشاه نیز از این حوادث تلخ جان سالم بدر نبرد و در طول ۸ سال دفاع مقدس بنای عمارت خسرو در قصرشیرین، بنای چهارقاپی، کاروانسرای عباسی که متعلق به دوره صفوی است و بنای تاریخی بان قلعه در قصر شیرین تا مرز تخریب کامل آسیب دیده است.در شهر کرمانشاه نیز خانه صادرم الدوله، تکیه معاون الملک و تکیه بیگلربیگی از گزند دشمن در امان نماند.مناطق باستانی و بناهای تخریب شده در استان ایلام شامل قلعه والی در شهر ایلام، قلعه پوراشرف دره شهر در روستای شیخ مکان و قلعه گنجانچم در نزدیکی شهر مهران از جمله این مناطق است.– خسارات جبران ناپذيري بر مسجد جامع اصفهان بر اثر حمله موشکي عراق وارد شده و از جمله ضلع جنوب شرقي مسجد که به بازار متصل مي گردد خراب شده است.– بيش از 150 موشک که هر يک حاوي 700 تا 800 کيلوگرم مواد منفجره قدرتمند بوده و صدها خمپاره، ساختار قديمي شهر دزفول را ويران کرده است. قريب نيمي از بخش قديمي شهر دزفول نابود شده و ديوارهاي مسجد جمعه که ارزش باستاني دارد نيز فرو ريخته است.شوش که از نظر باستان شناسي اهميتي استثنايي دارد، صدمات وسيعي ديده است. خسارات وارد شده به بناهاي تاريخي، مقبره دانيال نبي، قلعه شوش، موزه و منطقه حفاري هاي باستان شناسي بسيار تأسف آور است؛ از جمله، تمام شيشه ها و نيز ظروف سفالين در محوطه دروني بناي قلعه شوش خرد شده است.– خسارات مهمي به بقعه مذهبي امامزاده عبدالله، حصار سلاسال، پل تاريخي واقع بر روي رود دز در شهرستان شوشتر وارد شد محوطه باستانی ایران کرخه، تپه های دوسلق، تپه باستانی فکه، تپه های باستانی ام دبس، محوطه باستانی چغازنبیل، بنای تاریخی کوشک حمیدیه، قلعه باستانی شوش، قدمگاه حضرت ابراهیم خلیل و… در استان خوزستان از دیگر آثار باستانی است که در طول هشت سال دفاع مقدس تخریب شده است.در کرمانشاه مسجد جامع، تکيه بيگلربيگي و تکيه معاون الملک در اثر حملات موشکي و بمباران هاي مکرر خسارت ديده است.2-آثار مخرب ناشی از حفاری های غیر مجاز:: همواره بشر در طول زمان به عنوان اولین عامل آسیب رسان به آثار پیشینیان خود معرفی شده که این در مورد آثار خشتی به علت ناپایدار بودن مصالح آن همیشه بیشتر نمود داشته است .تخریب آثار تاریخی منفرد و نیز بافت کهن شهرها در راستای توسعه شهري و نیز ساخت وسازهای جدید حاصل از افزایش گرايش نسل نو به زندگی مدرن، و هم چنین پدیده هولناک واندالیزم  یا هنرستیزی ، همگی از آثار و عوامل تخریب انسانی محسوب می گردند. اما یکی از مهم ترین نوع از آسیب های دست بشر آسیب های ناشی از حفاظت و مرمت های غلط می باشد. این گونه آسیب را بدون اغراق می توان مخرب ترین آسیب انسانی دانست. استفاده از تکنیک و روش اشتباه مرمتی و یا مواد و مصالح نامرغوب درمرمت علاوه بر اتلاف هزینه سنگین ، یک اثر تاریخی را در مقابل عوامل آسیب رسان درونی و بیرونی شکننده تر می کند.الف). ارگ بم :بخش عظیمی از تخریب ارگ بم در زلزله سال 83 مربوط به بخش های مرمتی این بنای سترگ و با شکوه می باشد. در زیر به ذکر مثالی دیگر می پردازیم:ب ).قلعه تاریخیچوار قلا:قلعه تاریخی چوار معروف به قلا در 12 کیلومتری غرب شهر چوار و 2 کیلومتری شهر ایلام بر سر راه چوار به نواحی مرزی با کشور عراق واقع شده است. مجموعه بناهای این دژ بر فراز و دامنه های ناهمواری که حدود 3 متر از دامنه های پیرامونی ارتفاع دارد ساخته شده است. زمین های کشاورزی با کشت دیم جهات شمال و شرق این قلعه را تشکیل می دهد. رودخانه قلا در جنوب آن جاری است و در غرب آین اثر باستانی یک پرتگاه طبیعی است. این قلعه به صورت دژی مستحکم ساخته شده است و شامل سه قسمت است: بنای اصلی قلعه  دیوارهای جانبی و دیوارهای بلندی که از راس تپه تا سطح زمین هایی که به نظر می رسد همانند سایر قلعه های محدوده غربی زاگرس کاربرد نظامی داشته است. موقعیت قلعه و سبک معماری بنا این نظر را تقویت می کند. این اثر مهم تا کنون مورد بررسی و کاوش علمی قرار نگرفته است. مدیریت میراث فرهنگی استان اخیرا نسبت به شناسایی و مستندسازی آن اقدام نموده است که قدم آغازین در جهت بررسی و پژوهش علمی آن تلقی می گردد. برخی نویسندگان محلی در نوشته های خود از این قلعه و موقعیت آن مطالب اندکی ارائه داده‌اند. شواهد فرهنگی به جای مانده از این اثر نشان می دهد که احتمالا دراواخر دوره تاریخی و قرون اولیه اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است.مواد اصلی بکار رفته در برپایی آثار بنای قلعه، قلوه سنگ ها و لاشه سنگ های محلی و ملاط گچ می باشد. نمای دیوارها که با این مصالح ساخته شده، ساده است و دارای اندود نیست اما دیوار اتاق ها که فقط قسمتی از آنها باقی مانده دارای اندود گچ می باشد. بررسی گزارش های باستان شناسی نشان می دهد که تکه های شیشه به رنگ سبز روشن و از سطح تپه به دست آمده است که از نظر نوع و قدمت قابل مطالعه است. در تمام سطح و دامنه‌های تپه و نیز زمین‌های پست پیرامونی تکه‌های سفال دیده می‌شود که عمدتا چرخ‌ساز و معدودی از آنها دست ساز می‌باشند. سفال‌های پشت قلعه در اندازه‌های ظریف، متوسط و خشن طبقه‌بندی می‌شوند. اکثر سفال‌ها بدون لعاب بوده و دارای پوشش گلی است. رنگ سفا نخودی و آجری و پخت بعضی از سفال‌ها ناقص بوده است. از نظر تزیین دو نوع سفال بر روی تپه‌ها دیده می‌شود؛ یکی ساده و دیگری منقوش. نقوش تزیینی عبارتند از: نقوش کنده‌کاری شده ترکیبی، نقوش کنده‌کاری شده نواری در دور ظروف و نیز نوعی نقوش تزیینی فشاری بر روی سفال دیده می‌شود. شاموت سفال‌ها شن و ماسه و نرم ومواد گیاهی بوده است. یکی از عوامل تخریب این بنای تاریخی-فرهنگی مهم، فرسایش‌های طبیعی مانند رشد گیاهان و درختان، نفوذ رطوبت، تغییر دما و بارش‌های سالیانه است. عامل مهم دیگر تخریب و فرسایش این محل حفاریهای غیر مجاز می‌باشد که بخصوص بر فراز تپه و در محدوده تپه اصلی مشاهده می‌شود. این بنا جزء قلاع مسکونی-نظامی می‌باشد و این امر را می‌توان از روی خرابه‌های باقی مانده از دیوارهای اتاق‌ها و همچنین از روی باروها و برجهای نگهبانی آن به خوبی مشاهده کرد. آثار فرهنگی سطح تپه، وسعت و گستردگی بقایای معماری و نوع صالح بکار رفته نشان می‌دهد که احتمالا این بنا متعلق به اواخر دوره تاریخی و اوایل دوره اسلامی است. البته در مورد قلعه چوار به جز چند منبع محلی، اطلاعات دقیقی در دسترس نیست و در منابع تاریخی به آن اشاره نشده استپ). مقبره کورش کبیر:طی یک عملیات حفاری غیرمجاز توسط قاچاقچیان آثار باستانی پلکان محوطه ی مقدس مقبره کورش کبیر در پاسارگاد ویران شد.این کار برای بدست آوردن نقشه گنج صورت گرفته است که افراد مجرم با پتک های سنگین بخشی از پلکان محوطه ی باستانی را ویران کردند3-اثرات مخرب ناشی از احداث سد:الف). سد سيوند :آب ‌گيری سد سيوند در تنگه بلاغی ، نگرانی‌هایی را  در دل ايران‌ دوستان دامن زده است ، چرا كه:– سست بودن خاك منطقه می ‌تواند زمينه را برای آسيب ‌رسانی به پی سازه‌های دشت پاسارگاد (كاخ بارعام، كاخ دروازه، كاخ اختصاصی ، گور كمبوجيه ، تل تخت … و به ‌ويژه آرامگاه كورش) آماده سازد.– ‌رطوبت ناشی از درياچه سد در درازمدت بر زیست بوم منطقه تأثير گذاشته و با پديد آوردن و رشد دادن گياهان مخرب بر روی آثار موجود، اثرات ويران‌ گری بر همان سازه‌ها و همچنین نگاره‌های نقش رستم و نقش رجب  و حتی با تردید عنوان می ‌شود، تخت جمشيد – خواهد داشت.– و اما خود تنگه بلاغی نيز به دليل عبور عشاير منطقه و مسیر كاروان ‌رو تاريخی ، جاده شاهی ـ معروف ‌ترين و كهن ‌ترين جاده بين‌المللی جهان ـ و آثار بسيار ارزشمندی چون بقايای معماری ،‌ اشيا و گورهای باستانی متعلق به 7 هزار سال پيش تاكنون و وجود پوشش‌های گياهی و زمين‌های كشاورزی از اهميت به سزایی برخوردار است و به ‌ويژه مهم ‌ترين منطقه باستان ‌شناسی برای شناخت عهد هخامنشی و صنايع توليدی آن عهد است. تاكنون برخی از كوره‌های فلزريزی عهد داريوش بزرگ را به ‌دست آورده‌اند. هم‌چنين از آنجا كه عمده حقوق غیر نقدی كاركنان دربار هخامنشی را جو و شراب تشكيل می ‌داده است ، كارگاه‌های شراب ‌گيری پرشماری در تنگه بلاغی به ‌دست آمده است. نيز گورستان‌های وسیعی كه خود برای جامعه ‌شناسی و انسان ‌شناسی هر دوره‌ای بسيار ارزشمند هستند در اين دشت قرار است به زير آب روند.درواقع برخلاف مناطقی هم ‌چون ميان ‌رودان (بين‌النهرين) كه ساليان درازی است خاك ‌برداری از مناطق مسكونی عهد باستان در آنها انجام شده و از آن طريق ، اطلاعات وسیعی درباره نوع معماری ، تقسيم فضاهای خانه‌ها، كاركرد قسمت‌های مختلف خانه‌ها هم ‌چون آبريزگاه و‌ آشپزخانه و نوع زيرساخت‌هایی هم ‌چون شالوده‌ها و نيز شبکه پساب در اين مناطق به دست آمده ، مرودشت و دشت مرغاب اين گنجينه‌های اطلاعاتی را تا زمان ما در سینه خود حفظ كرده‌اند: دو غار كه سكونت‌ گاه انسان‌های دوره پارينه سنگی ـ ده هزار سال به قبل ـ  بوده‌اند، كوره‌های ذوب فلز و كوره‌های 7500 ساله سفال ‌گری دهكده‌ای متعلق به دوره هخامنشی ، دو گورستان بزرگ دوره اشکانی ، 7 كيلومتر مرز سنگی (ديوار دفاعی) مربوط به همين دوران ، گورستان و روستای 9 هكتاری ساسانی ـ اسلامی ، گورهای سنگی دوره‌های فرمانروایان محلی فارس (خرقه ‌داران) بخشی از یکی از شگفتی ‌های سازه‌های آبی‌ ، … و تنها بخش بازمانده از راه شاهی. که با احداث سد از بین خواهد رفت.ب). سد کارون 3 :نمونهء دیگر آبگیری سد عظیم کارون 3 که حجم آن 15 برابر سد امیرکبیر (کرج) است آغاز شد و همزمان با آن بخشی عظیمی از آثار تاریخی و محوطه باستانی خوزستان به زیر آب خواهد رفت .4-اثرات مخرب ناشی از آتش سوزی:الف). تخت جمشید :مجموعه ای از کاخهای بسیار باشکوهی است که ساخت آنها در سال ب512 قبل از میلاد آغاز شد و اتمام آن 150 سال به طول انجامید.تخت جمشید در محوطة وسیعی واقع شده که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت محدود است . این کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرسپولیس خوانده اند ساخته شده است .ساختمان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شداسکندر مقدونی در یورش خود به ایران در سال 331 قبل از میلاد، آنرا به آتش کشید. تاریخ نگاران در مورد علت این آتش سوزی اتفاق رای ندارند. عده ای آنرا ناشی از یک حادثه غیر عمدی میدانند ولی برخی کینه توزی و انتقام گیری اسکندر را تلافی ویرانی شهر آتن بدست خشایار شاه علت واقعی این آتش سوزی مهیب میدانند.نکته ای که سخت غیر قابل باور می نماید این واقعیت است که این مجموعه عظیم و ارزشمند هزاران سال زیر خاک مدفون بوده تا اینکه در اواخر دهه1310خورشیدی کشف شد.تخت جمشید در 57 کیلومتری شیراز در جاده اصفهان و شیراز واقع شده استب ). کاخ سوخته:کاخ سوخته واقع در شهر سوخته، دوره 3200 قبل از میلاد است.شهر سوخته در ۵۶ کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل – زاهدان واقع شده و پنج هزار سال قدمت دارد.این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سال‌های ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ قبل از میلاد در آن سکونت داشته اند.این شهر از بزرگترين پایگاه های تجارت بین المللی در منطقه نیز بوده است.محوطه باستاني شهر سوخته با ۱۵2 هکتار وسعت، یكی از مهمترين محوطه هاي پيش از تاريخي در ايران است كه پس از 8 فصل كاوش مداوم در اين منقطه هنوز ناگفته ها و سوالات بسياري درباره اين منطقه وجود دارد5-اثرات مخرب ناشی از راه سازی:عملیات راه سازی از جمله عملیاتی است که می تواند باعث تخریب گردد، به همین منظور باید اقدامات اولیه و ایمنی کار حتما رعایت شود . به عنوان دشت مغان که در غرب دریای خزر  و در شمالی ترین ناحیه اردبیل قرار دارد به گفته کارشناسان و مسئولان میراث فرهنگی استان اردبیل در چند سال اخیر دهها اثر باستانی این منطقه توسط بولدزرهای از بین رفته است .6-اثرات مخرب ناشی از گسترش بناها:گاهی اوقات گسترش بناها خود باعث ویرانی آنها می شود و اثرات مخربی به جا می گذارد،برای مثال اقدامات تولیت آستانه امامزادگان عبدالعظیم حسنی، حمزه و طاهر (ع) برای گسترش ساختمان حرم ـ كه با توجه به ازدیاد زائران یك ضرورت تلقی می‌شده ، عملا به دگرگونی شدید و تغییر ماهیت بافت تاریخی حرم به عنوان مجموعه‌ای غنی از آثار سده سوم تا چهاردهم هجری قمری، ‌انجامید است.به‌ ویژه مقابر موجود در حرم كه مدفن مفاخر بزرگی چون ابوالفتوح رازی (مفسر بزرگ شیعه)، ‌میرزا ابوالقاسم فراهانی (صدر اعظم مقتول محمدشاه قاجار)‌، قاآنی (شاعر سده سیزدهم)، ‌بدیع‌الزمان فروزانفر (ادیب برجسته معاصر)، ملاعلی كنی (از علمای متأخر قاجار)‌، ‌امیری فیروزكوهی (شاعر معاصر)‌ و… است، ‌ضمیمه ساختمان حرم شده و ماهیت آن به عنوان یكی از ارزشمندترین مجموعه‌های آرامگاهی تهران از میان رفته است. آنچه بر جای مانده، ‌اسامی حجاری شده مفاخر مذكور، ‌بر سنگ‌های كف حرم است كه هیچ تناسبی با مقام نامداران دیانت، فرهنگ، ادب و هنر ایران ندارد.سخن آخردر اینجا به بررسی اجمالی آثار مخرب انسان بر معماری گذشته پرداختیم ،گر چه این تخریب در معماری  معاصر نیز یافت می شود و انسانی که با دست خویش می سازد پیش قدم برای ویرانی آن می شود، اما به دلیل اهمیت و ارزش بی اندازه آثار معماری گذشته ، به بررسی آن پرداختیم ،تا یاد آور شویم که میراث به جای مانده از این مرز و بوم  را به دست خویش ویران کرده ایم، میراثی که هویت تاریخی و ملی ماست، آنچه که امانتی است ، تا آن را به آیندگان بسپاریم،و این سئوال در ذهن آیندگان نقش خواهد بست که چرا گذشتگان ویران کردند؟ چه بسا با این ویرانی گذشته و هویت خویش را نابود کردند،و هنگامی که هویت از دست رفت، بودن معنایی ندارد.</description>
                <category>مهندس جعفر ناصری زاده</category>
                <author>مهندس جعفر ناصری زاده</author>
                <pubDate>Sun, 17 Jul 2022 11:07:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صنعت گردشگری نیاز امروز کشور</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43081772/%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-ki35epsyb1wi</link>
                <description>با توجه به نیاز امروز و هر روزه کشور در گرماگرم بحران های اقتصادی دنیا و کشور، نیاز به ورود ارز از اهمیت ویژه ایی برخوردار است.از این رو با توجه به قدمت 7 هزار ساله ایران و  دارا بودن اقلیم چهار فصل ، نگاه به این پتاسیل به ویژه در زمان پسا کرونایی ، به شدت نیاز به باز بینی دارد تا گامی بلند در راستای فاصله گرفتن از اقتصاد نفتی برداشته شود.صنعتی که زیر ساخت آن را به حسب قدمت و جاذبه گردشگری  زا در احتیار داریم  اما تصمیم ها و جهت گیری های  تند سیاسی ، تحریم و ترور های رسانه ایی غرب تا کنون از جدی ترین موانع توسعه این صنعت در کشور شده است.البته اقدامات بسیار موثری نیز برای  آموزش نيروي انساني ماهر از طرف سازمان فنی حرفه ایی و وزارت علوم  کشور به عمل امده است و نیز امروزه نیز گردشگرانی هستند که با رعایت و قبول هنجار های مذهبی از جاذبه های گردشگری کشور بازدید می کنند اما این استفاده کمتر از 5 درصد پتاسیل های موجود می باشد.از طرفی دیگر فرصت بازی های جام جهانی فوتبال قطر در همسایگی کشور ، نیاز به تسریع در تصمیم های بنیادین را صد چندان می کند.در مقاله پیش رو به اصول و خصوصیات صنعت گردشگری پایدار پرداخته ایم.https://jnaseri.ir/%d8%b5%d9%86%d8%b9%d8%aa-%da%af%d8%b1%d8%af%d8%b4%da%af%d8%b1%db%8c-%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b2-%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1/</description>
                <category>مهندس جعفر ناصری زاده</category>
                <author>مهندس جعفر ناصری زاده</author>
                <pubDate>Tue, 28 Jun 2022 11:07:50 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>