<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های باران</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_43320194</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 12:08:19</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>باران</title>
            <link>https://virgool.io/@m_43320194</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چشمان خاکستری مادر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43320194/%DA%86%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-i10rt2v2sbca</link>
                <description>این روزها پر از دردن .برای من که سالهاست با درد زیستم این روزها غم و درد بیشتری دارد.چشمانش،نگاهش و التماسش برای ماندن و ماندن .این روزها به همه چی پشت پا زدم شاید خدا هم کوتاه بیاید و از رنجش بکاهد و به من بازش گرداند.روزهای خاکستری را در چشمان زیبای خاکستری اش می بینم.راستی چرا تا به حال تو را ندید مادر.انگار اولین سالی هست که وجودت را با تک تک سلولهایم لمس می کنم.فقط ان روز که به دنیا آمدم تو را دیدم و بعد از آن انگار فاصله ها بود و حالا که در بستر بیماری هستی انگار باز اولین بار هست که تو را میبینم.دستانت را در دستم میگیرم .مادر چقدر تنهایی تو عمیق است  !....</description>
                <category>باران</category>
                <author>باران</author>
                <pubDate>Thu, 28 Dec 2023 22:55:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چشمانش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43320194/%DA%86%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4-kuaj7q6wl9fq</link>
                <description>چشمانش را تا به حال ندیده بودم.فقط در بستر بیماری بود که به نگاهش عمیق و مهربانانه نگریستم و فقط حالابود که معصومیت  کودکانه یک دختر یتیم را که سختی خاطره  روزهای گذشته اش را به دوش می کشید دیدم.من فقط حالا میدیدم که او یک کودک بود.کودکی که تا به حال  مادر صدایش میزدم.من در بستر بیماری اش دیدم او معصومانه  و کودکانه به همه چیز نگاه میکند.او درک بزرگ سالانه ای از دنیای اطرافش حتی حالا در سن ۷۷ سالگی اش نداشت.آه مادر چقدر تو معصومانه کودکی هنوز.موهای زیبایش را شانه کردم.در چشمانش درخشش   نگاه کودکی دیروز را دیدم.بهانه می گیرد .موهایم را شانه کن.من کلوچه دوست دارم .برایم از آن آب نبات ها بخر.مادرم چقدر معصومانه کودک است  و من چه صادقانه  برایش مادر شدم❤❤❤</description>
                <category>باران</category>
                <author>باران</author>
                <pubDate>Tue, 26 Dec 2023 22:09:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خسته ام</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43320194/%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D9%85-zimmxxd7octs</link>
                <description>اندازه فروغ  فرخزاد خسته ام ..امشب باید بروم و روحم را در یک جای دور رها کنم.کمی آرامش می خواهم و اندکی هوای تازه تا به خواب شیرین کودکی ام باز گردم .باید امشب بروم.اندازه همه کولبران خسته ام  امشب من روح خودم را به کول میکشم و این بار به این دنیا با دستی پر برمیگردم .اندازه همه بدبختی ها خوشبختی  به مول میکشم.منتظر من نباش.</description>
                <category>باران</category>
                <author>باران</author>
                <pubDate>Sun, 24 Dec 2023 23:55:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدمک‌تنها</title>
                <link>https://virgool.io/Sakkoo/%D8%A2%D8%AF%D9%85%DA%A9-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-mg7cim2rkavq</link>
                <description>گاهی وقتها آدم که خودمان باشیم حجم بزرگی از سختی و تنهایی را در زندگی به دوش می کشد و آنجاست که دیگر دعا هم نمی کند.چه فرقی دارد.دیگر حال ادم از اینهمه سفسطه و نصیحت و نذر و نیاز به هم می خورد.واقعیت دنیا و زندگی در سختی ها رو میشود آنجا که کسی به کسی رحم‌نمی کند و برای بقا  از نردبان جسم و روح هم بالا می روند.حساس ها مهربان ها می شکنند و ظالم ها پیروز و شادمان میشوند.پس آدمک‌بدان تنهایی و تنهایی و تنهایی.</description>
                <category>باران</category>
                <author>باران</author>
                <pubDate>Sun, 24 Dec 2023 00:23:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>