<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های الهام</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_433649</link>
        <description>دوچرخه‌سواری کم‌تجربه ولی علاقمند.. از تجربه‌های روزانه دوچرخه‌سواریم اینجا مینویسم که بعدها بیام بخونم و این روزهای خوب رو مرور کنم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 18:43:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/290457/avatar/6zyNqR.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>الهام</title>
            <link>https://virgool.io/@m_433649</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@m_433649/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-pfslpaznkmrn</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/la6xyjggzzos-cxhyW.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۸۸۳ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۳۳ مرتبه پسندیدند و  ۹ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۴ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۱۱۲ بار خوانده شدند و ۵,۰۰۴ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۰۰۰۶۸۶۰۴ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۱۸۴ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۰۰۰۶۸۶۰۴ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>الهام</category>
                <author>الهام</author>
                <pubDate>Tue, 23 Mar 2021 13:01:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوشحالم با ویرگول آشنا شدم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_433649/%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%AD%D8%A7%D9%84%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7-%D8%B4%D8%AF%D9%85-i5l5incfoc9n</link>
                <description>سال نو مبارکشاید به جرات بگم که در طول سالی که گذشت یعنی سال ۱۳۹۹ با وجود شرایط حاضر، یعنی شرایط بیماری کرونا، بیش از چند صد بار از ذهنم گذشت که احتمال داره نتونم سال ۱۴۰۰ رو ببینم، نه ازروی بدبینی این فکر از ذهنم میگذشت و نه از روی واهمه و ترس از نبودن، بیشتر این فکر باعث شد سعی کنم توی لحظه زندگی کنم و کارهایی که دوست دارم انجام بدم و از زندگیو لحظه‌هایی که دارم بیشتر لذت ببرم.. شاید برای خیلی‌های دیگه هم این اتفاق افتاده ولی این گذر فکر از ذهن من باعث شد کمی بیشتر به خودم بیام و سعی کنم آدم بهتر و مفیدتری باشم.. مدتی بود که اینجا متنی رو منتشر نکرده بودم، نه از روی مشغولیت زیاد، بلکه چیزی به ذهنم نمیرسید که برای انتشارش توی ویرگول به وجد بیام، ولی الان با پیامی که روی گوشیم از ویرگول دیدم و خلاصه فعالیتهایی که توی چندماه آخر سال ۱۳۹۹ (یعنی از آغاز فعالیتم در ویرگول) اینجا داشتم رو دیدم خیلی به وجد اومدم. یموقع فکر نکنید که خیلی فعال بودم یا چی، ولی همین که حس کردم تاثیری داشتم حس رضایت رو در وجود خودم احساس کردم?خلاصه اومدم اینجا از همه دوستانی که وقت گذاشتند و دلنوشته‌های من حقیر رو اینجا خوندند تشکر کنم و اینکه سال نو رو به همه دوستان تبریک بگم و از همینجا براتون بهترین اتفاقات در زندگی رو آرزو کنم...حال دلتون خوش، روزگار بر وفق مراد و لحظه لحظه زندگیتون پر از انرژی و تندرستی?سال نو مبارک۱۴۰۰ زیبایی رو براتون آرزو میکنم??</description>
                <category>الهام</category>
                <author>الهام</author>
                <pubDate>Mon, 22 Mar 2021 20:55:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رکاب‌زنی تا محل‌کارم??</title>
                <link>https://virgool.io/@m_433649/%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D9%84%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85-oplardrfbbb2</link>
                <description>دیشب تصمیم گرفتم که صبح روز اربعین که تعطیله و شهر سرصبح هنوز به خودش شلوغی ندیده، با دوچرخه راهی بشم و برم چند دوری بزنم و برگردم خونه و به باقی کارهام با انرژی هرچه بیشتر برسم که دست برقضا کاری پیش اومد و بابد صبح میرفتم محل کارم و امروز رو اونجا میگذروندم، پس تصمیم گرفتم مسیری که هر روز با ماشین میرم و رکاب بزنم که هم به هدف دیشبم رسیده باشم و هم اینکه خودم رو محک بزنم و شرایط رو ببینم تا اون دلهره‌ای که از بابت رکاب زدن تو خیابونهای این شهر دارم از بین بره و نهایتا بتونم با رعایت نکات مهم ایمنی از دوچرخه‌سواری لذت ببرم...صبح سرراه به یه پارک نزدیک خونه هم سر زدم و دیدم برای این محوطه مسیر دوچرخه‌سواری تعیین کردند و کلی از بابت این موضوع خوشحال شدم که میتونم مواقعی برم اونجا و تمرین کنم..دوچرخه من هنوز مجهز نشده و تو فکر آماده کردن تجهیزات لازم و ضروری برای تردد در شهر هستم. تو مسیر برگشت هوا تاریک شده بود و من با کلی استرس از محل کار دراومدم و سوار دوچرخه شدم، تصمیم گرفتم تا سر کوچه برم و اگر دیدم خیابون شلوغه و رکاب زدن بدون داشتن یسری لوازم خیلی مهم برای تاریکی شب برام سخته، با دوچرخه قدم‌زنان تا خونه برم، ولی خوشبختانه خیابون خلوت بود و مسیر من هم زیاد دور نبود.. استرسم کم شد و با آرامش بیشتری رکاب زدم و ادامه دادم، البته ناگفته نمونه روی دست‌اندازا یه چندباری تعادلم رو داشتم از دست میدادم ولی کلی سعی کردم خودم رو حفظ کنم که زمین نخورم... امیدوارم بتونم باهاش راحت کنار بیام و همینطوری با آرامش پیش برم و تا جایی که مقدوره از دوچرخه بجای وسایل نقلیه موتوری استفاده کنم...این عکس پارسال کنار دریاچه‌س که با دوستام رفتیم و این دوچرخه اجاره‌ای کوچولو هم قسمت من شد که باهاش کلی انرژی بگیرم</description>
                <category>الهام</category>
                <author>الهام</author>
                <pubDate>Thu, 08 Oct 2020 22:52:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقطه شروع مجدد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_433649/%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D9%85%D8%AC%D8%AF%D8%AF-szrgckuwctat</link>
                <description>دیروز بعد از اینکه اولین مطلب رو اینجا نوشتم و منتشر کردم، تصمیم گرفتم امروز که جمعه است و صبح خیابون خلوت و آروم هست، با دوچرخه‌م برم بیرون و سعی کنم که تو خیابون رکاب بزنم و خودمو به یه پارک خلوت و ترجیحا نزدیک برسونم.. بعد از یه مدت خیلی طولانی که دوچرخه‌م رو از خونه بیرون نیاورده بودم، امروز صبح حسابی تمیزش کردم و آماده شدم و حرکت کردم به سمت نزدیکترین پارک، که البته میدونستم تو این ساعت از روز جمعه خیلی خلوت هست و میشه با دوچرخه یکم تمرین کنم تا بعد از این مدت طولانی یمقدار اعتمادبنفسم بیشتر بشه نسبت به خودم و دوچرخه‌م... حدودا چهل دقیقه تو اون فضا رکاب زدم و بعد هم تا خونه اومدم، و میتونم به جرات بگم که، حس نشاطی که الان دارم رو توی هیچ روز تعطیلی نداشتم.. این عکس از دوسال پیش هست که تازه یاد گرفته بودم در بزرگسالی سوار دوچرخه بشم?</description>
                <category>الهام</category>
                <author>الهام</author>
                <pubDate>Fri, 02 Oct 2020 11:35:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منم دلم میخواد یه دوچرخه‌سوار ماهر باشم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_433649/%D9%85%D9%86%D9%85-%D8%AF%D9%84%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D9%88%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%87%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%85-ivq5wzmf6xcy</link>
                <description>سلام، من الهام هستم و از طریق پیج اینستاگرام خانم سحر طوسی با اینجا آشنا شدم، از اونجایی که من خیلی دوچرخه‌سواری رو دوست دارم و یکی دو سال پیش یه دوچرخه خریدم که باهاش شروع کنم به رکاب‌زدن تو خیابون‌های شلوغ تهران و الان در حال‌حاضر هنوز به جز پیست‌های دوچرخه‌سواری پارکهای جنگلی، تجربه زیادی نتونستم کسب کنم(البته در کمال تأثر)، بشدت پیگیر سفرهایی که ایشون با دوچرخه رفتند، بودم و یکی از بانوان بسیار قابل‌احترام و دوست‌داشتنی برای بنده هستند.یادم میاد تو دوران کودکی، یه دوچرخه داشتم که از خودم خیلی بزرگتر بود، ولی با تلاش و تمرین تونستم موفق بشم که باهاش دوست باشم و دوچرخه‌سواری رو یاد بگیرم، تو اون دوران موقعی که بابا از سرکار میومد، من و دوچرخه‌م آماده بودیم که بریم و یه ماجرای جدید رو شروع کنیم، همراه بابا میرفتیم و تو میدون نزدیک خونه، کلی دوچرخه‌سواری میکردم، ولی از حدودای ۱۱ یا ۱۲ سالگی دیگه سوار دوچرخه نشدم، بیست و اندی سال از اون دوران میگذشت که من دوچرخه جدیدم رو گرفتم و رفتم پیست‌های دوچرخه‌سواری که شروع کنم به تمرین، حالا نگم که چندصد بار زمین خوردم و آرنج و زانو و کمر و دست و پام کبود شد، ولی خب من سعی کردم ادامه بدم و بالاخره تونستم یکم راه بیفتم.. تا قبل از کرونا هم تو پیست‌های پارک جنگلی‌ها میرفتم و سواری میکردم که متاسفانه بخاطر شرایط فعلی موفق نشدم اینکار رو هم انجام بدم..ولی درنظر دارم که مجدداً شروع کنم به رکاب زدن، بیام توی خیابون و توی ساعت‌های خلوتی تمرین کنم تا یکم از دلهره‌ای که درباره‌ش نگفتم کم بشه... خودم موقعی که رانندگی میکنم و دخترهای سوار بر دوچرخه رو میبینم واقعا دلم میخواد همراهشون بشم و منم بتونم برای رفت و آمدم از دوچرخه استفاده کنم.. البته پیش از این شرایط کرونا، چندبار با بیدود اینکار رو انجام دادم ولی خب چون تعداد دفعات کم و مدت‌زمان کوتاه بود، شاید هنوز نتونستم خودم رو برای رکاب زدن تو خیابونای شلوغ تهران آماده ببینم... امیدوارم به زودی همینجا بنویسم که این کار رو هم انجام دادم? </description>
                <category>الهام</category>
                <author>الهام</author>
                <pubDate>Thu, 01 Oct 2020 11:30:06 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>