<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Sogoli.newstart</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_43637467</link>
        <description>شروعی نو با سوگل</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 06:40:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4875339/avatar/ysPpJ6.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Sogoli.newstart</title>
            <link>https://virgool.io/@m_43637467</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تصویری ک دیده شد اما هیچوقت معنا نشد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43637467/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%A9-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%87%DB%8C%DA%86%D9%88%D9%82%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-%D9%86%D8%B4%D8%AF-stvw9kvfsu0u</link>
                <description>از زمان کودکی‌ام، این نقاشی پایِ ثابتِ نقاشی‌های من بود.یک‌بار این نقاشی را با رنگ کشیدم و گوشه اتاق گذاشتم و پدرم آن را دید و بدون اطلاع به دانش‌آموزانش نشان داد... همان‌جا بود که دلم لرزید. حس عجیبی بود، انگار تکه‌ای از درونم را همه داشتند تماشا می‌کردند. اما پدرم هیچ‌وقت از من نپرسید معنای این نقاشی چیست؟همیشه دوست داشتم بجای دیده شدن ،معنا شوم مثل این نقاشی ساده اما از نظر من عمیق ، ک پشت هر کدام از چیزهایی ک کشیدم معنایی نهفته و ارزوی من از یک زندگیست.آن بچه که حدست پدر را گرفته، تمامِ تمنای من است برای یک «عشقِ بی‌منت»؛ برای کسی که کنارم باشد، حواسش بمن باشد معنای مرا بداند و بماند.آن قایقِ تنها و بی‌سرنشین، خودِ من هستم که دلم می‌خواهد از تمامِ قید و بندها رها شوم و خودم را به دست سرنوشت بسپارم، و تلاطم دریا مرا همچون گهواره ای ب خوابی شیرین و امن ببرد بدون انکه نگران ‌طوفان باشم .کوه‌ها برای من آرامشِ مطلق‌اند و این غروب، همان عشقِ جوشانی است که در سکوت تماشایش می‌کنم.معنای این نقاشی برای من، خودِ «زندگی» است. شاید آن روز دلم لرزید چون می‌ترسیدم کسی بفهمد چقدر تشنه‌ی این رهایی و آن آغوش بی‌منت هستم.حالا شما از دیدن این تصویر معنای مرا متوجه شده اید ؟؟؟؟</description>
                <category>Sogoli.newstart</category>
                <author>Sogoli.newstart</author>
                <pubDate>Tue, 26 May 2026 17:20:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیوگرافی احساسی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43637467/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C-gjyp3fgfcydj</link>
                <description>در دوران کودکی سکوتی مرا ب سمت غروبی میکشاند ک ارامش را طلب میکرد ،روی دیوار بلوکی قدیمی همراه با درخت بیدی ک مظهر استقامت ،صبر و سکوت بود.من کودک بودم اما دلی که در من می تپید عجول بود و میخواست هر چ زودتر بزرگ شود.برای همین هر روز به غروب خورشید نگاه میکرد تا بفهمد رمز بزرگ شدن چیست و چگونه می شود طلوعی نو به غروبی دل انگیز تبدیل شود .</description>
                <category>Sogoli.newstart</category>
                <author>Sogoli.newstart</author>
                <pubDate>Tue, 26 May 2026 11:40:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروعی نو با سوگل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43637467/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D9%86%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D9%88%DA%AF%D9%84-r52gkqc8xv23</link>
                <description>سال ها من را با نامی صدا زدند ک انتخاب و سلیقه من نبود،سال ها زیر سایه سنگین اسمم از دیوانگی هایم دست کشیدم و نور وجودم را نادیده گرفتم اما امروز ،این ثانیه و این لحظه خودم و نور وجودم را پیدا کردم .این صفحه شروع نو و تازه من است .اینجا نقاشی میکنم و تمام حس های مدفون شده در قلبم را به تصویر میکشم تا ارام بگیرم و مینویسم تا به خود ثابت کنم من هنوز زنده ام و میتوانم سوگل را بسازم انطور ک نور قلبم هدایتش میکند .خوش امدید ب دنیای سوگل</description>
                <category>Sogoli.newstart</category>
                <author>Sogoli.newstart</author>
                <pubDate>Tue, 26 May 2026 09:10:24 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>