<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های maryam zolghadr</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_43673929</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:57:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>maryam zolghadr</title>
            <link>https://virgool.io/@m_43673929</link>
        </image>

                    <item>
                <title>این بار به عنوان یک دانشجو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43673929/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88-mjayrfhzbs4l</link>
                <description>راستش اصلا یادم نبود صفحه ای اینجا دارم الان دوباره خوندمشدفعه پیش که اومدم اینجا درگیر انتخاب رشته بودم الان به عنوان یه دانشجوی صفر برق اینجام که تقریبا چند ساعتیه داره دنبال یه مسیر مشابه با چیزی که توو کلشه میگرده بین آدماباید دید چی میشه اومده  بودم یه ذره راجب فضای دانشگاه بخونم از روزنوشتای یه دانشجو ، خب این  دانشجوعه خیلی دوست بود با دانشگاه ولی من چیزی که میخواستم یه چند  کیلومتری با دانشگاه تهران فاصله داشت ولی مثل اینکه قسمت چیز دیگه ای بودنه اینکه شکایتی داشته باشم خوبه و خوشحالمامیدوارم فقط کمتر سرویس شم به عنوان یه دانشجوی برق عاشق کامپیوترجالبه  که روزگار کجا میبرت دو سه سال پیش با یکی از رفقا توو انقلاب که قدم  میزدیم گفتم من اصلا از دانشگاه تهران فاز خوبی نمی گیرم و الان قراره چهار  سالی مهمون قدیمی ترین دانشگاه ایران بشمبا این حال خیلی چیز ها هست که هنوز نمیدونم باید چیکارشون کنمو این حجم از نمی دونم های زندگی فقط توو 18 سالگی میتونه رخ بده وقتی داری  پاتو میزاری توو یه مرحله کاملا جدید با کلی هیجان و ترس از آینده از زندگی  از همه چیولی جدای این حرفا این قافله  عمرم عجب میگذره ها انگار همین دیروز بود که سر کلاس خانم فلاح ته کلاس کیک  باز می کردیم و می ترسیدیم صدای باز شدنش و بشونه کسی شاید چهار پنچ سال پیش رسیدن به 18 سالگی خیلی دور به نظر می اومد ولی   here we are :)همین دیگه الان باید برم قلم و دفتر بیارم این درگیریا و کلافای ذهنمو باز کنم برای این شروع جدیدشاید اگه شد یه مروری از خاطرات دبیرستان هم بنویسم یه روزی ...است .</description>
                <category>maryam zolghadr</category>
                <author>maryam zolghadr</author>
                <pubDate>Thu, 22 Sep 2022 18:09:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هر جور شده نگذار عریضه خالی بماند</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43673929/%D9%87%D8%B1-%D8%AC%D9%88%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D8%B6%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF-uqkxnn19hjbw</link>
                <description>بسمهحقیقش رو بخواید نصفه شب هیچوقت وقت خوبی برای به اشتراک گذاشتن افکار نیستولی میخوام که بنویسم اینجا یه چیزی حتی به غلطمقدمه ای برای حرف هایی که در آینده شاید اینجا نوشتمبرای بی هدف نبودن این پست و بیشتر گرفتن وقتتون اگه نخواید اسکرول کنید و رد شید ازش:انتخاب رشته شاید برای یه عده کار راحتی باشه ولی وقتی رتبه خوبی نداشته باشی ؟ قاطعانه باید بگم نه راحت نیست اینطوره که اهدافت با حد رتبت گره میخوره توو هم و یه جوری قمر در عقرب میشه که حل کردن معماهای ذهنت فقط کار اوس کریمه همچنان به نظرم این زمان اصلا موقعیت خوبی برای حرف زدن نیست چون کش دادن حرفا میرسه به جایی که نه من دوست دارم بگم نه شما دوست دارید بشنوید :)این صحبت های گسسته و بی ربط هم برای خالی نبودن عریضه صرفاشاید که حرف های بهتری برای گفتن داشته باشم دفعه بعد یا علی</description>
                <category>maryam zolghadr</category>
                <author>maryam zolghadr</author>
                <pubDate>Sat, 13 Aug 2022 04:33:39 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>