<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سلما ثمین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_43747981</link>
        <description>فوق لیسانس مدیریت اجرایی کارمند بانک</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 15:26:19</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4195991/avatar/UgI1B8.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سلما ثمین</title>
            <link>https://virgool.io/@m_43747981</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شروع دنیای من تو ویرگول…</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43747981/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AA%D9%88-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-n1rmztwqebri</link>
                <description>من از اون زنهام که همه اش به خودم گفتم الان وقتش نیست، برای خودم مدینه ی فاضله ای از آینده ام ساخته بودم که می ارزید براش اینهمه بجنگم، جنگیدم درس خوندم، کار مورد علاقه ام رو‌پیدا کردم و به همه اهدافم رسیدم، به خیال خودم خوشبختی تو مشت منه ، من همه چیز رو‌موکول کرده بودم به آینده، همه خوشبختی رو تو تشکیل خانواده و یه زندگی خوب میدونستم، اما حالا یه مادر خسته ام و یه همسر نا امید ،که دنبال اینم ببینم خوشبختی چیه؟ آدم ها چرا اینهمه سخت شدن؟ بی رحم شدن؟ </description>
                <category>سلما ثمین</category>
                <author>سلما ثمین</author>
                <pubDate>Mon, 18 Aug 2025 17:00:13 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>