<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آواره شماره صفر صدو هشتاد و یک</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_43968083</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 11:51:56</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>آواره شماره صفر صدو هشتاد و یک</title>
            <link>https://virgool.io/@m_43968083</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سقر قسطنطیه ۳</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43968083/%D8%B3%D9%82%D8%B1-%D9%82%D8%B3%D8%B7%D9%86%D8%B7%DB%8C%D9%87-%DB%B3-fvpicelovjnl</link>
                <description>چقدر ادم اینجا گریه می کنه . و من و ث که کلا تو چرتیم . هشتصد تومن عوارض خروج ... خوبه بار اول امسال بود ... چقدر خسیسم من ... تو تنهایی به مردم زل می زنم لش شدم و ول رو صندلی قهوه ای قرودگاه بعضیا چقدر تیپ زدن من اسکولم که لباس راحتی یا اونا ... حتما اونا.نگا کردم دیدم هوا روشنه، یه خونواده یکیشون داشت می رفت هفتصد نفر ا مدن بدرقه کلی هم حرفای مزخرف بیمزه ... بعدم گریه ... کلی قهوه و کیک دست نخورده دارن. بنظرم برش دارم بخورم بده؟ بد که نیست شاید ث ناراحت نشه.چشمام و می بندم  تا بعد</description>
                <category>آواره شماره صفر صدو هشتاد و یک</category>
                <author>آواره شماره صفر صدو هشتاد و یک</author>
                <pubDate>Sun, 02 Oct 2022 06:02:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفر به قسطنطنیه ۲</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43968083/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D8%B3%D8%B7%D9%86%D8%B7%D9%86%DB%8C%D9%87-%DB%B2-vzfibju63ob8</link>
                <description>به این راننده جا... گفتم ما نه پرواز داریم عین خر  من ک... گیر اورد که باید حداقل سی دقیقه بامدلد حرکت کنیم هر جور ویز و مپ و نشان و کوفت حساب کردم دیدم چهار می رسم فرودگاه اما یارو اصرار داشت که نه ممکنه ترافیک باشه . خلاصه کرد تو پاچم و سوار شدیم . از دو روز قبل ث ناله می زد تو ماشین نمی تونه بخوابه تا نشست توماشین عین خرس خوابید من موندم و یه راننده گنده گوز که یه ریز زر می زد و گاهی بین حرفاش میومد رو اب و عین نهنگ خسته نفسی می گرفت دوباره زر می زد.پسرش ارایشگر بود و داشت برام می گفت پسرش بوتاکس و لمینت و پاکسازی پوست و اینا انجام می داد. منم گیج خواب یادم خیلی خودم و کنترل کردم فقط دوبار گفتم عجب که بفهمه خیلی رو نرومه.ک.. کش کم بود بگه پسرم جراحی قلبم تو ارایشگاش انجام می ده چنان با دقت موم گذاشتن تو گوش رو تعریف می گرد که من قشنگ دیدم نیم کیلو عن از گوشش در اومده کو....ی.چشمام و بستم که دیدم می گه دکتر جان بیدار شو رسیدیم . ساعت و نگاه کردم خشکم زد ساعت سه و پنجاه دقیقه .گفتم : رسیدیم ؟ یارو از لحنم به خودش ریدگفت ترافیک نبود.گفتم : خدایی سی ساله راننده ای ؟ دیگه رسیده بودم هر چی می‌گفتم تف سربالا بود . کارت به کارت کردم و لش بردم تو فرودگاهالانن چهار و بیست دقیقه که بقیه بمونه واسه بعد</description>
                <category>آواره شماره صفر صدو هشتاد و یک</category>
                <author>آواره شماره صفر صدو هشتاد و یک</author>
                <pubDate>Sun, 02 Oct 2022 04:25:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفر به قسطنطنیه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_43968083/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D8%B3%D8%B7%D9%86%D8%B7%D9%86%DB%8C%D9%87-oonrtrlknzwc</link>
                <description>زیاد سفر می رم اما از سفر تنهایی بدم میاد حتی از سفر دوتایی هم بدم میاد از سفر خونوادگی که خیلی بدم میاد . اما سفر زیاد می رم . امشب قراره برم استانبول از رشت حرکت می کنم با یه راننده که دهنم و سرویس کرد تا رازی شد با یک و صد ببرتم فرودگاه امام . کلی زر زد نمی ارزه و بعدش هی زنگ می زد بیا ببرمت اخرم قبول کردم.ساعت ده و بیست و پنج دقیقه هست . قراره دوازده و نیم بیاد دنبالم . دندونمم درد می کنه اخه ادم بره ترکیه با دندون درد؟ مشنگماصبح رفتم بانگ ملی ارز مسافرتی بگیرم یارو با اون موهای بور و دماغ نوک تیز به اندازه یک ربع تایپ کرد خواستم بهش فحش بدم که ... چه گهی مس خوری . اما قیافش جدی بود و به خودم فحش دادم تو اینجا چه گهی می خوری بعدم به خودم جواب دددم حواله بگیرم. ششصد دلار امریکا حواله برای دو نفرلیر ندارم زنگ زدم به رفیقم ۲۵۰۰ تا داشت گرفتم قرار شد بهش لیر برگردونم . بمون تا برگردونم..تور برای دو نفر تو هتل دوایت اورینت شد سی تومن استانبول کارت یکی رو گرفتم و خط ترک سل یکی دیگه رو  کلا اویزونمهفده و پونصدم دادم برای دلار امروز تورلیدر بهم پیام بود منتظر بودم بابک اسمش باشه اما سارا بود با فیلتر داف بود اما مطمینم بدون فیلتر ... به من چه من قراره برم گردش و مسافرت که ازش بیزارماخه جرا  همه می گن با من خوش می گذره حتما ..... هیچ دلیلی پیدا نکردم مقاله اخرمم نصفه مونده باید از تزم دفاع کنم ایکاش درس هیچوقت تموم نشه .... گه خوردم بازم تموم بشه.مشروب که نمی خورم سیگارم که نمی کشم .... چرا می رم سفر؟ سیاحت ایشالابقیه سفرو بعدا تعریف می کنم</description>
                <category>آواره شماره صفر صدو هشتاد و یک</category>
                <author>آواره شماره صفر صدو هشتاد و یک</author>
                <pubDate>Sat, 01 Oct 2022 22:33:46 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>