<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های scenariouu</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_44992622</link>
        <description>سناریو درباره سینما و برای سینما دوستان است.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 10:35:57</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3254790/avatar/eNNDyI.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>scenariouu</title>
            <link>https://virgool.io/@m_44992622</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نگاهی به کارنامه هنری هاتف علیمردانی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_44992622/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%81-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-hmlemp1vdbgr</link>
                <description>هاتف عليمرداني، فیلمنامه نویس و کارگردان ایرانی است که درسال 1355 در تهران متولد شد.او داراي مدرك كارشناسي نقاشي است و فعاليت سينمايي خود را در مقام كارگرداني را از سال 1388 آغاز کرد.علیمردانی در دو فیلم نخست خود، به دنیای کودکان پرداخت: «راز دشت تاران» که با کارگردانی مشترک محمد لطفعلی وسپس «یک فراری از بگبو» که در ژانر فانتزی ساخته شد.علیمردانی در سال 1391 با فیلم «به خاطر پونه» درعرصه فیلمسازی شناخته ترشد.کارنامه آثارهنری حرفه ای او به شرح زیر است:«به خاطر پونه»فیلم داستان مرد معتادی به نام مجید را روایت می‌کند که در خانواده‌‌ای سنتی به دنیا آمده و به همین دلیل به همسرش پونه مشکوک است. همین امر سبب اختلاف و کشمکش های میان این زوج می شود تا اینکه درنهایت پونه از زندگی با مجید دلسرد می شود و تصمیم به ترک خانه می گیرد.« مردن به وقت شهریور»فیلم درباره پسرنوجوانی به نام سینا است که به برای کنکور آماده می شود اما شرایط مناسبی برای درس خواندن ندارد: برادرش به «ام.اس» مبتلا شده و مادر سینا آنها را ترک کرده و پدرش قصد ازدواج با زن دیگری را دارد.مردن به وقت شهریور دغدغه و معضلات نوجوانان برای سایر افراد جامعه بیان می کند و به همین خاطر حضور بازیگران نوجوان در این فیلم پر رنگ است.«کوچه بی نام»کوچه بی نام برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اصلی زن از سی و سومین دوره جشنواره فیلم فجر است.فیلم داستان دو خانواده که در کوچه شهید بی نام،زندگی می کند را نشان می دهد که ماجرا عشق دخترحاج مهدی وپسر همسایه زندگی این دو خانواده را دگرگون می کند؛ حقایقی درباره گذشته حاج مهدی وجود دارد که عاشقانه ی فیلم را ممنوع می کند.«هفت ماهگی»این فیلم داستان زنی به نام رعنا است که در ماه هفتم بارداری خود است که یک بار دچار سقط جنین شده، به شوهر خود شک کرده، و این باعث مشکلاتی در زندگی آنها می شود.رعنا، با اصرار شوهرش، مهرداد، به خانهٔ پدرش در مرزن آباد می رود، اما در میانه راه دچار حادثه می شود؛ریزش کوه باعث مرگ مغزی رعنا می شود ولی بچه ی او سالم به دنیا می آید.«آباجان»آباجان پیر زنی است که خانواده ای از هم گسسته را کنارهم نگه می دارد و تنها امیدی او بازگشت پسرش از جبهه است.این فیلم علاوه بر انتظارآباجان برای پسرش، دعواهای دو داماد او را روایت می کند که روابط خانوادگی را تحت تاثیر قرار می دهد.در این فیلم همچون کوچه بی نام،عاشقانه ممنوعه نیز روایت می شود که تا پسر و دختر عاشق تا لحظات آخر سعی به پنهان کردن آن دارند.«کلمبوس»داستان فیلم درباره خانواده ای است که فرزند سوم آن سالهاست در کلمبوس اوهایو زندگی می کند و تصمیم دارد تا کارهای اقامت سایر اعضای خانواده را انجام دهد اما تغییر دولت امریکا و منع مهاجرت ایرانیان،مشکلات زیادی برای این خانواده رقم می زند.«ستاره بازی»آخرین ساخته هاتف علیمردانی، زندگی یک دختر ایرانی به نام صبا را به تصویر می‌کشد. داستان این فیلم در آمریکا رخ می‌دهد، جایی که صبا به عنوان یک مهاجر ایرانی زندگی می‌کند. یکی از ویژگی‌های جالب این فیلم این است که در خارج از ایران تولید شده و بازیگران آمریکایی شناخته شده‌ای مثل مایکل مدسن در آن بازی می‌کنند.سیر پیشرفت کارهنری علیمردانی نشان می دهد که این کارگردان هرچه جلوتر می رود با پختگی و عمق بیشتری به فیلمسازی می پردازد؛ امیدواریم در آینده نیز همچنان شاهد آثار ماندگاری از او باشیم.</description>
                <category>scenariouu</category>
                <author>scenariouu</author>
                <pubDate>Mon, 10 Jun 2024 18:12:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلمسازی با عینکی تیره و نگاهی نو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_44992622/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%DB%8C%D9%86%DA%A9%DB%8C-%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%88-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%86%D9%88-wxnk0gnbvyxo</link>
                <description>همه ما تصویر کیارستمی را با عینک تیره اش به خاطر داریم؛ او زاده اولین ماه تابستان بود و درهمین ماه نیز فوت کرد که اگرحیاتش ادامه می یافت، تیر ماه پیش رو 84 ساله می شد.کیارستمی اولین نخل طلای جشنواره کن را برای ایران به ارمغان آورد و با وجود رقبایی همچون «آنگ لی» و «میشائیل هانکه» برنده نخل طلای جشنواره کن سال 1997 برای فیلم «طعم گیلاس» شد.کیارستمی سابقه داوری در جشنواره های بین المللی را نیز داشته است.او از پیشگامان موج نوی سینمای کشور بود که از طریق فیلم هایش، فرهنگ ایرانی را به دید مخاطبان جهانی گذاشت و همواره تاکید می کرد که ملیت ایرانی و حضور همیشگی در کشور، توانایی او را برای ترسیم فرهنگ و جامعه خود دو چندان کرده است.کیارستمی هم چنین در این باره گفته بود:«اگر درختی را که ریشه در خاک دارد از جایی به جای دیگر ببرید، آن درخت دیگر میوه نمی‌دهد و اگر بدهد آن میوه دیگر به خوبی میوه‌ای که در سرزمین مادریش می‌تواند بدهد نیست. این یک قانون طبیعت است. فکر می‌کنم اگر سرزمینم را رها کرده بودم درست مانند این درخت شده بودم.»با توجه به نزدیک شدن به سالروز تولد عباس کیارستمی، سعی داشتیم تا مخاطبان سناریو را تا حدی با ویژگی های فیلمسازی متفاوت او که آثار ماندگاری برجای گذاشته آشنا کنیم:ایده گرفتن از واقعیت و زندگی روزمرهکیارستمی ایده فیلم هایش را از آدم های معمولی و زندگی روزمره جامعه بدست می آورد و در این باره گفته است :«من فیلمنامه کاملی برای فیلم‌هایم ندارم. یک طرح کلی دارم و شخصیتی در ذهنم، و تا شخصیتی را که در ذهن دارم در واقعیت پیدا نکنم هیچ یادداشتی برنمی‌دارم. وقتی شخصیت را یافتم سعی می‌کنم با او وقت صرف کنم و سعی کنم او را خوب بشناسم. بنابراین یادداشت‌هایم از شخصیتی که از پیش در ذهن دارم نیستند بلکه درعوض بر پایه مردمی هستند که در زندگی واقعی ملاقات کرده‌ام این فرآیندی طولانی است و ممکن است شش ماه طول بکشد. صرفا یادداشت برمی‌دارم و گفت‌وگوها را به طور کامل نمی‌نویسم ویادداشت‌ها بیشتر بر پایه شناخت من از آن شخص‌اند.»فیلمنامه نویسی به سبک و سیاق خودعباس کیارستمی در فیلمنامه‌نویسی هم دنباله‌روی شیوه‌های کلاسیک نوشتن فیلمنامه نبود؛ «من غالب فیلمنامه‌ها را آن‌طور که رسم است، خیلی دقیق نمی‌نویسم. معمولا طرح اولیه‌ چیزی حدود نیم‌صفحه بیشتر نیست و بعد آن را به سه صفحه می‌رسانم و بعد به این باور می‌رسم که آن طرح قابل ساخت است … برای من وفادارماندن به فیلمنامه‌هایی که از قبل نوشتم تقریبا غیرممکن است و وفاداری من تنها به ایده‌ اریژینال فیلم است و تازه آن هم خیلی قطعی نیست»علاقه به فیلمبرداری در ماشینفیلم«گزارش» کیارستمی که ساخت سال 1356 است،زندگی روزمره یک زوج را نمایش می دهد و بسیاری ازسکانس های این فیلم از داخل ماشین گرفته شده و او درباره علاقه اش به فیلمبرداری در داخل ماشین گفته است:«بهترین دوست من ماشین من است وبهترین دیالوگ هایم را در ماشین شنیده ام. می‌دانید که من عادت به سوار و پیاده‌کردن مردم دارم به ‌دلیل کنجکاوی. باز هم نه به این دلیل که فیلم بسازم. بلکه به این دلیل که مکالمه‌ آدم‌ها از نیم‌ رخ را به گفت‌وگوی تمام ‌رخ ترجیح می‌دهم. افراد این‌طوری خیلی بهتر می‌توانند ارتباط برقرار کنند، زیرا بعد هر دو پیاده می‌شوند و هر شخص به راه خودش می‌رود. بنابراین گفت‌وگو بازتر و راحت‌تر و ساده‌تر است. می‌توانم بگویم بیشتر عمر من در ماشین طی شده.»فردگرایی و نقش گرفتن از کودکانفیلم« خانه دوست کجاست »  کیارستمی که ساخت سال 1365 است،جنبه فرد گرایی در فیلم های او را نمایان می کند زیرا شخصیت اصلی آن پسر بچه ای است که به دنبال خانه دوستش می گردد تا دفترش را به او باز گرداند.استفاده از بازیگران کم سن و سال از دیگر ویژگی های فیلمسازی اوست وعلاقه کیارستمی به بازی گرفتن از کودکان به کودکی اش باز می گردد که در این باره گفته است:«اگر با کودکان موضوعاتم را بیان نمی‌کردم هرگز به این سبک نمی‌رسیدم. کودکان شخصیت‌های بسیار قوی و مستقلی دارند و می‌توانند از پس کارهای جالبی برآیند که از مارلون براندو برنمی‌آید، گاهی واقعاا کارگردانی و درخواست از آن‌ها به انجام کاری، بس دشوار است اما برای این‌که بتوانید با کودکان همکاری کنید ناگزیرید از سطح خودشان هم پایین‌تر بیایید تا بتوانید با آن‌ها ارتباط برقرار کنید.بازیگران گمنام به جای بازیگران مشهوراکثر بازیگران فیلم‌های کیارستمی بازیگران شناخته شده نیستند زیرا معتقد بود که بازیگران مشهور بکر نیستند و با بهره گیری از آنها آثار پیشین بازیگران در ذهن ما تداعی می شود.کیارستمی درباره‌ علت  دیگر استفاده ازبازیگر ناشناخته گفته است:«نمی‌توانم بگویم به بازیگر غیرحرفه‌ای یا به تعبیری نابازیگر بیش از بازیگران حرفه‌ای علاقه دارم. به نظرم یکی از ویژگی‌های بازیگران غیرحرفه‌ای این است که برایم محدودیت زمانی ایجاد نمی‌کنند و کاملا آن‌ها را در اختیار دارم، حتی با ژولیت بینوش هم شرطم این بود که دو ماه پس از پایان فیلمبرداری «کپی برابر اصل» قراردادی برای بازی در فیلم دیگری نداشته باشد. آن دو ماه فقط برای راحتی خیال من بود که اگر فرضا روزی سر صحنه دیدم بازیگرم به ساعتش نگاه می‌کند، تصور نکنم می‌خواهد بفهمد کارش کی تمام می‌شود تا برود سر کار بعدی و این تنش را به من القا نمی‌کند.»دوربین روی دستواقع‌گرایی یکی از مولفه‌های همیشگی فیلم‌های کیارستمی بود و به خاطر همین استفاده از دوربین روی دست در زمان فیلمبرداری را به استفاده از دوربین روی سه‌پایه ترجیح می‌داد.کیارستمی در این باره گفته است: «برای فیلمبرداری ‌کردن از اشیا اگر امکان استفاده از سه‌پایه و نورپردازی ‌کردن دارید خیلی خوب است. اما به ‌نظر من استفاده از دوربین روی دست حس زندگی را به مخاطب القا می‌کند. استفاده از دوربین فیکس باعث می‌شود که شما بازیگرتان را به ‌صورت ثابت مدت‌ها در مقابل دوربین نگه دارید و این کارِ شما بازیگر را کلافه می‌کند. استفاده از دوربین روی دست حتی طراحی میزانسن‌ها را در پلان‌های شما عادی‌تر و واقعی‌تر نشان می‌دهد.»توجه به طبیعتدر بیشتر فیلمهای کیارستمی توجه ویژه ای به طبیعت شده است و به نوعی طبیعت در پیوند با مضمون فیلم به مخاطب ارائه می شود. علاقه به بهره از طبیعت شاید ناشی از علاقه و فعالیت او در حرفه عکاسی نیز باشد اما خود در این باره گفته است که علاقه اش به طبیعت به دوران کودک باز می گردد و بعدها حتی مواقعی که حوصله دیدن دوستانش را نداشته به طبیعت پناه برده است.</description>
                <category>scenariouu</category>
                <author>scenariouu</author>
                <pubDate>Mon, 27 May 2024 20:48:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پختگی فرهادی از شهر زیبا تا قهرمان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_44992622/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-wef1ma3ikezt</link>
                <description>فرهادی از زبان فرحتسپهر فرحت روزگاری دانشجوی رشته مکانیک دانشگاه شریف بود اما علاقه ای که داشت، او را به سمت و سوی سینما کشاند و این شد که به تحصیل در رشته سینما مشغول شد.تغییر مسیر زندگی او برایم جالب بود و تصمیم گرفتم تا برای اولین مصاحبه سناریو با او گفتگو کنم. از آنجایی که به فیلمنامه های اصغر فرهادی در کانال تلگرامی سناریو  پرداخته ایم، سوالاتی که درباره او داشتم را از سپهر فرحت پرسیدم.سیر پیشرفت کارهنری اصغرفرهادی رو چطور می بینید؟فرهادی بعدها با ورود جدی به عرصه کارگردانی شناخته شد، ولی ابتدا به فیلمنامه نویسی مشغول بود که سریال فرج و فرخ ، من یک مستاجرم و یا حتی کارهای طنزی مانند دایره زنگی ازآثار اوست. او به علت تمرین بسیار در فیلمنامه نویسی تبحر دارد و جامعه و کنش و واکنش های بین افراد را به دقت بررسی می کند و باتوجه به این موضوع فیلمنامه نویسی می کند.در کارهای اولیه فرهادی طبیعی است که پختگی حال حاضرش وجود ندارد ولی از ابتدا هم با همین رویکرد فیلمنامه های خود را می نوشت برای مثال، در چهارشنبه سوری همان کنش و واکنش بین کاراکترها را می بینیم که در کارهای مطرح او مانند دربارالی وجود دارد.او در چهارشنبه سوری به مقوله خیانت با نگاه جدید و متفاوتی نگاه می کند در حالی که پیش از آن نگاه مطلقی به خیانت وجود داشت  و کاراکتر خیانتکار در پایان داستان متنبه و یا منفور نشان داده می شد اما او برای اولین بار در چهارشنبه سوری، خیانتکار را قضاوت نکرد و روایت کرد که خیانتکار چرا خیانت می کنه و همه طرفین در این مقوله مقصرند.فرهادی هرچه  جلوترمی رود با پختگی بیشتر دغدغه اش را روایت می کند؛ مثلا در فیلم درباره الی که به نظر من از لحاظ فیلمنامه درست  وطبق فیلمنامه نویسی سه پرده ای سید فیلد بود،به قضاوت به عنوان تم اصلی فیلم می پردازد زیرا با این وجود اینکه تمامی افرادی که دورهم جمع شده اند، حقوق خوانده اند اما مسئله این است که درباره الی چگونه قضاوت می کنند.نقطه تمایز کار این فیلمساز که آثار ماندگار برجای می گذارد،چیست؟فرهادی تبحر زیادی در دیالوگ نویسی دارد که از نقاط قوت اوست و به همین خاطر دیالوگ های ماندگاری از او به خاطر داریم. یکی از نکات خیلی مهم در آثار او،کاشت استعاره هایی است که در پرده دوم و یا حتی سوم فیلم از آن برداشت می کند و این از ویژگی های فیلمنلمه نویسان ماهر است.در پلان اول فیلم قهرمان، مرمت تخت جمشید را نشان می دهد که شخصیت اصلی پس از بالا رفتن از پله های زیادی می گوید که این همه بالا آمدم حالا برم پایین و این بالا و پایین شدن در طول فیلم برای قهرمان در حال تکرار شدن است.در فروشنده نیز کل فیلم استعاره از دیالوگی است که میان دبیر ادبیات و شاگرد رد و بدل می شود با این مضمون که آدم چجوری گاو می شود و در نهایت کاراکتر دبیر در پی انتقام گیری شبیه به گاو می شود و خون جلوی چشمانش را می گیرد.چه شد که فرهادی مانند کیارستمی در زمره فیلمسازان ایرانی شناخته شده درجهان،قرار گرفت؟فرهادی موج جدیدی در سینمای ایران به راه انداخت و کمتر کسی بود که از او تاثیر نگرفت زیرا شرایط جامعه باز تر بود و نسل جدید وارد سینما شده بودند که قاعدتا باید کیارستمی هم موج خود را به راه می انداخت اما در آن زمان به او کم لطفی شد و با اینکه او اولین ایرانی بود که نخل طلا را به دست گرفت اما با توجه به شرایط اجتماعی آن زمان میسر نشد.چرا از کارهای داخلی فرهادی بیشتر از آثار خارج کشور او استقبال شد؟چون فرهادی نگاه جامعه شناسانه و روان شناسانه به کاراکترها دارد و بیشتر عمرش را در ایران گذرانده است پس به جامعه خود تسلط بیشتری دارد برای مثال؛ در فیلم جدایی عبارت من دست روی قرآن می گذارم،یک دیالوگ ایرانیزه است که مختص به جامعه خود فیلمساز است و فرهادی به خوبی در جشنواره های جهانی جامعه خود را بازنمایی می کند.چه پیشنهادی به مخاطبان سناریو و علاقمندان به فیلمنامه نویسی هستند، دارید؟استعداد فیلمنامه نویسی کاتالیزور است که مارا سریعتر به فیلمنامه نویسی ماهر تبدیل می کند اما تکنیک و تمرین مهم است و پیشنهاد می کنم آثار سید فیلد درباره فیلمنامه نویسی را مطالعه کنید.در ادامه دقت کنید که خیلی از فیلمنامه ها حوصله سر بر می شود چون قهرمان داستان منفعل است به این علت که یا مانع خاصی وجود ندارد و یا به ضعف فیلمنامه برمی گردد؛ پس فیلمنامه نویس باید بداند که هرچه قهرمان با موانع بیشتری مواجه شود و چالش بیشتری جلوی راهش باشد،جذابیت داستان بیشتر است.</description>
                <category>scenariouu</category>
                <author>scenariouu</author>
                <pubDate>Tue, 14 May 2024 11:55:21 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>