<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد ش.</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_45365389</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 08:10:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>محمد ش.</title>
            <link>https://virgool.io/@m_45365389</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اضطراب موقعیت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_45365389/%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-ilracp37ukdb</link>
                <description>“اضطراب، خدمتگذار جاه‌طلبی امروزه است.” آلن دو باتن نویسنده کتاب اضطراب موقعیت یک نویسنده و فیلسوف انگلیسی است که بنیاد مدرسه زندگی را تاسیس کرد. جایی که او و همکارانش به افراد هوش هیجانی و نحوه استفاده از آن را آموزش می‌دهند. هدف این افراد از آموزش چنین مطالبی این است که به افراد کمک کنند تا بتوانند زندگی بهتری را تجربه کنند. او آثار پرفروش دیگری مانند معماری شادمانی، تسلی بخشی‌های فلسفی و جستارهایی در باب عشق را هم در کارنامه دارد. این کتاب توسط چند مورد از بهترین ناشران ایران مانند نشر میلکان، نشر ققنوس، نشر نون و غیره با نام‌های اضطراب موقعیت، اضطراب جایگاه اجتماعی و اضطراب منزلت منتشر شده به جرئت اکثر ما یا همیشه نگران حرف مردم هستیم و یا دست کم در برهه هایی از زندگی خود به غایت از این امر می ترسیدیم  که توسط دیگران قضاوت شویم. اما به نظرتان این موضوع از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ آیا ما از همان ابتدای خلقت به فکر این بودیم که دیگران فکر می‌کنند موفق هستیم یا نه؟ خب، آلن دو باتن هم در کتاب اضطراب موقعیت دقیقا دست روی همچین نکاتی گذاشته است و دقیقا همبن پرسش ها را به عمل می آورد. او با توجه به یافته و گفته‌‎های فلاسفه، تاریخ نگاران و دانشمندان سعی و تلاش خود را کرده تا ریشه این تفکر را پیدا کند. و به گمان من تا حدود بسیار زیادی در این امر مهم موفق ظاهر شده است.در قسمت اول کتاب، دوباتن به بررسی عوامل مختلفی می پردازد که به اضطراب موقعیت کمک می‌کنند. او استدلال می کند که یکی از دلایل اصلی تاکید روزافزون بر فردگرایی و خوداتکایی در جامعه مدرن است. مردم دیگر بخشی از جوامع به هم پیوسته و ساختارهای اجتماعی نیستند که حس تعلق و امنیت را ایجاد کنند. در نتیجه، در برابر احساس انزوا و بی کفایتی آسیب پذیرتر می شوند.در قسمت دوم کتاب، دوباتن پیامدهای منفی اضطراب موقعیت را بررسی می کند. او استدلال می کند که می تواند منجر به طیفی از مشکلات، از جمله افسردگی، اعتماد به نفس پایین، و احساس بی معنی شود. افرادی که دچار اضطراب موقعیت هستند، اغلب نمی توانند از لحظه حال لذت ببرند، زیرا دائماً نگران آینده خود و موقعیت خود در جامعه هستند.در قسمت پایانی کتاب، دوباتن توصیه های عملی در مورد چگونگی غلبه بر اضطراب وضعیت و یافتن شادی و رضایت ارائه می دهد. او استدلال می کند که ما باید تمرکز خود را از موفقیت مادی و به سمت فعالیت های معنادارتر مانند روابط، خلاقیت و رشد شخصی تغییر دهیم.«اضطراب موقعیت» کتابی قابل تامل و روشنگر است که دیدگاهی تازه در مورد یکی از مبرم ترین مسائل زمان ما ارائه می دهد. آلن دو باتون با بررسی علل و پیامدهای اضطراب وضعیت، و با ارائه توصیه های عملی در مورد چگونگی غلبه بر آن، منبع ارزشمندی را برای هر کسی که با احساس بی کفایتی و ناامنی دست و پنجه نرم می کند، فراهم می کند. چه جوانی باشید که تازه شروع به زندگی کرده‌اید یا یک فرد مسن‌تر که به دنبال تحقق و معنای بیشتر است. این نوشتار برای چالش کتابخوانی طاقچه نوشته شده است.لینک کتاب در طاقچه</description>
                <category>محمد ش.</category>
                <author>محمد ش.</author>
                <pubDate>Fri, 17 Nov 2023 17:41:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تخت خوابت را مرتب کن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_45365389/%D8%AA%D8%AE%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%A8-%DA%A9%D9%86-xz5ttfvikuhn</link>
                <description>کتاب تختخوابت را مرتب کن با عنوان اصلی Make Your Bed نوشته دریاسالار ویلیام اچ. مک‌ریون بازنشسته‌ی نیروی دریایی آمریکا  است. که در آن به نکات کوچک ولی مهمی اشاره می‌کند و اعتقاد دارد که ممکن است زندگی شما و حتی دنیا را تغییر دهد.فرمانده ویلیام اچ. مک‌ریون با افتخار در ارتش خدمت کرد و در سی و هفت سال خدمتش به عنوان یگان ویژه‌ی نیروی دریایی، در کلیه سطوح فرماندهی بوده است. او در حال حاضر رئیس دانشگاه تگزاس سیستم است و کتابش جزء پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز در سال دو هزار و هفده بود.&quot;این درس‌ها و تجربیات ساده را در تمرینات نیروی دریایی کسب کردم و هر ده درس در مقابل چالش‌های زندگی اهمیتی یکسان دارند و این مهم نیست که شما در چه مرحله‌ای از زندگی و دارای چه جایگاهی در جامعه باشید.&quot; دریاسالار ویلیام اچ. مک‌ریون در سال دو هزار و چهارده برای جشن فارغ التحصیلی دانشجو های دانشگاه تگزاس همچنین مطالب این کتاب را در قالب یک سخنرانی بیان کرد که تا حدود زیادی مورد توجه قرار گرفت. متن این سخنرانی در پایان کتاب نیز آمده است. خلاصه که پیشنهاد می‌کنم اگر به دنبال یک کتاب کوچک، خوش‌خوان و تاثیرگذار هستید که تلنگری برای شما باشد حتما کتاب تختخوابت را مرتب کن را بخوانید.فصل اول «تخت خوابت را مرتب کن» لحن و نحوه گفتار و نوشتار بقیه کتاب را مشخص می کند. دریاسالار مک ریون بر اهمیت شروع روز خود با انجام یک کار کوچک مانند مرتب کردن تخت خود تأکید می کند. او شرح می دهد که چگونه این عمل ساده می تواند لحن بقیه روز شما را تنظیم کند و به شما احساس موفقیت بدهد. او همچنین داستان هایی را از آموزش نیروی دریایی خود به اشتراک می گذارد، جایی که او ارزش توجه به جزئیات و اهمیت برداشتن گام های کوچک به سمت یک هدف بزرگتر را آموخت.کتاب تخت خوابت را مرتب کن کتابی به غایت قدرتمند و الهام بخش است که توصیه های عملی و حکمت را برای هر کسی که به دنبال بهبود زندگی خود است ارائه می دهد. داستان‌ها و درس‌های دریاسالار مک‌ریون از دوران نظامی‌اش هم الهام‌بخش و هم آموزنده است و تأکید او بر اقدامات کوچک و پشتکار می‌تواند به خوانندگان کمک کند تا به اهداف خود برسند و تأثیر مثبتی بر جهان بگذارند. اگر به دنبال خواندنی سریع و تأثیرگذار هستید که به شما انگیزه و الهام بخش بدهد، «تخت خوابت را مرتب کن» قطعا ارزش بررسی را دارد.شاید به نوعی و تا حدودی بتوان این کتاب را از نظر فرمی محتوایی با کتاب «قورباغه را قورت بده!» برایان تریسی مقایسه کرد؛ به عنایت به این مهم که در کتاب تریسی به بیست و یک درسی اشاره شده است که سبب جلوگیری از تعلل و نتیجه گیری بهتر در مدت زمانی کوتاه‌تر می‌شود اما در کتاب مک‌ریون به ده درسی پرداخته می‌شود که هدف آن تغییر خود و ساختن جهانی بهتر است و همچنین تجربه‌های شخصی نویسنده در کتاب ذکر شده است. &quot;همه‌ی ما می‌دانیم که زندگی، سخت و طاقت‌فرساست؛ ولی گاهی با انجام کارهایی پیش‌پاافتاده می‌توان به نتیجه‌ای دست یافت که زندگی را تحت تاثیر قرار دهد. عمل بسیار ساده‌ای مانند مرتب کردن تختخواب هم می‌تواند برای شروع یک روز نیروی انگیزشی شگفت‌آوری داشته باشد و رضایتی درونی برای به پایان رساندن یک روز خوب برای‌مان فراهم کند. برای تغییر جهان، اول تختوابت را مرتب کن. &quot;ایننوشتار برای چالش کتابخوانی طاقچه نوشته شده.لینک کتاب در طاقچه</description>
                <category>محمد ش.</category>
                <author>محمد ش.</author>
                <pubDate>Fri, 17 Nov 2023 17:39:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه با هرکسی صحبت کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_45365389/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D8%B1%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-n3muwltg0o5h</link>
                <description>در کتاب چگونه با هر کسی صحبت کنیم اثری لیل لوندز، با انواعی از راهکارها آشنا می‌شوید. با استفاده از این راهکارها می‌توانید به کمال برسید و به آنچه در زندگی می‌خواهید، دست یابید.&quot;در زندگی به دودسته از اشخاص برمی‌خوریم: آن‌هایی که وارد می‌شوند و می‌گویند «خوب، من اینجا هستم!». وآن‌هایی که وارد اتاق می‌شوند و می‌گویند، «اَه، شما اینجا هستید.»&quot; کسی‌ به‌تنهایی‌ به اوج نمی‌‌رسد. آن دسته افرادی که به نظر می رسد به همه خواسته‌ های خود رسیده‌ اند، کسانی‌ هستند که طی‌ سالیان متمادی‌ دل و ذهن صد ها و حتی هزاران نفر را به دست آورده‌ آند. تا به آن افراد در قبال آن محبت و آن مهر در همه فعالیت‌های‌ خود کمک کنند. خیلی‌ها پای‌ نردبان به کسانی‌ که تا پله‌های‌ آخر آن صعود کرده‌اند، نگاه می‌‌کنند و می‌‌گویند آن‌ها آدم‌های‌ خودخواهی‌ هستند. وقتی‌ بازیگران بزرگ، دوستی‌‌شان را مشمول حال آن‌ها نمی‌‌کنند و یا در کار تجارت با آن‌ها همکاری‌ نمی‌‌کنند یا عشقشان را از آن‌ها دریغ می‌‌نمایند، آن‌ها را به باندبازی‌ متهم می‌‌سازند و می‌‌گویند به این گروه و آن گروه وابستگی‌ دارند. اما ترفند و راهکار رسیدن به آن سطح از روابط اجتماعی کدام است؟ به چیزهای‌ زیادی‌ برمی‌‌خورید. مطمئنا آن افراد محلولی در اختیاردارند که دوستی‌ها را محکم می‌‌کند. از هنری‌ برخوردارند که روی‌ اذهان تأثیر می‌‌گذارند. جادویی‌ را می‌‌شناسند که در اثر آن دیگران عاشق آن‌ها می‌‌شوند. نمی‌دانم، شاید حتی مهره مار دارند! آن‌ها در ضمن از کیفیت‌هایی‌ برخوردارند که رؤسا آن‌ها را استخدام می‌‌کنند و به آن‌ها ترفیع رتبه می‌‌دهند. شاید تصور کنید که این آگاهی از این اصول در ذات افراد است اما در حقیقت با آموزش مذاکره و آموزش فن بیان می‌توان به مهارت در این زمینه دست پیدا کرد.این مسائل دقیقا همان مسائلی است که در کتاب مورد بحث قرار می‌گیرد. لیل لَوندِز از دوران کودکی تا دانشجویی، فردی خجالتی بود و با اینکه دلش می‌خواست ارتباط خوبی با دیگران برقرار کند اما نمی‌دانست چگونه باید این کار را انجام بدهد. بعد از اتمام دانشگاه، او معلّم شد و تدریس را آغاز کرد اما چون مهارت‌های ارتباطی را بلد نبود، احساس بسیار بدی داشت و به همین دلیل، خیلی زود تدریس را کنار گذاشت. بعد از آن، او که بسیار احساس سرخوردگی می‌کرد، مصمم شد تا این نقطه ضعف را برای همیشه از بین ببرد و ارتباطات خوبی که همیشه دلش می‌خواست با دیگران داشته باشد را یاد بگیرد و تصمیم گرفت وارد شغل مهمانداری هواپیمای بین‌المللی شود که مجبور باشد با افراد زیادی از سراسر دنیا در ارتباط باشد.با مطالعه این کتاب یاد می‌گیرید در موقعیت‌های احتمالی پیش آمده با افرادی که می‌شناسید چگونه صحبت کنید و همچنین چگونه با افرادی که نمی شناسید، ارتباط برقرار کنید و برای تداوم رابطه‌ای مؤثر، چگونه پیش بروید. مطالعه این کتاب به شما کمک می‌کند تا با دیگران راحت‌تر و بهتر از قبل ارتباط بگیرید و با ارتباطات فوق‌العاده خود، به آسانی در مصاحبه‌های کاری پذیرفته شوید، مذاکرات را به نفع خود تمام کنید، دوستان و همسر بسیار خوبی داشته باشید، بهترین شغل را از آن خودتان کنید و در هر جمعی بتوانید به راحتی صحبت کنید و هیچ ترسی از صحبت یا نحوه برقراری ارتباط درست، نداشته باشید و در نتیجه شما به فردی شاد، موفق، تاثیرگذار، راضی و خشنود از زندگی تبدیل خواهید شد.این نوشتار برای چالش کتابخوانی طاقچه نوشته شده.لینک کتاب در طاقچه</description>
                <category>محمد ش.</category>
                <author>محمد ش.</author>
                <pubDate>Fri, 17 Nov 2023 17:37:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه کمال‌گرا نباشم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_45365389/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%85-sqafxxslud3i</link>
                <description>مطالعه کتاب چگونه کمال گرا نباشیم اثری بی نظیر از استیفن گایز به آگاهی ما نسبت به تبعات منفی کمال گرایی کمک خواهد کرد. مفاهیم این کتاب باعث می شود بتوانیم آن گونه که باید از زندگی که تنها یکبار فرصت زیستن در اون را داریم ، نهایت لذت را  ببریم. استفان گایز نویسنده، وبلاگ‌نویس و کارآفرین بین‌المللی است که کتاب‌های پرطرفدارش تاکنون به بیش از سی زبان ترجمه شده‌اند. استفان گایز شهرت خود را به واسطه‌ی ارائه‌ی استراتژی‌های کاربردی و طنزآمیز تغییر رفتار در سطح جهانی به دست آورده است. او اکنون در نزدیکی دنیای زیبای دیزنی، در اورلاندوی فلوریدا زندگی می‌کند. تعدادی از کتاب‌های او تاکنون به زبان فارسی نیز ترجمه شده‌اند. گایز نویسنده‌ی کتاب‌های مشهوری از جمله خرده‌عادت‌ها (۲۰۱۶)، چگونه کمال‌گرا نباشیم (۲۰۱۵) و عادت‌های انعطاف‌پذیر (۲۰۱۹) است.  “هر چه بیشتر تلاش کنی به کمال نزدیک شوی، کمال از تو دورتر می شود.”استفان گایزر در کتاب چگونه کمال گرا نباشیم می گوید:&quot;کمال‌گرایی در زندگی مانند تله‌ای عمل می‌کند که فرد را دچار توهم برتری می‌نماید و مانع پیشرفت وی می‌شود. شاید تصور کنید بهترین بودن ایده‌ای جاه‌طلبانه است و شما را به اوج می‌رساند، اما در حقیقت شرایط سقوط شما را مهیا می‌کند. اگر ذهن خود را اسیر برتری و کمال نمایید از ترس ناتوانی در اجرای ایده، حتی قدمی هم در آن مسیر بر نمی‌دارید. از طرف دیگر، کمال‌گرایی دست شما را برای پیدا کردن بهانه باز می‌گذارد، بهانه‌هایی را می‌یابید تا کاری را آغاز نکنید و شکست نخورید.&quot;به عقیده استفان گایزر اگر سعی کنیم عادت های بزرگ خود را که باعث کمال گرایی ما می شوند به ریزعادت یا خرده عادت یا عادت های اتمیک تبدیل نماییم، در واقع خود را از این مشکل و معضل بزرگ رها ساخته ایم و باعث می شویم که دیگر بهانه ای برای انجام ندادن کارهایمان نداشته باشیم و از شر خانمان سوز کمال گرایی وسواس گونه خلاص شویم.فکر برتر بودن و در حد کمال بودن، آن چنان ذهن آدمی را اسیر خود می‌کند که از ترس آن که نتوانید آنچه در ذهن دارید را در حد کمال اجرا کنید، حتی قدمی هم در آن مسیر بر بر نمی دارد. این طرز فکر، همان مانعی است که استفان گایزر در کتاب چگونه کمال گرا نباشیم بیان می کند. این کتاب و یا بسیاری از افراد را برای سال‌ها در یک نقطه نگاه داشته استکاش همه‌ی ما مانند استفان گایز، لحظه‌ای درنگ کرده، به مسیری که تاکنون در زندگی طی کرده‌ایم، نگاهی انداخته و بیاموزیم که با خود صادق باشیم. چاره‌ای بیاندیشیم برای تمام غفلت‌ها، خیال پردازی ها و تفکرات محدود کننده‌مان.&quot;کمال‌گرایی همچون یک سپر ۲۰ تنی است که دور تا دور خود می‌گیریم به امید آنکه ما را از آسیب محفوظ نگه می‌دارد، اما در حقیقت تنها کاری که این سپر می‌کند این است که نمی‌گذارد دیده شویم.&quot;&quot;ناامنی و خودکم‌بینی شما را نسبت به اشتباهاتتان فوق‌العاده حساس می‌کند. این فکر که «اگر حواست را جمع کنی، اشتباه نمی‌کنی» حس امنیت غلطی را به شما القا می‌کند. تنها حس امنیت واقعی زمانی به سراغتان می‌آید که خود را همان‌طور که در واقعیت هستید شناخته و بپذیرید.&quot;این نوشتار برای چالش کتابخوانی طاقچه نوشته شده است. لینک کتاب در طاقچه</description>
                <category>محمد ش.</category>
                <author>محمد ش.</author>
                <pubDate>Fri, 17 Nov 2023 17:34:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدرت عادت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_45365389/%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-ppi4lucjmu2g</link>
                <description>کتاب قدرت عادت توسط چارلز دوهیگ در سال دو هزار و دوازده نوشته شده و به مدت زمان قابل توجهی جزو لیست کتب پرفروش قرار گرفت. این کتاب علاوه بر آن که به مدت شصت و دو هفته جزو لیست کتب پرفروش نیویورک تایمز بوده، از سوی دانشگاه هاروارد به‌عنوان یکی از تأثیرگذارترین کتب برای مدیران انتخاب‌ شده است. دوهیگ که در سال هزار و نهصد و هفتاد و چهار متولد شده، از روزنامه‌نگاران موفقی است که سابقه‌ی روزنامه نویسی در لس‌آنجلس تایمز و نیویورک‌تایمز را در کارنامه خود دارد. او هم‌چنین جایزه‌ی پولیتزر در بخش غیرداستانی را کسب کرده است.&quot;حدود ۴۰٪ رفتارهای روزمره‌ی ما بر اساس عادت و بدون توجه آگاهانه انجام می‌شوند.&quot;منطقا شما فکر می‌کنید در تمام روز در حال تصمیم گیری هستید منتها متاسفانه حدود نیمی از کارهایی که در روز انجام می دهیم، تنها و تنها عادت می باشد. ما عادت‌ها را هر روز انجام می دهیم بدون اینکه در مورد آن‌ها فکر کنیم. مانند چک کردن مداوم اینستاگرام، تلگرام و غیره. خوردن میان وعده زیاد در هنگام گرسنگی. این عادت ها بسیار قدرتمند و گاه مخرب هستند و احتمالا هر روز به آن‌ها فکر می‌کنید و از خود انتظار دارید تا آن‌ها را کمتر انجام دهید. اگر بتوانید درک کنید که چگونه عادت‌ها شروع می‌شوند، می توان بر آن عادت های مخرب غلبه کرد.چارلز داهیگ در کتاب قدرت عادت، به بررسی مولفه‌هایی می‌پردازد که در شکل گیری عادات شما تاثیر دارند. این سه مولفه نشانه، روال و پاداش نام دارند و هر کدام بر روی یکدیگر تاثیرگذارند.    نشانه: این مولفه به مغز شما می‌گوید از چه عادتی استفاده کنید و آن‌ها را در حالت اتوماتیک قرار می‌دهد. به عنوان مثال هر روز صبح ساعت ۷ بر روی میز آشپزخانه خود می‌نشینید تا صبحانه بخورید.    روال: این مولفه، رفتاری است که عادت شما را شکل می‌دهد و به طور خودکار درگیر آن می‌شوید. به عنوان مثال برای نوشیدن قهوه، هر روز به سراغ دستگاه قهوه ساز خود می‌روید و آن را روشن می‌کنید و دکمه فنجان بزرگ را فشار می‌دهید.    پاداش: مولفه پاداش، مولفه‌ای است که با تکمیل دو مولفه قبل، به خود پاداش می‌دهید. ممکن است این پاداش را در تکمیل امور روزمره خود، به خود بدهید. به عنوان مثال بوی غنی و دلچسب قهوه به همراه بخارهایی که از فنجان بیرون می‌آیند، پاداشی است که هر روز به خود می‌دهید.چارلز داهیگ در کتاب قدرت عادت، تحقیقات علمی خود را با ایده‌ها و تجربیات شخصی خود به گونه ای ترکیب کرده تا این کتاب داستان‌های قانع کننده ای برای شما بیان کند. این درحالی است که شما هر آنچه را که درباره‌ی عادات خود نیاز دارید می توانید یاد بگیرید. پیشنهاد می‌کنم  لذت و صد البته فایده بسیار زیاد خواندن این کتاب ارزشمند را از خود نگیرید چرا که به شما در شناسایی عادت‌های بد و خوب خود و همچنین ایجاد عادات صحیح در زندگی و کسب و کار کمک خواهد کرد. همچنین به شما پیشنهاد می کنم پس از مطالعه این کتاب، کتاب عادت های اتمی اثر جیمز کلیر را نیز حتما مطالعه کنید.&quot;تفاوت بین اینکه شما چه کسی هستید و چه کسی می‌خواهید باشید این است که چه کاری انجام می‌دهید.&quot;این نوشتار برای چالش کتابخوانی طاقچه نوشته شده است. لینک کتاب در طاقچه</description>
                <category>محمد ش.</category>
                <author>محمد ش.</author>
                <pubDate>Fri, 17 Nov 2023 17:31:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عادت های اتمی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_45365389/%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C-smvx2vwxc8qa</link>
                <description>کتاب عادت‌های اتمی اثری از جیمز کلیر در سال دو هزار و هجده منتشر شد. راهکاری عملی و ثابت شده برای ساخت عادت‌های خوب و کنار گذاشتن عادت‌ های بد ارائه می‌دهد. عادت های اتمی، با استفاده از تحقیقات علمی و مثال‌های واقعی نشان می‌دهد که چطور تغییرات رفتاری، به شکل‌گیری عادت‌های جدید منجر می‌شوند و این عادت‌های جدید به شما در دستیابی به موفقیت کمک می‌کنند. جیمز کلیر، نویسنده و سخنور مطرحی است که بر روی عادات، روش های تصمیم گیری و روند مداوم بالا بردن کیفیت زندگی تمرکز دارد. او یکی از متخصصان برجسته ی بین المللی است که مطالعات بسیار گسترده ای درباره ی عادت ها، تحلیل رفتارهای پیچیده ی انسانی و تبدیل آن ها به رفتارهای ساده روزمره دارد. یکی از اصلی ترین عامل های شهرت او نوشتن کتاب عادت های اتمی است که در دسته کتاب های پر فروش نیویورک تایمز قرار دارد. کتاب عادت های اتمی که یکی از شناخته شده ترین کتاب های حوزه ی کسب و کار است به عنوان راهنمای جامعی درباره ی چگونگی تغییر عادت های بد و جایگزین کردن آن ها با عادت های خوب می توان یاد کرد. جینز کلیر در کتاب عادت های اتمی با کمک گرفتن از مباحث زیست شناسی و روانشناسی، یک دستورالعمل کاربردی و جامع درباره ی عادت های اتمی در اختیار مخاطب می گذارد. جیمز کلیر، کتاب خود را را جامع ترین و کاربردی ترین راهنما برای خلاص شدن از دست عادت های بد و ایجاد عادت های خوب می داند. به نظر او ممکن نیست کتابی علمی تر از کتاب عادت های اتمی در موضوع عادت ها و بهبود آن ها پیدا کنیم. البته این مدعا قابل بحث است. فصل اول کتاب عادات اتمی پایه و اساس ایده های اصلی کتاب را می گذارد. جیمز کلیر مفهوم عادات اتمی را توضیح می دهد، که عادت های کوچکی هستند که با تکرار مداوم، می توانند به پیشرفت های قابل توجهی در زندگی ما منجر شوند. او همچنین مفهوم حلقه عادت را معرفی می کند که شامل یک نشانه، یک روال و یک پاداش است. درک حلقه عادت برای ایجاد و تغییر موثر عادات ضروری است.&quot;اما اگر این عادات را هر روز پیش بگیریم، متوجه می‌شویم که انتخاب‌های ما نتایج بزرگی به همراه دارند. اگر هر شب پیتزا بخورید، متوجه می‌شوید که پس از مدتی، افزایش وزن چشم‌گیری داشته‌اید و اگر هر روز بیست دقیقه پیاده‌روی کنید، با گذشت زمان می‌فهمید که لاغرتر و آماده‌تر شده‌اید؛ در حالی که این تغییرات را حس نکرده‌اید.&quot;جیمز کلیر راه های مختلفی برای تغییر عادت های اتمی پیشنهاد می دهد. یکی از این روش ها این است که لیستی با دو ستون ایجاد کنید. در ستون اول عادت هایی را که هر روز انجام می دهید بنویسید و در ستون دوم اتفاقاتی را که روزانه برایتان می افتد یادداشت کنید. با بررسی این دو ستون می توانید بهترین لایه را برای تغییر در سبک زندگی خود و ایجاد عادت های جدید پیدا کنید. تغییر عادت های اتمی در محیط جدید آسان تر انجام می شود؛ زیرا مکان های تازه به شما این امکان را می دهند تا از نشانه ها و محرک هایی که شما را به انجام عادت های فعلی تشویق می کنند دور بمانید. یک مکان جدید مانند یک کافی شاپ متفاوت، نیمکتی در پارک یا گوشه ای از خانه که به ندرت در معرض استفاده است را پیدا کنید و در آنجا دفترچه ی عادت های اتمی خود را بنویسید. برای نهادینه کردن یک عادت جدید در خود، بسیار مهم است که از قانون تکرار پیروی کنید. در مراحل اولیه، انجام دادن عادت جدید به شکل کامل و بی نقص آنقدر اهمیت ندارد اما تکرار کردن را نباید فراموش کنید. نویسنده در جایی از کتاب می گوید یکی از سؤالاتی که مردم همیشه از من می پرسند این است که چقدر طول می کشد تا یک عادت جدید را بسازیم؟ ولی در واقع سؤال درست تر این است که چقدر طول می کشد تا یک عادت جدید ایجاد شود. به بیان دیگر، چند بار باید یک عادت جدید را تکرار کنیم؟این نوشتار برای چالش کتابخوانی طاقچه نوشته شده است. لینک کتاب در طاقچه</description>
                <category>محمد ش.</category>
                <author>محمد ش.</author>
                <pubDate>Fri, 17 Nov 2023 17:28:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تسلی بخشی‌های فلسفی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_45365389/%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%DB%8C-jv0kqlv35sty</link>
                <description>آلن دوباتن، فیلسوف و نویسنده و مجری بریتانیایی شاید برترین راوی فلسفه باشد. لااقل یکی از بهترین ها. دوباتن در این کتاب شش مشکل از زندگی را انتخاب می‌کند. کتاب تسلی بخشی های فلسفه شامل شش بخش است که هر بخش در مورد یک فیلسوف و یک راه حل در مواجهه با مشکلی در زندگی است:    تسلی بخشی در مواجهه با عدم محبوبیت – با استفاده از آموزه‌ی های سقراط    تسلی بخشی در مواجهه با کم پولی – با استفاده از آموزه ‌های اپیکور    تسلی بخشی در مواجهه با ناکامی – با استفاده از آموزه ‌های سنکا    تسلی بخشی در مواجهه با ناتوانی و نابسندگی – با استفاده از آموزه‌ی های مونتنی    تسلی بخشی قلب شکسته – با استفاده از آموزه‌ی های شوپنهاور    تسلی بخشی در مواجهه با سختی ها – با استفاده از آموزه‌ی های نیچهبا خواندن‌ این‌ کتاب‌ از سقراط‌ می‌آموزیم‌ که‌ عدم‌ محبوبیت‌ را نادیده‌ انگاریم‌.&quot;سقراط ما را ترغیب می کند که از اطمینان مردم نترسیم، مردمی که نمی توانند به پیچیدگی های زندگی خود، احترام بگذارند و دیدگاه های خود را بدون دقتی حداقل به اندازه دقت یک کوزه گر (در حرفه خود)، صورت بندی می کنند. آنچه بدیهی و «طبیعی» خوانده می شود به ندرت چنین است. تشخیص این امر باید به ما بیاموزد که دریابیم جهان انعطاف پذیرتر از چیزی است که به نظر می رسد، زیرا دیدگاه های تثبیت شده، اغلب نه از طریق فرایند استدلال بی عیب و نقص بلکه از طریق قرن ها آشفتگی فکری ظاهر شده اند. ممکن است دلایل خوبی برای شکل و وضعیت فعلی امور وجود نداشته باشد.&quot;اپیکور بی‌ پولی‌ ما را چاره‌ می‌کند. &quot;ممکن است دستیابی به خوشبختی دشوار باشد، ولی موانع آن عمدتا مالی نیستند.&quot;سنکا به‌ ما کمک‌ می‌ کند تا بر احساس‌ یأس‌ و نا امیدی‌ غلبه‌ کنیم‌. مونتنی‌ راهنمای‌ مناسبی‌ برای‌ درمان‌ ناکارآیی‌های‌ ماست‌. عشاق دلشکسته‌ می‌توانند با خواندن‌ آثار شوپنهاور تسلی‌خاطر یابند. کسانی‌ که‌ در زندگی‌ با سختی‌های‌ زیادی‌ روبرو هستند با نیچه‌ همذات‌پنداری‌ خواهند کرد. به نقل از کافه کتاب به نظرم کتاب را میتوان از دو منظر برسی کرد. ۱.برسی با در نظر گرفتن جداگانه هر یک از فصول ششگانه: فصل اول بسیار کاربردی است،چرا؟تا به حال شده عقیده ای داشته باشید که همهگان شما را مسخره کنند ولی نتوانید از خود دفاع کنید؟ یا بخواهید برای کسی ثابت کنی عقیده ات یاوه است؟خوب این فصل برای شماست. از فصل دوم دوست ندارم چنین برداشت کنم که ثروت مند شدن فایده زیادی ندارد،بلکه دپست دارم چنین برداشت کنم:بهترین چیز های برای خوشبختی چیست؟ فصل سوم و چهارم هم خودتان بخوانید،می فهمید چقدر کاربردی و جالب است فصل چهارم در کنار جذاب بودنش ویژگی آزار دهنده ای دارد.اصلا تسلی بخش نیست،فکر کنم اسم تخیرب های فلسفه برایش مناسب تر است،اما دیدگاه بسیار جالبی دارد فصل پنجم هم درس زندگی است،شاه فصل کتاب ۲.برسی کتاب از منظر کلی: مفید ترین کتاب خودیار که تا به حال خوندم. *ما شک های خود را فرو می خوریم و از گله پیروی می کنیم، زیرا نمی توانیم خود را پیشگام درک حقایق دشواری بدانیم که پیش از این ناشناخته بوده است.&quot;این نوشتار برای چالش کتابخوانی طاقچه نوشته‌شده است. لینک کتاب در طاقچه</description>
                <category>محمد ش.</category>
                <author>محمد ش.</author>
                <pubDate>Wed, 04 Oct 2023 22:40:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مغازه خودکشی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_45365389/%D9%85%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-uw8siocijfhi</link>
                <description>یک فانتزی. به غایت سیاه. بی نهایت تکان دهنده.این رمان نسبتا کوتاه اثری از ژان تولی است. نویسنده، طراح و کارگردان فرانسوی، که در سال ۱۹۵۳ به دنیا آمد. مشخصا و مطمئنا معروف ترین رمان های ژان تولی همین مغازه خودکشی است. مغازه خودکشی در سال ۲۰۰۷ منتشر گشت. تا کنون به زبان های بسیار زیادی برگردان شده است.برجسته ترین و واضح ترین موتیف داستان در سراسر کتاب همان طور که از نام کتاب بر می آید حضور بسیار زیاد مرگ است. مغازه خودکشی داستانی دارد درباره مردن. مردن افرادی که دیگر امیدی برای زندگی ندارند و می‌خواهند به زندگی خود پایان دهند. و بالطبع در مقابل حضور مرگ، تلاش برای ساختن امید به زندگی. نبردی که می خواهد خود را سخت نمادین جلوه دهد و مجموعه قابل توجهی از شوخی‌های ظریف را به وجود آورده است که در نهایت امر قصد آن را دارد که خواننده را به اصطلاح میخ کوب کند.“رمان عجیب ژان تولی، نویسنده و فیلم‌ نامه ‌نویس فرانسوی، هجوی است تمام‌ عیار درباره‌ ی مرگ و امید. رمان درباره‌ ی یک دکان فروش ابزار و ادوات خودکشی است. همه ‌جور خنزر پنزری در آن یافت می‌شود. از انواع سم تا طناب ‌های دار، از انواع سلاح‌ های کمری مناسب برای انتحار تا ویروس ‌های کشنده. یک فروشگاه منحصر به فرد در زمان و مکانی نامعلوم.&quot;خانواده تواچ مغازه‌ دارند. مغازه ای که فقط می‌ توان درباره اش گفت عجیب. شعاری هم دارد. این شعار:«آیا در زندگی شکست خورده‌اید؟ لااقل در مرگ‌تان موفق باشید.»نام مغازه آن ها هم نام است با نام خود کتاب: مغازه خودکشی. که فرار است در آن به افرادی که قصد خودکشی دارند خدمات ارائه شود. خانواده تواچ حتی به مشتریان خود مشاوره خودکشی هم می‌ دهند و انواع و اقسام روش ‌های مختلف برای پایان دادن به زندگی فلاکت ‌بارشان را به آن ‌ها پیشنهاد می‌کنند.“وقتی به اتاق‌خوابش برگشت، زنش به بالشت تکیه داده بود و مجله می‌خواند. زن پرسید «کی بود؟»«نمی‌دونم. یه بیچاره‌ای که تفنگش گلوله نداشت. چیزی رو که دنبالش بود از توی جعبه‌ی مهمات پیدا کردم و به‌ش دادم. دیگه می‌تونه مغزش رو بترکونه. داری چی می‌خونی؟»«آمار پارساله: هر چهل دقیقه یک خودکشی، صد و پنجاه هزار اقدام به خودکشی که فقط دوازده هزارتاش به مرگ منجر می‌شه. باورنکردنیه.»«آره همین‌طوره. چه‌قدر آدم هست که می‌خوان راحت بشن و موفق نمی‌شن… خوشبختانه ما واسه‌ی این کار این‌جاییم. چراغ رو خاموش کن عزیزم.» &quot;جالب است که نام های اعضای خانواده تواچ هرکدام یادآور افراد سرشناسی است که خودکشی کرده‌اند.اما در مقابل همه سیاهی ای که در رمان وجود دارد، آلن، پسر خانواده، نوری ست در تاریکی. آقا و خانم تواچ از دست لبخند هاو خوش‌بینی های آلن به تنگ آمده‌اند و حتی وقتی پیشنهاد دیدن اخبار را به او می‌دهند، آلن نکته مثبتی پیدا می‌کند و از ظاهر جدید گوینده اخبار تعریف می‌کند! خانواده تواچ نسل‌های زیادی مغازه خودکشی را اداره کرده‌اند و تا به حال هیچ‌کدام از آن‌ها به زندگی امید نداشته‌اند. حتی خواهر و برادر آلن به پدر و مادر خود اعتراض می‌کنند که: پس ما کِی می‌توانیم خودکشی کنیم؟بیش از این نمی گویم. خودتان ادامه را بخوانید...فقط براساس این رمان در سال ۲۰۱۲ انیمیشن مغازه خودکشی نیز ساخته شده است که دیدن آن خالی از لطف نیست.این نوشتار برای چالش کتاب‌خوانی طاقچه نوشته شده‌است.لینک کتاب در طاقچه</description>
                <category>محمد ش.</category>
                <author>محمد ش.</author>
                <pubDate>Wed, 23 Aug 2023 19:44:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسخ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_45365389/%D9%85%D8%B3%D8%AE-r7bglhnaqvic</link>
                <description>فرانتس کافکا، در سال 1883 به دنیا آمد و در سال 1924، در گذشت. بی شک، او یکی از بزرگ ترین و تاثیرگذار ترین نویسنده ‌های آلمانی زبان و به طور کلی نویسنده های در قرن بیستم میلادی است. او نه تنها بر ادبیات غرب، بلکه بر روی نویسنده‌هایی چون صادق هدایت نیز تاثیرات زیادی گذاشته است. جالب است زمانی هدایت به معرفی و ترجمه آتاری کافکا همت نهاد که در آن زمان کافکا در غرب هم تقریبا نا شناخته بود. رمان‌های او، معمولا به سبک سورئال هستند و موضوعات اگزیستانسیالیستی را بیان می‌کنند. مشخصا بعضا به نهیلیسم هم تنه هایی می زند. از جمله آثار او می‌توان به محاکمه، قصر، آمریکا، گراکوس شکارچی، شمشیر، پیام امپراتور، خواب، درخت‌ها، نوشته‌ای کهن، در جایگاه بالایی سیرک و… اشاره کرد.او که مادر و پدر آلمانی داشت در شهر پراگ به دنیا آمد که او را یکی از نویسندگان بزرگ جمهوری چک نیز می دانند که با آثار خود توانست تأثیر فراوانی بر کشورهای اروپایی و آمریکا بگذارد. با این حال جای تعجب است فرزندی از خانواده ای متعصب یهودی که در محیطی خفقان آلود بزرگ شده است .  او همیشه به این موضوع اشاره کرده است که ماجرای زندگی او باعث ناقص شدن شخصیتش شده است.کافکا در خاطرات خود بیان می کند وقتی پسری کوچک بوده از پدر آب می خواهد اما پدر سنگ دلش او را از خانه بیرون می کند و کاری می کند تا صبح از سرما یخ بزند.او که در چنین خانواده ای بزرگ می شود دچار افسردگی و بیماری های متعددی می شود و در نهایت در سن چهل سالگی از دنیا می رود.مشخصا مسخ بهترین اثر کافکا به حساب می آید. هر چند کافکا خورش با این موضوع موافق نبود. به قولی کافکا در این داستان نسبتا کوتاه (حدود پنجاه صحفه با سه بخش به طول های تقریبا مساوی) اوجی را رقم زد که هیچ گاه نتوانست از آن فراتر رود. ولادیمیر ناباکوف، که او هم نویسنده و منتقد قابلی است در بخش مرتبط به این داستان در کتابی که شامل نقد و شرح چند داستان از ادبیات غرب است، درباره این کتاب می‌گوید:&quot;اگر کسی «مسخ: کافکا را چیزی بیش از یک خیال پردازی حشره‌شناسانه بداند به او تبریک می‌گویم چون به صف خوانندگان خوب و بزرگ پیوسته است.&quot; &quot;As Gregor Samsa woke one morning from uneasy dreams, he  found himself transformed into some kind of monstrous vermin.&quot;.“یک روز صبح، وقتى گرگور زامز از خواب های آشفته بیدار شد، دید که در تخت خواب اش به حشره‏ ای غول‏ پیکر تبدیل شده است.&quot;می گویند کافکا همیشه در تلاش برای شروع بود. کل داستان یک طرف. نوع شروع آن در طرفی دیگر که از قضا به آن طرف سنگینی می کند. به گمان من این شروع یکی از آن بهترین شروع ها است. داستان نسبتا گوتاه مسخ روایت مردی است که در یک صبح طبق معمول برای رفتن به محل کار خود از خواب بر خاسته و متوجه می‌شود تبدیل به یک حشره شده است. ابتدا خانواده و سپس نماینده قانونی شرکت متوجه این تغییر و تحول می ‌شوند. ولی امید دارند که وی به وضعیت انسانی اولیه باز می گردد. اما شوربخات چنین نمی‌شود و تداوم این وضعیت که با دل‌سوزی‌های خواهرانه همراه و تنگ‌دستی خانواده را نیز به دنبال دارد موجب اتفاقاتی می شود که ستون اصلی داستان را شامل می شود.در پایان می‌خواهم نظامی برای تحلیل داستان ارائه کنم. برای به درازا کشیده نشدن مختصر اشاره می‌کنم که داستان را با رویکرد مارکسیستی مطاله کنید. انطباق ها حیرت انگیز است. این متن برای شما چالش کتابخوانی طاقچه نوشته شده است. لینک کتاب در طاقچه </description>
                <category>محمد ش.</category>
                <author>محمد ش.</author>
                <pubDate>Wed, 26 Jul 2023 00:49:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همنوایی شبانه ارکستر چوبها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_45365389/%D9%87%D9%85%D9%86%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%DA%86%D9%88%D8%A8%D9%87%D8%A7-lqsqllzfdvsq</link>
                <description>&quot;چو تیره شود مرد را روزگار      همه آن کند کش نیاید به کار&quot;داستان گویی هوشمندانه رضا قاسمی از انتخاب این شعر بسیار در ارتباط داستان شروع می شود.محتوای رمان  همنوایی شبانه ارکستر چوبها روایتی به شدت منحصر به فزد از زندگی تعدادی از مهاجر های  ایرانی. در واقع تبعید شدگان خود خواسته در طبقه ششم ساختمانی قدیمی در فرانسه است. مکانی که تعدادی ایرانی در اتاق های زیر شیروانی به همراه افرادی دیگر از فرانسوی گرفته تا ملیت های مختلف ساکنین این طبقه را تشکیل می دهند.مسلم است که ما با راوی بسیار خاصی طرف هستیم. مثلا:“شده بود که وقت دوش گرفتن ده ها بار سرم را بشویم, چون هر بار  در میانه کار دچار وقفه های زمانی شده ام و چون نفهمیده ام  سرانجام سرم را شسته ام یا نه روزه شک دار نگیرم و از نو دست به کار شوم.&quot;یا“ اگر هماره بر خلاف مصلحت خویش عمل می کنم , از آن روست که من خودم نیستم&quot;اما برسیم به بدیع ترین بیماری: بیماری آینه. به نسبت دو بیماری دیگر این یکی به غایت غریب تر از دو مورد پیش است. راوی شوریختانه خود را در آینه نمی تواند ببیند و باز شوربختانه‌تر فقط قادر است که در آینه اشیا بی جان را ببیند. جل الخالق! در این مورد می‌توان بی نهایت استعاره و فیلان و فیسار یافت. که بگذریم...از پارانویا هم نگذریم. در جایی از داستان از قول فروید نقل می شود که به بیماری خاص روشن فکران است. عجب...با توجه به مطالب فوق مسلم است که راوی  همنوایی شبانه ارکستر چوبها از نوع راوی غیر قابل اعتماد است. بی شک.مشخصا مخاطب نا آگاه از این مختصر مطالب می‌تواند چنین استنباط کند که با اثری به غایت در هم و آشفته طرف است. تا حدودی درست حدس زدید. منتها جذابیت اصلی  همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها در واژه نخست آن است. یعنی هم نوایی. هم نوایی این آشفته ها. که در آخر مثل یک ارکستر سمفونی بسیار عالی به صدا در می آیند. و این است مزد خواننده.به ظن من اگر  همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها مدرن ترین رمان فارسی نباشد. لااقل یکی از مدرن ترین های آن است. رمانی در هم پیچیده. با بی نهایت رمز و گوشه و کنار نمور و تاریک. صد البته با تارهای عنکبوت. کلفت. و تا حدودی ترسناک.“تاریخچه اختراع زن مدرن ایرانی بی شباهت به تاریخچه اختراع اتومبیل نیست. با این تفاوت که اتومبیل کالسکه ای بود که اول محتوایش عوض شده بود (یعنی اسب هایش را برداشته و به جای آن موتور گذاشته بودند) و بعد کم کم شکلش متناسب این محتوا شده بود و زن مدرن ایرانی اول شکلش عوض شده بود و بعد، که به دنبال محتوای مناسبی افتاده بود،کار بیخ پیدا کرده بود. (اختراع زن سنتی هم، که بعدها به همین شیوه صورت گرفت، کارش بیخ کمتری پیدا نکرد). این طور بود که هرکس، به تناسب امکانات و ذائقه شخصی، از ذهنیت زن سنتی و مطالبات زن مدرن ترکیبی ساخته بود که دامنه تغییراتش، گاه، از چادر بود تا مینی ژوپ. می خواست در همه تصمیم ها شریک باشد اما همه مسئولیت ها را از مردش می خواست. می خواست شخصیتش در نظر دیگران جلوه کند نه جنسیتش، اما با جاذبه های زنانه اش به میدان می آمد. مینی ژوپ می پوشید تا پاهایش را به نمایش بگذارد اما اگر کسی به او چیزی می گفت از بی چشم و رویی مردم شکایت می کرد. طالب شرکت پایاپای مرد در امور خانه بود، اما در همان حال مردی را که به این اشتراک تن می داد ضعیف و بی شخصیت قلمداد می کرد. خواستار اظهار نظر در مباحث جدی بود اما برای داشتن یک نقطه نظر جدی کوشش نمی کرد. از زندگی زناشوئیش ناراضی بود اما نه شهامت جدا شدن داشت و نه خیانت. به برابری جنسی و ارضای متقابل اعتقاد داشت، اما وقتی کار به جدایی می کشید، به جوانیش که بی خود و بی جهت پای دیگری حرام شده بود تاسف می خورد. بی گمان زنانی هم بودند که در یکی از دو منتها الیه این طیف ایستاده بودند. اما رعنا درست وسط این طیف بود.&quot;این متن برای چالش کتابخوانی طاقچه نوشته شده است. لینک کتاب در طاقچه </description>
                <category>محمد ش.</category>
                <author>محمد ش.</author>
                <pubDate>Sat, 15 Jul 2023 13:02:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیرمرد و دریا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_45365389/%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7-dnp8eiaggmou</link>
                <description>«زمان ممکن است نشان دهد که پیرمرد و دریا بهترین نوشته همه ما است.»این جمله را ویلیام فاکنر گفت. کسب که خودش هم کم شاهکار خلق نکرده است.ارنست همینگوی از عجیب‌ترین هایی نویسنده‌ای است که پا به عرصه وجود گذاشته و این را زندگی پرفراز و نشیب او تایید می‌کند. او در هر دو جنگ جهانی اول و دوم حضور داشته است و تا خط مقدم هم پیش رفته و مجروح هم شده است. در ماهیگیری ، اسکی، مشت­زنی، گاوبازی و شکار مهارت تام داشت و تمام و کمال به آنها می‌پرداخت و در هریک از اینها تا پای جان پیش رفته بود. او در شکار شیر و بوفالو استاد بود و در یکی از شکارهایش، گاو تا چند متری او پیش آمده بود و اگر چند ثانیه دیر شلیک می­کرد شاید زنده نمی­ماند. به گاوبازی علاقه عجیبی داشت. پیرمرد و دریا را ارنست همینگوی نوشته است. برایش نوبل گرفته است. و احتمالا بهترین کار او باشد. احتمالا و شاید برای شما جالب باشد که نقل شده است چندین و چند بار ارنست همینگوی در طول به رشته تحریر در آوردن پیرمرد و دریا دچار دریا زدگی شده است. و این مسئله زمانی جالب تر می شود که بدانیم مکانی که ارنست همینگوی در آن جا پیرمرد و دریا را می نوشت مایل ها با دریا فاصله داشت.پیرود و دریا درباره پیرمردی است. تنها. و در برابر دریایی بی رحم و بی انتها. داستان کتاب در سطحی ترین حالت، بسیار ساده و بی هیچ پیچیدگی به نظر می رسد. پیرمردی کوبایی که ماهی می گیرد.“امید و اطمینانش هرگز وانرفته‌بود. اما حالا امید و اطمینانش جان تازه‌ای گرفت، مانند وقتی که نسیم می‌آید.&quot; ولی اصل کار پیرمرد و دریا در پیدا کردن خطوط تمثیلی کتاب است. نقل شده است که وقتی این تمثیل ها را برای خود ارنست همینگوی گفته اند. وی اظهار داشت که تمام سعی من در طول به رشته تحریر در آوردن پیرمرد و دریا این بود که به معنای واقعی کلمه پیرمردی بسازم که به غایت واقعی به نظر برسد. پسر بچه ای بسازم که به غایت واقعی به نظر برسد. دریایی بسازم که به غایت واقعی به نظر برسد. ماهی ای بسازم که به غایت واقعی به نظر برسد. حالا وقتی این اتفاق افتاده است، می‌توان بی نهایت برداشت از آن ها داشت. و همه این ها به خاطر واقعی بودن شخصیت ها است.&quot;برای آنکه به خودش دل داده‌باشد. بیادآورد که در میخانه‌ای در کازابلانکا با آن سیاه‌پوست بزرگ اهل سین‌فوئگوس که زورمندترین مرد بندر بود مچ انداخته بود. یک روز و یک شب بود که آرنجهاشان را روی یک خط گچی روی میز گذاشته‌بودند و ساعدهاشان راست ایستاده‌بود و دستها در هم قفل بود… او مسابقه را به نتیجه رساند… از آن پس مدتها او را پهلوان می‌نامیدند.&quot;کتاب به غایت درباره امید است. پیرمردی که ستد تلاش می کند. و بعضا و در واقع تقریبا همیشه سخت شکست هم می خورد. ولی باز دست از تلاش نمی کشد.بعد از این که نیزه‌ماهی بزرگ طعمه را می‌بلعد، سانتیاگو متوجه می‌شود که قادر به کشتن آنی این ماهی نیست. ماهی او را به دنبال خود می‌کشاند. در طول آزمون مقاومتی که میان مرد و ماهی برقرار می‌شود، ارتباطی قوی میان این دو به وجود می‌آید. پیرمرد بارها ماهی را با عنوان برادر خطاب می‌کند. ولی بخت با آن ها یار نیست. و نیزه ماهی به سلامت به مقصد نمی رسد.این متن برای چالش کتابخوانی طاقچه نوشته شده‌است. لینک کتاب در طاقچه</description>
                <category>محمد ش.</category>
                <author>محمد ش.</author>
                <pubDate>Sat, 15 Jul 2023 12:58:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوشه های خشم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_45365389/%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B4%D9%85-ss1o4wtlukjj</link>
                <description> این اثر فاخر و به معنای واقعی کلمه شاهکار، درباره دوره‌ای از تاریخ آمریکاست که قحطی و ماشینیسم باعث آواره شدن هزاران خانواده شد. در واقع محتوای کتاب شامل داستان روایت یکی از این خانواده ها است.  بی فایده نخواهد بود اگر بدانید که جان اشتاین‌بک، نویسنده کتاب در سال هزار و نه صد شصت و دو به خاطر آثار خود و مخصوصا به خاطر دو کتاب خوشه های خشم و موش ها و آدم ها توانست برنده جایزه نوبل ادبیات آن سال شود.کروایت کتاب میان دو قطب می‌چرخد: روایت داستان اعضای خانواده جاد با ذکر جزئیات فراوان. و بیان داستان خانواده های مهاجر به صورت کلی.در فصل های نوع دوم که ذکرش رفت، رمان به رخداد ها و  جریانات  وسیع تر  می پردازد و تجربه های مشترک مردم در این میان نمود عینی پیدا می کند. بخش های روایی رمان به شکل خاصی در ارتباط با این مضمون موثر واقع می شوند.&quot;روی زمین ها , خانه ها متروک ماند و بر اثر آن زمین ها رها شد. فقط پناهگاه های تراکتور با شیروانی های موجدار , براق و درخشان در این دشت زندگی می کردند. این زندگی فلز , بنزین و روغن بود که بر خیش های پولادین می درخشید.&quot;&quot;شرکت ها و بانک ها ندانسته گور خود را می کندند. باغ ها از میوه لبریز بود و جاده از گرسنگان. انبارها لبریز از محصول بود و فرزندان بی چیزان به استخوان سستی مبتلا می شدند و کورک همه جای بدنشان را فرا می گرفت. شرکت های بزرگ نمی دانستند رشته ای که گرسنگی را از خشم جدا می کند خیلی نازک است. به جای افزودن به مزدها پولشان را در راه تهیه نارنجک های گازدار , هفت تیر, استخدام محافظ , تهیه لیست سیاه و دست آموز کردن گروه های جیره خوار به کار می بردند.روی جاده های بزرگ مردم مانند مورچه , در جستجوی کار و نان, سرگردان بودند. و خشم بارور می شد. &quot;عمیق ترین فاجعه داستان زمانی ایجاد می شود که در جایی از داستان می بینیم که زمینداران بزرگ برای پایین نیامدن قیمت محصول های خود، بی توجه به این که مردم گرسنه اند، اقدام به پاشیدن نفت روی پرتقال ها و خشکاندن درخت های انگور و سوزاندن ذرت و قهوه در کوره و ریختن سیب زمینی در رودخانه می کنند و علاوه بر آن نگهبانان مسلح در کنار رودخانه می گذارند تا کسی نتواند از آنها استفاده کند. عجب... بی فایده نخواهد بود که اگر اشاره کنم با عنایت به منابع در دسترس، چهار ترجمه تخلیص برای این اثر یافتم:شاهرخ مسکوب و عبدالرحیم احمدی   انتشارات امیرکبیر  چاپ اول 1328احمد طاهرکیش    نشر زرین  1362عبدالحسین شریفیان   انتشارات بزرگمهر  1368محمدصادق شریعتی  نشر گویش نو  1386تلخیص  روزنامه همشهری 1387 در 40 صفحهترجمه و تلخیص  مصطفی جمشیدی  انتشارات امیرکبیر  1388 در 124 صفحهفیلمی نیز بر اساس کتاب تولید شده است به شرح زیر:خوشه های خشم. به کارگردانی جان فورد و با بازی هنری فوندا. محصول سال هزار و نه صد و چهل.این نوشته برای چالش کتابخوانی طاقچه نوشته شده است.لینک کتاب در طاقچه. </description>
                <category>محمد ش.</category>
                <author>محمد ش.</author>
                <pubDate>Fri, 14 Jul 2023 19:10:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اتحادیه ابلهان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_45365389/%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87%D8%A7%D9%86-qeanvporkkvt</link>
                <description>جان کندی تول. نویسنده‌ی سی‌و‌یک‌ساله‌ و بااستعداد آمریکایی که در ۲۲ سالگی به درجه‌ی استادی کالج ادبیات کال هانتر نیویورک رسیده بود. کتابی می‌نویسد. هیچ‌کس حاضر به‌چاپ آن نمی‌شود. خودکشی می‌کند و بعد از سال‌های متمادی تلاش مادرش کتاب با هزینه شخصی چاپ می‌شود. کتاب به‌زودی جایزه پولیتزر را میبرد و از آن موقع تا‌به‌حال این کتاب توسط انتشارت پنگوئن منتشر می‌شود. شاید عاقبت ادبیات همین باشد.بگذریم...“ایگنیشس به پلیس گفت: «گاهی گردگیری می‌کنم و به‌علاوه الان مشغول تنظیم یک کیفرخواست علیه قرن حاضر هستم. هروقت‌که سرم از مشغولیات ادبی به دَوران بیفته سس پنیر درست می‌کنم.»&quot;دن‌کیشوت در عالم امروزی. هولدن کالفید امروزی. فیلسوف بدبین. غول مهربان (این‌یکی مگر برای شرک نبود؟(. و بی‌نهایت توصیف چند کلمه‌ای دیگر برای یکی از سخت‌خوان ترین نام‌های عالم ادبیات (مشخصا بعد از نام‌های روسی): اگنیشس جی. رایلی...جوانی است که از دانشگاه با مدرک فوق‌لیسانس در رشته فلسفه قرون وسطا فارغ‌التحصیل شده است. فعالیت‌های روزانه‌ی او عبارت است از خوردن و اندیشیدن و دیدن و صدالبته آروغ زدن (مختصر کار‌های دیگری هم می‌کند که بگذریم). عمل خوردن که در هیکل ورزش‌کاری‌اش قابل رؤیت است، اندیشیدن و تاملات فکری او در نوشته‌های پراکنده و خط‌خطی کردن دفترچه‌های متعددی نمود می‌یابد. نوشته‌هایی که به قول خودش قرار است یک پژوهش فوق‌العاده یا یک کیفرخواست تاریخی علیه مسیری باشد که جهان در چند قرن گذشته طی کرده است.تخصص ایگنیشس در فلسفه قرون وسطا است و مرشد او «بوئتیوس» و کتاب تسلای فلسفه اوست. بوئتیوس (480-524) فیلسوفی است که در روزگار خود ابتدا به ترجمه متون برجا مانده از فلاسفه یونان قدیم پرداخت. او در مشاغل حکومتی مرتبه بالایی داشت ولی به خیانت متهم شد و به زندان افتاد و عاقبت خلاصی نیافت. او کتاب تسلای فلسفه را در آن دو سالی که در زندان و در انتظار مرگ و اعدام بود نوشت که حاصل گفتگوی خیالی او با بانوی فلسفه است. در چنین فضایی مشخصا دیدگاه‌های مایوسانه و بدبینانه غالب می‌شود. از آموزه‌هایی که می‌توان ردپای آن را در ایگنیشس دید همین بدبینی، تاثیرات بخت و اقبال مساعد یا نامساعد (فورتونایی که مدام مخاطب ایگنیشس قرار می‌گیرد)، اولویت فعالیت عقلانی و اینکه سعادت انسان از تاملات فلسفی حاصل می‌شود نه فعالیت دیگری، و این‌که سرانجام آدم‌های نیک در این دنیای ناعادلانه مواجهه با سختی و شداید است.کتاب پر است از لحظات شیرین و امکان این را دارد که مخاطب را روده‌بر کند. اما در پس این حوادث تلخ‌ترین نقدها وجود دارد. نقد به مادی‌گرایی. نقد به آمریکا. به رویای آمریکایی و غیره. &quot;«وقتی نابغه‌ای حقیقی در دنیا پیدا می‌شود می‌توانید او را از این نشانه بشناسید: تمام ابلهان علیهش متحد می‌شوند.»&quot;مسئله دیگر جمله سرلوحه کتاب است. حقیقتا مشخص نیست این جمله به خداست نویسنده اضافه شده‌است یا به خواست ناشر. درهرصورت جمله جالبی نیست. سوگیریی هایی در طول کار ایجاد می‌کند که شاید به‌حق نباشد. جالب است که داستان در مقابل فروشگاه بزرگی در نیواورلینز آغاز می‌شود. جایی که اکنون مجسمه برنزی بزرگی از ایگنیشس نصب شده است.این نوشته برای چالش کتاب‌خوانی طاقچه نوشته شده‌است. لینک  کتاب در طاقچه. طاقچه. </description>
                <category>محمد ش.</category>
                <author>محمد ش.</author>
                <pubDate>Fri, 14 Jul 2023 12:13:11 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>