<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های m_46514692</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_46514692</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 22:00:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>m_46514692</title>
            <link>https://virgool.io/@m_46514692</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خسته تر از خسته...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_46514692/%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%87-fu0jhbob7hav</link>
                <description>هیچ کس جای ما نبوده و نمیتونه باشه هیچ کس جز خودمون نمیتونه درکمون کنه نمیتونه اون دغدغه هایی که تو ذهنمون داریم رو تحمل کنهزندگی جنگ بین روح و جسمتهزندگی جنگ درونته که هیچ کس ازش با خبر نیسزندگی فقط تماشای ظاهر افراده نه چشیدنه درونشونهر چقدر هم بخوای از خودت برای دیگران و اطرافیانت بگی بازم نمیتونی حست رو کامل  برای دیگران بازگو کنیدر واقع زندگی زندگی کردن با زبون بی زبونیه🥺زندگی مجموعه ای درد و رنج و فکر و خیال و دغدغه و نگرانی و اظطراب گذشته و آینده‌اس که تو روحت تجمع یافته و فقط خودت درگیری باهاششاید هممون بعضی اوقات تجربه اش کرده باشیم که بعضی وقتا انقد فکر و خیالامون به خاطر مشکلاتمون به خاطر ترس از اینده و برگشت به گذشته ، زیاد میشه که ناتوان میشیم و نمیتونیم کاری کنیممث افسرده ها یه گوشه میشینیم و گذر زمان رو می‌بینیمبه جای این  ک دنبالش بریم ولی ناخودآگاه عقب میمونیم توان نداریم بلند بشیم وآرزو میکنیم زمان استاپ بشه و تنهای تنها بریم یه جایی سه روز تمام بشینیم و با خودمون کلنجار بریم خودمونو خالی کنیم از دور یه نگاه به زندگی و آدما کنیم و دوباره با انرژی برگردیم به زندگی بدون این که یه ساعت از ساعت و یه روز از تقویم جلو رفته باشهبخدا ما به همچین ریکاوری های نیاز داریم بخدا ما آدمیم بخدا ما تا یه حدی توان فکر کردن به یه چیزایی رو داریم بخدا ما امکان داره بعضی اوقات زیر جسم سنگین زندگی له بشیمبخدا  میشه که یه موقع هایی هیچ کس شنوای حرف هامون نباشه بخدا میشه که هیچ کس صدامونو نشنوهبخدا ما هم یه روز هایی نمیتونیم مث قبل با امید به زندگی کردنمون ادامه بدیمبخدا ما یه وقتایی خیلی خسته میشیم خیلی که حتی نمیتونیم ذره ایشو برای یکی تعریف کنیم و طرف رو قانع کنیم که داریم چه چیزایی رو تحمل میکنیماینجاست که زخم میخوری از جهان و ادماشو اینجاست که تو باید خودت تنها دوباره با قدرت دستت رو بزاری رو زانوهات و با کمک خدای خودت بلند بشیو چه خوبه که درکمون بالا باشهما از درون هیچ کس خبر نداریم...:(</description>
                <category>m_46514692</category>
                <author>m_46514692</author>
                <pubDate>Sun, 31 Dec 2023 00:53:21 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>