<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پسر لینوکسی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_46588386</link>
        <description>بیزینس را شروع کن حتی با فروش یک تکه سنگ</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 07:45:35</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>پسر لینوکسی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_46588386</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نگاهی به شبکه‌های بیسیم: وایرلس و وای فای</title>
                <link>https://virgool.io/@m_46588386/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%84%D8%B3-%D9%88-%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%DB%8C-pvddesu1ruiq</link>
                <description>وقتی که نام وایرلس به زبان می‌آورید و قصد صحبت از آن دارید بسیار  مراقب باشید. وایرلس همه جا است، در تلفن، لب‌تاپ، در مدرسه، کار و هر جا  که ذهن شما توان یارای رفتن بدان داشته باشد. زیبایی و جذابیت وایرلس به  حدی زیاد است که ما از یاد برده‌ایم که او چیزی بیش از یک فناوری نیست. و  شبکه‌های وایرلس چیزی بیش از شبکه‌ای که با مجموعه‌ای از فناوری‌ها بر پا  شده نبوده و نخواهد بود.بیایید از اول شروع کنیم، از اول اول، برای برقراری ارتباط نیاز به یک  رسانه داریم که بشر برای این کار سیم را مناسب دید و به این سبب به سیم‌کشی  میان خودشان و میان کامپیوترها و سرورهایشان پرداختند. پس از چندی ذهن  کنجکاو بشر سوی گزینه کنجکاوانه‌تری رفت: به جای سیم از موج‌های فرکانس رادیویی هم می‌توان استفاده کرد. این موج‌ها به چشم دیده نمی‌شوند، اما هر چیز که با چشم دیده نمی‌شوند  الزما بدان معنا نیست که وجود ندارد. از این موج‌ها به جای سیم استفاده شد و  فناوری‌ای متولد گشت که نام وی را وایرلس نهادند و شبکه‌های برپاشده بر این اساس را شبکه‌های وایرلس یا شبکه‌های بی‌سیم نام دادند. بله این کنجکاوی جواب داد و هدیه‌ای به کنجکاوان و در نتیجه آن به تمام انسان‌ها داد، هدیه‌ رهایی از بند سیم‌ها.این شبکه‌های جدید یک سری تفاوت‌ها و یک سری مشابهت‌ها با همتایان قدیمی‌شان دارند. اگر مدل OSI را بدانید که چیست، مدلی هفت لایه که لایه‌های آن عبارتند از لایه فیزیکی،  لایه پیونده داده و دسترسی به رسانه، لایه شبکه، لایه انتقال، لایه نشست،  لایه ارائه، لایه کاربرد. تفاوت‌ها تنها در دو لایه فیزیکی و لایه پیوند  داده و دسترسی به رسانه است. چرا که در اینجا تنها رسانه انتقال تفاوت  یافته است و تنها این دو لایه هستند که درگیر رسانه انتقال می‌باشند. جز  این دو لایه بقیه کارها در شبکه‌های بی‌سیم و شبکه‌های سیمی یکسان است.انسان‌های مختلف، دانشمندان متفاوت و شرکت‌های متمایز، راه‌حل‌های  گوناگون برای چگونگی برپایی شبکه‌ها بی‌سیم ارائه دادند از این میان یک  راه‌حل میان جامعه بشریت محبوب شد او وای‌فای نام دشت. این راه‌حل یا پروتکل مبتنی بر  استانداردهای IEEE ۸۰۲.۱۱ بود. wi-fi‌ همینک نیز میان ما و میان شما محبوب است.بیایید کمی بیشتر از این مطلوب سخن برانیم.wi-fi چیست؟گفتیم که وای فای محبوب است، این محبوبیت مخصوصا در دسترسی به اینتنرنت  دو چندان می‌شوند. این محبوبیت موجب شده است تا هر چند هم سخت بکوشید  نتوانید به آسانی محیطی بیابید که عاری از وای فای باشد و جامعه‌ای را  بیابید که با وای فای کاری نداشته باشند.میلیون‌ها بیزینس خصوصی، تقریبا همگی محیط‌های عمومی چون، کتابخانه‌ها و  کافی‌شاپ‌ها و پارک‌ها از طریق شبکه‌های بی‌سیم اینترنت را در دسترس شما  قرار می‌دهند.راستش فکر می‌کنم در ذهن شما سوالی می‌گذرد، حتی اگر خودتان هم ندانید،  ذهن خود‌آگاه یا ناخود‌آگاه شما از خود می‌پرسد که این کلمه وای فای از کجا  آمده است، مخفف چه کلمه‌ایست و از چه عبارتی گرفته شده است. ذهن خویش را  معطل منهید و بدو بگویید که وای فای فقط یک اسم است، فقط و فقط یک اسم، از  چیزی گرفته نشده است و اگر هم گرفته شده است، کسان علم کامپیوتر نامی از آن  نمی‌آورند و آن را فقط به عنوان یک اسم می‌شناسند.گفتیم که راه حل وای فای بر اساس استاندارد IEEE 802.11 است و هر زمان  که این استاندارد تغییر کرده، پروتکل وای‌ فای نیز حال دیگر یافته است. پس  برای درک وای فای، چاره آن است که IEEE 802.11 به همراه تمام مخلفاتش هضم  کنیم.IEEE 802.11این  IEEE 802.11 کلا یک کتابی است که در آن تمامی دستورالعمل‌های در  رابطه با این که چطور دستگاه‌های بی‌سیم با هم گپ بزنند و ارتباطات ایمن  میان‌شان برقرار باشد.چیزها و موضوعاتی که در این کتاب یا بهتر بگویم استاندارد آمده است از  این قرار است، مشخصات کامل کارت‌های شبکه بی‌سیم و اینکه چطور شرکت‌های  سازنده این کارت‌ها را بسازند و چه ویژگی‌هایی در آن بنهند. بیان داشته  نرم‌افزار سازان چه گزینه‌های پیکربندی برای مدیریت کارت شبکه بی‌سیم در  نظر بگیرند. به علاوه به بررسی چگونگی انتقال داده از طریق بی‌سیم میان  دستگاه‌ها پرداخته است که به تفصیل و به تخصیر آن‌ها را پیمایش می‌کنیم.</description>
                <category>پسر لینوکسی</category>
                <author>پسر لینوکسی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 11:05:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادگیری مفهومی کار با کتابخانه SDL</title>
                <link>https://virgool.io/@m_46588386/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-sdl-k3tpi9kmmdqn</link>
                <description>پس از اینکه کمی زبان سی را یاد گرفتید و با خود گفتید که الان وقتش است  تا یک برنامه بنویسم می‌بینید که زبان سی اصلا تابع برای کارهای گرافیکی  ندارد. ممکن است کمی در اینترنت جستجو کرده باشید و دنبال این باشید که  چطور با زبان سی و فقط سی یک برنامه گرافیکی بنویسید و آخر هم به نتیجه‌ای  نرسید.این دقیقا چیزی بود که من با آن رو به رو شدم و پس از جستجوی فراوان و  کاوش سخت دریافتم که دو راه بیشتر وجود ندارد یا زبان سی را در ادغام با  زبان‌های دیگر استفاده کنید که از خیر این گزینه گذشتم و گزینه دوم این است  که خودتان تابع گرافیکی بنویسید یعنی اینکه یک تابع بنویسید که پنجره  ایجاد کند یک تابع برای کار با صفحه نمایش یک تابع برای کار با صفحه کلید و  الی آخر.خوب این راه درست و حسابی است ولی واقعا وقت زیادی می‌برد و ما هم کسی  نیستیم که بخواهیم چرخ را دوباره اختراع کنیم چرا که قبلا مهندسان کارکشته  کتابخانه‌های گرافیکی بسیار خوبی نوشتند و ما فقط نیاز داریم که از  کتابخانه‌های آن‌ها استفاده کنیم و کار کردن با توابع آن‌ها را بیاموزیم.خوب کتابخانه‌های گرافیکی فراوانی برای زبان سی نوشته شده است که  مشهورترینش openGL است که در اینجا کاری باهاش نداریم بلکه می‌خواهیم به  برادر openGL یعنی SDL بپردازیم.قدم اول این است که SDL را نصب کنید و اگر قدم اول را چون نهی بد     نه راه پیش داری و نه راه پسدر رابطه با چگونگی نصب SDL گفتم شاید مترجمان برنامه‌نویس چیزی ترجمه  کرده‌اند که از شانس خوب شما هیچ پیدا نکردم که لینکش بدهم. ولی خوب به  زبان انگلیسی lazyfoo ترتیب این کار را داده است و من فقط لینکش را اینجا  می‌گذارم دیگر نصبش با خودتان.البته بگویم که من سیستم آرک لینوکس را دارم که کار را برای من خیلی  آسان کرده است و به راحتی کتابخانه SDL با فرمان pacman -S SDL نصب کردم.  اما برای آن‌ها که می‌خواهند روی سیستم‌های دیگر نصب کنند لینک زیر را  ببینند:نصب SDLحالا پس از اینکه نصب کردید نوبت به ایجاد پروژه می‌رسه که باید یک پوشه  ایجاد کنید و در پوشه‌تان یک Makefile قرار بدهید و یک فایل سورس که این  فایل سورس شما باید نام main.c داشته باشد.لینک Makefile را در زیر قرار می‌دهم. شما باید فایل makefile  و main.c  را در یک پوشه قرار بدهید و یادتان باشد که دستور make را در همان پوشه  اجرا کنید.پس از اینکه برنامه‌تان را نوشتید باید در ترمینال دستور make را بزنید  تا برنامه شما کامپایل بشود و ازش یک فایل اجرایی در بیاید. اگر هر زمان که  فایل main.c تان را ویرایش کردید باید دستور make clean و سپس make را  بزنید تا فایل اجرایی شما به روز شود. خوب این هم از فایل makefile به  همراه فایل سورس main.cخوب اگر این فایل اجرایی حاصل را اجرا کنید می‌بینید که یک پنجره سفید  باز می‌شود و حدود ۱۰ ثانیه باز نگه داشته می‌شود و بعد به صورت خودکار  بسته می‌شود. یک نکته دانستنش مفید است این است که شما می‌توانید به  فایل‌های SDL دسترسی داشته باشید که برای این کار می‌توانید از Github  استفاده کنید. قسمت include مربوط به فایل‌های هدر است و قسمت SRC مربوط به  فایل‌های سورس.آدرس SDL در گیت هابآدرس SDL در zenilibزیرسیستم‌ها در SDLSDL چند تا زیرسیستم دارد. حالا اینکه چند تا دارد و می‌خواند این چند  چند تا است بروید فایل SDL.h را بررسی کنید می‌دانید چند تا است. در حال  حاضر هشت تا است. یکی از کاربردیترینشان زیرسیستم ویدیو است. وقتی این  زیرسیستم را فعال کردید به طور خودکار زیرسیستم Event نیز فعال می‌شود.خوب اولین کار این است که شما باید زیرسیستم مورد نیاز را فعال کنید این  کار با استفاده از تابع SDL_init صورت می‌گیرد برای مثال در زیر دو  زیرسیستم صوت و ویدیو با دستور زیر فعال می‌شود.SDL_Init (SDL_INIT_VIDEO | SDL_INIT_AUDIO);همانطور که می‌دانید و می‌دانم وقتی که شما یک تابعی اجرا کردید این  تابع یا مقداری برمی‌گرداند یا برنمی‌گرداند. خوب اینجا تابع SDL_Init در  صورت موفقیت عملیات یعنی راه‌اندازی صحیح زیرسیستم‌ها عدد ۰ و در صورت شکست  عدد -۱ را دو دستی تحویل سیستم می‌دهد. خوب اگر عملیات شکست خورد باید  خبرمان بکند یا نه. خوب برای اینکه اگر عملیات شکست خورد ما خبردار شویم  تابعی است به نام SDL_GetError این تابع می‌گوید که دلیل شکست ما چه بوده  است. پس به جای اینکه چگونگی اجرای یک زیرسیستم را مثل بالا بنویسیم مثل  پایین می‌نویسم:if((SDL_Init(SDL_INIT_VIDEO|SDL_INIT_AUDIO)==-1)) {
    printf(&amp;quotCould not initialize SDL: %s.\n&amp;quot, SDL_GetError());خوب فکر نمی‌کنم نیازی به توضیح کد بالا باشد، چون اگر واقعا نمی‌دانید  کد بالا چی است پس اول بروید زبان سی را یاد بگیرید که می‌توانید از این لینک استفاده کنید.خوب حالا که زیر سیستم صوت و ویدیو را فعال کردیم پس از پایان اجرا و هر  کاری دلمان خواست باهاشان انجام دادیم نمی‌توانیم همینجوری ولش کنیم و  بگذاریم در حافظه بماند بلکه باید این زیرسیستم‌ها را خاموش کنیم برای  خاموش کردنش تابعی است به نام SDL_Qitue .SDL_Quit();این تابع تمامی زیرسیستم‌ها را خاموش می‌کند.خوب خوب خوب، دقیقا تمام شد، بله کل SDL همین است روشن کردن زیرسیستم‌ها، اعمال هر کاری که می‌خواهیم و بستن زیرسیستم‌ها.نکات پایانیبرای آموزش SDL قصد داشتم تا با استفاده از سایت lazyfoo دانسته‌هایم  را ادغام کرده و آموزشی هر چند ناقص تحویل دهم. ولی پس از آنکه مسیر نه  چندان ساخت یادگیری SDL را پیمودم اینگونه به من القا شد که خود از خود آن  چیزها را که می‌دانم به صورت کل بیاورم.به طور کل، SDL یک کتابخانه گرافیکی است. همانطور که قبلا گفتم برای  ایجاد برنامه‌های گرافیکی تقریبا راهی جز استفاده از کتابخانه‌های آماده  شده نیست و SDL یکی از آن‌ها است.برای یادگیری SDL ابتدا باید مفهوم آن را درک کنید، و پس از درک مفهوم چیزی دیگری برای یادگیری باقی نمی‌ماند.در SDL چند تا زیرسیستم داریم که باید راه‌اندازی شود که راه‌اندازی آن  در جلسات قبل گفته شد و البته چندان ربطی به مفهوم آن ندارد پس من چشم روی  آن می‌بندم و چشم روی مفاهیم باز می‌کنم.در SDL یک رندر داریم که یک نوع ساختار است به نام SDL_Render این رندر بیانگر چگونگی نمایش است.این نمایش در چیزی به نام ویندو یا پنجره نشان داده می‌شود. پس غیر از رندر یک SDL_Window نیز داریم که این نیز یک ساختار است.تا اینجا اینجوری شد که ابتدا می‌آییم یک پنجره ایجاد می‌کنیم و یک  نمایش یا رندر می‌سازیم و آن رندر را در پنجره نشان می‌دهیم. خوب شاید  بپرسید چطور رندر را تعریف کنیم و چطور در پنجره نشان دهیم این کارها  همه‌اش با توابعی است که SDL برای این کار طراحی کرده است.این پنجره و رندر برای ایجاد برنامه کافی است اما وافی نیست. برای اینکه  کافی‌تر بشود. surface یا سطح  و texture تکسژر داریم که دقیقا عین هم  هستند با این تفاوت که تکسژر سریع‌تر است. ناگفته نماند که این‌ها هم  ساختار هستند. خوب کار این سطح و تکسژر چی است. گفتیم که یک پنجره طراحی  کردیم، حالا این پنجره خودمان روی هر سطحی که خواستیم می‌گذاریم خوب طبیعت  هر چیزی که در آن سطح است در پنجره نشان داده می‌شود. این دقیقا همان  surface و texture است.یک ساختار دیگر داریم که SDL_Rect نام دارد این ساختار که زیاد استفاده می‌شود می‌آید یک مستیطیل تحویل ما می‌دهد.خوب حالا برای درک بهتر یک مثال می‌زنم که البته مثال نیست بهتر است بگویم یک تشریح می‌آورم.من می‌آیم یک مستیطل می‌سازم، آن را در رندر قرار می‌دهم. رندر را در  پنجره نشان می‌دهم. بعدش می‌روم پنجره را روی یک سطح می‌گذارم. این می‌شود  یک برنامه.شاید بعدها ادامه‌اش را نوشتم ولی الان حال و حوصله‌اش را ندرام</description>
                <category>پسر لینوکسی</category>
                <author>پسر لینوکسی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 10:53:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کدهای بلاگفا و سیستم‌های وبلاگی چطور کار می‌کنند</title>
                <link>https://virgool.io/@m_46588386/%DA%A9%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%A7-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%DB%8C-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-jgesx7uast7w</link>
                <description>بشنوید  دوستان این داستان    خود نقد حال بلاگفاست آنهمانطور که مستحضرید و در انوار وب قرار دارید بلاگفا و سیستم‌های  وبلاگ‌دهی گزینه‌هایی برای ایجاد قالب در دسترس خلق قرار داده‌اند. از  گزینه‌های آن تعیه و ویرایش کدهای HTML ، سی اس اس و جاوا اسکریپت است.  علاوه بر این‌ها خود نیز کدهایی دارد. حالا در اینجا می‌خواهیم ببینیم این کدهای بلاگفا چطور کار می‌کنند.در بالا لینکی گذاشتم که در آن بلاگفا کدها را معرفی کرده است و گفته  چطور استفاده کنید. خوب اول از همه باید بدانیم که این بلاگفا با چه زبانی  نوشته شده است. برای این کار از این ابزار و این ابزار استفاده کردم که اولی گفت از PHP‌ ساخته شده و دومی گفت از ASP . به این قانع نشدم و بیشتر جستجو کردم که این سایت هم گفت ASP. خوب پس دانستیم که بلاگفا به زبان ASP نوشته شده است. برای  اینکه مشخص بشود در یک صفحه وب چه اطلاعاتی بالا بیایید نیاز است تا با  استفاده از زبان پویایی مثل ASP، PHP و امثالهم با پایگاه داده ارتباط  برقرار کرد و از کامپیوتر سرور درخواست اطلاعات کرد.بلاگفا برای اینکه خواسته امنیت خودش را حفظ کند و همینطور مزیت  رقابتیش را فاش نکند گفته شما نیازی به نوشتن کدهای ASP ندارید و اگر هم  اصرار دارید مجاز به این کار نیستید، بلکه خود من یک سری کدهایی که لازم  هستند برای این کار می‌نویسم. این کدهایی که بلاگفا نوشته یک تابع است که  برچسپ این تابع برای مثال &lt;-PostLink-&gt; است. وقتی مرورگر درخواست  اطلاعات وبلاگی به یکی از سرورهای بلاگفا داد، آن سرور کد قالب وبلاگ را چک  می‌کند و اگر برچسپی مانند &lt;-PostAuthorId-&gt; دید می‌داند که این  برچسپ می‌گوید باید تابع خاصی روی پایگاه داده اجرا شود این تابع خاص اجرا  می‌شود و نتیجه به صورت HTML و دار و دسته‌اش به مرورگر وب ارسال می‌گردد.پس شما زمانی که قالب وبلاگ می‌نویسید باید بدانید این کدهای بلاگفا  توابعی هستند که نتایجی به ما ارائه می‌دهند. برای پویا کردن بیشتر  وبلاگ‌تان نمی‌توانید از ASP استفاده کنید و تنها راه شما استفاده از جاوا  اسکریپت و CSS است.</description>
                <category>پسر لینوکسی</category>
                <author>پسر لینوکسی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 10:51:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سردرگمی‌های پس از فارغ‌التحصیلی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_46588386/%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D9%85%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%BA-%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84%DB%8C-vpvhlff648ft</link>
                <description>پس از اینکه عمر خویش را به بطالت به بهانه آموختن علم گذراندیم و از پس  دو سال خدمت سربازی، گرگ شدن در جامعه نیز آموختیم تازه می‌رسیم به سر خط –  باید پول در بیاوریم اما چطور و چگونه.پس از فراغت از بطالت شبه علم، می‌خواهیم از این شبه علم برای به دست  آوردن پول استفاده کنیم، ولی چون این شبه علمی بیش نیست توان تبدیل کردن آن  به پول محال است.سه گزینه پیشروی هر فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد به خصوص آی‌تی منَنش  است. اول خود کاری و ارباب خود بودن. در این دسته نیز چند گزینه است که  فریلنسری و گرفتن پروژه‌ها، ایجاد یک کسب و کار شخصی، و همکاری برون  پروژه‌ای با شرکت‌ها از گرینه‌های آن هستند. این گزینه که بسیار مورد علاقه  مفرغان آی تی و کامپیوتر است، به نظر آسان می‌آید ولی اصلا آسان نیست. چون  باید در یک زمینه تخصص عالی داشته باشید تا در این کار راه‌ها برایتان  هموار شود.گزینه بعدی پیشروع مفرغان، استخدام در شرکت‌ها است. این گزینه نیاز به  مهارت کمتر دارد ولی جذابیتی ندارد. مخصوصا اگر استخدام با گرفتن تعهد  محضری ۳۰ ساله از شما باشد. یعنی به دست خویش سند بردگی خویش به مدت ۳۰ سال  امضا کنید.ولی می‌خواهم به همین گزینه، گزینه بردگی برای شرکت‌های دیگر بپردازم.  به عنوان یک مفرغ آی‌تی بسته به تخصص‌تان می‌توانید در شرکت‌های مختلف  استخدام شوید. ولی اگر از من بپرسید که کدام تخصص‌ها بازار داغ دارد، به  شما می‌گویم تمامی حوزه‌های آی‌تی داغ هستند، ولی بعضی‌ها داغ‌ترند.برای مثال متخصصین برنامه‌نویسی سی و سی‌ پلاس پلاس مطمئنا بیکار  نمی‌مانند ولی متخصصین پی اچ پی و امنیت را در هوا می‌زنند. پس مهم علاقه  است.در اینجا می‌خواهم به یکی از موارد مورد علاقه تمامی انسان‌ها به کل و کامپیوتریست‌ها به خاص بپردازم، رخنه‌گری و نفوذ.رخنه‌گری و نفوذ، دزدیدن اطلاعات و شکستن قفل‌ها، ورود غیر قانونی و از  دسترس خارج کردن از دست مواردی هستند که برای هر ذهن کنجاوی جالب هستند.خوب شاید با خود بگویید که سازمان‌ها چه نیاز به چنین افرادی دارند،  سازمان‌ها به این افراد برای مقابله با همین افراد نیازمندند، کسانی که  خودشان تمام راه و چاله‌ها و اعمال خرابکاری را بلد باشند و به سازمان  بگویند چطور می توانند مورد حمله همنوعان آن‌ها قرار بگیرند و چطور باید از  آن دوری کنند.این افراد به عنوان متخصصین امنیت شناخته شده هستند. بازار کار برای  آن‌ها به لطف همنوعان آن‌ها همیشه در حال رشد است. شاید در اوایل سال ۲۰۰۰  فقط شرکت‌های مهم مانند بانک‌ها به امنیت داده‌هایشان بسیار فکر می‌کردند،  ولی اکنون هکرها بسیار رشد کرده‌اند و حتی وبسایت‌های کوچک در معرض خطر  هزار بات و اسکریپت‌هایی است که توسط هکرهای بیکار نوشته می‌شود.برای تایید بر گفته خویش و باور کردن بیشتر شما، ارجاعتان می‌دهم به وبسایت ای‌استخدام تا با جستجوی کلمه امنیت این گفته‌های مرا بیشتر درک کرده و بیشتر تایید کنید.خوب، حالا چه چیزهایی باید یاد بگیریم تا به عنوان یک کارشناس امنیت کار  گیرمان آید. برای این کار باید برویم سراغ مدارکی که شرکت‌های بزرگ  بین‌المللی از متخصصین امنیت می‌خواهند داشته باشند. وبسایت ساینت به ۸ تا از سخت‌ترین آن‌ها اشاره کرده است.  مطمئنا این مطلب سایت ساینت کافی نیست و باید بیشتر کشف کنیم که این مدارک  چه هستند و چه چیزهایی باید فراگیریم تا بتوانیم این مدارک را حداقل در  ذهن خودمان داشته باشیم.برای این کار من فقط سراغ یکی از آن‌ها می‌روم، آزمون GIAC GSECویدیوهای آموزشی در این خصوص به زودی تهیه می‌کنم. و کتاب‌های بیشمار   در معرض دید همگان قرار می‌دهم تا اگردلمرده هک هستید بتوانید در یک شرکت  استخدام شوید و به کارهای ضد هکی بپردازید</description>
                <category>پسر لینوکسی</category>
                <author>پسر لینوکسی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 10:50:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین کتاب برای یادگیری ERP</title>
                <link>https://virgool.io/@m_46588386/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-erp-ckpy6jom0ezk</link>
                <description>در دوره ارشد برای درس برنامه‌ریزی منابع سازمان، دانشگاه منبعی را  معرفی کرد که سنگ تمام در زمینه أموزش برنامه‌ریزی منابع سازمان گذاشته بود  این کتاب، «مفاهیم برنامه‌ریزی منابع سازمانی) نام داشت و بسیار ساده و  بسیار شیوا به آموزش ERP پرداخته بود.کتاب با معرفی ERP آغاز می‌شود بیان می‌کند که ERP سرواژه‌های Enteripse  resources plaining به معنای برنامه‌ریزی منابع سازمانی است که کلاً یک  نرم‌افزار است که شرکت‌ها برای مرتبط و یکپارچه کردن اطلاعات در تمامی  نواحی کسب و کاریشان استفاده می‌کنند.پس از معرفی ERP فرایندهای کسب و کاری را با زبان هر چه ساده‌تر توضیح  می‌دهد می‌گوید که فرآیندهای کسب و کار مجموعه فعالیت‌هایی هستند که چند  ورودی می‌گیرند و یک خروجی تحویل می‌دهند. با استفاده از ERP شرکت‌ها  می‌توانند با بهره‌گیری از یک پایگاه داده‌ها و ابزارهای گزارش‌دهی مدیریت،  فرآیندهای کسب و کاری را مدیریت کنند.در ادامه نواحی کسب و کار و فرآیندهای کسب و کاری معرفی می‌شوند.  نواحی‌ای مانند بازاریابی و فروش، مدیریت زنجیره تامین، حسابداری و منابع  مالی، منابع انسانی معرفی شده و تمام چیزهای مرتبط با آن توضیح داده  می‌شود.پس از اینکه با فرآیندهای کسب و کاری آشنا شدید، در فصل سه از ویژگی  کلیدی این کتاب که یک شرکت خیالی به نام fitter snaker است آشنا می‌شوید،  سیستم اولیه fitter snaker مشکلات زیادی دارد و کسب و کارهای آن به صورت  غیر یکپارچه هستند، داده‌ها به‌موقع در دسترس سیستم‌های مختلف شرکت قرار  نمی‌گیرد و شرکت زیان‌های زیادی از این بابت متحمل می‌‌شود، در ادامه  مشکلات این شرکت در هر ناحیه کسب و کار بررسی می‌شود و بیان می‌شود که چطور  fitter snaker با استفاده از یک سیستم ERP قادر می‌شود تمامی مشکلات خود  را حل کند و به یک شرکت سود ده تبدیل گردد.</description>
                <category>پسر لینوکسی</category>
                <author>پسر لینوکسی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 10:47:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به عنوان یک غیر انگلیسی زبان سعی کردم مقاله‌ای به انگلیسی بنویسیم – اینجاست آنچه آموختم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_46588386/%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B9%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%AE%D8%AA%D9%85-l2kwxklzwndl</link>
                <description>چین بزرگ شدم و هنوز در حال توسعه مهارت‌های انگلیسیم هستم، بدین سبب  زمانی که اولین پیش‌نویس مقاله‌ام را به سرپرست Ph.D خویش فرستادم نگران  بودم. یک هفته بعد، او تمام تغییرات را فرستاد. در ابتدا، از اینکه  نوشته‌ام به ویرایش‌های زیاد نیاز دارد دلزده بودم. اما وقتی که با دقت  بیشتر نگاه کردم، یافتم که نگرانی رفته است. او تعدادی از جملات مرا کامنت  کرده بود و متذکر شده بود که بایستی از عبارت‌ها پیچیده و طولانی که هیچ  نیازی بدان‌ها نیست دوری کنم. این پیشنهاد، یاد‌ آورنده‌ای برای چیزهایی شد  که در حین مطالعه آزمون‌های حرفه‌ای زبان انگلیسی یاد گرفته بودم. استفاده  از گرامرهای پیچیده و واژگان غنی، همیشه سبب گرفتن نمره‌های بالاتری در  این آزمون‌ها می‌شد، پس چطور این رهیافت را به کار ببندم. روشن است که باید  درس‌های بیشتری بیاموزم.از ۱۴ سالگی یادگیری انگلیسی را شروع کردم. در آن زمان نیاز بود تا یک  امتحان رایتینگ انگلیسی برای پذیرش در یکی از مدارس چین بگذرانم، بنابراین  معلم من، ما را با گرامر و واژگان تمرین داد. سال‌های بعد، برای ورود به  دانشگاه و فارغ‌التحصیلی نیاز بود چند آزمون انگلیسی را بگذرانم. تمرکز  اصلی این آزمون‌ها روی رایتینگ نبود، بلکه بیشتر شامل سولات چند گزینه‌ای  بود که مهارت فهم ریدینگ، واژگان و گرامر را می‌سنجید.اولین بار که به نوشتن به زبان انگلیسی برخوردم در طول دوره کارشناسی  ارشدم در چین بود که می‌خواستم مقاله‌ای به یک ژورنال بین‌المللی بفرستم.  برای نوشتن اولین پیش‌نویسم به انگلیسی زیاد اعتماد به نفس نداشتم، پس آن  را به چینی نوشتم و از یک ابزار ترجمه آنلاین استفاده کردم. مقاله پذیرفته  شد و به من این حس داد که استراتژی من کار کرده است. اما وقتی مقالات  بیشتری به زبان انگلیسی می‌خواندم و آن‌ها را با نوشته خود مقایسه کردم،  یافتم که رهیافت من ایده خوبی نبوده است. این ابزار آنلاین جملات را به  صورت کلمه به کلمه ترجمه کرده بود، جملاتی ساخته بود که از لحاظ فنی درست  بودند، اما طبیعی نبودند، چون جملاتی که به چینی نوشته شده بودند از لحاظ  حسی با جملات انگلیسی متفاوت بود.به زودی دریافتم که اگر می‌خواهم به نشر مقاله‌هایم ادامه دهم، باید  مستقیما به انگلیسی بنویسم و زمانی که برای پی.اچ.دی به بریتانیا رفتم تمام  درها به رویم بسته شد و چاره‌ها از من بریده گشت. باید مقالات را به زبان  انگلیسی منتشر می‌کردم و همین طور مجبور بودم که پروپوزال‌ها به انگلیسی  آماده کنم و به انگلیسی ایمیل بنویسم. (لازم بود به انگلیسی صحبت کنم، که  خودش یک بدبختی دیگری بود، اما داستانش متفاوت بود.)در آغاز، تمام روز پای کامپیوتر می‌نشستم و با نوشتن فقط ۲۰۰ کلمه، روز  را به سر می بردم. نمی‌دانستم چیزی که نوشتم خوب است یا نه. هر وقت که یک  جمله می‌نوشتم، تصور می کردم، عده‌ای بدان می‌خندند.هر وقت جمله‌ای می‌نوشتم، تصور می‌کنم، عده‌ای بدان می‌خندند.یانگ تانگ – دانشگاه بریستولیک روز، پس از آنکه احساس کردم به اندازه کافی نوشته‌ام و تمرین نوشتن  را به سر برده‌ام، تصمیم گرفتم با سرعت‌ترین حالتی که امکانش است مقاله‌ام  را بنویسم و در این زمان بود که اتفاقات مرموزی روی داد: جملات به سرعت از  ذهن من بر صفحه کلید و از آن بر مانیتور نقش می‌بست و در چند ساعت بعد، یک  پیش‌نویس خشن از مقاله‌ام تحویل گرفتم. به عقب برگشتم و مقاله را ویرایش  کردم، اما این ویرایش‌ها جز تسکین جزئی چیزی نبودند و دیری نپایید که  دانستم تمام ویرایش‌های من تنها سبب کمی بهتر شدن مقاله‌ام می‌شود.فیدبک سرپرستم در رابطه با پیش‌نویس نقطه عطف دیگری در زندگی انگلیسی من  بود. بدون کامنت‌های او، ذهن من قادر به تجسم آن نبود که جملات پیچیده و  کلمات بغرنج ممکن است خوانندگان مرا گیج کند. اما مرا یاری داد تا اهمیت  گفتن یک داستان به واضح‌ترین شکل ممکن با پایین آوردن سطح انتزاع جزئیات آن  دریابم.اکنون قبل از آن که دست به قلم ببرم، به جملات ساده‌ می‌اندیشم، می‌کوشم  سرعت نوشتن اولین پیش‌نویس خویش را بکاهم، و صداهای کمال‌گرای درون ذهنم  را آرام کنم. سپس بازگردم و نگاهی دقیق‌تر برای یافتن جمله‌ای که آن را  هوشمندانه‌تر کنم و جزئیات نالازم آن را قیچی کنم می‌اندازم. با خیالی  راحت‌تر به دنیای نگارش پا می‌نهم: حتی اگر یک پیش‌نویسم با کامنت‌های  فراوان از سرپرستم همراه شود که بیان کنند تغییرات فراوان لازم است، این‌  کامنت‌های آن اندیشمند، فرصتی به من جهت کشف مشکلات می‌دهد که هرگز بدان‌ها  فکر نمی‌کردم. در پایان، یافتم که سرپرست من برای زنده نگه داشتن اعتماد  به نفسم، تنها چند مورد از اشتباهات فراوان مرا بیان کرده است.این نا‌امیدانه است که احتمالا هرگز به خوبی سرپرستم قادر به نگارش‌های  زیبا نخواهم بود. اما مسکن من در این مسیر، این گمان است که بسیاری از غیر  انگلیسی‌زبان‌ها با این مشکل مواجه هستند. این مسئله مانند حل کردن یک  مسئله ریاضی به صورت سر راست نیست، این یک مسئله هنری است و سال‌ها تمرین  نیاز دارد. امیدوارم ماجراجویی‌های جدیدم بتواند یارای دیگران در توسعه  استراتژی‌هایی باشد که به کار آن‌ها بیاید.</description>
                <category>پسر لینوکسی</category>
                <author>پسر لینوکسی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 10:46:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور برای همایش و کنفرانس پوستر تهیه کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_46588386/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%88-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%AA%D9%87%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-ytrmjb1cfm7v</link>
                <description>ارائه پوستر در یک کنفرانس علمی می‌تواند یارای پژوهشگران نوکار در  ایجاد فرصت‌های گرانبها، تمرین مهارت‌های ارتباطی، دریافت فیدبک از  پژوهش‌شان و گسترده‌تر کردن شبکه ارتباطی آنان گردد. «با بحث در مورد کارم  با تک تک پژوهشگران دیگر، دریافتم که می‌توانم دریابم که کدام قسمت کار من  خوب است و کدام قسمت نیاز به کار بیشتر دارد» این گفته آئورا آلنسو  رودریگز، دانشجوی دکتری منابع طبیعی در دانشگاه ورمونت است. او همچنان گفت  که «این گفتگوها توان ایجاد الهام ایده‌های پژوهشی جدید و قدرت ایجاد  ارتباطات جدید دارند.»بله، زمان‌هایی هستند که امید چندانی از ارائه یک پوستر حاصل نمی‌گردد.  «به خاطر دارم که یک بار چند ماه روی یک پوستر کار کردم و تنها چند نفر از  آن بازدید کردند و درباره‌اش با من صحبت کردند»، رودریگز گفت. «این یک خاطر  بد بود». این شکست برای او نور امید بود، چون دریافت که ارائه پوستر به  همان اندازه تهیه کردن خود پوستر مهم است و باید بدان ارزش داد.اما تدارک دیدن و وقت گذاشتن برای ارئه یک پوستر موثر زیاد کارا نیست،  چرا که باید استراتژی‌های مختلف را در نظر گرفت. برای مثال باید در نظر  گرفت که این پوستر به صورت حضوری ارائه می‌شود یا به صورت مجازی.  استراتژی‌های در میان دانشمندان رشته‌های مختلف متفاوت است. پس در اینجا  نظرات متخصصین برتر رشته‌های علمی دنیا در رابطه با استراتژی‌ها و نکاتی که  باید در کنفرانس‌ها رعایت کرد آورده شده است.برای آماده کردن یک پوستر معمولا چقدر زمان و برنامه‌ریزی لازم است؟برای من طراحی پوستر معمولا یک تا دو هفته زمان می‌برد. ابتدا تصمیم می  گیرم می خواهم مخاطبین من روی چه یافته‌هایی تمرکز کنند، آنچه تجسم می‌کنم  یارای من در ارائه اطلاعات می‌شود. سپس با کاغذ و مداد، سه چهار تا لایه  محتمل می سازم. یکی از آن‌ها اسکلت است، به سراغ کامپیوتر می روم و پوسترم  را می‌نویسم، در ابتدا هر چیزی را فقط سیاه و سفید نگه می‌دارم. گام آخر  برای من اظافه کردن من و رنگ‌بندی کردن پوستر من است.مارتینا مارتین، دانشمند زیست ساختاری محاسباتی در موسسه پژوهشی Scripps و سرپرست علم بینایی ماشین در 3D Protein Imagingدر کل بین ۴ روز تا ۱.۵ هفته وقت برای تهیه یک پوستر می‌گذارم. در گام  نخست محتوا را outline می‌کنم و سپس یک تمپلیت سریع بر روی یک کاغذ از  اینکه پوستر چطور به نظر برسد می‌سازم این کار موجب می‌شود آزادی خلاقیت  بصری را حفظ کنم. سپس از یک همکار که در طراحی و گرافیک خبره است مشاوره  می‌گیرم. حداقل یک هته برای چاپ رزرو می‌کنم، تا اطمینان حاصل کنم که همه  چیز کاملا خوب است و اگر نیاز به تغییر باشد فرصت لازم برای اصلاح داشته  باشم.Mendy van der Vliet ، دانشمند سنجش از راه دور در وندرساز آخرین چیزی که باید در پوسترم بگنجم شروع می‌کنم، دقت می‌کنم که چقدر  زمان برای چاپ آن نیاز دارم. برخی دپارتمان‌ها خودشان چاپ کننده دارند که  باعث می‌شود کار منعطف‌تر باشد. اگر از قبل داده‌هایم آماده شده باشد و فقط  نیاز به اضافه کردن یا اصلاح برخی چیزها باشد، آماده کردن پوستر برایم  بیشتر از یک روز طول نمی‌کشد. اگر اولین پوسترتان را آماده می‌کنید، حداقل  بیش از یک هفته لازم دارید تا فرصت کافی برای گرفتن بازخورد و اصلاح  پوسترتان داشته باشید.ماکسول شفر ، همکار فوق دکترا در ژنتیک تکاملی و عصب شناسی در دانشگاه بازلسعی می‌کنم حداقل چند هفته روی آن کار کنم. برای کنفرانس‌ها حتما  راهنماهای فرمت‌بندی آن‌ها را چک کنید و ملاحظه کنید که چقدر زمان لازم است  که اگر برای مثال یک پوستر از قبل آماده شده دارید را به فرمت آن کنفرانس  در بیاورید. برای کنفرانس‌های آنلاین، زمان مورد نظر برای آپلود را در نظر  بگیرید.جک چان ، دکتری نامزد ایمنی شناسی سرطان در مرکز سرطان پیتر مک کالوم و دانشگاه ملبورنچون من باید با همکارها و مربیان هماهنگ باشم، معمولا ۲۰ روز قبل از  کنفرانس شروع به ساخت پوستر می‌کنم، تا فرصت کافی برای ساخت یک پوستر خوب  داشته باشم.LUIS QUEME ، مربی تحقیق در بیهوشی در بیمارستان کودکان سینسیناتیمحتوای پوسترتان را چطور انتخاب و ساختاربندی می‌کنید؟بخش‌های اصلی که در یک پوستر می‌گنجانم عبارتند از، پس‌زمینه، روش‌ها،  نتایج و مسیرهای کلیدی. در این بخش‌ها جنبه‌هایی از مقاله‌ام را که مستقیما  با محدوده پژوهشی که در نظر دارم لینک می‌دهم. اگر محتمل باشد، روی پاسخ  یکی از پرسش‌های پژوهش و گنجاندن سه نتیجه اصلی تمرکز می‌کنم. در یکی از  تازه‌ترین پوسترها، تصمیم گرفتم هدف اصلی و یافته‌های اصلی را در یک بخش  مجزا بالای بقیه بگنجانم تا پیام‌های اصلی بهتر برجسته شوند.—Alonso-Rodríguezدر آغاز حرفه علمی خویش، گمان می‌کردم که باید در پوستر حداکثر داده‌های  محتمل را گنجانید و همه فضاهای در دسترس روی پوستر باید پر شوند. اما با  گذشت زمان آموختم که کمتر بیشتر است! یافته‌هایی که می‌خواهم در رابطه با  آن‌ها صحبت کنم اولویت‌بندی می‌کنم. سعی می‌کنم حداثر سه موضوع اصلی در  پوستر بگنجانم و تا آنجا که ممکن است متن را ساده نگه‌دارم. پوسترهای من  کاملا به صورت مقدمه کوتاه، نتایج و خلاصه‌ای از نتجیه‌گیری ساختاربندی  شده‌اند، از عنوان‌هایی استفاده می‌کنم که خود توضیح و حامل پیام هستند.-مارتینکوشش می‌کنم ارائه‌ای مناسب برای کسانی که در کنفرانس شرکت می‌کنم فراهم  آورم. اگر انتظار داشته باشم که مخاطبان بسیار به جزئیات علمی علاقه‌مند  باشند، روی توضیح پس‌زمینه و نشان دادن گام‌های پژوهشم تمرکز می‌کنم. اگر  مخاطبان من بیشتر به مسائل جانبی مشتاق باشند، تصویر سازی کاربردها  یکی از  بخش‌های اصلی پوسترم می‌شوند. در آخر پس‌زمینه و مشخصات در مورد روش‌ها  برای کسانی که به مسائل جزئی توجه می‌کنند می‌آورم.—van der Vlietگمان نمی‌کنم که یک پوستر نیازی به دنبال کردن ساختار مقالات سنتی داشته  باشد، در اصل، فکر می‌کنم که می‌توانم به شکل متفاوتی پوستر را طراحی کنم.  کوشش می‌کنم متن را تا جای ممکن به صورت خلاصه ارائه دهم و از اشکال  نامترب برای ارتباط دادن یک یافته اصلی و اینکه چرا مورد علاقه است استفاده  کنم. در هر شرایط از جدو‌ل‌هایی که حاوی داده‌ها هستند دوری می‌کنم، چون  واقعا برای بازدیدکنندگان سخت است به آسانی اطلاعات از آن‌ها استخراج کنند.-جوانا راماساومی، دانشمند AtLAST در مرکز فناوری نجوم بریتانیا در رصدخانه سلطنتی ادینبورگاز خود می‌پرسم ۱- چه موضوع خاصی را ارائه می‌دهم ۲- دو تا سه مورد از  آیتم‌های مهم پس ‌زمینه برای بیان این پژوهش نام ببر؟ ۳- یافته‌های کلیدی  من چه هستند؟ ۴- چه داده‌هایی از این یافته‌ها پشتیبانی می‌کنند؟ به هر یک  از این سوالات بخش جداگانه‌ای در پوستر اختصاص داده می‌شود. همچنین یک بخش  کوچک برای نتیجه‌گیری، منابع (کمتر از ۶ تا) و سپاسگذاری در نظر می‌گیرم.ماریسا کلاپسون، فوق دکترای شیمی آلی فلزی در دانشگاه ویندزور و مدیر عامل شرکت مشاوره ChemEscape.جنبه‌هایی از داده‌هایم که مرتبط با مخاطبانم هستند گزین می‌کنم. در کل،  خود را به سه شکل محدود می‌کنم، این سه شکل به گونه‌ای کنار هم قرار  می‌دهم که انگار بخواهند داستان بگویند یکی را در آغاز و دیگری در میانه و  یکی دیگر در پایان می‌نهم. در پوسترهای اخیر، بخش نتایج من حاوی هیچ  توضییحی بیشتر از متن‌های راهنمای اشکالم نبود، چون باور دارم که داده باید  خودش صحبت کند. همچنین جهد می‌کنم تعداد متغیرهایی که در اشاکل ارائه شود  معدود باشد تا آسانتر تفسیر گردد.چاندر دو سال اخیر، فرمت  #betterposter را برگزیدم که محتوای کمتر را  می‌گنجاند و لحن محاوره‌ای تری دارد. یک توصیف تک جمله‌ای از نتایجی که  تقریبا نیمی از ناحیه کل پوستر را در بر می‌گیرد دارد. این بسیار قابل  خواناتر و مناسب‌تر از عنوان‌های پوستر خشک معمولی است. سپس تنها از سه یا  چهار شکل با توضحیات متنی و کپشن‌هایی برای بیان عمیق‌تر داستان استفاده  می‌کنم.ست جاست، مهندس نرم افزار اصلی در Proteome Software Inc.چطور پوسترتان را می‌سازید؟ از چه ابزارها و نرم‌افزارهایی استفاده می‌کنید؟معمولا از نرم‌افزار اپن سورس Scribus برای ساخت پوستر استفاده می‌کنم.  با یک گرید سه ستونه شروع می‌کنم، اما در این خصوص منعطف هستم. حاشیه‌ها و  فضاهای خالی با اهمیت هستند و با آن‌ها می‌توان سلسله مراتب محتوا را مشخص  کرد. عنوان باید واضح، با معنی و نسبت به بقیه مطالب بایستی بزرگترین سایز  داشته باشد. مبنای پوسترم را بر استاس سوال پژوهشی و نتیجه‌گیری آن قرار  می‌دهم و باقی محتوا را به شکل بصری با ترتیب درست می‌خوابانم. زمان زیاد  صرف تایپوگرافی می‌کنم. فونت مناسب می‌تواند، دیوار غلیظی از متن‌ها را به  چیزهایی که آسان قابل خواندن هستند تبدیل کند. با اینکه کار من تکیه کردن  روی تصاویر زیبا نیست، یک پلات کلیدی یا یک اینفوگرافیک می‌تواند موثر  باشد. منابع آنلاین بی‌شماری وجود دارد که تشریحات پیش‌ساخته شده‌ای در  اختیار شما قرار می دهند که با ذکر منبع می‌توانید استفاده کنید از آن جمله  Noun Project و Dimensions.com است. به خاطر داشته باشید که پوستر شما  باید تا حد امکان برای تمام افراد در دسترس باشند، طرح‌های رنگی و متن‌های  مناسب سازگار با کوررنگ‌ها باشد.—Ramasawmyاز ویرایشگرهای گرافیکی برداری مانند Adobe Illustrator یا Affinity  Designer برای ساخت پوستر استفاده می‌کنم. پاورپوینت یا Google slides برای  آن‌ها که در مضیقه هستند گزینه‌های بدی نیستند. در کل، شما می‌خواهید  پوستری ارائه دهید که میان ویژگی‌های بصری و فضاهای داده‌ای تعادل برقرار  کنید. به جای گنجاندن چکیده، فضای آن را به نتایج‌تان بدهید و آن‌ها را  بزرگتر و واضح‌تر نشان دهید. مطمئن شوید که متن و لیبل‌ها به خوبی از فاصله  چند پایی قابل رویت است. سعی کنید تمام پوسترتان به گونه‌ای طراحی شود که  خواندنش آسان باشد، این کار با شماره‌گذاری کردن بخش‌ها با اعداد  با سایز  بزرگ برای نشان دادن ترتیب مطالب به مخاطبان شما و همین استفاده از لیست‌ها  (bullet-point) در مقدمه و نتیجه‌گیری شدنی است.—Shaferعاشق چیدمان‌های مزخرف و خلاقانه‌ام. مبتنی بر داده‌ام چیدمان را انتخاب  می‌کنم ــ برای مثال، پوسترم حول یک تصویر جالب طراحی می‌کنم، یا سعی  می‌کنم برای جذب بازدیدکنندگان تصاویر را به شکل غیر عرفی بچینم. قسمت  یافته‌های مهم را تا آنجایی که بتوانم با فوت بزرگ و بسیار قابل خوان  می‌نویسم. در طول سال‌های کارهای علمیم از نرم‌افزارهای متفاوت برای ایجاد  پوسترها استفاده کردم که وابسته به لایسنسی بود که توسط موسسه‌ام تهیه شده  بود. این نرم‌افزارها عبارتند از Affinity Designer , Adobe Illustrator ,  Pixelmator و Inkscapes . از وبسایت Coolors.co‌ برای انتخاب پلیت‌های  رنگیم استفاده می‌کنم.ــ  مارتیناز LaTeX برای لایه پوستر و Inkscape برای ترسیم و گرافیک‌ها استفاده  می‌کنم. دوست دارم از متن‌های با فونت بولد شده برای تاکید روی عبارت‌های  کلیدی و رهبری تمرکز خواننده استفاده کنم. زمان زیادی صرف رنگ و شکل‌های  اشکالم می‌کنم تا تضمین شود که سازگار و قابل خوان هستند.—Justپیشنهاد شما در خصوص یافتن چگونگی راهنماها برای ایجاد پوستر چیست؟اگر نیاز به ایده در خصوص چیدمان پوسترتان دارید، یک جستجوی آنلاین ساده  برای پوسترهای علمی انجام دهید. با سرپرست‌ یا استاد راهنمایتان مشورت  کنید تا ببینید آیا موسسه شما تمپلیت دارد که شما بتوانید یا نیاز باشد از  آن استفاده کنید، این تمپلیت‌ها غالبا شامل لوگوها و طرح‌های رنگی خاص  هستند.— Mangala Srinivas، استاد زیست شناسی سلولی و ایمونولوژی در دانشگاه و تحقیقات Wageningen و مدیر ارشد علمی Cenya Imagingبه شدت از همکاران و مربیانم استفاده کرده‌ام و همچنین توصیه می‌کنم تا  جایی که می‌توانید درمورد بصری‌سازی و ابزارهایی که استفاده می‌کنید مطالعه  کنید. برای مثال کتابخانه Matplotlib مستندات خوب و عمیقی در مورد چگونگی  استفاده از رنگ‌ها و ایجاد گرافیک‌های موثر دارد. همچنین زمان زیاد صرف  دریافت الهامات از هر جا می‌کنم. برای مثال هشتگ توییتر betterposter# خوب  به نظر می‌رسد. همچنین به بررسی مقالات کنفرانس‌ها، مقالات ژورنال‌ها و  کتاب‌ها می‌پردازم تا پوستری جذابی که روی چیزهای درست تاکید می‌کند بسازم.—Justوبلاگ Zen Faulkes’s یکی از ابزارهای بسیار مفید است که پیدا کردم، در  این وبلاگ بهترین پوسترها، با پیشنهادهای عالی می‌توانید پیدا کنید. در  رابطه با تایپوگرافی کتاب Ellen Lupton و وبسایت Thinking With Type عالی  است.—Ramasawmyاگر پوستر عالی‌ای ببینم سعی می‌کنم نوت‌برداری کنم و در ایده‌هایم از آن استفاده کنم.—Quemeدر ورک شاپ‌های مربوط به چگونگی ایجاد ارائه معمولا نکات مفیدی در این  خصوص ارائه می شود. به نظر من آن‌ها منابع عالی هستند. استانداردهای گروه  پژوهشی خود را بررسی کنید و با دیگران در رابطه با طراحی یک پوستر خوب صحبت  کنید.—Clapsonپیشنهاد شما در رابطه با ماکزیمم کردن در طی جلسه ارائه پوستر چیست؟همیشه گفتگو را با گفتن اینکه «دوست داری برویم این پوستر را مرور  کنیم؟» شروع می‌کنم. این کار به شما امکان می‌دهد داده‌ها و یافته‌های با  اهمیت را برجسته کنید، هیجان شما چیزی است که واقعا مردم را به سمت خودش  می‌کشد. اغلب، بازدیدکنندگان به جای اینکه از محتوای پوستر شما بپرسند از  خودتان می‌پرسند و سعی می‌کنند بیشتر شما را بشناسند. اما مطمئن شودید که  پاسخ‌های آماده در مورد سوالاتی که مربوط به شکاف‌ها در پژوهش‌تان هستند  داشته باشید.—Clapsonچیزهای زیادی وجود دارند که می‌تواند پوستر شما را بسازد یا بشکند. برخی  از این عوامل شانسی هستند، مثل زمان و روز ارائه پوستر، محل ارائه، افراد  پیرامون. اگر پوستر شما نزدیک به یک گروه پژوهشی مشهور است، بازدید  کننده‌های فراوانی پوسترتان را می‌بینند، اما این ازدحام زیاد موجب عدم  تخمین واقعی می‌شود و بررسی پوستر شما را مشکل می‌کند. با بهینه کردن  عواملی که می‌توانید کنترل کنید، شانس را برای خود بخرید. طراحی‌تان را از  لحاظ بصری جذاب بسازید، کنار پوسترتان بایستید، و اگر کسی می‌خواهد اطلاعات  بیشتری بداند، یک کد QR برای پیش‌چاپ یا اطلاعات تماس خود اضافه کنید.—Quemeیکی دو دقیقه پوسترتان را بررسی کنید تا احساس راحتی به شما دست بدهد.  پوستر و طراحی شما باید مخاطبان حضور یافته را هدف قرار دهد. قالب‌های  کنشی‌تر و واضح‌تر بهتر به رسیدن به این هدف کمک می‌کنند.—Srinivasارئه پوستر حضوی واقعا رعب انگیز است، نمی‌دانید چه کسی می‌رود و می‌آید  و نمی‌دانید چه سوالات مشکلی ممکن است بپرسند. پس علاوه بر تمرین سخنرانی،  ذهنم را نیز آماده می‌کند، به خود خاطر نشان می‌شوم که اینجا برای مورد  قضاوت قرار گرفتن نیامده‌ام، بلکه‌ آمده‌ام تا یاد بگیرم و پژوهشم را به  اشتراک بگذارم. سپس برای ماکزیماز کردن رساندن پوسترم به دست افراد، پوسترم  را بر چند کاغذ A4 می‌نگارم و به بازدید کنندگان می‌دهم. همچنین ایمیلم را  در آن قرار می‌دهم تا هر کس خواست با من تماس بگیرد.ــ مارتیناز رفتن به سوی عابران و شروع مکالمه هراسی به دل خویش راه ندهید!  مخصوصا اگر این عابر کسی است که بازخورد او برای شما گران سنگ است. یک ورژن  ۲ دقیقه‌ای، ۵ دقیقه‌ای و ۱۰ دقیقه‌ای از ارائه خویش مهیا کنید، چون  مخاطبان فراوانی یافت می شوند که نه حوصله آن را ندارند زمان فراوان صرف  بررسی پوستر شما کنند.—Shaferاز آنجا رهیافت من چکاندن حداقل اطلاعات لازم در پوستر است، همیشه  چیزهای مفید مثل داده‌ها و یافته‌ها و ایده‌ها در جیبم هستند. روی پوستر من  کدهای QR گنجانده شده‌اند، این کدهای QR لینک‌های مستقیم به صفحات مختلفی  برای ارائه توضیحات زیبا به مخاطب گرامی من هستند.—Justیکی از راهکارهای معرکه من پرسیدن از مخاطبینم از اینکه چقدر دانش  زمینه‌ای در زمینه‌ای که من مطالعه می‌کنند دارند، این راهنمای من در  ارائه‌هایم بود. کوشش می کنم دیالوگ محاوره‌ای با بازدید کنندگان داشته  باشم و سعی می‌کنم، پرسش‌های جالب در مورد اینکه پس از این قرار است چه کنم  و چطور آن‌ها می‌توانند مرا یاری کنند از من بکنند. بیشتر از هر چیز مهم  است که به خاطر داشته باشم با مخاطبین‌تان مهربان باشید.  مطمئن شوید که  توجه کافی به دانش، زمان و توجه آن‌ها دارید.—Chanآیا تا به حال یک ارائه پوستر آنلاین داشتید؟  اگر چنین است، چطور کاری که برای یک کنفرانس حضوری انجام دادیدبرای ارائه  آنلاین سازگار کردید؟در واقع، همه ارائه من مجازی بودند. بیشتر از Gather استفاده می‌کنم که  اجازه آپلود فایل‌ها به صورت PDF یا تصاویر با کیفیت می‌دهد. این پلتفرم یک  آواتار در اختیار شما قرار می‌دهد که می‌توانید از آن برای کنفرانس مجازی  استفاده کنید. استفاده کردن از آن کمی زمان می‌برد، وبکم استریم‌ها فردی  افراد دیگر، در صفحه شما به صورت پاپ‌آپ نمایش داده می‌شود. روز به روز  استفاده از Gather و دیگر پلتفرم‌های مجازی بیشتر می‌شود و امید می‌رود که  آداب مجازی نیز بهبود یابد.—Chanدر Gather می‌توان  با افراد مختلف تماس ویدیویی داشت که واقعا مفید  است. یکی از ایده‌های خوب در حین تعاملات با افراد پیوند دادن به دیگر  کارها و چیدن زمان ملاقات بعدی برای پاسخ به سوالات است. دیگر فرمت پوستر  آنلاین که تجربه کرده‌ام توییتر است. پوستر را به صورت یک تصویر با کیفیت  در قسمت پست توییت کردم و در کامنت‌ها تصاویری کوچک با نگاهی گذرا به محتوا  قرار دادم. سرعت بالای توییتر برای جلسات آنلاین طلا است، چون به سرعت  می‌توانید به سوالات پاسخ دهید. من در جلساتی شرکت کرده‌ام که از من در  خواست کردند یک پوستر PDF‌با کیفیت بالا و یک ویدیو ی ۵ دقیقه‌ای با محتوای  فایل‌هایی که آپلود کرده‌ام قبل از شروع جلسه تهیه کنم، سپس یک جلسه پرسش و  پاسخ آنلاین برگزار می‌شود. پیشنهاد می‌کنم تا جایی که بتوانید برای جذب  افراد بیشتر و بیشتر دیده‌ شدن پوسترتان در توییتر تبلیغ کنید.—Clapsonوقتی که یک ارائه پوستر مجازی در Zoom‌ دادم، از حداقل متن استفاده  کردم، چون خواندن از روی صفحه نمایش واقعا عذاب آور است. پژوهش من در رابطه  با نرم‌افزار توسعه یافته در آزمایشگاه خودم بود، بنابراین دریافتم که  ارائه دموهای زنده در طول جلسه ارائه پوستر و اشتراک گذاری صفحه‌ نمایشم در  زمانی که از نرم‌افزار استفاده می‌کنم و همراه کردن مخاطبانم با کاری که  انجام می‌دهم بسیار مفید است.—Maritanیک ارائه پوستر مجازی یک کار چالشی است چون فضا بسیار محدود است – هر  چیزی در پوستر شما باید روی نمایشگر‌های کوچک لب‌تاپ‌ها قابل مشاهده و قابل  خوان باشد. سعی می کنم شکل‌ها و نمودارها بزرگ طراحی کنم و حداقل اطلاعات  ممکن را در آن بگنجانم. جریان داستان را ساده می‌کنم و  سوال پژوهشی و  یافته‌های مهم در بالای پوستر هایلایت می‌کنم تا تضمین شود که واقعا به  آسانی قابل شناسایی هستند. سعی می‌کنم از رنگ‌هایی استفاده کنم که در  نمایشگرهای کامپیوتر نه زیاد روشن و نه زیاد کور به نظر برسند.—Alonso-Rodríguezوقتی که بخواهم یک ارائه مجازی داشته باشم، پوسترهایم را بسیار کوتاه و  بصری می‌سازم و لینک‌های قابل کلیک زیادی به مقالات مرتبط و اطلاعات اضافی  در آن می‌گنجانم.Ramasawmyپیشنهاد تا جایی که رسانه اجازه می‌دهد منعطف باشید. گیف‌های انیمیشنی  یا ارائه پیش‌ ظبط شده تهیه کنید تا مخاطبان‌تان در زمانی که آنلاین نیستید  بتوانند با کار شما درگیر شوند. سپس، در طول ارائه‌تان، تا جایی که  می‌توانید با چک کردن مخاطبان‌تان  و سوال از آن‌ها درگیر باشید. از ارائه  تصاویر مکملی از کامپیوترتان یا به اشتراک گذاری کی پنجره مرورگر برای  گفتگو در رابطه با مقاله‌تان نترسید. فقط مطمئن شوید که دسک‌تاپ تان مرتب  است.—Shaferدر چند ارائه مجازی‌ای که داشتم از مکالمه‌های از پیش ظبط شده استفاده  کردم. زمان ارائه معمولا محدود به ۵ دقیقه است، و این شمار ا وادار می‌سازد  که به دقت کلماتی که می‌خواهید بگویید  انتخاب کنید. همچنین چند ارائه  زنده داشتم و در این موارد مشکلات فنی کابوسهای وحشتناک و خسته‌کننده  هستند. همه چیز را کنترل کنید. مطمئن شوید که اتصال اینترنت خوبی دارید  تجهیزات شما در یک ساعت قبل از ارائه‌تان هیچ مشکلی ندارند.—Chemeبه عنوان یک بازدید کننده از یک جلسه ارائه  پوستر، آیا نا امیدی از یک پوستر تجربه کردید که بخواهید به ارائه دهنده‌اش  تذکر دهید؟ چه پیشنهادهای دیگری دارید؟پوسترهای با متن فراوان در فونت‌هایی با اندازه کوچک و خطاهای املایی  فراوان بهانه‌ای برای من جهت تذکر به ارائه دهنده می‌شود. از کارتان با یک  پرینتر معمولی پرینت بگیرید و اندازه فونت‌ها را چک کنید. بک آپ گرفتن از  پوسترتان فراموش نکنید.—Srinivasعدم مقدمه‌های مناسب در پوسترهای که موضوع بسیار خاص با اصطلاحات تخصصی  فراوان دارند مرا ناامید می‌کردند. مطمئن شود که پوستر شما به آسانی قابل  درک است.—van der Vlietسعی نکنید در پوسترتان کاغذ بچسپانید، اطلاعات خوب فراوانند. بگذارید  یافته‌های موثر شما بدرخشند، در هنگام صحبت می‌توانید جزئیات را بیان کنید.—Quemeمهم‌ترین چیز برای ارائه یک پوستر موفق، مشتاق بودن و قابل دسترس بودن است. اگر مردم شما را مشتاق ببیند، مهیج شده و جذب می‌شوند.—Maritanیکی از نکات منفی در بازدید از پوسترها این است که هیچ کس در کنار پوستر  وجود ندارد. می‌توانی کی پوستر اعجاب انگیز بسازی، اما اگر آنجا نباشی  چندان مفید نیست. یا در کنار پوسترت هستی، ولی مشغول حرف زدن با دوستانت  هستی. مطمئن شوید بیش از آنکه با دوستان‌تان باشید با بازدیدکنندگان باشید  تا یک شبکه علمی خوب برای خود بسازید.Clapsonاز شکست یا مبارزه با ارئه‌تان نترسید. شکست کمکتان می‌کند بیشتر یاد بگیرید و دیگر شکست نخورید.—Shafer</description>
                <category>پسر لینوکسی</category>
                <author>پسر لینوکسی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 10:46:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب داده کاوی مفاهیم و تکنیک ها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_46588386/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D9%85%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D9%87%D8%A7-ypeihmh8fmu3</link>
                <description>کی از زمینه‌هایی که تازه متولد شده و به سرعت در حال بزرگ شدن است داده کاوی نام دارد. برای درک آن باید دانش خوبی از مفاهیم داده کاوی و تکنیک‌های کشف الگوهای جالب داده در کاربردهای مختلف داشت.در دنیایی زندگی می‌کنیم که فناوری‌های عظیمی برای جمع کردن داده از  پیرامون‌مان هر روز در حال بیشتر ساخته‌ شدن است. مطمئنا این داده‌ها  بایستی تجزیه تحلیل شوند برای این کار نیازمند ابزارها و تکنیک‌هایی جهت  کشف دانش از داده‌ها است.در واقع درست‌تر آن است به جای اینکه بگوییم «در عصر اطلاعات زندگی  می‌کنیم» بگوییم «در عصر داده زندگی می‌کنیم». ترابایت‌ها یا پتابایت‌ها  داده در شبکه‌های کامپیوتوری، وب جهان گستر و انواع دستگاه‌های ذخیره داده  هر روزه از کسب و کارها، جامعه، علم، مهندسی، پزشکی و تقریبا هر جنبه دیگری  از زندگی ما به دست می‌آید. رشد انفجاری حجم داده منجر به رایانشی شدن  جامعه ما و تولید سریع ابزارهای ذخیره و جمع‌آوری داده شده است.کسب و کارهای مختلفی در سراسر دنیا، داده‌های عظیم تولید می‌کنند که از  جمله این داده‌ها می‌توان تراکنش‌های فروش، رکوردهای معامله سهم شرکت،  توصیف محصول، تبلیغات فروش، عملکرد و پروفایل شرکت و فیدبک مشتریان نام  برد.برای مثال، فروشگاه‌های بزرگ مانند والمارت،  چندین هزار شعبه در سراسر دنیا دارد که تراکنش‌های هفتگی آن بیش از صدها  میلیون است. در حوزه علم و مهندسی مرتبه بالای پتابایت‌ها داده به صورت  مداوم از سنجش از راه دور، سنجیدن پیشرفت، آزمایشات علمی، عملکرد سیستم،  مشاهادات مهندسی و مانیتورینگ محیط به دست می‌آید.لینک دانلود کتابداده کاوی چیست؟داده کاوی یک موضوع میان‌ رشته‌ای است و بدین سبب به شیوه‌های متفاوتی  می‌توان تعریفش کرد. حتی خود اسم داده کاوی همه مولفه‌های اصلیش را نشان  نمی‌دهد. در کل کاوی به معنای کندن خاک‌ها و سنگ‌ها و صخره‌ها برای یافتن  طلا به کار می‌رود. اگر دقت کنید در اینجا نمی‌گوییم rock mining یا sand  mining بلکه می‌گوییم gold mining. خوب پس به جایی که بگوییم data mining  باید بگوییم knowledge mining ولی این عبارت که معنای دانش کاوی به خوبی  بیانگر استخراج دانش از داده‌ها نیست شاید بگویید بهتر باشد بگوییم  knowledge mining from data ، خوب این عبارت درستی است اما خیلی طولانی  است، بدین سبب متخصصین و دانشمندان و دانشجویان این حوزه توافق کردند که از  همان است داده‌ کاوی به انگلیسی data mining استفاده کنند.گفتیم که داده‌کاوی یعنی فرآیند کشف دانش از داده، اما این فرایند خود شامل فرآیندهای کوچک دیگری است که عبارتند از:Data Cleaning به فارسی پاک‌سازی داده که برای حذف داده‌های نویز و ناسازگار استفاده می‌شود.Data integration به فارسی یکپارچه سازی داده که در آن چندین منبع داده ترکیب می‌شوند.Data Selection به فارسی انتخاب داده که داده‌های مرتبط با تحلیل از پایگاه داده بازیابی می‌شوند.Data Mining به فارسی داده کاوی که در آن با اعمال روش‌های جستجوی هوشمند به استخراج الگوها از داده‌ها پرداخته می‌شود.Pattern evaluation به فارسی ارزیابی الگو که در آن الگوهای جالب ارائه دهنده دانش مبتنی بر سنجه‌های مورد علاقه شناسایی می‌شود.Knowledge presentation به فارسی ارائه دانش که از تکنیک‌های بصری سازی و ارائه دانش جهت ارائه دانش به کاربران استفاده می‌شود.گام‌های یک تا چهار شکل‌های متفاوت پیش پردازش داده است.  گام داده‌کاوی ممکن است با کاربر یا ایستگاه دانش تعامل داشته باشد.  الگوهای جالب به کاربر ارائه می‌شوند و ممکن است به عنوان دانش جدید در  ایستگاه دانش ذخیره شوند.کتابی عالی برای یادگیری کامل داده‌کاوینوشته‌های بالا، نوشته‌های کتاب داده‌کاوی : مفاهیم و تکنیک‌ها نوشته  ژیاوی هان، میشلین کمر و ژان پی است. ژیاوی هان یک چینی است که دانشمند  علوم کامپیوتر است و صاحب مقام آبل بلیس در دانشگاه ایلینوی است. برترین  اثر او همین کتاب داده‌کاوی است که بیش از ۵۰ هزار بار به آن استناد شده  است. ژیان پی نیز یک چینی است و پروفسور علوم کامپیوتر در دانشگاه سایمون  فریزر است.مولف کتاب را به گونه‌ای فصل بندی کرده‌ است که انگار می‌دانسته کسی که  اولین بار با داده‌کاوی آشنا می‌شود چه سوال‌هایی می‌پرسد و هر چه بیشتر  می‌گذرد چه چیزهایی برای او جالب می‌شوند.کتاب با مقدمه شروع می‌شود و در آن به سوالات از قبیل اینکه داده‌کاوی  چیست، داده‌کاوی روی چه داده‌هایی اعمال می‌شود، چه نوع الگوهایی کشف  می‌شود، از چه فناوری‌هایی استفاده می‌‌شود، چه حوزه‌هایی از داده کاوی  بهره می‌برند و چالش‌های اصلی داده‌کاوی کدام‌ها هستند پاسخ می دهد.سپس ذهن خواننده را سمت خود داده‌ها می‌برد تا خواننده داده‌ها را  بشناسد، بدین سبب است که در فصل دوم مفاهیمی چون اشیا داده و انواع ویژگی  آن‌ها، توصیف آماری پایه از داده، دیداری سازی داده، سنجیدن مشابهت داده  تعبیه شده است.حالا که خواننده با داده آشنا شد، نیاز است با مفهوم پیش پردازش داده  آشنا شود و چیزهایی مانند پاکسازی داده، یکپارچه‌سای داده، کاهش داده و  انتقال داده را بیاموزد که این‌ها همگی در فصل سوم این کتاب هستند.در فصل چهارم به انبار داده‌ها و پردازش تحلیلی آنلاین پرداخته می‌شود  مفاهیم پیچیده‌ای مانند مدل‌سازی انبار داده‌، مکعب داده و OLAP، کاربرد،  طراحی و پیاده‌سازی انبار داده به همراه چگونگی تعمیم داده آموزش داده  می‌شوند.اینک خواننده به دنیای داده‌کاوی پا گذاشته است، حالا نیاز است مفاهیم  پیچیده و تخصصی این رشته آشنا شود. پس در فصل پنجم فناوری مکعب داده به  صورت کامل آموزش داده شده است.حال وقت آن فرا رسیده است که خواننده کتاب گامی به جلو بردارد و از  چیزهایی که آموخته بهره ببرد، برای همین مولف در فصل ششم مقدمه‌ای بر  استخراج الگوهای تکراری، انجمن‌ها و وابستگی‌ها نوشته است.برای تکمیل کار استخراج الگوها، در فصل هفتم کاویدن الگو به صورت  پیشرفته بررسی شده است. در این فصل مفاهیمی مانند کاویدن الگو در فضاهای  چند سطحی و چند بعدی، استخراج الگوی مکرر مبتنی بر محدودیت، استخراج داده  های با ابعاد بالا و الگوهای غول آسا، کاویدن الگوهای تقریبی و فشرده، کشف  الگو و کاربردهای آن بررسی گشته‌اند.همچنان بیان مفاهیم پیچیده و پیشرفته داده‌ کاوی ادامه دارد در فصل هشتم  خواننده به صورت پایه‌ و مقدماتی به موضوع دسته‌بندی پرداخته است و کار  خویش را در فصل نهم با بررسی پیشرفته دسته‌بندی در داده‌کاوی تکمیل کرده  است. مفاهیم مانند شبکه های باور بیزی، دسته‌بندی با Backpropagation،  پشتیبانی از ماشین‌های بردار، دسته‌بندی با استفاده از الگوهای مکرر ،  الگوهای تنبل یا یادگیری از همسایگان در فصل نهم آورده شده است.در فصل دهم به خوشه بندی پراخته شده است. به انواع روش‌های خوشه‌بندی  مبتنی بر غلظت، مبتنی بر Grid، خوشه‌بندی کی‌میانگین و دیگر مسائل مربوط به  خوشه‌بندی در این فصل پرداخته شده است. در فصل یادهم مسائل مربوط به خوشه  بندی تکمیل شدند و مفاهیم مانند خوشه‌بندی بر اساس احتمال، خوشه‌بندی فازی،  خوشه‌بندی داده‌هایی با ابعاد بالا، خوشه‌بندی گراف و داده شبکه و  خوشه‌بندی با محدودیت از جمله مسائل مطرح شده در این فصل هستند.در فصل دوازدهم، به داده‌های پرت پرداخته شده است و بیان شده است که چرا  شناسایی داده‌های پرت مهم است و چقدر می تواند در تحلیل خوشه و داده‌کاوی  به کار آید و روش‌های مختلف برای شناسایی و استفاده از آن آورده شده است.فصل سیزدهم آخرین فصل این کتاب است، اما تمامی موضوع‌های مرتبط با  داده‌کاوی در فصل‌های قبل بیان شدند. در این فصل روندها و مرزهای داده‌کاوی  توضیح داده شده است. مباحث مانند انواع کاوش داده‌های پیچیده، انواع  متدولوژی‌های داده‌کاوی، کاربردها و مسائل داغ این حوزه بررسی شده‌اند.</description>
                <category>پسر لینوکسی</category>
                <author>پسر لینوکسی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 10:44:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور پایان نامه دکتری بنویسیم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_46588386/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-fc5zvzjhiv5n</link>
                <description>نوشتن یک پایان‌نامه دکتری – قله سال‌ها کار پژوهشی – می‌تواند کاری  دلهره‌آور باشد. اما یادگیری از کسانی که قبلا این مهم را پشت سر  گذاشته‌اند می‌تواند یارای شما در نرم‌تر کردن این فرایند باشد. در اینجا  نظرات فارغ‌التحصیلان و دانشجویان کنونی برای انعکاس تجربه‌یشان و از اینکه  چه کارهای در نوشتن پایان‌نامه انجام می‌دهند و چه کارهایی انجام نمی‌دهند  آورده شده است.چطور پایان‌نامه‌تان ساختاربندی می‌کنید و چه رهیافتی در نوشتن پایان‌نامه به کار می‌برید؟ چقدر طول می‌کشید؟در بخش من، پایان‌نامه‌ها نباید بیشتر از ۱۷۵ صفحه با پیوست‌ها و مقدمه  باشد. پایان‌نامه‌ها می‌توان به دو شکل سنتی یا با فرمت manuscript نوشته شود.  در فرمت سنتی باید پایان‌نامه به ترتیب شامل، literature review ، توصیف  کلی از ابزار و روش‌ها، ارائه‌ای از تمام نتایج، و یک بحث کلی است. در فرمت  manuscript فصل‌ها باید به صورت مقاله‌های مجزا منتشر شده بین مقدمه کلی و  بحث نوشته شود. برای پایان‌نامه من که دو ماه پیش شروع کردم  فرمت  manuscript را برگزیدم.Leslie Holmes، Ph.D. کاندیدای زیست شناسی در دانشگاه کوئینز در کینگستون، کانادادستورالعمل خاصی در مورد فرمت یا محتوا به من داده نشده بود.  متداول‌ترین توصیه در دانشگاه من در ایتالیا این بود که به یک پایان نامه  قدیمی نگاه کنم و چیزی مشابه را کنار هم بگذارم. چندین مقاله منتشر کرده  بودم، بنابراین آنها را در یک داستان منسجم و منطقی سازماندهی مجدد کردم-  نوشتن یک مقدمه با پیشینه کلی، یک فصلی که موضوع تحقیق من را به طور خاص  معرفی می کند، یک شرح از ابزارهای رایج و تجزیه و تحلیل داده‌ها، چندین فصل  اقتباسی که کار اصلی تحقیق مرا ارائه می‌دهد و یک نتیجه گیری کلی. در  مجموع پایان نامه من تقریباً ۱۵۰ صفحه بود. تقریبا دو ماه طول کشید – زمانی  که من قبل از مهلت ارسال نهایی داشتم. حدس می‌زنم که موفق شدم آن را  بنویسم زیرا مجبور بودم، در این صورت مدرک دکتری از دستم پریده بود.الئونورا تروجا، دانشمند محقق در اخترفیزیک در دانشگاه مریلند در  کالج پارک که در مرکز پرواز فضایی گودارد ناسا در گرین‌بلت، مریلند کار  می‌کند.در هلند، جایی که در آن دکتری گرفتم، پایان نامه ها معمولاً به عنوان یک  مقدمه، چهار فصل از کار تحقیقاتی اصلی، و یک بحث خلاصه تشکیل می‌شوند.  اثری که قبلاً منتشر شده یا ارسال شده است نیازی به بازنویسی ندارد. کاملاً  خوش شانس بودم که دو مقاله تحقیقاتی و مروری در رشته‌ام را منتشر کرده  بودم که به عنوان مقدمه در پایان‌نامه استفاده شد، و در حال اصلاح پیش‌نویس  مقاله  دیگری بودم که به یک مجله ارسال کرده بودم. این بدان معنی بود که  فقط باید یک فصل تحقیق دیگر و بحث خلاصه سازی را می نوشتم که کل زمان و  تلاش برای تکمیل پایان نامه‌ام را قابل مدیریت کرد. با ایجاد یک طرح کلی  بسیار کلی از تمام عناوین فصلم شروع کردم. پس از گرفتن تایید از سرپرستم،  طرح کلی‌تری برای دو فصلی که  باقی مانده بود تهیه کردم. این امر به ویژه  برای دستنوشته تحقیق مفید بود. در آن زمان، من و نویسنده همکارم (یکی دیگر  از دانشجویان دکترا) هنوز در حال جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده‌ها بودیم.  طرح کلی به ما در فیگورهایمان کمک کرد، اگرچه برخی از آنها به عنوان  فیگورهای ساختگی شروع شدند که بعدا تکمیل شدند. در مجموع پایان نامه من ۱۳۵  صفحه بود که برای دکتری کاملاً متوسط ​​است. پایان‌نامه در موسسه‌ام انجام  دادم و  تقریباً ۱۵۰ ساعت کاری در طول چند ماه از من گرفت.Anoek Zomer, دانشجوی پسادکتری بیولوژی سرطان در دانشگاه لوزان سوییسسارا گریوم، محقق فوق دکترا در اکولوژی دریایی در دانشگاه ایالتی اورگان در کوروالیسبا اینکه قبلا روی دو پیش‌نویس مقاله برای تایید ژورنال کار کرده بودم،  اما در هر دو چندین مولف همکار بود، بنابراین آسان‌تر بود که داستان PH.D  خود را خودم بنویسم. پس تصمیم گرفتم تمام پایان‌نامه را از اول بنویسم.  نتایج تحقیق‌هایم را در چهار فصل نوشتم، علاوه بر این فصل‌ها، فصل‌های  مقدمه، مواد و روش‌ها و نتیجه‌گیری نیز بود. برای هر فصل نتایج، به  آزمایش‌های اصلی خویش رجوع کرده و نتایج محاسباتی جهت تایید یافته‌ها و  بازتولید اشکال و جداول مورد نیاز چک کردم. فراوان نکته‌برداری انجام دادم و  بهره زیادی از فلوچارت‌ها بردم که در هر فصل راهنمای من در نوشتن بودو  بعدا مرا در ایجاد خلاصه‌ سریع از آغاز هر فصل و چک کردن اطلاعات آن‌ها در  پایان فرایند نوشتن یاری داد. همچنان که کارم را به سر می‌بردم، بسیار  هیجان زده بود در مقدار نوشته‌هایی که نگاشته بودم. پایان‌نامه من تقریبا  ۳۰۰ صفحه بود و تقریبا مرتبط با آزمون‌هایی بود که شیوه انجام آن را بیان  کرده بودم. اما پایان واقعی من حدود ۱۸۰ صفحه بود با یک سری پیوست از جمله  دو پیش‌نویس مقاله، مراجع و لیست اشکال و جداول. حدود ۶ ماه صرف نوشتن  پایان‌نامه کردم، و از مدت 4 سال کمک هزینه ام به عنوان یک ضرب الاجل سخت  استفاده کردم تا خودم را به پایان برسانم.Katharina F. Heil، همکار در علوم اعصاب محاسباتی در دانشگاه ادینبورگ در بریتانیانوشتن پایان‌نامه به ۲ و نیم هفته فشرده شده بود، این زمان میان پایان  یک پروژه پژوهشی و تاریخ دفاع بود که ۶ ماه زودتر انتخاب کرده بودم.  خوشبختانه، گروه آموزشی من به دانشجویان اجازه می‌داد از مقاله‌های منتشر  شده به عنوان فصل‌ها مقاله استفاده کنند و من معولاا در طول دکتری این کار  را انجام داده بودم. بنابراین تنها چیزی که نیاز داشتم نوشتن فصل مقدمه  بود. در مقدمه تاریخچه کوتاهی از زمینه‌ام قرار دادم. برای این کار نیاز  بود تمام مقاله‌های تاریخی مرتبط را بخوانم. سپس هر فکری را که در مورد این  موضوع داشتم یادداشت کردم و فهرستی از عناصری که می‌خواستم پوشش دهم،  ارتباطات منطقی بین ایده‌ها، مراجع و حتی عبارات جذاب را تهیه کردم. سپس  اولین تلاشم را انجام دادم تا همه این افکار را در متنی ساختاریافته  جمع‌آوری کنم، با تمرکز بر این که آیا مطالب کافی برای پشتیبانی از نکاتم  دارم و چقدر خوب جریان دارند. پس از آن بر تقویت خود عبارت تمرکز کردم، با  استفاده از منابع آنلاین مانند غلط‌گیر املا و کتاب‌های دستور زبان، زیرا  انگلیسی زبان دوم من است، و پس از آن یک صیقل کلی نهایی انجام داد. با تمام  ارقام و مواد تکمیلی متعدد، پایان نامه من – که به تازگی با موفقیت نوشته  شده بود، دفاع کردم – بیش از ۲۰۰ صفحه است که در بخش ما عادی است.آنتون گولوبورودکو، دانشجوی فوق دکترا در بیوفیزیک نظری در موسسه فناوری ماساچوست در کمبریجاز چه کسی کمک یا بازخورد گرفتید؟ استاد راهنما شما چقدر درگیر بود؟وقتی صحبت از پایانامه‌ها به میان می‌آید، متوجه می‌شوم که هیچ کس به  اندازه  دانشجویان سال قبلی گروه شما مفید نیست. وقتی برای مشاوره با فارغ  التحصیلان آزمایشگاه خود تماس گرفتم، به من کمک کردند تا روند کلی نگارش  پایان نامه را درک کنم، زمان لازم برای تکمیل بخش‌های مختلف را تخمین بزنم و  مراقب مشکلات احتمالی باشم. همچنین پایان‌نامه های آنها را دانلود و مرور  کردم تا احساس کنم محصول نهایی قرار است چگونه باشد. استاد راهنمای من به  شدت درگیر نوشتن هر یک از مقالاتی بود که به پایان نامه من وارد می‌شد بود،  بنابراین نیاز به ورود او کمتر مهم بود. با این وجود، قبل از اینکه بنشینم  و بنویسم، با او گفتگویی داشتم که در آن متوجه شدیم موضوع اصلی پایان نامه  من چیست و از چه مقالاتی استفاده کنیم. سپس زمانی که زمان ارائه پایان  نامه‌ام فرا رسید، بسیاری از دوستان و همکارانم و همسرم که او نیز  بیوفیزیکدان است، توصیه های ارزشمندی ارائه کردند.گولوبورودکومن روش‌ها و نتایج هر فصل را برای همه اعضای کمیته‌ام فرستادم تا  بتوانیم قبل از بررسی پیام‌های علمی کلیدی، مطمئن شویم که علم کامل است.  سرپرست من مطمئن شد که ما در تماس هستیم و خودش را برای سؤالات در دسترس  قرار داد. او همچنین یک ویراستار عالی و بسیار کامل بود – داشتن کسی که  نوشته‌های شما را پاره کند و به شما کمک کند مطالب اضافی را حذف کنید و یک  مطلب درست سازماندهی شده داشته باشید بسیار مهم است. نزدیک به پایان،  همکلاسی‌های فارغ‌التحصیلم نیز به من کمک کردند تا کلمات زیادی را حذف کنم.– Gravemاستاد راهنمای من چند بار درگیر شد: در ابتدا وقتی از او راهنمایی  خواستم که چگونه یک پایان نامه را بنویسم و در پایان برای خواندن نهایی پیش  نویس. اما هنوز احساس می کردم کاملا گم شده‌ام. بنابراین وقتی بهترین  دوستم به من گفت که قرار است به ملاقات مشاورش برود تا درباره نحوه نگارش  پایان‌نامه‌اش صحبت کند، دریغ نکردم که با هم برویم. مشاور او انتظارات  کمیسیون فارغ التحصیلی را روشن کرد، پیشنهادات مفیدی به ما داد و به ما  اطمینان داد که همه چیز درست خواهد شد. آن جلسه به من کمک کرد که کمتر تحت  تأثیر قرار بگیرم و اعتماد به نفس بیشتری داشته باشم. یکی از همکاران ارشد  من که مشاور متخصص دکتری بود به همراه کمک دانشجویان دانشگاه دیگر ، تک تک  فصل های پایان نامه من را مرور کرد. من داشتم اصلاحاتی که گفته بود انجام  می‌دادم و این در حالی بود که او در حال فصل بعدی را بررسی می‌کرد، بدین  صورت  پایان نامه بسیار قابل کنترل‌تر شد و در زمان  صرفه‌جویی فراوان شد.  در آن زمان شدیداً به کسی نیاز داشتم که به من بگوید من کار کاملاً اشتباه  یا احمقانه‌ای انجام نمی‌دهم.-Trojaهر فصلی که نوشتنش به پایان می‌رسید به استاد راهنمایم می‌فرستادم. گاهی  اوقات، نسبتاً بلافاصله از طریق ایمیل یا از طریق اسکایپ بازخورد دریافت  می‌کردم. در مواقع دیگر، باید یکی دو بار یاد‌ آوری می‌کردم. تعیین  ضرب‌الاجل‌ها برای خودم، و اطلاع دادن به استاد راهنما در مورد آنها، باعث  شد کارهایم قابل مدیریت باشد. وقتی در مورد جنبه های خاصی از پایان نامه به  نکاتی ملموس نیاز داشتم و استاد راهنما من واقعاً مشغول بود، به دفترش  می‌رفتم. گاهی تنها چیزی که نیاز داشتم یک «بله، تو در مسیر درستی حرکت  می‌کنی» بود تا به راهم ادامه دهم. همچنین فصل‌های جداگانه‌ای برای افرادی  که می‌دانستم به تحقیق من علاقه دارند فرستادم، عمدتاً برای تصحیح، و سعی  کردم یک فردی که انگلیسی زبان مادریش است  پیدا کنم تا در گرامر و املا به  من کمک کند. از قبل به همه آنها اطلاع دادم تا در مورد زمان و نحوه بازخورد  دادن کمی انعطاف داشته باشند.– Heilخوش شانس بودم که یک سرپرست بسیار دلسوز داشتم که به معنای واقعی کلمه  همیشه درب دفترش به روی من باز بود. با این حال، سعی کردم تنها زمانی از او  درخواست کنم که احساس کنم باید تصمیمات مهمی گرفته شود، برای مثال زمانی  که یک طرح کلی یا یک فصل را تمام کرده بودم. او بازخورد را عمدتاً از طریق  تغییرات آهنگ اضافه شده به پیش‌نویس‌های من ارائه می‌کرد، که به نظرم بسیار  راحت بود. وقتی نظر او را دریافت می‌کردم، سعی کردم فوراً به اصلاحات  بپردازم و نظراتی را که نیاز به کار بیشتری داشتند برای بعد گذاشتم. با  ابتدا پرداختن به بازنگری های کوچک، احساس کردم که در حال پیشرفت هستم، که  به من کمک کرد با انگیزه بمانم.– Zomerچطور زمان و همینطور ذهن‌تان را متمرکز در کار با پایان‌نامه کردید؟برای تمرکز روی نوشته‌ام، مجبور شدم بیشتر تحقیقاتم را متوقف کنم، اگرچه  کارهای جزئی انجام می‌دادم که به زمان و تمرکز قابل توجهی نیاز نداشتند،  مانند راه‌اندازی محاسبات کامپیوتری. در مورد تعادل بین کار و زندگی، من و  همسرم یک پیمان غیر رسمی داریم که سعی می‌کنیم بعد از شام و آخر هفته ها  کار نکنیم. بدون استراحت مناسب، بهره وری کاهش می‌یابد و در نهایت احساس  بدبختی می‌کنید. نمی‌توانم بگویم که این پیمان در دوران نگارش پایان نامه  اجرا می‌شد، اما حتی در شدیدترین زمان‌ها، حداقل هفته‌ای یک بار برای  پیاده‌روی در پارک ها و مناطق طبیعی اطراف از شهر خارج می‌شدیم تا از فشار  خارج شویم.– Goloborodkoدر تمام مدت نوشتن، دیگر فعالیت‌های مرتبط با کار را ادامه دادم. به  خصوص در ابتدا به عنوان دستیار تدریس، فعال ماندم. کار با دانشجویان یک  حواس‌پرتی خوب از پایان‌نامه  بود، و این انگیزه‌بخش بود که ببینم کار من  برای دیگران مفید بوده و مورد قدردانی قرار می‌گیرد، به‌ویژه در زمان‌های  نوشتن بی‌ثمر. همچنین به طور موازی روی پروژه های تحقیقاتی دیگری کار کردم و  به چندین کنفرانس بین المللی و یک مدرسه تابستانی در زمینه علوم شهروندی  رفتم. این فعالیت‌ها نه تنها باعث وقفه‌ای در پایان‌نامه شد، بلکه به من  یادآوری کرد که پژوهش من چقدر مهم و جالب بود. همچنین مطمئن شدم که فعال  بمانم تا انرژی مثبت خود را حفظ کنم. رفتن به باشگاه همیشه مرا به نوشتن با  ذهنی روشن و احساسی سالم‌تر کمک می‌کرد. گاهی اوقات سعی می‌کردم با دوستان  خود یک وقت استراحت برای قهوه ترتیب دهم تا با یک تکه کیک و همراهی خوب به  خودم پاداش بدهم. در مواقع دیگر، برنامه‌ریزی برای بازدید از یک موزه یا  امتحان کردن یک رستوران جدید به من کمک کرد تا با برگزاری یک رویداد خوب به  من ادامه دهم.– Heilتقریباً یک سال و نیم قبل از پایان پایان نامه‌ام، که تقریباً همزمان با  تولد پسرم بود، بیشتر کارهای میدانی خود را انجام ندادم. بعد از مرخصی  زایمان، روزی ۶ تا ۸ ساعت در خانه می‌نوشتم، در حالی که بچه‌ام در بغلم بود  یا کنارم می‌خوابید. زمانی که او در ۷ ماهگی در مهدکودک بود، به کافی‌شاپ  های اطراف رفتم تا بتوانم سر وقت ناهار از او پرستاری کنم. چندین بار در  روز، تکنیک پومودورو را تمرین می‌کردم که در آن تایمر را برای ۴۵ دقیقه  تنظیم می‌کردم و هیچ کاری جز نوشتن انجام نمی‌دادم – نه ایمیلی، نه  رسانه‌های اجتماعی، نه کار دیگری. اگر به چیزی فکر می‌کردم که باید انجام  دهم، آن را برای بعد یادداشت می‌کردم. علاوه بر ترکیب نوشتن با مادری،  جنبه‌های دیگر تعادل بین کار و زندگی نیز برای من بسیار مهم بود. بیشتر آخر  هفته‌ها کار نمی کردم و مطمئن می شدم که هر روز بیرون می روم و ورزش می  کنم یا کمی تفریح ​​می ‌کنم. رهایی از احساس گناه در مورد کار نکردن کلید  بود. احساس بد شما را به جایی نمی‌رساند و فقط تجربه را برای شما و افرادی  که دوستشان دارید یا با آنها زندگی می کنید لذت بخش نمی کند.– Zomerاز نظر احساسی، روند نگارش پایان نامه چگونه بود؟واقعا سخت بود، اما از آن لذت بردم. نوشتن می‌تواند مانند یک تونل بسیار  طولانی و تنها باشد، اما هر چه بیشتر تمرین کنید، آسان تر می شود.– Gravemشروع با کار آسان قالب‌بندی مجدد مقاله‌های منتشر شده‌ام به من این  امکان را داد که به سرعت پیشرفت زیادی داشته باشم و بر روند نوشتن کنترل  داشته باشم و در عین حال استرس نزدیکی زمان ارائه را کاهش دهم. با مقدمه  پایان‌نامه کار سخت تری داشتم، اگرچه از کندوکاو در تاریخ رشته‌ام بسیار  لذت بردم. حتی خوشحال بودم که باید این کار را انجام دهم – به این ترتیب،  می‌توانم آن را بر کارهای دیگر اولویت دهم. اما مطالعه گسترده، نوشتن را  بسیار چالش‌برانگیزتر از آنچه انتظار داشتم، کرد و ضرب‌الاجل فشرده آن را  کمتر لذت بخش کرد. تقریباً تا آخر کار، احساس می‌کردم که کار بیش از حد  بلندپروازانه است. برای کاهش استرس در آن مرحله، مدام به خود یادآوری  می‌کردم که این فرصتی بی‌نظیر است که به جای خود تحقیق، روی تاریخ تحقیق  تمرکز کنم.– Goloborodkoنوشتن پایان نامه من مطمئناً تجربه ای بود که از آن لذت بردم. این  لحظه‌ای بود که بالاخره داشتم تمام کارهای ۵ سال گذشته‌ام را کنار هم می  گذاشتم و به آن افتخار می کردم.– Zomerحدس می‌زنم تعادل خوب کار و زندگی مهم بود. حیف شد حفظش نکردم تنها چیزی  که می‌توانستم احساس کنم وحشت بود. به مدت ۲ ماه، اساساً به جز نوشتن  پایان‌نامه و درخواست شغل، هیچ کاری انجام ندادم. زمانی که به استراحتی از  پایان نامه نیاز داشتم، به درخواست‌های شغلی خود روی آوردم. این یکی از  بدترین دوران تحصیلی من بود. خوشبختانه، در پایان به دکتری که می خواستم  رسیدم، که باعث شد تمام استرس و ناامیدی را فراموش کنم.– Trojaدکترای من، از جمله دوران نگارش، یک ترن هوایی عاطفی بود. همیشه آسان  نبود، اما بخاطر داشته باشید که هر تلاش کوچک شما را به هدف نهایی نزدیکتر  می کند، برای ادامه دادن و زنده ماندن، احساس بسیار مهم است. و در حالی که  نوشتن گاهی دلهره آور بود، من نیز این انگیزه را پیدا کردم که ببینم چقدر  تحقیق انجام داده ام.– Heilدر مراحل اولیه نوشتنم هستم، اما تا کنون لذت بخش بوده است. این  احتمالاً به این دلیل است که بالاخره چیزی ملموس از دکتری خود خواهم داشت  که بسیار دلگرم کننده است!– Holmesآیا توصیه دیگری در مورد نحوه نوشتن پایان نامه دارید؟توصیه کلی من این است که در لحظه آخر شروع نکنید و زمان لازم را دست کم  نگیرید. پایان نامه فقط در مورد علم نیست، بلکه در مورد نحوه ارائه آن نیز  می‌باشد. با وجود اینکه مقالاتی را منتشر کرده بودم که حاوی مطالب زیادی  بود و آماده گنجاندن در پایان نامه بود، هنوز باید تلاش و زمان زیادی برای  قالب بندی مجدد متن صرف می‌کردم و حتی مجبور بودم برخی از ارقام را بهبود  یا به روز کنم. اگر می‌توانستم به گذشته برگردم، به جای اینکه همه کارها را  برای سال آخر بگذارم، نوشتن پایان‌نامه از سال اول شروع می‌کردم. فصل‌های  مقدماتی که موضوع شما را توضیح می‌دهد را می‌توان قبل از داشتن هرگونه داده  نوشت، و در نگاهی به گذشته، به تمام نتایج علمی برای نوشتن دو سوم  پایان‌نامه‌ام قبل از شروع سال آخر نیاز داشتم.– Trojaزمانی که در سال دوم برای oral ها مطالعه می‌کردم، در نوشتن نکته‌ها و  آرشیو کردن مقالات مرتبط بسیار منظم بودم، که در هنگام نوشتن پایان‌نامه‌ام  بسیار مفید بود. همچنین در چند سال اول دکتری ده‌ها پیشنهاد کمک مالی  نوشته بودم، که به من فرصتی داد تا در مورد چگونگی ارائه درک کلی داشته  باشم و همچنین زمینه‌ای در اختیارم باشد که بتوانم به عنوان نقطه شروع  استفاده کنم.– Gravemبخش قدردانی و زمان صرف آن را نباید نادیده گرفت. آن را بهترین فرصت  برای خلاصه کردن بخش غیرعلمی دکترایم دیدم. و از همه کسانی که در این راه  به من کمک کردند تشکر کردم، یافتن کلمات مناسب چندین روز طول کشید. تصمیم  گرفتم آن را به بعد از دفاعم بگذارم، زمانی که بتوانم در چند هفته‌ای که  باید پایان‌نامه ام را ویرایش می کردم، با سرعتی بسیار آرام‌تر بنویسم.مراقب کمال گرایی باشید. پایان نامه دکترا بخش عمده‌ای از زندگی یک فرد  را به پایان می رساند و تمایل به بی‌عیب و نقص کردن آن وجود دارد. در مورد  من، یک ضرب الاجل غیرقابل مذاکره یک راه حل موثر ارائه کرد. سایر پروژه ها  یا رویدادهای زندگی نیز ممکن است ضرب الاجل تعیین کنند. اگر با  ضرب‌الاجل‌های قریب‌الوقوع مواجه نیستید، محدودیت‌های زمانی تعیین‌شده برای  فصل‌های جداگانه احتمالاً کارساز خواهد بود.با توجه به جنبه های فنی، گروه آموزشی من یک قالب LaTeX ارائه داد که  بسیار مفید بود. این قالب، نوشتن ساختار یافته را اعمال می‌کند و با تمام  قالب‌بندی ها سروکار دارد تا بتوانید روی محتوا تمرکز کنید. به عنوان مثال،  شماره گذاری را کنترل می کند، بنابراین لازم نیست هر بار که یک شکل را درج  یا حذف می‌کنید، اعداد شکل را به روز کنید. و از آنجایی که LaTeX بر اساس  قالب متن ساده است، لازم نیست نگران این باشم که یک دهه بعد نتوانم فایل  پایان نامه خود را باز کنم. LaTeX به تخصص فنی خاصی نیاز دارد، اما با کمی  تلاش و گوگل می توان بر این امر غلبه کرد.من همچنین از طرفداران بزرگ خدمات ابری هستم. از یک ویرایشگر آنلاین  LaTeX به نام Overleaf استفاده کردم که به من امکان می داد به راحتی پیش  نویس ها را با سرپرستم به اشتراک بگذارم. با یک حساب رایگان شروع کردم، و  زمانی که به محدودیت های ذخیره سازی رسیدم، برای 1 ماه یک حساب “Pro” هزینه  ناچیزی پرداخت کردم. همچنین خوشحال شدم که Mendeley، نرم‌افزار مدیریت  مقالات مبتنی بر ابری که در دهه گذشته از آن استفاده می‌کردم، به راحتی با  Overleaf ادغام شد – اگرچه Mendeley شب قبل از ارسال شکست خورد و روز کاری  من را تا ساعت 6 صبح افزایش داد.– Goloborodkoسعی کنید بفهمید پربارترین ساعات روز شما چه زمانی است. همچنین، چیزی که  متأسفانه به سختی یاد گرفتم این است که قبل از اینکه از نوشته‌هایتان دور  شوید، یک نقشه راه برای خود بگذارید، به خصوص اگر قرار است بیش از یک روز  طول بکشد. برای خود یادداشتی در مورد افکار و ایده ها یا یافته ها و  سؤالاتی که در آخرین جلسه کاری خود در مورد آنها فکر می‌کردید بنویسید تا  بتوانید بلافاصله از جایی که کار را ترک کردید ادامه دهید. در مورد خود  نویسندگی، من در چند کمپ نویسندگی شرکت کردم که به من در شروع کار کمک کرد.  چند کتاب در زمینه نویسندگی هم خواندم. یکی که من به طور خاص توصیه می کنم  راهنمای علمی نوشتن است.– Holmesچاپ بخش‌های قابل توجهی از نوشته‌هایم و گذاشتن کمی زمان قبل از خواندن  آن‌ها به من این امکان را می‌دهد که به‌طور مؤثر موارد را تصحیح و تنظیم  کنم. و زمانی که نوشتن آنطور که انتظار داشتم پیش نمی‌رفت، به شکل‌ها یا  قالب‌بندی روی آوردم. به این ترتیب، هنوز می‌توانستم احساس کنم که دارم جلو  می‌روم. حتی اگر اغلب احساس می کنید که پیشرفت بسیار بسیار کند است، فقط  سعی کنید هر ساعت و هر روز کمی پیشرفت به پایان نامه خود اضافه کنید.– Heil</description>
                <category>پسر لینوکسی</category>
                <author>پسر لینوکسی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 10:43:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخچه کوتاهی از بهینه‌سازی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_46588386/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%87%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-vj52jfvr8wmz</link>
                <description>چشم‌تان را که باز کنید و سرتان را هر جا بچرخاینید بهینه‌سازی را  می‌بینید، در کوچکترین فعالیت‌های روزانه تا برنامه‌ریزی برای گشت و گذار، و  از علوم کامپیوتر تا برنامه‌های صنعتی. اگر نیک بنگرید می‌بینید که ما  همیشه دنبال بیشینه یا کمینه کردن چیزی هستیم. یک سازمان می‌خواهد  سود‌آوریش را بیشینه کند، هزینه‌ها را کمینه سازد و کارایی را بیشینه کند.  حتی در زمان برنامه‌ریزی برای تعطیلات می‌خواهیم لذت‌های و تفریحات خویش را  با کمترین هزینه بیشینه کنیم. در واقع، همیشه دنبال یافتن راه‌حل‌های  بهینه برای مسائلی که با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم دنبال‌های چاره‌های بهینه  هستیم، حتی اگر چه آن راه حل بهینه را پیدا نکنیم.اگر بگوییم که یافتن چاره برای مسائل بهینه‌سازی حالا آگاهانه یا ناآگاهانه قدمتی به قدمت تاریخ خود بشر دارد بی‌راه نگفتیم. برای اصل کمترین تلاش که اغلب رفتارهای انسانی را توضیح می‌ده، به خوبی بیانگر قدمت بهینه‌سازی  است و مهر تایید بر جمله بالاست. بپردازیم به یک مثال دیگر، می‌دانیم که  کمترین فاصله میان دو نقطه مختلف در یک صفحه یک خط راست است، با این حال به  ریاضیات پیچیده مانند محاسبه متغیرها برای اثبات اینکه یک خط راست بین دو  نقطه کوتاه‌ترین فاصله بین آن دو نقطه است نیاز داریم.در واقع برخی پدیده‌های فیزیکی را می‌توان با اصل کمترین کنش یا دار و دسته‌های آن توضیح داد. برای مثال نور پیرو اصل فرما است، که بیان می‌کند مسیر پیموده توسط نور بین دو نقطه کوتاه‌ترین مسیر بین آن دو نقطه است که این خود قانونی را ساخته است به نام قانون اسنل. در کل مکانیک‌های تحلیلی بر اساس اصل کمترین کار هستند.خوب بس است مقدمه‌چینی و بگذارید برویم سراغ اصل مطلب، و اصل مطلب  تاریخچه بهینه‌سازی و معرفی الگوریتم‌های مختلف بهینه‌سازی و زمان تولد و  پیشرفت آن‌ها است.بهینه‌سازی در قبل از ۱۹۰۰ میلادیمطالعه مسائل بهینه‌سازی دقیقا به اندازه خود علم قدیمی است. معروف است  که ریاضیدانان یونان بوستان برخی مسائل بهینه‌سازی را حل کرده‌اند. برای  مثال، در ۳۰۰ قبل میلاد، اقلیدس اثبات کرد که در میان مستطیل‌های با مجموع  طول ضلع‌های یکسان، مربع بیشترین مساحت را دارد. در حدود ۱۰۰ قبل میلاد،  هرون نشان داد که که فاصله بین دو نقطه در امتداد مسیر منعکس شده توسط یک  آینه زمانی که نور حرکت می‌کند و از آینه منعکس می‌شود کوتاه‌ترین فاصله  است، یعنی زاویه تابش برابر با زاویه بازتاب است. این یک مسئله بهینه‌سازی  معروف به نام مسئله هرون است.جانس کپلر، ستاره‌شناس مشهور آلمانی که شهرتش مدیون کشف سه قانون حرکت  سیاره‌ای است، در ۱۶۱۳ یک راه حل بهینه برای یک مسئله بهینه‌سازی به نام  مسئله ازدواج یا مسئله منشی ارائه داد. دلیل اینکه چرا او این مسئله را حل  کرد به زمانی برمی‌گردد که دنبال زن دوم می‌گشت. وی روش حل این مسئله را در  نامه شخصی که در ۲۳ اکتبر ‍‍۱۶۱۳ به بارون استراهلندروف نوشت توضیح داد.  در نامه خود آورده بود که ۱۱ نفر برای ازواج با آن‌ها انتخاب کرد و بایستی  از میان این‌ها مبتنی بر برقرار کردن توازن میان فضایل و معایب هر کدام یکی  را انتخاب کند. این فضایل و معایب باید با در نظر گرفتن، مهریه، تردید و  توصیه دوستان نیز همراه می‌بود. در آخر کپر فرد پنجم جهت ازدواج برگزید، با  اینکه دوستش فرد چهارم را بدو پیشنهاد کرده بود. این نامه این را می‌رساند  که کپلر سعی می‌کرد یک راه‌حل بهینه برای حل این مسئله بیابد. این مسئله  در سال ۱۹۶۰ توسط مارتین گاردنر در ستون بازی‌های ریاضی مجله Scientific  American آورده شد. بعدها این مسئله به منجر به ایجاد زمینه بهینه‌سازی  احتمالی چون مسائله بهینه‌سازی stopping شد.در سال ۱۶۲۱ فردی به نام راین اسنل قانون شکست را کشف کرد اما کار وی  منشتر نشده باقی ماند. بعدها، کریستیان هویگنز نتایج اسنل را در کتاب  Dioptrica  در سال 1703 ذکر کرد. این قانون به صورت مستقل توسط رنه دکارت  دوباره کشف شد و در رساله خود به نام Discours de la Methode در  1637  منتشر کرد. این قانون به طور مستقل توسط رنه دکارت دوباره کشف شد و در  رساله‌اش Discours de la Methode در سال 1637 منتشر شد. حدود 20 سال بعد،  زمانی که شاگردان دکارت با پیر دو فرما تماس گرفتند و مکاتبات او با دکارت  را جمع‌آوری کردند، فرما دوباره در سال 1657 به بررسی استدلال دکارت در  رابطه با شکست نور پرداخت و همان نتایجی که اسنل و دکارت به دست آورده  بودند این بار فرما از یک اصل اساسی‌تر به دست ‌آورد – نور همیشه در  کوتاه‌ترین زمان در هر رسانه ای حرکت می‌کند، و این اصلاکنون به عنوان اصل  فرما نامیده می‌شود، که پایه و اساس اپتیک مدرن را بنا نهاد.در ۱۶۸۷، سر اسحاق نیوتن در مقاله‌ای به نام Principia Mathematica   مسئله شکل بدن با حداقل مقاومت را که قبلاً در سال 1685 به عنوان یک مسئله  پیشگام در بهینه سازی مطرح کرده بود، حل کرد، که اکنون یک مسئله حساب  تغییرات است. در این مسئله هدف اصلی یافتن شکل یک جسم چرخشی متقارن بود تا  مقاومت در برابر حرکت در یک سیال به حداقل برسد. سپس نیوتن قانون مقاومت  بدن را ارائه داد. و جالبیت قضیه آن است که گالیله در ۱۶۳۸ در مقاله  Discursi مسئله مشابه به آنچه نیوتن ارائه داده بود ارائه کرد.در ژوئن ۱۶۹۶ دانشمندی به نام برنولی پیشرفت قابل ملاحظظه‌ای در محاسبات  پدید اورد. وی در مقاله‌ای به نام Acta Eruditorum ، تمام ریاضیدانان  سراسر دنیا را جهت یافت شکل یا منحنی‌ای که دو نقطه با ارتفاع متفاوت به هم  متصل کند به گونه‌ای که به طوری که یک جسم متصل شده به این دو نقطه در  کوتاه ترین زمان به دلیل گرانش در امتداد منحنی سقوط کند. این خط، خط  سریعترین سقوط است، با این حال برنولی پاسخ آن را پیدا کرده بود.در ۲۹ ژانویه ۱۶۹۷،  نیوتن این چالش را به دست گرفت و وقتی که ساعت ۴  بعد از ظهر به خانه رفت این مسئله را زمین ننهاد و دست از آن نکشید تا  ساعت۴ بامداد همان روز راه‌حل را یافت. با اینکه نیوتن این مسئله را در  کمتر از ۱۲ ساعت حل کرد، از آنجا که او سرپرست ضرابخانه سلطنتی بود، برخی  می‌گفتند وی به عنوان یک نابغه باید چنین مسئله را در نیم ساعت حل می‌کرد.  برخی ادعا می‌کردند که این مورد نشان دهنده آن است که کارهای اداری فراوان  ذهن را فرسوده می‌کنیم. اکنون می‌دانیم که این مسئله بخشی از یک سیکلوید  است.در ۱۷۴۶ ، اصل کمترین کنش توسط مائوپرتیوس برای یکی کردن همه قوانین  حرکت فیزیک و به کار بردن آن برای توضیح تمامی پدیده‌ها استفاده شد. در  ترمینولوژی مدن، این یک اصل متغیر از کنش ثابت بر حسب معادله انتگرال یک  تابع در چارچوب حساب تغییرات است که در مکانیک کلاسیک لاگرانژی و همیلتونی  نقش محوری دارد. همچنین یک اصل مهم در ریاضیات و فیزیک است.در ۱۷۸۱، گاسپارد مونگ، یک مهندس عمران فرانسوی، مسئله حمل و نقل برای  انتقال بهینه و تخصیص بهینه منابع برسی کرد. در ۱۹۴۲، لئونید کانتوروویچ  نشان داد که این مسئله بهینه سازی ترکیبی در واقع یک مسئله برنامه ریزی خطی  است</description>
                <category>پسر لینوکسی</category>
                <author>پسر لینوکسی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 10:41:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهندسی نرم افزار چابک چیست؟ ترجمه پرسمن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_46588386/%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%85%D9%86-xsr5lfnbuhxj</link>
                <description>مهندسی‌نرم افزار چابک ترکیبی از مجموعه فلسفه و  راهنماهای توسعه است. فلسفه آن مبتنی بر رضایت مشتری و تحویل گام به گام  محصول است. تیم‌های پروژه‌ای چابک، از مجموعه کوچکی از افراد که انگیزه  بالایی دارند تشکیل شده است، متدهای آن غیر رسمی است و کارهای مهندسی  نرم‌افزار کمینه روی محصول صورت می‌گیرد و تحویل نرم‌افزار به ساده‌ترین  شکل ممکن است. راهنما و دستورالعمل‌های توسعه بسیار روی تحلیل و طراحی  تأکید می‌کنند و به هیچ عنوان این فعالیت‌ها کسل کننده نیستند.خوب چه کسانی درگیر این مهندسی نرم‌افزار چابک هستند،  جواب واضح است، همگی از مهندس نرم‌افزار گرفته، تا مشتری و مدیر پروژه و  کاربران همه آن در یک تیم چابک با هم کار می‌کنند. این تیم، تیمی است که  خودسازمنده و سرنوشت خودش را خودش می‌سازد. قوی بودن همکاری و ارتباطات در  یک تیم چابک بسیار مهم است.در محیط‌های کامپوتری مدرن که بذر سیستم‌های مبتنی بر کامپیوتر در آن  پاشیده شده است، توسعه محصول نرم‌افزاری بسیار سریع و در عین حال بسیار در  حال تغییر است. مهندسی نرم‌افزار چابک یک جایگزین منطقی برای مهندسی  نرم‌افزار سنتی است. در عمل اثبات شده است که این روش منهدسی نرم‌افزار در  تحویل موفق و سریع محصول کارا بوده است.مهندسی نرم‌افزار چابک چه مراحلی دارد– شاید بهتر باشد  به جای اینکه بگوییم مهندسی نرم‌افزار چابک، مهندسی نرم‌افزار ساده.  گام‌های تولید محصول در این شیوه مهندسی عبارتند از: ارتباطات،  برنامه‌ریزی، مدل‌سازی، ساخت و استقرار. اما این مراحل به شکل کمینه در  می‌آیند به گونه‌ای که تمرکز تیم روی ساخت و تحویل محصول باشد.محصول کاری‌مان چیست؟ اولین و مهم‌ترین نرم‌افزاری است  که در تاریخ معین به مشتری تحویل می‌دهیم. البته تحویل نرم‌افزار به صورت  افزایشی (گام به گام) است. علاوه بر این محصول اسناد مهم مرتبط با  نرم‌افزار و موارد آزمون صورت گرفته تولید می‌شود.از کجا بدانیم که در مسیر درست قرار داریم؟ اگر تیم  چابک موافق است که کار در حال پیشرفت است و تیم نرم‌افزار قابل تحویل به  صورت افزایش در تاریخ معین تحویل مشتری می‌دهد، خیالتان راحت باشد شما در  مسیر درست قرار دارید.مهندسی نرم‌افزار چابکایده اصلی که منجر به توسعه چابک شد موجب توسعه روش‌های چابک برای فایق  آمدن بر ضعف‌های مهندسی‌نرم افزار سنتی شد. توسعه چاب مزیت‌هایی دارد، ولی  ممکن است برای برخی افراد، وضعیت‌ها یا محصول‌ها جواب ندهد. مهندسی  نرم‌افزار چاب مخالف مهندسی نرم‌افزار سنتی نیست بلکه می‌تواند به عنوان یک  فلسفه فراگیر برای کار نرم‌افزاری استفاده شود.در اقتصاد مدرن، پیش‌بینی اینکه چطور یک سیستم مبتتنی بر کامپیوتر  (مانند برنامه‌های موبایل) در طول زمان تکامل می‌یابد مشکل است. شرایط  بازار به سرعت تغییر می کنند، نیازهای کاربر به تدریج مشخص می‌شوند و  تهدیدهای رقابتی جدید به آنکه خبر کنند ظاهر می‌شوند. در برخی شرایط،  نمی‌شود نیازمندی‌ها را قبل از شروع پروژه تعیین کرد. شما باید به اندازه  کافی برای پاسخ دادن به یک محیط کسب و کاری سیال (مایع) چابک باشید.سیال بودن یعنی تغییر، و تغییر گران است مخصوصاً اگر کنترل نشود یا ضعیف  کنترل شود. یکی از ویژگی‌های بارز روش چابک، کاهش هزینه تغییر در طول  فرایند توسعه نرم‌افزار است.و اما یک نکته دیگر و آن اینکه، آن‌ها که نرم‌افزار را می‌سازند آدم  هستند و نه ربات. انسان‌ها ویژگی‌ها متفاوتی دارند، هیچ دو انسانی  نمی‌یابید که به یک اندازه مهارت، خلاقیت، اعتماد به نفس، مهارت ارتباطی،  نظم و انواع چیزهای انسانی دیگری به اندازه هم داشته باشند و مهندسین  نرم‌افزار هم مستثنی نیستند. باید این مهندسین نرم‌افزار در مواقع مورد  نیاز انگیزه بگیرند و تشویق شوند و یا هم که باید ضعف‌های آن‌ها را تحمل  کنید.چابک چیست؟چابک همان‌طور که از اسمش برمی‌آید یعنی آنکه فرز و سریع باشید. به قول هلالیخوش خرامی ز آب نازک‌ترتیزگامی ز باد چابک‌ترولی بیاییم بنگریم این چابکی در دنیای مهندسی نرم‌افزار چیست. برخی  اعتقاد بر آن دارند که چابکی باید فراگیر باشد. برخی دگر گویند، که مهندسین  نرم‌افزار بایستی هم‌پای تغییرات راه روند و سریع‌تر از تغییرات باشند.اما چابکی چیزی بیشتر از پاسخ به تغییرات است. قبل از آنکه به تغییرات  پاسخ داد باید تیمی ساخته شود که اعضای بسیار خوب با هم رابطه برقرار  می‌کنند (بدانید که این اعضا شامل همه آدم‌ها و فردهایی می‌شود که به  گونه‌ای در ساخت نرم‌افزار شرکت داشته‌اند یا با آن کار می‌کنند، بنگرید  آنان چه کسانند.)از دیگر اصول چابکی آن است که نرم‌افزار سریع تحویل مشتری دهیم و همیشه  بر این تکیه می‌کند که یک چیز تقریباً خوب تحویل دهید (و نه الزاماً کاملاً  خوب). در یک فرایند چابک، ما و شما نداریم. یعنی مشتری خودش در ساخت  نرم‌افزار شرکت می‌کند و مهندس نرم‌افزار با همکاری مشتری محصول را  می‌سازد. یکی از اصول مهم چابکی آن است که باید بدانیم که برنامه‌ریزی در  یک دنیای نامطمئن محدودیت‌ها دارد و بدین جهت باید منعطف بود.چابکی می‌تواند در هر فرآیند نرم‌افزاری به کار برده شود. با این حال،  برای به سر بردن آن، لازم است فرآینده به گونه‌ای طراحی شود که تیم پروژه  بتوانند کارهایشان را سازگار کنند، ساده‌ کنند و به روشی که سیالیت رهیافت  توسعه چابک قابل درکت باشد انجام دهند. روی محصولات کاری ضروری تکیه کنند و  استراتژی تحویل گام به گام که باعث می‌شود مشتری در پاسخ به نوع محصول و  نوع محیط عملیات منعطف باشد تمرکز کنند.چابکی و هزینه تغییررهیافت سنتی توسعه نرم‌افزار معروف به این است که هزینه تغییر همچنان که  پروژه رشد می‌کند به صورت غیر خطی افزایش می‌یابد. معمولاً انجام تغییر در  زمان گردآوری نیازمندیها (که دراوایل پروژه صورت می‌گیرد) آسان است. یک  سناریو کاربرد شاید نیاز باشد اصلاح شود، لیستی از توابع توسعه داده شود یا  یک مشخصه نوشته شده ویرایش شد. این هزینه‌ها معمولاً کم هستند و زمان مورد  نیاز برای آن تأثیر چندانی در زمان تحویل محصول نمی‌گذارد.اما فکر کنید چه اتفاقی می‌افتد که یک سهام‌دار اصلی نرم‌افزار پس از  چند ماه پس از شروع پروژه بیاید و بگوید دوستان یک چند تغییر مهم می‌خواهم  در این پروژه بدهید. تیم وسط تست‌های تأیید است (که معمولاً در پایان پروژه  است) و اعضای تیم به هم می‌گویند این مردک نمی‌داند که ما کارمان را تمام  کردیم و حالا از خواب بلند شده و می‌گوید بیایید چیزی بدان اضاف کنید. این  تغییرات نیاز به اصلاح طراحی معماری نرم‌افزار، طراحی و ساخت سه مولفه  جدید، اصلاح پنج مولفه دیگر، طراحی تست‌ها جدید و … دارد. طبیعتاً اینجا  هزینه‌ها بسیار بالا می رودو زمان مورد نیاز برای تضمین اینکه یک محصول با  کیفیت تحویل داده شود نیز بسیار بالا می‌رود.برای حل این مشکل، مهندسین نرم‌افزار جهان راهکاری پدید آوردند به نام مهندسی نرم‌افزار چابکبیک کرشمه که کردی هزار دل بردیتبارک الله ازین چابکی و چالاکیاین مهندسین اعتقاد راسخ بر آن دارند که اگر فرایند توسعه نرم‌افزار  چابک به درستی پیاده شود، هزینه تغییر نرم‌افزار در طول فرایند ساخت هموار  یا یکنواخت است. ابزارهایی که چابک برای این کار دارد عبارتند از، تحویل گام به گام محصول، تست‌های مداوم یونیت‌ها، برنامه‌نویسی موازی.  حالا شاید یک کم اغراق کردند و واقعاً شیب هزینه به تغییر یکنواخت نباشد  ولی به هر حال نسبت به روش سنتی هزینه تغییر در روش چابک بسیار کم‌تر است.ویژگی‌های پروژه‌هایی که مهندسی نرم‌افزار چابک به دردشان می‌خوردهر فرایند چابک برای پروزه‌هایی به کار می‌رود که یک سری ویژگی‌ها دارند که اهم آن‌ها به شرح زیر هستند:۱. پیش‌بینی اینکه کدام نرم‌افزار به قوت خویش باقی می‌ماند و کدام  تغییر می‌یابد دشوار است. و به همان اندازه پیش‌بینی اولویت‌های مشتری نیز  دشوار است.۲. برای برخی نرم‌افزارها طراحی و ساخت درهم تنیده هستند. هر دو  فرایند طراحی و ساخت باید پشت سرهم انجام شوند تا مدل طراحی ثابت شود. در  این پروژه‌ها پیش‌بینی اینکه چقدر از ساخت باید انجام شود تا مدل طراحی به  حالت ثابت برسد مشکل است.۳. تحلیل، طراحی، ساخت و آزمون آنچنان که خواستاریم قابل پیش‌بینی نباشند.در اینجا یک سؤال مهم برمی‌خیزد، چطور پروژه‌ای را مدیریت کنیم که قابل  پیش‌بینی نیست؟ ولی ما قبلاً جوابش را گفتیم جوابش سازگاری فرایند است  (توانایی پاسخ به تغییرات شرایط فنی)، پس نتیجه اینکه یک فرایند چابک باید  سازگار adaptable باشد.اما، این انطباق در زمانی که پیشرفت رو به جلویی نباشد به چه کار  می‌آید. پس باید یک گزینه دیگر در این چابکی خویش بنهیم به نام  incredementaly یعنی افزایشی یا پله پله ای. خوب حالا برای رسیدن به  سازگاری افزایشی (حالا شما هر چه می‌خواهید معنی کنید) تیم چابک به یک چیز  خیلی مهم به نام بازخورد مشتری نیاز دارد.یک کاتالیزور خوب برای گرفتن بازخورد مشتری ایجاد نمونه اولیه یا ساخت  قسمتی از سیستم عملیاتی است. در اینجا باید از استراترژی incremental  development به معنای توسعه پله پله‌ای استفاده کنیم. یک نرم‌افزار  پله‌پله‌ای باید به صورت مکرر با فواصل زمانی کوتاه تحویل مشتری شود تا با  تغییرات و چیزهای غیرقابل پیش‌بینی بتوان شمشیر مقابله را تیز کرد. با این  رهیافت مشتری می‌تواند درستی محصول را به صورت پله‌ای بررسی کند و  بازخوردهای لازم به تیم بدهد.اصول چابکیموسسان و مهم‌انی که روش چابکی را ایجاد کردند، ۱۲ اصل را بیان کردند که  اگر شرکت یا پروژه‌ای این ۱۲ اصل را داشت می‌توان بر آن مهر چابکی زد. این  ۱۲ اصل به طور خلاصه اینجا آورده می‌شود تا خواننده ما بداند که شرکت او  می‌تواند این مهر را بگیرد یا خیر.اول آنکه رضایت مشتری با تحویل زود هنگام نر‌م‌افزار فراهم می‌آید. برای  رسیدن به این مهم، چابکی‌ها باید نیازمندی‌هایی که تغییر می‌یابند را  بشناسند و با دیگر شریک داران در تولید یک نرم‌افزار با سرعت‌ترین زمان  ممکن که یک چیز درست هم باشد گپ بزنند.دوم اینکه، یک تیم چابک بایستی مجموعه‌ای از افراد با انگیزه باشد، در  این تیم افراد با یکدیگر رو در رو ملاقات می‌کنند و در محیطی که برای توسعه  نرم‌افزاری با کیفیت بالا فرآهم آمده شده همکاری می‌کنند. این تیم رهرو  فرایندی است که برتری فنی را می‌ستاید و به طراحی خوب دل می‌بنند و در عین  حال سادگی را می‌پسندد و اعتقاد دارد که سادگی یعنی به حداکثر رساندن میزان  کار انجام نشده.سوم آنکه یک تیم چابک «خود سازمانده» است. تیمی که معماری خوب ساختار  یافته‌ای توسعه می‌دهد که در اثر آن طراحی‌های محکم حاصل می‌شود و رضایت  مشتری به دست می اید. بخشی از فرهنگ تیم به درون‌گرایی می‌نگرد و همیشه به  دنبال بهبود کارهایی است که هدف اصلی را نشانه می‌گیرند.خوب درست است که در اینجا سه تا آوردیم ، اما از درون این سه آن دوازده  برمی‌خیزد. نکته‌ای که دانستن آن نیک است آنکه انواع مدل‌های چابک داریم،  اهمیت همه آنچه که در بالا آوردیم نزد آن‌ها کم و زیاد می‌شود، اما همه این  اصول را دارند حالا هر چند بهایی سنگینی بدان ندهند.با این حال، مانند هر رویکرد دیگری، منهدسی نرم‌افزار چابک نیز منتقدان  خودش را دارد. ولی کس مخالف چابکی نیست. سؤال این است که به چه روشی  می‌توانیم این چابکی به دست آوریم. به خاطر داشته باشید که کار کردن  نرم‌افزار مهم است. اما نرم‌افزار ویژگی‌هایی چون قابلیت اطمینان، قابلیت  استفاده، قابلیت نگهداری و ویژگی‌های کیفی نیز داشته باشد.هیچ پاسخ کاملی به این موضوع‌ها وجود ندارد. حتی در دنیای چابکی‌ها  انواع مدل‌های چارچوب وجود دارد که هر یک رهیافت متفاوتی برای حل این مسائل  دارند.در هر مدل مجموعه‌ای از «ایده‌ها» وجود دارد (آژیلیست‌ها دوست ندارند  آن‌ها را «وظایف کاری» بنامند) که نشان‌دهنده انحراف قابل توجهی از مهندسی  نرم‌افزار سنتی است. و با این حال، بسیاری از مفاهیم چابک صرفاً اقتباسی از  مفاهیم خوب مهندسی نرم افزار هستند. نتیجه این است که با در نظر گرفتن  بهترین هر دو مکتب می توان چیزهای زیادی به دست آورد و با تحقیر هر یک از  این رویکردها تقریباً چیزی به دست نمی آید.</description>
                <category>پسر لینوکسی</category>
                <author>پسر لینوکسی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 10:39:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تست عملکرد نرم‌افزار چیست؟ ترجمه پرسمن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_46588386/%D8%AA%D8%B3%D8%AA-%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%85%D9%86-bb3rb2jfycf0</link>
                <description>تست عملکرد یا perforamance برای آزمودن عملکرد زمان-اجرای نرم‌افزار در  حیطه یک سیستم یکپارچه شده به کار می‌رود. در همه گام‌ها و مراحل فرآیند  آزمون چیزی به نام performance testing دارم. حتی در سطح یونیت‌ها، در  زمانی که به آزمون یونیت‌ها می‌پردازیم می‌توانیم عملکرد یا performance آن  را  ارزیابی کنیم. یکی از ویژگی‌هایی که تست پرفورمنس دارد این است که تست  پرفورمنس سیستم زمانی صورت می‌گیرد که تمامی عناصر به صورت کامل یکپارچه  شده باشند.بیایید با یک مثال دنیای واقعی قضیه را روشن کنیم. آیا خسته‌کننده تر و  ناامیدوارتر از یک برنامه موبایل که برای دانلود چیزی که در برنامه‌های  رقیب همتایش بیش از چند ثانیه طول نمی‌کشد، چند دقیقه زمان ببرد وجود دارد.  یا چیزی زجرآورتر از این پیدا می‌کنید که وارد یک برنامه شوید و این  برنامه پس از چند دقیقه تلاش برای برقراری ارتباط با یک برنامه وب بیاید  بگوید «متاسفیم فعلا سرور مشغول، لطفا بعدا امتحان کنید». و آیا نگران‌کنند  از یک برنامه وب که در برخی مواقع فوری پاسخ می‌دهد و در مواقع دیگر به  حالت انتظار بی‌نهایت می‌رود وجود دارد. تمام این اتفاقات هر روزه در دنیای  نرم‌افزار و وب روی می‌دهند و همگی مرتبط به کارایی یا عملکرد و به  انگلیسی performance‌ هستند.تست عملکرد برای کشف مشکلاتی که می‌تواند ناشی از عدم منابع سمت سرور،  پهنای باند نامناسب شبکه، قابلیت‌های ناکافی پایگاه داده، قابلیت‌های ناقص  یا ضعیف سیستم عامل، توابع ضیف طراح شده برنامه و دیگر مشکلات سخت‌افزاری  یا نرم‌افزای که می‌تواند عملکرد کاربر-سرور را خراب کند استفاده می شود.مقصود از این تست دو چیز است، اول درک نحوه پاسخگویی سیستم برای پاسخ به  درخواست بارگذاری از سمت کاربر (یعنی وابسته به تعداد کاربران، تعداد  تراکنش‌ها و حجم پایگاه داده سیستم چطور پاسخ می‌دهد) و دوم جمع‌آوری  معیارهایی که منجر به تغییرات طراحی برای بهبود عملکرد می‌شود.تست‌های عملکرد اغلب با تست استرس همراه هستند و معمولا به ابزار دقیق  سخت افزاری و نرم افزاری نیاز دارند. یعنی اغلب لازم است میزان استفاده از  منابع (به عنوان مثال، سیکل‌های پردازنده) به روشی دقیق اندازه گیری شود.  ابزار خارجی می‌تواند فواصل اجرا، ثبت رویدادها (مانند وقفه‌ها) در صورت  وقوع و نمونه‌برداری از حالت‌های ماشین را به طور منظم نظارت کند. با ابزار  دقیق، تستر می تواند موقعیت هایی را که منجر به تخریب و خرابی احتمالی  سیستم می شود، کشف کند.آزمایش برخی از جنبه‌های عملکرد برنامه موبایل، حداقل همانطور که  کاربر نهایی آن را درک می‌کند، دشوار است. بارگذاری شبکه، تغییرات سخت  افزاری رابط شبکه و مسائل مشابه به آسانی در سطح کلاینت یا سطح مرورگر تست  نمی‌شوند. تست‌های عملکرد موبایل برای شبیه‌سازی موقعیت‌های بارگذاری در  دنیای واقعی طراحی شده‌اند. با افزایش تعداد کاربران همزمان برنامه، یا  افزایش تعداد تراکنش های آنلاین، یا افزایش حجم داده ها (دانلود یا آپلود  شده)، تست عملکرد به پاسخگویی به سوالات زیر کمک می کند:آیا زمان پاسخگویی سرور به حدی کاهش می‌یابد که برای موقیت‌های خاص و غیر قابل پذیرش مناسب باشد؟در چه نقطه‌ای (در شرایط کاربران، تراکنش‌ها و بارگیری داده) عملکرد غیر قابل قبول می‌شود؟کدام مولفه‌های سیستم مسئول ضعف بودن عملکرد برنامه هستند؟آیا کاهش عملکرد بر امنیت سیستم تاثیر می‌گذارد؟آیا قابلیت اطمینان یا تضمین برنامه با افزایش بارگیری تغییر می‌یابد؟وقتی بارگیری بیشتر از حد ظرفیت سیستم باشد چه اتفاقی روی می‌دهد؟آیا کاهش عملکرد بر درآمد شرکت تاثیر می‌نهد؟برای پاسخ به این سوالات باید دو آزمون عملکرد متفاوت انجام بشود: load  testing برای بررسی بارگیری جهان واقعی در انواع سطوح و انواع ترکیبات  بارگیری ۲. stress testing برای وادار کردن برنامه برای اجرا شدن در نقطه  شکست جهت تعیین میزان ظرفیت برنامه.مقصود از تست بارگذاری تعیین چگونگی نحوه پاسخ برنامه موبایل و  سرور به  شرایط بارگذاری مختلف نشان می‌دهد. همانطور که آزمایش ادامه دارد،  داده‌های متغیرهای زیر مجموعه ای از شرایط آزمون را تعریف می‌کنند:N : تعداد کاربران همزمانT تعداد تراکنش‌های آنلاین در واحد زمانD : داده بارگزاری پردازش شده توسط سرور در هر تراکنشدر هر مورد این متغیرها در حیطه عملیات معمولی سیستم تعریف می‌شود.  همچنان که هر شرط آزمون اجرا می‌شود  یک یا چند سنجه زیر جمع‌آوری می‌شود:  میانگین پاسخ کاربر، زمان میانگین برای دانلود یک یونیت داده استاندارد شده  یا میانگین زمان برای پردازش یک تراکنش. شما باید این سنجه‌ها را برای  تعیین اینکه آیا یک کاهش بی‌مهابا در عملکرد می‌تواند به وسیله ترکیب خاص N  T و D پیگیری شود بررسی کنید.همچنین می‌توان از تست بار برای ارزیابی سرعت اتصال توصیه‌شده برای  کاربران برنامه موبایل استفاده کرد. توان عملیاتی کلی به روش زیر محاسبه می  شود:P = N × T × Dبرای مثال یک سایت خبری معروف را در نظر بگیرید. در یک لحظه معین ۲۰  هزار کاربر همزمان به صورت میانگین هر دو دقیقه یکبار یک تراکنش درخواست  می‌دهند. برای هر تراکنش، برنامه باید یک مقاله جدید که به طور میانگین ۳  کیلوبایت است را دانلود کند.  توان عملیاتی این سایت به صورت زیر محاسبه  می‌شود؟P = 20,000 × 0.5 × 3kb60 = 500 Kbytes/secبنابراین، اتصال شبکه برای سرور باید از این نرخ داده پشتیبانی کند و باید آزمایش شود تا از انجام آن اطمینان حاصل شود.تست  استرس برای برنامه‌های موبایل تلاش می‌کند خطاهایی که در شرایط عملیاتی  شدید رخ می دهند، پیدا کند. علاوه بر این مکانیزمی برای تعیین اینکه برنامه  موبایل با کاهش تدریجی عملکردش ، امنیتش به خطر می‌افتد یا خیر، فراهم  می‌کند. در میان بسیاری از اقداماتی که ممکن است شرایط شدید ایجاد کند  عبارتند از: (۱) اجرای چندین برنامه موبایل در یک دستگاه، (۲) آلوده کردن  نرم افزار سیستم به ویروس یا بدافزار، (۳) تلاش برای تصرف دستگاه و استفاده  از آن برای انتشار هرزنامه، (۴) وادار کردن برنامه تلفن همراه به پردازش  تعداد بسیار زیادی از تراکنش ها، و (۵) ذخیره مقادیر بسیار زیاد داده در  دستگاه. با مواجه شدن با این شرایط، برنامه  بررسی می‌شود تا اطمینان حاصل  شود که سرویس‌های فشرده منابع (مانند رسانه‌های جریانی) به درستی مدیریت  می‌شوند.</description>
                <category>پسر لینوکسی</category>
                <author>پسر لینوکسی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 10:37:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خطر پایان رمز گذاری در بیخ گوش کاربران شبکه‌های اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_46588386/%D8%AE%D8%B7%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%85%D8%B2-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%AE-%DA%AF%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-ynizoxbexyph</link>
                <description>این روزها در آمریکا صحبت از تصویب لایحه‌ای به نام The EARN‌ IT است که  اگر تصویب شود، شرکت‌های فناوری باید رمزگذاری دیتا را انجام ندهند. حالا  هم می‌گوید اگر دادند دادند ولی باید جوابگو باشند. کلا این گونه گفته شده  است که این قانون برای از بین بردن محتوای سوء استفاده جنسی از کودکان است،  ولی واقعا قصد آن‌ها در اختیار گرفتن اطلاعات افراد است.همین قضیه باعث شده است تا یک عالمه مقاله در این خصوص نوشته شود و خیلی  از آمریکایی‌ها داد فغان سر دهند که ای داد آی هوار دموکراسی ما نابود شد  آزادی ما از دست رفت.  اما این خوش خیالان نمی‌دانند که دولت آن‌ها تا  توانسته اطلاعات آن‌ها را جمع آوری کرده است و این قانون صرفا برای دسترسی  بیشتر دولت به اطلاعات شخصی شهروندان است.کلا در آمریکا یک قانونی به نام section 230 است که می‌گوید سایت‌ها هیچ  مسئولیتی در قبال مطالب منتشر شده توسط کاربرانشان ندارند.  این قانون The  EARN IT می‌آید در دهن این قانون می‌زند و می‌گوید که کی گفته سایت‌ها  مسئول محتوای منتشر شده در آن نیستند بلکه خیلی هم هستند، حالا خیلی هم  بخواهند باهاش راه بیایند می‌گویند اطلاعات آن شخص متخلفی که چنین محتوای  غلطی منتشر کرده در اختیار دولت قرار بدهد و اگر نه خود سایت را با جاش در  اختیار دولت قرار می‌دهند.حالا یک شرکت می‌آید می‌گوید من نمی‌توانم داده‌های فلان شخص متخلف در  اختیار شما قرار بدهم، چون داده‌ها رمز گذاری شده هستند. این هم در قانون  The EARN IT پیش بینی شده و می‌گوید سایت‌ها غلط می‌کنند که نمی‌تواند  داده‌ها را در اختیار ما قرار بدهند به بهانه اینکه رمزگذاری شده هستند،  خوب رمزگذاری نکن اگر کردی در کله ما نمی‌رود که نمی‌توانی داده‌ها را در  اختیار ما قرار بدهی چون رمزگذاری‌شان کردم.با اینکه سیل عظیمی از مردم آمریکا مخالف این قانون هستند، اما دولتی‌ها  و بالخصوص جو بایدن که اتفاقا دموکرات است طرفدار قانون The EARN IT است  چه برسد به جمهوری خواهان که سنگ این قانون را محکم بر سینه می‌زنند و  تصویبش را به تعجیل می‌خواهند.شاید فکر کنید شرکت‌های فناوری مانند توییتر و فیسبوک مخالف این قانون  هستند، اما در غلط هستید، فیسبوک و توییتر و امثالهم که مزه جاسوسی و فروش  اطلاعات کاربران هنوز زیر زبانشان است بدشان نمی‌آید که بدین صورت حداقل  رقیبی پیدا نمی‌شود که بیاید بگوید من سایتی می‌زنم که داده‌ها در آن به  صورت کاملا رمزگذاری شده هستند و کاربران با خیال راحت هر چه می‌خواهند پست  کنند و کسی جلو دارشان نیست.خوب این‌ها باعث شده است تا نویسندگان و قلم به دستان آمریکایی  قلم‌هایشان را از جیب‌هایشان در آورده و در مرکب فرو کنند و ناله‌های خویش  را بنویسند و به هزار طریق و به هزار شکل بیان کنند که این قانون بد است،  این قانون حریم خصوصی را نابود می‌کند، آزادی ما را از بین می‌برد، دارک وب  رشد می‌کند و اصلا دقیقا سوء استفاده جنسی از کودکان را ترویج می‌کند.</description>
                <category>پسر لینوکسی</category>
                <author>پسر لینوکسی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 10:35:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش ساخت بازی با فریمورک love2d</title>
                <link>https://virgool.io/@m_46588386/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1%DA%A9-love2d-pnymzhy7k3j5</link>
                <description>برنامه‌نویسی و ساخت نرم‌افزار یک هنر است، درست مانند نقاشی،  فیلم‌سازی، مجسمه‌سازی، آشپزی و … تا علاقه نباشد محال است بتوان سختی‌های  آن را تحمل کرد. سختی‌هایی که برای یک فرد عاشق معنا ندارند.اما به راستی علاقه چیست، این تعریف ساده من از علاقه که از یکی  پادکست‌ها شنیده‌ام بسیار درست به نظر می‌رسد. علاقه یعنی اینکه شما در  زمان تفریحتان چه کار می‌کنید. یعنی وقت آزادتان را به چه پر می‌کنید.  فوتبال کردن، فوتبال دیدن، حرف زدن، بازی کامپیوتری کردن، نقاشی کشیدن و  بگیر برو تا آخر.پس کسی به برنامه‌نویسی علاقه دارد که زمان تفریحش با برنامه‌نویسی پر  می‌کند. اگر از این دست آدم‌ها هستید به شما تبریک می‌گویم درست گام  برداشته‌اید. اما گاها کسانی هستند که این خط قرمز را می‌شکنند، کسانی با  آنکه علاقه چندانی ندارند، با پشتکار فراوان به نتیجه می‌رسند، با این دست  اشخاص حرفی ندارم، چون آن‌ها انسان‌های استثنایی هستند.اما توصیه من این است که دنبال علاقه‌تان بروید، همان چیزی که وقت آزادتان با آن پر می‌کنید.تا آنجا که یاد دارم به برنامه‌نویسی علاقه‌مند بودم و این علاقه‌مندی  به دلیل پس‌زمینه‌های فراوانی است که ظاهرا هیچ ربطی به کامپیوتر ندارد.اکنون علاقه من ساخت برنامه‌های کوچک و اگر شد بزرگ به درد به خور است،  در نگارش، تجربه و کارهایی که در این خصوص انجام می‌دهم به اشتراک  می‌گذارم.بگذارید برویم سراغ اصل مطلب، اصل مطلب ساخت یک بازی با حداقل دانش ممکن مورد نیاز ایست.ساخت بازی با گوشیخوب ابتدا از برنامه‌نویسی love در گوشی سخن می‌گویم. خلاصه مراحلی که باید انجام دهید به صورت زیر استدانلود برنامه love2d بر گوشی‌تاندانلود یک ویرایشگر کدایجاد پوشهقرار دادن فایل main.lua در پوشهفشرده کردن آن به عنوان love.باز کردن آن با برنامه love2dاگر باز می‌خواهید ساده‌تر باشد، فقط فایل main.lua را با برنامه love2d باز کنید.خوب حالا برویم سراغ سخت‌افزارهای مورد نیاز. حقیقت آن است که شما واقعا  نیازی به هیچ سخت‌افزاری جز گوشی همراه‌تان ندارید. اما برای راحتی خودتان  بد نیست از یک کیبورد بی‌سیم استفاده کنید. یا هم می‌توانید به سادگی از  برنامه hackers keyboard بهره ببرید.اگر هم می‌خواهید میان‌بر بروید، می‌توانید به راحتی یکی از بازی‌های  ساده که با Love توسعه داده شده است را دانلود کرده و ویرایش کنید.خوب، اما برنامه‌نویسی همه‌اش این‌ها نیست که بیان شد، در برنامه‌نویسی  نیاز به ساخت صدا دارید، لازم است تا تصاویر ایجاد کنید و انیمیشن‌ها را  بسازید، این نرم‌افزارها با آنکه برای گوشی‌های هوشمند در دسترس است، اما  به نسبت یک کامپیوتر کار کردن با آن‌ها بسیار کندتر است. بنابراین انتظار  نداشته باشید که به خوبی و کارایی که با یک کامپیوتر برنامه می‌سازید  بتوانید با یک گوشی بسازید. اگر می‌خواهید یک بازی‌ساز حرفه‌ای باشید،  مطمئنا به یک کامپیوتر نیاز دارید.با این حال برای ساخت یک بازی تفریحی می‌توانید از گوشی استفاده کنید.اما اگر هنوز باز مسرّانه می‌خواهید با گوشی موبایل‌تان بازی درست کنید،  پس در کنار کارهای بالا نکات زیر را هم رعایت کنید تا کار برایتان آسان‌تر  گردد:از یک کیبورد بلوتوثی استفاده کنیدبرنامه‌های زیر در گوشی‌تان نصب کنید:LÖVE for Android: برای اجرای بازی‌هاDroidEdit: تنها و بهترین ویرایشگر برای اندروید، اما در فایل‌های  طولانی به مشکل برمی‌خورد، ممکن است نیاز داشته باشید کمی تنظیمات آن را  دستکاری کنید.Pixly: برای کارهای گرافیکیPocket Git: برای تعامل با گیت‌هاب و همی‌طور کامپیوترتانES Filemanager: برای مشاهده appdata و کپی کردن برخی فایل‌هامستندات آفلاین love که از جدول love-api تولید شده استنسخه چاپی Lua quick reference  اگر بتوانید تهیه کنید بسیار کمک‌تان می‌کند.Hacker’s Keyboard: شامل بسیاری از کلیدها، به علاوه زمینه شفاف آزمایشی است.HexDroid: اگر با فایل‌های باینری سر و کار دارید، این دوست شما است.Sigma Calculator: برای تبدیل اعداد هگزا، باینری و دهگان استفاده می‌شود. یک ماشین حساب پیشرفته است.نکته آخر اینکه با تمام این‌ها اگر یک کامپیوتر دم دست داشته باشید، برای برطرف کردن خطاها می‌تواند بسیار کمک‌تان کندساخت بازی با کامپیوتربرای ساخت یک بازی با کامپیوتر خواه در لینوکس باشید یا مک یا ویندوز  کافی است یک پوشه بسازید و درون آن پوشه یک فایل main.lua ایجاد کنید، و در  آخر یک فایل فشرده حاوی main.lua با پسوند love. ایجاد کنید. اگر باز  دنبال میانبر هستید می‌توانید به راحتی یک بازی love را دانلود کرده و آن  را ویرایش کنید.البته باید برنامه love2d در سیستم شما نصب شده باشد.خوب مطمئنا به آموزش‌های بیشتری نیاز است. ان شاء الله در آینده‌ای  نزدیک یک بازی کامپیوتری ساده را طراحی کرده و آموزش چگونگی ساخت آن را به  تفصیل قرار می‌دهم.</description>
                <category>پسر لینوکسی</category>
                <author>پسر لینوکسی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 10:27:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه راهکارهایی برای رهایی از اعتیاد اینستاگرام می‌شناسید</title>
                <link>https://virgool.io/@m_46588386/%DA%86%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AF-nhox4nkcppsq</link>
                <description>یکی از واقعیت‌های زندگی من و زندگی بسیاری از کسانی که می‌شناسیم و  بسیاری از کسانی که نمی‌شناسم آن است که گرفتار اعتیادی به نام اینستا  شده‌اند.اینستاگرام یک شی مخدر است که پس از نصب بر روی گوشی همراه، فرد را  وادار می‌کند که ساعات‌های طولانی به صورت مکرر از آن برنامه استفاده کند،  تا جایی که استانداردهای استفاده از تلفن همراه را زیر پا بگذارد و وقتش را از بین ببرد و چشمانش را به نابود دهد و باز دست از آن نکشد.تخدیر اینستاگرام از ماهیت آن برمی‌خیزد. در اینستاگرام کاربران  فیلم‌های جالب از خود در آن می‌گذارند، آن‌ها علاوه بر آنکه خود را به  دلایل مختلفی چون کسب درآمد، شهرت و محبوبیت وادار به اینکار می‌کنند،  افراد دیگر که از این برنامه صرفا برای گذراندن وقت استفاده می کنند را نیز  گرفتار اعتیاد به اینستاگرام می‌کنند. در کنار این مسائل باید به این نکته  توجه کرد که بسیاری از کاربران صرفا برای یافتن اطلاعات مفید و شناختن  افراد مفید و کلیپ‌هایی که واقعا بدان نیاز دارند رو به سوی اینستا  می‌آورند، اما همین کاربران آگاه نیز گرفتار مخدر اینستاگرام می‌شوند.تا وقتی که اینستاگرام خدمت شما است، بدان اعتیاد ندارید، اما واقعیت آن  است که بسیاری از افراد که از اینستاگرام صرفا برای کارهای کسب و کارشان  استفاده می‌کنند نیز گرفتار تله‌های مخدر اینستاگرام می‌شوند.راهکارهایی زیادی برای مقابله هست، اما سازندگان پول دوست اینستاگرام  برای فائق آمدن بر این راهکارها، راهکارهای بسیار هوشمندانه انتخاب کردند.  از جمله آن پیشنهادهایی به عنوان اکسپلور، پیشنهاد افراد جدید و … است که  با استفاده از تحلیل سنگین اطلاعات در شبکه‌های مجازی از جمله فیسبوک و خود  اینستاگرم و واتس‌اپ و خرید اطلاعات شرکت‌های دیگر مانند گوگل و یوتیوب،  سازندگان اینستاگرام توانستند و الگوریتم هوش مصنوعی پیشرفته‌ای طراحی کنند  که بتواند با درصد بالا آنچه کاربران علاقه دارند را بدان‌ها پیشنهاد دهند  و آن‌ها گرفتار هر چه بیشتر مخدر اینستاگرام کند.اما راهکار من این است: به خود مرتبا یاد آوری می‌کنم که سازندگان پشت  اینستاگرام سعی در جمع آوری اطلاعات شخص مرا دارند و می‌خواهند من همیشه از  برنامه‌های آن‌ها استفاده کنم. بنابراین هرگز به پیشنهادهای آن‌ها حتی اگر  وسوسه کننده باشه گوش نمی‌کنم. با این حال این کار بسیار سخت است و  می‌دانم که هر چه کنم آخر گرفتار آن می‌شوم. اما تمام سعیم را می‌کنم که  هیچ گاه از یاد نبرم که برای چه وارد این برنامه شده‌ام و به دنبال چه هستم  و هرگز از راه خود منحرف نشوم و به راه‌های دیگر نروم.همیشه ساعت یاد‌آوری برای خود تهیه کنم که هر چند دقیقه یکبار به من  یاد‌آوری کند که چه اندازه از اینستاگرام استفاده کردم و استاندارد استفاده  از اینستاگرام در روز چقدر است و به من بگوید که تذکر دهد که برای چه کاری  وارد اینستاگرام شده‌ام و یاد‌آور شود که وقتم را تلف نکنم و چشمانم را  آسیب نزنم و برای پر کردن وقتم از کارهای دیگری استفاده کنم.یکی از چیزهایی که موجب می‌شود سوی این مخدر روانه شوم، بسته شدن  دست‌هایم و نتوانستن انجام کاری دیگری باشد. خوب وقتی گوشی در کنار من باشد  و اینترنت رایگان داشته باشم و کار دیگری بنا به دلایل محیطی به ذهنم نرسد  یا در ذهن بدون فکر من نرسد خوب مطمئنا به سوی این مخدر کشیده می‌شوم. پس  از ذهن با فکر خودم استفاده می‌کنم و بررسی می‌کنم با توجه به این شرایط  محیطی چه کارهای مفیدی می توانم انجام دهم.حتما یک برنامه مدیریت وقت مانند پومودورو روی گوشی‌تان نصب کنید، اما  واقعا یک برنامه خوب در این زمینه پیدا نکردم. اگر می‌شناسید بگویید.خوب شما بگویید چه راهکارهایی برای غلبه بر اعتیاد به اینستاگرام  می‌شناسید و روزانه چند ساعت از آن استفاده می‌کنید و آیا واقعا فکر  نمی‌کنید که دارید عمر گرانبهای خویش را ضایع می‌کنید.</description>
                <category>پسر لینوکسی</category>
                <author>پسر لینوکسی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 10:24:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزانه چند ساعت از کامپیوتر و موبایل استفاده کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_46588386/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D9%88%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-mhwsusxhvwkf</link>
                <description>اگر بتوانیم به این سوال پاسخ دهیم از بسیاری آسیب‌های ناشی از استفاده  از کامپیوتر جلوگیری می کنیم. من به عنوان یک دوست‌دار و مشتاق کامپیوتر آن  هم به دلیل بستر یادگیری بودن آن، شبانه‌روز به کامپیوتر وصل بودم. هدف من  یادگیری برای به دست آوردن درآمد بود. تا روزی از روزها چشمانم به قدری  خسته بود که دیگر یارای خواندن بیشتر نداشتم. کامپیوتر را خاموش کرده و به  چشمانم استراحت دادم.  پس از آن با خود عهد بستم که دیگر کامپیوتر را بدون  برنامه و بدون هدف روشن نکنم. برنامه‌ای تدوین کردم که هفته‌ای ۴۰ ساعت با  کامپیوتر کار کنم و بقیه ساعات هفته را به کارهای دیگر بپردازم. این بسیار  مهم است، چون اگر وقفه‌ای در کار نباشد، فرصتی برای فکر جهت بهتر شدن نیست.خستگی چشم یا اَستنوپیادر رابطه با خستگی چشم مقاله‌ای با عنوان« Digital eye strain:  prevalence, measurement and amelioration» که به معنای «فشار چشم  دیجیتالی: شیوع اندازه‌گیری و درمان» است یافتم. در این مقاله نکات خوبی از  جمله علایمی که به موجب استفاده از دستگاه‌های دیجیتالی مانند کامپیوتر،  موبایل، تبلت و امثالهم  موجب می‌شود و مواردی که روی پدید آمدن این علایم  تاثیر می‌گذارد آمده است و همچنین پیشنهادهایی برای جلوگیری از دچار شدن به  خستگی چشم که به عنوان  استنوپیا شناخته می‌شود آورده شده است. حالا اگر فرصت شد این مقاله را ترجمه می‌کنم.نکاتی در رابطه استنوپیا در این وبلاگ ذکر شده است.اما فعلا تا آنجا که می‌دانم، دانسته‌های من به قرار زیر است.نور آبی تابیده شده از لامپ‌های ال.ای.دی و حتی لامپ‌های کم مصرف موجب  آسیب زدن به شبکیه چشم می‌شوند.  نور تابیده شده از لامپ‌های ال.ای.دی از  نوع طول موج کوتاه است. این طول موج مربوط به نور آبی است که طول آن بین  ۳۸۰ تا ۵۰۰ نانومتر است. تاثیر نور آبی بر سلامت چشم در مقاله‌ای با عنوان «تأثیر نور آبی بر ریتم شبانه روزی و فیزیولوژی چشم» بررسی شده است.  در همین مقاله در رابطه نور LED چنین نوشته شده است:ال ای دی با نور سفید (رایج‌ترین نوع  LED) اساسا یک منبع دو رنگ است که نور منتشر شده از یک LED‌ آبی (کهpeak of  emission around 450–470 nm with a full width at half max of 30–40 nm)   با یک فسفر زرد (peak of emission around 580 nm with a full width at half  max of 160 nm) جفت می‌کند که در صورت برخورد مستقیم به چشم به رنگ سفید  ظاهر می گردد.درست است این رنگ سفید در همه منابع نوری رشته‌ای، فلورسنت و LED شبیه  هم هستند و همگی سفید به نظر می‌رسند، اما میزان نور آبی استفاده شده در  آن‌ها متفاوت است. نمودار زیر که از مقاله اشاره شده در بالا گرفته شده است  به خوبی این را نشان می‌دهد:این مقاله در پایان نتیجه می‌گیرد که در معرض قرار گرفتن گسترده نورهای  LED می‌تواند به سلامت چشم ضرر بزند. بنابراین بایستی ساختار لامپ‌های LED   اصلاح شوند.برای اینکه بدانید این ضررها چه هستند و چه بلایی سر چشم‌های شما و سر  سلامت شما در استفاده از کامپیوتر و کلا لامپ‌های LED‌ می‌آید بدانید، بد  نیست نگاهی به مقاله «فشار چشم دیجیتالی»  بیندازید. در این مقاله خطرات ناشی استفاده گسترده از کامپیوتر و موبایل  از قول انجمن بینایی سنجی آمریکا، سردرد ، تاری دید ، خشکی چشم و درد در  گردن و شانه‌ها اعلام شده است. به طور کل ده عوارض و علایم استفاده زیاد از  کامپیوتر را از قول یکی از محققان به شکل زیر اعلام کرده است:تاری دید در حین کار با کامپیوترتاری دید در نگاه کردن به فاصله‌های دورترمشکل یا کندی در بازتمرکز کردن چشم‌ها از یک فاصله به فاصله دیگرخارش یا سوزش چشم‌هاخشکی چشمفشار روی چشمسردردخستگی چشممضرات عینک‌های بلوکات (چیزی که به نظر نجات دهنده می‌آید)شاید شما هم از عینک‌های بلوکات شنیده باشید. این عینک‌ها نور آبی را  فیلتر می‌کنند و اجازه نمی‌دهند نور آبی به چشم برسد. بنابراین شاید این  گونه به نظر برسد که با استفاده از عینک‌های بلوکات یا استفاده از  نمایشگرهایی که نور آبی را مسدود می‌کنند مشکل خستگی چشم حل می‌شود و  می‌توانید به راحتی هر چند ساعت که خواستید از لامپ‌های LED استفاده کنید و  از کامپیوتر لذت ببرید. اگر به این اعتقاد هستید باید بدانید که پژوهش  انجام شده در این زمینه کاملا خلاف نظر شما را بیان می‌کند.مقاله‌ای با عنوان «تأثیر لنزهای عینکی مسدود کننده نور آبی بر عملکرد  بینایی ، سلامت ماکولا و چرخه خواب-بیداری: یک مرور سیستماتیک از نوشته‌ها»  به بررسی مقالات نوشته شده در حوزه تاثیر عینک‌های بلوکات بر سلامت چشم و  تنظیم پرداخت. نتایج این مقاله شگفت‌آور است. این مقاله دریافت که تا سال  ۲۰۱۷ که این مقاله ارائه شده است هیچ مدرک معتبری دال بر تاثیر مثبت  عینک‌های بلوکات بر سلامت چشم وجود ندارد. نتیجه دوم اینکه هیچ مقاله و  پژوهشی در رابطه با ضررهای عینک‌های بلوکات نوشته نشده است.و اگر هنوز متقاعد نشده‌اید که عینک‌های بلوکات چندان فایده‌ای ندارد بد نیست بدانید که پژوهشی با عنوان «قرار گرفتن در معرض نور بنفش می تواند یک استراتژی پیشگیرانه در برابر پیشرفت نزدیک بینی باشد»  انجام شده است که مربوط مدل حیوانی است اگر این مدل به چشم‌های انسان  ترجمه شود یعنی اینکه استفاده از لنزهای بلوکات و بلوکنترل موجب پیشرفت  نزدیک‌بینی می‌شود و این مخصوصا در افرادی که در سنین رشد قرار دارند  محسوس‌تر است.و اگر باز این مقالات علمی شما را توجیه نکرد که استفاده از عینک‌های  بلوکات می‌تواند بد باشد بد نیست در اینترنت جستجویی کنید. در جستجویی که  من کردم به سایت کوره quora برخوردم، شخصی به نام رامیز خان که کارشناسی ارشد کسب و کار از دانشگاه سیکیم هند دارد چنین نوشته است:تا امروز تمام دنیا از ضررهای نور  فرابنفش که طول موج آن بین ۱۰۰ تا ۴۰۰ نانومتر است سخن رانده‌اند و برای  محافظت چشم‌ها از این نور عینک‌های ضد اشعه فرابنفش ساخته شده‌اند که تنها  نورهای که طول موج آن‌ها کمتر از ۴۰۰ نانومتر است را فیلتر می‌کنند. اما  مشکل بزرگتر از ۴۰۰ نانومتر داریم. نور آبی (۳۸۰ تا ۵۰۰ نانومتر) بالای  فرابنفش است که به طور کلی از تمام گجت‌های دیجیتال و حتی از لامپ‌های  کم‌مصرف فلوئورسنت فشرده و لامپ‌های LED تولید می‌شود.رامبیز که خود بینایی سنج است به مشتریانش توصیه می‌کرد که از عینک‌های  بلوکات مارک‌دار استفاده کنند. پس از ۲ الی ۳ سال چند مشتری او از مشکلاتی  که برای آن‌ها در استفاده از این عینک‌ها ایجاد شده بود شکایت کردند.  عمده‌ترین مشکلاتی که این مشتریان با آن‌ها مواجه شده بودند عبارت بود از:تغییر الگوی خواب (شایع‌ترین آنها کم‌خوابی)ترسیدن از اینکه دچار کور رنگی آبی شده باشند.فراموشی چیزهای بسیار سادهو نظری که در یکی از سایت‌های ایرانی در رابطه ضررهای عینک‌های LED‌  نوشته شده بود هم جالب است. الان دقیقا یاد ندارم در کدام سایت بود، اما  شخص نظر دهنده بیان داشته بود که یکی از بستگانش دچار بیماری چشمی (فکر کنم  آب مروارید) شده بود با مراجعه بیمارستان نور، پزشکان به وی توصیه می‌کنند  که تمام لامپ‌های  LED  و کم‌ مصرف خانه‌اش را با لامپ‌های رشته‌ای قدیمی  جایگزین کند.پس چه کنیم؟تا آنجا که درباره لامپ‌های LED و مانیتورهای دستگاه‌های دیجیتالی  یافته‌ام این است که باید تا حد امکان استفاده از آن‌ها را محدود کنیم.  برای روشنایی در شب، جا دارد که محققان و پژوهشگران جایگزین‌های بی‌ضرر و  یا حداقل کم ضرری به جای لامپ‌های LED‌ بیابند.در رابطه با لامپ‌های رشته‌ای و هالوژنی، تحقیق جامعی انجام ندادم، اما  به نظر می‌آید نور آن‌ها سالم‌تر از نور‌های لامپ‌های LED و لامپ‌های  فلورسنت باشند. در رابطه با استفاده از لامپ‌های هالوژنی باید در نظر داشته  باشیم که این لامپ‌ها بسیار گرم می‌شوند و خطر منفجر شدن آن‌ها وجود دارد.اما برای کسانی که زندگی‌شان وابسته به خواندن و کامپیوتر است در اینجا  راهکارهایی آورده‌ام، یک سری راهکارهای دیگری می‌توان به این لیست اضافه  کرد و اتفاقا آن راهکارها نیز در مقالات علمی آمده است، اما چون از آن‌ها  مطمئن نبودم در اینجا نیاوردم.سعی کنید در شب از کامپیوتر، موبایل و دیگر دستگاه‌های دیجیتالی که در  مانیتور آن‌ها از LED استفاده شده است استفاده نکنید.تا جایی که می‌توانید LED و لامپ‌های کم مصرف را دور بریزید.تا  جایی که امکانش هست از کتاب‌های چاپی استفاده کنید و در نور طبیعی خورشید  بخوانید. بد نیست بدانید که سالن مطالعه کتابخانه عمومی نیویورک به گونه‌ای  طراحی شده است که حداکثر استفاده از نور طبیعی خورشید را می‌کند.اگر  مجبورید با کامپیوتر کار کنید، به گونه‌ای زمان‌بندی کنیم که چشم‌های شما  استراحت کند. در این زمینه سازمان بینایی سنجی آمریکا قانون ۲۰ -۲۰-۲۰  ارائه داده است این قانون می‌گوید پس از ۲۰ دقیقه مطالعه یا کار کردن با  دستگاه‌های دیجیتالی، ۲۰ ثانیه به فاصله ۲۰ فوتی نگاه کنید.اما راهکار من استفاده از تکنیک پومودورو است. این تکنیک یک نوع زمان‌بندی است که در آن شما پس از ۲۵ دقیقه کار ۵  دقیقه استراحت می‌کنید. نر‌م‌افزارهای فراوانی در این زمینه هم به صورت  آنلاین و هم به صورت پکیج قابل نصب برای سیستم‌های مختلف وجود دارد.پومودورو آنلاینپومودورو برای لینوکسپومودورو برای ویندوزاز صفحه نمایش و فونت‌های بزرگ استفاده کنید. چون با این کار نیاز به فشار آوردن کم‌تری روی چشم جهت دیدن است.استفاده  از عینک‌های بلوکات به احتمال زیاد اگر برایتان ضرر نداشته باشد، فایده  چندانی ندارد پس توصیه می‌شود از آن‌ها استفاده نکنید.اگر مجبورید در شب کتاب مطالعه کنید از یک چراغ مطالعه مجهز به لامپ رشته‌ای استفاده کنید.و مهم‌ترین نکته اینکه هیچ نوشته و تفکری بدون تفکر انتقادی نپذیرید.آیا LED و کامپیوتر فقط بر چشم‌ها تاثیر منفی دارندتحقیقات فرانی انجام شده است و نشان داده است که در قرار گرفتن به صورت  گسترده در معرض نور آبی می‌تواند موجب اختلال در ریتم شبانه‌روزی و خواب  شود.اما من فکر می‌کنم علاوه بر مشکلاتی که در بالا ذکر شد، بی‌حوصلگی، کاهش  یادگیری، کاهش فعالیت مغز در درست رفتار کردن نیز شود که البته نیاز است  که در این زمینه تحقیق شود.استفاده فراوان از کامپیوتر علاوه بر اینکه بر جسم و ذهن شما تاثیر منفی  می‌گذارد، گاهی وقت‌ها استفاده زیاد از کامپیوتر و موبایل موجب حل شدن شما  در آن‌ها می‌شود. یعنی اینکه به جای آنکه آن‌ها در اختیار شما برای رفع  نیازهای شما شوند، شما در خود غرق می‌کنند و اگر در استفاده از آن‌ها به  خود استراحت ندهید، نمی‌دانید که چه می‌کنید.گاها به جستجوهای بیهوده و بازدید بیهوده از سایت‌ها وقت خود را تلف  می‌کنید و گاها در دست و پا زدن در چیزهای مربوط غرق می‌شوید. در این زمینه  نیز اگر تحقیقاتی انجام شود مفید خواهد بود.نرم‌افزاری که چند وقت است در کامپیوترم دارم workraveیکی از نرم‌افزارهای تقریبا خوب که برای کاهش فشار خستگی چشم ساخته شده  است، نرم‌افزاری است به نام ورکراو. این نرم‌افزار بسیار سبک، کم حجم و در  عین حال بسیار کارا و همین طور هوشمند است. کار آن بدین صورت است که پس از  هر سه دقیقه کار با کامپیوتر ۳۰ ثانیه استراحت اجباری دارید و پس از ۴۵  دقیقه یک استراحت اجباری ۱۰ دقیقه‌ای که حتما باید از کامپیوتر دور باشید  باید داشته باشید و در هر روز بیشتر از ۴ ساعت حق استفاده از کامپیوتر را  ندارید.صداهای هشدار آن هم خیلی جالب و البته خیلی مناسب است.یکی از جالب‌ترین قسمت‌های این نرم‌افزار، شیوه اندازه گرفتن میزان کار  شما با کامپیوتر، ورکراو بر اساس میزان کاری که با کیبورد و ماوس می‌کنید  سنجه‌های زمانی را تنظیم می‌کند.خوشبختانه هم نسخه لینوکس و هم ویندوز وجود دارد که از لینک‌های زیر می‌توانید دانلود کنید:دانلود نرم‌افزار ورکراو برای ویندوزدانلود نرم‌افزار ورکراو برای لینوکس</description>
                <category>پسر لینوکسی</category>
                <author>پسر لینوکسی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 10:22:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همیشه ادامه دادن میسر نیست</title>
                <link>https://virgool.io/@m_46588386/%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%B3%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-eyn1tdnnaye0</link>
                <description>علاقه فراوان به خواندن دارم و آن هم خواندن کامپیوتر، اما همیشه  نمی‌‌شود. خیلی وقت‌ها خسته می‌شوی و خیلی وقت‌ها مسائل به گونه‌ای بغرنج  شده که از پس دید آن‌ها نایی برای چشم انداختن روی صفحه مانیتور و به کار  گرفتن مغز برای درک مطالب نمی‌ماند.این مسائل دلایل فراوانی دارد، اما دلیلی که بسیاری دچار آن شده‌اند،  گرفتار فکر به کار و پول هستم. تا وقتی که با خود می‌گویی فرصت ندارم و هر  چه سریعتر باید پول به دست بیاورم عملا خواندن ممکن نیست. مثل آن است که  قلب‌تان جای دیگر است و جسم‌تان جای دیگر. پس در همانجا هستید که قلب‌تان  آنجاست. بله، حکایت حال من، حکایت حال ابوسعید ابولخیر است که گوید:گر در یمنی چو با منی پیش منیگر پیش منی چو بی منی در یمنیالبته‌، همه‌اش این نیست، یا اگر همه‌اش این است باز راهی برای حرکت به  جلو هست. از جمله اینکه به کارهای دیگری روی بیاوریم. کارهایی که در آن کمی  با هدف ما سازگار است. پس بیاییم روی کاری تمرکز کنیم که بدان علاقه داریم  و کمی بیشتر با ما و با خلق و خوی ما سازگار است.این حکایت یکی از مسائل است، بارها در طول حیات ما پیش می‌آید که  نمی‌توانیم برای هدفی که در سر داریم همان مسیر را ادامه دهیم، گرچه مسیر  با لامپ‌ها و پروژکتورها بسیار روشن باشد. در این زمان بهتر آن است که رفتن  به سوی هدف را از مسیری دیگری بپیماییم. گر چه مسیری دیگر تاریک و خطرناک  باشد، تا اگر بعدها مجالی شد بازگردیم به مسیر روشن خودمان و به سوی هدف  پیش برویم و یا آنکه آن مسیر تاریک یا مسیرهای تاریک دیگر برای رسیدن به  هدف بپیماییم.</description>
                <category>پسر لینوکسی</category>
                <author>پسر لینوکسی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 10:17:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا جینسینگ آن گونه که می‌گویند مفید است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_46588386/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AC%DB%8C%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A2%D9%86-%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D9%85%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ldusevjjl0ud</link>
                <description>چند وقت است که از جینسینگ زیاد شنیده می‌شود و مرتب تبلیغ می‌شود که  علان است و بهمان است و فلان و  چنان کس از آن استفاده کرده‌اند و خرمان و  درمان شده‌اند. کنجکاوی شکوفه داد و بر آن شدم که مقالات علمی در این زمینه  بررسی کنم و نتیجه را سمع نظر شما برسانم.این اولین مقاله است،  این مقاله مهری فراتر از تایید بر حرف‌هایی که شنیده بودم گذاشت و بیان  کرد که واقع جینسینگ مفید است و اینکه چه اندازه مفید است تا کنون شناخته  شده نیست، امای برخی از آن‌ها و برخی دلایل در اینجا آورده شده است.قبل از اینکه شروع به گوش کردن بکنید بدانید که این مقاله تنها به  جنبه‌های مثبت جیسینگ پرداخته است. مقاله‌های دیگری هستند که ضررهای جیسینگ  را بیان کرده‌اند. برای مثال این مقاله،  آمده جیسینگ را کوبیده است و گفته که  بسیاری از خواصی برای جیسینگ بیان  می‌شود ثابت نشده است به علاوه عوارض جانبی دارد که اثبات شده است است و  چنان گفته که:اگرچه برخی از مطالعات نشان می دهد که جینسینگ زمان یادگیری و خستگی را  کاهش می دهد، سازگاری با استرس را بهبود می بخشد، رفتار پرخاشگرانه را کاهش  می دهد و ممکن است در تثبیت خواب شرکت کند، فعالیت واقعی آن به طور قطعی  بیان نشده است. از سوی دیگر، عوارض جانبی متعددی مانند عصبی بودن، اضطراب  آشکار، بی خوابی، فشار خون بالا، سردرد، اسهال، استفراغ و اپیستاکسی شرح  داده شده است. عوارض جانبی جدی تری مانند خونریزی واژینال، ماستالژی،  آرتریت مغزی، و سندرم استیونز جانسون نیز گزارش شده است. با توجه به  تداخلات، جینسینگ ممکن است زمان خونریزی را در بیمارانی که وارفارین مصرف  می‌کنند تغییر دهد و بر سطح دیگوکسین و گلوکز تأثیر بگذارد و همچنین اثرات  برخی داروها مانند کورتیکواستروئیدها و استروژن‌ها و همچنین برخی از  داروهای روانپزشکی پرمصرف مانند هالوپریدول و MAOIs را افزایش دهد). مشخص  نیست که آیا جینسینگ با سیستم آنزیمی P450 تعامل دارد یا خیر .و این‌ها یعنی اینکه جیسینگ صد در صد فایده دارد، اما در مصرف آن محتاط  باشید وابسته به خودتان هر چند روز یکبار یک بار یک گرم تا پنج گرم جیسینگ  مصرف کنید. بدانید که زیاده‌روی در این گیاه اصلا خوب نیست. فکر کنم حسابی  مقاله بالا شما را ترساند، حالا بیایید گوش فرا دهیم به مقاله پایین که جز  خوبی جیسینگ چیزی از لبش بیرون نیامده است:شروع مقاله اصلیاز هزاران سال پیش در میان مردمان کره این شایعه وجود داشت که خوردن  ریشه جینسینگ موجب افزایش عمر می‌شود کم کم این شایعه به کشورهای مجاور آن  از جمله چین نیز رسید و پزشکان آن زمان در کتاب‌های درسی‌شان به بررسی ریشه  این گیاه پرداختند و در چندین کتاب افسانه‌ای چین از ریشه جینسینگ سخن به  میان آمده است.در قرن هجدهم میلادی دنیای غرب با این گیاه افسانه‌ای آشنا شد و مطالعات  فراوانی در این زمینه انجام داد. از جمله مطالعات در این زمینه که اخیرا  طرفدار فراوان پیدا کرده است، بررسی فارماکولوژی جینسینگ با اسفاده از  تکنیک‌های بیوشیمیایی و بیولوژیکی مولکوکی است. اثرات فارماکولوژی جینسینگ  در سیستم عصب مرکزی، سیستم قلبی عروقی، غدد درون ریز و سیستم ایمنی توسط  مطالعات بسیاری اثبات شده است، اما این تمام ماجرا نیست، جینسینگ و ترکیبات  آن دارای فعالیت ضد سرطانی، ضد استرس و آنتی اکسیدانی هستند. شواهد و  مطالعات فراوان روی  این گیاه با بسیاری از اجزای فعالش نشان داده است که  جینسینگ اثرات مفیدی دارد.تا حالا هفت گونه اصلی جینسینگ در مناطق مختلف دنیا از جمله آسای شرقی،  آسیای مرکزی و آمریکای شمالی یافت شده است. اکثر مطالعات انجام شده بر روی  سه گونه رایج به نام‌های Panax ginseng (جینسنگ آسیایی)، Panax  quinquefolius (جین سینگ آمریکایی)، و Panax japonicus (جین سینگ ژاپنی)  هستند.ترکیبات فعال موجود در اکثر گونه‌های جینسینگ شامل جین سنوزیدها، پلی  ساکاریدها، پپتیدها، الکل‌های پلی استیلنیک و اسیدهای چرب می باشد. تنوع  گسترده ای (2-20٪) در محتوای جینسوزید گونه‌های مختلف جینسنگ وجود دارد.  علاوه بر این، تفاوت‌های فارماکولوژیک در یک گونه منفرد که در دو مکان  مختلف کشت شده‌اند گزارش شده است. به عنوان مثال، قدرت عصاره های Panax  quinquefolius، کشت شده در ایالات متحده، برای تعدیل فعالیت عصبی به طور  قابل توجهی بالاتر از همان گونه های کشت شده در چین است [4].بیشتر اعمال دارویی جینسینگ به جین سنوزیدها نسبت داده می شود. در ریشه  جینسینگ بیش از بیست جین سنوزید مجزا وجود دارد و ساختارهای جدید به ویژه  از Panax quinquefolius و Panax japonicus  همچنان گزارش می شود، شکل 1  ساختار برخی از جین سنوزیدها را نشان می دهد. از آنجایی که اثرات قلبی  عروقی جینسینگ به خوبی ثبت شده است، در اینجا مورد بحث قرار نخواهند گرفت. https://virgool.io/p/ldusevjjl0ud/edit اثرات بر سیستم عصب مرکزیجینسینگ هم اثرات محرک و هم بازدارنده بر سیستم عصب مرکزی دارد و ممکن  است انتقال عصبی را تعدیل کند. جین سنوزیدهای Rb1 و Rg1 نقش عمده ای در این  اثرات دارند.حافظه، یادگیری و محافظت عصبینتایج چندین مطالعه حیوانی نشان می دهد که Rb1 [10]، Rg1 [11] و Re [12]  از نقص حافظه ناشی از اسکوپولامین جلوگیری می کنند. سیستم‌های کولینرژیک  مرکزی در میانجی فرآیندهای یادگیری و حافظه نقش دارند. نشان داده شده است  که Rb1 جذب کولین را در انتهای عصب کولینرژیک مرکزی افزایش می دهد، و  آزادسازی استیل کولین را از برش های هیپوکامپ تسهیل می کند. به نظر می رسد  هر دو Rb1 و Rg1 با افزایش فعالیت کولینرژیک، فراموشی ناشی از اسکوپولامین  را تا حدی معکوس می کنند. نتایج حاصل از این تحقیقات نشان می دهد که جین  سنوزیدها ممکن است یادگیری و حافظه را تسهیل کنند و قادر به تقویت رشد عصبی  هستند.جین سنوزیدها همچنین ممکن است دارای توانایی محافظت از نورون ها از آسیب  ایسکمیک باشند. نشان داده شده است که Rb1 نورون های هیپوکامپ را از آسیب  ایسکمیک کشنده نجات می‌دهد و مرگ نورون‌ها را در اثر ایسکمی گذرا پیش مغزی  به تاخیر می اندازد. در مطالعه دیگری نشان داده شد که Rg1 سیالیت غشای  سلول‌های قشر مغز موش‌های 27 ماهه را افزایش می‌دهد . Rb1 سیالیت غشاهای  سیناپتوزومی آسیب دیده توسط FeSO4-cysteine را افزایش داد . هر دو Rb1 و  Rg1 سطح [Ca2+]i هیپوکامپ که در موش‌های مسن افزایش یافته بود به طور قابل  توجهی کاهش دادند .نتایج مطالعات آزمایشگاهی نشان می دهد که جین سنوزیدها ممکن است انتقال  عصبی را با کاهش در دسترس بودن انتقال دهنده‌های عصبی تعدیل کنند. تسانگ و  همکاران نشان دادند که عصاره جینسینگ به طور وابسته به غلظت جذب GABA†،  گلوتامات، دوپامین، نورآدرنالین و سروتونین در سیناپتوزوم های مغز موش  صحرایی مهار می‌کند. جین سنوزیدها برای اتصال به گیرنده های گاباآ و گاباب  با آگونیست‌ها رقابت می کنند . یوان و همکاران  نشان دادند که عصاره Panax  quinquefolius با پیوند لیگاند گیرنده‌های GABAA در نورون‌های ساقه مغز  تعامل دارد، که نشان می‌دهد تنظیم انتقال عصبی GABAergic ممکن است یک عمل  مهم جینسنگ باشد.سایر اثرات بر سیستم عصب مرکزییک مطالعه in vivo که اثرات جین سنوزیدها را بر خواب ناشی از دارو بررسی  کرد، نشان داد که مخلوطی از Rb1، Rb2، و Rc زمان خواب هگزوباربیتال را در  موش‌ها طولانی‌تر می‌کند و فعالیت اکتشافی که نشان‌دهنده اثر افسردگی سیستم  عصب مرکزی است را کاهش می‌دهد. مطالعات دیگر نشان داد که جینسینگ ممکن است  برخی از اثرات نامطلوب مورفین را بهبود بخشد. موش هایی که به مورفین حساس  شده بودند، عملکرد بیش از حد دوپامینرژیک داشتند. کیم و همکاران نشان دادند  که ساپونین تام جینسینگ از ایجاد حساسیت فوق العاده گیرنده دوپامین ناشی  از تجویز مزمن مورفین جلوگیری می کند. جین سنوزیدها همچنین ممکن است دارای  خواص ضد درد باشند. نشان داده شد که عصاره کل جینسنگ و Rf کانال های Ca2+  را در نورون های حسی اولیه به همان میزان مواد افیونی مهار می کنند . علاوه  بر این، پیش درمانی موش‌ها با جین سنوزیدها، رفتارهای درد ناشی از ماده P  را مهار کرد .اثرات ضد نئوپلاستیک و تعدیل کننده ایمنینشان داده شده است که جین سنوزیدها در شرایط آزمایشگاهی از طریق  مکانیسم‌های مختلف اثرات ضد سرطانی دارند. چندین جین بازدارنده رشد سلول  تومور و آپوپتوزینوزیدها اثرات سیتوتوکسیک و بازدارنده رشد مستقیمی را علیه  سلول‌های تومور نشان می‌دهند.مهار رشد سلول های تومور و آپوپتوزجینسنوزید Rh2 رشد را مهار کرد و ملانوژنز را تحریک کرد  و پیشرفت چرخه  سلولی را در مرحله G1  در سلول های ملانوما B16-BL6 متوقف کرد. در ارتباط  با بازداشت G1، سرکوب فعالیت کیناز-2 وابسته به سیکلین وجود داشت. پس از  تجویز خوراکی، جین سنوزیدهای Rb1، Rb2 و Rc توسط باکتری های روده به یک جین  سنوزید تغییر یافته به نام M1 33، 34 متابولیزه می شوند. Wakabayashi et  al گزارش دادند که M1 از تکثیر سلول های ملانوم موش B16-BL6 جلوگیری می کند  و در غلظت بالاتر با تنظیم پروتئین های مرتبط با آپوپتوز باعث مرگ سلولی  در عرض 24 ساعت می شود.گزارش شده است که تجویز خوراکی و تزریق زیر جلدی Rh2 رشد سلول‌های  تخمدان انسانی پیوند شده به موش‌های برهنه را مهار می‌کند و زمان بقای  موش‌ها را به‌طور قابل‌توجهی طولانی می‌کند . تجویز داخل وریدی یا خوراکی  Rg3 منجر به کاهش متاستاز ریه سلول های ملانوما B16-BL6 شد . چندین مطالعه  که از مدل‌های ضدسرطان‌زایی میان‌مدت و بلندمدت در موش‌ها استفاده کردند،  نشان دادند که عصاره‌های جینسینگ در موش‌هایی که در معرض مواد سرطان‌زای  شیمیایی قرار داشتند، اثر مهاری تومور دارد. سرطان ریه، نشان می دهد که  جینسینگ ممکن است اثر ضد سرطانی غیر اختصاصی ارگانی داشته باشد . به نظر  می‌رسد یک مطالعه بالینی کنترل شده در مقیاس بزرگ برای تایید این نتیجه  مورد نیاز است.فعالیت ضد میتوژنیکتبادل کروماتید خواهر به عنوان یک شاخص حساس آسیب DNA  در نظر گرفته می  شود و به طور قابل توجهی با فعالیت های جهش زا بسیاری از مواد شیمیایی  مرتبط است . Rh2 به طور قابل‌توجهی هم تبادل کروماتید خواهری را در  لنفوسیت‌های انسانی در ابتدا و هم باعث سرکوب کرد . علاوه بر این، جینسینگ  ممکن است فعالیت تصحیح DNA پلیمراز یوکاریوتی را افزایش دهد. چو و همکاران   نشان دادند که عصاره کل جینسنگ هر دو فعالیت پلیمراز و اگزونوکلئاز DNA  پلیمراز δ را فعال می کند.تمایز و مهار متاستازمطالعات آزمایشگاهی نشان داد که Rh2 و Rh3 احتمالاً با تعدیل  ایزوفرم‌های PKC باعث تمایز سلول‌های لوسمی پرومیلوسیتیک HL-60 به  گرانولوسیت‌ها می‌شوند. همچنین نشان داده شده است که عصاره کل جینسینگ باعث  تمایز سلول های کبدی موریس کشت شده می شود. علاوه بر این، موچیزوکی و  همکاران. [30] نشان داد که Rg3 به طور قابل توجهی از چسبندگی و تهاجم سلول  های B16-BL6 به غشاهای پایه بازسازی شده جلوگیری می کند و متاستاز ریوی را  مهار می کند.اثرات تعدیل کننده ایمنیبه طور کلی، فعالیت های تعدیل کننده ایمنی و ضد سرطانی جین سنوزیدها با  هم مورد بحث قرار می گیرند. با این حال، تحقیقات کمی این دو رویداد را به  عنوان مراحل متوالی مشاهده کرده اند. یون و همکاران [44] فعالیت سلول های  NK و بروز آدنوم ریه را در موش های تحت درمان با اورتان یا بنزوپیرن دنبال  کردند. در موش هایی که جینسینگ مصرف کردند، فعالیت NK به مدت 4 تا 24 هفته  کاهش یافت و سپس به سطوح کنترل بازگشت. همزمان، در حیوانات تحت درمان با  جینسینگ، بروز آدنوم ریه کمتر گزارش شد. کیم و همکاران [45] چندین مؤلفه  سیستم ایمنی را در موش هایی که به طور مزمن در معرض سیکلوفسفامید قرار  داشتند، ارزیابی کردند. این مطالعه همچنین نشان داد که جینسینگ دارای برخی  از خواص تعدیل کننده ایمنی است که در درجه اول با فعالیت سلول های NK مرتبط  است.جین سنوزید Rg1 نشان داده شد که هم پاسخ های ایمنی هومورال و هم با  واسطه سلولی را افزایش می دهد. کنارووا و همکاران [46] گزارش کردند که سلول  های طحال بازیابی شده از موش های تحت درمان با جین سنوزید که گلبول های  قرمز گوسفند به عنوان آنتی ژن تزریق شده بودند، پاسخ پلاک سازی و تیتر آنتی  بادی هماگلوتینه کننده به طور قابل توجهی بالاتری نشان دادند. علاوه بر  این، Rg1 تعداد سلول‌های کمکی T، لنفوسیت‌های T و سلول‌های NK را افزایش  داد.همانطور که در بالا توضیح داده شد، عصاره های جینسینگ و چندین جین  سنوزید نشان داده اند که دارای برخی از اثرات ضد سرطان و تعدیل کننده ایمنی  هستند. جالب است که ببینیم آیا اثربخشی آنها را می توان در مطالعات بالینی  دوسوکور، تصادفی و کنترل شده با دارونما مشاهده کرد.چرا این همه اثرات متنوع وجود دارد؟جینسینگ حاوی بیش از بیست جین سنوزید است و نشان داده شده است که جین  سنوزیدهای منفرد اثرات متعددی را در یک بافت ایجاد می کنند. بنابراین، جای  تعجب نیست که فعالیت کلی این گیاه پیچیده است.جین سنوزیدها و استروئیدهاجین سنوزیدها (به جز Ro) متعلق به خانواده ای از استروئیدها به نام  ساپونین های استروئیدی 28، 31، 48 هستند. آنها تحت طبقه بندی های قبلی 49،  50، ساپونین های جین سنوزید، ساپونین های تری ترپنوئید، یا مشتقات دامماران  نامیده می شوند. ، با یک زنجیره جانبی اصلاح شده در C-20 [51]. هورمون‌های  استروئیدی کلاسیک دارای یک زنجیره جانبی کوتاه (پروژسترون، کورتیزول و  آلدوسترون) یا بدون زنجیره جانبی (استرادیول و تستوسترون) هستند 48، 52.  جین سنوزیدها (به عنوان مثال، Rb1، Rb2، Rc، و Rd) معمولاً دارای یک بقایای  قند متصل به همان محل 2، 51 هستند. بخش های قند با هیدرولیز اسید در طول  استخراج، یا توسط گلیکوزیدازهای درون زا برای ایجاد آگلیکون 2، 48، شکسته  می شوند. 51. ساپونین های استروئیدی که دارای ویژگی های ساختاری مشترک با  هورمون های استروئیدی هستند، در سنتز صنعتی پروژسترون و پرگنانولون استفاده  شده است [48].استروئیدها دارای فعالیت های فیزیولوژیکی متعددی هستند که تا حدی به  دلیل ماهیت اسکلت استروئیدی است. اتصالات ترانس حلقوی اسکلت به گروه‌های  جانشینی که با گیرنده‌ها تعامل دارند، اجازه می‌دهد تا در جهت‌های  استریوشیمیایی صلب قرار بگیرند [48]. علاوه بر این، اسکلت استروئیدی کل  مولکول را با ساختار مطلوبی می‌بخشد تا مثلاً اجازه ورود به غشاها را بدهد  [53]. کار اخیر نشان داد که Rg1 یک لیگاند عملکردی گیرنده گلوکوکورتیکوئید  هسته ای 54، 55 است.تنوع ساختاری جین سنوزیدهاهمانطور که در شکل 1 نشان داده شده است، جین سنوزیدها تنوع ساختاری قابل  توجهی را نشان می دهند. آنها از نظر نوع قطعات قند، تعداد آنها و محل  اتصال آنها با یکدیگر تفاوت دارند. برخی از قطعات قند موجود عبارتند از  گلوکز، مالتوز، فروکتوز و ساکاروز. آنها به C-3، C-6 یا C-20 متصل می شوند.  نشان داده شده است که محل اتصال قند بر فعالیت بیولوژیکی تأثیر می گذارد.  Rh1 و Rh2 از نظر ساختاری مشابه هستند، به جز محل اتصال گروه  β-d-glucopyranosyl. در Rh1 قند در C-6 و در Rh2 در C-3 است. جینسنوزید Rh2  رشد سلول های ملانوما B16-BL6 را کاهش داد و ملانوژنز و چسبندگی سلول به  سلول را تحریک کرد. از سوی دیگر، Rh1 تأثیری بر رشد سلول و چسبندگی سلول به  سلول نداشت، اما ملانوژنز را تحریک کرد [47]. به طور قابل توجهی، تنها Rh2  در بخش لیپیدی غشای سلولی ملانوما B16-BL6 گنجانیده شد.جین سنوزیدها همچنین از نظر تعداد و محل اتصال گروه های هیدروکسیل  متفاوت هستند. جایگزین های قطبی با گروه های سر فسفولیپید در حوزه آبدوست  غشاء تعامل دارند. در نتیجه، جهت قرارگیری جین سنوزیدها در غشاها تحت تأثیر  تعداد و محل گروه‌های OH قطبی است. نشان داده شد که تفاوت در تعداد گروه  های OH بر فعالیت دارویی تأثیر می گذارد. جین سنوزید Rh2 و Rh3 تنها با  حضور یک گروه OH در C-20 در Rh2 متفاوت است. اگرچه هم Rh2 و هم Rh3 تمایز  سلول‌های HL-60 لوسمی پرومیلوسیتیک را به گرانولوسیت‌های مورفولوژیکی و  عملکردی القا کردند، اما قدرت Rh2 بالاتر بود [31].استریوایزومریسمعامل دیگری که به تفاوت های ساختاری بین جین سنوزیدها کمک می کند،  استریوشیمی در C-20 است. اکثر جین سنوزیدهایی که جدا شده اند به طور طبیعی  به صورت مخلوط های انانتیومر وجود دارند 48، 56. از آنجایی که ماژول هایی  که با آنها در سیستم های بیولوژیکی واکنش نشان می دهند از نظر نوری نیز  فعال هستند، استریو ایزومرها از نظر عملکردی ترکیبات شیمیایی متفاوتی در  نظر گرفته می شوند [57]. در نتیجه، آنها اغلب از نظر قدرت، فعالیت دارویی و  مشخصات فارماکوکینتیک به طور قابل توجهی متفاوت هستند. جین سنوزید 20(S) و  20(R) Rg2 ترشح کاتکول آمین های برانگیخته استیل کولین را از سلول های  کرومافین آدرنال گاو کشت شده مهار می کنند [58]. با این حال، ایزومر 20 (S)  اثر بازدارندگی بیشتری نشان داد.ترکیبات گانودرمیک اسید S ساپونین های استروئیدی هستند که ویژگی های  ساختاری مشترکی با جین سنوزیدها دارند [59]. دوازده ترکیب اسید گانودرمیک S  یا ایزومرهای استریو یا موقعیتی جفتی هستند و با نفوذ به غشای پلاکتی،  فسفولیپاز C و A2 انسانی را با یکدیگر فعال می کنند [60]. در این راستا،  استریوشیمی جایگزین به عنوان مهمترین ویژگی ساختاری یافت شد.تغییرات ساختاری در روده پس از مصرف خوراکی نیز به تنوع کمک می کند.  برخی از جین سنوزیدها، مانند Rb1 و Rg1، پس از مصرف جذب ضعیفی دارند [61].  Rb1 توسط فلور روده به ترکیب K هیدرولیز شد [34]. نشان داده شد که ترکیب K  سمیت سلولی داروهای ضد نئوپلاستیک را افزایش می دهد [62] و باعث القای  آپوپتوز در سلول های ملانوم B16-BL6 می شود [29].مکانیسم های اساسی کار چیست؟جین سنوزیدها در طبیعت آمفی‌فیلیک هستند [۴۸] و توانایی وارد شدن به  غشای پلاسمایی را دارند. این منجر به تغییراتی در سیالیت غشا می شود و در  نتیجه بر عملکرد غشاء تأثیر می گذارد و پاسخ سلولی را برمی انگیزد. شواهدی  وجود دارد که نشان می دهد جین سنوزیدها به طور مستقیم با پروتئین های غشایی  خاص تعامل دارند. علاوه بر این، مانند هورمون‌های استروئیدی، مولکول‌های  سیگنال‌دهنده محلول در چربی هستند که می‌توانند غشای پلاسمایی را طی کرده و  اثرات ژنومی را آغاز کنند. شکل ۲ مکان های احتمالی عمل جین سنوزیدها را  نشان می دهد که در زیر مورد بحث قرار گرفته است. https://virgool.io/p/ldusevjjl0ud/%F0%9F%93%B7%D8%B4%DA%A9%D9%84.%DB%B2.%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%AA%DB%8C%DA%A9%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%84%D9%82%D9%88%D9%87%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D8%AC%DB%8C%D9%86%D8%B3%D9%86%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%BA%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%88%D8%BA%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C.%E2%80%9C%D8%9F%E2%80%9D%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%81%D8%B1%D8%B6%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF. جین سنوزیدها و غشای پلاسماییغشاهای سلولی ممکن است تحت شرایط تنش انحنای وجود داشته باشند، زیرا  نزدیک به انتقال فاز شش ضلعی هستند [۶۳]. در نتیجه، خواص فیزیکوشیمیایی این  غشاها به تغییرات در اجزای غشا و عوامل چربی دوست حساس است که ممکن است  تنش انحنا را تعدیل کند [۶۴].به طور فزاینده ای آشکار شده است که محیط لیپیدی پروتئین های غشایی، از  جمله کانال های یونی، ناقل ها و گیرنده ها، نقش مهمی در عملکرد آنها ایفا  می کند [53]. در غشاهای مصنوعی و بیولوژیکی، کلسترول، یک لیپید اصلی غشاء،  به حوزه ها یا استخرهای ساختاری و جنبشی سازماندهی می شود [65]. تصور می  شود که پروتئین های غشایی به طور انتخابی در حوزه های غنی از کلسترول  (گیرنده Ach) یا در حوزه های فقیر کلسترول (Ca2+-ATPase سارکوپلاسمی) موضعی  می شوند [65]. بنابراین، ویژگی‌های بیوفیزیکی حوزه‌های مختلف، به جای چربی  توده، ممکن است به طور انتخابی بر عملکرد پروتئین گذرنده تأثیر بگذارد و  ویژگی را در سطح اثر تقلید کند.جین سنوزیدها ممکن است با سرهای قطبی فسفولیپیدهای غشایی و β-OH کلسترول  از طریق گروه های OHشان تعامل داشته باشند. علاوه بر این، ستون فقرات  استروئیدی آبگریز آنها می تواند در داخل آبگریز لایه دوتایی قرار گیرد. هر  دوی این اثرات ممکن است به تغییر محیط لیپیدی اطراف پروتئین های غشایی کمک  کنند. کلسترول یک لیپید غشایی ذاتی است که دارای ستون فقرات استروئیدی و  ماهیت آمفی پاتیک جین سنوزیدها است. غنی سازی کلسترول یک اثر بازدارنده بر  روی بسیاری از ATPaseهای غشایی دارد [53]، و ممکن است مستقیماً با لیپیدهای  مرزی ATPase تعامل داشته باشد و پیوندهای هیدروژنی بین مولکولی پروتئین را  تغییر دهد [66]. در مقابل، جین سنوزید Rb1 نشان داده است که فعالیت  Na+-K+-ATPase و Ca2+-Mg2+-ATPase را در نورون ها افزایش می دهد [19]. این  امکان وجود دارد که برخی از جین سنوزیدها با کلسترول غشایی تداخل داشته  باشند و آن را از محیط بلافصل ATPaseها جابجا کنند. از آنجایی که حذف  کلسترول منجر به افزایش سیالیت غشاء می شود [67]، تغییرات ساختاری که  ATPaseها در طول چرخه انتقال خود متحمل می شوند [68] ممکن است تسهیل شود.اخیراً اثر غیر ژنومی استروئیدها به طور گسترده شناخته شده است. شواهدی  برای این اثرات سریع در حال حاضر برای استروئیدهای همه کلاس ها در دسترس  است [۶۹]. در بسیاری از این موارد، اثر استروئیدی در سطح غشا رخ می دهد و  با ورود به سلول همراه نیست. مکانیسم های متعددی برای این اثرات پیشنهاد  شده است، از جمله تغییرات در سیالیت غشاء و فعالیت هورمون های استروئیدی بر  روی گیرنده های غشای پلاسما [۷۰]. جین سنوزیدها همچنین ممکن است با تغییر  دینامیک غشاء و تعدیل فعالیت کانال‌های یونی، گیرنده‌های متصل به غشاء و  آنزیم‌ها، ساختار پروتئین غشا را تغییر دهند. در نتیجه، یک جین سنوزید ممکن  است قادر به تعامل با سیستم های چند گیرنده باشد.جین سنوزیدها و کانال های غشاییاثرات جین سنوزید روی کانال های غشایی شباهت هایی به هورمون های  استروئیدی از جمله پروژسترون، استروژن و متابولیت های ویتامین D نشان می  دهد که هجوم سریع Ca2+ را در چندین بافت تعدیل می کند [70]. چندین جین  سنوزید هجوم Ca2+ را از طریق کانال های Ca2+ دارای ولتاژ در سلول های  کرومافین آدرنال مهار می کنند [31]. از پنج جین سنوزیدی که مورد آزمایش  قرار گرفتند (Rb1، Re، Rf، Rg1، و Rc)، قدرت مهاری برای Rc بالاترین بود.  تاچیکاوا و همکاران [71] نشان داد که در سلول‌های کرومافین آدرنال گاوی،  Rg2 هجوم Na+ را از طریق کانال‌های کاتیونی دردار گیرنده نیکوتین مهار  می‌کند، احتمالاً با اتصال به کانال Na+ که توسط گیرنده کار می‌کند. این  احتمال وجود دارد که کاهش ترشح کاتکول آمین منجر به اثرات ضد استرسی Panax  ginseng شود. جین سنوزیدها همچنین می توانند کانال های Na+ را در سلول های  عصبی تنظیم کنند. با استفاده از تکنیک‌های استاندارد پچ گیره، گروه ما  اخیراً مشاهده کردند که عصاره‌های Panax quinquefolius باعث مهار نسبی  کانال‌های Na+ عصبی در طول حالت‌های فعال‌سازی و غیرفعال‌سازی می‌شوند  (داده‌های منتشر نشده).فعالیت جین سنوزید بر روی پمپ های غشایی به انتقال دهنده های یون محدود  نمی شود. P-Glycoprotein یک پمپ ATPase غشایی است که به طور فعال ترکیبات  سیتوتوکسیک را صادر می کند و به مقاومت چند دارویی ضد سرطان کمک می کند  [72]. چندین جین سنوزید، از جمله 20(S)Rh2، عملکرد انتقال P-گلیکوپروتئین  را مهار کرده و حساسیت به شیمی درمانی سرطان را در سلول های مقاوم افزایش  می دهد [62].جین سنوزیدها و گیرنده های GABAچندین جین سنوزید (Rb1، Rb2، Rc، Re، Rf، و Rg1) [21] و عصاره کل جینسنگ  [22] اتصال موسیمول آگونیست گاباآ را تعدیل کردند. عصاره جینسنگ و Rc میل  اتصال باکلوفن آگونیست GABAB را کاهش دادند [21]. مانند جین سنوزیدها،  ترکیبات استروئیدی انتقال عصبی GABAergic در مغز را تنظیم می کنند. چندین  استروئید درون زا مانند پروژسترون، آندروسترون، نوروستروئیدها و متابولیت  های آنها شار یون کلرید با واسطه گاباآ را تحریک می کنند [69].جین سنوزیدها و سایر پروتئین های غشاییعواملی که خواص فیزیکی دولایه فسفولیپیدی را تغییر می دهند، مانند  سیالیت آن، می توانند فعالیت پروتئین های G متصل به غشاء را در غیاب گیرنده  ها تعدیل کنند [73]. برخی از کانال های Ca2+ در نورون های حسی به گیرنده  های جفت شده با پروتئین G مرتبط هستند [26]. Ginsenoside Rf با مهار  کانال‌های Ca2+ روی نورون‌های حسی از طریق پروتئین G حساس به سم سیاه سرفه،  ضد دردی ایجاد می‌کند [74]. با این حال، اینکه آیا Rf به گیرنده متصل می  شود یا به طور مستقیم فعالیت پروتئین G را تعدیل می کند، مشخص نیست.یک مولکول هدف که ممکن است اثرات ضد سرطانی جین سنوزید Rh2 را به حساب  آورد، Cdk2 [32] است، یک آنزیم تنظیم کننده چرخه سلولی درون سلولی. مشخص  نیست که آیا Rh2 مستقیماً فعالیت Cdk2 را مهار می کند یا خیر. با این حال،  Cdk2 همچنین می تواند به طور غیرمستقیم از طریق آبشارهای سیگنالینگ تعدیل  کننده که از غشای سلولی منشا می گیرند، سرکوب شود [75]. نشان داده شد که  Rh2 در غشاها تا سطحی قابل مقایسه با استروئیدها ترکیب می شود [28]. این که  Rh2 اجزای غشاء را هدف قرار می دهد نیز با توانایی آن در تغییر سیالیت  غشاء، چسبندگی و ساختارهای قند سطح سلول نشان داده شد [28].برخی از اثرات فارماکولوژیک جین سنوزیدها ممکن است با اتصال به گیرنده  های هورمونی استروئیدی ایجاد شود. گیرنده های استروئیدی غشای عصبی و غیر  عصبی هر دو گزارش شده اند و در بیشتر موارد استروئیدها با ویژگی و میل  ترکیبی متوسط به گیرنده های غشایی متصل می شوند [۷۰]. اثرات افتراقی جین  سنوزیدهای مختلف بر روی دولایه لیپیدی مخالف یک فعالیت غیر اختصاصی است. در  عوض، این اثرات برهمکنش خاص بین جین سنوزید و پروتئین های غشایی خاص را  نشان می دهد.آنزیم های مرتبط با غشاء که به کرنش انحنای حساس هستند مانند PKC به  اختلالات ساختار غشا بسیار پاسخ می دهند [76]. کار اخیر نشان داده است که  هم افزایی دی اسیل گلیسرول و اسیدهای چرب در فعال کردن PKC به دلیل اثر هم  افزایی این مولکول ها در القای کرنش انحنای در دو لایه است [64]. نشان داده  شد که جین سنوزیدهای Rh2 و Rh3 با تعدیل فعالیت PKC باعث تمایز سلول‌های  HL-60 لوسمی پرومیلوسیتیک انسانی به گرانولوسیت‌های مورفولوژیکی و عملکردی  می‌شوند [31]. PKC ها به طور مستقیم تعدادی از پروتئین های داخل سلولی را  فسفریله می کنند و عملکردهای مهم سلولی از جمله رشد سلولی و تمایز سلولی را  تنظیم می کنند [77]. به طور تصادفی، با تمایز سلول های HL-60 توسط جین  سنوزید Rh2، فعالیت PKC افزایش یافت [31]. ممکن است جین سنوزید Rh2 و Rh3  فعالیت PKC را با تغییر کرنش انحنای دولایه لیپیدی تعدیل کنند. توانایی جین  سنوزیدها برای هدف قرار دادن مستقل چندین پروتئین متصل به غشای پلاسمایی  ممکن است پاسخ‌های متنوعی را که می‌توان برانگیخت به حساب آورد.اثرات ژنومیک جین سنوزیدهاهمانطور که قبلاً بحث شد، جین سنوزیدها به خانواده ای از استروئیدها  تعلق دارند و ویژگی های ساختاری خود را به اشتراک می گذارند [48]. مانند  استروئیدها، آنها می توانند آزادانه از غشای سلولی عبور کنند. علاوه بر  این، حضور آنها در داخل سلول ها، به ویژه هسته [29] نشان داده شده است. بر  اساس تئوری کلاسیک عملکرد هورمون استروئیدی، تصور می‌شود استروئیدها که به  گیرنده‌های هسته‌ای متصل می‌شوند، عمدتاً بر رونویسی mRNA و سنتز پروتئین  بعدی تأثیر می‌گذارند [69]. پروتئین‌های اتصال‌دهنده استروئیدی درون سلولی،  اهداف جذابی برای جین‌سنوزیدها ارائه می‌کنند.یک مطالعه اخیر اثرات بیولوژیکی ناشی از شباهت های ساختاری بین جین  سنوزیدها و استروئیدها را نشان داد. لی و همکاران [54] نشان داد که Rg1 یک  لیگاند کاربردی از GR است. در این راستا، اتصال دگزامتازون گلوکوکورتیکوئید  مصنوعی به GR به طور رقابتی توسط Rg1 مهار شد، اگرچه میل ترکیبی Rg1 برای  GR کمتر از دگزامتازون بود. GR اشغال شده از لیگاند، هنگامی که با توالی  های DNA خاصی به نام GRE کمپلکس می شود، رونویسی ژن های هدف را تنظیم می  کند [78]. پس از اتصال لیگاند، Rg1 پلاسمیدهای گزارشگر حاوی GRE را به روشی  وابسته به غلظت فعال کرد. علاوه بر این، فعال سازی و مهار رشد سلول های  FTO2B با واسطه GR توسط دگزامتازون و Rg1 توسط آنتاگونیست گلوکوکورتیکوئید  خاص RU486 مهار شد. Rg1 بسیاری از ویژگی های دیگر یک گلوکوکورتیکوئید را  نشان می دهد، مانند فعال سازی هم افزایی رونویسی ژن توسط AMP حلقوی و  توانایی کاهش میزان GR در سلول ها [55].پس از تجویز خوراکی، جینسنوزیدهای Rb1 و Rb2 توسط باکتری‌های روده به  ترکیب K، که به نام M1 نیز شناخته می‌شود، متابولیزه می‌شوند، که باعث  آپوپتوز سلول‌های تومور می‌شود [29]. نشان داده شد که ترکیب K دارای توزیع  نوکلئوزومی است [29]. این، همراه با مشاهده افزایش تنظیم P27 بازدارنده  CDK، و تنظیم پایین c-Myc و cyclin D1، نشان می دهد که اصلاح پروتئین های  مرتبط با آپوپتوز توسط ترکیب K توسط تنظیم رونویسی القا می شود [29]. بررسی  دیگری اتصال Rb2 به فاکتور رونویسی AP2 را نشان داد [79]. نشان داده شد که  رویداد ژنومی بعدی القای ژن SOD1 (مس، روی-سوپراکسید دیسموتاز)، یک آنزیم  کلیدی در متابولیسم رادیکال‌های آزاد اکسیژن است.خلاصه و کارهای آیندهاین مقاله اثرات جین سنوزید که ممکن است در غشای سلولی و همچنین از طریق  اتصال پروتئین داخل سلولی آغاز شود مورد بحث قرار داد. در نتیجه، جین  سنوزیدها ممکن است از یک مدل عملکرد دوگانه پیروی کنند.یکی از مسیرهای فعالیت جین سنوزید شامل اتصال به گیرنده های غشایی است  که باعث ایجاد تغییرات در سیستم های انتقال الکترولیت و فعال شدن مسیرهای  سیگنالینگ می شود. در این راستا، تفاوت در چربی دوستی بین جین سنوزیدها و  محتوای کلسترول دامنه های غشایی ممکن است مهم باشد. مطالعات آینده باید  برای نشان دادن تقسیم‌بندی جین‌سنوزیدها در غشاها و تعیین اینکه آیا آنها  باعث ایجاد تغییرات در ساختار پروتئین‌های غشایی می‌شوند، انجام شود.  مکانیسم احتمالی دیگری که توسط آن جین سنوزیدها اثرات دارویی ایجاد می  کنند، اتصال به گیرنده های استروئیدی غشای پلاسمایی است. تحقیقات در این  زمینه هنوز در مراحل اولیه است، اگرچه علاقه فزاینده ای به سیگنال دهی غیر  ژنومی توسط استروئیدها وجود دارد.مسیر دوم فعالیت جین سنوزید شامل اتصال به گیرنده های استروئیدی داخل  سلولی است که در آن کمپلکس لیگاند/گیرنده به عنوان یک فاکتور رونویسی در  هسته عمل می کند. نمایش جین سنوزید Rg1 به عنوان یک لیگاند عملکردی گیرنده  گلوکوکورتیکوئید هسته ای 54، 55 این دیدگاه را پشتیبانی می کند. مطالعات  بیشتری باید برای نشان دادن اینکه سایر جین سنوزیدها ممکن است به عنوان  آگونیست گیرنده های استروئیدی عمل کنند و اتصال آنها را کمی انجام دهند. در  این راستا، تصویربرداری مبتنی بر کامپیوتر از گروه‌های عملکردی روی جین  سنوزیدها برای ساخت مدل‌های فارماکوفور [80] مفید خواهد بود. تحقیقات آینده  همچنین باید بر روی این موضوع تمرکز کنند که آیا بین دو مسیر عمل جین  سنوزید، که هر دو ممکن است در یک سلول اتفاق بیفتند، تعاملی وجود دارد یا  خیر. بنابراین، پاسخ سریع اولیه از طریق پدیده های غشایی ممکن است با پاسخ  ژنومی تاخیری افزایش یابد.دو عامل ممکن است به اثرات دارویی متعدد جینسینگ کمک کنند. اولین مورد،  ایزومریسم ساختاری و استریوایزومری است که توسط جین سنوزیدها نشان داده شده  است که تنوع آنها را افزایش می دهد. دومین مورد، توانایی جین سنوزیدها  برای هدف قرار دادن گیرنده های لنگر غشایی و کانال های یونی و همچنین  گیرنده های هسته ای است. مطمئناً می توان این بحث را مطرح کرد که شواهدی  برای اکثر اثرات دارویی جینسنگ از مطالعات آزمایشگاهی به دست آمده است که  بسیاری از آنها در داخل بدن تأیید نشده اند. با این وجود، این دیدگاه که  جین سنوزیدها ممکن است با برهمکنش با سیستم‌های چند گیرنده، اثراتی را در  غشای پلاسمایی ایجاد کنند، و همچنین آزادانه غشاء را طی می‌کنند و اثرات  ژنومی تولید می‌کنند، مکمل فارماکولوژی جالب جینسینگ است.</description>
                <category>پسر لینوکسی</category>
                <author>پسر لینوکسی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 10:09:52 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>