<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Fariba Krdgr</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_47012134</link>
        <description>دانشجو</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 05:48:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>Fariba Krdgr</title>
            <link>https://virgool.io/@m_47012134</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ادامه داشت،دارد و خواهد داشت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47012134/%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-indplwwoapnq</link>
                <description>هرچیز باارزشی در طول زمان و با استمرار و پشتکار بدست می آیداینطور نیست؟ همه قبولش دارند؟پس چرا عده کمی توانایی عمل به همین جمله ۸ کلمه ای با سه حرف اضافه را دارند؟چون باور نمیکنند کاملا عمدا!چرا وقتی ذهن میفهمد میتواند شب با خیال راحت بخوابد و همه چیز را به بی عدالتی و نابرابری نسبت دهد، باید از غفلت هایش عذاب وجدان بگیرد و از دست خودش ناراحت شود و خدای نکرده تصمیم به تغییری بگیرد، که معلوم نیست در نهایت شکست بخورد. یا؟!همین است که وقتی &quot;و اگر&quot; هشیار و آگاه شویم دمار بدی از ما در خواهد آوردو دوباره ذهن در می زند و میگوید آن وقت که باید تغییر را می پذیرفتی، عادت ات را تغییر می دادی و فرصت فلان سال بعدش را از دست نمی دادی، گذشت و چشم هایت را روی حقیقت بستی،حالا چرا باید زجر دیدن حقیقت را تحمل کنی؟؟ پس چشم هایت را ببند و به آن فکر نکن،و آخرین لحظه میگوییم، حتی یک سال را هم نمیتوانم بگویم که بهترین سال زندگی ام است،چون همیشه در حال نفس کشیدن بودماین آخرین بند را از جمله ای ویل اسمیت الهام گرفته ام:&quot;زندگی لحظه هایی نیست که نفس میکشید، بلکه لحظه هاییست که نفس شما بند می آید&quot;</description>
                <category>Fariba Krdgr</category>
                <author>Fariba Krdgr</author>
                <pubDate>Wed, 02 Aug 2023 01:10:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در ستایش معمولی ادامه دادن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47012134/%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%85%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-dfvtwn8ozuot</link>
                <description>با این موضوع که انسان باید شروع کند تا به کمال نزدیک شود مشکلی ندارم، اما چطور این بازه زمانی رو میشه کم و کمتر کرد؟ چطور از بین اهدافمون حداقل به یکیش بیشتر از انتظارمون برسیم و به خودمون ثابت کنیم که بیشتر از اینی هستیم که فکر میکنیم. چه لزومی داره؟ چرا همه باید یک_سان و _ موفق _ به _ یک معنا و شکل_ باشند؟چقدر عالیه که از بقیه آدمها الهام بگیره، طرحواره هاش رو ببینه، و ببینه که خیلیا بدون خیلی از چیزا میتونن عملکرد بهتری داشته باشن و نیاز هایی که فکر میکنه نیاز ان، شاید نیاز نیستن. چرا باید حتما سکوت باشه تا درس ها رو فهمید، ممکنه حتی بهتر هم یاد گرفت، اما نه برای هرکسی، کسی که چندین بار مجبور شده بوده، براش ممکنه. آدم ها رو که ببینیم میفهمیم چقدر منحصر به فرد بودن و  اصالت مهمه و اینکه آدم سرش توی کار خودش باشه.پذیرش؟ اصلا چرا و یعنی چی؟، چرا راضی باشم از خودی که میتونست عاقل تر باشه.مگه چیزی بالاتر از رسیدن به هدف هم میتونه وجود داشته باشه؟just keep livin.</description>
                <category>Fariba Krdgr</category>
                <author>Fariba Krdgr</author>
                <pubDate>Thu, 06 Apr 2023 00:25:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا زندگی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47012134/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-z5m9xv82ch3p</link>
                <description>از ماه ها پیش این فکر ذهنمو به خودش مشغول کرده بود که چطور بعضیا زندگی ای رو ادامه میدن که توش یک آدم معمولی بیشتر نیستن، به قول کنکوریا درصدشون بالای ۵۰ نمیره، اون موقع ها من تازه وارد جو دبیرستان شده بودم و امیدوار که همه چی درست میشه کم کم اوضاع که اینجوری نمیمونه، ی زمانی بقیه وا میدن من میرم بالا و ...، اما گذشت ماه ها و من متوجه شدم که با این حمله نمیشه... یعنی چی؟ جام جهانی بازی مقابل آمریکا رو یادتونه؟ شانسمون برابر بود کاملا اما، استراتژی اون چیزه بود که اگه بود شاید میرفتیم مرحله بعد، شاید درصدام میرفت بالای ۵۰، شاید معمولی دنیای خودم تبدیل میشد به معمولی ای که معمولی نمیموند و هرروز جوری زندگی میکرد که آبروی دیروزش بره، چون میدونین که، اگه آدم یکسال عمرش بگذره و نگه چقدر احمق بودم که فلان کارو کردم و ای کاش و افسوس نداشته باشه، یعنی... هیچ رشدی نداشته. و همون آدمه که بوده، مونده.ولی جواب سوالم چی؟ چرا زندگی؟ وقتی هزاران راه جلومونه و ما تنهاییم با راه های امتحان نکردمون تا استراتژی ای رو بسازیم که به قله خومون برسیم؟just keep livin...</description>
                <category>Fariba Krdgr</category>
                <author>Fariba Krdgr</author>
                <pubDate>Wed, 05 Apr 2023 00:44:16 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>