<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سبحان احمدیان مقدم</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_47335237</link>
        <description>دانشجو رشته علوم کامپیوتر در دانشگاه صنعتی امیرکبیر</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 05:49:42</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1430800/avatar/htkt1f.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سبحان احمدیان مقدم</title>
            <link>https://virgool.io/@m_47335237</link>
        </image>

                    <item>
                <title>الگوریتم گرادیان کاهشی و تعادل‌گرایی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47335237/%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-ctzih0jcyump</link>
                <description>چند وقت پیش که دکتر شمسی عزیز الگوریتم گرادیان کاهشی تصادفی رو سر کلاس توضیح دادن، من یاد یه قسمت از برنامه کتاب‌باز افتادم. موضوع برنامه در مورد روابطمون با نزدیکانمون بود. یه جایی سروش صحت یه ورق ورداشت و چند تا نقطه روی کاغذ کشید بعد خودکار رو از دور به این نقاط نزدیک کرد و نشون داد که اول کار به همه نقاط نزدیک میشیم اما از یه جایی به بعد نزدیک شدن به بعضی نقاط باعث دور شدن از بقیه میشه. همینم شد که ایده این مقاله اومد تو ذهنم. این که چجوری رابطمون رو با بقیه بهینه کنیم؟ یا به صورت کلی‌تر چجوری بین اهدافمون تعادل برقرار کنیم؟ برای اینکه با ابزارهای بهینه‌سازی این سوال رو بررسی کنیم نیاز داریم که یکم با مسائل بهینه‌سازی آشنا بشیم. یه مسئله بهینه‌سازی به شکل زیر تعریف میشه :رابطه بالا به زبان ساده میخواد از بین نقاطی که شرایط لازم و دارن اونی رو پیدا کنه که کمترین مقدار رو در تابع f میگیره. این کلی‌ترین تعریف مسئله بهینه‌سازی است و منطقا سخت‌ترین. یه دسته راحت‌تر از مسائل بهینه‌سازی هستند که قید ندارن و به صورت زیر تعریف میشن :تو این مقاله ما با این مسائل سر و کار داریم. فقط توجه کنیم که تو تعریف بالا x با حرف درشت نوشته شده یعنی اینکه خودش یه بردار هست :حالا که با تعریف مسئله آشنا شدیم میخوایم یک راه حل عددی برای حل مسئله بالا ارائه بدیم. منظور از روش عددی روشی هست که از یک حدس اولیه شروع میکنه و تو هر گام سعی میکنه به جواب اصلی نزدیکتر بشه. یکی از راه‌حل‌های معروف، روشِ گرادیانِ کاهشی هست. قبل از اینکه وارد روش گرادیان کاهشی بشیم بیاید یک مسئله رو به عنوان نمونه بگیریم و یه نگاهی به نمودارش بندازیم :اگه تابع بالا رو تو فضای سه‌بعدی رسم کنیم به صورت زیر میشه:به شکل بالا دقت کنید. صفحه کف، مقدار x و y رو نشون میده و ارتفاع، مقدار تابع در این نقطه یعنی f(x, y) رو نشون میده. میبینیم که تابع تو نقطه (0, 0) کمترین ارتفاع رو داره و در نتیجه نقطه بهینه ما، (0, 0) هست. صفحه کف جایی هست که ما باید داخلش جستجو کنیم. فرض کنید تو این صفحه استادید و به دنبال یک کلید می‌گردید. کلید در نقطه (0, 0) قرار داره. هر چقدر که این نقطه نزدیک‌تر باشید جریمه کمتری دارید و مقدار تابع تو اون نقطه کمتر هست. تو روش گرادیان کاهشی مثل سایر روشهای عددی یک نقطه اولیه در نظر میگیریم یعنی به تصادف یه جای صفحه کف قرار می‌گیریم و بعد سعی میکنیم تو هر مرحله یه ذره به جواب نزدیکتر شیم. دوباره خودتون رو روی صفحه کف تصور کنید. می‌خواید دنبال کلید بگردید و یه تابعی هست که به شما میگه چقدر از کلید فاصله دارید. رو صفحه کف یه تعداد دایره رسم شده. روی یکی از اون دایره‌ها حرکت کنید. مقدار تابع چه تغییری میکنه؟ همون طور که متوجه شدید مقدار تابع هیچ تغییری نمیکنه. در واقع حرکت کردن رو دایره‌ها بیهوده است و باید به سمت دایره‌های داخلی‌تر حرکت کنیم. نمودار کانتور تو شکل بالا همین دایره‌ها رو مشخص میکنه. در واقع نمودار کانتور همه اطلاعاتی که میخوایم رو به ما میده و خوبیش هم اینه که تو صفحه دو بعدی قابل رسم هست.الگوریتم گرادیان کاهشیحالا میریم سراغ این که چجوری از یک نقطه دلخواه به سمت کمینه حرکت کنیم.شکل بالا رو نگاه کنید. نقطه سبز نقطه شروع ما رو نشون میده. چیزی که ما میخوایم اینه که به سمت دایره‌های داخلی‌تر حرکت کنیم و تنها اطلاعاتی که داریم ضابطه تابع هست. چیزی که نیاز داریم یک جهت هست، یک جهت که به سمت دایره‌های داخلی‌تر اشاره کنه. گرادیان این کار رو برامون انجام میده :این فرم کلی گرادیان هست. وارد جزئیات محاسبه‌اش نمی‌شم چیزی که باید بهش توجه کنیم اینه که گرادیان تابع f تو یک نقطه یک بردار هست. تو شکل پایین قرینه گرادیان تو نقطه اول با یه بردار قرمز مشخص شده:همونطور که میبینیم این جهت به دایرههای داخلی تر اشاره میکنه. حالا اگه تو این جهت یک قدم برداریم به نقطه دوم میرسیم. دوباره گرادیان تابع در نقطه جدید رو محاسبه می‌کنیم و قرینه اون رو به عنوان جهت کاهشی در نظر میگیرم و یک قدم دیگه بر میداریم. نمودار بعدی ۲۰ تا تکرار رو نشون میده. میبینیم که نقطه آخر خیلی به جواب اصلی نزدیک شده.یه جایی که این روش گرادیان کاهشی خیلی به کار میره تو الگوریتم‌های یادگیری ماشین هست. مثلا مسئله رگرسیون رو در نظر بگیرید. m داده داریم که هر کدوم یه برچسبی دارن به عنوان مثال فرض کنید ۱۰۰ تا داده داریم که هر کدوم اطلاعات فردی یک دانش‌آموز رو مشخص میکنن و به هر کدوم از این داده‌ها یک برچسب زدیم که نمره درس ریاضیشون چنده. با استفاده از این ۱۰۰ تا داده یک مدل میسازیم که با استفاده از اطلاعات فردی یک دانش‌آموز نمره درس ریاضیش رو پیشبینی کنه. حالا برای اینکه مدل ما عملکرد خوبی داشته باشه یک تابع هزینه در نظر میگیریم که باید اون رو کمینه کنیم :تو مثال‌ ما yi نمره واقعی دانش‌آموز i ام رو مشخص میکنه و predictioni نمره‌ای که مدل برای دانش‌آموز i پیشبینی کرده. جریمه کلی‌ای که برای مدل در نظر میگیریم مجموع جریمه هر کدوم از نمونه‌ها هست. برای هر کدوم از الگوریتم‌های یادگیری ماشین تابع هزینه مشخص هست و میشه ازش گرادیان گرفت و روش گرادیان کاهشی رو براش اعمال کرد. شاید تا حالا اسم روش گرادیان کاهشی تصادفی به گوشتون خرده باشه. این هم یک الگوریتم بهینه‌سازی هست که از همون ابزار گرادیان استفاده میکنه و به علاوه دقت کمتری از روش گرادیان کاهشی داره. خب سوالی که پیش میاد اینه که اگه روش گرادیان کاهشی دقت بیشتری داره و میتونیم هم ازش استفاده کنیم چرا میریم سراغ نسخه تصادفیش؟ چون روش تصادفی هزینه کمتری داره.الگوریتم گرادیان کاهشی تصادفیروش گرادیان کاهشی تصادفی فقط برای توابعی به شکل زیر به کار میره :نکته این تابع اینه که خودش مجموعه‌ای از توابع دیگه هست. اگه به تابع هزینه روش‌های یادگیری ماشین نگاه کنید متوجه میشید که دقیقا چنین صورتی داره. کاری که تو الگوریتم گرادیان کاهشی انجام میدیم اینه که تو هر مرحله به جای اینکه گرادیان تابع f رو تو نقطه مورد نظر حساب کنیم، گرادیان یکی از fi ها رو تو اون نقطه محاسبه میکنیم. حالا این fi چجوری انتخاب میشه؟ به صورت تصادفی. سر همینم هست که اسمش شده گرادیان کاهشی تصادفی.حالا بیاید یه نگاهی به چندتا تابع و مجموع اونها بندازیم. قبلا شکل یک تابع کروی رو دیدیم حالا با یک جابهجایی ساده چهارتا از این تابع‌ها ایجاد میکنیم که نقطه کمینه‌شون متفاوت هست.نمودار کانتور اون‌ها رو تو شکل زیر می‌بینیم:نقاط کمینه رو با رنگ قرمز مشخص کردم. حالا سوالی که ایجاد میشه اینه که مجموع این توابع چه نسبتی با این تابع‌ها داره؟ شکل بعد این رو خیلی خوب نشون میده :نمودار مجموع با رنگ طوسی نمایش داده شده. نمودار کانتور هم به صورت زیر هست:شکل بالا دو تا نکته مهم داره. اول اینکه مجموع چندتا تابع کروی خودش یک تابع کروی هست. به طور کلی‌تر مجموع چندتا تابع محدب یک تابع محدب هست. تابع محدب فقط یدونه کمینه موضعی داره و درنتیجه اگه تو الگوریتمی که استفاده میکنیم یه نقطه پیدا کنیم که از نقاط اطرافش بهتره، خیالمون راحته که کمینه‌کننده کل تابع رو پیدا کردیم. نکته دوم رو میتونید تو نمودار کانتور ببینید. کمینه‌کننده تابع مجموع یه جایی بین کمینه‌کننده‌های توابع هست یعنی اگه کمینه‌کننده همه توابع رو داشته باشی میتونی یه بازه پیدا کنی که کمینه‌کننده تابع مجموع هم تو اون قرار داره. حالا شاید فکر کنید چون کمینه‌کننده توابعمون انقدر متقارن شدن این اتفاق افتاده. اما شکل بعد نشون میده که حتی اگه توابعمون به صورت تصادفی انتخاب شده باشن باز هم دو تا نکته‌ای که گفتیم برقرار هست :به نمودار‌های کانتور توجه کنید:میبینید که کمینه‌کننده‌یِ تابعِ مجموع بین کمینه‌کننده‌هایِ توابع قرار داره. حالا بریم سراغ ایده الگوریتم گرادیان کاهشی تصادفی. از این جا به بعد میخوایم با مجموع ۲۰ تا تابع کروی که به صورت تصادفی جابه‌جا شدن کار کنیم اما با توجه به اینکه اگه نمودار کانتور همه این توابع رو بکشیم دیگه چیزی ازش متوجه نمیشیم، فقط نمودار کانتور تابع مجموع رو بعلاوه نقطه کمینه‌کننده سایر توابع رسم میکنیم.اگه گام‌های الگوریتم گرادیان کاهشی رو روی نمودار بالا رسم کنیم به صورت زیر میشه:اگه نمودار بالا رو با شکل الگوریتم گرادیان کاهشی مقایسه کنید میبینید که با نظم کمتری به سمت کمینه‌کننده کلی حرکت میکنیم دلیلش هم اینه که هر بار فقط یکی از کمینه‌کننده‌ها رو در نظر گرفتیم. دقیقا انگار الگوریتم تو هر مرحله یکی از نقطه‌های رنگی رو نشونه رفته و بهش نزدیک شده بدون اینکه به بقیه نقاط توجهی بکنه. اما این بی‌توجهی از یه جایی به بعد سردرگمش میکنه. بیاید یکم روی شکل قبل زوم کنیم:میبینید از یه جا به بعد الگوریتم‌مون داره نوسان میکنه. در واقع از وقتی که وارد پوش محدب نقاط کمینه‌کننده میشیم دیگه الگوریتم خوب کار نمیکنه. دلیل این اتفاق اینه:از یه جایی به بعد نزدیک شدن به یکسری نقاط باعث دور شدن از سایر نقاط میشهچجوری به این نوسان غلبه کنیم؟ یک راه‌حل برای این ماجرا کاهشی کردن طول گام هست :اگه روی شکل زوم کنیم کاهشی شدن طول گام‌ها بهتر مشخص میشه:تو شکل بالا میبینید که وقتی تو هر قدم، طول گام رو کاهش میدیم الگوریتم‌مون کمتر نوسان میکنه. این کاهش دادن انقدر ادامه پیدا میکنه که آخر سر الگوریتم به قول معروف به گل میشینه. در واقع انقدر طول گام کوچیک میشه که عملا الگوریتم نمیتونه تکون بخوره. اما با این حال با مقایسه طول گام ثابت و کاهشی متوجه میشید که با طول گام کاهشی الگوریتم خیلی به جواب اصلی نزدیکتر شده. وقتی طول گام، کاهشی میشه کندتر حرکت میکنیم در نتیجه اگه تعداد گام رو افزایش بدیم نتیجه بهتری میگیریم :می‌بینیم که چقدر به جواب اصلی نزدیک شدیم اما بیاید همین کار رو برای الگوریتم گرادیان کاهشی معمولی انجام بدیم:می‌بینیم که از یه جایی به بعد الگوریتم سرگردان شده و هر بار از روی جواب اصلی می‌پره. توضیح الگوریتم گرادیان کاهشی تصادفی رو همینجا تموم میکنیم ولی اگه علاقه‌مند بودید توی این notebook میتونید کد همه شکل‌های بالا رو هم ببینید.قبل از اینکه این بحث رو تموم کنم دلم میخواد چندتا سوال بپرسم. به نظرتون چرا وقتی طول گام را کاهشی میکنیم انقدر خوب به جواب اصلی همگرا میشیم؟ من نقاط کمینه‌کننده توابع کروی رو با استفاده از توزیع یکنواخت تولید کردم. به نظرتون اگه نقاط رو از توزیع دیگه‌ای هم تولید کنیم باز هم انقدر الگوریتم به کمینه‌کننده کلی نزدیک میشه؟ یه نکته دیگه اینکه وزن همه توابع کروی یکسان بود. اگه به شکل این توابع رجوع کنید میبینید همه این توابع یک شکل هستند و فقط جابه‌جا شدن. حالا اگه به بعضی از توابع یک ضریب بدیم چه بلایی سر تابع مجموع میاد؟ و تو این حالت الگوریتم چطوری رفتار میکنه؟تعادل‌گراییحالا بریم سراغ اینکه الگوریتم گرادیان کاهشی تصادفی کجای زندگی به دردمون میخوره. به نظر من تنها کاری که ما صبح تا شب انجام میدیم بهینه‌سازی هست. وقتی داریم درس میخونیم دنبال این هستیم که تابع موفقیت درسی‌مون رو بهینه کنیم. این تابع هزاران تا متغیر داره مثلا وقتی که باید به درس خوندن اختصاص بدیم یا ساعتی که باید درس بخونیم و ... . یه مسئله بهینه‌سازی دیگه که ما خیلی باهاش سر و کار داریم تابع روابط‌مون با بقیه آدمها هست. مثلا بهترین دوست یا شریک زندگیتون رو در نظر بگیرید. همش به این فکر میکنیم که چیکار کنیم تا خوشحالشون کنیم یا مثلا چطور رفتار کنیم تا از ما راضی باشن. اینجا هم متغیرهای خیلی زیادی داریم، وقتی که برای دوستامون خرج میکنیم، نحوه صحبت کردنمون و ... . اگه فکر کنید هزار تا تابع دیگه‌ام میاد تو ذهنتون که دنبال پیدا کردن نقطه بهینه‌شون هستید. حالا یه سوال مجموع این توابع چه تابعی رو به ما میدن؟به نظر من مجموع این توابع سعادت ما رو اندازه میگیرن. به نظرتون ما چطوری دنبال نقطه بهینه تابع سعادت میگردیم؟ بیاید یه تابع خاص رو در نظر بیگیرم مثلا تابع معدل خوب. کاری که ما میکنیم اینه که دنبال یک جهت کاهشی میگردیم و بعد سعی میکنیم تو اون جهت حرکت کنیم مثلا میدونیم زمان بیشتر برای درس خوندن باعث بالا رفتن معدل میشه در نتیجه سعی میکنیم در این جهت یک گام برداریم و مثلا از فردا روزی دو ساعت درس بخونیم. همین قضیه برای یادگرفتن پیانو هم صادقه. یعنی میبینیم اگه بخوایم پیانو بزنیم باید براش وقت بزاریم و در نتیجه یک گام در این جهت حرکت میکنیم و از فردا روزی یک ساعت تمرین پیانو انجام میدیم. حالا این وسط بحث محدودیت منابع پیش میاد اگه برای ارتقای معدلمون همینطور تلاش کنیم و در جهتش گام‌های بلند برداریم دیگه وقتی نمیمونه که پیانو تمرین کنیم. در نتیجه میرسیم به نکته کلیدی الگوریتم گرادیان کاهشی تصادفی :از یه جایی به بعد نزدیک شدن به یکسری اهداف باعث دور شدن از سایر اهداف میشهخب تکلیف چیه؟ به نظر من باید طول گاممون رو کاهشی کنیم. فرض کنید یه دوست خیلی خوب پیدا میکنیم و میخوایم رابطمون رو باهاش تقویت کنیم. باهاش وقت میگذرونیم و بیشتر آشنا میشیم. با سرعت خیلی خوبی بهش نزدیک میشیم و رابطمون بهتر میشه. اما از یه جایی به بعد اگه پامون رو نزاریم رو ترمز، میبینیم از کار و زندگی افتادیم و صبح تا شب داریم با دوستمون صحبت میکنیم. نزدیک شدن به نقطه بهینه‌کننده این تابع باعث میشه از نقطه بهینه‌کننده خیلی از توابع دیگمون دور بشیم مثلا یه کاهش معدل قابل توجه داشته باشیم. من خیلیا رو تو دانشگاه دیدم که وقتی وارد یه رابطه میشن معدل ترمیشون کاهش قابل ملاحظه‌ای پیدا میکنه.یه مثال آشنای دیگه کنکور هست. سالی که وارد پیش‌دانشگاهی شدم با این استدلال که کنکور بحث مرگ و زندگی هست خیلی از فعالیت‌هام رو کنار گذاشتم. مثلا ورزش کردن یا وقت گذروندن با دوستام. تازه دو سال بعد از کنکور فهمیدم که این گامهای جهشی به سمت رتبه بهتر چه بلایی سرم آورده. وقتی یه اضطراب مزمن منو وادار کرد برم پیش روانپزشک. بعد از اون بود که با مشورت پزشکم فعالیت ورزشیم رو زیاد کردم. این روزا سعی میکنم هر روز حتی شده ده دقیقه کمی مطالعه آزاد داشته باشم. اگه ببینم چند روز گذشته و من با هیچ دوستی تماس نداشتم میفهمم یه جای کار میلنگه.چند وقت پیش یه دوست جدید پیدا کردم که خیلی با هم جور بودیم و دقیقا با گامهای خیلی بلند به هم نزدیک شدیم. بعد یه مدت من متوجه شدم وقت خیلی کمی برای بقیه دوستام میزارم و خب پامو گذاشتم رو ترمز و یکم طول گام رو کاهش دادم. هنوزم این دوست عزیز تو دایره دوستای صمیمیم هست اما این باعث نشد که دوستیم با بقیه صدمه بخوره. وقتی دکتر شمسی ایده الگوریتم گرادیان کاهشی تصادفی رو مطرح کرد داستان برنامه کتاب‌باز رو براش تعریف کردم و گفتم خوبه به سروش صحت پیشنهاد بدیم برای اینکه تو روابطش موفق باشه، طول گامشو کاهشی کنه.امیدوارم این مقاله کمکتون کنه تا تو برنامه‌ریزی‌هاتون تعادل بیشتری داشته باشید و سعادت بیشتری رو کسب کنید ❤️</description>
                <category>سبحان احمدیان مقدم</category>
                <author>سبحان احمدیان مقدم</author>
                <pubDate>Fri, 21 Apr 2023 14:21:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر آرشیو کردن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47335237/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D9%88-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-knpg3o8uch6t</link>
                <description>همیشه عادت داشتم نوت برداری کنم. یه کاغذ‌های کوچیکی خریده بودم و هر چیزی به نظرم مهم میومد رو روشون می‌نوشتم تا بعدا ازشون استفاده کنم. یه بار در کمدمو که باز کردم دیدم به اندازه یه وجب از این کاغذ‌ها جمع کردم. توشون همه چی پیدا میشد. دلنوشته، یه تیکه شعر یا یه تیکه از یه کتاب. خب عملا نمی‌دونستم با این یادداشت‌ها چی کار کنم در نتیجه همه رو ریختم دور :)یادم میاد برای درس الگوریتمم یه جزوه خیلی مفصل نوشته بودم. اول از همه سر کلاس سریع نوت برداری می‌کردم بعدا سر صبر پاک‌نویس می‌کردم. کلی از وقت اون ترم رو صرف نوشتن اون جزوه کردم اما راستش الان نمی‌دونم چه بلایی سرش اومده. اصلا چرا اون جزوه رو نوشتم هم نمی‌دونم.وقتی دیدم که کلی از یادداشت برداری‌ها و پروژه‌هایی که انجام دادم به مرور زمان از بین می‌رن سعی کردم به روش بهتری آرشیوشون کنم. تو طول زمان کلی راه و روش رو امتحان کردم و هی سَبکم رو تغییر دادم و در نهایت تونستم به یه روش برای خودم برسم. از اون مهم تر به یه معیار دست پیدا کردم که بتونم روش یادداشت برداری کردنم رو بسنجم. تو این پست می‌خوام این معیار‌ها رو به اشتراک بزارم.اختصارکم گوی و گزیده گوی چون درتا ز اندک تو جهـــــــــــان شود پراز همون زمان نظامی ما آدم‌ها حوصله حرف زیادی رو نداشتیم. یکی از مشکلاتی که من با اون جزوه الگوریتمم داشتم همین بود. انقدر زیاد بود که حال خوندن دوباره شو نداشتم. اگه می‌خواستم مثلا دوباره الگوریتم مرتب‌سازی رو مرور کنم به جای اینکه جزوه‌مو دوباره بخونم تو اینترنت سرچ می‌کردم و با یه پست خیلی کوچولو سریع یادم میومد داستان چی بود. اصلا اگه قرار بود اون جزوه رو بخونم می‌رفتم کتاب مرجع می‌خوندم که هم کامل‌تر بود هم تر و تمیز تر.یکی از ایده‌هایی که توییتر رو انقدر موفق کرد همون محدودیت ۲۸۰ حرفی برای هر پست بود. این محدودیت باعث می‌شد آدم‌ها خلاقیتشون رو به کار بگیرن تا به جای روده درازی، اصل مطلب رو مختصر بیان کنن. این نکته خیلی جذابه که اگه خودمون رو مجبور کنیم که مختصر بنویسیم، خلاقیتِ بیشتری هم تو نوشتن به خرج می‌دیم. یه ابزار عالی برای مختصر نوشتن نقشه ذهنی هست. در حال حاضر من اکثر یادداشت برداری‌هامو با نقشه ذهنی انجام میدم. داخل یه نقش ذهنی یسری کلمات کلیدی و یا جملات کوتاه هست که با خط‌ها رابطه‌شون رو مشخص می‌کنیم. یعنی کل چیزی که در اختیار داریم کلمات کلیدی و روابط اونها هست در نتیجه نهایت اختصار رو به وجود میاره. نقشه ذهنی رو میشه روی کاغذ نوشت اما نرم‌افزار‌های خیلی جذابی مثل Xmind و Coggle هم وجود داره که کار رو راحت‌تر می‌کنه.این نقشه ذهنی رو با استفاده از Xmind ساختم.حیفم اومد این حکایت سعدی که نهایت نغز گویی هست رو اینجا نیارم:درویشی مستجاب الدعوه در بغداد پدید آمد. حجاج یوسف را خبر کردند. بخواندش و گفت دعای خیری بر من کن. گفت خدایا جانش بستان. گفت از بهر خدای این چه دعاست. گفت این دعای خیر است ترا و جمله مسلمانان را.ای زبر دست زیر دست آزارگرم تا کی بمـــــاند این بازاربه چه کـار آیدت جهانداریمردنت به که مــــردم آزاریتوسعه‌پذیریتو دوره کارشناسی یه سری درس داشتم که خیلی به هم مرتبط بودن و محتواشون با هم همپوشانی داشت. مثلا بحث رگرسیون خطی رو تو چندتا درس یاد می‌دن. وقتی جزوه رو تو دفتر می‌نوشتم هیچ راهی نبود که بتونم همون رو کامل تر کنم. به همین خاطر باید از اول می‌نوشتم. یه راه حل استفاده از دفتر کلاسوره.من همیشه چند تا از این ورق‌ها تو کیفم دارم و یه تعداد دفترم تو خونه. به مرور دفتر‌هامو تکمیل‌تر می‌کنم. خوبی این دفتر‌ها اینه که بعدا می‌تونی بینش هم ورق بزاری و در نتیجه توسعه‌پذیر میشه. مثلا برای جزوه‌نویسی نیاز نیست به ازای هر درس یک دفتر برداشت. کافی یه تعداد موضوع اصلی رو مشخص کنیم و به مرور اونها رو تکمیل و ویرایش کنیم.یه روش بهتر برای این که یادداشت‌ها و فایل‌هامون رو توسعه‌پذیر کنیم یادداشت‌برداری دیجیتال هست. برنامه‌هایی مثل ورد یا گوگل داکس خیلی برای این کار مناسب هستند اما نرم‌افزار مورد علاقه من برای نوشتن، لاتک هست.لاتک این خاصیت رو داره که قوانین سفت و سخت‌تری نسبت به بقیه نرم‌افزارهای نوشتاری مثل ورد داره. داخل ورد یه عکس رو می‌تونیم اینطرف و اونطرف بکشیم و هر جا دلمون خواست قرار بدیم. اما داخل لاتک ما فقط چهار حالت برای موقعیت یه عکس داریم. همه این محدودیت‌ها باعث میشه pdf خروجی ما خیلی استاندارد باشه. زیباییموقعی که این معیار‌ها رو پیدا می‌کردم می‌خواستم به یه پرسش پاسخ بدم. چی باعث میشه که ما مطالبی که آرشیو می‌کنیم رو نگه داریم و بعدا ازشون استفاده کنیم؟ به نظرم یکی از مهم‌ترین معیار‌ها زیبایی هست.اینا دو تا نمونه از یادداشت‌های منه. سمت راستی رو بی‌حوصله و بدخت نوشتم ولی سمت چپی رو خوانا و مرتب. دستخط فقط یه مولفه برای زیبایی یادداشت‌هامون هست. یه مولفه دیگه ترکیب‌بندی نوشتاره. همین که یه نوشته مرتب باشه خوندش خیلی دلپذیرتر هست. دستخطِ خوش استعداد خاصی نمی‌خواد و با تمرین به دست میاد. پیشنهاد می‌کنم یه کلاس خط ثبت‌نام کنید. کار رو خیلی ساده‌تر می‌کنه. اگرم فکر می‌کنید که نمی‌تونید، ویدیو زیر رو تماشا کنید: https://youtu.be/gXecy5Guwzo ابزار‌های دیجیتالم به خودی خود نوشته‌ها رو مرتب و زیبا نگه میداره با اینحال کلی تکنیک هست که می‌تونیم نوشته‌های دیجیتالمون هم زیباتر کنیم. مثلا استفاده از لاتک حروف‌چینی مون رو خیلی تر و تمیز می‌کنه. برای کشیدن نمودار‌ها می‌تونیم از سایت‌هایی مثل draw.io استفاده کنیم. بعضی سایت‌های حرفه‌ای مثل Unsplash هستند که می‌تونیم ازشون عکس‌های جذاب برای خیلی از موضوع‌ها پیدا کنیم. سایت flaticon کلی مجموعه از icon ها داره که می‌تونه تو طراحی‌ها کمکون کنه. اگرم می‌خوایم یه طراحی مثل پوستر داشته باشیم سایت Canva برای این کار فوق‌العاده است.یکپارچگیهر چی نوشته‌هامون یکپارچه‌تر باشه بعدا استفاده ازش راحت‌تر و مفیدتر هست. خود نوشتن به نوعی هنر یکپارچه‌ کردن یه مجموعه ایده هست. حالا هر چی بتونیم این ایده‌ها رو بیشتر بهم ربط بدیم نوشته غنی‌تر میشه. من تو دانشگاه یه مجموعه درس داشتم که همه به نوعی مربوط به بحث یادگیری ماشین میشد. شاید بیشتر از ۵ تا درس گذروندم که یا مستقیم مربوط به این بحث بودن یا یه بخش‌هاشون مربوط بود. برای خودم یه جزوه کلی درست کردم و هر بار داخل یه درسِ جدید با مطالب مرتبط با یادگیری ماشین آشنا میشم وارد اون جزوه‌ام می‌کنم. جمع شدن همه این موضوع‌ها یکجا هم دسترسی‌شو آسون کرده و هم ذهنم رو تو این موضوع مرتب کرده.توی سطح‌های بالاتر هم یکپارچه بودن خیلی کار رو منظم می‌کنه. یه مثال دم‌دستی اینه که جزوه‌های دیجیتالمون رو روی دستگاه‌های مختلف نگه‌داری کنیم. مثلا دو‌تا رو اسکن کردیم و روی گوشیمون هست. چندتاشم رو لپتاپ و بقیه‌ام توی قفسه کتابخونه. این بی‌نظمی باعث میشه بعدا که یه جزوه خاص رو بخوایم پیدا کردنش سخت‌تر باشه. برای اینکه تو این سطحم فایل‌ها و نوشته‌هامون یکپارچه باشه اول باید حواسمون رو جمع کنیم و بعد هم از ابزار‌های خوب استفاده کنیم.من برای خیلی از کار‌ها از ابزار‌های گوگل استفاده می‌کنم. برای ذخیره کردن مخاطب‌هام از Google Contact استفاده می‌کنم. برای یادداشت برداری از Google Keep، برای نوشتن بعضی از جزوه‌ها و متن‌ها از Google Docs، برای برنامه‌ریزی از Google Calendar و Google Tasks و در نهایت برای ذخیره فایل‌ها از Google Drive. موقعی که از یکی از این نرم‌افزار‌ها استفاده می‌کنیم کنار صفحه یه نوار هست که آیکون بقیه نرم‌افزار‌ها رو نشون میده:موقعی که داخل Docs جزوه می‌نویسیم می‌تونیم کنارش یادداشت‌هامون داخل Keep رو هم نگاه کنیم. من هر وقت می‌خوام داخل Calendar برنامه‌ام رو بنویسم کنارش Task هام رو هم نگاه می‌کنم. در نهایت فایلی که همه این برنامه‌ها ایجاد می‌کنن میره داخل Google Drive که دیگه همه چی یه جا جمع میشه.موقع نوشتن برنامه تو Calendar کنارش به Task هام نگاه می‌کنم.بازم یه لایه بالاتر یکپارچگی فایل‌ها بین افراد هست. که اون هم با این جور نرم‌افزار خیلی راحته. اگه ایمیل افراد رو داخل Google Contact نگه دارید بعدا خیلی راحت می‌تونید بهشون ارجاع بدید یا همزمان با هم روی یک متن کار کنید: https://youtu.be/SDBbFETGiA4 بازیابی پذیریاین معیار آخر به نظرم از همه مهمتره. یه مروری بکنیم از همه مطالبی که تا الان نوشتیم. همه پروژه‌هایی که انجام دادیم. چقدرشون رو نگه داشتیم. از اونهایی که نگه داشتیم چقدرشو می‌تونیم پیدا کنیم. بعد فوت پدرم یه خروار روزنامه ازش بهمون ارث رسید که آرشیو کرده بود. فکر نمی‌کنم که حتی یک بار هم برگشت تا ازشون استفاده کنه. دست آخرم ما همه رو ریختیم دور. واقعا بعضی از مطلب‌های توی اون روزنامه‌ها خیلی عالی بود ولی خب بین اون همه مطلب چجوری میشد بهش دست پیدا کرد؟اینجا می‌خوام یه سری راه‌کار ارائه بدم تا موقعی که چیزی رو آرشیو می‌کنیم بعدا بتونیم راه‌تر پیداش کنیم. مینیمالیسمنام‌گذاری مناسببرچسب‌گذارینسخه‌گیریپشتیبان‌گیریپوشه‌بندیمینیمالیسمهمونطور که قبلا نوشتم اختصار علاوه‌بر اینکه خوندن راحت می‌کنه به بازیابی‌پذیری هم کمک می‌کنه. گشتن داخل یه دفتر کلاسور خیلی راحت‌تر از گشتن بین ۱۰۰ تا دفتر جدا هست. اینجا به جای اختصار از مینیمالیسم استفاده کردم. منظورم این بود که تا جای ممکن چیز الکی جمع نکنیم. چند بار برگشتید از اون همه جزوه که تو قفسه هست و چندین ساله که نگه داشتید استفاده کنید؟نام‌گذاری مناسببرای نوشتن مقاله می‌گن یکی از مهم‌ترین چیز‌ها اسم مقاله هست. چون اگه بازدیدکننده از اسم مقاله خوشش نیاد سراغ بقیه مطلب هم نمیره. این برای مطالب خودمون هم صادقه. عکس زیر چند‌تا از پوشه‌های من داخل گیت‌هاب هست:با خوندن عنوان سه تا پوشه پایین سریع یادم اومد که چی داخلشون گذاشتم اما اسم پوشه اول خیلی کلی هست و یادم نمیومد که برای چی ساختمش. اگه یه سری به فایل‌های قدیمیتون بزنید اهمیت این نام‌گذاری رو درک می‌کنید.برچسب‌گذاریمن این عادت خوب رو تو خودم ایجاد کردم که هر یادداشتی که می‌نویسم حتما باید چندتا برچسب روش بزنم تا بعدا یادم بیاد اینو برای چی نوشتم. تو مقالات علمی هم یه بخشی داریم به اسم keywords که باید کلمات کلیدی مقاله رو مشخص کنی. اینطوری بقیه خیلی راحت می‌تونن با جستجو کردن مقاله ما رو پیدا کنن. یه برنامه خیلی عالی برای یادداشت برداری کردن که من خودم هم استفاده می‌کنم Google Keep هست. تو این برنامه به هر یادداشت می‌تونیم چند‌تا برچسب بزنیم. برنامه یه بخشی داره که همه برچسب‌هامون رو لیست می‌کنه و با کلیک روی هر کدوم، یادداشت‌هایی که این برچسب رو دارن پیدا می‌کنیم.این سیستم برچسب‌گذاری رو خیلی جاها می‌بینیم مثلا تو سیستم عامل مک می‌تونیم به یه فایل یا پوشه یه برچسب رنگی بزنیم. اینطوری با یه سرچ همه فایل‌های مربوط به یک برچسب رو پیدا می‌کنیم.نسخه گیریموقعی که یه برنامه یا کتاب رو جلو می‌بریم گاهی پیش میاد که یه تیکه رو حذف می‌کنیم یا از بیخ و بن تغییرش می‌دیم. اگه بعدا پشیمون شیم دیگه راهی نداریم اون چیزی که حذف کردیم رو برگردونیم. برنامه‌های کنترل نسخه برای همین به وجود اومدن. یکی از معروف‌ترین‌ها git هست. وقتی داریم پروژه‌مون رو جلو می‌بریم با استفاده از git، ازش نسخه‌های متفاوت می‌گیریم. بعدا اگه نیاز شد می‌تونیم به یکی از این نسخه‌ها برگردیم. موقعی که برای درس بیوانفورماتیک جزوه می‌نوشتم از git برای نسخه‌گیری استفاده کردم. الان دوستام می‌تونن به همه نسخه‌ها دسترسی داشته باشن و اگه کسی خواست برای خودش تغییر بده.پشتیبان‌گیریچند وقت پیش گوشیم رو از دست دادم. خیلی از عکس‌های قدیمی که دوستشون داشتم داخلش بودن. بعدا متوجه شدم که Google ازشون پشتیبان گرفته. فایل‌هایی که داخل Google Drive میزاریم تو هر دستگاهی که ایمیلمون رو بزنیم، قابل دسترسی هست. بعضی از فایل‌ها مثل عکس‌ها رو میشه اتوماتیک روی Google Drive ذخیره کرد. این فضاهای ابری رو خیلی از شرکت‌ها دارن مثلا اپل iCloud رو داره که علاوه بر پشتیبان‌گیری، دستگاه‌های مختلفمون رو هم هماهنگ می‌کنه.از سایت‌هایی مثل Github میشه برای ذخیره پروژه‌های دیجیتال مثل برنامه‌‌ها استفاده کرد. Github این قابلیت رو داره که با git سازگاره و نسخه‌بندی ما رو هم ذخیره می‌کنه. یکی دیگه از مزایای این فضاهای ابری اینه که می‌تونیم داخلشون کار رو به صورت تیمی انجام بدیم و مخزن‌ها رو به اشتراک بزاریم.پوشه‌بندیبرای اینکه به یه فایل برسید باید یه سری پوشه رو رد کنید در نتیجه خیلی مهمه که چجوری پوشه‌ها رو مدیریت کنیم. این پوشه‌بندی خیلی جاها ظاهر میشه. مثلا موقعی که سایت‌ها رو ستاره‌دار می‌کنیم. یه لحظه برید داخل Bookmark Manager و ببنید چه خبره :) داخل Bookmark Manager هم میشه کلی پوشه درست کرد و آدرس سایت‌ها رو مدیریت کرد. داخل Google Drive هم همین ماجرا هست. حتی وبسایت Xmind هم برای منظم کردن Mind Map ها قابلیت پوشه‌بندی داره.همین سلسله مراتبی که تو لپتاپم دارم خیلی جاهای دیگه‌ام رعایت کردم. مثلا این یه بخش از پوشه‌بندی Bookmark هام هست:حرف آخربیشتر چیزایی که تو این مقاله گفتم تجربیات شخصی من بوده و در نتیجه شاید برای بقیه مفید نباشه. بعضی‌ها با نوشتن روی کاغذ راحت‌تر هستن و بعضی با تایپ کردن. اصلا بعضی مطالعه‌ها هست که نشون میده نوشتن روی کاغذ موقع گوش دادن به درس باعث یادگیری بیشتر میشه. با این حال تایپ کردن هم کلی مزایا داره که به چندتاش اشاره کردم. من موقعی که با یه مطلب جدید آشنا میشم یا وقتی سر کلاس می‌شینم، موقع گوش دادن یه نقشه ذهنی درست می‌کنم. چون موقع گوش دادن می‌نویسم دقیقا نمی‌دونم چجوری باید شاخه‌بندی کنم. در نتیجه شاید باید خط بزنم و جور دیگه ربطشون بدم. بعدا اگه حال کردم تبدیلشون می‌کنم به یه نقشه ذهنی ترو تمیز و وارد Xmind می‌کنم. یا شاید پرسش‌ها و نکته‌هام رو داخل Keep نگه دارم تا دیدم نسبت به موضوع تکمیل‌تر بشه. بعدها اگه دیدم داده‌هام زیاد شده شاید برای اینکه یه سر و سامونی بهشون بدم داخل یه مقاله یا جزوه بنویسم. بعضی از ایده‌هام که غیرآکادمیک هستن رو هم داخل یه دفتر کلاسور نگه میدارم. خلاصه برای خودم یه pipeline دارم. به نظرم بهترین راه همین تمرین و آزمون و خطا هست تا راهی که مناسبمون هست رو پیاده کنیم.</description>
                <category>سبحان احمدیان مقدم</category>
                <author>سبحان احمدیان مقدم</author>
                <pubDate>Wed, 15 Mar 2023 13:23:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دموکراسی‌های کوچک</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47335237/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-jtlphk1ecbhp</link>
                <description>چند وقت پیش تو دانشگاه داشتیم درمورد پوستری که برای یک کنفرانس طراحی کرده بودیم صحبت می‌کردیم. همه در مورد زیبا بودن طرحش صحبت می‌کردیم که سرپرست تیممون گفت رئیس انجمن از پوستر خوشش نیومده. حالا که رئیس خوشش نیومده هیچ کاری نمیشه کرد. اون لحظه خیلی عصبانی شدم. چرا باید نظر یه نفر که نسبتا مسن هم هست و خب سلیقه‌اش با ما که جوان تر هم هستیم متفاوته از نظر همه ما مهمتر شمرده بشه؟ اکثر کسانی که تو کنفرانس شرکت می‌کنن دانشجو‌های جوان هستند در نتیجه تو این مورد سلیقه یه جوان مهمتر از فرد مسنه. از طرف دیگه تعداد ما بیشتر از ده نفر بود در نتیجه وقتی تیم ما از یه پوستر خوشش میاد احتمال اینکه مورد استقبال بقیه قرار بگیره خیلی بیشتر از وقتیه که صرفا یک نفر از اون خوشش بیاد.Alem Omerovicتو اکثر سازمان‌هایی که ما باهاشون سر و کار داریم سیستم مدیریت به صورت هرمی و دیکتاتوری چیده شده. یه نفر مدیره و بقیه کارمند‌های اون. مدیر دستور میده و بقیه باید وظایف رو اجرا کنن. تو این سیستم نظر کارمند‌ها اهمیتی نداره مگر اینکه مدیر از نظر بقیه به عنوان پیشنهاد استفاده کنه.داخل این سیستم هرمی وظایف از سمت بالا مشخص می‌شن. به عنوان مثال تو هرم کوچیک بالا مدیر برای کارمند‌های ارشدش یه سری دستور ابلاغ می‌کنه اونا هم برای انجام این دستور به کارمند‌ای پایین دستشون دستورات دیگه‌ای میدن. نکته اینه که تو این سیستم قدرت یه بالادستی انقدر زیاده که یه پایین دستی مخالفت خاصی نمی‌تونه انجام بده.اگه این سیستم هرمی خیلی دیکتاتوری باشه یه عنصر پایین دستی به جز اجرا کردن وظایف از پیش تعیین شدش هیچ خلاقیتی نمی‌تونه از خودش نشون بده. مثلا کارمندهای یک موسسه رو در نظر بگیرید. این کارمندا هر روز با مشتری‌ها صحبت می‌کنن و در نتیجه دغدغه اون‌ها رو می‌فهمن. مثلا فرض کنید مشتری‌ها از نحوه انجام یک درخواست و کاغذبازی‌هایی که داره ناراضی باشن. یه کارمند اینو متوجه میشه اما با توجه به اینکه از بالا دستور اومده که نحوه ثبت درخواست به این شکل باشه هیچ کاری نمی‌تونه انجام بده.حالا اگه سیستم یکم دموکراتیک تر باشه بالادستی‌ها برای تصمیم‌گیری از پایین دستی‌ها مشورت می‌گیرن مثلا مدیران اون موسسه اگه با کارمنداشون صحبت کنن متوجه می‌شن که باید تو نحوه ثبت درخواست تجدید نظر کنن. اما این حالتم کلی باگ داره. فرض کنید مدیر این موسسه یه آدم زبون نفهم باشه :) به طور خلاصه پتانسیل پیشرفت این سیستم‌ها کاملا وابسته به پتانسیل مدیرانشون داره و از اون فراتر نمی‌ره.یه راه حل جایگزین برای این سیستم یه دموکراسی کوچیک هست. اینبار جهت هرم رو عوض کنیم:داخل سیستم دموکراتیک بالا عضوها مهمترین عناصر هستند اونها هستند که مشخص می‌کنن سیستم چه سرنوشتی پیدا می‌کنه. تو این حالت اعضا مهمترین افراد سیستم هستند و قدرت بین اونها توزیع شده. مثال موسسه و نحوه ثبت درخواست رو در نظر بگیریم. اینبار بعد از اینکه اعضا با مشتری‌ها ارتباط می‌گیرن متوجه میشن که نحوه ثبت درخواست مشکل داره. اعضایی که مشکل رو فهمیدن با هم دیگه و با سایر اعضا صحبت می‌کنن و اونها رو قانع می‌کنن که این سیستم باید تغییر کنه. حالا این اعضا به نماینده دستور می‌دن که تغییر مورد نظر رو اعمال بکنه.قبول دارم که شاید سازماندهی بالا به صورت کامل قابل اجرا نباشه ولی به نظرم هر چقدر که یه سیستم به سمت دموکراتیک تر شدن حرکت بکنه از پتانسیل بالاتری تو پیشرفت برخورداره. مثلا مشورت پذیری تو همین سیستم‌های بالا به پایین باعث میشه که سیستم دموکراتیک تر بشه.دموکراسی فرهنگیچیزی که خیلیامون میدونیم اینه که هر چقدر سیستم سیاسی و اداری دموکراتیک‌تر باشه احتمالا پیشرفت بهتری برای جامعه اتفاق می‌افته. اما ما تو سطح فردی چه کاری از دستمون برمیاد؟ به نظرم قبل از اینکه به فکر تغییر ساختار‌ها باشیم باید یکم رو خودمون کار کنیم تا رفتارمون دموکراتیک‌تر باشه. مثلا فرض کنید که شما مدیر یه بخش اداری هستید. در صورتی که به نظر کارمنداتون اهمیت بیشتری بدید هم اداره پیشرفت بیشتری می‌کنه هم اینکه کارمند‌ها انگیزه بیشتری برای مشارکت و کارکردن دارن. چرا که خروجی خوب کار کردنشون رو بیشتر مشاهده میکنن.اما باز هم یه سطح پایین‌تر بیایم. ما تو ارتباطاتمون با خانواده و دوستانمون چقدر دموکراسی به خرج میدیم؟ به نظرم تو جامعه ما این خیلی کمه. خیلیامون این جمله رو شنیدیم : هر چی مادر و پدرت می‌گن بگو چشم. بارها خودم این جمله رو از مادرم شنیدم. هر موقع تو بحث کردن کم میاره، این جمله رو تکرار می‌کنه. Jess Zoerbخیلی وقتا دیکتاتوری که تو رفتارمون هست رو درک نمی‌کنیم. مادر فکر می‌کنه چون بچه شو خیلی دوست داره پس هر حرفی بزنه به نفع اونه. برای خود من پیش‌میاد که دوستام بهم میگن به خاطر ما این کار رو نکن. وقتی کسی رو که دوست داریم در معرض خطر می‌بینیم خیلی از این ادبیات استفاده می‌کنیم چون نمی‌خوایم براش اتفاقی بیافته. ولی یه چیز رو فراموش می‌کنیم اینکه هر کسی حق انتخاب سرنوشتش رو داره. آدما حق دارن که اشتباه کنن. چه بسا خطری که به جون می‌خرن باعث رشدشون بشه. دیکتاتوری در روابط یعنی از ابزار عاطفه استفاده کنیم و دوستانمون رو کنترل کنیم.سخت‌ترین چیز برای یه مادر اینه که دست‌های فرزندش رو رها کنه و بزاره که خودش حرکت کنه. این جمله‌ای بود که چندسال پیش از برنامه کتابباز شنیدم. گاها برای خودم پیش اومده دوستانم تصمیمی گرفتن که با تمام وجود می‌خواستم جلوشون رو بگیرم. حتی از اینکه اون کار رو انجام بدن وحشت می‌کردم. با این حال به خودم اجازه نمی‌دادم از اونها باج احساسی بگیرم. کاری که اجازه داریم انجام بدیم اینه که باهاشون صحبت کنیم و در مورد تصمیمی که گرفتن مشورت کنیم. کاری که اجازه نداریم بکنیم دستور دادنه. جمله‌هایی مثل به خاطر من این کار رو نکن. تو رو خدا این کار رو نکن. اگه منو دوست داری این کار رو نکن. مگه من برات مهم نیستم. تو نباید این کار و بکنی و ...یه دیکتاتوری دیگه که تو رفتارمون هست اینه که به جای بقیه تصمیم می‌گیریم. یکی از دوستام می‌گفت نمی‌تونه با فلانی وارد رابطه بشه چون که می‌ترسه اون رابطه از طرف اون شکسته بشه و شریکش ضربه بخوره. این دقیقا یعنی به جای بقیه تصمیم گرفتن. شاید شریکش می‌خواست اون ریسک رو به جون بخره و اون رابطه رو تجربه کنه اما دوست من اجازه این کار رو به اون نداد.فرهنگ ما پر از دیکتاتوریه. کوچیک‌ترا باید حرف بزرگترا رو گوش بدن. بچه‌ها باید حرف پدر و مادرها رو گوش بدن. آدمای تحصیل کرده اهمیتی برای حرف بقیه قائل نیستن. نظر دانشجو برای استاد اهمیتی نداره. و از همه بدتر اینه که ما فرهنگ بحث کردن نداریم. وقتی داخل یه بحث می‌شینیم می‌خوایم هر طور شده حرف خودمون رو به کرسی بشونیم. وقتی طرف مقابل استدلال میاره رگ گردنمون باد می‌کنه و خونمون به جوش میاد. اون نمودار‌های هرمی اول مقاله رو در نظر بگیریم. با هر کسی که بحث و مشورت می‌کنیم انگار یه یال دوطرفه به گرافمون اضافه می‌کنیم و اونو از حالت بالا به پایین بودن خارج می‌کنیم.آخر مقاله مو سعی می‌کنم با چندتا پیشنهاد ببندم. تو بحثا گوش شنواتری داشته باشیم. بحث کنیم تا یاد بگیریم و اعتبار عقیده‌مون رو بسنجیم نه اینکه بخوایم حرفمون رو به کرسی بشونیم.مشورت پذیر باشیم. اینه که تو یه زمینه تخصص بیشتری داریم دلیل نمی‌شه تو همه زمینه‌ها درست تصمیم بگیریم. این که سن بیشتری داریم دلیل نمیشه از کوچیک‌ترهامون دانش بیشتری داشته باشیم. اگه مدیر هستیم با کارمندانمون و اگه استاد هستیم با دانشجو‌هامون مشورت کنیم.به بقیه اجازه تصمیم گرفتن و یا حتی اشتباه کردن بدیم. از ابزار عاطفه برای کنترل کردن دوستانمون استفاده نکنیم. حتی اگه یه مادر هستیم اجازه نداریم به جای فرزندمون تصمیم بگیریم. از شریک زندگیمون توقع نداشته باشیم که همه تصمیم‌هاشو بر اساس نظر و خواست ما بگیره.اگه کسب و کار خودمون رو داریم و یا سرگروه یه تیم داوطلبانه هستیم یا یه گروه برای مطالعه ایجاد کردیم، ساختار رو دموکراتیک بچینیم.</description>
                <category>سبحان احمدیان مقدم</category>
                <author>سبحان احمدیان مقدم</author>
                <pubDate>Sun, 04 Dec 2022 21:02:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ستایش به سبک فردوسی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47335237/%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%DB%8C-dwty1erf7def</link>
                <description>خیلی وقت پیش یکی از استادهام از منظم بودن فکر کردنم تعریف کرد. این تعریف همیشه توی ذهنم موند و باعث شد هر موقع به مسئله‌ای فکر می‌کنم سعی کنم نحوه فکر کردنم رو منظم‌تر کنم. در واقع این تعریف مثل یه پند عمل کرد که همیشه با من بود و چون باهاش تمجید شده بودم با یک شیرینی تو ذهنم نقش بسته بود.فردوسی وقتی قصد تقدیم کردن شاهنامه به سلطان محمود غزنوی رو می‌کنه، ابیاتی در ستایش سلطان و یارانش در سرآغاز شاهنامه قرار میده. وقتی این ابیات رو می‌خوندم برام جالب اومد که فردوسی در بین این ستایش‌ها ابیاتی رو گنجونده که بیشتر جنبه پند دارن. به عنوان مثال در ستایش خود سلطان از شجاعت و وفاداریش تمجید می‌کنه:به بزم اندرون آسمان وفاستبه رزم اندرون تیزچنگ اژدهاستدر جای دیگه از فروتن بود در عین قدرت و مهربان بودن در عین جنگ‌آوری ستایش می‌کنه:نه گندآوری گیرد از تاج و گنجنه دل تیره دارد ز رزم و ز رنجهمه می‌دونیم که سلطان محمود نه فروتن بوده و نه مهربون و از همه بهتر خود فردوسی این رو می‌دونسته اما با این نوع تمجید سعی در اصلاح سلطان کرده.فردوسی در ادامه از سپهدار طوس سخن میگه و جوانمردی اونو ستایش می‌کنه:ببخشد درم هر چه یابد ز دهرهمی آفرین جوید از دهر بهرزیر بقل هر کی چنین هندونه‌ای بزاری یه قهوه مهمونت کرده :)البته که تعریف بیش از حد از کسی ممکنه ایجاد غرور کنه اما اگه درش افراط نشه می‌تونه تاثیر خیلی مثبتی داشته باشه. </description>
                <category>سبحان احمدیان مقدم</category>
                <author>سبحان احمدیان مقدم</author>
                <pubDate>Thu, 31 Mar 2022 08:34:25 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>