<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Nima Bahriyeh Jahrom</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_47378344</link>
        <description>✍🏻🎬🎭</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 07:40:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3442015/avatar/G1i37d.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Nima Bahriyeh Jahrom</title>
            <link>https://virgool.io/@m_47378344</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقد فیلم «در آغوش درخت»</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47378344/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%BA%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA-xpq7fgliqkbi</link>
                <description>فیلمی پر از حرف و معنا  ! به نظرم این بهترین چیزی است که میتوان گفت . از طلاق اجباری تا اتحاد و دلبستگی و از نکات تربیتی تا داستانِ فشار روانی یک تعرض جنسی و ... . همه این ها را میتوان از دلِ اولین ساخته بابک خواجه پاشا بیرون کشید . اما فضای ظاهری فیلم پر از امید است و از امید آغازین فیلم به امید پایانی فیلم میرسیم ، که شاید بتوان فضای کلی فیلم را به آثار مجیدی و میرکریمی تشبیه کرد .پایه و بنیان این فیلم بر طلاق استوار است ، موضوعی که کارگردان بر روی آن دست گذاشته است واقعا در این سالها فشار زیادی را بر جان خانواده ها انداخته است ، طلاقی که طرفینِ بحث شاید از ته دل راضی نباشند اما کارشان به طلاق کشیده باشد . اما ریشه این طلاق چیست ؟! داستان یک تعرض جنسی قدیمی در پانزده کیلومتری شهر و پیدایش یک فوبیا و جلوگیری از خروج آنها از بیش از آن فاصله از جاده که اصطلاحا به آن فوبیای فاصله می گویند . خب این یعنی مادر خانواده راضی به طلاق و از هم پاچیده شدن خانواده خود شده است اما به دلایل مختلفی مثل فشار  روحی و ترس از آبرو و ... از بازگویی این اتفاق ، حتی به همسر خود امتنناع کرده است .اما در نکات تربیتیِ فیلم ؛ شاهد دو پسر بچه وابسته به هم هستیم که از همدیگر جدانشدنی هستند و به واسطه طلاق به ناچار یکی از آنها با پدر و دیگری باید زندگی خود را با مادرش ادامه دهد . علیرغم اینکه این کار اساسا ضربه روانی بدی به کودک وارد میکند ، اما راه هایی وجود دارد که این ضربه و فشار روحی را به حداقل می رساند اما در این فیلم شاهد والدینی هستیم که فارغ از هر چیزی زندگی خودشان برای خودشان پر اهمیت ترین است و همین باعث میشود که مثلا والد یا والده فقط به کودکی که بعد از طلاق میخواهد با او زندگی کند ، محبت بیشتری داشته باشد و کم کم کودک دیگر را از زندگی خود کمرنگ تر کند و این امر سبب ریشه سازی خاطرات بد در ذهن کودک می شود . حتی این مسئله که به صراحت طلاق والدین را به اولاد بازگو کنیم خود نیز غلط است چرا که همه اینها روش هایی مخدوش و از کار افتاده است و باعث میشود که در گوشه ذهن کودک با آن سن کم همه این ها نقش ببندد .اما می خواهم به سراغ اسمِ فیلم بروم  ؛ اسمی که به درستی و به نظر بنده با وسواس انتخاب شده است که این قابل تشویق است . فارغ از صرفا این فیلم ، هرفیلمی را که ما ببینیم در اخر فیلم باید فهمیده باشیم که چرا اسم فیلم را اینگونه گذاشته اند و اگر نفهمیدیم قاعدتا فیلم را متوجه نشدیم . اما در اکثر فیلم ها اسم را یا تحت عنوان موضوع اصلی و یا تحت عنوان یک کلمه در دیالوگ میگذارند لکن اسمی که در این فیلم با آن رو به رو هستیم ، اسمی است که با دو معنی می شود آن را فهمید . اول آنکه در سکانس پایانی فیلم ما شاهدِ صمیمی شدن و جریان عشق در خانواده هستیم که همه اینها در زیر یک درختِ بزرگ اتفاق می افتد و اصطلاحا می شود به آن در آغوش درخت گفت اما مورد دوم برای من جذاب تر است . در صحنه ای از فیلم پدر خانواده به مادر خانواده عنوان درخت را اختصاص می دهد و از آنجایی که اساسا فرزندان در آغوش مادران رشد می کنند ، نام در آغوش درخت در ذهن ما تداعی می شود که به نظر بنده با توجه به پوستر فیلم ، منظور کارگردان نیز همین امر بوده است .در اینجا میخواهم به یک فرم از فیلم اشاره کنم و کارگردان را تحسین کنم . در سکانسی که به پدر خانواده خبر گم شدن فرزندان را می دهد و ایشان با عجله به سمت ماشین میرود ، شیشه ای پر از گلاب است به روی گل ها می افتد و به صورت تدریجی خالی میشود . یک سکانس فوق العاده و یک مفهوم زیبا ، فرزندان را شیشه عمر والدین در نظر میگیرد که نشکستند اما از فشار و اضطراب روحی در حال تمام شدن هستند که قطعا با تفکر و تعقل این سکانس ضبط شده است .فیلم برداری این فیلم یک فیلم برداری معمولی است اما نقصی ندارد و حتی در جاهایی مثل زیر باران بعضا قطرات ریز را بر روی لنز مشاهده می کنیم که این صحنه را طبیعی تر کرده است ولی در بعضی از نقاط فیلم میشود به قاب بندی و زاویه دوربین ها اشاراتی کرد . موسیقی متن بر جای خود قرار دارد اما جاهایی واقعا میزان استفاده از موسیقی زیاد میشد و بعد از آن سریع کنترل میشد و در کل  تکنیک های خلق تصویر در آن معمولی و رو به بالا بود.  در رابطه با بازیگران مجموعه نیز باید گفت که به درستی انتخاب شدند و احساسات شخصی آن ها دقیقا به مخاطب القاء میشد . به جز بازیگران بزرگسال ، بازیگران کودک هم نیز نقش خود را به درستی ایفا کردند و مخاطب را با خود به هر سمتی که آنان میخواستند می کشیدند.در مجموع من محتوای فیلم را جلو تر از تکنیک و فرم میدانم.  ✍🏻 نیما بحریه جهرمی </description>
                <category>Nima Bahriyeh Jahrom</category>
                <author>Nima Bahriyeh Jahrom</author>
                <pubDate>Fri, 16 Aug 2024 16:59:19 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>