<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی امانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_478795</link>
        <description>زندگی...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:02:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>علی امانی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_478795</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فرهنگ سازمانی تا استخوان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_478795/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AB%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-iya71yygbxin</link>
                <description>همکاران  اثرگذار فرهنگ سازمانی میسازندمحیط کاری هر سازمانی نشأت گرفته از آدم های است که اون رو ساختن و حفظ کردن ،مثل DNAما آدما که توی جز جز بدنمون وجود داره و ریشه در پدر و مادران مون داره ،ممکنه سال های سال از خروج یک فرد در سازمان بگذره ولی همچنان بذر فرهنگی که اون فرد کاشته در سازمان باقی بمونه ،مهم اثر گذاریه اون شخصه و جالب این جاست که حتی بخشی از خرده رفتار ها و هنجار های اون فرد هم در همکارانش باقی خواهد موند .دما که توی جز جز بدنمون وجود داره و ریشه در پدر و مادران مون داره ،ممکنه سال های سال از خروج یک فرد در سازمان بگذره ولی همچنان بذر فرهنگی که اون فرد کاشته در سازمان باقی بمونه ،مهم اثر گذاریه اون شخصه و جالب این جاست که حتی بخشی از خرده رفتار ها و هنجار های اون فرد هم در همکارانش باقی خواهد موند .19سال پیش که نوجوان بودم اولین تجربه کاریم به وجود اومد (یه شرکت تبلیغاتی) مدیر عامل یه مرد ۴۰ساله جا افتاده بود که منو جای برادر کوچیکش میدونست ،به طرز خاصی نصیحت میکرد ،به طرز خاصی میشنید ،به طرز خاصی صحبت میکرد،حتی به طرز خاصی سیگار میکشید و به طرز خاصی ارزش قائل بود...و من لذت می‌بردم از این که  برای این مرد کار میکنم سال ها از اون زمان گذشته ولی همچنان خرده رفتار های اون مرد رو حمل میکنم ؛ در واقع انسان های که ما دوستشون داریم یا قبولشون داریم (پدر مادر رفیق همکار )  هرکدام یک سری نگرش ها و رفتار ها رو به ما هدیه دادند و در طول زمان این رفتار ها رقیق شدند ترکیب شدند و شخصیت و رفتار ما رو شکل دادند.در دل یک سازمان فرهنگی شکل خواهد گرفت که برگرفته از رفتار ها و نگرش افراد اثر گذار اون محیطه ،این رفتار ها در دیگران القا میشه و آنقدر تکرار میشه که در نهایت یه فرهنگ سازمانی رو میسازه (به همین خاطره که فرهنگ سازمانی یک شبه عوض نمیشه) و خب سوال پیش میاد که چه کسانی اثر گذار ترند ؟  احتمالا آدم هایی که ارتباط بیشتر و عمیق تری  ساختن و همچنین اعتماد به نفس بیشتری دارند ؛ اعتماد به نفس در سازمان ها ممکنه از جایگاه شغلی بالا ،خفن بودن مهارت ها و یا کم بودن حقوق ناشی بشه  که امیدوارم هیچوقت سومی نباشه. پس باید در انتخاب سه دسته آدم خیلی دقت کرد  اولی مدیران و افراد رده بالای سازمان (رفتار مستقیم شون که قطعا اثر داره و حتی رفتار های ناخودآگاه شون هم اثر زیادی می‌زاره)دوم افرادی که به راحتی نمیشه جایگزین کرد و آچار فرانسه بخش خودشونن (همه قبولشون دارن)سوم آدمایی که به خاطر سطح کارشون حقوق کمی میگیرن و عموما ناراضی هستن علاوه بر این که آنچنان ترسی از اخراج ندارن و شهامت استعفا رو هم ندارن (البته اگر شهامتش رو داشتن شاید در سطوح بالاتری ظاهر میشدن )و البته مورد چهارم استثنا ها ...دسته سوم کارمندان ناراضی که سازمان را ترک نمیکنند</description>
                <category>علی امانی</category>
                <author>علی امانی</author>
                <pubDate>Wed, 10 Jul 2024 01:25:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارگونومی نرم افزار - طراحی انسان محور - طراحی تجربه کاربری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_478795/%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-gldzjobxv6bl</link>
                <description>در حین جنگ جهانی دوم ارگونومی تونسته بود در شاخه ارگونومی سخت افزار(ارگونومی فیزیکی) به موفقیت های خوبی برسه ابزار های خوبی طراحی کنه یا سلاح هایی بسازه که تطبیق بیشتری با سربازا داشته باشن ولی این کافی نبود...بعد از جنگ جهانی دوم و پیشرفت های تکنولوژی علل خصوص در حین جنگ سرد و پیشرفت های عظیم صنعتی آدما شروع کردن به استفاده از سیستم های جدید ماشینی که رابط کاربری چندان جذابی نداشتن همچیز در کد ها با فونت و فرمت های ماشینی خلاصه میشد ( خطا ها زیاد بود و حوصله آدما زود سر میرفت و نمیشد از آدمای معمولی انتظار داشت از چنین سیستم هایی استفاده کنن).اینجا بود که کم کم روانشناسی و فهم رفتار انسانی در حین استفاده از سیستم ها اهمیت پیدا کردبا ورود روانشناسی به ارگونومی شاخه جدیدی به وجو اومد که امروز با نام ارگونومی شناختی میشناسیمش با کمک این علم جدید ارگونومیست ها و طراحان در صنعت هوا فضا و ساخت پنل های مدیریت و کنترل نیروگاهی  تونستن مشکلات زیادی رو حل کنن (مشکلاتی که ریشه در بایاس های ذهنی داشت)و به طور کلی خطا هایی که قبل از این به انسان ها نسبت داده میشد از یه برهه زمانی به بعد تحت عنوان خطای سیستم یا طراحی سیستم و یا طراحی شناخته شد . برای حل این مشکلات طراحان تلاش کردند که در صفحات کنترل هواپیما ها و اتاق های کنترل تغییراتی اجرا کنن مثلا دسته بندی کردن نشانگر های مشابه و اضافه کردن آیکون به صفحات کنترل که بعد ها به صورت کاملا گرافیکی دراومد . در فضای  IT  هم براساس تجربیات و اصولی که از قبل در این زمینه وجود داشت گرافیست ها شروع کردن به طراحی آیکون ها و حرفه ای به وجود اومد به نام طراحی رابط کاربری  ولی فضای اینترنت و اپلیکیشن ها هر روز گسترش پیدا میکرد و برای کمپانی های بزرگ مهم بود تا مشتریانشون بیشتر از محصولات اون ها استفاده کنن پس گرافیست ها و ارگونومیست ها و طراحان دور هم جمع شدند و حرفه ای رو خلق کردند به نام طراحی تجربه کاربری یا طراحی انسان محور .یکی از حوزه های کاری یک طراح انسان محور بهبود تجربه کاربریه!علم ارگونومی تا اینجا به سه شاخه مختلف تقسیم شد (به طور کلی به چهار شاخه تقسیم میشه )ارگونومی فیزیکال یا سخت افزار ارگونومی شناختی ارگونومی نرم افزار یا طراحی انسان محور یا طراحی تجربه کاربری ولی این پایان راه نبود چرا که مشکلات بیشتری در دنیا وجود داشت که ارگونومیست ها باید اون ها رو رفع میکردند در نوشته بعدی درباره  ارگونومی سازمانی بخوانید.</description>
                <category>علی امانی</category>
                <author>علی امانی</author>
                <pubDate>Tue, 22 Feb 2022 13:26:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارگونومی-عوامل انسانی-طراحی انسان محور</title>
                <link>https://virgool.io/@m_478795/%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1-ww0tmdnqwici</link>
                <description>جنگ عامل اصلی پیشرفت ابزار ها و علوم مختلف بوده مثلا در جنگ جهانی  رشته عمران به وجود اومد تا بتونن سنگر های بهتر بسازن و علوم فنون هوایی مدون تر و منظم تر شد و پیشرفت های عظیمی داشت .در جریان جنگ جهانی اول انسان ها ناچار بودند با سلاح ها هماهنگ بشن و این هماهنگی انسان با ماشین یا محیط اطراف منجر به حوادث و خطا هایی میشد؛ دلیل این خطا ها که عمدتا منجر به کاهش بازده سربازان و مرگ اون ها یا شکست میشد عدم توجه به عوامل انسانی بود .ما انسان ها محدودیت هایی داریم که در قالب عوامل انسانی اون ها رو میشه درنظر گرفت (محدودیت های فیزیکی  - روانی - شناختی)مثلا :ما آدما زود حوصله مون سر میره ما آدما محدوده حرکتی و فیزیکی محدودی داریم ما آدما توان و انرژی محدودی داریم ما آدما برای فهم موضوعات جدید نیاز به تشبیه داریم ما آدما حافظه کاری محدودی داریم ما آدما تمرکز محدودی داریم ما آدما برای انجام کار ها نیاز به انگیزه داریم ما آدما میترسیم ما آدما تعصب داریم و دیر تغییر میکنیم ما آدما قضاوت های نادرستی میکنیم  و...در خلال جنگ جهانی دوم آمریکایی ها به انگلیسی ها توپ های جنگی فروختن که برای ابعاد بدنی سربازان آمریکایی ساخته شده بود و خب نتیجه مشخص بود انگلیسی ها نمیتونستن به خوبی از این توپ ها استفاده کنن(احتمالا اگر تو ارتش خدمت کرده باشید سلاح ژ3 رو دیدید حستون نسبت بهش چی بود ؟) همین وضعیت در مورد هواپیما ها هم برقرار بود؛ خلبانان خیلی زود کشته میشدند و لازم بود افراد بدون تجربه جای اون ها رو بگیرن و مدت آموزش این افراد باید کوتاه میبود  پس مهندسین و متخصصین ارگونومی دور هم جمع شدن و علت خطاهای پیش اومده رو بررسی کردند اونا متوجه شدند که خلبان در شرایطی که حافظه کاریش اشغال شده (قانون میلر) ممکنه دکمه هارو اشتباه استفاده کنه  و تصمیم گرفتن فضای داخلی هواپیما ها -دکمه ها - نشانگرها و ... رو بر اساس پیشفرض های ذهنی آدم های معمولی بسازن( یک از کارهایی که انجام شد اضافه شدن توضیحات به صورت شکل در کنار کلید ها بود -مثلا کلیدی که چرخ رو باز و بسته میکرد درکنارش یک علامت چرخ اضافه شد یا کلید چرخ رو به قسمت پایین صفحه کلید منتقل کردند و...) در طی سال های بعد هم این پیشرفت ها ادامه پیدا کرد تا این که علم ارگونومی(فیزیکال-سخت افزار) به نهایت خودش رسید .ارگونومی یا عوامل انسانی یا طراحی انسان محور اسامی مختلفیه که این رشته در کشور های مختلف جهان باهاش شناخته میشه .تا اینجا ارگونومیست ها تونستن روش هایی پیدا کنن که ابزار ها و وسایل از لحاظ روانی و فیزیکی منطبق با ما آدم ها باشه .اما این انتهای کار نبود ... ظهور اینترنت و فضا های کاری سازمانی گسترده نیاز های جدیدی رو به وجود آورد که برای برطرف کردن این نیاز ها متخصصین ارگونومی باید دست به کار میشدن .در مقاله بعدی من درباره ارگونومی نرم افزار بخوانیدچیزی که امروزه بهش میگیم تجربه کاربری... </description>
                <category>علی امانی</category>
                <author>علی امانی</author>
                <pubDate>Mon, 21 Feb 2022 12:23:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسئولیت استخدام و استخدام مسئول</title>
                <link>https://virgool.io/@m_478795/%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84-pl9qfmurjtfp</link>
                <description>همونطور کالینز در کتاب خودش(از خوب به عالی)  اشاره میکنه  برای تبدیل شدن یک سازمان به عالی ،ابتدا افراد لایق باید روی صندلی ها بشینن و بعد میتونیم مسیر حرکت سازمان رو مشخص کنیم !یکی از چالش برانگیز ترین قسمت های یک بیزینس استخدام افرادیه که بتونن قسمتی از بار مشکلات و سختی ها رو به دوش بکشن ، اصولا فرآیند های استخدام در هر شرکت به طور اختصاصی طراحی و برنامه ریزی میشه و در طی این فرایند افرادی به عنوان استخدام کننده وجود دارن که احتمالا باید توانایی ها و تجربیات بالایی داشته باشند ! اما ... در نهایت همین مصاحبه کننده های با تجربه هم مرتکب اشتباه های فاحشی میشن که میتونه اثر عمیقی بر عملکرد سایر اعضا داشته باشه ! این اشتباهات غالبا قابل جبران نیستن و میتونن یک بیزینس خوب رو در طول زمان نابود کنن!نکته جالب تر این که تجربه بیشتر، الزاما نمیتونه کمکی به رفع این اشتباهات کنه چرا که این انتخاب های نادرست ناشی از ناخداگاه هستن ،ناخداگاه غیر قابل کنترله و یک مصاحبه کننده ممکنه  فردی رو با توانایی های ناکافی استخدام کنه که در نهایت روی عملکرد تمامی اعضا تاثیر میزاره، این تاثیر میتونه از تخریب فرهنگ سازمانی تا جنگ های قبیله ای درون سازمانی پیش بره ! سوال اصلی که ذهن رو درگیر میکنه اینه که چرا از ابتدا یک استخدام اشتباه انجام میشه ؟برای این سوال جواب های متعددی وجود داره ( مثلا کمبود نیرو ، زمان نا مناسب برای استخدام و یا....) اما جواب اصلی  چیزی نیست جز ناخداگاه ، فروید درنظریات خودش اعتقاد داشت که خیلی از رفتار ها ناشی از کودکی ماست با این تصور که هشتاد درصد از شخصیت ما تا سن هشت سالگی و بیست درصد باقی تا سن هجده سالگی تکمیل میشه ! نکته ترسناک اینکه، ما درواقع خیلی از انتخاب های سی یا چهل سالگیمون رو در سن هشت سالگی انجام دادیم ، و رفتار ما متشکل از مجموعه ای از همین انتخاب هاست !برای مثال؛ کسی که دوران کودکی سختی رو پشت سر گذاشته (کودک کار ، مثل من )، احتمالا با دیدن هر فردی شروع میکنه به وزن کردن ، البته همه ما آدم ها این کار رو در ناخداگاهمون میکنیم ولی چنین فردی(کودک کار) بر اساس معادلات و ارزش های نا متعارف این کار رو انجام میده ! این ارزش ها و معادلات نا متعارف و نا هماهنگ با خواسته های کاری و فرهنگ سازمانی جایی خودش رو نشون میده که فرد مصاحبه کننده بین جنسیت افراد و یا سطح طبقاتی اون ها و...تفاوت قائل بشه ( مثلا، چیزی که باید مورد توجه قرار میگرفته توانایی های فردی بوده ،بدون این جنسیت و یا سطح طبقاتی فرد مهم باشه ؛ اما در نهایت خروجی برعکس شده ) مثال های از این دست خیلی زیاده و در همه سازمان ها و شرکت هادیده میشه !در این مورد احتمالا فرد استخدام کننده به اشتباه خودش پی نمیبره ... و افراد دیگر موجود در سازمان باید فیدبک هایی در این مورد به فرد استخدام کننده یا منابع انسانی بدند ! در این بین لازم  به نظر  میرسه که منابع انسانی شرکت اطلاعات افراد استخدام شده  و اخراج شده رو  از قبل جمع آوری کنه ( چه شخصی با چه شخصی مصاحبه کرده و چه شخصی چرا اخراج شده ) و درنهایت فیدبک مناسبی به فرد استخدام کننده بده تا در استخدام های بعدی روند بهبود پیدا کنه !</description>
                <category>علی امانی</category>
                <author>علی امانی</author>
                <pubDate>Sun, 10 Jan 2021 21:28:28 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>