<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فسیل</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_47917743fosil</link>
        <description>بی سوادی گر خطای من یکیست؟
 بی قلم، دانم  نشان  از برده گیست</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 05:14:32</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1407420/avatar/S4bmNd.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فسیل</title>
            <link>https://virgool.io/@m_47917743fosil</link>
        </image>

                    <item>
                <title>باز امشب در کنارِ سایه ام</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47917743fosil/%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%D8%B4%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1%D9%90-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%85-lvcgmp2x0fw1</link>
                <description>(سایه(سایه ای بنشست زیر پای سایه امسایه ام تاریک و من بی طاقتمسایه ام تا صبح فردا با منستسایه ام را دوست دارم مثل یک همسایه استسایه ام را سر به سر تنها اگر تنها شومباز سایه می‌گردد تمام  ، سایه امسایه ام روزی بشد چتر  چمندر چمن  من هستم  ویک جرعه غم</description>
                <category>فسیل</category>
                <author>فسیل</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jun 2026 20:59:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انقلابی درپیش اشت،سیاه و سفید هم ندارد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47917743fosil/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-%D9%88-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D9%85-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-fr4vy7hofpkx</link>
                <description>(انقلاب آزادی)انقلابی بدست تمام مردم دنیا برای؟؟؟؟؟؟ابتدا بخود دانیم که.واژه **«انقلاب»** در لغت به معنای دگرگونی، پویه، بازگشت یا واژگونی است. اما وقتی صحبت از انقلاب به عنوان یک **«حق‌طلبی در عرصه اجتماعی»** می‌شود، ابعاد عمیق‌تر و سیاسی‌تری پیدا می‌کند.اما ور اینجا به صرف انقلاب مدنی صدق میکنددر اینجا معنای آن را از دو منظر بررسی می‌کنیم:### ۱. تعریف ساختاری (آنچه رخ می‌دهد)از نظر علوم سیاسی، انقلاب یعنی یک **تغییر بنیادین، سریع و رادیکال** در ساختارهای قدرت، نظام سیاسی، اقتصاد و گاهی فرهنگ یک جامعه. برخلاف «اصلاحات» که سعی می‌کند سیستم موجود را با تغییرات تدریجی بهبود ببخشد، انقلاب قصد دارد «اصلاً سیستم را عوض کند».### ۲. تعریف ماهوی (انقلاب به مثابه حق‌طلبی)وقتی شما می‌گویید انقلاب یک «حق‌طلبی» است، در واقع به **نیروی محرکه** آن اشاره دارید. در این نگاه، انقلاب صرفاً یک آشوب نیست، بلکه واکنش مشروع جامعه به موارد زیر است:* **عدالت‌خواهی:** وقتی شکاف طبقاتی بسیار زیاد شود و حقوق اساسی افراد (مانند حق برخورداری از غذا، مسکن یا آموزش) زیر پا گذاشته شود، انقلاب شکلی از اعتراض برای بازپس‌گیری حقوق از دست رفته است.* **بازپس‌گیری حاکمیت:** اگر حاکمان از قدرت خود برای سرکوب یا منافع شخصی استفاده کنند، مردم از طریق انقلاب تلاش می‌کنند حقِ «حاکمیت مردم» و مشارکت در سرنوشت خود را مطالبه کنند.* **کرامت انسانی:** بسیاری از انقلاب‌ها ریشه در این حق‌طلبی دارند که انسان‌ها نباید تحت استبداد یا تحقیر زندگی کنند.اگر بخواهیم این دو مفهوم را ترکیب کنیم، می‌توان گفت:**انقلاب، ابزاری است که یک جامعه برای عبور از یک وضعیت «ناحق» (بی‌عدالتی، استبداد یا فشار اجتماعی) به یک وضعیت «حق» (عدالت، آزادی یا برابری) به کار می‌گیرد.**در واقع، انقلاب زمانی رخ می‌دهد که شکاف میان **«آنچه جامعه هست»** و **«آنچه جامعه بر اساس حقوق خود می‌طلبد»** به قدری عمیق شود که تغییر از درونِ سیستم‌های قدیمی دیگر ممکن نباشد.پس منتظر انقلابی عظیم به پهنای حقانیت باشید</description>
                <category>فسیل</category>
                <author>فسیل</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jun 2026 19:52:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در غروبی بی کلام</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47917743fosil/%D8%AF%D8%B1-%D8%BA%D8%B1%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-xoun8e8gryhc</link>
                <description>اگرشما جای من بودید , چه می نوشتید?نظر بدهید ،در حق من لطف کنید،،،آن‌چه در مخیله ِ ناخودآگاه شما بر می‌آید صرفا تصویری شکار شده از یک لحظه است.این منصفانه نیست ،،،،اماحس و درک این دردِوجودیِ غروبی دل انگیز در فضای نا مطلوب ارتباطی مابین .من و تو...من و همسفرم.من و هم دانشگاهیم.من با پسرم،دخترمfmبرادرم،مدرن،مادرم عنوان و دایی و خاله و عمه ،،،،،،،،،،در نبودن آنها آشکار میشودند،لحظه آهای که بهر نامی،همدیگر را در غروب حتما می‌دیدیم</description>
                <category>فسیل</category>
                <author>فسیل</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jun 2026 19:24:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعتراف به ضمیر آغاز پیروزیست</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47917743fosil/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%A8%D9%87-%D8%B6%D9%85%DB%8C%D8%B1-kibblzmfheat</link>
                <description>(هر شروعی)خودشناسی،،،،،اعتراف به ضمیرِ محضنه کفر است،نه سقوط—آغازِ جستجوستدرواقع ضمیر محضخودِ بی‌نقاب است؛آگاهیِ عریان،پیش از زبان—جایی که اعترافبه جستجو بدل می‌شوددرست خواندی عزیزم،هر شروعی یک جرأت کوچک می‌خواهد؛جرأتی که شاید کسی نبیند،اما تو می‌دانی از کجا آمده.امروز را ساده نگذران.یک قدم کوچک بردار،حتی اگر فقط یک لبخند باشد.همین قدم‌های کوچک‌اندکه روزی تو را به جایی می‌رسانندکه آرزویش را داشتی.وست</description>
                <category>فسیل</category>
                <author>فسیل</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jun 2026 13:53:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گهی مثل گور کن، گُم شدم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47917743fosil/%DA%AF%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D9%84-%DA%AF%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%86-%DA%AF%D9%8F%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%85-v8ifsk6cmdu1</link>
                <description>(گور کن)این عبارت، ترکیبی از یک ضرب‌المثل یا کنایه محلی با یک اصطلاح احساسی است که نشان‌دهنده یک وضعیت بسیار دشوار، گیج‌کننده و از دست دادن کنترل است. برای تفسیر دقیق، باید آن را به دو بخش تقسیم کرد:### ۱. بخش اول: «گهی مثل گور کن»این بخش از نظر ساختاری کمی عامیانه یا ممکن است با لهجه‌های خاص باشد، اما معنای کنایی مشخصی دارد:*   **گور (قبر):** در ادبیات و فرهنگ عامه، «گور» نماد تاریکی، سکون، ناامیدی و بی‌بازگشتی است.*   **تفسیر کنایی:** وقتی می‌گویند چیزی یا وضعیتی «مثل گور» است، یعنی آن وضعیت بسیار **تاریک، سنگین، خفقان‌آور و بی‌امید** است. *   **معنای احتمالی عبارت:** اگر منظور از «گهی» (گاهی) باشد، یعنی «گاهی وضعیت چنان سیاه و تاریک (مثل قبر) می‌شود که...». این بخش نشان‌دهنده شدتِ سختی و تیرگیِ موقعیتی است که گوینده در آن قرار دارد.### ۲. بخش دوم: «گُم شدم»این بخش بیانگر وضعیت روانی و ذهنی گوینده است:*   **گم شدن ذهنی:** یعنی از دست دادن تمرکز، سردرگمی مطلق، و ناتوانی در پیدا کردن راه حل یا مسیر درست.*   **گم شدن روانی:** یعنی احساس تنهایی، بی‌مقصد بودن و از دست دادن هویت یا معنا در میان آن تاریکی (گور).### تفسیر کلی و ترکیب دو بخشوقتی این دو را در کنار هم قرار می‌دهیم، معنای بسیار عمیقی از **«بحران وجودی»** یا **«سردرگمی در اوج سختی»** استخراج می‌شود:**«شرایط زندگی یا موقعیتی که در آن هستم، چنان سیاه، سنگین و از نظر روحی خفقان‌آور است (مثل گور)، که من در میان این تاریکی، مسیر خود را گم کرده‌ام و دیگر نمی‌دانم کجا هستم یا باید به کدام سمت بروم.»**#### این عبارت معمولاً در چه موقعیت‌هایی به کار می‌رود؟1.  **در بحران‌های روحی:** وقتی فرد دچار افسردگی یا اضطراب شدید است و احساس می‌کند در سیاهی مطلق غرق شده است.2.  **در تصمیم‌گیری‌های سرنوشت‌ساز:** وقتی مشکلات چنان روی هم انباشته شده‌اند که فرد توانایی دیدنِ راه حل را ندارد.3.  **در احساس تنهایی عمیق:** وقتی فرد در میان جمع یا در زندگی خود، احساس می‌کند در یک فضای بسته و تاریک محصور شده است.**خلاصه:**این جمله فریادِ کسی است که در میان **تاریکیِ مطلقِ شرایط**، **هدایت و جهتِ خود** را از دست داده است. این یک بیان بسیار قدرتمند از درماندگی و نیاز به نور (راهنما/امید) است.</description>
                <category>فسیل</category>
                <author>فسیل</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jun 2026 13:07:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گذر پوست،به دباغخانه خواهد افتاد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47917743fosil/%DA%AF%D8%B0%D8%B1-%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF-yeabrbhkrtja</link>
                <description>(پوست)ضرب‌المثل «گذر پوست به دباغ‌خانه خواهد افتاد» یکی از ضرب‌المثل‌های پرکاربرد و عمیق در زبان فارسی است که معمولاً برای هشدار دادن یا اشاره به سرنوشتِ ناگزیرِ افراد به کار می‌رود.برای درک بهتر، بیایید ابتدا اجزای آن را باز کنیم:### ۱. مفهوم لغوی*   **پوست:** در اینجا منظور پوست حیوان (مانند گاو یا گوسفند) است که پس از ذبح، باید به کارگاه دباغی برود تا طی فرآیندی دشوار و طولانی، به چرم تبدیل شود.*   **دباغ‌خانه:** محل کار دباغ‌ها؛ مکانی که با مواد شیمیایی و فرآیندهای فیزیکی سخت، پوست را دباغی می‌کنند تا نرم و قابل استفاده شود.### ۲. تفسیر استعاریاین ضرب‌المثل به این معناست که:*   **بازگشت به اصل یا منبع:** هر کسی در نهایت، دیر یا زود، به جایی که به آن وابسته است یا باید پاسخگوی عملکردش باشد، باز خواهد گشت.*   **عدالت و مجازات:** وقتی کسی با گردن‌کشی، تکبر یا ظلم رفتار می‌کند و تصور می‌کند که از دسترسِ قانون یا قدرتِ بالاتر خارج است، این ضرب‌المثل به او یادآوری می‌کند که روزی «مچ‌گیری» یا زمانِ «حسابرسی» فرا می‌رسد.*   **اجتناب‌ناپذیری:** یعنی نمی‌توان از مواجهه با حقیقت یا کسی که قدرتِ اصلاح یا برخورد با تو را دارد، فرار کرد. مانند پوست که نمی‌تواند از دباغ‌خانه فرار کند، چرا که هویتِ نهایی‌اش در آنجا شکل می‌گیرد.### ۳. کاربردها*   **هشدار به متکبران:** وقتی فردی از قدرت یا موقعیت خود سوءاستفاده می‌کند، به او می‌گویند: «مغرور نشو، گذر پوست به دباغ‌خانه می‌افتد» (یعنی روزی به دست کسی می‌افتی که تو را سر جای خودت بنشاند).*   **اشاره به بدهی یا تقابل:** زمانی که کسی حقِ دیگران را پایمال کرده و از زیرِ بارِ مسئولیت فرار می‌کند، به این معناست که بالاخره روزی باید با طلبکار یا فرد ذی‌حق روبرو شود.*   **صبر در برابر ظلم:** این ضرب‌المثل به مظلوم نیز نوعی تسلی می‌دهد؛ به این معنا که ظالم یا فرد خاطی، تا ابد در امان نخواهد بود و بالاخره قانون یا چرخ روزگار او را به چنگ می‌آورد.**خلاصه:**این جمله کوتاه، استعاره‌ای است از **«اجتناب‌ناپذیریِ پاسخگویی»**. به ما یادآوری می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند برای همیشه از پیامدِ اعمال خود فرار کند و هر چقدر هم کسی امروز گردن‌کشی کند، بالاخره «دباغ‌خانه‌ای» هست که او را در آنجا به بند بکشد و به سزای اعمالش برساند.</description>
                <category>فسیل</category>
                <author>فسیل</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jun 2026 12:29:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رَدِ پای خدا پیداست</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47917743fosil/%D8%B1%D9%8E%D8%AF%D9%90-%D9%BE%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA-jhufsrdpxwq4</link>
                <description>(پای خدا)¿¿¿¿¿رد پای خدا&quot; در ادبیات و عرفان معمولاً به نشانه‌ها، آثار و تجلیات الهی در جهان اشاره دارد که از طریق آن‌ها می‌توان به شناخت خداوند دست یافت. این رد پاها می‌توانند در طبیعت، در دلایل و نشانه‌های آفرینش، در تجربیات درونی انسان، در متون مقدس، و در وقایع تاریخی دیده ب وووو*   **در طبیعت:** نظم، زیبایی، پیچیدگی و شکوه خلقت، از کوچکترین ذرات تا بزرگترین کهکشان‌ها، همگی به عنوان نشانه‌هایی از قدرت و حکمت خالق در نظر گرفته می‌شوند.*   **در درون انسان:** وجدان، عقل، عشق، میل به حقیقت و عدالت، و توانایی شناخت و درک، به عنوان &quot;نفخه الهی&quot; یا &quot;آیاتی از خداوند&quot; در درون انسان تلقی می‌شوند.*   **در تاریخ و وقایع:** جریان تاریخ، امدادهای غیبی، و درس‌هایی که از سرگذشت پیامبران و صالحان گرفته می‌شود، نیز به عنوان رد پای خدا در مسیر هدایت بشر دیده می‌شود.*   **در کلام الهی:** کتاب‌های آسمانی و تعالیم پیامبران، راهنمایی‌های مستقیم خداوند برای شناخت و رسیدن به او هستند.در واقع، &quot;رد پای خدا&quot; یک مفهوم فلسفی و معنوی است که به جستجوگر کمک می‌کند تا با تأمل در پدیده‌های پیرامون و درون خود، حضور و اراده الهی را درک کند.</description>
                <category>فسیل</category>
                <author>فسیل</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jun 2026 11:41:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سکوت ، خاموشی نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47917743fosil/%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-crdrbn59tqtt</link>
                <description>(سکوت،خاموش)گاهی **سکوت**، آخرین سنگرِ دفاعیِ انسان است. سکوتی که از سرِ ناتوانی نیست، بلکه از سرِ ضرورت است. سکوتی که می‌تواند معانی مختلفی داشته باشد:۱. **سکوتِ پناه:** وقتی کلام، راهی برای حل مسئله نیست و تنها راه برای حفظِ حرمتِ خود یا آرامشِ روح، عقب‌نشینی به درون است.۲. **سکوتِ انتظار:** وقتی انسان منتظر است تا زمان یا تقدیر، چیزی را روشن کند که کلمات از تبیین آن عاجزند.۳. **سکوتِ تسلیم (به اراده الهی):** همان‌طور که در جمله اول گفتید «به خاطر خدا»، این سکوتی است که در آن فرد از اعتراض به آنچه بر او گذشته، دست می‌کشد و تنها با «سکوت» در پیشگاه حق، با او گفتگو می‌کند.در ادبیات و عرفان، می‌گویند: **«سکوت، زبانِ حق است.»** وقتی زبانِ آدم از بیانِ حقیقت یا از تحملِ رنجِ بی‌حرفی عاجز می‌شود، سکوت تبدیل به یک عبادت یا یک ایستادگیِ خاموش می‌شود.اگر این سکوت برای شما بارِ سنگینی دارد و احساس می‌کنید در این سکوت، در حالِ گذشتن از چیزی هستید، بدانید که این سنگینی، نشان از زنده بودن و حساسیتِ بالای روح شما دارد. </description>
                <category>فسیل</category>
                <author>فسیل</author>
                <pubDate>Fri, 05 Jun 2026 13:24:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر دیدی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47917743fosil/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DB%8C-flqba3zdh1lm</link>
                <description>(مخالفت)اگر دیدی،با تو مخالفت می‌کننداگر دیدی با تمام ابزار ترا احاطه می‌کننداگر دیدی زبانی زشت استاگر دیدی بیانی نا مربوط استاگر دیدی معرکه گیری الگوی محض می‌شوداگر دیدی با تو حرف نمی‌زننداگر دیدی ، ترا نمی‌بیننداگر دیدی ،سفره ای نیستاگر دیدی ، ندیدی ،مهر مهتاباگر گرم نشدی آغوش همیاراگر دیدی ،که تنها  جز خدانیستبگو یا،،حسبی اللهحسبی اللهحسبی الله</description>
                <category>فسیل</category>
                <author>فسیل</author>
                <pubDate>Fri, 05 Jun 2026 11:17:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باز میگردم بخود روزی که دیوانه شوم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47917743fosil/%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-wbd61h5tvjo2</link>
                <description>(باز)باز میگردم بخود ،روزیکه دریا زیر پازیر چشمهای باز و بسته پلک های بیشمارزیر خرواری ز ارواح خدای ماندگارزیر چتر نور خورشید یا که نم نم بوی بارباز میگردم بخود ،روزی که بارانی شودچتر بر دارم،ببینم نم نم جا پای دوستباز میگردم بخود،روزی اگر آدم شومسجده خواهم کرد با یک بیت و آیه با سلوک</description>
                <category>فسیل</category>
                <author>فسیل</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jun 2026 21:23:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکرار دیشب به سبک</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47917743fosil/%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-v0o0khpnze0r</link>
                <description>(باز)باز شب آمد و شد اول بیداریها منو،سودای غم و فکر گرفتاریهاشب خیالات و همه روز تکاپوی حیاتخسته شد جان و تنم،زین همه تکرارهاباز من تنها تر از تنهای دوستباز میگردم بخود من اندکی در خواب دوستباز من امشب .من ،سحر را طی کنمصبح می‌آید، دوباره ،من شوم بیمار دوست</description>
                <category>فسیل</category>
                <author>فسیل</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jun 2026 21:15:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه گویم،چه نگویم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47917743fosil/%DA%86%D9%87-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%85%DA%86%D9%87-%D9%86%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%85-abnubyx5thty</link>
                <description>)ببین)**«چه گویم که ناگفتنش بهتر است»**این بخش، دعوتی است به **خودسانسوریِ خردمندانه**. یعنی گاهی اوقات، در درون ما افکاری یا احساساتی شکل می‌گیرد که اگر آن‌ها را بیان کنیم، نتیجه‌اش جز پشیمانی، دلخوری، یا ایجاد مشکل نخواهد بود. این &quot;ناگفتن&quot;، نه از ترس، بلکه از **دانایی** است؛ از درکِ پیامدهای ناخواسته‌ی حرف زدن. مثلِ یک باغبان که علف‌های هرز را قبل از اینکه دانه‌پراکنی کنند، می‌چیند.**«زبان در دهان پاسبان سر است»**این قسمت، یک استعاره‌ی قدرتمند است. زبان، که ابزارِ ما برای ابرازِ وجود و ارتباط است، در این‌جا نقشِ یک **نگهبانِ وفادار** را پیدا می‌کند. این نگهبان، وظیفه‌اش محافظت از &quot;سر&quot; است. &quot;سر&quot; در این‌جا نمادِ **عقل، اندیشه، و آرامشِ درونی** ماست.*   **وقتی زبان حرفِ حساب می‌زند و سنجیده عمل می‌کند:** مثلِ یک نگهبانِ وظیفه‌شناس، از عقل و اندیشه‌ی ما محافظت می‌کند و مانعِ لغزش‌ها و اشتباهات می‌شود. زبانِ خوب، راه را برای پیشرفتِ عقل هموار می‌کند.*   **اما اگر زبان، بی‌مهار و بی‌ملاحظه سخن بگوید:** درست مثلِ یک نگهبانِ خواب‌آلود یا خائن، به &quot;سر&quot; (عقل و آرامش) یورش می‌برد و آن را به خطر می‌اندازد. حرفِ نسنجیده می‌تواند منجر به تصمیماتِ اشتباه، از دست دادنِ موقعیت‌ها، و ایجادِ آشوب درونی و بیرونی شود.**در مجموع، این بیت به ما می‌آموزد که:**تواناییِ سخن گفتن، یک موهبت است، اما **تواناییِ سکوت کردن در زمانِ مناسب، و سخن گفتن با دقت و اندیشه، موهبتی بزرگ‌تر** است. زبان، اگر تحتِ فرمانِ عقل باشد، بهترین یارِ ماست؛ اما اگر از آن سرکشی کند، می‌تواند بزرگترین دشمنِ ما باشد. پس باید با دقت، آن را هدایت کرد تا پاسدارِ اندیشه‌ی ما باقی بماند، نه ویرانگرِ آن.به بیانِ ساده‌تر: **فکر کن، بعد حرف بزن؛ گاهی هم حرف نزن!**</description>
                <category>فسیل</category>
                <author>فسیل</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jun 2026 20:40:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماندگار است یاد دوست</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47917743fosil/%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-mhi9po9ertdl</link>
                <description>(دوست)در میان دوستات هم خوب بودگاهی اوقات می‌رسیدیم تا بدوستمی‌نشستیم در کنار  بوته ای تنها و سبزمی‌شنیدیم ،هرچه  هست...گاهی اوقات می‌شنیدیم، حرف مُفتگاهی اوقات ،می‌رسیدیم، تا بحقدر کنارِ دوستان هم خوب بودگاهی اوقات می‌رسیدیم تا بحقگاهی اوقات می‌شدیم، سرمست و مستگاهی اوقات ،گریه میکردیم که رفتگاهی اوقات می‌شدیم یک بوستان.گاهی اوقات در فراق دوستان</description>
                <category>فسیل</category>
                <author>فسیل</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jun 2026 20:25:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتشاراتم تماما  مال تو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47917743fosil/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%85-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D9%88-d6e5yapbepmc</link>
                <description>(انتشارات)چون در اینجا فرصت بودن بشدچون سوادم سوی یاران گم بشدچون برای فرصت دیدار دوستچون قلم باید نوشت و کُر بشدچون بدیدی ،رفته ای از یاد هوشچون شوی مجنون و عاشق غم نبودچونچونچونچون،نویسم فرصت دیدار بودتا شنیدم،فرصتت با من نبودراز تو با من چه بوده در کنارِ تار و پودتارو پود بی من چرا آید بکار خواب توگر چه من بیمار ر و مستم ،مال توستگر چه تو بی حوصله اقتاده ای در آب حوضمن فقط بیمار درد خال آن بابا شومبس که در نام تو آغشته نوشته نام من</description>
                <category>فسیل</category>
                <author>فسیل</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jun 2026 20:08:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای علی( ع)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47917743fosil/%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B9-coywmi8r89ht</link>
                <description>)امشب(یا علی،امشب ،من و شرمندگی.با یکی خودکار و کاغذ در تهیخود تهی ،کاغذ تهی خودکار هم رقصد تهیچون تهیدستان ،نوشتیم و سرودیم ،یاعلییا علی ،درپیشگاه حضرتت،آنچه باید من بگویم یاعلی ستچون علی باشد، قلم پُر گفتگوستچون علی ،خود .جوهری دُر گفتگوستچونکه یادت میشود،تسکینِ دلمن بمیرم، نی بسوزد ،دل شود شمع خجلیا علی،</description>
                <category>فسیل</category>
                <author>فسیل</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jun 2026 18:53:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خدایا بیا لحظه ای مکث کن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47917743fosil/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%A7-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D8%AB-%DA%A9%D9%86-fnsk1vc6gcqn</link>
                <description>(لحظه های)خدایا بیا لحظه ای صبر کنبیا لحظه ای مثل من مکث کنبیا تا بگویم ،چگونه  گذشتهمه میدویدند،یکی بر نگشت یکی صبح خیزد برای غروب،،،یکی مشغله اش یک دعای دروغیکی مثل تو بی‌کس و بی گمانیکی مثل من بی نشان و مکانیکی در سحر منتظر بهر دوستیکی بی سحر می‌رسد تا بدوستخدایا ببین تا کجا آمدیمبدنبال تو تا زمین آمدیمبدنبال تو ما شدیم ریز ریز.شدیم شعله ور در مسیر کثیفگهی ،خر شدیم، تا زنیم خرمنی.گهی سگ شدیم،تا بیاییم  کسیگهی مثل باران رطوبت شدیمگهی برف بودیم،چو آدم شدیمگهی زیر گرمای خورشید و ماهگهی تا ابد ما سیاهی شدیمفقط فکر بودن در این روزگاربدانم که قبل از رسیدن ،زنیم ما بکوه</description>
                <category>فسیل</category>
                <author>فسیل</author>
                <pubDate>Wed, 03 Jun 2026 19:54:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سکوتم شکست،لحظه ای در سکوت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47917743fosil/%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%85-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-qn0xv0rc7xwh</link>
                <description>اگرسکوتم شکست لحظه ای در سکوتسکوتم که هر شب مرا می ربودسکوتی پر از معنی بی بدیلخدایا منم،، زنده،گشته ذلیلهر از گاهی آبی بریزم بخودهرازگاهی دودی کشم من بخودهرازگاهی مثل صدای سکوتصدایی شنیدم که می‌گفت اوفتصدای. خدای بقل دستی اموگرنه خدا هیج چیزی نگفت</description>
                <category>فسیل</category>
                <author>فسیل</author>
                <pubDate>Wed, 03 Jun 2026 19:07:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من به بهشت نمیروم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47917743fosil/%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%85-b3gucbuypjeh</link>
                <description>(بهشتی در منست)درست خواندی.منبهبهشت نخواهم رفتاگر همسرم آنجاباشدبدیدم خودم را درون شبیدرون سیاهی و روی مَهیبدیدم خودم را درون خودمخودم رفتم از یاد ودیدم کَمَموضویی گرفتم برای حریفحریفم خدا بودو گفتم خفیفبگفتم خدایا ببین تا کجاکه باید روم بی سرو بی صداسکوتم به معنای اصلی سکوتسکوتم تماما سکوتیست سکوتسکوتی میان من و پنجرهسکوتی چو زندان بی‌واسطه</description>
                <category>فسیل</category>
                <author>فسیل</author>
                <pubDate>Wed, 03 Jun 2026 18:50:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سخنی کوتاه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47917743fosil/%D8%B3%D8%AE%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-gtpeemerqdkl</link>
                <description>برای مرتبطین ویرگولبنام قلم.سلام،من انسان و نامی فعال ندارم.اگر نامم را بپرسید، سکوت خواهم کرد  .فکر می‌کنم. هزارو شصتمین عمر سال خودم را نبینم،ابتدا از اینکه در فقدان یک تحصیلات عالیه و قافیه دار،و در واقع بی قافیه وارد حریم نویسندگی شده ام .پوزش میخواهم.از اینکه برای شهود و آگاهی مینویسم،خرسندم.حتی اگر همه ی مردم دنیا مرا بیاد نیاورند...از اینکه برای تصویر سازی نوشتار خود از واژه هایی استفاده میکنم و مثلا مثلا یک بقالِ نقال که می‌کوشد خودش را منصف تعریف کند،صرافا یک تصویر وجودی است .درواقع مقید به این هستم کهبیسوادی گر خطای من یکیست؟بی قلم دانم نشان از بردگیستای قلم نمره ی انشائم چندکه بگویم بدهند اندک پندکه همه هستی ما ، بهر اجماع و دعاز پی یاری نیست ،اگرم هست مگر فاصله ها حائل نیستمن قلم نیستم و بهر قلم میرقصمبهر آندوست,که تا بود،همه بودن بوددانی که چیست؟در شبی،،</description>
                <category>فسیل</category>
                <author>فسیل</author>
                <pubDate>Wed, 03 Jun 2026 18:22:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>احمقها به بهشت نمیروند</title>
                <link>https://virgool.io/@m_47917743fosil/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D9%82%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-mqfbpqpeuwcy</link>
                <description>(خودت را به احمقی نزن)کوتاه،،،مختصر،،،مفید)  اینکه؟«دانایی نه در دانستنِ بسیار، که در یافتنِ معنایِ هر دانستن است. آنکه می‌داند چگونه از آموخته‌هایش بهره گیرد،داناست ،ونه آنکه صرفا انبوهی از دانش را بر دوش می‌کشد</description>
                <category>فسیل</category>
                <author>فسیل</author>
                <pubDate>Tue, 02 Jun 2026 22:58:47 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>