<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Sonia haghi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_49838996</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:25:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>Sonia haghi</title>
            <link>https://virgool.io/@m_49838996</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقش آلمان در جنگ ایران و عراق با ارائه مدرک</title>
                <link>https://virgool.io/@m_49838996/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%87-%D9%85%D8%AF%D8%B1%DA%A9-x9unnoxnxkk9</link>
                <description>جنگ ایران و عراق یکی از پیچیده ترین جنگهای جهان و منطقه بود و ما اکنون در شرایطی قرار گرفتهایم که لحظه به لحظه اسرار و ناگفته هایی از این جنگ منتشر می شود. بخشی از حقیقت، درون جنگ ماست و بخش دیگر آن در دست 62 کشوری است که چرخ های ماشین جنگی عراق را روغن می زدند.مقام نخست آلمان در توسعه تسلیحات شیمیایی عراقتیمر من محقق و نویسنده امریکایی:شرکت آلمانی کارل کولمب سر انجام 2 خط تولید سلاح شیمیایی جداگانه به نام احمد،محمد،عیسی، عانی، « مدای و قاضی در مجتمع سامره ایجاد کرد. اولین آنها در سال 3181 و آخرینشان در سال 3182 تکمیل شدند. از گاز خردل و اسید پروسیک تا گازهای عصبی سارین و تابون در این کارخانه تولید میشدند و در خمپارهها، ». راکتها و گلوله های توپ جاسازی میشدند. بی تردید این بزرگترین کارخانه سلاح شیمیایی در جهان بود .رادیو بی بی سی به نقل از مجله اشپیگل:&lt;&lt;هیچ کشوری به اندازه آلمان چنین کمک تحقیقاتی و تولیدی به عراق در تهیه یک نوع سلاح کشنده و تعیین کننده نکرده است&gt;&gt;کنت تیمرمن در خصوص نقش پررنگ غرب در پرورش هیولایی به اسم صدام مینویسد:عراق، بازار بزرگ فرانسه، آلمان، ایتالیا، بریتانیا، استرالیا و ایالات متحده بود. صدام هیولایی بود که ما ساختیم و ما این هیولا را ساختیم و بعد کوشیدیم سر او را به سنگ بکوبیم ... تعجب آور اینکه صدام هرگز هدفهای جاهطلبانهاش را در لفافه بیان نکرد، اما سیاستگذاران و سوداگران هرگز نخواستند این پیام او را بشنوندتیمرمن اطلاعاتی کلی در خصوص نوع کمکها به عراق میدهد و بیان میکند که:یک آمار سرانگشتی نشان میدهد که 003 شرکت غربی در ساختن این ماشین مرگ و پرسود شرکت داشتهاند که یک سوم آنها شرکتهای آلمانی بودند به طور کلی، به نظر میرسد یکی از دلایل اصلی طولانی شدن جنگ ایران و عراق، برخورد جانبدارانه این کشورها به خصوص آمریکا به نفع عراق بود. با این استدلال است که مارین ویلمسه آمریکا را قویترین شریک جرم این جنگ معرفی کرده و معتقد است بسیاری از قدرتهای غربی با سلاح و اعتبارات مالی خود سهم عمدهای در طولانی شدن، تشدید، افزایش تلفات و دوام درگیری دو طرف داشتند. برای نمونه فرانسه و آلمان به طور مستمر، سلاحهای پیشرفته به عراق میدادند و بریتانیا برخی از قطعات یدکی تجهیزات نظامی این کشور را تأمین میکرد.با آشکار شدن نقش آلمان در تجهیز رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی ،&quot;اشپیگل&quot;ذیل یک گزارش نوشت: امروزه دیگر ثابت شده است که بدون فنآوری آلمان، عراق قادر به تولید موشکهای دوربرد اسکادB نبوده است .فنآوری پیشرفته آلمان که در اختیار عراق قرار میگرفت؛ به بغداد این امکان را میداد که برد موشکهای اسکادB را به 211 کیلومتر افزایش دهد. با وجود ممنوعیت به کارگیری سلاحهای شیمیایی توسط سازمان ملل، در جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران، به طور مکرر این سلاحها توسط رژیم بعث مورد استفاده قرار میگرفت. اکنون روشن شده است دول غربی که به طور همه جانبه از رژیم بعث حمایت میکردند، در تجهیز شیمایی عراق نقش فعالی داشتند. از جمله کشورهایی که در کنار دیگر کشورها مثل امریکا، فرانسه و انگلیس به تجهیز رژیم بعث پرداخت آلمان بود که حتی رسانهها و برخی مقامات آلمان هم به آن اعتراف کردند.مجله &quot;اشپیگل&quot;چاپ آلمان ذیل یکی از گزارشهای خود درباره جزئیات تجهیز رژیم بعث به سلاحهای شیمیایی توسط آلمان نوشت:یک عراقی به نام علی قاضی گرفتار زندان صدام میشود که با وساطت رئیسجمهوری و وزیر امور خارجه آلمان از مرگ نجات پیدا میکند. پس از بازگشتش به آلمان با همکاری یک افسر عضو سازمان ضدجاسوسی آلمان غربی، ترتیب صدور یک کارخانه تهیه سلاحهای شیمیائی به عراق داده میشود.به گزارش &quot;اشپیگل&quot;علی قاضی پس از بازگشت به آلمان بلافاصله با کمک یک عضو ارتش سازمانضدجاسوسی آلمان در شهر هامبورگ شرکت صادرات و واردات تأسیس میکند و از طریق این شرکت از&quot;کنسرن معروف فورستای آلمان&quot; وسائل یک کارخانه بزرگ تولید اسلحه شیمیایی را خریداری میکند. اینکارخانه قادر است سالیانه یک میلیون و هفتصد و شصت هزار تن مواد شیمیایی را به گازهای کشنده خردل وتابون مبدل سازد. بنابر این گزارش، صدور و حمل چنین کارخانه عظیمی به یکباره صورت نگرفته بلکه درقطعات و دفعات متعدد به واسطه ترکیه به عراق صادر میشد.مجله&quot;اشپیگل&quot;در گزارش دیگری نوشت: اینک در عراق در &quot;سلمان پاک&quot; در ساحل رودخانه دجله آزمایشگاههای تحقیقاتی تهیه گاز شیمیایی قرار دارد. در شهر &quot;فلوجا&quot;مواد خام اولیه تهیه میشود و بالاخره در شهر &quot;سامره&quot;گازهای خردل و گاز عصبی تابون بهطور انبوه تولید میشود. بنابر این گزارش در هر سه شهر ،شرکتهای مختلف آلمان غربی حضور داشته و در ساختمان و تکمیل این کارخانه از آزمایشگاه تا تولید انبوه سهیم بودهاند.استاد  آقای حسنوند سونیا حقی</description>
                <category>Sonia haghi</category>
                <author>Sonia haghi</author>
                <pubDate>Sat, 14 Jan 2023 21:50:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سازمان مجاهدين خلق</title>
                <link>https://virgool.io/@m_49838996/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%D9%8A%D9%86-%D8%AE%D9%84%D9%82-kcroe2irsttn</link>
                <description>سازمان مجاهدین خلق با هدف کسب اطلاعات برای رژیم بعث عراق و توسعه نیروی انسانی خود اقدام به تضعیف روحیه اسرای ایرانی و حتی شکنجه جسمی و روحی آنان در زندان‌های رژیم بعث کردسازمان مجاهدین خلق (منافقین) سال 1365 از فرانسه به عراق منتقل شد تا در کنار ارتش رژیم بعث، علیه نظام جمهوری اسلامی ایران اقدام و زمینه را برای تحقق هدف اصلی خود یعنی براندازی نظام و به قدرت رسیدن در ایران فراهم کند.در این راستا، سازمان منافقین در سال 1366 ارتش آزادی‌بخش را تشکیل داد و یک سال پس از آن، دو عملیات چلچراغ و آفتاب را با پشتیبانی ارتش عراق در مناطق فکه و مهران علیه ایران اجرا کرد.در ادامه سازمان که قرار بود ابتدای مهر سال 67 عملیات اصلی خود (فروغ جاویدان) را با هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران اجرا کند، با پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران، عملیات را زودتر و در روزهای نخست مرداد 67 اجرا کرد، اما با مقاومت و عملیات رزمندگان ایرانی با شکست سختی روبرو شد.** جاسوسی سازمان برای صدامسازمان مجاهدین خلق از زمان ورود به عراق تا سقوط صدام، از هیچ همکاری با رژیم بعث عراق خودداری نکرد. سرکوب قیام مردم کردستان عراق، مقابله با انتفاضه شعبانیه شیعیان عراق، شنود مخابراتی و تخلیه اطلاعاتی و حتی شکنجه اسرای ایرانی از جمله اقدامات منافقین در همکاری و یا به عبارت دیگر مزدوری صدام بود.سازمان علاوه بر انجام عملیات‌هایی علیه ایران، اقدام به جاسوسی برای صدام کرد. باتوجه به اهمیت تخلیه تلفنی، علیرغم مشکلات متنوع عراقی‌ها، بهترین و گسترده‌ترین امکانات بدین منظور با دستور صدام حسین در اختیار منافقین قرار گرفت.یکی از وظایف اصلی مقرهای مختلف سازمان در مناطق همجوار با ایران، تخلیه تلفنی و جمع‌آوری اطلاعات جبهه و جنگ بود. راه‌اندازی شبکه ارتباطات بین پادگان‌ها و مقرهای تاکتیکی سازمان در عراق علاوه بر نقش کاربردی در انسجام تشکیلاتی، تاثیر بسزایی در انتقال سریع اطلاعات به دست آمده از جاسوسی‌ها و تخلیه تلفنی و انتقال به موقع اطلاعات به سرویس اطلاعاتی عراق داشت.سازمان مجاهدین خلق از زمان ورود به عراق تا سقوط صدام، از هیچ همکاری با رژیم بعث عراق خودداری نکرد. سرکوب قیام مردم کردستان عراق، مقابله با انتفاضه شعبانیه شیعیان عراق، شنود مخابراتی و تخلیه اطلاعاتی و حتی شکنجه اسرای ایرانی از جمله اقدامات منافقین در همکاری و یا به عبارت دیگر مزدوری صدام بود.آنان همچنین برای جاسوسی با لباس رزمندگان ایرانی وارد خطوط جبهه می‌شدند، اطلاعات کسب می‌کردند و به ارتش بعث عراق می‌دادند.سازمان در راستای انجام ماموریت جاسوسی برای رژیم بعث عراق با سرویس اطلاعاتی عراق (استخبارات) در تخلیه اطلاعاتی اسرای ایرانی در اردوگاه‌های عراق همکاری کرد.منافقین با توجه به شناختی که از جامعه ایرانی و فرهنگ و اعتقادات مردم و رزمندگان داشتند، به عنوان مشاوران مورد اعتماد استخبارات در رابطه با اسرای ایرانی مورد استفاده قرار می‌گرفتند و در بازجویی‌ها همکاری می‌کردند.** شکنجه و فریب برای جذب اسرااما اقدام دیگری که منافقین در قبال هم‌وطنانان خود در زندان‌های رژیم بعث عراق انجام می‌دادند، شکنجه آنان بود. این شکنجه‌ها جسمی و بیشتر و مهمتر از همه روحی بود.منافقین در برخورد با اسرای ایرانی به دنبال دو هدف بودند. نخست اینکه از آنان برای رژیم بعث عراق کسب اطلاعات کنند و دوم اینکه از بین اسرا، نیرو جذب کنند. فریب و شکنجه روحی دو روش منافقین برای دستیابی به این اهداف بود. آنان تلاش داشتند با تضعیف روحیه اسرا، هم اطلاعات کسب کنند و هم نیرو جذب کنند، اما به اعتراف اعضای جداشده سازمان تنها تعداد کمی از اسرا که زیرشکنجه بعثی‌ها تحت فشار بودند، در برابر عملیات‌ روانی منافقین کم آوردند و به امید اینکه با رفتن به پادگان اشرف به کشور بازخواهند گشت، به آنان پیوستند.هادی شعبانی یکی از اعضای جداشده سازمان در کتاب خاطرات خود با عنوان &quot;سازمان مجاهدین از شعار آزادی تا مزدوری و جاسوسی&quot; نوشته است: «اسیران جنگی که در اردوگاه‌های عراق وضعیت خوبی نداشتند و مورد اذیت و آزار سربازان عراقی قرار داشتند مسئولین سازمان به آنان می‌گفتند ما عملیاتی در پیش داریم اگر به ما ملحق شوید بعد از پیروزی آزاد خواهید شد. تعداد کمی از اسرا به اشرف آورده شدند که بعضی از آنان در عملیات کشته و یا تعدادی فرار کردند.»جواد کامور بخشایش از پژوهشگران تاریخ معاصر در این رابطه گفته است: «در فروغ جاویدان حدود سه‌ هزار نفر از نیروهای سازمان از بین رفته و رجوی با اجازه صدام وارد این فاز شد که کمبود نیروی خود را از اسرای ایرانی تأمین کند. به‌عنوان مثال اسیری بعد از سه سال و نیم اسارت جذب منافقین شد. او امروز به‌عنوان شاهد عینی تمام رویدادهای داخل اردوگاه اشرف را بیان می‌کند.به او گفته شده بود &quot;ما شما را از این اردوگاه برده و تسهیلات خوبی برایتان فراهم می‌کنیم، اگر هم پسند نکردید مجدداً شما را به اردوگاه بازمی‌گردانیم.&quot; درحالی که این اتفاق نیفتاد. این شخص اعتراف می‌کند که 14‌ــ‌13 سال از بهترین سال‌های عمرش را در پادگان اشرف گذرانده است. او یک بار اقدام به خودکشی کرد اما از مرگ نجات پیدا کرد و به این دلیل یک سال در زندان ابوغریب زندانی شد. بعد از حمله آمریکا به عراق با شرایط نامطلوبی به ایران بازگشت.»منافقین در برخورد با اسرای ایرانی به دنبال دو هدف بودند. نخست اینکه از آنان برای رژیم بعث عراق کسب اطلاعات کنند و دوم اینکه از بین اسرا، نیرو جذب کنند. فریب و شکنجه روحی دو روش منافقین برای دستیابی به این اهداف بود.چهره‌های اصلی سازمان مجاهدین خلق با حضور در اردوگاه‌های عراقی برای اسرا سخنرانی می‌کردند که در بسیاری از خاطرات آزادگان به این موضوع و همچنین حضور شیخ علی تهرانی در اردوگاه‌ها اشاره شده است. افراد درجه یک سازمان با دادن وعده و وعید تلاش می‌کردند اسرا را به خود جذب کنند و اگر موفق نمی‌شدند با تاکتیک‌های شکنجه روانی تلاش خود را ادامه می‌دادندجمهوری اسلامی ایران باید با استناد به اصل &quot;مسؤولیت حمایت&quot; (R2P) در جهت حمایت از آحاد ملت ایران و ذیل ماده 51 منشور سازمان ملل متحد، اقدام نظامی علیه مقر منافقین در آلبانی را برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را در دستور کار قرار دهد.گروه ویژه فارس: هر چند عجیب به نظر می‌رسد اما در عمل اتفاق افتاده است؛ یک فرقه تروریستی را تشکیل می‌شود؛ ترور می‌کند؛ می‌کشد؛ تخریب می‌کند و حتی از کشتن کودکان هم ابایی ندارد ولی سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشری، از این فرقه حمایت می‌کنند؛ برای تطهیر این سازمان تروریستی، دادگاه فرمایشی راه می‌اندازند و بودجه‌های کلان از سوی مقامات غربی و عربی در اختیار آنها قرار می‌گیرد.این دقیقاً همان چیزی که برای &quot;فرقه تروریستی رجوی&quot; موسوم به «سازمان مجاهدین خلق» رقم خورده است.جدی‌ترین تاکتیک سازمان تروریستی منافقین پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آماده‌سازی زمینه براندازی جمهوری اسلامی از مجرای &quot;خط نفوذ&quot; در نهادهای حساس و تعیین‌کننده نظام مانند دادسراها، دادگاه‌های انقلاب، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و کمیته‌های انقلاب اسلامی، وزارتخانه‌ها، نخست‌وزیری و شورای امنیت کشور بود.در پی فرمان امام خمینی(ره) و با پیگیری شورای انقلاب، روند تصفیهٔ بخشی از این عناصر نفوذی طی اسفند ۱۳۵۷ تا خرداد ۱۳۵۸ از دادسراها و دادگاه‌های انقلاب، انجام شد که البته این تصفیه‌ها ناقص بود که در نتیجه آن، منافقین علاوه بر جاسوسی و سرقت اسناد و مدارک سری، مسبب جنایات هفتم تیرماه و هشتم شهریورماه شدند.فرقه رجوی روز ۲۶ فروردین ۱۳۵۸ طی اطلاعیه سیاسی ـ نظامی، مسأله وقوع &quot;جنگ داخلی&quot; را مطرح کرد و از طریق اعضاء و سمپات‌های خود، &quot;سیاست توسعه خشونت اجتماعی&quot; را در پیش گرفت. یکی از اعضای سازمان به نام موسی‌پور در اعترافات خود نقل می‌کند:«ما در مراسم ۴ خرداد ۵۸ می‌خواستیم پوست حزب‌اللهی‌ها را بکَنیم. همه چیز را فراهم کرده بودیم؛ چوب تیزشده، نانچیکو، زنجیر و کمربند همه زیر نظر من بود...»به همین خاطر امام خمینی ۴ تیرماه ۱۳۵۹ در واکنش به اقدامات مخرب منافقین فرمودند: «منافق‌ها هستند که بدتر از کفارند»پس از قائله ۱۴ اسفند ۵۹، سازمان رجوی به واسطه بنی‌صدر، با سفارت فرانسه هماهنگی‌ها را انجام می‌دهد. طبق اظهارات موجود در پرونده‌های سیروس لطیفی و وشاق «طبق هماهنگی با سفارت فرانسه که احتمالاً بنی صدر یکی از واسطه‌های اصلی این ارتباط بود، در اواخر سال ۵۹، رجوی مخفیانه به فرانسه رفته و در اردیبهشت‌ماه ۶۰... خط مبارزه تا سرنگونی نظام را ابلاغ کرد... مسعود رجوی در سفرش به فرانسه که بین ۲۰ روز تا یک ماه طول کشید اقدام به هماهنگی با کشورهای غربی برای مبارزه مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی نمود و تأییدیه آنها را اخذ کرده بود. انبارهای مهمات و تسلیحات سازمان غبارگیری و سلاح‌ها روغن‌کاری می‌شد. در آستانه طرح عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر در مجلس، سازمان شورش‌های مسلحانه ۳۰ خردادماه ۱۳۶۰ را تدارک می‌دید. در نتیجه اقدام مسلحانه منافقین در این روز، ۱۶ تن از مردم تهران شهید و ده‌ها نفر مجروح شدند. در شهرهای دیگر نیز درگیری‌های مشابهی رخ داد که طی آنها نیز ده‌ها تن از مردم به دست میلیشیای سازمان مجروح و چند تن هم به شهادت رسیدند.»اقدامات تروریستی آشکار منافقینروز دوم تیرماه ۱۳۶۰ یک بمب در سالن راه آهن قم در لحظه پیاده و سوار شدن مسافرین منفجر شد که ۷ شهید و بیش از ۵۰ مجروح بجای گذاشت.روز سوم تیرماه با هوشیاری مردم یک بمب قوی در جنب یک هنرستان دخترانه در تهران کشف و خنثی می‌شود.گزارش سازمان مجاهدین خلق در مورد اقدامات تروریستی‌اشسپس بنی‌صدر به رجوی پیام می‌دهد که باید شروع به رأس آنها (حاکمیت نظام جمهوری اسلامی) کرد و چاره دیگری نیست.سازمان منافقین در پوشش گروهک فرقان (چون اعضای اصلی فرقان در سالهای ۵۸ و ۵۹ دستگیر شدند)، روز ششم تیرماه با انفجار بمب در روی تربیون سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای در مسجد اباذر تهران، پروژه حذف رهبران اصلی جریان پیرو خط امام را شروع کرد.محمدرضا کلاهی از اعضای فرقه رجوی ساعت ۹ شب هفتم تیرماه ۱۳۶۰ مقر حزب جمهوری اسلامی را منفجر کرد. آیت‌الله دکتر بهشتی رئیس دیوان‌عالی کشور و چهار وزیر کابینه و شماری از نمایندگان مجلس به شهادت رسیدند.بعدازظهر روز یکشنبه ۸ شهریورماه ۱۳۶۰ جلسه شورای امنیت کشور در ساختمان مرکزی نخست وزیری تشکیل شد که در اثنای این جلسه بر اثر انفجار یک بمب قوی، رئیس جمهور رجایی و نخست وزیر باهنر و رئیس شهربانی جمهوری اسلامی و عده‌ای دیگر از مسئولین به شهادت رسیدند. سازمان مجاهدین خلق مسئولیت این انفجار را رسماً بر عهده گرفت.پس از ناکامی استراتژی ضربه‌ای برای نابودی رأس هرم حاکمیت و ضربات امنیتی به سازمان در اوایل سال ۶۱، سازمان اقدامات تروریستی خود را بر روی مردم عادی متمرکز کرد از آنها به عنوان &quot;سرانگشتان رژیم&quot; نام می‌برد. نمونه‌ای از ترورهای ضدمردمی سازمان:&quot;عملیات مهندسی&quot; عنوانی برای عملیات داعشی‌گونه فرقه رجوی بود که با ربایش نیروهای سپاه علاوه بر انجام شکنجه‌های وحشیانه، آنان را به شهادت رساندند.از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۱ با استناد به کتاب جمع‌بندی یک ساله مقاومت مسلحانه، گزارش مسعود رجوی مدعی است که سازمان تعداد ۱۲ هزار تن از نیروهای جمهوری اسلامی را به شهادت رسانده است. بیلان عملیات تخریبی و انفجار با استناد به مصاحبه رجوی با رادیو صدای مجاهد، میانگین هر هفته 20 عملیات تخریب و انفجار تأسیسات دولتی و غیر دولتی بود.مطابق گزارش‌های سازمان از سال ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۴ تعداد ۱۵ هزار تن از نیروهای جمهوری اسلامی در نوار مرزی و کردستان و در سایر شهرهای ایران توسط نیروهای سازمان به شهید شدند.سازمان مجاهدین خلق در جریان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، در نقش مزدور ارتش بعث عراق ظاهر شده بود، در ازای جاسوسی و خیانت به ملت ایران، از صدام کمک‌های مالی و تسلیحات دریافت می‌کرد. ناکامی صدام در جنگ و قبول قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران در تیرماه ۱۳۶۷، طمع منافقین را تحریک کرد. حمله نظامی سازمان مجاهدین خلق به ایران با نام فروغ جاویدان (در حالی که جنگ از نظر حقوق بین‌الملل با پذیرش قطعنامه به پایان رسیده بود) روی دیگری از روحیه توحش منافقین علیه ملت ایران را نشان داد. نیروهای سازمان پس از شروع عملیات در ساعت ۴ بعدازظهر وراد خاک جمهوری اسلامی شدند و پس از عبور از کرند به سمت اسلام‌آباد پیشروی و آن را تصرف کردند.فتح‌الله حقیقی یکی از رزمندگان عملیات مرصاد در توصیف جنایت منافقین در به آتش کشیدن بیمارستان اسلام آبادغرب، می‌گوید: «چون زخمی شده بودم مرا به بیمارستان برده بودند و در آنجا شاهد بودم که جنازه‌ها را در حیاط بیمارستان روی هم انداخته و بعد از اینکه به آنها رگبار گرفتند، آن‌ها را آتش زدند و این در حالی بود که برخی از زخمی‌ها هنوز زنده بودند و زنده زنده در آتش می‌سوختند...»البته رزمندگان سپاه و ارتش در پاسخ به این جنایات با اقتدار علیه منافقین اقدام نمودند که در نهایت با شکست فرقه رجوی، منطقه از وجود آنان کاملاً پاکسازی شد. سازمان ۱۳۰۴ کشته خود را رسماً تأیید و با عکس و زندگینامه منتشر کرد.البته جنایات منافقین محدود به ملت ایران نبود، شاید به همین سبب صدام در مورد آنها گفته بود: «مجاهدین خلق محافظان مرزهای ایران و عراق و همانند ارتش عراق‌اند»؛ صدام برای سرکوب قیام اکراد عراقی در شمال این کشور از فرقه رجوی استفاده کرد. کردهای عراقی در عملیاتی به نام &quot;مرواید&quot; از سوی نیروهای رجوی سرکوب شدند.سازمان در دهه ۷۰ نیز از عملیات تروریستی عقب نشینی نکرد؛ روز سه‌شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۷۷ زنجیره‌ای از عملیات‌های تخریبی جدید را از طریق بمب‌گذاری و خمپاره‌اندازی در سه نقطه تهران، با عنوان &quot;سر آغاز مقاومت مسلحانه انقلابی&quot; صورت داد.روز اول شهریور ۱۳۷۷ سید اسدالله لاجوردی رئیس سازمان زندان‌های کشور و دادستان اسبق دادگاه‌های انقلاب در حجره خود در بازار تهران توسط عناصر سازمان به شهادت رسید.دوم فروردین ماه ۱۳۸۷ سازمان طی اطلاعیه‌ای اعلام نمود که مرکز مخابرات ستاد فرماندهی بسیج را با خمپاره هدف قرار داده است.صبحگاه ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ طی عملیاتی که منافقین آن را &quot;طلوع&quot; نامگذاری کردند، به شیوه‌ای کاملاً بزدلانه سرلشکر بسیجی صیاد شیرازی را به شهادت رساندند.منافقین در سالهای بعد با حمایت سیاستمداران نئوکان آمریکایی از لیست سیاه تروریستی خارج شدند و در کنار مثلث شوم عبری (رژیم صهیونیستی)، عربی (رژیم سعودی و امارات) و غربی (آمریکا) قرار گرفتند.در سال‌های اخیر هر چند در مقیاسی محدودتر، این فرقه اقدام به جذب نیرو از میان دانشجویان نموده است. البته دانشجویان که خانواده‌های آنان سابقه عضویت در جریان نفاق را در کارنامه خود دارند. شبنم مددزاده که رسانه‌های غربی از او به عنوان &quot;فعال مدنی&quot; و &quot;دانشجو&quot; یاد می‌کردند، پس از خروج از ایران در نشست سالانه منافقین در کنار مریم رجوی حاضر شد.شبنم مددزاده در کنار مریم رجویهمچنین دو سمپات سازمان به نام‌های علی یونسی (با سابقه خانوادگی ارتباط با گروهک تروریستی رجوی) و امیرحسین مرادی تحت تعلیمات فرقه رجوی، با انجام اقدامات خرابکارانه و ایذایی، سعی در ایجاد ناامنی در کشور داشتند که توسط نهادهای امنیتی دستگیر شدند.سوابق علنی منافقین در جاسوسی، بمب‌گذاری، ترور و حمله نظامی جای هیچ شک و تردیدی را برای برخورد قاطع‌تر با این فرقه تروریستی نمی‌گذارد. قطعاً باید دادستان کل کشور در جایگاه مدعی‌العموم با برگزاری دادگاه و محاکم رهبران و اعضای سازمان منافقین گامی جدی در این جهت بردارد. علاوه بر این باید برای مبارزه با تروریسم اقدامات ذیل مورد توجه قرار گیرد:مطالبه غرامت: جمهوری اسلامی ایران بایستی ضمن محکوم نمودن اعضای فرقه رجوی، در محاکم داخلی و بین‌المللی مساله دریافت غرامت را به صورت جدی دنبال کند. شهادت ۱۷هزار نفر از مردم ایران و آسیب‌های شدید مالی، روحی و روانی فرقه تروریستی رجوی به خانواده‌های ایرانی، تخریب اماکن عمومی و صدمه به اموال مردم، فهرستی بلندبالایی برای محاسبه این غرامت است. در این مسیر، دولت‌های غربی و عربی حامی فرقه رجوی در پرداخت غرامت باید سهیم باشند و پیگیری این امر بر عهده دولت، وزارت امورخارجه و قوه قضاییه، کمیسیون حقوق بشر و دادگاه‌ها داخلی است.تروریستی شناخته شدن منافقین در دادگاه‌های بین‌المللی: یکی از وظایف مشترک قوه مجریه و قضاییه دنبال کردن پرونده تروریستی بودن فرقه رجوی در محاکم بین‌المللی است.پیگیری اخراج و استرداد منافقین از کشورهای خارجی: قطعاً یکی از ماموریت‌های وزارت خارجه و سایر نهادهای اطلاعاتی شناسایی محل استقرار و اقامت منافقین در کشورهای غربی و عربی است. نظر به تروریستی بودن سازمان مجاهدین خلق، مطالبه حقوقی و دیپلماتیک از دولتهای خارجی برای اخراج و استرداد اعضای فرقه رجوی گام بعدی است.اقدام متقابل: چنانچه دولت‌های میزبان منافقین از اخراج و استرداد آنان شانه خالی کردند، باید با یادآوری دکترین امنیتی جمهوری اسلامی در جهت مبارزه با منشأ تهدیدات امنیتی علیه ایران و در مسیر مبارزه با تروریسم، دولت‌های میزبان به انجام اقدام متقابل تهدید شوند.اقدام نظامی در جهت مبارزه با تروریسم: جمهوری اسلامی بایستی با استناد به اصل &quot;مسئولیت حمایت&quot; (R2P) در جهت حمایت از آحاد ملت ایران و ذیل ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد، اقدام نظامی برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را در دستور کار قرار دهد. در واقع قواعد حقوق بین‌الملل به جمهوری اسلامی ایران این مجوز را می‌دهد که برای مقابله با یک فرقه تروریستی و حمایت از شهروندانش، از قدرت سخت علیه تروریستها استفاده نماید. ظرفیت پهپادهای تهاجمی و موشک‌های بالستیک ایران برای ضربه زدن به مقر منافقین در آلبانی هیچ منع حقوقی ندارد و مقامات تهران باید پس از اعلام هشدار لازم به دولت آلبانی، اقدام نظامی را در دستور کار قرار  دهند.سونیا حقی استاد آقای حسنوند </description>
                <category>Sonia haghi</category>
                <author>Sonia haghi</author>
                <pubDate>Mon, 21 Nov 2022 00:00:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گردان دژ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_49838996/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DA%98-healvj3seabl</link>
                <description>گردان دژگردان ۱۵۱ دژ گردان پیاده زیرمجموعه لشکر ۹۲ زرهی اهواز از نیروی زمینی ارتش ایران بود، که در خلال جنگ ایران و عراق وظیفه حفاظت از جاده شلمچه به خرمشهر را برعهده داشت. گردان ۱۵۱ دژ در سال ۱۳۴۹ توسط نیروی زمینی شاهنشاهی ایران تأسیس شد. در روزهای نخست جنگ، این گردان یکی از معدود یگان‌های نظامی بود، که در برابر هجوم نیروی زمینی عراق قرار داشت و در نبرد خرمشهر، به مدت ۳۰ روز در برابر حملات لشکر ۳ زرهی و تیپ ۳۳ نیروی مخصوص عراق ایستادگی کرد و از خرمشهر دفاع نمودگردان ۱۵۱ دژ خرمشهر در سال ۱۳۴۹ تأسیس شد. این گردان شامل ۵ گروهان؛ ۴ گروهان تفنگدار و یک گروهان ارکان بود، که بخشی از پوشش نیروی زمینی ارتش از خط مرزی شلمچه تا طلائیه را برعهده داشت و برای انجام این مأموریت به ۳۲ پاسگاه تقسیم شده بود. مأموریت این گردان در زمان درگیری، انجام عملیات تأخیری و حفظ خطوط مرزی به مدت ۴۸ ساعت بود. برای کنترل مأموریت این گردان، دو پاسگاه یا دو دژ مرکزی در نظر گرفته شده بود، که یکی از آنها در شلمچه و دیگری در کوشک مستقر بود. فاصله دژهای ۳۲ گانه از یکدیگر، سه کیلومتر و استعداد هر دژ ۱۴ نفر نیروی انسانی شامل دو نفر افسر یا درجه‌دار و ۱۲ نفر سرباز، که همگی خدمه تفنگ ۱۰۶ میلی‌متری و سلاح‌های موجود بودند. سلاح سازمانی هر دو دژ یک قبضه تفنگ ۱۰۶ و یک دستگاه تانک، همچنین سلاح سازمانی دژهای مرکزی علاوه بر حداقل دو قبضه تفنگ ۱۰۶، یک دستگاه تانک، یک قبضه خمپاره ۸۱ میلی‌متری و یک قبضه خمپاره ۱۲۰ میلی‌متری بود و برای هر دژ نیز یک قبضه تیربار کالیبر ۵۰ میلی‌متری اختصاص داده شده بود.گردان ۱۵۱ دژ گردان پیاده زیرمجموعه لشکر ۹۲ زرهی اهواز از نیروی زمینی ارتش ایران بود، که در خلال جنگ ایران و عراق وظیفه حفاظت از جاده شلمچه به خرمشهر را برعهده داشت .گردان ۱۵۱ دژ در سال ۱۳۴۹ توسط نیروی زمینی شاهنشاهی ایران تأسیس شد. در روزهای نخست جنگ، این گردان یکی از معدود یگان‌های نظامی بود، که در برابر هجوم نیروی زمینی عراق قرار داشت و در نبرد خرمشهر، به مدت ۳۰ روز در برابر حملات لشکر ۳ زرهی و تیپ ۳۳ نیروی مخصوص عراق ایستادگی کرد و از خرمشهر دفاع نمودگردان ۱۵۱ دژ خرمشهر در سال ۱۳۴۹ تأسیس شد. این گردان شامل ۵ گروهان؛ ۴ گروهان تفنگدار و یک گروهان ارکان بود، که بخشی از پوشش نیروی زمینی ارتش از خط مرزی شلمچه تا طلائیه را برعهده داشت و برای انجام این مأموریت به ۳۲ پاسگاه تقسیم شده بود. مأموریت این گردان در زمان درگیری، انجام عملیات تأخیری و حفظ خطوط مرزی به مدت ۴۸ ساعت بود. برای کنترل مأموریت این گردان، دو پاسگاه یا دو دژ مرکزی در نظر گرفته شده بود، که یکی از آنها در شلمچه و دیگری در کوشک مستقر بود. فاصله دژهای ۳۲ گانه از یکدیگر، سه کیلومتر و استعداد هر دژ ۱۴ نفر نیروی انسانی شامل دو نفر افسر یا درجه‌دار و ۱۲ نفر سرباز، که همگی خدمه تفنگ ۱۰۶ میلی‌متری و سلاح‌های موجود بودند. سلاح سازمانی هر دو دژ یک قبضه تفنگ ۱۰۶ و یک دستگاه تانک، همچنین سلاح سازمانی دژهای مرکزی علاوه بر حداقل دو قبضه تفنگ ۱۰۶، یک دستگاه تانک، یک قبضه خمپاره ۸۱ میلی‌متری و یک قبضه خمپاره ۱۲۰ میلی‌متری بود و برای هر دژ نیز یک قبضه تیربار کالیبر ۵۰ میلی‌متری اختصاص داده شده بودگردان ۱۵۱ دژ که بخشی از لشکر ۹۲ زرهی اهواز بود، در هنگام شروع جنگ ایران و عراق، وظیفه حفاظت از مرزهای ایران در استان خوزستان، حد فاصل شلمچه تا کوشک را برعهده داشت. در واقع راه زمینی اصلی که یگان‌های نیروی زمینی عراق قصد داشتند از طریق آن از نقطه مرزی شلمچه به سوی خرمشهر پیشروی و آن شهر را تصرف کنند، در محدوده استحفاظی و مأموریت این گردان قرار داشتمرز ایران و عراق از زمان حکومت محمدرضا شاه و بعد از عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر بین دو کشور، دارای یک دژ (نوعی خاکریز و استحکامات مرزی) بود، که در حد فاصل نیروهای ایران و عراق کشیده شده بود. این دژ به یک دژ مرکزی و دژهای فرعی تقسیم شده بود و مسئولیت دفاع از این دژها، برعهده گردان ۱۵۱ بود، که نیروهای آن در پادگانی به نام پادگان دژ مستقر شده بودندارتش عراق که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ حمله خود را برای اشغال خرمشهر آغاز کرد، با دفاع شدید نیروهای گردان ۱۵۱ روبه‌رو شد. این دفاع یک ماه تمام و تا ۳۰ مهرماه ۱۳۵۸ ادامه یافت. گردان دژ که با حمله لشکر ۳ زرهی و تیپ ۳۳ نیروی مخصوص عراق روبه‌رو شده بود و همزمان با توپخانه و نیروی هوایی عراق، گلوله‌باران و بمباران می‌شد، ۳۰ شبانه روز در برابر نیروهای عراقی جنگید و از محدوده گسترده نوار مرزی و از جمله جاده ۱۷ کیلومتری شلمچه به خرمشهر دفاع کرد، تا مانع ورود نیروهای عراقی به خرمشهر شودشدت درگیری گردان دژ با نیروهای عراقی در این ۳۰ روز چنان بود، که فقط در هفته اول جنگ، پنج بار فرماندهی این گردان به دلیل کشته یا مجروح شدن فرماندهان، تغییر کرد. نام آن پنج فرمانده که یکی پس از دیگری کشته یا مجروح شدند؛ سرهنگ جاموسی، سرگرد چهارمحالی، سرگرد شاهان، سروان کبریایی و ستوان گیوتاج بود، که این آخرین فرمانده در واقع پزشک گردان و افسر وظیفه بود، که در نبود فرماندهان بالاترش مجبور شد فرماندهی گردان را برعهده بگیرد. در این دفاع ۳۰ روزه از ۱۹ افسر گردان ۱۵۱ دژ، فقط یک افسر زنده ماند.سونیا حقی استاد آقای حسنوند </description>
                <category>Sonia haghi</category>
                <author>Sonia haghi</author>
                <pubDate>Thu, 10 Nov 2022 10:56:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سال اول جنگ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_49838996/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DA%98-xq1sr6bmqxoa</link>
                <description>مسعود بختیاری (زاده ۲۵ آبان ۱۳۲۰ تهران) نظامی بازنشسته، مدرس دانشگاه و نویسنده ایرانی است، که در خلال جنگ ایران و عراق از فرماندهان ارشد ارتش جمهوری اسلامی ایران بود و ریاست عملیات نیروی زمینی ارتش را برعهده داشت.بختیاری فعالیت در ارتش شاهنشاهی ایران را از سال ۱۳۳۸ آغاز کرد. او از طراحان عملیات بیت‌المقدس بود.جنگ ها و عملیات های ویعملیات بیت المقدس و عملیات طریق القدسکتاب های نوشته شده توسط سرتیپ دوم امیر مسعود بختیاریعملیات بیت‌المقدس و عملیات طریق‌القدس و آزادسازی شهر مرزی بستان و هشت سال دفاع مقدس و آنچه گذشت: درس‌هایی از جنگ ایران و عراق و فرماندهی در چشم‌انداز ۱۴۰۰صحبت های امیر مسعود بختیاری در مورد سال اول جنگبه نقل از امیر مسعود بختیار: در ظرف 2تا6ماه اول جنگ جلوی ارتش مجهز عراق را گرفتیم و خود این موضوع موفقیت است.دشمن می خواست خوزستان را در سال اول جنگ از کشور جدا کند و ارتش مانع این اتفاق شدو در این زمان ارتش تنها بود زیرا نیروهای بسیجی آموزش های لازم را ندیده بودند وسپاه هم هنوز آمادگی ورود به جنگ را نداشت و حتی برخی اعضا شورای سپاه مخالف حضور سپاه در جنگ خارجی بودند و می گفتند که سپاه مامور امنیت داخلی است.در اوایل جنگ ارتش توانست پاسخ های خوبی به حملات دشمن بدهد و مقاومت کند به همین دلیل صدام حسین تصمیم گرفت در روز6ام جنگ تقاضای اتش بس کند.نظر امیر مسعود بختیاری در مورد عملیات نگاریمساله روایتگری یا عملیات نگاری در ارتش یکی از وظایف عادی و تایید شده یگان های نظامی حتی در زمان صلح است. اینها وقایع روزانه شان را در دفاتر خاصی به نام &quot;تاریخچه یگانی&quot; ثبت می کنند و این جزو روش‌های متداول یگانی است؛ مشخصا در مساله جنگ ایران و عراق می توانم بگویم که حداکثر ۶ ماه بعد از آغاز جنگ، روایتگری جنگ در ارتش به صورت مکتوب و رسمی در دانشکده فرماندهی و ستاد ارتش که استادانش به جنگ آمده بودند، آغاز و قرار شد از اسناد و مدارک جنگ که عمدتا طرح ها، قراردادها، اسناد و نقشه های عملیاتی است یک نسخه به دافوس (دانشکده فرماندهی و ستاد) داده شود تا آنان این اسناد را به روش خود نگهداری کنند.سونیا حقیاستاد آقای حسنوند </description>
                <category>Sonia haghi</category>
                <author>Sonia haghi</author>
                <pubDate>Thu, 10 Nov 2022 10:50:44 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>