<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مژگان قاسمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_49892682</link>
        <description>نویسنده، شاعر و داستان‌نویس. روانشناس_مدرس نویسندگی خلاق برای نوجوانان و بزرگسالان</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 16:17:45</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1614593/avatar/qNkXil.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مژگان قاسمی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_49892682</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مزیت نوشتن یادداشت روزانه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_49892682/%D9%85%D8%B2%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-p5tbmmanp6m7</link>
                <description>📚|• برگرفته از خاطرات فرانتس کافکا باب شجاعتِ تلاش:📘|• یکی از مزیت‌های یادداشت روزانه نوشتن این است که شما را با صراحت اطمینان‌بخشی به تغییراتی که مدام ازشان رنج می‌برید آگاه می‌کند...📕|• شما در یادداشت‌های روزانه مصداق شرایطی را پیدا می‌کنید که امروز به نظر غیرقابل تحمل می‌آید، اما شما از آن جان سالم به در برده‌اید، به اطراف نگاه کرده‌اید و مشاهدات‌تان را نوشته‌اید، و مثل قبل دارید می‌نویسید، زمانی که عاقل‌تر می‌شویم چون می‌توانیم به شرایط قبلی خود نگاه کنیم، و به همین دلیل لازم است به شجاعت تلاش اولیه خودمان که در غفلت کامل در آن تقلا می‌کردیم اعتراف کنیم.✏️ @behrang.story</description>
                <category>مژگان قاسمی</category>
                <author>مژگان قاسمی</author>
                <pubDate>Mon, 27 May 2024 17:50:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش گلستان‌خوانی ویژه کودکان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_49892682/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-zgtvehgnvy04</link>
                <description>آموزش گلستان‌ و حافظ‌خوانی ویژه کودکان ۷ تا ۱۲ سال افزایش اعتماد به نفسارتقاء فن بیان و سخنوریافزایش خلاقیت و نوآوریداستان‌سرایی همراه با نمایش خلاقثبت‌نام به صورت گروهی و خصوصیشماره تماس جهت هماهنگی کلاس‌ها: ۰۹۱۷۳۳۱۹۳۴۳اینستاگرام بهرنگ: behrang.story</description>
                <category>مژگان قاسمی</category>
                <author>مژگان قاسمی</author>
                <pubDate>Mon, 27 May 2024 17:45:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تمرینی عالی برای نوشتن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_49892682/%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-h58k8qir62q5</link>
                <description>‌تمرین عالی برای نوشتناز راه‌های بسیاری می‌توان به موضوع‌های متنوعی دسترسی پیدا کرد.   برای دستیابی به این منظور، ابتدا فهرستی از صفت‌های مختلف تهیه می‌کنیم؛ صفت‌هایی مانند سرد، گرم، تاریک، نرم، درخشان، زودگذر، طولانی، کوتاه، شگفت‌انگیز، دور از دسترس، کمیاب، جادویی، رؤیایی، آسمانی، زمینی .....سپس در مقابل هر صفت، پدیده‌هایی را که دارای آن صفت هستند، فهرست می‌کنیم و می‌آوریم. بر این اساس برخی پدیده‌ها ساکن هستند مانند کوه، مجسمه، ساختمان، سنگ، آسمان، دشت، کویر...برخی متحرک، مانندابر، طوفان، باد، تاریخ. جامعه، تفکر...برخی ساکن و متحرک، ماننددریا، شب، روز، ماه، خورشید، انسان، فصل‌هابرخی نرم مانند‌مهربانی، حریر، یکدلی، محبت، عاطفه، آرامش...برخی درخشان مانند ‌راستی، نور، خورشید، صبح، طلوع...    تاریک ماننددروغ، دیو، نامردی، بی‌مهری، کژفهمی...سرد مانندخونسردی، بی‌تفاوتی، زمستان، مرگ، خیانت...گرم مانندخونگرمی، عاطفه، عشق...روشن مانند‌روز، صداقت، آزادی، امید، فردا، خوشبختی، آرزو، شادی...دور مانند‌ابدیت، آرزو، گذشته، تاریخ، ستاره‌ها...نزدیک مانند‌اکسیژن، زندگی، هوابزرگ مانند‌شکوه، اقیانوس، کهکشان، هستی...کوچک مانندغصه، حسد، ترس، حماقتطولانی مانندانتظار، خیال. راه، درد، ظلمزودگذر مانند‌عمر، شادمانی، دلخوری، شب، جوانی،خوشحالیایستا مانندمجسمه، سنگ، یخبندان، تعصب، دیوار، مانع، خواب، مرداب...پویا مانندآب، رود، رویش، وسعت، راستی، صداقت، الفبا، زبان، تاریخ  ‌💎کاری که بایستی انجام بدیم ‌الان یک فایل یا دفترچه‌ای کوچک را به این تمرین اختصاص میدیم.با مداومت در این تمرین به‌ تدریج می‌توانیم در نوشته‌های مختلف مان از تشبیه‌های تازه ای که نوشته ایم استفاده کنیم.@behrang.storyپیج اینستاگرام بهرنگ</description>
                <category>مژگان قاسمی</category>
                <author>مژگان قاسمی</author>
                <pubDate>Mon, 27 May 2024 11:10:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده‌های خوب داستانی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_49892682/%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-cmwlssqkg8qg</link>
                <description>ایده خوب را بقاپید    ایده‌های خوب مثل امواج رادیویی هستند؛ دور و بر ما پُر هستند، پُر هستند برای قاپیدن. برای خود من شکار ایده‌ها یک کار روزانه است و زمینه‌های بسیار گسترده‌ای را دربرمی‌گیرد: روزنامه‌های منتشره، مجله‌ها، کتاب‌ها، فیلم‌ها، آهنگ‌های رادیو، مکالمات با دیگران، مکالمه با خودم، حتا اظهارات تند یک عابر عجیب و غریب مثل تقصیر تو بود.تمامی این ایده‌ها وارد گنجینه‌ی اطلاعاتی من شده و روی چیزی یادداشت می‌شود، هر چه که دم دستم باشد، بعد جهت استفاده بازنویسی می‌شود.  هنگامی که ایده‌ای به ذهنتان می‌رسد به خود نگویید هر وقت وقت پیدا کردم آن را یادداشت می‌کنم، همان لحظه که به ذهنتان می‌رسد یادداشت کنید، قبل از این‌که فراموشتان شود. در پایان روز جیب خود را از کارت‌های نوشته شده خالی کنید و آن‌ها را دسته‌بندی نمایید. آن‌وقت است که می‌توانید تصمیم بگیرید که کدام را نگه داشته و کدام را دور بریزید. حداقل تصمیم با خود شماست، نه با حافظه‌ی شما.</description>
                <category>مژگان قاسمی</category>
                <author>مژگان قاسمی</author>
                <pubDate>Mon, 27 May 2024 11:07:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گفت‌وگویی که حال و هوای داستان را می‌رساند.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_49892682/%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AF-m3lgx7qpev75</link>
                <description>تمرین گفت‌وگوگفت‌وگویی که حال و هوای داستان را می‌رسانددو شخصیت را در زمان و مکانی قرار دهید که حال و هوای داستان را پر رنگ‌تر می‌کند، مثل کوچه‌ای تنگ‌وتاریک در داستانی ترسناک، ساحل آفتابی جزیره‌ای زیبا در رمانی عاشقانه و یا ممکن است که شما این‌ها را به‌خاطر هدفی متفاوت برعکس کنید.کوچه‌ای تنگ و تاریک در رمانی عاشقانه یا ساحل آفتابی جزیره‌ای زیبا در داستانی ترسناک. سپس یک صحنه‌ی گفت‌وگو با محور قرار دادن حال‌وهوا و احساساتی که می‌خواهید به خواننده در کل داستان القا کنید بنویسید.</description>
                <category>مژگان قاسمی</category>
                <author>مژگان قاسمی</author>
                <pubDate>Sun, 28 May 2023 20:35:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آوا در نوشتن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_49892682/%D8%A2%D9%88%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-fhvnbpepynx4</link>
                <description>آوا در نوشتننوشتن، کاری جسمی است. ما از صدای نویسندگی حرف می‌زنیم اما به ندرت از اهمیت آواهای واقعی موجود در صدا می‌گوییم.الان که می‌نویسم، بعدازظهر داغی است که نسیمی هم می‌وزد. من در بالکن خانه‌مان نشسته‌ام. گل‌های رز قرمز به دست باد تکان می‌خورند. برگ‌های آنان همچنان که در باد تکان می‌خورند صدایی شبیه ویرویر می‌دهند.نیم کیلومتر پایین‌تر از خانه ما درست سر خیابان کامیونی دارد دنده عوض می‌کند. حالا جیرجیرک‌ها هم‌سرایی می‌کنند.پرنده‌ها و یاکریم‌ها به دانه‌های برنج کف حیاط نوک می‌زنند.ما از وجود موسییقی در نوشته حرف می‌زنیم اما به ندرت روی موسیقی‌ای که تمام اطراف ماست تمرکز می‌کنیم. دنیای زنده مملو از آواز است؛ سمفونی جاز هیاهوی شهر و نیز قطعه‌ی اندوهناک زندگی من در این شهر مفلوک.بعداز ظهر بهاری شاعرانه‌ای است. پسر نوجوانی با سروصدا با دوچرخه‌ای قدیمی از کنار در رد می‌شود. صدایش آن‌قدر بلند است که حتا یاکریم‌ها فرار می‌کنند تا جایی پناه بگیرند.گاهی برای شروع نوشته‌ای، یا به واقعیت درآوردن طرح نوشته‌ای، صدا هم به اندازه‌ی تصویر لازم است.زندگی ما صدا و آوا دارد. وقتی ما دستمان را روی صفحه‌ی کاغذ حرکت می‌دهیم، خش خش قلم می‌تواند رد سایر صداها را نیز بگیرد و ضبط کند. با این کار نوشته‌ی ما باصداتر و معقول‌تر می‌شود.برای بسیاری از نویسنده‌ها، موسیقی باروک، خصوصا باخ موثر است. برای نویسنده‌های نوشته‌های منطقی طولانی و پیچیده، موتزارت موثر است و می‌گویند عملا آی‌کیو را افزایش می‌دهد و تقویت می‌کند، همین‌طور مهارت ریاضی را.ضربان تند طبل‌های راک اندرول، بعضی از نویسنده‌ها را مثل موتوری قدرتمند به پیش می‌راند. برای نویسندگان دیگر، آوای بهشتی و افسون‌کننده‌ی فلوت است که الهام می‌بخشد.معجون شفابخش یک نویسنده، زهر هلاهل نویسنده‌ی دیگر است. بعضی از نویسنده‌ها بدون نوای موسیقی ملایم جاز در پس زمینه، نمی‌توانند بنویسند. نویسنده‌های دیگر با جاز نمی‌توانند بنویسند چون با گوش دادن به آن حواسشان پرت می‌شود. نویسنده‌های زیادی هم هستند که اصلا از موسیقی استفاده نمی‌کنند.برای بعضی از نویسنده‌ها، موسیقی محیط طبیعی مثل آواز پرنده‌های بیشه‌های جنگل‌های سبز یا صدای باد یا صدای ملایم و آرام‌بخش امواج دریا بهترین پس زمینه‌یآوایی برای نوشتن است. عده‌ای هم موسیقی یکنواخت ملایم را ترجیح می‌دهند که باز باعث حواس‌پرتی عده‌ی دیگری از نویسنده‌ها می‌شود.باد بعدازظهر داغ دارد فروکش می‌کند. آواز پرنده تغییر کرده است. گنجشک‌ها و فنچ‌ها برای خوردن غذای اول شبشان دارند می‌آیند.استفاده‌ی آگاهانه از صداها و آواها در نوشتنمان، مثل یک ساوند تراک عالی در فیلم، به ضمیر ناخودآگاه علامت می‌دهد. این کار موج تداعی‌هایی را می‌آورد که بهتر و بیش‌تر از صرفا تصاویر بصری احساس می‌شوند. صدا و آوا نوشتن ما را از هر نظر سالم و معقول می‌کند.</description>
                <category>مژگان قاسمی</category>
                <author>مژگان قاسمی</author>
                <pubDate>Sun, 14 May 2023 12:11:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گره</title>
                <link>https://virgool.io/@m_49892682/%DA%AF%D8%B1%D9%87-zo2fsqa1binm</link>
                <description>گرهیکی از مباحث مهم داستان و داستان‌نویسی گره، ایجاد گره و گره‌گشایی است.در هر گونه داستان، با هر سبک و شیوه، وجود گره عاملی است تاخواننده با نوشته همراه شود. از گره‌سازی‌های ژورنالیستی و پلیسی که بگذریم، در آثار هنرمندانه و ادبی نیز وجود گره امری ضروری است.گره به نویسنده یاری می‌کند تا پیچیدگی‌های درون شخصیت‌ها را عمیق‌تر بررسی کند و چند و چون ضمیر آن‌ها را با طرح چراها و چگونه‌ها پی‌افکنی و آشکار کند.گره عاملی است که اجزای گوناگون و عناصر متفاوت داستان را در رشته‌ای به هم مثصل می‌کند و از آغاز نوشتن اثری تا اوج و فرود و پایان آن خواننده را به دنبال خود می‌کشاند. گره داستانی با فرود و اوج خود چنان امواج متلاطم دریا می‌ماند که کشتی داستان را به سوی ساحل می‌کشاند و سرنشینان کشتی، نویسنده و خواننده هستند که با امواج پیش می‌روند.به محض آن‌که داستان به طرح گره خویش می‌پردازد، مانند آن است که خواننده بر اسبی زین شده سوار می‌شود تا در عرصۀ داستان تاخت و تاز کند و سر از هر سبزه‌زار و رود و کوه درآورد تا گره داستان گشوده شود و رمز پدیده، درد، عشق، شور، حادثه و... آشکار گردد.</description>
                <category>مژگان قاسمی</category>
                <author>مژگان قاسمی</author>
                <pubDate>Wed, 10 May 2023 21:36:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقدمه داستان را قیچی کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@m_49892682/%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%82%DB%8C%DA%86%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-s1krixoot1jx</link>
                <description>مقدمه داستان را قیچی کنیدآنتوان چخوف از بزرگ‌ترین داستان‌نویسان جهان گفته است:خوب است نویسنده های تازه کار، اول و آخر داستان هایشان را حذف کنند.نویسنده های تازه کار تصور می کنند بهتر است ذر آغاز داستان، آگاهی های لازم را به خواننده بدهند و پس از آن به اصل ماجرا بپردازند. اگر شما چنین ذهنیتی دارید، خوب است از این پس، داستان را با صحنه‌ای جذاب شروع کنید و پس از آنکه خواننده به داستان علاقه مند شد، اندک اندک اطلاعات لازم را به او بدهید.</description>
                <category>مژگان قاسمی</category>
                <author>مژگان قاسمی</author>
                <pubDate>Wed, 10 May 2023 21:33:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تک گویی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_49892682/%D8%AA%DA%A9-%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-btqv7se1rxgt</link>
                <description>تک گوییبعضی قصه‌ها طوری نوشته می‌شوند که انگار راوی اول شخص با خودش حرف می‌زند یا این‌که ممکن است در میان جمع حاضر باشد اما فقط او حرف بزند.حرف‌های او بیش‌‌تر به درددل شبیه است. گاهی زمان هم در روایت او شکسته می‌شود؛ یعنی اتفاقات به صورت پس و پیش به ذهن راوی می‌رسد و او هم آن‌ها را به زبان می‌آورد. به این روایت درونی یا مونولوگ گفته می‌شود.قصۀ « شوهر آمریکایی» از جلال آل‌احمد از آغاز تا پایان تک‌گویی زنی است که ماجرای زندگی با شوهر آمریکایی‌اش را برای دیگران تعریف می‌کند:آخر فکرش را بکنید، آدم دیپلمه باشد،خوشگل باشد _ می‌بینید که ... _ پاپاش محترم باشد، نان و آبش هم مرتب باشد، کلاس انگلیسی هم رفته باشد و به هر صورت مجبور نباشد به هر مردی بسازد، آن‌وقت این‌جوری؟اصلا مگر می‌شود باور کرد؟این همه جوان درس‌خوانده توی مملکت ریخته، این همه مهندس و دکتر... اما آخر آن خاک بر سرها هم می‌روند زن‌های فرنگی می‌گیرند...</description>
                <category>مژگان قاسمی</category>
                <author>مژگان قاسمی</author>
                <pubDate>Mon, 24 Oct 2022 17:04:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شخصیت ایستا و غیرایستا در داستان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_49892682/%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7-%D9%88-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-lhunng9ux8wk</link>
                <description>ایستا و غیرایستاشما ممکن است دو جور شخصیت در داستان‌هایتان خلق کنید.شخصیت‌هایی که در طول قصه ویژگی‌های مختلف‌شان آشکار می‌شود، یا این روحیات تغییر می‌کند و یا تحول‌هایی در آن‌ها رخ می‌دهد.این افراد که گاهی حتا ممکن است خواننده را غافلگیر کنند شخصیت‌های غیرایستا هستند.ناستازیا شخصیت رمان ابله با اعمال غیرمنتظره‌اش و اظهار علاقه‌اش به افراد و تغییر سریع نظرش شخصیتی غیرایستا به شمار می‌رود. در کنار این‌ها شخصیت‌هایی داشته باشید که از آغاز تا پایان هیچ تغییری در آن‌ها رخ نمی‌دهد و خواننده می‌تواند واکنش‌های آن‌ها را پیش‌بینی کند این‌ها شخصیت‌های ایستا هستند.مثل بازرس ژاول در رمان بینوایان.هر دو نوع این شخصیت‌ها در قصه به کار شما می‌آیند؛ اما شخصیت‌های غیرایستا و تغییرپذیر حوادثی غافلگیرکننده و پیش‌بینی نشده را سبب می‌شوند که طراوت و جاذبه بیش‌تری به قصه می‌بخشند.</description>
                <category>مژگان قاسمی</category>
                <author>مژگان قاسمی</author>
                <pubDate>Sun, 23 Oct 2022 20:19:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جمله‌هایی برای داستان‌نویسی نوجوانان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_49892682/%D8%AC%D9%85%D9%84%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-rebvqnmtv1zp</link>
                <description>نوشتن داستان و نویسنده شدن همیشه دغدغه همه بوده حتا بچه‌ها.نوجوانان تخیل خیلی قویی دارند و حرف‌های زیادی که دوست دارند آن‌ها را بنویسند. حالا فرقی ندارد به چه صورت باشد. خاطره، گزارش، داستان، قصه، متن ادبی و....در چند سالی که تجربه تدریس داستان‌نویسی را دارم حس می‌کنم برای بچه‌ها و نوجوانان نوشتن و یاد دادن بسی سخت‌تر است. آن‌ها حوصله آدم بزرگ‌ها را ندارند. نه اشتباه نکنید حوصله‌ی چیزهای کم هیجان و طولانی را ندارند.این است که حالا جملاتی را می‌نویسم که هر کدام به تنهایی ممکن است ساعت‌ها نیاز به توضیح داشته باشد.اما کوتاه و گزیده می‌نویسم برای نوجوانان که بخوانند و اگر کنجکاوشان کرد به دنبال بقیه مطلب بروند و در اصل نکته‌هایی که می‌نویسم درس‌هایی برای نویسنده شدن است.دوست دارم برایم در مورد نکته‌ها بنویسید و اگر جمله‌ای را نفهمیدید به من پیام بدهید تا توضیح دهم. اما جمله‌ی نخست.داستان، یکی از قالب‌های نگارشی است که از دیرباز در ادبیات وجود داشته است.2. در میان قالب‌های نگارشی، قالب داستان متنی غیرمستقیم‌گو است.3. در داستان، نتیجه‌گیری و پنداخلاقی به صورت آشکار وجود ندارد.4. قصه و افسانه، متن‌هایی هستند که رویدادهای ذهنی و خیالی و آدم‌هایی به نام قهرمان در آن حضور دارند، ولی در داستان، رویدادها و آدم‌ها، عینی و واقع‌نما هستند.5. قصه و افسانه، آرزوی زندگی آرمانی و دلخواه آدم‌ها در زمان‌های خیالی و گذشته‌اند. ولی داستان، برشی از زندگی آدم‌ها در زمان معاصر است.6. نوشتن داستان، فنی است که نیاز به آموزش و تمرین دارد.7. برای نوشتن داستان، توانایی خواندن و نوشتن شرط لازم است.8. بهترین آموزش برای داستان‌نویسی، خواندن داستان است.9. داستان‌نویس باید چشم بینا و گوش شنوا داشته باشد.10. داستان‌نویسی، استعداد فطری را می‌طلبد.11. هنر و فن نویسندگی، به شرط علاقه و پیگیری، یادگرفتنی است.12. ذوق، نوآوری، مطالعه‌ی پیاپی و فراوان، آگاهی از مسایل انسانی و جامعه‌شناسی، داشتن نثری خوب از شرایط کار نویسندگی است.13. مطالعه‌ی زیاد و پی‌گیر، انگیزه‌ای برای نوشتن می‌شود.14. برای نوشتن داستان با درونمایه‌ی علمی و یا فلسفی، داستان‌نویس باید از فلسفه و آن رشته علمی آگاهی کافی داشته باشد.این جملات را می‌توانید به صورت کامل در وب سایت من بخوانید.behrangstory.ir</description>
                <category>مژگان قاسمی</category>
                <author>مژگان قاسمی</author>
                <pubDate>Sun, 23 Oct 2022 11:56:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروع داستان باید چگونه باشد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_49892682/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-ntozqqqsjehr</link>
                <description>شروع نباید عادی باشدحالا که روزنامه و مطبوعات زیاد شده و هر ناشری موظف است حداقل 4 کتاب در سال منتشر کند، حالا که مردم تنبل شده‌اند و کم حوصله، حالا که تعداد کتاب‌خوان‌ها و روزنامه‌خوان‌ها کم شده و بیش‌تر مردم ترجیح می‌دهند از رادیو و تلوزیون استفاده کنند، پس یک نوشته باید در همان قدم اول مخاطب را جذب کند. وقتی برای مقدمه‌چینی وجود ندارد. شروع یک نوشته باید مثل فنجان چایی باشد که لبه میز لق لق می‌خورد. این لق لق خوردن هر بیننده‌ای را منتظر نگه می‌دارد تا از سرانجام فنجان سر دربیاورد. حالا فکر کنید این فنجان درست وسط میز باشد. آیا باز هم جالب توجه است؟شروع نوشته باید مثل یک چنگک باشد که در ذهن خواننده می‌افتد و او را همراه متن می‌کشند. لق‌لق خوردن فنجان یاد شده حکم همان چنگک را دارد.</description>
                <category>مژگان قاسمی</category>
                <author>مژگان قاسمی</author>
                <pubDate>Sat, 22 Oct 2022 10:24:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فضا سازی در داستان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_49892682/%D9%81%D8%B6%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-cptke06mqi61</link>
                <description>فضاسازی در داستانفضاسازی در داستان به معنای جان بخشیدن از طریق توصیف و صحنه‌پردازی و تشریح شرایط و جو حاکم بر شخصیت‌های داستان است.تابلویی را در نظر بگیرید که نقاش آن با خطوطی مدادی تصاویر و نمادهای خاص خویش را بر بوم کشیده است. و سپس با اشاره‌های رنگ به رنگ قلم‌مو به سایه روشن‌ها، به تقابل و تضاد رنگ‌ها، به کنش و واکنش چهره‌ها، به عمق و میدان، به دور و نزدیک‌ها، و به تمام نیازهای تابلو، با رنگ‌ها جان می‌بخشد. نویسنده نیز در حیطۀ داستان با فضاسازی چنین ویژگی‎ها و زیبایی‌ها را به اثر می‌بخشد.فضاسازی در داستان از اندیشه و احساس نویسنده به شخصیت‌ها، و جریان داستان پیروی می‌کند.نویسنده با ایجاد فضاهای خاص، یک یک شخصیت‌ها را به خوانندۀ خویش معرفی می‌کند.در فضاسازی مکان، زمان، شرایط وقوع حادثه، کنش و واکنش شخصیت‌ها و ابعاد روانی حاکم بر داستان نشان داده می‌شود.فرض کنید در بخشی از داستانی، یکی از شخصیت‌ها یعنی عروس پس از پشت سر گذاشتن مسائل و مشکلات بسیار، برای نخستین‌بار وارد خانۀ بخت خود می‌شود.نویسنده با فضاسازی‌های گوناگون می‌تواند حس و حالی خاص از شخصیت و فضا و رنگ داستان را به ذهن خواننده انتقال دهد.با من در اینستا با صفحه behrang.storyیا در وب‌سایت behrangstory.irدر تماس باشید.خوشحال می‌شوم نظرات ارزشمند شما را در مورد این پست بخوانم.</description>
                <category>مژگان قاسمی</category>
                <author>مژگان قاسمی</author>
                <pubDate>Sat, 22 Oct 2022 10:10:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ده توصیه برای زندگینامه‌نویسی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_49892682/%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-zfncbjeea9m5</link>
                <description>○ شخصی را انتخاب کنید که علاقه‌مندید درباره‌اش بدانید‌.○خواندن مقالات دیگری○تحقیق گسترده○تحقیق تاریخی○منابع○ماخذها○سوژه را عینی کنید○ بررسی مجدد○احساس متقابل○بیان جذابشما چه توصیه‌های برای زندگی‌نامه نویسی دارید.</description>
                <category>مژگان قاسمی</category>
                <author>مژگان قاسمی</author>
                <pubDate>Fri, 08 Jul 2022 16:49:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر نوشتن این‌قدر شگفت‌انگیز است پس چه‌چیزی جلوی مرا می‌گیرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_49892682/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%BE%D8%B3-%DA%86%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF-xnsp3v8dbl0x</link>
                <description>اگر نوشتن این‌قدر شگفت‌انگیز است، پس چه چیز جلوی مرا می‌گیرد؟  ‌‌بیماری کمال‌گرایی، سندرم، 《باید در نخستین تلاشم، آن را در حد کمال به انجام برسانم.》 می‌دانم، می‌خواهید در همان قدم اول، بهترین نتیجه را داشته باشید. اصلن بد فکری نیست، اما این را هم بدانید که هیچ‌وقت به این شکل نخواهد شد. این کمال‌گرایی زیاد، دست و پای شما را می‌بندد، از پشت میز فراریتان می‌دهد و به‌قدری شما را کلافه می‌کند که حتا قادر به نوشتن یک کلمه هم نخواهید بود.      انتخاب اول      اگر قصد دارید وقفه‌ی بزرگی در نوشتن‌تان به وجود آورید، بر کمال‌گرایی اصرار داشته باشید. اگر قصد دارید انگیزه‌ی خلاق را در خود خاموش گردانید، پس بر کمال‌گرایی اصرار بورزید. اگر می‌خواهید الباقی عمرتان را بر سر این مسئله که به اندازه‌ی کافی خوب نبوده‌اید خود را شکنجه دهید، پس بر کمال‌گرایی اصرار داشته باشید.     انتخاب دوم      بر کمال‌گرا نبودن، اصرار بورزید. اصرار بورزید. 《اما -اگر یک کمال‌گرا نیستم- نتیجه‌ی آن، کار نامطلوب و خام نخواهد بود؟》 ابدن، در عوض شما را آزاد گذاشته تا ترس از شروع بر شما غالب نگردد.‌ بسیاری از افراد خلاق، معمولن با این تفکر که از همان ابتدا، 《کامل کار کنند》، این درس مهم را فراگرفتند، تا این‌که یک روز به یک‌باره به خود آمدند که: 《من تازه این کار را شروع کرده‌ام. چرا باید از خود انتظار کامل بودن داشته باشم؟ دیگر چنین انتظار نابجایی از خود ندارم.》 فرمولی تا حدودی سری برای طفره رفتن    ‌‌‌‌‌این بیماری بدون دردی که 《می‌خواهم کامل‌ترین کار را ارائه دهم، اما نمی‌دانم چگونه》 از جمله عوارضی که این تفکر به همراه دارد و شاید خودتان هم کاملن آن را بدانید، بهانه‌هایی است که به دنبال آن حادث می‌شود. کاری که  شما می‌کنید، شروع نوشتن است. اگر کمال‌خواه بودن باعث می‌شود که یک صفحه هم در روز ننویسید و فکر می‌کنید که شما را به اوج موفقیت می‌رساند، می‌توانید در همان کمال‌خواهی خود باقی بمانید، اما متعجب نباشید که چرا چیزی عوض نمی‌شود. میل خودتان است. در عین حال می‌توانید دیدگاه عاقلانه‌تری و البته مثمرثمرتری را نیز قبول داشته باشید: پیشرفت، نه کمال‌. این شعار را قاب و بالای میز کارم نصب کردم و جالب این‌که عبارت کوتاه، حداقل روزی یک‌بار، زندگی مرا نجات داده است. این عبارت دائم به من یادآوری می‌کند که برای رسیدن به کمال، حتا تلاش هم نکنم. چون هر چه بیش‌تر تلاش کنم، کمتر به آن دست می‌یابم. در عوض مروری کلی بر عملکرد خود داشته باشم و از خود بپرسم: 《آیا کارم نسبت به قبل بهتر شده؟ آیا نسبت به یک ساعت پیش از وحشتناکی‌اش کاسته شده؟ اگر این‌گونه است، می‌دانم پیشرفت داشته‌ام حتا اگر فرسنگ‌ها از کمال فاصله داشته باشم.》  به یاد داشته باشید: هیچ‌کس قادر نخواهد بود این کار را در کامل‌ترین شکل خود به انجام برساند. شما هم نمی‌توانید. من هم نمی‌توانم. اصلن نمی‌خواهم. 《کمال‌خواهی》 ، غایت آرزوی بشر است. این آرزو بسادگی در جهان به‌دست نخواهد آمد. اگر شما موجودی کمال خواهید، مطمئن باشید که به هر کاری رو آورید، بازنده‌اید.       دیوید برنزبا من در اینستا با آدرس behrang.storyیا در وب‌سایت behrangstoey.irدر ارتباط باشید‌.</description>
                <category>مژگان قاسمی</category>
                <author>مژگان قاسمی</author>
                <pubDate>Sun, 03 Jul 2022 11:58:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شاید کمی چیزهایی که نباید بلند از آن‌ها حرف زد.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_49892682/%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%85%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D8%B2%D8%AF-ql4whlngzw85</link>
                <description>این روزها دلم پر می‌کشد برای نوشتنبرای خواندن برای شعر برای داستان کوتاهبرای نفس کشیدن بدون ماسک این روزها ولی به بالشت چسبیده‌امحتا تمایلی به خوردنهم ندارمروزها سرد و بی‌باران است و من تلوزیون را هم خاموش کردم که در سکوت فکر کنمهر چند حوصله همان را هم ندارمحتا حوصله صدای بلند را آهسته حرف می‌زنم یادم نمی‌آید کی تلفن زنگ خورده باشد تا کسی از فاصله خیلی نزدیک از حال من که در دورترین جای جهان ایستاده‌ام چیزی بپرسدگوشی را هم سایلنت کرده‌ام حوصله هیچ چیز را ندارم حالا دیگر شب و روز ضعف دارم اما عین خیالم نیست به چایی و شربت به لیمو خودم را عادت داده‌امبه این‌که چه نیازی دارم به زنده ماندنشاید هم کرونا گرفته باشمکسی چه می‌داند من که تست نداده‌ام چه فرقی دارد دو هفته خودم را حبس خواهم کرد بدون این‌که آفتاب و پرندگان را لمس کنمخسته‌ام و دیگر نمی‌خوابم فقط در سکون و تنهایی چشم‌هایم را می‌بندم چه آرامش عجیبی است کُما...و درست چندین ساعت بعد به اجبار چشم‌هایم را باز می‌کنم به اجبار تشنگی لب‌های سفید و بی‌رنگ که انگار قرمزی روزهای قبلش را فراموش کرده تب و لرز دارم چه اهمیتی دارد سرامیک‌های کف اتاق آنقدر سرد است که پاهایم را خنک می‌کند انگار سال‌هاست مُسکن بودن استامینوفن را فراموش کرده‌امتب سنجش می‌گذارم ۳۹ ۳۸/۵جنگ است دیگر یک جایی شکست می‌خوری که فکر می‌کنی خیلی ایستاده‌ایولی کارد به استخوانت رسیدهدیگر نمی‌توانی تحمل کنی گرانی روز به روز و قیمت‌های سرسام‌آور را دیروزهای هر روز بهتر از امروزخیانت‌های پی‌درپیکرونا هم شبیه تو استفریبکار نمی‌شود شناختشنمی‌توانی بفهمی حالا که داری دست و پا می‌زنی هست یا نهدرست مثل خودت نقش یک دیکتاتور بازی کردن را خوب بلد استو خوب می‌داند که من اهل جنگ نیستم اهل سیاست نیستم و از تمام دروغ‌های جهان بدم می‌آید کرونا مثل توست هر جا دلش خواست سفر می‌کند و بی‌دلیل هر کسی را آزار می‌دهد مثل من اما نیستچه شعر بلندی شد باید ماسک بزنم و دست‌هایم را بشویمباید کمی پنجره را باز کنم و لابه‌لای دود اسفندی که ذره ذره وارد ریه‌هایم می‌شود تو را گم کنمباید یادم برود که تو هستیکرونا هست و زندگی قفس بزرگی‌ستشاید فردا دیگر تب نکنم هذیان نگویم شاید فردا کسی بیاد و بگوید که این نوشدارو ...و کسی بگوید  دیگر خیلی دیر شده.مژگان خسته</description>
                <category>مژگان قاسمی</category>
                <author>مژگان قاسمی</author>
                <pubDate>Sat, 07 May 2022 02:35:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کابوس</title>
                <link>https://virgool.io/@m_49892682/%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B3-mt1ngoedcf14</link>
                <description>کابوس‌هاکابوس‌هاوقتی‌که تو نیستیکابوس‌ها کابوس‌ها خلوت می‌کنیمساز می‌زنیم می‌خندیمبه فلزهایی که توی تنمان جا خُوش کردهدر پاهادر چشم‌هادر دست‌هادر هر نفسی که می‌رود و به زور برمی‌گرددکابوس‌هاکابوس‌ها رهایی ندارندتو را با خودشان می‌برند.مژگان قاسمی</description>
                <category>مژگان قاسمی</category>
                <author>مژگان قاسمی</author>
                <pubDate>Wed, 04 May 2022 13:14:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویرگول</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-aogcaybbomw2</link>
                <description> این اولین‌باری است که وارد ویرگول می‌شوم. نمی‌دانم چرا این‌قدر دیر ویرگول را کشف کردم. مگر من خودم را با گوشی خفه نکرده بودم. مگر فضای مجازی خانه دوم من نبود. پس چرا این همه دیر ویرگول را پیدا کرده‌ام.شاید این یک هشدار است برای من ، برای تو که درست مثل من هستی و گوشی از دستت نمی‌افتد.خودت را با اینستاگرام‌گردی خفه نکن. با خودم هستم. نگران نشو. اگر این هشدار را می‌خوانی و نگرانی برای خودت، برای کتاب‌هایی که نخواندی برای متن‌هایی که هنوز ننوشته‌ای، برای زندگی خوبی که هنوز نساخته‌ای به خودت بیا و بیا بهم قول دهیم که حداقل روزی بک ساعت کتاب بخوانیم. حداقل روزی یک ساعت بنویسیم. حداقل روزی یک ساعت فکر کنیم. بچگی‌های ما پر از فکر بود. پر از لحظاتی بود که هیچ‌چیزی برای سرگرم شدن وجود نداشت. مثل حالا نبود که بچه یک ساله به گوشی بیش‌تر نیاز دارد تا گهواره و عروسک و ماشین. دلم می‌خواهم به آن روزهای طلایی زندگی‌ام برگردم. به روزهایی که با خواندن خودم را خفه می‌کردم. آنقدر می‌نوشتم که کاغذهایم تمام شود. جوهر خودکارم خشک شود. حالا که ویرگول را پیدا کرده‌ام می‌خواهم روزی یک بار این‌جا بنویسم. خیلی چیزها عوض شده و البته من آن مژگان روزهای قبل نیستم.❤?</description>
                <category>مژگان قاسمی</category>
                <author>مژگان قاسمی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Apr 2022 22:57:52 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>