<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امین علیزاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_50075486</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:53:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>امین علیزاده</title>
            <link>https://virgool.io/@m_50075486</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا سازمان مجاهدین خلق یک سازمان جاسوسی است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_50075486/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%84%D9%82-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-tupqr6idfxgh</link>
                <description>سازمان مجاهدین خلق سازمان سیاسی اسلام گرا و چپ گرا با ساختار شبه نظامی است.رهبری این سازمان با مسعود رجوی و مریم رجوی است.این سازمان در ۱۵شهریور سال۱۳۴۴ به رهبری محمد حنیف نژاد،سعیدمحسن و عبدالرضا نیک بین پایه گذاری شد،اما بعد از انقلاب ۱۳۵۷ عبدالرضا نیک بین از فهرست رسمی بنیان گذاران حذف شد.سازمان مجاهدین پس از شکل گیری به اقدام مسلحانه بر ضد دودمان پهلوی پرداخت.درسال ۱۳۵۱ ساواک موفق به دستگیری رهبران اولیه این سازمان شد و به حکم دادگاه نظامی موقت،به جرم اقدام علیه امنیت کشور،اعمال تروریستی(ترور اتباع ایرانی و آمریکایی)به اعدام محکوم و برخی زندانی شدند.پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷بخش مذهبی این سازمان به رهبری موسی خیابانی و مسعود رجوی فعالیت خود را تحت عنوان جنبش ملی مجاهدین اعلام کردند ولی درباره اختلاف نظر با روحانيون از جمله روح الله خمینی به مخالفت بر ضد نظام جمهوری اسلامی روی آورد.پس از تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و برکناری بنی صدر،این سازمان هدف خود را سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران عنوان کرد.اعضای این سازمان دوسال بعد از جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۱ به عراق رفتند و با همکاری ارتش عراق،اقدام به تشکیل ارتش آزادی بخش ملی ایران کردند و در کنار ارتش عراق در جنگ بر ضد ایران مشارکت کردند.این نیروی نظامی در طول جنگ ایران و عراق از سوی خاک عراق بیش از یک صد عملیات نظامی بر ضد مواضع نیروهای ایرانی شکل داد.سازمان جاسوسی برای صدامسازمان مجاهدین خلق از بدو ورود رژیم بعث عراق تا سقوط صدام از همکاری با آن خودداری نکرد. سرکوب قیام مردم کردستان عراق، مقابله با انتفاضه شعبانیه شیعیان عراق، شنود و تخلیه اطلاعات و حتی شکنجه اسرای ایرانی از اقدامات منافقین در همکاری یا به عبارتی مزدوران صدام بود.این سازمان علاوه بر انجام عملیات علیه ایران، برای صدام جاسوسی می کرد. با توجه به اهمیت تخلیه تلفنی، با وجود مشکلات مختلف عراقی ها، بهترین و گسترده ترین امکانات برای این منظور به دستور صدام حسین در اختیار منافقین قرار گرفت.یکی از وظایف اصلی ستادهای مختلف سازمان در مناطق مجاور ایران تخلیه تلفنی و جمع آوری اطلاعات جبهه و جنگ بود. ایجاد شبکه ارتباطی بین ستاد و ستاد تاکتیکی سازمان در عراق، علاوه بر نقش عملی آن در انسجام سازمانی، تأثیر بسزایی در انتقال سریع اطلاعات به دست آمده از جاسوسی و تخلیه تلفنی و انتقال به موقع اطلاعات به سازمان داشت. سرویس اطلاعاتی عراقفعالیت بسیاری از این انجمن ها پس از کلاهبرداری و اخاذی مالی جدی توسط دادستان های داخلی مورد بررسی و پیگرد قانونی قرار گرفته است و پس از طرح شکایت از انجمن یاری ایران در انگلستان یا انجمن کمک ایران در آلمان، فعالیت این انجمن ها الف. مشکلی پیدا شده است در این زمینه، یکی از دلایل اعلام شده برای حمله گسترده پلیس فرانسه به مقر این سازمان در پاریس در سال ۲۰۰۳ و دستگیری مریم رجوی، اتهام پولشویی و صرف سرمایه های این انجمن ها در اقدامات تروریستی بود. امورهادی شعبانی، یکی از اعضای جدا شده سازمان، در خاطرات خود با عنوان شعار آزادی سازمان مجاهدین به مزدور و جاسوسی می نویسد: اسرای جنگی که در اردوگاه های عراق وضعیت خوبی نداشتند و توسط سربازان عراقی مورد آزار و اذیت قرار می گرفتند، مسئولان سازمان می گویند: که عملیاتی در پیش داریم، اگر به ما ملحق شوید، بعد از پیروزی آزاد می شوید تعداد کمی از اسرا به اشرف منتقل شدند، تعدادی از آنها در عملیات جان باختند یا تعدادی فرار کردند.زنان در مجاهدین خلقپوشش «خانه تیمی»، «طلاق اجباری»، «جدایی از فرزند»، «عمل خارج کردن رحم»، «سوء استفاده جنسی» و هزاران ظلم و مصیبت دیگر، گوشه‌ای از بلاهایی است که سران سازمان مجاهدین خلق در حق زنانی که عضو این سازمان بودند، روا داشته است.پوشش خانه تیمی»، «طلاق اجباری»، «جدایی از فرزند»، «عمل خارج کردن رحم»، «سوء استفاده جنسی» و هزاران ظلم و مصیبت دیگر، گوشه‌ای از بلاهایی است که سران سازمان مجاهدین خلق در حق زنانی که عضو این سازمان بودند، روا داشته است.سازمان مجاهدین خلق تا سال۱۳۴۸ یعنی تا ۴سال بعد از اینکه توسط افرادی از نهضت آزادی ایجاد شد اصلا هیچ نیروی خانمی در آن عضو نبود و یک سیستم کاملا مردانه داشت.تا این که ساواک طرحی برای مقابله با اقدامات مجاهدین خلق تهیه کرد .در این طرح به همه بنگاه های املاک کشور دستور داده شد تا هر خانه ای که به مرد مجرد اجاره می دهند اطلاعات آن را در اختیار ساواک قرار دهند.با این شرایط نیرو های مجاهدین خلق نمی توانستند خانه های تیمی اجاره کنند و پای خانم ها به این گروه باز شد که اغلب مذهبی بودند چون در آن زمان هنوز ظاهر سازمان مجاهدین خلق،گروهی بود که مقید به احکام اسلامی است و این روند جذب خانم ها کم کم موضوعی را به اسم ازدواج سازمانی به وجود آورد.این سازمان بوسيله حکومت پهلوی سابق و جمهوری اسلامی ایران و دولت عراق به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده است.سازمان مجاهدین خلق از ۳۰خرداد ۱۳۶۰ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران اعلام مبارزه مسلحانه کرد.مسعود رجوی گفته است در مرحله اول از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۱،دوازده هزار نفر کشته شدند.به همین جهت این سازمان از سوی جمهوری اسلامی ایران سازمان تروریستی محسوب می‌شود. علاوه بر عملیات های مسلحانه ای که سازمان مسؤلیت آن را پذیرفته است برخی ترور ها و عملیات های نظامی دیگر هم به سازمان نسبت داده شده است.</description>
                <category>امین علیزاده</category>
                <author>امین علیزاده</author>
                <pubDate>Sat, 21 Jan 2023 12:48:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش آلمان در جنگ ایران و عراق</title>
                <link>https://virgool.io/@m_50075486/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-aao2g1hs3rvx</link>
                <description>آلمان طی دوران جنگ تحمیلی ساخت تأسیسات «سعد ۱۶» و قطعات کارخانه شیمیایی سامره را در اختیار رژیم بعث عراق قرار داد و ضمن آن نیز در زمینه صنایع موشکی با بغداد همکاری کرد. یک سخنگوی وزارت اقتصاد آلمان غریی در اعترافات خود در این باره گفته اس: یک پروژه نظامی موسوم به «سعد - ۱۶» در عراق توسط شرکت‌های آلمانی تحت پوشش یک مؤسسه وابسته به دانشگاه انجام شده است.مجله «اشپیگل» چاپ آلمان ذیل یکی از گزارش‌های خود درباره جزئیات تجهیز رژیم بعث به سلاح‌های شیمیایی توسط آلمان نوشت: یک عراقی به نام علی قاضی گرفتار زندان صدام می‌شود که با وساطت رئیس‌جمهوری و وزیر امور خارجه آلمان از مرگ نجات پیدا می‌کند. پس از بازگشتش به آلمان با همکاری یک افسر عضو سازمان ضدجاسوسی آلمان غربی، ترتیب صدور یک کارخانه تهیه سلاح‌های شیمیائی به عراق داده می‌شود.به گزارش اشپیگل علی قاضی پس از بازگشت به آلمان بلافاصله با کمک یک عضو ارتش سازمان ضدجاسوسی آلمان در شهر هامبورگ شرکت صادرات و واردات تأسیس می‌کند و از طریق این‌ شرکت از «کنسرن معروف فورستای آلمان» وسائل یک کارخانه بزرگ تولید اسلحه شیمیایی را خریداری می‌کند. این کارخانه قادر بود سالیانه یک میلیون و هفتصد و شصت هزار تن مواد شیمیایی را به گازهای کشنده خردل و تابون مبدل سازد. بنابر این گزارش، صدور و حمل چنین کارخانه عظیمی به یک‌باره صورت نگرفته بلکه در قطعات و دفعات متعدد به واسطه ترکیه به عراق صادر می‌شد.مجله اشپیگل در گزارش دیگری نوشت: اینک در عراق در «سلمان پاک» در ساحل رودخانه دجله آزمایشگاه‌های تحقیقاتی تهیه گاز شیمیایی قرار دارد. در شهر «فلوجا» مواد خام اولیه تهیه می‌شود و بالاخره در شهر «سامره» گازهای خردل و گاز عصبی تابون به‌طور انبوه تولید می‌شود. بنابر این گزارش در هر سه شهر، شرکت‌های مختلف آلمان غربی حضور داشته و در ساختمان و تکمیل این کارخانه از آزمایشگاه تا تولید انبوه سهیم بوده‌اند.بنابر گزارش همین مجله، اطلاعات تحقیقات محرمانه حاکی از آن است که تأسیسات شیمیایی ساخته شده توسط شرکت‌های آلمانی در سامره عراق اخیرا موفق به تولید مواد شیمیایی بسیار مرگ‌بار تابون و لاست هم شده‌اند. کارشناسان آلمانی همچنین متوجه شده‌اند که سه کارخانه فروخته شده آلمانی به عراق قادر به تولید اسید سیائیدریک غلیظ و فشرده است.ادو اولفکات، خبرنگار آلمانی روزنامه مشهور «فرانکفورتر آلگماینه» که در دوران جنگ تحمیلی خبرنگار اعزامی این روزنامه به مناطق جنگی عراق بود می‌گوید: مقامات آلمانی بسیار خرسند بودند که این گازها را برای استفاده علیه ایران به صدام داده‌اند.علاوه بر این، آلمان طی دوران جنگ تحمیلی ساخت تأسیسات «سعد ۱۶» و قطعات کارخانه شیمیایی سامره را در اختیار رژیم بعث  قرار داده و ضمن آن نیز در زمینه صنایع موشکی با بغداد همکاری کرده است. یک سخنگوی وزارت اقتصاد آلمان غریی در اعترافات خود در این باره می‌گوید: یک پروژه نظامی موسوم به «سعد - ۱۶» در عراق توسط شرکت‌های آلمانی تحت پوشش یک مؤسسه وابسته به دانشگاه انجام شده است.بنابر گزارش اشپیگل، شرکت‌های تسلیحاتی آلمانی متعلق به گروه «ام.بی.بی» بیش از آن‌چه تصور می‌رفت در تقویت قدرت نظامی عراق دست داشته‌اند. به طور مثال یک سلاح ساخته شده توسط ام.بی.بی که موج انفجاری آن مشابه با انفجار یک بمب کوچک اتمی است از طریق مصر به عراق فروخته شده است. ام.بی.بی همچنین از طریق شرکت فرانسوی «اویرومیسایل» حدود ۱۰ هزار قبضه موشک ضدتانک سیستم میلان و هات و نیز ۱۰۵۰ موشک ضدهوایی رولاند به عراق فروخته است.با آشکار شدن نقش آلمان در تجهیز رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی، اشپیگل ذیل یک گزارش نوشت: امروزه دیگر ثابت شده است که بدون فن‌آوری آلمان، عراق قادر به تولید موشک‌های دوربرد اسکاد B نبوده است. فن‌آوری پیشرفته‌ آلمان که در اختیار عراق قرار می‌گرفت؛ به بغداد این امکان را می‌داد که برد موشک‌های اسکاد B را به ۶۰۰ کیلومتر افزایش دهد.علاوه بر این، آلمان همچنین ۶۰ فروند بالگرد «BO-۱۰۵» مجهز به موشک وحشتناک ضد تانک «هات» به عراق فروخت. این بالگردها به صورت محرمانه و توسط اسپانیا که مونتاژ قسمتی از آنها را بر عهده داشت، تحویل رژیم بعث عراق شد تا نقض بی‌طرفی آلمان در برابر طرفین درگیر آشکار نشود.-مصادیق شریک جرم بودن آلمان هابمباران شیمیایی از «سردشت» تا «فاو»: عراق در طول جنگ ۳۵۰۰ بار به ایران حمله شیمیایی اهدایی المان‌ها کرد که ۳۰ مورد از آن‌ها در مناطق مسکونی بوده است. ‬‬بمباران شیمیایی سردشت: بزرگترین، وحشیانه‌ترین و غیرانسانی‌‎ترین اقدام نظامی رژیم بعث عراق در جنگ تحمیلی استفاده از سلاح کشتار جمعی به ویژه سلاح شیمیایی بود؛ در یکی از این حمله‌ها نیروی هوایی عراق در هفتم تیر سال ۱۳۶۶ با استفاده از سلاح شیمیایی در چهار منطقه کردنشین سردشت از توابع آذربایجان غربی، هزاران مصدوم بر جای گذاشت تا از شهری که ۱۲ هزار تن جمعیت داشت طبق آمار رسمی هشت هزار و ۲۵ تن مصدوم و از این تعداد ۱۳۰ تن در همان لحظات اولیه شهید شدند. سردشت نخستین شهری بود که پس از جنگ جهانی دوم در دنیا بمباران شیمیایی شد.بمباران شیمیایی حلبچه: در ۲۵ اسفند ۱۳۶۶ توسط نیروی هوایی حکومت بعث عراق به‌نام عملیات انفال بر ضد ساکنان مناطق کردنشین عراق انجام گرفت. در پی این حمله حدود پنج هزار تن از مردم حلبچه که غیرنظامی بودند کشته شدند و نزدیک به هفت هزار تا ۱۰ هزار نفر را زخمی کرد که اکثراً از غیرنظامیان بودند. صد‌ها تن دیگر بر اثر عواقب، بیماری‌ها و نقص جسم در هنگام تولد در سال‌ها پس از حمله کشته شدند. حادثه‌ای که به صورت رسمی به عنوان نسل‌کشی مردم کرد عراق شناخته شد و هنوز به عنوان بزرگترین حمله شیمیایی مستقیم به یک منطقه شهرنشین در تاریخ باقی‌مانده‌است.نام دولت آلمان در فهرست حامیان تسلیحاتی و شیمیایی صدام جنایتکار، برجسته است؛ آلمان سهم ویژه‌ای در تجهیز زرادخانه صدام متجاوز داشت و به همراه آمریکا، از بزرگترین تامین کنندگان تسلیحات شیمیایی و بیولوژیک صدام بود.چند سال پس از پایان جنگ تحمیلی، یک موسسه مرتبط با مسائل نظامی خاورمیانه در پاریس با نام «وزینتال» طی گزارش مبسوطی اعلام کرد که از ۲۰۷ شرکت طرف قرارداد با رژیم صدام برای تسلیح شیمیایی ارتش بعثی عراق، ۸۶ شرکت آلمانی بودند.همچنین در اسفند سال ۱۳۶۵ در میانه‌های جنگ، یک نشریه آلمانی با نام «اشترن» گزارشی از تسلیحات شیمیایی عراق و کارخانه صنایع شیمیایی این کشور در ۱۲۰ کیلومتری شمال بغداد، منتشر کرد. کارخانه‌ای به وسعت ۲۵ کیلومترمربع که در آن دو ردیف سیم خاردار بلند نصب شده و به وسیله موشک‌های زمین به هوا محافظت می‌شد.</description>
                <category>امین علیزاده</category>
                <author>امین علیزاده</author>
                <pubDate>Sun, 15 Jan 2023 21:41:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویراستاری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_50075486/%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-ho0gvwla5okf</link>
                <description>موارد:صفحه ۲ انواع جنگ ها : ناهمتراز صفحه ۲ خط اخر : جزئی صفحه ۴ خط ۱ : ژئوپولتیکیصفحه ۵ خط ۱۰ : امپراطوری صفحه ۷ خط ۶ : اختلافات صفحه ۸ خط ۱۲ : بیکران صفحه ۹ خط ۱: نابسامانصفحه ۹ خط ۴ : عبارت است از صفحه ۹ خط ۵: توأم صفحه ۹ خط آخر : حاصلخیز صفحه ۱۰ خط آخر : به ویژه صفحه ۱۳ خط ۱۵ : یک سو صفحه ۱۶ خط ۴: توپخانه ای صفحه ۱۷ خط اول : طرح ریزی صفحه ۱۸ خط اول : طرح ریزی صفحه ۱۸ خط ۱۴: تصرف صفحه ۱۸ خط آخر : به طور کامل صفحه ۱۹ خط مورد ۸: قابل . اینچیصفحه ۲۰ خط ۸: متعاقبصفحه ۲۰ خط ۱۵: شد صفحه ۲۰ خط ۱۷ : پل صفحه ۲۲ خط ۴: به گور صفحه ۲۴ خط ۳: شلمچه صفحه ۲۴ خط ۵ : شمال غرب صفحه ۲۴ خط ۹: آن را صفحه ۲۴ خط ۱۰ : جابه جاییصفحه ۲۴ خط ۲۷: ژئوپولتیکیصفحه ۲۴ خط ۳۱: اعدام صفحه ۲۵ مورد ۸: قطعنامه صفحه ۲۵ مورد ۹ : سلاح ها صفحه ۲۵ . خط آخر : قطعنامه صفحه ۲۶ خط سوم : راه حل صفحه ۲۶ خط پنجم : مسائل صفحه ۲۶ مورد سوم : خاکمانصفحه ۲۶ مورد ۵: دکوئیار صفحه ۲۸ خط اول : سلاح هاصفحه ۲۸ خط دوم : کنوانسیونصفحه ۲۸ خط اخر : وحشی گری صفحه ۲۹ خط دوم : می شود صفحه ۲۹ خط ۱۰ : نیروگاه ها صفحه ۳۰ خط ۳ : فرانسوی ها صفحه ۳۱ خط۹ : بمباران ها صفحه ۳۲ خط ۶ : برگشتند _ می گویند صفحه ۳۳ خط اول : همه صفحه ۳۳ خط ۹: به خاکصفحه ۳۴ خط ۱۰ : حسنی صفحه ۳۴ خط ۱۴: نمی کرد صفحه ۳۴ خط ۱۸ : باز هم صفحه ۳۴خط ۲۰ : متعادل تریصفحه ۳۵ خط ۱۶: مجروحان صفحه ۳۵ خط اخر : کمک های صفحه ۳۶ خط دوم : اعلام صفحه ۳۷ خط سوم : فناوری صفحه ۳۷ خط اخر : فرهیخته</description>
                <category>امین علیزاده</category>
                <author>امین علیزاده</author>
                <pubDate>Fri, 30 Dec 2022 17:48:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصاحبه با امیر مسعود بختیاری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_50075486/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-v99um7wyft5j</link>
                <description>به نام خدامسعود بختیاری (زاده ۲۵ آبان ۱۳۲۰ تهران) نظامی بازنشسته، مدرس دانشگاه و نویسنده ایرانی است، که در خلال جنگ ایران و عراق از فرماندهان ارشد ارتش جمهوری اسلامی ایران بود و ریاست عملیات نیروی زمینی ارتش را برعهده داشت. بختیاری فعالیت در ارتش شاهنشاهی ایران را از سال ۱۳۳۸ آغاز کرد. او از طراحان عملیات بیت‌المقدس بود.توضیحات مصاحبه آقای امیر مسعود بختیاری با صدا و سیما شبکه یک در رابطه با سال اول جنگ:مجری: آیا گرفتاری و ضعف ارتش بود که باعث ناکامی و عدم موفقیت سال اول جنگ شد؟پاسخ جناب آقای مسعود بختیاری: چه کسی فرموده که ما در سال اول جنگ موفق نبوده ایم؟ ما ظرف ۲ تا ۶ ماه اول جلوی ارتش مجهز عراق را گرفتیم .این اسمش موفقیت نیست! این موفقیت نیست که توانستیم ارتش عراق را قبل از اینکه به اهداف خود برسد ،در بیابان های خوزستان در کوه های ایلام و کردستان متوقف کنیم!؟ارتش عراق آیا آمده بود پشت کرخه و کارون بایسته یا در بیابان بایسته یا سر کوه های بازی دراز بایسته؟ .بلکه ارتش عراق در سال اول جنگ اهداف بلندی داشت و می خواست مسجد سلیمان ، بهبهان ، دوکوهه در خوزستان و خوزستان را جدا کند اما نتوانست. چرا که در مقابلش مقاومت شد.اگر این موفقیت نیست پس چیست ؟یکی از تعاریفی که امروزه در ادبیات نظامی از پیروزی می شود، این است که مانع شویم از اینکه دشمن به اهداف استراتژیک خود برسد و ارتش ایران مانع از این شد.و اینکه من می گویم (ارتش)و روی آن تاکید می کنم ،برای این است که نیروی بسیج مردمی فاقد سلاح و فاقد مهارت برای این کار هستند، سپاه پاسداران هم در آغاز این راه است.در واقع در آغاز جنگ، دو یا سه ماه است که سپاه سازمان فرماندهی ،خود را کامل کرده و تا قبل آن سپاه بصورت شورایی بوده.در ماه شهریور یا مرداد ۱۳۶۰ است که آقای محسن رضایی به عنوان فرمانده کل سپاه انتقاد می شود و مدارک منسجم است.در آن زمان تعدادی از آن پنچ شش نفر اولی که شورای فرمانده داشتند،مخالف این بودند که سپاه وارد جنگ خارجی شود و می گفتند سپاه طبق قانون اساسی ،مامور امنیت داخلی است (طبق اساس نامه خودشان و قانون اساسی).و لذا کسی که جلوی ارتش عراق را گرفت ،ارتش ایران بود.و یک نکته ای که وجود دارد این است که ایثار و فداکاری و روحیه و انگیزه و هر چیز دیگری سر جای خودش ،اما آیا در مقابل تسلیحات مدرن تنها سینه ی باز و پر از احساس و دست خالی جواب گو است؟یعنی وقتی ۱۹۲ فروند هواپیما از پایگاه عراق بلند می شود و بمب باران می کند و توپخانه ی عراق آتش واری می کند و نیروی زرهی عراق وارد می شود ،آیا تنها با انگیزه خالی میشه کار کرد؟ نه ،بلکه نیروی مشابه خودش را می خواهد ،نیروی هوایی می خواهد که جواب نیروی هوایی عراق را بدهد،توپخانه ای می خواهد که جواب توپخانه را بدهد ،زرهی می خواهد که جواب زرهی بدهد و لذا کی این رو داشته؟ارتش،و مهارت و تخصص استفاده از آن را داشت.عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به ایران حمله کرد و در همان بعد از ظهر یعنی چهار ساعت بعد هواپیما های ایران پایگاه های شعیبه و کرکوک را بمب باران می کنند و روز بعدش در یک مهر ماه ایران با ۳۰۰ سورتی پرواز یعنی ۱۴۰ فروند به عراق حمله می کند و این شوکی که به صدام حسین وارد می شود باعث می شود اساسا تمرکزشان از هم فرو بپاشد و این مقاومت باعث می شود که در روز ششم جنگ صدام حسین تقاضای آتش بس بکند. مگر به اهداف خود رسیده بود؟نه،بلکه فهمیده بود جنگ را نمی برد.بنابراین اینکه شما می گویید عدم موفقیت ایران در سال اول جنگ درست نیست بلکه ما می گوییم عدم موفقیت نداریم زیرا:1.کاملا موفق بوده چون ارتش عراق را وایسانده .2.برتری نیروی هوایی ایران نسبت به نیروی هوایی عراق و نیروی دریای ایران در ۶۷ روز اول جنگ ،نیروی دریایی عراق را در صحنه ی جنگ از خلیج فارس خارج کرده و اسکله ی البکر و الامیه را منهدم کرده وصدور نفت عراق را قطع کرده ،در کنار این فتح تپه های الله الکبر ،فتح ارتفاعات میمک،فتح سر پل هایی در غرب رود خانه ی کرخه که زمینه سازی درباره فتح المبین می شود آیا این ها پیروزی نیست؟!مجری:این با نقشه های خود ارتش پیروزی نیست،یعنی ارتش نقشه طراحی کرده که تا در همان عملیات تا خود بصره برود؟پاسخ :زنده باد. چرا طراحی کرده تا بصره؟برای اینکه مطابق توان خود حرکت می کند.شما اگر در تحلیل جنگ ایران و عراق، فضای انقلابی حاکم بر کشور ،اگر آن شور انقلابی و فضای هیجان زده را در تحلیل هایتان دخالت ندهید ،تمام تفسیرات و تعبیرهایتان یک پایش لنگ است ،بنابراین من زیر بار فشار افکار عمومی روی نقشه ام طرحی می کشم که سر فلش من می رود تا سر بصره اما فلش من از کرخه کور تا بصره خط چین شده که اینا همه معنی دارد ،یعنی اگر شد تا آنجا می روم.مجری:آقای امیر عبدالحسین مفید فرمودند که قبل از جنگ ایراد رو به فرماندهی و راس کار گرفتند در صورتی که شما الان می گویید ما در سال اول جنگ موفق بودیم ،در صورتی که فرماندهی تغییر نکرده یعنی همان فرماندهی است.پاسخ آقای امیر مسعود بختیاری: من حرف ایشان را نقض نمی کنم من می گویم در آن شرایطی که ایشان به درستی تصویب کردند ما سال اول جنگ را بسته به شرایط موفق می دانیم .شما فکر می کنید موفقیت این است که ارتش عراق را از ایران بیرون کنیم در حالی که با چهار تا لشکری که در دست باقی مانده و چند سیاهی لشکر ،نمی توان ۱۲ لشکر عراقی را از خاک ایران بیرون کرد !</description>
                <category>امین علیزاده</category>
                <author>امین علیزاده</author>
                <pubDate>Fri, 30 Dec 2022 17:44:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گردان دژ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_50075486/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DA%98-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-d4zrrddoewhc</link>
                <description>نبرد خرمشهر  درگیری شهری میان ارتش عراق و رزمندگان ایرانی بود که در حومه و داخل خرمشهر از تاریخ ۱ مهر تا ۴ آبان سال ۱۳۵۹ رخ داد. در پی حمله عراق به ایران، ۱۲ لشکر عراقی به سمت خرمشهر روانه شدند که با مقاومتِ گردان دژ نیروی زمینی ارتش، گردان تکاوران دریایی بوشهر، پاسداران و مردم بومی خرمشهر و شهرهای اطراف آن رو به رو شدند. نهایتاً، عراق توانست پس از ۳۴ روز درگیری، خرمشهر را تسخیر کند. در این نبرد از هر دو طرف حدود ۷٬۰۰۰ نفر کشته و مجروح شدند و تعداد چند صد خودرو زرهی و تانک منهدم شد. با وجود مقاومت سرسختانه ایرانی‌ها، به دلیل نرسیدن نیروی کمکی (تجهیزات، مهمات و نیروی نظامی) و آتش سنگین توپخانه ارتش عراق و بمباران‌های پیاپی نیروی هوایی عراق، سرانجام با دستور شفاهی مقامات ایرانی، نیروهای مقاومت پس از خارج کردن مردم، از طریق رودخانه کارون، از شهر خارج شدند. گردان دژجوانمردانی که تا اخرین قطره ای خون برای مقابله با دشمن جنگیدنتاریخچهگردان دژ در سال ۱۳۴۹ توسط نیروی زمینی شاهنشاهی تاسیس شد .در جنگ ایران و عراق به فرماندهی سرهنگ علی قمری وظیفه ای حفاظت از جاده شلمچه به خرمشهر را بر عهده داشت .و به مدت ۳۰ روز در برابر حملات لشکر ۳ زرهی و تیپ ۳۳ نیروی مخصوص عراق ایستادگی کرد و از خرمشهر دفاع نمود گردان دژ شامل ۵ گروهان ؛۴ گروهان تفنگ دار  و یک گروهان ارکان بود، که بخشی از پوشش نیروی زمینی ارتش از خط مرزی شلمچه تا طلائیه را برعهده داشت و برای انجام این مأموریت به ۳۲ پاسگاه تقسیم شده بود. مأموریت این گردان در زمان درگیری، انجام عملیات تأخیری و حفظ خطوط مرزی به مدت ۴۸ ساعت بود.جنگ ایران و عراق با دلواری افراد گردان دژگردان ۱۵۱ دژ که بخشی از لشکر ۹۲ زرهی اهواز بود، در هنگام شروع جنگ ایران و عراق، وظیفه حفاظت از مرزهای ایران در استان خوزستان، حد فاصل شلمچه تا کوشک را برعهده داشت. در واقع راه زمینی اصلی که یگان‌های نیروی زمینی عراق قصد داشتند از طریق آن از نقطه مرزی شلمچه به سوی خرمشهر پیشروی و آن شهر را تصرف کنند، در محدوده استحفاظی و مأموریت این گردان قرار داشت.مرز ایران و عراق از زمان حکومت محمدرضا شاه و بعد از عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر بین دو کشور، دارای یک دژ (نوعی خاکریز و استحکامات مرزی) بود، که در حد فاصل نیروهای ایران و عراق کشیده شده بود. این دژ به یک دژ مرکزی و دژهای فرعی تقسیم شده بود و مسئولیت دفاع از این دژها، برعهده گردان ۱۵۱ بود، که نیروهای آن در پادگانی به نام پادگان دژ مستقر شده بودند.ارتش عراق که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ حمله خود را برای اشغال خرمشهر آغاز کرد، با دفاع شدید نیروهای گردان ۱۵۱ روبه‌رو شد. این دفاع یک ماه تمام و تا ۳۰ مهرماه ۱۳۵۸ ادامه یافت. گردان دژ که با حمله لشکر ۳ زرهی و تیپ ۳۳ نیروی مخصوص عراق روبه‌رو شده بود و همزمان با توپخانه و نیروی هوایی عراق، گلوله‌باران و بمباران می‌شد، ۳۰ شبانه روز در برابر نیروهای عراقی جنگید گردانی که بر طبق قاعده نظامی باید ظرف ۴۸ ساعت با نیروهای تازه‌نفس تعویض می‌شد، با کمک نیروهای مردمی و تجهیزات محدودی که داشت، از سر وطن‌پرستی، غیرت و مردانگی ۳۰ روز در مقابل متجاوز افسارگسیخته ایستادگی کردو از محدوده گسترده نوار مرزی و از جمله جاده ۱۷ کیلومتری شلمچه به خرمشهر دفاع کرد، تا مانع ورود نیروهای عراقی به خرمشهر شود.شدت درگیری گردان دژ با نیروهای عراقی در این ۳۰ روز چنان بود، که فقط در هفته اول جنگ، پنج بار فرماندهی این گردان به دلیل کشته یا مجروح شدن فرماندهان، تغییر کرد. نام آن پنج فرمانده که یکی پس از دیگری کشته یا مجروح شدند؛ سرهنگ جاموسی، سرگرد چهارمحالی، سرگرد شاهان، سروان کبریایی و ستوان گیوتاج بود، که این آخرین فرمانده در واقع پزشک گردان و افسر وظیفه بود، که در نبود فرماندهان بالاترش مجبور شد فرماندهی گردان را برعهده بگیرد. در این دفاع ۳۰ روزه از ۱۹ افسر گردان ۱۵۱ دژ، فقط یک افسر زنده ماند.در زمان جنگ گردان دژ به علت بمباران و گلوله باران شدید تعداد زیادی از نیروهای خود را از دست داده بود. عده ای شهید، مفقود و تعداد زیادی نیز مجروح شده بودند. از پرسنل باقیمانده نیز تعدادی در شهر به صورت پراکنده مقاومت و به مردم کمک می‎کردند و تعدادی دیگر در پادگان از سقوط این مکان مقدس جلوگیری می‎کردند.در تاریخ 17 مهرماه عراقی‎ها با شکستن دیوار دفاعی پادگان توانستند وارد پادگان شوند. اما با پاتک به موقع نیروهای موجود در پادگان از پیش‎روی آنان جلوگیری و با درگیری و مقاومت جان بر کفان، دشمن به عقب رانده شد. در این درگیری که توام با رشادت رزمندگان گردان دژ همراه بود، رزمندگان توانستنه بودند یک سرگرد عراقی را نیز به اسارت درآورند. این حملات و درگیری‎ها طی چند مرحله تکرار شد و هربار نیروهای دژ با دادن تلفات بسیار بالا مقاومت می‎کردند. دشمن علاوه بر پادگان از چند طرف دیگر نیز وارد شهر شده و کودکان و غیر نظامیان بی گناه خرمشهر را که از تخلیه شهر غافل مانده بودند به گلوله بسته بود. برای پرسنل پادگان دژ دفاع از خرمشهر جدا از دفاع پادگان نبود. ارتش عراق با نهایت نیروها، تجهیزات و مهمات در روز بیست و سوم از زمین و هوا خرمشهر را زیر آتش خود گرفته بود. در این روز مقاومت در خرمشهر آنقدر پیچیده شده بود که ارتش، سپاه، مردم، همه و همه با هم ادغام شده بودند تا از سقوط خرمشهر جلوگیری کنند. این ادغام را می‎توان از اولین پیوندها و «تلفیق‎های مقدس» نامید که در خرمشهر رغم خورد. در روز 24 مهرماه سرانجام پادگان دژ با بمباران شدید هوایی و از دست دادن بیشتر نیروها به جز قسمت کوچکی از ترابری پادگان به دست دشمن افتاد. دشمن تا قبل از سقوط پادگان جسارت اجرای عملیات‎های سنگین و متعدد بر روی خرمشهر را نداشت، ولی به محض سقوط پادگان جرات پیدا کرده و خرمشهر را زیر آتش سنگین خود گرفت. روز 24 مهرماه را روز خونین شهر نامیده‎اند زیرا در این روز با سقوط پادگان دژ عملا بنیان مقاومت خرمشهر فرو ریخت و دشمن توانست با حملات ناجوانمردانه و گسترده خود تعداد زیادی از نظامیان و غیر نظامیان حاضر در خرمشهر را به شهادت برساند. روز بیست و چهارم روز خون، حماسه و شهادت بود. آسفالت خیابان‎ها از خون شهیدانی قرمز شده بود که جان خود را فدای اسلام، میهن و انقلاب کردند. در این روز بود که فرمانده نیروهای متجاوز با غرور گزارش داد: دستورتان اجرا شد ما اکنون وارد محمره (خرمشهر) شدیم. بلافاصله ستاد تبلیغات جنگ دستور تخلیه کلی شهر را صادر کرد. بیش از 200 نفر از رزمندگان مردمی و بسیجی به همت تکاوران نیروی دریایی ارتش که در آن روز تعداد زیادی از آنان شهید شده بودند به وسیله قایق از محاصره دشمن رهایی یافته و تخلیه شدند.با سقوط پادگان دژ که عملا دیوار دفاعی و مقاومت خرمشهر به حساب می‎آمد نیروهای بازمانده شهر را تخیله کرده و سرانجام خرمشهر در تاریخ 4 آبان ماه پس از 34 روز مقاومت که عملا 48 روز بود سقوط کرد. ستوان زارعیان که از آخرین نفرات خارج شده خرمشهر بود روی دیوارهای شهر نوشت خرمشهر ما دوباره باز می‎گردیم و این چنین شهر را ترک کردند.سوم خرداد سالروز آزادسازی خونین‌شهر است. شهری که در شهریور سال ۵۹ مورد تهاجم صدامی‌ها قرار گرفت و پس از ۳۴ روز مقاومت جانانه مردم خرمشهر و نیرو‌های ارتش و سپاه به اشغال ارتش بعث درآمد. اما یک سال و نیم بعد در جریان عملیات غرورآفرین بیت‌المقدس، آزاد شد و صفحه جنگ را به نفع نیرو‌های جبهه حق برگرداند.۳۴ روز مقاومت خرمشهر در ابتدای تهاجم ارتش بعث به خاک کشورمان، در حالی که صدام خیال می‌کرد می‌تواند ۳ روزه خوزستان را تصرف کند، اولین سیلی محکمی بود که دیکتاتور معدوم عراق از جمهوری اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) دریافت کرد.در طول هشت سال جنگ تحمیلی، شاهد وجود یگان‌ها و نیروهای زیادی بودیم که در مقابل دشمن تا پای جان ایستادند و حماسه آفریدند: اما گردان 151 پیاده دژ خرمشهر به یقیین نخستین یگانی است که در آغاز جنگ این حماسه را رقم زد. این گردان که در سال 1349 تاسیس شد شامل 5 گروهان بود و بخشی از پوشش نیروی زمینی ارتش از خط مرزی شلمچه تا طلاییه را برعهده داشت و برای انجام این ماموریت به 32 پاسگاه تقسیم شد. پس از پایان جنگ ایران و عراق تا امروز، گردان 151 دژ پیاده هنوز به دفاع از حریم کشور اسلامی ایران مشغول استپادگانی است به وسعت یک ارتش و برابر با تمام ارزش‎ها و آرمانهایی که سربازان آن خون پاک خویش را برای پایداری آن نثار کردند. در گوشه و کنار این پادگان لاله‎هایی پرپر شدند تا نام این پادگان برای همیشه سبز و جاویدان باقی بماند. دژهایی که تا ابدیت نماد مقاومت، پایداری و شجاعت نیروهایش باقی خواهند ماند. دژهایی که اگر زبان داشتند و لب به سخن می‎گشودند از فداکاری و رشادتهای کسانی حکایت می‎کردند که حماسه‎ها آفریدند، از آن لحظات پر التهاب می‎گفتند، از ایامی حکایت می‎کردند که در هر گوشه از این پادگان و دژها پیکر پاک شهیدی زمین را به آغوش می‎کشید و روحش به سوی ملکوت پرواز می‎کرد. این دژها زبان گویای مظلومیت و غربت افسران و سربازان این پادگانند که جانانه از مرزهای میهن خود تا آخرین قطره خون دفاع کردند، پادگان دژ یادآور اولین گلوله‎هایی است که به سمت میهنمان شلیک شد، یادآور شهید استوار خسروی که می‎گفت: «من زنده باشم و تو به خاکم تجاوز کنی؟» و یا یادآور سخن شهید ستوان امیری که در آخرین ساعات زندگیش گفت: «ایران کشوری فراخ و بزرگ است ولی جایی برای عقب نشینی امیری وجود ندارد» طنین صدای این دلاورمردان نیروی زمینی ارتش هنوز هم در خاک پهناور خرمشهر شنیده می‎شود.</description>
                <category>امین علیزاده</category>
                <author>امین علیزاده</author>
                <pubDate>Fri, 30 Dec 2022 17:40:20 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>