<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رومینا</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_50383906</link>
        <description>توانمند در عین ناتوانی و خلاق در عین بی استعدادی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 23:45:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4339241/avatar/NsqOgu.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رومینا</title>
            <link>https://virgool.io/@m_50383906</link>
        </image>

                    <item>
                <title>به قول شاعر چی بگم از کجا بگم دردمو با کیا بگم!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_50383906/%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D9%84-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%DA%86%DB%8C-%D8%A8%DA%AF%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%DA%AF%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D9%85%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%DA%AF%D9%85-f58utnu571u9</link>
                <description>زمانی که نمی توانم ساده ترین مسائل را به اطرافیانم یاد بدهم درد دارد.کودک شما تحت مراقبت شماست و اگر از چیزی احساس ناخوشایندی دارد شما مسئول برطرف کردن آن احساس هستید.اگر کسی در هر سنی به هر طریقی با کودک شما ارتباط درست فیزیکی ندارد باید به آن شخص تذکر و نشان بدهید احساسات کودکان برای شما اهمیت بسیار بالایی دارد. در عین حال باید به کودکان حریم بدنی و لمس خوب و بد را آموزش بدهید.در زندگی بیست و خورده ای ساله ام چیزهایی که در این باره دیده ام برای من غیر قابل تحمل بوده است. برایتان یکی از این نمونه ها را بدون اشاره مستقیم به اطرافیانم تعریف میکنم. دختر هفت ساله ای که از بدو تولد توسط مرد های فامیل به جز پدر در شرایط لمس بد مثل بوسه بر گونه یا بغل کردن با وجود ناراحتی کودک و مادر قرار گرفته و من شاهد این موارد بوده ام. نمی توانم بگویم این رفتار مردان فامیل کاملا عمدی یا غیر عمدی بوده است اما از یک چیز مطمئن هستم؛ نارضایتی دختر و والدین. من در این باره با مادر دختر صحبت کردم و اطمینان حاصل کردم که او نیز از این شرایط ناراضی است و زمانی که درخواست کردم قاطعانه به افراد تذکر بدهد حرفی زد که چشمانم گرد شد : اشکالی نداره چی برم بگم آخه؟ بلاخره فامیل اند زشته!حرف های من را تایید کرده بود و موافق بود اما نمی توانست روبروی آنها بایستد و بگوید : لطفا کاری که باعث ناراحتی دخترم می شود انجام ندهید. در آن لحظه نمی دانستم چه بگویم و مکالمه ما تمام شد اما همیشه در این فکر هستم که چطور می توانم تاثیری در این رویه داشته باشم. فکر می کنم یا به آن مردان رفتار درست یاد داده نشده و ذهن کوچکی دارند که گنجایش این مفاهیم را ندارد یا به عمد این رفتار را دارند که قطعا هر دو این موارد نتیجه یکسانی دارد. من احساسات آن دختر کوچک را می بینم و هر زمان بتوانم او را از آن شرایط با بهانه های مختلف بیرون میاورم اما یک خواهشی از شما که این متن را می خوانید دارم؛ لطفا و خواهشا مثل این مادر نترسید و هر حرفی که لازم است با احترام و قاطع بزنید و نگذارید کودک دلبندتان شرایط ناخوشایندی را تجربه کند که همیشه در ذهنش باقی بماند و مثل سایه در تمام زندگی همراهش باشد. اگر شما شهامت لازم را داشته باشید و به کودکتان نیز آموزش لازم را بدهید، تجاوز از جوامع کم رنگ می شود و به تدریج از بین می رود.</description>
                <category>رومینا</category>
                <author>رومینا</author>
                <pubDate>Wed, 26 Nov 2025 19:04:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چشمه‌ شعر امروز من</title>
                <link>https://virgool.io/@m_50383906/%DA%86%D8%B4%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%86-xur7ljn7a7df</link>
                <description>ستاره ای میبینمدر سرنوشت مننور هستشوق هستامید هستستاره ای میبینممی درخشد از دورنزدیک تر بیاستاره ی خوشبختی مندرخشان کنسرشار کن زندگی ام راستاره ای میبینمبه دست پروردگارمجای گرفته در بخت منجهانم را لحظه هایم رانورانی و شادو دلم را پر از عشقستاره ای میبینمروز و شبماه و سالسپاس میگویمت پروردگارا</description>
                <category>رومینا</category>
                <author>رومینا</author>
                <pubDate>Sun, 09 Nov 2025 14:11:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امان از ما آدم ها!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_50383906/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7-td9iprlnlo4i</link>
                <description>تا بوده همین بوده. قصه از این قرار است که ما وقتی کسی یا کسانی را می‌بینیم که در هر زمینه از ما کمتر می‌دانند، از ما کمتر بلد هستند و از ما کمتر به نظر می‌آیند، تبدیل به آن علامه مغزمان می‌شویم و به هر شکلی نشان می‌دهیم که بالاتر هستیم. از طرفی زمانی که این حس را داریم همیشه حق با ماست؛ چه در خیابان هنگام رانندگی و چه در حرف زدن. مثلا پدر من به واسطه کارش طی سالها کشورهای زیادی رفته است و همین باعث می‌شود در هر بحث با هر شخص خودش را بالاتر ببیند. من پوست خوبی دارم و چند سال است به مقدار کافی آب می‌خورم و روغن و کرم می‌زنم و دهه بیست سالگی را می‌گذرانم اما هرجا بحث رسیدگی به پوست می‌شود باد به غبغب می‌اندازم و حس می‌کنم همه‌چی‌دان هستم. یک استادی که برای کارآموزی در بخش روابط عمومی نمایشگاه کتاب در کنارش بودم وقتی ازم پرسید چقدر کتاب ایرانی خواندی گفتم چندین رمان خارجی و کلیدر جناب محمود دولت آبادی جلد اول و دوم، همین که شنید گفت نه! باید از عباس معروفی و جلال آل احمد و سیمین دانشور و ... بخوانی؛ کلی اسم ردیف کرد و دست آخر گفت باید خیلی کتاب ایرانی بخوانی اصلا رمان خارجی را بگذار کنار! انگار نه انگار که من کلی راه دارم و همان رمان ها همگی مربوط به روانشناسی و رشد فردی بودند. احساس می‌کنم شرایط بقیه را نمی‌بینیم و درک لازم را نداریم. به نظر ما تمام انسان ها یک جای کارشان می‌لنگد و لازم است که حتما روی چیزی که ما می‌گوییم کار کنند. انگار ما ادم ‌ها از اینکه بهتر نباشیم می‌ترسیم و هرکسی دنبال جایی است که خودش را بالاتر ببیند.</description>
                <category>رومینا</category>
                <author>رومینا</author>
                <pubDate>Sat, 08 Nov 2025 22:46:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر نو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_50383906/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%86%D9%88-szcge91oq3yh</link>
                <description>گفت ز عشق یار دیوانگی دور نیست گذر کن که جز باده تورا درمون نیست گفتم باده و می آید به چه کار من دلداده؟ که مستم از بوی یار و بوی یار و بوی یار  Romah .اولین نوشته من این شعر باشه تا بقیه نوشته هام و روزمرگی هام رو در آینده منتشر کنم به امید اینکه روزی بتونم اولین کتابمو چاپ کنم.</description>
                <category>رومینا</category>
                <author>رومینا</author>
                <pubDate>Wed, 05 Nov 2025 12:35:46 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>