<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد رحمانیان ثابت</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_50626342</link>
        <description>منتقد فیلم و یک نویسنده، دانشجوی سینما و یک فیلمباز حرفه ای..‌</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 18:59:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1510361/avatar/jqqCAP.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد رحمانیان ثابت</title>
            <link>https://virgool.io/@m_50626342</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقدی بر فیلم آبادان یازده 60</title>
                <link>https://virgool.io/@m_50626342/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87-60-ddbz3zex1myk</link>
                <description>آبادان یازده 60 به کارگردانی مهرداد خوشبخت روایتی متفاوت رو از جنگ به تصویر می کشه که به شخصه برای من جدید و قابل بررسی در سینمای دفاع مقدسهشاید بعد از دیدن این فیلم به تاثیر جمله معروف :(تنها صداست که میماند) پی ببرید.رادیو در این داستان یک شخصیت است و سویه ای قابل اطمینان برای مردم آبادان در باب نقل و قول خبرهاپس ایده ایده ای بکر و سرپاست.اصولاً بارِ فیلم های تک لوکیشنه و مبتنی بر یک فضای مشخص روی دوش دیالوگ پردازی و بازی بازیگرانه در آبادان یازده 60 از یک جایی به بعد دیالوگ ها قابل حدس میشود و شخصیت پردازی ها ناتمام باقی میماند.تمرکز فیلمنامه نویس بیشتر جمعِ اتفاق های حوالی جنگ و دفاع از رادیو ست تا پیش داستان های دقیق تر از شخصیت ها.اگر کارگردان از نماد شناسی استفاده کرده و رادیو رو جامعه ایران و افرادش رو نماینده مردم با دین و مذاهب مختلف معرفی،تاحدودی موفق عمل کرده اما این موفقیت کافی نیست!فیلمنامه از سی دقیقه پایانی ضربه میخوره و حوصله مخاطب رو سر می‌بره برعکس سی دقیقه اول که سرضرب و ریتم مناسبی داره.داستانک های شخصیت ها مثل داستان مریم ،موسیو به خودی خود پتانسیل یک داستان جدا و هیجان انگیز رو داره اما در آبادان یازده 60 به راحتی در قالب دیالوگی دو نفره تعریف و رد،بازی گرفتن از بازیگرها ذره ذره ضعیف و غیرقابل باور و در نهایت شعار زده میشه.آبادان یازده 60 میتونست به یکی از برترین های سینمای جنگ و دفاع مقدس بدل می‌شد اگر فیلمنامه محکم تر و بازی بهتر و تدوین درست تری داشت.</description>
                <category>محمد رحمانیان ثابت</category>
                <author>محمد رحمانیان ثابت</author>
                <pubDate>Thu, 24 Feb 2022 16:08:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقدی بر فیلم شادروان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_50626342/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B4%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-ioalvfcagji8</link>
                <description>فیلم شادروان به نویسندگی و کارگردانی حسین نمازی فیلمی به ظاهر ملودرام(اجتماعی) است اما با وجود دیالوگ پردازی و موقعیت ها با یک اثر کمدی رو به رو شدم.شادروان به تنهایی تلخ و پر ازدغدغه ست از فقر و مرگ و شرایط سخت صحبت می‌کنهاشارات خوبی هم داره و تا یه جاهایی هم درست پیش می‌ره اما وقتی کمدی به این دغدغه ها اضافه بشه فیلم ،خودش رو در مرز بینِ کمدی سیاه و ابتذال حبس می‌کنه.فیلمنامه منطق درست و حسابی ای نداره دلش میخواد با مخاطب حرف بزنه اما نمیتونه یعنی باورش نمی‌کنیم( من یکی که باورش نمی‌کنم) شخصیت پردازی ها و دیالوگ ها شاید شبیه به منطقه ای از شهر خودمون باشه اما  داستان و ماجراها بیشتر خیالی و فانتزیه تا واقعیت!انگار از روی چندتا دیالوگ به ظاهر بامزه و شیرین یه ماجرا ساختن و رفتن جلو! نه به داستان شاخ و برگ دادن نه پی رنگش رو در آوردن و نه روابط علت و معلولی رو رعایت کردن.با این شوخی ها و ماجرای تلخی که برای شادروان پیش اومده فیلم بیشتر به سمت ابتذال میل پیدا می‌کنه تا کمدی سیاه یا فیلمنامه شادروان میتونست یه استند آپ ناموفق و قابل بررسی باشه برای پرچمداران این عرصه...حُسن شادروان این نیست که کسی نمیتونه از این فیلمنامه فیلم بهتری بسازه،مشکل اینجاست که اصلا فیلمنامه درست و محکمی وجود نداشت که بشه ازش فیلم بهتری ساخت....تنها نقطه مثبت فیلم بازی سینامهراد و بهرنگ علوی بود که تا حدی تونستن مخاطب رو راضی نگه دارن!راستی این مطلب در وب سایت سلام سینما ثبت شده</description>
                <category>محمد رحمانیان ثابت</category>
                <author>محمد رحمانیان ثابت</author>
                <pubDate>Thu, 17 Feb 2022 22:14:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقدی بر فیلم خاطرات  قتل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_50626342/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%82%D8%AA%D9%84-ej8wkxskyz3b</link>
                <description>فیلم خاطرات یک قتل به کارگردانی (بونگ جون- هو) یکی از زیباترین فیلم ها در ژانر جنایی و کاراگاهیهاصولاً در این ژانرها با یه راز رو به رو هستیم و این راز در قالب قتل های زنجیره ای یا حل یک پرونده سخت و پیچیده توسط یک کارآگاه کاربلد اتفاق میوفته اما فیلم خاطرات یک قتل قواعد بازی رو عوض می‌کنه.بونگ جون هو فیلمش رو در مرز سینمایی و مستند داستانی نگه میداره و نمی‌ذاره مخاطب فکر کنه با اثری کاملا سینمایی یا کاملا مستند داستانی رو به روئهخاطرات قتل با فیلمنامه منسجم و اصولی ذهن مخاطب رو نشونه میگیره و از هوشش کار می‌کشه.شخصیت های فیلم(کارآگاهان) از ناتوانایی در کشف پرونده رنج میبرن و سعی میکنن با صحنه سازی و مجرم نشون دادن یک بی گناه از خودشون یک قهرمان بسازن اما رئیس و یک کاراگاه تازه وارد مانع این کار میشن و همین مانع شدن باعث روند و پیشرفت در داستان میشهکارگردانی در خدمت فیلمنامه و فیلمنامه در خدمت کارگردانیه،خدمتی که ما کمتر در فیلم های سینمایی میبینیم،قاب بندی و لانگ شات ها در خدمت فیلمنامه ست و شخصیت و داستان در خدمت کارگردانیدر خاطرات قتل ما فقط با یک اثر معمولی و سرگرم کننده رو به رو نیستیم،روانشناسی فیلمنامه به گونه ای طراحی شده که علاوه بر درگیر کردن ذهن مخاطب و آشکار شدن نیمه تاریک انسان به قضاوت کردن،ترس و وحشت و سقلمه زدن به عواطف آدمیزادهاین که تمام قربانیان خانم هستن،قتل ها در یک شب بارانی اتفاق میوفته و آهنگی خاص از رادیو پخش میشه علتیه بر سرنخ هایی که نمیشه به همین راحتی از لحاظ تحلیل روانشناسی،فرهنگی و اجتماعی ازشون گذشت.خاطرات یک قتل بر اساس واقعیته و پایان باز باعث میشه ذهن مخاطب تا مدت ها درگیر این قتل ها بشه.پی نوشت:۳۴ سال بعد از شروع این قتل‌ها و ۱۷ سال بعد از اکران فیلم خاطرات قتل، بالاخره قاتل قتل‌های زنجیره‌ای هواسئونگ پیدا میشه؛ مردی ۵۷ ساله به نام لی چون‌جائه که به خاطر قتل خواهرزن خود به حبس ابد محکوم شده و در زندان بسر می‌بره.لی چون‌جائه پارسال این قتل‌ها را تأیید کرد. اما تازه چند روز پیش بود که پس از اطمینان پلیس از صحت گفته‌ها و تطبیق دادن دی ان ای، بالاخره به طور عمومی به این قتل‌ها اعتراف می‌کنه.راستی این نقد در وب سایت سلام سینما منتشر شده..</description>
                <category>محمد رحمانیان ثابت</category>
                <author>محمد رحمانیان ثابت</author>
                <pubDate>Wed, 16 Feb 2022 22:17:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای خودت شَر نخر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_50626342/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%B4%D9%8E%D8%B1-%D9%86%D8%AE%D8%B1-yykyinmncfeo</link>
                <description>اولین اثر سینمایی کاظم دانشی(علفزار) به تهیه کنندگی بهرام رادان فیلم سرپا و خوش ریتمیه در ابتدای داستان مخاطب خیال می‌کنه فقط با یک داستان طرفه اما هرچقدر که جلو می‌ره و با بازپرس(پژمان جمشیدی) همراه میشه به داستانک هایی که براساس واقعیت چیده شده پی می‌بره‌‌،نکته حائز اهمیت در خصوص فیلمنامه علفزار مساوی بودن اطلاعات مخاطب و بازپرس در سی دقیقه اول فیلمه و این به معنی کشش لازم برای منفعل نبودن ذهن تماشاگره...از میانه ی داستان به بعد اطلاعات ما نسبت به بعضی از شخصیت ها بیشتر میشه و دوست داریم زودتر افشا و برملا بشه؛ فیلم پیش داستان هایی داره که ما تصویرش رو نمی‌بینیم اما در قالب دیالوگ می‌شنویم و به روند تکاملی شخصیت ها میرسیم و توانایی همدردی یا مندردی با اونها رو پیدا میکنیم‌ اما ای کاش ای روند تکامل شخصیت درباره بازپرس فقط به انتقالی و بیماری فرزندش ختم نمیشد.علفزار فیلم جنایی و تلخیه دغدغه اجتماعی و فرهنگی هم داره از یه جایی به بعد لب خط قرمز راه می‌ره اما با وجود پنهان کاری های متعدد شخصیت ها و آسیب دیدگی ها سیاه نمایی نمیکنه و این به معنی احترام گذاشتن به شعور مخاطبه!در فیلم،دشمن اصلی خودش رو مستقیم معرفی نمیکنه دشمن یا دشمنان حریف هایی در لباس متحد هستن که سعی میکنن روند پرونده رو به نفع خودشون تموم کنن و دوراهی انتخاب گریبان گیر قهرمان علفزار میشه.دوراهی نه اونقدر سخته که حل نشه و نه اونقدر راحته که قهرمان خیالش راحت باشه به نظر من کارگردان دوراهی رو درست چیدهعلفزار میزانسن و طراحی دکور خاصی نداره بیشتر فیلم در لوکیشن داخلی اتاق و راهروی بازپرسی با نمای مدیوم شات خلق میشه و باور پذیره.بازی بازیگران علف زار از جمله پژمان جمشیدی،متین حیدری نیا،محمد معتضدی و سارا بهرامی درست و به اندازه ست که این از هوش کارگردان و حرفه ای بودن بازیگران نشأت میگیره‌.علف زار بعنوان اولین فیلم بلند کاظم دانشی فیلمی سرپا و درستیه اما جا برای بهتر شدن از نظر تدوین ،فیلمنامه و کارگردانی داشت و امیدوارم این بهتر شدن در دومین فیلمش قابل مشاهده باشه.راستی این نقد در وبسایت سلام سینما منتشر شده</description>
                <category>محمد رحمانیان ثابت</category>
                <author>محمد رحمانیان ثابت</author>
                <pubDate>Wed, 16 Feb 2022 09:32:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرد بازنده : این پرونده تو نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_50626342/%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ujfon2p4llpg</link>
                <description>سلام و درود به خوانندگان محترم برای شروع از بعضی از فیلم های جشنواره چهلم فیلم فجر شروع میکنم تا ببینیم فیلم های این دوره چه نقاط قوت و ضعفی داشتن.مرد بازنده جدیدترین اثر محمدحسین مهدویان در ژانر و نوع خودش چه از نظر اجتماعی و چه از نظر داستان گویی فیلم مهمیه!داستان با یه راز و جسد شروع میشه،شروعی که تا حدودی تکلیف مارو با ماجرای فیلم آشنا می‌کنه و مخاطب همراه با احمد خسروی(جواد عزتی) در پی حل کردن این معما میشه،در ژانر های جنایی و راز آلود دوحالت ممکنه؛حالت اول این که اطلاعات مخاطب از شخصیت اصلی بیشتره و در طی داستان،هیجانی از سر غرور رو تجربه می‌کنه که این حالت ریسک بالایی رو برای کارگردان و فیلمنامه نویس تعریف می‌کنه و حالت دوم برابر بودن اطلاعات مخاطب و شخصیت اصلیه که در این حالت میزان مندردی به حداکثر میرسه و مخاطب حال پریشان شخصیت اصلی رو درک می‌کنه.قهرمان ما علاوه بر حل کردن معما در زندگی شخصیش هم مشکل داره و نمودی ترین حالتش چرک کردن دندون و مشکل داشتن با پسرشه در نتیجه احمد خسروی در منحط ترین حالت ممکن قرار گرفته و باید هر دو مسئله رو مدیریت کنه؛اگر مدیریت فیلمنامه و کارگردانی یک مقدار به بیراهه می‌رفت روند خلق شخصیت احمد خسروی هم به بیراهه می‌رفت و باورپذیر نمیشد؛ البته شخصیت احمد خسروی بیشتر سینماییه تا برگرفته از یک شخصیت واقعی اما جای شکرش باقیه که شخصیت رو هدر نداده.فضای فیلم شبیه به جهانِ زخم کاریه با این تفاوت که زخم کاری هیچ احمد خسروی ای نداره که به سبک خودش پرونده رو حل کنه.مشکل قهرمان اجتماعیه علت قتل اجتماعی و عبور نکردن از خط قرمز آقازاده هاست،مهدویان به سینمای قبل ترش برگشته و داره به ما سینمای قهرمان محور رو معرفی می‌کنه اما قهرمانی روشش متفاوته!این قهرمان ملی میهنی نیست،پایبند قواعد و ضوابط سازمانی نیست،حتی بعضی وقت ها مسئله رو شخصی می‌کنه اما ما دوستش داریم چون طرف حق رو گرفته مخاطب بین دوراهی میمونه و این دوراهی به شخصه برای من جذابه.مرد بازنده واقعا بازنده ست هم از طرف خانواده و پسرش هم از طرف کار و حریف در لباس متحدانی که مدام سنگ اندازی و اوقات تلخی میکنن شاید این حجم از نا امیدی و بدبیاری کمی غیر واقعی به نظر برسه.فیلمنامه ساختار سید فیلدی داره و سر بزنگاه ها خودش رو نشون میده؛ پایان بندی فیلم و روش اعتراف گیری خوب ایرانیزه نشده و بیشتر حال و هوای فیلم های هالیوودی رو داره و به جمله همیشگی:(اونی که بیگناه تره گناهکارتره) اشاره می‌کنه و فیلم با پایان بندی دقیق به تیتراژ پایانی و موسیقی متن بی نظیر حبیب خزایی فر میرسه.روند احمد خسروی از مثبت به منفی یا از منفی به منفی تر سوق پیدا میکنه و کم تر شاهد این روند در سینمای ایران هستیم.شاید اگر هومن سیدی کارگردان این اثر بود فیلم پیچیده تر و ایزانیزه تر میشد.فیلم از نظر محتوی مناسب و دقیق طراحی شده اما از نظر فرم مشکل داره و ناقصه...مرد بازنده تلاش می‌کنه نوآر باشه اما نمیتونه،کم میاره.راستی این نقد در وب سایت سلام سینما هم منتشر شده.</description>
                <category>محمد رحمانیان ثابت</category>
                <author>محمد رحمانیان ثابت</author>
                <pubDate>Tue, 15 Feb 2022 16:19:57 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>