<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_51064167</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-12 06:18:57</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1594712/avatar/OOxpG8.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_51064167</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خلاصه انیمه 5 سانتی متر در ثانیه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51064167/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-5-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AB%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-uhy7lku4fqo2</link>
                <description>داستان فیلم در ژاپن رخ می‌دهد و از سال ۱۹۹۰ شروع شده و در سال ۲۰۰۷ به اتمام می‌رسد. داستان به سه بخش تقسیم می‌شود و نشان می‌دهد که چگونه دوستان می‌توانند با هم باشند و با گذشت زمان از هم دور شوند. تاکاکی و آکاری دوست‌های صمیمی هستند. کانائه نیز هم‌کلاسی تاکاکی و عاشق اوست اما نمی‌تواند به او ابراز احساسات کند. هر سه آن‌ها با گذشت زمان از هم دور می‌شوند. آن‌ها به یکدیگر فکر کرده و همدیگر را به یاد می‌آورند و وقتی داستان از دیدگاه هر یک از آن‌ها جلو می‌رود، رابطه آن‌ها و همچنین آدم‌های اطراف آن‌ها دچار تغییراتی می‌شود</description>
                <category>امی</category>
                <author>امی</author>
                <pubDate>Sat, 23 Apr 2022 02:48:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان انیمه یک صدای خاموش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51064167/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-dpxxj0tgblpi</link>
                <description>داستان در یکی از روز ها در مدرسه ای شروع میشود در کلاسی که شخصیت اصلی ایشیدا شویا درس میخواند اون دانش آموزی قلدر است و رفتار خوبی ندارد روزی معلم شاگردی جدید نیشیما شوکو دختری ناشنوا و بسیار بسیار مهربان را معرفی میکند او با دفتر اش پیامی به دیگر شاگردان نشان میدهد ( از دیدار شما خوشبختم من نیشیما شوکو هستم امیدوارم دوست خوبی برایتان شوم خواهشمندم برای صحبت با من از این دفتر استفاده کنید ، من ناشنوا هستم.) همه تعجب میکنند ابتدا خوب اغاز میشود تا اینکه ایشیدا شروع میکند به اذیت و آزار او او را مسخره میکند سمعک هایش را خراب میکند اورا میزند ایشیدا شاگردی قلدر و بدخلق است وسایل او را در حوضچه پرتاب میکند و نیشیما داخل حوضچه میرود و همیشه بعد از ازار دیدن با زبان اشاره به او میگوید میتوانیم دوست باشیم و ایشیدا بیشتر اورا آزار می دهد انقدر او و شخصیت دیگر اوئنو اورا آزار میدهند که مجبور میشود مدرسه اش را عوض کند روزی مدیر و معلم میگویند نیشیمیا شوکو انقدر آزار دیده است با غم مدرسه اش را عوض میکند هشت تا سمعکش را خراب کردید سمعک هایش گران قیمت هم بوده چه کسی اینکار را کرده است ایشیدا بلند میشود و معلم سرش داد میزند و ایشیدا باید تاوان اینکار خود را بدهد و خواهرش با ناراحتی میرود به مادر نیشیما خسارت میپردازد سال ها بعد از این اتفاق ایشیدا عوض شده و عذاب وجدان دارد و هر روز در فکر خودکشی است و خجالتی و تنها است ایشیدا ابتدا زبان اشاره را می آموزد و بعد به پیش نیشیما میرود و به او با زبان اشاره میگوید میتوانیم دوست باشیم؟؟ رابطه آنها شروع شده و فضایی عاشقانه و خاص داستان در داستان شروع میشود او که فهمیده است سه شنبه ها نیشمیا به رودخانه میرود و به ماهی ها کپور نان میدهد هر سه شنبه به مدرسه نیشمیا رفته و میخواهد او را ببیند ولی یوزورو هر بار جلوی او را میگیرد روزی قلدی دوچرخه ناگاتسوما یکی از شخصیت ها را میخواهد زوری بگیرد ایشدا خجالتی و افسرده به او میگوید دوچرخه من را بردار و بعد که ایشیدا با ناراحتی و اینکه نتوانسته نیشیما را ببیند در عالم خلوت خودش در حال رفتن است که ناگاتسوما دوچرخه وی را پیدا کرده و به او میدهد و بعد باهم دوست میشوند روزی که دوباره ایشیدا میخواهد نیشیما را ببیند باز هم یوزورو جلوی اورا میگیرد دوست جدید وی با او دعوا میکند و نیشیما متوجه حضور ایشیدا میشود و در نهایت ایشیدا و نیشیما در کنار رودخانه با نانی که ایشیدا گرفته بود به ماهی ها نان میدهند ایشیدا دفتر قدیمی نیشیما را به او میدهد نیشیما که داخلش را میبیند ناگهان ایشیدا دفتر را میندازد داخل رود خانه و نیشیما به داخل رود خانه میپرد و ایشیدا هم میپرد یوزورو از ایشیدا عکس میگیرد و در همه جا پخش میکند بخاطر پریدن در رود خانه ایشیدا به دردسر می افتد روزی ایشیدا که در حال گرداندن خواهر زاده کوچکش ماریا در پارک بود میفهمد کسی در داخل تونل بازی است ایشیدا به پیش آن میرود و اورا بیدار میکند و یوزورو میگوید از کاری که کردم عکس هایت را پخش کردم ناراحت نیستی ایشیدا میگوید ناراحت نیستم و میپرسد اینجا چیکار میکنی چرا کفش نداری یوزورو میگوید با نیشیما دعوا کرده ام و از خانه فرار کرده ام و مشخص میشود یوزورو خواهر نیشیما است ایشیدا یوزورو به خانه خودش میبرد و او در کنار خانواده ایشیدا غذا میخورد در شب بارانی از خانه میرود به بیرون از خانه . ایشیدا دنبالش میرود و کفشی به او میدهد که برای کودکی اش بود و با چترش نمی‌گذارد یوزورو خیس شود و یوزورو را به خانه اش میبرد مادر یوزورو و نیشیما که میفهمند ان پسر همان پسری است که نیشیما را اذیت میکرده میورد و سیلی به او میزند رابطه ایشیدا و نیشیما بیشتر احساسی تر میشود دوستان قدیمی در کنار هم جمع میشنود در نهایت در تولد مادر نیشیما حضور میابد و با مادر آشتی میکند در جشن آتش بازی ایشیدا ، نیشما ، یوزورو ، و مادر نیشیما باهم مینشینند و نگاه میکنند نیشیما میرود و میگوید میخواهد کتاب بخواند و بعد یوزورو به ایشیدا میگوید برو دوربینم را بیاور ایشیدا میرود و میبیند نیشیما بر روی بالکن ایستاده و میفهمد که او میخواهد خودکشی کند و می پرد در نهایت سرعت میدود و دست نیشیما را به سختی میگیرد و به خود قول میدهد دیگر به هیچ موجودی آزار نرساند و با تمام توان نیشیما را به بالا میکشد و خودش به پایین می افتد و بیهوش میشود نیشیما با دلتنگی و غم منتظر است ایشیدا بهوش بی آید شبی در سه شنبه میرود به کنار رود خانه میرود و گریه میکند و همان زمان ایشیدا بهوش میاید و به سختی به آنجا میرود و دیدار عاشقانه ای میکنند ایشیدا با زبان اشاره به نیشیما میگوید بابت کار هایی که در گذشته انجام دادم و تورا اذیت کرده ام مرا ببخش و صحنه بسیار زیبا و احساسی میشود و روز ها خوب آغاز میشود و همه باهم در نهایت دوستی و مهربانی روزشان را آغاز میکنند و ایشیدا دیگر خجالتی نیست پیام انیمه این است هر رفتاری و هر کار میتواند اینده را دستخوش تغییر دهد و هر انسانی میتواند تغییر کند این انیمه بسیار بسیار فوق العاده است و ارزش چندین بار دیدن را دارد در این انیمه شما حس فوق العاده ای میگیرید .</description>
                <category>امی</category>
                <author>امی</author>
                <pubDate>Sat, 23 Apr 2022 02:39:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه انیمه بچه هایی آواهای گمشده را دنبال می کنند</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51064167/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A2%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%85%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-gcytjjx4fvfn</link>
                <description>دختر نوجوانی به نام آسونا پدرش را در کودکی از دست داده‌است. مادرش برای خرج و مخارج زندگی مجبور است شیفت‌های طولانی را در بیمارستان سپری کند. آسونا روزها با دستگاه پخش پدرش سرگرم می‌شود و در کنار گربهٔ خانگی عجیبی که دارد به زندگی عادی خود ادامه می‌دهد اما یک روز او در راه مدرسه مورد حملهٔ موجودی عجیب و ناشناخته قرار می‌گیرد. پسری به نام شان او را نجات می‌دهد و…</description>
                <category>امی</category>
                <author>امی</author>
                <pubDate>Sat, 23 Apr 2022 02:35:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه انیمه نام تو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51064167/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D9%88-bonpeuguxoxa</link>
                <description>میتسوها میامیزو، یک دانش‌آموز دبیرستانی در حومه روستای ایتوموری در کشور ژاپن بود که از زندگی در روستا خسته شده و آرزو داشت در زندگی بعدی خود تبدیل به پسری خوش‌سیما در توکیو شود. تاکی تاچیبانا نیز یک پسر نوجوان دبیرستانی اهل توکیو بود. زمانی که یک ستاره دنباله‌دار به زمین نزدیک شد، آرزوها و زندگی آن‌ها دستخوش تغییر گردید. در یکی از روزها میتسوها به عنوان تاکی، و تاکی در عوض میتسوها از خواب بیدار شد. تاکی و میتسوها متوجه می‌شوند که بدنشان با یکدیگر تعویض شده‌است. برای چندین روز بدن‌های آن‌ها گاه‌وبی‌گاه با یکدیگر عوض می‌شد تا اینکه بعد از ظهر یکی از روزها کاملاً تماس خود را از دست دادند.</description>
                <category>امی</category>
                <author>امی</author>
                <pubDate>Wed, 20 Apr 2022 22:42:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه انیمه نورلند موعود</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51064167/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%84%D9%86%D8%AF-%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%88%D8%AF-ruegvmzvgk0h</link>
                <description>زمینهاین داستان در سال ۲۰۴۵ اتفاق می‌افتد، و بیش از هزار سال از قراردادی به عنوان «وعده» می‌گذرد که برای پایان دادن جنگی طولانی بین انسان‌ها و شیاطین ایجاد شده‌بود. «وعده» قراردادی بود که هر گونه در «دنیای» جداگانه خود زندگی می‌کند: دنیای انسان‌ها، که خالی از تهدید شیاطین است، و دنیای شیاطین، جایی که مزرعه پرورش انسان‌ها به وجود آمدند تا غذای شیاطین تأمین شود. با خوردن انسان‌ها، شیاطین توانایی‌هایی بدست می‌آورند که مانع از تبدیل شدن آنها به هیولاهای بدون خرد می‌شود. در دنیای شیاطین، برنامه پرورشی ویژه‌ای با پوشش یک یتیم‌خانه برپا شد. در آنجا انسانی به عنوان «مادر» بر روی بچه‌ها نظارت می‌کند، با این هدف که تا جای ممکن به عنوان کودکی باهوش رشد کنند. بر روی بدن این کودکان شماره‌های شناسایی خالکوبی شده‌است و هیچ اطلاعی از دنیای بیرون یتیم خانه ندارند. آن‌ها اینطور باور کرده‌بودند که کودکی یتیم هستند و وقتی به سن یا درجه هوش مشخصی برسند، به فرزندخواندگی گرفته می‌شوند. درحالی‌که در واقعیت به شیاطین درجه بالا خورانده می‌شوند.خلاصهدر یتیم‌خانهٔ گریس فیلد، زندگی بهتری برای بچه‌های یتیم مهیا نمی‌شود. اگرچه آن‌ها هیچ پدر و مادری ندارند، همراه با بچه‌های دیگر و یک مادر (سرپرست) مهربان که مراقب آنهاست، یک خانواده بزرگ و شاد را تشکیل می‌دهند. هیچ‌کدام از کودکان هرگز نادیده گرفته نمی‌شوند. زندگی روزمره آنها با آزمون‌های خیلی سخت سپری می‌شود. اما بعد از آن، آنها مجاز به بازی در خارج از خانه (درون حیاط یتیم‌خانه) هستند. تنها یک قانون است که باید اطاعت کنند: یتیم‌خانه را ترک نکنید. اما یک روز، دو فرزند یتیم با بالاترین رتبه در آزمون‌ها، اِما و نورمن، از دروازه عبور می‌کنند و واقعیت وحشتناکی را در ارتباط با حقیقت وجودی زندگی‌شان درمی‌یابند: تمام این مدت برای این پرورش یافته بودند تا روزی خورده شوند! همه آنها به مَثَل حیوانات هستند و یتیم‌خانه آنها یک مزرعه برای پرورش غذا برای یک نژاد اسرار آمیز از شیاطین است. کودکان باید با تنها چند ماه زنده باقی ماندن برای کشیدن یک نقشهٔ فرار، سرنوشت مقررشدهٔ خود را تغییر دهند.</description>
                <category>امی</category>
                <author>امی</author>
                <pubDate>Fri, 15 Apr 2022 05:32:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه انیمه پنج قلوهای باکلاس</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51064167/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%84%D9%86%D8%AF-%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%88%D8%AF-olgjtyt07vev</link>
                <description>Futaro Uesugi یک دانش آموز با استعداد آکادمیک است که زندگی سختی را پشت سر می‌گذارد - مادرش درگذشته، دوستی ندارد و پدرش بدهی‌های زیادی را بالا آورده‌است.فرصتی پیش می‌آید که خانواده ثروتمند ناکانو به مدرسه فوتارو منتقل می‌شوند. او بلافاصله به عنوان یک معلم خصوصی پردرآمد استخدام می‌شود. با این حال، فوتارو با ناامیدی متوجه می‌شود که پنج دانش آموز او — خواهران پنج قلو ناهمسان و با شخصیت‌های مختلف — به هیچ وجه علاقه ای به تحصیل ندارند و دارای نمرات افتضاحی هستند. برخی از خواهران پنج قلو مخالف حضور فوتارو هستند چون به نظر آنان او یک غریبه است. فوتارو در آپارتمان آنان، با سرسختی و تلاش مجدانه به تدریج دختران را متقاعد می‌کند که او را بپذیرند و نمرات خود را ارتقا دهند.در طول مجموعه، فوتارو روابط ویژه ای با هر پنج خواهر ایجاد می‌کند. از طریق یک فلش بک مشخص می‌شود که او سرانجام با یکی از پنج قلوها ازدواج می‌کند، هرچند هویت وی تا پایان داستان فاش نمی‌شود.</description>
                <category>امی</category>
                <author>امی</author>
                <pubDate>Fri, 15 Apr 2022 05:23:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه انیمه اتک آن تایتان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51064167/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%AA%DA%A9-%D8%A2%D9%86-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86-us6uu11lerjm</link>
                <description>۱۰۷ سال پیش از شروع داستان، ظهور غول‌هایی انسان‌مانند که آن‌ها را تایتان می‌نامند بشریت را وادار به زندگی در درون دیوارهایی بلند کرد. این دیوارها به صورت سه دایره هم مرکز هستند و به ترتیب با نام‌های ماریا ، رز و شینا شناخته می‌شوند. صد سال است که انسان‌ها درون این دیوارها با آرامش زندگی کرده‌اند تا اینکه ناگهان روزی، غولی ۶۰ متری (بلندتر از دیوار ماریا) دیوار ماریا را سوراخ کرده و راه را برای ورود تایتان‌های دیگر فراهم می‌کند. با سقوط دیوار ماریا، بشریت بیشتر زمین‌های کشاورزی و شهرها و مردمش را از دست داده و دچار قحطی می‌شود.انسان‌ها در این صد سال اطلاعات چندانی دربارهٔ غول‌ها، منشأ پیدایش یا چگونگی تولیدمثل آن‌ها بدست نیاورده‌اند. غول‌ها معمولاً بین ۳ تا ۱۵ متر بلند هستند، لباس نمی‌پوشند، اندام تولیدمثل ندارند و علاقه زیادی به خوردن انسان‌ها دارند. آن‌ها پوست محکمی دارند و فقط با آلیاژ خاصی می‌توان روی آن‌ها خراش ایجاد کرد و به راحتی زخم‌ها و حتی بریده شدن سر و اعضای بدن خود را بازیابی می‌کنند و تنها نقطه ضعفشان پشت گردنشان است. این کار آن‌ها باعث اختراع ابزار تحرک همه‌جانبه به دست انسان‌ها شده که انسان‌ها را قادر به مبارزه کردن در فضایی سه بعدی در مقابل تایتان‌ها می‌کند.</description>
                <category>امی</category>
                <author>امی</author>
                <pubDate>Fri, 15 Apr 2022 05:18:45 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>