<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های دکتر رضا اسدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_51385671</link>
        <description>پزشک، استاد دانشگاه و کارآفرین حوزه سلامت و تحقیقات پزشکی هستم و در طول سال های گذشته چندین کتاب، ده ها مقاله نوشته ام و چندین شرکت و استارآپ را راه اندازی کرده ام.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-22 19:40:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/604338/avatar/GZdpxi.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>دکتر رضا اسدی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_51385671</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ضرورت اتصال مجلات و سامانه های علمی به سامانه های ابری امن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51385671/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D9%86-dc3pujm6agjg</link>
                <description>چرا همواره به مجلات و سامانه های دانشگاهی می گوییم که بایستی به سامانه های ابری امن متصل شوند. در تاریخ نوشته شده است که زمانی که پرفسور لویی پاستور در شهر پاریس در حال کار بر روی پروژه واکسن بود، ارتش آلمان با نیروهای زرهی در میان خون و آتش وارد شهر شدند. وی در خاطراتش می نویسد که در حالیکه در آزمایشگاهش مشغول کار بر روی نمونه های خون بیماران بوده است، از پنجره اتاق، نیروهای ارتش فرانسه را می دیده که با ترس عبور میکنند و صدای آتش خمپاره ها و شلیک مسلسل های ارتش آلمان به گوش می رسیده است. او در ادامه خاطراتش می نویسد که در حالیکه نگران از دست رفتن نتایج سالها کارم بودم، می دانستم که به نقطه ی حیاتی از پیشرفت کارهایم رسیده ام و باید ادامه دهم.در اولین روز هفته آخر خردادماه سال 1404، در دفتر نشسته بودم که همکارم با من تماس گرفت و گفت که مجلاتی که بر روی سامانه نشر مجلات شرکت ... نصب هستند، هیچکدام باز نمی شوند و وبسایت دفتر موسسه نیز پاسخگو نیست و حتی ایمیل را هم از چهار روز پیش جواب نداده اند. از همکارم پرسیدم که آدرس دفتر مجله کجاست و نام محله ای را در تهران برد. محله ای که چند روز پیش هشدار تخلیه آن مخابره شده بود.اگر واقعا اتفاقی افتاده باشد و سامانه های مجلات دانشگاه هایی که در سامانه مربوطه بر روی سرورها نصب بوده اند، از دست رفته باشد، چه اتفاقی افتاده است. داده های منتشر شده در مجلات علمی، داده های علمی یا اصطلاحا نتایج پژوهشی (Research evidence) هستند. این نتایج که در قالب مقالات منتشر می شوند، به یک سری مقالات ارجاع داده اند و منتشر شده اند. سپس مقالات جدیدتری به این داده ها، ارجاع می دهند و شبکه تار عنکبوتی ارجاعات علمی شکل میگیرد که در نهایت به ایجاد دانش از طریق تحقیقات ثانویه و ثالثیه در غالب مطالعات مروری و پس از Synthesis یا ترجمان دانش صورت می پذیرد.حالا چه اتفاقی می افتد، اگر که در این میانه بخشی از این دانش (Knowledge) به دلایل غیرقابل پیش بینی و غیرقابل کنترل از دست بروند. در چنین شرایطی نمی تواند یک پژوهشگر روند و سیر تحقیقات انجام شده را ردیابی کند و به صحت و سقم نتایج پژوهشی که نیاز است برای یک روند ترجمان دانش و تولید علم انجام شود، پی ببرد. در چنین شرایطی نه فقط یک یا چند مقاله، بلکه چندین و چند روند علمی مختل شده و عملا سالها تلاش علمی به دلیل گسست در یک زنجیره کار علمی مختل می گردد.به همین دلیل است که من همواره به همکارانم در مجلات دانشگاهی می گویم که به بارگذاری مقالات بر روی سامانه مجلات که بسیاری از آنها در سامانه های دانشگاهی و سرورهای محلی قرار دارند که سامانه های نسبتا ناامنی برای شرایط فورس ماژور مانند حوادث طبیعی و جنگ ها هستند، کافی نبوده و امکان از دست رفتن اطلاعات وجود دارد. به خصوص که در صورتی که داده های علمی مانند مقالات منتشره، از یک سامانه پاک شوند، به هیچ صورتی نمی توان مانند آن را بازگرداند و مانند یک ساختمان تخریب شده نیست که بشود مجدد آن را بازسازی نمود. چون نه تنها محتوای مقاله علمی، بلکه درختواره ارجاعات آن نیز حذف می شود.اما راه حل چیست؟راه حل بارگذاری همزمان سامانه های مجلات دانشگاهی بر روی سرورهای فوق امن جهانی است که در کشورهایی مانند سویس نصب بوده و برای تحمل چنین صدمات و حوادث طبیعی و غیرطبیعی حفاظت شده اند و با قابلیت پیشتیبان گیری همزمان و مستمر عملا احتمال از دست رفتن داده های آنها نزدیک به صفر است. از جمله این سامانه ها می توان سامانه CLOCKSS را نام برد که با هزینه نسبتا مناسبی از طریق موسسات نشر علمی داخلی مانند ضامن سلامتی میتوان در آنها مقالات مجله را منتشر نموده و از این نظر امنیت محتوای علمی را تضمین نمود.لذا اگر منتشر کننده هرگونه داده های علمی و محتوای نتایج پژوهش هایی هستید، در اولین فرصت نسبت به تهیه این دسترسی ها اقدام نمایید که غفلت از این موضوع می تواند به از دست رفتن گسترده داده های علمی و هدرفت نتایج سالها تلاش علمی پژوهشگران منجر شود.دکتر رضا اسدی31 خرداد 1404دفتر موسسه نشر علمی ضامن سلامتیمشهد</description>
                <category>دکتر رضا اسدی</category>
                <author>دکتر رضا اسدی</author>
                <pubDate>Sat, 21 Jun 2025 10:44:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا فکر کنید (قسمت دوم و آخر)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51385671/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D9%88-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-pwoxb4whcxnk</link>
                <description>همانطور که در بخش اول صحبت شد، ذهن ما تلاش بسیاری برای کلیشه سازی دارد. این منجر به ساده سازی کار مغز و مصرف کمتر گلوکز بعنوان منبع انرژی انحصاری مغز می شود. اما این راه حل مغز اگر کنترل نشود چه تبعاتی دارد. با یک تصویر شروع میکنیم. شما درباره فرد وسط در این تصویر چه قضاوتی دارید؟قضاوت سریع و کلیشه ای درباره ی این تصویر چیست؟قضاوت کلیشه ای و سریع مغز می گوید که:یک پیرمرد که همراه نوه و پسرش در حال خواندن کتاب است. احتمالا وضع مالی خوبی هم ندارند و در روستا یا محلی دورافتاده زندگی می کنند.اما اگر تفکر کنیم و با دقت بیشتری به تصویر نگاه بکنیم، قضیه بسیار متفاوت می شود...فرد وسط آلبرت انیشتن یکی از بزرگترین دانشمندان فیزیک قرن بیستم است.اما از سوی دیگر با یک نگاه ساده به زندگی روزمره به رفتار کلیشه ای توده ها پی می بریم. این مثال تکراری را همه شنیده ایم که اگر می خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شواین دقیقا همان چیزی است که برای تفکر رخ می دهد. چرا همه با هم به بازار بورس هجوم می برند و همه باهم دچار خسران می شوند. چرا همه باهم به سمت خرید یک محصول و کالا هجوم می برند و آن کالا نایاب می شود، چرا همیشه در یک کوچه ورود ممنوع، چند خودرو پشت سرهم می آیند.اینها همه مثال هایی از تفکر کلیشه ای هستند که اکثر افراد بطور عادتی و روزمره به آن دچار می شوند و جالب تر آنکه هرچه سن بالاتر می رود، این رفتار کلیشه ای شدیدتر و بیشتر می شود. در حدی که سالمندان، دیگر  بیشترین مقاومت را در برابر تغییر دارند و در برابر آن جبهه می گیرند.اما حقیقت اینجاست که بزرگترین کارآفرین ها، مخترعان و اندیشمندان جهان کسانی بوده اند که به سادگی یک بار دیگر راجع به همین چیزای روزمره اندیشیده اند، دوباره چیدمان کرده اند، دوباره نگاه کرده اند و دوباره ساخته اند.پس بیاییم خیلی ساده مصداق های تفکر کلیشه ای را پیدا کنیم و دوباره درباره آن فکر کنیم...دختران نباید خلبان بشوند...آدم مسن که در خیابان قهقه نمی زند...مرد که گریه نمی کند....صورتی و قرمز رنگ های جلفی هستند ...اینجا که جای زندگی نیست، باید رفت ....و ...</description>
                <category>دکتر رضا اسدی</category>
                <author>دکتر رضا اسدی</author>
                <pubDate>Mon, 10 Apr 2023 17:32:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جوزای بنفش یک سبک زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51385671/%D8%AC%D9%88%D8%B2%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D9%81%D8%B4-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-iuhr34jbcfm1</link>
                <description>همه ما درباره سبک زندگی شنیده ایم. سبک زندگی لاکچری، سبک زندگی سالم و سبک زندگی پرهیجان. اینکه کدام سبک زندگی بهتر است، مقوله ای شخصی و فردی است که هر کسی خود مختار است که آن را برگزیند. اما سبک زندگی سالم موضوعی است که در این مقاله درباره آن گفتگو خواهیم کرد.سبک زندگی سالم براساس تعریف داشتن تغذیه سالم، دوری از تابش آفتاب، تحرک و ورزش، عدم مصرف دخانیات و الکل می باشد. که در جزییات، حذف یا کاهش مصرف چربی های اشباع شده،  اصلاح رفتارهای پرخطر و امثالهم مطرح می شود.سبک زندگی سالم به پیری سالم و بانشاط منجر می شود.اما نکته ای که به خصوص ذهن افراد جوان را زمانی که درباره سبک زندگی سالم صحبت می شود، درگیر می کند، کسالت بار بودن سبک زندگی سالم است. یعنی انگار نسل جوان و حتی پس از آن، زمانی که ذهنش درگیر سبک زندگی می شود، با طرح این مساله که:  &quot;چقدر عمر خواهیم کرد&quot; یا احیانا &quot;کیفیت زندگی مهم تر از کمیت زندگی است&quot; خود را قانع می کنند که دوری از مصرف سیگار و الکل و مصرف غذاهای سالم و در کل سبک زندگی سالم بسیار بی هیجان، کسالت بار، و خسته کننده است. اما واقعیت چیست؟ آیا واقعا سبک زندگی سالم، کسالت بار، خسته کننده و بی هیجان است و شیوه ای است که فقط باید در سالمندی یا حداقل میانسالی به فکر آن بیافتیم و پیش از آن به فکر خوش گذرانی و تفریح و هیجان باشیم.واقعیت این است که اگر ما جوانی سالمی نداشته باشیم، احتمال زیادی دارد که میانسالی و سالمندی مناسبی هم نداشته باشیم. پس چاره چیست. از یک سو هر انسانی در جوانی علاقه دارد که زندگی خوب، پرهیجان و جذابی داشته باشد.از سوی دیگر هر فرد باهوش و بادرایتی نگران دوره های بعدی زندگی خود نیز هست و به آن فکر می کند.در همین راستا ما در هلدینگ ضامن سلامتی به یک سبک زندگی پیشنهادی رسیده ایم که در آن به همه ابعاد سلامت توجه داریم. این سبک زندگی را Gemini Violet یا جوزای بنفش نامگذاری کرده ایم. در انتهای این متن، درباره وجه تسمیه این نامگذاری توضیحاتی نوشته ام. اما این سبک زندگی شامل چهار محور سلامتی، زیبایی، هیجان و تحرک است. اینجانب پس از بیش از 15 سال تحقیق و پژوهش بر روی سلامتی، اعتقاد دارم که سبک زندگی جوزای بنفشی می تواند به ایجاد یک زندگی سالم، توام با زیبایی و هیجان، یعنی همان چیزی که خواسته عمده ما از زندگی است، کمک خواهد نمود. در ادامه توضیحاتی را راجع به هرکدام از اجزای این مدل آورده ام.سلامتیدر خصوص این مورد در سبک زندگی پیشنهادی ما که هیچ بحثی وجود ندارد و توجه به سلامتی جسمی، روانی و اجتماعی یک ضرورت است. در این خصوص مقالات بسیار زیادی در اینترنت و فضای مجازی منتشر شده است که مطالعه آن می تواند اطلاعات بسیار مفیدی را در اختیار ما قرار بدهد.هیجانهیجان یکی از مولفه های مهم سبک زندگی سالم است که بسیار مغفول مانده است. هیجان با ترشح هورمون شادی از مغز (دوپامین)، باعث ایجاد حس و حال خوب می شود که در بلندمدت به سلامتی و حال خوب ما کمک شایانی می نماید.زیباییانسان ها به طور ذاتی زیبایی را دوست دارند. انسان های زیبا، احساس سلامتی و نشاط بیشتری دارند. اما زیبایی رمز و راز خاص خود را دارد و انسان می تواند با توجه به نکاتی ریز و ظریف، ظاهری زیبا را در کنار باطن زیبای خود به همراه داشته باشد.تحرکتحرک بخشی از لاینفک از زندگی انسان بوده است که در دهه های اخیر با افزایش استفاده از وسایل نقلیه موتوری و گسترش شهرنشینی و مشاغل اداری و تجاری به شدت کاهش یافته و به یک معضل در کلیه ابعاد سلامتی انسان بدل شده است. در حدی که تخمین زده می شود که نشستن بیش از 8 ساعت در روز منجر به کاهش به طور متوسط 10-15 سال عمر می شود.در نهایت در مجموعه وبسایت و سوشیال مدیای جوزای بنفش یا Gemini.violet ما تلاش خواهیم کرد انواع ابعاد سبک زندگی سالم و پویا را آموزش داده، محصولات مرتبط با آن را عرضه کنیم و با کمک انواع گروه های حرفه ای، در کنار ارائه محصولات و خدمات یک طرح نو و جذاب برای زندگی جوان امروزی طراحی کنیم که با نامی درخشان و جوان پسند، ارائه کننده یک مدل و سبک زندگی سالم، پویا، جذاب و با نشاط باشد.پی نوشت: جوزا یا Gemini نام یک ستاره در صور فلکی ثور و ستاره ماه خرداد است و این نامگذاری توسط یک گروه از کارآفرینان داخلی در قالب یک استارت آپ در شرکت ضامن سلامتی طراحی و مدیریت می شود.</description>
                <category>دکتر رضا اسدی</category>
                <author>دکتر رضا اسدی</author>
                <pubDate>Mon, 10 Apr 2023 15:09:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوربهی یا سلامت از راه دور</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51385671/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A8%D9%87%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B1-bfysgvhkilx9</link>
                <description>دوره پاندمی کرونا (کووید 19) تفاوتی که با پاندمی های قبلی داشت نه فقط در کشف و تلقیح واکسن و عرضه داروها، بلکه در وجود فناوری اطلاعات و ارتباطات و استفاده از آن برای ایجاد فاصله گذاری اجتماعی بود.در همین راستا، آموزش، امور اداری، امور کاری، و حتی امور بهداشت و درمان به سمت شیوه های فناورانه از راه دور سوق پیدا کردند که تجارب موفق و ناموفق زیادی را نیز رقم زدند.در همین راستا مفهومی که سالها پیش تحت عنوان دوراسلامت یا telehealth تعریف شده بود و در بسیاری از کشورها کمابیش استفاده شده بود، به یکی از شیوه های غالب و ارجح ارائه خدمات بهداشتی و درمانی مبدل گردید.دوربهی به هرگونه ارائه خدمات بهداشت و درمان از راه دور و با کمک فناوری اطلاعات گفته می شود.در این مقاله با مروری بر مفاهیم دوراسلامت، واژه هایی را هم بعنوان اختصاری جهت این مفاهیم معرفی می نمایم. دوراسلامت به هرگونه ارائه خدمات از راه دوری گفته می شود که در راستای به زیستن و سلامت ما باشد پس می توان به اختصار آن را دوربه یا دوربهی نامید. البته فرهنگستان علوم پزشکی کشور، به این حوزه ورود کرده و واژه های رسمی در این راستا را معرفی نموده است. لذا در این مقاله قصد واژه سازی مجدد ندارم و بلکه بیشتر هدف ایجاد واژه های روان و تک سیلابی با قابلیت تجاری سازی و ارائه خدمت را دارم که در حوزه نوپانا (StartUp) و کارآفرینی (entrepreneur) مورد استفاده قرار گیرند.مهم ترین بخش خدمات دوربهی را می توان خدمات پزشکی یا دوراطب یا telemedicine نامید که یکی از مهم ترین خدمات آن دورمشاوره یا tele-visit است که می توان آن را دورنظر نیز نامید. دورنظر به هرگونه توجه پزشک یا پیراپزشک به بیمار از راه دور اطلاق می گردد، که اگرچه جای معاینه و ویزیت حضوری را نمی گیرد، اما در بسیاری از موارد می تواند موثر و کارآمد باشد.از جمله دیگر خدمات ارائه شده در حوزه دوربه، پیگیری یا follow-up بیماران است که به خصوص در بیماران دچار بیماری های مزمن غیرواگیردار (مانند فشارخون بالا) و همچنین پس از اعمال جراحی و امثالهم یکی از کلیدهای حفظ و نگهداری سلامت بیماران است. خدمات پیگیری بیماران از راه دور، یا دورپی می تواند سنگ بنای حفظ و تداوم سلامت بیماران، با کاهش هزینه ها، جلوگیری از عفونت های بیمارستانی و سایر عوارض مرتبط با شرایط درمان و پیگیری حضوری است.البته طبیعتا پیشگیری و تغییر سبک زندگی بهتر از درمان و پیگیری روند درمانی است. پیشگیری به این معنی است که با اتخاد شیوه های مناسب سبک زندگی از بیمار شدن فرد جلوگیری نماییم. حال در مفاهیم دوراسلامت یا دوربهی می توان از آموزش، خدمات و تجهیزات لازم برای ارائه سرویس دورپیش استفاده نمود. البته به مجموعه اقدامات صورت گرفته در سبک زندگی سالم که به این شیوه فناورانه بکار گرفته شوند، می توان دورزی گفت.البته در همین حوزه های دورمشاوره یا دورنظر دو حوزه کاری دیگر هم هستند که در زمره خدمات مهم بخش دوربهی قرار میگیرند. تغذیه و رژیم غذایی سنگ بنای سبک زندگی سالم است و البته فراموش نکنیم که از قدیم گفته اند که روان سالم بهتر است تن سالم است. پس طبیعتا باید با کمک فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی امروزی، راهی برای ارائه خدمات مشاوره تغذیه از راه دور یا دورژیم و مشاوره روانشناسی از راه دور یا دوروان گشود.طبیعتا اگر با پیشگیری و مشاوره و رژیم درمانی کار سلامت پیش نرود، نیاز به دکتر و دوا و درمان خواهد بود. البته ابتدا بایستی از آزمایش و پاراکلینیک استفاده کرده که البته اگرچه برخی اقدامات آزمایشگاهی از راه دور ممکن نیستند و نیازمند اخذ نمونه خون، یا حضور بیمار در فضای آزمایشگاهی است، اما فرایند انجام آزمایش از جمله ثبت درخواست، هماهنگی اعزام نمونه گیر و جوابدهی می تواند از دور انجام بشود و لذا می توان فرایند انجام آزمایش از دور را دورآزما نامید.از جمله دیگر اقدامات دوراطب، در حوزه تشخیص از راه دور، تصویربرداری است که البته انجام آن از راه دور نیازمند تکنولوژی های بسیار پیشرفته ای است، ولی بهرحال عملی است و می توان آن را دوراکس نامید. در این متدها معمولا بیمار در مرکزی حضور یافته و پزشک رادیولوژیست از راه دور بر فرایند تصویربرداری نظارت می کند.پس در حوزه دوربهی می توان بخش های متعددی را سرویس دهی نمود که از جمله آنها موارد گفته شده هستند. البته حوزه های جزیی تری نیز در علم دورطب تعریف شده اند که از جمله آنها می توان telecardiology، teledermatology، teleradiology و telepathology را هم نام برد که بیشتر حوزه های تخصصی و فوق تخصصی حوزه دورطب هستند و نامگذاری آنها به فارسی شاید چندان مقدور نباشد.وبسایت telehealth.ir که از سالها پیش در حوزه ارائه خدمات و آموزش سلامت از راه دور فعالیت می نماید، در یک دگردیسی اخیر خود -بخوانید بروزرسانی- با تغییر نام از سلامتی برای همه به دوربه قصد دارد، یک فضای شتابدهنده برای تاسیس، توسعه و حمایت خدمات دوراطب ایجاد نماید. در همین راستا در گام اول، یک ترمینولوژی از فضای کسب و کار در حوزه دوربهی ترسیم شده و سپس با تولید محتوا، اطلاع رسانی، تبلیغ، تحقیق و توسعه و جلب حمایت ارگان های دولتی و خصوصی سعی در ایجاد یک بستر کسب و کار در حوزه دوربهی خواهد شد.                                            مهرماه 1400                                          دکتر رضا اسدی</description>
                <category>دکتر رضا اسدی</category>
                <author>دکتر رضا اسدی</author>
                <pubDate>Sat, 25 Sep 2021 11:03:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلامت چیست؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51385671/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-v82efqygknod</link>
                <description>از رهگذارن کوی و برزن که بپرسید، می گویند سلامتی، یعنی مریض نباشی، یعنی دوا نخوری...عزیزی امروز به من زنگ زده بود و می گفت از ترس کرونا یک سال و نیم است از خانه بیرون نیامده ام.  او با صدایی لرزان ولی جدی اضافه کرد:من می ترسم، من از مردن، من از ونیتلاتور می ترسماین روزها خبری دهان به دهان می گردد، در رسانه ها پخش می شود و همه در حال تفسیر آن هستند، پدری که دو فرزند و داماد خود را به طرز فجیعی به قتل رسانده است. خود موضوع کم عجیب بود، که گزارش روانپزشکانی که وی را معاینه کرده اند.او از سلامت روانی برخوردار است و فاقد جنون است.براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی، سلامت به شرح زیر تعریف می شود:سلامت عبارتست از برخورداری از آسایش کامل جسمی ، روانی و اجتماعی و نه فقط نداشتن بیماری و نقص عضواما این تعریف سلامتی سالها پیش معرفی شده است و امروزه تعریف جدیدی مطرح شده است. اجازه بدهید کمی عقب تر برویم. در سالها پیش بیماری سارس و پس از آن آنفولانزای پرندگان جامعه جهانی را یک تکان کوچک داد و به کشورها این کنایه را زد که آیا حواس شما به همه گیری ها و تاثیری که جهانی سازی بر آن می گذارد هستید؟ کسی توجهی نکرد. به جز چند سخنرانی و چند جلسه.و ناگهان در سال 2020 بیماری کووید 19 (بخوانید کرونا) ظهور کرد و ناگهان کل پروژه جهانی سازی با خاک یکسان شد. بشر دید که همه هواپیماهای پهن پیکر، کشتی های کروز چندین طبقه، هتل های 5 به بالا ستاره و سالن های کنفرانس لاکچری و برج بازارها، از محل حسرت فقرا به ترسناک ترین جاها برای ثروتمندان تبدیل شدند.دارا و ندار، توسعه یافته و نیافته، شمال و جنوب، کوچک و بزرگ، قوی و ضعیف گرفتار یک مقوله شدند...                                            سلامتاما سلامتی چیست؟ آخرین و البته جدیدترین تعریف سلامتی دیگر آنچه در بالا از قول سازمان بهداشت جهانی گفتم نیست. بلکه تعریف جدید، یک مقدار از مقوله های اجتماعی و روانی هم فراتر رفته است. به آن می گویند:                                                     One Healthیا در فارسی به آن می گویند سلامت واحد، در این تعریف جدید، سلامتی نه تنها نبود بیماری، نقص عضو و یا آسایش سلامتی، جسمی، روانی و اجتماعی بلکه One Health یک رویکرد مشارکتی ، چند بخشی و فرارشته ای است - که در سطوح محلی، منطقه ای، ملی و جهانی کار می کند - با هدف دستیابی به نتایج بهداشتی با رسمیت شناختن ارتباط بین انسان، حیوانات، گیاهان و محیط مشترک آنها.این تعریف جدید چند سال پیش اعلام شده است و پیشنهاددهندگان آن ، درخواست ایجاد حرکت و جنبش در کشورها برای آن شده اند. چرای آن را ما امروز درک میکنیم. کووید 19 از کجا آمد؟ از دل آزمایشگاهی تحقیقاتی، از یک بازار گوشت محلی، یک جنگ بیولوژیک... هرکدام که باشد، اصل سلامت واحد نقض شده است. تا آمدیم بفهمیم که از کجا آمد آمار مرگ و میر آن از ده میلیون نفر فراتر رفت و آسیب آن به اقتصاد جهانی به تریلیون ها دلار رسید و روند کاهش فقر در جهان را کلا معکوس کرد و کل نظریه دهکده جهانی را به زمین زد. در این وانفسا که هر دم موج دیگری در کشوری به راه می افتد و تعداد مرگ و میر مانند شمارنده های سرعت خودروهای مسابقه روی دور تند می افتد، میلیون ها کشتی و هواپیمای جنگی و باری و تفریحی خاک می خورند. و میلیون ها نفر خلبان و ملوان و راننده بیکار می شوند و میلیون ها پرستار و پزشک و پیراپزشک از خستگی روی زمین می افتند.این یعنی سلامت، سلامتی یعنی من بتوانم از خانه خودم بیرون بیایم و با آسایش قدم بزنم و نفس بکشم و با دیگران خوش و بش کنم و بدون ترس و دلهره به خانه بازگردم. سلامت یعنی زندگی بدون جنگ، بدون دلهره.صحبت از جنگ شد، باید یادآوری کنم که جنگ بد است چه با طبیعت، چه با همنوع، چه با حیوانات چه با انسان ها، چه با همکیش چه با غیرهمکیش، چه با همسایه چه با خود. جنگ بد است. جنگ مخل سلامت است. جنگ نکبت ترین اختراع انسان است. جنگ یک نقص تکاملی است. وقتی که دیالوگ به بن بست می رسد، چاقوها و شمشیرها و تفنگ ها بالا می روند. و اینجاست که  نه فقط سلامت جنگ طلب ها بلکه سلامتی همه، به خطر می افتد، نه فقط سلامتی طرفین دعوا، بلکه سلامتی هر انسانی که خبر جنگ را می شنود. پس سلامتی معنای دیگری ندارد، مگر آرامش و آسایش من و شما و طبیعتسلامت آرامش انسان و طبیعت در کنار هم است.اما آیا ما بیدار گشته ایم؟ آیا ما راه سالم زیستن را آموخته ایم یا باز کرونا که رفت، برمیگردیم به همان جا که بودیم. می گویند انسان عبرت نمی گیرد. امیدوارم که این بار بگیرد چون حقیقتا از وبینار خسته شده ام. از حرف زدن با یک لنز بی روح کلافه ام و از نگاه کردن به یک صفحه نمایش تخت سردرگم مانده ام.ارتباطات دیجیتالی ما را به هم متصل نگاه خواهند داشت، اما ما همچنان نیاز داریم دست های همدیگر را بفشاریم. همچنان نیاز داریم به لب های خندان هم نگاه کنیم.                                  ما به دیدن لبخند نیاز داریمزیرا لبخند است که نشان از سلامتی دارد. لبخند است که دل ها را به هم متصل می کند، لبخند است که نشان می دهد هنوز ما زنده ایم و می توانیم در کنار هم زندگی کنیم.زندگی اجتماعی در بستر طبیعت رمز سلامتی و طول عمر است.دکتر رضا اسدیبهار 1400</description>
                <category>دکتر رضا اسدی</category>
                <author>دکتر رضا اسدی</author>
                <pubDate>Sun, 23 May 2021 01:01:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا فکر کنید... (قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51385671/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-cpbzblxjnzae</link>
                <description>در سال 1389 که نوشتن کتاب تفکر برتر را آغاز کردم، برای اولین بار به این نکته رسیدم که اصولا انسان ها فکر نمی کنند. ممکن است با خود بگویید یعنی چی که فکر نمی کنند! و تصور غالب این است که ما در لحظه لحظه بیداری خود، در حال فکر کردن هستیم. و اصلا مگر ممکن است لحظه ای وجود داشته باشد که ما در آن فکر نکنیم!در این مقاله کوتاه به همین نکته اشاره خواهم کرد که ما ممکن است در تمام لحظات زندگی خود در حال فکر کردن باشیم، اما این فکر کردن، به معنی این نیست که ما در حال اندیشیدن هم هستیم. ما صرفا فعالیت مغزی فکر کردن را به صورتی کاملا خودکار انجام می دهیم.اجازه بدهید موضوع را با اشاره به چند فکت پزشکی بازتر کنم. مغز انسان تنها عضو بدن انسان است که منبع انرژی آن به صورت انحصاری گلوکز است. این یعنی اینکه فقط از این ماده می تواند بعنوان انرژی سلولهای خود استفاده نماید. از طرف دیگر، اصولا مغز مانند همه ماشین های پیچیده، به صورت مستمر، در حال تلاش برای کاهش انرژی موردنیاز است.چرا چنین اتفاقی می افتد، گلوکز، منبع انرژی محدودی است که در بدن انسان به سرعت توسط هورمون انسولین وارد سلول ها شده و در صورت مازاد بودن به سایر انواع مواد تبدیل می شود، زیرا گلوکز در خون، مضر است و منجر به ایجاد واکنش های بیوشیمیایی نامناسبی از جمله تولید کتون، که سمی است می شود.خوب پس طبیعتا زمانی که مغز به انرژی نیاز دارد، دچار چالش تامین انرژی نیز می شود، و از طرف دیگر، کمبود انرژی برای مغز معنای متفاوتی دارد. سایر ارگان ها را در نظر بگیرید، مثلا اگر عضلات دست خسته شوند، دست از انقباض بر می دارند و اتفاقی که می افتد، هرچه را که گرفته ایم، یا کاری که در حال انجام آن هستیم، مثلا نوشتن، متوقف می شود. مثل من که الان انگشتانم از تایپ خسته شده و باید چند لحظه ای به آنها استراحت بدهم ....خوب کمی بهتر شد، ادامه می دهم...اما این اتفاق برای مغز به این سادگی رخ نمی دهد، مغز ما را هوشیار نگه می دارد، دست از کار کشیدن آن، یعنی کاهش سطح هوشیاری، یعنی درنگ... یک سقوط و نقش بر زمین شدن.پس مغز باید دنبال راه حلی باشد که این ماجرا کمتر رخ بدهد. و احتمالا در این کار موفق هم هست، چون که هر روز در خیابان شاهد آدم هایی نیستیم که به زمین بیافتند یا روی نیمکت های کنار پیاده رو به خواب رفته باشند. اما راه حلی که مغز برای این کار اتخاذ می کند، چندان جالب نیست. یا حداقل در همه موارد جالب نیست.برای اینکه درک کنیم که مغز چگونه انرژی مصرفی خود را کاهش می دهد لازم است که ابتدا نگاهی بیاندازیم به صنعت چاپ و طراحی. در صنعت چاپ و طراحی، برای افزایش سرعت و همچنین، کاهش زمان، از ابزاری به نام کلیشه استفاده می کنند. البته در صنعت چاپ مدرن، استفاده از کلیشه کمتر شده است و از روش های مدرن تری استفاده می شود. کلیشه یک طرح فلزی یا پلاستیکی از متن یا گرافیکی است که می خواهد به چاپ برسد و با تهیه آن، تولید انبوه یک طرح، عملی می شود. کلیشه زیرا دستگاه بسته می شود و به رنگ مربوطه آغشته شده و چاپ با سرعت انجام می شود.استفاده از کلیشه برای چاپ روی پارچهخوب، اما مغز چگونه از کلیشه استفاده می کند؟ حتما برای شما پیش آمده است که روزی که قصد رفتن از منزل به محل کار یا دانشکده خود را داشته اید، و در نظر هم داشته اید که در حین راه سری هم به یک کار دیگر، مثلا برای کمک به یک دوست بزنید، به ناگهان متوجه شده اید که از محل موردنظر عبور کرده اید. این همان روشی است که مغز از کلیشه استفاده می کند. مثال دیگری که همیشه برای ذکر استفاده از کلیشه سازی در مغز استفاده می شود، رانندگی است. ما در رانندگی تقریبا کلیه اقدامات را به صورت خودکار انجام می دهیم و به گرفتن کلاج و ترمز و یا زدن راهنما، دیگر فکر نمی کنیم. اما در حالیکه ممکن است به نظر برسد که پس کلیشه سازی مغز که بد نیست و اصلا اگر این کار را انجام ندهد که ما هر روز مانند روز اولی که پشت فرمان خودرو نشستیم، دچار استرس و نگرانی خواهیم بود.اما مانند همه اقدامات دیگر، کلیشه سازی مغز انسان و خودکار کردن رفتار، در بخشی از رفتار روزمره بسیار لازم، ضروری و حتی واجب است. نه فقط برای کاهش مصرف انرژی، بلکه برای کاهش استرس و کاهش میزان توجه، و به همین دلیل است که ما می توانید از مناظر زیبای اطراف در حین رانندگی لذت ببریم، یا با دوستان خود رد خودرو صحبت کنیم یا به موسیقی گوش بدهیم.اما مساله این است که اگرچه خوردن و آشامیدن، مفید است، اما هرچیزی را و به هر میزانی که نباید خورد و آشامید. اینجا هم مساله همین است، که ما به تدریج، دچار این آفت می شویم که تفکر ما کلیشه ای می شود. تمام ابعاد تفکر ما و به تدریج به جایی می رسیم که همه رفتارهای ما رفتارهایی کلیشه ای می شوند.اینجا است که ما فکر کردن را متوقف کرده ایم...بچه ها به همه چیز فکر می کنند.اما این کلیشه ها چگونه ایجاد می شوندبچه ها هیچ کلیشه ای در ذهن خود ندارند، و به همین دلیل به هر کاری دست می زنند، همه چیز را آزمایش می کنند و هیچ واهمه ای نیز ندارند. اما هرچه سن بالاتر می رود، کلیشه ها شروع به شکل گرفتن در مغز ما می نمایند. اما کلیشه ها چیستند و چگونه شکل می گیرند.همانطور که می دانید مغز از دو ماده خاکستری (سلولهای عصبی یا نورون ها) و ماده سفید ( رشته  های عصبی یا سیناپس ها) تشکیل شده است. برای هر فرایند مغزی، از تصمیم به نشستن گرفته یا تصمیم برای پرتاب یک ماهواره، یک سری انتقال پیام، از یک یا چند نورون شروع شده و از طریق رشته های عصبی به نورن های دیگر، هدایت شده و آنقدر این انتقال پیام بین نورون ها ادامه پیدا میکند، تا اقدام مربوطه که ممکن است یک حرمت فیزیکی یا یک تصمیم ذهنی باشد، صورت پذیرد.اما گاها فرایندهای عصبی هستند که بارها و بارها هر روز اتفاق می افتند، خمیازه کشیدن، بستن دکمه های لباس، راه رفتن و امثالهم. طبیعتا برای این فرایندها، یک فرایند عصبی مشخص، مثلا اگر به نورون ها شماره بدهیم، نورون شماره 134 و سپس نورون شماره 1232 و سپس نورون شماره 705 و تا بالاخره نورون شماره 5034065 تحریک می شوند تا بالاخره پیامی از مغز به سمت نخاع ارسال می شود که عضلات دست ما را منقبض می کند که زمانی که در حال خمیازه کشیدن هستیم دست ما نیز جلوی دهان ما را بگیرد.خوب طبیعتا پس از آموخته شدن این که باید هنگام خمیازه کشیدن جلوی دهان خود را بپوشانیم، و بارها و بارها تذکر والدین، مغز می آموزد که مسیر عصبی فوق الذکر را به محض احساس خمیازه فعال کند. و دیگر ما بدون فکر کردن، همراه با خمیازه کشیدن، دست خود را نیز جلوی دهان خود می آوریم.خوب حتما می پرسید این که بد نیست! بله دقیقا درست فکر کرده اید، تا اینجایش بد نیست، اما از اینجا به بعد است که کم کم بد می شود. چون مغز باهوش انسان، در همین مرحله متوقف نمی شود و کلیشه سازی را ادامه می دهد. و سپس به جایی می رسد که مارکس وبر اصطلاح رفتار گله ای را بعنوان یک آفت جامعه بشری معرفی کرده است. در بخش بعدی درباره انواع پیچیده تر کلیشه سازی مغز و اینکه چه حالت هایی دارد و اینکه چگونه ما ناخودآگاه از رفتار کلیشه ای مغز خود بی خبریم و به نوعی گول می خوریم صحبت خواهم کرد. و اینکه چگونه رفتار کلیشه ای مغز خود را کنترل کنیم و نگذاریم که فکر کردن در مغز ما متوقف شود. همچنین درباره مشکلاتی که رفتار کلیشه ای در جوامع انسانی ایجاد می کند، بیشتر صحبت می کنم. (پایان قسمت اول)ماکس وبر</description>
                <category>دکتر رضا اسدی</category>
                <author>دکتر رضا اسدی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Jan 2021 12:24:20 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>