<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های m_51410901</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_51410901</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:08:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>m_51410901</title>
            <link>https://virgool.io/@m_51410901</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه دی ماه 1402</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51410901/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%87-1402-m0xfaqgh4iqd</link>
                <description>این متن راجع به کتاب سه شنبه ها با موری است با صدای بی نظیر آقای آرمان سلطان زاده که برای چالش کتابخوانی طاقچه مینویسم .کتاب راجع مردی به نام موری است که استاد دانشگاه است دچار بیماری میشود و به مرور توانایی های خود از جمله خوردن غذا و حتی راه رفتن را هم از دست میدهد بیماری او مشابه بیماری فیزیک دان بزرگ استیون هاوکینگ است .شخصیت اول داستان مردی به نام میچ است که از دانشجویان آقای موری بوده و موری از او قول گرفته بود که همیشه به دیدار او بیاید اما او زمانی که مشغله هایش زیاد میشود بسیار خود را درگیر کار و پیشرفت های شغلی میکند و دیدار با موری را فراموش میکند ؛سپس پس از دیدن موری در تلویزیون در حال مصاحبه متوجه وضعیت بیماری موری می‌شود .به دیدار موری میرود و از آن پس سه شنبه ها را با موری میگذارند .قشنگترین بخش این کتاب امید و عشق موری به زندگی علیرغم بیماری شدید وی و نزدیک شدن هرچه زودتر مرگ اوست .موری با شادی به زندگی ادامه میدهد در صورتی که میداند حدود یک سال بیشتر زنده نخواهد ماند و این عشق و امید را به دیگران نیز انتقال میدهد .به نظر من یکبار شنیدن این کتاب کافی نیست ،درس های بزرگی که ما از زبان موری میشنویم احتیاج به بارها و بارها شنیده شدن دارند .هر سه شنبه روند بیماری موری را مشاهده میکنیم که هر هفته وضعیت او رو به وخامت است اما امید به زندگی را از دست نمیدهد و از هر لحظه ی زندگی لذت میبرد و علیرغم عذاب کشیدن از بیماری ارتباط خود با دیگران را حفظ میکند و از وضعیت خود شرمگین نیست در صورتی که هرکسی در وضعیت بیماری موری که حتی توانایی دستشویی رفتن را نیز ندارد و در این خصوص به دیگران نیاز دارد شرمگین میشود و امید خود را از دست میدهد .هر سه شنبه به یک موضوعی اشاره میشود از جمله پول ،خانواده ،ازدواج ،آداب و رسوم و سنن و ... که در قالب صحبت با میچ مطرح میشود در هر کدام درس هایی از موری میگیریم که در ادامه ی راه زندگیمان بسیار کارآمد است .خصوصا در مورد اهمیت خانواده در این کتاب بسیار صحبت شده و عشق ورزیدن به یکدیگر و صبر داشتن و درک یکدیگر مسائلی بود که در مورد خانواده مطرح شد .در بخشی از کتاب موری به قسمتی از شعر شاعری به نام اودِن اشاره میکند که میگفت یا عاشق یکدیگر باشید یا بمیرید .در بخش دیگری از کتاب به اهمیت بخشش اشاره میشود ،اینکه چقدر به دلیل مسائلی که در ابتدا به نظرمان بسیار مهم میرسند و سپس با نزدیک شدن به مرگ برای ما بی اهمیت میشوند یکدیگر را نمیبخشیم و در نهایت پشیمانی برایمان باقی خواهد ماند .بخش آخر بخش مرگ بود در این بخش قشنگیترین جمله ای که گفته شد و توجه من را به خود جلب کرد این بود :مرگ پایان زندگی ست نه پایان رابطه ،ما تا ابد در قلب کسانی که لمسشان کردیم و به آنها توجه کردیم باقی خواهیم ماند ...عشق کلید زنده ماندن توست حتی پس از مرگ ...</description>
                <category>m_51410901</category>
                <author>m_51410901</author>
                <pubDate>Thu, 18 Jan 2024 16:41:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه آذر 1402</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51410901/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A2%D8%B0%D8%B1-1402-xtquc1u4qtjh</link>
                <description>سلام .این متن رو برای چالش کتابخوانی طاقچه آذر ماه 1402 مینویسم .موضوع این ماه هست کتابی که جامعه را به تو میشناساند .من کتاب صوتی اگر قرار باشد به جزیره ای دور افتاده بروید ،چه کسی را با خود میبرید رو انتخاب کردم .نویسنده ی کتاب فرانک مارتلا هست. ترجمه ی کتاب کار آقای علیرضا شفیعی نسب بوده و گوینده ی کتاب آقای آرمان سلطان زاده عزیز و خوش صدا ست .پیشنهاد میکنم با هر کتابی رو که میشه با صدای آقای آرمان سلطان زاده بشنوید .فن بیانشون ،صداشون و احساس گویندگیشون فوق العاده ست و هر کتابی رو براتون دلنشین میکنه . این کتاب در واقع مقاله ی صوتی هست .روی عکس کتاب هم جمله ی قشنگی نوشته بود و اون این بود که برای داشتن زندگی ای معنا دار دوستی های عمیق و طولانی بسازید .وقتی عنوان این مقاله رو خوندم اوین کسی که به ذهنم رسید مادرم بود .من شخصا اگر قرار باشه کسی رو با خودم ببرم اون مادرمه .صوتی کردن این مقاله کار رادیو ری را بوده که سرویس مقالات صوتی آوانامه ست .فرانک مارتلا فیلسوف و راونشناسی هست که درباره ی معنای زندگی تحقیق می‌کنه و عنوان میکنه که هر کسی تا متوجه میشه که فیلسوف هست ازش همین سوال رو میپرسهما معمولا وقتایی که شکستی در زندگی میخوریم دنبال معنای زندگی میگردیم فرانک مارتلا بعد از انواع تحقیقاتش به ما میگه زندگی ما در پیوند با انسان های دیگه معنا پیدا میکنه میکنه .در دوستی ها و محبتمون به خانواده .توی تجربه هامون و خاطراتی که باهاشون میسازیم .توی این مقاله میخواد به معنا در زندگی اشاره کنه و میگه معنا در زندگی برمیگرده به اینکه خودتون توی زندگی کسی معنا دار باشید .به نظرم حرف قشنگیه .اینکه ما برای کسی ارزش داشته باشیم یه مفهومی داشته باشیم .وقتی کسی برای ما معنایی قائل باشه خصوصا کسانی که دوستشون داریم زندگی قشنگتر میشهوقتی وجودمون برای کس دیگه معنا داره زندگی برای خودمون هم معنا و مفهموم پیدا می‌کنهگذروندن وقتمون با اون افراد ،ساختن خاطره باهاشون به زندگیمون معنا میدهارزش زندگیمون رو وقتی که بدونیم برای دیگران معنا داریم پیدا میکنیمخب طبیعتا اونایی که براشون معنای زیادی داریم بیشترین ارزش رو برامون قائل هستندتوی این مقاله یه مت ن قشنگی بود میگفت کسانی که مارو دوست دارند نمیتوانند کسی را جایگزین ما کنند .واقعا هم همینجوریه ،خود ما وقتی کسی رو واقعا دوست داریم نمیتونیم کسی رو جای اون در نظر بگیریم مثل بچه ای که هدیه ی پدر و مادرش به مراتب با ارزش تر هدیه ی دیگرانه براشمغز ما جوری آفریده شده که وقتی به کسی که دوستش داریم فکرمیکنیم چیزی در مغزمون فعال میشه که در مورد فکرکردن به غریبه ها اینجوری نیست .ما رفاه کسانی که دوستشون داریم به اندازه ی رفاه خودمون مهمه و گاهی مهمتراینکه ما از طرف اجتماع یا افرادی که دوستشون داریم طرد شیم مارو به بی معنایی میرسونهباید همیشه کسایی که دوستشون داریم رو بخاطر داشته باشیم و حفظشون کنیم کسانی برای هم معنایی داریم .وقت گذروندن با افرادی که دوست داریم باید در صدر اولویت های ما باشه خلاصه قدر عزیزانمون رو بدونیم .</description>
                <category>m_51410901</category>
                <author>m_51410901</author>
                <pubDate>Thu, 21 Dec 2023 13:48:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه آبان 1402</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51410901/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86-1402-o6zfkm1ig9fj</link>
                <description>این متن رو برای چالش آبان ماه ۱۴۰۲ مینویسم ،با موضوع کتابی  که کنترل زندگی را به دست خود میدهد .کتابی که انتخاب کردم کتاب بی نظیر هنر شفاف اندیشیدن نوشته ی رولف دوبلی و با ترجمه ی آقایان عادل فردوسی پور ،علی شهروز و بهزاد توکلی ست که با صدای آقای عادل فردوسی پور شنیدمش .در ضمن این کتاب صوتی کاری از رادیو گوشه ست .به نظرم صدای آقای فردوسی پور بیشتر مناسب گزارشگری هست تا گوینده ی کتاب ،چون حداقل من که نمیتونم دقیق روی صداشون تمرکز داشته باشم ،همش حواسم پرت میشه . اول از همه به این موضوع باید اشاره کنم که به نظرم قیمت این کتاب یه مقدار بالاست ،ولی خب ارزشش رو داره چرا که محتویات کتاب بسیار ارزشمنده و به نکاتی اشاره میکنه که براتون خیلی جالب خواهد بود .حتما توی فضای مجازی تکه هایی از متن این کتاب رو خوندید .این کتاب ارزش بارها شنیدن رو داره به نظرم یه بار شنیدنش برای شخص بنده که کافی نبود .راستی این کتاب یه کتاب دیگه هم داره به دنبالش اثر همین نویسنده و ترجمه و صدای عادل فردوسی پور به نام هنر خوب زندگی کردن که من اول میخواستم این کتاب رو بخونم بعد متوجه شدم اول باید هنر شفاف اندیشیدن رو بخونیم . هنر شفاف اندیشیدن به نظرم خیلی اسم مناسبی برای این کتاب هست چون دقیقا همین رو بهتون یاد میده . به چند موضوعی که در این کتاب گفته میشه اشاره میکنم تا ذهنتون شفاف تر شه .?یکی از نکاتی که در این کتاب گفته شد خطای بدن شناگر نام داشت ،اینکه ما فکرمیکنیم شناگر موفق بخاطر شنا بدن مناسبی داره در صورتی که بخاطر اینکه بدن خوبی داشته شناگر خوبیه .دقیقا مثل وقتی که توی تبلیغات لوازم آرایشی خانم زیبایی رو میبینیم فکرمیکنیم بخاطر اون وسیله ی آرایشی زیبا شده در صورتی که بخاطر زیباییش برای اینکار انتخاب شده .نکته ی دیگه اینکه ما اغلب دچار خطای تایید اجتماعی میشیم ،یعنی برای مورد تایید گرفتن توسط جمع و طرد نشدن کاری که جمع انجام میده رو انجام میدیم ،در صورتی که کار غلط غلطه حتی اگر 50 میلیون نفر اونو انجام بدنهمیشه چیزای منفی بیشتر به چشم ما میان تا چیزای مثبت ،همیشه چهره های مخوف بیشتر تو ذهنمون میمونن تا چهره های خندان در خیابان .همیشه کارهای بد دیگران بیشتر تو ذهنمون میمونن تا کارهای خوبشون ،مگر اینکه اون کار از سمت خودمون باشه که معمولا این قضیه برعکسه در مورد خودمون ?در مورد کارما و مسائلی از این دست که این روزا زیاد بهش اشاره میشه هم موضوعاتی گفته شد که نویسنده میگفت اصلا بخوای روش دقیق بشی متوجه میشی کارمایی وجود نداره، از هر دستی بدی از همون دست پس میگیری هم وجود نداره .البته که از نظر من اگر این چیزا وجود نداشته باشه هم مطرح شده برای اینکه آدما یه ذره رفتار بهتری نسبت به هم داشته باشن اگر بخوان فکرکنن که هیچ جزایی برای هیچ عملی وجود نداره سنگ روی سنگ بند نمیشه .و یه مسئله ی جالب دیگه که این کتاب مطرح. میکرد این بود که بدونیم نیمی از خاطراتی که به یاد میاریم دستخوش تغییر و توهم در مغز ما شده .در نهایت اینکه این کتاب رو بهتون پیشنهاد میکنم .به نظرم حداقل یه بار خوندنش برای هرکسی لازمه...</description>
                <category>m_51410901</category>
                <author>m_51410901</author>
                <pubDate>Wed, 15 Nov 2023 11:49:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه مهر ماه 1402</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51410901/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%87-1402-tjxy6pazzrod</link>
                <description>این متن رو برای چالش کتابخوانی طاقچه مهر ماه 1402 مینویسم .موضوع چالش مهر ماه کتابی ست که با عینک فلسفه به جهان می‌نگرد . کتابی که من انتخاب کردم کتاب دنیای سوفی با نویسندگی پوستین گودر و با ترجمه مهدی مهدی لو و با صدای سارا فیض بود .اول راجع به ترجمه و گوینده میگم ،این کتاب ترجمه ی روانی داشت ،صدای گوینده هم نسبتا خوب بود . اونجوری نبود که بخوام بگم دنبال کتاب های ایشون میرم ولی در کل خوب بود .راجع به قیمت کتاب بخوام بگم 76 هزار تومان هست که به نظرم نمی ارزه .البته بستگی به خودتون داره اگر به فلسفه و فیلسوف ها علاقه دارید این کتاب برای شما خوبه .اگر بخوام به داستان کتاب اشاره کنم موضوع این کتاب درباره ی دختری به نام سوفی هست که تقریبا 15 سالشه شغل پدرش در جای دوری هست و یک فرد ناشناس برای این دختر نامه می‌فرسته و میخواد به فلسفه آشناش کنه .طی این کتاب با فیلسوف های مختلفی آشنا میشید و در مورد اونها و نظریاتشون صحبت میشه . سوفی در تلاش هست که این فرد ناشناس رو بشناسه در نتیجه سگی که براش نامه میاره رو دنبال می‌کنه تا به یه خونه میرسه و بعد از مادرش میشنوه که اونجا خونه ی یه سرهنگ بوده که سالهاست اونجا زندگی نمیکنه .یه روز دیگه با دوستش به اونجا میره و متوجه میشه که نامه از درون آینه ای که اونجاست به داخل اون خونه می افته .شب رو با دوستش در جنگل میگذرونه و صبحش آینه رو با خودش به خونه میبره .ببینید در کل این کتاب کمک میکنه به این که فکر کنید ،به همه چی به جزئیاتی که بهش فکرنمیکنید معمولا یا شایدم فکرکنید ولی روش عمیق نشید ،نامه ی اول نامه ای با مضمون کیستی خود شخص بود و بعدی در مورد این بود که جهان چگونه به وجود آمده ؟بعد در مورد یونان باستان صحبت میکنن در کتاب در مورد فیلسوف هاش ، نظریاتشون مثل سقراط ، افلاطون و ارسطو .یه سری از نامه ها که میگذره سوفی شخص فرستنده ی نامه رو ملاقات میکنه و اون فردی به اسم آلبرتو هست و در مورد فیلسوف های یونان باستان صحبت میکنن با هم ،در مورد امپراتوری روم ،قرون وسطی ،رنسانس و ... در مورد انقلاب ها .اینکه اون شخص مرموز کیه تا وقتی متوجه بشید آلبرتو بوده خیلی فکرتون مشغولش میشه .همش حدس های مختلف میزنید با خودتون .یکی از پاراگراف های جذاب کتاب این بود :زن باید احترام خود را به‌دست آورد، یعنى آن را تسخیر کند. باید هویت خود را با مرد پیوند ندهد. زیرا تنها مرد نیست که بر زن ستم روا مى‌دارد؛ خود زن نیز با تقبل نکردن مسئولیت زندگى شخص خودش، بر خود ستم مى‌کند. این کتاب جوری نبود که نتونم ازش دست بکش و همش مشتاق شنیدنش باشم .حداقل چندان مناسب سلیقه ی من نبود ‌‌. اگر به فلسفه علاقه مند هستید این رمان رو بشنوید .در مورد مسائل جالبی در مورد فلسفه صحبت میکنه در قالب داستان که شاید شنیدن براتون خوب باشه</description>
                <category>m_51410901</category>
                <author>m_51410901</author>
                <pubDate>Sun, 22 Oct 2023 21:20:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه شهریور ماه 1402</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51410901/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%87-1402-sm8oc1cbnpls</link>
                <description>سلام .این متن رو برای چالش کتابخوانی شهریور ماه 1402 مینویسم با موضوع کتاب های پر فروش 1401 .کتاب انتخابی من کتاب صوتی جز از کل از استیو تولتز با ترجمه ی آقای پیمان خاکسار و صدای آقایان پویا رحیمی سام و رامین بیرق دار بود که ۳۵ بخش داشت .اول از همه اشاره کنم به قیمت کتاب که در حال حاضر 140 تومان هست که به نظر من اصلا ارزشش رو نداره و بسیار بالاست .دوم راجع به ترجمه میخوام بگم که ترجمه ی روان و خوبی داشت ،ممنون از آقای پیمان خاکسار .سوم راجع به صدای گویندگان که به نظر من مناسب این کتاب بود ولی برای کتاب دیگه ای انتخابشون نمیکنم که بخوام بخاطر صدای این آقایون کتابی رو بشنوم .حالا راجع به خود کتاب میخوام صحبت کنم که بسیار بسیار متعجبم که چرا کتابی مثل این کتاب باید پر فروش باشه . از نظر من کتابی بسیار زرد و بی محتوا بود که همش میگفتم کی تموم میشه ،چرا تموم نمیشه ؟قصه ای بسیار کش دار و منفی نگرانه و بی محتوا از یه خانواده به نام دین ،که اول روایت زندگی مارتین دین رو میشنویم که یکی از دو پسر خانواده ست که در کودکی با چشمان باز در اغما بوده و مسائل حول محور این قضیه رو تعریف میکنه و بعدش بزرگسالیش رو تعریف میکنه برای پسرش جسپر دین و در محور داستان ،قصه ی زندگی تری دین پسر دوم خانواده رو میشنویم که بخاطر مشکلاتی که براش پیش میاد به سمت کارهای خلاف کشیده میشه .در نهایت قصه ی زندگی جسپر دین رو هم میشنویم از زبان خودش .در کل این کتاب از نظر من اصلا ارزش خرید نداشت .در ادبیات خود ما بسیار کتابهای با ارزش تری وجود داره که بهتره مردم تشویق بشن به خوندنش و یا شنیدنش تا این کتاب های به اصطلاح آبکی و زرد که فقط صرفا چون معروف شدن و در فضای مجازی تکه هایی از متنش منتشر شده خونده میشن . در نهایت خلاصه ای از داستان رو از زبان خودم تعریف میکنم : مارتین دین که در اغما بوده برادرش تری بسیار تحت تاثیر وضعیت جسمانی اون قرار میگیره و در روحیه ش تاثیر میذاره .تری که علاقه ی بسیاری به ورزش داشته پاش هم آسیب میبینه و دیگه نمیتونه ورزش کنه ،حالا که امیدش از همه جا بریده شده شروع میکنه آسیب زدن به ورزشکار ها و اونا رو میکشه .تری در تیمارستان بستری میشه و پدر و مادرش از لحاظ روحی به شدت تحت تأثیر این موضوع قرار میگیرن .مارتین که مدتی هست از اغما در اومده ذهن منطقی و فیلسوفانه ی خوبی داره که از اون در مسیر های بهتر بهره نمیگیره و با تری همدستی میکنه .با این حال که تری فرزند بد خانواده بود همه ی توجهات خانواده ،مردم و حتی دختری که مارتین دوست داشت متوجه تری بود ،جسپر دین هم که تحت تاثیر ناامیدی های پدرش مارتینه از زندگی ناامیده ،هرچقدر تلاش میکنه خودش رو از مارتین و زندگی اون دور نگه داره نمیتونه و لاجرم به سمت خانواده ش کشیده میشه .داستان یه سری سورپرایز هایی هم داره که توضیحشون نمیدم شاید بخواید بخونید کتاب رو...</description>
                <category>m_51410901</category>
                <author>m_51410901</author>
                <pubDate>Mon, 11 Sep 2023 10:09:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش مرداد ماه 1402 کتاب هنر شفاف اندیشیدن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51410901/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%87-1402-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%81-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86-yxehpebliafh</link>
                <description>این متن رو برای چالش مرداد ماه ۱۴۰۲ مینویسم ،با موضوع کتابی به پیشنهاد انسان ها یا پادکست ها .کتابی که انتخاب کردم کتاب بی نظیر هنر شفاف اندیشیدن نوشته ی رولف دوبلی و با ترجمه ی آقایان عادل فردوسی پور ،علی شهروز و بهزاد توکلی ست که با صدای آقای عادل فردوسی پور شنیدمش .در ضمن این کتاب صوتی کاری از رادیو گوشه ست .به نظرم صدای آقای فردوسی پور بیشتر مناسب گزارشگری هست تا گوینده ی کتاب ،چون حداقل من که نمیتونم دقیق روی صداشون تمرکز داشته باشم ،همش حواسم پرت میشه . اول از همه به این موضوع باید اشاره کنم که به نظرم قیمت این کتاب یه مقدار بالاست ،ولی خب ارزشش رو داره چرا که محتویات کتاب بسیار ارزشمنده و به نکاتی اشاره میکنه که براتون خیلی جالب خواهد بود .حتما توی فضای مجازی تکه هایی از متن این کتاب رو خوندید .این کتاب ارزش بارها شنیدن رو داره به نظرم یه بار شنیدنش برای شخص بنده که کافی نبود .راستی این کتاب یه کتاب دیگه هم داره به دنبالش اثر همین نویسنده و ترجمه و صدای عادل فردوسی پور به نام هنر خوب زندگی کردن که من اول میخواستم این کتاب رو بخونم بعد متوجه شدم اول باید هنر شفاف اندیشیدن رو بخونیم . هنر شفاف اندیشیدن به نظرم خیلی اسم مناسبی برای این کتاب هست چون دقیقا همین رو بهتون یاد میده . به چند موضوعی که در این کتاب گفته میشه اشاره میکنم تا ذهنتون شفاف تر شه .?یکی از نکاتی که در این کتاب گفته شد خطای بدن شناگر نام داشت ،اینکه ما فکرمیکنیم شناگر موفق بخاطر شنا بدن مناسبی داره در صورتی که بخاطر اینکه بدن خوبی داشته شناگر خوبیه .دقیقا مثل وقتی که توی تبلیغات لوازم آرایشی خانم زیبایی رو میبینیم فکرمیکنیم بخاطر اون وسیله ی آرایشی زیبا شده در صورتی که بخاطر زیباییش برای اینکار انتخاب شده .نکته ی دیگه اینکه ما اغلب دچار خطای تایید اجتماعی میشیم ،یعنی برای مورد تایید گرفتن توسط جمع و طرد نشدن کاری که جمع انجام میده رو انجام میدیم ،در صورتی که کار غلط غلطه حتی اگر 50 میلیون نفر اونو انجام بدنهمیشه چیزای منفی بیشتر به چشم ما میان تا چیزای مثبت ،همیشه چهره های مخوف بیشتر تو ذهنمون میمونن تا چهره های خندان در خیابان .همیشه کارهای بد دیگران بیشتر تو ذهنمون میمونن تا کارهای خوبشون ،مگر اینکه اون کار از سمت خودمون باشه که معمولا این قضیه برعکسه در مورد خودمون ?در مورد کارما و مسائلی از این دست که این روزا زیاد بهش اشاره میشه هم موضوعاتی گفته شد که نویسنده میگفت اصلا بخوای روش دقیق بشی متوجه میشی کارمایی وجود نداره، از هر دستی بدی از همون دست پس میگیری هم وجود نداره .البته که از نظر من اگر این چیزا وجود نداشته باشه هم مطرح شده برای اینکه آدما یه ذره رفتار بهتری نسبت به هم داشته باشن اگر بخوان فکرکنن که هیچ جزایی برای هیچ عملی وجود نداره سنگ روی سنگ بند نمیشه .و یه مسئله ی جالب دیگه که این کتاب مطرح.  میکرد این بود که بدونیم نیمی از خاطراتی که به یاد میاریم دستخوش تغییر و توهم در مغز ما شده .در نهایت اینکه این کتاب رو بهتون پیشنهاد میکنم .به نظرم حداقل یه بار خوندنش برای هرکسی لازمه...</description>
                <category>m_51410901</category>
                <author>m_51410901</author>
                <pubDate>Sat, 19 Aug 2023 18:38:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب چراغ ها را من خاموش می‌کنم چالش کتابخوانی طاقچه تیر ماه 1402</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51410901/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%85-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%87-1402-drjhedujfb4o</link>
                <description>سلام .این متن رو برای چالش کتابخوانی طاقچه تیر ماه 1402 مینویسم با موضوع کتابی که برنده شدن را بلد است .من کتابی که انتخاب کردم کتاب چراغ ها را من خاموش می‌کنم نوشته ی زویا پیر زاد و با صدای بی نظیر خانم شبنم مقدمی است .به جرئت تا بحال بهترین کتابی بود که شنیدم و لحظات فوق العاده ای رو با این کتاب سپری کردم .این کتاب از زبان خانمی به نام کلاریس مطرح میشه . علیرغم اینکه در این کتاب فقط روزمرگی ها و شرایط زندگی کلاریس مطرح میشه ولی روایت بی نظیری داره و شما رو با خودش همراه میکنه .خانواده ی کلاریس خانواده ی پنج نفره ای هستند که ارمنی هستند و در آبادان زندگی میکنند این خانواده شامل آرتوش پدر خانواده ،کلاریس مادر خانواده ،آرمن پسر خانواده و آرمینه و آرسینه دخترهای خانواده میشود .بعد از اینکه خانواده ی جدیدی همسایه ی اونها میشن زندگیشون تغییر میکنه ؛این خانواده ی جدید که همسایه ی اونها میشن شامل مادربرزگ پدری خانواده به نام المیرا سیمونیان ،پدر خانواده به نام امیل و دختر خانواده به نام امیلی میشه .آرمینه و آرسینه و آرمن که با امیلی در یک مدرسه درس میخونن با هم ارتباط برقرار میکنن .آرمینه و آرسینه با دختر اون خانواده دوست میشن و برادرشون هم از این دختر خوشش میاد و سعی میکنه با اون ارتباط برقرار کنه .کلاریس زنی هست که به خواسته های دیگران اهمیت زیادی میده ولی خودش نادیده گرفته میشه مثل تمام بانوان ایرانی که در اولویت آخر قرار میگیرن و ازشون توقع میره که بی کم و کاست بدون هیچ توقعی برای همسر و فرزندانشون هرکاری بکنن بدون اینکه خودشون رو در اولویت قرار بدن .مسئله از جایی شروع میشه که مرد خانواده ی همسایه که همسرش رو از دست داده با کلاریس آشنا میشه علیرغم همسر کلاریس که اون رو نادیده میگیره این مرد که امیل نام داره به اون توجه می‌کنه و علایقشون خیلی مثل همدیگه ست از جمله کتاب و شعر و هر دو از سیاست متنفر هستن ،این باعث میشه توجه کلاریس خیلی به این مرد جلب بشه و از طرفی علایق خودش رو که در این هفده سال زندگی با آرتوش از یاد برده بود بخاطر مشغله و پرداختن به کارهای منزل و بچه ها به یاد بیاره .اول به چشم دوست با همدیگه ارتباط برقرار میکردن بعد کلاریس حس جدیدی نسبت به امیل پیدا کرد ،کم کم نسبت به خانم هایی که به امیل نزدیک میشدن حسادت میکرد وقتی که امیل به دیدنش میومد خوشحال بود یا آرایش میکرد .از طرف دیگه آرمن که از امیلی خوشش اومده سعی می‌کنه بهش نزدیک بشه ولی امیلی بیشتر دست به آزار اون میزنه .اگر بخوایم راجع به المیرا سیمونیان هم صحبت کنیم که ایشون هم فرد سخت گیر و بد عنقی هستن که رفتار جالبی در اکثر مواقع از خودش نشون نمیده . ولی اصل داستان حول محور کلاریس میچرخه و از زبون اون بیان میشه .اگر فکر کردید که کلاریس زنی هست که متعهد نباشه و پایبند به خانواده و همسرش نیست سخت در اشتباه هستید ،اون فقط طعم خوش عشق و توجه رو دوباره چشیده که آخرین بار در زمان نامزدی با آرتوش فقط تجربه ش کرده بود . حالا توی این گیر و دار شخصی وارد داستان ما میشه به نام ویولت و امیل توجهش بهش جلب میشه .المیرا سیمونیان با رابطه ی این دو مخالفه و همچنان کلاریس به اونها حسادت میکنه و از پیش آشفته تر میشه .پس سعی میکند از خانواده ی سیمونیان دور بماند ولی بخاطر ارتباط بچه ها این موضوع غیر ممکن می‌شود .بعد از آن دست به دعا میشود که وارد راه اشتباهی نشود .پس از اینکه ملخ ها به آبادان حمله میکنن و وضعیت بسیار بدی رو به جا میذارن کلاریس متوجه میشه که امیل میخواد با ویولت ازدواج کنه و کم کم بیخیال امیل میشه .بعد از اون خانواده ی سیمونیان از آبادان میرن .آرتوش متوجه اشتباهاتش میشه و سعی میکنه همسر بهتری برای کلاریس باشه .کلاریس هم که علایقش دوباره زنده شدن سعی میکنه بیشتر به خودش برسه .مادر کلاریس میاد پیششون زندگی کنه که از وظایف کلاریس یه مقدار کم میشه و حالش در کل بهتر میشه.</description>
                <category>m_51410901</category>
                <author>m_51410901</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jun 2023 15:27:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب همسایه بغلی چالش کتابخوانی طاقچه خرداد 1402</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51410901/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%BA%D9%84%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-1402-omedgf00fsy7</link>
                <description>سلام .این متن رو برای چالش کتابخوانی طاقچه خرداد ماه مینویسم ،موضوع چالش برای این ماه ترس انتخاب شده بود و من از بین کتاب های پیشنهادی کتاب همسایه بغلی نوشته ی گری گیزلین با ترجمه ی خانم عاطفه حق وردی و صدای آقای سعید شیخ زاده رو انتخاب کردم .اول راجع به کتاب بگم که مخصوص نوجوان هاست و برای بزرگسال ها چندان هیجان و ترسی به همراه نداره ،بیشتر ماجراجویانه ست تا ترسناک البته شاید برای نوجوان ها ترسناک باشه و اینکه فکرمیکنم مجموعه ای دو بخشی هست که شامل همسایه بغلی ۱ و همسایه بغلی ۲ میشه که اینجا همسایه بغلی ۱ رو شرح میدیم .دوم راجع به ترجمه بگم که متن روانی داشت و سوم راجع به صدای گوینده که خیلی به موضوع کتاب و نوع کتاب می اومد ،من کتاب دیگری هم با صدای آقای شیخ زاده شنیده بودم ولی به نظر من صدای ایشون بیشتر مناسب کتاب های داستانی نوجوانانه ست . و در آخر برسیم به داستان کتاب که راجع به پسری به نام هارولد هست که معلولیت داره و نمیتونه راه بره و دچار روزمرگی شده و با مادرش تنها زندگی میکنه .فرانک گلز نویسنده ی مشهور کتاب های ترسناک در داستان به همسایگی اونها در میاد که دو تا دختر به نام های ایلونا و سوزی داره و به دنبال نقل مکان اونها در خونه ی کناری شخصیت اصلی داستان که هارولد باشه یه سری اتفاقاتی رخ میده که داستان رو تشکیل میده .در ابتدا ایلونا با هارولد دوست میشه که باعث میشه بچه قلدر هایی که همیشه مایه ی آزار هارولد بودن بخاطر شرایط جسمانیش رو به نحوی بترسونه و از هارولد دور کنه .صمیمتی که بین اونها شکل میگیره باعث میشه هارولد وقتی در جمع خانواده ی اونهاست احساس نکنه که بخاطر شرایط جسمانیش از بقیه متمایزه .خانواده ی گلز خانواده ی عجیبی هستند که یه سنگ دارن به نام سنگ مردگان. فرانک و دخترش سوزی سعی دارن با اون سنگ مادر خانواده رو که سالها پیش فوت کرده بوده برگردونن همین باعث میشه که هارولد از پنجره ی اتاقش یک زامبی در طبقه ی پایین اونها ببینه و بدین ترتیب هارولد وارد ماجراجویی اونها میشه .فعال کردن سنگ باعث میشه هرکسی اونو فعال کرده مریض بشه .تا جایی که ممکنه از فرط مریضی بمیره و در واقع سنگ یک نفر رو از دنیای زندگان میگیره و یک نفر رو از دنیای مردگان برمیگردونه .همین موضوع باعث میشه ایلونا سنگ رو به هارولد بسپاره تا دست سوزی و پدرش به سنگ نرسه ولی سوزی اون سنگ رو از خونه ی اونها میدزده و دوباره فعالش میکنه .هارولد به دنبال سوزی میره و متوجه میشه زمانی که سنگ رو فعال میکنه به طرز معجزه واری از حالت معلولیت خارج میشه و میتونه راه بره .این موضوع باعث میشه که هارولد هم به دنبال سنگ و فعال کردن اون بیفته تا بتونه حس شیرین راه رفتن روی پاهای خودش رو باز هم تجربه کنه .در همین حین که اونها در تلاش برای فعال کردن دوباره و دوباره ی سنگ بودن زامبی ای که از دنیای مردگان اومده بود دو تا از بچه قلدر ها رو میدزده .هارولد و خانواده ی گلز به دنبال پیدا کردن اون بچه ها می افتن .این مسئله باعث میشه طی ماجراهایی فرانک گلز به کمک مادر هارولد متوجه بشه که پدرهای اون دو بچه قلدری که زامبی دزدیده بود در زمان حیاتش باعث مرگش شدن که در زمان قدیم معلم اون بچه ها بوده و اون بچه ها این مسئله رو از همه پنهان میکنن که این باعث میشه معلمشون در قالب زامبی برای انتقام برگرده و فرزندهای اون بچه ها رو بدزده و در نهایت متوجه میشن که تقصیر پدرها نبوده مرگ معلم و سگهاشون باعث مرگ معلم شدن به صورت اتفاقی و فرزندهاشون توسط هارولد و خانواده ی گلز پیدا میشن .در آخر داستان دو دختر پیش خانواده ی گلز میان و میگن مادرشون گم شده و اینجوری میشه که داستان کتاب دو ادامه ی کتاب یک خواهد بود .</description>
                <category>m_51410901</category>
                <author>m_51410901</author>
                <pubDate>Sun, 11 Jun 2023 16:15:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه خرداد ماه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51410901/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%87-lub2xdglqmcj</link>
                <description>سلام .این متن رو برای چالش کتابخوانی طاقچه خرداد ماه مینویسم ،موضوع چالش برای این ماه ترس انتخاب شده بود و من از بین کتاب های پیشنهادی کتاب همسایه بغلی نوشته ی گری گیزلین با ترجمه ی خانم عاطفه حق وردی و صدای آقای سعید شیخ زاده رو انتخاب کردم .اول راجع به کتاب بگم که مخصوص نوجوان هاست و برای بزرگسال ها چندان هیجان و ترسی به همراه نداره ،بیشتر ماجراجویانه ست تا ترسناک البته شاید برای نوجوان ها ترسناک باشه و اینکه فکرمیکنم مجموعه ای دو بخشی هست که شامل همسایه بغلی ۱ و همسایه بغلی ۲ میشه که اینجا همسایه بغلی ۱ رو شرح میدیم .دوم راجع به ترجمه بگم که متن روانی داشت و سوم راجع به صدای گوینده که خیلی به موضوع کتاب و نوع کتاب می اومد ،من کتاب دیگری هم با صدای آقای شیخ زاده شنیده بودم ولی به نظر من صدای ایشون بیشتر مناسب کتاب های داستانی نوجوانانه ست . و در آخر برسیم به داستان کتاب که راجع به پسری به نام هارولد هست که معلولیت داره و نمیتونه راه بره و دچار روزمرگی شده و با مادرش تنها زندگی میکنه .فرانک گلز نویسنده ی مشهور کتاب های ترسناک در داستان به همسایگی اونها در میاد که دو تا دختر به نام های ایلونا و سوزی داره و به دنبال نقل مکان اونها در خونه ی کناری شخصیت اصلی داستان که هارولد باشه یه سری اتفاقاتی رخ میده که داستان رو تشکیل میده .در ابتدا ایلونا با هارولد دوست میشه که باعث میشه بچه قلدر هایی که همیشه مایه ی آزار هارولد بودن بخاطر شرایط جسمانیش رو به نحوی بترسونه و از هارولد دور کنه .صمیمتی که بین اونها شکل میگیره باعث میشه هارولد وقتی در جمع خانواده ی اونهاست احساس نکنه که بخاطر شرایط جسمانیش از بقیه متمایزه .خانواده ی گلز خانواده ی عجیبی هستند که یه سنگ دارن به نام سنگ مردگان. فرانک و دخترش سوزی سعی دارن با اون سنگ مادر خانواده رو که سالها پیش فوت کرده بوده برگردونن همین باعث میشه که هارولد از پنجره ی اتاقش یک زامبی در طبقه ی پایین اونها ببینه و بدین ترتیب هارولد وارد ماجراجویی اونها میشه .فعال کردن سنگ باعث میشه هرکسی اونو فعال کرده مریض بشه .تا جایی که ممکنه از فرط مریضی بمیره و در واقع سنگ یک نفر رو از دنیای زندگان میگیره و یک نفر رو از دنیای مردگان برمیگردونه .همین موضوع باعث میشه ایلونا سنگ رو به هارولد بسپاره تا دست سوزی و پدرش به سنگ نرسه ولی سوزی اون سنگ رو از خونه ی اونها میدزده و دوباره فعالش میکنه .هارولد به دنبال سوزی میره و متوجه میشه زمانی که سنگ رو فعال میکنه به طرز معجزه واری از حالت معلولیت خارج میشه و میتونه راه بره .این موضوع باعث میشه که هارولد هم به دنبال سنگ و فعال کردن اون بیفته تا بتونه حس شیرین راه رفتن روی پاهای خودش رو باز هم تجربه کنه .در همین حین که اونها در تلاش برای فعال کردن دوباره و دوباره ی سنگ بودن زامبی ای که از دنیای مردگان اومده بود دو تا از بچه قلدر ها رو میدزده .هارولد و خانواده ی گلز به دنبال پیدا کردن اون بچه ها می افتن .این مسئله باعث میشه طی ماجراهایی فرانک گلز به کمک مادر هارولد متوجه بشه که پدرهای اون دو بچه قلدری که زامبی دزدیده بود در زمان حیاتش باعث مرگش شدن که در زمان قدیم معلم اون بچه ها بوده و اون بچه ها این مسئله رو از همه پنهان میکنن که این باعث میشه معلمشون در قالب زامبی برای انتقام برگرده و فرزندهای اون بچه ها رو بدزده و در نهایت متوجه میشن که تقصیر پدرها نبوده مرگ معلم و سگهاشون باعث مرگ معلم شدن به صورت اتفاقی و فرزندهاشون توسط هارولد و خانواده ی گلز پیدا میشن .در آخر داستان دو دختر پیش خانواده ی گلز میان و میگن مادرشون گم شده و اینجوری میشه که داستان کتاب دو ادامه ی کتاب یک خواهد بود .</description>
                <category>m_51410901</category>
                <author>m_51410901</author>
                <pubDate>Tue, 06 Jun 2023 17:01:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موهبت کامل نبودن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51410901/%D9%85%D9%88%D9%87%D8%A8%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-kpeegyk8e5xm</link>
                <description>این متن برای چالش کتاب خوانی طاقچه درمورد موضوع آرامش نوشته شده است . این متن در مورد کتاب موهبت کامل نبودن با نویسندگی دکتر برنه براون و ترجمه ی احمد آل احمد و صدای خانم ندا پوریان است .در ابتدا باید بگویم که این کتاب به پذیرش خود و دیگران و زندگی راحت تر کمک خواهد کرد اما بنده ارتباط زیادی با صدای گوینده برقرار نکردم که این نظر شخصی بنده است .اعتراف و پذیرفتن داستان خود و عشق ورزیدن به خود از جمله مهمترین مسائلی است که ما در این کتاب یاد می گیریم .اولین مسئله ای که در این کتاب به آن اشاره می‌شود مسئله ی شرم است و ترس ما از افشا شدن شخصیت واقعی ما مقابل دیگران و موضوع مهم دیگر مسئله ی قدر دانی از خودمان و دیگران است .«شادی و قدردانی پیوندی جدایی ناپذیر دارند» این جمله ی زیبا در این کتاب مرا بسیار تحت تأثیر قرار داد .در این کتاب آموختیم استراحت و تفریح به همان اندازه برای سلامتی مهم هستند که تغذیه و ورزش اهمیت دارند . خیلی مهم است که خودمان را بشناسیم ،خصوصیات هود را درک کنیم اما از همه مهم تر این موضوع است که به خودمان عشق بورزیم و در درک خودمان با خود مهربان باشیم .ما نمی‌توانیم چیزی را که خود فاقد آن هستیم به کودکانمان منتقل کنیم .چطور زمانی که به خود عشق نمیورزیم به آنها عشق بورزیم ؟ باید این موضوع را بپذیریم که ما کامل نیستیم .نیازی نیست هر کاری را کاملا به درستی انجام دهیم و اگر ندادیم خود را سرزنش کنیم .مهم من هستم ،ما انسان هستیم ،ایرادات و نقص هایی داریم که زیبایی ما را خلق می کنند .در این کتاب به مفاهیمی عمیق و بزرگی چون عشق ، تعلق ، اصالت و ... اشاره میشود .تعریف کلمه ی بزرگی چون عشق ... که آیا ما واقعا می توانیم کسی را بیشتر از خودمان دوست بداریم ؟من در این کتاب یاد گرفتم زمانی که کار اشتباهی می کنیم که از آن شرمیگن هستیم جای اینکه از آن فرار کنیم ،آن را سرکوب کنیم و یا سعی کنیم آن را به خاطر نیاوریم بهتر است با فرد مناسبی آن را مطرح کنیم ، درباره ی آن صحبت کنیم چون عدم یادآوری آن موضوع و یا سرکوب آن باعث بدتر شدن حس شرمگین بودن می شود در چنین لحظه هایی بهتر است از رجوع به افرادی که برای ما حس شرم کنند .دوستانی که به جای همدلی ،دلسوزی کنند .از ضعف ما مأیوس شوند .ما را سرزنش کنند و یا دنبال مقصر بگردند .دوستانی که وضعیت را بهتر نمایش دهند و یا در رقابت با ما باشند بپرهیزیم .در چنین شرایطی بهتر است شهامت را تمرین کنیم و همراهی کسی را بخواهیم که بتوانیم روی همدلی او حساب کنیم .خطرناک ترین کاری که در شرایط شرمگین شدن میتوان کرد پنهان کردن آن است .مسئله ی دیگری که به آن در این کتاب اشاره شده شهامت است ،اینکه در هر شرایطی انجام کاری که برای ما بهتر است را داشته باشیم .مسئله ی بعدی شفقت است ؛زمانی که شفقت داشته باشیم پذیرش زندگی و انسان ها برای ما ساده تر خواهد بود ،هر چند شفقت در برابر آدمهایی که به ما بدی کردند و از ما سو استفاده کردند دشوار خواهد بودعشق بزرگترین دلیل زندگی ماست ،ما لایق عشق هستیم در همین لحظه در هر شرایطی که داریم . نیاز نیست حتما قابلیت خاصی داشته باشیم تا لایق عشق بشیم .باید خودمان را لایق عشق بدانیمهمونطور که به موضوعاتی که در بالا اشاره کردم که در این کتاب بسط داده شده باید بدونیم ما کامل نیستیم .باید اون رو بپذیریم و اصلا چیز بدی نیست ،ما در هر صورت لایق عشق هستیم .لزومی نداره کامل باشیم . انسان یعنی خصوصیات بد و خوب در کنار هم نه فقط خصوصیات خوب ...</description>
                <category>m_51410901</category>
                <author>m_51410901</author>
                <pubDate>Sun, 21 May 2023 11:31:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه شنبه ها با موری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51410901/%D8%B3%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C-uytbzdlzsrak</link>
                <description>این متن راجع به کتاب سه شنبه ها با موری است با صدای بی نظیر آقای آرمان سلطان زاده که برای چالش کتابخوانی طاقچه مینویسم .کتاب راجع مردی به نام موری است که استاد دانشگاه است دچار بیماری میشود و به مرور توانایی های خود از جمله خوردن غذا و حتی راه رفتن را هم از دست میدهد بیماری او مشابه بیماری فیزیک دان بزرگ استیون هاوکینگ است .شخصیت اول داستان مردی به نام میچ است که از دانشجویان آقای موری بوده و موری از او قول گرفته بود که همیشه به دیدار او بیاید اما او زمانی که مشغله هایش زیاد میشود بسیار خود را درگیر کار و پیشرفت های شغلی میکند و دیدار با موری را فراموش میکند ؛سپس پس از دیدن موری در تلویزیون در حال مصاحبه متوجه وضعیت بیماری موری می‌شود .به دیدار موری میرود و از آن پس سه شنبه ها را با موری میگذارند .قشنگترین بخش این کتاب امید و عشق موری به زندگی علیرغم بیماری شدید وی و نزدیک شدن هرچه زودتر مرگ اوست .موری با شادی به زندگی ادامه میدهد در صورتی که میداند حدود یک سال بیشتر زنده نخواهد ماند و این عشق و امید را به دیگران نیز انتقال میدهد .به نظر من یکبار شنیدن این کتاب کافی نیست ،درس های بزرگی که ما از زبان موری میشنویم احتیاج به بارها و بارها شنیده شدن دارند .هر سه شنبه روند بیماری موری را مشاهده میکنیم که هر هفته وضعیت او رو به وخامت است اما امید به زندگی را از دست نمیدهد و از هر لحظه ی زندگی لذت میبرد و علیرغم عذاب کشیدن از بیماری ارتباط خود با دیگران را حفظ میکند و از وضعیت خود شرمگین نیست در صورتی که هرکسی در وضعیت بیماری موری که حتی توانایی دستشویی رفتن را نیز ندارد و در این خصوص به دیگران نیاز دارد شرمگین میشود و امید خود را از دست میدهد .هر سه شنبه به یک موضوعی اشاره میشود از جمله پول ،خانواده ،ازدواج ،آداب و رسوم و سنن و ... که در قالب صحبت با میچ مطرح میشود در هر کدام درس هایی از موری میگیریم که در ادامه ی راه زندگیمان بسیار کارآمد است .خصوصا در مورد اهمیت خانواده در این کتاب بسیار صحبت شده و عشق ورزیدن به یکدیگر و صبر داشتن و درک یکدیگر مسائلی بود که در مورد خانواده مطرح شد .در بخشی از کتاب موری به قسمتی از شعر شاعری به نام اودِن اشاره میکند که میگفت یا عاشق یکدیگر باشید یا بمیرید .در بخش دیگری از کتاب به اهمیت بخشش اشاره میشود ،اینکه چقدر به دلیل مسائلی که در ابتدا به نظرمان بسیار مهم میرسند و سپس با نزدیک شدن به مرگ برای ما بی اهمیت میشوند یکدیگر را نمیبخشیم و در نهایت پشیمانی برایمان باقی خواهد ماند .بخش آخر بخش مرگ بود در این بخش قشنگیترین جمله ای که گفته شد و توجه من را به خود جلب کرد این بود :مرگ پایان زندگی ست نه پایان رابطه ،ما تا ابد در قلب کسانی که لمسشان کردیم و به آنها توجه کردیم باقی خواهیم ماند ...عشق کلید زنده ماندن توست حتی پس از مرگ ...</description>
                <category>m_51410901</category>
                <author>m_51410901</author>
                <pubDate>Tue, 18 Apr 2023 21:30:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه شنبه ها با موری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51410901/%D8%B3%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C-dnzgu3118xxq</link>
                <description>این متن راجع به کتاب سه شنبه ها با موری است با صدای بی نظیر آقای آرمان سلطان زاده .کتاب راجع مردی به نام موری است که استاد دانشگاه است دچار بیماری میشود و به مرور توانایی های خود از جمله خوردن غذا و حتی راه رفتن را هم از دست میدهد بیماری او مشابه بیماری فیزیک دان بزرگ استیون هاوکینگ است .شخصیت اول داستان مردی به نام میچ است که از دانشجویان آقای موری بوده و موری از او قول گرفته بود که همیشه به دیدار او بیاید اما او زمانی که مشغله هایش زیاد میشود بسیار خود را درگیر کار و پیشرفت های شغلی میکند و دیدار با موری را فراموش میکند ؛سپس پس از دیدن موری در تلویزیون در حال مصاحبه متوجه وضعیت بیماری موری می‌شود .به دیدار موری میرود و از آن پس سه شنبه ها را با موری میگذارند .قشنگترین بخش این کتاب امید و عشق موری به زندگی علیرغم بیماری شدید وی و نزدیک شدن هرچه زودتر مرگ اوست .موری با شادی به زندگی ادامه میدهد در صورتی که میداند حدود یک سال بیشتر زنده نخواهد ماند و این عشق و امید را به دیگران نیز انتقال میدهد .به نظر من یکبار شنیدن این کتاب کافی نیست ،درس های بزرگی که ما از زبان موری میشنویم احتیاج به بارها و بارها شنیده شدن دارند .هر سه شنبه روند بیماری موری را مشاهده میکنیم که هر هفته وضعیت او رو به وخامت است اما امید به زندگی را از دست نمیدهد و از هر لحظه ی زندگی لذت میبرد و علیرغم عذاب کشیدن از بیماری ارتباط خود با دیگران را حفظ میکند و از وضعیت خود شرمگین نیست در صورتی که هرکسی در وضعیت بیماری موری که حتی توانایی دستشویی رفتن را نیز ندارد و در این خصوص به دیگران نیاز دارد شرمگین میشود و امید خود را از دست میدهد .هر سه شنبه به یک موضوعی اشاره میشود از جمله پول ،خانواده ،ازدواج ،آداب و رسوم و سنن و ... که در قالب صحبت با میچ مطرح میشود در هر کدام درس هایی از موری میگیریم که در ادامه ی راه زندگیمان بسیار کارآمد است .خصوصا در مورد اهمیت خانواده در این کتاب بسیار صحبت شده و عشق ورزیدن به یکدیگر و صبر داشتن و درک یکدیگر مسائلی بود که در مورد خانواده مطرح شد .در بخشی از کتاب موری به قسمتی از شعر شاعری به نام اودِن اشاره میکند که میگفت یا عاشق یکدیگر باشید یا بمیرید .در بخش دیگری از کتاب به اهمیت بخشش اشاره میشود ،اینکه چقدر به دلیل مسائلی که در ابتدا به نظرمان بسیار مهم میرسند و سپس با نزدیک شدن به مرگ برای ما بی اهمیت میشوند یکدیگر را نمیبخشیم و در نهایت پشیمانی برایمان باقی خواهد ماند .بخش آخر بخش مرگ بود در این بخش قشنگیترین جمله ای که گفته شد و توجه من را به خود جلب کرد این بود :مرگ پایان زندگی ست نه پایان رابطه ،ما تا ابد در قلب کسانی که لمسشان کردیم و به آنها توجه کردیم باقی خواهیم ماند ...عشق کلید زنده ماندن توست حتی پس از مرگ ...</description>
                <category>m_51410901</category>
                <author>m_51410901</author>
                <pubDate>Tue, 18 Apr 2023 21:25:53 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>