<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ثمر محمدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_51655307</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 13:45:08</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>ثمر محمدی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_51655307</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فقط یه جمله</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51655307/%D9%81%D9%82%D8%B7-%DB%8C%D9%87-%D8%AC%D9%85%D9%84%D9%87-f84jmcdnuxem</link>
                <description>برای حال الانم یه جمله کافیهتنهایی وقتی فقط خودت باشی بهتر از تنهایی در جمع اساآن هم جمعی که تو برای آن تلاش زیادی کردی تا همه را راضی نگه داری اما مثل اینکه جمع آدم هایی که تمام حرفاشون تیکه است رو بیشتر از دوست داره</description>
                <category>ثمر محمدی</category>
                <author>ثمر محمدی</author>
                <pubDate>Fri, 31 Oct 2025 16:54:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تصیمی جدی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51655307/%D8%AA%D8%B5%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C-giuxjk3yists</link>
                <description>سلامراستش نمی دونم کسی این پست می خونه و اگر می خونه در چه مقطع و مرحله ای از زندگیش قرار داره ، از زندگیش راضی هست یا نه اما این و می دونم که هر کدوم از ما در به تایمی باید یک تصمیم بزرگ بگیریم و براش تلاش بکنیممن الان در این مرحله هستم ، یه دانشجوی سال اخری که باید به فکر ارشد باشه توی این تصمیم شک هایی وجود داشت چون خیلی ها بهم گفتن وارد بازار کار بشم آینده بهتری دارم اما راستش من الان ارشد رو به عنوان تنها راه نجاتم می شناسم مخصوصا که قصد دارم در شهر خودم یعنی تهران قبول بشم و با آدم های جدید و ارتباطات جدید مقداری زندگی مو تغییر بدمدرسته که تو جامعه امروز مدرک خیلی اهمیتی نداره و کسانی هستن که با مدرک پایین زندگی خوبی برای خودشون رقم زدن ولی چه طور بگم من از اون تایپ آدم ها نیستم( شاید این یه ضعف بزرگ باشه) به هر حال من تو یکی از زیر شاخه های هنر درس می خونم و  خوابگاهی هستم و یه عالمه کار و امتحان در طول ترم دارم و کلی ژوژمان واسه همین مقداری قبول شدنم سخت به نظر می رسه  چون تمرکز کاملی روی کنکور نمی تونم داشته باشم اما خب تلاش کردن براش بهتر از ناامیدی بعد از کنکوره که شاید اگر می خوندم الان نتیجه تغییر می کرد راستش من یه مادر کمال گرا هم دارم که همش می گه هر چی وقت اضافی داری بزار برای خوندن (مثل این که مهم نیست چند سالمون بشه مامان ها بازم مثل گذشته رفتار می کنن)خلاصه نمی خوام سرتون و درد می بیارم صرفا خواستم مقداری از افکار و بنویسم و اگر کسی مثل من هست که هر تصمیم جدی واسه زندگی اش گرفته (نوع اش مهم نیست) و همش عقب می اندازه اتش بگم منم همینم هی امروز و فردا می کنم اما یه جایی این مسیر و حلقه باید تموم بشه تا ما به جلو حرکت کنیم راستی اگر راهنمایی دارین خوش حال می شم بهم بگید</description>
                <category>ثمر محمدی</category>
                <author>ثمر محمدی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Oct 2025 11:44:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدم های مودی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51655307/%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%AF%DB%8C-ubbcxbwomwcp</link>
                <description>حقیقتش این متن صرفا برای خالی کردن افکار مغزم عه تا شاید یکم آروم بشم نمی دونم چند نفر از اطرافیان شما خوابگاهی هستند اما اینو بدونید که هم اتاقی های خوب مهم ترین نعمت هایی هستند که شما تو چهار سال تحصیل تون می تونید داشته باشید و من گویا جزو افراد خوش شانس نیستم، متاسفانه دوستانم پارسال فارغ التحصیل شدن و من با کلی فکر و آمادگی رفتم با یکی از دوستان هم رشته ای ام هم اتاق شدم و دوستان این افتضاح ترین حالت ممکن شده(خواهشااااااااا با هم رشته ای تون هم اتاق نشین) مخصوصا که این خانوم به شدت مودیه یعنی تو رو دو روز نمی بینه قشنگ مثل یک غریبه باهات رفتار می کنه نه باهات حرف می زنه و نه غذا درست می کنه. من تو این سه سال ادم های مختلفی دیدم ولی بزارین بگم هیچی بدتر از آدم فروش ها و انسان های مودی که به خودشون اجازه می دن هر طوری که دلشون می خواد باهاتون رفتار کنن نیست و من آدمی نیستم که جواب مقابل بدم و صرفا سکوت می کنم و طوری که غصه می خورم برای  یک آدم واقعا داره آزارم می ده که چرا یه آدم انقدر باید روحیه و روانم تاثیر بزاره و البته من و دوست رومخ ایشون باید تا اخر ترم باشیم بنابراین دوست با ارزش من برام تبدیل به بزرگترین غم شدهنمی دونم شما هم داشتید یا نه ولی یه وقتایی می بینی دوستت یهو دیگه باهات حرف نمی زنه و می ره درگوشی با یه نفر دیگه شدید صحبت می کنه یا بهت بی محلی می کنه طوری که انگار تو وجود نداری حس می کنی تو یه مرحله سختی از غم قرار داری و اگر فکر می کنید که این خیلی موضوع کوچکی است باید بهتون بگم وقتی شما خانواده تون و نمی بینید و تنها باید با بچه های اتاق بگذرونید و کلن ادامه یک سال اخیرت با این ادم ها باشه عمق غصه رو درک می کنید بابت غر زدن ببخشید اما وقعا حال خوبی ندارم و این تنها بخش کوچیکی از افکار مغز منه و دلم می خواد با ادب هم باشم(:</description>
                <category>ثمر محمدی</category>
                <author>ثمر محمدی</author>
                <pubDate>Sun, 26 Oct 2025 23:16:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>