<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_51792208</link>
        <description>انجمن‌اسلامی‌دانشجویان‌دانشگاه‌شاهد‌تهران  
 
عضو‌اتحادیه‌مستقل
تاسیس:۱۳۷۶</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 02:55:51</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4689271/avatar/hgm6nc.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</title>
            <link>https://virgool.io/@m_51792208</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چند خط آموزگار بودن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51792208/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AE%D8%B7-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-q7u8vylzkpft</link>
                <description>آقا مرتضی، یکی از شخصیت‌های مهم و تأثیرگذار در تاریخ ایران بود. در ۱۳۱۴ هجری شمسی در فریمان به دنیا امد و از ایشان به عنوان یک معلم، نویسنده و تئورسین اسلامی یاد می‌شود.شهید مطهری تحصیلات خود را از سنین جوانی در حوزه علمیه گذراند. او تحت تأثیر اساتیدی مانند علامه طباطبایی و آیت‌الله بروجردی، فقه و اصول را فرا گرفت و به سرعت در زمینه‌های مختلف علمی و دینی پیشرفت کرد.مرتضی کهمهمترین ویژگی اش ارتباط با مردم بود و دغدغه آنان را داشت. معمولا با سخنرانی‌ها و نوشته‌هایش می‌توانست بر دل و جان مردم بنشیند و انگیزه‌ای برای آنان باشد که درگیر مبارزه با استبداد و استعمار اند.آقا مرتضی با اندیشه‌های عمیق و احساسات نابش نه تنها در میان مردمان آن زمان، بلکه در روزگار ما نیز توانسته با آثارش هنوز تاثیر گذار باشد.او با آثاری از جمله:آسیب شناسی اجتماعیاسلام و مقتضیات زمانچالش‌های فکری و اجتماعینظام حقوق زن در اسلامبسیاری از جوانان را از مکتب‌های نهلیستی و مارکسیستی نجات داد و با این کار مسیر ساخت یک انقلاب که رنگ و بوی اسلامی دارد را هموار کرد.این میراث نه تنها به عنوان یک منبع علمی و دینی، بلکه یک میراث فرهنگی بزرگ علمی، فرهنگی و تیوریک انقلاب اسلامی شناخته می‌شوند. برای مثال، وی در همین آثار به برسی حقوق زن و مقایسه آن با سایر نظام‌های حقوقی پرداخت و در مجموعه آثار خویش به موضوعات مانند فلسفه و تاریخ و اخلاق تئوری پردازی کرد. این شهید عزیز معمولا در اکثریت آثار خود به برسی جاییگاه انسان، مفاهیم بشری و ارتباط او با طبیعت و جامعه و معنویات می‌پرداخت؛ از فلسفه و کلام، اجتماع و حقوق انسانی، اخلاق و تربیت گرفته تا تاریخ اسلام و شخصیت‌های اسلامی را به صورتی نوین با زبانی ساده بیان کرد. عشق به وطن و استقلال خواهی که ارزشی ملی، انسانی و حتی دینی بود، از ویژگی‌های بارز متون و آثار او بود و با فداکاری‌هایش در دوران انقلاب نشان داد که چقدر به آرمان‌های خود پایبند است.او معلم بود و توانست با بیانی ناب، مفاهیم عمیق اسلامی را با زبانی عامی و مردم پسند بیان کند و الهام بخش عادی‌ترین قشر مردم و الگوی بسیاری از شاگردانش و حتی عادی‌ترین مردم باشد.او با ترویج تفکر انتقادی و عقل محور تلاش کرد تا مردم را به اندیشه و تفکر وادار کند و انقلاب حاصل همین تفکر انتقادی و اندیشه‌های استدلالی و استقلال محور بودو به همین دلیل و علت در سال چهل و دو دستگیر و زندانی شد.او که با روشنگری‌هایش مانع از این شده بود که جریان‌های قدرت طلب و ستم محور مارکسیستی به اهداف خود برسند، به ناگاه در یازده اردیبهشت توسط گروه چپ و اسلامگرای فرقان ترور شد و به شهادت رسید. با رفتن مرتضی، جریان و تفکر نوین اسلامی شیعی که انقلاب را رهبری کرده بود، یک نماد فکری و فرهنگی را از دست داد و بعد ها هرگز به مانند مرتضی را ندید. شاید به همین دلیل بود که گروه فرقان دست به ترورش زد.آثار آیت الله شهید ما به تنوع بالای مشهور و معروف است و هر کدام از آنه به نوعی به ترویج تفکر اسلامی می‌پردازد و شاید اگر امروز ما دچار بیماری مثل خلا تیوریک شده ایم، به دلیل نبود چنین متفکر و چنین اندیشمندانی است.و همین که نبود این افراد چنین ملموس احساس می‌شود، نشانه از عدم تحرک و پویایی تفکر ماست که دیگر نتوانستیم کسانی همانند مطهری درمیانمان پرورش دهیم.تا برسیم به کسی که از فطرت انسانی و عدل الهی گرفته تاحقوق بشر و آزادی‌های مبتی بر معنویت‌های فردی حرفی برای بیان داشته باشد و بتواند جامعه را با حرف‌های خویش متاثر و متوجه کند.#نقش_اول_ها#اتقلاب_تو_چه_رنگیه#سیاسی#انجمن_اسلامی@anjoman_eslami_shahed</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</author>
                <pubDate>Tue, 24 Feb 2026 19:12:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقاش‌اندیشه‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51792208/%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7-qly5tmka4jjd</link>
                <description>نور زرد چراغ‌های دانشگاه روی نیمکت‌های چوبی کش می‌آید.زمستان است؛ هوا سرد، فضا سنگین، و ذهن‌ها پر از پرسش. در میان همهمه‌ی تردید و هجوم اندیشه‌های وارداتی، مردی آرام قدم می‌زند؛ عبایی بر دوش، نگاهی دقیق، صدایی که نه بلند است و نه لرزان. وقتی سخن می‌گوید، دیوارهای میان حوزه و دانشگاه ترک برمی‌دارند. کلماتش فقط درس نیست؛ اعلام حضور یک جریان است.نامش محمد مفتح است.شهید آیت‌الله دکتر محمد مفتح از جمله چهره‌هایی بود که مسئله‌ی «گسست دین و دانشگاه» را یک بحران تمدنی می‌دانست، نه یک اختلاف سلیقه. او به‌درستی فهمیده بود که اگر دانشگاه از ریشه‌های اعتقادی جدا شود، به بازتولید سکولاریسم و غرب‌زدگی ساختاری خواهد انجامید؛ و اگر حوزه از تحولات علمی و اجتماعی فاصله بگیرد، از اثرگذاری تاریخی خود بازمی‌ماند.مفتح، هم مجتهد بود و هم استاد دانشگاه؛ هم در فقه و فلسفه تبحر داشت و هم در فضای روشنفکری زمانه تنفس می‌کرد. او در برابر دو جریان ایستاد:از یک‌سو تحجرِ منزوی که دین را از عرصه‌ی اجتماع کنار می‌کشید، و از سوی دیگر جریان سکولار و غرب‌زده‌ای که می‌کوشید دین را به حاشیه‌ی تاریخ براند. راه سومی که او پیشنهاد می‌کرد، «وحدت حوزه و دانشگاه» بود؛ نه یک شعار سیاسی، بلکه یک پروژه‌ی فکری برای ساختن تمدن اسلامی.در سال‌هایی که دانشگاه‌ها میدان تاخت‌وتاز مکاتب الحادی و ایدئولوژی‌های ترجمه‌ای شده بود، مفتح با منطق، استدلال و صراحت وارد شد. کلاس درس او صرفاً انتقال اطلاعات نبود؛ سنگر دفاع از هویت بود. او تلاش می‌کرد ایمان را عقلانی تبیین کند و عقلانیت را از بی‌ریشگی نجات دهد.اگر شهید مطهری را معمارِ بنای فکری انقلاب بدانیم؛ ذهنی که ستون‌ها را بالا برد، سقف اندیشه را محکم کرد و از آن در برابر تندباد شبهه‌ها دفاع کرد، شهید مفتح همان مهندسی بود که این بنا را از روی کاغذ به متن جامعه آورد.او اندیشه را از کتابخانه‌ها بیرون کشید و میان کلاس‌های دانشگاه نشاند؛ جایی که جوانی سرگردان میان دین و مدرنیته ایستاده بود.مطهری بیشتر در سنگر تبیین و بنیان‌گذاری می‌جنگید؛ مفتح در میدان پیوند دادن، در خط مقدم گفت‌وگو با نسلی که می‌خواست بداند دین، در جهان معاصر چه نسبتی با عقل و علم دارد.یکی نقشه را روشن و استوار ترسیم کرد؛ دیگری آن را بر زمین سخت واقعیت اجرا کرد، با هزینه، با فشار، و در برابر جریان‌هایی که می‌خواستند میان ایمان و دانش دیوار بکشند.همین صراحت و اثرگذاری، او را به هدف تبدیل کرد. گروهک فرقان که با قرائتی انحرافی و التقاطی از دین، چهره‌های مؤثر انقلاب را نشانه گرفته بود، در ۲۷ آذر ۱۳۵۸ مقابل دانشکده الهیات دانشگاه تهران، او را ترور کرد. گلوله‌ها تنها به یک استاد شلیک نشد؛ به نماد پیوند دین و دانشگاه شلیک شد.پیکر او بر زمین دانشگاه افتاد، اما ایده‌اش بر زمین نماند. از آن پس، ۲۷ آذر «روز وحدت حوزه و دانشگاه» نام گرفت؛ یادآور اینکه خون او، مرز میان علم بی‌هویت و ایمان منزوی را شکست.محمد مفتح رفت، اما مسئله‌ای که برای آن زیست و به‌خاطرش به شهادت رسید، همچنان زنده است:اینکه دانشگاه، اگر می‌خواهد پیشرو باشد، باید ریشه‌دار هم باشد.#نقش_اوّل_ها#انقلاب_تو_چه_رنگیه#سیاسی#انجمن_اسلامی📎@anjoman_eslami_shahed</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</author>
                <pubDate>Thu, 19 Feb 2026 13:07:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دختری در امتداد عاشورا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51792208/%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7-pl22evpuwoql</link>
                <description>شهیده فهیمه سیاری در اول خرداد ۱۳۳۹ همزمان با ایام عزاداری اباعبدالله علیه اسلام در ماه محرم ، چشم به جهان گشود.از همان کودکی، در میان هم‌سالانش فرق داشت؛ نگاهش جست‌وجوگر بود، ذهنش بی‌قرار حقیقت. با مادر و‌ خواهرش در جلسات قرآن و احکام شرکت می‌کرد. از همان سال‌ها رشته‌ی جانش با قرآن گره خورد و ایمان در دلش ریشه زد.از دوران راهنمایی، خانواده سیاری به شهر زنجان منتقل شدند و او شاهدی بود که به بار نشستن درخت انقلاب را به نظاره ایستاده بود،فهیمه فعالیت‌های انقلابی خود را در زنجان، با حضور در پایگاه مسجد حضرت ولی‌عصر (عج) آغاز کرد و از محضر اساتیدی چون آیت‌الله مشکینی بهره برد. اما عطش اصلی او مسیر حوزه بود. پس از دیپلم در سال ۱۳۵۷ قصد قم کرد و وارد مکتب توحید و مدرسه علمیه شهید قدوسی شد؛ جایی که از محضر آیت‌الله شهید قدوسی درس اخلاق و فقه می‌آموخت. او در مکتب توحید و در جمع خواهران طلبه ، سرآمد همگان بود و در تحصیل و جستجوی حقایق زبانزد همگان.سرنوشت فهیمه در قالب یک مأموریت فرهنگی رقم خورد. آموزش و پرورش بانه خواهان اعزام مبلغ شد و فهیمه در۶ آذر ۱۳۵۹ علم را به صحنه عمل کشاند و این ماموریت را پذیرفت . شهیده سیاریهنگام خداحافظی از دوستانشان احساس کردن این خداحافظی آخر است .تنها شش روز بعد، در۱۲ آذر ۱۳۵۹ یعنی در ۲۴ محرم هنگام حرکت از سنندج به سمت سقز، ماشین حامل او و چند نفر دیگر مورد رگبار قرار گرفت.در آن لحظه پر تنش فهیمه قرآن بر دامن داشت و به مولای شهیدش امام حسین علیه السلام پیوست‌.🔹بخشی از وصیت نامه شهیده فهیمه سیاری:خدایا! قدرتی ده که شناخت اصیلی از اسلام داشته باشم.خدایا! قدرتی ده که سنجش میان عمل خوب و بدِ خود را داشته باشیم. ساعات عمر نزد ما مانند ظروفی هستند و خدا نکند که این ظروف پُر از معصیت و گناه و خالی از معنویات اخلاقی باشد.خدایا! قدرتی ده تا ظرف‌های درون خود را از معصیت پر نسازیم.#نقش_اول_ها#انقلاب_تو_چه_رنگیه#سیاسی#انجمن_اسلامی📎@anjoman_eslami_shahed</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</author>
                <pubDate>Tue, 17 Feb 2026 21:43:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی‌سکوت،در‌گوش‌تاریخ‌ حرف‌ می‌زند</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51792208/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D9%85%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF-tj1z8lrozr1c</link>
                <description>بعضی آدم‌ها وقتی می‌میرند، تازه فهمیده می‌شوند.محمدجواد باهنر از همان‌هاست.نه چهره‌ای همیشگی روی پوسترها،نه صدایی دائمی بر تریبون‌ها.اما روزی که رفت،یک انفجار کافی بودتا همه بفهمند چه ستونِ بی‌صدایی فرو ریخته است.این...روایت مردی‌ است که با کتاب جنگید،با صبر ایستاد،و با شهادتش،نفاق را عریان کردمحمدجواد باهنر از کرمان شروع می‌کند طلبه‌ای ساده، آرام، کم‌حرف.نه اهل خودنمایی،نه در پی دیده‌شدن.خیلی زود می‌فهمد اگر قرار است جامعه تغییر کند،باید از ریشه ساخته شود.در قم درس می‌خواند،در تهران معلم می‌شود،و در مدرسه‌ها کاری می‌کندکه کمتر کسی جرأتش را دارد؛تربیت‌دینیِ‌عمیق،بی‌هیاهو،بی‌هیجانِ زودگذر.او از پایه‌گذاران اصلی تدوین کتاب‌های تعلیمات دینی مدارس است؛ کتاب‌هایی که فقط درس نیستند،جهت‌اند.نسلی که آن کتاب‌ها را می‌خواند، سال‌ها بعددر خیابان‌های انقلاب می‌ایستد.و درست همین‌جا است که ساواک می‌فهمداین روحانیِ آرام، از بسیاری خطیب‌های پرشور خطرناک‌تر است.باهنر بارها احضار می‌شود،ممنوع‌المنبر می‌شود،از آموزش‌وپرورش اخراج می‌شود؛اما هر بار که حذفش می‌کنند، او راهی تازه می‌سازد.اگر منبر را می‌بندند، کلاس درس راه می‌اندازد.اگر کلاس را می‌گیرند، کتاب می‌نویسد.و اگر کتاب را سانسور می‌کنند،آدم می‌سازد.با پیروزی انقلاب،باهنر در کنار شهید بهشتی می‌ایستد؛نه برای قدرت،بلکه برای ساختن.او دبیرکل حزب جمهوری اسلامی می‌شود،در روزگاری که کشور پر از اختلاف، ترور و التهاب است.در سال ۱۳۶۰، وقتی انقلاب زخمی است و دولت زیر فشار،باهنر نخست‌وزیر می‌شود؛نه با شور،بلکه با مسئولیت.او خوب می‌داندخطر فقط از بیرون نمی‌آید؛خطر اصلی،نفوذی‌ است که با ظاهری انقلابی از درون ضربه می‌زند.و می‌رسد به هشتم شهریور ۱۳۶۰؛جلسه‌ای در دفتر نخست‌وزیری ، جلسه‌ای برای تصمیم،برای جمع‌کردن بحران.باهنر می‌داند فضا آلوده است،اما عقب‌نشینی نمی‌کند.چون بعضی وقت‌ها نایستادن،خیانت است.انفجار…و سکوت.محمدجواد باهنر به همراه محمدعلی رجایی به شهادت می‌رسد.اما رفتنش، پرده‌ای را کنار می‌زند؛ پرده‌ی نفاق.محمدجواد باهنربی‌سروصدا زندگی می‌کند؛نه با هیاهو،نه با شعار.اما روزی که می‌رود، یک انفجار کافی استتا همه بفهمندچه عقلِ بزرگی،چه ستونِ آرامی از این انقلاب کم می‌شود.او ثابت می‌کند انقلاب فقط خیابان نیست،فقط فریاد نیست؛انقلاب، فکر است،تربیت است،و مردانی که آرام می‌آینداما وقتی می‌روند، تاریخ را می‌لرزانند.#نقش_اول_ها#انقلاب_تو_چه_رنگیه#کمیسیون_سیاسی#انجمن_اسلامی</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</author>
                <pubDate>Thu, 12 Feb 2026 19:25:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شبی‌که‌برگشتن‌ممکن‌بود</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51792208/%D8%B4%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D9%85%D9%85%DA%A9%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF-itph1yhftxs9</link>
                <description>شب آخر زندگی‌اش است.فضا، فضای معامله است؛تغییر موضع، سکوت، عقب‌نشینی.راهی برای ماندن مطرح می‌شود.بعضی آدم‌ها، همین‌جا می‌ایستند.بعضی‌ها اما، همان‌جا انتخاب می‌کنند.نواب صفوی، از دسته‌ی دوم بود...سیدمجتبی نواب صفوی، متولد ۱۳۰۳ در خانی‌آباد تهران، در روزگاری رشد کرد که هویت دینی ایران زیر فشار سیاست و نفوذ بیگانه قرار داشت.نوجوانی‌اش با سقوط رضاشاه هم‌زمان شد؛ دوره‌ای پر از آشوب و انتخاب... نواب، زودتر از بسیاری فهمید که سکوت، بی‌طرفی نیست.برای تحصیل علوم دینی به نجف رفت.می‌توانست بماند؛ درس بخواند، مسیر معمول را طی کند.اما در اوایل دهه ۱۳۲۰ به ایران بازگشت.این بازگشت، انتخاب آسایش نبود؛ انتخاب درگیری بود.در تهران، با تأسیس جمعیت فدائیان اسلام در سال ۱۳۲۴، نواب وارد میدان مبارزه علنی شد؛صریح سخن می‌گفت و اهل ملاحظه‌کاری نبود.همین صراحت، او را هم اثرگذار کرد و هم تنها؛ جلوتر از جامعه و جلوتر از زمانه.پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، فضا بسته‌تر شد؛ فشارها بیشتر، هزینه‌ها سنگین‌تر. سرانجام در دی‌ماه ۱۳۳۴، نواب و یارانش دستگیر و به زندان قصر منتقل شدند.نقطه‌ی اوج زندگی نواب، همین‌جاست.شب بیست‌وششم دی ،فشار برای تغییر موضع وجود دارد؛برای عقب‌نشینی، برای انکار گذشته،اما نواب آرام است.نماز می‌خواند؛ نه برای نجات، برای وداع...او چیزی برای پس گرفتن ندارد.تصمیمش را سال‌ها پیش گرفته است.صبح ۲۷ دی ۱۳۳۴، تیرباران انجام می‌شود.حکومت ماشه را می‌کشد،اما آن‌چه روشن است این است:نواب، تا آخرین لحظه، همان کسی ماند که بود.او پیش از انقلاب اسلامی شهید شد،اما بذر ایستادگی را کاشت.بعضی آدم‌ها، زودتر می‌روندتا تاریخ، دیرتر بیدار شود.#انقلاب_تو_چه_رنگیه#نقش_اول_ها#کمیسیون_سیاسی#انجمن_اسلامی_دانشگاه_شاهد#انجمن_اسلامی</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</author>
                <pubDate>Wed, 11 Feb 2026 22:09:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>🇮🇷 انقلاب اسلامی، فقط از آن ایران نیست</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51792208/%F0%9F%87%AE%F0%9F%87%B7-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-yxnd2hezcbqs</link>
                <description>🔹 «دنیا وارونه است، و این طوفان انقلاب است که باید جهان را بالا و پایین و زیر و رو کند و آن‌گاه دولت پایدار عدالت برقرار شود. دنیا وارونه است و دیوانه‌ها و قداره‌بندها بر آن حاکمیت دارند. اما چه غم، که صالحین و مستضعفین وارث زمین خواهند بود و طلیعه‌ی آن از هم‌اکنون در انقلاب اسلامی ایران ظهور یافته است.»📝 شهید آوینیجهان، گاه در حجاب ناپاکی‌ها چنان واژگون می‌شود که گویی عدل از مدار خویش بیرون جسته و ظلم، سیطره یافته است. اما در دل همین ظلم، انقلابی متولد می‌شود؛ همان نوری که از سرزمین ایران طلوع کرد. آری، انقلاب اسلامی ایران انفجار نور بود.انقلاب اسلامی، نسیم حیات‌بخشی است که نه تنها مشام ایرانیان، بلکه روح آزادی‌خواهان در سراسر جهان را می‌نوازد. این انقلاب، فراتر از مرزهای جغرافیایی، متعلق به تمام دل‌هایی است که در جستجوی حق و حقیقت می‌تپند و آیینه‌ای از آرمان‌ها امت اسلام است؛ آرمان‌هایی چونرهایی از ستمبازگشت به هویت اصیل اسلامی و ایستادگی در برابر سلطه‌جویان.🔸️شاید هنوز قیمت این موهبت عظیم را تمام و کمال درنیافته‌ایم. این انقلاب، فریاد مظلومان جهان است؛ صدای رسای فلسطین در گوش تاریخ. طنین انقلاب ایران به مردم لبنان و فلسطین جرئت رویارویی با متجاوز به وطن را بخشید. جبهه‌ی حق، علیرغم تمام زرق و برق مادی و توانایی‌های ظاهری جبهه‌ی باطل، راه خود را با استقامت می‌پیماید. این انقلاب، قوت قلب مستضعفین جهان است؛ گویای این حقیقت که می‌توان در برابر متجاوز به خاک وطن ایستاد، هرچند این ایستادگی بهایی دارد، اما این هزینه به مراتب از هزینه سکوت و نظاره‌گر بودن کمتر است.این مسیر، راهی است که پیامبران پیمودند و شهدا در آن جان باختند؛ راهی که به تحقق آرزوی بزرگ بشریت، یعنی ظهور مهدی موعود (عج)، ختم می‌شود. چه مبارک است این انقلاب، و امروز پاسداری از آرمان‌های آن بر دوش ماست تا به تحقق کامل آن یاری رسانیم.پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر همه آزادی خواهان جهان مبارک🔍 #فرهنگی🔍 #نوشتار🔍 #انجمن_اسلامی</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</author>
                <pubDate>Wed, 11 Feb 2026 16:16:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایستادگی به قیمت جان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51792208/%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%AC%D8%A7%D9%86-usyvzsmbyouj</link>
                <description>مجید‌شریف‌واقفیاز آن جوان‌هایی بود که هم اهل درس بود،هم اهل درد.اواخر‌مهر‌۱۳۲۷ در تهران به دنیا آمد و خیلی زود همراه‌خانواده به‌اصفهان‌رفت؛ شهری که هم فضای‌مذهبی‌اش پررنگ بود، هم‌مدرسه‌و‌درسش‌جدی.همان‌جا رشد‌کرد و با همان ذهن‌دقیق و پرتلاش، راهش را تا دانشگاه باز‌کرد.سال۱۳۴۵ وارد‌دانشگاه‌صنعتی‌آریامهر شد(همان دانشگاهی که بعدها به‌اسم‌شریفِ‌خودش،مزین‌شد).اما دانشگاه برای او فقط کلاس و امتحان نبود. از همان روزهای‌دانشجویی،دنبال‌این‌بود‌که فضای‌دانشگاه «بی‌هویت» نماند. با دوستانش انجمن‌اسلامی راه انداخت، کتابخانه و برنامه‌های‌فرهنگی را جان‌داد و پای‌سخنرانی‌های‌مذهبی و فکری، دانشجوها را دور‌هم جمع‌می‌کرد؛ حتی از چهره‌های‌مطرح‌آن‌زمان برای سخنرانی دعوت‌می‌شد.در‌عین‌این‌فعالیت‌ها،دانشجوی‌ممتاز هم بود؛ آن‌قدر که گاهی همان دستگاه‌رسمیِ‌حکومت هم به‌عنوان دانشجوی‌برتر از او تقدیر‌می‌کرد، بی‌آنکه بداند همین جوانِ‌مرتب و ممتاز، دلش با مبارزه است.فضای‌قبل‌از‌انقلاب،فضای «انتخاب‌های‌سخت» بود. فشار ساواک، دستگیری‌ها و ضربه‌های‌پی‌درپی به گروه‌های‌مبارز، خیلی‌ها را عقب می‌نشاند؛ اما مجید از آن‌ها نبود. بعد از شدت‌گرفتن‌برخوردها و بازداشت‌های گسترده‌ی کادرهای‌اصلی، او هم مثل بسیاری از نیروهای‌فعال، وارد‌زندگی مخفی شد؛ زندگی‌ای که در آن، قرارها کوتاه‌تر‌می‌شوند و اعتمادها‌سخت‌تر.اما نقطه‌ی‌اصلیِ‌قصه‌ی‌شریف‌واقفی اینجاست: او فقط با حکومت‌پهلوی درگیر نبود؛ در یک بزنگاه، با یک انحراف درون‌جریانی هم روبه‌رو شد.او در سازمان‌مجاهدین‌خلقِ‌آن‌دوره فعالیت داشت؛ اما وقتی بخشی از رهبری سازمان به سمت تغییر مبنا و کشاندن مسیر از اسلام به مارکسیسم رفت، مجید محکم ایستاد. برای‌او مسئله فقط اختلاف سلیقه نبود؛ احساس‌می‌کرد هویتِ‌مبارزه دارد عوض‌می‌شود.همین مخالفت، کم‌کم او را از «نیروی خودی» به «مزاحم‌خطرناک» تبدیل کرد؛ آن‌قدر که درون تشکیلات،علیه‌اش فضاسازی شد و عملاً از مرکز تصمیم‌گیری کنار‌گذاشته‌شد.مجید‌عقب‌نکشید...طبق روایت‌ها، بعد از جدایی، دنبال این بود که نیروهایی را که هنوز پای‌باوراسلامی‌ایستاده‌اند، کنار هم نگه دارد و مسیر‌مبارزه را با همان مبنا ادامه دهد؛ همین هم حساسیت مرکزیتِ مارکسیست‌شده را بیشتر کرد.در نهایت، تصمیم از «حذف‌سیاسی» گذشت وبه «حذف‌فیزیکی» رسید.قرار آخر را هم با همان شیوه‌ی‌تلخِ‌خیانت چیدند: قرار‌ملاقات از طریق نزدیک‌ترین حلقه‌ی ارتباطیِ او به مجید رسید و روز ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۴، در محدوده‌ی سه‌راه بوذرجمهری نو، او را به دام انداختند. همان‌جا با شلیک گلوله ترورش کردند و برای اینکه نشانی باقی نماند،پیکرش‌را‌بردندوسوزاندندودرچند‌نقطه پنهان‌کردند.مجید در روایت‌انقلاب، فقط یک دانشجوی نخبه یا یک‌عضو‌تشکیلاتی نیست؛ نمادِ لحظه‌ای است که آدم باید تصمیم بگیرد:وقتی مسیرِ مبارزه از ایمان جدا می‌شود، می‌ایستد یا می‌لغزد؟شریف‌واقفی ایستادو‌همان‌ایستادن،دلیلِ‌شهادتش‌شد.‌#انقلاب_تو_چه_رنگیه#نقش_اول_ها#کمیسیون_سیاسی#انجمن_اسلامی</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</author>
                <pubDate>Sun, 08 Feb 2026 22:25:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خونین‌تَنِ‌محراب</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51792208/%D8%AE%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D9%8E%D9%86%D9%90-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D8%A8-r8mepafgrgnn</link>
                <description>سید محمدعلی قاضی طباطبایی، فقیه عالی‌مقام و از چهره‌های محوری انقلاب اسلامی در سال ۱۲۹۳ شمسی در تبریز، مهد علم و مبارزه، دیده به جهان گشود. پدربزرگوارش، سید باقر، و عموی ایشان، میرزا اسدالله، از مراجع و علمای شناخته شده آن منطقه محسوب می‌شدند.آیت‌الله قاضی طباطبایی در محضر بزرگ‌ترین مراجع جهان تشیع، مسیر تحصیل را پیمود. ده سال اقامت در قم و فراگیری دانش نزد اساتیدی چون آیت‌الله مرعشی نجفی، آیت‌الله صدر، و آیت‌الله بروجردی، پایه‌ ای علمی ایشان را مستحکم کرد. سپس با هجرت به نجف اشرف، از محضر کسانی چون آیت‌الله خویی و آیت‌الله حکیم کسب اجازه نمود و در نهایت، اجازه روایت را از اساتید متعددی، از جمله امام خمینی (ره) و علامه طباطبایی، دریافت کرد. مشهورترین اثر ایشان، «تحقیق درباره اول اربعین سید الشهداء» که در آن با بیان اقوال مختلف و استنادات فراوان، بازگشت اهل بیت به کربلا در روز اربعین را اثبات می کند.فعالیت‌های سیاسی آیت‌الله قاضی از مخالفت علنی با لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی گرفته تا حمایت از طلاب در واقعه مدرسه طالبیه، ایشان همواره در خط مقدم دفاع از مبانی اصیل دینی قرار داشت.نقطه عطف مبارزات ایشان، سخنرانی آتشین در عید فطر سال ۱۳۴۷ بود که به قیمت تبعید به بافت کرمان تمام شد.علاوه بر این، تأسیس صندوق «مجاهدین اسلامی» در سال ۱۳۵۲، نشان از سازماندهی ایشان برای حمایت از خانواده‌های زندانیان سیاسی داشت.با پیروزی انقلاب، ایشان به عنوان امام جمعه و نماینده امام در تبریز منصوب گردید و نقش حیاتی در تثبیت نظم در شهر، از جمله پایان دادن به تحصن همافران، ایفا نمودند.این مسیر پرفراز و نشیب در تاریخ ۱۰ آبان ۱۳۵۸، مصادف با عید سعید قربان، به اوج رسید. آیت‌الله قاضی طباطبایی، در راه بازگشت از نماز مغرب توسط یکی از اعضای گروهک فرقان، مورد ترور قرار گرفت و به درجه رفیع شهادت نائل آمد. پیام تسلیت امام خمینی گواهی بر جایگاه رفیع ایشان بود. و اینگونه شد که آیت الله قاضی طباطبایی اولین شهید محراب لقب گرفتند.#نقش_اول_ها#انقلاب_تو_چه_رنگیه#کمیسیون_سیاسی#انجمن‌_اسلامی</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</author>
                <pubDate>Fri, 06 Feb 2026 22:14:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مجاهد‌اسلام،برادر امام،پدرامّت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51792208/%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-qmkqrxvpnc0m</link>
                <description>سید محمود علایی طالقانی،از آن روحانی‌هایی بود که اگر فقط یک‌بار پای صحبتش می‌نشستی، می‌فهمیدی برای او «دین»،یک قابِ دیوار نیست؛ یک راه است… راهی برای ایستادن،برای فهمیدن،و برای حرکت‌دادن مردم.طالقانی را خیلی‌ها با لقب پدر طالقانی به یاد می‌آورند؛نه از سر تعارف،از سرِ حسّی که در مردم می‌کاشت ؛ حسِ تکیه‌گاه بودن. او سال‌ها قبل از پیروزی انقلاب،در دلِ مبارزه بود؛از همان روزهایی که نهضت ملی‌شدن نفت،امیدِ بزرگی برای استقلال ایران شده بود. طالقانی در آن دوران، در کنار چهره‌هایی مثل سیدرضا زنجانی از دکتر محمد مصدق حمایت کردوبعد از کودتای ۲۸ مرداد هم به جریان مقاومت ملیِ طرفداران مصدق پیوست. اما طالقانی فقط «سیاسی» نبود؛یک ویژگی داشت که او را از بسیاری جدا می‌کرد: بلد بود سیاست را از دلِ قرآن بیرون بکشد، نه قرآن را خرجِ سیاست کندسال‌ها جلسات تفسیر قرآن برگزار می‌کرد؛ تفسیری که مردم را خسته نمی‌کرد،چون از جنسِ زندگی بود: روشن، اجتماعی، و روبه‌مسئله. همین نگاه در اثر معروفش «پرتوی از قرآن» هم دیده می‌شود؛ تفسیری که به‌جای پیچاندن مخاطب در اصطلاحات، قرآن را به نیازهای روزِ جامعه گره می‌زد و برای همین بین جوان‌ها و مردم خواندنی می‌شد. و این مسیر بعد از انقلاب هم ادامه پیدا کرد؛طالقانی آن‌قدر محبوب و اثرگذار بود که جلسات و سخنرانی‌هایش در فضای عمومیِ کشور دیده و شنیده می‌شد و مردم، قرآن را «کاربردی‌تر» از زبان او می‌فهمیدند. از آن طرف، طالقانی نگاهش به جهان اسلام هم زود بیدار شده بود. از همان سال‌ها، مسئله فلسطین را جدی می‌گرفت و با صراحت از ستمگری و غاصب‌بودن رژیم صهیونیستی می‌گفت. حتی در خطبه عید فطر سال ۱۳۴۸ از مردم خواست فطریه‌شان را برای کمک به فلسطین جمع کنند؛ یعنی «عبادت» را به «مسئولیت» وصل کرد و کمک مردمی را به یک حرکت واقعی تبدیل کرد. طالقانی یک ویژگی دیگر هم داشت که انقلاب به آن نیاز داشت: حلقه وصل بودن. او زبانِ قشرهای مختلف را می‌فهمید؛ مذهبی و غیرمذهبی، پیر و جوان، دانشگاهی و بازاری. برای همین هم وقتی کشور در تب‌وتابِ روزهای انقلاب بود، او فقط شعار نمی‌داد؛ نقشِ «آشتی‌دهنده» بازی می‌کرد. نمونه‌اش پیام‌ها و موضع‌گیری‌هایش برای نزدیک‌کردن ارتش و ملت بود؛جایی که به ارتشی‌ها خطاب می‌کند و از پیوستن نیروها به مردم استقبال می‌کندو همزمان نسبت به نیرنگِ فرماندهان وابسته هشدار می‌دهد. و بعدرسیدیم به یکی از صحنه‌های ماندگار تاریخ انقلاب...پس از پیروزی انقلاب، به پیشنهاد امام خمینی، طالقانی اولین امام جمعه تهران شد. اولین نماز جمعه، فقط یک مراسم نبود؛ یک «نقطه شروع» بود برای اینکه انقلاب، خودش را در میدانِ مردم تثبیت کند. ۵ مرداد ۱۳۵۸ در دانشگاه تهران، جمعیتی میلیونی آمدندو طالقانی ایستاد پشت تریبون؛ با همان صدای پدرانه،همان آرامشِ قاطع،همان جمله‌هایی که هم امید می‌دادو هم مسیر.‌..مردم به او اعتماد داشتند؛ چون حس می‌کردند حرفش از جنسِ خودشان است. طالقانی برای خیلی‌ها «محلِ رجوع» بود: وقتی اختلافی پیش می‌آمد، وقتی سوءتفاهمی بین گروه‌ها بالا می‌گرفت، وقتی جامعه به یک صدای مهربان اما محکم نیاز داشت… نامِ طالقانی آرام می‌کرداو از آن آدم‌ها بود که کارهای مهمش را نمی‌شمرد؛ کارهای مهم، خودشان دنبالش راه می‌افتادند.از حمایت از نهضت ملی و مصدقتا تفسیر قرآنی که مردم را واردِ متنِ زندگی می‌کرد،از ایستادن پای فلسطینو تبدیل فطریه به کمکِ مقاومت تا خطبه‌های نمازجمعه‌ای که تهران را تکان داد،و از همه مهم‌تر: پل‌زدن بین دل‌ها در روزهایی که کشور به «اتحاد» محتاج‌تر از هر زمان بودطالقانی رفت، اما یک چیز را گذاشت برای تاریخ:اینکه می‌شود روحانی بود و هم‌زمان، زبانِ مردم هم بود ؛می‌شود قرآن گفت و مردم را به مسئولیت رساند؛و می‌شود آن‌قدر عزیزِ دل‌ها شد که نامت، خودش «آرامش» باشد.#انقلاب_تو_چه_رنگیه#نقش_اول_ها#کمیسیون_سیاسی#انجمن_اسلامی📎@anjoman_eslami_shahed</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</author>
                <pubDate>Fri, 06 Feb 2026 15:24:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر‌کار‌درستی‌است،زن‌و‌مردندارد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51792208/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B2%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-qltgic5k7zpp</link>
                <description>🔵 اگر کار درستی است، زن و مرد نداردمحبوبه‌دانش‌آشتیانی،دختری‌که‌قصه‌زندگی‌اش‌در‌هفده‌سالگی‌ناتمام‌ماند.محبوبه در خانواده ای مذهبی و اهل مطالعه و اندیشه به دنیا آمد.پدرش‌غلامرضا‌دانش‌آشتیانی روحانی فرهیخته ی بودکه با چهره هایی چون شهید مطهری ، شهید بهشتی ، شهید مفتح و... نشست و برخاست داشت.محبوبه در همین فضا دختری منظم و وقت شناس و اهل مطالعه بار آمد. هر کاری را تا به نتیجه نمی رسید، رها نمی کرد و از همان سنین نوجوانی استقلال فکری اش به چشم می آمد.مطالعه بخش جدا نشدنی زندگی اش بود؛با قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه مانوس بود ، آثار شهید مطهری و دکترشریعتی را با دقت دنبال میکرد.ذهنش پر از سوال بود و برای پیدا کردن جواب، بحث می کرد و کوتاه نمی آمد .یکی از همکلاسی هایش گفته بود : خیلی از کارهایی که ما تازه در دبیرستان شروع می کردیم ، محبوبه در سال های راهنمایی انجام داده بود.همین بلوغ فکری باعث شد که محبوبه در همان سال اول دبیرستان ، وارد فعالیت های سیاسی و اجتماعی بشود.در راهپیمایی ها شرکت میکرد، اعلامیه پخش می کرد، دیوار نویسی می کرد .تااینکه‌فضا کشور ملتهب شد.صبح هفدهم شهریور ۱۳۵۷ محبوبه با غسل شهادت به میدان ژاله رفت،مردها به محبوبه گفته بودند:«شما برو اینجا نمان.»محبوبه به آنها جواب داده بود: «اگر‌ کار‌ درستی‌ است‌ که‌ زن‌و‌مرد‌ ندارد؛اگر‌ کار‌ غلطی است‌ که‌ شماهم نباید‌‌بروید.»و در همان روز بود که قصه محبوبه پایان یافتو با ضرب گلوله به شهادت رسیدو محبوبه شد اولین شهید زن انقلاب اما‌شهادت‌او،آخرین‌خط‌قصهٔ‌زندگی‌اش‌نبود،بلکه سرفصلی شد برای هر دختری که در جهت اعتقاداتش ایستادگی میکند.#نقش_اول_ها#انقلاب_تو_چه_رنگیه#کمیسیون_سیاسی#انجمن_اسلامی</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</author>
                <pubDate>Wed, 04 Feb 2026 21:22:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آرامش‌نیّت‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51792208/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4-%D9%86%DB%8C%D9%91%D8%AA-%D9%87%D8%A7-mfil7c1b2va2</link>
                <description>می‌خواستم برای نیمه‌شعبان یک متن بنویسم...قبلش،‌مثل همیشه،‌ایده‌اش‌را‌با‌چند‌نفر‌از دوستانم‌در‌میان‌گذاشتم.یکی‌شان گفت:«چون کار برای امام‌زمان است،حتماً ما را هم شریک کن…کار برای مولاست…»این‌جمله‌ی‌ساده‌بد‌جوربه‌دلم‌نشست.به فکر فرو رفتم…با خودم‌گفتم:وقتی کار برای امام‌زمان است…چگونه است که شوق‌مان جلوتر ازاجبار و تکلیف حرکت می‌کند؟کارهایی که انجام می‌شوند، باشکوه و زیباست، اماسوالم‌این‌است:در تنهاییِ ما، چگونه‌منتظریم؟نه این‌که نخواهم کسی را شریک کنم.نه این‌که کار جمعی زیباتر نباشد…اما‌سؤال‌دارم…اصلاً‌کار‌برای‌مولا‌یعنی‌چه؟ما عادت کرده‌ایمکار برای امام زمان رابزرگ‌و‌رسمی‌و‌پُرسروصدا تصور‌کنیم؛چیزی که شکل مشخصی دارد،تعریف از پیش‌تعیین‌شده دارد.اما اگر قرار است او بیایدبرای زنده‌تر‌شدن‌معناها…برای جان‌دادن به نیت‌های‌ساده‌و‌صادق…آن‌وقت سهم من‌و‌توشاید خیلی نزدیک‌تر از تصور ما باشد.شاید کار برای امام‌زمان،بیشتر از آن‌که به شلوغی‌ها توجه کنیم،این باشد که خودماندر همان زندگی‌روزمره،با دقت‌و‌صداقت بیشتری قدم‌برداریم.شاید اوبیشتر از شلوغیِ‌کارها،به آرامش نیت‌ها نگاه می‌کند.شاید اوبیشتر از شریک شدن در کارها،به دنبال شریک شدن در نیت‌هاست.نیمه‌شعبان،نه یادآورِیک‌اجبار،که‌یادآورِ‌یک‌شوق‌است؛شوقِ هم‌مسیر شدن.و‌شاید‌زیباترین‌شکلِ‌کار‌برای‌اوهمین‌باشد:این‌که‌اگر‌آمد…دل‌مان‌از‌قبل،هوای‌آمدنش‌را‌داشته‌باشدو‌آمدنش‌غریبه‌نباشد…نیمه‌شعبان مبارک✨🔍#عقیدتی🔍#نوشتار🔍#انجمن_اسلامی📎 @anjoman_eslami_shahed</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</author>
                <pubDate>Wed, 04 Feb 2026 18:17:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی‌یک‌سکوت‌بوی‌بهشت‌را‌به‌تاریخ‌رساند..</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51792208/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AF-opw90g7zw2ja</link>
                <description>...وقتی‌یک‌سکوت،‌بوی‌بهشت‌را‌به‌تاریخ‌رساند‌ سید محمد حسینی بهشتی، متولد ۱۳۰۷/۰۸/۰۲ در اصفهان بود. چهار ساله که شد، به مکتب رفت‌و دروس را به‌سرعت فرا گرفت.وقتی وارد دبستان شد،با اینکه می‌توانست با آزمون ورودی مستقیماً وارد کلاس ششم شود،به دلیل سن کم از کلاس چهارم آغاز کرد.پس از سال دوم دبیرستان،به حوزه‌ی علمیه‌ی اصفهان رفت ودروسی را که معمولاً هشت سال طول می‌کشید،در چهار سال به پایان رساند.هم‌زمان، با شرکت در آزمون ورودی دانشگاه تهران و کسب رتبه دوم،دانشجوی فلسفه و حکمت اسلامی شدوتحصیلات خود را تا مقطع دکترا ادامه داد.مرداد ۱۳۳۲، با کودتای ۲۸ مرداد و برکناری دکتر مصدق،بسیاری ناامید شدند و دست از تلاش کشیدند؛اماسید محمد معتقد بود شکست آیت‌الله کاشانی و دکتر مصدق به دو دلیل بود:۱. نداشتن نیرو۲. نداشتن طرح مناسبباور به این نکات سبب شد در سال ۱۳۳۳ مدیریت مدرسه‌ی «دین و دانش» را بر عهده بگیردو در سال ۱۳۳۹ مدرسه‌ی حقانی را تأسیس کند.برای پیوند بیشتر حوزه و دانشگاه، جلسات هفتگی فرهنگی با همراهی شهید قدوسی، آیت‌الله مصباح و دیگران در تهران برگزار می‌کرد.می‌توان گفت نمی‌توان حتی یک صحنه از زندگی شهید بهشتی یافت که او در حال نقش‌آفرینی نباشد؛از فعالیت در مرکز اسلامی هامبورگو تألیف کتاب‌های دینی در دوره‌ی پهلوی گرفتهتا تأسیس حزب جمهوری اسلامی و تدوین قانون اساسی در مجلس خبرگان.پس از تصویب قانون اساسی،تصمیم گرفت دیگر مسئولیتی نپذیردو تنها به امور حزب رسیدگی کند.اما با اصرار امام،در سال ۱۳۵۸ ریاست دومین دوره‌ی شورای عالی قضایی و دیوان عالی کشور را پذیرفت.شامگاه هفتم تیر ۱۳۶۰،‌نماز جماعت مغرب و عشا در ساختمان حزب جمهوری اسلامیواقع در خیابان سرچشمه برگزار شد.کمی بعد، جلسه‌ی حزب آغاز شد.دکتر بهشتی، دبیرکل حزب، به‌عنوان مدیر جلسه نشست را شروع کرد.موضوع جلسه ابتدا گرانی بود، اما با پیشنهاد اعضا و به دلیل نزدیکی انتخابات‌ریاست‌جمهوری، به مسئله‌ی انتخابات تغییر یافت.در اتنهای جلسه،ناگهانشهید بهشتی چند لحظه سکوت کردو سپس به اعضا گفت:«بچه‌ها! بوی بهشت می‌آید، شما هم حس می‌کنید؟»چند دقیقه بعد،انفجاری در ساختمان حزب رخ دادو ۷۲ نفر از اعضای حزب،از جمله دکتر بهشتی،به مقام رفیع شهادت رسیدند.#نقش_اول_ها#انقلاب_تو_چه_رنگیه#کمیسیون_سیاسی#انجمن_اسلامی#انجمن_اسلامی_دانشگاه_شاهد#انجمن_اسلامی</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</author>
                <pubDate>Mon, 02 Feb 2026 22:42:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما‌مسلح‌به‌الله‌اکبریم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51792208/%D9%85%D8%A7-%D9%85%D8%B3%D9%84%D8%AD-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%85-vvh3cpitzukj</link>
                <description>🟢 ما مسلح به الله اکبریمبیایید انقلاب اسلامی را این‌بار از زاویه‌ی سروده‌ها و شعارهایش مرور کنیم«الله‌اکبر، خمینی رهبر»«ما مسلح به الله‌اکبریم»این عبارت‌ها تنها شعار نیستند، بلکه بیانگر یک باور عمیق اند؛ باوری که نشان می‌دهد انقلاب اسلامی ایران با نام خدا آغاز شد و روح حاکم بر آن، توحید است. انقلابی که ماهیتی دینی و توحیدی دارد؛ توحیدی که هدف و آرمان انقلاب اسلامی است .▫️همان‌گونه که مقام معظم رهبری می‌فرمایند:«توحید، هم عامل و انگیزه‌ی انقلاب است و هم هدف آن؛ هدف انقلاب اسلامی، محقق‌کردن توحید در زندگی مردم است.»سلاح انقلاب اسلامی ، ایمان به خدا بود نه قدرت‌های مادی؛ و چه سلاحی برتر از «الله‌اکبر». راز پیروزی انقلاب و ۴۷ سال ایستادگی و تن ندادن به ذلت را نیز باید در همین نگاه جست‌وجو کرد. آنجا که امام خمینی فرمودند اگر آمریکا را ابرقدرت بدانیم، توحیدمان کم است؛ این سخن نشان می‌دهد هرگاه نگاه‌ها به قدرت‌های جهانی دوخته شود و آن‌ها بزرگ‌تر از اراده‌ی الهی دیده شوند، یعنی از حقیقت توحید فاصله گرفته‌ایم.🔺بسیاری از مشکلات امروز جامعه را نیز می‌توان از همین زاویه تحلیل کرد؛ اگر کشور با چالش‌هایی روبه‌روست، باید دید تا چه اندازه در تصمیم‌ها و عملکردها، خدا و معیارهای الهی در نظر گرفته می‌شود.🔺 انقلاب اسلامی به دست مردی به پیروزی رسید که خود غرق در توحید بود؛ آنجا که در لحظه‌ی بازگشت به کشور، در اوج توجه‌ها و انتظار میلیون‌ها نفر، احساس خود را «هیچ» توصیف می‌کند. نه از سر بی‌احساسی، بلکه از شدت اتصال به خداست.و این است سرّ پیروزی تبعیدی بی سلاح بر پادشاهی مسلح ،که سلاح ما همان است که بر پرچم جمهوری اسلامی نقش بسته است .امروز هم برای عبور از پیچ‌های مهم انقلاب و گذر از چالش‌ها، راه روشن است؛ احیای توحید.آنچه ما داریم هیچ یک از قدرت های عظیم جهانی ندارند.و همچنان سلاح ما همان است که بود: الله‌اکبر.🔍 #فرهنگی🔍 #نوشتار🔍#انجمن_اسلامی_دانشگاه_شاهد🔍 #انجمن_اسلامی</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</author>
                <pubDate>Mon, 02 Feb 2026 16:11:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهشتیِ‌جبهه‌ها،شهید‌حسن‌باقری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_51792208/%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D9%90-%D8%AC%D8%A8%D9%87%D9%87-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1%DB%8C-pigr8hfmwy8q</link>
                <description>🔵 به مناسبت سالروز شهادت شهید حسن باقری🔸 نهم بهمن‌ ماه، سالروز شهادت معجزه‌ی انقلاب ، شهید حسن باقری است؛ شهیدی که به فرموده‌ی مقام معظم رهبری، تنها ظرف دو سال از سرباز صفر به یک استراتژیست نظامی تبدیل شد. اگر این رشد معجزه‌ی انقلاب نیست، پس چیست؟شهید حسن باقری مصداق روشن دشمن‌شناسی، تلاش و توکل به خداوند بود و به ما آموخت که توکل حقیقی، در کنار مجاهدت و عمل به وظیفه معنا پیدا می‌کند.اندیشه‌ی شهید حسن باقری سرشار از رهنمود و راهگشایی است. آنجا که فرمودند: «شکست زمانی است که ما وظیفه‌ی خود را انجام ندهیم»، نشان از باور عمیق ایشان به انجام تکلیف داشت؛ باوری که در نهایت، با انجام وظیفه به بهترین شکل ممکن، آن را به اثبات رساندند.گفتار و سیره‌ی شهدا می‌تواند راه برون‌رفت از بسیاری از مسائل امروز کشور باشد. به همین مناسبت، به سخنی از شهید باقری اشاره می‌کنیم؛ شهیدی که به گفته‌ی حاج قاسم «بهشتیِ‌جبهه‌ها» بودند .ایشان فرمودند:❗️«اگر به مردم اعتماد کنید، مردم برای پیچیده‌ترین مسائل، ساده‌ترین راه‌حل‌ها را ارائه می‌کنند»در همین راستا، شایسته است به فرمایش برادرِ شهید، شهید محمد باقری نیز اشاره شود؛ که در خردادماه ۱۴۰۴ به دست اسرائیل جنایتکار ، به برادر شهیدشان پیوستند. ایشان فرمودند:«اگر بخواهیم اقتصاد را حل کنیم، با مراجعه به بخش خصوصی و مردم می‌توانیم این کار را انجام دهیم. در حوزه‌ی فرهنگ و اجتماع نیز با سپردن امور به مردم، بسیاری از مشکلات قابل حل است.»🔹 بر این اساس، نباید از ظرفیت عظیم مردمی غافل شد؛ مردمی که رکن اصلی کشور هستند و از ابتدای شکل‌گیری انقلاب، نقشی محوری ایفا کرده‌اند و در بزنگاه‌های تاریخی، نقشه‌ دشمن را نقش بر آب ساخته‌اند. این مردم بودند که در حماسه‌ی بیست‌ودوم دی، به فرموده‌ی مقام معظم رهبری، کمر فتنه را شکستند.امروز نیز تداوم راه شهیدانی چون حسن باقری، در گرو پایبندی به همان اصولی است که انقلاب اسلامی بر پایه‌ی آن‌ها شکل گرفت؛ایمان به خدااعتماد به مردمتبعیت از ولایت فقیهو ایستادگی در برابر استکبار بی‌تردید تا زمانی که این ملت بر آرمان‌های امام خمینی (ره)و منویات مقام معظم رهبری(مدظله) استوار بماند، خون شهدا ضامن عزت، استقلال و پیشرفت جمهوری اسلامی خواهد بود و پرچم این انقلاب، به فضل الهی، به دست صاحب اصلی‌اش حضرت ولی عصر(عج)سپرده خواهد شد.🔍 #فرهنگی🔍 #نوشتار🔍 #انجمن_اسلامی</description>
                <category>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</category>
                <author>انجمن اسلامی دانشگاه شاهد</author>
                <pubDate>Wed, 28 Jan 2026 20:55:33 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>