<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رکسانا تیموری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_52145639</link>
        <description>خالق نوشته‌های بی‌انتها!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 12:21:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4281800/avatar/9CJReX.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رکسانا تیموری</title>
            <link>https://virgool.io/@m_52145639</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تنش؛</title>
                <link>https://virgool.io/@m_52145639/%D8%AA%D9%86%D8%B4-xrhebakv4ydz</link>
                <description>می‌خوام در مورد تنش بنویسم ولی اصلا نمی‌دونم برداشت‌ها قرار چطور باشه؛ آیا ما اون‌قدری که نشون می‌دیم آدم‌هایی خونسرد و ریلکسی هستیم؟ آیا اونقدری که ادعا می‌کنیم واقعا حاضر هستیم برای چند ثانیه صبر کنیم بعد جواب بدیم؟ چرا توی این روزگار سخت هم همچنان می‌خوایم بگیم حق با ماست؛ به حرف من گوش کن.چرا حرف‌ها پر دعواست؟ چرا یاد نگرفتیم و یاد نمی‌گیریم باهم آروم حرف بزنیم؟ چرا از ساده‌ترین مسائل گرفته تا سخت‌ترین همه چیز رو برای خودمون انقدر پیچیده می‌کنیم؟ در حالی که پیچیده هم هست!در جهانی که ما زندگی می‌کنیم ساعت‌ها و روزها سخت و پیچیده می‌گذرن، لااقل ما بخشی از حال بد ماجرا نباشیم.رکسانا -  ۱۴۰۵/۰۲/۱۷</description>
                <category>رکسانا تیموری</category>
                <author>رکسانا تیموری</author>
                <pubDate>Thu, 07 May 2026 10:53:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمی امیدوار باش؟ جمله قصار این روزها؛</title>
                <link>https://virgool.io/@m_52145639/%DA%A9%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-%D8%AC%D9%85%D9%84%D9%87-%D9%82%D8%B5%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7-bacyzpu5ucta</link>
                <description>امید واژه تهی این روزها در میانه قلب ما جاری‌ست اما انگار نیست؛ در میان روزهای سرد و تاریک و سیاه، گاه نسیمی بوزد یا نه، گاه لبخندی بزند یا نه؛ روزها می‌گذرند، بی‌امید، واهی، تهی؟چه کسی می‌داند آخر چیست؟ تنها می‌دانم که روزهای سبز آستانه ۱۸ سالگی می‌رود و ما در آستانه روزهایی نامعلوم می‌مانیم و می‌مانیم...رکسانا - ۱۴۰۵/۰۲/۱۶</description>
                <category>رکسانا تیموری</category>
                <author>رکسانا تیموری</author>
                <pubDate>Wed, 06 May 2026 00:40:34 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>