<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدوی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_52324030</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 07:01:45</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>مهدوی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_52324030</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ابدارچی۵</title>
                <link>https://virgool.io/@m_52324030/%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DA%86%DB%8C%DB%B5-vyyxtgs0ljsz</link>
                <description>بالاخره روز اخراج من رسید از یکی دو هفته پیش زمزمه هاشو از متلک و تیکه های بقیه فهمیده بودم... یکی از معاونهای اونجا تو یه جلسه خیلی کوتاه بهم گف عملکردم خوب نبوده و دستورالعمل های این شغل رو رعایت نکردم میگف با شغل نتونستی ارتباط بگیری 😂😂😂 تو دلم خنده ام گرفته بود اخه مرد حسابی همون دانشگاههایی که شما توش درس خوندی منم خوندم ولی مثل شما پارتی نداشتم فرقمون اینه ... این چه مدل تعدیل نیرو کردنه اخه...گفت تا آخر ماه بمون بعد برو گفتم آخر هفته برم بهتره ....یاد اولین بار که کار کردم افتادم ۱۴...۱۵ سالم بود بابام مریض شد برای پول مدرسه و دفتر و کتاب رفتم نظافتچی یه شرکت شدم عصرا شانس بده من یکی از کارمندای اونجا پسرش همکلاسی من در اومد...چشمت روز بد نبینه تا فهمید پسره همه رو تو مدرسه خبر کرد کل سال تحصیلی از نزدیک هر کی رد میشدم میگف اه بو میاد هیچکی باهم دوست نموند اون سال سال بعدشم رفتم یه مدرسه دیگه ... اره آقای مهندس  من با شما فرق دارم اونم خیلی زیاد...لطفا موقع اخراج کارگر از این اداهای پشت میز نشینی در نیار😂😂😂</description>
                <category>مهدوی</category>
                <author>مهدوی</author>
                <pubDate>Sat, 07 Feb 2026 01:55:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آبدارچی ۴</title>
                <link>https://virgool.io/@m_52324030/%D8%A2%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DA%86%DB%8C-%DB%B4-sqmdbfiub0qo</link>
                <description>در کنار سختی هایی که کار تو این شرکت داشت چیزای خوبی هم وجود داشت مثل همکارای خوب...یکی از همکارا که یه خانم مهندس بود همیشه رفتار خوبی باهام داشت دو سه بار که خیلی گرفته بودم ازم پرسید چی شده ناراحتی کمکی از دستم بر میاد همین پرسیدنش خیلی حس خوبی به آدم میداد ادم از اون بی ارزشی که بهش القا کرده بودن دوباره ارزشمند میشد برای لحظاتی...روزای آخر کارم فهمیدم اونم داره از اون شرکت میره امیدوارم همه جا موفق باشی همکار خوب... </description>
                <category>مهدوی</category>
                <author>مهدوی</author>
                <pubDate>Wed, 04 Feb 2026 04:50:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آبدارچی۳</title>
                <link>https://virgool.io/@m_52324030/%D8%A2%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DA%86%DB%8C%DB%B3-gu6vvrum5lxa</link>
                <description>تو محیط کار رفتار ۲ تا خانم جوان خیلی آزار دهنده بود... برای کوچکترین چیزی صدام میکردن از آشپزخونه بیام و بگن فلان کارو بکن. چرا مثلا لیوان چای مارو روی میز مونده 😂 حالا از زمان چای بردن براشون ۱ ساعت هم نگذشته بود اعتقاد داشتن آبدارچی با همه کارا ریز و درشتش باید برای لیوان چای این افراد هم تو آشپزخونه حضور و غیاب بزاره... عین زمان های قدیم الان هم کارگری شده مثل برده داری هر جوری بخان باهات رفتار میکنن فک میکنن چون فامیل فلان شخص تو شرکتن یا فلان مدرک رو دارن یا سابقشون بیشتره همه جور رفتاری باهات میتونن بکنن...کار اینجا یه چیز خوب داشت برام فهمیدم برای همه کاری پارتی لازمه حتی کارگری...البته انصاف رو نباید گذاشت کنار این رفتارا رفتارای خوب هم بود که بعدا حالم خوب بود در موردش حرف میزنم</description>
                <category>مهدوی</category>
                <author>مهدوی</author>
                <pubDate>Fri, 30 Jan 2026 16:29:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابدارچی۲</title>
                <link>https://virgool.io/@m_52324030/%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DA%86%DB%8C%DB%B2-k7sintjzecim</link>
                <description>یه چیزی که تو این شرکت برام پیش اومد از روزای اول این بود که حرفم اصن اهمیتی بهش داده نمیشد مثلا در مورد یه مشکلی هر چند ساده یک راه حل داشتم ولی شنیده نمیشد بعد از چندبار که دیدم به اصلاح منو نخودی حساب میکنن...دیگه اگه تجربه ای هم دارم چیزی نمیگم تو همون آشپزخونه میمونم مشغول کار و چیزی نمیگم... چند روز پیش یه مشکلی با یه فایل تو کامپیوتر داشتن میدونستم چیکارش باید کرد فقط اون صحنه که دو سه نفری چند دقیقه در حال تلاش بی فایده بودن 😂😂😂😂😂من هستم یک نخودی😉😉😉تجربه بعدی در مورد دور هم جمع شدن و شیرینی یا ناهار خوردنه</description>
                <category>مهدوی</category>
                <author>مهدوی</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 02:40:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آبدارچی۱</title>
                <link>https://virgool.io/@m_52324030/%D8%A2%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DA%86%DB%8C%DB%B1-xa1ixefpulqq</link>
                <description>چند وقت پیش بود که هیچ پروژه کاری گیرم نمیومد جنگ هم تازه تموم شده بود واقعا هیچ جا کاری برام نبود با خودم گفتم بیخیال شغل تخصصی بیا برو یجا نظافتچی آبدارچی اینجور چیزا شو بالاخره بعد از چندجا رفتن که گفتن نه حیفه شماس این شغل یجا رفتم سر کار بماند که دروغ نوشتم تو فرم که دیپلم دارم که قبول کنن من از اون دسته ادمایی هستم که شغل برام فرقی نداره فقط میخام سرکار باشم که آیزون کسی نباشم این شرکته که شروع بکار کردم محیطش خوب بود فقط چندتا مشکل داشت یکی یه مسئول دفتر که کلا در حال غر زدن ایراد گرفتن و خورده فرمایشات مختلف بود یکی دیگه هم چندتا از کارمندا که رفتاراشون فقط طرف مقابل رو تحقیر میکردن اخه چرا فک میکنن بعضی ها که مثلا پشت یه میز نشستن و مثلا یه حقوقی بیشتر از تو کارگر میگیرن میتونن همه کار بکنن</description>
                <category>مهدوی</category>
                <author>مهدوی</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jan 2026 18:41:18 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>