<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد علی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_52978105</link>
        <description>عشق به نوشتن‌ و عاشق قلم‌..
دوستدار کتاب‌..
غلام دل پاک

دنبال عشق‌ زلال 
موسیقی و سینما و تئاتر
نوازنده 
نویسنده 
پژوهشگر تاریخ 
منتقد آثار ادبی
بی دلیل مهربان‌..
شب را به روز می فروشم و روز را به شب</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 02:50:56</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3704387/avatar/QRJMLW.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد علی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_52978105</link>
        </image>

                    <item>
                <title>وقتی عشق گریه کرد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_52978105/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-xw2wzl6ll9rk</link>
                <description>دوست دارم بنویسم دل کوچک خود را در درون دل بزرگ و مهربان تو دلم می‌خواهد بنویسم برای باتو بودن ها چگونه می‌توانم جانم را در پیش چشمانت به یک نگاه تو جا بگذارم می‌خواهم امشب تمام واژه‌ها از آن تو باشند به رنگ سبز باشند، به رنگ محبت باشند، امشب ی‌خواهم از تو یاد بگیرم سبز بودن را ویادت می آید یاددادم عاشقشدم را و حال دلم می‌خواهد از تو یاد بگیرم عاشق ماندن را ‌..ولی هنوزم منتظر برگشتمت‌ چنان پیرم کرده که عشق امشب برای من اشک ریخت 😢به چبودن را</description>
                <category>محمد علی</category>
                <author>محمد علی</author>
                <pubDate>Thu, 05 Jun 2025 23:57:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یار غایب همیشه حاضر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_52978105/%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%BA%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D8%B6%D8%B1-tzbso8ncnbci</link>
                <description>.... دوباره این منم‌ تنها‌...دوباره این منم‌ تنها ‌..میان‌ گله‌ ای‌ ازگرگ‌ ،درون‌ دشت نامردان‌..دوباره این منم تنها‌...میان سایه های رنگی و. سنگین این. آدم‌ نماها‌...وزیر تارک‌ همسایه هاکه‌ بی سایه ترین دیوار‌ بین. ماست ‌..دوباره این منم تنها‌...درون جسم بیمارم  که می نالم. ز درد زخم کهنه ‌..الا‌ ای زهر که سوزاندی‌ همه‌ دل‌ را‌...مرا یک دم رهایم کن‌..رها باشم ز دست ساقیان‌ زهر  و جام زهر‌...خدایا!زخم‌ هایم  در. درونم  رشد‌ میگردند ‌..طبیم درد‌..درونم درد‌‌.ودردم‌ درد‌ درد ..دوایم درد‌..درونم سوخت از سوزش‌ درد‌...دوباره این منم تنها ‌..نمیدانم چرا عرش‌ خدا  از آسمان نمی ریزد بر روی این‌ منافق‌‌ ها‌...نمیدانم چرا  اشک خدا‌ را‌ که‌ می گرید به حال‌ ما ‌...نمی بینند ‌...!؟چه سنگین دل‌ شدیم بی رحم‌ و بی ایمان ‌..دل‌ ابلیس را از اشک های این خداوند شاد کردیم‌.... نکردیم ‌...!؟که وایم باد ای‌ شاعر ‌..!به‌ دیوان توهم‌ صد وای‌...دوباره این منم تنها ‌..دوباره شاعر هذیان سرا. شعرنوی. گفت و کسی‌ نشنید ‌...ولیکن  از‌ کران‌ و مردمان کور نگاه و دیده می‌ خواهی ‌....!؟شنیدن را‌ زگوش‌ بسته‌ میخواهی ‌...!؟تو‌ از چشمان کور و گوش کر‌ اعجاز میخواهی‌....!؟چه میخواهی ‌...!؟نصیری! یاوه. کم‌ گوی‌ و دهان‌ را گل بگیر ‌...الا ای قاصدک!فریاد سرکن  بشنوند تامردمان  ناامید شهرمان ‌‌‌..که روزی بی شک و تردید علی با ذوالفقارش‌  باز‌ میگردد ‌..عدالت گسترش  کل‌ جهان را‌ نور می بخشد ‌‌...دوباره میشوم  در انتظار یار غایب‌..یقین‌ دارم که حتمآ باز میگردد ‌..ولیکن باز      دوباره‌ این منم‌ تنها‌......لبیک یا صاحب الزمان (عج) یا  مهدی                  ادرکنی 🤲🤲🤲🤲</description>
                <category>محمد علی</category>
                <author>محمد علی</author>
                <pubDate>Tue, 03 Jun 2025 02:46:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتظار در انتظار</title>
                <link>https://virgool.io/@m_52978105/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-sqeopy0higiz</link>
                <description>باران را دیدم و گفتم ای باران ‌ از بهر چه بر زمین این چنین شادمانه چکه می کنید ‌..این جا زمین است و غربت همسایه ی دیوار به دیوار ماست ‌..باران با شوق تلنگری بر صورتم زد .‌ عجولانه بر زمین خاکی بوسه زد ‌..و من در راز باران به لذت زیبایی ‌ مستانه خیس شدم و شانه هایم را عمدابه بی خبری  باران ‌ همراه ساختم ‌..من یادگرفته بودم از باران چگونه لذت ببرم نه فقط خیس بشم ‌..ولی دلم به حال باران سوختنی سوخت ‌.. چرا که فردا ‌ از تاریکی خاک و بی‌رحمی آفتاب ‌ مطلع خواهد شد ‌..زمین از غصه می‌سوزد و یا یاران ز سنگدلی زمین و آسمان مصلوب فریاد گریه را آواز سر خواهم  داد ‌..مهم نیست ‌ ‌ شاعر کاشان مگر نمی گفت زیر باران باید ‌....دیگر یاد گرعمدا بهفردا </description>
                <category>محمد علی</category>
                <author>محمد علی</author>
                <pubDate>Mon, 02 Jun 2025 11:04:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق من عاشقم باش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_52978105/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%85%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-zlteyebwboh7</link>
                <description>من عشق را میان بقچه ی خالی پیر زن همسایه دیدم چه چگونه تارش را به پودش بخیه زده بود ‌..عشق در سفره ی خالی چه شکنجه ها میشد ..ناگهان راه خانه ام را گم کردم و آواز عشق من عاشقم باش را زمزمه کنان ‌ پیمودم </description>
                <category>محمد علی</category>
                <author>محمد علی</author>
                <pubDate>Mon, 02 Jun 2025 10:43:46 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>