<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی نمازی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_53169266</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 22:47:29</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4338117/avatar/oPKQ4l.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی نمازی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_53169266</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دلم برای خودم سوخت!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_53169266/%D8%AF%D9%84%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%D8%B3%D9%88%D8%AE%D8%AA-kztbhbjjuuaq</link>
                <description>لینک نسخه شنیداری مقاله در کامنت موجود استبرای آدم‌هایی مثل من که در مسیر تجربه کوچینگ قرار دارند هر جلسه می‌تواند محکی باشد برای سنجیدن عیار و تجربه‌ای باشد برای اندوختن در کوله‌بار. اگر بخواهم به یکی از بهترین تجربه‌هایم از جلسات کواکتیو کوچینگ اشاره کنم می‌توانم ماجرای جلسه‌ای را بازگو کنم که چند شب قبل با مراجع محترمی داشتم (لازم به ذکر است که برای نقل روایت آن جلسه از ایشان کسب اجازه کرده‌ام).مراجع من در ابتدای جلسه، شِکوه داشت از این‌که چرخه زندگی‌اش متعادل نیست. به این معنا که در برخی ابعاد زندگی، مانند کار و کسب درآمد عملکرد رضایت‌بخشی دارد اما در مواردی مانند توجه به &quot;سلامت&quot;، &quot;رابطه با دوستان&quot; و &quot;معنویت&quot; امتیاز بسیار پایینی به خود می‌دهد (در حد ۱ تا ۳ از امتیاز ۱۰). ایشان علت عدم رسیدگی کافی به این موارد را کمبود وقت می‌دانست اما بسیار علاقه‌مند بود راهی پیدا کند تا بتواند سهم این جنبه از زندگی را به نحو شایسته‌ای بپردازد و زندگی متوازن‌تری را تجربه کند.https://vrgl.ir/th6lNاز مراجع پرسیدم: &quot;به نظر شما آیا وجه مشترکی بین این سه مورد وجود دارد؟&quot; ایشان در ابتدا پاسخ داد: نقطه اشتراک میان این سه مورد، کمبود وقت من برای رسیدگی به آنهاست؟ من اما بیشتر توضیح دادم و گفتم: &quot;منظورم این است که به نظر شما آیا وقت نگذاشتن برای این سه مورد ممکن است به موضوعی مثل کم‌توجهی به خود مرتبط باشد؟&quot; پس از آن ایشان مکثی کرد، از تغییر حالت چهره‌اش حس کردم عمیقا به فکر فرو رفته است. کمی بعد، انگار که کشفی برایش رخ داده باشد، سرش را اندکی بلند کرد و گفت: بله فکر می‌کنم ریشه در همین موضوع دارد.در ادامه از ایشان پرسیدم:&quot; شما برای بعضی از ابعاد زندگی، مانند شغل و مدیریت مجموعه کاری‌تان وقت زیادی صرف می‌کنید. چه چیزی باعث می‌شود وقت بیشتری را برای آنها بگذارید؟&quot; مراجع من پاسخ داد: وقتی می‌بینم که از طریق شغلم تعدادی از افراد را مشغول به کار کرده‌ام و به آنها نفع می‌رسانم حس خوبی پیدا می‌کنم.پرسیدم: &quot;ارتقاء سلامتی‌ چه تاثیری بر عملکرد شغلی و مدیریتی شما دارد؟&quot; کوچی پاسخ داد: حتما اثرگذار است، چون حالا هم با بعضی مشکلات جسمی از جمله ناراحتی معده مواجه شده‌ام.به ایشان گفتم: &quot;باتوجه به وقت این جلسه، اگر موافق باشید روی موضوع سلامتی شما تمرکز کنیم و بقیه موارد را به وقتی دیگری موکول کنیم.&quot; ایشان هم طبعا موافقت کرد.پرسیدم: &quot;به نظرتان اگر در زمینه شاخص سلامتی به چه نمره‌ای دست پیدا کنید از شرایط راضی می‌شوید؟&quot; مراجع در جواب گفت: امتیاز ۵ به بالا.ادامه دادم: &quot;بیایید با هم یک بارش فکری انجام دهیم. چه کارهایی می‌توانید انجام دهید تا به امتیاز مورد رصایت‌تان دست پیدا کنید؟&quot; بعد از آن ایشان فهرستی از اقدامات لازم را نام برد. مواردی مانند:✔️توجه به زمان مناسب صرف صبحانه، ناهار و شام✔️توجه بیشتر به جذب ویتامین‌ها و مواد مورد نیاز (از جمله کلسیم)✔️برنامه‌ریزی برای بهبود کیفیت خوابپرسیدم: &quot;چه چیزی باعث می‌شود خواب عمیقی نداشته باشید؟&quot; ایشان پاسخ داد: استفاده از شبکه‌های اجتماعی در زمان قبل از خواب، و ادامه داد: قصد دارم کمی قبل از خواب به سراغ گوشی‌ام نروم.باتوجه به این‌که ایشان در ابتدای جلسه از کمبود وقت گلایه داشت و ریشه عدم توجه به موضوع سلامتی و موارد دیگر را کمبود وقت می‌دانست، پرسیدم: &quot;آیا انجام این اقدامات وقت زیادی را از شما می‌گیرد؟&quot; و ایشان با تاکید پاسخ داد: خیر!در پایان جلسه پرسیدم: &quot;وقتی فهمیدید عدم توجه کافی به سلامتی و معنویت، ریشه در چه دارد، چه حسی پیدا کردید؟&quot; مراجع جواب داد: در آن لحظه دلم برای خودم سوخت!اینجا بود که فهمیدم یک تغییر زاویه دید، چطور می‌تواند دریچه جدیدی را به سوی ما انسان‌ها بگشاید،دریچه‌ای تازه برای تجربه حس شادکامی و رضایت.</description>
                <category>علی نمازی</category>
                <author>علی نمازی</author>
                <pubDate>Sun, 23 Nov 2025 22:21:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هرگز وجود حاضرِ غایب شنیده‌ای؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_53169266/%D9%87%D8%B1%DA%AF%D8%B2-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AD%D8%A7%D8%B6%D8%B1-%D8%BA%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-erknhneqhlcw</link>
                <description>لینک نسخه شنیداری مقاله در کامنت موجود استاز روزگاری که خداوند مُلک سخن، سعدی شیرازی چنین سروده بود:&quot;هرگز وجود حاضرِ غایب شنیده‌ای؟من در میان جمع و دلم جای دیگر است&quot;تا زمانه ما فاصله بسیاری است، فاصله‌ای به درازای قرن‌ها و نسل‌های پیاپی! آن روزها از بعضی نگرانی‌ها، تشویش‌ها و دل‌مشغولی‌های ریز و درشت انسان کنونی خبری نبود، اما شاعری که هشت قرن پیش از ما می‌زیسته از این عدم حضور، شِکوه سر داده و می‌گوید حکایت او، حکایت فردی است که اگر چه با جسم خود در جایی حضور دارد، اما جان و ذهنش در جای دیگری سیر می‌کند.نباید از یاد برد که انسان آن روزگار هم گرفتار و دل‌مشغول برخی از دغدغه‌های وجودی انسان بوده است. اندیشیدن به مرگ، عشق، تنهایی و آرزوهای دور و دراز می‌تواند هر ذهنی را مشوّش و هر روانی را به خود مشغول کند.اما نمی‌توان انکار کرد که بشر امروز به واسطه:◼️بمباران اطلاعاتی و دیجیتالی◼️سرعت بالای زندگی◼️سیطره معیارهای کمّی بر اهداف و ذهن‌ها◼️گسترش تفکر نتیجه‌محوریدر حفظ مهارت حضور ناتوان‌تر از نسل‌های قبل‌تر شده است.در چنین شرایطی، تعاملات انسانی ما بیش از هر زمانی در معرض آسیب قرار می‌گیرد. تعامل با همسر و فرزندان، ارتباط با دوستان و برقراری پیوند میان انسان با خویشتن خود، همگی دچار اختلال می‌شود و آثار زیان‌بار خود را به صورت‌های مختلف و به طور پیاپی نشان می‌دهد.با این اوصاف، ناگفته پیداست که احتمالا همه مشاغل، به ویژه مشاغل مبتنی بر روابط انسانی (مانند روانشناسی، کوچینگ، تدریس، وکالت، فروش، پزشکی و...) در معرض چالشی بزرگ قرار می‌گیرند، چالشی که می‌توان نام آن را چالش حضور نهاد.پرسش مهمی که نویسنده در پی بررسی آن بوده و می‌کوشد تا به برخی ابعاد آن اشاره کند، این است که نقش مهارت حضور (Presence) در فرایند کواکتیو کوچینگ (Co-Active Coaching) چگونه است؟ به بیان ساده‌تر، بهره‌مندی از مهارت حضور چگونه می‌تواند به کوچ کمک کند تا در گفت‌وگو با مراجع، موفق‌تر و توانمندتر رفتار کند؟برای ارائه پاسخی شایسته به این سوال، باید نخست بدانیم که کواکتیو کوچینگ به چه معناست. پاسخ مختصر این است که این مدل کوچینگ از دو بخش تشکیل شده:باهم بودن و همراهی =Coفعال بودن و اقدام کردن =Activeدر این مدل، هیچ یک از طرفین بالاتر و داناتر از دیگری نیست. قرار نیست کسی دستور بدهد و دیگری منفعل و پذیرنده باشد، بلکه هر دو در رابطه‌ای برابر، بدون برنامه‌ریزی قبلی و با شفافیت به گفت‌وگو می‌پردازند. در کواکتیو کوچینگ، خوب گوش کردن، خوب و به‌جا سؤال کردن، و توجه به زبان بدن و احساسات مراجع اهمیت زیادی دارد و راهگشا است.به نظر می‌رسد با این توضیح، تا حدی مشخص شده که چرا مهارت حضور در کواکتیو کوچینگ دارای اهمیت فراوانی است. حضور، به معنای این است که یک کوچ با تمام قلب و ذهن و احساس خود در جلسه کوچینگ همراه مراجع باشد، ذهن خود را مشغول گذشته و آینده نکند و فقط دل‌مشغول آن لحظه باشد. احساسات مراجع را از لحن، حالات چهره و سایر حرکات بدن او درک کند، با قوه شهود خود متصل شود و بتواند از حدس زدن برای پیش‌بردن گفت‌وگو استفاده کند و آن حدس‌ها را به نحوی که آموخته، ابراز کند.حال، فرض کنیم که به عنوان ناظر در یک جلسه کوچینگ حضور پیدا کرده‌ایم و دریافته‌ایم که:کوچ به دنبال پرسیدن سؤال‌ها یا بیان جملاتی است که از قبل آماده کرده است و وقتی مراجع سخن می‌گوید، به این فکر می‌کند که حالا باید چه بپرسد و بعد از آن چه و بعد از آن...یا کوچ به‌جای توجه به احساسات مراجع و دریافتن ترس‌ها، غم‌ها، خشم‌ها و رضایت‌های او، پیوسته در جست‌وجوی ارائه راهکار، نصیحت یا احیاناً سرزنش او باشد.در چنین وضعیتی:⚫️رابطه میان کوچ و کوچی عمق پیدا نمی‌کند⚫️انرژی مراجع افزایش نمی‌یابد⚫️احتمالاً چیزی را در درون خود کشف نمی‌کندهمچنین، راهکارهای ارائه‌شده از سوی کوچ، از آنجا که از درون مراجع نجوشیده و به صورت دستوری و با نگاه از بالا به پایین تهیه شده‌اند، قابلیت اجرای کمتری پیدا می‌کنند. در یک کلام، این گفت‌وگو به احتمال زیاد تحولی در مراجع ایجاد نمی‌کند و این به معنی اختلال در روند کوچینگ است.به همین خاطر است که کوچ‌ها صرف‌نظر از آموختن تکنیک‌های کوچینگ، نیازمند نوعی خودسازی و مراقبه نیز هستند:✔️مراقبه‌ای که ذهن آنها را سامان دهد✔️رابطه‌شان را با بدن و احساسات خود به خوبی برقرار کند✔️فرصتی فراهم کند که بتوانند احساسات و زبان بدن مراجع را نیز درک کننداین همان ابرمهارتی است که همه کوچ‌های حرفه‌ای به آن نیاز دارند، یعنی همان کوچ‌هایی که قادرند خوب گوش کنند، به توانایی‌های مراجع برای حل مساله اعتماد کنند، پرسش‌های عمیق و تحول‌برانگیز طرح کنند و با قوه شهود خود مرتبط شوند.من علی نمازی هستم و اگر شما مایل باشید می‌توانم با تکیه بر خلاقیت و تجربه شما همراه‌تان باشم تا راه‌هایی را برای حل مساله‌ها و دغدغه‌های‌تان بیابید.شماره تماس: 09210464894همچنین در پیام‌رسان‌های واتساپ، تلگرام و بله پاسخگوی پیام‌های شما هستم.https://www.linkedin.com/public-profile/settings</description>
                <category>علی نمازی</category>
                <author>علی نمازی</author>
                <pubDate>Mon, 17 Nov 2025 21:34:30 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>