<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدی علی محمد خانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_55216708</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-06 19:21:06</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1396031/avatar/Btx0uP.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدی علی محمد خانی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_55216708</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رقص در آتش / نگاهی به قسمت اول سریال کنکل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_55216708/%D8%B1%D9%82%D8%B5-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%84-ijdlgm7n6bje</link>
                <description>پلتفرم استارنت، با مدیریت دو نام خاطره انگیز برای ایرانیان یعنی مجید و حمید آقاگلیان، از روز پنجشنبه 11 اردیبهشت ماه با پخش قسمت اول سریال کنکل به صورت رسمی وارد عرصه رقابت پلتفرم ها شد.رامتین لوافی با ساخت هت‌تریک لحن مخصوص به خودش رو پیدا کرد. یک لایه کمدی در لحن بیان قصه دارد که اگر مخاطب متوجه آن شود، میخندد و اگر متوجه نشود هم اتفاق بدی نمی افتد و قصه از دستش در نمی رود. همین لحن را لوافی در کنکل نیز حفظ کرده است.قسمت اول سریال کنکل، قسمت قابل قبولی است. تا حدود دقیقه 15، مخاطب کمی سر در گم است اما با گذشت زمان، سریعاً در جریان قصه قرار می گیرد و قسمت اول به شکل جذابی پایان می یابد تا بتواند مخاطب را همراه خود کند.سریال، با بازجویی شروع می شود و اطلاعاتی را شمرده شمرده به مخاطب می دهد و مخاطب متوجه می شود که یک دزدی 3 بار در یک کارخانه تکرار شده است ولی هنوز دزد را پیدا نکرده اند. کارگران نیز به یک نام شک دارند: ابی دست کج. فیلمنامه کاراکتر های محوری اش را خوب به مخاطب معرفی می کند. نسبت کاراکتر ها با قصه و روابطشان با یکدیگر برای مخاطب روشن است. این یک برگ برنده برای جذب مخاطب است.احمد ذوقی، تنکابنی و تتکابنی، یوسفی و یوسفیئی، شوخی با طرفداران رئال مادرید و... از جمله امضا های لحن شوخی رامتین لوافی است که در قسمت اول از آنها استفاده شده است. پوستر قسمت اول سریال کنکل در استارنتنکته حائز اهمیت در قسمت اول کنکل، استفاده درست و بجا ازموسیقی رقص در آتش از کاکوبند است. کاکوبند در آهنگ هایی که منتشر کرده است، مسئله انسان برایش اهمییت داشته است. به طور مثال اگر اسم آهنگی سقوط است، منظور سقوط انسان است. رقص در آتش هم از این قاعده مستثنی نیست. منظور رقص انسان در آتش است.آتش، انسان، رقص؛ مراعات نظیر این کلمات ناخودآگاه خواننده را به یاد جهنم، گناه و.... می اندازد. این موضوع در موزیک ویدئویی که کاکوبند از این آهنگ منتشر کرده نیز قابل درک و مشاهده است. اما چرا از &quot;استفاده درست از این موسیقی در کنکل&quot; یاد شد؟ https://www.aparat.com/v/xH3Xt بار اول که این آهنگ در قسمت اول پخش می شود، ما کاراکتری را میبینیم که یک پولی را از راه دزدی به دست آورده و دارد با این آهنگ می رقصد. بار دوم همان کاراکتر پیش همدستان خود رفته و با نشان دادن پول ها لبخندی به روی لب آنها می آید. اگر به استعاره این موقعیت ها فکر کنیم، میبینیم این آهنگ جای درستی استفاده شده است و گویی کاراکتر ها دارند در آتش (جهنم) می رقصند.کلام آخر: کنکل جذاب شروع شد و قابل احترام، به امید اینکه روند سریال در ادامه نیز جذاب باشد.</description>
                <category>مهدی علی محمد خانی</category>
                <author>مهدی علی محمد خانی</author>
                <pubDate>Tue, 06 May 2025 13:51:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازگشت دوست‌داشتنی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_55216708/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%DB%8C-ktwknn9zzcqn</link>
                <description>&quot;سیمرغ تماشاگران به جشنواره فجر برگشت&quot;نمی‌دانم شما هم موقع خواندن این خبر، صدای تیزر جشنواره که قبل از فیلم‌ها پخش می‌شود در گوشتان زمزمه شد یا خیر؛ ولی برای من این‌طور بود! به نقل از برخی سینماگران، سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران مهم‌ترین جایزه جشنواره فیلم فجر است که سه سالی بود غیبت داشت. علت آن چه بود؟ خدا می‌داند.مهم این است که پس از سه دورۀ چهلم، چهل‌ویکم و چهل‌ودوم؛ در دوره چهل‌وسوم جشنواره فیلم فجر مجدد این سیمرغ برگشت. نکته جالب آن بازگشت قانونیست که تا جشنواره سی‌وپنجم فجر رعایت می‌شد هم امسال از زبان دبیر جشنواره در مراسم قرعه‌کشی جدول پخش برج میلاد بیان شد. این قانون می‌گوید که فیلم‌هایی که دیر برسند و تا روز دوم جشنواره در سینماهای مردمی نمایشی نداشته باشند، از رای گیری آرای مردمی کنار می‌روند. این قانون البته پیش از این تا روز سوم جشنواره به فیلم ها مهلت می‌داد.به هر حال به هر صورتی که باشد، بازگشت سیمرغ تماشاگران برای سینه‌فیل‌های جشنواره فجر و سینمای ایران، خبری خوش است. به امید یه جشنواره خوب و دلچسب!</description>
                <category>مهدی علی محمد خانی</category>
                <author>مهدی علی محمد خانی</author>
                <pubDate>Sat, 18 Jan 2025 11:41:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارگردان برنده/یادداشتی بر فیلم &quot;تمساح خونی&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@m_55216708/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AA%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AD-%D8%AE%D9%88%D9%86%DB%8C-rc7pvoqczcxj</link>
                <description>مدت ها بود فیلمی اینچنین سر ذوقم نیاورده بود که درباره اش بنویسم. اما تمساح خونی بعد مدت ها من رو مجبور به نوشتن کرد..بعد از پایان فیلم، حس و حالی شبیه به هشت سال پیش، جشنواره سی و چهارم و پایان بارکد داشتم. آخرین بار که یک فیلم کمدی در جشنواره حضور داشت که واقعاً لایق حضور در جشنواره بود، همان بارکد بود..فکر میکنم خیلی ها مثل من وقتی اسم جواد عزتی را به عنوان کارگردانی دیدند که همزمان نقش اصلی را هم ایفا میکند؛ اینطور فکر کردند که: خداکنه فیلم بدی نشده باشه!ولی عزتی، ورق آس را رو کرد..تمساح خونی، به خوبی فیلم ژانر است. بر اساس قواعد ژانرش (کمدی-فانتزی) همه چیز درست پیش می رود. اما مهم ترین برتری فیلم نسبت به سایر کمدی های ایران؛ داشتن قصه و قصه گفتن است.تمامی موقعیت ها و اتفاقات کمدی نیز در خدمت قصه جلو می رود. برای خنده گرفتن، زور نمی زند و خیلی روان می خنداند..پلانهای سخت و جذاب با داینامیک بالا، باعث شده مخاطب چشم از پرده سینما بر ندارد و به خلق عزتی و لطفیان خیره شود و لذت ببرد.سکانس های تعقیب و گریز بی نظیر شده است. اما کارگردانی عزتی، فقط به گرفتن پلانهای جذاب و حفظ ریتم ختم نمی شود. او ترکیب بازیگران بسیار خوبی برای فیلمش انتخاب کرده است..زوج جدید جمشیدی فر و عزتی به خوبی جواب داده و من به شخصه دلم برای این جواد عزتی تنگ شده بود.بیوک، شخصیتیست که به نظرم میتواند سعید آقاخانی را به سیمرغ نزدیک کند. از همه جالب تر، انتخاب کیومرث مرادی برای یک نقش کوتاه ولی به شدت متفاوت بود..با توجه به تعداد بالای کارهای مسعود سخاوت دوست، شانس بالایی برای سیمرغ دارد ولی کاش اگر قرار باشد جایزه ای بگیرد، برای تمساح خونی باشد.</description>
                <category>مهدی علی محمد خانی</category>
                <author>مهدی علی محمد خانی</author>
                <pubDate>Sat, 03 Feb 2024 11:02:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشتی بر بی همه چیز/ با اقتدار رو به جلو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_55216708/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D9%84%D9%88-gpliqlgawemy</link>
                <description>بی همه چیز، سومین ساخته محسن قرایی، اثر پر تب و تاب و استانداردی است. بعد از سدمعبر، این فیلم قدم رو به جلویی برای قرایی از نظر کارگردانی است و قدرت خود را در نگارش و کارگردانی اثبات می کند. داستان فیلم درباره لی‌لی، زن میانسالی است که برای حل مشکل اهالی زادگاهش مجدد به این روستا آمده و برای حل مشکلات روستا، شرطی میگذارد.  فیلمنامه اقتباسی بی همه چیز، که ساختار کلاسیک درست و جذابی دارد و شاید بتوان گفت بهترین فیلمنامه اقتباسی سینمای ایران است، علاوه بر قصه گویی، به نقد نظام حکومتیِ فئودال نیز می پردازد. نظامی که سرمایه در دست اوست و اوست که تصمیم می گیرد چه کاری، چه طوری و چه زمانی انجام شود. فیلمنامه فصل آغاز بسیار خوبی دارد. هیاهویی برای آمدن یک نفر در روستا به پا است، ولی ما از قسمت آرام این هیاهو با قصه مواجه می‌شویم، هنگامی که امیرخان (پرویز پرستویی) آمده است گاو نوری (باران کوثری) را برای کشتن جلوی پای مهمان طلب کند. داستان از همینجا شروع و شخصیت پردازی ها در فیلمنامه هم آغاز می شود. رفته رفته در فضا و موقعیت پر هیاهوی آمدن لی‌لی قرار می گیریم. در این بین، یعنی از لحظه شروع تا ورود لی‌لی، اطلاعات هویتی شخصیت ها به مخاطب داده می شود و داستان هم پیش می رود، ولی نقطه ضعف اینجاست که ما با هویت کامل خود روستا تا پایان فیلم آشنا نمی شویم صرفاً در این حد که یه جایی هست که راه آهن و معدن دارد ولی درمانگاه و جاده و مدرسه درست حسابی ندارد. فصل میانی فیلمنامه پر از کشمکش و اتفاقات تعلیق انداز است، مثل هنگامی که دهیار میخواهد شرط لی‌لی را بیان کند، یا فرار امیرخان به همراه خانواده و حضور اون دو نوچه روستا با یک یادداشت در ایستگاه قطار، تعلیقات و کشمکش هایی از این دست باعث سر پا ماندن فیلمنامه تا نقطه پایانی می شود و عملاً مخاطب از فیلم خسته نمی شود. اما نکته بسیار مهم فیلمنامه، پایان بندی قرص و سریع است. بی خودی پایان بندی را کش نمی دهد و کاملاً درست و سریع، بدون افتادن ریتم، گره گشایی می کند و به سرانجام میرساند.   اما قرایی، بیشتر قدرت خود را با کارگردانی به رخ میکشد. خلق نماهای جذاب و هدایت درست بازیگران از نقاط قوت قرایی در کارگردانی است که شانس دریافت سیمرغ او را بسیار بالا می برد. فیلمساز دقیقاً می داند از تک تک عوامل چی میخواهد و به زبان ساده روی فیلمنامه سوار است. جایگاه دوربین، اندازه نماها و حرکت دوربین برای نشان دادن ملتهب بودن اوضاع همه خبر از تسلط کامل قرایی روی جزئیات کار و دکوپاژ دقیق می دهد. صحنه پیاده شدن لی‌لی از قطار به همراه شکوه و استقبال اهالی روستا و موسیقی جذاب روی تصاویر، بهترین صحنه از بی همه چیز را ساخته است.  همه اینها به همراه طراحی صحنه و لباس، گریم، تصویربرداری عالی و تیم بازیگری کاربلد، که همه بهترین های خودشون رو حداقل توی دهه نود، دراین فیلم ارائه کرده اند؛ باعث می شود بی همه چیز به یک اثر درخشان و قابل ستایش بدل شود.</description>
                <category>مهدی علی محمد خانی</category>
                <author>مهدی علی محمد خانی</author>
                <pubDate>Tue, 14 Dec 2021 21:14:42 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>