<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مستانه کرم پور</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_55360020</link>
        <description>مربی تیم ملی اسکواش دختران</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 13:20:37</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>مستانه کرم پور</title>
            <link>https://virgool.io/@m_55360020</link>
        </image>

                    <item>
                <title>قسمت چهارم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_55360020/%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-ehqnmn48xamh</link>
                <description>دیگه عمل کردن من قطعی شد و حالم روز به روز از لحاظ روحی بدتر می شد.به شدت نیاز به کمک داشتم مالی و روحی اما غرور م اجازه نمی داد ،بعضی وقتا دلم می خواست فریاد بزنم اما نمی تونستم.تردید و دودلی اجازه نمی داد دیگه جلو برم چون شروع کردم به خوندن مطلب تو اینترنت راجع به عمل دوم ،عمل اول می دونستم ارتروسکوپی هست که ترمیم مینیسک رو انجام می ده و دوره نقاهت ترمیم مینیسک یه ماه بود اما روز اول که راجع به عمل دوم خوندم بدنم به دفعه داغ شد ،اسم عمل استئوتومی و اصلاح پای پرانتزی بود البته مال من درجه انحرافش خیلی کم بود طوری که وقتی رفتم اکادمی ملی المپیک واسه مشورت ،گفتن عمل دوم لازم نیست چون خیلی دردسر داره .حرفای ضدو نقیض تو اینترنت زیاد رود اما یه وحدت تو همش وجود داشت که عمل سنگین و دردناکی هست و دوره نقاهت اون هم زیاده..وقتی از دستیارش دکتر پرسیدم گفت ۴۵ روزه می تونید پاتون رو بزارید زمین اما این حرف کجا و اصل مطلب کجا...من باید تصمیم می گرفتم هر طور فکر کردم به این نتیجه رسیدم که دکتر رازی حتما یه چیز می دونه که گفته این هم عمل کن..شاید حتی این درجه انحراف کم واسه مینیسک تعمیری دردسر ساز بشه.تکلیف دیگه معین شد دستم نمی رفت وقت عمل بگیرم ،پر از اضطراب بودم فکر کنم یه هفته طول کشید شاید هم بیشتر که وقت عمل گرفتم ۲۳ مهر به من وقت عمل دادن ....من فکر کردم که قطعی شده اما ۳ روز بعد وقتی پرسیدم کی بیمارستان باشم گفتن که پره باید یه وقت دیگه بگیرید ،تو همین تاریخا بود که بازیگن فوتبال اگه اشتباه نکنم پور علی گنجی از ناحیه زانو اسیب دید و دکتر رازی عملش کرد ..نمی دونم اسمش رو درست گفتم یا نه ،چون فوتبالیستارو نمی شناسم .چند بار از اینترنت نحوه اسیبش رو دیدم و خیلی ناراحت شدم گفتم بنده خدا چه حال و روزی داره الان ، البته اون خیلی وضعش بدتر بود چون هنوز بازیکن حرفه‌ای بود و من مدتها بود خداحافظی کرده بودم و مربی تیم ملی بود اما اما درگیر این ورزش بودم.باز اضطراب یقه ام رو گرفت و کلی تعلل کردم واسه وقت عمل ،اما می دونستم که هر چه زودتر انجام بشه بهتره این بود که دل رو زدم به دریا و واسه رهایی از این اضطراب لعنتی وقت گرفتم که به من ۱۱ آبان ۱۴۰۲ یعنی همین امسال وقت عمل دادن،راستی پول عمل جور شد به هر نحوی که بود ،تو این مدت از فدراسیون کمک خواستم که گفتن بعد از عمل شاید بتونیم برات وام بگیریم ،فدراسیون پزشکی ورزشی هم گفت که اگه با دکتری که ما پیشنهاد میدیم عمل کنی به شما مبلغ قابل توجهی کمک می شه که من نمی تونستم ریسک کنم.این فکر وجودم رو می خورد که یه آدم که این همه واسه ورزش این مملکت زحمت کشیده حالا که این طوری شده چرا نباید حمایت بشه حالا اون بنده خدایی که تو شهرستان اسیب دیده و پولی نداره و هنوز بازیکن هست چیکار باید بکنه ....اصلا فکر نمی کردم یه روز من روبه روی این رشته بایستم چون من عاشق اسکواش بودم و هر کاری می تونستم واسه پیشرفت این رشته انجام دادم ،چرا مربی ملی ما اینقدر باید پشتش خالی باشه که به فکر حتی پول عملش باشه...این زخم بزرگی بود که کنار همه اتفاقا و اسیب و پروسه درمان داشت روز به روز بزرگتر می شد.</description>
                <category>مستانه کرم پور</category>
                <author>مستانه کرم پور</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jan 2024 00:56:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قسمت سوم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_55360020/%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-woc60pop9ios</link>
                <description>مغزم پر شده بود از افکار مختلف ،اینکه تکلیف کارم چی می شه ،تکلیف شاگردام که تو تیم ملی بودن چی می شه،تکلیف کارهای خودم و البته مهم تر از همه پول چی می شه با این اوضاع عمل و هزینه سنگین عمل.اون چیزی که مسلم بود این بود که می خواستم این کار رو انجام بدم تو صلاح من تو این بود که زانوم عمل بشه ،هر باری که می رفتم مطب با یه شوک جدید مواجه می شدم و برمی گشتم ،اون از روز اول که گفتن عمل بعد گفتن عکس بگیر بیار ،وقتی عکس گرفتم تحویل دادم دستیار دکتر رازی بهم گفت که شما علاوه بر اینکه مینیسکتون رو باید عمل کنید دکتر گفته که این انحراف رو هم باید عمل کنید یعنی می شه دوتا عمل ،یه شوک دیگه به من وارد شد .تشخیص مشکل من جدا شدن مینیسک از شاخه اصلی ( پارگی ) بود حالا یه عمل دیگه هم اضافه شد ...از هر ده نفری که از مطب میامدن بیرون به جرات بگم هر ۱۰ نفر نامه عمل می گرفتن مخصوصا ورزشکارا.یه سری مثل من اونقدر به هم می ریختن که نگو و نپرس یه سری می دونستن عمل باید بکنن یه سری هم بابت پول عمل شوکه می شدن چون دکتر رازی با هیچ بیمه ای قرار داد نداره و آزاد باید پرداخت می کردن ،یه سری هم به نقاهت و از کار افتادگی بعدش فکر می کردن خلاصه هر کسی به یه نوعی اونجا درگیر بود.فقط یه سری بودن که خوشحال بودن اون هم اونهایی که از عملشون مدتها گذشته بود حالا سر پا شده بودن و اومده بودن واسه مشورت از ادامه دادن ورزش و زندگی.من رو باش که روز اول به ۸۰ میلیون فکر می کردم حالا با وجود دوتا عمل گفتن ۱۶۰ میلیون هزینه دوتا عمل هست .وقتی گفتم که می شه عمل دوم رو انجام ندم گفتن که دکتر قبول نمی کنن و نمی شه .یه بار یه فیلم می دیدم وسترن بود هنرپیشه می گفت یه روز از خواب بیدار می شی پر از عشقی و انگیزه و حرکت به سمت آینده و تو سر کلی رویا داری یه دفعه یه آوار تو سرت خراب می شه که تمام حس و حالت رو از بین می بره ..داشتم فکر می کردم من همون آدمه تو فیلمم الان.</description>
                <category>مستانه کرم پور</category>
                <author>مستانه کرم پور</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jan 2024 23:27:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قسمت دوم.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_55360020/%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-c6d2qcyqqqkm</link>
                <description>از مسابقه برگشتیم دوباره دنبال دوا و دکتر ..بهم گفتن برم پیش دکتر رازی که تمام ورزشکارارو عمل می کنه .به هر صورتی بود دکتر رازی من رو دید و گفت که اگه الا ن این زانو رو درمان نکنی ۳ سال دیگه باید بیای پروتز بزاری ...دوباره یخ زدم هر چی جلوتر می رفتم موضوع جدی تر و وحشتناکتر می شد وقتی اومد بالای سرم گفت با تو چیکار کنم گفتم هر چی که به صلاحمه .اون رفت و وقتی از دستیارش پرسیدم که چیکار  باید بکنم گفت صد در صد عمل ولی یه عکس دیگه هم باید بگیری و بیاری تا بهت بگیم چیکار باید بکنی .....وقتی از اتاق اومدم بیرون نفهمیدم چه جوری رسیدم پایین و ماشین رو روشن کردم فقط از شدت اضطراب داشتم پشت ماشین بالا می آوردم آخه سابقه اضطراب هم داشتم تمام بدنم لمس شده بود از بچگی وحشت زیادی به عمل و اتاق عمل و جراحی داشتم .همین طوری عین آدمای منگ بودم فقط به رختخواب پناه آوردم ولی ۳ ساعت بیشتر نتونستم بخوابم ۴ صبح بیدار شدم قهوه درست کردم نشستم پشت میز و همه این چند وقت رو مرور می کردم و شکایت به خدا که چرا به اینجا رسید.باید می رفتم سر کار باید خیلی از کارارو ادامه می دادم ،بچه ها باید تمرین می کردن ،تیم ملی باید تمرین می کرد ،همه چیز ادامه داشت جز من که متوقف شده بودم و اصلا دوست نداشتم متوقف بشم..بعضی وقتا تو زندگی خیلی چیزا به آدم تحمیل می شه و ناچار از پذیرفتن هستیم مثل از دست دادن عزیزان ،یه حال عجیبی پیدا کرده بودم ،هر چیزی میشد محال بود تمرین شنای خودم رو کنسل کنم سه شنبه ها رو گذاشته بودم واسه شنا بعدش کار نمی کردم شاگرد خصوصی هم نمی گرفتم تا وقتی از استخر میام با خیال راحت استراحت کنم و البته که سه شنبه ها بیشتر می موندم تو استخر و بیشتر تمرین می کردم حتی تو فدراسیون هم می دونستن من کی تمرین دارم و می دونستن به هیچ عنوان از تمرین شنا نمی گذرم.حالا شهریور شده بود از روز اسیب ۳ ماه گذشته بود غیر از ماه اول و دوم که واقعا یه دیونه بودم که سعی می کردم خودم رو با ابعاد دیگه زندگیم سر گرم کنم مثل کارم مثل موفقیت شاگردای قهرمانم و،،،،،دیگه وارد ماه سوم که شدم علائم افسردگی رو تو خودم می دیدم و قسمت اعظم داستان این بود که به هیچ کس نمی تونستم بگم که من ۲۵ سال تو زندگیم و البته بیشتر ورزش کردم حالا متوقف شدم توقفی که هنوز نمی دونستم چقدر طول خواهد کشید و فقط می دونستم با توجه به پروسه عمل زیاد خواهد بود.</description>
                <category>مستانه کرم پور</category>
                <author>مستانه کرم پور</author>
                <pubDate>Wed, 10 Jan 2024 00:13:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افسردگی بعد از اسیب ورزشی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_55360020/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%A8-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%DB%8C-gle23rw1kviw</link>
                <description>من تقریبا ۱۵ سال ورزش حر فه ای کردم اسیب دیدم ولی نه آسیبی که نیاز به عمل جراحی داشته باشه از عمل و اتاق عمل خیلی وحشت داشتم و اصلا فکر نمی کردم بعد از کنار گذاشتن ورزش قهرمانی اونم وقتی که رفتم سراغ ورزش مورد علاقه ۲۰ سالگیم یعنی شنا اسیب ببینم اونم آسیبی که نیاز به عمل داشته باشه البته که به مرور زمان بوجود آمده بود و بخاطر شنا بصورت مطلق نبود .یه روز تو استخر داشتم تلاش می کردم که کرال سینه با سرعت برم والبته که تو این ۴ سال که شنا می کردم خیلی خوب شده بودم و خیلی لذت می بردم تا اینکه احساس درد شدیدی تو زانوم کردم و بعد از گذشته یه ماه و نیم تو اکادمی ملی المپیک وقتی ام ار ای رو نشون دکتر دادم گفت که وضع زانوم داغونه و اگه اون باشه می عمل ....من در جا یخ زدم وحشت کردم مسابقات آسیایی بود باید می رفتیم چین ،خیلی دوست داشتم نرم تا تکلیف پام زودتر معلوم بشه اما باید می رفتم راه دیگه ای نبود .تو طول سفر با زانو درد خیلی اذیت شدم راه طولانی بود هواپیما عوض کردیم و کنارش مسئولیت ۶ تا دختر با یه عالمه ناراحتی از اتفاقی که برام افتاده بود.به شدت فکرم درگیر بود ۲ ماه از آسیبی که دیده بودم گذشته بود.بچه ها رو خیلی دوست دارم تنها زمانی از دنیای پر از فکر خودم می آمدم بیرون که بچه ها با هم شوخی می کردن و می خندیدن .دنیای صمیمی و بی ریای بچه ها رو خیلی دوست دارم شاید بخاطر همینه که شغلم رو هم خیلی دوست دارم .از سفر که برگشتیم من دوباره دنبال درمان بودم و کمتر از حال بد خودم به کسی می گفتم شنا بهترین چیزی بود که داشتم حالا ازم گرفته شده بود کنار شغل پر استرس و پر کارم دیگه نمی دونستم چه طوری باید یه چیزی پیدا کنم که همون آرامش رو به من بده و البته نمی خواستم باهاش کنار بیام حتی تو سفر مایو خریدم به امید بهبودی و اینکه بالاخره یه روزی دوباره شنا خواهم کرد.من تقریبا ۱۵ سال ورزش حر فه ای کردم اسیب دیدم ولی نه آسیبی که نیاز به عمل جراحی داشته باشه از عمل و اتاق عمل خیلی وحشت داشتم و اصلا فکر نمی کردم بعد از کنار گذاشتن ورزش قهرمانی اونم وقتی که رفتم سراغ ورزش مورد علاقه ۲۰ سالگیم یعنی شنا اسیب ببینم اونم آسیبی که نیاز به عمل داشته باشه البته که به مرور زمان بوجود آمده بود و بخاطر شنا بصورت مطلق نبود .یه روز تو استخر داشتم تلاش می کردم که کرال سینه با سرعت برم والبته که تو این ۴ سال که شنا می کردم خیلی خوب شده بودم و خیلی لذت می بردم تا اینکه احساس درد شدیدی تو زانوم کردم و بعد از گذشته یه ماه و نیم تو اکادمی ملی المپیک وقتی ام ار ای رو نشون دکتر دادم گفت که وضع زانوم داغونه و اگه اون باشه می عمل ....من در جا یخ زدم وحشت کردم مسابقات آسیایی بود باید می رفتیم چین ،خیلی دوست داشتم نرم تا تکلیف پام زودتر معلوم بشه اما باید می رفتم راه دیگه ای نبود .تو طول سفر با زانو درد خیلی اذیت شدم راه طولانی بود هواپیما عوض کردیم و کنارش مسئولیت ۶ تا دختر با یه عالمه ناراحتی از اتفاقی که برام افتاده بود.به شدت فکرم درگیر بود ۲ ماه از آسیبی که دیده بودم گذشته بود.بچه ها رو خیلی دوست دارم تنها زمانی از دنیای پر از فکر خودم می آمدم بیرون که بچه ها با هم شوخی می کردن و می خندیدن .دنیای صمیمی و بی ریای بچه ها رو خیلی دوست دارم شاید بخاطر همینه که شغلم رو هم خیلی دوست دارم .از سفر که برگشتیم من دوباره دنبال درمان بودم و کمتر از حال بد خودم به کسی می گفتم شنا بهترین چیزی بود که داشتم حالا ازم گرفته شده بود کنار شغل پر استرس و پر کارم دیگه نمی دونستم چه طوری باید یه چیزی پیدا کنم که همون آرامش رو به من بده و البته نمی خواستم باهاش کنار بیام حتی تو سفر مایو خریدم به امید بهبودی و اینکه بالاخره یه روزی دوباره شنا خواهم </description>
                <category>مستانه کرم پور</category>
                <author>مستانه کرم پور</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jan 2024 23:51:28 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>