<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های میترا سعادت</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_55568265</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:19:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3548199/avatar/5AXETi.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>میترا سعادت</title>
            <link>https://virgool.io/@m_55568265</link>
        </image>

                    <item>
                <title>در آستانه ی شهود</title>
                <link>https://virgool.io/@m_55568265/%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%AF-nbewqzbnshy6</link>
                <description>انسان موجودی ست دو بعدی: بعد جسمانی و بعد روحانی که بر مدار فطرت الهی آفریده شده. فطرتی که به تمثیل چون نرم افزاری ست که در آن برنامه های معرفت به توحید و نبوت و امامت و ولایت و عدل و معاد نوشته شده و مراتب رشد او شامل پنج مرحله ی جماد،نبات،حیوان، انسان و فوق انسانی ست.تا کنون اندیشیده ای که وقتی میگویی اشهد ان لا اله الا الله و اشهد آن محمدا رسول الله، کدام بعد و مرتبه ی وجودت میتواند شهود کند و شهادت دهد؟بعد جسمانی تو؟ زبانت؟ چشمهای ظاهربینت؟ عقل جزئی و ناقصت؟ پر واضح است که تنها بعد روحانی و فطرت توست که میتواند به حقیقت گواه شود و شهادت دهد.و حال بیندیش که اگر به پرورش و تغذیه ی بعد الهی ات نپردازی، در مرتبه ی جماد ، نبات و حیوان می‌مانی و آن گاه هرگز نمیتوانی  به حقیقت و یگانگی حق شهادت دهی.آگاه باش که اگر بُعد الهی تو فعال نشود، تو توانایی شهادت دادن را نداری.و آنچه به زبان به آن گواهی میدهی ، جز ادای چند کلمه ی خالی از روح و معنا نیست!تو هنگامی که به بلوغ می‌رسی میگویی اشهد ان لا اله الا الله.تو هنگامی که میخواهی مسلمان شوی میگویی اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله. به زبان هم میگویی اما قرار است این اقرار تو به حقیقت از زبان تو فراتر رفته مرحله به مرحله به بالا صعود کند.چون سیر انسان از پایین به بالا و از نزول به صعود صورت میگیرد.پس وقتی به سن بلوغ می‌رسی و آن گاه که میخواهی به دایره ی تسلیم به حق یعنی  مسلمان شدن درآیی، به زبان   گواهی به حقیقت میدهی، همزمان با این گواهی زبانی ، رشد  و حرکت صعودی ات آغاز شده و به مرحله ی گواهی قلبی و و بعد گواهی عملی می‌رسی.آن گاه که عملا به حقیقت گواه شدی و گواهی دادی، یعنی تو در سیر خودت به مرتبه ی انسانی نائل شده ای.اینجا شمع فطرت تو روشن و بارور گشته، روح قدرتمند شده و حال حقیقت را همان گونه که هست میبیند و مشاهده میکند ، و این معنای استجابت این دعای بلند پیامبر اعظم اسلام (ص) است که فرمود: اللهم ارنی الاشیا کما هی.خدایا به من نشان ده حقایق را آنچنان که هستند.اینک واینجا به مقام شهادت رسیده ای، و در این مَقام، مُقام کرده ای. مقیم دیار شهادت گشته ای! اهل مشاهده شده ای.شهدا لله گشته ای . پس تو زنده ترینی و نزد پروردگارت روزی میخوری.هم اینک آنچه میبینی و آنچه میشنوی ، آنچه میگویی و آنچه میکنی ، دیدن حق است و شنیدن حق و قول و فعل حق.اینجا در مقام مشاهده تو دیگر نیستی نه مشاهده کننده ای هست نه مشاهده شونده ای. بلکه آنچه هست تماما شهود حق است روشن و بی پرده. شهود خود حق،  بی آنکه در وصف آید. هم اکنون این تویی که در حق به شهادت رسیده ای و به وجود یگانه اش گواهی داده ای.درست مانند حضرت سیدالشهدا (ع) که همه ی جانش گواهی داد بر آن یگانه ی ازلی و و چون این شد به وصال رسید وصال آن حقیقت حی جلی، آن بی نیاز ستودنی،آن فرای فراتر از فرا،آن رهای آزاد یگانه ی بی منتها...#عرفان#شهود#خودشناسی # مقام-مشاهده #شهادت</description>
                <category>میترا سعادت</category>
                <author>میترا سعادت</author>
                <pubDate>Thu, 15 May 2025 05:48:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پروانه پیشگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_55568265/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%AF%DB%8C-i5ya8h9tc8zj</link>
                <description> پروانه‌پیشگی؛ سفری از خاک تا نورآیا تا به حال به زندگی یک پروانه اندیشیده‌اید؟پروانه‌ای که از کرمی خزنده آغاز می‌کند و در نهایت به موجودی لطیف و نورانی بدل می‌شود. این مسیر، تنها مختص طبیعت نیست؛ بلکه تمثیلی‌ست از مسیری که هر انسان می‌تواند در خود طی کند؛ از اسارت خاک تا پرواز در آسمان معنا.پروانه در آغاز، پروانه نبود؛ کرمی بود زمینی، خزنده و وابسته به خاک. اما روزی فهمید که می‌تواند تغییر کند؛ استعداد پرواز درون او بود. پس پیله‌ای از سکوت و تأمل بر خود تنید و منتظر ماند… تا دگرگون شود.لحظه رهایی فرا رسید. بیرون آمدن از پیله آسان نبود، اما لازم بود. پیله را شکافت و بال درآورد. حالا دیگر لمس خاک برایش کافی نبود؛ او به آسمان چشم دوخته بود. به جای خاک، عطر گل‌ها را می‌چشید و از آن‌ها سیراب می‌شد.در کنار گل‌ها، پروانه رازی را شنید: گل نیز روزی در دل تاریکی خاک بود. اما به شوق نوری بیرون از خاک، سر برآورد، شکفت، و عاشق شد.پروانه نیز فهمید که نور، معشوق اوست. همان نوری که او را از تاریکی پیله به روشنایی پرواز رسانده بود. این نور، همان حقیقتی بود که هم گل را رشد داده بود و هم پروانه را به پرواز رسانده بود.از آن پس، پیشه پروانه «گرد نور گشتن» شد. هر لحظه دور نور چرخید، عاشقانه و خالصانه. آن‌قدر چرخید تا خود نیز نور شد؛ نوری که محفل شب تار کرم‌های خسته از خاک را روشن می‌کرد.و اینگونه بود که پروانه، خود پیام‌آور نوری شد که روزی نجاتش داده بود.خوشا به حال آنان که عاشق نورند…</description>
                <category>میترا سعادت</category>
                <author>میترا سعادت</author>
                <pubDate>Thu, 08 May 2025 23:57:51 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>