<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های tabravan</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_555982</link>
        <description>تاب روان راه رسیدن به آرامش درون</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 08:59:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/264355/avatar/xo5C0e.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>tabravan</title>
            <link>https://virgool.io/@m_555982</link>
        </image>

                    <item>
                <title>۵ راهکار برای پیشرفت از لحاظ فکری و ذهنی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_555982/%DB%B5-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%84%D8%AD%D8%A7%D8%B8-%D9%81%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-pafgw8ejynip</link>
                <description>تمام افراد وقتی به آینده فکر می‌کنند، سعی می‌کنند برای اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت خود برنامه ریزی کنند. در واقع به دنبال این هستیم که آینده‌ای روشن‌تر برای خود بسازیم. اما مشکلی که در این بین وجود دارد، این است که همه به هدف‌مان فکر می‌کنیم اما هیچ کاری برای تقویت مغز و ذهن خود انجام نمی‌دهیم. با تاب روان همراه باشید.به همین خاطر، گفته می‌شود برای تحقق اهداف خود، یک گام به عقب بروید. وضعیت فعلی خود و افکارتان را زیر نظر بگیرید. سپس، اولین گام را برای تقویت مغز و ذهن خود انجام دهید.برای این‌که به موفقیت برسید، لازم است قدرت روحی و ذهنی خود را تقویت کنید. زمانی که مضطرب و نگران هستید، قدرت ذهنی شما برای ریسک کردن کاهش می‌یابد.1. روی احساسات خود اسم بگذاریدجالب است بدانید، اسم گذاشتن روی احساسات از شدت آن‌ها کم می‌کند. وقتی احساس غم، عصبانیت ، اضطراب یا ترس دارید، آن‌ها را به خوبی بشناسید و برایشان اسم بگذارید.به احساساتی که می‌توانند روی تصمیم‌گیری‌های شما تاثیر منفی بگذارند نیز توجه کنید. وقتی مضطرب و نگران هستید، قدرت ذهنی شما برای ریسک کردن کاهش می‌یابد. هم‌چنین، زمانی که هیجان‌زده‌اید، ممکن است کارهای زیادی را بدون فکر و منطق انجام دهید.با افزایش آگاهی خود در مورد احساسات، می‌توانید احتمال تصمیم‌گیری‌های احساسی و بی‌منطق را به طور قابل توجهی کاهش دهید.2. استفاده از روش‌های درست برای مواجهه با احساسات منفیاسم گذاشتن روی احساسات یکی از کارهایی است که باید برای تقویت قدرت ذهنی و فکری خود انجام دهید. پس از آن، لازم است مهارت‌های اساسی برای سازماندهی احساسات خود را یاد بگیرید.آیا وقتی مضطرب و خشمگین هستید ولع خوردن دارید؟ آیا وقتی عصبانی هستید دوست دارید به تفریح بروید و با دوستان‌تان وقت بگذارید؟ آیا هنگام عصبانیت در خانه می‌مانید و تنهایی را ترجیح می‌دهید؟ شاید این کارها به طور موقتی، آرام‌تان کند، اما در طولانی‌مدت این کارها شرایط را بدتر خواهد کرد.باید به دنبال یادگیری مهارت‌های مناسب باشید. کارهایی که در حین کنترل احساسات شما، باعث آسیب زدن به سلامتی، روابط و اهداف طولانی‌مدت‌تان نشود. باید بدانید راه‌هایی که برای دیگران مفیدند، ممکن است برای شما مناسب نباشند. پس به دنبال راهی باشید که پاسخ‌گوی نیاز شماست و برای احساسات‌تان مفید تلقی می‌شود.مهارت‌های مختلفی را امتحان کنید و بهترین گزینه را بیابید. تنفس عمیق، ورزش، تمرینات مدیتیشن، مطالعه کردن، رنگ‌آمیزی، تفریح و گردش در طبیعت، از جمله مواردی‌ است که می‌تواند باعث کسب آرامش و کنترل احساسات شما شود.3. الگوهای فکری ناسالم را شناسایی و از زندگی خود حذف کنیدطرز تفکر شما روی احساسات و رفتارتان تاثیر می‌گذارد. وقتی با خود فکر می‌کنید «من نمی‌توانم این شرایط را تحمل کنم» یا «من خیلی بی‌عرضه‌ام»، مطمئن باشید در حال فروپاشی قدرت ذهنی و مغزی خود هستید.به تفکرات خود اهمیت دهید و خودگویی‌های مثبت داشته باشید. اغلب تفکرات منفی و مسمومی در ذهن‌مان داریم که مانع پیشرفت‌مان می‌شوند. این خودگویی‌های منفی باعث می‌شود کنترل زندگی از دست‌تان خارج شود.به افکار منفی و بی‌ارزش با مسائل ارزشمند پاسخ دهید. یعنی به جای گفتن این‌که: «من این کار را خراب خواهم کرد» به خودتان یادآوری کنید: «این بهترین فرصت من برای درخشیدن است و باید خودم را به بهترین شکل ممکن نشان دهم.»مهم این است طرز حرف زدن درونی با خودتان را تغییر دهید و همیشه به دنبال بهترین‌ها باشید.4. کارهای مثبت انجام دهیدبهترین کار برای تقویت ذهن و داشتن تفکرات مثبت این است که رفتار خود را تغییر دهید. کارهای سخت را به عهده بگیرید و تمام تلاش‌تان را بکنید که آن را به انجام برسانید، حتی اگر فکر می‌کنید توانش را ندارید. با این تمرینات، ذهن و فکرتان را قوی می‌کنید و به شخصیت محکم و استوارتری می‌رسید.بهتر است عادات روزانه سالمی برای خود تعیین کنید. شکرگزاری و قدردانی از دیگران را تمرین کنید، تمرینات ورزشی انجام دهید، به کیفیت خواب‌تان توجه کنید و برنامه غذایی سالمی داشته باشید تا علاوه بر سلامت بدن، به تقویت مغز و ذهن خود نیز کمک کنید.با کسانی دوست شوید که شما را به انجام کارهای مثبت تشویق می‌کنند. با انجام تمرینات سخت می‌توایند شخصیت قدرتمند و محکم‌تری برای خود بسازید.5. عادات بدی که باعث تخریب ماهیچه‌های مغزی می‌شوند را کنار بگذاریدعادات مثبت به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسند اگر به انجام کارهای اشتباه و عادت های نادرست خود اصرار بورزید. این کار همانند این است که روی تردمیل بدوید و عرق بریزید، اما هم‌زمان شیرینی بخورید.عادات اشتباه را در زندگی خود پیدا کنید که قدرت ذهنی‌تان را از بین می‌برند. به جای این‌که در حسرت موفقیت دیگران باشید و فکر کنید توانایی رسیدن به جایگاه‌های بالا را ندارید، از جای خود بلند شوید. افکار منفی را نادیده بگیرید. روی توانایی و مهارت‌های خود متمرکز شوید و ببینید در چه حوزه‌ای می‌توانید به موفقیت برسید. سپس برای رسیدن به موفقیت بیشتر برنامه‌ریزی کنید.وقتی بتوانید عادات منفی خود را پیدا کنید، خواهید توانست انرژی‌ای که صرف انجامشان می‌شود را به انجام کارهای مفید اختصاص دهید.تمرین و تلاش کنیدهم‌چنان که برای تقویت قوای جسمی خود نیاز به تمرین دارید و باید ساعت‌ها وقت بگذارید، برای داشتن ذهنی قدرتمند نیز باید تلاش و تمرین کنید. سختی مسیر را بپذیرید و با همت و پشتکار به تقویت ماهیچه‌های مغزی خود بپردازید. مطمئن باشید، شادی و موفقیت وارد زندگی‌تان شده و به اهداف بلندمدت‌تان خواهید رسید.</description>
                <category>tabravan</category>
                <author>tabravan</author>
                <pubDate>Sun, 29 Aug 2021 18:23:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای سال جدیدت برنامه ریزی کن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_555982/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%86-etq1d5pdwx5t</link>
                <description>آیا برنامه دارید سال جدید را خودتان بسازید؟ یا حداقل قصد دارید در سال جدید از عادت‌های بد دور شوید و به استفاده و بهره بردن از امکانات جدید بپردازید؟الان دقیقا زمان مناسب برای انجام این کارهاست. زمان مناسب در سال برای شروع عادات و رفتارهای خوب است. به اشتباه تصور می‌کنیم ورود سال جدید به خودی خود شور و اشتیاق را با خود به همراه می‌آورد در صورتی که این کار به برنامه ریزی نیاز دارد.معمولا شروع سال نو به عنوان زمانی برای شروع فاز جدیدی از زندگی و اتخاذ تصمیمات مهم جدید شناخته می‌شود. اما متاسفانه روزهای آغازین سال بازه‌ی زمانی پر استرسی بوده و در میان مهمانی‌ها و سفرها قرار دارد.«تاب روان» پیشنهاد می‌کند برای مقابله با تصمیمات عجولانه و سطحی در میان استرس روزهای اولیه سال؛ پس از استفاده بهینه از تعطیلات خود، این هفت قدم را بردارید تا بتوانید تصمیمات موفقیت آمیزی بگیرید.آنچه در این مقاله می خوانید:1. فقط یک چیز را انتخاب کنید2. نقشه‌ی راه3. پیش‌بینی مشکلات4. انتخاب روز آغاز5. به سمت آن بروید6. شکست را بپذیرید7.در نظر گرفتن جایزه ۱. فقط یک چیز را انتخاب کنیداگر قصد دارید زندگی‌تان یا سبک آن را تغییر دهید، سعی نکنید همه‌ی جوانب آن را به یکباره تغییر دهید، این کار موفق نخواهد بود. به جای آن، بخشی از زندگی خود را برای شروع تغییر برگزینید.یک چیز را مشخص کنید تا بدانید دقیقا برنامه‌ریزی سال جدید را برای چه تغییری انجام می‌دهید. اگر درمورد اولین تغییر موفق بودید، می‌توانید پس از گذشت یک ماه یا بیشتر تغییر جدیدی را مد نظر قرار دهید.با تغییرات کوچک یکی پس از دیگری شما هنوز هم شانس داشتن یک شخصیت جدید در سال نو را خواهید داشت و این روش بسیار واقع‌گرایانه‌تر از هر روش دیگریست.هدف سال جدید را طوری انتخاب نکنید که محکوم به شکست باشد، به طور مثال اگر ۴۰ کیلوگرم اضافه وزن دارید یا در هنگام بالا رفتن از پله‌ها نفس کم می‌‌آورید، شرکت در مسابقات دوی ماراتن تصمیم خوبی نیست. به جای ماراتن، پیاده روی هرروزه را انتخاب کنید و با این روش می‌توانید تا خرداد و تیر به دویدن برسید و در انتهای سال دستاوردتان شرکت در دوی ماراتن باشد.۲. نقشه‌ی راهبرای موفقیت، شما به تحقیق درباره‌ی تغییری که قصد انجام آن را دارید نیازمندید و نقشه‌ی راه هر زمان که منابع نیاز داشته باشید آن‌ها را در دسترس شما قرار می‌دهد. در ادامه به چیزهایی می‌پردازیم که باید انجام دهید تا برای تغییر خود آماده باشید.در مورد آن بخوانید؛ به کتابخانه بروید و در مورد آن موضوع بخوانید. چه موضوع ترک سیگار باشد چه قصد داشته باشید گیاه‌خوار شوید یا افزایش فروش داشته کتاب‌هایی برای کمک به شما وجود دارد.یا از اینترنت استفاده کنید. اگر به اندازه کافی تحقیقات انجام دهید به شما کمک می‌کند در مورد تصمیم‌تان مشتاق‌تر باشید.هدف برنامه‌ریزی سال نو را موفقیت در نظر بگیرید و همه چیز را آماده کنید تا کارها به آسانی انجام شوند. اگر برنامه دارید دویدن را آغاز کنید، مطمئن شوید کفش و کلاه و موزیک پلیرتان آماده است تا دیگر هیچ عذر و بهانه‌ای باقی نماند. ۳. پیش‌بینی مشکلات قطعا مشکلاتی بر سر راهتان خواهد بود، پس بیایید لیستی از مشکلات احتمالی تهیه کنید. اگر به آن‌ها فکر کرده باشید، می‌توانید احتمال وقوع آن‌ها در زمان‌ها یا موقعیت‌های مشخص یا آدم‌های خاص را پیش‌بینی کنید.۴. انتخاب روز آغاز  شما مجبور نیستید تغییرات را از روز اول سال نو شروع کنید. عادت متعارف شروع کردن از روز سال نو است، اما اگر واقعا قصد دارید تغییر کنید، روزی را انتخاب کنید که به اندازه کافی استراحت کرده‌اید، مشتاقید و با افراد دارای انرژی مثبت احاطه شده‌اید.گاهی اوقات انتخاب روزی برای آغاز تغییر جواب نمی‌دهد. بهتر است تا زمانی که روح و جسم شما به طور کامل آماده‌ی آغاز چالش شوند صبر کنید. شما خودتان تشخیص خواهید داد این زمان کی فرا خواهد رسید.۵. به سمت آن برویددر روز بزرگ، با ۱۰۰ درصد خود به سمت تغییر بروید. یک تعهدنامه آماده کنید و روی یک کارت کوچک بنویسید. شما تنها به یک عبارت کوتاه نیاز دارید که بتوانید آن را توی کیف پول خود نگه دارید، یا توی ماشین‌تان داشته باشید و یا روی آینه دسشویی قرار دهید برای زمان‌هایی که به دوز اضافی انرژی مثبت نیاز دارید.کارت تعدنامه شما می‌توانید چیزهایی شبیه این‌ها را دربر داشته باشد:۱۱ فوت و فن زندگی شادترمن از یک زندگی پاک و بدون سیگار لذت می‌برم.من می‌توانم در شرایط بحرانی آرام و به خودم مسلط باشم.من متعهد می‌شوم یاد بگیرم چگونه کسب و کار خودم را آغاز کنم.من هرروز مدیتیشن انجام می‌دهم.۶. پذیرش شکستاگر دزدکی سیگار کشیدید، یک نوبت پیاده‌روی را از دست دادید یا یک روز صبح سر بچه‌ها داد کشیدید، از خودتان متنفر نشوید. یادداشتی از عواملی که باعث این قدم‌های رو به عقب شده‌اند تهیه کنید و سعی کنید از آن‌ها درس بگیرید.برای مثال اگر می‌دانید عجله صبحگاهی باعث عصبانیت و داد کشیدن شما می‌شود، پس زودتر از خواب بیدار شوید یا وسایلتان را از شب قبل آماده کنید تا کارهایتان سریع‌تر پیش برود. ثابت قدم بودن، کلید رسیدن به موفقیت است. دوباره امتحان کنید، تلاش کنید و در نهایت موفق خواهید شد. عجله صبحگاهی باعث عصبانیت و داد کشیدن شما می‌شود. ۷. در نظر گرفتن جایزهجایزه‌های کوچک بهترین مشوق برای ادامه‌ی روزهای سخت اول است. پس از آن می‌توانید هفته‌ای یکبار با یک مجله، تماس با یک دوست حمایتگر، خواب بی‌موقع، رفتن به سینما یا هرچیزی که شما را سرپا نگه می‌دارد، به خودتان جایزه بدهید.پس از آن می‌توانید فواصل جایزه‌ها را ماهانه کنید و در نهایت یک جایزه سالگرد برای خود در نظر بگیرید. جایزه‌تان باید چیزی باشد که به آن علاقه دارید و شما شایسته‌ی بدست آوردن آن خواهید بود و در پایان آن را خواهید داشت.برای شما بابت هر آنچه که برای اهداف و برنامه‌های سال جدید در نظر بگیرید، آرزوی خوش‌شانسی می‌کنم، اما همواره در نظر داشته باشید که این زندگی شماست و این شما هستید که شانس خود را بوجود می‌آورید.منبع: تاب روان </description>
                <category>tabravan</category>
                <author>tabravan</author>
                <pubDate>Thu, 25 Mar 2021 14:47:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا روابط و عشق های دیجیتالی، پایدار است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_555982/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D9%88-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-zjrtujore6ck</link>
                <description>معایب و مزایای عشق های دیجیتالیاکنون بسیاری از شناخت ها و ارتباطات به توجه به وضعیت زندگی امروزی روابطی هستند که دو طرف رابطه از هم دور هستند و در یک شهر و یا حتی کشور زندگی نمیکنند و نگران این مسئله هستند. اگر شما رابطه عاشقانه از راه دور (به عنوان مثال در بستر شبکه های اجتماعی) دارید باید از مشکلات احتمالی این نوع روابط آگاه باشید و هر چه در توان دارید بکار ببرید تا این مشکلات اسیب زا و خطر آفرین کم تر شوند.چرا در فضای مجازی مانند اینستاگرام و تلگرام عاشق می شویم؟تاب روان در بخش زیر به بعضی از این دلایل اشاره می کنیم:در این فضا برقراری رابطه به سادگی مقدور استفضای اینترنت و ارتباطات مجازی بستر ارتباطی بسیار ساده و راحتی را فراهم نموده که مخاطبان آن میتوانند به همان روشی که نامه نگاری می کنند در این فضا به تبادل اطلاعات و گفت و گو بپردازند.علیرغم بی اعتمادی و جوی که اکنون در فضای اینترنت وجود دارد عاشق شدن پدیده قابل انتظاری است که از طریق کلمات تایپ شده انجام می شود، به عبارتی چند قرن است که بیان احساسات و عواطف از طریق نوشتار مورد استفاده قرار می گیرد و اینترنت سبب آسانی انجام این کار شده است.بعضی از متخصصان ادعا می کنند که رابطه در فضای مجازی پیش از ملاقات در دنیای حقیقی میتواند به اشخاص برای شناسایی علائق و سلیقه های یکدیگر از همان فاصله دور کمک کند و سبب قوی شدن رابطه آنان شود. افرادی که در فضای مجازی عاشق میشوند میتوانند به سرعت به توصیف علائق خود بپردازند تا نظر طرف مقابل خود را جلب کنند.هرچند امکان دارد چندین ماه یا حتی یک سال طول بکشد تا دو نفر با یکدیگر رابطه برقرار کنند و به هم نزدیک شوند که این امر تنها با کلیک بر روی موس یا صفحه نمایش گوشی موبایل انجام می شود، در گذشته این روند بسیار اهسته انجام می شد. امروزه ما می توانیم از طریق فضای مجازی با افرادی رابطه برقرار کنیم که در گذشته هیچوقت با آن ها صحبت نکرده ایم.در فضای مجازی امکان دور زدن مشکلات و محدودیت های دنیای واقعی وجود داردچنانچه ما اعتماد به نفس نداشته باشیم دچار لکنت زبان و مشکل تکلم باشیم ترجیح می دهیم از طریق فضای مجازی با افراد دیگر رابطه برقرار کنیم زیرا در این وضعیت نیازی به گفت وگوی حضوری و مواجهه شدن با دیگران نداریم.از آنجایی که رابطه در فضای مجازی نیازی به نمایش رفتار ما ندارد می توانیم ریسک بیشتری کنیم و دقیقاً حس کنیم همان کسی هستیم که قصد داریم خود را نشان دهیم و از نقش هایی که دنیای واقعی به ما تحمیل می کند رها شویم.همینطور می توانیم بطور واضح درباره اندیشه و عقاید خویش حرف بزنیم و هنگامی که آن ها را تایپ می کنیم به خوبی به آن ها فکر کنیم و به آسانی جملات خود را ویرایش نماییم. چنانچه مهارت نوشتاری ما خوب باشد می توانیم در دنیای مجازی بهتر به معرفی خویش بپردازیم.در فضای مجازی امکان یافتن جنبه های مشترک وجود داردبر اساس نتایج یکی از تحقیقاتی که در این خصوص انجام شده است یکی از جذابیت های ارتباط اینترنتی در اینستاگرام و سایر شبکه های اجتماعی این است که می توانیم به راحتی با افرادی که عقاید یکسانی با ما دارند رابطه برقرار کنیم.بعضی از تحقیقات نشان داده اند که چت کردن در فضای مجازی میتواند برای نخستین بار اثرات مثبتی را بر روی ارتباطات حضوری ما بگذارد. در این تحقیقپژوهشگران به بررسی این مسئله پرداختند که در ملاقات دوم آیا افرادی که شناخت اولیه آنها به صورت مجازی بوده است باهم صمیمی تر خواهند بود یا آن هایی که آشنایی اولیه شان به صورت حضوری بوده است.آن ها متوجه شدند گروهی که ابتدا آشنایی مجازی داشته اند با هم صمیمی تر خواهند بودکه این مسأله تا حدودی به کیفیت و ماهیت رابطه دیجیتالی ارتباط دارد.درواقع فضای مجازی به اشخاص اجازه میدهد که حاشیه های دنیای واقعی را کنار گذاشته شده و بر روی رابطه و مکالمه صریح، تمرکز بیشتری داشته باشند.ارتباطات راه دور با سه مشکل اصلی روبرو هستند؛ این مشکلات عبارتند از:– فرصت نمی کنید دوست/ نامزدتان را آن گونه که در واقع هست ببینید.– شما ارتباطات راه دور را انتخاب می کنید زیرا حوصله پرداختن به مشکلات و نقاط ضعف و قدرت خود را ندارید.– شما دیدی غیر واقع بینانه نسبت به تفاهم دارید.عشق های دیجیتالی و راه دور خوب است یا بد؟این ارتباطات معمولاً اجازه نمی دهد که یک شخص را بدرستی و آنچه که هست بشناسید زیرا شما هیچگاه شخصیت یک فرد را از پشت یک صفحه نمایش نمی توانید تشخیص دهید و هر آنچه که شما می بینید تنها نهایتا فرصتی برای دیدن چهره آن شخص است و شما در مورد اصالت و واقعیت صحبت های وی هیچگاه نمی توانید به نتیجه درستی برسید به عنوان مثال اگر شما تنها 3 روز مهلت داشته باشید که بخواهید دوست و نامزد خود را بشناسید میتوانید در این 3 روز به علت ارتباط مستقیم با آن شخص از زمانی که به مدت 3 سال با وی از طریق مجازی ارتباط داشته باشید وی را بشناسید.معمولاً افرادی ارتباطات راه دور را انتخاب می کنند که حوصله پرداختن به مشکلات را ندارند برای این که این مشکلات معمولاً زندگی کلی افراد را تحت‌تأثیر خواهد گذاشت. اگر این فرد را نتوانید ملاقات کنید نمی توانید واقعیت های زندگی او را بشناسید و تمام جوانب شخصیت او را درک کنید.افرادی که به روابط دوستی از راه دور وارد می شوند به دنبال تنها دوستی برای حرف زدن هستند و به دنبال وارد شدن به ارتباطات جدّی نخواهند بود؛ زیرا می دانند که اینگونه ارتباطات برای آن ها مسوولیت به بار می آورد و اجازه نمی دهد که آن ها به صورت قبل به زندگی خود ادامه دهند، این اشخاص تنها به دنبال شخصی برای خلاصی از مشکلات خود و وقت گذرانی هستند.منبع: tabravan.ir</description>
                <category>tabravan</category>
                <author>tabravan</author>
                <pubDate>Sat, 30 Jan 2021 21:34:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۳ راه برای زندگی کردن در زمان حال</title>
                <link>https://virgool.io/@m_555982/%DB%B3-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%84-z3ftv4abfjx5</link>
                <description>1) اهداف و خواسته های الانت را بشناسآیا میدانی در زندگی چه میخواهی؟زمانی که این را بدانی، به راحتی میتوانی به افکار و کارهایت نظم بدهیو برنامه ریزی کنیپس خودتو بشناس!2) در زندگی روزمره ات خوشی های کوچک را ببیناین خوشی های میتواند به سادگی و کوچکی نوشیدن یک فنجان چای در کنار عزیزانت باشدحتما زمانی را به شناخت افکار و احساسات خودت اختصاص بده!3) نفس عمیق بکشچند نفس عمیق بکشبه بالا آمدن شکم هنگام دم و بعد به جریان داغ هوایی که از بینی زمان بازدم خارج میشود، توجه کن.زمانی که از حس الانت آگاهی یعنی داری در زمان حال زندگی میکنی، نه در زمان گذشته و نه در زمان آینده!منبع: تاب روان</description>
                <category>tabravan</category>
                <author>tabravan</author>
                <pubDate>Mon, 07 Dec 2020 22:56:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه راه برای مدیریت ترس از آینده</title>
                <link>https://virgool.io/@m_555982/%D8%B3%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-kcusd3pwuidq</link>
                <description>از آینده می ترسید؟ آیا وقتی به آینده فکر می‌کنید احساس بدی دارید؟ آیا این اتفاق در مورد روزهای جدید، تولدها یا تغییرات فصلی بدتر می‌شود؟ این طبیعی است، مغز ما برای مدیریت تهدیدها تکامل یافته است. برای یادگیری 3 قدم ساده برای مدیریت این حس پیشگویی و ترس با تاب روان همراه باشید.احساس خطر ما از پیام‌های آخرالزمانی که ما را احاطه کرده‌اند، بیشتر می‌شود. اما این پیام‌ها وجود دارد زیرا ما از آنها پذیرایی می‌کنیم. وقتی می‌دانید مغز شما چگونه کار می‌کند، می‌توانید از این همه رستاخیز فرار کنید.تفکر روز رستاخیز به آگاهی ما از مرگ ما بستگی دارد. وقتی به آینده فکر می‌کنید، می‌دانید که روزی بخشی از آن نخواهید بود. شما با مغز کلامی خود آگاهانه فکر نمی‌کنید، بنابراین به دنبال راه دیگری برای توضیح حس ترس و وحشتی هستید که بر سر شما می‌آید. شما سیستم اقتصادی، نظام سیاسی و سیستم مراقبت های بهداشتی را مقصر می‌دانید.وقتی بدانید که احساسات تهدید آمیزتان از کجا آمده‌اند، قدرت بیشتری روی آنها دارید. مغز کلامی پیچیده شما در بالای ساختارهای مغزی قرار دارد که همه پستانداران در این مورد با هم اشتراک دارند. مغز پستاندار شما نمی‌تواند به شما بگوید که به چه چیزی با استفاده از کلمات فکر می‌کند، زیرا نمی‌تواند این زبان را پردازش کند، به جای کلمات با مواد شیمیایی به جهان پاسخ می‌دهد. هنگامی که یک تهدید بالقوه را می‌بیند، کورتیزول را آزاد می‌کند و این احساس را ایجاد می‌کند که بقای شما در معرض خطر فوری قرار دارد.حیوانات از مرگ شان آگاهی ندارندحیوانات روی اطلاعاتی که به حواسشان می‌رسد تمرکز می‌کنند زیرا آنها نورون کافی برای ساختن اطلاعات خود را ندارند. پوسته بزرگ انسانی می‌تواند به جای تکیه بر ورودی های خارجی، تصاویر را در داخل ایجاد کند. پوسته شما می‌تواند این آگاهی را ایجاد کند که خواهید مرد، و هرکسی که دوست دارید نیز خواهد مرد. این مغز پستانداران شما را وحشت زده می‌کند زیرا برای تقویت بقا تکامل یافته است. هنگامی که یک تهدید بقا را حس می‌کند، کورتیزول احساس هشدار در تمام بدن ایجاد می‌کند.مغز ما به گونه ای طراحی شده است که از تهدیدها بیاموزد. شما دوبار اجاق گاز داغ را لمس نمی‌کنید زیرا کورتیزول شما در همان بار اول دانش مربوطه را مخابره می‌کند. هر بار که خود را با ترس مواجه می‌کنید، مسیر عصبی‌ای را می‌سازید که به شما در مورد وقوع سرنوشت بد قریب الوقوعی هشدار می‌دهد. مسیرهای عصبی‌ای که در جوانی خود ساخته‌اید، بزرگراههای بالای مغز شما به دلیل وجود میلین است، بنابراین آسیب‌پذیری جوانی شما هسته اصلی شبکه عصبی شماست.اجداد ما هیچ روش تشخیص پزشکی بلد نبودند، بنابراین نمی‌توانستند بدانند آیا یک درد ایجاد شده ناشی از سرطان است یا نه. مردم در خانه می‌مردند، به همین دلیل کودکان با مشاهده مرگ و میر انسان ها آن هم معمولا از یک جای خواب یکسان بزرگ می‌شدند. امروز به ما آموزش داده می‌شود که «جامعه‌مان» را بخاطر احساسات تهدیدآمیزمان مقصر بدانیم، بنابراین دیدن این تصویر بزرگ مفید است.چگونه می‌توانید از این حلقه فرار کنید؟در اینجا سه مرحله ساده وجود دارد که می‌توانید برای مخابره مجدد شواهد خود از رستاخیز استفاده کنید. 1. ورودی های خود را مدیریت کنیدیاد گرفتم که هنگام بازدید از والدین پیرم، هشدار های داخلی خود را مدیریت کنم، (من به طور ناگهانی از یک احساس بسیار بد آگاه شدم که شاید برای شما بسیار آشنا به نظر برسد.) اما من متوجه شدم که پدر و مادرم مثل همیشه تلویزیون را به صدا در می‌آورند و گوش من دائماً در معرض پیام های تهدیدآمیز در حالت واقعی و غیر واقعی قرار داشت. من به آن استرس اضافی احتیاجی نداشتم!من نمی‌توانستم آن را در خانه والدینم کنترل کنم، اما از آن لحظه به بعد ابتکار عمل را گرفتم تا گوشم را از پیام های روز رستاخیز در هر زمانی که ممکن بود محافظت کنم. من مصرف رسانه ای خود را با دقت بررسی می‌کنم و پیام های روز رستاخیز را فیلتر می‌کنم. شما ممکن است فکر کنید که این کار همه دریافتی ها را از بین می‌برد، و قطعاً چیزهای زیادی را از بین می‌برد. من زمان زیادی را صرف یافتن ورودی های مثبت می‌کنم، اما زمان در همین اوقات به خوبی سپری می‌شود زیرا باعث افزایش انرژی زندگی من می‌شود.2. با پیام های مثبت در مورد آینده مغز خود را تغذیه کنیدوقتی مغز شما سیمی است که به سمت افکار منفی می‌رود، پیدا کردن پیامهای مثبت کار سختی است. شما باید فعال به نظر برسید، و این ممکن است احساس صادق نبودن و جانبدار بودن بدهد. شما باید به خودتان یادآوری کنید که تنها جبران کننده تفکر منفی تان در حال حاضر خودتان هستید.خبر خوب این است که افکار مثبت کوچک هم برای تغییر شما از ترشح مواد شیمیایی تهدید آمیز به مواد شیمیایی شادی بخش کافی است. دوپامین با هر قدم به سمت برآوردن نیازهای بقای شما می‌کوشد. قدم بردارید، و شما به تحریک ترشح دوپامین ادامه داده و در ساخت مسیر برای تحریک دوپامین آینده ادامه خواهید داد. برای داشتن احساس خوب نیازی به نجات دنیا از آخرالزمان نیست.در اینجا یک مثال ساده وجود دارد. شلوار و کفش راحت و روزمره من سال گذشته فرسوده بود. من آنها را جایگزین کردم، اما موارد جدید واقعاً راحت نبودند، بنابراین من به کارهای قدیمی بازگشتم. هر وقت لباس می‌گرفتم، علائمی را می‌دیدم که راحتی من در آخرین جفت‌های آنها بود. این باعث ایجاد احساس اتمام زمان می‌شود، هرچند که من آگاهانه اینطور فکر نمی‌کردم.وقتی فهمیدم مدار آسیب پذیری خود را تحریک می‌کنم، تصمیم گرفتم جهت گیری آنرا تغییر دهم. شلوارهای گشاد را تهیه کردم و وقت خود را در کفش های جدید سپری کردم. این باعث شد در مواجهه با افول و سقوط به جای درماندگی احساس قدرت کنم. این کار دنیا را نجات نداد، اما مرا از احساس غلط تهدید آزاد کرد.3. به مهارت های بقای خود اعتماد کنیدحیوانات به طور مداوم با تهدیدهای بقا روبرو هستند، اما از ترس خشکشان نمی‌زند. آنها به سادگی به مهارت های بقای خود اعتماد دارند. وقتی یک غزل بوی شیر را احساس می‌کند، به جای اینکه بدست شیر بیافتد، روی مسیر فرار تمرکز می‌کند. یک بز کوهی به جای وسعت بیکران کوه، بر جای پای کوچک تمرکز دارد.یک حیوان انتظار دارد از گرسنگی و شکار فرار کند زیرا قبلاً این کار را کرده است. شما می دانید که روزی این حیوان خواهد مرد. پوسته بزرگ شما را قادر می‌سازد تا تهدیدات را پیش بینی کرده و از این طریق فرار کنید. اما در ترس فرو خواهید رفت اگر ردیاب پیشرفته تهدید خود را با ااعتماد به مهارت‌های خود خسته نکنید.شما می‌توانید به جای غرق شدن در کورتیزول، زندگی خود را با لذت دوپامین پر کنید. و می‌توانید نکات بسیاری در مورد این را در کتاب من، «علوم مثبت» بیابید: با تغییر شیمی مغز الگوهای خود را متوقف کنید.منبع: تاب روان</description>
                <category>tabravan</category>
                <author>tabravan</author>
                <pubDate>Sun, 22 Nov 2020 20:22:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویژگی افرادی که به بلوغ فکری رسیده اند</title>
                <link>https://virgool.io/@m_555982/%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%84%D9%88%D8%BA-%D9%81%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF-nthzw1jiofci</link>
                <description>بدون شک فردی که قادر است هنگام شکست به جای اعتراض و ناامیدی، به دنبال درسی برای بهبود هر چه بهتر شرایط باشد را می توان یک انسان موفق بشمار آورد؛ یا کسی که می داند انسان جایزالخطاست و قرار نیست ما در این دنیا همه کارهای خود را بی عیب و نقص انجام داده و پشت‌سر هم و با سرعت زیاد، پله های ترقی را طی کنیم.انسان هایی که به بلوغ فکری رسیده اند، می دانند که احساسات لطیف جزئی از زندگی بشر است و به منظور پیشگیری از ضربه‌های روحی، لازم است بین عقل و قلب خود تعادل ایجاد کنند.با این تفاسیر، اگر برایتان جالب است تا بیشتر در مورد رشد عقلی بدانید و با ویژگی های افراد پخته و موفق بیشتر آشنا شوید، توصیه می کنیم تا ادامه مطلب را از نظر بگذرانید. برای این منظور در ادامه با تاب روان همراه باشید. ۱- بین احساس و عقل تعادل ایجاد می کنید.در این جا منظور این نیست که احساسات و عواطف را نادیده بگیرید و فقط از روی عقل و منطق پیش بروید، بلکه منظور این است که بدانید چه موقع و چگونه از هر کدام از این موارد استفاده کنید. افرادی که شخصیت های قوی و باثباتی دارند، به‌خوبی می دانند که چه زمانی باید به احساسات خود بها داده و چه وقت‌هایی آن را نادیده بگیرند. ۲- زمان خود به درست‌ترین و بهترین شکل ممکن مدیریت می کنند.همه ما هزاران بهانه برای پشت گوش انداختن کارها داریم. به‌خوبی می دانیم که برای انجام ندادن وظایمان چه بهانه هایی بیاوریم. اما یک فرد موفق که به لحاظ فکری قوی و با اراده است روی اهداف و چشم‌اندازهای خود تمرکز می کند. این اشخاص از هرگونه فعالیتی که موجب اتلاف وقت شود پرهیز کرده و مستقیما به سمت تحقق خواسته هایشان حرکت می کنند. ۳- به توانایی های خود ایمان دارند و تغییرات را به راحتی می پذیرند.زندگی دایم در حال تغییر است و گاهی عادت کردن به چرخه ها و رویدادهای تازه زندگی دشوار به‌نظر می رسد. بسیاری از افراد در برابر چنین تغییراتی حالت دفاعی به خود می گیرند. اما انسان های قوی و خوش‌فکر سریعا خود را با شرایط تطبیق داده و راهکارهای مناسب برای داشتن زندگی آرام را پیدا می کنند. ۴- با ترس های زندگی خود مواجه می شوند.بسیاری از مردم از مواجهه شدن با ترس های خود هراس دارند و همین ترس ها آن ها را در زندگی عقب نگه می دارند. اما افراد موفق سعی می کنند با این ترس ها مواجه شده و راهکارهای مناسب برای رفع آن ها را پیدا کنند. ۵- از اشتباهات خود درس می گیرند.افرادی که به بلوغ فکری رسیده باشند، هرگز سعی نمی کنند تا اشتباهات خود را از دیگران مخفی کرده یا به توجیه فعالیت هایشان بپردازنند. آن ها از شکست ها و اشتباهات خود درس گرفته و برای موفقیت های آتی خود از آن ها بهره می گیرند. ۶- بین فردی که دوست دارند باشند با کسی که هستند، تعادل برقرار می کنند.اگر به لحاظ فکری به اندازه کافی رشد کرده باشید، آنچه که اکنون هستید را می پذیرید اما از تلاش برای بهبود هر چه بیشتر شخصیت خود نیز دست بر نمی دارید. ۷- موفقیت دیگران موجب خوشحالی آن ها می شود.اگر یک انسان فهمیده و کامل باشید، مفهوم موفقیت را به خوبی می دانید. به همین خاطر، موفقیت دیگران هرگز موجب حسادت شما نخواهد شد. این افراد حتی برای پیشرفت های اطرافیان خود جشن می گیرند و با خوشحالی آن ها خوشحال می شوند.۸- بر اساس اولویت های خود تصمیم گیری می کنند.اگر انسان پخته و فهمیده ای باشید، به خوبی ارزش و اولویت های زندگی خود را می دانید و با وقوف کامل بر این مساله، تصمیم گیری می کنید.۹- بیشتر بر تقویت مهارت های خود کار می کنند تا نمایش آن هامردم در حالت کلی به دنبال تایید شدن توسط دیگران هستند. اما کسانی که به پختگی کامل ذهنی رسیده باشند، تمرکز خود را روی تقویت مهارت ها و توانمندی های خود می گذارند و در پی کسب شهرت یا تصدیق و تعریف دیگران نیستند. ۱۰- زندگی صادقه ای دارند.افراد فهمیده و بالغ همیشه بر مبنای صداقت و درست‌کاری زندگی می کنند. آن ها هرگز رفتاری مغایر با باورها و سخنان خود نخواهند داشت. ۱۱- برای آن چیزی که هستند ارزش قائل هستند، نه چیزهایی که کسب کرده اند.افراد بالغ برای داشته های درونی خود ارزش بیشتری قائل هستند، تا چیزهایی که در زندگی کسب کرده اند. به همین خاطر، برد یا باخت خیلی برایشان مهم نیست و رقابت ناسالم با اطرافیان ندارند.۱۲- معنی صبر کردن را به خوبی درک کرده اند.افرادی که به بلوغ فکری رسیده باشند می دانند که برای تحقق رویاهای خود باید صبر کنند. آن ها به این موضوع کاملا واقف هستند که بذر پس از کاشته شدن به چندین سال زمان نیاز دارد تا از خاک سربرآورده و به ثمر بنشیند. به همین خاطر، با بی صبری نتیجه زحمات خود را هدر نمی دهند. ۱۳- آن ها مسئولیت کارهای خود را به عهده می گیرند.افراد موفق به خوبی می دانند که انسان جایزالخطاست. پس از اشتباه کردن نمی ترسند و هر شکست را به پلی برای موفقیت و پیروزی بیشتر تبدیل می کنند.۱۴- با مشکلات زندگی خود مواجه شده و آن را به فرصت تبدیل می کنند.هر مشکل و هر اتفاق ناخوشایندی که در زندگی با آن مواجه می شوید، در واقع فرصتی جدید برای رشد فکری و روحی بشمار می رود. بیشتر مردم با کوچک ترین مشکلی سریعا ناامید شده و از تلاش دست بر می دارند، اما کسانی که به بلوغ فکری رسیده باشند از این مسایل به عنوان فرصتی برای رشد بهره می گیرند.۱۵- سپاسگزار و شکرگزار هستند.به جای زیاده خواهی، این افراد به خوبی می دانند که چگونه به داشته های خود قناعت کرده و برای دارائی هایشان شکرگزار باشند. ۱۶- روی خواسته های خود تمرکز کرده و برای تحقق آن ها همه تلاش خود را به کار می گیرند.اشخاصی که به لحاظ فکری قوی هستند، در زندگی نیز بسیار موفق هستند زیرا به خوبی می دانند که چگونه باید زمان و کارهایشان را مدیریت کرده و در راستای تحقق اهداف خود گام بردارند. ۱۷- پس از شکست دوباره قامت راست می کنند.کسانی که ذهن پخته ای دارند، می دانند که شکست پایان زندگی نیست و می توان دوباره از صفر شروع کرده و موفق شد. آن ها با تجربه گرفتن از اشتباهات گذشته خود، مسیر موفقیت را با سرعت بیشتری می توانند طی کنند. ۱۸- انسان های خوش‌بین و مثبت‌اندیشی هستند.این اشخاص سعی می کنند همیشه نیمه پر لیوان را ببینند.۱۹- همه تلاش خود را به کار می گیرند تا نقاط ضعفشان را از بین ببرند.همه مردم عادت دارند تا ضعف های خود را بپوشانند. اما کسانی که به لحاظ ذهنی به رشد کافی رسیده باشند، از اینکه با نقاط ضعف خود مواجه شوند هیچ هراسی ندارند. درست برعکس، خود را در مقابل این مشکلات قرار داده و به دنبال راهکار برای رفع آن ها می گردند. ۲۰- برای مسائل بی ارزش و کوچک اعصاب خود و اطرافیان را خرد نمی کنندانسان های پخته به خوبی می دانند که بر سر مسائل جزئی و بی ارزش نباید با دیگران دعوا کرده و با آن ها کلنجار رفت. ۲۱- همیشه آماده حل مشکلات هستند.ساده ترین راه شکایت کردن از شرایط بد است. اما باید بدانید که اشخاص قوی و موفق به جای هدر دادن وقت خود برای اعتراض کردن، سعی می کنند برای حل مشکل خود یک راهکار مناسب پیدا کنند. ۲۲- همیشه آماده یادگیری هستند.این افراد همیشه خود را در جریان زندگی قرار می دهند و با افراد، رویدادها و شرایط جدید روبه رو و آشنا می شوند. در وجود این افراد همیشه اشتیاقی برای یادگیری وجود دارد.منبع: تاب روان</description>
                <category>tabravan</category>
                <author>tabravan</author>
                <pubDate>Mon, 09 Nov 2020 21:22:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهکارهای افزایش انگیزه برای درس خواندن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_555982/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-mfsmbri5tq6a</link>
                <description>بخش اول: فضای مناسب درس خواندن را برای خود فراهم کنید۱. مکانی آرام پیدا کنید که تمرکز شما را بر هم نزنداین مکان می‌تواند کتابخانه، کافه یا اتاقی در خانه‌تان باشد. عامل ضروری این است که این مکان‌ها از سروصدا و عوامل برهم زننده‌ی تمرکز خالی باشند. جاهایی که احتمال دارد دوستان‌تان بیایند را انتخاب نکنید.۲. وسایل درس خواندن را آماده کنید وسایل موردنیاز برای درس خواندن را همان ابتدا آماده کنیدحتما وسایلی که برای درس خواندن نیاز دارید، آماده کنید. این وسایل می‌تواند شامل کاغذ، خودکار، مداد، ماژیک شبرنگ و… باشد. بستگی به خودتان دارد که برای درس خواندن به چه ابزاری نیاز دارید. اگر ابزار موردنیازتان را قبل از شروع آماده نکنید، باید حین درس خواندن این کار را انجام دهید و تمرکزتان برهم می‌خورد.۳. مقداری آب و تنقلات کنار خود بگذاریدوقتی که بدن انسان سیراب باشد، کارایی‌اش افزایش می‌یابد. بنابراین مقداری آب در کنار خود داشته باشید. در بین درس خواندن گاهی آب مصرف کنید تا آب بدن‌تان تأمین شود. همچنین مقداری تنقلات سالم مانند آجیل و میوه هم کنار خود بگذارید. این‌گونه انرژی از دست رفته‌ی خود را جبران کنید.برای تأمین انرژی از فست‌فود و شیرینی استفاده نکنید. خوراکی‌هایی مانند پیتزا، همبرگر، کیک و شیرینی را مصرف نکنید. این مواد انرژی شما را برای مدت کمی بالا نگه می‌دارند و کم‌کم باعث احساس خواب‌آلودگی در شما می‌شوند.بخش دوم: عوامل حواس‌پرتی را از بین ببرید۱. لباس راحت بپوشیدلباس راحت و مناسب بپوشید. سعی کنید لباس‌تان چیزی نداشته باشد که حواس‌تان را پرت کند. عوامل بسیار کوچک هم می‌تواند تمرکزتان را برهم بزند. مثلا اگر شلوارتان گشاد باشد و دائماً بخواهید آن را بالا بکشید.اگر موهای بلندی دارید، موهای خود را ببندید تا جلوی چشمتان نیاید.۲. تلفن همراه خود را روی حالت سکوت بگذاریدزمان درس خواندن، زمان مناسبی برای صحبت کردن با دوست و فامیل نیست. اگر ممکن است فرد خاصی نگران‌تان شود، از قبل به او بگویید که در این زمان مشغول درس خواندن خواهید بود و صدای گوشی را نمی‌شنوید. بنابراین هنگام درس خواندن گوشی خود را بر روی حالت سکوت بگذارید و آن را دور از دسترس خود قرار دهید. اگر تلفن همراه کنارتان باشد احتمال دارد مرتب آن را چک کنید.۳. اگر به کامپیوتر خود برای درس خواندن نیازی ندارید، آن را خاموش کنیداگر به کامپیوترتان برای درس خواندن نیاز ندارید، آن را خاموش کنید. روشن بودن کامپیوتر شاید شما را وسوسه کند که در سایت‌های ورزشی بچرخید یا اخبار بازیگران محبوب خود را دنبال کنید. در نهایت به خودتان می‌آیید و می‌بینید زمان زیادی را پشت کامپیوتر تلف کرده‌اید.اگر برای تحقیق درسی باید وب‌سایت خاصی را مطالعه کنید، می‌توانید از آن صفحه پرینت تهیه کنید. این‌گونه حین مطالعه، وسوسه نمی‌شوید زبانه‌ی دیگری در مرورگرتان باز کنید و سری به شبکه‌های اجتماعی بزنید.اگر می‌خواهید مطلب خاصی را در نرم‌افزار ورد تایپ کنید، می‌توانید اینترنت خود را به‌طور موقت قطع کنید.بخش سوم: اهداف‌ درسی خود را تعیین کنید۱. اهداف واقعی برای درس خواندن خود مشخص کنیدبه‌جای اهداف کلی و مبهم، اهداف مشخص و دست‌یافتنی برای خود تعیین کنید. مثلا به‌جای اینکه بگویید «باید ریاضی خود را قوی کنم» هدف مشخصی در خواندن ریاضی تعریف کنید. مثلا بگویید می‌خواهم رسم نمودار تابع درجه‌ی دوم را یاد بگیرم. با این روش در پایان زمان مطالعه دقیقا می‌دانید چه بخشی را مطالعه کرده‌اید و چه دستاوردی داشته‌اید.۲. وقتی به هدفی رسیدید، به خود جایزه بدهیدوقتی که به هدف معینی رسیدید، به خود جایزه بدهید. اگر هدفی که به آن رسیدید هدف نهایی نبود و باید باز به درس‌ خواندتان ادامه دهید، می‌توانید کمی راه بروید، چیزی بخورید یا به آهنگ دلخواه‌تان گوش بدهید. اگر با رسیدن به هدف‌تان درس خواندن‌تان هم تمام می‌شود، آزادید هر کاری که دوست دارید انجام دهید. می‌توانید بازی کنید، با دوستان‌تان صحبت کنید یا فیلم ببینید.اگر تصمیم دارید با استراحتی کوتاه به خود پاداش بدهید، فراموش نکنید که هنوز درس شما باقی مانده است. پس از سپری شدن زمان مشخص به درس خود ادامه دهید. به صدای توی سرتان گوش ندهید که از شما می‌خواهد بیشتر استراحت کنید.بخش چهارم: خودتان را آماده کنید۱. یک برنامه‌ی درسی برای خودتان درست کنیدبه‌جای اینکه به‌طور مبهم بگویید «باید این هفته درس بخوانم» به‌طور مشخص برای خود برنامه‌ریزی کنید. برنامه‌ریزی می‌تواند تا حد زیادی مشکل ضعف اراده‌ی شما را برطرف کند.۲. درس خود را به تعویق نیندازیددرس‌ها را برای دقیقه‌ی آخر نگذارید تا مجبور شوید در یک شب ۱۰۰ صفحه برای امتحان بخوانید. مثلا اگر سه‌شنبه امتحان دارید، کم‌کم از چند روز قبل درس خود را بخوانید. با این روش نگرانی شما برای امتحان هم کاهش خواهد یافت.بخش پنجم: حالا شروع به درس خواندن کنید با اراده شروع به خواندن درس کنیدبعضی اوقات شروع، سخت‌ترین بخش کار است. اگر اهداف درسی که برای خود تعیین کرده‌اید به نظر ترسناک می‌آید، اهداف خود را کوچکتر کنید. مثلا برنامه‌ریزی کنید نصف فصل را امروز و نصف فصل را فردا بخوانید. یادتان باشد حتی کمی درس خواندن بهتر از چیزی نخواندن و جمع‌شدن مطالب است.نکاتی که می‌تواند به شما کمک کندمرتب و منظم باشید. میز تحریر خود را تمیز و مرتب نگه دارید. کیف خود را از کاغذهایی که به آن نیاز ندارید، خالی کنید. کاغذهای مربوط به هر درس را مرتب دسته‌بندی کنید. این‌گونه زمانی که به آنها نیاز داشتید، به مشکل بر نمی‌خورید. میز، اتاق و کاغذهای درسی را مرتب کنیداگر فرد خیال‌پردازی هستید، در زمان درس از فکر کردن به هر چیزی غیر از درس خودداری کنید. به این فکر کنید که اگر امروز درس خود را نخوانید، در آینده با افزایش مطالب کار برای‌تان سخت خواهد شد.حتما در طول کلاس مطالب مهم را یادداشت کنید. این مطالب برای انجام تکالیف، پروژه‌ها و امتحانات مفید خواهند بود. اگر هم سرعت نوشتن شما پایین است و از معلم عقب می‌افتید، به‌صورت چرک‌نویس یادداشت کرده و بعدها مطالب را پاک‌نویس کنید.اگر نیاز به کمک دارید، از معلم خود کمک بخواهید. از سؤال کردن نترسید. معلمان حقوق می‌گیرند تا به سؤالات شما جواب بدهند. این علاقه‌ی شما باعث افزایش انگیزه‌ی معلمان برای بالا بردن سطح کلاس‌شان می‌شود. نگران نباشید که دوستان‌تان راجع به شما چه فکری می‌کنند. بهتر است به‌جای تظاهر به یادگیری، مطالب را واقعا یاد بگیرید.خواب کافی برای یادگیری مطالب ضروری است. خواب کمک می‌کند تا مغز اطلاعات را ذخیره نماید. به این منظور باید هر شب حداقل ۸ ساعت بخوابید.به خودتان بگویید که وقتی به اهدافم رسیدم، می‌توانم با خیال راحت به تفریح بپردازم. اراده‌ای قوی داشته باشید و اجازه ندهید حواس‌تان پرت شود. اگر سروصدا شما را اذیت می‌کند، پنبه‌ای در گوش‌تان بگذارید. اگر کسی باعث حواس‌پرتی شما می‌شود، روی خود را از او برگردانید.هرگز حین درس خواندن از تلفن همراه استفاده نکنید. آن را خاموش کنید یا در حالت سکوت قرار بدهید. سپس آن را در کمد یا جایی بگذارید که نتوانید ببینید. حتی می‌توانید آن را به والدین خود بدهید و از آنها بخواهید تا وقتی که درس تمام نشده، آن را به شما پس ندهند.درس را به تعویق نیندازید. یادتان باشد اگر امروز وقت خود را به درس اختصاص بدهید، در آینده وقت بیشتر و خیالی آسوده‌تر خواهید داشت.به نتایج بلندمدت درس خواندن فکر کنید. اگر بخواهید دکتر، مهندس یا… شوید. باید درس بخوانید تا بتوانید در آینده شغل دلخواه خود را به دست آورید.به دوستان باهوش خود نگاه کنید. از آنها یاد بگیرید. مانند آنها درس بخوانید و در کلاس حضور پیدا کنید. ولی در این کار افراط نکنید.اگر به راحتی با چیزهای اطراف حواس‌تان پرت می‌شود، روی‌ خود را به‌سمت دیوار بکنید و درس بخوانید.اگر درس خواندن همراه دوستان باعث می‌شود بهتر درس بخوانید، همین کار را انجام دهید. اگر دوست‌تان همکلاس شما نیز باشد، بهتر می‌توانید با هم درس بخوانید. فقط مراقب باشید که حواس‌تان پرت نشود و زیاد صحبت نکنید. چون الان زمانِ درس خواندن شماست.در حین درس خواندن به موسیقی گوش ندهید. این کار تمرکزتان را از بین می‌برد. البته بعضی افراد با گوش دادن به موسیقی بهتر درس می‌خوانند. در این صورت گوش دادن به موسیقی مانعی ندارد. گوش دادن موسیقی چین درس تمرکزتان را بر هم می‌زنداگر احساس کردید برای درسی نیاز به معلم خصوصی دارید، این را به والدین خود اعلام کنید. اگر هزینه‌ها برای‌تان زیاد بود، می‌توانید از افراد فامیل که در آن درس تسلط دارند کمک بخواهید.به صفحات باقی‌مانده نگاه نکنید. شاید این کار باعث دلسردی شما شود.فهرستی از کارهایی که با اتمام درس می‌توانید انجام بدهید، تهیه کنید. این کار می‌تواند باعث افزایش انگیزه‌تان شود.به خودتان یادآوری کنید که اگر بهتر درس بخوانید، شانس بیشتری برای قبولی در دانشگاه خوب خواهید داشت. در نهایت می‌توانید شغل بهتری به دست بیاورید و روزی فرد ثروتمندی شوید.می‌توانید در زمان استراحت پنجره‌ی اتاق را باز کنید. از هوای تازه استفاده کنید تا با انرژی و طراوت به درس خود ادامه دهید.به کارهایی که ترجیح می‌دهید به جای درس خواندن انجام بدهید، زیاد فکر نکنید. شاید تسلیم این افکار بشوید و درس را کنار بگذارید.در زمان درس بسته به برنامه‌‌ی خود در هر ساعت، ۱۰ تا ۱۵ دقیقه استراحت کنید. بی‌وقفه و بدون استراحت درس نخوانید.منبع: تاب روان</description>
                <category>tabravan</category>
                <author>tabravan</author>
                <pubDate>Sat, 24 Oct 2020 16:04:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر میخواید لغات روانشناسی یاد بگیرید...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_555982/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%84%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AF-lirhcapqscqv</link>
                <description>سلاممن TABRAVAN می‌خوام در باکس زبان روان، مقالات و لغات انگلیسی روانشناسی رو برای شما عزیزان به اشتراک بگذارم. هر روز پنج لغت انگلیسی همراه با معنی و هر دو روز یکبار هم بخشی از یک مقاله، یا یک داستان کوتاه در مورد روانشناسی براتون میگذارم.امیدورام که هر روز به سایت ما سر بزنید و با مطالب روانشناسی روز دنیا آشنا بشید. شاد باشید.منبع: تاب روان</description>
                <category>tabravan</category>
                <author>tabravan</author>
                <pubDate>Tue, 20 Oct 2020 15:28:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان من م مامانم اینا / قسمت پنجم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_555982/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86-%D9%85-%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-sb213tbkurn7</link>
                <description>قسمت پنجم از داستان من و مامانم اینا به بحث پیرامون &quot;تفاوت در دیگاه ها و اعمال محدویت های نابجای والدین&quot; می پردازد.عدم پذیرش تفاوت دیدگاه‌هاتفاوت دیدگاه‌ها، طبیعی و اغلب سازنده است. در مقابل رد نظرهای مخالف و دیدگاه‌های متفاوت و خود رأیی و خود حق‌بینی به نفی شعور و درک صاحبان سایر دیدگاه‌ها تعبیر می‌شود و قدرت تخریبی ایجاد می‌کند. هنگامی که فرد یا نسلی تنها دیدگاه ویژه‌ای را که مورد تأیید او و همقطارانش است بپسندد و از پذیرش یا شنیدن نظر مخالف سر باز زند، زمینه‌های جدایی میان افراد فراهم می‌آید.این را هم باید از نارسایی‌های فرهنگی جامعه ایرانی دانست و مطلق‌گرایی کاذبی که گاهی گریبانگیر گروه‌ها و نسل‌ها می‌شود و به طرد آنها از یکدیگر می‌‌انجامد.اسکار وایلد، نویسنده ایرلندی در این باره سخن نغزی دارد که ذکرش خالی از لطف نیست. به زعم وی : «وقتی همه با من هم عقیده می‌شوند، تازه احساس می‌کنم که اشتباه کرده‌ام»۷. اعمال محدودیت‌های نابجاوالدین اغلب فرزندانشان را در معرض خطر و تمایل به آن فرض می‌کنند. آنها اراده و اختیار نسل‌های جوان را برای پرهیز و امتناع قبول ندارند و همواره می‌کوشند با نظارت دقیق جوانان را از آسیب‌ها مصون نگه‌دارند.اعمال محدودیت درباره دوست‌یابی، نحوه لباس پوشیدن، معاشرت و حتی صحبت و اظهار ‌نظر کردن، تفاوت‌های فکری و شئون رابطه میان نسل‌ها را به‌صورت منفی تجلی می‌دهد و راه‌ زندگی آنان را از یکدیگر جدا می‌کند. تجربه‌ سال‌های اخیر نیز گواهی می‌دهد محدودیت‌ و محرومیت آنجا که نابجا یا بیش از اندازه باشد، نتیجه کاملاً معکوسی در پی دارد و مخفی‌کاری و تضعیف رابطه صادقانه را موجب می‌شود.برای شنیدن این پادکست بر روی لینک کلیک کنید.منبع: تاب روان</description>
                <category>tabravan</category>
                <author>tabravan</author>
                <pubDate>Sat, 17 Oct 2020 13:57:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان من و مامانم اینا / قسمت چهارم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_555982/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-vnyrsvjsz48p</link>
                <description>قسمت چهارم از داستان من و مامانم اینا به بحث پیرامون “بی پاسخ ماندن پرسش ها” می پردازد.نسل‌‌های تازه در زندگی اجتماعی با تغییرات دائمی مواجه می‌شوند و این تقابل و سردرگمی موجب پرسشگری می‌شود و اگر پاسخ‌ها قانع‌کننده نباشد یا حداقل به زبانی قابل فهم برای نسل جدید ارائه نشود، بر فاصله‌ها می‌افزاید. پرسشگران به پرسشگران می‌پیوندند و در مقابل کسانی که پرسش نمی‌‌کنند و پاسخی هم برای پرسش‌ها ندارند صف می‌آرایند.از آنجا که بزرگ‌ترها می‌‌دانند در فرهنگ، همیشه حق با بزرگ‌ترهاست و دهان کوچک‌ترها همیشه بوی شیر می‌دهد، اغلب گفتگوی منطقی میان طرفین انجام نمی‌شود و کار به تخریب و بدگویی می‌کشد.برای شنیدن این پادکست بر روی لینک کلیک کنید.منبع: تاب روان</description>
                <category>tabravan</category>
                <author>tabravan</author>
                <pubDate>Fri, 16 Oct 2020 15:43:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۰ ترس رایج انسانها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_555982/%DB%B1%DB%B0-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7-nzdoercxvz0k</link>
                <description>فوبیا (phobia) هراس یا ترس شدید پدیده ای است که به صورت آگاهانه یا ناخود آگاهانه زندگی بسیاری از انسانهای جهان را مختل می کند. این پدیده بیشتر ناشی از ترس از قرار گرفتن در موقعیتی خطرناک است و معمولا کنترل آن برای فرد مبتلا سخت و گاهی غیر ممکن است. انواع فوبیا:ترس از مار (OPHIDIOPHOBIA): یکی از رایج ترین فوبیاها در میان بسیاری از مردم ترس از مار است که به احتمال زیاد ریشه ای تکاملی دارد. در گذشته های دور تشخیص دادن مارها و عنکبوتها برای بقای انسان نقشی حیاتی داشته است. توانایی تشخیص مارها در یک چشم به همم زدن یکی از رفتارهای تکاملی است که به اجداد انسان در جهان وحشی ما قبل تاریخ امکان بقا داده است.ترس از خزندگان عجیب (ENTOMOPHOBIA): شاید برخی از افراد با دیدن برخی از حشرات فقط احساس چندش آوری پیدا کنند، اما این جانداران کوچک در واقع قادر هستند که برخی از انسانها را به شدت بترسانند که این شدت در زنان نسبت به مردان چهار برابر است. مطالعه دانشمندان دانشگاه کارنگی ملون نشان می دهد دختر بچه های 11 ماهه به سرعت قادرند در برابر تصاویری از مارها با عنکبوتها نشانه های ترس را در صورت خود انعکاس دهند در حالی که این خصوصیت در پسربچه هایی با همین سن وجود ندارد. دیدگاه تکاملی این فوبیا بر این اساس است که زنان در دوران باستانی حیات بشر در هنگام جمع آوری غذا با چنین جاندارانی مواجه می شده اند و انقباض ماهیچه های بدن و صورت در برابر چنین منظره ای به عنوان ابزار محافظت مادر و فرزند در برابر جاندار شناخته شده است.ترس از مکان (AGORAPHOBIA): در حدود 1.8 میلیون جوان 18 ساله در آمریکا از قرار گیری در اماکنی که فرار کردن از آن مشکل باشد هراس دارند. مکانها و فعالیتهایی که شامل این فوبیا می شوند آسانسور، حضور در رقابتهای ورزشی، پلها، استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، رانندگی، فروشگاه های بزرگ و فرودگاه ها بر شمرده شده اند. این هراس می تواند باعث شود افراد هرگز خانه های خود را ترک نکنند، به سفر نروند و در مناطق شلوغ قرار نگیرند.ترس از دیگران (XENOPHOBIA): در صورتی که صحبت کردن در برابر دیگران رنگ چهره شما را دگرگون ساخته، صدای شما را گرفته کرده و عرق از سر و روی شما جاری می کند، بدانید که نشانه های این فوبیا در شما وجود دارد. بیگانه ترسی پدیده ای است که 15 میلیون جوان آمریکایی از آن در عذابند و تنها صحبت کردن آنها را در جمع تحت تاثیر قرار نمی دهد بلکه خوردن و آشامیدن این افراد نیز در برابر جمع دچار اختلال خواهد شد. این فوبیا از سن 13 سالگی در نوجوانان آغاز می شود.ترس از بلندی(ACROPHOBIA): یکی از رایج ترین ترسها در میان افراد است که در حدود 3 تا 5 درصد از آمریکایی ها را تحت تاثیر خود قرار داده است. برخلاف تصور پیشین دانشمندان که این فوبیا را ناشی از ترسی غیر واقعی می دانستند مطالعات جدید نشان می دهد مبتلایان به این ترس، ارتفاع ساختمانها را بسیار بیشتر از ارتفاع واقعی می بینند و همین امر بر ترس آنها می افزاید.ترس از تاریکی (LYGOPHOBIA): برای بسیاری از کودکان، خاموش شدن چراغ اتاق همراه با بروز ترسی شدید ناشی از بیرون آمدن هیولایی از زیر تختخواب و یا از داخل کمد دیواری است. در واقع ترسیدن از تاریکی یکی از رایجترین ترسها در میان کودکان است که در پس آن تفکرات و توهمات جالب توجهی نهفته است. کودکان در تاریکی به هر پدیده ممکنی فکر می کنند و معتقدند در تاریکی دزدی خواهد آمد و آنها را خواهد ربود و یا اسباب بازی های آنها را به سرقت خواهد برد. ریشه این ترس کودکان از ناشناخته های آنان سرچشمه می گیرد و در صورت درمان نشدن تا زمان بزرگسالی نیز ادامه پیدا خواهد کرد.ترس از صائقه (ASTRAPHOBIA): صدای مهیب رعد و برق می تواند علائمی مانند تپش شدید قلب را برای افرادی که از فوبیای رعد و برق رنج می برند در برداشته باشد و به همین دلیل بسیاری از افراد مبتلا زندگی خود را به مناطقی منتقل می کنند که از شرایط جوی آرامی برخوردار است. نکته جالب درباره این فوبیا این است که مبتلایان از ترس خود احساس خجالت داشته و آن را مخفی نگاه می دارند.ترس از پرواز (AVIOPHOBIA): ترسی است که در حدود 25 میلیون انسان تنها در آمریکا به آن مبتلا هستند. این افراد در دو گروه ترس، ترس از سقوط هواپیما و ترس از کابین کوچک هواپیما تقسیم می شوند. جالب است بدانید نسبت مرگ انسانها در سقوط هواپیما یک در 20 هزار است در حالی که این نسبت در مرگهای ناشی از سوانح رانندگی یک در 100 و در مرگ ناشی از حملات قلبی یک در پنج است.ترس از سگ (CYNOPHOBIA): حتی کوچک ترین و بامزه ترین سگهای نژاد ژرمن شپرد می توانند ترسی مهیب را در مبتلایان به این نوع از فوبیا ایجاد کنند. این ترس معمولا از احتمال گاز گرفته شدن خود فرد و یا افرادی دیگر توسط سگها ناشی می شود البته برخی تنها نسبت به سگهای شکاری و یا تازی هراسناک هستند.ترس از دندانپزشک (ODONTOPHOBIA): در حدود 9 تا 20 درصد از آمریکاییها به دلیل ترس و واهمه از رفتن به دندانپزشکی خودداری می کنند. در صورت ابتلا به این فوبیا فرد به هیچ قیمتی حاضر به مراجعه به یک دندانپزشک نبوده و تنها در صورتی که درد امان آنها را ببرد به مطب دندانپزشکی خواهند رفت. از دلایل ریشه ای ارائه شده برای ابتلا این ترس، تجربیات بد گذشته از دندانپزشک، ترس از تزریق لثه و ترس از صندلی و مته دندانپزشکی عنوان شده اند که معمولا می توان آن را با همکاری دندانپزشک از میان برداشت.منبع: تاب روان</description>
                <category>tabravan</category>
                <author>tabravan</author>
                <pubDate>Tue, 13 Oct 2020 18:04:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان من و مامانم اینا / قسمت سوم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_555982/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-egopkntmjk6n</link>
                <description>سومین قسمت از داستان من و مامانم اینا به بحث پیرامون “ضعف ها و کارکردهای نادرست نهاد خانواده” می پردازد. خانواده واحد بنیادی اجتماع است و پیوندهای نسبی و اصیل نظیر رابطه ولدی، والدی، برادری و خواهری در آن وجود دارد که از اعضای خود در برابر ناملایمات اجتماعی حمایت می‌کند. نقش این نهاد در جلوگیری از فاصله نسل‌ها بر کسی پوشیده نیست، اما به دلیل نارسایی‌های مختلف که از جنبه‌های رفتاری و روان‌شناسی قابل بررسی است، برخی خانواده‌ها نه‌ تنها در این زمینه به یاری نسل‌های جدا افتاده نمی‌شتابند، بلکه به عمیق‌تر شدن فاصله‌ها نیز دامن می‌زنند.علاوه بر آن، کمرنگ بودن پیوندهای عاطفی و ارتباطات کلامی در خانواده موجب می‌شود فاصله میان نسل‌ها تا رسیدن به مرحله بحران و آشکاری تضادهای اساسی پنهان بماند و فرصت‌های مغتنم و ارزشمندی که این نهاد برای همگرایی خانواده در اختیار دارد ناکارآمد و بی‌تأثیر شود.برای شنیدن این پادکست بر روی لینک کلیک کنید.منبع: تاب روان</description>
                <category>tabravan</category>
                <author>tabravan</author>
                <pubDate>Sun, 11 Oct 2020 15:45:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گذر از سختی های زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_555982/%DA%AF%D8%B0%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-iuqy50w2jj2a</link>
                <description>حتما شما هم در زندگی خود با شرایط سختی مواجه شده‌اید که تحمل آن برایتان دشوار است. در ابتدا سرگذشت یک روان شناس بالینی را بازگو می کنیم که سختی‌ها و اتفاقات ناگوار زیادی را در زندگی تحمل کرده است. با تاب روان همراه باشید.“کریستینا هیبِرت” (Christina Hibbert) خواهر کوچک‌تر خود را که تنها 8 سال داشت، به دلیل بیماری سرطان از دست داد. بعد از چند سال، خواهر دیگر و همسر خواهرش با فاصله‌ی فقط دو ماه از هم فوت کردند. در آن زمان هیبِرت ماه‌های آخر بارداری را پشت سر می‌گذاشت و در انتظار تولد چهارمین فرزند خود بود؛ اما مجبور شد سرپرستی دو خواهرزاده‌اش را قبول کند و مادر شش فرزند شود.هیبِرت با روزهای سراسر غم رو به رو شد، اما بالاخره توانست بر تجربیات تلخ زندگی غلبه کند و به روحیه‌ی بهتری دست یابد. می توانید سرگذشت غم انگیز هیبِرت را در کتاب خاطراتش با نام “این گونه است که بزرگ می شویم” بخوانید.شاید شما هم مانند هیبِرت و خیلی از انسان‌های دیگر شرایط سختی دارید، از فشار زندگی به تنگ آمده‌اید و خود را مستاصل و درمانده می دانید. در این صورت، ادامه‌ی مقاله را از دست ندهید و 14 راهی که تحمل شرایط سخت زندگی را برایتان آسان‌تر می کند، مطالعه کنید. حتی احساسات منفی خود را بروز دهیدجان دافی (John Duffy)، روانشناس بالینی و نویسنده‌ی کتاب “والدین حاضر: خوش بینی مفرط در رشد نوجوانان” می گوید: “نادیده گرفتن احساسات منفی همانند یک راه حل موقتی است که تنها هجوم احساسات منفی را به تأخیر می اندازد و تنها این طغیان احساسی را تشدید می کند.”هیبِرت در این باره معتقد است، وقتی احساسات خود را انکار می کنید، همانند این است که بخواهید از چیزی که مقابلتان است، فرار کنید. تنها راه درست این است که در مقابل احساسات بایستید و با آن مواجه شوید. لازم به ذکر است، هیبِرت در حوزه سلامت روانی زنان، مشکلات بعد از زایمان و مسائل مرتبط به تربیت فرزندان نیز فعالیت دارد.ممکن است در هنگام مواجه با احساسات منفی نتوانید این احساسات را آن طور که باید درک کنید. هیبِرت می گوید: “این افراد تنها در فکر سختی‌ها و چالش‌ها دست و پا می زنند و اتفاقات را در ذهن خود مرور می کنند، اما هیچ وقت به خود اجازه نمی دهند خشم، ناراحتی، رنج و هر آنچه در درونشان است را واقعاً حس کنند.”هیبِرت توانست روشی ابداع کند که تحمل احساسات منفی چون غم و غصه و نگرانی را آسان تر می کند. این روش با نام “تییِرز” (TEARS) از پنج مؤلفه‌ی صحبت، ورزش، بیان هنری، نوشتن تجربیات یا ضبط شفاهی و گریه تشکیل شده است.به گفته‌ی هیبِرت، “این پنج مؤلفه وقتی از فشارهای زندگی به تنگ آمده ایم، کمکمان می کنند”. روانشناس بالینی به مراجعه کنندگان خود پیشنهاد می کند “هر روز حداقل 15 دقیقه وقت بگذارند و به احساسات خود توجه کنند.”جویس مارتِر (Joyce Marter)، متخصص بالینی و مدیر مرکز مشاوره‌ی “اِربِن بَلنِس” (Urban Balance) می گوید: “هیچ وقت احساسات خود را توجیه نکنید، بلکه تنها احساسات را بخشی از مسیر زندگی‌تان بدانید.”مارتِر در وبلاگ سایک سِنترال (Psych Central) مطالب زیادی با عنوان روانشناسی موفقیت منتشر کرده است. درباره‌ی مشکلاتتان با دیگران حرف بزنید“رایان هاوز” (Ryan Howes)، روانشناس بالینی و نویسنده‌ی وب سایت psychologytoday می گوید: “وقتی افراد احساسات خود را درباره‌ی مشکلات زندگی بروز نمی دهند، تنها مشکلاتشان بزرگ‌تر می شود و به اضطراب و نگرانی‌های غیرقابل کنترل دچار می شوند”؛ اما اگر درباره مشکلاتتان حرف بزنید، بهتر می توانید متوجه ترس‌های درونی‌تان شوید و از دیگران پیشنهادات ارزشمند دریافت کنید. به گفته‌ی هاوز، “حرف زدن با کسانی که سختی‌های مشابه را پشت سر گذاشته‌اند، کمکتان می کند تا دورنمایی که نیاز دارید را کسب کنید”.سختی‌های گذشته را به یاد آوریدوقتی در شرایط بحرانی قرار دارید، احتمالاً برایتان سخت است روزنه‌ی امیدی پیدا کنید؛ اما اگر بتوانید شرایط را از منظر دیگری ببینید، بهتر از آن موقعیت گذر خواهید کرد. “هاوز” در این باره می‌گوید: “شغلتان را از دست داده‌اید؟ اشکال نداره، قبلاً هم چند بار بیکار شده بودید، اما باز هم شغلی پیدا کردید. با همسرتان جر و بحث کردید؟ کمی آرام باشید، قطعاً دوباره روحیه بهتری پیدا می کنید. آیا دچار حمله‌ی عصبی (حمله‌ی پانیک) شده‌اید؟ در بیشتر زندگی‌تان این حملات وجود نداشته، پس در آینده هم احتمالاً حملات عصبی زیادی نخواهید داشت. گاهی شغلتان را از دست می دهید تا در آینده شغل بهتری پیدا کنید. اگر در رابطه‌ی عاطفی دچار شکست می شوید، شاید زمینه‌ی برقراری رابطه‌ی بهتری برایتان فراهم شود. اگر گاهی دچار حمله‌ی عصبی می شوید، شاید این اتفاق سبب شود به دنبال درمان خود بروید.” مراقب سلامت جسمی و روحی خود باشید“مارتِر” می گوید: “برای گذر از شرایط سخت نیاز ویژه‌ای به خود مراقبتی دارید”. به گفته‌ی “هاوز” نیز “اگر ناتوان و درمانده باشید، نمی توانید هیچ کمکی به دیگران کنید”.“مارتِر” می گوید: “شاید در طول روز فرصتی برای پرداختن به عادت‌های سلامتی خود نداشته باشید، اما باز هم باید تا حدی از خودتان مراقبت کنید؛ مثلاً، اگر فرصتی برای درست کردن غذاهای سالم و مغذی ندارید، غذاهای پروتئینی آماده اما مقوی، همراه داشته باشید. اگر فرصتی برای باشگاه رفتن ندارید، در عوض می توانید 15 دقیقه پیاده روی کنید تا هم جسم سالم‌تری داشته باشید و هم ذهنتان از فکرهای بیهوده رها شود.”“مارتِر” در ادامه می گوید: “10 دقیقه مدیتیشن یا 20 دقیقه خواب کوتاه نیز می تواند کمکتان کند “.در شرایط استرس زا نباید با سرعت زیاد حرکت کرد، بنا بر توصیه‌ی “مارتِر”، “گاهی زندگی همانند دوی ماراتن می ماند، پس باید روی سرعتتان در حرکت کنترل داشته باشید و هر موقع نیاز است، به خود استراحت دهید تا ذهن و جسمتان بازسازی شود”.ببینید مشکلتان تا چه اندازه جدی است؟ واقعاً فاجعه‌ی بزرگی است یا تنها یک دردسر کوچک؟خیلی از افراد عادت دارند مشکلات خود را بزرگ جلوه دهند و برای خود فاجعه بسازند. “جِفری سامبِر” (Jeffrey Sumber)، روان درمان، نویسنده و مدرس، برای برخورد با مشکلات از یک داستان خانوادگی صحبت می کند: “مادر مادربزرگم درس ارزشمندی درباره تحمل شرایط سخت به ما داد. او همیشه می‌گفت: اگر مشکلی با پول قابل حل باشد، پس یعنی مشکل بزرگی نیست. این قانون را همیشه در زندگی‌ام به کار گرفته‌ام و می دانم در بیشتر اوقات خود ما هستیم که دردسرهای کوچک را به فاجعه‌ای بزرگ تبدیل می کنیم”.قبول کنید همه چیز تحت کنترل شما نیست“مارتِر” می گوید: “از هر چیزی که تحت کنترل شما نیست، دست بکشید. در ابتدا از تمام چیزهایی که در محدوده‌ی کنترلتان نیست، لیستی بنویسید. این لیست شامل چیزهایی است که نباید نگرانشان باشید”.“مارتِر” در ادامه این گونه می گوید: “در زمان دعا و مدیتیشن، این طور در ذهنتان تصور کنید که این مسائل را به قدرت برتر واگذار کرده و رهایشان می کنید. پس تمرکز خود را روی مسائل قابل کنترل چون خود مراقبتی، رفتار و تصمیماتتان معطوف کنید”.در صورت نیاز کمک بگیریدخیلی از افراد وقتی با مشکلات زندگی رو به رو می شوند، فکر می کنند باید به تنهایی دست به کار شوند و قدرت این مواجهه‌ی سرسختانه را خواهند داشت؛ اما “دافی” می گوید خیلی از مراجعه کنندگان باور دارند هیچ وقت نمی توان چالش‌ها را بدون کمک دیگران حل کرد. بنا بر پیشنهاد “دافی”، “گاهی باید دست از کنترل برداریم و تقاضای کمک کنیم و کمک دیگران را با محبت و تواضع پذیرا باشیم.”“دِبورا سِرانی” (Deborah Serani)، روانشناس بالینی و نویسنده‌ی کتاب “زندگی با افسردگی ” می گوید: وقتی تقاضای کمک می کنید، باید خواسته‌ی خود را مستقیم و روشن بگویید تا دیگران نیاز واقعی شما را درک کنند و بدانند چه می خواهید.گاهی اوقات تقاضای کمک از دیگران باعث بهبود روابط نیز می شود. “هیبِرت” در این باره معتقد است: “افرادی از خانواده و دوستان که از یکدیگر کمک می خواهند، شنونده‌ی خوبی هستند، درباره مشکلات و چالش‌ها حرف می زنند و با یکدیگر همدلی و عطوفت دارند، نه تنها به بهبود طرف مقابل خود کمک می کنند، بلکه رابطه‌شان با یکدیگر که معمولاً در بین تنش‌های زندگی نادیده گرفته می شود را هم تقویت می کنند”.کمک می تواند اشکال مختلفی داشته باشد و توسط منابع مختلفی نیز تأمین شود. به گفته‌ی “مارتِر”، “کمک رسانی می تواند در قالب کمک‌های خانواده، دوستان، همکاران، پزشکان، درمانگر یا از طریق قدرت برتر تأمین شود”. ارتباط خود را با افراد سمی قطع کنیدسِرانی پیشنهاد می کند تا جای ممکن کمتر با افراد سمی وقت بگذرانید. مطمئناً روی کمک افراد سمی نمی توانید حساب باز کنید؛ زیرا این افراد قابل اعتماد و خیرخواه نیستند. آن‌ها نه تنها آرامتان نمی کنند، بلکه احتمالاً مورد سرزنش و انتقادشان نیز قرار می گیرید. وقتی با این افراد وقت بگذرانید، احساس می کنید چیزی را از دست داده‌اید. در واقع ارتباط با افراد سمی تنها سبب می شود حال ناخوشایندی پیدا کنید.زمان حال را دریابیدبرای این که بتوانید در زمان حال زندگی کنید، “مارتِر” پیشنهاد می دهد “تمرینات ذهن آگاهی چون تنفس عمیق، مدیتیشن و یوگا انجام دهید. این تمرینات در شرایط اضطراری برای ذهن و جسمتان مفید است”. به بحران‌ها پایان دهید“دافی” می‌گوید “ما در بیشتر مواقع اجازه می دهیم زندگی و طرز فکرمان براساس بحران پیش آمده جلو رود”. به همین خاطر دچار اضطراب و افسردگی می شویم و تمام تمرکز و انرژی‌مان را از دست می دهیم و توان پیدا کردن هیچ راه حلی را نخواهیم داشت؛ اما اگر به بحران‌ها خاتمه دهیم، بهتر می توانیم ذهنمان را روی پیدا کردن راه حل‌ها متمرکز کنیم.“دافی” مراجعه کننده خانمی داشت که به خاطر از هم پاشیدگی زندگی‌اش ناراحت بود و گرفتار فرآیند طولانی طلاق قرار داشت. “یک روز با هم به پایان یافتن سریع‌تر ازدواجش توافق کردیم، هرچند این کار از قدرت او خارج بود، اما می توانست به بحرانی که زجرش می داد، ادامه ندهد”. این خانم مجبور بود تا مدت‌ها به دادگاه برود، اما بالاخره تصمیم گرفت در بحران زندگی نکند و زودتر به این شرایط خاتمه دهد. از بیرون به مسئله نگاه کنید“دافی” می گوید: “در میان بحران‌ها وقفه‌ای به خود دهید تا هم استراحت کنید و هم بتوانید شرایط را از بیرون گود ببینید و بفهمید دوستان یا همکارانتان درباره شرایط شما چه می گویند”.پس گاهی نیاز است چند نفس عمیق بکشید و روی شرایط خود تمرکز کنید. دافی می گوید: “با این کار به احتمال زیاد می توانید در این شرایط سخت و استرس زا به راه حل‌های خوب برسید که قبلاً به ذهنتان خطور نکرده بودند”. دست به اقدام بزنید“هاوز” پیشنهاد می کند “حتی وقتی نمی دانید چه کار کنید، باز هم کاری انجام دهید؛ مثلاً لیستی از کارهایتان بنویسید، به کسی زنگ بزنید یا اطلاعات لازم را جمع آوری کنید”. اگر بخواهید از اقدام فرار کنید تنها اضطرابتان بیشتر می شود و مدام با خود می گویید اگر این طور می شد چه می شد؟
زندگی را تنها با مشکلات نبینیدبه گفته‌ی “مارتِر”، “زندگی شما تنها مشکلات و بحران‌ها نیست. تنها طلاق و بیماری‌تان را نبینید. شما آسیب‌های روحی و حساب بانکی خالی‌تان نیستید. خود واقعی شما آن نهاد ریشه داری است که در درونتان با وجود تمام سختی‌ها و چالش‌ها، همواره سالم و پایدار باقی می‌ماند”. راه حل هر کسی متفاوت است“سِرانی” می‌گوید: “هر فردی مشکلات و چالش‌ها را به صورت متفاوتی درک می کند و در نتیجه به شکل متفاوتی هم درمان می شود”. سختی‌های زندگی گاهی طاقت فرسا و غیرقابل تحمل می شوند، اما می توان با راهکارهایی تحمل این سختی‌ها را آسان تر کرد. اگر هم اکنون در بحران نیستید، اما چالش‌هایی دارید، چه بهتر با یک مشاور حرفه‌ای در میان بگذارید. به توصیه‌ی “هاوز”، “تا وقتی هوا آفتابی است، سقف را تعمیر کنید.” هاوز معتقد است “تمام وقت و تلاشتان را روی حل کردن مسائل به جا مانده از دوران کودکی و مسائل ارتباطی بگذارید. وقتی که دارای آرامش هستید بهترین کار این است به دنبال حل مسائل باشید.” “مارتِر” به این موضوع اشاره می کند:سختی‌ها فرصت خوبی برای پیشرفت و یادگیری هستند و باعث می شوند درکمان از زندگی و دنیای پیرامونمان عمیق‌تر شود. پس هر سختی موهبتی پنهان چون همدلی، توانمندی و دانایی را با خود به همراه دارد.منبع:  tabravan.ir</description>
                <category>tabravan</category>
                <author>tabravan</author>
                <pubDate>Sat, 10 Oct 2020 14:51:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بال هایی برای پرواز</title>
                <link>https://virgool.io/@m_555982/%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2-dpj8hben8tgo</link>
                <description>پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند. یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است. این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچکدام نتوانستند. روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد. صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است. پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند.درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد. پادشاه پرسید: تو شاهین را به پرواز درآوردی؟ چگونه این کار را کردی؟ شاید جادوگر هستی؟کشاورز که ترسیده بود گفت: سرورم، کار ساده‌ای بود، من فقط شاخه‌ای را که شاهین روی آن نشسته بود بریدم. شاهین فهمید که بال دارد و شروع به پرواز کرد.نکته: شاخه های ترس را که بدان چسبیده اید ویران کنید وخود را برای پرواز رها سازید.منبع: تاب روان</description>
                <category>tabravan</category>
                <author>tabravan</author>
                <pubDate>Fri, 09 Oct 2020 14:49:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه از اتلاف وقت جلوگیری کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_555982/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D9%88%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-ju7gegadeky9</link>
                <description>هدف تعیین کنیددر وحله اول باید بگویم این مورد تنها برای نوجوانان 15 ساله نیست که قصد انتخاب رشته دارند و نمیدانند که چه استعداد یا مهارتی دارند و هنوز هدف زندگی آن ها معلوم نشده است! بلکه برای افرادی که بیش از 30 سال دارند ولی هنوز هدف اصلی زندگی خویش و یا رسالت فردی خویش را نمی شناسند و نمیدانند، نیز هست.همه ما باید هدفی تعیین کنیم برای خودمان رسالتی داشته باشیم، ما باید چه چیزی به این دنیا اضافه کنیم؟ در چه کاری موفق شویم؟ دوست داریم 20 سال بعد در کجا باشیم و آن هنگام چه دلواپسی هایی خواهیم داشت؟ دوستان چنانچه در زندگی هدف نداشته باشیم خیلی سرخورده و بی انگیزه میشویم، تفاوتی نمیکند که در چه سن و سالی هستید لطفاً همین حالا برای ادامه زندگی خود یک هدف تعیین کنید و تلاش کنید به آن برسید.برنامه های مشخص شده را زمین نگذاریدیکی از بزرگترین عیبهای ما انسانها این است که به جای وقت گذاشتن برای انجام دادن کارهای روزانه، وقت خویش را صرف درگیری ذهنی و نگرانی برای انجام ندادن آن کارها می کنیم. هنگامی که کارها و وظایف مهم زندگی مان را متوقف می کنیم یا عقب می اندازیم، آنها همواره در پس ذهن ما وجود دارند دائم در بین فکرهای دیگر ما سرک می کشند. سر و کله ی نگرانی کارهای انجام نشده خودآگاه و ناخواسته بین افکار روزانه ی ما پیدا می شود و حتی اجازه نمی دهد از هنگامی که برای تفریح اختصاص داده ایم لذت ببریم. همواره توصیه می شود با به پایان رساندن کارها و وظیفه های نیمه کاره از درگیری منفی و تلف کردن انرژی ذهنی جلوگیری کنیم.کارهایتان را زمان بندی کنیدخیلی از مردم هیچ علاقه ای به برنامه ریزی و زمان بندی کارهای شان ندارند، درحالی که انجام این توصیه آن قدرها هم سخت نیست. پنج دقیقه پیش از این که آغاز بکار کنید، از خلاصه ی مواردی که باید انجام بدهید، جدول زمانی تهیه کنید. به این ترتیب راحت تر میتوانید وقت تان را مدیریت کنید و کارتان را بدون دیرکرد به انجام برسانید.استفاده از طریق چارچوب بندی زمان در انجام کارها باعث می شود بتوانید کارِ دردست اقدام را به بخش های مدیریت پذیرتری تقسیم کنید تا روز کاری برای تان خسته کننده و مشقت بار نشود. این توصیه در طیف گسترده ای از کارها، به عنوان مثال تکلیف های درسی یا وظیفه های شغلی، کاربرد دارد.همینطور میتوانید برای این که وقت تان بی فایده هدر نشود، کارهایی را که باید در طول روز انجام بدهید، دسته بندی کنید. به عنوان مثال اگر امروز باید هم به فروشگاه موادغذایی بروید و هم به ماشین تان بنزین بزنید، بهتر است هردو کار را در یک وعده انجام بدهید، نه این که یک بار برای خرید بیرون بروید و یک بار دیگر به بهانه ی بنزین.لیست کردن کارهامعمولاً در آغاز روز هر شخص بیش ترین بازدهی کاری را داراست، بهترین شیوه برای استفاده از این بازدهی بالای صبحگاهی این است که فهرستی از کارهای روزانه ی خویش داشته باشید و در آغاز صبح به سراغ دشوار ترین آن ها بروید.نکته ی بسیار مهم در تهیه ی فهرست کارها در این مسأله خلاصه می گردد که توقعی معقول از خود در طول یک روز داشته باشید، شما ساعتهای محدودی را برای کار کردن در اختیار دارید و در طول این ساعات حجم مشخصی از امور را میتوان پیش برد. تهیه ی فهرستی بلند از کارهای روزانه که توان انجامشان را در یک روز ندارید عملی بی فایده خواهد بود و باعث می شود با گذشت زمان از بازدهی خود نا امید و دلسرد شوید.اولویت بندی کنیدکارهایی که باید انجام دهید را در ۴ گروه قرار:– فوری و مهم– نه فوری ولی مهم– فوری ولی نه مهم– نه فوری و نه مهممدیریت زمان در روزهای پایانی سالمدیریت زمان برای افراد پرمشغلههدف این است که تا آن جا که امکان دارد چند مورد زیر عنوان “ضروری و مهم” داشته باشیم. آن ها هنگامی که انباشته میشوند، سبب اضطراب می شوند. درصورتی که زمان خویش را خوب مدیریت کنید، احیانا بیشتر وقت خویش را صرف «نه فوری ولی مهم» می گذرانید- این بدان معنی است که شما میتوانید کارهای موثر تری انجام دهید و از حس منکوب شدن در آینده جلوگیری کنید.انجام هم زمان چند کارولی آخرین مورد چیزی نیست جز انجام هم زمان چند کار، ببینید تمرکز باید روی انجام و به پایان رساندن یک کار باشد، هنگامی که ما هم زمان چند کار را انجام میدهیم دائم داریم وقفه ای در مغز خویش ایجاد میکنیم و میریم سراغ کار دیگری و دوباره برگشت، این وقفه ها و تأخیر ها عملکرد مغز را شدیداً کاهش میدهد.شاید جالب باشه براتون اکثر افردی که چند تا کار را هم زمان باهم انجام میدن معتقد هستن که اشخاص باهوشی هستن و با اینکار میخوان از تلف کردن وقت جلوگیری کنند، در صورتی که انجام هم زمان چند کار باهم می تواند انرژی بیشتری از شما بگیرد، زمان بیشتری را تلف کند و در نتیجه عملکرد ضعیف تری از شما بجای بگذارد.قدر وقت تان را بدانیدقبل از اینکه از منزل بیرون بزنید و به محل قرارتان برسید، ۱۵ دقیقه زمان اضافه دارید. خوب احتمالا این زمان را برای جست و جو در اینترنت و شبکه های اجتماعی صرف خواهید کرد، این چنین نیست؟ ولی قطعاً شگفت‌زده خواهید شد از اینکه چه کارهایی را میتوانید در این مدت انجام بدهید برای این که ۱۵ دقیقه هایی که در روز دارید میتوانند یک ساعت خلاقیت را کنار هم شکل بدهند. بعلاوه ، با استفاده ی موثر از این زمان های اضافی، لذت و ارامش بیش تری را هم در انتهای روز تجربه خواهید کرد.محدودیت های زمانی برای خودتان ایجاد کنیدبرای کارهایی که قرار است به انجام برسانید، محدودیت زمانی داشته باشید. ممکن است کارتان سریعتر به آخر برسد ولی چنانچه این چنین نشد، محدودیت زمانی به شما کمک می کند که از وقت تان به نحو احسن استفاده کنید. هنگامی که وقت تان به آخر رسید، باز هم ادامه بدهید و کارتان را کامل کنید.وقت خویش را با قیاس افراد با خودتان نگیرید.یک دسته دیگر از مشکلاتی که در راه مدیریت زمان باید ان ها را کنار بگذاریم، ان است که خودمان را با افراد دیگر قیاس نکنیم. این که خودمان را با افراد دیگر قیاس کنیم علاوه‌براین که نمی توان تمرکز کافی بر روی زندگی خویش داشته باشیم وقت زیاد را صرف مقایسه زندگی خود و دیگران خواهیم کرد که هیچ پیشرفتی را برای شما رقم نخواهد زد. علاوه بر این که برای برای ما پیشرفتی را رقم نخواهد زد، افسردگی و ناراحتی شدیدی را برای ما سبب خواهد شد.قدری به خود استراحت دهیدشاید فکر کنید صرف یک ساعت بیشتر بر سر کار، به جای صرف ناهار در موقع ظهر، سبب افزایش بهره وری شما می شود، ولی لزوما اینطور نیست.کار بی اندازه طولانی بدون استراحت سبب می شود که تمرکزتان کاهش یابد و کاری که به صورت طبیعی باید 30 دقیقه طول بکشد، تا یک ساعت به طول انجامد. مطالعات نشان می دهد که بهتر است برای بازدهی بیشتر، در بین ساعتهای کاری طولانی یک ساعته، به خود استراحت دهید. البته توجه کنید که زمان زیادی را صرف استراحت نکنید چرا‌که در آن صورت، ساعتهای بیشتری را باید در روز به انجام کارتان تخصیص دهید.منبع: TABRAVAN</description>
                <category>tabravan</category>
                <author>tabravan</author>
                <pubDate>Wed, 07 Oct 2020 21:40:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۷ دلیل که با انجام کارهای فوق‌برنامه در شغل‌مان موفق شویم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_555982/%DB%B7-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D9%88%D9%82%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%BA%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-yj6szgmymw9l</link>
                <description>امروزه رابطه بسیار نزدیکی بین کار و زندگی وجود دارد و دنیای دیجیتال هر روز آنها را به هم نزدیک‌تر می‌کند. این موضوع برای افراد شاغل هم وجود دارد. اما نباید نقش فعالیت‌های فوق‌برنامه را دست کم بگیرید. با تاب روان همراه باشید.اگر برای انجام فعالیت های فوق برنامه تان به گونه ای درست برنامه ریزی کنید، میتوانید فردی باهوش و تاثیر گذار به نظر بیایید. فعالیت‌های فوق‌برنامه در صورت درست بودن می‌توانند به چند شکل باعث موفقیت‌تان شوند:1. فعالیت‌های فوق‌برنامه به شما توانایی‌های جدیدی اضافه می‌کندارتباطات کاری خود را به واسطه‌ی آشنایی با افراد جدید در فعالیت‌های فوق‌برنامه گسترش دهید. در یک انجمن خیریه، کمیته‌های مختلف یا باشگاه‌ها حاضر شوید و از این طریق توانایی‌های جدید به دست آورید. بدون شک این توانایی‌ها می‌تواند در محیط‌کاری به شما کمک کند. افرادی که در مراسم‌های مختلف شرکت می‌کنند ایده‌های خوبی از فعالیت‌های فوق‌برنامه به جلسات کاری می‌آورند. پس، از توانایی‌های آنها بهره ببرید تا به فردی چند بعدی تبدیل شوید. 2. فعالیت‌های فوق‌برنامه به خلاقیت شما اضافه می‌کندگسترش شبکه ارتباطی شما به عنوان یک کارمند بسیار ارزشمند است. با گسترده‌تر کردن شبکه‌ی ارتباطی‌تان می‌توانید راهکارهای بیشتری ارائه داده و مشکلات را زودتر حل کنید. با انجام فعالیت‌های فوق‌برنامه و درگیر شدن در دو نوع فعالیت کاری و غیرکاری می‌توانید شبکه اجتماعی خود را ارتقا دهید. راه حل‌های بهتری پیدا کنید و طرز تفکر متفاوتی را وارد محیط کار خود کنید. 3. فعالیت‌های فوق‌برنامه منابع بیشتری در اختیار شما قرار می‌دهداگر یک برند معتبر داشته باشید، در جامعه‌ی کاری خود شناخته شده‌تر خواهید بود. این بدین معناست که دسترسی بیشتری به مدیران اصلی و افراد تاثیرگذار در صنعت کاری خود خواهید داشت. هرچند شهرت عواقب خطرناکی دارد. اما شناخته شدن در بین فعالان بخش کاری می‌تواند دسترسی خوبی نه تنها در بین همکاران، بلکه فعالان بخش‌های متفاوت برایتان فراهم کند. 4. فعالیت‌های فوق‌برنامه شما را به فرد تاثیرگذاری تبدیل می‌کندوقتی مطالب غیرکاری را در شبکه‌های اجتماعی مختلف به اشتراک می‌گذارید تا در معرض دید کاربران دیگر قرار بگیرد، توجه مخاطبان را به طرز تفکر و نگرش خود جلب می‌کنید. بدین ترتیب افراد به حرف شما بیشتر گوش داده و دنبال‌کنندگان زیادی پیدا خواهید کرد. 5. فعالیت‌های فوق‌برنامه شما را فرد مفیدتری نشان می‌دهدوقتی با افراد خارج از حوزه‌ی کاری‌تان ارتباط برقرار می‌کنید (مثلا با مدیر روابط عمومی یک شرکت فعال در زمینه محیط زیست) می‌توانید با توجه به عقاید و تفکرات طرف مقابل تجربیات خوبی برای رسیدن به اهداف کاری خود دریافت کرده و بهتر عمل کنید. این راهکار باعث می‌شود تفکرات و نقطه نظرات متفاوتی در انجام مسئولیت‌های شغلی خود به کار بگیرید. 6. فعالیت‌های فوق‌برنامه شما را به سفیری از محل کارتان تبدیل می‌کندوقتی که اتفاقات کاری خود را با دوستان‌تان به اشتراک می‌گذارید به سفیر محیط کار خود تبدیل می‌شوید. در این صورت تبلیغات رایگان برای فعالیت شما و شرکت‌تان بوجود می‌آید. البته باید مطالبی را به اشتراک بگذارید که تاثیری مثبت روی دیگران بگذارد و مطالب محرمانه شرکت نباشد. بدین صورت شور و اشتیاق شما با توجه به بازخوردی که می‌گیرید بیشتر می‌شود. 7. فعالیت‌های فوق‌برنامه توانایی مدیریتی شما را ارتقا می‌دهدپذیرش مسئولیت یک کار یا مدیریت فعالیت فوق‌برنامه، به شما امکان می‌دهد توانایی‌های مدیریتی خود را بهبود ببخشید. در این صورت مجبور خواهید شد برای لذت بردن از فعالیت فوق‌برنامه‌ی خود، مدیریت یک گروه را به دست بگیرید. این کار باعث می‌شود اگر مسئولیت مدیریتی در محل کار خود ندارید توانایی‌های ارزشمندی به دست آورید تا در زمان مناسب از آنها بهره ببرید.در برخی مواقع عالی بودن در انجام مسئولیت‌ها برای پیشرفت‌تان کافی نیست. در این صورت باید توانایی‌های خارج از محیط کار خود ایجاد کنید و با بهره‌بردن از این توانایی‌ها عملکردتان را بهبود دهید.منبع: تاب روان</description>
                <category>tabravan</category>
                <author>tabravan</author>
                <pubDate>Mon, 05 Oct 2020 17:47:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان من و مامانم اینا / قسمت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_555982/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-kqtdm8itfjbq</link>
                <description>قسمت دوم پادکست من و مامانم اینا به بحث پیرامون &quot;نارسایی های تعلیم و تربیت&quot; می پردازد.اصولا در جوامع امروزی آنچه که شاهد آن هستیم، این است که والدین، فرزندان را برای زندگی در آینده تربیت نمی کنند. معیارهای تعلیم و تربیت آنها بیشتر به گذشته نظر دارد. آنها تلاش میکنند تا با الگو قرار دادن خوشان، فرزندانی شبیه به خودشان بسازند، آن هم با متر و و معیارها و باورهایی که در سن و سال خودشان قبول میکنند و می پذیرند و ممکن است که برای فرزندان نامفهوم باشد.اقتضائات سنی معمولا نادیده گرفته میشود و والدین حتی میگویند که خصاهای ما در جوانی و نوجوانی، تجربه های شخصی ما بوده و اجازه ی تجربه کردنش را به فرزندان نمی دهند.برای شنیدن پادکست کامل این قسمت از داستان منم و مامانم اینا به لینک مراجعه بفرمایید. منبع: تاب روان</description>
                <category>tabravan</category>
                <author>tabravan</author>
                <pubDate>Sat, 03 Oct 2020 15:08:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان من و مامانم اینا / قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/@m_555982/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-i1q8voxobrux</link>
                <description>داستان من و مامانم اینا به بحث پیرامون علت تضاد فکری والدین و فرزندان می پردازد.کارشناسان تربیتی معتقدند، پدر و مادرها به این دلیل نمی توانند با فرزندان خود روابط صمیمانه برقرار کنند که آنان را با زمان نوجوانی خود مقایسه می کنند و انتظار دارند مانند فرزندان آن زمان رفتار کنند. حال آنکه خودشان نیز با والدین خود در آن زمان در تضاد بودند و همین مشکل را داشتند.فرزندان، خصوصا در دوره ی نوجوانی و جوانی دوست دارند خودشان تصمیم بگیرند و حتی در خرید، براساس سلیقه ی خودشان خرید کنند. در این دوره وظایف والدین سنگین تر می شود چون جوانان از خانواده به نوعی فاصله می گیرند و بیشتر وقت خودشان را با هم سن و سالان میگذرانند...برای گوش دادن به پادکست کامل این قسمت از داستان من و مامانم اینا به لینک مراجعه فرمایید.</description>
                <category>tabravan</category>
                <author>tabravan</author>
                <pubDate>Thu, 01 Oct 2020 20:04:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بخاطر عشق، عاشق شوید!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_555982/%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-mz7shrbkdoyu</link>
                <description>آدم‌ها در مقابل مورچه‌ای که توی لیوان آبشان می‌افتد، برخوردهای متفاوتی دارند. بعضی‌ها همین که چشم‌شان به مورچه می‌افتد، می‌گویند: “اَه… تو توی لیوان من چه کار می‌کنی؟” و بعد مورچه را «له» می‌کنند، و بعد مورچه بی‌مورچه! به این می‌گویند کمال خودخواهی…بعضی‌ها می‌گویند: “راستش امروز واسه یه مورچه هم روز گرمیه، تو هم که به کسی صدمه‌ای نمی‌زنی، همونجا باش و واسه خودت شنا کن.” به این می‌گویند بردباری…گروه سوم نه عصبانی می‌شوند، نه بردباری به خرج می‌دهند، کمی شکر توی آب می‌ریزند و می‌روند! به این می‌گویند عاشقی…یاد بگیریم بخاطر عشق، عاشق شویم!وقتی به جایی رسیدید که خیلی به بقیه پیله نکردید و سر هر جمله‌تان سه چهار تا «چرا» نگذاشتید، معلوم می‌شود که کارتان درست است. انسان در واکنش‌های خود‌به‌خودی است که راست و دروغش معلوم می‌شود و انسانیتش یا «له» می‌شود و یا «گل» می‌کند.من عادت دارم موقعی که در اتوبان رانندگی می‌کنم و کسی را منتظر ماشین می‌بینم، ترمز کنم و اجازه بدهم که اگر دلش می‌خواهد سوار شود. بعضی‌ها با تردید کارآگاهانه نگاهم می‌کنند و رویشان را برمی‌گردانند، یعنی که برو پی کارت! بعضی‌ها سوار می‌شوند، اما معلوم است که به من اعتماد ندارند. این بی‌اعتمادی، تحفه‌ای است که ما آمریکایی‌ها، در ازای محبت یکدیگر، به هم هدیه می‌دهیم! بعضی‌ها هم بالاخره بعد از چند دقیقه، یخ‌شان آب می‌شود و با شما درد دل می‌کنند. خوب که ته و توی قضیه را درمی‌آورید، می‌بینید که طرف یا آسیایی است یا به ندرت آفریقایی. اروپایی و آمریکایی که به این زودی یخش آب نمی‌شود!خلاصه این که غالباً باید منتظر باشید که کسی به شما بگوید: “مردک! مگه کار و زندگی نداری؟” البته شنیدن این حرف خیلی حال آدم را خوب نمی‌کند، اما شما که کاری را نمی‌کنید که به شما بگویند: “دستت درد نکند.” یاد بگیریم که به خاطر عشق، عاشق شویم، غیر از این باشد، آدمیتمان را از دست می‌دهیم. موقعی که برای آن مورچه شکر می‌ریزید، چه چیزی را از دست می‌دهید؟ شما به او شکر می‌دهید، چون او به شکر احتیاج دارد همین!خیلی از آدم‌ها که لیاقت عاشق شدن ندارند، از همه چیز می‌ترسند… بگذارید آن‌ها همان تحفه‌ای بمانند که هستند و از همه زیبایی‌هایی که به خاطر ترس از دست می‌دهند، محروم بمانند.منبع: تاب روان</description>
                <category>tabravan</category>
                <author>tabravan</author>
                <pubDate>Tue, 29 Sep 2020 14:37:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور با همسرم صحبت کنم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_555982/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D9%85-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%DA%A9%D9%86%D9%85-pzhy9rclkwar</link>
                <description>هنر «گفت و گو» را بیاموزیدیکی از مهم ترین نهادهای اجتماع، خانواده است پس لازمه ی داشتن جامعه سالم، در درجه اول داشتن خانواده سالم و پر آرامش است. بنابراین برای داشتن خانواده ای سالم باید مهارت های ارتباط همسران و یا ارتباط والد- فرزندی را یاد بگیریم. یکی از مهم ترین مهارت ها، مهارت گفت و گو است.مهارت گوش دادنمهارت گوش دادن از مهارت هایی است که همسران باید بیاموزند زیرا گوش دادن به حرف های یکدیگر سبب می شود که نیاز یکدیگر را بشناسید و برآورده نمایید. هنگامی که همسران به حرف های یکدیگر گوش بدهند، به هم می فهمانند که برای هم مهم هستند و بسیار صمیمی خواهند شد.زبان بدنهنگام صحبت با همسر و گوش دادن به حرف های او باید با دیگر اعضای بدنمان هم گوش کردن را نشان دهیم.اصول گوش دادن با زبان عبارتند از:۱. در همان حالتی که همسرتان صحبت می کند شما نیز قرار بگیرد.۲. برای تایید و تصدیق حرفهای همسرتان سر خود را تکان دهید و نشان دهید که حواستان به حرفهای او هست.۳. عصبانی نباشید و همیشه لبخند بزنید.۴. دست به سینه ننشینید. برای برقراری ارتباط مفید و صحیح با همسر چند نکته کلیدی را ارائه می‌کنیم :۱ – هرگز صحبت‌های همسر خود را قطع نکنید، چون مردها تفاوت‌های بسیاری با خانم‌ها دارند و یکی از تفاوت‌ها این است که در یک لحظه فقط می‌توانند یک کار را انجام دهند. پس وقتی یک مرد در حال صحبت است فقط می‌تواند صحبت کند و نمی‌تواند حرف‌های شما را گوش دهد. دقت کنید اگر همسر شما در حال رانندگی بوده و ضبط ماشین هم روشن باشد، به محض اینکه شما شروع به صحبت کنید او صدای ضبط را کم می‌کند.این نکته و بسیاری از مثال‌های دیگر بیان‌کننده آن است که آقایان در یک لحظه فقط یک کار را می‌توانند درست انجام دهند؛ برخلاف خانم‌ها که هم صحبت می‌کنند و هم گوش می‌کنند.۲ – با همسر خود هدف‌دار صحبت کنید چون آقایان وقتی با یکدیگر صحبت می‌کنند در طول زمان صحبت خود از مقدمه و نکات اصلی و در پایان از نتیجه‌گیری استفاده می‌کنند و کم اتفاق می‌افتد که بدون هدف شروع به صحبت کنند. در ارتباط کلامی آقایان، معمولا از این شاخه به شاخه دیگر پریدن کم دیده می‌شود؛ لذا به خانم‌ها پیشنهاد می‌کنم که قبل از صحبت با همسرتان یک مکالمه عادی و هدف‌دار را تمرین کنید تا همسر شما بتواند نتیجه صحبت کردن با شما را حدس بزند.۳ – اغلب آقایان از اینکه ندانند گوینده به چه منظوری در حال صحبت کردن است عصبی می‌شوند. با همسر خود صریح و روشن صحبت کنید چون همسر شما یک مرد است و آقایان از صریح صحبت کردن و عدم پیچیدگی در کلام لذت می‌برند و در تمام طول مدت صحبت خود با دیگر آقایان و حتی با خانم‌ها این انتظار را دارند که هیچ حرفی را در حالت کنایه و اشاره نشنوند و این دقیقا برخلاف روش خانم‌هاست که در صحبت کردن معمولا از اشارات استفاده می‌کنند.لذا باید توجه داشت که اگر می‌خواهید از صحبت کردن با همسر خود نتیجه مطلوبی به دست آورید، سعی کنید مطلب خود را واضح و روشن به او بگویید.منبع: تاب روان</description>
                <category>tabravan</category>
                <author>tabravan</author>
                <pubDate>Mon, 28 Sep 2020 17:17:50 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>