<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مینا افجه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_55653881</link>
        <description>می نویسم پس زنده ام</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 12:19:14</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/951297/avatar/DItFhK.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مینا افجه</title>
            <link>https://virgool.io/@m_55653881</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دروغ‌گوترین کسی که در زندگی‌ام می‌شناسم، خودم بودم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_55653881/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%DA%AF%D9%88%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85-vrshzdjavie2</link>
                <description>فقط 5 نفر از جمع دوازده‌نفره‌مان باقی مانده بود. بقیه یا برای همیشه رفته بودند یا دیگر از هم خوشمان نمی‌آمد. دیگر نتوانسته بودیم در این 7 سالی که از آخرین قرار پنج‌شنبه هامان گذشته بود، با هم کنار بیاییم. در این جدایی‌ها، همه ما از همه آن دیگری بدش نمی‌آمد؛ حتی دل‌تنگش هم می‌شد ولی خب ازدواج، بچه‌دار شدن، شوهر یکی، زن دیگری، پول‌دار شدن فلانی و افسردگی طولانی‌مدت بهمانی نقاش اصلی این جدایی‌ها بودند.بگذریم، قرار پنج‌شنبه هامان تو کافه بود. کافه‌ای که آن موقع که سر نترس و پر آرزو داشتیم و فکر می‌کردیم مسیر زندگی ما با دیگران فرق دارد، پاتوق اصلی ما بود. این کافه را شانسی پیدا کرده بودیم. وقتی 7 سال پیش برای اولین بار وارد آن شدیم، از هیجان چشمانمان برق زد و همه با هم به این نتیجه رسیدیم که بالاخره پاتوق اصلی‌مان را پیدا کردیم.حالا دوباره بعد از 2555 روز، تصمیم گرفتیم ما 5 نفر باقی‌مانده برای تجدید خاطراتمان به همان کافه برویم. این کافه برای ما مثل یک دوست بی‌جان ولی خیلی مهم بود که تابلوی آقای لینچ روی دیوار به حرف‌هایمان گوش می‌داد و درام استیک دیوار دیگر، از ترس نقشه‌های دزدی ما برای صاحب شدنشان، همیشه عرق می‌ریخت.به کافه رسیدیم. مثل همیشه شلوغ بود و صدای موسیقی راک و هوی‌متال تو فضا پخش می‌شد. نتوانستیم میز مورد علاقه‌مان را که کنار پنجره بود، رزرو کنیم ولی شانس آوردیم و جای خوبی نصیبمان شد. تا نشستیم به آقای لینچ ادای احترام کردیم، موذیانه برای درام استیک دست تکان دادیم و شروع کردیم به حرف زدن و پریدن لای صحبت دیگری. مثل قدیم سیگار پشت سیگار کشیدیم و اولین سفارشمان قهوه بود. بعد که از حرف زدن خسته شدیم، به یاد قدیم آمریکن برگر معروف کافه را سفارش دادیم و آخر شب بعد از اینکه کلی عکس گرفتیم و ژست‌های مسخره درآوردیم، آخرین سیگار را خاموش کردیم و در حالی که بقایای سس گوجه برگر را از دور دهانمان پاک می‌کردیم هرکسی راهی خانه خودش شد. قبل‌ها تازه بعد کافه نشینی کلی راه می‌رفتیم و حرف هامان تمامی نداشت ولی حالا دیگر همه‌چیز عوض شده بود.وقتی به خانه برگشتم سریع رفتم سراغ اینکه عکس‌هایی که گرفتیم را در گروه دوستی‌مان بفرستم. اولین عکس را که دیدم، گفتم نمی‌خواهد بفرستی، این را برای دل خودت از میز خالی بعد از شام گرفتی. رفتم سراغ دومین عکس، دیدم در آن‌هم کسی نیست و فقط از تابلوی آقای دیوید لینچ روی دیوار عکس گرفتم. با خودم گفتم چقدر دل‌تنگ بودی دختر و خبر نداشتی! برای همین این‌قدر از در و دیوار کافه عکس گرفتی.بعد رفتم سراغ عکس‌های بعدی، بعدی، بعدی ... هیچ عکس دسته‌جمعی‌ای پیدا نکردم. همه عکس‌ها خالی بود، هیچ‌کس روی آن میزی که نشستیم نبود. کافه خالی بود. میز کنار پنجره، جایش را به گلدان‌های عجیب‌وغریب داده بود. من اصلاً با کسی کافه نرفته بودم، تنها بودم. روی میز و صندلی لهستانی‌ای که سال‌ها پیش دلم برای مشتریانش می‌سوخت نشسته بودم. بعد دیدم اصلاً گروه دوستی‌ای نیست که عکس‌ها را بفرستم. همه رفتند و من تنها باقی مانده هستم. باز به خودم یادآوری کردم، هیچ‌چیز شبیه هفت سال پیش نیست، جز اینکه تو هنوز به خودت دروغ میگویی و در خاطراتت زندگی می‌کنی.پی نوشت: تقدیم به کافه پارادیزو</description>
                <category>مینا افجه</category>
                <author>مینا افجه</author>
                <pubDate>Fri, 07 Jul 2023 17:54:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینفلوئنسر مارکتینگ یا کار رو به کاردون بسپر! تیتر با شما</title>
                <link>https://virgool.io/@m_55653881/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D9%84%D9%88%D8%A6%D9%86%D8%B3%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%B3%D9%BE%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%A7-q0vjpdxkyga9</link>
                <description>چند سالی می‌شود که اینستاگرام به یکی از شبکه‌های مجازی محبوب بین مردم ما تبدیل‌ شده است. محبوب شدن این شبکه چندان عجیب هم نیست، آن‌هم به چند دلیل قابل‌قبول (ق ق) یا غیرقابل‌قبول (ق ق غ)، البته به عقیده نگارنده مثل:۱) اکثر ما مردم ذاتا تنبلی هستیم و قلبا دوست داریم معجزه‌ای رخ دهد تا ره صدساله را در یک شب برویم و مانند اینفلوئنسرهای کاردرست (تاکید می‌کنم کار درست نه آن قبیل که می‌آیند و هر روز تولد ۱۵۳۷۸۶۷۸ نفر را تبریک میگویند آن هم درازای مبلغ ناچیزی که در جمع ماهانه، خرج یک عمل بای پس معده را به‌راحتی در می‌آورند) کسب درآمد کنیم.۲) اگر اینترنت یاری داد و مثل تاریخ ۱۰ مرداد ۱۴۰۱ نبود، کافی است عبارت سرانه مطالعه روزانه مردم ایران را در گوگل که شاید وقتی دارید این متن را می‌خوانید فیلتر شده است سرچ کنید. نگران نباشید عددی که مشاهده می‌کنید کمتر از انگشتان یک دست است و به‌راحتی می‌توانید در ۳۶۵ ضرب کنید تا وخامت حال سرانه مطالعه سالانه مردم عزیزمان را دریابید.۳) این مورد در ادامه مورد قبل هست که چون جا نمی‌شد گفتم یک مورد اضافه کنم. قطع به یقین به خاطر همین سرانه مطالعه پایین، مردم حوصله خواندن کپشن یک پست بیشتر از ایموجی و نهایتا یک خط که هیچ، حوصله خواندن مقاله هزارکلمه‌ای بلاگ، خبرنامه یا مجله سایت‌ها را ندارند. اینستاگرام هم به‌راحتی این نقطه مشعشع را پیدا کرد و حالا تعداد کاربرانی که از ایران این اپلیکیشن را نصب و مرتب به‌روزرسانی می‌کنند روز به روز بیشتر می‌شود. منظور را رساندم؟۴) اوایل، مردم ایران به اینترنت و هر شبکه مجازی مشکوک بودند، فکر می‌کردند اگر با اسم و فامیل مبارک واقعی‌شان در آن حساب باز کنند مزاحمینی که مدت‌ها درصدد شکار آن‌ها بودند، پشت در خانه‌شان با اسید و قمه و چاقو ظاهر می‌شوند و مزاحمت‌های پی‌درپی به وجود می‌آورند. فلذا تصمیم گرفتند که اکانت‌های جوجو ۵۲۵ یا ام.ام ? و MM53200 را فعال کنند. بعد چند سال دیدند که ای دل غافل، مزاحمین سایبری اگر بخواهند شخص شخیص آن‌ها را مورد مرحمت قرار دهند نیازی به استراتژی‌های بلندمدت ندارند؛ پس به این نتیجه رسیدند که خطری آن‌ها را تهدید نمی‌کند؛ بنابراین کم‌کم اسم کوچک، بعد فامیل را هم اضافه کردند و حساب کاربری را از شخصی به عمومی و بعد با عزت‌نفس بالا به بیزینس اکانت تبدیل کردند.۵) بعد از مدتی که حسابشان را ترقی دادند و امنیت خاطر حاصل شد که هیچ‌کس آن‌قدر بیکار نیست که بخواهد خاطر عزیزشان را مکدر کند، به‌جز اسم و فامیل، شجره‌نامه خانوادگی، زمان تولد، زمان دقیق هم‌آغوشی، زمان دقیق زایمان، زمان دقیق کاشت مو و ترمیم ناخن و غیره را هم در ملا عام اعلام و خیال مخاطبان منتظر مشتاق را راحت کردند.۶) بس است دیگر، چند مورد نام ببرم، برویم سراغ اصل مطلب که خیلی از این خاله بازیا مهم‌تر است. به ضرس قاطع پیشنهاد می‌کنم اگر واقعا صاحب کسب‌وکار کوچک یا بزرگی هستید و به اینفلوئنسر مارکتینگ فکر می‌کنید، در ادامه همراه من باشید.صاحب یکی از اکانت های سابق جوجو :) کار هرکس نیست، اینفلوئنسر شدن!بحث را جدی شروع می‌کنم. بعد از کرونا و حتی قبل‌تر از آن، کسانی که خودشان را با دنیای تجارت مدرن همسو کرده بودند و ازقضا سرمایه کم ولی پشتکار بالایی داشتند، از این بستر رایگان استفاده کردند و شروع به فروش محصولات خانگی یا تولید محتوا در زمینه تحصیلی یا موردعلاقه ولی حرفه ایشان کردند. زمینه‌ای که در آن تخصص بالایی داشتند یا زمینه منحصربه‌فرد و بکری بود.کارشان گرفت و به دلیل خلوتی بازار رقبا، توانستند جایگاه شغلی خوبی برای خودشان به دست بیاورند و بعد هم که تبلیغات اینستاگرامی (اینفلوئنسر مارکتینگ) رونق گرفت، نه‌تنها هزینه اولیه جبران شد بلکه سرمایه‌شان را چند برابر کردند که نوش جانشان و مزد دستشان.اما دراین‌بین، بنا به تبصره اول این مقاله، کسانی که احساس کردند ای دل غافل، من که از فلانی و بهمانی بیشتر میدانم و او که هیچ بارش نیست و ای‌داد جامانده‌ام، شروع کردند به‌جای خرج کمی خلاقیت و حتی هزینه، فرت‌وفرت به ساده‌ترین و کپی کارانه‌ترین روش تولید محتوا کنند. مردم ما هم که یکی از تفریحات اصلی‌شان گشتن در اینستاگرام است، شصت مبارک را روی قلب قرمز فشردند یا برای مسخره‌بازی، پست آن‌ها را برای فامیل فوروارد کردند؛ غافل از اینکه در حالی که دارند در دایرکت به ریش صاحب اکانت می‌خندند، ایمپرشن وی را بالابرده‌اند و او پای میز مذاکرات مجازی برای بالا بردن رقم تبلیغات نشسته است و چای می‌نوشد.اما اینفلوئنسر محبوب و کار درست شدن کار هرکس نیست و عرق‌ریزان روح و جسم می‌خواهد و کفش آهنین. نمونه‌اش همین قضیه لانچ محصولات هیرتامین و فحش و ناسزایی که روانه دایرکت و کامنت بلاگرا و اینفلوئنسرا شد.داستان هیرتامین چی بود؟قضیه از این قرار است که بنا بر اطلاعات موثق یا ناموثق نگارنده، آژانسی تبلیغاتی (اتفاقا پول تو همین کاره) که خواست نامش فاش نشود، مسئولیت برگزاری ایونتی آن هم چه ایونتی را برای رونمایی یک مکمل پوست و مو به نام هیرتامین بر عهده گرفت.این آژانس از بازیگران و فوتبالیست‌ها تا بلاگرها و اینفلوئنسرها (که به تایید خودشان پیش شخص بغل‌دستشان فالوئر و محبوبیت کمتری داشتند) را دعوت کرد تا در این مراسم شرکت کنند. هدف آن هم اظهر من الشمس این بود که آن‌ها با استوری و پست گذاشتن، صفحه اینستاگرام این محصول را بالا آورده و به فروش بیشترش کمک کنند.این مثالی واضح و روشن از اینفلوئسر مارکتینگ است که ازقضا گویا درست برگزار نشد و نتایج گهر باری مثل تمام شدن محصول، بالا نیامدن سایت از ترافیک بالا و غیره را نداشت چراکه برخلاف پیش‌بینی‌ها در این بین اتفاق عجیبی افتاد.یکی از اعضای هیئت‌مدیره (شاید هم شرکا یا حتی صاحب برند، فی‌الواقع به‌قدری اطلاعات کم است که نمی‌دانم) از کشور مبدا و سازنده، همان شب بازار دیجیتال مارکتینگ و اینفلوئنسر مارکتینگ و کمپین ۳۶۰ درجه و صد اسم این‌گونه دیگر را بهم ریخت.وی چند رشته استوری با این مضمون آپلود کرد که «دوستان و مخاطبان عزیز، ما اصلا امتیاز تولید این محصول را به ایران ندادیم و این محصول فیک است و اگر بخرید می‌میرید، حالا نگفت می‌میرید ولی در چند استوری، محصول اصل و تقلبی را مقایسه کرد.»فردای آن روز واویلایی شد. به گفته بلاگر‌هایی که استوری‌ها را پاک نکردند و به عقیده نگارنده، اتفاقا بلاگرای کاردستی هستند، بازیگران، فوتبالیست‌ها و برخی اینفلوئنسرها درحالی‌که هم چنان آروغ شام شب قبل را می‌زدند استوری و پست را دیلیت کردند و طوری رفتار کردند که گویی دوستان و همراهان عزیز به یاد داشته باشید که نه خانی رفته نه خانی آمده، بنابراین گیر بیخود به ما ندهید.این‌چنین شد که ما از همین بلاگرها و اینفلوئنسرهای کار درست، از چندوچون قضیه آگاه شدیم و درحالی‌که داشتیم خفن بودن ایونت را به دوستان دیگر نشان می‌دادیم، رکب خوردیم. حالا این که داستان چه بود و چه کسی چه چیزی گرفت و پس داد و غیره بماند؛ ولی در زمان انتشار این یادداشت نگارنده هنوز استعلام وضعیتی که کرده به جواب درستی منتج نشده است.الان واقعا نمیدونم این هیرتامین اصله یا تقلبی!!!حالا چرا اسم یادداشت این است که کار رو به کاردون بسپر؟اگر دیگر در این پاراگراف بخواهم واقعا جدی صحبت کنم باید بگویم، من به‌عنوان کسی که سعی کرده در حوزه دیجیتال مارکتینگ و تولید محتوا فعال باشد، به همه کسانی که واقعا به دنبال معرفی و تبلیغات برند خودشان با استراتژی اینفلوئنسر مارکتینگ هستند، توصیه اکید می‌کنم که قبل از سپردن هویتتان به بلاگرها حواستان به موارد زیر باشد:۱) بلاگر یا اینفلوئسنر را با مدل عکاسی اشتباه نگیرید.۲) تعداد فالوئر واقعا مهم نیست، رفتار او با دنبال کنندگانش و اعتمادی که به او دارند حرف اول را میزند.۳)مطمئن شوید که مخاطبان بلاگری که انتخاب کردید به خدمات و محصول شما علاقه‌مند می‌شوند؛ یعنی جامعه هدف اینفلوئنسر با جامعه هدف یا پرسونای شما متناسب است.۴) از بازخوردها و نتایجی که از کاربران می‌گیرید نهایت استفاده را بکنید.۵) خرج کنید. به نقل از حامی مالی شرکت تاکسیرانی اوبر: «تا خرج نکنی پول در نمیاری.»۶) به اینفلوئنسری که انتخاب کردید اعتماد کنید.خلاصه کلام اینکه کل حرف جدی این مقاله، ۹۸ کلمه آخرش بود، اما از هزار و سیصد کلمه دیگر غافل نشوید که روح و ذهنتان را برای پذیرش این چند کلمه آخر آماده می‌کنند.</description>
                <category>مینا افجه</category>
                <author>مینا افجه</author>
                <pubDate>Tue, 02 Aug 2022 15:11:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از شب‌نشینی‌های پای دیوار چه عایدمان شده است؟</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%A8-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1-%DA%86%D9%87-%D8%B9%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ycqoeljysznj</link>
                <description>سال ۱۳۹۶ بود که من و همسرم تصمیم گرفتیم کافه خودمان را راه‌اندازی کنیم. سرمایه اولیه زیادی نداشتیم، بنابراین تصمیم گرفتیم اول کارهای بازسازی مغازه را انجام دهیم و بعد به ‌مرور زمان وسایل مورد نیاز را به آن اضافه کنیم. تخمین ما از هزینه‌های بازسازی خیلی دقیق پیش نرفت و مجبور شدیم برای تهیه یک سری از وسایل کافه، سراغ فروشگاه‌هایی برویم که اجناس دست‌دوم در حد نو یا اقساطی می‌فروختند و در همین گیرودار، با دیوار هم آشنا شدیم و بخشی از وسایل مورد نیازمان را از طریق آگهی‌های آن خریدیم. برخی از آن‌ها نو بودند و قیمت مناسبی داشتند.همین مسیر، در سال ۱۳۹۸ برعکس تکرار شد. چون به خاطر کرونا کافه را با کلی ضرر جمع کردیم و نمی‌دانستیم با آن همه وسیله که در انباری کوچک خانه‌مان جای داده بودیم، چه کنیم. تصمیم گرفتیم مثل اول راه که بخشی از وسایل کافه را از دیوار خریدیم، این بار برای وسایل باقی‌مانده مثل دستگاه ساندویچ ساز، میز و صندلی، بشقاب‌ها، لوازم آشپزی و... آگهی بگذاریم. البته بستنی‌ها را همان اول به دلیل پرخوری عصبی در طول یک هفته خوردیم!خوشبختانه بیشتر وسایل به ‌جز دستگاه قهوه ساز فروخته شدند. البته داستان این دستگاه با سایر وسایل کمی فرق داشت، چون به جانمان بسته بود و اولین وسیله‌ای بود که برای کافه خریده بودیم.چند وقت پیش که بالاخره دل را به دریا زدیم و تصمیم گرفتیم برای فروش قهوه ساز هم آگهی بگذاریم، گزارش سال۱۴۰۰ دیوار را دیدم. بر اساس این گزارش، فقط در سال ۱۴۰۰ نزدیک به ۱۴۰ میلیون آگهی در آن منتشر شده است. این عدد به من یادآوری کرد که تنها نیستم و تعداد افرادی که به دلیل کمبود جا، گذران زندگی و ... وسایلشان را می‌فروشند، کم نیست. البته آن روی سکه را هم دیدم: افرادی که کسب‌وکار آنلاین یا آفلاینشان با آگهی دادن در دیوار می‌گذرد!نتیجه کندوکاوهای منِ کنجکاو در گزارش ۱۴۰۰ دیوار پیش روی شما است؛ یادداشتی که در مورد نقش دیوار در فرهنگ مصرف فعلی ما در آینه دیوار است؛ آن هم در دورانی که همه ما به خاطر کرونا و شرایط سخت اقتصادی مجبور شدیم شیوه خرید کالاهای مورد نیازمان را عوض کنیم یا به دنبال راهی برای درآمد بیشتر باشیم.شب‌ها در دیوار چه می‌گذرد؟ در دیوار پراید می‌خریم یا کار پیدا می‌کنیم؟بارها به گوشمان خورده که مردم در بازه‌های زمانی خاصی برای بازدید از پلتفرم‌های مختلف بیشتر وقت می‌گذارند. میزان بازدید، یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که در مورد هر فعالیتی در هر شبکه مجازی اهمیت دارد. همه ما می‌دانیم که چک کردن موبایل سر کار حرکت قشنگی نیست و گزارش سال ۱۴۰۰ دیوار هم نشان می‌دهد اکثر مردم در محل کار حواسشان به کار است. چرا که بیشترین بازدید از آگهی‌ها بین ساعت ۱۱ تا ۱۲ شب و ۳۸ درصد از کل بازدیدها بین ساعات ۷ عصر تا ۱ صبح بوده است، یعنی زمانی که به‌ احتمال زیاد به خانه برگشته‌ بودند.چهار دسته‌ای که میانگین بازدید آن‌ها از همه بیشتر بود، دسته‌های «استخدام و کاریابی»، «وسایل نقلیه»، «املاک» و «سرگرمی و فراغت» بود. توجه به اینکه تا نیمه سال ۱۴۰۰ هنوز تعداد زیادی از مردم درگیر کرونا بودند، این آمار منطقی به نظر می‌رسد. چون که احتمالاً خیلی از مردم ترجیح می‌دادند از وسایل حمل‌ونقل عمومی استفاده نکنند یا برای تأمین مخارج بالای زندگی، به دنبال شغل دوم بودند.بررسی این آمار من را به این نتایج رساند:اول اینکه بازار خریدوفروش خودرو و استخدام در سال ۱۴۰۰ بسیار داغ بوده است. با اینکه سهم آگهی‌های استخدام از تعداد کل آگهی‌ها تنها ۲% بود، اما متوسط بازدید هر آگهی این بخش نسبت به سایر دسته‌ها اختلاف قابل‌توجهی داشت. میانگین بازدید هر آگهی در دسته استخدام ۱۱۰۳ بار بود که باعث شد این دسته صدرنشین تعداد بازدیدها شود؛ رشد ۸ درصدی بازدید از آگهی‌های این بخش، من را از نتیجه دومی که گرفته بودم مطمئن‌تر کرد.نتیجه دوم این بود که دیوار بستر لازم برای رقابت با پلتفرم‌های تخصصی کاریابی را دارد و به نظر من با توجه به شرایط سخت بازار کار، وضعیت اقتصادی فعلی و این موضوع که اکثر مردم تنها با یک شغل نمی‌توانند دخل‌وخرج زندگی را یکی کنند، دیوار می‌تواند در آینده در این زمینه موفق باشد.براساس گزارش سال دیوار ۱۴۰۰، شب عید هنوز هم مهم استجمع‌کردن کافه ما مصادف شد با شروع همه‌گیری کرونا و محدودیت‌هایی که برای دیدن عزیزانمان داشتیم، باعث شد کمی دیرتر با شوک از دست دادن کافه‌مان کنار بیاییم. در سال‌های بعد هم کم‌وبیش این محدودیت‌ها ادامه داشت و کم‌کم من به این نتیجه رسیدم که  شب عید دارد معنی خودش را از دست می‌دهد؛  اما وقتی در گزارش دیوار دیدم که اول اسفند ۱۴۰۰ با ۵۲۲٬۰۰۰ عنوان، رکورد بیشترین تعداد آگهی ثبت‌شده در یک روز را دارد، به این نتیجه رسیدم که شب عید هنوز هم برای بیشتر مردم اهمیت دارد و خیلی‌ها به دنبال تأمین هزینه‌های شب عید خود از طریق آگهی دادن در دیوار هستند.وقتی دیدم که بعد از ماه‌های بهمن و دی، اردیبهشت رتبه سوم در بیشترین میزان بازدید از آگهی را دارد، فهمیدم که چرا فروردین در ذهن همه طولانی‌ترین ماه سال است؟ چون در همان دو هفته اول، تعداد اس ام اس‌های برداشت از اس ام اس‌های واریز خیلی بیشتر می‌شود و دو هفته آخر آن انگار یک سال طول می‌کشد؛ بنابراین با شروع اردیبهشت جیب‌های خریداران که جانی دوباره می‌گیرد، بازار خریدوفروش، از کرختی فروردین درمی‌آید.رشد خرید و فروش کالاهای دست‌دوم، توفیق اجباری برای محیط‌زیست!زمانی که ما برای تجهیز کافه شروع به خرید از دیوار کردیم، برخی از دوستان و اعضای خانواده نگران ما و کسب‌وکارمان  شدند و حتی برخی از آن‌ها اصرار به کمک مالی داشتند، چرا که نمی‌دانستند در این اپلیکیشن لوازم نو هم وجود دارد. این موضوع باعث شد که ما از خرید از دیوار کمی خجالت بکشیم؛ اما پرروتر از این حرف‌ها بودیم و به سرکشی به آگهی‌ها ادامه دادیم و توانستیم هم لوازم نو با قیمت مناسب و هم لوازم دست‌دوم باکیفیتی را از طریق این اپلیکیشن بخریم.دروغ چرا؟ این تصورات و حرف‌وحدیث‌ها حتی بعد از جمع‌آوری کافه هم ادامه داشت، تا این که دیوار در سال گذشته تصمیم گرفت که کمپین تبلیغاتی «نجات زمین با دست‌دوم» را برگزار کند تا با مطرح کردن خرید کالای دست‌دوم به‌عنوان یک حرکت ارزشمند، مردم را تشویق به خرید آن‌ها کند. این موضوع باعث شد که من و همسر بادی به غبغب بیندازیم و ژست طرفدار محیط‌زیست بگیریم!برای این تشویق، آمار و ارقام جالبی هم در اختیارمان گذاشت برای مثال من نمی‌دانستم که:خرید هر گوشی هوشمند دست‌دوم، از مصرف ۱۰۷٬۰۰۰ کیلوژول انرژی برق برای تولید یک گوشی هوشمند نو، جلوگیری می‌کند؛ عددی که با مصرف برق یک خانواده در روز برابر است.دیوار چقدر در جا انداختن فرهنگ خرید کالای دست‌دوم موفق بود؟البته وقتی در گزارش سالانه دیوار سهم آگهی دسته‌های کالایی مختلف را با میزان بازدید از آن‌ها مقایسه کردم، کمی در جا افتادن فرهنگ خرید کالای دست‌دوم ناامید شدم و باد غبغبی که بعد از کمپین نجات زمین به دست آورده بودم، کمی خالی شد. چرا که دوروبرم را هم که نگاه کردم، دیدم اکثر اطرافیان ما فقط خرید «ماشین کارکرده تمیز» از دیوار را با افتخار اعلام می‌کنند و انگار فقط خرید خودروی دست‌دوم از دید اکثر مردم بد نیست.البته بعد با خودم گفتم من کافه‌ام را از دست داده‌ام، اما غرورم را از دست نمی‌دهم! پس کمی دقیق‌تر شدم و به سراغ سهم انتشار آگهی و آمار بازدید دسته‌ «اجتماعی» رفتم، بعد برایم سؤال شد که «آگهی اجتماعی» چه جور صیغه‌ای است؟ سری به این دسته در سایت دیوار زدم و متوجه شدم که در دسته آگهی‌های اجتماعی، حراج تمامی یا بخشی از لوازم منزل هم دیده می‌شود. وضعیت سهم انتشار و آمار بازدید دسته «وسایل شخصی» هم روبه‌راه بود؛ همین باعث شد که غرور رفته برگردد و به این نتیجه برسم که فرهنگ‌سازی خرید لوازم دست‌دوم در کنار کاهش قدرت خرید مردم، جواب داده است.افزایش ۸ درصدی میانگین بازدید از آگهی‌های لوازم شخصی و سهم ۱۲ درصدی این دسته از کل آگهی‌های سال ۱۴۰۰، به من این پیام را داد که در شرایط اقتصادی فعلی مملکت و خودمان، بد نیست پیش از زیرورو کردن بازار برای خرید ساعت، انگشتر یا شلوار جین، سری به دیوار بزنم و با خرید نسخه دسته دوم یا نوی این وسایل، هم به جیب خودمان و هم به محیط‌زیست، کمک کنم.در دیوار نو و دست‌دوم درهم است!همان‌طور که در بالا گفتم، قبلاً از گفتن این ‌که وسیله‌ای را از دیوار خریده‌ام، خجالت می‌کشیدم. چون بیشتر اطرافیانمان این‌طور تصور می‌کردند که وسیله مورد نظر، حتماً دست‌دوم است و وضعیت مالی ما هم چندان روبه‌راه نیست؛ اما گزارش سال ۱۴۰۰ دیوار به من و خیلی‌های دیگر ثابت کرد که تقریباً نیمی از کالاهای آگهی‌شده در این اپلیکیشن نو هستند. چون که از میان ۷۶٬۹ میلیون آگهی منتشرشده، ۴۶ درصد آن‌ها مربوط به کالاهای نو و ۵۴ درصد آن‌ها مربوط به کالاهای دست‌دوم است.پراید محبوب‌تر است یا کبوتر؟نکته جالب‌توجه دیگری که در انتهای گزارش دیوار توجه من را جلب کرد، حجم بالای جستجوی واژه‌های پراید، مبل، کبوتر، سگ، موتور، طلا، دوچرخه، گوشی و غیره بود! از میان این واژه‌ها، می‌توانم وسایل نقلیه، طلا و مبل کارکرده را به خاطر شرایط بد اقتصادی فعلی درک کنم، اما درک تعداد بالای جستجوی کبوتر و سگ، کمی برایم غیرقابل‌هضم بود. البته داشتن سگ در حال حاضر کمی کلاس دارد، اما آخر کبوتر؟زمانی که چندتایی فیلم فارسی دیده بودم، فکر می‌کردم که کبوتر و کبوتربازی مال همان دوران است؛ اما وقتی پارسال یک لانه و چند تخم کبوتر در تراس خانه‌مان پیدا کردم و از آن به بعد به دلیل رفت‌وآمد این دوستان پر سروصدا مجبور شدم هفته‌ای چند بار تراس را تمیز کنم، فهمیدم که کبوتربازی همچنان سرگرم‌کننده و پرسود است. در آخر باید بگویم که رایگان بودن ۸۶ درصد آگهی‌های منتشرشده در سال ۱۴۰۰، علت اصلی افزایش تعداد آگهی‌های لوازم نو و دست‌دوم نسبت به سال قبل است. چون که تعدادی افرادی که خریدوفروش آنلاین لوازم نو و دست‌دوم را به ‌عنوان شغل اصلی یا دومشان انتخاب می‌کنند، روزبه‌روز بیشتر می‌شود.این موضوع را هم بگویم که تا زمان انتشار این یادداشت، دستگاه قهوه ساز ما هنوز در انباری است و منتظریم تا بتوانیم در ساعات پربازدید با قیمت مناسب آن را بفروشیم!</description>
                <category>مینا افجه</category>
                <author>مینا افجه</author>
                <pubDate>Sun, 31 Jul 2022 19:15:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا یک کمپین 360 درجه یک‌ماهه، می‌تواند بیزینس شما را نجات دهد؟</title>
                <link>https://virgool.io/ktbaluttcom/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-360-%D8%AF%D8%B1%D8%AC%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%A8%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%B3-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D9%87%D8%AF-ljjgiwynq4j9</link>
                <description>به نظر من مردم دنیا از نظر اهل سفر بودن، به 2 دسته تقسیم می‌شوند: یا مثل حافظ هستند یا سعدی. حالا شاید پیش خودتان فکر کنید چه ربطی داشت؟ در جواب باید بگویم که با استناد به روایات تاریخی، حافظ در طول عمر گران‌بهایش، به تعداد انگشتان دستش سفر کرد که این موضوع کاملاً خلاف لایف استایل سعدی است! چون به تعداد انگشتان یک دستش در شیراز رؤیت می‌شد.فرقی نمی‌کند که مثل حافظ سفر کنید یا سعدی، کاهش هزینه‌های سفر، برای همه یک اولویت است. در این یادداشت، نگاهی به گزارش کمپین «2 رقمی سفر کن» مستر بلیط انداختم، کمپینی که هدف آن کاملاً در راستای کاهش هزینه‌های سفر بود و توانست در یک ماه به دستاوردهای عجیبی برسد.تا 2 ساعت دیگر راه می‌افتیمهمه ما در زندگی‌مان قبل از هر سفر یا برنامه‌ای، به هدفمان از آن برنامه، هزینه‌ها و غیره فکر می‌کنیم. برای برگزاری یک کمپین دیجیتال مارکتینگ نیز باید تمامی این جوانب را سنجید و برای آن هدف، بودجه، زمان‌بندی و KPI در نظر گرفت. KPI همان اهداف کمی است که ما انتظار داریم تا در انتهای کمپین، به آن‌ها برسیم و طبیعی است که میزان موفقیت یک کمپین نیز با میزان دستیابی به KPI های تعیین‌شده، اندازه‌گیری می‌شود.در کمپین «2 رقمی سفر کن» مستر بلیط که نمونه موفق یک کمپین 360 درجه TTL بود، این امکان برای کاربران فراهم شده بود که در یک دوره یک‌ماهه ( از 13 اسفند 1400 تا 13 فروردین 1401) بتوانند با قیمت زیر 100 هزار تومان، به 3 مقصد تهران، کیش و مشهد سفر کنند.به نظرم تا همین جای کار شعار «2 رقمی سفر کن» و مزیت‌های کمپین، باعث می‌شود که حتی من «سفر نرو» هم ترغیب شوم که سری به سایت مستر بلیط بزنم و اطلاعات لازم را ثبت کنم تا شاید بتوانم از پیشنهاد ویژه‌ای که هر 2 ساعت ارائه می‌شود، استفاده کنم. حالا چرا شاید؟ چون به نظر من، مشکل کار اینجا است که در این ترازو، کفه پیشنهاد‌ها با کفه تقاضا در تعادل نیست و اگر کاربر نتواند به‌موقع پیشنهاد ویژه را دریابد، ممکن است کل برنامه سفرش لغو شود.در ادامه، به دلایل موفقیت کمپین و میزان دستیابی به KPI ها نیز پرداخته‌ام.جفت شش موفقیت کمپین 2 رقمی سفر کن چه بود؟اگر تا همین جای این یادداشت، ترغیب شده‌اید که کمپین «دورقمی سفر کن» را در گوگل سرچ کنید، حتماً بنرهای جذاب و آرت ورک های آن شما را جذب کرده است. فاکتورهای اصلی موفقیت این کمپین را می‌توان «شعار، آرت ورک جذاب و استفاده حداکثری از فیچرهای تبلیغات» دانست.جوکر و رونالدو هم 2 رقمی سفر می‌کننداستفاده از چهره اشخاص معروف مثل جوکر، وینستون چرچیل، رونالدو و غیره در حالی که علامت V (مخفف Victoryبه معنای پیروزی) را با دست نشان می‌دهند، به کاربران این اطمینان را می‌دهد که با یک تیر 2 نشان می‌زنند، هم با پرداخت هزینه‌ای 2 رقمی بلیط می‌خرند و هم به هدفشان که کاهش هزینه‌های سفر است، می‌رسند. همچنین استفاده از چهره‌های محبوب میان قشرهای مختلف مردم، نشان‌دهنده این بود که مستر بلیط بازه گسترده‌ای از پرسونا را هدف گرفته است.این موضوع، نشان‌دهنده هوشمندی و هدف‌گذاری درست در این کمپین بود.آس کمپین: برنامه‌ریزی مناسب و هدفمند برای استفاده تمام و کمال از کانال‌های تبلیغاتیمستر بلیط، با حضور به‌موقع و برنامه‌ریزی‌شده در اکثر پلتفرم‌های مجازی مثل اینستاگرام، توئیتر و سایت‌های تخفیفی در کنار به کارگیری سایر کانال‌های تبلیغاتی مثل اس ام اس مارکتینگ، اینفلوئنسر مارکتینگ، تبلیغات اددنتورک، ریتارگتینگ، اینمارکتینگ و تبلیغات برای نصب اپلیکیشن، توانست تمامی مخاطبین در تمامی کانال‌های محتوایی ممکن را تحت تأثیر قرار دهد.جایزه بزرگ: سکوی پرتاب دوم برای موفقیت کمپینهمه ما از دوران کودکی به یاد داریم که اگر کار خوبی می‌کردیم، جایزه‌ای منتظرمان بود. مستر بلیط هم حواسش به این قضیه بود و با در نظر گرفتن یک جایزه 50 میلیون تومانی سعی کرد که هم به مخاطبش پاداش بدهد و هم او را بیشتر ترغیب کند تا در کمپین ثبت‌نام کند.این جایزه نیز به همراه یک اسلوگان جذاب دیگر، یعنی «2 رقمی سفر کن، هشت‌رقمی جایزه ببر» تبلیغ می‌شد و کاربران را به نصب اپلیکیشن، معرفی به دوستان و خرید در زمان برگزاری کمپین تشویق می‌کرد.لندینگ اختصاصی کمپین، برد 2 طرفه کاربر و مستر بلیطعلاوه بر 2 رقمی کردن هزینه این سفرها که جاذبه اصلی کمپین بود، مستر بلیط یک لندینگ اختصاصی هم برای این کمپین طراحی کرد تا کاربران با فیچر «بلیط لحظه آخری» بیشتر آشنا شوند. این کار باعث شد تا کاربران بعد از این که وارد لندینگ شدند، متوجه شوند که با ثبت اطلاعات ساده‌ای مثل مبدأ، مقصد و شماره تلفن، می‌توانند 2 ساعت زودتر از بقیه، از پیشنهاد‌های لحظه آخری دیگر هم با خبر شوند. این استراتژی هم برای کاربر سود داشت و هم توانست لید های بیشتری برای ریتارگتینگ مستر بلیط جمع‌آوری کند.مستر بلیط شوکه شد: 192 میلیون ایمپرشن در یک ماه!می رسیم به تحلیل KPIها. هدف اصلی مستر بلیط از برگزاری این کمپین، بالا رفتن بازدید سایتش و اینگیج شدن کاربران با لندینگ پیچ بود و توانست با کمک تمام دلایلی که در بالا گفتم، به این اهداف برسد.این صفحه تنها در یک ماه 407 هزار بازدید داشت؛ اما هیجان بزرگ‌تری هم در راه بود و آن هم رسیدن به ایمپرشن 192 میلیونی از رسانه‌های مختلف به‌خصوص شبکه‌های اجتماعی و تبلیغات اددنتورک بود. به همه این اعداد 374.000 بار نصب اپلیکیشن، 46.800 لید و 206.000 کاربر جدید را هم اضافه کنید.فکر کنم این اعداد برای ارزیابی میزان دستیابی به KPI ها کافی باشد!نمودار نصب فعال اپلیکیشن مستر بلیط در کافه بازارنمودار ترافیک سایت مستر بلیطمهم‌ترین دستاوردهای کمپین برای اعضای تیم مستر بلیطتا اینجا، از مزایای کمپین 2 رقمی سفر کن برای کاربران و خروجی‌های کمی آن گفتیم، اما جدای از اعداد و ارقام و داده‌های آماری، یک کمپین موفق برای اعضای تیم بازاریابی دیجیتال هم نتایج مثبتی دارد، مثل:· بالا بردن اعتماد به کار تیمی و جسارت در تولید محتوا (شعار تبلیغاتی، آرت ورک، طراحی لندینگ)· اهمیت دادن به خلاقیت در کنار استراتژی مناسب· درک اثربخشی استفاده از رسانه‌های تبلیغاتی به‌شرط برنامه‌ریزی هدفمند و حضور به‌موقعخب، نتیجه اخلاقی من از این کمپین این بود که اگر در زمان حافظ هم کسی پیدا می‌شد که با 2 سکه افراد را به سفر می‌برد، احتمالاً حافظ هم مثل سعدی دائم در سفر بود. من هم بعد از خواندن گزارش کمپین «2 رقمی سفر کن»، ترغیب شدم که کمی از حالت حافظ وارانه خودم خارج شوم و هر از چندگاهی به لندینگ این کمپین سری بزنم تا شاید به بیشتر سفر کردن ترغیب شوم. البته این موضوع فعلاً فقط در مرحله تصمیم باقی ‌مانده و هنوز عملی نشده است!برگزاری این قبیل کمپین‌ها، باعث تشویق مردم به سفر رفتن می‌شود، چرا که در شرایط اقتصادی فعلی، هزینه‌های سنگین مالی، مانع اصلی برای سفر کردن است. در انتها هم پیشنهاد من به مستر بلیط، بالا بردن تنوع مقاصد و محدود نکردن آن به تهران، کیش و مشهد است.</description>
                <category>مینا افجه</category>
                <author>مینا افجه</author>
                <pubDate>Sat, 14 May 2022 13:57:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاطرات یک آپارتمان نشین از یک منطقه متراکم و یک کوچه متراکم تر</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%85-%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%85-%D8%AA%D8%B1-m7x0n6x9l4im</link>
                <description>قسمت دوم این قسمت راجع به چالش های یک آپارتمان نشین مقیم مرکزه که اتفاقا فریلنسره و از قضا کارش نیاز به تمرکز و سکوت داره ?از اردیبهشت سال 98 که رسما باروبندیلمون رو از کافه جمع کردیم و خونه نشین شدیم و دنبال کار بودیم تا همین امروز که دارم این متن رو لابلای کارام مینویسم تا یادم نره زندگی همش کار نیست و به خودم یاد آوری کنم «مینا جان! بعضی وقتام واسه دل خودت بنویس»، همیشه از خونه کار کردم. اوایل کرونا که کلا خیلی میترسیدم و اصلا کار حضوری قبول نمیکردم، بعدشم دیگه پشتم باد خورد و کلا تصمیم گرفتم فریلنسری و از خونه کار کنم؛ اما یکی از مشکلات اصلی من اینه که کار من به عنوان یک تولید کننده محتوا و پادکست، نیاز به تمرکز و آرامش زیادی داره. بارها شده که تصمیم گرفتم شروع به ضبط پادکست کنم و پشت سر هم دوستان ضایعات فروش یا ضایعات خرمون یا به عبارتی همون «نمکی» های قدیم، اومدن تو کوچه ما و دقیقا تصمیم گرفتن جلوی خونه ما توقف کوتاهی داشته باشن. گاها پیش اومده که صداهاشون باهم قاطی شده و چیزی که من میشنیدم این جمله ها بود: «بدووو خرمای آهن آلات تااااازه خریداریم» و بله، شنیدن این عبارات بی ربط نه تنها من رو دیوونه میکنه، تازه باید کلی صبر کنم تا بساط کسب و کارشون رو به کوچه بعدی منتقل کنن.یا حتی بارها برام پیش اومده که از صبح کوچه و خیابون تو سکوت ترسناکی بوده و انگار همه قایم شده بودن تا من کارمو شروع کنم، آخه میدونین تو کار ما، روشن کردن لپ تاپ به مثابه بالا دادن کرکره مغازست و یهو یه بچه ای مرتب مادرشو صدا میزنه، یه ماشین دزدگیرش قطع و وصل میشه، یه خونه لوله آبش میترکه یا نوه های همسایمون تصمیم می گیرن در کنار سر زدن به مادربزرگشون آسانسور بازی هم کنن.خلاصه، خیلی ها فکر میکنند دور کاری و فریلنسری یعنی عشق دنیا، هر موقع که دوست داری از خواب بیدار میشی، هر موقع دوست داشته باشی میری سفر یا حتی فکر میکنن اصلا کار میکنی؟ مدت زیادی طول کشید تا به دوستام توضیح بدم که عزیز من، درسته من از خونه کار میکنم، درسته که نیازی به مرخصی گرفتن ندارم، درسته کسی نیست چکم کنه، اما باید کارمو انجام بدم، باید پروژمو تحویل بدم، ممکنه نتونم هر موقع که شما میگید بیام بیرون و باهم باشیم که خدا رو شکر تو این راه موفق شدم قانعشون کنم؛ اما باور کنید درسته من انتخابم فریلنسری کار کردنه اما چالش هاش کم نیست، مثلا ممکنه یه ماه در آمدت خیلی خوب باشه و چند ماه خبری از کار نباشه، ممکنه پول همون ماهی هم که کار کردی به موقع به دستت نرسه، یا مثلا بیمه نداری؛ اما تمام این ها به این معنی نیست که شمایی که تا آخر نوشته رو خوندی پیش خودت بگی «خوب اگه این قدر سختته پاشو برو سر کار حضوری، چرا ما باید غراتو بخونیم؟» که در جواب باید بگم، به خاطر سختی هایی که تو این دو سال پشت سر گذاشتم و صبوری ای که کردم و البته مدرن شدن اکثر کسب و کار های درست و حسابی، همچنان ترجیحم اینه که فریلنسری کار کنم چون به نظرم قدرت خلاقیتم تو این روش ،بیشتره و با وجود همه این چالش ها، از لحاظ روانی آرامش بیشتری دارم و تو خیلی از هزینه ها مثل هزینه های رفت و آمد صرفه جویی می کنم . تازه نیازی نیست تفریحاتم رو به آخر هفته و تعطیلی های رسمی محدود کنم یا مجبور باشم اخلاق و رفتار سازمان های خشک و پادگانی رو تحمل کنم. حتی نیازی نیست پول زیادی صرف خرید لباس کنم تا همکاران بدبخت فرضیم هر روز من رو با یه شکل و قیافه ببینن.به هر حال، فعلا که از فریلنسری کار کردن راضیم تا ببینیم چه پیش آید.</description>
                <category>مینا افجه</category>
                <author>مینا افجه</author>
                <pubDate>Thu, 28 Apr 2022 14:17:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاطرات یک آپارتمان‌نشین، از یک منطقه متراکم و یک کوچه متراکم‌تر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_55653881/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%85-%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%85-%D8%AA%D8%B1-ss7i9f0no7c6</link>
                <description>قسمت اولهمیشه دوست داشتم وقتی تو بالکن سیگار می‌کشم، تصویر روبروم یه آپارتمان بزرگ باشه با کلی پنجره که هیچ‌کس برای اینکه توی خونش دیده نشه، با پرده‌های کلفت و شیشه‌های دودی نپوشونده و من میتونم در یک‌لحظه ببینم تو هر خونه ای چه خبره. کی تنهاست؟ کی سرش با بچه هاش گرمه؟ کی بیداره؟ کی خوابه؟ و کلا دوست داشتم و دارم بدونم دقیقا تو همین لحظه ای که من دارم ساده‌ترین کار روزانمو انجام میدم، یه بخشی از مردم دارن چی کار میکنن. شاید فکر کنین خیلی آدم فضولی باشم و اصلا به خاطر امثال من که سرک میکشن تو خونه ها، مردم مجبور شدن پرده‌های کلفت بکشن و نزارن توی خونشون دیده بشه ولی من حتی وقتی دارم رانندگی می‌کنم هم دوست دارم بدونم تو ماشینای دیگه چه خبره، راننده هاشون به چی فکر می کنن، راجع به چه موضوعی با سرنشیناشون حرف میزنن، از کجا میان؟ کجا میرن؟ آمدنشون بهر چه بود؟ (خیلی نخندین که بتونین بقیشو بخونین)خلاصه این سوالا همیشه با منه، حتی وقتی کافه داشتیم، دوست داشتم بدونم اون آقایی که هرروز ساعت 6 میاد کافه، آمریکانو سفارش میده، دقیقا سه نخ سیگار میکشه و تو گوشیش میگرده، کارش چیه؟ داره استراحت میکنه؟ داره فرار میکنه؟ تنهاست؟ منتظر کسیه که یه بار تو کافه دیدتش و بعد خوشش اومده و حالا هر روز اون ساعت میاد تا دوباره ببینتش.قبلنا که کرونا نبود و از خونه کار نمی‌کردم هم تو مترو و تاکسی، هیچ‌وقت آهنگ گوش نمی‌دادم یا هندزفری تو گوشم نبود، بااینکه به موبایل آدما زل نمی‌زدم اما یواشکی به چشماشون نگاه می‌کردم، دلم می‌خواست بتونم حدس بزنم دارن به چی فکر میکنن، خوشحالن؟ ناراحتن؟ استرس دارن؟ نا امیدن و... معمولا اگر راننده‌های تاکسی مجال میدادن، سر صحبت رو باهاشون باز می‌کردم و حتی یه هایلایت قصه تاکسی‌ها هم تو صفحه اینستاگرامم دارم که از صحبتام با راننده‌هاست.حتی یه بازی مسخره واسه خودم درست کرده بودم و وقتایی که خیابونا رو پیاده گز می‌کردم، به حرف آدما گوش می‌دادم و سعی می‌کردم قصه بسازم، چه طوری؟ مثلا آدمایی که از کنارشون رد می‌شدم یه تیکه از حرفشون رو می‌شنیدم و میچسبوندم به حرف نفر قبلی و بعدی و مرتب تو ذهنم از اول می‌گفتم تا اینکه یه جا یادم می‌رفت چی شد و دوباره این قصه رو از اول شروع می‌کردم . حتی معمولا وقتی تو خیابون باکسی هم باشم، ترجیح می‌دم نگاه کنم، بشنوم، نه اینکه حرف بزنم و برای حرف زدن، نشستن و چشم تو چشم بودنو ترجیح می‌دم .به آرزوی اولم نرسیدم، اما خونه روبرویی ما یه ساختمون چهار طبقه است که هر طبقه دو واحد داره و واحد روبرویی ما کمی تا قسمتی آرزوی منو برآورده کرده و پنجره خونش بازه، روزا معمولا نیستن، ولی می دونم دو نفرن، گرمایین و بیشتر اوقات پنکشون روشنه، ظهرا جارو میکشن و دقیقا با غروب خورشید، چراغ خونشون که قرمزه! روشن میشه و تا آخر شب که من دارم سیگار قبل خوابم رو می‌کشم سریال میبینن .اما طبقه پایینشون یه خانم مسنیه که شبا، روی یه چهارپایه میشینه و یواش‌یواش گاز و یخچالشو تمیز می کنه و ظرفاشو خشک می کنه. یه پرده سبز خوش‌رنگ که کنار زده با یه یخچال زرد داره و  عادت کردم به این کار شبانه‌اش و همیشه فکر می‌کردم مگه چند نفرن که هر شب باید این کار رو کنه.اما یه روز صبح پاشدم و دیدم بنر تسلیت زدن و فوت کرده .من از فوتش گریه کردم و تا وقتی اون بنر جلوی در خونشون بود، هر شب تو همان ساعتا، با یه دستمال یخچالمو تمیز می‌کردم، احساس می‌کردم دارم بهش ادای دین می‌کنم، من از نبودن آدمی که فقط یه تصویر اززندگیشو دیده بودم و بهش عادت کرده بودم، غمگین بودم و همین باعث شده من دوستای نامرئی زیادی داشته باشم که نه من می دونم اونا دوستمن نه اونا میدونن من وجود دارم.حالا شبا که سیگار می‌کشم، هنوز طبقه سومشون با نور قرمز فیلم میبینه، اما پرده‌های سبز طبقه دوم، همیشه کشیدس و دیگه توش دیده نمیشه .</description>
                <category>مینا افجه</category>
                <author>مینا افجه</author>
                <pubDate>Wed, 20 Apr 2022 14:34:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خرید بدون لمس جنس، قابل اعتماد یا بازدارنده؟</title>
                <link>https://virgool.io/basalam/%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%84%D9%85%D8%B3-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-pbfv3gdsiqvq</link>
                <description>تا به حال دقت کرده‌اید که ما ایرانی‌ها برای اطمینان از کیفیت بیشتر محصولات، حتماً باید آن‌ها را لمس کنیم و بعضاً اقدام به فشار دادن آن‌ها نیز می‌کنیم؟ اگر جواب شما به این سؤال منفی است، دفعه بعد که خواستید میوه بخرید به سایر مشتریان نگاه کنید، احتمالاً افرادی را خواهید دید که دستشان از پالتی به پالت دیگر می‌رود و بدون تغییر حالت انگشتان، میوه بعدی را فشار می‌دهد تا پس از اطمینان از کیفیت، آن را وارد کیسه خرید کند.این تکنیک، در خرید پوشاک به ساییدن پارچه بین انگشتان اشاره، میانی و شست تبدیل می‌شود. حس لامسه به ما کمک می‌کند تا فرق بین پارچه مصنوعی و دارای الیاف طبیعی و میزان ضخامت پارچه را بفهمیم. متأسفانه در خرید آنلاین، این قابلیت وجود ندارد و برای رفع این محرومیت نگران‌کننده، فروشندگان آنلاین راهکارهای مختلفی را اندیشیده‌اند.مثلاً در فروشگاه آنلاین «باسلام»، غرفه داران می‌توانند با افزودن ویدیو، محصول را از طرف مشتری لمس کرده، بفشارند و بکشند تا خیال‌ها از بابت کیفیت آن راحت شود. در این مقاله، تجارب 3 غرفه دار «باسلام» را در مورد تکنیک‌های تضمین کیفیت محصول و سایر چالش‌های فروش آنلاین، می‌خوانید:زمان، حلال مشکل اعتماد به خرید آنلایننفر اول خانم میردامادی مدیر غرفه «استیل نقش‌جهان» هستند. وقتی وارد غرفه‌ایشان می‌شوید احساس می‌کنید که به بازار اصفهان سفر کردید و در تیمچه استیل فروشان هستید. تمام 73 محصول این غرفه به نوعی به استیل مربوط است و شامل انواع کاسه و سینی و ... در ابعاد مختلف می‌شود.خانم میردامادی به پیشنهاد تیم «باسلام» تصمیم گرفتند غرفه‌ای را در این سایت راه‌اندازی کنند و به این خاطر که همسرشان از بازاریان قدیمی و فروشنده حضوری لوازم‌خانگی استیل هستند، این محصولات را برای فروش در غرفه‌شان قرار دهند و کسب‌وکار خانوادگی را وارد حوزه فروش آنلاین هم کنند.به نظر ایشان، در سال‌های اخیر و به‌خصوص بعد از بحران شیوع کرونا، تمایل مردم به خرید آنلاین خیلی بیشتر شده است، هم به این خاطر که نیاز نیست برای تهیه محصول مورد نظرشان به فروشگاه‌های حضوری بروند و هم اینکه بدون صرف وقت و تحمل ترافیک می‌توانند به راحتی از منزل، محصولات همه فروشندگان کالای مد نظرشان را مقایسه کنند. به نظر خانم میردامادی بزرگ‌ترین چالش فروش آنلاین کسب اعتماد مشتری است که در حال حاضر با اعتمادی که مردم به خرید آنلاین و سایت‌هایی مثل «باسلام» پیدا کرده‌اند، این مشکل در حال حل شدن است.عکاسی و تولید محتوا یعنی احترام به مشتریخانم امینی مدیر غرفه «سرزمین لباس فینگیلی» از پاکدشت هستند که همان‌طور که از نام غرفه‌شان مشخص است، محصولاتشان شامل لباس‌های کودکانه مثل بلوز، شلوار، سارافون و ... می‌شود. دو فصل از فعالیت این غرفه در «باسلام» که به پیشنهاد یکی از دوستانشان فعال شده، می‌گذرد و با توجه به تجربه قبلی‌شان در فروش آنلاین از طریق شبکه‌های اجتماعی، ایشان توانستند در مدیریت غرفه در «باسلام» هم موفق بوده و فروش خوبی داشته باشند.به نظر خانم امینی مهم‌ترین مزیت فروش آنلاین و غرفه داری در «باسلام» این است که دیگری نیازی به در نظر گرفتن بودجه آنچنانی برای تبلیغات نیست و می‌توان از این بستر آماده، نهایت استفاده را کرد. البته راحت‌تر بودن فرآیند راه‌اندازی در این مارکت پلیس نسبت به سایت‌های مشابه هم در کاهش هزینه‌ها بی‌تأثیر نیست. از ایشان پرسیدم: «به نظر شما برتری فروش آنلاین به فروش حضوری چیست؟» که در پاسخ گفتند: « علاوه بر اینکه در فروش آنلاین، هزینه‌هایی مثل اجاره مغازه، مالیات و آب و برق حذف می‌شود، بلکه در فروش آنلاین مشتری به راحتی می‌تواند کالا را مرجوع کند. این ویژگی در فروش حضوری یا وجود ندارد یا نهایتاً تبدیل به امکان تعویض کالا می‌شود.»از صحبت با ایشان متوجه شدم که چالش همیشگی فروشنده‌های آنلاین، لمس نکردن محصول از طرف مشتری است که این چالش برای غرفه دارانی که لباس می‌فروشند بیشتر هم هست. چرا که در خرید این محصولات، مشتری تا لباس را از نزدیک نبیند از خریدش مطمئن نمی‌شود. خانم امینی برای آسان کردن این مرحله، از قابلیت گفتگو در باسلام استفاده کردند تا بتوانند با تعامل با مشتری، خیال او را از محصول انتخابی‌اش راحت‌تر کنند. هم‌چین به دلیل این که پوست کودکان حساس است و نمی‌تواند هر جنسی را تحمل کند، در توضیحات محصول حتماً جنس لباس را ذکر می‌کنند.حضور تولیدکننده‌ها در فضای مجازی یعنی حذف دلالاننفر سوم، آقای حمیدرضا فلاح پیشه است که اهل یکی از شهرهای باستانی اما کمتر شناخته شده کشورمان یعنی شهر «انار» در استان کرمان هستند. قدمت این شهر به دوران ساسانیان باز می‌گردد، زمانی که نام آن ابان بوده و به مرور زمان، تبدیل به انار شده است.سوغاتی اصلی شهر انار پسته است، یعنی همان چیزی که عمده محصولات غرفه «فروشگاه اینترنتی پسته رهام» را تشکیل می‌دهد. عمر غرفه آقای فلاح پیشه به 4 ماه پیش می‌رسد و ایشان که قبل از راه‌اندازی غرفه، مشتری «باسلام» بودند، توانسته‌اند در این مدت کم با استراتژی درست، فروش خود را افزایش دهند.با توجه به این موضوع، تصمیم گرفتم در مورد تجربه‌شان از فروش آنلاین بپرسم. آقای فلاح پیشه معتقدند مهم‌ترین نکته در مدیریت آنلاین کسب‌وکار، بررسی بازاری است که فروشنده می‌خواهد وارد شود، برای مثال اگر شخصی خودش تأمین‌کننده اقلام نیست، باید با تحقیقات کامل، تأمین‌کننده اصلی محصولات مدنظرش را پیدا کند. خروجی این اتفاق، خرید با قیمت مناسب از تأمین‌کننده است که هم به نفع غرفه دار و هم به نفع مشتری تمام می‌شود. نکته مهم دیگری که از صحبت با ایشان متوجه شدم، این بود که علاوه بر تخصص و تجربه در حوزه کاری، توجه به نیاز بازار نیز در افزایش فروش تأثیر زیادی دارد، مثلاً ایشان گفتند: « من قبل از اینکه وارد حوزه فروش آنلاین شوم، بازار مخاطبان را بررسی کردم و متوجه شدم، به دلیل شرایط اقتصادی فعلی، قدرت خرید مردم کمتر شده است در حالی که تمایل اکثر فروشندگان به عرضه محصولات لوکس و با قیمت بالاست. به همین دلیل تصمیم گرفتم وارد بخشی از بازار شوم که هنوز اشباع نشده بود. پس پسته‌هایی که برای فروش انتخاب کردم، کیفیت بالایی داشتند اما اندازه آن‌ها کوچک‌تر بود و قیمت مناسب‌تری داشت، برای همین توانستم فروش بیشتری داشته باشم.»از نظر آقای فلاح پیشه، حضور در فضای مجازی، به‌خصوص برای تولیدکننده‌هایی که از شهرهای کوچک‌تر هستند بسیار مهم است، چرا که به دلیل بی‌انصافی دلالان و واسطه‌ها، محصولی که از کشاورز با قیمت خیلی پایین‌تر خریداری می‌شود، با قیمت بسیار بالایی به دست مشتری می‌رسد. در حالی که حضور در مارکت پلیس‌هایی مثل «باسلام» به نفع هر دو طرف معامله است. هم تأمین‌کننده می‌تواند با قیمت مناسب‌تری محصولات را بفروشد و فروش بیشتری داشته باشد و هم مصرف‌کننده می‌تواند خریدی بدون واسطه و با قیمت پایین‌تر از بازار داشته باشد.»نظر آقای فلاح پیشه را در مورد مشکلات فروش آنلاین پرسیدم که ایشان گفتند: « بزرگ‌ترین چالشی که بهتر است قبل از راه‌اندازی مدنظر داشت، اعتمادسازی برای مشتری و تلاش برای ثبت تجربه خرید است و در نهایت با لحاظ کردن همه این موارد، غرفه دار می‌تواند در حوزه کاریش موفق شود.»با خواندن نظرات این 3 غرفه دار به این نتیجه می‌رسیم که لمس کردن کالا تنها چالش فروشندگان آنلاین نیست، چرا که قیمت مناسب می‌تواند به کلی بازی را عوض کند.</description>
                <category>مینا افجه</category>
                <author>مینا افجه</author>
                <pubDate>Mon, 14 Mar 2022 12:25:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از تغییر نترس!</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D9%86-m6eprii297rk</link>
                <description>همه چیز همونجور که باید اتفاق میفته،دیر و زودش رو بعدا میفهمیماگه تازه میخواین وارد بازار کار بشین، یا خیلی وقته دارین به این فکر میکنین که دلتون نمیخواد تا آخر عمرتون همین کار فعلیتونو ادامه بدین ولی میترسین با عوض کردن حوزه شغلیتون، آینده خوبی در انتظارتون نباشه، سری پست های من از تجربه کارهای مختلفی که تا الان یعنی 32 سالگیم انجام دادم رو بخونید، شاید بتونه بهتون کمک کنه.سیر اتفاقات زندگی همیشه برای من موضوع جذابیه؛خیلی وقت ها به خودم میگم اگه در یک لحظه خاص از زندگیم فلان تصمیم رو نگرفته بودم،مثلا وقتی میخواستم سر قراری برم یا جلسه کاری ای داشتم، اولین تاکسی منو به مقصد نرسونده بود یا قطار مترو تاخیر داشت و من دیرتر رسیده بودم، تلفنی که بی موقع زنگ زده بود و مجبور شده بودم 10 دقیقه دیرتر از خونه بیرون بیام ، یا تو شغل های مختلفم با یه همکاری دوست نشده بودم  و ...و هزار تا اتفاق ریز و درشت دیگه ، اگه هرکدومشون یه شکل دیگه بودن، باعث میشدن کل زندگی من عوض بشه و الان این جایی نباشم که دوسش دارم.جاده چالوس صندوق داری تا سایه نویسی، مسیر پر پریچ و خم یک مولتی شغلهمن یه مولتی شغله ام و دست رد به سینه هیچ کاری نمیزنم. اوایل دوره دانشجوییم، به واسطه شغل مادرم، به عنوان صندوقدار تو داروخانه یکی از دوستان مادرم کار کردم، بعد چون صندوق به قسمت آرایشی بهداشتی نزدیک بود و منم عاشق این محصولات بودم ، سعی میکردم به حرف کارشناسای فروش و ویزیتورای شرکت های مختلف گوش کنم و یاد بگیرم، بعضی روزا که یکی از اونا نمیومد، از من میخواستند بهشون کمک کنم. کم کم تعداد کالاهایی که میتونستم بفروشم بیشتر شد و بعد از تقریبا یک سال که کارشناس فروش دیگه نیومد، من شدم کارشناس فروش بخش آرایشی بهداشتی داروخانه. در این حین سعی میکردم از طریق کاتالوگ محصولات، شرکت تو دوره هایی که خود برند ها برای ویزیتورها برگزار میکردند یا سرچ های شبانه تو اینترنت، با کلیت محصول آشنا شم و در مورد پوست و انواع مشکلات پوستی اطلاعاتم رو بیشتر کنم.بعد از دو سال تصمیم گرفتم برم یکی از داروخانه های معروف و اونجا کار کنم. شرایط داروخانه جدید این بود که اصلا به تجربیات قبلیم توجهی نداشت و باید از صفر شروع میکردم؛ اما اینقدر دوست داشتم اونجا کار کنم که برام اصلا مهم نبود. پس کار کردم و کار کردم و کار کردم تا کم کم تونستم پیشرفت کنم. در همین حین داروخانه مرکزی جمالزاده، تمرکز اصلیشو برای فروش آنلاین گذاشت و منم با پیشنهادات و روابط دوستانه ای که در دوره اول کاریم شکل داده بودم و البته به خاطر اینکه ازدواج کرده بودم و دیگه نمیتونستم شیفت عصر کار کنم، با حمایت مدیر داروخانه، وارد بخش تولید محتوای سایت داروخانه یعنی داروکده شدم و تونستم به کمک مدیر IT و بچه های دیگه کم کم با حوزه فروش آنلاین هم آشنا شم.شوخی دوستانه ای که استعدادم رو لو دادیادمه به خاطر محیط دوستانه ای که تو فضاهای استارت آپی هست، بعضی وقتا موقع ناهار مسخره بازی درمیاوردم و با لحن اون خانمه که تو مترو صحبت میکنه با همکارام حرف میزدم. هیچ وقت نمیدونستم چند سال بعد، همین موضوع باعث میشه که برای تولید ویدیو کست ازم بخوان که راوی باشم. حتی هیچ وقت واقعا فکر نمیکردم برای این کار صدای خوبی دارم.خلاصه ... گذشت و گذشت تا من و همسرم تصمیم گرفتیم بیخیال کار کارمندی بشیم، دلیل اصلیشم سفری بود که رفته بودیم و انگار بهمون وحی شده بود که زندگی خیلی کوتاه تر از اونه که یه جا بمونی، پس کافه خودمونو راه انداختیم. در مورد راه اندازی کافه تو پست های بعدی مفصل میگم، اما نتیجه این شد که بعد از 2 سال که تازه داشتیم پیشرفت میکردیم، کرونا وارد زندگی بشریت شد و ما خونه نشین شدیم. پس تصمیم گرفتیم ببینیم حالا چی کار میتونیم بکنیم، بماند که چند ماه اول دوران سخت و پر از افسردگی ای داشتیم اما بالاخره راهمونو پیدا کردیم، چه طوری؟ همسرم چون همیشه دستی به قلم داشت تصمیم گرفت وارد حوزه کپی رایتینگ بشه. بعد از چند تا مصاحبه، تو شرکت آسرون مشغول به کار شد. یه مدت بعد تیم دیجیتال مارگتینگ سایت تصمیم گرفت برای افزایش بازدید و کلی فوت وفن و اصطلاحات سئویی دیگه که من بلد نیستم، پادکست تولید کنه و من هم رزومه هامو فرستادم و شروع به همکاری با اونا کردم.اما ... در کنارش به واسطه همکار خوبی که همسرم داشت، شبکه آشناییمون با افراد دیگه در این حوزه بیشتر شد و تصمیم گرفتیم پروژه های فریلنسری خارج از کار رو هم قبول کنیم و بشیم گوست رایتر، چون عشقمون نوشتن بود . </description>
                <category>مینا افجه</category>
                <author>مینا افجه</author>
                <pubDate>Wed, 09 Feb 2022 15:29:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باید و نبایدهای تبلیغات کلیکی، از زمان مناسب گرفته تا محتوا!</title>
                <link>https://virgool.io/EBService/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-qtek1deriyy3</link>
                <description>این روزها کمتر کسب و کاری است که تا به حال تبلیغات در فضای وب را برای بالا بردن تعداد مشتریان خود، امتحان نکرده باشد. اگر تا حالا فوت و فن‌های دیجیتال مارکتینگ را برای ارتقا و بیشتر دیده شدن کسب و کار خود امتحان کرده‌اید، احتمالاً با تبلیغات کلیکی هم آشنایی دارید.«گروه تبلیغات دیجیتال دیما» از جمله ارائه‌دهندگان خدمات در زمینه تبلیغات کلیکی و آگاهی از برند است که در زمینه تبلیغات آنلاین، می‌تواند شما را به اهدافتان در تمامی کانال‌های ممکن از جمله فضای وب و سوشال، برساند. تبلیغات کلیکی، انواع و اقسام مختلفی دارد که به عقیده خیلی‌ها، بهترین نوع آن افیلیت مارکتینگ است.در ادامه متن آمار به دست آمده توسط پلتفرم‌های مختلف تبلیغات «گروه تبلیغات دیجیتال دیما» را با شما در میان می‌گذاریم تا با ظرفیت‌های حوزه تبلیغات کلیکی، برندآگاهی و نتیجه محور (افیلیت)، بیشتر آشنا شوید:افیلیت مارکتینگ چیست؟قبل از هر چیز، باید با معنی عبارت افیلیت مارکتینگ آشنا شوید. در تبلیغات به این شیوه جدید، تا مشتری وارد فروشگاه اینترنتی شما نشود و چیزی نخرد، پولی از جیب شما نمی‌رود.در حقیقت در تبلیغات کلیکی به روش افیلیت مارکتینگ ، شما به ناشران برای فروش و یا ایجاد سرنخ‌های فروش پول پرداخت می‌کنید. ناشر، سایت، صفحه اینستاگرام، کانال تلگرام و امثال آن است که با قرار دادن بنر و لینک شما، به نوعی در فروش با شما همکاری می‌کند و بابت این همکاری، باید کمیسیون مشخصی را بپردازید. افیلیت مارکتینگ در ایران، حوزه‌ای نوپاست که می‌تواند برای افرادی که قصد دارند تا با اینفلوئنسر شدن و گرفتن تبلیغات کسب درامد کنند، جذابیت زیادی داشته باشد.آدم‌های شکمو، تبلیغات شما را بیشتر می‌بینند!بر اساس آمار کلی پلتفرم‌های تبلیغات نمایشی (کلیکی) دیما، دیما افیلیت و دیما سوشال،تبلیغ کالا و خدمات شما را بیشتر کسانی می‌بینند که به دنبال محتوای مرتبط با آشپزی و رستوران هستند. آدم‌هایی که بیشتر زمان وب گردی خود را به شبکه‌های اجتماعی اختصاص می‌دهند و مخاطبان محتوای مرتبط با ابزار، در رده‌های بعدی صف مشتریان احتمالی شما قرار دارند. نمودار زیر که توزیع دفعات نمایش تبلیغات بر اساس محتوای ناشر در 6 ماهه نخست سال 1400 را نشان می‌دهد، اثبات کننده ادعای ماست:فروشگاه اینترنتی خود را کجا راه‌اندازی کنید بهتر است؟آمار عملکرد 6 ماهه دیما در نیمه اول سال 1400، حاکی از این است که هنوز هم جذاب‌ترین بستر برای راه‌اندازی فروشگاه اینترنتی، اینستاگرام است. تعداد بالای کاربران این شبکه اجتماعی و میزان اهمیت آن در کشور ما، باعث شده که بسیاری از صاحبان کسب و کارها، قید راه‌اندازی سایت و دنگ و فنگ‌های آن مثل سئو و ... را بزنند و اینستاگرام را به عنوان اصلی‌ترین ابزار برای جذب مخاطب انتخاب کنند. آمار تفکیکی تعداد کمپین‌های تبلیغاتی اجرا شده در پلتفرم برندهای دیما، نشان‌دهنده این است که 37 درصد تبلیغات نمایش داده شده، کاربر را به صفحه‌ای در اینستاگرام ارجاع می‌دهد.شب‌زنده‌داران، مشتری‌های بالقوه شما هستند!تئوری‌های زیادی در مورد مناسب‌ترین ساعت برای نمایش تبلیغات و جذب مشتری وجود دارد، اما گزارش عملکرد دیما در 6 ماهه نخست سال 1400، ممکن است برخی از آن‌ها را نقض کند. بر اساس این گزارش، بین ساعت‌های 13 تا 17، مخاطبان بیشتری تبلیغات شما را می‌بینند.درست است که تعداد مخاطبان بازدیدکننده از تبلیغات شما در ساعات بعد از نیمه‌شب در کف خود قرار دارد، اما این مخاطبان را دست‌کم نگیرید. این‌ها همان مشتریان وفادار شما هستند که با وجود کم بودن تعداد، احتمال خرید آن‌ها بیشتر است. چرا نرخ کلیک آن‌ها روی تبلیغات شما، تقریباً با کسانی که در ساعت‌های 13 تا 17 اقدام به خرید اینترنتی می‌کنند، برابر است. برای اطمینان بیشتر، نمودار توزیعی زیر را ببینید:البته نمودار تعداد سفارشات و مبلغ اختصاص‌یافته به آن‌ها در ساعات مختلف شبانه‌روز، شاید کمی بازی را عوض کند. چرا که این نمودار به شما می‌گوید که هر کسی حاضر نیست برای نمایش تبلیغاتش در ساعات بعد از نیمه‌شب ریسک کند و اکثر سفارش‌های تبلیغات، بین ساعت‌های 11 تا 13 ثبت می‌شوند. همچنین اکثریت سفارش‌دهندگان بین ساعت‌های 14 تا 16 برای تبلیغات سرمایه‌گذاری می‌کنند.سرگرمی، محبوب‌ترین موضوع بین مشتریان احتمالی شما!اگر قصد ساخت اپلیکیشن و بازی برای کسب درامد از طریق جذب تبلیغات را دارید، به سراغ موضوعاتی مثل سرگرمی، رانندگی، شبکه‌های اجتماعی، ابزار و آشپزی و غذا بروید، بعید است سرتان بی‌کلاه بماند! نمودار زیر، سهم ناشران موجود در هر دسته اپلیکیشن را از درآمد تبلیغاتی نشان می‌دهد:برای گرفتن تبلیغ بیشتر، مخاطب را بخندانید!همان‌قدر که فضای اینستاگرام برای راه‌اندازی کسب و کار آنلاین جذابیت دارد، همان‌قدر هم برای سفارش تبلیغات، محبوب است. 32 درصد ناشران تبلیغات که با دیما همکاری می‌کنند، در فضای اینستاگرام فعالیت می‌کنند که 42 درصد آن‌ها بین 100 تا 500 هزار دنبال کننده دارند. پس برای سفارش تبلیغات در اینستاگرام، اینفلوئنسرهای متوسط را دست‌کم نگیرید و اگر قصد دارید تا از طریق اینفلوئنسر مارکتینگ کسب درامد کنید، به تعداد دنبال کننده میلیونی فکر نکنید. نمودار زیر، همکاران دیما سوشال را به تفکیک تعداد مخاطب، دسته‌بندی کرده است:همچنین اگر قصد اینفلوئنسر شدن را دارید، بدانید که تولید محتوا در زمینه بازی، سرگرمی، کلیپ و طنز، درامد بیشتری را برای شما به ارمغان می‌آورد. اینجا هم شکم نقش مهمی دارد، چرا که محتوای مرتبط با آشپزی و غذا، در رتبه دوم کسب درامد از طریق تبلیغات، قرار گرفته است. در نمودار زیر ناشران دیما سوشال را به تفکیک حوزه فعالیت، می‌بینید:بیش از 3 میلیارد نمایش تبلیغ ماهانه، 120 هزار نصب اپلیکیشن در روز و رشد 92 درصدی دفعات نمایش تبلیغات در شبکه دیما در فاصله زمانی یک سال، اعداد و ارقامی هستند که نمی‌توانید از آن‌ها چشم‌پوشی کنید. همچنین امروزه 15 درصد از کل درامد تجارت الکترونیک جهان از طریق افیلیت مارکتینگ به دست می‌آید و با دیما می‌توانید سهمی در این درآمد، داشته باشید.</description>
                <category>مینا افجه</category>
                <author>مینا افجه</author>
                <pubDate>Sat, 29 Jan 2022 17:10:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بالاخره مشتری باشیم یا فروشنده ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_55653881/%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-rzifiogcpbge</link>
                <description>قسمت دوم      با دیجی کالا، راه افزایش فروش کوتاه‌تر استشرایط زندگی برای همه ما از اسفند 98 و پس از شیوع ویروس کرونا، تغییر زیادی کرده است. از شرایط دورکاری کارمندان و مشکلات مربوط به آن گرفته تا از بین رفتن کسب‌وکارها و ورشکستگی‌های تلخ؛ اما کسانی هم بودند که توانستند از دل همین روزهای تاریک، فانوسی به دست بگیرند و اجازه ندهند این ویروس کوچک، زندگی آن‌ها را از بین ببرد. دیجی کالا، با قرار دادن پنل فروش برای صاحبان مشاغل مختلف، فرصتی را به وجود آورده تا هرکسی حتی با کمترین سرمایه، بتواند از این بستر استفاده کند و درزمانی خیلی کوتاه‌تر، به کسب‌وکار خود رونق دهد. تنها شرط آن‌هم داشتن اراده کافی، سخت‌کوشی و ریسک‌پذیری است. در این نوشته قصه افرادی را می‌خوانیم که با همکاری با دیجی کالا، توانسته‌اند به کسب‌وکار خود رونق ببخشند:                                     شرکت خشکبار عرشیاخانم احمدی، سمت مدیریت ارشد فروش شرکت خشکبار عرشیا را در اختیار دارد. این شرکت از 2 سال پیش، علاوه بر فروش محصولاتش درفروشگاه خود، بادیجی کالا هم شروع به همکاری کرده‌اند. محصولات این مجموعه در دسته کالاهای سوپرمارکتی قرار می‌گیرد و در حال حاضر با نزدیک به 270 کالای فعال، از فروشندگان موفق دیجی کالا به شمار می‌روند. در ادامه تجربه‌های ایشان از همکاری بادیجی کالا و چالش‌های مربوط به آن را می‌خوانیم:در دیجی کالا، از ریسک کردن پشیمان نمی‌شویدهیچ فروشنده‌ای نیست که به دنبال افزایش فروش و درآمد نباشد و این روزها که اقبال مردم به خرید اینترنتی خیلی بیشتر از قبل شده است، با توجه به اعتمادی که دیجی کالا بین مردم در این سال‌ها به دست آورده، برای هر صاحب کسب‌وکاری فرصت مناسبی است تا با آگاهی کامل، فعالیت خود را شروع کرده یا توسعه دهد.. چند وقت بعدازاین‌که محصولاتمان را در دیجی کالا هم برای فروش گذاشتیم، توانستیم با توجه به حجم بالای بازدید روزانه از سایت و مخاطبان، فروش خود را به‌تدریج بیشتر کنیم.اوایل با توجه به دسته‌ای که محصولات ما در آن قرار دارد، درآمد بالایی نداشتیم؛ اما به‌تدریج با کمک تیم تولید محتوای دیجی کالا و ابزارهای بررسی داده‌ها در پنل فروشمان، درآمد روزانه خود را افزایش دادیمدیجی کالا، هم‌سفر شما در این مسیر استهمیشه قدم اول هر کاری سخت‌ترین بخش آن است. چراکه در این مرحله ابهام در مورد آینده کاری، سؤالات زیاد و بی‌جواب و ترس از ناشناخته‌ها، می‌تواند استرس زیادی را به فرد وارد کند؛ اما دیجی کالا، با به‌کارگیری یک تیم تولید محتوا، به صاحبان کسب‌وکار های مختلف کمک می‌کند تا اگر با روش‌های فروش اینترنتی هم آشنایی ندارند، خیالشان راحت باشد که می‌توانند جایگاه خودشان را در این بازار پر رقیب به دست بیاورند. وقتی در ابتدای کارمان، مشکلی به وجود می‌آمد و نمی‌دانستیم که باید برای حل آن چه‌کار کنیم، تیم پشتیبانی دیجی کالا، به ما کمک می‌کردند تا از پس آن مشکل بربیاییم و تمرکزمان را روی فروش بگذاریم. ما با شرکت به‌موقع در پروموشن‌ها و قرار دادن محصولاتمان در کالاهای شگفت‌انگیز، توانستیم فروش خود را افزایش دهیم.با دیجی کالا خیلی سریع‌تر بین مردم شناخته شدیماز وقتی امکان ارسال توسط فروشنده در پنل فروش کسب‌وکارها قرارگرفته، ما تصمیم گرفتیم با توجه به امکانات مجموعه و در نظر گرفتن همه جوانب، این بخش را فعال کنیم تا محصول را خیلی سریع‌تر از بازه ارسالی دیجی کالا به دست مشتری برسانیم. این اتفاق باعث شد تا مشتریانی را که به محصول موردنظر خود نیاز فوری دارند را از دست ندهیم و بتوانیم ترفند جدیدی را برای فروش بیشتر محصولمان به کار ببریم.پیشنهاد ویژه، بخش چالش‌برانگیز ماجرا!دیجی کالا همیشه تمام تلاش خود را می‌کند تا هم صاحبان مشاغل و هم مشتریان را راضی نگه دارد؛ اما در حال حاضر یکی از چالش‌های مجموعه ما، محدودیت‌هایی است که سر راه فروشمان قرار دارد. برای مثال، قرار دادن محصول در بخش کالاهای شگفت‌انگیز، یکی از موقعیت‌های خوبی است که می‌توانیم فروشمان را بیشتر کنیم؛ اما اگر کالای خاصی را در دسته محصولات شگفت‌انگیز قرار دهیم و بعد از چند ساعت کل محصول به فروش برسد، برای شارژ مجدد آن باید تمام‌مسیر ثبت کالا در بخش شگفت‌انگیزها، تأیید توسط پشتیبانی و ... را پشت سر بگذاریم. این موقعیت، گاهی چند ساعت زمان می‌برد و موجب می‌شود که فرصت فروش آن محصول را از دست بدهیم . علاوه بر این، سقف مشخصی از تغییر قیمت برای کالا وجود دارد که در صورت افزایش قیمت کالا تا این سقف تا مدت معینی اجازه فروش آن را به‌عنوان کالای شگفت‌انگیز نداریم. امیدوارم به‌مرورزمان این مشکلات برطرف شود و فروشندگان بتوانند محصولات بیشتری را برای فروش در دیجی کالا عرضه کنند.                                         شرکت اسنس گالرینفر دومی که از تجربیات همکاری خود با دیجی کالا می‌گوید، آقای نراقی مدیر شرکت اسنس گالری است. ایشان همکاری خود با دیجی کالا را از اواخر سال 1389 و به‌عنوان تأمین‌کننده دوربین‌های عکاسی دیجیتال شروع کرد و 6 سال بعد با حضور در مارکت پلیس دیجی کالا و فروش محصولات بهداشتی و عطر و اودکلن، دامنه کاری خود را در این سایت توسعه داد. این شرکت در حال حاضر با حدود 2900 کالای فعال در دسته زیبایی و سلامت، یکی از فروشندگان باسابقه و موفق دیجی کالا به شمار می‌رود که قطعاً خواندن تجربه همکاری ایشان با دیجی کالا، برای فروشندگان تازه‌وارد و صاحبان کسب‌وکارهای بزرگ، نکات مهمی را در بردارد:سبد کالای متنوع و فروش بیشتربه‌عنوان کسی که در ابتدا به‌عنوان تأمین‌کننده با دیجی کالا شروع به فعالیت کرده، می‌توانم بگویم که یکی از لازمه‌های فروش بیشتر، متنوع بودن محصولاتی است که عرضه می‌کنید. به‌صورت میانگین از تعداد کل کالاهایی که برای فروش دارید، بین 10 تا 15 در صد آن‌ها روزانه به فروش می‌رود و با یک حساب‌وکتاب ساده متوجه می‌شوید که هرچقدر تعداد محصولاتی که عرضه می‌کنید تنوع بیشتری داشته باشد، فروش روزانه شما به‌مراتب افزایش پیدا می‌کند.مثل همه فروشندگان دیگر، برای شرکت ما هم قرار دادن محصولات در بخش کالاهای شگفت‌انگیز و شرکت در پروموشن‌ها، از تجربه‌های لذت بخشی است که همچنان با تکرار آن‌ها از فروش بالا و سریع محصولاتمان لذت می‌بریم.تنوع محصول، شمشیر دو لبه!تنوع محصول، چالش‌هایی را هم به همراه دارد. برای مثال، اگر بخواهیم محصولات یک دسته مثل عطر و اودکلن که تنوع بالایی دارند را در پروموشن‌ها بگذاریم و درصد تخفیف متفاوتی را برای هر کالا در نظر بگیریم، نمی‌توانیم به‌صورت گروهی این کار را انجام دهیم و باید جداگانه برای هر کالا، وقت بگذاریم.واردکردن تمامی این اعداد برای فیلد قیمت محصول، درصد تخفیف و زمان قرارگیری آن در پروموشن، فرآیند زمان‌بری است که موجب می‌شود از بازه زمانی پروموشن‌ها عقب بمانیم. امیدوارم تیم دیجی کالا، برای رفع این مشکل ابزاری را به پنل اضافه کند تا بتوانیم با سرعت بالاتری محصولاتمان را در پروموشن‌ها شرکت بدهیم.ارسال توسط فروشنده یعنی سود بیشتردر حال حاضر، هر فروشنده‌ای بعد از شروع همکاری خود با دیجی کالا می‌تواند از امکان ارسال توسط فروشنده هم استفاده کند. پس بهتر است با توجه به ابعاد کسب‌وکارتان و حجم تنوع محصولاتتان این مسئولیت را بر عهده بگیرید.ما تصمیم گرفتیم با توجه به مختصات کارمان، از امکان ارسال توسط فروشنده استفاده کنیم و هزینه‌های جانبی خودمان را کاهش دهیم. هزینه‌هایی که در تعداد بالای فروش، عدد کمی نیست و حاشیه سود ما را بالا می‌برد. چند ماه بعد هم با فعال کردن بخش ارسال به سراسر ایران، توانستیم جامعه آماری مشتریانمان را تا حد زیادی افزایش دهیم.خوشبختانه دیجی کالا، در جلسات گروهی با فروشندگان، این امکان را به صاحبان کسب‌وکارهای بزرگ می‌دهد تا با مطرح کردن مشکلاتشان و مشورت با سایر فروشندگان، بتوانند به برطرف کردن مسائل کمک کنند و به کمک دیجی کالا، پنل فروش خود را بهتر مدیریت کنند.ارسال توسط فروشنده: سودآور اما چالش‌برانگیزاما همان‌طور که تنوع سبد کالای فروش در کنار افزایش درآمد، چالش‌هایی را نیز به همراه دارد، ارسال از طرف فروشنده هم موانعی را سد راه خود دارد. اگر بخواهم در مقام یک مشتری دیجی کالا صحبت کنم، باید بگویم که امکان لغو سفارش قبل از تحویل کالا، یک مزیت خیلی بزرگ است؛ اما از دیدگاه یک فروشنده، وقتی این ارسال به‌خصوص از طریق پست و برای شهرهای دیگر باشد، شرایط کمی ناخوشایند می‌شود. مثلاً از زمانی که ما سفارش را می‌بینیم، 3 روز فرصت داریم تا آن را تحویل پست دهیم و پست هم 7 روز فرصت دارد تا جنس را به دست مشتری برساند؛ اما اگر در طول این بازه، مشتری سفارش را کنسل کند، دسترسی ما به پست برای اعلام لغو سفارش نزدیک به صفر است.خوشبختانه، این مشکل به‌مرورزمان در حال برطرف شدن است؛ اما پیشنهاد من برای مدیریت بهتر آن، مشخص کردن بازه زمانی مجاز برای لغو سفارش ثبت‌شده است. به‌این‌ترتیب، هم مشتری با دقت و اطمینان بیشتری خرید خود را ثبت می‌کند و هم ما با توجه به بازه زمانی ارسال از انبار، می‌توانیم لغو شدن سفارش را بررسی کنیم و در صورت نیاز، محصول را تحویل پست دهیم.بازار بزرگی که اگر بخواهید می‌توانید به‌راحتی در آن سود کنیدبا توجه به این‌که در حال حاضر تمایل مردم به خرید اینترنتی بیشتر شده و در نظر گرفتن این نکته که دیجی کالا در حال حاضر علاوه بر یک فروشگاه اینترنتی، برای خیلی از افراد تبدیل به منبعی برای بررسی و تحلیل قیمت‌ها شده، اگر کسی مشتاق باشد که در حوزه فروش کار کند، حتماً دری وجود دارد که به رویش باز شود. چون دیجی کالا، سال‌هاست فاکتور اصلی برای هر فروشنده‌ای یعنی اعتماد خریدار را جلب کرده و با زیرساخت‌های مناسبی که برای فروش اینترنتی در اختیار صاحبان کسب‌وکارها قرار داده، فرصتی را فراهم کرده تا به‌راحتی بتوانید از این درگاه شناخته‌شده، درآمدزایی داشته باشید.مثلاً خیلی از افراد تأمین‌کننده‌های اصلی و عمده یک کالایی را می‌شناسند.، پس به‌راحتی می‌توانند با استفاده از این روابط، بررسی بازار فروش آن محصول، تحلیل رقبایی که آن کالا را در دیجی کالا عرضه می‌کنند و تخصیص سرمایه و البته ریسک آگاهانه، از پنل فروش دیجی کالا استفاده کنند و به‌راحتی محصولات خود را در اختیار بازدیدکنندگان میلیونی دیجی کالا قرار دهند.                                          شرکت کتابستانشرکت کتابستان، از حدود 2 سال پیش تاکنون با دیجی کالا همکاری می‌کند. کالاهای این مجموعه در دسته کتاب، لوازم‌التحریر و هنر قرار دارد و در حال حاضر با نزدیک به 500 کالای فعال، توانسته یکی از فروشندگان برگزیده دیجی کالا باشد و پیشرفت قابل‌توجهی را کسب کند. در ادامه، روایت آقای کمانی (مدیر این مجموعه) از همکاری با دیجی کالا را می‌خوانیم:فروش در کنار فرهنگ‌سازیبا توجه به سرانه مطالعه کتاب در ایران، بازار کار ما درفروش حضوری رونق چندانی ندارد؛ اما برخلاف تصور خیلی‌ها، ما در مدت کوتاهی توانسته‌ایم با حضور درست و رعایت اصول فروش در بین سلرهای دیجی کالا ، فروش قابل‌توجهی داشته باشیم. قبل از این‌که پنل فروشمان را در دیجی کالا فعال کنیم، عمده‌فروشمان به‌صورت آفلاین و در کتاب‌فروشی بود. ولی پس از مدتی تصمیم گرفتیم تعدادی از کتاب‌هایمان را هم برای فروش در دیجی کالا قرار بدهیم. بعد از تجربه موفقی که در ابتدای کار داشتیم و شاهد بودیم که فروش اینترنتی‌مان از فروش حضوری سبقت گرفت، تصمیم گرفتیم به‌صورت حرفه‌ای وارد فروش آنلاین شویم و با ثبت شرکت در دیجی کالا و در اختیار گرفتن پنل فروش، رونق تازه‌ای به کسب‌وکارمان دادیم.شاید برای همکاران صنف ما که هنوز وارد بازار فروش اینترنتی نشده‌اند باورنکردنی باشد، اما ما توانستیم با حضور به‌موقع در پروموشن‌ها و رصد بازار رقبا، در یک روز بیش‌تر از 120 هزار سفارش بگیریم. اتفاقی که برای شرکتی باسابقه یک سال فروش حرفه‌ای در اینترنت، از یاد رفتنی نیست. در کنار این اتفاق، از تجربه واقعیتی که در آن 120 هزار نفر در سبد کالای خود، کتاب هم خریداری کردند، لذت بردیم و توانستیم نه‌فقط به فروش بیشتر، بلکه به ترویج کتاب‌خوانی هم کمک کنیم.برای فروش بیشتر، روز تعطیل معنا نداردیکی از مواردی که خیلی از فروشندگان به آن توجه نمی‌کنند این است که در روزهای تعطیل و حتی آخر هفته‌ها، بازدید از سایت دیجی کالا به‌شدت بیشتر است. چون مردم وقت آزادتری دارند و فرصت بهتری است که به‌خصوص در این دوران کرونا، همه کالاهای موردنیازشان را یکجا تهیه کنند.پس‌ازاین روزها غافل نشوید، حتماً در تمام طول روز و 7 روز هفته، پنل فروشتان را مرتب بررسی کنید و با شرکت در پروموشن‌ها، قیمت‌گذاری مناسب و اعمال تخفیف‌های معقول که نه غیرواقعی باشد و نه به بازار همکاران دیگر آسیب بزند، فروش خوبی را تجربه کنید. شما با تسلط کافی در حوزه کاری، می‌توانید صفرتا صد تولید محتوای محصولتان را انجام دهید. همچنین با بررسی بازار رقبا می‌توانید از آن‌ها یاد بگیرید و به روش خودتان بهترین تولید محتوا را داشته باشید و با این وسیله، دانش خود را درفروش اینترنتی بالا ببرید.شاید در اوایل کار، ببینید بعضی از همکاران با ایجاد شرایط غیرمنطقی و ناعادلانه، مثل قیمت‌گذاری‌هایی عجیبی که به نفع هیچ فروشنده‌ای نیست، بازار کار شمارا تحت‌الشعاع خودشان قرار داده‌اند، اما کافی است کمی صبور باشید و با گرفتن تصمیمات درست مطمئن شوید که می‌توانید جایگاه خودتان را در این بازار حفظ کنید.ما محصول را می‌فروشیم، ارسالش با دیجی کالاما در آن اوایل، کارمان را در یک دفتر کوچک شروع کردیم و روزانه 20 تا 30 عدد سفارش داشتیم که آن‌ها را به انبار دیجی کالا تحویل می‌دادیم. کاملاً به یاد دارم که همان روزها، آرزو می‌کردم روزی برسد که حجم سفارش‌ها به‌قدری بالا برود که نیاز باشد با وانت کالاها را به انبار برسانیم؛ اما الآن بعد از تقریباً یک سال، این آرزو خیلی بزرگ‌تر برآورده شد و علاوه بر اجاره انبار شخصی، روزانه دو نیسان سفارش را به انبار دیجی کالا می‌رسانیم.ما هنوز بخش ارسال از طرف فروشنده را در پنل فروشمان فعال نکرده‌ایم، زیرا با توجه به حجم کارمان و مسئولیت‌هایی که داریم، هنوز آمادگی لازم برای این کار را نداریم. البته تا وقتی خیالمان راحت است که دیجی کالا به بهترین شکل این کار را انجام می‌دهد، تصمیم گرفته‌ایم فعلاً از این امکان استفاده نکنیم و تمرکزمان را فقط برای فروش بیشتر بگذاریم.پشتیبانی حرفه‌ای برای تازه‌کارها حیاتی استاگر اوایل کارتان باشد، حتماً در طول مسیر بارها و بارها برایتان پیش می‌آید که نیاز دارید از تیم پشتیبانی دیجی کالا برای حل مشکلات جدیدی که با آن روبرو می‌شوید استفاده کنید؛ اما به‌مرورزمان و با پیشرفت کارتان، دیجی کالا پشتیبانی از شمارا بالا می‌برد و پیشنهادی که من به دیجی کالا برای بهبود این سرویس دارم این است که برای فروشندگان تازه‌وارد نیز از همان ابتدای کار، پشتیبانی فعال‌تری را در نظر بگیرد تاکمی از سردرگمی اوایل کارشان کمتر شود.یکی از چالش‌هایی که شاید در مسیر ما وجود دارد، مربوط به روند مرجوعی اجناس است، گاهی پیش می‌آید که جنسی که مرجوع شده، همان جنسی نیست که تحویل داده‌شده است، یا ممکن است کیفیت اولیه خود را ازدست‌داده باشد. البته این موضوع شاید به اخلاقیات مربوط شود و نه به دیجی کالا. اتفاقی که اگر ادامه پیدا کند، دیوار اعتمادی که سال‌ها برای آن زحمت‌کشیده شده را خدشه‌دار می‌کند. در انتها می‌خواهم تجربه همکاری‌ام با دیجی کالا را در یک جمله بگویم: «دیجی کالا، سریع‌ترین، بهترین و مطمئن‌ترین راه برای فروش اینترنتی محصول است.»</description>
                <category>مینا افجه</category>
                <author>مینا افجه</author>
                <pubDate>Tue, 07 Sep 2021 23:42:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بالاخره مشتری باشیم یا فروشنده ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_55653881/%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%AF%D9%87-uvkzyusefz9w</link>
                <description>قسمت اول دود از کنده بلند می‌شودچند سالی هست که در ایران، بازار فروش اینترنتی بسیار پررونق شده و حتی فروشندگان قدیمی‌تر هم که شاید اعتماد زیادی به فروش اینترنتی نداشتند، متوجه شده‌اند که برای بقا در بازار پر رقیب کسب‌وکار، بهتر است از پلتفرم‌های خریدوفروش آنلاین استفاده کنند و محصولات خود را در اختیار مخاطبان بیشتری قرار بدهند.اما از قدیم گفته‌اند که «دود از کنده بلند می‌شود». دیجی کالا سال‌هاست که به‌عنوان اصلی‌ترین پلتفرم خریدوفروش اینترنتی در ایران شناخته می‌شود و کمتر کسی در کشور ما وجود دارد که  نام دیجی کالا را نشنیده  یا  حداقل یک‌بار محصولی را از آن خریداری نکرده باشد. چند وقتی است که دیجی کالا برای حمایت بیشتر از کسب‌وکارها، پنل فروشندگان را به وب‌سایت خود اضافه کرده و از این طریق، فرصت خوبی را برای صاحبین مشاغل به وجود آورده تا بتوانند از این درگاه معتبر، مشتریان بیشتری به دست بیاورند. در این مقاله، ما با تجربیات سه گروه شغلی متفاوت که با استفاده از پنل فروششان در دیجی کالا توانسته‌اند جامعه مشتریانشان را گسترش دهند، آشنا می‌شویم:شرکت چشمه نورعلی شکری، از حدود 4 سال پیش، به‌عنوان مدیر مارکتینگ در شرکت چشمه نور مشغول به فعالیت است. محصولات این شرکت، در دسته لوازم خانه و آشپزخانه قرارگرفته و شامل انواع لوستر، لوازم دکوراتیو، مبلمان و ... می‌شود. چشمه نور در حال حاضر با حدود 3900 کالای فعال توانسته جایگاه خود را در بین مشتریان بیشتر باز کند. علی از تجربه فروش در دیجی کالا می‌گوید:با حمایت‌های دیجی کالا، بیشتر شناخته شدیمهمکاری با دیجی کالا در یک‌کلام «فوق‌العاده» است. ما از اولین مجموعه‌هایی بودیم که در بخش لوازم خانه و دکوراسیون، با دیجی کالا همکاری کردیم و از همان روزهای اول حمایت‌های خوبی را  دیدیم. حمایت‌هایی که باعث شد برند چشمه نور، در مدت کوتاهی به‌سرعت بین مردم شناخته شود و به کمک پشتیبانی دیجی کالا، تنوع محصولاتش را افزایش دهد. خروجی این اتفاق، فروش بیشتر و رضایت بالای مشتریان بود.به نظر من، دیجی کالا پلتفرمی است که به همه کسب‌وکارها در ابعاد مختلف کمک می‌کند تا بتوانند در بازه زمانی کوتاه‌تری ، به افزایش فروش برسند. مهم نیست کسب‌وکار شما کوچک و خانگی است یا صنعتی و بزرگ، اگر محصول شما، مشتری را راضی نگاه می‌دارد و اصول مارکتینگ را رعایت می‌کنید، پس مطمئن باشید مسیر فروش برای شما روشن‌تر از چیزی است که تصور می‌کنید.با دیجی کالا، زمان خاک‌خوری معنا ندارداگر کسب‌وکاری بخواهد برای لانچ محصول خود از شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام استفاده کند، باید از اولین روز زمان و هزینه زیادی خرج کند تا بتواند با محتوای درست و به بهترین شکل، محصول خود را عرضه کند؛ اما همکاری با دیجی کالا، به شما این امکان را می‌دهد که با استفاده از زیرساخت‌های آماده، خیلی به‌صرفه‌تر و باکیفیت بالاتر، محصولات خود را برای فروش بگذارید. شاید بپرسید چرا به‌صرفه‌تر؟مثلاً وقتی کسی برای فروش محصولات خود، یک مغازه‌ای را اجاره می‌کند، باید بخشی از سرمایه خود را برای تجهیز فروشگاه و دکور آن خرج کند، یا حتماً شنیدید که قدیمی‌ترها معتقد بودند که «هر مغازه‌ای باید حداقل یک سال خاک بخورد تا کم‌کم مشتری به دست بیاورد»؛ اما از طریق دیجی کالا، شما می‌توانید مطمئن باشید که در مدت‌زمان کوتاهی، حجم بالایی از بازدیدکنندگان را خواهید داشت و کافی است تمرکز خودتان را بر روی این بگذارید که مخاطبان بیشتری را به سمت خرید از دیجی کالا سوق دهید. چون هر شخصی به‌راحتی می‌تواند از طریق نظرات زیادی که درباره محصول شما وجود دارد و امکان مشاهده عکس محصولاتتان باکیفیت بالا، درزمانی کوتاه و با اعتماد بیشتر، از شما خرید کند.با دیجی کالا، یک برد قطعی داریمازنظر من ، با توجه به امکاناتی مثل بررسی داده‌ها و بخش بازاریابی که پنل فروشندگان دیجی کالا در اختیار کسب‌وکارها قرار می‌دهد، شما کافی است  برای فروش بیشتر در دیجی کالا، تمرکز خودتان را روی تولید محتوای اصولی بگذارید. به‌عنوان‌مثال، یکی از اقلام پرفروش چشمه نور، لوستر است و هر خریدار این محصولی ، دوست دارد تا تصوری از لوستر موردنظر در فضای خانه داشته باشد. پس شما می‌توانید با عکاسی درست از محصولات، امکان بررسی کالا از زوایای مختلف و حتی قرار دادن آن در فضای کاربردی مربوطه، خیال مشتری را از مناسب بودن محصول برای نیازش راحت کنید و خرید راحت‌تری را برایش به وجود بیاورید.همچنین می‌توانید با تولید ویدیوهای مناسب و قرار دادن توضیحات مهم و کاربردی، محصولات خودتان را بهتر معرفی کنید و با استفاده از امکاناتی مثل تبلیغات کلیکی دیجی کالا، خودتان را برای حجم بالای فروش آماده کنید.به‌عنوان نکته آخر، پیشنهادی برای فروشندگان تازه‌وارد دارم و آن‌هم این است که حتماً برای فروش اصولی محصول خود، وقت بگذارید و از امکانات حمایتی دیجی کالا نهایت استفاده را ببرید. مثلاً اگر در لحظه ثبت سفارش کالایی، محصول در انبار شما موجود نبود، این موضوع را سریعاً به مسئولین مربوطه در دیجی کالا اطلاع دهید و هیچ‌وقت بدون هماهنگی، محصولی را حتی با 99 درصد شباهت به‌عنوان جایگزین محصول دیگر نفرستید ، چون قطعاً با این کار به کسب‌وکار خودتان و دیگر فعالان دسته کالایی خودتان ضرر بزرگی زده‌اید.شرکت چای عمادسعیده علوی قائم‌مقام شرکت چای عماد، نفر دومی است که از تجربه همکاری خود با دیجی کالا می‌گوید. این شرکت با بیش از 1000 کالای فعال، بیشتر محصولات خود را در دسته کالای سوپرمارکتی به فروش می‌رساند.قصه خانم علوی، می‌تواند انگیزه لازم برای خیلی از صاحبین مشاغل به‌خصوص کسانی باشد که سرمایه کمی دارند و نمی‌دانند از کجا باید شروع کنند. همکاری این مجموعه با دیجی کالا، بعد از یک ورشکستی در کارشان اتفاق افتاد. اما در حال حاضر، این شرکت ،  یکی از موفق‌ترین فروشندگان دیجی کالا به شمار می‌رود. این موضوعی است که می‌تواند حتی به ناامیدترین افراد، انگیزه کافی را بدهد که حتی در تاریک‌ترین لحظات هم می‌توان چراغی روشن پیدا کرد.آغاز فروش محصولات این شرکت در دیجی کالا به سال 97 بازمی‌گردد و جالب است بدانید که آن‌ها در قدم اول، کارشان را از خانه شروع کردند. مدتی بعد با توجه به تجربه موفقی که از فروش چای در دیجی کالا داشتند، کالای دیگری از دسته آرایشی بهداشتی را نیز برای فروش گذاشتند. یکی از خاطراتی که هنوز طعم شیرین آن در ذهن خانم علوی مانده، فروش 6000 ریمل  تنها در 2 روز و در قالب یکی از پیشنهادهای شگفت‌انگیز دیجی کالا است که نقطه شروعی مجدد برای ادامه مسیر زندگی‌شان بود. تجربه همکاری این مجموعه با دیجی کالا را در ادامه می‌خوانید:من با دیجی کالا رشد کردماگر به‌عنوان یک صاحب کسب‌وکار، سقف آرزوهایتان بلند باشد، میدانید که برای پیشرفت شغلی باید دانش خود را هرروز بیشتر کنید. به باور من، حمایتی که از سمت دیجی کالا در فراهم کردن زیرساخت‌های لازم برای فروش اینترنتی وجود دارد، تکیه‌گاه محکمی است تا کسب‌وکارهای کوچک بتوانند با سرمایه کم خود از آن نهایت استفاده را ببرند. صاحبین چنین مشاغلی به‌محض عرضه محصولات خود در دیجی کالا، خیالشان از بابت فروش راحت می‌شود و می‌دانند اگر مشکلی به وجود بیاید، همیشه تیم دیجی کالا در کنارشان است تا بتوانند آن مشکل را برطرف کنند  .برای رسیدن به هدف، شرط اول «شروع درست» استدیجی کالا با زیرساخت‌هایی که برای فروش اینترنتی فراهم کرده این امکان را برای دامنه وسیعی از کسب‌وکارها به وجود آورده که بتوانند ضمانتی قطعی برای فروش محصولشان داشته باشند. اگر کسب‌وکار کوچکی دارید و حتی از خانه مشغول به فعالیت هستید، می‌توانید باعرضه محصول خود در دیجی کالا با صرف زمان و هزینه کم، از فروش کالایتان خاطرجمع شوید. این دو پارامتر، لازمه اصلی فروش بیشتر در پلتفرم‌های دیگر هستند. حتی اگر صاحب کسب‌وکاری بزرگ و شناخته‌شده‌تر هستید، حتماً میدانید که می‌توانید با ارائه محصولاتتان در دیجی کالا، Brand awareness خودتان را بدون صرف هزینه‌های گزاف، ارتقا دهید.پیشنهاد من برای فروشندگان تازه‌کار، استفاده از ابزارهای مختلف پنل فروش دیجی کالا مثل نحوه قیمت‌گذاری مناسب، بازاریابی و شرکت در پروموشن‌های مختلف است. چون استفاده از این ابزارها باعث می‌شود بازدید مخاطبان از کالای شما بالاتر برود و از  محصول دلنشنین آن یعنی فروش بیشتر لذت ببرید ،  اتفاقی که هر فروشنده‌ای را به رونق بازار کار خود امیدوار می‌کند.توصیه دیگر من استفاده از تبلیغات کلیکی دیجی کالا، نشر بنر در وب‌سایت و استفاده از دوره‌های آموزشی دیجی کالا برای فروشندگانی است که پیش‌زمینه لازم برای فروش اینترنتی و رصد بازار رقبا را ندارند. چراکه تمامی این‌ها ضمانتی قطعی برای فروش بیشتر محصول است. اگر برایتان سؤال است که در گام اول برای فروش در دیجی کالا، یک محصول عرضه کنید یا تنوع محصولاتتان را بالا ببرید، باید به شما بگویم که این موضوع کاملاً به ماهیت کالای شما بستگی دارد. مثلاً یک خانم خانه‌دار که شمع تولید می‌کند و سرمایه بالایی ندارد، بهتر است در گام اول، تمرکز خود را روی تولید محتوای بهتر و فروش بیشتر محصول بگذارد. ولی اگر کسب‌وکار بزرگ‌تری دارید می‌توانید با صرف کمی هزینه تنوع محصولاتی که برای فروش می‌گذارید را بیشتر کنید.کاهش هزینه و مشتری بیشتر، به‌شرط مدیریت درستبا شروع همکاری شرکت با دیجی کالا، تعداد مشتریان ما به‌وضوح افزایش پیدا کرد، اتفاقی که نه‌تنها درفروش حضوری، بلکه در پلتفرم‌های دیگر نیازمند صرف زمان و هزینه خیلی بیشتر بود. این اتفاق باعث شد که ما به‌جای تمرکز برای افزایش تعداد مخاطبان، بررسی ترافیک سایت شخصی و صرف هزینه برای آشنایی آن‌ها با محصول، با استفاده از آپشن ارسال توسط فروشنده و در نظر گرفتن حجم ارسال‌های روزانه، هزینه‌های جانبی خودمان را کاهش دهیم. این موضوع ما را به یک کارآفرین تبدیل کرد و موجب شد که لذت کارمان بیشتر شود.همیشه در هر کاری اوایل مسیر، چندان راحت نیست و چالش‌های خود را دارد. در بحث «ارسال توسط فروشنده»، ما با مدیریت صحیح، توجه به نیاز مشتری و تسلط کافی در حوزه کاری، توانستیم به فروش بیشتری دست پیدا کنیم و می‌توانم به‌جرئت بگویم شعارمان این است: «اگر در کارتان جدی باشید، موفقیت جلوی چشمتان است»در حال حاضر کسب‌وکار کوچک خانگی ما، در حدود 20 کارمند دارد و توانسته علاوه بر پیشرفت در حوزه خود، برای تعدادی از افراد جامعه نیز کارآفرینی کند و اگر این بستر در سال 97 در دیجی کالا فراهم نمی‌شد، نتایج لذت‌بخش آن مشمول افراد کمتری می‌شد.شرکت آریان پاسارگاد لیاننفر سومی که در این یادداشت تجربیاتش را می‌شنویم، سهند پور حسین، مدیر بازرگانی شرکت آریان پاسارگاد لیان است. این شرکت قبل از همکاری با دیجی کالا، محصولات خود را به شکل حضوری و درفروشگاه خود به فروش می‌رساند؛ اما از اسفند سال 1399 و آشنایی با امکان فعالیت در دیجی کالا، آریان پاسارگاد لیان کالاهای تخصصی خود یعنی انواع لوازم‌خانگی را در این وب‌سایت برای فروش قرار داد. با توسعه بازار فروش و اضافه کردن شاخه تلفن‌های همراه، این شرکت توانست بازار مشتریان خود را افزایش دهد و در حال حاضر نزدیک به 15 برند مختلف و 350 کالای فعال در دیجی کالا دارد.این مجموعه توانسته با امکانات فروشی که دیجی کالا برایشان فراهم کرده، وارد عرصه رقابت اینترنتی شود و بتواند علاوه بر فروش محصولات خود به ساکنین تهران، کالاهایش را به اقصی نقاط کشور نیز ارسال کند. سهند از تجربه همکاری خود با دیجی کالا می‌گوید:در دیجی کالا مسیر موفقیت کوتاه‌تر استما می‌دانستیم برای حضور در بازار فروش اینترنتی باید هزینه زیادی را صرف عکاسی از محصول، استخدام نیروی تولید محتوا و ... کنیم؛ اما در دیجی کالا، با صرف هزینه خیلی کمتر و گرفتن کمک از تیم تولید محتوای دیجی کالا، توانستیم محصول خودمان را به صحیح‌ترین شکل ممکن به فروش برسانیم و به نظر من دیجی کالا انقلابی در بازار فروش لوازم‌خانگی به پا کرد .رقابت زنده 24 ساعته در دیجی کالابحث قیمت‌گذاری اجناس در دیجی کالا، موضوعی است که برای هر فروشنده‌ای حائز اهمیت است و توصیه من در این زمینه، رصد دقیق و لحظه‌به‌لحظه قیمت‌هایی است که رقبا برای محصولات مشابه تعیین می‌کنند. توصیه دیگر من، استفاده از پروموشن‌های هفتگی دیجی کالا و شرکت در آن‌ها است. چراکه خروجی این کار، دیده شدن بیشتر محصول و رقابت با سایر فروشندگان خواهد بود. این در حالی است که شما میدانید در این بازار پرمخاطب باوجود کم کردن حاشیه سودتان، می‌توانید میزان فروشتان را به‌قدری بالا ببرید که خروجی آن سود قابل‌توجهی برایتان به همراه می‌آورد.ارائه صحیح محصول به مشتری اهمیت زیادی داردازنظر من، 90 درصد فروش را عکاسی حرفه‌ای از محصول و درج توضیحات کافی برای آن، تضمین می‌کند. شما می‌توانید با گرفتن کمک از تیم تولید محتوای دیجی کالا و ارسال محصول خود برای آن‌ها، مطمئن شوید که همه جوانب برای فروش بهتر شما در نظر گرفته‌شده است.اما در هر کاری همیشه چالش‌هایی هم وجود دارد ، مثلاً در حوزه کاری ما که شامل  ارسال کالاهایی سنگین مثل یخچال است و  نیاز به نیروی انسانی برای حمل‌ونقل دارد  ، بهتر است ترتیبی اتخاذ شود تا مشتری بداند هزینه ارسالی که برای محصول ثبت می‌شود فقط برای تحویل درب منزل بوده و برای جابجایی آن  با توجه به تعداد طبقات ، هزینه جدایی دریافت می‌شود .بارها برای ما پیش‌آمده که مشتری از این هزینه جدا تعجب کرده است . همچنین ،هزینه ارسال بار به‌وسیله حمل‌ونقل آن نیز بستگی دارد ، به‌عنوان‌مثال فردی که کالایی مثل یخچال را حضوری خریداری می‌کند ، حتماً می‌داند که باید هزینه ارسال بیشتری را بپردازد. پس پیشنهاد من به‌عنوان فروشنده اینترنتی این دسته اقلام ، اضافه کردن فیلدی برای مشخص کردن تعداد طبقات در آدرس مشتری است تا هزینه ارسال دقیق‌تر مشخص شود و درنتیجه سرعت تحویل هم بالاتر برود .</description>
                <category>مینا افجه</category>
                <author>مینا افجه</author>
                <pubDate>Tue, 07 Sep 2021 23:39:30 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>