<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های fatemeh malbubi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_55700134</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 07:21:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>fatemeh malbubi</title>
            <link>https://virgool.io/@m_55700134</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آن چه که یک معلم باید از سقراط بیاموزد</title>
                <link>https://virgool.io/Inquiry/%D8%A2%D9%86-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B7-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%AF-wime7wfq8s7e</link>
                <description>نام و آوازه ی سقراط فیلسوف یونانی قرون باستان برای ما  آشناست.  او هیچ نوشته ای از خود باقی نگذاشته است اما به واسطه ی معاصرینش مانند ارسطو و افلاطون و گزنفون و آریستوفانس در طول قرن ها نامش زنده مانده است. ما سقراط را در میان گفت و گوهایی که افلاطون در آثارش به سقراط نسبت داده می شناسیم. در آن دوران، حوادثی مانند طاعون و سلطنت کلنون و قتل و عام ملوس و میکالیسوس و… مردم را آشفته کرده بود. در آن میان سقراط گفت و گو را راهی اثربخش برای آشنایی مردم با مسایل اخلاقی و تعالی روح آدمی یافت و تلاش کرد با آموختن عمل نیک و تفکر درست، معرفت و فضیلت را در جامعه نهادینه کند. او فضیلت که کمال عمل نیک است را همان معرفت یعنی کمال تفکر می داند .اما در مسیر آموزگاری اش از خود تناقضی  تأمل برانگیز نشان می دهد. تناقض در این است که او خودش را بدون معرفت معرفی می کند. او با عرضه این  تناقض، از خود شخصیت بی همتا ساخته بود که می توانست در نقش پژوهشگر، به بحث  با مخاطبانش بپردازد. پژوهش گری که تشنه ی کشف حقیقت بود. او همواره می گفت من نمی دانم و  پیوسته در پی حل مسایل خود هستم و این مسیری بود که سقراط را از سوفیست ها متمایز می کرد: این که معرفتی هست و من باید آن را کشف کنم. این گونه بود که می توانست دیگران را به گفت و گو وادارد و معرفت را از این طریق می آموخت. نظام فلسفی او، طریق عملی چگونه زیستن را می آموزد و نشان می دهد که متخصص، نقشی جز راهنمایی و نقد ندارد و این بهترین راهبرد برای آموختن حقیقی است.توجه به نوشته های افلاطون درباره ی سقرط، می تواند ما را در آموختن شیوه آموزگاری او یاری رساند.افلاطون بعد از مرگ سقراط شروع به نوشتن گفت و گوهای سقراطی کرد. محوریت داستان های او سقراط  است، که در نقش شخصیت اول داستان وارد ماجرا می شود. اما نکته ی قابل توجه این است که سقراط در داستان های افلاطون شخصیتی ثابت ندارد، از این رو دو رویکرد درباره نوشته های افلاطون مطرح شده است:وحدت گرا: این دیدگاه به شلایر ماخر بازمی گردد و در دوران معاصر چارلز از کان نماینده ی آن است. بر اساس این رویکردآن ها اعتقاد دارند پیوستگی و استمرار در تفکر افلاطون وجود دارد، آن چه سبب تفاوت در آثار گفت و گوها شده، اختلاف در سبک ادبی است که افلاطون به کار گرفته است.توسعه گرا:به کارا فردریش هرمان برمی گردد و مسلم می گیرد که افلاطون فلسفه اش را در طی زمان تغییر داد. آن ها مکالمات افلاطونی را در سه دوره ی اولیه، میانی و نهایی  قرار داده اند. از نظر این گروه، افلاطون در مکالمات اولیه قصد دارد شیوه گفت و گوی سقراطی را به گوش یونانیان برساند. ولی در مکالمات میانی و نهایی سقراط تغییر می کند و سقراط بازگو کننده اعتقادات نویسنده می شود. برای آشنایی بیشتر با سقراط، جالب است بدانید روش پرسشگری  او را النخوس می گفتند. النخوس یعنی کمک کردن به متولد شدن ایده ها از شخصی که مورد پرسش واقع شده است.ارسطو این روش سقراط را پراستیک می نامد، به این معنی که از طریق نفی باورهای خود پاسخ دهنده، نظر رد می شود.در مکالمات اولیه النخوس تکنیکی است که سقراط برای کاوش درباره ی ماهیت و یا تعریف مفاهیم اخلاقی استفاده می کند. او به طورمستقیم به رد نظریات نمی پردازد بلکه مخاطب را در تعارض با باورهای پیشین قرار می دهد.البته برخی معتقدند این روش سقراط برای رسیدن به معرفت نیست بلکه برای نشان دادن جهل آدمی است.به طور کلی مراحلی که سقراط برای شیوه ی گفت و گو محور خود می پیمود را این گونه معرفی کرده اند: مرحله اولابتدا از مخاطب مفهوم خاصی می پرسد.مخاطب مثال میزنداز مخاطب می خواهد امر مشترک میان مثال ها را تبیین کند و تعریف کلی درباره مفهوم ارائه دهد.مرحله دومسقراط شروع به النخوس می کند و پرسشگری را آغاز می کند. تحلیل می کند و تمثیل ارائه می کند.مخاطب با بله و خیر جواب می دهداز مخاطب می خواهد متعهد به عقیده ی خود باشد.ناگهان مخاطب خود را در تناقض می بیند و در پایان هر دو سرگشته و حیران به بحث پایان می دهندسقراط با روش پرسشگری خود مخاطب را عملا وارد فرآیند تفکر می کند، این روش می تواند برای معلمین الهام بخش باشد و به عنوان راهبردی مؤثر برای پیشبرد گفت و گو در کلاس درس به کار برد. از این رو معلم باید برای دستیابی به شیوه های گفت و گوی سقراطی با برخی اصول آشنا باشد:در زبان: بداند اعتقاد همزمان به دو امر متناقض محال استدر پرسشگری: آنچه دیگران واقعا عقیده دارند تفسیر کند.بداند چگونه نظرات را به هم ربط دهد.توانایی تشخیص کسانی که ذهنشان درگیر سوال است را داشته باشد.بتواند به مخاطب کمک کند ایده هایشان متولد شودتوانایی انتخاب شرکایی در گفت و گو داشته باشد.بنابراین شیوه ی گفت و گو ی سقراطی  به عنوان راهبردی برای آموزش، دارای ویژگی هایی است که موجب تمایز و برتری آن بر دیگر شیوه های آموزش می شود، از جمله این که:۱- مهم گفت و گو و مواجهه با نظرات یکدیگر است.۲- گفت و گو بهتر از خواندن صورت مکتوب است.۳- ایده ها یا معرفت هایی که حقیقت می پنداریم باید به نحو انتقادی بررسی و ارزشیابی شود.۴-این که انسان چگونه خودش را رشد دهد.۵- پژوهش و فلسفه یک نوع سبک زندگی است برای کسانی که می خواهند زندگی ارزشمندی داشته باشند.برگرفته از کتاب گفت و گوهای فلسفی در کلاس در از پنج منظرنوشته ی روح الله کریمی</description>
                <category>fatemeh malbubi</category>
                <author>fatemeh malbubi</author>
                <pubDate>Wed, 08 Feb 2023 11:34:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب گفت و گوهای فلسفی در کلاس درس از پنج منظر</title>
                <link>https://virgool.io/Inquiry/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88-%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-tfl8gqpgkyhs</link>
                <description>اساس حلقه ی کندوکاو فلسفی برای کودکان، گفت و گو است از این رو مطالعه ی  اصول و شیوه های گفت و گو برای معلمین و کسانی‌که با کودکان در تعامل هستند، می تواند راهگشا باشد.گفت و گوی فلسفی  به عنوان شيوه اي براي آموزش در گذشته سابقه ای طولانی داشته است و می توان نشانه های آن را در تمدن های باستان نیز جست و جو کرد.سقراط فیلسوف یونانی که آوازه ی گفت و گوهای حقیقت جویانه اش به دنیای امروز رسیده است. و در چین باستان نیز شیوه ی آموزش گفت و گو محور بسیار رونق داشته است.  در شیوه ی آموزش گفت و گو محور، فرد در فرآیندی قرار می گیرد که در هر مرحله با مسأله مواجهه ای  تن به تن دارد بنابراین پاسخ برای او به نحو شهودی  بازنمایی می شود. بر اساس باور افلاطون در گفت و گو سیر و سلوک عقلانی فردی برای دستیابی به بصیرت فلسفی لازم است. در سنت ما نیز سهروردی استدلال را نقد کرده است و بصیرتی که به نحو شخصی حاصل شده را پذیرفته است. از نظر او سیر و سلوک و ورود به فرآیند شخصی برای دریافت حقیقت حائز اهمیت است. کتاب «گفت و گوهای فلسفی در کلاس  از پنج منظر» به همت دکتر روح الله کریمی به رشته ی تحریر درآمده است که به بررسی سبک و روش پنج متفکر صاحب سبک در به کارگیری روش های گفت وگو پرداخته و شیوه آنان را  در جهت بهره بردن در حلقه ی کندو کاو فلسفی بسط داده است.   در پیشگفتار این کتاب به اهمیت و نقش گفت و گو  اشاره شده و چشم انداز این کتاب را برای خوانندگان روشن کرده است.در فصل اول به سقراط پرداخته می شود زیرا گفت ‌گوهای سقراطی مبنای تمام تلاش های قرن اخیر برای پیوند فلسفه و آموزش است. از نظر او تفکر شخصی است اما شروع آن ازگفت و گو آغاز می شود.لئونارد نلسون روایت حقیقت گرایانه از سقراط ارائه می دهد که فصل دوم کتاب به آن پرداخته می شودمتیو لیپمن برنامه درسی منسجم برای بردن فلسفه به مدرسه ارائه کرد و حلقه کندوکاو را که هسته ی اصلی آن گفتگواست را واردکلاس های درس کرد. در حقیقت حلقه ی کندو کاو روشی برای تمرین فلسفیدن در یک گروه است. که در فضل سه به او پرداخته می شود.اسکار برنی فیه و کاترین مک کال به نقد و بازبینی لیپمن پرداختند که در فصل چهار و پنج به آن ها پرداخته می شود.در این کتاب گفت و گو از منظر این پنج متفکر بازگو می شود. علت گزینش این رویکردها این است که:۱- این افراد در مبانی و راهکارها و گفت و گوهای فلسفی شیوه ای متمایز ارائه کرده اند.۲- مبانی نظری و معرفتی متفاوتی داشته اند.۳- به این رویکردها به طور مستقل و در برابر یکدیگر پرداخته می شود.۴- همه ی این رویکردها یک گفت وگوی فلسفی را دنبال می کنند.</description>
                <category>fatemeh malbubi</category>
                <author>fatemeh malbubi</author>
                <pubDate>Sun, 04 Dec 2022 15:39:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ضرورت و اهمیت آموزش فلسفه برای کودکان</title>
                <link>https://virgool.io/Inquiry/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-mpn1cppgec9q</link>
                <description>در این مطلب به این مسئله می پردازیم که چرا آموزش فلسفه به کودکان اهمیت دارد. پیش از آن لازم است توجه شما را به سوال دیگری جلب کنم:جامعه متعالی و یا به عبارت دیگر جامعه ی رشد یافته چه جامعه ای است؟  یک فرضیه ی مطرح این است که  انسان عنصر بنیادین جوامع است پس افراد و انسان های کامل و متعالی می توانند جامعه ای متعالی بسازند. اما چگونه انسانی ، می تواند چنین نقشی راایفا کند؟ انسان کامل و متعالی چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟  از جمله ویژگی هایی که می توان برای انسان متعالی تصور کردداشتن قدرت تفکر و تشخیص درست از نادرست است. قدرت تفکر آن چیزی است که  سبب تمایز ما انسان ها با دیگر موجودات این کرهی خاکی شده است. تفکر ویژگی ممتاز ما انسان هاست. تفکر آن چیزی است که انسان را انسان می کند. در این جا پرسش دیگریمطرح است. آیا همین قدر که انسان قدرت تفکر دارد برای رشد و تعالی کفایت می کند؟ آیا همه ی انسان ها بالذات، طریقه ی درست تفکر را می دانند؟ جواب واضح است. اگر همه ی انسان ها طریقه ی درست تفکر را می دانستند، هیچ رأی خطایی رخ نمی داد. بنابراین با وجود ویژگی ذاتی قدرت تفکر در انسان، شیوه ی درست تفکر آموختنی است. در این جا باز به پرسش دیگری می رسیم: چگونه یک انسان متفکر تربیت کنیم؟بدون تردید، بسیاری از ویژگی های شخصیتی انسان ها در دوران کودکی ریشه دارد. از این رو نباید از این دوره ی پر اهمیت غافل بودو آن را زمینه ای برای پرورش انسان هایی متفکر دانست که قرار است جامعه ای رو به رشد بسازند.فلسفه دانشی است که ابزار تفکر درست را در اختیار قرار می دهد. تفکر امری ذاتی و بالفطره است و فلسفه ورزی ابزار پرورش این موهبت خدادادی است.با آموختن فلسفه می توان نقادانه به مسایل نظر کرد و خلاقانه آن ها را حل نمود. بنابراین با آموزش فلسفه ورزی از سنین کودکی، ذهن فرزندانمان را  فعال و حقیقت جو می کنیم. پس با آموزش تکنیک های فلسفی به کودکان  متناسب باشرایط سنیشان می توان فرزندانی تربیت کرد که قدرت تشخیص درست و نادرست را داشته باشند و  بتوانند با قدرت تحلیل و تشخیصی که کسب کرده اند مسیر درست زندگی شان را کشف کنند و با گفت و گوی عقلانی مسایل را حل کنند.بنابراین با آموزش تکنیک های فلسفه ورزی به کودکان می توان نسلی متفکر تربیت کرد تا در آینده بتوانند جامعه ای رشد یافته  بسازند.با توجه به اهمیت و ضرورت آموزش فلسفه برای کودکان بر آن شدیم که آثار پژوهشگران در این زمینه ی علمی را مطالعه کنیم و به صورتمختصر برای استفاده همراهان قرار دهیم</description>
                <category>fatemeh malbubi</category>
                <author>fatemeh malbubi</author>
                <pubDate>Mon, 28 Nov 2022 20:06:50 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>