<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علیرضا احمدی قره زاغ</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_56252092</link>
        <description>من یک پژوهشگر و مبلغ دین با تخصص نویسندگی و مشاوره و تبلیغ، علاقمند به تعامل و هم افزایی با رعایت حریم های اخلاقی در یک فضای سالم با اهل علم و قلم و اهل دل ومعرفت</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 12:34:24</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1174917/avatar/0c4h2x.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علیرضا احمدی قره زاغ</title>
            <link>https://virgool.io/@m_56252092</link>
        </image>

                    <item>
                <title>وعده سراب: چرا “منافع مشترک” با غرب پس از رفتن، توهمی بیش نیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_56252092/%D9%88%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%E2%80%9C%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%81%D8%B9-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9%E2%80%9D-%D8%A8%D8%A7-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-stp6bn9ghxyi</link>
                <description>علیرضا احمدی قره زاغدرس‌های عبرت از کشورهای همسویه؛ پرونده‌هایی که ثابت می‌کند غرب به هیچ تعهدی پایبند نیست.تصویری که معارضان جمهوری اسلامی، با چراغ سبز لابی‌های قدرتمند غربی، به خورد افکار عمومی می‌دهند، یک رؤیای شیرین و فریبنده است: ایرانِ پس از این دوران، کشوری است که با آغوش باز به آغوش غرب باز می‌گردد، تنش‌ها را کنار می‌گذارد و در یک بازی برد-برد جهانی، ثروت و رفاه اقتصادی را به دست می‌آورد. این گفتمان، که ریشه در سنت غرب‌گرایی ناکام در تاریخ معاصر ایران دارد، اکنون با تکیه بر جذابیت‌های ظاهری «سرمایه‌گذاری خارجی» و «تأمین امنیت توسط قدرت‌های بزرگ»، سعی در متقاعدسازی بخش‌هایی از جامعه دارد. اما این تز، نه تنها فاقد پشتوانه تاریخی است، بلکه در تقابل مستقیم با منطق استراتژیک ابرقدرت‌ها در قبال بازیگران مستقل قرار دارد.هزینه “منافع مشترک”: قربانی کردن استقلال ملیچالش اصلی این گفتمان در یک کلمه خلاصه می‌شود: “اولویت‌بندی”. آیا منافع ملی ایران در تقابل با منافع غرب قرار می‌گیرد یا خیر؟ تجربه تاریخی و تحلیل اسناد اتاق‌های فکر نشان می‌دهد که در منظومه فکری غرب، در هر نقطه‌ای که میان منافع ملی یک کشور مستقل و منافع استعماری، تعارض شکل بگیرد، این منافع ملیِ کشور هدف است که باید هزینه شود.سیاست قطعی غرب، همواره “ترجیح منافع خود بر منافع ملی” طرف مقابل بوده است. رژیم پهلوی، با تمام شباهت‌های ظاهری که غربگرایان امروز به آن می‌نازند، شاهد عینی این سیاست بود. ایرانِ وابسته به غرب، نه تنها پیشرفت نکرد، بلکه تبدیل به بهترین بازار برای کالاهای غربی و بهترین منبع برای تأمین منابع انرژی آن‌ها شد، در حالی که توسعه صنعتی و بومی آن عمداً سرکوب می‌شد. اگر هدف، پیشرفت بود، غرب به راحتی اجازه نمی‌داد صنایع سنگین و پیشرفته ایران شکل بگیرد. در حقیقت، وابستگی اقتصادی به غرب، نه تنها مانع پیشرفت است، بلکه به طور فعال، بستر پیشرفت قدرتهای غربی را فراهم می‌آورد.اوکراین، سند زنده بی‌اعتباری غربکسانی که هنوز تصور می‌کنند غرب به خاطر “تأمین امنیت سرمایه‌گذارانش” به ایران کمک خواهد کرد، باید پرونده اوکراین را با دقت مطالعه کنند. اوکراین دهه‌ها سیاست‌های همسو با غرب را در پیش گرفت و در نهایت، نه تنها امنیت به دست نیاورد، بلکه با تحریک مستقیم، وارد جنگی شد که تمام زیرساخت‌ها و منابع آن را نابود کرد.آمریکا به اوکراین اجازه نداد که منابع انرژی خود (مانند گاز روسیه) را از مسیری تأمین کند که خارج از کنترل واشنگتن باشد. آمریکا این کشور را وادار کرد تا معادن حیاتی خود را در اختیار شرکت‌های آمریکایی قرار دهد و در نهایت، قربانی اصلی جنگی شد که منافع آن مستقیماً به جیب شرکت‌های چندملیتی غربی سرازیر شد. این یک نمونه آشکار است که در نزد قدرت‌های استعماری، “منافع ملی” کشورهای همسو، در برابر “منافع استراتژیک آمریکا” هیچ ارزشی ندارد.ایرانِ تجزیه‌شده، حاشیه امن آن‌هاستچرا این تحلیل در مورد ایران باید متفاوت باشد؟ پاسخ در عمق استراتژیک ایران است. اگر کشورهای کوچک خلیج فارس، نمونه‌هایی از کشورهای وابسته هستند که برای حفظ امنیت خود، مجبورند بر سر منابع و استقلالشان معامله کنند، هدف نهایی غرب در قبال ایران، فراتر از یک معامله اقتصادی است. هدف، حذف ساختار مقاومتی است که مانع از استقرار کامل هژمونی غرب در مرکز استراتژیک آسیا می‌شود.اگر ایرانِ پس از جمهوری اسلامی، بر اساس نقشه تجزیه غرب شکل بگیرد (که پتانسیل‌های جغرافیایی آن برای تجزیه وجود دارد)، نه تنها یک “حاشیه امن” برای غرب فراهم می‌شود، بلکه این کشورها به میدان رقابت میان قدرت‌ها برای بهره‌برداری تبدیل خواهند شد. در این سناریو، هیچ سرمایه‌گذاری خارجی برای “صیانت از امنیت” وارد نخواهد شد؛ بلکه شرکت‌های مختلف، برای غارت منابع، بر سر بقایای دولت‌های محلی نزاع خواهند کرد.نتیجه: این “طرح مشترک” در واقع طرح “تسلیم کامل” است.فریب این وعده را نباید خورد که اگر تنش را کاهش دهیم، آن‌ها ما را شریک می‌دانند. آن‌ها تنها زمانی شریک می‌دانند که شما دیگر نیروی بازدارنده نباشید و منافع آن‌ها را به طور کامل تأمین کنید. در نهایت، گفتمان غربگرایانه و “گفتمان تسلیم” در درون، نه تنها سهمی از کیک اقتصاد جهانی به ما نمی‌دهد، بلکه تنها به قیمت تبدیل ایران به یک بازار مصرفی بدون استقلال استراتژیک و سرزمینی تقسیم شده تمام خواهد شد. آگاهی این است که تنها با ایستادگی بر سر منافع ملی و حفظ تمامیت ارضی، می‌توان در معادلات جهانی جایی برای “منافع واقعی” ایران تعریف کرد، نه اینکه منتظر سهم‌خواهی از سفره‌ای باشیم که خودمان برایشان پهن کرده‌ایم.</description>
                <category>علیرضا احمدی قره زاغ</category>
                <author>علیرضا احمدی قره زاغ</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jan 2026 11:05:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جمهوری اسلامی؛ آخرین سنگر موجودیت ایران در برابر “پروژه تجزیه” غرب!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_56252092/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%E2%80%9C%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D9%87%E2%80%9D-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-axejap7hdtyw</link>
                <description>1.                  نه یک نظام، که یک پرچم: چرا فروپاشی حاکمیت فعلی، مساوی با پایان جغرافیای ایران است؟در طول دو قرن گذشته، تاریخ ایران زخم‌های عمیقی برداشته است که اغلب با دسیسه و راهبرد “تفرقه بیانداز و حکومت کن” استعمارگران کهنه کار بر پیکر سرزمین ما تحمیل شده است. جدایی بخش‌های حیاتی و سرشار از منابع کشور، درس‌های تلخی را به ما آموخت که نباید فراموش شوند. اما امروز، ادبیات غرب و اظهارات صریح کارشناسان در اتاق‌های فکر آن‌ها، نشان می‌دهد که هدف نهایی دیگر صرفاً گرفتن منابع نیست؛ بلکه محو هویت جغرافیایی ایران به عنوان یک قدرت مستقل در غرب آسیاست.2.                 از ملاحظات سیاسی تا هدف نهایی: حذف موجودیت یکپارچهغرب و در رأس آن ایالات متحده، همراه با اسرائیل، دیگر هیچ ملاحظه سیاسی یا حقوقی بین‌المللی را برای رسیدن به اهداف منطقه‌ای خود قائل نیستند. ادبیات پس از جنگ جهانی دوم که بر پایه عدم مداخله و احترام به مرزها بود، اکنون به طور کامل کنار گذاشته شده است. اسرائیل، با تکیه بر قدرت ویرانگر نظامی خود، به صراحت اعلام کرده است که در همسایگی‌اش، هیچ قدرت ملی مستقلی را تحمل نخواهد کرد. و مانع اصلی در برابر این رویاهای توسعه‌طلبانه و چپاول منابع منطقه، تنها و تنها هسته سخت و مقاوم جمهوری اسلامی ایران بوده است.نظام فعلی، با تمام فراز و نشیب‌های مدیریتی‌اش، در سطح استراتژیک، سدی بوده که برنامه‌های منطقه‌ای اربابان غربی و اسرائیل را با شکست مواجه کرده است. این حقیقت تلخ را باید پذیرفت: در نگاه دشمن، «نظام» قابل تغییر است، اما «مقاومت» ایران در برابر هژمونی آن‌ها، غیرقابل تحمل است.3.                 تله‌ای بزرگ‌تر از لیبی و عراقاگر غرب موفق شود بر مقاومت ملت ایران غلبه کند، نباید توهم داشت که تنها شاهد تغییر یک دولت خواهیم بود. سناریوی آماده شده برای ایران بسیار ویرانگرتر از مدل‌های اجرا شده در سوریه و لیبی است. هدف، تبدیل ایران به خرده‌کشورهای قوم‌گرا، پراکنده و دائماً درگیر با یکدیگر است؛ کشوری که توانایی دفاع از خود در برابر چپاول منابع یا تهدیدات خارجی را ندارد. این راهبرد تجزیه، با استفاده از شکاف‌های قومیتی که سال‌هاست با مهارت تغذیه شده‌اند، به اجرا در خواهد آمد.به کسانی که در دام توهم “نجات اقتصادی با تغییر نظام” افتاده‌اند باید یادآوری کرد: زمانی که ساختار متمرکز و یکپارچه از بین برود، دیگر نه ساختار اقتصادی خواهی باقی می‌ماند و نه بستر لازم برای تأمین رفاه. آیا اپوزیسیون خارج‌نشین که در خیال بازگشت به وطن به سر می‌برد، لحظه‌ای به این فکر کرده است که قرار نیست آن‌ها بر «ایران متحد» حکومت کنند؟ آن‌ها شاید رویای بازگشت به ساختار حکومتی پهلوی را داشته باشند، اما تجربه ونزوئلا را فراموش کرده‌اند. در صحنه جدید منطقه‌ای، بازیگران اصلی (آمریکا و اسرائیل) هرگز ریسک باقی ماندن موجودیتی واحد به نام ایران را نمی‌پذیرند. آن‌ها ایران را نه برای یک حکومت، بلکه برای مزدوران متفاوتی تقسیم خواهند کرد تا چپاول منابع منطقه بدون هیچ مانع ملی صورت پذیرد.4.                 حفظ نظام، یعنی حفظ تمدن و جغرافیابنابراین، در بزنگاه کنونی، دفاع از جمهوری اسلامی دیگر صرفاً یک موضع سیاسی یا دفاع از یک ایدئولوژی خاص نیست. در این معادله وجودی، حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران به معنای حفظ موجودیت ایران بزرگ، یکپارچگی سرزمینی و تداوم تاریخی یک تمدن است که همواره در طول تاریخ، مدافع ارزش‌های بنیادین خود در برابر سیل هجمه‌های خارجی بوده است.اگر این سد فرو بریزد، دیگر ایرانی بر جغرافیای سیاسی دنیا وجود نخواهد داشت که بتوان درباره ارزش‌هایش صحبت کرد. آنچه غرب و متحدانش می‌خواهند، نه یک تغییر رژیم دموکراتیک، بلکه یک “انحلال ملی” است. آنان از قدرت ایران، نه به خاطر شیوه حکمرانی‌اش، بلکه به خاطر ایستادگی‌اش در برابر سلطه ناپذیر شده‌اند. این آگاهی انتقادی، باید سرلوحه همه کسانی قرار گیرد که به وعده‌های فریبندۀ دشمن دل بسته‌اند و درک کنند که بازی آنها، بازی بر سر بقا یا انقراض جغرافیایی ایران است.</description>
                <category>علیرضا احمدی قره زاغ</category>
                <author>علیرضا احمدی قره زاغ</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jan 2026 10:32:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکرار تاریخ سوریه سازی برای کسانی که به “تغییر نرم” دل بسته‌اند!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_56252092/%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%E2%80%9C%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D8%B1%D9%85%E2%80%9D-%D8%AF%D9%84-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF-qvknv3ojpqev</link>
                <description>علیرضا احمدی قره زاغ1.      از وعده‌های دروغین تا ویرانی بنیادین: درس‌های تلخی که غرب می‌خواهد فراموش کنیمدر طول تاریخ، زمانی که امپراتوری‌های بزرگ یا قدرت‌های مداخله‌گر تصمیم به تغییر رژیم در یک کشور می‌گیرند، ابزاری که برای فریب افکار عمومی به کار می‌برند، همیشه ثابت بوده است: وعده‌های گل‌و‌بلبل و تحقیر وضعیت موجود. این تاکتیک، که اکنون «جنگ شناختی» نام می‌گیرد، در مورد سوریه به اوج رسید و امروز دقیقاً با همان ادبیات، برای ایران تکرار می‌شود.وقتی در اوایل دهه گذشته، غرب و حامیان منطقه‌ای‌اش تحریک می‌کردند که بشار اسد باید برود، دل‌سوزان داخلی و توده‌های فریب‌خورده توسط رسانه‌های غربی شستشوی مغزی شدند. به مردم سوریه می‌گفتند: «شما لیبی نخواهید شد!»، «سوریه با عراق و لیبی فرق دارد!»، «با سقوط دولت، تمام مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم‌ها حل می‌شود و رفاه فراگیر سرازیر خواهد شد.» این‌ها تله‌های ذهنی بودند که عمداً طراحی شده بودند تا مقاومت در برابر مداخلۀ خارجی را تضعیف کنند.2.     عاقبت تلخ باور به توهم غرباما واقعیت چه شد؟ سوریه به همان بلایی دچار شد که هشدارهای دلسوزان از آن بیم داشتند، بلایی که حتی از سناریوهای اولیه نیز فراتر رفت. امروز سوریه نه تنها زیرساخت‌هایش ویران است، بلکه به شکلی برنامه‌ریزی‌شده تجزیه شده است. مناطقی از آن تحت اشغال مستقیم یا غیرمستقیم اسرائیل و نیروهای نیابتی قرار دارد. درگیری‌های داخلی و منطقه‌ای به وضعیتی پایدار تبدیل شده و این ناامنی، هرگونه سرمایه‌گذاری بلندمدت را به کابوسی غیرممکن بدل کرده است. دسترسی به خدمات دولتی متمرکز، که در دوران پیش از بحران، هرچند با کمبود، اما وجود داشت، حالا به آرزویی دست‌نیافتنی برای نسل‌های آواره بدل شده است.آن‌ها که می‌گفتند «سقوط اسد یعنی بهار عربی»، اکنون در خرابه‌هایی نظاره‌گرند که حاصل مستقیم آن سقوط بود. سوریه عبرتی است که نشان می‌دهد وقتی یک ملت در برابر قدرت‌های مداخله‌گر مقاومت نکند و فریب “تغییرات آسان” را بخورد، نتیجه چیزی جز فقدان حاکمیت، تجزیه سرزمینی و نابودی زیرساخت‌های ملی نیست.3.     نسخه مشابه برای ایران: پاشنۀ آشیل تجزیه‌طلبانامروز دقیقاً همان لحن به سوی ایران منعکس می‌شود: «ایران با سوریه و لیبی فرق دارد!»، «پس از تغییر، همه چیز درست می‌شود!»، «غرب به دنبال منافع اقتصادی مشترک است!» این تکرار، نشان می‌دهد که طراحی اصلی همچنان پابرجاست؛ تنها بازیگران آن تغییر کرده‌اند.دشمن به خوبی می‌داند که ایران، به واسطۀ غنای منابع، موقعیت استراتژیک و پتانسیل جمعیتی‌اش، هدفی به مراتب بزرگ‌تر از سوریه است. انگیزه غرب برای تبدیل ایران به یک “سرزمین سوخته” جهت مهار نفوذ منطقه‌ای‌اش، به مراتب قوی‌تر از انگیزه‌هایی است که در مورد لیبی یا عراق وجود داشت.و اینجاست که تله اصلی کار گذاشته شده است: تجزیه داخلی. هنگامی که مردم، تحت تأثیر تبلیغات، به این باور برسند که وضعیت پس از جمهوری اسلامی، هرچقدر هم که آشفته باشد، از وضعیت کنونی بهتر است، زمینه برای فعال‌سازی گسل‌های قومی و منطقه‌ای فراهم می‌شود. متن اصلی به درستی اشاره می‌کند که گروه‌های تجزیه‌طلب منتظر فرصت عرض اندام هستند. آن‌ها دقیقاً در انتظار «فروپاشی ساختار قدرت مرکزی» هستند تا با حمایت خارجی، ادعای استقلال کنند و ایران را به یک کانتون‌های متخاصم تقسیم نمایند.4.     آیا “بی‌طرفی” در این میدان وجود دارد؟جوان ایرانی باید بداند که سناریوی آمریکا برای منطقه ما، سناریوی “انتخاب بین بد و بدتر” نیست؛ بلکه سناریوی حذف کامل بازیگر قدرتمند منطقه‌ای است. در این معادله ژئوپلیتیک، امکان “بی‌طرفی” وجود ندارد. یا در اردوگاه تثبیت‌کننده نظم منطقه‌ای (که در نظر غرب مطلوب نیست) قرار می‌گیریم، یا در اردوگاه متلاشی شده‌ای که خوراک تأمین منافع قدرت‌های بزرگ شود. نفت، منابع و موقعیت استراتژیک ایران، تضمین می‌کند که بازیگران بزرگ هرگز ما را به حال خود رها نخواهند کرد.5.     نتیجه‌گیری: حاکمیت فعلی، تنها سد در برابر تجزیهاین سیاه‌نمایی سنگین از آینده ایران پس از جمهوری اسلامی، با هدف ایجاد این باور غلط است که هر وضعیتی بهتر از وضعیت فعلی است. اما عبرت سوریه نشان می‌دهد که سقوط یک حاکمیت مرکزی بدون جایگزین قوی و ملی، به معنای آزادی نیست؛ بلکه به معنای پایان یافتن حاکمیت ایرانی بر تمامیت ارضی ایران است. در فردایی که هر پاره‌ای از ایران به دست یک گروهک زیاده‌طلب و خونریز بیفتد، چه امنیتی برای پیشرفت، چه بستر اقتصادی برای رفاه و چه هویتی برای نسل‌های بعد باقی خواهد ماند؟ناامنی پایدار، وضعیتی بدون بازگشت برای یک ملت است. فریب تله “تغییر آسان” را نخورید. وقتی استعمار به دنبال بازپس‌گیری ایران از ایرانیان است، بزرگترین خدمت به این هدف، خودباوری به توهمات رسانه‌ای غرب و تضعیف ساختار دفاعی کشور در برابر تجزیه است. ایران، تنها با حفظ انسجام و آگاهی نسبت به طراحی‌های بزرگ منطقه‌ای، می‌تواند از تبدیل شدن به یک “سوریه دائمی” اجتناب کند.   </description>
                <category>علیرضا احمدی قره زاغ</category>
                <author>علیرضا احمدی قره زاغ</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jan 2026 10:29:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امید مهدوی؛ پادگفتمان الهی در برابر دیستوپیا و انزواطلبی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_56252092/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%BE%DB%8C%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A8%DB%8C-haoezvupmvk4</link>
                <description>در قرن پرهیاهوی ما، ادبیات غالب جهان در سایه‌ی تصویرهای دیستوپیایی شکل گرفته است: جهانی ویران، انسان‌هایی از خودبیگانه، و آینده‌ای که چیزی جز خاموشی و نیستی برای بشر ندارد. این تصویرهای آخرالزمانی در رمان‌ها، سینما، نظریه‌های سیاسی و حتی بطن گفتمان رسانه‌ای غرب، با القای ناامیدی جمعی، عملاً انسان را به «انفعال مقدر» فرامی‌خوانند. در این میدان پرغبار، «امید مهدوی» چونان پرچمی برافراشته است که نه‌تنها آینده را تیره نمی‌بیند، بلکه آن را به مثابه‌ی ساحت قطعی تحقق عدالت الهی، ساختار دوباره‌ی اجتماع و احیای کرامت انسانی معرفی می‌کند.دیستوپیا؛ روایت شکست انساندیستوپیا به معنای «ویران‌شهر» یا «پادآرمان‌شهر» است و به جامعه‌ای خیالی و وحشتناک اشاره دارد که ویژگی‌های منفی بر آن غلبه دارند و زندگی در آن برای انسان‌ها مطلوب نیست. این مفهوم نقطه مقابل «آرمان‌شهر» (یوتوپیا) است و در ادبیات و سینما معمولاً به عنوان هشداری درباره‌ی عواقب منفی برخی معضلات اجتماعی، سیاسی یا تکنولوژیکی به کار می‌رود. کلمه دیستوپیا از واژه یونانی «dys» به معنای «بد» و «topiالف)» به معنای «مکان» تشکیل شده است.  جهان مدرن بارها کوشیده است که با نسخه‌های سکولارِ آرمان‌شهر، جای خالی ایمان را پر کند. اما شکست پروژه‌های مدرنیته و سرمایه‌داری، از« لندن ۱۹۸۴» اوروِلی تا «جهان قشنگ نو»ی هاکسلی، به همان تصویرِ کابوس‌آلود انجامید؛ نظمی بی‌روح، انسانِ مصرف‌زده، و جامعه‌ای که امید را کالایی کمیاب می‌پندارد. این ادبیات، هرچند هشداردهنده، اما اغلب به زیست‌جهانی منتهی می‌شود که دستاوردش یا ترس است یا بی‌عملی.عناصر مشترک دیستوپیاعبارتند از: کنترل اجتماعی فراگیر، فناپذیری فردی، بی‌اعتمادی به نهادها، فقدان معنویت، مصرف‌گرایی خلاقانه برای حفظ ظاهر نظم است که پیامدهای روانی-اجتماعی مانند بی‌انگیزگی، دگرگونی روابط انسانی به همکاری‌های ابزاری، کاهش اعتماد به آینده و تجربه‌ی هم‌زیستی با ترس به‌عنوان حالت طبیعی را به دنبال دارد.نمونه‌های تاریخی-ادبی دیستوپیالندنِ ۱۹۸۴ جورج اورول: قدرت به زبان ساده و روزمره تبدیل می‌شود و حقیقت تحت کنترل زبان و روایت قرار می‌گیرد. انسان به مصرف‌گرایی و انزوای فکری گول می‌خورد.دنیاهای هاکسلی در «هالووِن ای»: سایه‌ای از آینده‌ی بی‌روح و فرهنگی از پیش‌بردِ کنترل اجتماعی با کمترین هزینه‌ی هماهنگی.روایت‌های جنبی در سینما و تلویزیون: از جهان‌های با دیوارهای شیشه‌ای تا شهرهای زیرزمینی، همگی بر مبنای حسِ بی‌اعتمادی به آینده و اعتماد به فناوری می‌نشینند.بازپس‌زدن انزوا به نام انتظاریکی از انحراف‌های تاریخی در فرهنگ انتظار، «انتظارِ منفعل» است؛ نوعی ترک مسئولیت اجتماعی به بهانه‌ی وعده‌ی ظهور. این قرائت تحریف‌شده، که گاه در پوشش زهد یا حتی تحلیل‌های شبه‌عرفانی بیان می‌شود، عملاً هم‌راستا با منطق دیستوپیایی عمل می‌کند: هر دو به خود می‌قبولانند که تغییر از اراده‌ی تو نمی‌آید، و سهم تو در آینده ناچیز است؛ اما گفتمان مهدوی اصیل، چنین تفسیری را باطل می‌داند. در منطق روایات، انتظارِ واقعی، عین عمل است؛ کنشی است برای ساخت زیرساخت‌های عدالت، نه عزلت در گوشه‌ی تاریک «وضع موجود».دو نوع انتظاروجود دارد . نوع اول؛ انتظارِ فعال (عمل به تبیینِ عدالت)  است که در آن به  ایجاد پروژه‌های همبستگی اجتماعی، ساختارهای نهادیِ عدالت‌گرا، آموزش اخلاقی-معنوی به‌عنوان پایه‌های جامعه‌ی منتظرمی پردازد و نوع دوم  انتظارِ انزواو منفعل (افتادن در ضعف و بی‌عملی) است که در آن؛عقب‌ماندگی فرهنگی-اجتماعی، افزایش فاصله‌ی طبقاتی، سوءاستفاده از مفهوم ظهور برای مشروعیت بخشیدن به وضعیت موجود موج می زند.روشِ پوشش دادنِ انتظار با عمل:1-    قرائتِ تاریخیِ انتظار در سنت دینیانتظارِ شیعیِ آموزه‌های مهدوی: هر عملِ صالح و هر تلاشِ جمعی برای اصلاحِ جامعه، زمینه‌سازِ فرج است.رویکرد اهل سنت و دیگر مکاتب: انتظار به‌عنوان حالت روحی-انگیزشی برای مقاومت در برابر ظلم و بی‌عدالتی، با بافتِ کنش‌گرایانه در عرصه‌ی سیاست و اجتماع.قرائت‌های معاصر: تفسیرهای گوناگون از مفهوم فرج و وظیفه‌ی بشر در تعجیل یا تأخیرِ ظهور.اتخاذ رویکردِ نقدانه به انزوا طلبیانزواطلبی در قالبِ فرار از مسئولیت‌های اجتماعی و سیاسی.آیا انتظار می‌تواند و باید هم‌زمان با عمل اجتماعی باشد؟ چگونه؟نقشِ دینِ اجتماعی در تقویتِ مسئولیت‌پذیریِ شهروندان.امید مهدوی؛ ریشه در وحی، دعوت به کنشامید مهدوی امتداد طبیعی وعده‌های الهی است؛ وعده‌ای که نه تنها پایان ظلم را نوید می‌دهد، بلکه از مؤمنان می‌خواهد که بکوشند تا زمینه‌ساز آن فرج باشند. این امید، برخلاف خوش‌بینی سطحی، ریشه در تبیین متافیزیکی و تاریخی دارد که در آن ،آینده هم‌چون گذشته، عرصه‌ی جولان اراده‌ی الهی و همت بندگان خداست؛ چنین امیدی، نه تخدیرکننده که برانگیزاننده است. در این گفتمان، جامعه‌ی منتظر، جامعه‌ای است که در برابر نظام سلطه‌ی جهانی می‌ایستد، از مظلوم دفاع می‌کند و در برابر دست‌های پنهانِ تولید دیستوپیا در سیاست و فرهنگ مقاومت می‌کند. مبنای وحیانیِ امید، وعده‌های الهی که به تشکیلِ جامعه‌ای عادل و انسانی اشاره می‌کنند؛ همان‌گونه که در روایات تاریخیِ تمدن اسلام و دیگر مکاتب، تغییراتِ عمیقِ اجتماعی با اقداماتِ انسانی شکل می‌گیرند. کنشِ اجتماعیِ یک منتظر در بسیج مردمی برای عدالت، حمایت از مظلومان، اهتمام به حقوق بشری، و پاسداشت کرامت انسانی، ظهور پیدا می کند.عناصرِ کلیدیِ پادگفتمان الهی         1.         عدالتِ الهی به‌عنوان هسته‌ی اصلاحِ اجتماعیعدالتِ الهی به‌عنوان فرجامی که با اراده‌ی انسانی و همتِ جمعی محقق می‌شود.ربطِ عدالتِ الهی با حقوق بشرِ مدرن: هم‌سویی با کرامت انسانی و آزادی‌های مدنی.         2.         کرامتِ انسانی در برابر دیستوپیاحفظِ کرامتِ فرد در محیط‌های فشارِ اجتماعی و کارِ اندیشه‌ورزِ منتظر.راهبردهایِ گفتمانی برای تقویتِ اعتماد به آینده و امید به بهبود زندگی.         3.         اراده‌ی انسانی به‌عنوان شریکِ اراده‌ی الهیفرصت‌ها و وظایفِ بشر برای ایجادِ تغییراتِ عینی در ساختارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی.چگونه می‌توان با تأثیرگذاریِ فرهنگی، آموزشی و نهادی به فرجِ الهی نزدیک شد.         4.         مقاومتِ استراتژیک در برابر ناآرامی‌هایِ دیستوپیاراهبردهایِ نفوذِ فرهنگیِ مثبت به جای پذیرشِ پندارِ سقوطِ همیشگی.نقشِ اصحابِ رسانه، نویسندگان، فعالانِ سیاسی و حاکمانِ اخلاقی در ساختِ گفتمانِ امید.         5.         دیدگاهِ تاریخیِ تمدنِ اسلامی-ایرانی در مواجهه با انزوا و استیلامرورِ تاریخیِ هم‌زیستیِ دینی-اجتماعی با فضایِ جهانِ مدرن.درس‌هایی که از تجربه‌های گذشتگان گرفته می‌شود تا به‌روز شده و الهام‌بخشِ زمانه‌ی حاضر باشند.         6.         آینده‌نگریِ اخلاقی و فکریa.       چگونه می‌توان آینده‌ای عادلانه و انسانی را ترسیم کرد بدونِ فراموشیِ اصولِ اخلاقِ دینی و انسانی.b.       نقشه‌هایِ راهِ عملی برایِ گفتمانِ امیدِ مهدوی در جامعه‌ی امروز.بینشِ سیاسیِ پادگفتمان الهیبازتعریفِ سیاستِ اخلاقی: سیاستی که هدفِ نهایی‌اش کرامت انسان و عدالت است، نه سودِ کوتاه‌مدتِ اقتصادی یا قدرتِ تکوینیِ گروهی.مبارزه با استبدادِ فرهنگی: نقدِ روایت‌هایِ غرب‌محورِ سلطه بر فرهنگ و تولیدِ دیستوپیا، از طریقِ بازتولیدِ گفتمانِ امید و حقیقت.شکل‌دهیِ پروژه‌هایِ اجتماعیِ عدالت‌محور: آموزش، بهداشت، عدالتِ قضایی، فرصت‌هایِ اقتصادیِ عادلانه، و مشارکتِ مردمی در تصمیم‌گیری‌ها.روش‌هایِ اجراییِ گفتمانِ امیدآموزشِ ارزش‌های دینی و انسانی به‌عنوانِ پایه‌هایِ گفتمانِ امید.تقویتِ نهادهایِ مدنی و غیر‌دولتی برایِ ترویجِ عدالت و حقوقِ بشر.ایجادِ معماریِ رسانه‌ای که با زبانِ امید و واقعیتِ اجتماعی سخن می‌گوید.پیوندِ عملیِ فعالیت‌هایِ خیرخواهانه با نیازهایِ روزِ جامعه، بهداشتِ عمومی، مسکن، اشتغال، و حمایت از اقشارِ آسیب‌پذیر.توسعهِ زبانِ علمی و فلسفیِ هم‌آوا با ارزش‌هایِ دینی و انسانی برایِ تحلیلِ دیستوپیا و طراحیِ پاسخ‌هایِ جایگزین.بنابر این؛ در جهانی که ناامیدی صنعتی و دلهره‌ی آخرالزمانی کالای رسانه‌ها شده است، امید مهدوی پادگفتمانی رهایی‌بخش است که با معادله‌ی الهی–انسانیِ تحقق عدالت، راه را بر دو آفت بزرگ می‌بندد: غرق‌شدن در کابوس دیستوپیا و فرورفتن در انزوای انتظار منفعل. مهدویت، نه فرجامِ بسته‌ی تاریخ، بلکه طلوعی است که تنها با دستان و اراده‌ی همین نسل آغاز می‌شود. </description>
                <category>علیرضا احمدی قره زاغ</category>
                <author>علیرضا احمدی قره زاغ</author>
                <pubDate>Sat, 23 Aug 2025 14:56:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«عیادتی که بیماری سیاست را تشدید کرد»</title>
                <link>https://virgool.io/@m_56252092/%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-bkeoylens1kq</link>
                <description>نویسنده:علیرضا احمدی قره زاغسیاست را گاه با واژه‌های احساسی تلطیف می‌کنند، اما واقعیت سیاست همان مرزبندی صریح با دوست و دشمن است. دیدار اخیر آقای پزشکیان با سیدمحمد خاتمی به بهانه عیادت در بیمارستان، مصداق یک خطای راهبردی در روابط سیاسی است.عیادت در فرهنگ دینی ما امری پسندیده و انسانی است، اما وقتی پای یک چهره فتنه‌گر و معارض با اصل نظام به میان می‌آید، موضوع صرفاً عاطفی نیست؛ بلکه بخشی از «نمادسازی» و «پیام‌رسانی سیاسی» می‌شود. این دیدار به معنای آغاز بازسازی چهره کسانی است که در سال ۸۸ با پروژه براندازی نرم همراهی کردند. سیاست عرصه ارسال پیام‌هاست؛ هر دیدار، هر سخن و هر عکس، معنای خودش را دارد و حتی اگر گوینده نیت دیگری داشته باشد، تلقی عمومی ممکن است متفاوت باشد.دیدار رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان با سیدمحمد خاتمی، به لحاظ سیاسی حامل یک پیام روشن است: «بازگشت تدریجی اصلاح‌طلبان رادیکال و سران فتنه به میدان رسمی». این پیام با اصول راهبردی نظام و ادبیات رهبری معظم انقلاب در تضاد است؛ زیرا ایشان همواره بر حفظ مرزبندی شفاف با فتنه تأکید کرده‌اند. فتنه ۸۸ صرفاً یک حرکت سیاسی معترضانه نبود؛ بلکه یک پروژه امنیتی و برانداز بود که در هماهنگی با رسانه‌ها و دولت‌های معاند، سعی در سلب مشروعیت جمهوری اسلامی داشت. نقش سیدمحمد خاتمی در این پروژه، به اذعان خود بدنه اصلاحات، کلیدی بود: او با سکوت یا تأیید تلویحی، موج آشوب را تقویت کرد. بنابراین، دیدار رئیس‌جمهور با چنین شخصیتی نه گامی در «آشتی ملی» بلکه ضربه‌ای به حافظه تاریخی ملت و تضعیف روحیه نیروهای مؤمن و انقلابی است، که هم دشمنان خارجی از آن بهره تبلیغاتی می‌برند، هم جریان نفوذ احساس قدرت و جسارت بیشتری برای بازگشت به ساختارهای تصمیم‌سازی پیدا می‌کند.آقای پزشکیان باید بداند که اساس مشروعیت دولت او در میان توده‌های مذهبی و نیروهای حزب‌اللهی، بر پایبندی به خطوط قرمز انقلاب استوار است، نه بر جلب رضایت جریان‌های غرب‌گرای شکست‌خورده. سیاست‌مداری که پیامش را اشتباه ارسال کند، ناخواسته زمین بازی دشمن را بزرگ‌تر می‌کند.این اتفاق سه پیام منفی دارد:1.      برای نیروهای انقلابی، حس عقب‌نشینی از خطوط قرمز و بی‌اعتنایی به خون شهدا را تداعی می‌کند.2.      برای دشمنان خارجی، نشانه‌ای از تزلزل سیاست داخلی در مرزبندی با فتنه به شمار می‌رود.3.      برای بدنه جریان نفوذ، چراغ سبزی برای بازگشت به صحنه رسمی قدرت است.اگر رئیس‌جمهور طبق روابط شخصی، قصد عیادت داشت، و مساله حصر را هم حل شده می دانست و خاتمی را تواب و نادم؛  می‌توانست این کار را بدون پوشش رسانه‌ای و بدون ارسال پیام سیاسی انجام دهد. اما وقتی این دیدار به رسانه‌ها درز می‌کند یا عمداً رسانه‌ای می‌شود، جنبه سیاسی آن بر جنبه انسانی‌اش می‌چربد.در منطق سیاست اسلامی، رأفت باید با بصیرت همراه باشد؛ وگرنه آن‌چه ظاهراً شفقت است، عملاً به ترمیم حیثیت دشمن می‌انجامد. «عیادتی» که به قیمت تضعیف حافظه تاریخی ملت تمام شود، خدمت به بیمار نیست، بلکه بیماری سیاست را عمیق‌تر می‌کند. </description>
                <category>علیرضا احمدی قره زاغ</category>
                <author>علیرضا احمدی قره زاغ</author>
                <pubDate>Thu, 21 Aug 2025 15:55:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انسداد مجاری عقل، متخصص مجاری ادرار</title>
                <link>https://virgool.io/@m_56252092/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B9%D9%82%D9%84-%D9%85%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B1-hxvz69fhhy07</link>
                <description>  ملت مؤمن و نجیب مازندران، مهد علما و عرفا، امروز در بهت و خشم، شاهد اظهارات نابخردانه و سخیف و دین‌ستیزانه وخلاف مبانی اسلام و انقلا بود آن هم از زبان شخصی که نه از جنس مردم این دیار است و نه صلاحیت علمی، فکری و اعتقادی برای اداره این استان را دارد. آقای مهدی یونسی، (استاندار مازندران) ، متخصص مجاری ادرار، که بنا بود در همان حوزه تخصصی خود خدمت کند، به جای تمرکز بر درمان بیماران، به عرصه مدیریت اجتماعی و فرهنگی ورود کرده و در کمال حیرت، با بی‌شرمی تمام اعلام می‌کند: «من به عفاف و حجاب در جامعه‌ی گرسنه اعتقاد ندارم.» این سخن، نشان از انسداد عقل او و توهین آشکار به شعور و ایمان مردم زحمت‌کش و عزتمند شمال کشور، و انکار صریح یکی از واجبات مسلّم اسلام و قوانین جمهوری اسلامی ایران است. چگونه ممکن است فردی که حجاب را بی‌ارزش می‌شمارد، و به جای دفاع از ارزش‌ها، به برگزاری کنسرت برای جامعه‌ی به‌زعم خود “گرسنه” افتخار می‌کند و به نیروهای امنیتی دستور می‌دهد «حق برخورد با هیچ ناهنجاری را ندارید»، بر مسند استانداری استانی بنشیند که پرچمداران علم و عرفان و فقاهت، همچون علامه حسن‌زاده آملی و آیت‌الله جوادی آملی ها را پرورده است؟! اظهارات ایشان نه یک لغزش کلامی، بلکه نشانه‌ی یک رویکرد دین‌ستیزانه و ارزش‌گریزانه است که ادامه حضورش در رأس مدیریت استان، مشروعیت ندارد. مدعی‌العموم طبق ماده ۲۲ قانون آیین دادرسی کیفری و اصل یکصد و پنجاه و ششم قانون اساسی وظیفه دارد بی‌درنگ علیه ایشان اعلام جرم کند و تا زمان رسیدگی، با حکم موقت از ادامه مسئولیت بازداشته شود.استاندار مازندران به دلیل ؛ انکار صریح حکم مسلّم شرعی (وجوب حجاب) و بی‌اعتنایی به اصل چهارم قانون اساسی که تمام قوانین و مقررات را منطبق بر احکام اسلام می‌داند و همچنین تخطی از اصل ۱۱۵ و اصل ۱۴۲ قانون اساسی که بر اعتقاد و التزام عملی مقامات به اسلام و امانت‌داری تأکید دارد ؛ مشمول مواد ۵۱۳، ۶۳۹ و ۶۰۹ قانون مجازات اسلامی (توهین به مقدسات اسلامی، تسهیل منکرات و توهین به مقامات و ملت) می‌شود. وزیر کشور و هیأت دولت، مطابق با ماده ۹ قانون تعیین وظایف و اختیارات استانداران، موظف به عزل و معرفی سرپرست موقت هستند. پیشینه‌های حقوقی موارد مشابه را در مواردی مانند :عزل عبدالکریم سروش از مسئولیت‌های رسمی به دلیل اظهارات خلاف مبانی اسلامی (1374) و برکناری برخی فرمانداران و بخشداران در دولت‌های مختلف به استناد گزارش‌های وزارت اطلاعات و دادستانی مبنی بر عدم التزام عملی به اسلام و قانون اساسی وجود دارد . ادامه حضور ایشان در رأس مدیریت استان، مغایر مصالح عمومی، تهدیدکننده امنیت فرهنگی و موجب بی‌اعتمادی مردم به نظام است. وجود چنین فردی در رأس استان، لکه ننگی بر کارنامه نظام اداری است و ادامه این وضع، علاوه بر جریحه‌دار کردن احساسات دینی مردم، زمینه‌ساز بی‌اعتمادی عمومی خواهد بود. ما از تمامی علما، شخصیت‌های دینی، نخبگان فرهنگی و مردم ولایت‌مدار می‌خواهیم با صدای رسا و یک‌صدا، خواستار عزل فوری این عنصر نامحترم شوند تا حرمت اسلام، خون شهدا و عزت مردم مازندران پاس داشته شود.</description>
                <category>علیرضا احمدی قره زاغ</category>
                <author>علیرضا احمدی قره زاغ</author>
                <pubDate>Sun, 17 Aug 2025 09:29:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از مبارزه برای  حفظ عفاف تا مبارزه با برهنگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_56252092/%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%81%D8%B8-%D8%B9%D9%81%D8%A7%D9%81-%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-iozyx0nkedxy</link>
                <description>«سال‌هاست که قانونِ عفاف و حجاب، چون پیکری بی‌جان، در انتظارِ دَمِ مسیحاییِ اجراست. آیا این سکوتِ پرابهام، نشان از رضایتِ خاموش در برابرِ “برهنگیِ” وقیحانه‌ای نیست که هر روز بیش از پیش، حریمِ عفتِ جامعه را می‌درد؟ یا شاید، &quot;مصلحت&quot;های پنهانی، دستِ اجرایِ قانون را بسته‌اند تا “وفاقِ” ناگفته‌ای، میانِ “بی‌قانونی” و “بی‌حیایی” شکل گیرد؟ این انفعال، نه تنها تیشه به ریشه‌ی ارزش‌ها می‌زند، که اعتمادِ مردم به حاکمیتِ قانون را نیز، هر روز بیشتر از پیش، خدشه‌دار می‌کند. آیا نمی‌بینیم چگونه “شرفِ” این سرزمین، زیرِ گام‌های بی‌تفاوتی، پایمال می‌شود؟»</description>
                <category>علیرضا احمدی قره زاغ</category>
                <author>علیرضا احمدی قره زاغ</author>
                <pubDate>Sun, 03 Aug 2025 11:39:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نسخه قرآنی شکست جنگ روانی دشمن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_56252092/%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-ootesl4y0im9</link>
                <description> در روزگاری که ابزار دشمن، دیگر صرفاً تانک و توپ نیست و از زبان تهدید، قدرت‌نمایی و شایعه برای تضعیف روحیه ملت‌ها سود می‌جوید، قرآن کریم نسخه‌ای فرازمانی برای مقابله با جنگ روانی ارائه می‌کند؛ نسخه‌ای که قرن‌ها پیش، ایمان‌آفرین دل‌های مومنین بوده و امروز راهنمای ما در میدان نبرد تهاجم نرم است. در سوره آل‌عمران، خداوند درباره نقشه‌های شیطانی برای ترساندن اهل ایمان می‌فرماید: «این فقط کار شیطان است که یاران خود را می‌ترسانَد، پس از آنان نترسید، اگر مؤمن هستید از من بترسید.» (آل‌عمران: 175) پیام شفاف است: ریشه ترس، القائات شیطان و یاران اوست. نقطه مقابل این ترس، ایمان و خداترسی است؛ هرگاه محور ترس ما از خدا باشد، دشمنان کوچک، بی‌اثر و درمانده خواهند شد. دشمنان اغلب با بزرگ‌نمایی قدرت خود، می‌کوشند ملت‌ها را به زانو درآورند. اما قرآن حال و هوای اهل ایمان را این‌گونه توصیف می‌کند: «آنها که وقتی (منافقان) به ایشان گفتند: دشمنان علیه شما بسیج شده‌اند پس بترسید… ایمانی مضاعف یافتند و گفتند: خدا ما را کافی است و چه خوب پشتیبانی است.» (آل‌عمران: 173) در حقیقت، تهدید دشمن نه‌تنها لرزش به دل مومنان نمی‌اندازد، بلکه به ایمان و اراده آنان نیرویی تازه می‌بخشد. نمونه‌ای دیگر از امیدبخشی الهی در جریان نبوت موسی(ع) نمایان است. خدا با صراحت به موسی و برادرش می‌فرماید: «نترسید! من با شما هستم؛ می‌شنوم و می‌بینم.» (طه: 46) و هنگام دیدار دو سپاه، هنگامی که یاران موسی از شکست بیمناک بودند، موسی(ع) با باور به نصرت الهی گفت: «هرگز! پروردگارم با من است و به‌زودی راه را به من نشان می‌دهد.» (شعرا: 61-62) امروز، اگر صدای تهدید دشمن، سعی در تزلزل ما دارد، کافی است به همین آیات پناه ببریم: راه عبور از جنگ روانی دشمن، جایگزین کردن خداترسی به جای ترس از دشمن و تقویت ایمان و اعتماد به وعده‌های الهی است. این نسخه قرآنی را باید نسل به نسل تکرار کنیم: در قاموس ملت آزاده ، ترس از دشمن معنا ندارد .فقط بایداز خدا ترسد و به او توکل کرد؛ آنگاه خواهید دید که شکست تنها برای اردوگاه باطل است.</description>
                <category>علیرضا احمدی قره زاغ</category>
                <author>علیرضا احمدی قره زاغ</author>
                <pubDate>Tue, 17 Jun 2025 15:16:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امنیت ایران در پرتو نابودی اسرائیل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_56252092/%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D9%88-%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84-clkgbxktpooa</link>
                <description>ایران با همه بردباری، خواست از جنگ پرهیز کند؛ اما امروز زمان تعلل نیست! باید با اقتدار، دشمن متجاوز را پشیمان کنیم. امنیت را در مقاومت یافته‌ایم، نه درترس. جنگ زمانی تمام می‌شود که اسرائیل مجازات شود. مجازات اسرائیل به نابودی رژیم صهیونیست و حاکمیت دمکراسی و ریشه کن شدن حضور آمریکا در منطقه خلیج فارس است. این پیام را به فرزندان خود بیاموزیم.  امنیت پایدار در ایستادگی و عزت است! یک یا علی با مقاومت تا یگ گام تا پیروزی نهایی.</description>
                <category>علیرضا احمدی قره زاغ</category>
                <author>علیرضا احمدی قره زاغ</author>
                <pubDate>Tue, 17 Jun 2025 14:48:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوال غلط : « جنگ کی تمام می شود»</title>
                <link>https://virgool.io/@m_56252092/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%BA%D9%84%D8%B7-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%DA%A9%DB%8C-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-qzezub1tmjbw</link>
                <description>ای فرزندان تاریخ‌ساز ایران، ای امت صف‌شکن، ای وارثان پرچم سرخی که بر گنبد شجاعت برافراشته شد!آگاه باشید که حکمت و تدبیر رهبران‌تان، به سان کوهی استوار، برای حفظ امنیت و آرامش این خاک مقدس، سال‌ها کوشید. ما ملت صبر بودیم، ما ملت نجابت بودیم، ما ملت گفتگو و تدبیر بودیم، حتی آن زمان که قاتل سردار سرفرازمان، بزرگ‌مرد میدان، را بر میز مذاکره نشاندیم، حتی وقتی زخم دل‌مان از داغ سلیمانی هنوز تازه بود، باز شیدای صلح و آرامش ملت‌های منطقه ماندیم.خون شهیدمان رابه خونخواهی آیین نکردیم، تجاوز شوم دشمن را، فقط برای اجتناب از جنگ، بی‌مکافات باقی گذاشتیم. به یاری مظلومان غزه و لبنان شتافتیم، بی‌آنکه شعله جنگی تازه از خرمن ما برخیزد، فقط برای آن‌که سایه مرگبار آتش از بالای سر ملت‌مان دور بماند.ما، نهایت بردباری و وسعت‌نظر را، تا واپسین دم، رعایت کردیم و امید داشتیم که شاید شراره‌ای از جنگ دوباره بر نخیزد. اما ایستادگانِ میدانِ حق! دشمن با خباثت بار دیگر چهره واقعی خویش را عیان ساخت و سرانجام، جنگ را با دسیسه و خنجر از پشت آغاز کرد.اینجا دیگر میدان صبر و انتظار نیست، اینجا زمان رجز سرودن و پرچم فتح برافراشتن است!امروز بدترین سخن، این است که بپرسیم کی این نبرد به پایان می‌رسد! این سؤال، شعار ناتوانان و بزدلان است.بدانیم و باور کنیم: تا روزی که اراده ملت ایران، آتش خود را بر خرمن آرزوهای پوشالی صهیونیسم نیفکند، تا روزی که دشمن به سزای جنایتش نرسد، آبادی و امنیت واقعی در میدانِ میدان‌ها رقم نخواهد خورد.بگذار این پیام بلند و پرصلابت را به گوش فرزندان ایران برسانیم:امنیت را در مقاومت یافته‌ایم، عزت را در ایستادگی! آرامش و صلح را نه در ترس و عقب‌نشینی، بلکه در محاصره دشمن و مجازات اشغالگری که چندین دهه آتش بر جان ملل انداخته، باید بجوییم.کوتاه آمدن، دشمن را جسورتر می‌کند و ایستادگی، هیمنه پوشالی‌اش را درهم می‌شکند.‌امروز وظیفه ماست تاب‌آوری خود را فریاد کنیم و روایت شجاعت و مردانگی را به نسل‌های آینده بیاموزیم:«فرزندانم! امنیت را بر سر سفره صبر و مقاومت می‌آورند، میدان عزت را سینه‌سوخته‌ها فتح می‌کنند، و آرامش را ملتی برای خود رقم می‌زند که راه عقب‌نشینی را بر خود بسته باشد!»قسم به خون شهیدان، این نبرد تا تنبیه کامل اسرائیل و پشیمانی دشمن ادامه خواهد یافت. این‌چنین است که فصل جدیدی از تاریخ نوشته خواهد شد؛ فصلی که قهرمانش ایران و جبهه مقاومت خواهد بود و برای همیشه در حافظه ملت‌های آزاده ثبت خواهد شد.سلام بر مقاومت، درود بر ایران و فتح نزدیک باد!</description>
                <category>علیرضا احمدی قره زاغ</category>
                <author>علیرضا احمدی قره زاغ</author>
                <pubDate>Tue, 17 Jun 2025 14:37:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقابل مذهب و شعور در منظر برتراند راسل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_56252092/%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8-%D9%88-%D8%B4%D8%B9%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%84-liq4o1nnzhf2</link>
                <description> برتراند راسل : &quot; احتیاجی به مذهب نیست اگر نمیتوانید درست را از نادرست تشخیص دهید کمبود فهم و شعور است، نه مذهب &quot;.نقد عقلی:1-  اخلاق بدون مبنا و اتکا:اگر اخلاق را مستقل از دین بدانیم، سوال این است که مبنای      اخلاق چیست؟ در صورتی که مذهب را به‌عنوان معیار حقایق اخلاقی حذف      کنیم، تفسیری مطلق از «درست» و «نادرست» نخواهیم داشت. معیارهای غیرمذهبی از      جمله عقل، عرف یا منفعت ممکن است در موقعیت‌های مختلف متغیر باشند.     آیا ممکن است چیزی که امروز عقلانی به نظر می‌رسد، فردا غیراخلاقی شود؟ بدون      مذهب یا یک حقیقت متافیزیکی فراتر، اخلاق نسبی خواهد شد و نمی‌تواند اعتبار      یا ضمانت ماندگاری داشته باشد.2-  تضاد در منبع تشخیص درست و نادرست:برتراند راسل تاکید دارد که فهم و شعور به تنهایی کافی است، اما      سوال پیش می‌آید که آیا «شعور یا عقل بشری» همواره توانسته به طور مستقل،      صحیح را از خطا تشخیص دهد؟ تاریخ نشان داده که انسان‌ها عاداتی داشته‌اند که      در یک دوره پذیرفته‌شده و حتی درست تلقی می‌شده (مثل برده‌داری یا استعمار)،      اما بعدها نادرست دانسته شده است. بدون وجود یک منبع ثابت و فراعقلی،      معیارهای بشری در معرض خطا و تغییر هستند.3-  محدودیت‌های فهم و عقل:عقل بشر به‌تنهایی کافی نیست تا بتواند به تمامی حقیقتِ درست و      نادرست برسد، چرا که محدودیت‌های علمی، تجربی، و ادراکی انسان مانع از      دستیابی به قطعیت کامل می‌شود. به همین دلیل، نیاز به منبعی فراتر از عقل      انسانی (مانند وحی) وجود دارد که بتواند معیارهای نهایی را برای تصمیم‌گیری      اخلاقی تعیین کند.4-  نادیده گرفتن تفاوت در قوای ادراکی:این بیان راسل همه افراد را قادر به تشخیص درست و نادرست از طریق      شعور می‌داند، اما توجهی ندارد که قوای فهم و شعور افراد در سطح یکسانی قرار      ندارد. بسیاری از انسان‌ها، به‌دلیل عواملی چون جهل، خطا، یا محیط اجتماعی،      به انحرافات اخلاقی و فکری می‌افتند. در چنین مواردی، حضور مذهب به‌عنوان یک      راهنما به جلوگیری از این خطاها کمک می‌کند.5-  جایگاه عقل و وحی در اسلام:اسلام نه تنها جایگاه ویژه‌ای برای عقل قائل است، بلکه تأکید می‌کند      که عقل انسانی، در کنار وحی، باید مورد استفاده قرار گیرد. در اسلام، عقل به‌تنهایی      راهنمای کاملی برای تشخیص درست از نادرست نیست، چراکه عقل انسانی محدود است و      ممکن است در هنگام فشارهای نفسانی یا اجتماعی یا حتی درک محدود دنیا، به خطا      رود. وحی الهی به‌عنوان منبعی فراتر از عقل، مکمل آن بوده و معیارهای ثابتی      برای اخلاق ارائه می‌دهد.6-  نیاز به مذهب برای تکامل اخلاقی:از دیدگاه اسلامی، گرچه عقل ابزار مهمی برای شناخت است، اما در      بسیاری از موارد نمی‌تواند تمام ابعاد حقیقت را درک کند. برای مثال، مفاهیمی      چون عدالت، بهره‌برداری صحیح از نعمت‌ها، یا حتی اصولی چون حق‌الله و حق‌الناس،      نیازمند وحی است. دین، بینش‌هایی درباره حقایق ماورا (مانند خداوند و آخرت)      ارائه می‌دهد که درک صرفاً عقلانی از آن‌ها ممکن نیست.7-  معیار ثابت برای اخلاق:اسلام، اخلاق را بر اساس معیارهای الهی و ثابت تعریف می‌کند و آن را از نسبی‌گرایی و تغییرپذیری دور نگه می‌دارد. بر اساس آموزه‌های اسلام، تنها خداوند دانای مطلق است و می‌تواند معیارهای درستی و نادرستی مطلقی ارائه دهد که عقل انسانی نمی‌تواند به تنهایی به آن برسد. این معیارها در شریعت و آموزه‌های دینی آمده است.8-  عدم پذیرش شعور و اخلاق مستقل از خدا:بر اساس آیات قرآن و اصول اسلامی، شعور و اخلاق مستقل از خدا      پذیرفته نمی‌شود. انسان بدون هدایت الهی دچار طغیان می‌شود: «إِنَّ الْإِنسَانَ لَیَطْغَىٰ أَن رَّآهُ اسْتَغْنَىٰ» (سوره      علق، آیات 6-7).     این آیات نشان می‌دهند که انسان هنگامی که خود را مستقل و بی‌نیاز (چه از خدا      و چه از دین) بداند، دچار انحراف و طغیان می‌شود.9-  پاسخ به نسبیت اخلاقی:ادعای راسل تلویحاً به نسبیت اخلاقی اشاره دارد، چرا که شعور و      عقل افراد در شناخت درست و نادرست متفاوت است. اسلام این نسبیت را نفی می‌کند      و بر معیارهای وحیانی تاکید دارد. در غیر این صورت، افراد هرکدام با معیار      شخصی خودشان به سراغ اخلاق رفته و تعریفی متناقض ارائه خواهند کرد.10  هدایت برای عموم مردم:اسلام دین همه افراد با سطوح مختلف فهم، شعور، و عقل است. راسل      این پیش‌فرض را مطرح می‌کند که گویا همه انسان‌ها از شعور و استدلال قوی‌ای      برخوردارند، در حالی‌که بسیاری از انسان‌ها به‌دلایل گوناگون (مثل جهل، تعصب،      یا شرایط محیطی) نیازمند هدایت خارجی (مذهب) هستند.جمع‌بندی کلیبرتراند راسل در این جمله، نقش مذهب را به‌طور کامل انکار کرده و تشخیص درست و نادرست را صرفاً وابسته به شعور و عقل فرد دانسته است. این دیدگاه از منظر اسلامی و عقلی قابل نقد است:محدودیت عقل و شعور بشری: عقل      انسان به دلیل محدودیت تجربی و درک، نمی‌تواند به‌تنهایی همه حقایق اخلاقی و      نظامات درست و نادرست را بفهمد.نسبی‌گرایی اخلاقی: در غیاب      دین، اخلاق به نسبی‌گرایی و تغییرپذیری دچار می‌شود.لزوم وحی برای تکامل اخلاقی: اسلام      وحی را منبعی ضروری و مکمل برای هدایت عقل می‌داند.حفظ معیار ثابت برای اخلاق: فقط      مذهب می‌تواند معیارهایی فراگیر، پایدار و فرازمانی برای تشخیص درست و نادرست      ارائه دهد.از این رو، رد کامل مذهب (آن‌گونه که راسل مدعی است) نه تنها از جنبه شرعی، بلکه از منظر عقلی نیز نقص‌هایی جدی دارد.</description>
                <category>علیرضا احمدی قره زاغ</category>
                <author>علیرضا احمدی قره زاغ</author>
                <pubDate>Mon, 10 Mar 2025 13:48:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توصیه های رجبیه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_56252092/%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%AC%D8%A8%DB%8C%D9%87-vntwbhdcn0zl</link>
                <description>  خلاصه ای از توصیه های رجبیه آیت الله احمد عابدی، استاد عالی حوزه علمیه قم:1. رجب ماه حرامماه رجب ماه خداست. رجب اصم؛ اصم به معنی کر است؛ یعنی ماه حرام است و صدای شمشیر و زره نیست. - سید بن طاووس در اقبال‌الاعمال چندین قصه در اعمال ماه رجب نقل می‌کند که در زمان جاهلیت اصلا معروف بود که اگر کسی که با کسی دیگر دعوا داشت می‌گفت صبر کن ماه رجب برسد تا نفرینت کنم. عجیب بودن این قصه‌ها برای این بود که چطور در ماه رجب دعا مستجاب می‌شود و اثر می‌کند2. دعاهای ماه رجب بیشتر از دعاهای ماه رمضاندعاهای فراوانی هم در ماه رجب از امام زمان سلام الله‌ علیه نقل شده است. دعاهای ماه رجب شاید از ماه رمضان هم بیشتر باشد. این دعاها و مخصوصا دعاهایی که از امام زمان علیه‌السلام را بیشتر اهمیت بدهیم.3. لیله الرغائبدرباره لیلة‌الرغائب، پارسال زیاد در فضای مجازی یک عده موافق و مخالف جر و بحث می‌کردند. به هر حال اینها بحث مستحبات است و در مستحبات، تسامح ادله سنن، زیاد است. در کتاب‌های معتبر شیعه مثل مصباح شیخ، کفعمی یا اقبال سید بن طاوس لفظ لیلة‌الرغایب به کار رفته است. - به هرحال چه در ماه رجب و چه در بقیه ایام، حیف است که عمر ما بگذرد و این دعاها را نخوانیم.4. دعاهای شبیه دعای توسل در منابع شیعهشبیه این دعای توسل که داریم، چند دعای دیگر است که عین همین، نام مبارک چهارده معصوم ذکر شده که به این نورهای پاک به درگاه خداوند متوسل بشویم. از این موارد فراوان داریم، ولی متأسفانه چون فقط با مفاتیح سر و کار داریم شاید کمتر شنیدیم؛ مثلا «دعای حمید» یک دعای بسیار جالب و با ارزشی است5. محتوای دعا قوی تر از محتوای روایاتاهمیت محتوایی دعا نسبت به روایات - دعا از روایات مهمتر است. ائمه علیهم‌السلام فرمودند: «کلّمِ النّاسَ علی قدرِ عقولَهم». در روایات سطح مطلب را پایین می‌آورند که مردم بفهمند. اما وقتی صحیفه سجادیه یا مصباح المتهجد است، چون با خدا حرف می‌زنیم، مخاطب خدای متعال است و هر چه شود سطح مطالب را بالا می‌برند؛ بنابراین معارفی که ائمه علیهم‌السلام در دعاها بیان کردند هیچ وقت در روایات پیدا نمی‌شود؛ لذا اگر کسی می‌خواهد چیزی یاد بگیرد در دعاها بیشتر مطلب هست تا روایات6. قرآن نازل و دعا صاعد استروایات همه‌اش معنویت است. آیت الله حسن زاده کتاب اصول کافی را مثل قرآن می‌بوسید و روی چشم می‌گذاشت. کتاب وافی فیض کاشانی را را روی سرش می‌گذاشت. این‌ها همه نورانیت و معنویت است؛ ولی دعاها خیلی بیشتر؛ و نورانیت ومعنویتی که در دعا هست با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست. به هر حال قرآن کتاب خداست؛ ولی نازل است و دعاها کتاب خدا است، اما صاعد است. آن(قرآن) پایین می‌آید و آن(دعا) بالا می‌رود. - دعاها و اوراد را زیاد بخوانید و دعا هم فقط این‌هایی نیست که در مفاتیح آمده است. بیش از سه هزار کتاب دعا بهتر از مفاتیح داریم. هیچ مکتبی به اندازه شیعه دعا ندارد7. مکتب  منحرف اگزیستانسیالیست در مدح خدااین اروپایی‌ها مکتبی به اسم اگزیستانسیالیست دارند که به عربی وجودی و در فارسی هم اصالت بشر می‌گویند. اصل این مکتب، شعری در مدح خداست. این هندوهای هند که یک دین بسیار بزرگی است و حدود دو میلیارد طرفدار دارد. این اصلش به خاطر کتاب «رگودا» است که شعری در مدح خدا است یا کتاب «گیتا» که مدح خداست. مثلا بلا تشبیه یکی از ما که می‌میرد «الرحمن» می‌خوانیم و بت‌پرست‌ها مثل هندوها گیتا را می‌خوانند. حالا این کجا و آن کجا؛ به هرحال همین گیتا را با همه انحرافاتش، با این که چیزی در مدح خداست طرفدار پیدا کرده است8. شیعه پیشتاز دعا در بین همه ادیان و مذاهبشاید هیچ دین و مذهبی در دنیا به اندازه شیعه دعا ندارد. اهل سنت غالبا جبرگرا هستند و معمولا دعا ندارند. البته دعا دارند ولی کم دارند؛ مثلا یک جلد سنن ترمذی دعاست یا مثلا قرطبی یک جلد کتاب دعا دارد؛ اما به هرحال این‌ها در اهل سنت کم است. حدیث عمر هم دارند که وقتی خدا مقدرات را مشخص کرده، چرا دعا بخوانیم و معمولا دعا نمی‌خوانند9. سیره علما در دعا و عبادتهمت بزرگان در دعا و عبادت - قبل از انقلاب آیت الله اراکی در فیضیه نماز مغرب و عشا می‌خواند. یادم هست گاهی اوقات که کتابخانه می‌رفتم، وقتی ساعت یازده پایین می‌آمدم هنوز عده‌ای سر نماز آقای اراکی نشسته بودند و تعقیبات می‌خواندند. - علامه طباطبایی با این عظمتش که عظمت این‌‌ها به دعا خواندنشان هست، در مدرسه حجتیه بعد از نماز مغرب و عشا، معمولا سجده‌اش یک ساعت و نیم طول می‌کشید و ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» را می‌گفت. سیره بزرگان این است که زیاد اهل دعا و ذکر هستند. - مرحوم سید عبدالاعلی سبزواری که قبل از آیت الله سیستانی مرجع تقلید شد و صدام شهیدش کرد، موقعی که بیمارستان بستری بود، نماز جعفر طیار را نشسته خواند؛ بعد که خوب شد، قضای نماز جعفر طیار را قضا کرد. شیخ طوسی وقتی کتاب «مصباح المتهجد» را نوشت، اول خودش کل کتاب را عمل کرد و بعد به زن و بچه‌اش داد، خواندند و عمل کردند و بعد کتاب را بازار داد.</description>
                <category>علیرضا احمدی قره زاغ</category>
                <author>علیرضا احمدی قره زاغ</author>
                <pubDate>Tue, 07 Jan 2025 10:59:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عمامه های خونین برای احیای جمهوری اسلامی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_56252092/%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-h0bjwzoxislu</link>
                <description>عمامه های خونینآیت الله شهید سید حسن مدرس یکی از شخصیت‌های برجسته و تاثیرگذار روحانیت شیعه در تاریخ معاصر ایران و از پیشگامان مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی بود که نقش کلیدی در انقلاب مشروطه و تحولات سیاسی ایران ایفا نمود. روز ۱۰ آذر در جمهوری اسلامی ایران، به مناسبت شهادت او، به نام «روز مجلس» نامگذاری شده است.که در این نوشتار به تعدادی از ویژگی ها و مبارزات این  اسطوره قماومت و شهادت میپردازیم.1- روحانی متعهد و سیاستمداری شجاع و مبارز علیه استبداد قاجار و سپس رضا شاه پهلوی وتبدیل شدن او به عنوان نمادی از ایستادگی در برابر ظلم و بی‌عدالتی2-  باور عمیق به اهمیت استقلال و حاکمیت ملی و نقش مردم در تعیین سرنوشت کشور3- تأکید بر لزوم تقویت نهادهای قانونی و نقش علما و روشنفکران در هدایت جامعه به سوی پیشرفت4- ایستادگی در برابر استبداد محمدعلی شاه قاجار برای اجرای صحیح قانون اساسی و نظارت مردم بر سلطنت5- حمایت از جنبش مشروطه و تقویت آن6- تشکیل انجمن ملی7- یکی از پنج عضو مجتهد ناظر بر مصوباتمجلس شورای ملی8- نمایندگی مردم تهران در مجلس سوم9- رد اولتیماتوم روس و انگلیس مبنی بر عزل مورگان شوستر10- تشکیل کمیته ملی دفاع با همراهی 27 نماینده مجلس و عزیمت به قم ،برای دفاع از ایران در جنگ جهانی اول11-  زندانی شدن سید حسن مدرس بعد از تشکیل کابینه سید ضیاء طباطبایی در دوره پهلوی به خاطر ترس از نفوذ و قدرت مدرس12-  ممانعت و مخالفت با قرار داد 1919  و بسیج افکار عمومی علیه این قرار داد ، برای جلوگیری از نفوذ و سلطه انگلیس13- ممانعت از تصویب اعتبارنامه برخی از نمایندگان وابسته به استعمار و استکبار14- مخالفت با طرح جمهوری رضا خانی و بیان ماهیت این طرح15- استیضاح رضا خان به دلیل سوء سیاست داخلی و خارجی، قیام و اقدام بر ضد قانون اساسی و حکومت مشروطه و نیز تحویل ندادن اموال مقصران به دولت16- مخالفت علنی و مستدل با اقدامات دیکتاتوری رضا خانی17- نماینده مردم تهران از دوره سوم تا دوره ششم برای چهار دوره در مجلس شورای ملی18- شهید مدرس از پیشگامان ایده جمهوری اسلامی در ایران بود.امام خمینی، رهبر انقلاب اسلامی ایران، که خود از روحانیون مبارز بود، در سخنرانی‌ها و نوشته‌های خود بارها به شخصیت‌هایی چون مدرس اشاره کرده و از آنها به عنوان الگوهایی برای مقاومت و مبارزه یاد کرده است. امام خمینی، که مانند مدرس مخالف سلطنت و استعمار بود، در دوره مبارزات علیه شاهنشاهی، از مفاهیم مشابهی برای وحدت میان مردم و روحانیون استفاده کرد که همان مفاهیم مدرس بودند.19- شهادت با سم و خفه کردن با عمامه سر : شامگاه ۱۶ مهر ۱۳۰۷ سرتیپ درگاهی، رئیس شهربانی تهران و همراهانش به منزل مدرس هجوم آوردند و وی را ابتدا به یکی از روستاهای اطراف مشهد و سپس به شهر دورافتاده خواف تبعید کردند. شهید مدرس در خواف در قلعه‌ای نظامی زندانی شد و تحت نظر شدید مأموران امنیتی قرار گرفت و ممنوع‌الملاقات شد. دوران تبعید او بیشتر از نه سال طول کشید. سرانجام غروب ۲۶ رمضان سال ۱۳۵۷ق برابر با ۱۰ آذر سال ۱۳۱۶ هجری شمسی سه مأمور نزد مدرس آمدند و چای سمی را به اجبار به او خوراندند. ماموران که دیدند خبری از اثر سم نیست، عمامه سید را در هنگام نماز از سرش برداشتند، برگردنش انداختند و او را خفه کردند. وی در شهر کاشمر به خاک سپرده شد.20- شهادت شهید مدرس تأثیر عمیقی بر جامعه ایران گذاشت و خاطره ایثار و مقاومت او را در ذهن مردم جاودانه کرد. پس از انقلاب اسلامی، با توجه به اهمیت شخصیت و فداکاری‌های مدرس، روز شهادتش به عنوان روز مجلس در تقویم رسمی ایران نام‌گذاری شد تا یاد و خاطره او و تلاش‌هایش برای ایجاد حکومتی بر پایه عدالت، استقلال و حاکمیت قانون، همیشه زنده بماند. شهید مدرس به عنوان یک سمبل مقاومت در برابر ظلم و ستم، همواره مورد احترام و قدردانی قرار دارد. یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد</description>
                <category>علیرضا احمدی قره زاغ</category>
                <author>علیرضا احمدی قره زاغ</author>
                <pubDate>Sat, 30 Nov 2024 11:41:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقابل استراتژیک پزشکیان با نظام اسلامی در سازمان ملل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_56252092/%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%84%D9%84-z3ybhpjytzwx</link>
                <description> فارغ از اجرای افتضاح و شرم آور آقای پزشکیان  در سازمان ملل و ناتوانی ایشان در خواندن مطالب از روی کاغذ ، اظهار نظر خطرناک ایشان در باره خلع سلاح خودمان و نفوذ دادن مجدد غرب بر منطقه ، دو ضربه اساسی بر پیکره ایران اسلامی بود . استراتژی ایران اسلامی که برگرفته از قرآن کریم است؛ تقویت بنیه دفاعی کشور وآمادگی برای هر گونه مواجهه با جهانخواران مستکبر و دشمنان و معاندان است و از سوی دیگر خلع ید قدرتهای زورگو و مستکبر غربی از منافع جهان اسلام در غرب آسیا می باشد؛ آقای پزشکیان با اظهار دشمن پسندانه « حاضریم سلاح مان را زمین بگذاریم» و « یک نهاد بین المللی بیاید امنیت منطقه را تأمین کند »؛ عملا طراحی دشمنان ایران و اسلام را به کمک نفوذی های خائنی مانند عراقچی و ظریف کامل نمودند. در شرایطی که  چکاچک شمشیرهای جبهه مقاومت در برابر صهیونیستهای نژاد پرست و آدم کش، در اوج خود قرار دارد؛ چراغ سبز به دشمن و بالا بردن دست تسیلم و هتک حیثیت بین المللی جمهوری اسلامی توسط رئیس جمهور  بی کفایت و وزیر بی کفایت؛ چیزی جز افزایش فشار و ضربه  و خیانت آشکار به ایران و اسلام و نظام اسلامی و همه مسلمانان جهان نیست.فکر پوسیده و وابسته نامردان نظام اسلامی در عرصه جهانی مستحق عقوبت الهی و استیضاح و عزل و  اعلام بی کفایتی سیاسی آنها است .  امیدواریم مجلس و نهادهای مربوطه به رسالت تاریخی خود عمل نمایند و با کنار گذاشتن این جرثومه های ذلت وحقارت و وطن فروش، به بقای ایران و نظام اسلامی و خیمه ولایت فقیه و پناهگاه مستضعفین جهان، کمک نمایند.</description>
                <category>علیرضا احمدی قره زاغ</category>
                <author>علیرضا احمدی قره زاغ</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2024 14:36:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قطره از دریای اخلاق نبوی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_56252092/%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D9%86%D8%A8%D9%88%DB%8C-wqyqwpffte3g</link>
                <description>                 پنجاه خصلت از خصوصیات اخلاقی پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه واله وسلم) بي‌شک تأسي به سيره و سنت آن حضرت براساس آيه‌‌کريمه «و لکم في رسول‌الله اسوه حسنه» و از جمله آنچه در اين مطلب به آن اشاره شده، راهگشاي مشکلات و مسائل مبتلا به جامعه مسلمانان خواهد بود. دز اینجا فقط به  پنجاه خصلت از خصوصیات اخلاقی پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه واله وسلم)اشاره خواهیم نمود که عبارتند از :   ۱-هنگام راه رفتن با آرامي و وقار راه مي رفت ۲-در راه رفتن قدم ها را بر زمين نمي کشيد. ۳-نگاهش پيوسته به زير افتاده و بر زمين دوخته بود. ۴-هرکه را مي ديد مبادرت به سلام مي کرد و کسي در سلام بر او سبقت نگرفت. ۵-وقتي با کسي دست مي داد دست خود را زودتر از دست او بيرون نمي کشيد. ۶-با مردم چنان معاشرت مي کرد که هرکس گمان مي کرد عزيزترين فرد نزد آن حضرت است. ۷-هرگاه به کسي مي نگريست به روش ارباب دولت با گوشه چشم نظر نمي کرد. ۸-هرگز به روي مردم چشم نمي دوخت و خيره نگاه نمي کرد. ۹-چون اشاره مي کرد با دست اشاره مي کرد نه با چشم و ابرو. ۱۰-سکوتي طولاني داشت و تا نياز نمي شد لب به سخن نمي گشود. ۱۱-هرگاه با کسي، هم صحبت مي شد به سخنان او خوب گوش فرا مي داد. ۱۲-چون با کسي سخن مي گفت کاملا برمي گشت و رو به او مي نشست. ۱۳-با هرکه مي نشست تا او اراده برخاستن نمي کرد آن حضرت برنمي خاست. ۱۴-در مجلسي نمي نشست و برنمي خاست مگر با ياد خدا. ۱۵-هنگام ورود به مجلسي در آخر و نزديک درب مي نشست نه در صدر آن. ۱۶-در مجلس جاي خاصي را به خود اختصاص نمي داد و از آن نهي مي کرد. ۱۷-هرگز در حضور مردم تکيه نمي زد. ۱۸-اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود. ۱۹-اگر در محضر او چيزي رخ مي داد که ناپسند وي بود ناديده مي گرفت. ۲۰-اگر از کسي خطايي صادر مي گشت آن را نقل نمي کرد. ۲۱-کسي را بر لغزش و خطاي در سخن مواخذه نمي کرد. ۲۲-هرگز با کسي جدل و منازعه نمي کرد. ۲۳-هرگز سخن کسي را قطع نمي کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگويد. ۲۴-پاسخ به سوالي را چند مرتبه تکرار مي کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود. ۲۵-چون سخن ناصواب از کسي مي شنيد. نمي فرمودـ« چرا فلاني چنين گفت» بلکه مي فرمود « بعضي مردم را چه مي شود که چنين مي گويند؟» ۲۶-با فقرا زياد نشست و برخاست مي کرد و با آنان هم غذا مي شد. ۲۷-دعوت بندگان و غلامان را مي پذيرفت. ۲۸-هديه را قبول مي کرد اگرچه به اندازه يک جرعه شير بود. ۲۹-بيش از همه صله رحم به جا مي آورد. ۳۰-به خويشاوندان خود احسان مي کرد بي آنکه آنان را بر ديگران برتري دهد. ۳۱-کار نيک را تحسين و تشويق مي فرمود و کار بد را تقبيح مي نمود و از آن نهي مي کرد. ۳۲-آنچه موجب صلاح دين و دنياي مردم بود به آنان مي فرمود و مکرر مي‌گفت هرآنچه حاضران از من مي شنوند به غايبان برسانند. ۳۳-هرکه عذر مي آورد عذر او را قبول مي کرد. ۳۴-هرگز کسي را حقير نمي شمرد. ۳۵-هرگز کسي را دشنام نداد و يا به لقب هاي بد نخواند. ۳۶-هرگز کسي از اطرافيان و بستگان خود را نفرين نکرد. ۳۷-هرگز عيب مردم را جستجو نمي کرد. ۳۸-از شر مردم برحذر بود ولي از آنان کناره نمي گرفت و با همه خوشخو بود. ۳۹-هرگز مذمت مردم را نمي کرد و بسيار مدح آنان نمي گفت. ۴۰-بر جسارت ديگران صبر مي فرمود و بدي را به نيکي جزا مي داد. ۴۱-از بيماران عيادت مي کرد اگرچه دور افتاده ترين نقطه مدينه بود. ۴۲-سراغ اصحاب خود را مي گرفت و همواره جوياي حال آنان مي شد. ۴۳-اصحاب را به بهترين نام هايشان صدا مي زد. ۴۴-با اصحابش در کارها بسيار مشورت مي کرد و بر آن تاکيد مي فرمود. ۴۵-در جمع يارانش دايره وار مي نشست و اگر غريبه اي بر آنان وارد مي شد نمي توانست تشخيص دهد که پيامبر کداميک از ايشان است. ۴۶-ميان يارانش انس و الفت برقرار مي کرد. ۴۷-وفادارترين مردم به عهد و پيمان بود. ۴۸-هرگاه چيزي به فقير مي بخشيد به دست خودش مي داد و به کسي حواله نمي کرد. ۴۹-اگر در حال نماز بود و کسي پيش او مي آمد نمازش را کوتاه مي کرد. ۵۰-اگر در حال نماز بود و کودکي گريه مي کرد نمازش را کوتاه مي کرد.انشا الله با به کار گیری این ویژگی های ممتاز نبی مکرم اسلام خود را بیش از پیش به حضرت نزدیک نموده و در جرگه ولایت پذیران الهی قرار بگیریم و سعادت دنیوی و اخروی خویش را تضمین نماییم و هر سال عهد ببندیم که با اضافه کردن خصوصیات دیگر حضرت در زندگی ، طوق عبودیت و بندگی را بر گردن خویش محکمتر نماییم و خود را نزد خدای متعال رو سفید تر نماییم. </description>
                <category>علیرضا احمدی قره زاغ</category>
                <author>علیرضا احمدی قره زاغ</author>
                <pubDate>Sun, 22 Sep 2024 11:46:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امام زمان عجل الله محور وحدت بشریت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_56252092/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%AC%D9%84-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1-%D9%88%D8%AD%D8%AF%D8%AA-%D8%A8%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%AA-wvgdj1xmt4se</link>
                <description>نگاه تک بعدی به دین و غفلت از جامعیت دین، آفت بزرگ هدایت و کمال جامعه هست.هر چند حقیقت دین و قرب الهی ،«انجام واجبات ، ترک محرّمات»  است اما انجام واجبات و ترک محرمات فقط در نماز ، روزه... و یا دوری از غیبت ، تهمت و...خلاصه نمی‌شود بلکه یاری و زمینه‌سازی برای ظهور امام زمان عجل الله بالاترین واجب عالَم است، بی‌تفاوتی نسبت به امام زمان عجل الله و کوتاهی در یاری و زمینه سازی برای ظهور حضرت بزرگترین حرام عالَم است. امام زمان محور وحدت همه بشریت در زندگی دنیایی و اخروی هست. دینداری بدون تبعیّت ، یاری و زمینه سازی برای ولیّ زمان ، اصلِ بی‌دینی و به نوعی نهایت گمراهیست . رسول خدا ﷺ فرمودند ؛ «هرگاه بنده‌ای ؛خدا را به مدت عمر نوح که در میان قومش قیام کرد (۹۵٠ سال) به عبادت خدا بپردازد ؛ و به مقدار کوه اُحد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق کند ؛ و بر فرض به قدری عمر کند تا بتواند با پای پیاده هزار سال حج به جا آورد ؛ و بعد (دربهترین مکان) بین صفا و مروه به ناحق کشته شود (یعنی به شهادت برسد) ؛  اما ولایت تو (و امامان بعد از تو) را قبول نداشته باشد ؛ بوی بهشت به مشام او نمی‌رسد و داخل آن نمی‌شود.» [تنزیه الشریعة ج۱ / ص۳۹۸]. پذیرش ولایت فقط اقرار به زبان نیست و باید هر انسانی با عمل خویش نسبت به یاری و همراهی ولیّ هر زمانی حقیقت ولایتمدار بودن خودش را نشان دهد . واجب ترین واجب عالَم ، مود‌ّت و زمینه‌ سازی‌ظهور امام زمان عجل الله است و حرام ترین حرام عالَم ، بی‌تفاوتی نسبت به غربت و آوارگی امام عصر عجل الله... است. خداوند از طریق ابلاغ ولایت توسط پیامبر ﷺ در روز غدیر، حجت را بر همگان تمام کرد که ؛ با پذیرش ولایت  اعمال ما پذیرفته می‌شود . ولایتمداری یعنی اطاعت از مهمترین دستور امام عصر عجل الله در دوازده قرن گذشته تا اکنون ، یعنی زمینه سازی ظهور و تلاش خستگی ناپذیر برای تحقق این محور است. از محور وحدت یعنی امام زمان عجل الله و وظیفه خودمان یعنی ولایت‌پذیری و ولایت مداری غفلت نکنیم.</description>
                <category>علیرضا احمدی قره زاغ</category>
                <author>علیرضا احمدی قره زاغ</author>
                <pubDate>Sun, 22 Sep 2024 11:39:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سپردن مسئولیت به محکومان امنیتی در دولت پزشکیان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_56252092/%D8%B3%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86-btes1ojtd8xe</link>
                <description>بازنشر  انتقاد آیت‌الله کعبی از سپردن مسئولیت به محکومان امنیتی :                                                               «استفاده از کسانی که محکومیت امنیتی دارند مستلزم این است که این افراد توبه کنند و سپس وارد عرصه مسئولیت و خدمت به مردم شوند.   دانشجویانی که اخراج شدند، باید بر اساس قانون با آنان برخورد شود؛ اگر قانونی اخراج شدند بازگشت آنان قانون‌شکنی محسوب می‌شود، اما اگر اخراج آنان غیرقانونی بوده است می‌توان اجازه تحصیل در دانشگاه و بازگشت دوباره به آنان داد. انتظار از دولتمردان این است که حجاب را تقویت کنند و حجاب به‌عنوان حکم‌ الله نباید توسط هیچ‌کس تضعیف شود.همه طرفدار انسجام و وفاق و وحدت ملی هستند، اما دولت باید وفاق ملی را تعریف کنید، حد و مرز‌های آن را اعلام کند و چالش‌های مرتبط با آن را بشناسد.» داد علما و مراجع عظام از عملکرد منفی دولت پزشکیان در آمده است .حوزه ساکت نیست و ساکت نخواهد ماند. </description>
                <category>علیرضا احمدی قره زاغ</category>
                <author>علیرضا احمدی قره زاغ</author>
                <pubDate>Sun, 22 Sep 2024 11:36:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عبور از انقلاب.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_56252092/%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-va9pcsf9boaf</link>
                <description>باز نشر انتقاد آیت‌الله العظمی  نوری همدانی از انتصابات دولت پزشکیان  :                                                    «مسئولیت دادن به کسی که علیه نظام فعالیت کرده عبور از اصول انقلاب اسلامی است  . مرجع تقلید شیعیان ضمن محکوم کردن جنایات اخیر رژیم صهیونیستی در لبنان، بیان کردند: این رژیم خوی استکباری خود را با جنایات غزه به نمایش گذاشته و امروز هم در لبنان نمایان‌تر کرد و از بی تدبیری بعضی از حکام کشورهای اسلامی و کمک آمریکا و ایادیش کمال استفاده را برد.   وی در خصوص انتصابات در دولت چهاردهم عنوان‌ کردند: باید در سپردن مسئولیت‌ها از همۀ سلایق و افکار استفاده کرد ولی کسی که رسماً علیه نظام فعالیت کرده و محکوم شده حسابش فرق می‌کند. اينجا نمی‌توان گفت اختلاف سلیقه است‌ شما یک نظر دارید و ما یک نظر. اينجا بحث عبور از اصول انقلاب اسلامی است.دولت در ابتدای راه است و لازم است به آن کمک کرد تا اشکالات خصوصاً مشکلات معیشتی برطرف شود. »                                                                                      داد حوزه و مرجعیت درآمده است نگویید حوزه سکوت کرده...</description>
                <category>علیرضا احمدی قره زاغ</category>
                <author>علیرضا احمدی قره زاغ</author>
                <pubDate>Sun, 22 Sep 2024 11:33:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سخنگو یا سرمایه فتنه گران؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_56252092/%D8%B3%D8%AE%D9%86%DA%AF%D9%88-%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%81%D8%AA%D9%86%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-wtu78388bvpg</link>
                <description>نشست خبری جناب رئیس جمهور، مملو از خطاها و اشتباهات و بی عدالتی و بی انصافی ها بود که هر انسان منصفی می تواند آن را بفهمد و درک کند اما مهمتر از همه اینها، همراهی و همدلی با فتنه گران و ماله کشی کارهای آنها بود. عده ای فتنه گر کشور را فروختند و با دشمن دست به یکی نموده و اصل نظام را برای بر اندازی نشانه رفتند و نظام را تا لبه پرتگاه پیش بردند و امروز رئیس جمهور نادان یا مغرض یا ساده لوح یا بی فکر یا معاند یا ... ، اسم این دشمنی را اختلاف سلیقه توصیف می کند. لبخند شما به زن خبرنگار فتنه جو و بد حجاب  و دروغگو و انتصابات فتنه گران در پست های حساس و کلیدی کشور، عملکرد بسیار بد شما در این مدت کوتاه نسبت به اسلام و انقلاب و شهدا ، اجازه حسن ظن به شما را از ما می گیرد . آیا نهج البلاغه درباره برخورد با نامحرم و فتنه گران چیزی ندارد یا استفاده گزینشی و ابزاری از نهج البلاغه ،اجازه اندیشه و عمل به آن را به شما نمی دهد؟ جناب اقای پزشکیان در دام فتنه گران غرق شده اید و اگه اقدام عاجل انجام ندهید خود نیز مانند آنها غرق خواهید شد و کشور را به تلاطم و عقب ماندگی دچار خواهید نمود. به اسم وفاق ملی، منافقین و دشمنان این ملت را بر گرده این ملت انقلابی و شهید داده حاکم نمودیدو سرمایه های دشمنان را به قدرت رسانید؛ ظاهرا وفاق شما فقط در بخش فتنه گران جریان و سریان دارد . عدم درک شما از جریان فتنه،  به طور عمدی باشد یا سهوی، قطعا ما را به مرز خطر می رساند. مقایسه  برخورد با فتنه گران با سیره پیامبر (ص)  در فتح مکه نیز مغالطه  و بی اطلاعی شما را نشان میدهد. پیامبر (ص) تعدادی از فتنه گران غیر تائب را نه تنها پناه نداد بلکه حکم قتل آنها را صادر کرد . تلاش شما در بخشش فتنه گران به اسم دین و دیانت ؛ فرار رو به جلو برای ماله کشی انتصابات و اشتباهاتتان در آینده نزدیک است . جناب اقای رئیس جمهور اگر واقعا تابع فرمایشات رهبری هستید، رهبری بارها و بارها فتنه را خط قرمز نظام دانسته است و بر آن به عنوان یک شاخص تاکید دارد؛ پس چرا خلاف جریان جاری امر ولی فقیه  و نهج البلاغه و قرآن حرکت می کنید و به قول قرآن کریم« لم تقولون ما لا تفعلون»</description>
                <category>علیرضا احمدی قره زاغ</category>
                <author>علیرضا احمدی قره زاغ</author>
                <pubDate>Tue, 17 Sep 2024 10:22:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فتنه گران عزیزکرده دولت پزشکیان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_56252092/%D9%81%D8%AA%D9%86%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86-aokxokbitfix</link>
                <description>احسان بیسادی ادمین کانال هتاک «بامداد نو» و حامی فتنه هست او یک مجرم فتنه گر است که دادستانی تهران مدیر مسئول بامدادنو را بخاطر نشر اکاذیب مجرم شناخته است ؛ او کسی است که در ایام شهادت شهید رئیسی یه ویس اشتباها توی کانالشون ارسال شد که به کثیف‌ترین وجه ممکن دنبال کار سیاسی علیه شهید رئیسی بودند ؛ او کسی است که اعلام خبر دروغ انصراف جلیلی در انتخابات به همراه کانال‌های زنجیره‌ای لجن‌پراکن و شایعه‌ساز! را منتشر نمود با همه این اوصاف او کسی است که الان در کنار رئیس جمهور توی سفر عراق همراه تیم رئیس‌جمهور بود و گفته میشه تو سفر آمریکا هم قراره همراه رئیس‌جمهور حضور داشته باشد و او را همراهی مدیریت گونه نماید. ظاهراً نه فقط حامی فتنه بودن، بلکه هتاکی و دروغگویی گسترده و لجن‌پراکن بودن و مجرم بودن ، در دولت پزشکیان امتیاز مثبت حساب میشه!! وای به حال ملتی که نگهبانش، سنگها را بسته و سگها را رها کرده باشند.تجمع منافقان ملی زیر چتر دولت پزشکیان، بر امت شهید پرور ایران تسلیت باد .</description>
                <category>علیرضا احمدی قره زاغ</category>
                <author>علیرضا احمدی قره زاغ</author>
                <pubDate>Sat, 14 Sep 2024 11:10:10 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>